مدیر فنی

دفتر سینمایی

آثار گفتار نیک از نگاه امام سجاد (ع)


حدیث امام زین العابدین (ع) درباره آثار گفتار نیک را در این مطلب بخوانید.

مشاهده خبر از سایت منبع

0
دفتر سینمایی

سوره‌ای که خواننده آن از ترس و وسواس ایمن می‌ شود+صوت و تفسیر آیات


سوره «قریش» صد و ششمین سوره قرآن است که در این گزارش می‌توانید تفسیر اجمالی آیات آن را بخوانید.

مشاهده خبر از سایت منبع

0
دفتر سینمایی

قلم؛ روزی مهجور با قدمتی به وسعت تاریخ ایران


توجه به قلم در ایران قدمتی دیرینه دارد و قدمت آن به ایران باستان بازمی گردد اما این روزها کتاب، ماحصل کار کسانی که دست به قلم می شوند مورد بی توجهی است.

مشاهده خبر از سایت منبع

0
دفتر سینمایی

ساخت فیلم در شرایط فعلی یک ریسک به شمار می‌آید – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: محمدحسین فرح‌بخش تهیه‌کننده و کارگردان سینما ضمن اشاره به اکران «زن‌ها فرشته‌اند۲» در آینده نزدیک، کلید زدن فیلم جدید را با توجه به غیرقابل‌پیش‌بینی بودن وضعیت اکران، ریسک دانست.

به گزارش سینماپرس، محمد حسین فرح بخش در گفتگو با مهر درباره فعالیت‌های سینمایی خود گفت: در شرایط فعلی که در سینما حکمفرما است، تولید فیلم سینمایی یک ریسک به شمار می‌آید چرا که اکران فیلم‌ها و میزان استقبال از فیلم‌ها قابل پیش‌بینی نیست.

وی تاکید کرد: چندین فیلمنامه در دست دارم اما نمی‌دانم چه زمانی می‌توانم این پروژه‌ها را جلوی دوربین ببرم باید دید شرایط فعلی به کجا می‌رسد تا برای تولید مناسب برنامه‌ریزی کرد به همین دلیل نمی‌توانم تاریخ دقیق برای شروع تولید فیلم را بیان کنم.

این تهیه کننده سینما توضیح داد: هرچند پروتکل‌های بهداشتی در زمان فیلمبرداری رعایت می‌شود، اما در نهایت مهمترین مساله که همان اکران فیلم در سینماها است باید مدنظر قرار گیرد. اگر شرایط برای اکران مناسب فراهم شود حتماً من هم پروژه‌های سینمایی خود را جلوی دوربین می‌برم.

فرح بخش در پایان گفت: البته «زن‌ها فرشته‌اند ۲» آماده اکران است و به زودی روی پرده سینماها می‌رود، آنچه که مشخص است اگر قرار باشد پروژه‌ای جلوی دوربین برود بعد از اکران این فیلم خواهد بود.

مشاهده خبر از سایت منبع

0
دفتر سینمایی

اخراج مجری و عضو ارشد تحریریه فاکس نیوز – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: «اد هنری» مجری معروف شبکه فاکس نیوز به اتهام تعرض و تجاوز جنسی در محیط کار اخراج شد.

به گزارش سینماپرس، به نقل از واشنگتن پست، کانال فاکس نیوز در تصمیمی ناگهانی مجری سرشناس خود «اد هنری» را به اتهام آنچه که به عنوان «سوء رفتار جنسی در محیط کار طی سال های گذشته» توصیف شده، اخراج کرد.

«اد هنری» مجری معروف شبکه فاکس نیوز بخاطر تعرض و تجاوز جنسی در محیط کار اخراج شد.

طبق یادداشتی که امروز صبح چهارشنبه به کارمندان فرستاده شد، یک وکیل به نمایندگی از کارمند سابق فاکس نیوز پنجشنبه گذشته شکایتی را به این شبکه ارسال کرد.

این شبکه با تعلیق اد هنری، قطع برنامه زنده وی و آغاز تحقیقاتی مستقل در این مورد، به این اتهام واکنش نشان داد.

«سوزان اسکات» مدیرعامل و «جی والاس» رئیس کانال فاکس در یادداشتی نوشتند: براساس تحقیقات و شواهد، به همکاری اد هنری پایان داده شد.

