X

بایگانی فینال

دفتر سینمایی

موسیقی فیلم/ «آژانس شیشه‌ای»: دوئل پرویز پرستویی و رضا کیانیان


آژانس شیشه‌ای فیلمی به کارگردانی ابراهیم حاتمی کیا با آهنگسازی مجید انتظامی است. فیلم در شانزدهمین دوره جشنواره فیلم فجر اکران شد و بعد از نامزدی در ۱۴ رشته، موفق به دریافت ۹ سیمرغ بلورین شد. مجید انتظامی نیز برای ساخت موسیقی این فیلم، سیمرغ بلورین گرفت. در فاصله ۱۱ روز مانده تا آغاز جشنواره فیلم فجر، کلیپ‌هایی از موسیقی فیلم‌های برتر جشنواره را مشاهده می‌کنید.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

نمایش هنر «Sand Art» در سرای فرهنگ و هنر بانوی ایرانی


نمایش هنر «Sand Art» در سرای فرهنگ و هنر بانوی ایرانی نمایشگاه بین المللی بانوان تاثیرگذار را در این فیلم مشاهده می‌کنید.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

موسیقی فیلم/ «چهارراه استانبول»؛ روایتی دردناک از پلاسکو


«چهارراه استانبول» فیلمی به کارگردانی مصطفی کیایی و آهنگسازی آرمان موسی‌پور است. این فیلم با نگاهی متفاوت به حادثه تلخ آتش‌سوزی ساختمان پلاسکو ساخته شد. «چهارراه استانبول»‌ چهارمین فیلم محبوب جشنواره فجر ۳۶ از نگاه تماشاگران بود و دو سیمرغ بلورین نیز دریافت کرد. در فاصله ۱۲ روز مانده تا آغاز جشنواره فیلم فجر، کلیپ‌هایی از موسیقی فیلم‌های برتر جشنواره را مشاهده می‌کنید.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

پیشواز جشنواره‌های فجر با حاشیه‌های «هفت»، «سقوط» و…


هفته‌ پایانی دی ماه در حالی گذشت که با حاشیه‌هایی از سریال‌های «هفت»، «سقوط» و «سووشون»و جشنواره‌های فجر همراه بود.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

جهان تئاتر ما «تئاتر قدسی» با «بینشی اساطیری» است که قدرت‌های الهی در آن تشخص می‌یابند و در «مقیاس کیهانی» ایفای نقش می‌کنند


سینماپرس: پیام دبیر چهل‌ویکمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر منتشر شد.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

اقتدار خود را به هنر گره بزنیم


این موضوع حلقه مفقوده امروز ما است که به‌هیچ‌عنوان اقتدار خود را با هنر گره نزده‌ایم، درحالی‌که در کشورهای توسعه‌یافته، دستاورد هنری از مهم‌ترین دستاوردهای کشور محسوب می‌شود.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

سهم ۵۰درصدی تهیه‌کنندگان از بلیت‌های فجر/ امنیت سینماها تأمین شود – خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان

به گزارش خبرنگار مهر، تنها ۱۴ روز به برگزاری چهل و یکمین دوره جشنواره فیلم فجر باقی مانده و هنوز نامی از فیلم‌هایی که قرار است در این دوره از جشنواره حضور داشته باشند، منتشر نشده است. این درحالی است که دبیرخانه جشنواره تاکید کرده فیلم‌های حاضر در این دوره از جشنواره قرار است در مراکز استان‌های مختلف کشور به نمایش درآید.

البته نمایش فیلم‌های حاضر در جشنواره فیلم فجر آن هم به‌صورت گسترده چندسالی است که اجرایی می‌شود، هرچند در ابتدا اجرای چنین طرحی با مخالفت برخی از تهیه‌کنندگان همراه بود چرا که معقتد بودند نمایش فیلم‌ها در شهرهای دیگر و در طول برگزاری جشنواره فیلم فجر می‌تواند باعث ریزش مخاطب در زمان اکران عمومی شود. اما در نهایت این طرح پذیرفته شد و فیلم‌ها با تعداد سئانس‌های مشخص در سطح کشور اکران شد.

در این دوره از جشنواره فیلم فجر نیز قرار است همانند سال‌های قبل، فیلم‌ها همچنان در مراکز استان‌ها به نمایش گذاشته شود، این احتمال وجود دارد که مانند دوره‌های گذشته در مرکز هر استان ۱۶ فیلم به نمایش گذاشته شود و برای هر فیلم ۳ سئانس در نظر گرفته شده است.

مساله دیگر پرداخت درصد فروش بلیت فیلم‌ها در طول برگزاری چهل و یکمین دوره جشنواره فیلم فجر به صاحبان فیلم است که با توجه به دوره‌های گذشته ۵۰ درصد از فروش کل بلیت در سراسر کشور به تهیه‌کننده فیلم اختصاص داده می‌شود.

البته این مساله را نیز باید مدنظر داشته باشیم که معمولا نمایش فیلم‌ها در شهرستان‌ها با چند روز فاصله از شروع اکران در تهران در طول برگزاری جشنواره فیلم فجر خواهد بود. همانطور که سال گذشته شاهد چنین اتفاقی بودیم.

نکته دیگری که مسئولان برگزاری جشنواره فیلم فجر باید مدنظر قرار دهند، بحث قاچاق فیلم‌ها در زمان نمایش فیلم‌ها در شهرهای مختلف است که خود می‌تواند تبدیل به یک معضل برای دبیرخانه جشنواره شود.

سال گذشته هر چند به تعداد کم، اما شاهد آن بودیم که نسخه پرده‌ای تعدادی از فیلم‌ها در فضای مجازی منتشر شد؛ که این خود صدمه زیادی به این فیلم‌ها زد. البته در همان زمان مشخص شد که نسخه قاچاق فیلم که البته با گوشی موبایل، کیفیت پایین و از روی پرده ضبط شده بود برای کدام یک از شهرها بوده است.

امیدواریم سازمان سینمایی با همکاری انجمن سینماداران، شرایطی را فراهم کنند تا دیگر شاهد قاچاق فیلم‌های جشنواره آن هم زمانی که مشخص نیست قرار است فیلم مورد نظر چه زمانی راهی اکران عمومی شود، نباشیم.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

نسبت سینماگران و قدرت؛ از فردین تا حاتمی‌کیا/منتظر معجزه‌ نباشید – خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی خانه هنرمندان ایران، سومین نشست از سلسله نشست‌های بازیابی با عنوان «مداخله‌ هنرمند سینما در صورت‌بندی امروز و فردا» چهارشنبه ۲۸ دی ۱۴۰۱ با حضور امیر اثباتی، سعید عقیقی و آسیه مزینانی در سالن شهناز خانه هنرمندان ایران برگزار شد.

