X

مدیر فنی

دفتر سینمایی

موقوفات قرآنی را برای فعالیت‌های قرآنی جهت‌ دهی می‌کنیم/تاثیر برگزاری مسابقات بین‌المللی قرآن کریم کمتر از رزمایش های نظامی نخواهد بود – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: رییس سازمان اوقاف و امور خیریه با بیان اینکه مسئله فلسطین با مقاومت حل خواهد شد، گفت: جمهوری اسلامی ایران دستگیر همه مظلومان جهان خواهد بود و عزت مسلمین را عزت خود می‌داند.

به گزارش سینماپرس، حجت‌الاسلام سید مهدی خاموشی در نشست صمیمانه با داوران سی و نهمین دوره مسابقات بین المللی قرآن کریم اظهار داشت: با حضور گرم و پرشور جامعه قرآنی از کشورهای مختلف، سی و نهمین دوره مسابقات بین‌المللی قرآن کریم جمهوری اسلامی ایران در حال برگزاری است.

رئیس سازمان اوقاف و امور خیریه با اشاره به شعار مسابقات بین‌المللی قرآن کریم (یک کتاب، یک امت) تاکید کرد: برگزاری مسابقات بین‌المللی قرآن کریم، نشان‌دهنده این است که می‌خواهیم این رویداد را در جهان به‌ عنوان اولین حوزه فرهنگی مطرح کنیم؛ بر این اساس باید به قوتش بیافزاییم و جامعه را با این کلام نورانی آشنا کنیم.

خاموشی گفت: حفظ قرآن برای ما از اولویت خاصی برخوردار است؛ ما موقوفات قرآنی را برای فعالیت‌های قرآنی جهت‌ دهی می‌کنیم. کرسی‌های تلاوت و حفظ قرآن کریم در بسیاری از بقاع متبرکه و امامزادگان ایران اسلامی تشکیل می‌شود؛ بقاع متبرکه ایران اسلامی پرچم‌دار فعالیت‌های قرآنی هستند.

انقلاب اسلامی راهش را پرقدرت‌تر از همیشه ادامه می‌دهد
وی با بیان اینکه جمهوری اسلامی ایران در چهل سال دوم خود قرار دارد، تصریح کرد: انقلاب اسلامی ایران احیاءگر تفکر اسلام ناب محمدی است؛ آزادی‌خواهی، حریت و عدالت در منطق انقلاب اسلامی ایران است و به همین دلیل استکبار با این انقلاب مقابله خواهد کرد.

رئیس سازمان اوقاف و امور خیریه با اشاره به شیطنت‌های آمریکا گفت: آمریکا و دیگر دشمنان ایران از تحریم‌ها به‌عنوان یک ابزار برای خودشان بهره می‌گیرند؛ با این وجود انقلاب راهش را پیش می‌برد و پرقدرت‌تر ادامه می‌دهد.

خاموشی با بیان اینکه جمهوری اسلامی ایران دستگیر همه مظلومان جهان خواهد بود، خاطرنشان کرد: ما عزت مسلمین را عزت خودمان می‌دانیم؛ ایران اسلامی مسئله فلسطین را حل شده نمی‌داند و معتقدیم که مسئله فلسطین با مقاومت حل خواهد شد.

سبک زندگی قرآنی در جامعه حاکم شود
عباس سلیمی رئیس هیئت داوران سی و نهمین دوره مسابقات بین‌المللی قرآن کریم در ادامه این نشست، تصریح کرد: مسابقات بین‌المللی قرآن کریم رزمایش بزرگ و مقتدرانه در برابر کفار و دشمنان اسلام است؛ تاثیر برگزاری مسابقات کمتر از رزمایش های نظامی نخواهد بود.

وی گفت: یقین داریم قرآن کریم در آینده‌ای نه‌چندان دور قانون اساسی تمام کره زمین خواهد بود، لذا جامعه قرآنی باید از خودش مراقبت کند که عملکرد قرآنی داشته باشد. جامعه قرآنی سبک زندگی قرآنی را باید در جوامع اسلامی حاکم کنند.

سی و نهمین دوره مسابقات بین‌المللی قرآن کریم جمهوری اسلامی ایران از ۲۹ بهمن ماه با حضور قاریان و حافظان برتر بین‌المللی در سالن اجلاس سران کشورهای اسلامی آغاز شده و تا سوم اسفند ماه ادامه دارد.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

تماشای یک اجرای درخشان در روز آخر «فجر»/ دبیر به کمک رسانه‌ها آمد


آنسامبل کنسرواتوار سنت پترزبورگ از کشور روسیه در آخرین روز از برگزاری کنسرت‌های بین‌المللی سی و هشتمین جشنواره موسیقی فجر، یکی از اجراهای مهم این رویداد موسیقایی را رقم زد.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

وقتی سریال کپی شده از «یانگوم» موجب ذوق زدگی می‌شود – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: شاید آمار بازدید نسبتا موجه سریال «گیل دخت» در در تلوبیون سبب شده است تا خبرگزاری فارس به عنوان یکی از رسانه‌های مطرح انقلاب اسلامی در اقدامی قابل تامل به نگارش مدیحه‌ای در باب این اثر تلویزیونی مبادرت ورزد و بدون در نظر گرفتن جوانب ابتر و تعارضات این سریال با تاریخ و فرهنگ ایران اسلامی؛ چشم خود را بر روی داستان کپی شده این اثر از سریال کره‌‍ای «جواهری در قصر» ببندد و سعی نماید تا این سریال را به عنوان یک اثر فاخز معرفی نماید.

