X

بایگانی فینال

دفتر سینمایی

فیلمبردار «راننده تاکسی» و «گاو خشمگین» درگذشت – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: مایکل چپمن که فیلمبرداری «راننده تاکسی» و «گاو خشمگین» به کارگردانی مارتین اسکورسیزی را انجام داده در سن ۸۴ سالگی در گذشت.

به گزارش سینماپرس به نقل از ورایتی، مایکل چپمن کارگردان و بازیگری که برای فیلمبرداری متمایزش در فیلم سینمایی «راننده تاکسی» و «گاو خشمگین» به کارگردانی اسکورسیزی و «آخرین والس» شناخته می‌شود به دلیل نارسایی قلب در سن ۸۴ سالگی در گذشت.

امی هولدن جونز همسر چپمن که نویسنده و کارگردان نیز هست مرگ وی را تایید کرده است.

چمپن برای فیلم‌های سینمایی «گاو خشمگین»، که به صورت سیاه و سفید بود» و همینطور فیلم «فراری» نامزد دو جایزه اسکار بهترین فیلمبرداری شده است. استاد چپمن «گوردون ویلیس بود که در فیلمبرداری آثاری همچون «صاحب خانه» و «پدرخوانده» شناخته می‌شود. چپمن پیش از آنکه توسط اسکورسیزی برای فیلمبرداری راننده تاکسی استخدام شود، فیلمبرداری «آخرین ماموریت» با بازی جک نیکلسون را به او سپرده شده بود.

چپمن در دهه ۸۰ میلادی وارد عرصه کارگردانی شد و دو فیلم «قبیله خرس غاری» و «تمام حرکات درست» با بازی تام کروز را ساخت.

او از سوی جامعه فیلمبردارهای آمریکا که از سال ۱۹۹۵ عضو آن بود، در سال ۲۰۰۴ جایزه یک عمر دستاورد هنری دریافت کرد و در سال ۲۰۱۶ از سوی جشنواره بین اللملی فیلم کمرایمیج نیز موفق به کسب جایزه‌ای با همین عنوان شد.

فیلم سینمایی «پلیبه سوی ترابیتیا» آخرین فعالیت چپمن بود و بعد از آن به آموزش فیلم و فیلمسازی پرداخت.

مشاهده خبر از سایت منبع

0
دفتر سینمایی

نمایش آثار ۲ هنرمند ایرانی و چینی در «خط ابریشم»


نمایشگاه «خط ابریشم» با آثاری از بهمن پناهی از جمهوری اسلامی ایران و نورالدین می گوانگ‌جیانگ از ۸ مهر در گالری مجازی کمیسیون ملی یونسکو- ایران برگزار می‌شود.

مشاهده خبر از سایت منبع

0
دفتر سینمایی

تجربه «با هم نواختن» در روزهای کرونایی/ انرژی مثبت منتقل می‌کنیم


یکی از نوازندگان فعال موسیقی کشورمان در تشریح تازه‌ترین فعالیت‌های خود از اجرای پروژه «با هم نواختن» با همراهی تعدادی از نوازندگان و خوانندگان خبر داد.

مشاهده خبر از سایت منبع

0
دفتر سینمایی

پنجاه و نه سالگی «آقا ابراهیم» در چهلمین سالگرد دفاع مقدس – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: اصغر پورهاجریان بازیگر و مسئول جلوه‌های ویژه میدانی «دیده‌بان» همزمان با سالروز تولد ابراهیم حاتمی‌کیا، به‌مرور خاطراتی از تجربه حضور در این پروژه سینمایی و دلایل ماندگاری آن پرداخت.

به گزارش سینماپرس، حالا پنجاه و نهمین سالی است که او به دنیا آمده؛ کارگردانی که به سختی تن به «حرف زدن» می‌دهد و ترجیح می‌دهد بیشتر به زبان تصویر از باورهایش بگوید اما زمانی هم که زبان باز می‌کند، بی‌پرده سخن می‌گوید؛ همواره معترض است چه وقتی تکریمش می‌کنند و چه وقتی به گمان خودش عده‌ای علم دشمنی با او و باورهایش برمی‌دارند…

امروز اول مهرماه سالروز تولد ابراهیم حاتمی کیاست. فیلمسازی برخاسته از روزهای پرغبار دفاع مقدس که هرچه می‌سازد از باورهایش می‌آید، از اعتقاداتی که کماکان پایش ایستاده و به پشتوانه همان‌ها در قبال انتقاداتی مانند «دوره‌ات تمام شده مربی» و «در اوج خداحافظی کن» تا به امروز حتی یک قدم هم عقب نشینی نکرده است.

حاتمی‌کیا در تمام سال‌های فیلمسازی‌اش جنجال زیاد به پا کرده است؛ گاهی حرف‌هایی به زبان آورده و مواضعی گرفته که حتی حرص هوادارانش را هم درآورده، اما چه کسی می‌تواند کتمان کند که بخشی از حافظه تاریخی سینمای ما وام‌دار هنرمندی و باورمندی توأمان او است؟ لذت تماشای «مهاجر»، «دیده‌بان»، «از کرخه تا راین»، «آژانس شیشه‌ای»، «روبان قرمز»، «ارتفاع پست»، «به نام پدر»، «به‌رنگ ارغوان»، «بادیگارد» و… مگر قابل کتمان است؟

کافی است یک بار فارغ از تمام این حواشی و حرص خوردن‌های گاه‌به‌گاه، چشممان را ببندیم و به یاد بیاوریم شخصیت‌های معترض فیلم‌های حاتمی‌کیا را که در خلوت و جلوت فریاد می‌زنند؛ از سعید «از کرخه تا راین» که آن گوشه دنیا در کنار راین در آن تاریکی از روی آن نیمکت برمی‌خیزد و می‌گوید «چرا اینجا؟ رو زمین دنبالت گشتم نبودی، تو دریا دنبالت بودم نکُشتی، تو جزیره‌ها دنبالت گشتم، ولی فقط چشمامو گرفتی… این تن رو نبردی، چرا اینجا، من شکایت دارم، من شاکی‌ام، پس کو رحمانت پس کو رحیمت…»

یا آن دیالوگ پرویز پرستویی در «به نام پدر» که بغضش تمام جانش را گرفته و در آن تپه سرسبز سر به آسمان می‌گیرد و می‌گوید: «این پارو بگیر، پای حبیبه‌مو بهم پس بده، من یه پدرم، من جنگیدم نه اون، من اعتقاد داشتم نه اون…»

آن گاه است که یادمان می‌آید ما بارها و بارها با تماشایشان در درون خود شکسته‌ایم، بارها دلمان رقیق شده است و بارها او را با همان شمایل در گوشه ذهنمان ستودیم.

سینمای حاتمی‌کیا کم ندارد از این قصه‌ها، کم ندارد از این لحظه‌ها… امروز تولد حاتمی کیاست، همان کارگردانی که یک همزمانی نمادین، سالروز تولدش در آستانه هفته دفاع مقدس است و اساساً نامش گویی با این حال و هوا گره خورده است.

«دیده‌بان» نه فقط نقطه آغاز که یکی از قله‌های کارنامه پربار ابراهیم حاتمی‌کیا است. فیلمی که هنوز بسیاری از منتقدان آن را در صدر فهرست برترین‌های سینمای دفاع مقدس جای می‌دهند و تماشای چندباره‌اش هنوز هم لطمه‌ای به طعم و مزه دل‌نشینش وارد نکرده است.

همزمان با زادروز ابراهیم حاتمی‌کیا و در روزهای مرور کارنامه سینمای ایران در حوزه روایت دفاع مقدس، با اصغر پورهاجریان بازیگر و مسئول جلوه‌های ویژه «دیده‌بان» به گفتگو نشستیم؛ هنرمندی که خاطرات بسیاری از روزهای جان گرفتن روایت «دیده‌بان» در مقابل دوربین ابراهیم حاتمی‌کیا دارد.

«دیده‌بان» به‌دور از غلو و هیجان کاذب

اصغر پورهاجریان بازیگر و مسئول جلوه‌های ویژه میدانی فیلم سینمایی «دیده‌بان» به کارگردانی ابراهیم حاتمی‌کیا در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به ماندگاری این اثر گفت: «دیده‌بان» فیلمی دفاع مقدسی با ویژگی‌های فرهنگ و ملیت ایرانی است چون در آن سعی شده همه اتفاقات و حوادثی که در جنگ به وقوع پیوسته است، به تصویر کشیده شود و از غلو و هیجانات کاذب دوری کند که معمولاً در فیلم‌های جنگی مرسوم بود. درواقع «دیده‌بان» از حادثه‌پردازی‌هایی که معمولاً خیلی منطقی به نظر نمی‌رسد دوری کرده است.

پورهاجریان: شاید سینمای دفاع‌مقدس ما به لحاظ تکنیکال رشد کرده باشد و «دیده‌بان» نسبت به فیلم‌های امروزی عقب باشد، ولی به لحاظ مضمون، محتوا و فضا، آدم‌هایش دست یافتنی و ملموس هستند و مخاطب بیشتر می‌تواند با آن ارتباط برقرار کند وی ادامه داد: آدم‌های «دیده‌بان» آدم‌هایی هستند که در فضای جنگ می‌دیدیم، آن‌ها دقیقاً همان آدم‌های در شهر بودند. آدم‌هایی که ما با آن‌ها زندگی می‌کردیم. درواقع «دیده‌بان» یک فضای ملموس و قابل باور دارد و به همین دلیل بعد از گذشت ۳۳ سال همچنان مردم آن را می‌بینند و با آن ارتباط برقرار می‌کنند هرچند بالاتر از صدبار از تلویزیون پخش شده ولی تماشاگر دوست دارد این نوع فضا را ببیند.

پورهاجریان افزود: شاید سینمای دفاع مقدس ما به لحاظ تکنیکال رشد کرده باشد و «دیده‌بان» نسبت به فیلم‌های امروزی عقب باشد، ولی به لحاظ مضمون، محتوا و فضا، آدم‌هایش دست یافتنی و ملموس هستند و مخاطب بیشتر می‌تواند با آن ارتباط برقرار کند. برای مثال آن‌هایی که در جنگ حضور داشتند می‌دانند بچه‌هایی که در مقرها و چادرهای جنگ زندگی می‌کردند، جوک می‌گفتند، شوخی می‌کردند، کشتی می‌گرفتند و… درواقع آدم‌هایی بودند که ما با آن‌ها زندگی می‌کردیم، قدیس نبودند.

این سینماگر ادامه داد: در سال‌های ابتدایی جنگ هم در فیلم‌ها نمی‌دیدیم که فرد جبهه‌ای آدمی باشد که از کودکی نماز شب می‌خوانده و به مسجد می‌رفته است، چون این موضوعات رزمندگان را دست نیافتنی می‌کرد. فیلم‌هایی که آن زمان ساخته می‌شد ما خودمان را به عینه در آثار می‌دیدیم و یا خاطراتی که اطرافیانمان از جنگ می‌گفتند با تماشای این فیلم‌ها برایمان زنده می‌شد، به همین دلیل مردم بیشتر با آن فیلم‌ها ارتباط برقرار می‌کردند.

این مدیر جلوه‌های ویژه تأکید کرد: باید توجه داشت بازسازی هر پلان از فیلم‌های غرب و هالیوود جزو غیرممکن‌ها در سینمای ایران است چون سرمایه، تکنیک و ادوات ما به اندازه آنجا نیست با این وجود فضاسازی بر اساس فرهنگ خودمان باعث می‌شود مردم با فیلم‌های خودمان ارتباط برقرار کنند مثلاً ما داستان کسی که پیکرش بعد از ۱۰ سال پیدا شده را در فیلم سینمایی «خداحافظ رفیق» دیدیم و برای ما قابل باور بود اما گاهی با شخصیت‌پردازی نادرست، کاراکترها خنده‌دار هم می‌شوند چون شکل فیلمسازی ما به ویژه در حوزه دفاع مقدس به شدت از سینمای غرب فاصله دارد.

نمایی از فیلم «دیده‌بان»

پورهاجریان با اشاره به تجربه حضورش در فیلم «دیده‌بان» به کارگردانی ابراهیم حاتمی‌کیا بیان کرد: من وقتی ۲۵ سالم بود در «دیده‌بان» حضور پیدا کردم، ولی واقعاً فکر نمی‌کردم در این فیلم همکاری داشته باشم. «دیده‌بان» دومین فیلم من بود و خیلی درگیر قرارداد و پول نبودم، اصلاً ما آن زمان بیشتر دوست داشتیم در یک فیلم دفاع مقدسی با آن حال و هوایی که به آن اعتقاد داشتیم، حضور پیدا کنیم حاتمی کیا هم از این قاعده مستثنی نبود.

حاتمی‌کیا وقتی فیلم اولش با نام «هویت» را ساخت، فیلمش اصلاً تیتراژ نداشت و تنها با نام خدا آغاز می‌شد که این موضوع نشأت گرفته از اعتقادات ما در آن سال‌ها بود. ما هم، چنین باوری داشتیم. فکر می‌کردیم سینما می‌تواند بخشی از کار جبهه و ایثار باشد وی ادامه داد: حاتمی‌کیا وقتی فیلم اولش با نام «هویت» را ساخت، فیلمش اصلاً تیتراژ نداشت و تنها با نام خدا آغاز می‌شد که این موضوع نشأت گرفته از اعتقادات ما در آن سال‌ها بود. ما هم، چنین باوری داشتیم. فکر می‌کردیم سینما می‌تواند بخشی از کار جبهه و ایثار باشد.

بازیگر «دیده‌بان» افزود: حاتمی کیا دوست داشت آدم‌های جنگ با همان شکل و شمایل واقعی خود، با نوع حرکت و حرف زدن خود در فیلمش حضور داشته باشند. او مدتی را برای پیدا کردن بازیگران «دیده‌بان» وقت گذاشت، گروه او نیز برای نقش «حسن آرپی‌جی زن» خیلی دنبال بازیگر گشتند اما این کارگردان بعد از یک ماه هنوز آن چیزی را که می‌خواست، پیدا نکرده بود. همان زمان آقای سلطانیان مشاور انتخاب بازیگر، من را به او پیشنهاد داد اما من فکرش را هم نمی‌کردم روزی در فیلم حاتمی‌کیا حضور داشته باشم، با این وجود تست گریم روی صورتم انجام شد و گفتند من به این نقش می‌خورم و به همین ترتیب این نقش را بازی کردم.

