جزئیات وبلاگ

دفتر سینمایی

فیلم‌شویی در حیات خلوت جریان شبه روشنفکری/ ولنگاری با حمایت مالی دولت ترویج می‌شود؟ – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: مجموعه هنر و تجربه را شاید بتوان به عنوان مصداقی آشکار از کارنامه دولت تدبیر و امید در تسهیل فضای فیلم شویی در صنعت سینمای ایران قلمداد نمود؛ کارنامه ای که به خوبی چگونگی برخورداری تولیدات سینمایی معلوم الحال را از امکانات دولتی مشخص ساخته و نحوه حمایت های مالی دولت در ترویج ولنگاری فرهنگی را معین می نماید.

سیدعلی فاطمی / بررسی محتوی و آنالیز دقیق گزارش عملکرد ۱۲ ماهه سال ۱۳۹۷ هجری شمسی، موسسه هنر و تجربه سینمای ایرانیان به وضوح نشان می دهد که این زیرمجموعه سازمان سینمایی کشور به نحوی ویژه به محفلی از برای حضور رسمی آثار معلوم الحال سینمای ایران در فضای فرهنگی کشور مبدل گردیده است؛ آثار و تولیدات توقیفی و یا فیلم های ضد ارزش ویژه ای که قطعا در موعد اکران عمومی با مخالفت و با ممانعت روبرو خواهند شد و از این جهت فضای خودمانی و نسبتا بسته گروه سینمایی هنر و تجربه فرصت ویژه ای از برای عرضه این آثار محسوب می شود. فرصت خوبی که در اختیار این گونه از آثار قرار گرفته و موجب می شود تا این آثار به راحتی در فضای فرهنگی کشور منتشر و ضمن برخورداری عوامل تولید از اعتبار عرضه آثار خود، به نحو ویژه ای از حمایت های مالی دولتی، به سبب اکران در هنر و تجربه نیز بهره مند شوند.



بر این اساس گزارش عملکرد گروه سینمایی هنر و تجربه را شاید بتوان به عنوان مصداقی آشکار از کارنامه دولت تدبیر و امید در تسهیل فضای فیلم شویی در صنعت سینمای ایران قلمداد نمود؛ کارنامه ای که به خوبی چگونگی برخورداری تولیدات سینمایی معلوم الحال را از امکانات دولتی مشخص ساخته و نحوه حمایت های مالی دولت در ترویج ولنگاری فرهنگی را معین می نماید.



قطعا با مرور گزارش عملکرد گروه سینمایی هنر و تجربه نمی توان نمونه ای از فیلمسازان و یا فیلمسازی با دغدغه انقلاب اسلامی و فرهنگ ایرانی اسلامی و یا حتی معرفی درست و صحیح از تاریخ و چهره ایران و ایرانی را در ذیل این گروه نام برد که آثارشان همانند سایر فیلم های این گروه مورد حمایت قرار گرفته باشد و این مجموعه ضمن تشویق و نقد منصفانه برای پیشرفت و بها دادن به این نوع موضوعات، عرصه ی سینمایی کشور را برای دیگر علاقمندان بگشاید، تا در پی آن و پس از چهل سال مردم ایران شاهد ظهور آثار و تولیدات سینمایی هنری و تجربی ویژ ای با دغدغه های ملی و اسلامی خود باشند!؟



با کمال تاسف باید اعلام نمود که گروه سینمایی هنر و تجربه در شرایط کنونی به عنوان کاتالیزوری از برای مشروعیت بخشیدن به حمایت های دولتی از جریان شبه روشنفکری و بعضا اپوزیسیون نظام در عرصه فرهنگ و سینمای کشور مبدل گردیده است؛ جریانی که با وجود عدم پایبندی خود به مبانی اعتقادی نظام جمهوری اسلامی ایران، همچنان می خواهند از امکانات حاکمیتی برای حضور خود در عرصه سینمایی کشور بهره مند شوند و در این میان گروه سینمایی هنر و تجربه به خوبی توانسته تا ایشان را از اکثر پتانسیل های مادی و معنوی حاکمیت بهره مند سازد.