به گزارش سینماپرس، چشم پوشی از جوانب ابتر و تعارضات سریال «گیل دخت» با تاریخ و فرهنگ ایران اسلامی و کپی برداری ویژه این اثر از سریال کره‌‍ای «جواهری در قصر» و تمرکز آن بر بازتولید یک «یانگوم ایرانی» از جمله موضوعاتی است که در رپرتاژ خبرگزاری فارس برای این سریال تلویزیونی به چشم می‌خورد و می‌توان در گزارش این خبرگزاری که به شرح زیر است مشاهده نمود:

هر اثر هنری می‌تواند جهانی را برای مخاطب آشکار کند، ما با دیدن آثار هنری می‌توانیم با جهان اثر ارتباط برقرار کنیم و اطلاعاتی را از زمانه‌ای که فیلم بازتاب می‌دهد دریافت کنیم. در واقع آثاری که بتوانند این «جهان» را درست‌تر و خلاقانه‌تر بازنمایی کنند صاحب مخاطبان بیشتری می‌شوند.

در بین سریال‌های این روزهای تلویزیون، بهترین بازید در تلوبیون از آن سریال «گیل دخت» است با حدود ۶ میلیون نفر بازدید کننده در بازه زمانی ۴ ماه گذشته این استقبال صورت گرفته است. البته این بازدید فقط معطوف به تلوبیون است و این سریال هر هفته پنجشنبه و جمعه‌ها از شبکه یک پخش می‌شود.

وقتی سریال کپی شده از «یانگوم» موجب ذوق زدگی می‌شود

همین نوع مواجهه مخاطبان با سریال‌های روز تلویزیون نشان می‌دهد که مخاطبان رسانه ملی صاحب سلیقه و نگاه هستند. یعنی به زبانی ساده‌تر کاملا دقیق و روشن تفاوت‌های اثر قوی و ضعیف را درک می‌کنند.

در گزارش حاضر ابتدا نگاهی آماری خواهیم داشت به تعداد بازدیدهای «گیل دخت» در تلوبیون و در ادامه تلاش خواهیم کرد محورها و مقوله‌هایی که باعث دیده شدن این اثر شده‌اند را جستجو کنیم.

*ثبت ۵ میلیون و ۷۰۰ هزار مشاهده برای «گیل‌دخت»

به گزارش فارس پخش سریال ۶۰ قسمتی «گیل دخت» از آبان‌ماه سال جاری از شبکه یک سیما آغاز شده است و تا اواخر بهار سال ١٤٠٢ روی آنتن خواهد بود. این سریال تاریخی‌ به کارگردانی مجید اسماعیلی و تهیه کنندگی محمدرضا شفیعی تولید شده و فیلمنامه آن را مجید آسودگان به سفارش مرکز فیلم و سریال معاونت برون مرزی سازمان صدا و سیما نوشته است.

نگاهی به آمار مشاهده سریال «گیل‌دخت» از ابتدای پخش نشان می‌دهد که قسمت‌های این مجموعه حدود ۶ میلیون بار توسط مخاطبان تلویزیون مشاهده شده است. این سریال با عبور از ۵ و نیم میلیون بازدید پرمخاطب‌ترین مجموعه تلویزیون در ماه‌های گذشته به شمار می‌رود. نخستین قسمت این سریال ۳۱۷ هزار بار و آخرین قسمت آن (تا زمان تنظیم این گزارش) ۲۵۹ هزار مرتبه مشاهده شده است.

وقتی سریال کپی شده از «یانگوم» موجب ذوق زدگی می‌شود

همچنین قسمت بیست و ششم مجموعه تلویزیونی «گیل‌دخت» با ثبت بیش از ۳۶۹ هزار بازدید پر بازدیدترین قسمت این سریال به شمار می‌رود. ضمنا در میان پربازدیدترین اپیزودهای یک ماه اخیر تلوبیون ۵ قسمت از این سریال در صدر پربیننده‌ترین‌های بستر آنلاین تلوبیون قرار گرفته است و ۹ اپیزود از آن نیز در بین ۲۰ اپیزود پربازدید ماه اخیر دیده می‌شود.

* «گیل دخت» وام دار ادبیات و سنت

در جواب این پرسش که «چه مولفه‌هایی باعث دیده شدن یک اثر هنری(سریال تلویزیونی) می‌شود؟» می‌توان گفت: برای دیده شدن یک سریال، متن خوب یا همان فیلم‌نامه بسیار مهم است. در واقع هم متن و هم شیوه بیان و نوع روایت است که یک اثر را از دیگر آثار متفاوت می‌کند. یکی از ویژگی‌های اصلی سریال «گیل دخت» این است که، صاحب فیلم‌نامه‌ای است که به نظر ریشه در ادبیات و سنت دارد.

