«مارکوپولو» و خاطره مرموز یک تیتراژ/ صداهایی که دیگر نیستند

تیتراژ ابتدایی انیمیشن-مستند «مارکوپولو» بیتردید از آن دسته تیتراژهایی است که هم تماشایش برای ما عجیب و غریب بود و هم ملودی موسیقیاش دربرگیرنده حس و حال خاصی بود.

تیتراژ ابتدایی انیمیشن-مستند «مارکوپولو» بیتردید از آن دسته تیتراژهایی است که هم تماشایش برای ما عجیب و غریب بود و هم ملودی موسیقیاش دربرگیرنده حس و حال خاصی بود.
سینماپرس: سریال «بیگناه» مبتنی بر سلبریتی محوری و عدم انطباق فضای ترسیمی با واقعیت و نمایش موقعیتهای لوکس و لاکچری، فضایی رؤیایی را به تصویر میکشد که همین موضوع به علت فاصله این روایت با واقعیت سطح زندگی عموم اقشار جامعه یک احساس شکست و سرخوردگی را برای مخاطب به همراه خواهد داشت.
به گزارش سینماپرس، شبکه نمایش خانگی را باید یک حوزه فرهنگی بسیار مهم و حساس بهحساب آورد؛ زیرا جامعه هدف یا مقصد اصلی آن درون خانوادههاست. با توجه به اینکه خانواده عنصر اولیه و پایه و هسته اصلی جامعه است، هرگونه تأثیرگذاری بر آن بهکل ساختار جامعه سرایت میکند.
با این وجود الگو گیری این مجموعههای نمایشی از سریالهای درام ترکیهای و روایت داستان حول محور عشقهای چندگانه و مثلثی با تم خیانت که اساساً مغایر با آداب و فرهنگ اسلامی و عرفی جامعهی ماست، برای مخاطب به یک تغییر ذائقهی نادرست و تردید در هویت فرهنگی و رواج سبک زندگی غربی و تقبیح ارزشهای دینی و انقلابی منجر میشود.
*داستان «بیگناه» و بازهم رواج اشرافیگری
سریال «بیگناه» یکی از تازهترین آثار نمایش خانگی است که به قسمتهای پایانی خود نزدیک شده است. اثری که با همراهی برادران کیایی و اینبار با کارگردانی مهران احمدی ساخته شده و نه تنها در اسم شبیه تولید قبلی ایشان (همگناه) که در جنس قصه و مضمون، انتخاب بازیگر و حتی روایت هم بسیار شبیه به آن است. در این سریال نیز همچون همگناه شاهد روابط متزلزل درونی یک خانواده بزرگ هستیم. با این تفاوت که سریال «همگناه» ریتم تندتری داشت و نوع روایت قصه مخاطب را بیشتر جذب میکرد و «بیگناه» کند و خالی از جذابیتهای روایی است.

«بیگناه» داستان علاقه همزمان دو دوست به یک دختر و کنار کشیدن یکی از آنها به نفع دیگری است. در واقع یک خط داستان کلیشه در فیلم و سینمای ایران دوباره تکرار شده است. ماجرایی که معمولا پایان خوشی ندارد. این سریال باوجود این داستان تکراری و کلیشهای تنها میخواهد با تکیه بر سلیبریتی محوری و نمایش زنان با پوشش نامناسب و آرایش غلیظ و نمایش زندگی لوکس شخصیتها و عبور از خط قرمزهای سریالهای صداوسیما مخاطب را جذب نماید.
تمامی شخصیتها در سریال «بیگناه» در وضعیت رفاه به سر میبرند که البته سر دیگر قصه شان در گذشته برابر با نداری و فلاکتشان است و البته تصمیم به دزدی و قتل هم بی شک از همین گذشته ناشی میشود و فیلمساز از طریق واکاوی گذشته شخصیتها سعی دارد اعمال خلاف اخلاق و قانون آنها را توجیه نماید.

در این سریال سلبریتی محوری و عدم انطباق فضای ترسیمی با واقعیت و نمایش موقعیتهای لوکس و لاکچری فضایی رؤیایی را به تصویر میکشد که همین موضوع به علت فاصلهی این روایت با سطح زندگی عموم اقشار جامعه یک احساس شکست و سرخوردگی را برای مخاطب به همراه خواهد داشت.
*شخصیتهای متعدد در داستانی الکن
«بیگناه» دچار نوعی تشتت و پراکندگی در روایت گری است. چند قصه که به زور به هم بافته شده اند، ولی ساز جدا میزنند. تکهتکههایی که نه تنها در ذهن بیننده کنار هم چیده و به هم وصل نمیشوند بلکه مدام درحال دور شدن و پراکندگی بیشتر هستند.