وی ادامه داد: انتخابم به‌عنوان بازیگر در حالی بود که همزمان مسئولیت جلوه‌های ویژه «دیده‌بان» را هم برعهده داشتم که آن زمان برای ما کار سختی هم بود چون آغاز راه ساخت فیلم‌های دفاع مقدسی بود و امکانات کمی داشتیم. مضاف بر اینکه خودم هم باید در فیلم بازی می‌کردم. اطراف من شلیک صورت می‌گرفت و انفجار می‌شد که اتفاقاً خودم باید این کارها را انجام می‌دادم هماهنگی این شرایط کار سختی بود. اینچنین بود که من انتخاب شدم تا هم بازی کنم و هم کار جلوه‌های ویژه را بر عهده داشته باشم.

نمایی از فیلم «دیده‌بان»

پورهاجریان با بیان اینکه در سال‌های اخیر تمایل به ساخت فیلم‌های دفاع مقدسی کم شده است، اظهار کرد: دیگر ساخت فیلم‌های دفاع مقدسی سخت شده که بخشی از این موضوع طبیعی هم هست، توجه داشته باشید که در آن دوران بحث هماهنگی‌ها و همکاری‌ها راحت‌تر بود، نهادهای نظامی چون خودشان درگیر مسائل دفاع مقدس بودند، امکانات در اختیار داشتند، مسئولانش تصمیم می‌گرفتند از فیلم‌های دفاع مقدسی حمایت کنند و آن ادوات را در اختیار فیلمسازان قرار می‌دادند. ولی حالا فیلمسازان برای در اختیار گرفتن همین ادوات باید تاییدیه سپاه، ارتش، حفاظت و… را داشته باشند که هرکدام این نهادها خرده فرمایشات مفصلی دارند و فیلمساز را دل‌زده می‌کنند. ضمن اینکه برگشت سرمایه هم در این گونه سینمایی مثل سابق نیست.

چرا امروز کسی باید سراغ سینمای دفاع مقدس برود!؟

وی گفت: این نوع سینما مخاطب خاص خود را دارد و نمی‌شود به دنبال برگشت سرمایه آن‌چنانی در آن بود این نوع فیلم‌ها هزینه بر هستند و برگشت سرمایه‌شان به مراتب سخت‌تر است درواقع وقتی یک فیلم طنز و امروزی ساخته می‌شود هم هزینه‌اش کمتر می‌شود، هم پروسه ساخت آن راحت‌تر است، سرعت ساخت بیشتر و انجام هماهنگی آن آسوده‌تر و برگشت سرمایه‌اش تضمین شده تر است از همین رو کمتر کسی به سراغ ساخت آثاری در حوزه دفاع مقدس می‌رود.

این هنرمند در پایان تأکید کرد: سوال من این است که اصلاً چرا باید کسی سراغ این فیلم‌ها برود؟ فیلم‌سازانی که آن زمان فیلم می‌ساختند، نوع فیلمسازی‌شان ایدئولوژیک بود، امری که به منزله پایبندی به آرمان‌هایشان بود، آن روزها همه معتقد بودند همه بخش‌های جامعه برای جنگ و ایران زحمت می‌کشند پس سختی‌های ساخت فیلم دفاع مقدسی را هم به جان می‌خریدند، ولی امروز می‌بینیم که همه به دنبال سرمایه و سود خود هستند، به دنبال این هستند که چه مجاز و چه غیرمجاز یک قران خود را صد تومان کنند! بعد هم بعضی‌ها همین پول‌ها را برمی‌دارند و از مملکت می‌روند! در چنین شرایطی سختی کار گروهی که مجبور است در مرداد و شهریور ماه در شهرک دفاع مقدس در گرد و خاک و انفجار با حداقل‌های مالی و حمایتی کار کنند، به مراتب دشوارتر می‌شود.

*مهر

مشاهده خبر از سایت منبع

0
دفتر سینمایی

«جشن سربرون» به اطراف آزادراه تهران-شمال رسید – اخبار سینمای ایران و جهان

تصویربرداری سریال تاریخی «جشن سربرون» به کارگردانی مجتبی راعی در اطراف آزادراه تهران -شمال ادامه دارد.

به گزارش سینماپرس، حسن نجاریان تهیه‌کننده سریال «جشن سربرون» گفت: در این بخش از تصویربرداری مجموعه، بخش‌های مربوط به محوطه چادر انجام می‌شود که روند تصویربرداری بسیار خوب است و امیدواریم با قوت این بخش از مجموعه را تصویربرداری کنیم.

وی ادامه  داد: در این بخش از مجموعه حسین محجوب، نادر فلاح، لاله اسکندری و میرطاهر مظلومی جلوی دوربین خواهند رفت. تصویربرداری این بخش با همکاری صمیمانه مدیریت و عوامل آزادراه تهران-شمال میسر شد.

بر اساس این گزارش، سریال «جشن سربرون» مجموعه‌ای ٣٠ قسمتی به تهیه‌کنندگی حسن نجاریان و کارگردانی مجتبی راعی است. این مجموعه به سفارش مرکز سیمافیلم تولید می‌شود و به روایت دوران قبل از مشروطه می‌پردازد.

تصویربرداری «جشن سربرون» به اطراف آزادراه تهران-شمال رسید+تصاویر

در خلاصه داستان «جشن سربرون» آمده است: بهادر، کدخدای ایل پوسان با کدخدای طایفه همسایه «سرخو»، رقابت و مخالفتی دیرینه دارد. مدتی است آتش کینه‌ها خاموش شده است تا اینکه سرخو با اعتماد به نفس به خواستگاری دختری زیبا و کم سن و سال بهادر جهان پسند می‌آید. غافل از اینکه قرار است مدتی بعد جهان پسند به عقد پسرعموش درآید. بهادر قاطعانه با این وصلت مخالفت می‌کند. زخم‌های کهنه سرباز می‌کنند. هر دو طایفه از کدخدای خود حمایت می‌کنند. درگیری ابعاد بزرگ‌تری می‌یابد و بهادر تلاش بزرگی را آغاز می‌کند.
حسین محجوب، محمود پاک نیت، لاله اسکندری، فرخ نعمتی، قاسم زارع، داریوش کاردان، میرطاهر مظلومی، رامین ناصرنصیر، مهدی فقیه، کریم اکبری مبارکه، صدرالدین حجازی، بیوک‌میرزایی، مهران نائل، جواد قامتی، ابراهیم برزیده، سیامک اشعریون، پرویز بزرگی، علی جاویدفر، محمد حاج حسینی، فرشید صمدی پور، محمدرضا راد، حسن محمودی، مجتبی واشیان، امیر کسارنژاد، ساقی عسگری، سارا اشتری، امیر زمستانی، سودابه علیپور، نجات علی مرادی، سیامک حلمی، آرمین ترکمندی، علی حسن ناصری، ذبیح ذبیح پور، علی نجاریان، زهرا برومند، ایوب دمان، امیر نداف فر، عباس براری، رضا درم کزین، ابوالفضل حاجی علیخانی، مجید یاراحمدی، مهران هادی، جواد عاقبت بین، حسن زارع، محمودرضا بهرامی، علی عطایی، سیامک نظری، مرتضی ستارپور، محمد نادرخانی، فیروز حیدرزاده، سجاد مومنی، رضا سیدی از بازیگران این مجموعه تلویزیونی هستند.

مشاهده خبر از سایت منبع

0
دفتر سینمایی

فیلم‌های راه یافته به بخش مسابقه «سلفی ۲۰» معرفی شدند – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: هیات انتخاب اولین جشنواره فیلم کوتاه «سلفی ۲۰» از میان ۴۲۰ اثر رسیده به دبیرخانه این رویداد، ۵۹ فیلم را برای راهیابی به مرحله داوری معرفی کرد.

به گزارش سینماپرس، نشست هیات انتخاب جشنواره «سلفی ۲۰» یکشنبه ۳۰ شهریورماه در مرکز نوآوری صبا و با حضور محمدرضا عرب، مرضیه ریاحی، مرتضی خان محمد، مریم بحرالعلومی و پویا نبی برگزار شد. در این نشست ۵۹ فیلم در پنج بخش با نظر هیات داوران به مرحله مسابقه این جشنواره راه پیدا کردند. اسامی این فیلم‌ها (به ترتیب حروف الفبا) به شرح زیر است:

۱. «امروز هم نه» به کارگردانی مرجان اسماعیلی (بخش قهرمانان و شهدای سلامت)

۲. «انتخاب» به کارگردانی غلامحسین دولت آبادی (بخش داستانی)

۳. «بازی» به کارگردانی محمد کریمی (بخش داستانی)

۴. «بانی» به کارگردانی میلاد محمدی (بخش داستانی)

۵. «بدون شرح» به کارگردانی ژیوار فرج زاده (بخش داستانی)

۶. «برای نرجس، برای رامین» به کارگردانی عرفان عزیزی (بخش قهرمانان و شهدای سلامت)

۷. «برداشت متفاوت» به کارگردانی محبوبه درکی (بخش داستانی)

۸. «برسون به دست سوده» به کارگردانی آرمین شهرتی (بخش سلفی)

۹. «برگرد خونه» به کارگردانی طائل نوروزی (بخش داستانی)

۱۰. «به خاطر ایلیا» به کارگردانی زهره نجاری (بخش قهرمانان و شهدای سلامت)

۱۱. «به روز» به کارگردانی مهشاد حجتی (بخش داستانی)

۱۲. «پدر» به کارگردانی یعقوب جهانی پور (بخش داستانی)

۱۳. «پرستار» به کارگردانی حسین دارابی (بخش قهرمانان و شهدای سلامت)

۱۴. «تحریف» به کارگردانی مهسا موفق (بخش داستانی)

۱۵. «تماس تصویری» به کارگردانی نگین سلیمانی (بخش سلفی)

۱۶. «جبهه مقاومت» به کارگردانی اردلان دارآفرین (بخش قهرمانان و شهدای سلامت)

۱۷. «جهانت را بشور» به کارگردانی مرتضی فدایی (بخش داستانی)

۱۸. «خارش» به کارگردانی امیر بابازاده (بخش موشن گرافیک)

۱۹. «خط شکن» به کارگردانی امیرمسعود اصلاح (بخش قهرمانان و شهدای سلامت)

۲۰. «خیابان بازی» به کارگردانی محمدعلیزاده فرد (بخش داستانی)

۲۱. «در همین حوالی» به کارگردانی کمیل سهیلی (بخش مستند)

۲۲. «دست‌ها» به کارگردانی شایان نقیبی (بخش موشن گرافیک)

۲۳. «دکتر ماریو» به کارگردانی رهی اسکندری و پرهام پورجاسم (بخش موشن گرافیک)

۲۴. «روز تولد» به کارگردانی کاوه حدادی (بخش قهرمانان و شهدای سلامت)

۲۵. «روزهای تاریک» به کارگردانی محمدرضا میثاقی (بخش داستانی)

۲۶. «ریل» به کارگردانی مهنوش محمدی (بخش داستانی)

۲۷. «زمین بیمار، انسان های بیمار» به کارگردانی محمدحسین صفری (بخش مستند)

۲۸. «زنگ طولانی» به کارگردانی پیام تیموری (بخش داستانی)

۲۹. «زیر درخت گردو» به کارگردانی محمد حیدری خلیلی (بخش مستند)

۳۰. «سفید ولی سیاه» به کارگردانی جواد صالح (بخش مستند)

۳۱. «سفیدپوشان» به کارگردانی احسان بلند نظر (بخش مستند)

۳۲. «سکوت بچه‌ها» به کارگردانی الهام آقالری (بخش داستانی)

۳۳. «سولاریا» به کارگردانی سعید نجاتی (بخش موشن گرافیک)

۳۴. «سیازنگی» به کارگردانی لیدا صادقی و سیده فاطمه حسینی (بخش داستانی)

۳۵. «سیاه چادر» به کارگردانی میلاد رضایی (بخش مستند)

۳۶. «شهر با ما نفس می کشد» به کارگردانی حسام خلیل نژاد (بخش مستند)

۳۷. «شهر من» به کارگردانی رامتین بیگدلی (بخش موشن گرافیک)

۳۸. «شیر قهوه» به کارگردانی حمیدرضا ملاحسینی (بخش داستانی)

۳۹. «صدای زندگی» به کارگردانی اسماعیل عباسی (بخش موشن گرافیک)

۴۰. «فاتحه» به کارگردانی محمدرضا شهبانی نوری (بخش داستانی)

۴۱. «فاصله اجتماعی» به کارگردانی کاوه معین فر (داستانی)

۴۲. «قارانطینو» به کارگردانی حامد احمدجو (بخش داستانی)

۴۳. «قرنطینه» به کارگردانی محسن سخا (بخش سلفی و مستند)

۴۴. «قطع زنجیر» به کارگردانی محمد حمزه پور (بخش موشن گرافیک)

۴۵. «کووید بیست منهای یک» به کارگردانی مصطفی تشکری (بخش قهرمانان و شهدای سلامت)

۴۶. «لالایی» به کارگردانی علیرضا تقاصی (بخش قهرمانان و شهدای سلامت)

۴۷. «لبخند عروسک‌ها» به کارگردانی جواد صالح (بخش مستند)

۴۸. «لطفا فاصله خود را حفظ کنید» به کارگردانی داریوش احمدی (بخش داستانی)

۴۹. «ما که ندیدیم» به کارگردانی محمدآهنگر (بخش قهرمانان و شهدای سلامت)

۵۰. «ماشه» به کارگردانی پژوهان پرستار (بخش داستانی)

۵۱. «مرگ موازی» به کارگردانی میلاد رضایی (بخش سلفی)

۵۲. «ملاقات آخر» به کارگردانی محمدمهدی فکریان (بخش قهرمانان و شهدای سلامت)

۵۳. «نخود نخود هر که رود خانه خود» به کارگردانی رعنا واعظی و محمد زارع (بخش موشن گرافیک)

۵۴. «نذری» به کارگردانی عارف غفاری نژاد (بخش داستانی)

۵۵. «نگران نباش» به کارگردانی مانا پاک سرشت (بخش سلفی)

۵۶. «نوزده» به کارگردانی حسین خنکا (بخش داستانی)

۵۷. «نه شب» به کارگردانی سید محمود شریفی اصل (بخش داستانی)

۵۸. «وارث» به کارگردانی مانا پاک سرشت (بخش قهرمانان و شهدای سلامت)

۵۹. «ویلچر» به کارگردانی علیرضا غلامی (بخش داستانی)

اولین جشنواره فیلم کوتاه «سلفی ۲۰» به دبیری مریم دوستی با حمایت شهرداری تهران، وزارت بهداشت، کمیسیون ملی یونسکو و سامانه هاشور، پاییز ۹۹ به صورت آنلاین برگزار می شود.