هنری، ۴۸ ساله که در سال ۲۰۱۱ از سی ان ان به فاکس پیوست، در ماه دسامبر به عنوان مجری برنامه خبری با عنوان «اتاق خبر آمریکا» مشغول به کار شد و اجرای این برنامه روزانه سه ساعته را در کنار «ساندرا اسمیت» برعهده داشت. تا زمانیکه جایگزینی برای وی انتخاب شود به جای او، از طرح «مجری چرخشی خبری» (rotating news anchors) استفاده می شود.

این اولین بار نیست که کارکنان زن شبکه فاکس نیوز از ناامنی در محیط کارشان شکایت دارند.  

حدود شش ماه پیش «بریت مک هنری»  مجری شبکه خبری فاکس نیوز از این شبکه و چند تن از همکارانش به دلیل آزار و اذیت جنسی شکایت کرد. مک هنری در شکایت خود به آزار جنسی در شبکه محبوب «دونالد ترامپ»، رئیس جمهور آمریکا از سوی «جورج مرداچ» یکی از همکاران خود اشاره کرد و او را به رفتارهای زننده و غیرقابل پیش‌بینی و همچنین ارسال پیام‌هایی با مضامین نامناسب متهم کرد. در پی شکایت این مجری زن، شبکه فاکس نیوز نیز به تلاش برای تلافی اقدام او، برای شکایت از آن‌ها متهم شد.

مشاهده خبر از سایت منبع

0
دفتر سینمایی

تلویزیون چرا مخاطب خود را به سوی اینستاگرام بدرقه می‌کند؟ – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: اینستاگرام طی ده سال بروزرسانی از جمله افزودن IGTV تلاش کرده به تلویزیون جیبی و کوچک برای کاربران تبدیل شود و مثل «تلویزیون» به همه خانه‌ها راه پیدا کند. حالا اما برخی برنامه‌های تلویزیونی، مخاطبان خود را به هر شکلی شده به اینستاگرام ارجاع می‌دهند! چرا؟

به گزارش سینماپرس، ویدئویی که چندی پیش  مجری مسابقه تلویزیونی «دونبش» شبکه «ایران کالا» روی آنتن زنده هیاهویی راه انداخته بود. مسابقه‌ای که قرار است تفریح و سرگرمی سالمی برای مخاطب فراهم کند، نقد خودش را رها کرده و نسیه اینستاگرام را تبلیغ می کند. مجری  ترانه می‌خواند و لابه لای همه این هیجان هایی که ظاهراً قرار است حس سرخوشی و شادی به مخاطب القا کند، مسابقه دیگری راه افتاده؛ تمنا و التماس جذب فالوئر روی آنتن زنده برای صفحه اینستاگرامی برنامه. تند و تند اسامی افرادی که صفحه شان را پیگیری کرده اند، به زبان می آورد و تشکر می کند.   «اکبر نصراللهی»،  دکترای مدیریت رسانه با به اشتراک گذاشتن و نقد این ویدئو نوشت: «اینگونه التماس برای دنبال کردن صفحه اینستاگرام برنامه در آنتن ”زنده» صدا و سیما بی‌سابقه  و درخور تأمل است.»  خود را می گذارم جای مخاطب شاید هم تلفن همراه بردارم، سرگرم شوم و ای بسا یادم برود این برنامه را هم دنبال کنم. منی که قرار بود مشتاق شوم و در این برنامه شرکت کنم و احتمالاً برنده کالای ایرانی؛ جایزه مسابقه شوم حالا سر از  هزار و یک کوی و برزن صفحات اینستاگرام در آورده ام. رسانه بدون مخاطب رسانه نیست. تلویزیون بدون مخاطب جعبه جادویی نیست؛ جعبه ای پوچ می شود. این برنامه تلویزیونی چرا دودستی مخاطب خود را به این شیوه بدرقه و تقدیم اینستاگرام  می کند!؟

مخاطب، موبایل به دست به تماشای تلویزیون بیاید!