درباره نسبت «مردم سینما» با قدرت

در ابتدای این نشست، آسیه مزینانی معاون فرهنگی خانه هنرمندان ایران که مجری این برنامه نیز بود، گفت: مجموعه نشست های بازیابی تلاشی است برای اینکه در میدان هنر، مردمِ هنر در کنار هم جمع شوند، با هم گفتگو کنند و به ایده‌های جدیدی برسند تا ببینیم پس از تجربه‌ای که این روزها داشتیم، چه باید کرد. در واقع بازیابی تلاشی است برای اینکه به همان لحظه‌هایی برسیم که قدرت رهایی‌بخش هنر و هنرمند متولد می‌شود.

وی افزود: این سومین جلسه است و امروز درباره سینما و مردم سینما سخن می‌گوییم. ما در هر جلسه از اهالی هر رشته هنری می‌خواهیم برخلاف سنت گذشته، حرکت کنیم و هنر را در معنای کلی دنبال کنیم چون فکر می‌کنم هر کدام از رشته‌های مختلف هنری، فرهنگ مختلفی دارند و رسیدن این فرهنگ‌ها به هم می‌تواند به نوعی آلترناتیو باشد. ابتدا مروری تاریخی خواهیم داشت بر لحظاتی که مردم سینما نسبتی پر فراز و نشیب با قدرت داشتند و همه می‌دانیم که چقدر این نسبت پیچیده بوده است، مسئله سینما به واسطه مراوده‌ پرشماری که با مردم دارد باعث پیچیدگی قضیه نیز می‌شود. تمام تلاش این جلسه هم تقدیم می‌شود به همه دوستان سینمایی که در زندان هستند.

تاریخ به ما می‌آموزد چگونه با بحران برخورد کنیم

سپس امیر اثباتی طراح صحنه و فعال صنفی در سینما بیان کرد: تعدادی از همکاران ما در روزها و ماه‌های اخیر به دلیل اعتراضات، ابراز عقاید و سوءتعبیری که در بیان این نظرات شد، دچار گرفتاری شدند، امیدوارم این مشکلات حل شود و بتوانیم در کنار هم به کار اصلی که همان تولید اثر هنری است بپردازیم؛ جای آن‌ها اینجا خالی است.

وی با بیان اینکه ما در شرایطی قرار داریم که به‌گونه‌ای یک برزخ است، مطرح کرد: این شرایط نه به قدری متلاطم است که گفتگو کردن را منتفی بدانیم و نه آنقدر عادی است که هر کسی مشغول کار خودش باشد. داریم دوره‌ای را می‌گذرانیم که باید درباره جایگاه و نقش تک تک ما به عنوان اهالی هنر و وظیفه‌مان در این موقعیت فکر کنیم، چون بخشی از این موقعیت ایجاب می‌کند که نباید انتظار داشته باشیم حتما نقش مورد نظر ما توسط دیگری ایفا شود؛ این مهمترین مسئله است. به همین دلیل می‌خواهم مرور تاریخی بر مسیری که طی شده و تاریخی که بارها تکرار شده است داشته باشم، چون این موقعیت تازه‌ای نیست. تاریخ می‌تواند به ما بیاموزد که چگونه با موقعیت بحرانی برخورد کنیم.

اثباتی اظهار کرد: اولین اعتراضاتی که سینماگران داشتند به اوایل دهه سی برمی‌گردد. در آن دوران سینماداران در اعتراض به عوارضی که وضع شده بود اعتصاب کردند، سال ۳۸ اتحادیه تهیه‌کنندگان توانستند کنار هم جمع شوند و در وزارت کشور انجمنی را ایجاد کنند. آن‌ها رفته‌رفته اتحادیه صنایع ایران را ایجاد کردند و انتظار داشتند فعالیت آن‌ها به عنوان صنعت شناخته شود. به همین ترتیب به وزارت صنعت هم رفتند.

وی ادامه داد: سال ۵۲ انشعابی اتفاق افتاد. یعنی از بین هنرمندانی که عمدتاً کارگران، فیلمنامه‌نویس و … بودند برخی از سینماگران موج نو انشعاب کردند. در واقع درباره درک هر کدام از آن‌ها نسبت به معنی و کارکرد سینما افتراقی پیش آمد و باعث اختلاف شد. با این حال باز هم معتقد بودند باید تشکلی داشته باشند. در سال ۵۳ وزیر فرهنگ و هنر این ایده را طرح می‌کند که تشکل‌های هنری باید در وزارت فرهنگ و هنر تجمیع شوند، اینجا وابستگی به دولت ایده‌ای است که از طرف دولت طرح و این باعث اعتراضاتی می‌شود که در همان سال تعدادی آن اعتراض را مکتوب می‌کنند.

اثباتی ادامه داد: در نهایت اما تبدیل اتحادیه به انجمن باعث دخالت وزارت فرهنگ و هنر و دولت در امور مربوط به هنرمندان می‌شود، سپس دخالت دولت در ساخت فیلم باعث رقابت نابرابر می‌شود که این همان چیزی است که در سال‌های اخیر تکرار شده است. در آن دوران اعتراض دیگر ناشی از نبود ضابطه در ارائه پروانه‌های ساخت و نمایش بود. این موضوع در واقع چیزی است که همیشه سینماگران با آن رو به رو بوده‌اند.

قانونی که نظم و سانسور را به همراه داشت

این سینماگر با بیان اینکه در سال ۵۶ اتفاق دیگری رخ داده است، گفت: در آن سال لایحه تشکیل مرکز ملی سینمای ایران به نخست‌وزیر داده می‌شود و در پی آن قانون سینما نوشته می‌شود، در واقع مدیریت سینما را مشخص می‌کنند و این مسئله غیر از این که باعث نظم می‌شود، باعث اعمال نظارت هم می‌شود که معنی آن سانسور است. به هر حال برای اینکه این کار را در سطوح کلان سامان بدهند شورای عالی سینما تشکیل می‌شود. ترکیبی که الان شورای عالی سینما دارد، عین همان دوران است. این شورا که حالا فعالیت دارد، به صورت شکلی تفاوتی با شورای عالی سینمای آن دوران ندارد، یعنی بانیان هر دو شورا به زعم خود آن را برای سامان دادن به امور شکل دادند اما در اصل می‌تواند برای سینماگران آزاردهنده باشد.