مشاهده خبر از سایت منبع

0
دفتر سینمایی

ما احتیاج به تولید متن خوب و فاخر در زمینه دفاع مقدس داریم /بهترین آثار سینمایی دنیا اقتباس از نوشته‌ها و متنهای فاخر است – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: امام خامنه‌ای با اشاره به اینکه بسیج مردمی در دفاع مقدس، مدل‌سازی جدید بود فرمودند:‌ امروز با نگاه درست می‌توانیم از مدل بسیج مردمی استفاده کنیم.

به گزارش سینماپرس، سخنرانی امام خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در آیین گرامیداشت چهلمین سالروز هفته دفاع مقدس به صورت تصویری برگزار شد.

محورهای سخنان فرمانده معظم کل قوا بدر این دیدار ه این شرح است:

ـ امروز را به مناسبت چهلمین سال از آغاز دفاع مقدس و تکریم و بزرگداشت رزمندگان و پیشکسوتان جلوداران عرصه دفاع مقدس می‌دانند بسیار کار به‌جا و درستی انجام گرفته است و تکریم نکوداشت، جزو وظایف حتمی ملی ماست.

ـ پیشکسوستان و رزمندگان که امروز روز تکریم آنهاست چه کسانی هستند؟ کسانی هستند که از جان گذشتند و جان را کف دست گرفتند و از آسایش زندگی خانوادگی پدر مادر و در مواردی از آینده چشم پوشیدند صرف نظر کردند و همه داشته‌های خودشان را بردند به مصاف دشمنی که تشخیص داده بودند بایستی در مقابل او از مرز و بوم و اسلام دفاع کنند.

ـ‌ از اسلام دفاع کردند، از عزت ملی دفاع کردند، از ناموس دفاع کردند. برخی از آنها عروج کردند و بعضی هم ماندند و کار را به پایان رساندند.

ـ ما کی می تـوانیم اهمیت وعظمت رزمندگان را درست تشخیص بدهیم؟ وقتی عظمت کار مشخص ‌شود. من در چند جمله کوتاه، چرایی و چگونگی دفاع مقدس را امروز شرح می‌دهم. البته این ها مطالبی است که بارها گفته شده و باید بارها تکرار کنیم و آنچه حقیقت است این است که بارها و بارها باید بگوییم.

ـ طرف اصلی نبرد، صدام و حزب بعث نبود؛ اینها وسیله بودند. عناصر اصلی، صدام را پیش انداخته بودند.

ـ قدرت‌هایی بودند که از اینکه یک عنصر جدیدی در این منطقه بر اساس دین و اسلام به ایجاد شود از این نگران بودند.

ـ فقط آمریکا نبود، شوروی آن روز بود، ناتو بود و کشورهای اروپای غربی و اروپایی شرقی هم بودند.  

ـ‌کاروان نظامی کمک به صدام به صورت پیوسته جلوی چشم ما و دید ما بود. کشتی‌ها از بنادر امارات هر روزه بدون وقفه برای کمک به صدام اعزام می‌شدند.

ـ از داخل هم شرایط کشور جوری بود که دشمن را تشویق می‌کرد که حمله نظامی را آغاز کند؛ وضع داخلی کشور و وضع نیروهای مسلح. در درجه اول، ارتش تازه از زیر یوغ فرماندهان طاغوتی خارج شده بود.  

ـ متاسفانه نقش امام(ره) در نوشته‌های مربوط به جنگ در بحث‌های مربوط به جنگ مورد غفلت قرار گرفته است.

ـ امام(ره) در حالات مختلف جنگ به اقتضای آن حالت موضع‌گیری می‌کرد؛ یک وقت مثلا فرض کنید یک قضیه‌ای پیش آمد در صحنه و میدان که مردم همگی باید روحیه پیدا می‌کردند و امام سعی می کرد روحیه بدهد و دشمن را تحقیر کند.

یک وقت ممکن بود غرور ایجاد شود، آزادی خرمشهر را مستند به اراده الهی می‌کنند. یک وقت فرض کنید رزمندگان دچار مشکلی می‌شدند که احتیاج به تفقد و دلگرمی داشتند؛ امام تقبل می‌کرد و دست و بازوی رزمندگان را می‌بوسید، یعنی مثل یک پدر مهربان و مدیر قوی و آگاه مسلط بر عرصه هر وقت هر چه لازم بود صادر می‌کرد و در این موضوع باید نقش امام روشن شود.

ـ دشمن جنگ را به راه انداخت با هدف اینکه نظام جمهوری اسلامی را ساقط کند و با روی کار آوردن یک دستگاه حکومت وابسته ضعیف و زبون سلطه خودش را بر کشور ایجاد کند.

ـ‌ همه دنیای قدرتمند می‌ریزند سر یک کشور که آن را ساقط کند و مسلط شوند و تجزیه کنند. هشت سال تمام توان خود را به کار ببرند که آخرش هم هیچ غلطی نتوانند بکنند. ملت ایران تنیجه درخشانی به دست آوردند.

ـ ایران در جنگ‌های یکی دو قرن اخیر یعنی در دوره قاجار و پهلوی همیشه شکست خورد. در دوره پهلوی در جنگ دوم جهانی در همین شهر تهران نیروهای متفقین در خیابان‌ها رژه می‌رفتند و جلوی مردم فساد می‌کردند. بخش‌هایی از شمال و جنوب کشور تحت سلطه اینها قرار گرفت.

ـ سران سه کشور آمریکا، انگلیس و شوروی به تهران آمدند و بدون اطلاع پادشاه بی‌عرضه و اطرافیان نادان او در ایران جلسه گذاشتند و شاه ایران که وارد جلسه اینها شد و تحقیرش کردند.

ـ در دوره جمهوری اسلامی، کشور سربلند ایران توانست در مقابل دنیای قدرتمند مقابل خودش یعنی شرق و غرب بایستد و پیروز شود.

ـ دفاع مقدس بخشی از هویت ملی ما و یکی از عقلانی‌ترین اقدامات ملت ایران بود.

ـ بسیج مردمی در دفاع مقدس، مدل‌سازی جدید بود.  

ـ امروز با نگاه درست می‌توانیم از مدل بسیج مردمی استفاده کنیم.

ـ‌ همکاری سپاه و ارتش در آن مقطع مهم بود. آن روز ارتش سازمان سنتی جا افتاده در کشور بود و سپاه یک نیروی جوان و برآمده انقلابی بود. اینها باید با هم کار می کردند. این همکاری آسان نبود ولی بعد از اینکه بنی‌صدر فرار کرد این اتفاق افتاد.

ـ به‌عنوان مثال، فرمانده پادگان، ارتشی بود و جانشینش یک سپاهی بود؛ اینها با هم کار می‌کردند در منطقه غرب و پایگاه ابوذر عرصه عظمیی از جنگ را اداره می‌کردند.

ـ در عبور از اروند کار بزرگی انجام شد و اقدامات بزرگ و مدبرانه‌آی صورت گرفت. کمتر نیروی مسلح با این تدبیر می‌توانست کار را پیش ببرد.

ـ‌ بنده در دوران دفاع مقدس، در اهواز رفتم و دیدم که بانوانی لباس‌های رزمندگان را می‌شستند. پزشک جراح می‌توانست آنجا حضور داشت. کشاورز، روستایی، کارمند اداری، و انواع اقسام گروه‌های مردمی در شبکه مردمی پشت جبهه حضور داشتند.

ـ بارها گفته‌ام اگر از شهدا چنین تکریمی نمی شد، شوق شهادت مشتعل نمی‌شد. وقتی پیکر شهید وارد یک شهر می‌شد حضور مردمی و استقبال مردمی و بدرقه او تا آرامگاه، یک حادثه تاثیرگذار است.

ـ در دفاع مقدس عالی‌ترین فضائل اخلاقی بروز کرد هم فضائل اخلاقی هم معنویات. عروج معنوی و تعالی شبیه به این را واقعا نمی‌شود جای دیگر سراغ داشت؛ تک و توک چرا، ولی با این کثرت جمعیت و کثرت عدد جایی غیر از دفاع مقدس سراغ ندارم که این جور فضائل اخلاقی و جنبه‌های معنوی ظهور کند.

ـ شرح حال‌ها که نوشته شده نشان‌دهنده این خصوصیات است. وصیت‌نامه و حالاتی که نقل می‌شود فضائل اخلاقی مثل صداقت، صدق و صفا و اینکه همه با هم با اخلاص برای خدا کار کردند و هم تمرین اخلاص کردند و هم اخلاص خود را در عمل نشان می‌دادند.

ـ مکرر با خانواده شهدا نشست و برخاست داشتم و در موارد زیاد مشاهده کردم که چه روحیه‌ها و چه حالاتی و چه روحیه گذشتی داشتند که جز به برکت اسلام نبود.

ـ دفاع مقدس برای کشور سرمایه سازی کرد. سرمایه‌های ارزشمندی را به وجود آورد. آورده‌های دفاع مقدس زیاد است. اولا امنیت کشور به برکت دفاع مقدس است و دفاع مقدس نشان داد که تعرض و تجاوز به این کشور هزینه زیادی دارد؛ یک ملت نشان داد همت و قدرت دفاع از خودش را دارد و پاسخ کوبنده به متجاوز می‌دهد و این نشان می‌دهد متجاوز اگر بخواهد عاقلانه عمل کند باید در تجاوزش به این ملت باید تامل کند.

ـ‌ ثانیا به ملت ما روحیه خودباوری داد خودباوری که در میدان علم و سازندگی گاهی مشاهده می‌کنید در بین جمع کثیری از مردم. فرض کنید جوانی با اقتدار و اعتماد به نفس تمام یک لشکر را با خودش راه می‌انداخت و ضربه‌ای به دشمن می‌زد و این اعتماد به نفس می‌دهد.

ـ شهید سلیمانی در عرصه دیپلماسی و بین‌المللی فعالیت شگفت آوری داشت. دوستان و برادران مومن از سعه و گستره توانایی شهید سلیمانی مطلع نیستند؛ چیزهایی را آگاه هستند اما جزییات خیلی بیش از این حرف‌هاست.

ـ دفاع مقدس ما را با ذات و واقعیت بزک شده تمدن غرب آشنا کرد. البته ما قبلا از غربی‌ها لطمه خورده بودیم از انگلیسی ها و آمریکایی و  . . .

ملت در گذشته، خیانت آن‌ها را از نزدیک دیده بودند، مثل اشغال کشور بعد از جنگ جهانی دوم، شرارت انگلیس‌ در بوشهر، در قضیه افغانستان و  . . . اما به اندازه دفاع مقدس ندیده بودند.  

ـ انگلیس علیه ما در دوره دفاع مقدس فعالیت کرد، آلمان علیه ما فعالیت کرد. شوروی و یوگسلاوی هم فعالیت کردند. ما را از کمترین امکانات محروم می‌کردند و هیچ چیز در اختیار نداشتیم اما به طرف مقابل همه چیز می‌دادند از میراژ تا اطلاعات ماهواره‌ای برای آگاهی از مراکز تجمع نیروها و حرکت نیروهای ما و انواع و اقسام توپ و تانک و سلاح شیمیایی به صدام دادند و صدام سلاح شیمیایی را علیه ما و علیه ملت خودش بکار برد. در حلبچه، صدام سلاح شیمیایی به کار برد.  

ـ دفاع مقدس توانایی و ظرفیت‌های مکلت ایران را برای دنیا آشکار کرد.

امام خامنه ای در بخشی دیگری از فرمایشات خود به موضوع تئاتر و سینما اشاره داشته و فرمودند:

ما احتیاج به تولید متن خوب و فاخر در زمینه دفاع مقدس داریم اگر این‌ها تهیه شود، فیلم و تئاتر هم تولید می‌شود و به صحنه می‌رود.

الان شنیدم که کارهای ویکتور هوگو و چارلز دیکنز را در ایران روی صحنه می‌برند، بسیار خوب؛ کاری کنیم که کارهای ما در زمینه دفاع مقدس را هم در دنیا روی صحنه ببرند.

متن کامل فرمایشات امام خامنه ای در ارتباط تصویری با شرکت‌کنندگان در آئین تجلیل از پیشکسوتان دفاع مقدس به این شرح است:

بسم الله الرّحمن الرّحیم

و الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاه و السّلام علی سیّدنا محمّد و آله الطّاهرین سیّما بقیّه الله فی الارضین.

السّلام علیک یا اباعبدالله و علی الارواح الّتی حلّت بفنائک علیک منّی سلام الله ابداً ما بقیت و بقی اللیل و النّهار و لا جعله الله آخر العهد منّی لزیارتک السّلام علی الحسین و علی علیّ بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین.

تکریم و بزرگداشت رزمندگان و پیشکسوتان دفاع مقدس، جزو وظایف ملّی

 امروز را به مناسبت چهلمین سال از آغاز دفاع مقدّس، روز «تکریم و بزرگداشت رزمندگان و پیش‌کسوتان و جلوداران عرصه‌ی دفاع مقدّس» قرار داده‌اند؛ بسیار کار بجا و درستی انجام گرفته. این تکریم، این بزرگداشت و نکوداشت جزو وظایف حتمی ملّی ما است، علاوه بر اینکه توصیه‌ی مؤکّد اسلام هم هست. پیش‌کسوتان و رزمندگان که امروز روز تکریم آنها است، چه کسانی هستند؟ کسانی هستند که از جان گذشتند، جان را کف دست گرفتند، از آسایش، زندگی خانوادگی، پدر و مادر، همسر، فرزندان، در مواردی، از آینده چشم پوشیدند، صرف نظر کردند و همه‌ی داشته‌های خودشان را به مصاف دشمنی بردند که تشخیص داده بودند بایستی در مقابل او از اسلام و از کشور دفاع کنند. از اسلام دفاع کردند، از انقلاب دفاع کردند، از عزّت ملّی دفاع کردند، از ناموس دفاع کردند؛ برخی از اینها عروج کردند و بعضی هم ماندند و کار را به پایان رساندند؛ فَمِنهُم مَن قَضیٰ نَحبَه وَ مِنهُم مَن یَنتَظِر؛ (۲) که این جماعتی که امروز به عنوان رزمندگان، به عنوان پیش‌کسوتان در این جلسه‌ی سراسری کشوری حضور دارند، جزو این کسانی هستند که این افتخار را داشتند که رفتند و این توفیق را داشتند که کار را به پایان رساندند.