فیلمساز با گنجاندن شخصیتهای متعدد تلاش دارد تا ضمن قبح زدایی از ناهنجاریهای اخلاقی و عادی سازی روابط محرم و نامحرم، دوستیهای خیابانی و خیانت به همسر، گریزی به مسائل اجتماعی و فرهنگی روز جامعه چون ماجرای جنبش «می تو» تا مصرف قرصهای محرک در میان دانشآموزان دبیرستانی و ماجرای بیتکوین و رمزارزها داشته باشد اما نه تنها توفیقی بدست نمیآورد بلکه فقط مخاطب را سردرگم میکند؛ چراکه تمامی شخصیتها از فروغ و بهمن گرفته تا استاد کثرتی و یلدا و جانا و از آنسو سینا و سارینا و کیانا تا سهراب و منفرد در سطح حرکت میکنند و جلوی دوربین میآیند تا مسالهشان را بگویند و بروند و سابقه ذهنی و درگیری یا کشش برای تماشاگر ایجاد نمیکنند. شخصیتهایی که هیچکدام پرداخت درستی ندارند و باورپذیر نمیشوند.

قراردادن شخصیت استاد «فرهنگ کثرتی» در داستان سریال نیز گویی ادای دین فیلمساز به یکی از نقاشان معروف کشور در جهان واقع است. استاد بزرگ نقاشی که در قسمتهای ابتدایی منفور و متهم به سوء استفاده از دختران جوان است اما در ادامه سریال تطهیر میشود و هرقدر که مخاطب به زندگی خصوصیاش نزدیک میشود تنهایی و مظلومیت او را میبیند و در واقع بیگناه اصلی نه بهمن است و نه فروغ، این استاد کثرتی است که بدون گناه است و همه درباره او اشتباه کردهاند.

فارغ از واقعیت ادعاهای مطرح شده درخصوص این استاد نقاشی، شخصیت کثرتی داستان مرد پا به سن گذاشتهای است که در همه جا با برخوردی گرم و بیش از اندازه صمیمی و شوخیهای بعضا نامناسب، دختران جوان را به دور خود جمع میکند و همین رفتارهای خلاف اخلاق و دین است که او را در مظان اتهام تجاوزگری هم قرار میدهد.
*کلام آخر/ مصائب تماشگر بیگناه
در پایان باید گفت «بیگناه» همچون دیگر سریالهای نمایش خانگی؛ «دل»، «میوه ممنوعه»، «گیسو» و…در نبود فرآیند نظارتی مؤثر و استاندارد و عدم پایبندی به منافع ملی و ارزشهای جامعه و اهداف نظام، بهشدت بهسوی ابتذال پیش میرود و مرزهای اخلاقی و عرفی جامعه مخاطبان را با تهدیدهای جدی مواجه میکند.
این سریال که در نمایش روابط ساختارشکن مثلثی از نمونههای محصول ترکیه مثل «سیب ممنوعه»، «تلخ و شیرین»، «پرنده سحرخیز»، «عشق بیپایان» پیشی گرفته است، چند وقتی است مورد انتقاد کاربران فضای مجازی نیز قرار گرفته و برخی کاربران خواهان شرح ساده روایت و ترسیم شجره نامه خانوادههای این سریال شدهاند.

مخاطبی که اکنون که سریال به پایان خود نزدیک شده است پس از تماشای انواع و اقسام ابتذالات اخلاقی در سریالی با کارگردانی ضعیف و عاجز در انتقال حس اصلی و اساسی صحنهها و داستانی آشفته و شلخته، مدام از خود میپرسد: چرا راز محرمیت فروغ و بهمن ۲۵ سال قبل برملا نشده است؟ چرا بقیه اعضای خانواده شک نکردهاند؟ و درنهایت تکلیف قبحزدایی از ارتباط بین محارم چه میشود؟
آیا برای مخفی نگه داشتن چنین رازی، که در حال حاضر فقط برای برخی از اعضای خانواده فرشباف آشکار نیست، نیاز به قتل و مهاجرت و اینهمه دروغ بود؟ اینها نمونههایی از پرسشهای بی پاسخ مخاطبان «بیگناه است که قطعا مهران احمدی در مقام کارگردان و برادران کیایی جوابی برای آنها ندارند و در نهایت این مخاطب است که هم از لحاظ روحی و هم مالی متضرر شده و بازهم شاهد چنین سریال مبتذل و آشفتهای در شبکه نمایش خانگی است.
*فارس