درآمد صدا و سیما از تبلیغات همیشه از آن بحث های داغ بین مردم است که دوست دارند درباره اش بدانند. مدتی است آنتن پخش زنده  و غیرزنده این ابر رسانه، درگیر تبلیغی شده که باید بررسی کرد برای این سازمان و مردم عایدی موثر داشته؟ برنامه های مختلف این رسانه مدتی است برای ارتباط بهتر با مخاطب خود در صفحات اینستاگرام فعالیت می کنند. درست زمانی که مخاطب در حال تماشای برنامه آن هاست از مخاطب می خواهند با دنبال کردن صفحه آن برنامه در اینستاگرام و ارسال پیام خواسته و نظرات خود را با عوامل تولید این برنامه در میان بگذارند و مجری همزمان پیام ها را می خواند.

برای مثال در قسمت روانشناسی برنامه «سیمای خانواده» که روانشناس برنامه فنون خانواده موفق را آموزش می دهد یک کاربر تذکر می دهد که املای فلان کلمه درست نیست و مسیر آموزش نکات روانشناسی و به عبارت بهتر رشته فکر مخاطب برای لحظاتی گسسته می شود. مجری اصلاح می کند که این کلمه دو نوع املا دارد و همهمه فکری و یادگیری، اصول خانواده موفق داشتن را در ذهن مخاطب گم می کند؛ بحث روانشناسی جای خودش را به دستور زبان فارسی می دهد.

در اینستاگرام تفت بدهید…

در برنامه مسابقه آشپزی «دستپخت»، کارشناس برنامه یک غذای بومی، ارزان و سرشار از موادغذایی مناسب با شیوه طبخ آسان را در نظر می گیرد. آموزش ها پیش می رود و درست در هیجان انگیزترین بخش، قطع می شود و مجری مخاطب را برای تکمیل آموزش به اینستاگرام دستپخت می فرستد. اگر جذابیت و زرق و برق صفحه های دیگر حواسش را پرت نکند بالاخره به صفحه برنامه می رسد. شروع می کند به نظر دادن و خواندن انبوه پیام های دیگر مخاطبان. وقتی سرش را بلند می کند، می بیند برنامه مورد نظرش تمام شده. بیننده زیان دیده و ادامه برنامه از کف اش رفته. تلویزیون مخاطب مسلم آنتن زنده خود را به اینستاگرام فرستاده. اگر اینستاگرام را رقیب تلویزیون بدانیم مخاطبش را به زمین رقیب کوچ داده است. اقبال ارتباط آنلاین معمولاً نصیب کسانی می شود که از قبل با صفحه مجازی این برنامه ها آشنا هستند و زودتر پیام می گذارند وگرنه زمان مشخص و محدود برنامه ها اجازه نمی دهد همه پیام ها خوانده شود و مخاطب دلسرد شده، جذب همان رقیب می شود و خداحافظ! چگونگی حضور و استفاده رسانه ملی به عنوان یک ابر رسانه اهمیت دارد.

اشتباه مویرگی؛ دلسردی سخت

جذب مخاطب و به اصطلاح «فالوئر» در آنتن زنده برخی برنامه ها به خصوص مسابقات گاه با هیاهویی عجیب انجام می شود. تا جایی که برخی مجریان برنامه های تلویزیونی جمله بعد از سلام و احوالپرسی با مخاطب را به سپاس بلندبالا از مخاطبانی اختصاص می دهند که صفحه اینستاگرامی آن ها را انتخاب و به اصطلاح چند هزار «کایی» کرده اند. در حالی که چه بسا در همان لحظه، همان برنامه با داشتن آنتن پخش زنده مخاطب میلیونی دارد و لطف مجری چند صد یا چند هزار مخاطب اینستاگرامی برنامه را می ستاید. این غفلت رسانه ای از مخاطب حیّ و حاضر است و به مرور به دلسردی از آن برنامه منجر می شود. خودمان را جای مخاطب بگذاریم؛ با شوق به انتظار برنامه مورد علاقه مان نشسته ایم. صفحه اینستاگرام برنامه طوری تبلیغ و مخاطب آن صفحه به گونه ای مورد لطف قرار می گیرد که فکر می کنیم همه خبرها در دنیای مجازی است و خودمان را با نشستن پای تلویزیون متضرر کرده ایم.

بزرگنمایی و تبلیغ مجانی!