شرح مختصر چرایی و چگونگی دفاع مقدّس:

 ما چه زمانی میتوانیم اهمّیّت و عظمت رزمندگان را درست تشخیص بدهیم؟ آن وقتی که عظمت کار معلوم بشود، عظمت عرصه و میدان را بتوانیم تشخیص بدهیم، آن وقت معلوم میشود اینهایی که رفتند در این میدان و کار کردند چه ارزشی دارند. عظمت میدان یعنی تعریف دفاع مقدّس. من در چند جمله‌ی کوتاه، چرایی و چگونگی دفاع مقدّس را امروز شرح میدهم. البتّه اینها مطالبی است که بارها گفته‌ایم، بارها گفته‌اند، لکن باید تکرار کنیم؛ باید آنچه را حقیقت است، بارها و بارها و هزاران بار بگوییم؛ تحریف، امر جدّی و خطر بزرگی است و دست تحریف وجود دارد.

۱) هدف جنگ‌افروزان، در هم کوبیدن نظام اسلامی ۲) صدّام پیش‌کرده‌ی عناصر اصلی

 اوّلاً هدف جنگ‌افروزان، آن کسانی که جنگ تحمیلی را بر ملّت ایران تحمیل کردند، در هم کوبیدن نظام اسلامی بود، در هم کوبیدن انقلاب بود؛ هدف اصلی و نهایی‌شان  این بود. ثانیاً طرف اصلی، صدّام و حزب بعث نبودند؛ اینها وسیله‌ای بودند که پیش‌کرده‌ی آن عناصر اصلی بودند. صدّام را با استفاده از روحیّات او و جاه‌طلبی‌های او پیش انداخته بودند. او هم آمده بود وارد میدان [شده بود] امّا پشت سر و طرف اصلی، دیگران بودند؛ قدرتهایی بودند که بعضی از آن قدرتها مثل آمریکا، از انقلاب ضربه‌ی جدّی خورده بودند. بعضی از طرفها هم کسانی بودند که ولو مثل آمریکا از ایران طرد نشده بودند و نمیشد گفت که آن چنان منفعت کلانی به این صورت از دست داده‌اند، منتها از اینکه یک عنصر جدیدی، یک هویّت جدیدی در این منطقه‌ی حسّاس به وجود بیاید، بر اساس دین، بر اساس اسلام، با خصوصیّاتی که میدانستند و می‌شناختند، نگران بودند و مایل نبودند؛ لذا مقابل جمهوری اسلامی ایستادند. فقط آمریکا نبود، شورویِ آن روز هم بود، ناتو و کشورهای اروپای غربی [هم] بودند؛ حتّی کشورهای اروپای شرقی هم در این عرصه در مقابل ما قرار داشتند. لذا اسنادی که بعداً رو شد و نشان داده شد، ثابت کرد که آمریکا پیش از آغاز جنگ با صدّام توافقهایی داشته؛ همچنان که کمکهای تسلیحاتی و اطّلاعاتی بسیار ذی‌قیمت به طور مرتّب در اثنای جنگ -که حالا من بعداً یک اشاره‌ای به اینها خواهم کرد- به سمت نیروها و قوای صدّام و حزب بعث سرازیر بود؛ کاروان نظامی به صورت پیوسته که این جلوی چشم ما و در دید ما بود. کشتی‌ها در بنادر امارات پهلو میگرفتند و از امارات به صورت متّصل، هرروزه، بدون وقفه میرفتند سعودی، میرفتند کویت، میرفتند عراق و [امکانات را] تحویل نیروهای صدّام‌حسین میدادند. اینکه حالا وضع دشمن و جبهه [بود].

۳) ضعف نیروهای مسلّح و تجهیزات نظامی

 در داخل هم، شرایط کشور جوری بود که دشمن را تشجیع میکرد به اینکه این حمله‌ی نظامی را آغاز کند؛ وضع داخلی کشور، وضع نیروهای مسلّح -که در درجه‌ی اوّل، چشم امید در جنگها به نیروهای مسلّح است- وضع خوبی نبود؛ ارتش تازه از زیر یوغ فرماندهان طاغوتی خارج شده بود و داشت خودآرایی میکرد و حضور انقلابیِ خودش را نشان میداد. البتّه فرماندهان ارتش، بسیاری فرماندهان خوبی بودند امّا امثال شهید فلّاحی(۳) یا مرحوم ظهیرنژاد(۴) که در ارتش شخصیّتی بودند و جایگاه مهمّی داشتند، برای اداره‌ی سازمان عظیمی مثل ارتش آماده نبودند؛ در این کار در واقع تازه‌کار بودند. سپاه هم که اندکی بیش از یک سال بود که تشکیل شده بود. در پایان شهریور ۵۹، سپاه یک نهاد یک سال و چند ماهه بود؛ تازه تشکیل شده بود. این وضع نیروهای مسلّح ما بود.

 از لحاظ ابزارهای نظامی هم -این را واقعاً همه باید در یاد داشته باشند- در نهایت شدّت و تنگ‌دستی بودیم؛ اوّلاً ابزارهای نظامی‌مان کم بود، ناقص بود، بسیاری از آنها برای کسانی که مسئولیّت پیدا کرده بودند، شناخته‌شده نبود، و در همان آغاز حمله‌ی دشمن، بعضی‌از آنها از دست ما رفته بود؛ نتیجه این بود که امکانات ما بسیار کم بود. من چند ماه بعد از شروع جنگ که در این یگانها گردش میکردم، میدیدم تیپّ زرهی ارتش که بایستی مثلاً حدود ۱۵۰ فروند تانک داشته باشد، حدود چهل فروند تانک دارد؛ یعنی امکانات ما در این حد بود؛ بقیّه‌ی امکانات هم همین جور بود. سپاه هم که بکلّی فاقد امکانات بود؛ امکاناتش تفنگ و خمپاره‌های سبک و مانند اینها بود؛ ما اصلاً امکانات نظامی‌ای نداشتیم؛ اینها دشمن را تشویق میکرد. اینها را دشمن تا حدود زیادی میفهمید، میدانست و تشویق به حمله میشد.

۴) نقش بسیار حسّاس و شگفت‌انگیز رهبری و فرماندهی امام

 خب جنگ تحمیلی و دفاع مقدّس ما آغاز شد؛ اینجا است که انسان نقش بسیار حسّاس و شگفت‌انگیز رهبری و فرماندهیِ امام بزرگوار را تشخیص میدهد. امام در یک چنین شرایطی توانست آغاز جنگ را و بعد تداوم این حرکت را در زیر چشم خود و اراده‌ی خود به پیش ببرد و اداره کند. بعضیها انکار میکنند، اظهار تعجّب میکنند که چطور ممکن است یک روحانی مسنّ پیرمردی در سنین هشتادوچندساله مثلاً بتواند نیروهای مسلّح را در جنگ اداره کند؛ خیال میکنند که مدیریّت جنگی و فرماندهی جنگیِ امام به این بود که برود مثلاً در قرارگاه‌های تاکتیکی مقدّم بنشیند عدّه‌ها را جابه‌جا کند، یگانها را این ور و آن ور بفرستد. مسئله این نبود، مسئلهی امام چند چیز دیگر بود: اوّلاً مهم این بود و کار بزرگ امام این بود که از اوّل حجم واقعی این کارزار را شناخت، از اوّل فهمید که معنای این جنگ چیست؛ خیلی از ماها نمیدانستیم، نمیفهمیدیم. خب دو کشور همسایه خیلی اوقات میشود درگیری با هم پیدا میکنند؛ خیلی اهمّیّتی ندارد. امام نه، امام از اوّل فهمید که این یک درگیریِ عادّی بین دو همسایه نیست، دشمن را شناخت و فهمید که دشمن اصلی در این جنگ کیست و تشخیص داد که صدّام یک ابزار است. و امام دربارهی جنگ، دربارهی دفاع مقدّس متعدّد سخنرانی میکرد؛ در سخنرانی‌ای که مربوط به جنگ بود امام مثلاً میفرمود که آمریکا از شوروی بدتر، شوروی از آمریکا بدتر، انگلیس از هر دو بدتر؛ یعنی تعرّض و خطابش به آن کسانی بود که شناخته بود که اینها عاملان اصلی هستند و پشت صحنه‌ی جنگ در واقع اینها هستند.

 ثانیاً یک تشخیص اساسی و حیاتی امام داد و آن این بود که این مسئلهی مهم را فقط ملّت ایران میتواند حل کند. این مسئله، صرفاً مسئله‌ی نیروهای مسلّح نیست. ولو نیروهای مسلّح بعد خب وضع بهتری پیدا کردند لکن این کار، کار ملّت ایران است، ملّت باید وسط بیاید؛ همچنان که ملّت ایران انقلاب را به پیروزی رساند، جنگ را هم ملّت ایران باید به پیروزی برساند. امام این را تشخیص داد و بر اساس آن عمل کرد و این حرکت عظیم مردمی را که حالا بعد یک اشاره‌ای خواهم کرد، به وجود آورد. [بعد] شخصیّت امام، نفوذ معنوی امام، صداقت و معصومیّت بیان امام که وقتی حرف میزد آثار معصومیّت و صداقت در بیان او برای همه آشکار بود، میفهمیدند که حقیقت را دارد بیان میکند؛ بعد نگاه تیزبین او که یک اعماقی را مشاهده میکرد که به معنای واقعی کلمه [مصداق] «آنچه در آینه جوان بیند، پیر در خشت خام آن بیند» [بود]. گاهی ماها با مسئولین نظامی در بعضی از مسائل نظامی مراجعه میکردیم به ایشان و امام گاهی یک نکاتی را بیان میکردند که برای انسان واقعاً [مایه‌ی] تعجّب بود که ایشان چطور به این نکات توجّه میکند.

 و بعد هم قاطعیّت بی‌نظیر، آن قاطعیّت فوقالعاده؛ کارهای نشدنی را که به معنای واقعی کلمه نشدنی به نظر میرسید، امام به طور قاطع  [مثلاً میفرمود] «حصر آبادان باید برداشته شود». خب آن وقتی که آبادان در حصر افتاد، بنده اتّفاقاً در اهواز بودم، اصلاً قابل تصوّر نبود چطور ممکن است حصر  آبادان برداشته بشود [امّا] امام قاطع فرمودند. [یا میفرمود] «خرّمشهر باید آزاد بشود»، در قضیّه‌ی قبل «سوسنگرد باید آزاد شود»؛ یعنی چیزهای نشدنی را که به نظر افراد حاضر در آنجا می‌آمد، این را امام به صورت قاطع بیان کردند. رهبری امام و هدایت امام و فرماندهی امام، اینها بود؛ و متأسّفانه نقش امام در نوشته‌های مربوطه به جنگ، در بحثهای مربوط به جنگ، مورد غفلت واقع شده!

 یک نکته‌ی دیگر درباره‌ی نوع مواجهه‌ی امام با این قضیّه عرض بکنم. امام در حالات مختلف جنگ، به اقتضای آن حالت، موضع‌گیری میکرد و آن نکته‌ی اصلی را بیان میکرد. یک وقت مثلاً فرض کنید، یک قضیّه‌ای پیش آمده بود در صحنه، در میدان که مردم روحیه‌شان را از دست داده بودند و بایستی روحیه پیدا میکردند؛ امام سعی میکرد به مردم روحیه بدهد و دشمن را تحقیر کند. معنای اینکه [فرمودند] «یک دزدی آمده، یک سنگی انداخته و فرار کرده»، (۵) این است که رزمندگان ما که به جبهه رفتند، دارند دشمن فراری را تعقیب میکنند. روحیه دادن به ملّت. یک وقت لازم بود که از غرور رزمندگان جلوگیری بشود؛ فرض بفرمایید رزمندگان با حدود یک ماه تلاش کُشنده و فوق‌العاده توانسته بودند خرّمشهر را فتح کنند -خب این خیلی دستاورد عجیب و بزرگی بود که خرّمشهر را رزمندگان ما، ارتش و سپاه و بسیج، توانستند از دشمن باز پس بگیرند- خب این ممکن بود غرور ایجاد کند؛ اینجا برای اینکه این غرور به وجود نیاید که ضربه‌اش بر همه‌ی افرادی که دست‌اندرکار در هر نقطه‌ای هستند بسیار زیاد است، امام فرمود «خرّمشهر را خدا آزاد کرد»؛ [یعنی] ما وسیله هستیم؛ مطلب را مستند به اراده‌ی الهی و قدرت الهی میکند؛ این اینجا لازم است. فرض بفرمایید یک وقت رزمندگان دچار یک مشکلی شدند، احتیاج به تفقّد داشتند، احتیاج به دلگرمی داشتند، امام تفقّد میکرد از آنها که «بازوی رزمندگان را میبوسم».(۶) یعنی مراقب [بود]؛ مثل یک پدر مهربان و مثل یک مدیر قوی و آگاه، مسلّط بر عرصه، هر وقتی هر چه لازم بود، از این بزرگوار صادر میشد. و باید در تحقیقات ما، در کارهایی که انجام میگیرد، حتماً نقش امام روشن بشود.

چند نکته در مورد دفاع مقدّس جهت جلوگیری از تحریف و شبهه‌افکنی:

 خب، بنابراین چیستی و چراییِ جنگ تحمیلی، در این چند جمله‌ی کوتاه به نحو اجمال روشن میشود، لکن چند نکته را من در مورد دفاع مقدّس عرض میکنم. البتّه خیلی از اینها بارها گفته شده، تکرار شده، لکن بایست تکرار بشود؛ همین طور که عرض کردم، دست تحریف با انگیزه به دنبال شبهه‌افکنی است.

۱) پیروزی نظام جمهوری اسلامی و شکست دشمن

 نکته‌ی اوّل این است که همین ‌طوری که گفتیم، دشمن جنگ را به راه انداخت با هدف اینکه نظام جمهوری اسلامی را، نظام اسلامی را ساقط کند و یک دستگاه حکومت وابسته‌ی ضعیف و زبونی را  بر سر کار بیاورد و سلطه‌ی خودش را بر کشور ایجاد کند؛ و دشمن شکست خورد. یعنی این نکته‌ی بسیار اساسی و مهم که بعضاً شبهه‌افکنی میکنند که آیا ایران در این جنگ پیروز شد یا نشد، [جوابش این است که] اصلاً پیروزی جمهوری اسلامی در جنگ تحمیلی مثل خورشید روشن است! [اینکه] همه‌ی دنیای قدرتمند آن روز، بریزند سر یک کشور، برای اینکه نظام او را ساقط کنند، برای اینکه بتوانند بر او مسلّط بشوند، برای اینکه بتوانند سرزمین او را تجزیه کنند -یک قسمتهایی از غرب و از جنوب غربی کشور را اینها میخواستند تجزیه کنند- و هشت سال همه‌ی توان خودشان را به کار ببرند، آخرش هم هیچ غلطی نتوانند بکنند، پیروزی از این بالاتر؟ این پیروزی نیست؟ ملّت ایران پیروزی درخشانی به دست آورد.