روزی فیلسوفی نوشته بود هر برداشت از گذشته اگر نتواند امروزی شود و خود را با وضعیت دورانش هم افق نکند ارزشی ندارد. یعنی بازگشت به گذشته ممکن نیست، مگر آنکه بتوانیم گذشته را امروزی کنیم و در افق‌های معنایی امروز به بازخوانی آن بپردازیم. در واقع به نظر می‌رسد که «گیل دخت» هم چنین ویژگی‌ای دارد. یعنی متن آن بر اساس افق‌های زندگی امروز قابل تاویل است.

وقتی سریال کپی شده از «یانگوم» موجب ذوق زدگی می‌شود

ادبیات رسمی و ادبیات عامه پسند زبان فارسی همچون ادبیات دیگر ملل کهن و باستانی پر است از داستان‌های جذاب درباره عشق. روایت‌هایی که در زندگی روزمره ایرانی‌ها در دوران‌های مختلف بازتاب پیدا کرده است. در ادبیات کلاسیک فارسی شعرهای حافظ و سعدی قله شعر عاشقانه است.

*وفاداری به مفهوم عشق

یکی از محورهای اصلی سریال «گیل دخت» عشق است. و این موضوع می‌تواند از نکات مهم در جذب مخاطب باشد. مفهوم عشق نه فقط در ادبیات بلکه در فلسفه نیز بسیار مورد توجه بوده است. از افلاطون گرفته که در کتاب مهمی به اسم «میهمانی» به مفهوم عشق پرداخته است، تا فلاسفه متاخر یعنی رولان بارت(کتاب «سخن عاشق» رولان بارت به فارسی ترجمه شده)، لویناس، نانسی، آلن بدیو و… عموم متفکرها به موضوع «عشق» پرداخته‌اند و تلاش کرده‌اند آن را برای خود و مخاطبانشان معنایی تازه ببخشند.

سینما هم همواره یکی از موضوعات اصلی‌اش عشق بوده است. از همان سال‌های ابتدای تاریخ سینما، یکی از ژانرهایی که همواره بیننده‌های فراوانی را پای پرده‌ی نقره‌ای می‌کشاند، ژانر فیلم‌های عاشقانه بود. طرفداران این گروه از آثار به دیدن بازیگران محبوبشان می‌نشینند تا تحت تأثیر قرار بگیرند، گریه کنند و با لحظات شیرین آن‌ها از ته دل بخندند.

انگار فیلم‌های عاشقانه مهر تاییدی بر این است که همچنان عشق در دنیا اهمیت دارد و در سخت‌ترین زمان‌های زندگی، می‌شود با محبت و عشق ورزیدن از آن‌ها جان سالم به در برد.

*طبیعت گیلان، طراوتی معطوف به مخاطب

بازنمایی طبیعت گیلان یکی از شاخص‌های اصلی سریال «گیل دخت» است. گیلان به طور کلی و شهر رشت، معروف است به شهر فرهنگ؛ فرهنگ با همۀ اختصاصات آن. این شهر قدیمی که نامش در کتاب حدودالعالم تألیف ۳۷۲ق آمده و در کتاب‌های دیگر به صورت رَشد و الرّصد هم ضبط شده، از دوره صفوی و در عهد شاه عبّاس کبیر یکی از مهمترین شهرهای تجاری ایران و محلّ رفت و آمد تجّار ایرانی و خارجی بود. از این رو رشت را دروازه ایران به اروپا می‌دانند.

به نظر می‌رسد سریال «گیل دخت» در سال‌های پایانی حکومت قاجار روایت می‌شود، در این دوران رشت پیش از دیگر شهرها مشمول برنامه‌های توسعه مدار و نوین سازی شده بود.

وقتی سریال کپی شده از «یانگوم» موجب ذوق زدگی می‌شود

در شهر رشت توجه به بهداشت شخصی، آراستگی ظاهر، حسن معاشرت، مهمان دوستی، پاکیزگی شهر، تأسیس یتیم خانه و سرای سالمندان و بیمارستان‌های مردمی، اهمّیت دادن به تحصیل، مطالعۀ کتاب و روزنامه، تماشای تئاتر و … همه از ویژگی‌هایی هستند که توجّه مسافران و مأموران دولتی را جلب کرده و در سفرنامه‌ها و کتاب‌های خاطرات خود از آن سخن گفته‌اند.

در پنجاه سال اخیر هم به دلیل همین گرم جوشی، مهربانی و سرزندگی و تنوّع غذایی رشتی‌ها، این شهر همیشه یکی از مقاصد مهمّ گردشگری در ایران بوده و خواهد بود. به نظر می‌رسد که بازنمایی طبیعت شهر رشت از دیگر مولفه‌هایی است که باعث دیده شدن بیشتر سریال «گیل دخت» شده است.