وی توضیح داد: در اواخر رژیم گذشته سینمای ایران به دلیل واردات بی رویه فیلم‌های نازل دچار بحران می‌شود. پس از چندی اما کم‌کم سر و صدای انقلاب بلند می‌شود. در این گیرودار سینماگران بلاتکلیف می‌شوند. به همین دلیل حضور موثری در انقلاب نداشتند. غیر از کامران شیردل که سه ساعت از انقلاب راش دارد و یا حسین ترابی که یکی از مهمترین اسناد تصویری تاریخی را ساخته است، چند هنرمند دیگر هم همینگونه بودند. سینما از طریق مستندسازی حضور جدی‌ای در آن حوادث داشته اما نکته مهم این است که آن زمان تلویزیونی‌ها موثر بودند نه سینمایی‌ها. مثلا در مهر و آبان ۵۷ حدود ۸۰ درصد از کارکنان تلویزیون ملی اعتصاب می‌کنند و حضور موثری در روند اوضاع داشتند، سپس آنها اسناد تاریخی تهیه می‌کنند، پوشش تصویری و خبری روز ۱۲ بهمن، ایجاد یک فرستنده در مدرسه علوی و… از جمله کارهای آنها بود.

اثباتی عنوان کرد: این شرایط را با وضعیت الان مقایسه کنید، در شرایطی که در حال حاضر همه یک جور گیرنده و فرستنده هستند آن زمان اما چنین امکانی وجود نداشت. در همان زمان تلویزیونی‌ها گزارشی از حمله ۱۳ آبان و جریانات جلوی دانشگاه تهیه‌ کردند که به تیراندازی نظامیان به دانشجویان می‌پرداخت، این گزارش در هفت دقیقه از تلویزیون پخش شد که بسیار تأثیرگذار بود به نحوی که شهردار نامه نوشت و وزیر علوم همان روز استعفا داد. نمونه دیگر از یک فیلم موثر به بیست بهمن برمی‌گردد به این صورت که در پادگان نیرو هوایی فیلمی را پخش کردند که آن فیلم درباره وقایع روز بود اما در آن گروهی از هواداران سلطنت شروع به فحاشی نسبت به انقلابیون کردند این فیلم باعث واکنش همافران شد، جرقه انقلاب را زد و ۲۲ بهمن انقلاب به صورت رسمی به پیروزی رسید و این پیروزی در رادیو اعلام شد.

زمانی که «سینما» به معنای «هنر» نبود

دیگر سخنران این جلسه سعید عقیقی منتقد و فیلمنامه‌نویس بود که در پاسخ به اظهارات ابتدایی امیر اثباتی گفت: در آن زمان اصولاً سینما برای گروهی که داشتند کار می‌کردند، به معنای «هنر» مطرح نبود، برای جریان اصلی سینما اصلا اهمیت نداشت که آنچه دارد می‌سازد چه کیفیتی دارد، عمده‌ترین مشکل آنها با کسانی بود که ممکن بود نسبت به آثارشان اعتراض کنند. این فیلمسازان، مخلص هر کسی بودند که به آنها پول و مجوز بدهد، توجه کنید که این موجودیت فیلمفارسی است که البته الان مقدس شده است! همه فکر می‌کنند هرچه مربوط به قبل بوده خیلی خوب است.

وی با اشاره به مناسبات سینماگران با دولت مطرح کرد: مثلا در مصاحبه‌ای از فردین می‌بینیم که می‌گوید از دولت خواهش می‌کنم پول بدهد تا ما فیلم بسازیم پس باید بگویم من هم اگر جای دولت بودم و این مسائل را می‌دیدم هر کاری که دلم می‌خواست انجام می‌دادم. در آن زمان اغلب سینماگران معتقد بودند نباید انتقاد از فیلم وجود داشته باشد به همین دلیل به مجلاتی که نقد چاپ می‌کردند آگهی نمی‌دادند به همین ترتیب مدیران، منتقدان را اخراج می‌کردند مشابه این اتفاق در سال ۶۵ برای مجله فیلم هم رخ داد.

این فیلمنامه‌نویس گفت: نکته بعدی این است که هنوز برخی فکر می‌کنند روشنفکران انقلاب کردند اما در آن ساختار تعداد کمی فیلمساز داشتیم که اساسا فیلم ساختن برایشان مسأله بود و سعی می‌کردند یک سری ویژگی در فیلم‌های خود داشته باشند که در فیلم‌های رایج نبود. همین‌جا لازم است اشاره کنم که در آن دوره بچه‌های چراغ برق که برای سینما پول می‌گذاشتند اغلب تبدیل به تهیه‌کننده شدند که اتفاقا بعد از انقلاب همان مسیر ادامه پیدا کرد. در آن دوره تلاش‌هایی که برای ایجاد کیفیت صورت می‌گرفت خارج از سینما بود.

فیلمفارسی‌سازان حالا هم با همان فرمان فیلم می‌سازند

عقیقی گفت: قانون فیلمفارسی مثل قانون ماده و انرژی است به همین دلیل فیلمفارسی‌سازان حالا در مسیر جدید فیلم می‌سازند اما با همان مدل و با هم فرمان. آنچه در این بحث اهمیت دارد شناخت وضعیت کلی این ساختار است وقتی از بالا به مسأله نگاه می‌کنید تغییراتی می‌بینید که این تغییر برای کسانی که فیلم ساختن برای آنها مسأله است، مهم است. آنچه در این بحث مهم است این است که چه چیزهایی ثابت و چه چیزهایی تغییر می‌کنند، در روند تاریخی می‌بینیم که در دوره‌ای نسل‌های مختلف فیلم‌سازی با میانسالان برخورد می‌کنند و این همان زمانی است که کیفیت آثار را بالا می‌برند.

این پژوهشگر با بیان اینکه حکومت قبلی و بعدی به داشتن پایان شیرین در فیلم‌ها معتقد بودند، توضیح داد: بیشترین فیلم‌هایی که پایان تلخ دارند بعد از «قیصر» ساخته شدند بعد از انقلاب هم عمدتا فیلم‌هایی پایان تلخ دارند که سازندگانشان از جنگ بیرون آمدند؛ در واقع بازتاب شکست ایدئولوژیک در جنگ در فیلم‌ها دیده می‌شود مثل «کیمیا» و «سفر به چزابه» که محصول تجربه در میدان جنگ است.