 اوّلاً یک وجب از خاک کشور را نتوانستند جدا کنند؛ ثانیاً نتوانستند انقلاب و نظام را یک قدم به عقب برانند. و نظام بعد از جنگ  و در پایان این هشت سال بسیار قوی‌تر و تواناتر از قبل از شروع جنگ بود و نشاط و توانایی‌اش بیشتر بود؛ اینها پیروزی‌های بزرگی است که اتّفاق افتاد. در جنگهایی که در دوره‌ی پادشاهان، در دوره‌ی طواغیت در این یکی دو قرن اخیر اتّفاق افتاد، ایران همیشه شکست خورده؛ چه در دوره‌ی قاجار، چه در دوره‌ی پهلوی، حتّی در جنگی که ایران اعلام بی‌طرفی کرد. ایران، هم در جنگ بین‌الملل اوّل، هم در جنگ بین‌الملل دوّم اعلام بی‌طرفی کرد و کشور در هر دو جنگ اشغال شد که اوّلی در دوره‌ی قاجار بود، دوّمی در دوره‌ی پهلوی بود. در جنگ دوّم، در همین شهر تهران، نیروهای آمریکایی و نیروهای شوروی در خیابانها رژه میرفتند، راه میرفتند و جلوی چشم مردم فساد ایجاد میکردند؛ بخشهایی از شمال کشور، بخشهایی از جنوب کشور تحت سلطه‌ی اینها قرار گرفت و حضور مستقیم داشتند. سران سه کشور، بدون اجازه، بدون ویزا، بدون اطّلاع سران کشور ایران -[یعنی] پادشاهان بی‌عرضه و اطرافیان نادان و ناتوان [آنها] – آمدند در ایران جلسه [برگزار] کردند، (۷) محمّدرضا شاه ایران، رفت وارد جلسه‌ی اینها شد، تحقیرش کردند؛ یعنی در جلسه‌ای که سه‌نفری نشسته بودند و شاه وارد شد، این دو نفر، یعنی چرچیل(۸) و روزولت(۹) برایش از صندلی بلند نشدند؛ یک صندلی گذاشتند آنجا نشست، فقط استالین(۱۰) بلند شد؛ بعد هم کمونیست‌ها در خاطرات بعدی نوشتند که استالین گفت دید که اینها بی‌اعتنائی میکنند، برای اینکه او را به طرف خودش جذب کند [از جا] بلند شد؛ وضع کشور این بود، یعنی دشمن براحتی می‌آمد. در جنگهای با روسیه، قفقاز از دست رفت؛ (۱۱) در شرارتهای انگلیس در بوشهر و جنوب و خلیج فارس، ضربات زیادی بر ما وارد شد؛ همه‌ی [این] جنگها این جوری بود، یعنی پیروزی در آنها وجود نداشت. در جمهوری اسلامی، کشور سربلند ایران توانست در مقابل دنیای قدرتمند مقابل خودش، یعنی شرق و غرب و اروپا و آمریکا و شوروی و مرتجعین و همه‌ بِایستد و بر اینها پیروز بشود؛ این نکته‌ی اوّل که یک نکته‌ی بسیار مهمّی است و بخشی از هویّت ملّی ما است. اینکه گاهی گفته میشود و درست هم هست که «دفاع مقدّس بخشی از هویّت ملّی است»، به خاطر این است که دفاع مقدّس، مظهر بُروز هویّت والا و برجسته‌ی ملّت ایران بود که توانستند جنگ را به پیروزی برسانند.

۲) دفاع مقدّس، یکی از عقلانی‌ترین حوادث ملّت ایران

 نکته‌ی دوّم؛ دفاع مقدّس یکی از عقلانی‌ترین حوادث ملّت ایران بود. بعضی‌ها با استناد به یک خطایی که در یک بخشی انجام گرفته یا یک جمعی انجام داده‌اند، مجموعه‌ی دفاع مقدّس را به بی‌تدبیری متّهم میکنند؛ ابداً این جور نیست؛ دفاع مقدّس از اوّل تا آخر مدبّرانه و عُقلائی بود. شروع کار که از سخنرانی‌هایی که اوّل کار انجام گرفت -چه آنچه امام فرمودند، چه آنچه دیگران گفتند- نشان‌دهنده‌ی عقلانیّت ورود در این عرصه بود. بعد فعّالیّتها و همکاری سپاه و ارتش؛ ببینید، این خیلی مسئله‌ی مهمّی است. آن روز ارتش یک سازمان سنّتی جاافتاده‌ی موجود در کشور، و سپاه یک عنصر جوانِ تازه ‌به ‌میدان ‌آمده‌ی انقلابی، اینها باید با هم کار کنند؛ این آسان نیست، امّا این اتّفاق افتاد. البتّه بعد از آنکه بنی‌صدر فرار کرد این اتّفاق خیلی بهتر و کامل‌تر افتاد، امّا قبل از آن هم بود. بنده خودم در پادگان ابوذر دیدم که مرحوم شهید پیچک جانشینِ فرمانده ارتشیِ آن پادگان بود -که اسم آن فرمانده یادم نیست- آنجا فرمانده پادگان ارتشی بود، جانشینش یک سپاهی بود، با همدیگر کار میکردند، زندگی میکردند؛ در منطقه‌ی غرب، پادگان ابوذر جای حسّاسی بود و یک عرصه‌ی عظیمی از جنگ را اینها اداره میکردند. بعد هم که اوضاع جدید پیشامد کرد و بنی‌صدر فرار کرد و فرماندهی جنگ را خود امام بزرگوار به عهده گرفتند که دیگر همکاری ارتش و سپاه همکاری واضحی بود؛ در عملیّات امام رضا، شکستن حصر آبادان، در فتح‌المبین، در بیت‌المقدّس، بعد عملیّات خیبر و بدر و جاهای دیگر؛ این خیلی کار بزرگی بود. از این عاقلانه‌تر و مدبّرانه‌تر چه کاری را میشود پیدا کرد؟ بعد، انتخاب تاکتیک‌های ابتکاری و شجاعانه که این تاکتیک‌ها واقعاً فوق العاده بود. فرض بفرمایید تاکتیک‌هایی که در فتح‌المبین به کار برده شد؛ یعنی نیروهای مسلّح جمهوری اسلامی بتوانند به نحو شجاعانه‌ای سر از پشت جبهه‌ی دشمن دربیاورند و از پشت، دشمن را مغلوب و منکوب کنند. اصلاً این تاکتیک‌ها، تاکتیک‌های ابتکاری بود. در بیت‌المقدّس انواع و اقسام کارهای بزرگ و تاکتیک‌های نو انجام گرفت؛ در پدافند هوایی در والفجر هشت، در ظرف چند روز شهید ستّاری آنجا ابتکار فوق‌العاده‌ای انجام داد؛ در عبور از اروند در همان عملیّات کار بزرگی انجام گرفت. اینها همه کارهای مدبّرانه و بزرگی بود، کارهای عاقلانه بود؛ کمتر نیروی مسلّحی با این توانایی فکری و با این اقتدار معنوی و تدبیر میتواند کار را پیش ببرد. حتّی قبول قطعنامه هم در پایان کار، در آن شرایط که امام از  آن تعبیر کردند به «نوشیدن جام زهر»، این هم مدبّرانه بود. در آن مقطع، این کار، کار مدبّرانه‌ای بود، باید انجام میگرفت. اگر مدبّرانه نبود، اگر عاقلانه نبود، امام انجام نمیداد. ما از نزدیک شاهد بودیم و میدیدیم که چه دارد میگذرد؛ کار، بسیار عاقلانه بود. بنابراین، از اوّل تا آخر، مسئله‌ی‌ دفاع مقدّس یک پدیده‌ی عُقلایی و یکی از عقلانی‌ترین حرکات ملّت ایران بود و تحریفها را در این مورد بایستی مراقب بود.

۳) یک مدلسازی جدید برای حضور مردم در دفاع مقدّس و بُروز استعدادها

 نکته‌ی سوّم؛ در دفاع مقدّس برای حضور مردمی یک مدل‌سازی جدیدی انجام گرفت. نحوه‌ی حضور مردمی یک نحوه‌ی شگفت‌آوری است و بر اساس این حضور، بُروز استعدادها [است] که حالا من مختصری درباره‌ی هر کدام از اینها عرض میکنم.

 اوّلاً همه‌ی آحاد ملّت ایران، آنهایی که مایل بودند در این عرصه شرکت کنند، هر که بود، هر چه بود، توانست در یک شبکه‌ی زنده، کارآمد، داوطلبانه و پُرشور جای خودش را پیدا کند. فرض بفرمایید یک رزمنده‌ی سیزده چهارده ساله که حالا مثلاً با دست‌کاری در شناسنامه موفّق شده بود خودش را به جبهه برساند، جایش مشخّص بود؛ یعنی میتوانست جای خود را پیدا کند، بیکار نمانَد؛ فرض بفرمایید که آب بیاورد، خبر ببرد، پیام‌رسان باشد و از این قبیل کارها. یک پیرمرد هفتادساله هم که میرفت جبهه، او هم همین جور؛ او هم میتوانست کار خودش را پیدا کند. توقّعی که از یک پیرمرد در جبهه وجود داشت، کاملاً مشخّص بود، معلوم بود؛ هیچ کس بیکار نمیمانْد؛ نه آن بچّه‌ی سیزده‌ساله بیکار میماند، نه آن پیرمرد هفتادساله بیکار میماند. یا فرض بفرمایید یک دختر دانش‌آموز هشت نُه ‌ساله، ده ساله -دبستانی- که میخواست در این کار، او هم شرکت کند، جای خودش را پیدا میکرد؛ برمیداشت نامه مینوشت به برادر رزمنده‌ی ناشناس و این نامه را در بسته‌های غذایی و هدایای مردمی‌ای که میفرستادند میگذاشت و میفرستاد. مکرّر اتّفاق افتاده بود که رزمنده در میدان جنگ فرض کنید که این بسته‌ی غذایی را باز میکرد میدید یک نامه در آن هست، میخواند میدید بله، یک بچّه‌ای، یک دختر هفت هشت‌ ساله‌ای، ده‌ساله‌ای نوشته «برادر رزمنده! خسته نباشید، من دعایتان میکنم و مانند اینها»؛ یعنی یک دختربچّه هم میتوانست در اینجا حضور داشته باشد؛ یک بانوی محترم هم میتوانست با چرخ خیّاطیِ خودش، با وسایل طبخ خودش، با مربّاسازی خودش، با ترشی انداختن خودش، با نان پختن خودش، با لباس شستنِ خودش به پشت جبهه کمک کند. بنده در اهواز رفتم یک نقطه‌ای را دیدم که جمعیّتی از بانوان و زنهای محترم آنجا جمع شده بودند و لباسهای چرک رزمندگان را می‌شستند؛ یعنی همه میتوانستند جای خودشان را پیدا کنند و مشغول بودند. پزشک جرّاح مشخّصاً میتوانست آنجا حضور داشته باشد و حضور داشت و ما دیدیم. کاسب جزء، روحانی مسجد، کارگر کارخانه، شاعر و سرودخوان، راننده و صاحب‌کار و ریخته‌گر، کشاورز روستایی، کارمند اداری و انواع و اقسام گروه‌های مردمی میتوانستند در این شبکه‌ی عظیم مردمی حضور پیدا کنند؛ این یک مدل جدید بود. این در دنیا هیچ سابقه‌ای ندارد؛ هیچ جا ما [نمونه‌اش را] نخوانده‌ایم و نشنیده‌ایم. [درباره‌ی] جنگهای فراوان، کتابهایشان، فیلم‌هایشان درآمده، ما هم خیلی از این قبیل چیزها را خوانده‌ایم، مطالعه کرده‌ایم [امّا] نمونه‌ی چنین بسیج مردمی عظیمی اصلاً وجود ندارد. این مدل جدید بود؛ مدل‌سازی جدید که همه میتوانستند همکاری کنند، همه میتوانستند هم‌افزایی کنند همه [کمک] میدادند.

 بعد، در این حرکت دسته‌جمعی چه استعدادهایی ناگهان پیدا بشود. فرض کنید فلان جوان از روستایی در فلان نقطه‌ی کشور -مثلاً روستایی در کرمان- بیاید داخل شهر و بپیوندد به اینها، بعد بشود مثلاً حاج قاسم سلیمانی؛ یعنی یک چنین حرکت عظیمی [بوده]. فلان جوان دانشجو بدون اینکه حتّی یک بار تفنگ به دست گرفته باشد، داوطلبانه برود جبهه، در کوران حوادث جبهه، مثلاً در طول یک سال و نیم، بشود عضو برجسته و مؤثّر یک قرارگاه نظامی سطح بالا. فرض بفرمایید که جوانی از مجموعه‌ی یک روزنامه، که مشغول فعّالیّت مطبوعاتی است، برود جبهه و بعد از مدّت کوتاهی بشود مثلاً شهید حسن باقری، نابغه‌ی اطّلاعات جنگ؛ و از این قبیل موارد عجیبی و بروز [چنین] استعدادهایی مشاهده شد و چهره‌های ماندگار جنگ و شهدای بزرگی از جنگ از این قبیلند. بعضی از افسران جوان را ما دیدیم، مثلاً فرض کنید شهید صیّاد که من از اوایل انقلاب ایشان را می‌شناختم و میدیدم، به نظرم آن وقت یک افسر جوانی بود یا ستوان‌یک بود یا سروان بود -که می‌آمد پیش ما و میرفت؛ رفت و آمد داشت- این تبدیل بشود به یک فرمانده‌ مجرّب توانایی که مدّتها توانست نیروی زمینی ارتش را آن جور هدایت کند و آن جور پیش ببرد و در بزرگ‌ترین کارها شرکت کند. شهید بابایی [هم] از این قبیل است، و دیگرانی که بودند. این مدل ابتکاری از حضور مردم همیشه میتواند مطرح باشد. امروز هم ما میتوانیم. اگر همّت بکنیم و با نگاه درست به مردم و مسائل نگاه کنیم، میتوانیم از این مدل استفاده کنیم. البتّه وضع جنگ یک وضع دیگری است، وضع اقتصاد یک وضع دیگری است. صاحبان فکر، صاحبان اندیشه میتوانند به این [مدل] به صورت یک ابزار اقتدار ملّی نگاه کنند و آن را دنبال بکنند. آن وقت نقش پشت جبهه در این مدل به قدر جبهه اهمّیّت پیدا میکرد؛ چون همه که نمیتوانند تفنگ دست بگیرند؛ رغبتها و تمایلات و توانایی‌ها مختلف است؛ بعضیها پشت جبهه میتوانند نقش بیافرینند و نقش آفریدند. اوّلاً کمکهای مالی، آذوقه‌رسانی‌ها که مهم بود و بسیار تأثیر داشت، تا رسیدگی به مجروحان، تا بدرقه‌ی باشکوه شهیدان. بنده بارها گفته‌ام اگر از شهدا یک چنین تکریمی و احترامی نمیشد، شوق شهادت این جور در دلها مشتعل نمیشد، آن طوری که شد. وقتی جنازه‌ی شهید -یا یک نفر یا بیشتر- وارد یک شهر میشد آن حضور مردمی و استقبال مردمی و بدرقهی او تا آرامگاه، خود یکی از حوادث بسیار مهم و مراسم تأثیرگذار بود. حمایتهای فرهنگی و تبلیغاتی، از شعر و شعار تا خنثی‌سازی عملیّات روانی دشمن -که دشمن دائم مشغول عملیّات روانی بود، در شهرهای کشور و روستاهای کشور هم کسانی دائم مشغول خنثی‌سازیِ اینها بودند- تا پذیرایی و اسکان جنگ‌زده‌ها، تا ماندن مردم برخی از شهرهای زیر موشک‌باران دشمن مثل دزفول؛ یکی از موارد افتخارآمیز پشت جبهه، همین ماندن مردم اهالی بعضی از شهرها است؛ چه در کردستان، چه در خوزستان و در سایر استانها؛ در بعضی از شهرها مردم در شهر ماندند با اینکه شهر محل تهاجم شدید پیوسته‌ی دشمن بود.