عوامل تولید برنامه های تلویزیونی در استفاده و ارجاع اینستاگرامی دلایل خود را مطرح می کنند، مثلاً اینکه خواسته اند فضای مجازی بومی و سالم سازی شود. اینستاگرام در خوشبینانه ترین حالت یک شبکه اجتماعی است که از سال تاسیس خود؛ ۲۰۱۰ تا امروز ۲۰۲۰ پس از ۱۰ سال و انجام چندین مرحله به روزرسانی توانسته بخش آی. جی. تی. وی یا همان «تلویزیون اینستاگرامی» خود را فعال کند؛ یکی از چندین شبکه اجتماعی جهان است نه ابررسانه. حالا باید پرسید تبلیغ یک شبکه اجتماعی آن هم رسانه رقیب به هر نحو منطقی است؟ کارشناسان صدا و سیما بهتر از همه آگاهند فرصت تبلیغ مجانی را نباید به هر کس داد مگر بهای آن را بپردازد اما حالا چرا مخاطب را از رسانه «مادر» به یک رسانه دیگر ارجاع می دهند؟  

نسبت ما با قوانین ویژه دولت های مجازی چیست؟

مدتی قبل «مارک زاکر برگ» مالک فیس بوک و اینستاگرام و مسئول چند شبکه اجتماعی دیگر در دورهمی صحبت هایی درباره کشورهای مجازی شان؛ شبکه های اجتماعی شان گفته بودند و خود را به عنوان کشورهای جدید و پرجمعیت جهان، «دولت مجازی» و «بزرگترین موجودیت ها در جهان» مطرح کرده بودند. این دولت های مجازی، قوانین ویژه خود را دارند که از پیش شرط های اجباری عضویت در این شبکه هاست. اینستاگرام هم جدا از این قاعده نیست اگر به تشخیص خود احساس کند عکس یا ویدئویی جنبه جرم و خشونت دارد آن را حذف یا حساب کاربر را مسدود می کند. ظاهر ماجرا درست است اما اعمال دلخواه و سلیقه ای این تشخیص و قانون محل بحث و از تناقض هاست.

اینستاگرام به بهانه رعایت «تحریم های آمریکا علیه ایران» صفحه انگلیسی رهبر انقلاب را مسدود کرد و رفتار مشابهی هم درباره صفحه اینستاگرامی سردار سلیمانی وقتی در قید حیات بود، انجام داد. پس از شهادت سردار اما این تشخیص ها تندتر شد. مردم عادی و چهره های ورزشی، هنری و بازیگران بسیاری از حذف شدن پست شان درباره شهادت سردار «قاسم سلیمانی» یا مسدود شدن حساب کاربری شان گله کردند. صدا و سیما درست در همین لحظه اقدامی مفید انجام داد. به مدت ۵ شب هر شب حدود ۴۰ دقیقه، برنامه تلویزیونی زنده «زاکر برگر» پخش و کمپین انتقاد به عملکرد اینستاگرام تشکیل شد. مردم با گرفتن تصویر(اسکرین شات) پست یا صفحه از دست رفته و مسدود شده شان در اینستاگرام و بازنشر آن در همین فضا و نوشتن پیام به زبان انگلیسی در صفحه شخصی مالک اینستاگرام، آزادی بیان به سبک اینستاگرام را نقد کردند.

به اینستاگرام رسیدیم!

بسیاری از ما روزهایی را به یاد داریم که مخاطبان برای برنامه های تلویزیونی مورد علاقه خود نامه می نوشتند. پیش روی مجری ها انبوهی از نامه بود تا ثابت کند این برنامه پرمخاطب است و به قید قرعه چند نامه خوانده می شد. بعدها شماره های تماسی اعلام شد تا مخاطبان هنگام پخش برنامه تماس بگیرند. اینجا هم اقبال محدود بود و فقط صدای چند نفر پخش می شد. استفاده از تلفن همراه که فراگیر شد و سامانه های پیامکی رونق گرفت، هر برنامه سامانه مخصوص خود را اعلام می کرد. دوباره تعدادی از پیام ها خوانده می شد. کمی بعد اما ساختاری برای دریافت و ثبت نظر مخاطبان در نظر گرفته شد؛ سامانه شبانه روزی ۱۶۲ راه اندازی شد و مردم با کارشناس-اپراتورها نظرشان را در میان می گذاشتند. استقبال خوب بود و مسئولان صدا و سیما تصمیمی خلاقانه گرفتند. هنگام یا پس از پخش برنامه های پربیننده صدا و سیما عوامل تولید آن در زمانی که از قبل از طریق همین رسانه اطلاع رسانی می شد، تماس می گرفتند و بدون واسطه با عوامل تولید برنامه صحبت می کردند.