البته باید توجه داشت که به تبع اتخاذ چنین سیاست هایی هم در زمینه حمایت از محتواهای معلوم الحال و هم در اعمال سلیقه و یا به عبارت بهتر اعمال نفوذ جهت برخورداری از حمایت های دولتی فیلم های سینمایی فهرست شده که در یکسال گذشته در گروه سینمایی هنر و تجربه به اکران درآمده اند و … می توان این چنین تصور نمود که این گروه سینمایی به جولانگاه افکار شبه روشنفکری و بعضا اپوزیسیون نظام مبدل گردیده است. همچنین می توان این تلقی را داشت که گذشت زمان و حضور حاکمتی افرادی که در حال حاضر آنان را می توان در قامت سیاست گذاران سینمای هنر و تجربه به حساب آورد، در مجموع باعث به وجود آمدن طیف جدیدی از مافیای قدرت در عرصه فیلمسازی کشور خواهد شد و به تولید طیفی از مدیران فرهنگی و سینمایی خواهد انجامید که با رویکردی بعضا مغایر با ارزش های فرهنگی نظام جمهوری اسلامی به ترک تازی در آینده صنعت سینمای ایران خواهند پرداخت.



گروه سینمایی هنر و تجربه به نوعی اسباب کاهش نقش نهادهای نظارتی در سیاست گذاری و کانالیزه شدن فیلم ها شده و این امر به صورتی است که فرمول مشترکی از جمع موجود سیاست گذاران سینمای هنر و تجربه به چشم می خورد و این موضوع به روشنی از بروز و ظهور دیدگاه های این افراد در مورد آثار مختلف سینمایی قابل دریافت است.



آسیب دیگری که از این نوع کانالیزه کردن قابل مشاهده است تربیت یافتن شاگردان این دست از افراد تاثیر گذار و افزایش سبک و تفکر آن ها در عرصه سینمای کشور و تکرار دور باطل اصلاح وضع موجود است و نتیجه آن عدم بروز استعدادهای فیلمسازی متفاوت با سبک و سیاق جریان شبه روشنفکری حاکم بر عرصه سینمایی کشور و به تبع آن باعث به حاشیه رفتن افراد دغدغه مند و با تفکرات متضاد و بعضا معارض این جریان می شود.




با نگاهی موضوعی به جدول گزارش عملکرد گروه سینمایی هنر و تجربه و توجه به تعداد فیلم ها و مضامین در برگیرنده آن ها می توان چنین انگاشت که از لحاظ آماری تعداد شصت فیلم سینمایی در سال گذشته در گروه سینمایی هنر و تجربه اکران شده که تنها هفت فیلم در ژانری متفاوت از سینمای اجتماعی (Social Cinema) قرار داشته و با کارکرد اصلی این گروه و تحت عنوان فیلم های تجربی اکران شده اند. از این جهت عدم تحقق تعدد ژانرهای مختلف سینمایی یکی دیگر از ناکامی های ویژه گروه سینمایی هنر و تجربه محسوب می شود که به سبب حاکمیت جریان شبه روشنفکری به وقوع پیوسته و موجب شده تا به استثنای چند فیلم مشخص، سایر آثار در ژانر اجتماعی و به رنگ فضای غالب در عرصه سینمای کشور درآمده و کارکرد فیلم شویی را از برای تاسیس گروه سینمایی هنر و تجربه، در اذهان تقویت نماید.



شاید به این علت است که پرده سینماهای جمهوری اسلامی سال هاست پر شده از آثاری که صرفا یا حدیث نفس فیلمسازان است و یا نسخه تجویز شده ی طبیبان سینمایی بی مدرک و بدون صلاحیت، که البته تمام این موارد مورد حمایت جریان شبه روشنفکری حاکم بر عرصه فرهنگ و هنر بوده و مانع از این می شود که حقوق فرهنگی ملت مورد توجه قرار گرفته و از پدیدآورندگان این گونه محصولات مطالبه شود و به به سبب تدبیر مدبران بنفش، تولیدکنندگان اینگونه آثار با فراغت خاطر بیشتری در حال تولید می باشند و مطمئن هستند که در صورت عدم اقبال و یا مغایرت آثارشان در فضای اکران عمومی؛ موقعیتی به نام گروه سینمایی هنر و تجربه وجود دارد که با روی باز و دستی گشاده پذیرای ایشان بوده و از بیت المال مردم مسلمان ایران به تضمین آینده حرفه ای ایشان مبادرت می ورزد.