۴) بُروز عالی‌ترین فضایل اخلاقی و عروج معنوی

 نکته‌ی چهارم؛ در دفاع مقدّس، عالی‌ترین فضایل اخلاقی بُروز کرد؛ هم فضایل اخلاقی، هم معنویّات و عروج معنوی و تعالی روحی. شبیه این را واقعاً نمیشود سراغ گرفت؛ حالا تک و توک چرا، همه جا هستند امّا با این کثرت جمعیّت و کثرت عدد هیچ جا غیر از جبههی دفاع مقدّس را بنده سراغ ندارم که این جور فضایل اخلاقی بُروز کرده باشد؛ هم فضایل اخلاقی، هم جنبه‌های تعالی معنوی و روحیّات دینی و مانند اینها. شرحِ‌حالهایی که نوشته شده نشان‌دهنده‌ی این خصوصیّات است، وصیّت‌نامه‌هایی که باقی مانده همین جور، حالاتی که نقل میشود از بعضی از رزمندگان [همین جور.] فضایل اخلاقی مثل صداقت، صدق و صفا. خب اصلاً منطقه‌ی جبهه، منطقه‌ی صدق و صفا بود، همه با هم باصفا [بودند]. اخلاص، برای خدا کار کردن؛ آنجا کسانی، هم تمرین اخلاص میکردند، هم اخلاص خودشان برای خدا را آنجا در عمل نشان میدادند. تواضع، خدمت به دیگران. انسان مکرّر در این شرحِ‌حال‌ها میخواند که مثلاً فرض کنید میگویند فلان دسته شب در خیمه خوابیده بودند، صبح که بیدار میشوند، می‌بینند همه‌ی پوتین‌هایشان واکس‌زده است؛ چه کسی واکس زده؟ معلوم نیست. بعد از تحقیق معلوم میشود که مثلاً فرمانده گروهان یا فرمانده‌ دسته، شب آمده و همه‌ی پوتین‌های اینها را واکس‌ زده یا لباسهایشان را که گذاشته بودند بشورند، شسته، یا دست‌شویی‌ها را تمیز کرده؛ اینها چیزهای عجیبی است؛ این تواضع، این خدمت، روحیه‌ی خدمتگزاری، ایثار، ازخودگذشتگی و فداکاری؛ بعد هم که آن حالات معنوی، آن گریه‌های نیمه‌شب، آن سحرخیزی‌ها، آن شور و عشق توحیدی، آن بی‌اعتنائی به زیورهای دنیوی، و در مواردی هم اتّصال به غیب. بعضی از این عزیزان، این جوانهای عارف -عارف به معنای واقعی کلمه؛ عارف واصل- در جبهه کارشان به جایی رسیده بود که آینده را میدیدند، از آینده خبر میدادند، از شهادت خودشان، از شهادت دوستانشان، از حوادثی که ممکن است پیش بیاید؛ اینها در شرح حال رزمندگان هست، و اینها خیلی [مهم است].

 البتّه مشخّص است که این نکته بیش از بقیّه‌ی نکاتی که عرض شد، به برکت اسلام است. البتّه اعتلا و درخشندگی نقاط دیگر هم به برکت ایمان دینی بود، امّا این نکته‌ی بالخصوص، مربوط به دل‌ سپردن به خدا و مسئله‌ی اسلام و مسئله‌ی ایمان دینی است که انسان واقعاً متحیّر میمانَد از تأثیر این ایمان عمیق. یا [روحیه‌های] مادرهای شهدا. خب، من و شما حسّ مادری را اصلاً نمیفهمیم، واقعاً هیچ ‌کس نمیتواند حسّ مادری را درک کند غیر از خود مادر؛ آن وقت این مادر، جوانش را بفرستد جبهه، جوان که می‌آید درخواست میکند، میگوید چون برای اسلام میخواهی بروی برو؛ برای اسلام برو. بعد که پیکر همین جوان را می‌آورند، خوشحال است که او را در راه خدا داده؛ میگوید این [جوانم] را در راه خدا دادم. الحمدلله بنده توفیق داشته‌ام با خانواده‌های شهدا، با مادران و پدران شهدا نشست و برخاست زیادی داشته‌ام -مکرّر-انسان میبیند که مادرهای شهدا در موارد زیاد که واقعاً «لا تعدّ و لا تحصی»، (۱۲) چه روحیه‌هایی، چه حالاتی، چه گذشتی [دارند]؛ این جز به برکت اسلام و جز برای فداکاری عظیم که یک فصل درخشان از کتاب قطور دفاع مقدّس است نبود. این هم این نکته.

۵) دفاع مقدّس و سرمایه‌سازی برای کشور

 نکته‌ی پنجم؛ دفاع مقدّس برای کشور سرمایه‌سازی کرد و سرمایه‌های ارزشمندی را برای کشور به وجود آورد. آورده‌های دفاع مقدّس خیلی زیاد است. اوّلاً امنیّت کشور به برکت دفاع مقدّس است؛ یعنی دفاع مقدّس نشان داد که هزینه‌ی تعرّض و تجاوز به این کشور خیلی زیاد است. این به برکت دفاع مقدّس ثابت شد؛ این، امنیّت میدهد به یک کشور. وقتی یک ملّت نشان داد که همّت و قدرت دفاع از خودش را دارد و پاسخ کوبنده به متجاوز میدهد، موجب میشود که متجاوز در تجاوز خودش به این کشور و این ملّت تأمّل کند و اگر بخواهد عاقلانه عمل کند، بفهمد که به‌صرفه‌اش نیست، برایش خیلی هزینه دارد؛ این امنیّت مربوط به آن است.

 ثانیاً به ملّت ما روحیه‌ی خودباوری داد. این خودباوری در بین جمع کثیری از مردم که خوشبختانه امروز شما در میدان علم و در میدانهای گوناگون  -[یعنی] ساخت‌وساز و دیگر چیزها- گاهی مشاهده میکنید، عمدتاً به خاطر دفاع مقدّس است؛ یعنی فرض کنید که یک جوان بیست‌وچندساله با اقتدار تمام، با اطمینان به نفْس تمام، یک جمعیّتی را، یک لشکر را دنبال خودش راه می‌انداخت میرفت و به دشمن ضربه‌ی قاطع میزد؛ این به مردم احساس خودباوری میدهد، احساس اطمینان به نفْس میدهد. و دفاع مقدّس توانست ثابت کند که ملّت ایران از ورطه‌هایی مثل ورطه‌ی جنگ تحمیلی میتواند با سربلندی، سر بلند کند.

 بعد، این حرکت به سمت نوآوری فنّی و علمی را هم ما در دفاع مقدّس به دست آوردیم؛ چون در دفاع مقدّس نیاز داشتیم به خیلی چیزها و در اختیارمان نبود، امکاناتش را نداشتیم و نیروهای مؤمن، فداکار رفتند به فکر اینکه درست کنند. مثلاً فرض کنید مرحوم شهید حسن [تهرانی] مقدّم در همان اوقات، در یک بخشی این ماجرای موشک‌سازی را به یک شکلی راه انداخته بود که ایشان و دیگران به ما گفتند بیایید بازدید کنید؛ رفتیم آنجا دیدیم که بله اینها شروع کرده‌اند. خب ما احتیاج به موشک داشتیم، موشک هم به ما داده نمیشد، دشمن هم موشک داشت، با موشک میزد، این ما را -یعنی نیروهای مستعدّ ما را- به فکر انداخت که یک کاری بکنند؛ و [این کار را] کردند و خوبش را هم کردند و به بهترین وجهی هم از عهده برآمدند تا امروز که خب مشخّص است. بنابراین، این هم حرکت به سمت نوآوری.

 اقدام به کارهای بظاهر نشدنی؛ این هم از چیزهایی بود که دفاع مقدّس به ما یاد داد. دفاع مقدّس این سرمایه را برای ما به وجود آورد که بدانیم بعضی کارها هست که بظاهر نشدنی است امّا در واقع اگر همّت کنیم، شدنی است؛ این را ما در دفاع مقدّس یاد گرفتیم، این هم یکی از سرمایه‌های ما است.

 و از این گذشته سرمایه‌های انسانیِ ما را ارتقا داد؛ خوشبختانه از عناصر حاضر در هشت سال دفاع مقدّس، بعدها -[یعنی] امروز و دیروز و ان‌شاءالله در آینده- افراد بی‌شماری در بخشهای مختلف و گوناگون کشور مشغول خدمتگزاری بوده‌اند و هستند که یک نمونه‌اش شهید سلیمانی عزیز ما بود که خب در عرصه‌ی دیپلماسی و بین‌المللی و مانند اینها، در منطقه یک فعّالیّت شگفت‌آوری داشت؛ یعنی واقعاً حالا هنوز دوستان و برادران مؤمن و ملّت عزیز ایران از سعه و گستره‌ی کار شهید سلیمانی مطّلع نیستند؛ از یک چیزهایی [مثل این] که در مثلاً فلان جبهه بوده و حضور داشته آگاهند؛ ریزه‌کاری‌های کار او خیلی بیش از این حرفها است که حالا شاید ان‌شاءالله در آینده این ریزه‌کاری‌ها بتدریج آشکار بشود. این یک سرمایه‌ی انسانی بود که در جنگ درست شد؛ یعنی پایه‌گذاری امثال قاسم سلیمانی‌ها، در جنگ، در دوران دفاع مقدّس گذاشته شد. این هم یک نکته.

۶) برملا شدن ذات و واقعیّت بزک‌شده‌ی تمدّن غرب

 یک نکته‌ی‌ دیگر در باب دفاع مقدّس این است که ما را با ذات و واقعیّت بزک‌شده‌ی تمدّن غرب آشنا کرد؛ البتّه چون ملّت ایران قبلاً لطمه خورده بود از غربی‌ها -از انگلیس‌ها یک جور، از آمریکایی‌ها یک جور- آشنا بودند تا حدودی امّا نه به قدری که در دفاع مقدّس دیده شد.

 البتّه در گذشته صحنه‌های زیادی بوده که ملّت ایران عناد و خیانت دولتهای غربی را از نزدیک دیده بودند؛ مثل همین اشغال بخشهایی از کشور بعد از جنگ جهانی اوّل، اشغال بخشهایی بعد از جنگ جهانی دوّم، شیطنت‌ها و شرارتهای انگلیس‌ها در جنوب، در بوشهر و در خلیج فارس، در قضیّه‌ی جنگ ایران و بعضی از قدرتهای دیگر و همین طور در قضیّه‌ی افغانستان؛ دیده بودند خیانتهای دولتهای غربی را، امّا نه به قدری که در دفاع مقدّس دیده شد. آنچه در دوران دفاع مقدّس دیده شد، اگر نگوییم بیشتر از آن چیزی بود که در گذشته در طول سالیان دراز از غربی‌ها دیده بودیم، کمتر [هم] نبود؛ برابری میکرد یا بیشتر بود. غرب با هر دو وجهش [علیه ما بود]؛ یعنی نه فقط غرب کاپیتالیست، غرب سرمایه‌داری، [بلکه] غرب کمونیست؛ چون کمونیسم هم از فراورده‌های غرب است. در هر دو وجه! یعنی انگلیس علیه ما در دوره‌ی جنگ فعّالیّت کرد، فرانسه علیه ما جدّاً فعّالیّت کرد، آلمان علیه ما جدّاً فعّالیّت کرد، یوگسلاوی هم  که مال بلوک شرق بود علیه ما فعّالیّت کرد، شوروی هم که خب معلوم بود؛ یعنی همه‌ی غربی‌ها ماها را از کمترین امکانات محروم میکردند -واقعاً از کمترین امکانات محروم میکردند- هیچ چیز در اختیار نداشتیم از خارج؛ حتّی سلاح سبک، حتّی مهمّاتِ خیلی آسان در اختیار ما قرار نمیگرفت، [امّا] به طرف مقابل همه چیز میدادند؛ از میراژ برای بمباران تا سوپراِتاندارد برای زدن کشتی‌ها تا اطّلاعات ماهواره‌ای برای آگاهی از مراکز تجّمع نیروها و حرکت نیروهای ما، تا پول، تا تانک و انواع و اقسام، همه چیز در اختیار دشمن قرار دادند، تا سلاح شیمیایی؛ یعنی حتّی سلاح  شیمیایی هم دادند و صدّام سلاح شیمیایی را، هم علیه ما به کار برد، هم  علیه ملّت خودش به کار برد؛ یعنی در حلبچه، صدّام سلاح شیمیایی به کار برد و در کشور ما هم که فراوان؛ یعنی غرب، اروپا، روی همه‌ی ادّعاهای انسان‌دوستانه و حقوق‌بشریِ خودش پا گذاشت، [آنها را] لگد کرد در قضیّه‌ی تعامل با اینها؛ در دفاع از حکومت فاسد و دیکتاتوری ضدّبشری صدّام، همه‌ی ادّعاهای خودش را تکذیب کرد. و این شناخت عمیق برای ما خیلی مغتنم است؛ یعنی واقعاً باید بدانیم و بفهمیم که غربی‌ها این هستند و با توجّه به این آشنایی تصمیم بگیریم و فکر کنیم و کار کنیم.