* «گیل دخت» و نگاه فرهنگ محور به غذا

به زعم محققین آداب و فرهنگ غذایی یک منطقه بسیار پیچیده‌تر از آن چیزی است که در یک بشقاب خلاصه شود. فرهنگ غذایی جزیی از میراث فرهنگی هر کشور است که در کنار تاریخ، افسانه‌ها، موسیقی‌ها، کتیبه‌ها، پوشش، آداب و رسومات و مذهب نشانه‌هایی از تاریخ آن سرزمین دارد. با توجه به وجود قومیت‌ها و مناطق مختلف در گستره جغرافیایی این کشور، ایران دارای تنوع غذایی بسیار زیادی است. از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب ایران، هر منطقه‌ای با توجه به مواد اولیه در دسترس و خاص خود، غذای مخصوص به خود را دارد. سریال «گیل دخت» با نگاهی ظریف به موضوع فرهنگ غذایی شمال کشور نوری تازه بر اهمیت این موضوع تابانده است.

وقتی سریال کپی شده از «یانگوم» موجب ذوق زدگی می‌شود

قصه سریال «گیل دخت» در دوران قاجار می‌گذرد، از میان شاهان قاجار، ناصرالدین شاه، به علت علاقه زیادش به سفرهای اروپایی و واردسازی جنبه‌هایی از فرهنگ فرنگی به ایران، نقش ویژه‌ای در جا انداختن خوراک‌های جدید خارجی در ایران داشت. ساخت آشپزخانه داخل فضای منزل به جهت تغییر نقشه کلی ساخت منازل و استفاده از قاشق و چنگال سر سفره هم در دوران حکومت او اتفاق افتاد.

در خانه اشراف، اتاقی که آشپزخانه بود معمولا کنار نشیمن قرار داشت. داخل اتاق یاد شده اجاق‌هایی متعدد از جنس گچ و سنگ می‌ساختند، همچنین تعداد تنورها نیز متعدد بود. برای هر بخش اندرونی و بیرونی، آشپزخانه جداگانه‌ای در نظر می‌گرفتند و اداره آشپزخانه بیرونی را به یک آشپز و امورات آشپزخانه اندرونی را به کنیزی می‌سپردند. در واقع بعد از دوران قاجار بود که مطبخ یا همان آشپزخانه به درون خانه‌ها آمد و تغییری اساسی در فرهنگ غذایی ایرانی‌ها شکل گرفت.

وقتی سریال کپی شده از «یانگوم» موجب ذوق زدگی می‌شود

هرچند آشپزی ایرانی قدمتی بسیار طولانی دارد و در کنار روم و چین، یکی از مکاتب سه‌گانه آشپزی دنیای باستان است، اما آشپزخانه ایرانی، به صورت فضایی مستقل و دارای هویت جداگانه، پدیده‌ای جدید به‌شمار می‌رود.

در واقع، اهمیت آشپزی و خوراک در شرح‌حالی که از زندگی شاهان نوشته شده، یا سفرنامه‌های جهانگردان و مستشاران خارجی و تحقیقات انجام شده روی جامعه‌شناسی و مردم‌شناسی ایرانی در دوران‌های مختلف تاریخی، به خوبی مشخص است. مهمان‌نوازی و پذیرایی از مهمان در میان ایرانیان با بهترین غذای موجود در منزل گوشه مخصوصی از فرهنگ غذای ایرانی را ساخته است.

سریال «گیل دخت» تلاش کرده است که این فرهنگ غذایی را با دقت بازنمایی کند، موضوعی که سال‌ها از دید فیلم سازان مختلف دور مانده بود.

*جمع بندی

طی نیم قرن گذشته همواره سریال‌های تاریخی، سهم عمده‌ای در جذب مخاطب داشته‌اند. مردم مجموعه‌های تاریخی را با علاقه و اشتیاق بیشتری دنبال می‌کنند. البته شیوه پرداختن به داستان‌ها و چگونگی تصویرسازی در زمان تاریخ مورد نظر، تأثیر تعیین کننده‌ای در استقبال مردم از این مجموعه‌ها دارد. «گیل دخت» را هم می توان ذیل همین سریال‌های تاریخی صورتبندی کرد.

سریالی که با جلوه‌های بصری زیبا و چشم‌نواز جنگلی و صحنه‌پردازی نسبتا قابل قبول و رنگارنگ لباس‌ها توانسته است از این منظر نمره قابل قبولی دریافت کند. نور در بسیاری از قاب بندی‌های سریال به شیوه نقاشان دوره باروک(قرن ۱۷) به کار گرفته شده است و همین موضوع جنبه‌ای روان شناسانه و حسی(زیبایی شناسانه) به تصاویر داده است.

اما بی‌شک این همه ماجرا نیست و برای جذب مخاطب مقوله‌ها و مولفه‌های دیگری نیز لازم است، پرداختن به مفاهیمی چون «عشق» از یک سو و از سوی دیگر تلاش برای بازنمایی یک «فرهنگ» و «سنت» به کمک «ادبیات» توانسته است سریال «گیل دخت» را به اثری جذاب برای مخاطبان تلویزیون تبدیل کند.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

اجرای ارکستر رسانه ملی در قاب «فجر»/ قزوه: وظیفه‌مان حمایت است


ارکستر سمفونیک سازمان صداوسیما به رهبری آرش امینی در چهارمین روز از برگزاری سی و هشتمین جشنواره موسیقی فجر روی صحنه رفت.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

«رئیس سابق سازمان اطلاعات سپاه» به تلویزیون می‌آید – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: برنامه «بدون توقف» در قسمت جدید خود با دعوت از حجت‌الاسلام حسین طائب به موضوع جایگاه ایران در نظم جدید جهانی و تاثیر انقلاب اسلامی بر هندسه غرب و شرق پرداخته است.