عقیقی با بیان اینکه ۲ نسل هستند که در سال ۷۶ کارشان با فرهنگ عمومی جامعه تمام شده است، گفت: در آن دوره ۲ فیلم مهم از سوی ۲ جناح متفاوت ساخته شد یکی «آژانس شیشه‌ای» ابراهیم حاتمی‌کیا و دومی «درخت گلابی» داریوش مهرجویی بود. نمایندگان آن دو نسل در دوره بعدی اما هیچ‌ چیز تازه‌ای به عنوان فیلم برای نسل بعد خود نداشتند یعنی قادر به اضافه کردن هیچ چیزی به آنچه از قبل داشتند، نبودند یکی از دلایل این موضوع به وجود آمدن مطالبات اجتماعی و فرهنگی جدید بود.

این فیلمنامه‌نویس با اشاره به شکل‌گیری فیلم‌های فرهنگی گفت: در آن دوره درگیری بزرگ‌تری شکل می‌گیرد و سینما ذیل آن قرار می‌گیرد؛ در واقع در درگیری‌های اجتماعی بخشی از جامعه می‌گویند هنرمندان چرا به اندازه کافی در سیاست دخالت نمی‌کنند در حالی که در دوره بعدی می‌گویند چرا آن زمان مداخله کردند؟

وی درباره کنش‌گری هنرمندان پیش از رسیدن به سال ۵۷ گفت: در آن مقطع نشانه‌های عصیان سینماگران را در ۱۵ فیلم می‌شد دید، در واقع اگر به آن فیلم‌ها توجه می‌شد بقیه می‌فهمیدند که در شرایط عادی نیستیم. با این حال اصل فقدان فیلمنامه مسأله مهمی بود؛ یعنی اتفاقا اگر شما متنی داشتید که می‌شد برایش فیلم ساخت دچار مشکل می‌شدید چون وقتی اساس آن ساختار نادرست بود این موضوع در کل سطوح آن سیستم معیوب دیده می‌شد.

تقوایی می‌گفت با فیلم نساختن دارم کاری می‌کنم

عقیقی با اشاره به تحولات اخیر مطرح کرد: یکی از راهکارهایی که برای مقاومت مدنی پیش پای ماست کار نکردن است که اتفاقا افرادی که به آن معتقدند در اقلیت هستند، مثلا یادم است یکبار ناصر تقوایی گفت من با فیلم نساختن دارم کاری می‌کنم که این موضوع تاثیری روی کلیت سینما داشته باشد.

وی در بخش دیگر از صحبت‌های خود گفت: ما در مقطعی گروهی از مذهبیون را داشتیم که اتفاقا دانشگاهی بودند اما آن‌ها با سینما مخالف بودند در این باره شما را به بولتن سال ۶۲ ارجاع می‌دهم که دوستی در مصاحبه‌ای گفته بود «ما به سینما نیاز نداریم اما به دلیل فرموده‌های آقای خمینی حالا سینما داریم و ما هم به سمتش آمدیم».

اثباتی هم مطرح کرد: ایرج کریمی یک‌بار می‌گفت در دانشگاه شاگرد مصطفی میرسلیم بوده و او به ایرج کریمی گفته است دنبال سینما نرو اما همین آدم (مصطفی میرسلیم) بعدا وزیر ارشاد شد.

این طراح صحنه سینما بار دیگر به مرور تاریخی مسائل سینماگران پرداخت و گفت: در اسفند ۵۷ شورای موقتی برای سینما تشکیل شد، مدیران در آن ساختار آشفته در جلسه‌ای از اعضای سندیکای هنرمندان و آن انشعابیون دعوت و سعی کردند به وضعیت سر و سامان بدهند اما این موضوع سرانجامی نداشت، سپس در سال ۶۲ بنیاد سینمایی فارابی ایجاد شد، کم‌کم عده‌ای به این فکر افتادند که باید نظمی به سینمای ایران بدهند و نهاد مدنی و صنفی سینماگران را تشکیل دهند تا بدانند با چه کسی طرف هستند، پس به فکر ایجاد آن نهاد افتادند.

اثباتی ادامه داد: اساسنامه این نهاد در سال ۶۸ نوشته شد و به نام خانه سینما شکل گرفت، از سال ۷۲ هم این تشکیلات به اهالی سینما سپرده شد. به همین ترتیب بچه‌ها احساس می‌کردند فضایی دارند تا به مسائل خود فکر کنند و با دولت و حاکمیت وارد گفتگو و چانه‌زنی شوند. این هویت‌یابی گرچه چند سالی طول کشید اما سینماگران در خانه سینما یک هویت اجتماعی پیدا کردند و یک مرجع شدند به همین دلیل در سال ۷۶ به رغم حضور میرسلیم و ضرغامی، سینماگران در انتخابات ریاست‌جمهوری حضور فعال داشتند؛ انتخاباتی که یک نقطه عطف بود چون مفهوم جدیدی با نام جامعه مدنی وارد مناسبات شد از آن زمان این نهاد (خانه سینما) با استفاده از این گفتمان فعالیت خود را گسترش داد به نحوی که حتی عدم حضور سینماگران در انتخابات هم می‌تواند تاثیرگذار باشد مثل انتخابات اخیر.

این طراح صحنه اظهار کرد: در کنار این‌ها نهاد خانه سینما در آن دوره با ارشاد در یک تعامل قرار می‌گیرد تا سیاست‌گذاری‌ها را پیش ببرد به نحوی که منافع سینماگران را در نظر بگیرد. در کنارش جشن خانه سینما هم شکل می‌گیرد که نوعی رویارویی با جشنواره حاکمیتی با نام جشنواره فجر است. البته خانه سینما درباره مسائل اجتماعی هم موضع‌گیری می‌کند. مثلا درباره وقایع کوی دانشگاه، ترور حجاریان، تحریم آمریکا و حتی کشتار در فلسطین بیانیه صادر می‌کند. در واقع یک حضور فعال اجتماعی داشتند. به هر حال ماهیت کار سینما به عنوان نوعی از تولید اثر هنری، وابسته به مسائل اجتماعی است حتی فیلمفارسی هم برآمده از زمینه‌های تاریخی خود است، این است که سینماگر نمی‌تواند بی‌تفاوت باشد.

در این بخش مزینانی در واکنش به صحبت‌های اثباتی گفت: این روایت به گونه‌ای است که انگار با کسانی مواجه هستیم که هیچ مشکلی برای آنها پیش نیامده است، بعد خانه سینما شکل می‌گیرد و به سینماگرانی تقدیم می‌شود که انگار میل چندانی ندارند خانه سینمایی داشته باشند، انگار هیچ اراده‌ای نیست.

اثباتی هم گفت: نه اینگونه نیست، آنها اتفاقا دنبال منافع بودند.