همچنین در
گزارش
عملکرد گروه سینمایی
هنر و تجربه، تعداد زیادی از آثار و تولیدات سینمایی با  موضوعات زنان و دختران مانند فیلم سینمایی
درساژ،
دژاوو،
زمانی دیگر،
هندی و هرمز و … قابل مشاهده می باشد که صرف نظر از توسعه تفکرات فمنیستی غلیظ بر بستر فرهنگی جامعه اسلامی ایران؛ به نوعی بر تمرکز سامان یافته ای از برای ترویج و گسترش مبانی
سند ۲۰۳۰ یونسکو توسط گروه سینمایی
هنر و تجربه و با حمایت های مادی و معنوی ویژ ه حکایت می نماید.



قطعا این مهم در بازبینی دقیق فیلم‌های عنوان شده در گزارش عملکرد گروه سینمایی هنر و تجربه و سنجش آن با دستورالعمل های ابلاغی نظام لیبرالیسم در قالب سندهایی همچون سند ۲۰۳۰ یونسکو قابل مشاهده است. سندی که با عنوان رسمی دگرگون ساختن جهان ما: دستور کارش ۲۰۳۰ برای توسعه پایا (Transforming our world: the ۲۰۳۰ Agenda for Sustainable Development) در حال پیاده سازی و تاثیرگذاری بر ساختارهای فرهنگی و اجتماعی بسیاری از کشورها و به ویژه ایران اسلامی بوده و این امر با همراهی ویژه برخی از مسئولان و دست اندرکاران عرصه فرهنگی و بعضی از مدیران سینمایی در حال گسترش و عمومیت یافتن در پیکره تولیدات رسانه ای و بالاخص تحت لوای موجودیتی مجعول با عنوان هنر و تجربه است. موجودیتی که به صورتی محسوس در کلیت فضای سینمای روشنفکری از حضوری ویژه و قابل ملاحظه ای برخوردار بوده است و امروزه بخش قابل توجهی از تولیدات سینمایی کشور را از لحاظ محتوا به سمت و سوی مد نظر و در راستای اهداف تبیین شده در سند ۲۰۳۰ هدایت می نماید.




همچنین دیگر الگو واره های مطرح در
سند ۲۰۳۰ یونسکو در قالب موضوعاتی همچون
مهاجرت به نحو ویژ ه ای در رویکرد حمایتی گروه سینمایی
هنر و تجربه جای داشته و به وضوح در مدل حمایت این گروه از تولیداتی همچون فیلم سینمایی
رفتن به کارگردانی
برادران محمودی و یا دو فیلم با عنوان دانشجویی و دو فیلم نیز در حوزه کودک دسته بندی شده و قابل پیگیری می باشد.



همچنین در گزارش عملکرد گروه سینمایی هنر و تجربه، تعداد بیست و سه فیلم در حوزه مستند به نمایش درآمده و مورد حمایت قرار گرفته که در این میان ژانر پرتره بیشتر از سایر گونه های مورد توجه بوده و البته در این بین مستندهایی نظیر ترور سرچشمه نیز به چشم می خورد که بر خلاف عناوین قابل قبول و بعضا دغدغه مند خود، از محتوای مجهول و ضعف  مبانی بسیاری برخوردار بوده و به نوعی تکمیل کننده پازل حاکمیت جریان شبه روشنفکری بر صنعت سینمای کشور و در حوزه فیلم مستند محسوب می شوند.