به گزارش سینماپرس، برنامه ترکیبی «بدون توقف» در قسمت جدید خود به موضوع جایگاه ایران در نظم جدید جهانی و تاثیر انقلاب اسلامی بر هندسه غرب و شرق پرداخته است. این برنامه با دعوت از حجت‌الاسلام حسین طائب، رئیس سابق سازمان اطلاعات سپاه و مشاور عالی فرماندهی کل سپاه مقوله نظم جدید جهانی و جایگاه ایران در آن را شفاف‌سازی می‌کند.

برنامه «بدون توقف» با رویکرد چالشی و ترکیبی در این قسمت از پخش، تلاش کرده است تا اقدامات شوروی و آمریکا را در عدم قدرت گرفتن ایران بررسی کند. همچنین بازیگری آمریکا در جنگ ایران و عراق نیز در قسمت اول این برنامه تشریح شد و حجت‌الاسلام طائب دیدگاه خود درباره تغییرات هندسه جهانی را مطرح کرد.

یادآور می‌شود، برنامه بدون توقف به تهیه‌کنندگی رضا غلامحسین نژاد از شنبه تا چهارشنبه بعد از اذان مغرب از شبکه سه سیما پخش می‌شود.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

پایان جشنواره فجر با ۲ کنسرت پاپ


در ششمین و آخرین روز از برگزاری سی و هشتمین جشنواره موسیقی فجر در سال ۱۴۰۱، فقط دو اجرای پاپ روی صحنه می روند.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

اعلام اسامی داوران «جایزه ترانه» جشنواره موسیقی فجر


ستاد برگزاری سی و هشتمین جشنواره موسیقی فجر دبیر و اسامی هیات داوران «جایزه ترانه» سی و هشتمین جشنواره موسیقی فجر را معرفی کرد.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

«کت چرمی» برای اکران عمومی تغییر می‌کند/ سرانجام «مطرود» مهدویان – خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان

کامران حجازی تهیه‌کننده فیلم سینمایی «کت چرمی» به کارگردانی حسن میرزامحمدی از آثار رونمایی شده در چهل‌ویکمین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر، در گفتگو با خبرنگار مهر درباره برنامه‌ریزی برای اکران عمومی این فیلم توضیح داد: هنوز درباره زمان اکران این فیلم به جمع‌بندی نرسیده‌ایم و در حال بررسی شرایط هستیم. جشنواره به تازگی تمام شده است و در حال بررسی گزینه‌های مختلف برای اکران هستیم.

وی درباره احتمال اکران فیلم در ایام نوروز ۱۴۰۱ هم گفت: با توجه به همزمان نوروز امسال و ماه مبارک رمضان، به نظر می‌رسد بازه عید فطر نسبت به عید نوروز، بازه زمانی مناسب‌تری برای اکران عمومی فیلم باشد. فیلم ما هم جزو آثاری بود که در جشنواره با استقبال مواجه شد و هم در فروش بلیت‌های مردمی موفق بودیم و هم بازخوردهای خوبی از مخاطبان گرفتیم و به همین دلیل فکر می‌کنم در اکران عمومی هم فیلم عملکرد بدی نخواهد داشت.

احتمال تغییر در روایت «کت چرمی» برای اکران عمومی

تهیه‌کننده «کت چرمی» درباره احتمال تغییر نسخه فیلم برای اکران عمومی هم گفت: نسخه‌ای که ما به جشنواره دادیم تحت‌تأثیر عجله‌ای بود که بابت رساندن فیلم داشتیم و شاید از برخی ایده‌آل‌های خود گذشته باشیم. به همین دلیل فکر می‌کنم در نسخه نهایی برای ورود فیلم به اکران عمومی، تغییراتی خواهیم داشت. این اصلاحات هم شامل تغییر زمان فیلم می‌شود و هم احتمالاً تغییراتی در روایت فیلم را هم شامل شود. هنوز البته درباره بازتدوین فیلم هم به جمع‌بندی نهایی نرسیده‌ایم.

حجازی درباره وضعیت حضور فیلم «کت چرمی» در جشنواره فجر هم گفت: متأسفانه با حذف آرای مردمی از جشنواره، یکی از فیلم‌هایی که لطمه جدی خورد فیلم ما بود. در جلسه‌ای که برای تصمیم‌گیری برای حذف سیمرغ مردمی پیش از جشنواره برگزار شد، یکی از مخالفان این تصمیم بنده بود و بحث‌های زیادی هم کردیم اما متأسفانه گوش شنوایی وجود نداشت. در تصمیم‌گیری برای حذف این سیمرغ هم دلایل مختلفی مطرح می‌شد که یکی از آن‌ها نرسیدن فیلم‌ها بود و یکی دیگر نبود زیرساخت‌های مناسب. در زمینه تک‌فروشی بلیت‌ها هم شرایط به‌گونه‌ای بود که امکان مدیریت درست آرای مردمی وجود نداشت.