نهاد مدنی تا زمانی که بخش خصوصی برایش پول خرج نکند موفق نمی‌شود

سپس عقیقی بیان کرد: شاید مشکل همین است، وقتی می‌گوییم آنها برای منافع خودشان تلاش می‌کردند این موضوع با منافع عمومی مشکل ایجاد می‌کند، بحث بر سر این است که اگر معیار ما یک نهاد مدنی است تا زمانی که بخش خصوصی برای آن پول خرج نکند، موفق نمی‌شود چون نهاد دولتی می‌تواند پول به آن تزریق و برای آن مسیر تعیین کند.

اثباتی مطرح کرد: در جامعه مدرن باید نهاد خود را داشته باشید. برخی حکومت‌ها از فعالیت سندیکایی خوششان نمی‌آید چون این سندیکاها قدرتی ایجاد می‌کنند مثالی می‌زنم؛ در سال ۹۰ چند مستندساز بازداشت شدند. خانه سینما نسبت به این رفتاری که با اعضایش شده بود، اعتراض کرد. البته حالا هم همین کار را می‌کند. اساسا حمایت از حقوق اعضا کاری است که این خانه می‌کند پس از آن بود که گرفتاری اصلی کم کم روشن شد. به این ترتیب که با انتخاب مدیرعامل جدید خانه سینما، مدیریت وقت سینما کلا موجودیت این خانه را غیرقانونی دانست به‌طوری که می‌گفت باید در ساختار آن تجدید نظر شود این امر در واقع برای اعمال دخالت در مدیریت این نهاد بود.

وی افزود: آن زمان اعضای سینما کنار هم جمع شدند و یک مقاومت مدنی از خود نشان دادند. پس از آن اولین قدم مدیریت وقت سینما این بود که کاری کند تا بودجه خانه سینما قطع شود. یادم است خانه سینما اوراق قرضه درست کرد که عده‌ای از هواداران آن را خریدند و توانستیم آن دوره را بگذرانیم. در آن زمان خبرهای خانه سینما در صدر اخبار قرار گرفته بود به‌طوری که بازگشایی آن تبدیل به یکی از وعده‌های انتخاباتی شده بود.

مزینانی در این بخش بیان کرد: آن دوره یک ویژگی عجیبی دارد، لحظاتی دارد که خلاقانه است چون هیچ کس انتظار نداشت چنین انسجامی شکل بگیرد. خانه سینما تجلی شکاف بود و به نظرم مورد قابل بررسی است و امکانات درآمدن از یک موقعیت، مسأله را برای ما روشن می‌کند.

سپس اثباتی گفت: واقعیت این است که آن انسجام به صورت درخشان نبود چون گروهی از همکاران ما می‌خواستند خانه سینمای ۲ را شکل بدهند و در کنار ارشاد قرار گرفتند آنها همچنان هم این اصرار را دارند، سینماگران همه یک دغدغه و یک درک از حضور اجتماعی و فرهنگی ندارند با این حال معتقدم خانه سینما هم‌چنان نتوانسته از تمام ظرفیت خود استفاده کند.

وی با اشاره به شرایط فعلی سینما مطرح کرد: در شرایط بحرانی همبستگی تشدید می‌شود و در شرایط عادی اختلافات شکل می‌گیرد. سینماگران هم مثل باقی هنرمندان در حوزه‌های دیگر در این برزخ قرار گرفته‌اند و سوالاتی که برایشان مطرح است این است که چه باید کنند؟ آیا نباید کار کنند؟ آیا باید پروانه ساخت بگیرند؟ و… همه این‌ها سوالات جدی است که جواب روشن و ساده‌ای هم ندارد.

دوستانی علیه دیگران بیانیه می‌دهند اما بلافاصله پروژه می‌گیرند

عقیقی در این بخش گفت: پاسخ به این پرسش چندان هم سخت نیست‌. اینکه همچنان خودمان را سر ۲ راهی قرار بدهیم مشکل را حل نمی‌کند، افراد هر تصمیمی برای کار کردن یا نکردن می‌گیرند باید تبعات آن را هم بپذیرند. یادم است در سال ۸۸ هم شرایط مشابهی وجود داشت، اما آن زمان هم جشنواره فیلم فجر برگزار شد. باید بگویم گاهی اما اتفاقات عجیبی رخ می‌دهد مثلا اغلب دوستان بیانیه‌ای را علیه گروهی امضا می‌کنند اما بلافاصله یک پروژه بزرگ می‌گیرند مثلا در اتفاقات اخیر ۲ کارگردان عزیز ما ۲ بیانیه متفاوت از ۲ گروه متضاد را امضا کرده و در هر ۲ گروه بودند. این البته غم‌انگیز است. این تصویر، تصویر جامعی نیست اما مانع است.‌ آدم‌ها به هرحال انتخاب می‌کنند انتخاب این دوراهی چندان پیچیده نیست.

وی تأکید کرد: همین جا باید بگویم تعهد فردی یک موضوع مهم است چون به هر حال آدم عقیده‌ای به انجام فعالیتی دارد، آن عقیده بیش از آنکه راهش را باز کند راهش را برای دیگر فعالیت‌ها می‌بندد. باید بگویم وقتی ما در مسیر تولید فیلمی هستیم به یکی از مهره‌های آنچه که رخ می‌دهد، تبدیل می‌شویم مثلث این موضوع هم تهیه‌کننده، کارگردان و فیلمنامه‌نویس هستند و بقیه چندان در پیش‌برد این ایدئولوژی دخیل نیستند.

اثباتی در واکنش به این صحبت‌ها گفت: من معتقد نیستم این سه، فعل اصلی را انجام می‌دهند و بقیه مثل یک دلاک‌ هستند. یادم است یک‌بار گفتم من مادامی که حجاب اجباری در فیلم‌ها وجود دارد دیگر کار نمی‌کنم اما نمی‌توانم این را به دیگران توصیه کنم.

عقیقی هم مطرح کرد: من هم این موضوع را توصیه نکردم. مسئولیت نظام مندی ایدئولوژیک یک فیلم همان چارتی است که گفتم، باز تکرار می‌کنم، به هر حال باید از یک دوراهی یکی را انتخاب کرد.‌ وقتی خودمان را نخبه ندانیم و تکنسین بدانیم متوجه می‌شویم که خانه سینما می‌تواند همان کار انجمن معلمان را انجام دهد اما چون سینما یک ویترین است ممکن است تاثیر بیشتری بگذارد آن دوراهی که درباره آن سخن گفتم دوراهی مسئولیت فردی است اینکه ما قائل به این هستیم که انتخابی می‌کنیم و تبعاتش را می‌پذیریم یا ادامه می‌دهیم.