البته مبتنی بر گزارش عملکرد گروه سینمایی هنر و تجربه سهم فیلم های کوتاه نیز در سال گذشته نسبت به سال های قبل افزایش داشته که به طور میانگین در هر فصل شش فیلم کوتاه در سینماهای هنر و تجربه به نمایش درآمده که به نوبه خود ضمن ایجاد امیدواری از برای توسعه فیلمسازی در کشور، بار دیگر دغدغه ی گسترش حاکمیت جریان شبه روشنفکری را به واسطه بودجه حاکمیت یادآور شده و این همه در حالی است که تمرکز گروه سینمایی هنر و تجربه بر حمایت از تولیدات سینمایی دو تابعتی و آثاری همچون فیلم سینمایی یه وا (به کارگردانی آناهید آباد) و پولاریس یا ستاره شمال (به کارگردانی سودابه مرادیان) را می بایست در راستای همان کارکرد فیلم شویی از برای تاسیس گروه سینمایی هنر و تجربه، توسط دولت تدبیر و امید ارزیابی نمود.


بذرافشانی تولیدات دو تابعیتی را می بایست در دولت یازدهم و در دوره ی مدیریت جناب آقای ایوبی جستجو نمود؛ آن هنگام که سازمان سینمایی دستورالعملی برای افزایش تولیدات مشترک بین المللی ابلاغ نمودند و صرفا در آن مسائل اقتصادی در نظر گرفته شده بود  و هدف متعالی سینمایی و پیوست مشخص فرهنگی در آن لحاظ نشده بود.



امروزه پدیده سینمای دوتابعیتی با سرعت و شدت فزاینده ای در حال توسعه در میان سینماگران ایرانی است و یکی از عوامل پیشرفت این اتفاق رویکرد متولیان بنفش پوش سال های اخیر سینمای ایران است؛ متولیانی متوهمی که در دوران پس و پیش برجام عرصه ی فرهنگی کشور را درگیر و دار ولنگاری فرهنگی ساخته و با افزایش رویکرد حمایتی خود از این دست فیلم ها، مُهر تاییدی بر اقدامات فرهنگی ویژه در عصر نفوذ فرهنگی زده و گروه سینمایی هنر و تجربه را به عنوان نقطه اطمینان بخش از برای تولید کنندگان این چنین آثاری از برای تداوم حرفه ای خود و موفقیت اکران در ایران محیا نموده اند.



البته باید توجه داشت که به واسطه ضعف نظارت و ارزشیابی و برخی موضوعات مدیریتی دیگر در فضای فرهنگی و سینمایی کشور، بسیاری از آثار دوتابعیتی موجود در سینمای ایران به راحتی در موعد اکران عمومی حاضر شده و با حمایت وقیحانه برخی از متولیان سینمایی، بسیاری از آثار دوتابعتی این روزهای سینمای ایران به سراغ سکسی ترین سرزمین ها رفته و مناطق مشهور گردشگری جنسی (Sex tourism) در جهان را به عنوان لوکیشن خود بر می گزینند و در این راستا به عنوان مثال عبدالرضا کاهانی برای فیلم ما شما را دوست داریم خانم یایا به سراغ تایلند می رود و مسعود اطیابی فیلم سینمایی تگزاسِ را در مناطق معلوم الحال برزیل می سازد و یا آنکه خانم تینا پاکروان برای فیلم سینمایی لس آنجلس تهران به سراغ لُس آنجلس می رود و در ارکان عمومی نیز با حمایت مواجه می شود. اما همانگونه که بیان شد، گروه سینمایی هنر و تجربه به عنوان نقطه اطمینان بخش از برای این دسته از تولید کنندگان بوده و موجب می شود تا در صورت جریان سازی آثار دوتابعیتی و ممانعت ویژه از اکران عمومی این آثار، همواره موقعیتی با عنوان هنر و تجربه برای ایشان متصور باشد که بتواند از جیب بیت المال به جبران مادی و تداوم مسیر حضور دوتابعیتی ها در عرصه سینمای کشور بپردازد.




ادامه دارد…

مشاهده خبر از سایت منبع

اشتراک گذاری

نظرتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

4 × 5 =