سینماپرس: پیمان جبلی با تشریح دیدگاههای رهبر معظم انقلاب درباره جایگاه صداوسیما، در این زمینه به سه توصیف دیگری اشاره کرد که ایشان علاوه بر دانشگاه بودن، برای رسانه ملی اضافه کردند.
به گزارش سینماپرس، رئیس سازمان صدا و سیما با حضور در فراکسیون قرآن و عترت مجلس شورای اسلامی به تشریح عملکرد این رسانه در حوزه قرآن و معارف پرداخت.
جبلی با اشاره به حمایت و همراهی مجلس شورای اسلامی با رسانه ملی و تشریح دیدگاههای رهبر معظم انقلاب درباره جایگاه صداوسیما، گفت: تصویری که همیشه از رسانه ملی تصور میشد دانشگاه بود، رهبر معظم انقلاب سه توصیف دیگر نیز بر این تصویر اضافه کردند؛ یک اینکه صداوسیما آسایشگاه چشم و روح برای بهرهمندی از زیباییهای هنر است و دوم، رسانه ملی بهعنوان قرارگاه پراکندن امید و نشاط در جامعه.
رئیس صداوسیما سومین جایگاه را آوردگاه عنوان و اظهار کرد: مقام معظم رهبری با تأکید بر جایگاه آوردگاهی رسانه ملی، آن را فضایی برای مبارزه با امواج تحریف و فتنهگری دانستهاند.
وی تصریح کرد: رسانه ملی این سه جایگاه را در سند تحول بازنمایی و تمام عناصر و ارکان آن را به شکلهای مختلف و قابل تصور در برشهای استانی و منطقهای و بینالمللی تعیین کرده است تا این نگاه در همه ارکان برنامهسازی دیده شود.
برپایی قرارگاه محتوایی قرآن و معارف
جبلی با اشاره به برپایی قرارگاه محتوایی افزود: برای اولین بار در قالب قرارگاه محتوایی سازمان، سیاستهای برنامهسازی به شکل منسجم بر اساس این سه جایگاه تعریف شده است تا مجموعه تولیدات رسانه ملی در این مسیر هدایت شود.
رئیس صداوسیما بخش دیگری از تحول در این رسانه را در صف اول تولید و ایده بودن دانست و گفت: اکنون با آینده نگری و براساس نقشه راه، اولویتها و نیاز مخاطب سنجیده شده و براساس سند تحول در ابتدای خط تولید قرار گرفتهایم.
وی با اشاره به نقش قرارگاهی رسانه ملی عنوان کرد: در بخش قرارگاهی، ۱۲ کارگروه محتوایی شکل گرفته است که در سند تحول، در مرکز تحول محتوایی قرار گرفته است.
جبلی سبک زندگی ایرانی اسلامی را یکی از این ۱۲ محور موضوعی محتوایی دانست و بیان کرد: ذیل این محور برنامههایی در قالبهای مختلف نمایشی، مستند، نماهنگ و برنامههای گفتوگو محور در فضای رادیو و تلویزیون تعریف شده است که هماکنون در دست اجراست.
رئیس صداوسیما با اشاره به اهمیت برنامههای قرآنی و معارف اسلامی در این کارگروه عنوان کرد: با سپردن قرارگاه قرآن و معارف اسلامی به شبکه قرآن و معارف سیما شاهد اتفاقات روبهرشد و مؤثری در این حوزه هستیم و برنامههای قرآنی در رسانه ملی از رشد قابل توجهی برخوردار شده است.
وی تصریح کرد: از ابتدای سال تاکنون شبکههای سراسری رادیویی و تلویزیونی به میزان ۳۶ هزار و ۱۳۷ ساعت برنامه قرآنی و معارفی تولید کردهاند که از این میزان سهم شبکههای تلویزیونی ۷ هزار و ۱۵۳ ساعت، شبکههای رادیویی ۲۰ هزار و ۹۸۴ ساعت، شبکههای استانی رادیویی یک هزار و ۱۷۳ ساعت و تلویزیونی ۶ هزار و ۵۶۶ ساعت برنامه قرآنی و معارفی است. در این میان سهم شبکههای برون مرزی نیز ۱۹۵ ساعت و بخشهای خبری رادیو ۱۷ و تلویزیون ۴۶ ساعت بوده است.
سینماپرس: «چهل و یکمین جشنواره بین المللی فیلم فجر» به عنوان شاخصه عملکردی «وزارت فرهنگ و ارشاد دولت سیزدهم» است، همانطور که «وزیر ارشاد» در همان موعد پس از جشنواره چهلم به صراحت متذکر شد «باید تلاش کنیم در جشنواره سال آینده تعداد فیلمهای با موضوع دفاع مقدس و همچنین فیلمهایی که به معرفی دستاوردهای بزرگ انقلاب اسلامی میپردازد افزایش یابد».
حسین پورقادری/ کیفیت و کمیت برگزاری «چهلمین جشنواره فیلم فجر» به عنوان نخستین تجربه اجرایی «دولت سیزدهم» اگر چه با کاستیهای بسیاری همراه بود و در عین حال مدیران «سازمان سینمایی» سعی میکردند تا برای این کاستیها توجیهات مختلفی پیدا نمایند؛ اما صراحت «وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی» در پذیرش نقصها و دیدن واقعیت ضعفهای مدیریتی موجب شد تا ایشان با دیدی منصفانه به آسیب شناسی وضعیت جشنواره و کیفیت تولیدات عرضه شده در این رویداد مبادرت ورزیده و بجای فرافکنی، با شجاعت اعلام کند که «من به جشنواره فیلم نمره ۱۶ میدهم!»

به نظر می رسد همه چیز برای برگزاری ایده آل یک «جشنواره فیلم فجر» مهیا است؛ جشنوارهای که مطابق با رویکردهای ترسیمی از سوی وزیر ارشاد، پُر از آثار ارزشی و فیلمهای پُرشمار انقلابی در ژانرهای مختلف و گوناگون خواهد بود
البته رویکرد منصفانه «وزیر ارشاد» در قبول ضعفهای برگزاری «چهلمین جشنواره فیلم فجر» و پذیرش انتقادات در زمینه فُرم و محتوای آثار عرضه شده در این رویداد سینمایی و … تنها به نمرهدهی خلاصه نشد و در همین مقطع زمانی بود که با وجود حرکت کند مدیران «سازمان سینمایی»، گویا شخص وزیر تمرکز ویژه خود را معطوف پیگیری تولیدات سینمایی فاخر و در راستای «مبانی انقلاب اسلامی» ساخت.