مزینانی هم گفت: در حال حاضر در فضای هنر ما کار کردن خودمان را ملغی کرده‌ایم ولی باید به این فکر کنیم که آیا این کار نکردن منجر به رفع انسداد می‌شود؟

باید به چیزی کلان‌تر از خانه سینما فکر کنیم

عقیقی توضیح داد: افتادن در چاله یک موضع صنفی، کمکی به کل یک ماجرا نمی‌کند، بخش قابل توجهی از این ماجراها مربوط به نیازهای کلی است. به نظرم باید به چیزی کلان‌تر از خانه سینما و نهادهای مدنی موجود فکر کرد. اینکه با این شکل از صورت‌بندی، مسأله انتخاب چگونه اتفاق می‌افتد. چون یکی از بحث‌های اصلی انتخاب کردن است ما مسئول انتخابات و تصمیمات خودمان هستیم. برخلاف آنچه که تصور می‌شود انتخاب فردی خیلی مهم است اینکه چه چیزی انتخاب می‌کنید و به چه نتیجه‌ای می‌خواهید برسید. بزرگترین مشکل فرهنگ و هنر ایران این است که بسیاری از افراد هیچ حساسیتی نسبت به آنچه تولید می‌کنند، ندارند و از آنجایی که تولید با دولت شکل می‌گیرد گاهی ایدئولوژی آدم‌ها هم به واسطه اینکه دولتی‌ها پول می‌دهند تا فیلم بسازند شکل می‌گیرد.

اثباتی هم توضیح داد: به شدت معتقدم به‌عنوان یک شهروند نه یک طراح صحنه مسئولیتی دارم که مانع از سکوتم می‌شود. همین جاست که ماجرا از صفر و صد خارج می‌شود. پیچیدگی نهادهای مدنی همین است که این مسئولیت فردی را تبدیل به کارهای اجتماعی کنند. وقتی شرایط به‌گونه‌ای نیست که ما می‌خواهیم همه چیز سخت‌تر می‌شود اصلا چالش و درگیری با موقعیت است که کار را سخت می‌کند.

سپس عقیقی اظهار کرد: اغلب متفکران ما ساختارهای چهار عمل اصلی کشورهای توسعه‌یافته را در ایران پیاده می‌کنند و نتیجه این می‌شود که بخشی از جامعه آن قدرت محدودی را هم که دارند، از دست می‌دهند. وقتی شما شکل توسعه‌یافته‌ای ندارید ناگزیر هستید روی توانایی‌های افراد حساب باز کنید. توقع بیش از اندازه داشتن از هر نهاد مدنی گذاشتن باری بر دوش آن است وقتی آدم‌ها مسئولیت فردی خود را بشناسند، می‌توانند دست به انتخاب بزنند.

عقیقی در پاسخ به این پرسش که چه راهکاری را در شرایط فعلی توصیه می‌کند؟ توضیح داد: من می‌گویم شکلی از هنر را که افکار و عقاید شما در آن خدشه‌دار نمی‌شود، دنبال کنید و از شکل مرسوم جلوگیری کنید.

هیچ معجزه‌ای رخ نمی‌دهد

اثباتی هم گفت: من هم می‌گویم کاری کنید که به آن معتقد هستید. اینکه چه چیزی خلق کنید، در چه شرایطی سراغ چه کاری بروید و چه زمانی مناسب است؟ چیزی است که نسخه‌ای ندارد. هر کسی با توانایی خود می‌تواند راهش را پیدا کند البته اگر امید به معجزه نبندد. بدانید که هیچ‌ معجزه‌ای رخ نمی‌دهد.

این سینماگر توضیح داد: معمولا صاحبان قدرت دوست ندارند با آن‌ها چون و چرا کنید دوست دارند به فرموده کاری انجام دهیم و در انجامش تردید نکنیم در چنین زمانی باید امکانات خواستن و مطالبه‌گری را به یاد بیاوریم اما متاسفانه ما متعلق به فرهنگ دیرینه‌ای هستیم که بر اساس آن می‌نشینیم و منتظر معجزه هستیم در حالی که به نظرم در برزخ به سر می‌بریم.

اثباتی گفت: برخی از همکاران ما مدت‌هاست که دوست دارند فیلم بسازند اما به آن‌ها پروانه ساخت داده نمی‌شود در حالی که آنها به آثار خود معتقد هستند. توصیه من این است که همین مواجهه را نپذیرند، اما این سینماگران می‌پذیرند که پروانه ساخت نگرفته‌اند در حالی که می‌توانند اعتراض کنند. باید بپذیریم که یا سکوت کنیم و بپذیریم یا اعتراض کنیم. خیلی‌ها هستند که به رویه موجود اعتراض دارند اما سکوت می‌کنند اما ممکن است در جای دیگری سکوت نکنند. این البته نافی هیچ حرکت دیگری نیست آن کسی که دچار مشکلات معیشتی است چه باید کند؟ او حقش است که فریاد بزند غیر از داد زدن چه کاری می‌تواند کند؟

وی با اشاره به جشنواره فیلم فجر اظهار کرد: جشنواره فیلم فجر حالا با هر کیفیتی برگزار می‌شود، اصراری که مسئولان جشنواره بر پرشوری جشنواره می‌کنند عبث است. زندگی جمعی هر روزش پیچیدگی‌های خاص خود را دارد. مسأله اما انتخابی است که ما داریم اگر همراه با آگاهی باشد می‌تواند ما را امیدوار کند که به جامعه مطلوب برسیم.

عقیقی هم گفت: من مخالفتی با کار افراد ندارم هر کسی بر سر دوراهی سراغ کاری می‌رود که فکر می‌کند درست است. اگر صادقانه بر مبنای الگویی که دارید رفتار کنید راه درست را رفته‌اید.

وی در پایان با اشاره به فیلم‌های اعتراضی گفت: شما نشانه‌هایی از اعتراض را در فیلم‌های گذشته می‌دیدید اما آنچه باعث شده این موضوع حالا دیده نشود، باتلاق پول است.

طبق اعلام قبلی، قرار بود وحید جلیلوند در این جلسه حضور پیدا می‌کند اما این کارگردان به دلیل کسالت نتوانست در این برنامه حضور پیدا کند.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

ماجراهای «میدان التحریر» در خانه هنرمندان ایران مرور می‌شود – خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی خانه هنرمندان ایران، نخستین برنامه «مستندات یکشنبه» که روز یکشنبه ۲ بهمن ۱۴۰۱ از ساعت ۱۷ در سالن شهناز برگزار می‌شود، به نمایش فیلم سینمایی «میدان» محصول ۲۰۱۳ مصر و آمریکا اختصاص دارد.