وی افزود: در مجموع شرایط برگزاری جشنواره امسال به گونه‌ای بود که اساساً به نظر می‌رسد از ابتدا به آرای مردمی فکر نشده بود چرا که اگر به این مقوله فکر کرده بودند هم در نحوه بلیت‌فروشی تجدید نظر می‌کردند و هم به زیرساخت‌های لازم برای اخذ آرا فکر شده بود.

این تهیه‌کننده گفت: حذف سیمرغ مردمی در حالی بود که ما بر اساس فراخوان فرم حضور در جشنواره را تکمیل کردیم و تنها یک روز مانده به برگزاری جشنواره به ما اعلام کردند که این بخش حذف خواهد شد. اگر از ابتدا اعلام شده بود که فلان سیمرغ اهدا نمی‌شود، شرایط برای برخی فیلم‌ها می‌توانست تغییر کند. بالاخره ما براساس قواعد مندرج در فراخوان اقدام به ثبت‌نام کرده بودیم و تغییر ناگهانی این قواعد و قوانین قابل قبول نیست. کاش در همان مرحله ثبت‌نام فیلم‌ها این تصمیم اعلام می‌شد تا سازندگان بتوانند تصمیم بهتری بگیرند.

چرا «مطرود» پروانه ساخت نگرفت؟

حجازی که به تازگی برای فیلمنامه «مطرود» به کارگرانی محمدحسین مهدویان درخواست پروانه ساخت کرده بود، درباره سرانجام این درخواست هم توضیح داد: ما براساس فیلمنامه‌ای که داشتیم درخواستی را به سازمان سینمایی ارائه کردیم. طبیعتاً در شورای پروانه ساخت، فیلمنامه‌هایی که اعضا بر سر آن‌ها اتفاق نظر نداشته باشند، رد می‌شوند و این اتفاق برای فیلمنامه ما هم رخ داد.

وی ادامه داد: دلایلی را هم در این زمینه به ما اعلام کرده‌اند اما واقعیت این است که بالاخره فرآیند طبیعی درخواست پروانه ساخت همین است و ما هم براساس همین فرآیند طبیعی فیلمنامه را به شورای پروانه ساخت ارائه کرده بودیم. فیلمنامه «مطرود» هم فعلاً رد شده است و باید ببینیم آیا با تغییر در فیلمنامه موفق به دریافت پروانه ساخت برای آن می‌شویم یا خیر؟

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

تک نوازی های آقای کارشناس در شب یک استاد موسیقی


رضا مهدوی نوازنده سنتور، مدرس و کارشناس موسیقی در چهارمین شب از سی و هشتمین جشنواره موسیقی فجر با بداهه‌نوازی سنتور یاد استادش حسین ملک را زنده نگه داشت.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

تخریب «سینما» تخریب تمام خاطرات جهان است/ روایتی از «شهرکشی» – خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط‌عمومی خانه هنرمندان ایران، پانصدوبیست و نهمین برنامه سینماتک خانه هنرمندان ایران دوشنبه یک اسفند ۱۴۰۱ به نمایش فیلم «نگاه خیره اولیس» به کارگردانی تئو آنجلوپولوس محصول ۱۹۹۵ اختصاص داشت.

پس از نمایش فیلم نیز، نشست نقد و بررسی با حضور نوید پورمحمدرضا نویسنده، منتقد سینما و دکترای شهرسازی از دانشگاه تهران و کیوان کثیریان منتقد سینما و مدیر سینماتک خانه هنرمندان ایران برگزار شد.

در ابتدای این نشست پورمحمدرضا بیان کرد: من این فیلم را خیلی دوست دارم. حسادت می‌کنم به دوستانی که برای اولین بار این فیلم را روی پرده می‌بینند. فکر می‌کنم تجربه تماشای این فیلم و سایر فیلم‌های آنجلوپولوس روی پرده می‌تواند خیلی جذاب باشد، یادم است مصاحبه‌ای از او خواندم که از او پرسیده بودند اینقدر طراحی جزئیات در فیلم‌ها و حرکات دوربین برای چیست و دنبال چه هستی؟ او می‌گفت سینما آخرین جایی است که تو باید در برابر ابتذال تلویزیون آن را از دست بدهی، باید همه چیز را برای صفحه بزرگ طراحی کنی و نباید عقب بیایی. دیدن فیلم‌های او روی پرده می‌تواند لذت‌بخش و تجربه متفاوت باشد.

وی گفت: دوست داشتم امروز در اینجا درباره مفهومی به نام شهرکشی صحبت کنیم؛ مفهومی که در دهه ۶۰ میلادی مطرح شد و بیانگر خشونت شهر است. این فیلم می‌تواند در فهم شهرکشی به ما کمک کند.

پورمحمدرضا مطرح کرد: وقتی جنگ بوسنی شروع شد شهری قدیمی با نام موستار مورد حمله قرار گرفت، آنجا یک پل قدیمی دارد که دو بخش مختلف شهر را به هم وصل می‌کند و یک عمر چهارصد ساله دارد، زمانی که جنگ شروع شد اتفاق تراژیک این بود که پل را به رگبار بستند، پل فرو ریخت و یک فضای خالی بزرگ ایجاد شد. این پل مردمان دو شهر را به هم مرتبط می‌کرد، تخریب این پل باعث شد شهری که متحد بود به یک شهر دو پاره تبدیل شود.