در این مقطع زمانی بود که «وزیر ارشاد» اقدام به ترسیم معیاری دقیق برای سنجش فعالیتهای «سازمان سینمایی» نمود و به صراحت اعلام کرد که: «محک موفقیت همه بخشهای وزارت، در میزان جلورفت برنامههای قرآنی آنها است. در سال آینده اگر بخواهیم در جشنواره فجر امتیاز دهیم بر همین مبناست. منظورمان این نیست که حتماً داستان قرآنی باشد، بلکه باید مفاهیم عمیق قرآنی را آموزش دهد.»

ارایه این معیار دقیق سنجش توسط «وزیر ارشاد» در مقطع زمانی بهمنماه ۱۴۰۰ هجریشمسی و دقیقا همزمان با تمرکز ویژه ایشان بر اعتلای جایگاه «بنیاد سینمایی فارابی» از یک نهاد ناکارآمد و بودجه هدر ده در درون ساختار «سازمان سینمایی» به یک مجموعه پُرتحرک همراه بود. مجموعهای که با پیگیری ویژه «وزیر ارشاد» وظیفه پیدا نمود تا به بازوی اصلی تولید فیلم در راستای «اهداف فرهنگی نظام جمهوری اسلامی» مبدل گردد. زیرا ایشان بر این باور بود که: «نقش بنیاد سینمایی فارابی به عنوان نهاد ملی سینما حائز اهمیت است». باوری که سبب شد تا تنها یک هفته پس از برگزاری «چهلمین جشنواره فیلم فجر» به صورتی رسمی شخص «وزیر ارشاد» از «بنیاد سینمایی فارابی» بخواهد تا «با تولیدات فاخر در تراز انقلاب اسلامی، شاهد تولید آثار سینمایی در شأن دیدگاههای فرهنگی نظام اسلامی و احکام اسلامی باشیم».

هدفگذاری و درخواست صحیح و منطقی «وزیر ارشاد» از «بنیاد سینمایی فارابی» به عنوان اصلیترین زیرمجموعه «سازمان سینمایی» ظاهرا با پیگیری ویژه ایشان و جلب حمایتهای ویژه ریاست جمهوری و مساعدت و همکاری مجلس شورای اسلامی دراختصاص بودجهای مناسب در سال ۱۴۰۱ هجریشمسی قرار گرفت. بودجهای که اگرچه به سبب بیتوجهی مدیران «سازمان سینمایی» همچنان گزارش شفاف و روشنی در باب میزان تحقق و نحوه هزینهکرد آن منتشر نشده و اساسا «مدیران روابط عمومی» در زیر مجموعههای این سازمان، هیچگونه تعهد و مسئولیتی برای خود در این زمینه متصور نمیباشند!

پس اگر چه متاسفانه سایه سنگین «عدم شفافیت» بر پیکره مدیریتی «سازمان سینمایی» افکنده شده و مدیران این مجموعه بیاعتنا به گفتمان «دولت سیزدهم» همچنان از این وظیفه قانونی خود سرباز زده و با فرار از پاسخگویی، نمیخواهند میزان برخورداری این نهاد حاکمیتی از «بودجه عمومی کشور» را مشخص نمایند و تعیین کنند که این مبلغ در طی حدود یک سال و نیم حضور «محمد خزاعی» و تیم مدیریتی همراه ایشان در «بنیاد سینمایی فارابی» و «مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی» و «انجمن سینمای جوان ایران» و «سینما شهر» و … دقیقا صرف چه اموری شده است و …؛ اما امید می رود شخص «وزیر ارشاد» نسبت به هزینه کرد «بودجه بیت المال» در این نهاد زیرمجموعه «وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی» به شدت حساس بوده و از این جهت اشراف دقیق حاصل نموده و پیگیر این مهم باشد که با مصرف بیجا و حیف و میل «بودجه فرهنگی کشور» فرصتی برای «جریان معارض انقلاب اسلامی» فراهم نشود.

دقت و نظارت کامل بر نحوه مصرف صحیح «بیتالمال» که در ساختارهای فرهنگی و هنری و در بوروکراسی اداری به آن «بودجه فرهنگی» میگویند، تنها با اخذ نوبهای «گزارش عملکرد مالی» و آن هم به صورتی موثق و کاملا متقن ممکن خواهد بود و در این میان برخلاف طیف مدیران بعضا خسته در ساختار «سازمان سینمایی»، ظاهرا این شخص «وزیر ارشاد» بود که از همان روزهای پایانی «چهلمین جشنواره فیلم فجر» شخصا پیگیر ریز فعالیتهای اقتصادی نهادهای فیلمسازی زیر مجموعه این وزراتخانه بود و سعی نمود تا با برقراری تعادل میان «کیفیت» و «کمیت» تولیدات «ژانر سینمای استراتژیک» در موضوعات مختلف، هدفگذاری روشنی برای «چهل و یکمین جشنواره بین المللی فیلم فجر» صورت پذیرد که موجب شود تا ایشان هفت ماه پیش و در تیرماه امسال به بخشی از کوششها و تلاشها اشاره نموده و بیان دارد: «روزانه این بحث را دنبال میکنم. شورای ویژهای را در بنیاد فارابی تشکیل دادیم و همین حالا پروژههای متعددی شروع شده است. ان شاالله امسال در جشنواره فیلم فجر همه آن حرفهایی را که دربارۀ تولید فیلمهای فاخر زدهایم، جامع عمل میپوشانیم و همه پیششرطهایش را فراهم کردهایم. یک جشنوارۀ متفاوت و نزدیک به آرمانهایی که در حوزۀ فرهنگ و هنر انقلاب اسلامی دنبال میکنیم را شاهد خواهیم بود.»