۷) آشکار شدن توانایی‌ها و ظرفیّتهای ملّت ایران برای دنیا

 آخرین نکته‌ای که میخواهم عرض بکنم این است که یک اتّفاق بزرگی در دفاع مقدّس پیش آمد و آن اینکه توانایی‌ها و ظرفیّتهای ملّت ایران را برای دنیا آشکار کرد؛ یعنی رسانه شد. رسانه‌های دنیا همه علیه ما بودند، رسانه‌های دنیا علیه انقلاب بودند؛ البتّه امروز هم همین جور است، آن روز هم همین جور بود. اوایل انقلاب، رسانه‌های رسمی دنیا یا دروغ میگفتند یا نقاط مثبت را کتمان میکردند یا تهمت میزدند [به همه] از شخص امام گرفته تا دولت جمهوری اسلامی و نظام اسلامی و آحاد مردم و قوّه‌ی قضائیّه و همه و همه، تا نیروهای مسلّح، تا دیگران؛ دائم علیه اینها کار میکردند و میخواستند ملّت ایران را در چشم مردم دنیا یک ملّت ناپسندی معرّفی کنند. دفاع مقدّس، رسانه‌ی کاملاً رسایی شد، صدای بلندی شد برای اینکه حقایقی را از ملّت ایران نشان بدهد؛ وجهه درست کرد برای ملّت ایران و شجاعت ملّت را، مقاومت ملّت را نشان داد به همه‌ی دنیا؛ این واقعاً اتّفاق عجیب و مهمّی بود؛ همبستگی ملّی ما را نشان داد، پشتیبانی‌های پشت جبهه‌ی ما را به دنیا نشان داد و اینها را همه فهمیدند، و دروغ‌پردازی‌های دشمن را روشن کرد. این چند نکته در باب دفاع مقدّس.

از بین رفتن ترس و اندوه در اثر مقاومت و استقامت

 خب آنچه عرض کردیم نسبت به واقعیّات دفاع مقدّس خیلی کوچک و اندک است؛ بخشهای کوچکی را ما توانستیم تصویر کنیم. (۱۳) دفاع مقدّس یک تابلوی عظیمی است، یک بخشهای کوچکی از این طرف و آن طرف را بنده حالا گفتم و دیگران هم تصویر کرده‌اند؛ ما خیلی بدهکاری داریم [نسبت] به دفاع مقدّس. جنگ به طور طبیعی یک پدیده‌ی سهمگین و خشن است امّا برای ما از این پدیده‌ی سهمگین و خشنِ هشت‌ساله، این برکاتی که من حالا چند موردش را شمردم حاصل شد؛ و [برکات] بیش از اینها است. یعنی ما از جنگ، بشارت به دست آوردیم، پیشرفت به دست آوردیم، طراوت به دست آوردیم؛ این جنگ با همه‌ی سختی‌هایش، با همه‌ی مشکلاتش، با همه‌ی ضایعاتی که در گوشه و کنار برای ما داشت، برای ما آورده داشت؛ حقیقتاً  این جور است.

 و ادبیّات جنگ، به طور کلّی ادبیّات بشارتی است؛ ببینید قرآن هم درباره‌ی شهدا میفرماید که «وَیَستَبشِرونَ بِالَّذینَ لَم یَلحَقوا بِهِم مِن خَلفِهِم اَلّا خَوفٌ عَلَیهِم وَ لا هُم یَحزَنون».(۱۴) بشارت میدهند؛ بشارت میدهند به چه؟ که دو آفت مهم را نبایستی داشته باشند و ندارند؛ یعنی نفی این دو آفت را بشارت میدهند: یکی ترس، یکی اندوه؛ هم ترس را، هم اندوه را نفی میکنند. به نظر من اگر ما نشاط اجتماعی میخواهیم، اگر امید و شادابی و سرزندگی میخواهیم، اگر طراوت در نسلهای جوانمان میخواهیم، باید به این گزاره‌ی ملکوتی و قرآنی ایمان بیاوریم؛ این «یَستَبشِرونَ» خیلی مهم است. خوف و حزن دو آفت بزرگ است برای یک ملّت، برای یک جماعت، برای یک انسان. ترس و اندوه دو آفت بزرگ است؛ این دو آفت با بشارت قرآنی برداشته میشود؛ همچنان که اگر مقاومت هم بکنیم، این دو آفت برداشته میشود. آن هم [بیان] آیه‌ی قرآن است: اِنَّ الَّذینَ قالوا رَبُّنَا اللهُ ثُمَّ استَقاموا تَتَنَزَّلُ عَلَیهِمُ المَلٰئِکَهُ اَلّا تَخافوا وَلا تَحزَنوا؛ (۱۵) مقاومت هم همین جور است. اگر میخواهید خوف نداشته باشید، حزن نداشته باشید، مقاومت و استقامت را سرمشق کار خودتان قرار بدهید؛ آن وقت خوف هم نخواهید داشت، حزن هم نخواهید داشت؛ اینها گزاره‌های قرآنی است.

تقویت ادبیّات دفاع مقدّس، برای مقابله با دستهای تحریف‌گر

 البتّه باید بگویم ما در باب دفاع مقدّس کوتاهی کرده‌ایم؛ البتّه این کارهایی که آقای سردار عزیزمان، رئیس ستاد بیان کردند کارهای بسیار خوب و کارهای بسیار باارزشی است که انجام گرفته امّا در عین حال کم است؛ ما به کارهای زیادی احتیاج داریم. ببینید، ما هر چه از لحاظ زمان از دفاع مقدّس دور میشویم، از لحاظ معرفت باید به دفاع مقدّس نزدیک‌تر بشویم؛ چرا؟ چون تحریف در کمین است، دستهای تحریف‌گر در کمینند. خب شماها که مردان جنگید الان حضور دارید، بالاخره شماها یک چیزی میگویید، یک دفاعی میکنید، امّا بیست سال دیگر خیلی‌ از این جمعیّتی که امروز حضور دارند نیستند، سی سال دیگر عدّه‌ی بیشتری نیستند. دست تحریف، این بخش پُردرخشش تاریخ ما را ممکن است مخدوش کند؛ لذا بایستی کار کنیم، معرفت ما بایستی زیاد بشود، ادبیّات دفاع مقدّس باید تقویت بشود.

 ادبیّات دفاع مقدّس هم یک گونه‌ی ادبی در قبال سایر ادبیّات نیست؛ یعنی این جور نیست که ما ادبیّات حماسی داریم، عشقی داریم، اجتماعی داریم، پلیسی داریم، یکی هم حالا مثلاً دفاع مقدّس؛ نه، دفاع مقدّس یک سرچشمه است، انواع و اقسام ادبیّات را میشود از آن انتزاع کرد و استفاده کرد و از آن میجوشد؛ مثل یک چشمه‌ی جوشنده است که انواع و اقسام ادبیّات را میشود خلق کرد در آن؛ میشود متنهای عالی تاریخی، اجتماعی، سیاسی، عشقی، خانوادگی را از روی ادبیّات دفاع مقدّس و آنچه برای دفاع مقدّس تولید میشود ایجاد کرد. امّا نکتهی مهم تولید متن است، ما احتیاج داریم به تولید متن. اگر متن خوب و فاخر تهیّه شد، آن وقت نمایشنامه از روی آن درست میشود، فیلم سینمایی درست میشود، شعر درست میشود. مثلاً فرض کنید که شنیدم از همین کتاب شهید خوش‌لفظ، (۱۶) یکی از شعرای متعهّد کشور ما ده غزل درست کرده؛ خیلی خب اگر شعرای متعهّد وارد بشوند، ده‌ها دیوان از این کتابهای دفاع مقدّس ممکن است شعر درست کنند؛ شعر هنر بزرگی است، همین طور فیلم، همین طور سینما، آثار سینمایی و مانند اینها. در دنیا هم همین جور است. در دنیا شاید بخشی از بهترین آثار سینمایی دنیا اقتباس از نوشته‌ها و متنهای فاخر است؛ از رمان‌های فاخر و نوشته‌های فاخری که قبل از آنها نوشته شده. از روی آنها میسازند. ما هم باید همین کار را بکنیم، باید این متنهای فاخر را تهیّه کنیم، بر اساس این متنها فیلم به وجود بیاید، تئاتر روی صحنه برود و از این قبیل. بنابراین کار مهمّی است. حالا در داخل کشور من شنیدم که مثلاً فرض کنید آثار نویسنده‌های خارجی مثل ویکتور هوگو یا چارلز دیکنز را روی صحنه میبرند، تئاتر اجرا میکنند. خیلی خب، کاری بکنیم که نوشته‌های ما هم در جاهای دیگر دنیا -اوّل در خود اینجا، بعد در جاهای دیگر دنیا- به صورت تئاتر روی صحنه برود و از آنها فیلم ساخته بشود؛ یعنی همّت را باید این جوری بگذاریم روی تولید متنهای فاخر.

اهمّیّت برگزاری یادواره‌ها و شخصیّت‌پردازی عناصر دفاع مقدّس

 یک بحث هم بحث یادواره‌ها است؛ یادواره بحث مهمّی است، کار بزرگی است و این یادواره‌ها موجب میشود که فاصلهی نسلی به وجود نیاید و نسلهای جوان [با دفاع مقدّس] آشنا بشوند که خود این تأثیر میگذارد در ساختن افرادی امثال شهید حججی مثلاً یا شهدای عزیز دفاع از حرم که این هم البتّه از برکات و دنبالههای دفاع مقدّس است.

 باز یکی از کارهای بسیار لازم، بزرگداشت و شخصیّت‌پردازی شخصیّت‌ها است. بعضی‌ شخصیّت‌ها البتّه مشاهیرند -مشاهیر ارتشی، مشاهیر سپاهی، مشاهیر نیروی انتظامی و بعضیهایشان مشاهیر مبارز که جزو اینها نبودند، بسیجی بودند- امّا بسیاری‌ها از غیر مشاهیرند. خیلی‌ از این شرحِ‌حال‌هایی که نوشته میشود، از افرادی است که هیچ شهرتی ندارند و از این قبیل زیادند امّا کارهای بزرگ انجام دادند، مسائل مهمّی به اینها منسوب است. برای یک شخص، یک بزرگداشت به وجود بیاید و دربارهی او بحث بشود، دربارهی او تحقیق بشود، مطالعه بشود، سخنرانی بشود و جزئیّات زندگی او [به بحث] گذاشته بشود. البتّه بحث مدافعان حرم که من یک اشارهای کردم، جزو بحثهای حیرتانگیز زمان ما است که حادثهی بسیار مهمّی است. رزمندهی سوری و لبنانی و عراقی و ایرانی و افغانی، همه در کنار هم در یک صف واحد و برای یک هدف حرکت میکنند؛ این چیز عجیبی است؛ این جزو پدیدههای بزرگ زمان ما است و البتّه از همان برکات دفاع مقدّس است.

لزوم عمل به وظایفمان در مسئله‌ی کرونا

 خب عرایض من تمام شد؛ یک کلمه راجع به مسئلهی کرونا بگویم. کرونا را دست کم نگیرید؛ [اینکه] روزی ۱۵۰ هموطن از دست بروند مسئلهی کوچکی است؟ بعضیها تقویم(۱۷) مناسبی، ارزیابی مناسبی از این قضیّه ندارند. فرض کنید هر دو روز یک بار یک هواپیمای سیصدنفره سقوط کند و همهی آنها بمیرند؛ این چیز کمی است؟ ما هر روز ۱۴۰ نفر، ۱۵۰ نفر، ۱۷۰ نفر متوفّیٰ داشته باشیم، این چیز کمی است؟ علاج هم دست خودمان است. خب میبینید که مسئولین دارند خودشان را واقعاً فدا میکنند؛ از پزشک و از پرستار و از مدیر و [دیگران] دائم دارند تلاش میکنند، کار میکنند. ما مردم بایستی به وظایفمان عمل کنیم؛ این فاصلهی اجتماعی، این ماسک [زدن]، این دستوراتی که داده میشود، این شست‌وشوی دست، کارهای لازمی است که باید انجام بگیرد.

 حالا بحث اربعین پیش آمده، بعضیها خب عاشق امام حسین هستند، عاشق اربعینند؛ [خب]، معلوم است، همهی ما [هستیم]؛ حالا خیلی از شماها که خودتان رفتهاید، بنده که محروم بودم و مشتاق هم بودم -گر چه دوریم به یاد تو سخن میگوییم-(۱۸) امّا خب رفتن برای راهپیمایی اربعین، فقط متوقّف به صلاحدید مسئولان ستاد ملّی مربوط به کرونا است. اگر گفتند نه -که تا الان گفتند نه- باید همه تابع باشند، همه باید تسلیم باشند. اینکه مثلاً فرض کنید ما بلند شویم برویم لب مرز اظهار ارادت به حضرت بکنیم، نه [نمیشود]؛ از داخل خانه اظهار ارادت کنیم. دو سه زیارت مهم روز اربعین وارد است؛ روز اربعین، همهی مردم بنشینند زیارت اربعین را با حال، با توجّه بخوانند و شِکوه کنند پیش امام حسین (علیه السّلام) و بگویند یا سیّدالشّهداء، ما دلمان میخواست بیاییم، نشد، وضع این جوری است تا یک نظری بکنند، یک کمکی بکنند.

امیدواریم ان‌شاءالله خدای متعال برای ملّت ایران از همه جهت خیر و صلاح مقدّر بکند و رزمندگان عزیز ما را که زحمت کشیدند، تلاش کردند مأجور قرار بدهد؛ درجات شهدای عزیز را عالی کند. خداوند ان‌شاءالله امام بزرگوار ما را که سرحلقهی این حرکت عظیم ملّت ایران بود و هنوز هم هست -هنوز هم امام دارد ما را راه میبرد- با احبّائش و با اولیائش محشور کند و به او اجر بدهد؛ ثواب مناسب این ارزشمندی دوران حیات را به او عنایت کند و شما برادران عزیز را، مسئولان نیروهای مسلّح را، مسئولان دولتی را و مسئولان بخشهای مختلف را انشاءالله در انجام وظایفتان یاری کند و همهی ما را هدایت کند.

والسّلام علیکم و رحمه‌الله و برکاته

۱) در ابتدای این مراسم، سرلشکر پاسدار محمّد باقری (رئیس ستاد کلّ نیروهای مسلّح) گزارشی ارائه کرد.