پس از نمایش فیلم، نشست تحلیل فیلم با حضور پیروز کلانتری مستندساز و پژوهشگر برگزار می‌شود.

داستان فیلم درباره مبارزه شش نفر در انقلاب مصر است که از آخرین روزهای سلطنت حسنی مبارک شروع می‌شود.

از این پس «مستندات یکشنبه» روزهای یکشنبه در سالن استاد شهناز خانه هنرمندان ایران برگزار خواهد شد.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

آیا «هفت» جدید با حضور یک مجری توانمند و مقبول همراه است؟ – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: برنامه سینمایی «هفت» با تمرکز بر اخبار، حواشی و تحلیل های سینمایی، یک دهه است که از شبکه سه سیما پخش می‌شود اما بنا به تصمیم مدیران تلویزیون، حالا قرار است این برنامه به شبکه‌ای دیگر منتقل شود؛ خبری که فعلا در حد چند جمله باقی مانده و جزییاتی در این زمینه اعلام نشده است. با این همه پیش بینی می شود «هفت»ِ جدید با تحولات اساسی از جمله تغییر در مجری و ساختار همراه باشد.

به گزارش سینماپرس، برنامه سینمایی «هفت»، سال ۸۹ و در دوران مدیریت علی‌اصغر پورمحمدی برای نخستین بار در شبکه سه تولید شد. در آن زمان با توجه به موفقیت برنامه «نود» با اجرای عادل فردوسی‌پور در حوزه ورزش، مدیران وقت تلویزیون چنین می‌پنداشتند که باید برنامه‌های چالشی مشابه این برنامه را در حوزه‌های دیگر تسری دهند؛ چنانچه به نود فرهنگی، نود اقتصادی و نود اجتماعی هم فکر می‌کردند.

برنامه سینمایی «هفت» در آن زمان با چنین نگاهی شکل گرفت. پورمحمدی که حامی برنامه «نود» بود، در نهایت رأی به ساخت «هفت» سینمایی داد و پس از اینکه این برنامه در کوران تغییر مجریان در خرداد ماه ۹۱ تعلیق شد، پورمحمدی هم مهر ماه همان سال از تلویزیون رفت و مجید زین‌العابدین که تا همین چند روز قبل، مدیرعامل رودکی بود در آن زمان جانشینش شد.

مجری ششم پازل «هفت» کیست؟
فریدون جیرانی از ۱۰ اردیبهشت ۸۹ تا ۲۲ اردیبهشت ۹۱ هفت را اداره کرد.

ساخت «هفت» را برای نخستین بار به فریدون جیرانی سپردند؛ کارگردانی که قبل از اجرای این برنامه، تجربه اجرا در برنامه‌های «دو قدم مانده به صبح» و «سی سال، سی مجموعه» را در کارنامه داشت. مسعود فراستی هم که در این سال‌ها کم برای تلویزیون حاشیه درست نکرده است، از همان زمان مهره ثابت نقدهای «هفت» بود و اتفاقا با شروع برنامه در کنار اجرای متفاوت جیرانی، توانستند هم توجه علاقمندان سینما را به خود جلب کنند و هم صدای برخی سازندگان فیلم‌ها، رسانه‌ها و مسوولان سینمایی را درآورند. در نهایت چنانچه پیشتر اشاره شد، حاشیه‌ها و فشار بر مدیران وقت صداوسیما به تعلیق «هفت» در خرداد ماه سال ۹۱ منجر شد تا پرونده «هفت» برای جیرانی بسته شود و محمود گبرلو بر صندلی اجرا بنشیند.

مجری ششم پازل «هفت» کیست؟
محمود گبرلو از ۹ تیر ۹۱ تا خرداد ۹۴ اجرای هفت را بر عهده داشت

اما گبرلو (شایسته) که حالا چندسالی است اجرای نشست‌های جشنواره فیلم فجر را عهده‌دار است، در آن زمان هم با همان رویه محافظه‌کاری معروفش و بسیار متفاوت از شیوه جنجالی جیرانی، نتوانست رضایتمندی بینندگان را تامین کند و از طرفی «هفت» با آن مدل ابتدایی که قرار بود «نود»ِ جدید تلویزیون در حوزه فرهنگ و هنر باشد، فاصله گرفت. پس در فاصله‌ای کمتر از یک سال، فراستی با انتقاد از رویه‌ای که گبرلو در «هفت» پیش گرفته بود، از این برنامه خداحافظی و در گفت‌وگویی صریح با ایسنا تصریح کرد: «در جشنواره فیلم فجر، مجری برنامه «هفت» اعلام کرد که قرار است نقد نرم برویم. من هم گفتم بفرمایید بروید، من نیستم.»

او همچنین در بخشی از صحبت‌هایش خطاب به محمود گبرلو به کنایه گفته بود: «او یاد گرفته است چگونه جلوی دوربین بنشیند و لنز دوربین‌ها را به طرف خودش بچرخاند. امیدوارم اعتماد به نفسش بیشتر شود!»

در آن زمان علیرضا حائری که مدیریت اجرایی سری اول برنامه‌ سینمایی «هفت» را عهده‌دار بود، درباره‌ی رفتن مسعود فراستی از این برنامه اظهارنظر جالبی را مطرح کرده بود. او به ایسنا گفته بود: «فراستی در «هفت» نقش قهرمان منفی را بازی می‌کرد که تقابل را به اوج می‌رساند؛ نه اینکه با او چنین قرار گذاشته باشند و ملزم به این نقش باشد ولی عملا چنین درآمد و اینگونه انتخاب شد.»

مجری ششم پازل «هفت» کیست؟
بهروز افخمی از ۱۰ مهر ۹۴ تا ۷ خرداد ۹۵ عهده‌دار برنامه هفت بود

با این همه، شیوه محافظه‌کاری یا به تعبیری بی‌طرفی گبرلو هم پایانی برای حاشیه‌ها و ثبات مجری «هفت» نبود. با تغییر مدیران صداوسیما و تصمیم بر به حداقل رساندن برنامه‌های زنده، «هفت» هم دستخوش تغییرات اساسی شد و مهمتر از همه، از ساختار برنامه‌ای زنده بیرون آمد. اینچنین بود که سردبیری و اجرای برنامه را به بهروز افخمی سپردند؛ او در آن زمان در توضیح اینکه چرا «هفت» زنده نماند؟ چنین اظهار کرده بود: «برنامه زنده همان برنامه بی‌طرف، گزارشگر و جنجالی است و اینها هیچکدام کار من نیست. من مجری به آن معنا نیستم که بخواهم برنامه زنده را اداره کنم و دنبال این بگردم که طوری از مخاطب سوال کنم که هُل شود.»