وعدههای امید بخش و اطمینانده برای برگزاری شکوهمند «چهل و یکمین جشنواره بین المللی فیلم فجر» آن هم با حجم گستردهای از آثار ارزشی و فاخر و برآمده از «دغدههای فرهنگی انقلاب اسلامی» و تعریف شده در «ژانر سینمای استراتژیک» و … تنها محدود به دوران ابتدایی سال گذشته نبوده و ادامه دار بودن این وعده تا امروز حکایت از تحقق حداکثری و مشاهده این واقعیت در کمتر از یک ماه آینده خواهد داشت. امری که «وزیر ارشاد» بر آن تاکید ورزیده و مطرح نمود: «ان شاالله امسال در جشنواره فیلم فجر همه آن حرفهایی را که دربارۀ تولید فیلمهای فاخر زده، جامع عمل پوشاند».

«وزیر ارشاد» با بیان این جمله که «ما برای جشنواره فیلم فجر نگرانی نداریم» سبب شده تا امروز با وجود التهابات ناشی از همراهی تعدادی معدود از سینماگران با اغتشاشات؛ بتواند خبر از تعداد بالای فیلمهایی که در «چهل و یکمین جشنواره بین المللی فیلم فجر» به نمایش گذاشته خواهد شد، دهد و وعده جشنوارهای با حجم گستردهای از تولیدات سینمایی را داده و رسما بیان نماید: «پیش بینی میکنیم جشنوارههای فجر در بهترین شرایط ممکن برگزار شود»، موضوعی که می تواند هیچ روزنه امیدی برای بدخواهان و معاندان باقی نگذارد.

بنا به گفته «وزیر ارشاد» در چند روز پیش «از سال گذشته سیاست ساخت فیلمهای ارزشی و انقلابی دنبال شده است و تاکنون ۲۳ فیلم در حال ساخت داریم که بخش عمدهای از این تعداد فیلم سینمایی در جشنواره فیلم فجر امسال حضور خواهند داشت». البته «وزیر ارشاد» در هماهنگی با سایر نهادهای فرهنگی و هنری نیز مطرح نمود که «در کنار بنیاد سینمایی فارابی، مجموعه رسانهای اوج، سازمان سینمایی حوزه هنری و سازمان صدا و سیما هم در تولید فیلم فعال هستند و بیش از آن تعدادی که اعلام شده بود، فیلم در دست تولید داریم».

بنابر سخنان «وزیر ارشاد» به نظر می رسد «امسال جشنواره فیلم فجر نسبت به دوره های گذشته از بیشترین تنوع از نظر ژانر و گونه سینمایی برخوردار است». وعدههای امید بخش و اطمینانده «چهل و یکمین جشنواره بین المللی فیلم فجر» بسیار است و این همه محقق نمی شود مگر به واسطه حمایتهای همه جانبه و اعتماد کامل موجود در مجموعه «دولت سیزدهم» نسبت به «وزیر ارشاد».

«وزیر ارشاد» از همان یک سال پیش، مطرح نمود که «برخی شبکههای معاند خارجی به دنبال تطهیر دوران سیاه پهلوی هستند» از این جهت به صراحت موضع گرفته و به زیر مجموعههای مدیریتی خود تاکید داشته «ما در «جهاد تبیین» با همه ابزارهای فرهنگی و هنری در اختیار، مقابل طرح رسانهای آنها میایستیم و به آن غلبه میکنیم». پس از این جهت است که با وجود تساهل و تسامح موجود در میان برخی مدیران «سازمان سینمایی» امیدواریم شاهد اکران و عرضه آثار مجعولی همچون فیلم سینمایی «مصلحت» نبوده و قطعا در جشنواره پیش رو نیز هیچ اثری را شاهد نباشیم که به سراغ تصویرسازی از «مظلومیت جماعت سلطنتطلب» رفته باشد و در راستای ترسیم این مظلومیت تنها به طیف «سلطنتطلب» بسنده نکند و خشونت و تندرویهای ناجوانمردانه ای برای «نظام» به عنوان عامل رادیکال شدن «چپیها» و «چریکهای فدایی» و حرکتهای تروریستی «مجاهدین خلق (منافقین)» معرفی نماید!