وی با بیان اینکه سینما خیلی به سراغ شهرهای دوپاره رفته است و با ذکر نام فیلم‌هایی با محوریت شهرهای دوپاره مطرح کرد: شهرهای چندپاره سابقه طولانی در تاریخ سینما و تصویر دارند. ویرانی این پل هم در موستار برای ناظران آن حادثه، تجسم بارز فرو ریختن کثرت‌گرایی بود چون این شهر متکثر به دو محدوده جدا از هم تبدیل شد در حالی که این پل نمادی از میراث غنی بوسنی بود. برخی می‌گفتند پلی که فرو ریخت به منزله فرو ریختن بوسنی بود چون بوسنی پلی بود بین اروپای غربی و عثمانی، مکانی بود برای تلاقی فرهنگ‌هایی مختلف.

این منتقد سینما توضیح داد: وقتی درباره پاکسازی نژادی صحبت می‌کنیم اشاره مستقیم به کشتن یا بی‌خانمان کردن گروه‌های قومیتی متفاوت داریم. در این تسویه نژادی پیامدی جانبی هم وجود دارد که آن ویرانی و تخریب است گاهی تخریب این دارایی‌های فرهنگی به اندازه بی‌خانمان کردن آدم‌ها و حتی بیشتر اهمیت دارد. تخریب این دارایی فرهنگی کُشتن خاطره جمعی است، ویران کردن آن پل هم حکم کشتن یک سند تاریخی و حافظه جمعی را داشت تا یک حافظه جدید ساخته شود. در بوسنی هم تاریخ اجتماعات متکثر، داشت جای خود را به تاریخ ایزوله می‌داد چون در جنگ بوسنی یک هدف‌گیری عامدانه برای تخریب‌ها وجود داشت. برای مثال چگونه می‌توان با موضوع پاکسازی نژادی، هدف قرار دادن یک موزه را توجیه کرد؟

پورمحمدرضا مطرح کرد: در بوسنی مکان‌هایی تخریب شدند که موید محل زندگی جمعی بودند گرچه در کنارشان ساختمان‌های معمولی هم مورد هدف قرار گرفتند. وقتی با چنین موردی طرف می‌شویم به نظر می‌رسد باید سراغ مفهوم تازه‌ای برویم. نویسنده‌ای بوسنیایی می‌گفت آن پل نماد همه ماست این نگاه به ما یادآوری می‌کند که محیط ساخته شده صرفاً یک آکسسوار نیست چون آنچه ماناست چیزی است که به صورت جمعی تجربه می‌شود و باید به دوام و استمرار آن فکر کرد. تخریب فضاهای این چنینی درواقع تخریب «بودن با دیگری» است تا جایش را برخی محدوده‌ها بگیرد که به لحاظ ایدئولوژیک امن هستند.

وی توضیح داد: شهرکُشی فرم ویژه‌ای از خشونت است که هدفش دقیقاً تخریب محیط ساخته شده است، با تخریب محیط ساخته شده فقط ساختمان نیست که می‌میرد بلکه یک تجربه سیاسی- اجتماعی و در حقیقت شیوه‌ای از زندگی کشته می‌شود. شهرکشی یعنی خشونت کشنده‌ای که به خود محیط ساخته شده اعمال می‌شود هم به معماری آن هم به «با هم بودن افراد». باید شهرکشی را ورای دلالت نظامی، در دلالت مدیریتی و اجرایی هم فهم کرد، در اینکه یک شهر چگونه بدون هیچ حمله‌ای از بین می‌رود. با این حال ایده کلیدی این است که چگونه برنامه‌ریزی شهری و توسعه شهری می‌تواند موید شهرکشی باشد، در این فیلم هم شهرکشی به هر دو معنا اتفاق می‌افتد. در «نگاه خیره اولیس» می‌بینید که چگونه با سیاست‌های شهری برخی اَشکال شهری کشته می‌شود و به دنبال آن شیوه‌ای از زندگی از بین می‌رود. در ایران هم لاله‌زار تجسمی از شهرکشی است.

پورمحمدرضا مطرح کرد: یادم است درباره لاله‌زار تحقیق می‌کردیم که شخص به ما گفت به دنبال احیای لاله‌زار نباشید چون لاله‌زار، هم در فرم معمارانه و هم در فرم زندگی یادآور دورانی است که از آن عبور کردیم و برای از بین رفتن آن انقلاب کردیم. اتفاقی که این روزها در شیراز هم رخ می‌دهد نمونه‌ای از شهرکشی است از این منظر که بافت‌هایی به‌خاطر ضدیت با ایدئولوژی باید از بین برود. با این صحبت‌ها ممکن است فکر کنید من از هر تغییری بی‌زارم، نه اینگونه نیست من هم می‌دانم که بالاخره برخی ساختمان‌ها عمر طبیعی خود را کرده‌اند و باید جای خود را به ساختمان‌های جدید بدهند اما یک موقعی بناها دچار فرسودگی طبیعی می‌شوند و یک موقعی دچار فرسودگی اجباری و تاکید ما بر مفهوم دومی است.