۲) سوره‌ی احزاب، بخشی از آیه‌ی ۲۳؛ «… برخی از آنان به شهادت رسیدند و برخی از آنها در [همین] انتظارند …»

۳) شهید سرتیپ ولی‌الله فلّاحی (رئیس ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران در دوران دفاع مقدّس)

۴) سرلشکر قاسمعلی ظهیرنژاد (فرمانده نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران در دوران دفاع مقدّس)

۵) صحیفه ی امام، ج ۱۳، ص ۲۲۱؛ پیام رادیو تلویزیونی در آغاز سال تحصیلی (۱۳۵۹/۶/۳۱)

۶) صحیفه ی امام، ج ۱۶، ص ۱۴۳؛ پیام به ملت ایران و رزمندگان (۱۳۶۱/۱/۲)

۷) سران سه کشور آمریکا و انگلیس و شوروی، در تاریخ ششم تا نهم آذرماه ۱۳۲۲ در کنفرانسی موسوم به کنفرانس تهران، در سفارت شوروی در تهران گرد هم آمدند.

۸) وینستون چرچیل (نخست وزیر انگلیس)

۹) فرانکلین روزولت (رئیس جمهور آمریکا)

۱۰) ژوزف استالین (دبیرکلّ شوروی)

۱۱) عهدنامهی گلستان

۱۲) خارج از شمارش و حساب

۱۳) شرح دادن؛ بیان کردن

۱۴) سوره‌ی آل‌عمران، بخشی از آیه‌ی ۱۷۰؛ «… و برای کسانی که از پی ایشانند و هنوز به آنان نپیوسته‌اند شادی میکنند که نه بیمی بر ایشان است و نه اندوهگین میشوند.»

۱۵) سوره‌ی فصّلت، بخشی از آیه‌ی ۳۰؛ «در حقیقت، کسانی که گفتند: “پروردگار ما خدا است” سپس ایستادگی کردند، فرشتگان بر آنان فرود می‌آیند [و میگویند:] هان، بیم مدارید و غمین مباشید… د.»

۱۶) وقتی مهتاب گم شد

۱۷) برآورد، ارزیابی

۱۸) برگرفته از بیتی از حافظ

مشاهده خبر از سایت منبع

0
دفتر سینمایی

صرف مبلغ ۱۷۳۰۰۰۰۰۰۰۰ ریال به عنوان هزینه های پشتیبانی «موسسه سینما شهر» – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: در راستای سیاست شفاف‌سازی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و در چارچوب قانون انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات، جزئیات عملکرد مالی موسسه سینما شهر از موسسات تابعه سازمان سینمایی در پنج ماه اول سال۹۹ منتشر شد.

به گزارش سینماپرس، اطلاعات گزارش عملکرد مالی موسسه سینما شهر بر اساس حمایت از ارتقاء فنی تولیدات سینمایی در حوزه CGI و صدا و …، حمایت از ساخت سینماهای جدید، حمایت از بازسازی سینماهای قدیمی، حمایت از ارتقاء و بروز رسانی وضعیت نمایش در سینماهای فعال، حمایت از احداث پردیس های سینمایی امید، پشتیبانی سامانه مرکزی اکران و فروش سینمای کشور(سمفا)، کمک به تبدیل سالن مجتمع های فرهنگی استان ها به سالن سینما در شهر های فاقد سینما، حمایت از بهبود وضعیت نمایش فیلم در سینماهای قدیمی فعال(کمک هزینه انرژی، تامین قطعات یدکی، لامپ پروژکتور و لوازم بهداشتی)، حمایت از اکران فیلم های سینمایی، کمک به صیانت از آثار سینمایی، سمعی و بصری و جلوگیری از عرضه غیر مجاز محصولات سمعی و بصری، حمایت از استاندارد سازی و روزآمدسازی تجهیزات مراکز لابراتواری و استودیوهای سینمایی(تسهیلات)، کمک به ایجاد استودیو در شهرهای منتخب (مشهد و شیراز) و کمک به راهبری مدیریت توسعه زیر ساخت های سینمایی تنظیم شده است.

گزارش عملکرد مالی موسسه سینما شهر در پنج ماه نخست سال۹۹

مشاهده خبر از سایت منبع

0
دفتر سینمایی

آیین نکوداشت ۵ سینماگر در افتتاحیه جشنواره «مقاومت» – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: آیین نکوداشت پنج سینماگر متعهد انقلاب اسلامی و دفاع‌ مقدس در افتتاحیه شانزدهمین جشنواره بین‌المللی فیلم «مقاومت» برگزار می‌شود.

به گزارش سینماپرس، مراسم نکوداشت خسرو سینایی، هادی مشکوه، شهید حسین فهیمی، همایون‌رضا عطاردی و غلامرضا جنت‌خواه دوست همزمان با افتتامیه شانزدهمین جشنواره بین‌المللی فیلم «مقاومت» برگزار می‌شود.

این آیین امروز دوشنبه ۳۱ شهریور برگزار و همزمان با مراسم افتتاحیه نکوداشت ۵ سینماگر انقلاب و دفاع مقدس برگزار خواهد شد.

سینایی؛ از مهاجرت لهستانی‌ها تا روایتگری دفاع‌مقدس

خسرو سینایی کارگردان، فیلمنامه‌نویس و مستندساز، فارغ‌التحصیل کارگردانی و فیلمنامه‌نویسی از آکادمی هنرهای نمایشی و رشته تئوری موسیقی از کنسرواتوار وین است.

وی فیلمسازی خود را از سال ۱۳۴۶ آغاز کرد. او سال ۶۲ مستند «مرثیه گمشده» با روایت مهاجرت هزاران لهستانی به ایران (در سال‌های ۱۹۴۱ و ۱۹۴۲ ) را ساخت و به همین دلیل جایزه‌ای تحت عنوان نشان ویژه «صلیب شوالیه جمهوری لهستان» نیز از رییس‌جمهور کشور لهستان هم دریافت کرد.

یکی از مطرح‌ترین فیلم‌های سینمایی این کارگردان «عروس آتش» بود که سال ۷۸ ساخته شد و سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه را نیز از جشنواره فیلم فجر دریافت کرد.

«جزیره رنگین»، «کویر خون»، «مثل یک قصه»، «گفت‌وگو با سایه»، «فرش، اسب، ترکمن»، «عروس آتش»، «کوچه پاییز»، «در کوچه‌های عشق»، «یار در خانه»، «مرثیه گمشده»، «هیولای درون»، «زنده باد…» و «تهران امروز» از آثار این کارگردان است.

سینایی در حوزه مستند هم کارنامه قابل ‌اعتنایی دارد. «راویان تاریخ»، «گواهان تاریخ»، «آوازهای سکوت»، «طرح برنده»، «میان سایه و نور» و «عبور از نمی‌دانم» از آثار او در عرصه مستندسازی است.

نشان «هنرمند با افتخار» از وزارت فرهنگ جمهوری لهستان برای فیلم مرثیه گمشده، نشان ویژه «صلیب شوالیه جمهوری لهستان» از سوی رییس‌جمهور لهستان برای فیلم مرثیه گمشده، جایزه انجمن بین‌المللی منتقدان فیلم (فیبرشی) برای فیلم «عروس آتش» در جشنواره بین‌المللی فیلم کارلوی واری جمهوری چک، برنده جایزه گلدان بلورین انجمن مبارزان ضد فاشیسم در جشنواره کارلوی جمهوری چک برای فیلم زنده باد… و همچنین جایزه فارغ‌التحصیلی آکادمی موسیقی و هنرهای نمایشی (وین – اتریش) برای فیلم «ماهیگیری» نیز از افتخارات این تهیه‌کننده شاخص سینما است.

خسرو سینایی در مرداد ۱۳۹۹ به دلیل عفونت ریه و ابتلا به کروناویروس سندرم حاد تنفسی ۲، در ۱۱ مرداد ۱۳۹۹ درگذشت. پیکر او ۱۲ مرداد ۱۳۹۹ بدون برگزاری مراسم عمومی و تنها با حضور خانواده‌اش در قطعه هنرمندان بهشت زهرا در کنار مزار محمدعلی کشاورز به خاک سپرده شد.

مشکوه؛ روایت ۱۸ سال تهیه‌کنندگی در سینمای دفاع‌مقدس

هادی مشکوه تهیه‌کننده سینما در ۳۰ سالگی از کرمان، زادگاهش به تهران مهاجرت کرد. او که عکاسی در بیش از ۳۲۳ فیلم سینمایی را در کارنامه دارد، پس از انقلاب وارد عرصه تهیه‌کنندگی فیلم شد و در زمره اولین تهیه‌کنندگانی بود که به این عرصه وارد شدند.

تهیه‌کنندگی فیلم سینمایی «مرز» به نویسندگی سیروس الوند و کارگردانی جمشید حیدری در سال ۱۳۶۰ یکی از اولین فیلم‌های با موضوع دفاع‌مقدس و دومین فیلم به تهیه‌کنندگی مشکوه بعد از «کرکس‌ها می‌میرند» بود.

«ترن» یکی دیگر از آثار ماندگاری است که به تهیه‌کنندگی هادی مشکوه و کارگردانی امیر قویدل و بازی فرامرز قریبیان در کنار خسرو شکیبایی و عنایت بخشی، ساخته شد. آخرین فیلمی که مشکوه در سینمای ایران تهیه کرد، فیلم «لانه عقاب‌ها» به نویسندگی و کارگردانی کوپال مشکوه در سال ۱۳۷۸ بود که آن هم در ژانر دفاع‌مقدس ساخته شد. سرانجام مشکوه در سن ۹۰ سالگی در ۲۲ آبان ۱۳۹۴ به دلیل مشکلات کلیوی و تنفسی و بر اثر ایست قلبی در بیمارستان لبافی‌نژاد تهران درگذشت.

شهید فهیمی؛ از مستند شهادت تا استناد به شهادت

شهید حسین فهیمی جانباز ۷۰ درصد و عضو هیات‌علمی دانشگاه سوره، از دوران جنگ یک دست و یک پای خود را از دست داده بود.

وی در سال ۱۳۴۳ در شیراز متولد شده و دارای مدرک کارشناسی سینما از دانشگاه هنر، کارشناسی‌ارشد ادبیات نمایشی دانشگاه تربیت مدرس و دکترای پژوهش هنر دانشگاه هنر بود. از جمله فعالیت‌های فهیمی می‌توان به مستند «محیط‌ زیست کهکلویه‌ و بویراحمد»، «ده مستند مساجد و فعالیت‌های فرهنگی استان فارس»، «فیلم‌های کوتاه مستند گزارشی سیمای صبحگاهی»، مستند «تشییع شهدای شیراز»، مستند رحلت امام خمینی «سوگ در سوگ»، فیلم داستانی «آغاز یک پایان»، فیلم داستانی «آواز جنگل»، سینمایی «ساحت»، فیلم مستند «گمست» و فیلم مستند «انتظار» اشاره کرد. وی سرانجام در ۲۵ آذرماه سال ۱۳۹۵ به یاران شهیدش پیوست و به فیض والای شهادت رسید.

عطاردی؛ مردی از جنس تجربه در سینما

همایون‌رضا عطاردی از سال ۱۳۶۶ فعالیت‌های موسیقی خود را به صورت جدی آغاز کرد. او کار حرفه‌ای را از سینما شروع و سال ۱۳۷۲ در فیلم «راننده‌ سفیر» به کارگردانی حبیب‌الله بهمنی و شفیع آقامحمدیان به عنوان آهنگساز فعالیت کرد. فعالیت در سریال «۲۳‌ گرم» به کارگردانی جواد مزدآبادی و سریال «آدمخوار» در مقام آهنگساز نیز در کارنامه او دیده می‌شود.

وی در سال ۱۳۸۱ جایزه بهترین موسیقی نماهنگ را برای «وسعت عشق» از نهمین «جشنواره فیلم دفاع مقدس» دریافت کرد. «فیلادلفی» به کارگردانی اسماعیل رحیم‌زاده و سیدمجتبی اسدی‌پور، «دختران» به کارگردانی قاسم جعفری، «پشت پرده مه» ساخته پرویز شیخ طادی، «چوری» اثر جواد اردکانی، «آخرین نبرد» و «آن مرد آمد» به کارگردانی حمید بهمنی، «تلاش معکوس» ساخته علی عسگری و «یک شب یک غریبه» به کارگردانی حسین قاسمی جامی، از دیگر فیلم‌هایی است که عطاردی به عنوان آهنگساز در آنها حضور داشته است. عطاردی در سوم مردادماه سال ۹۹ به دلیل ابتلا به بیماری کرونا دار فانی را وداع گفت.

جنت‌خواه، کارگردان هزاران ساعت مستند دفاع‌مقدس

غلامرضا جنت‌خواه ‌دوست، از سال ۱۳۴۶ فعالیتش را با کارگردانی مستندهای تلویزیونی آغاز کرد. وی با تولید و ساخت فیلم‌های مستند داستانی در مورد مضامین جنگ گام‌های موثری برداشت و به یکی از چهره‌های شناخته ‌شده در این عرصه تبدیل شد.

جنت‌خواه ‌دوست با ساخت بیش از ۱۳ هزار دقیقه مستند جنگی به صورت نگاتیو، از این حیث یکی از مستندسازان رکورددار به شمار می‌رود. این کارگردان ۷۳ ساله ده‌ها مستند درباره دفاع‌مقدس در کارنامه کاری خود داشت که از آن جمله می‌شود به «مائده» اشاره کرد. جنت‌خواه‌دوست در ۱۴ خرداد ۹۸ به دلیل ابتلا به بیماری سرطان درگذشت.

شانزدهمین جشنواره بین‌المللی فیلم «مقاومت» در ۲ زمان ۳۱ شهریور تا ۶ مهرماه همزمان با هفته دفاع مقدس در بخش‌های «مدافعان سلامت»، «جشنواره جشنواره‌ها» و انتخاب استانی بخش «فیلمسازان بسیجی» و «نشان رسول» و یکم تا هفتم آذرماه همزمان با هفته بسیج در بخش‌های «سینمای ایران و جهان»، «سیدالشهدای مقاومت»، «روایت قلم»، «نقد و پژوهش تحلیل» و انتخاب برگزیدگان ملی «فیلمسازان بسیجی» به دبیری مهدی عظیمی‌میرآبادی به همت انجمن سینمای انقلاب و دفاع مقدس بنیاد فرهنگی روایت فتح برگزار می‌شود.

مشاهده خبر از سایت منبع

0
دفتر سینمایی

اثری که فریاد مردم جنگ‌زده شد!


جنگ که مرز نمی‌شناسد. جنگ برای مردم دنیا هر کجا که باشد، غم انگیز و تلخ است. این همان اندیشه‌ای بود که یکی از بزرگ‌ترین هنرمندان قرن بیستم را ترغیب کرد تا اثر هنری را خلق کند که حالا به عنوان یکی از مهمترین و تاثیرگذارترین آثار هنری در جهان، پیام‌آور صلح در کشورهای مختلف شده است.

مشاهده خبر از سایت منبع

0