انصاف «وزیر ارشاد» و آسیب شناسی مدیریت فرهنگی کشور سبب شده تا وی به چنین باوری برسد و آن را به صراحت بیان نماید که: «اگر نقدی به عملکرد فرهنگی هنریمان وارد است به واسطه فاصلهای است که با عظمت رخداد بزرگ انقلاب اسلامی داریم». باوری ویژه که سبب شد تا در شرایط انفعال برخی مدیران «سازمان سینمایی» و دقیقا در زمانی که تعداد معدودی سینماگر مزدور و جاخوشکرده در خانههای پوشالی اقدام به تنظیم و انتشار بیانیههایی نظیر «تفنگت را زمین بگذار» در تقابل مستقیم با «نظام» مینمودند و در عین حال برخی مدیران فرهنگی مشغول مذاکره با ایشان بودند و …؛ شخص «وزیر ارشاد» به میدان آمده و بیان دارد: «با افرادی که فضای عمومی کشور را منفی نمایش میدهند، حتما برخورد خواهیم کرد و با کسانی که بخواهند با پاسداران که حافظ امنیت کشور هستند با بیانههای بیارزش حمله کنند قطعا بیجواب نخواهد بود و اجازه نمیدهیم اعتقادات مردم و نهادهای مورد حمایت مردم، مورد آزار لفظی، کلامی و نوشتههای بیارزش قرار گیرد»! بیانی ویژه که قطعا پیگیری مدیریتی و بازتاب ملموس و محسوس آن را میتوان در «چهل و یکمین جشنواره بین المللی فیلم فجر» و در میان تولیدات حمایتی «وزارت ارشاد» مشاهده نمود.

این گفته و سخن شفاف «وزیر ارشاد» که «دولت سیزدهم هیچگاه از زبان دولتمردان جمله «به ما مربوط نیست» را نخواهید شنید» را میبایست به عنوان پایانی بر حاکمیت «مدیریت ولنگار فرهنگی» در کشور قلمداد نمود. گفتمان و رویکردی که خروجی آن را میتوان در خلق آثار سینمایی هتاکی در طی دهههای اخیر مورد ملاحظه قرار داد. آثاری که بعضا حتی در «چهلمین جشنواره فیلم فجر» آنچنان از ملت مسلمان ایران به عنوان «مردم بازنده» تصویر سازی نمود که مخاطب ضمن پذیرش حضور برخی شخصیتهای خوب در میان طیف حاکمیت و «نیروهای انقلاب اسلامی» به وجود «فساد سیستمی» معتقد گردد!

«چهل و یکمین جشنواره بین المللی فیلم فجر» به عنوان شاخصه عملکردی «وزارت فرهنگ و ارشاد دولت سیزدهم» است، همانطور که «وزیر ارشاد» در همان موعد پس از جشنواره چهلم به صراحت متذکر شد «باید تلاش کنیم در جشنواره سال آینده تعداد فیلمهای با موضوع دفاع مقدس و همچنین فیلمهایی که به معرفی دستاوردهای بزرگ انقلاب اسلامی میپردازد افزایش یابد». تلاشی ویژه که ظاهرا امروز ثمر بخشیده و انتقال ملموس و روشن همین دستآوردهای مدیریتی و تبیین اقدامات «وزارت فرهنگ ارشاد اسلامی» برای مجموعه هیات دولت بوده که سبب شد تا چند روز پیش از این «معاون اول رئیس جمهور» رسما بیان دارد که «امسال جشنوارههای فجر قویتر و وسیعتر از گذشته برگزار خواهد شد».

حال به نظر می رسد همه چیز برای برگزاری ایده آل یک «جشنواره فیلم فجر» مهیا است؛ جشنوارهای که مطابق با رویکردهای ترسیمی از سوی وزیر ارشاد، پُر از آثار ارزشی و فیلمهای پُرشمار انقلابی در ژانرهای مختلف و گوناگون خواهد بود، که البته اگر با بیدرایتی دبیرخانه این رویداد و خلق ایدههای اجرایی «غلط» همچون تفکیک اهالی رسانه و منتقدان از صاحبان آثار و میهمانان و جایابی ایشان در مکان دور افتاده «پردیس ملت» و … همراه نگردد؛ قطعا میتواند در تاریخ سینمای کشور ثبت و ضبط شود. انشاءالله