این منتقد سینما اظهار کرد: ما در ایران شهرکشی را به چند شیوه تجربه می‌کنیم محکومیت برخی فضاها به شکل اجباری به دلیل ضدیت با ایدئولوژی یکی از آنهاست که این موضوع خود را در کاربری‌های ممنوعه نشان می‌دهد مثل بستن یک سری فعالیت‌ها. در حالی که این سلب کردن حق حیات دیگری محسوب می‌شود.

پورمحمدرضا ادامه داد: باز پل موستار را یادآوری می‌کنم؛ آن پل در بوسنی خراب شد تا چیزی به نام تکثر در بوسنی کشته شود، شهرکشی در اینجا خود را بیش از هر چیزی از طریق کشتن تفاوت و شیوه‌های زندگی مختلف نشان می‌دهد که این اصلأ انسانی نیست. موضوعی را مثال می‌زنم، در دوره‌ای برخی از مسئولان ما در سفر به کشورهای خارجی و دیدن زندگی شبانه، در بازگشت به ایران طرح زندگی شبانه مومنانه را داده بودند، حتی همین طرح هم نوعی از محدودیت را نشان می‌دهد که درست نیست؛ اینکه چیزی فقط برای گروه و دسته‌ای از آدم‌ها خواسته شود. مثالی دیگر می‌زنم؛ وقتی تیم ملی ایران در جام جهانی بازی می‌کرد تلویزیون برای اینکه یادآوری کند همه چیز حالت عادی دارد در کنار تصویر فوتبال قاب کوچکی از تماشاگران فوتبال در محیط‌های مختلف را نشان می‌داد ما هم می‌دانیم اینگونه تماشای فوتبال لذت‌بخش است و در برهه‌هایی تجربه‌اش هم کرده‌ایم اما بخش غم‌انگیز ماجرا این بود که در آن محتوا گروه ویژه‌ای از افراد دیده می‌شدند این نگاه انحصارگرایانه خطرناک است چون تکثر را می‌کشد.

وی گفت: شهرکشی از طریق بستن برخی فعالیت‌ها، فرسودگی اجباری و… اتفاق می‌افتد. جایی در فیلم «نگاه خیره اولیس» هست که کاراکتر راننده می‌گوید ما یونانی‌ها در حال مردن هستیم آن چیزی که راننده تاکسی یادآوری می‌کند من را یاد شرایط این روزهای خودمان می‌اندازد که ایران دارد می‌میرد، انگار داریم فرسودگی اجباری را تجربه می‌کنیم. در شهرکشی ما با مرگ و کشتن محیط ساخته شده هم به معنای کالبد هم شیوه‌ای از «بودن» طرف هستیم یکی از مفاهیم شهر مفهوم ناهمگونی است کشتن این شیوه به معنای کشتن تفاوت است تا به یک موضوع همگن و همگون برسند.

پورمحمدرضا در ادامه با نشان دادن تصاویری از فیلم بیان کرد: «نگاه خیره اولیس» حکایت سفر یک فیلم‌ساز یونانی الاصل است که سال‌هاست در آمریکا زندگی می‌کند اما به سفارشی برای یافتن سه حلقه فیلم به منطقه بالکان می‌رود، سپس سفر این فیلمساز آغاز می‌شود به یونان، آلبانی، بلغارستان و در نهایت به بوسنی می‌رود او زمانی که به بوسنی می‌رسد ما خرابی‌ها را می‌بینیم. در این تصویر هم وقتی به مناظر اطراف نگاه می‌کنیم مصداقی از شهر کشی را می‌بینیم.

وی تصاویر دیگری از تخریب شهرها را نشان داد و عنوان کرد: این جنس تخریب ساختمان‌ها جنسی است که از توسعه شهری خارج است و با تخریب عامدانه مکان‌های شهری رو به رو هستیم. در بمباران شهرها مهم‌ترین اتفاقاتی که می‌افتد این است که آیکون‌های قابل تشخیص از بین می‌روند مثلاً دیگر لندن از برلین و این دو با سارایوا قابل تشخیص نیستند چون عناصر شهری، عناصر هویتی، همه و همه از بین می‌روند.

این منتقد سینما با نشان دادن تصویری از سینما در این فیلم بیان کرد: در «نگاه خیره اولیس» سینما در واقع همان پل است؛ همان پلی که در شهر موستار تخریب شده بود چون در آنجا پل فقط یک بنای پیش پا افتاده نبود، تخریب آن پل به معنای تخریب مدنیت و تفاوت بود. این فیلم می‌خواهد بگوید تخریب هر عنصری که می‌تواند دارایی‌هایی فرهنگی را از بین ببرد به معنای تخریب همان سینماست با این حال می‌بینیم در شرایطی که سینما تخریب شده سینماتکی در آن خفا شکل گرفته است می‌خواهم بگویم به طور کلی در شرایط شهرکشی جنبش‌های مقاومت شکل می‌گیرد و این سینماتک به معنای همان مقاومت است. سینما یادآور خاطرات جهان است و تخریب سینما می‌تواند به معنای تخریب همه خاطرات جهان باشد.

مشاهده خبر از سایت منبع