جزئیات وبلاگ

دفتر سینمایی

نقدی به بهانه اکران فیلم ” سرخ پوست “

نقد از بابک فاتحی:

سرگرد نعمت جاهد (نوید محمدزاده) رئیس زندان،مردی جا افتاده و کاربلد با دیسیپلینی خاص…اونیفرم مرتب و موهای آراسته…موهای سفید در بناگوش…استایل نظامی بخصوص موقع راه رفتن…یک فرد سازمانی به تمام معنا و جویای نام،کوشا و جهد کننده اما در زندانی فرسوده و کلنگی …کاراکتری جذاب از سناریویی(نیما جاویدی) قصه محور و درماتیک… شادی وصف ناپذیر ترفیع ریاست شهربانی در پستو و خلوت خود با شنیدن خبر فرار سرخپوست می ماسد …درام واقعی شکل گرفته و با گره های مختلف به ابعاد و زوایای مختلف شخصیتی سرگرد پی می بریم…او بدنبال ناجی است بارها در طول فیلم صدایش می کند…زندان بانی است که درون خود از جمله عشق و آزادی را به بند کشیده از بروز آن ممانعت می کند…به دنبال سرخ پوست می گردد نمادی از طبیعت و آزادی…رهایی…زندانی که در مسیر باند پرواز قرار گرفته که باید فروریزد…عاشق مددکاریست(پریناز ایزدیار) که به مدد آزادی سرخ پوست برخواسته…زندان بانی است که خود واقعی اش را زندانی کرده است و از نظر او عدالت برگرداندن سرخپوست به زندان است بدون تحلیل بدون تفکر ولو اینکه بی گناه باشد…قورباغه ای تشنه در آرزوی برکه پشت دیوارهای زندان و لیوان آبی در دست سرگرد،جان می سپارد …تقابل عقل وعشق …چالشی بزرگ برای سرگرد در جامعه ای که سرخپوست (آزادی) اگر دستگیر شود اعدام خواهد شد و اگر در زندان بماند زیر آوار جان می دهد…تنها نعمت جاهد می تواند سرخپوست را آزاد کند…آزادی که در زیر چوبه دار فرسوده پنهان شده است…سکانسی در سلولی از زندان خود گرفتار می شود در اتفاقی بسته شده گیر می کند نقاشی خود را روی دیوار می بیند حلقه طناب دار دور گردنش با فریاد ناجی را صدا می زند به زحمت خلاص می شود،زمین می خورد و اونیفرمش کثیف شده با لباس سفید معمولی عوض می کند…مددکار«اینجوری بیشتر بهت میاد»
سیر تحول شخصیتی صورت می گیرد در سکانسی بدنبال سرخپوست زیر باران تطهیر می شود…ساکش را می بندد عزم رفتن می کند و ترک زندان یعنی رها کردن سرخپوست…سرگرد رو به مددکار«تو ماشینت جایی برای این(ساکش)داری؟» مددکار با رویی گشاده ساکش را می پذیرد…
سکانس پایانی سرگرد در یک دست حکم ترفیع در حضور مددکار ،سرخپوست را زیر چوبه دار پیدا می کند…تخته های هایل خود و سرخپوست را کنار می زند در نمایی درشت به مخاطب زل می زند ته چشماش از عشق و آزادی موج می زند..

بابک فاتحی ۱۷/۳/۹۸

دفتر سینمایی

اشتراک گذاری

نظرتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

20 − 17 =