سینماپرس: سیدسعید سیدزاده تهیه کننده سینما به مناسبت سالروز نهم دی ماه روز «بصیرت و میثاق امت با ولایت» و سالگرد شهادت سردار دل ها حاج قاسم سلیمانی گفت: عرصه فرهنگ بچه بازی شده و به بهانه جوانگرایی در عرصه فرهنگ و هنر کودکستان باز کرده اند؛ ای کاش کودکستانی بود که در آن اشعار انقلابی یاد می دادند، کودکستانی است که در آن به جای اهداف و آرمان های انقلاب به کودکان درس آواز می دهند و آن ها را از مسیر درست انسانی منحرف می کنند! همه این اتفاقات به آن دلیل است که فهم درستی از واژه جوانگرایی وجود ندارد و عده ای بچه که ظاهر انقلابی دارند را در اینجا و آنجا به کار گمارده اند که نخبگی و فهم لازم را ندارند و امور را به حال خود رها کرده اند.
تهیه کننده فیلم های سینمایی «خداحافظ رفیق» و «مرزی برای زندگی» در گفتگو با خبرنگار سینماپرس افزود: برای ما اسلام و انقلاب اسلامی اصل است. برای ما مهم است افراد چگونه تکلیفی که به گردن شان است را انجام می دهند. در چنین شرایطی بصیرت و تعهد و شهادت محقق نمی شود مگر اینکه همه مسئولان و مدیران کمر همت را محکم ببندند و تفکر کنند و برنامه ریزی کنند تا به این اصل اساسی برسند.
وی ادامه داد: به خدا اگر فرهنگ درست نشود ما اگر در اقتصاد به اوج هم برسیم انقلاب به اصل خودش نمی رسد. اول و آخر فرهنگ مهم است؛ باید فرهنگ جامعه درست شود. درست شدن فرهنگ هم مدیران انقلابی و دلسوز می خواهد و سپس هنرمندانی متعهد که بتوانند جامعه با بصیرت به وجود آوردند.
سیدزاده سپس با بیان اینکه اگر قرار باشد دولت انقلابی به ولی امر مسلمین جهان کمک کند باید چیدمان فرهنگی درستی به کار بگیرد تصریح کرد: چیدمان کنونی مدیرت فرهنگی دولت آن نیست که باید باشد. اینکه مدیران فرهنگی و هنری بیایند و بگویند فلان بودجه را بالا بردیم، فلان میزان فروش داشتیم و… هیچ اهمیتی ندارد. باید با صدای بلند به این افراد گفت نفهم! بفهم درد ما این ها نیست!
این سینماگر متذکر شد: مسئولان فرهنگی به جای آنکه فهم شان را بالا ببرند قشنگ حرف زدن شان را تقویت می کنند در صورتی که باید اول فرهنگ را بفهمند و سپس راجع به فرهنگ صحبت کنند. مسئولان فرهنگی چه کردند که ما شاد شویم؟ چه گفتند که ما به آینده فرهنگ و هنر جمهوری اسلامی ایران دلخوش باشیم؟
تهیه کننده فیلم های سینمایی «شب به خیر فرمانده» و «زیباتر از زندگی» خاطرنشان کرد: البته بنده قطع به یقین می گویم که منظور من به هیچ عنوان شخص آقای رئیسی نیست! آقای رئیسی درست مانند سردار حاج قاسم سلیمانی هستند که یار و یاور حضرت آقا بود و هیچ وقت اسلام و انقلاب را تنها نگذاشت. آقای رئیسی یار و یاور درست می خواهد تا بتواند کشور را از وضعیت کنونی نجات دهد و فرهنگ انسانی و اسلامی را جاری و ساری سازد.
وی تأکید کرد: امروزه ما به کرات با مدیرانی در حوزه های مختلف فرهنگی و سینمایی روبرو هستیم که شعارهای زیبای انقلابی می دهند و ظاهر و لباس پوشیدن شان را انقلابی جلوه می دهند اما عملاً هیچ قدمی برای تبیین مفاهیم ارزشمند انقلاب اسلامی ندارند و برعکس آن عمل می کنند! این همان پدیده نفوذی است که بارها و بارها حضرت امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری نسبت به آن هشدار داده اند اما هیچ گاه گوش شنوایی برای درک این نکات وجود نداشت.
سیدزاده در بخش دیگری از این گفتگو با اشاره به اینکه مدیران نوک بینی شان را می بینند و به مسائل مهم و ارزشمندی همچون فرهنگ و آرمان انقلاب اسلامی بی توجهند اظهار داشت: نفوذی های کنار دست آقای رئیسی کاری می کنند که عمق نگاه و دید نسبت به انقلاب کمرنگ شود. آن ها ادای مدیران انقلابی را در می آورند اما در عمل انقلابی نیستند. من شخصاً آدم هایی را دیدم که جلوی حضرت آقا نشستند اما آمار دروغ دادند برای آنکه میزشان را نگه دارند. پس جای این افراد نباید در حوزه های مدیریتی فرهنگی و هنری کشور باشد و باید آدم هایی که می توانند به انقلاب نگاه کنند و نگاه شان خدمت به جامعه اسلامی است در میدان باشند.
این تهیه کننده سینما افزود: ما در هر امر و موضوعی که بخواهیم ورود کنیم قاعدتاً باید شناخت لازم از آن موضوع را داشته باشیم و نسبت به آن موضوع علم و آگاهی لازم را داشته باشیم. این برای تمامی موضوعات است نه فقط برای سینما. در سینما ما با دو محور اساسی روبرو هستیم؛ یک هنرمندانی که باید بصیرت و تعهد داشته باشند و دوم مخاطبانی که باید با همین نسبت با سینما برخورد کنند.
وی یادآور شد: سینمای ما از ابتدا سینمایی بود که به هیچ وجه در راستای ارزش های انقلاب اسلامی و کرامت انسانی نبود اما سینمایی بود که مردم با آن ارتباط برقرار می کردند چرا که با فطرت مردم سر و کار داشت؛ جوانمردی و شرافت و انسان دوستی را دستمایه موضوعات خود قرار می داد و فیلم هایی می ساخت که بصیرت اخلاقی را نداشتند. در واقع فیلم های پیش از انقلاب متعهد بودند اما به دلیل اینکه بصیرت لازم و شناخت لازم نداشتند و بی اخلاقی می کردند و به نوعی فساد را ترویج می کردند باید تغییر پیدا می کرد.
سیدزاده در بخش دیگری از این گفتگو گفت: در کشور ما اولین جایی که نفوذ وارد آن شد عرصه فرهنگ بود. کسانی در عرصه فرهنگ قد علم کردند و خودنمایی کردند و برنامه ریزی کردند که به شکل نظام مندی تکلیف داشتند نسل های بعدی کشور را نسبت به انقلاب بی بصیرت کنند. آن ها عملاً ابزارهای کاربردی در عرصه اشاعه فرهنگ و تبیین ارزش ها و دادن بصیرت به جامعه را از فرهنگ گرفتند و کاری کردند که افراد کار غیز وظیفه شان را انجام دهند.
این سینماگر تصریح کرد: باعث شرمساری است که ما بارها اظهارنظرهایی از سوی برخی مدیران شنیدیم که می گفتند سینما و تلویزیون وسیله ای برای سرگرمی است و هنر برای هنر است و اصلاً و ابداً تکلیف دیگری ندارد. آن ها در تئاتر و کتاب هم نظر را داشتند. بنده یادم می آید در دولت قبل به فلان وزیر ارشاد گفتند تئاتر غرق در فساد شده و او پاسخ داد تئاتر گردش مالی خوبی داشته! تا وقتی چنین تفکراتی سر کار هستند عرصه فرهنگ و هنر به شدت تضعیف می شود و دیگر نه تنها مخاطب که هنرمند هم بصیرت و تعهد ندارد و وقتی بصیرت و تعهد نباشد روحیه شهادت هم در جامعه شکل نمی گیرد.
سیدزاده خاطرنشان کرد: وقتی بصیرت و تعهد در مدیر و هنرمند شکل نگیرد و وجود نداشته باشد نتیجه می شود نسل جدید که اصلاً نمی فهمد کجا حیات می کند. برای همین است هم کلام با دشمن می گوید رضا شاه روحت شاد! رضا شاهی که همه می دانند چه کثافتی بوده و چه کثافت کاری هایی در کشور کرده؛ بصیرت وجود ندارد که جوانان ما بدانند او راه آهن کشید برای جنگ جهانی و تردد آن ها! بصیرت وجود ندارد که بدانند او چقدر به کشور آسیب وارد کرد.
وی در پایان این گفتگو افزود: مسئولین و هنرمندان نفوذی در قاب انقلاب باعث این اتفاقات شوم هستند. کسانی که ارزش های انقلاب و دفاع مقدس را تبیین نکردند. البته من به فردا امیدوارم؛ امید دارم چون حضرت آقا امید دارد. امید دارم چون خدا را دارم. امید دارم چون منتظر ظهور امام زمان (عج) هستم که دست ما را بگیرد و ما را از این وضعیت نجات دهد؛ ان شاالله …