با آمدن افخمی، مسعود فراستی هم بازگشت و مانند قبل مسئول بخش نقد برنامه «هفت» شد. او پس از بازگشت گفته بود که متر و معیارش همان معیارهای قبلی است. البته با توجه به تولیدی شدن این برنامه، تاکید می‌کند که با کسی شوخی ندارد!

بر این اساس شیوه اجرای متفاوت افخمی و حضور دوباره فراستی، «هفت» را از آن فضای خنثی قبلی درآورد تا اینکه در نیمه اول سال ۹۵، زمزمه تغییر در این برنامه سینمایی بار دیگر به گوش برسد و دور سوم برنامه «هفت»، تنها پس از حدود ۱۰ ماه تولید پایان یابد. بهروز افخمی هم که به گفته خودش در این برنامه دنبال شر می‌گشت و می‌توانست رکورددار ناراضی‌تراشی در تلویزیون به حساب آید، صندلی این برنامه را به همراه یار جنجالی‌اش مسعود فراستی ترک گفت.

سری چهارم «هفت» اما عمری کوتاه‌تر داشت و حاشیه بسیار. مدیران وقت شبکه سه تصمیم گرفتند ویژه برنامه‌ای را در سال ۹۶ برای سی و ششمین جشنواره فیلم فجر روی آنتن بفرستند و در اقدامی متفاوت پس از کش‌وقوس‌های فراوان برای انتخاب مجری مناسب، از یک فرد غیرمتخصص در حوزه سینما یعنی رضا رشیدپور به عنوان مجری دعوت کردند.

مجری ششم پازل «هفت» کیست؟
رضا رشیدپور مجری سری چهارم هفت

در نخستین برنامه که بار دیگر به روال سابق زنده روی آنتن رفت، رشیدپور از مجریان پیشین «هفت» یاد کرد؛ از فریدون جیرانی که ««هفت» ‌را پرقدرت آغاز کرد و بنیان این برنامه را بسیار مستحکم گذاشت». همچنین محمود گبرلو و «دور بودن از حاشیه‌های آزاردهنده»اش و البته بهروز افخمی و مسعود فراستی و «چالش‌هایی که باعث شدند سینما در افکار عمومی به پدیده بسیار قابل لمس و جذاب‌تر از همیشه تبدیل شود».

رشیدپور همچنین این مساله را بیان کرد که گویا مهران مدیری قرار بوده اجرای سری چهارم «هفت» را بر عهده بگیرد اما در نهایت قسمت نشد که در این برنامه مقابل دوربین شبکه سه سیما بنشیند.

اما دیری نپایید که «هفت» با اجرای رشیدپور، درگیر انتقادهای بسیاری شد. چنانچه رشیدپور دو روز پس از تعارف‌های معمول برنامه اول، انتقادها را چنین پاسخ داد: «بعضی می‌گویند مجری بی‌سواد است؛ اینکه کاملا مشخص است من هیچ‌وقت ادعای باسوادی نداشتم. بنابراین هشت روز را با یک مجری بی‌سواد سر کنید.» و گویی با این جمله تکلیف مخاطبان هم مشخص شد و اینچنین سری چهارم «هفت» در کوتاه‌ترین زمان ممکن با رشیدپور به پایان رسید.

مجری ششم پازل «هفت» کیست؟

یک سال بعد باز هم در ایام جشنواره فیلم فجر، تلویزیون تصمیم به ساخت «هفت» گرفت و این بار هم به روش مرسوم گذشته؛ یعنی استفاده از یک کارگردان سینما در مقام مجریِ یک برنامه تخصصی سینمایی. بر این اساس ۱۰ بهمن ۱۳۹۷، هم‌زمان با ایام سی و هفتمین دوره جشنواره فیلم فجر سری پنجم «هفت» با اجرای محمدحسین لطیفی از شبکه سه سیما پخش شد. در این دوره از برنامه برخلاف سری قبلی، مسعود فراستی، به برنامه بازگشت و میز نقد با حضور او به عنوان مجری ـ کارشناس روی آنتن رفت با این تفاوت که برنامه در هر قسمت میزبان منتقدان مهمان هم بود که موضوعات مختلف را هدایت می‌کردند. هفت با لطیفی و اجرای لطیفش دوران نسبتا با ثباتی را طی کرد. آخرین قسمت این سری، ۲۳ اسفند ۹۹ به روی آنتن رفت و تا (۶ آذر ۱۴۰۰) قسمت جدیدی از برنامه پخش نشد. اما سرانجام در همین تاریخ قسمت جدید به روی آنتن رفت و در چهلمین جشنواره فیلم فجر هم این برنامه ادامه داشت.

اما حالا در شرایطی که بسیاری از اهالی و علاقمندان سینما، انتظار می‌کشیدند که ببینند در جشنواره فجر چهل و یکم آیا «هفت» به لحاظ گروه سازنده و مجری با تحولی رو به رو خواهد شد یا خیر، معاون سیما در خبری درباره‌ این برنامه، همه را متعجب کرد. «هفت» قرار است بعد از ۱۰ سال از شبکه سه سیما کوچ کند و به شبکه نمایش برود. محسن برمهانی، معاون سیما می‌گوید از ابتدا خاستگاه اصلی «هفت» شبکه نمایش بوده است و در سال‌های بعد هم در همین شبکه روی آنتن خواهد رفت اما از آنجا که «هفت» مثل برخی دیگر از برنامه‌های بِرند تلویزیون در شبکه سه تولید شده بود، حال اینکه چقدر می‌تواند مخاطبش را در شبکه‌ای دیگر نگه دارد، پرسشی است که گذشت زمان، پاسخگوی آن خواهد بود.

ضمن اینکه با اعلام نشدن نام مجری جدید «هفت» در این پازل شش‌نفره، حالا باید دید آیا بهتر است تلویزیون بار دیگر مانند سه مجری قبل، از یکی از کارگردانان سینما برای اداره «هفت» استفاده کند و یا به تجاربش در حوزه همکاری با یک روزنامه‌نگار و یا مجری چهره اما غیرمتخصص در امر سینما رجعت کند؛ پرسشی که پاسخ به آن شاید از لابه‌لای همین متن و مرور تجربه‌های گذشته پیدا شود.

*ایسنا

مشاهده خبر از سایت منبع