سینماپرس: تالارهای نمایشی تهران و شهرهای دیگر کشور روز پانزدهم دی به مناسبت فرا رسیدن سالروز وفات حضرت ام البنین (س) اجرایی ندارند.
به گزارش سینماپرس، تالارهای نمایشی تهران و دیگر شهرهای کشور روز پنجشنبه پانزدهم دی اجرایی نخواهند داشت.
آثار نمایشی از روز جمعه شانزدهم دی طبق برنامه های از قبل اعلام شده توسط روابط عمومی تالارها میزبان علاقه مندان و مخاطبان خواهند بود.

«فرانسیس آلیس» هنرمندِ بلژیکی است که اغلبِ آثارش در زمرهی هنر مفهومی قرار میگیرند. این هنرمند که اغلب آثارش را در تعامل با محیطهای شهری خلق میکند، با نگاهی شاعرانه، مفهومی و در عین حال رفتاری پوچ و بیهوده دست به تولیدِ اثر هنری میزند که باعث شده آثارش دلالتهای سیاسی و اجتماعی پیدا کند. این هنرمند با شیوهیِ کاری خود روشهای مرسوم و متداول را به سخره میگیرد و مخاطب را به جایی میرساند که از خود بپرسد: آیا نقاشی میتواند عملی بیهوده تلقی شود؟

سینماپرس: سایت «سینماتیکت» که سال گذشته اقدام به انتشار پیش از موعد لیست نامزدهای نهایی جشنواره فیلم فجر کرده بود، امسال از فرآیند بلیتفروشی جشنواره محروم خواهد شد.

روزنامه گاردین در آستانه انتشار کتاب جنجالی خاطرات شاهزاده هری با عنوان «ذخیره» (Spare)، حالا کاریکاتوری در این ارتباط را هم منتشر کرده است.

روزنامه گاردین در آستانه انتشار کتاب جنجالی خاطرات شاهزاده هری با عنوان «ذخیره» (Spare)، حالا کاریکاتوری در این ارتباط را هم منتشر کرده است.