از وقتی شبکه های اجتماعی مانند واتساپ، تلگرام و اینستاگرام فراگیر شد. مسئولان برنامه های تلویزیونی از این ابزارها هم برای ارتباط با مخاطب استفاده کردند. بخش های جالب برنامه در کانال ها قرار داده می شد. کمی بعد صدا و سیما برای حمایت از پیام رسان های داخلی، پیام رسان بومی «سروش» را انتخاب کرد. حالا اما استفاده از اینستاگرام رونق گرفته و مخاطبان برنامه ها به این فضا فرستاده می شوند. اما آیا این فضای باز و کمتر نظارت شده پالوده و برای خانواده امن است؟

۳۰ درصد ایران دست به لایک

محتواهای تولید شده توسط کاربران و برنامه سازی خودگردان، جاذبه این روزهای شبکه اجتماعی اینستاگرام و این نرم افزار انحصاری- مالکیتی برای مخاطبان دنیای مجازی است. اینستاگرامی که کارش را با عنوان هم‌رسانی و اشتراک عکس و ویدئو شروع کرد و حالا امّا با به روزرسانی مدام و افزودن قابلیت هایی مانند پخش زنده و تلویزیونی، پدیده ای به نام «رسانه فردی» را پررنگ کرده است. فضای این شبکه هم‌رسانی عکس، فیلم و متن که ۶۰۰ میلیون کاربر فعال در جهان و بنا بر اخبار منتشره چیزی حدود ۲۴ میلیون کاربر در ایران دارد، فضایی به شدت عمومی است. اینستاگرام به ۳۶ زبان دنیا فعالیت می کند. ۹۰ درصد کاربران ایرانی آن کمتر از ۳۵ سال سن دارند. ۶۵ درصد کاربران خانم و ۳۵ درصد آقا هستند و گفته می شود ۳۰ درصد ایرانی ها دست کم یک حساب یا اکانت اینستاگرامی دارند. این نرم افزار یکی از ۵ شبکه اجتماعی پربازدید جهان است. مسئولان اینستاگرام تابع قوانین و سیاست های آمریکا فعالیت می کنند. یکی از رسالت های رسانه ملّی، جذب مخاطب و افزایش سواد رسانه ای اوست. آنچه درباره اینستاگرام در زاکر برگر اتفاق افتاد به این رسالت نزدیک تر است یا آنچه در مسابقه دونبش و تمنای فالوئر؟ عملکرد موفق رسانه ملی یعنی ۳۰ درصد کاربر اینستاگرام را آگاه و جذب محتوای ارزشمند خود یا در برابر آسیب های دنیای مجازی بیمه کند به شرط خودکفایی.  

اینستاگرام خودمان را بسازیم

مدیر اینستاگرام که جوان ترین میلیاردر دنیا هم شده، می گوید: «هدف ما ساخت یک پلتفرم نیست بلکه این است که از همه پلتفرم ها رد شویم.» اینستاگرام برای یک شبکه اجتماعی اخلاق مدار شدن باید از «همرسانی بدون نظارت» همه چیز به «بهرسانی» برسد البته اگر مسابقه مدیرانش برای اول شدن بگذارد. صدا و سیما آنتن، امکانات ویژه و کامل در اختیار دارد. از سویی سایت اختصاصی و سایت های مرتبط دارد که می توانند گلچینی از بهترین ها را پس از ساعات پخش یا همزمان با پخش به نمایش بگذارند و نظرسنجی کنند. نرم افزارهای داخلی و بومی مختلفی هم وجود دارد که در برنامه هایی مانند «عصرجدید» استفاده می شود و بینندگان برای مشارکت و ارائه نظر خودشان حتی داوری از آن بهره می برند. حتی اگر تمام این ها برای ارتباط با مردم کافی به نظر نرسد، تخصص حرفه­ای های این سازمان می تواند منجر به طراحی اپلیکیشن یا شبکه های اجتماعی بومی شود که مشارکت مخاطب و امنیت اخلاقی فضای مجازی را یکجا داشته باشد. زمینه اشتغال و ارتزاق هم برای جوانان توانمند کشور فراهم می شود.   در تولید و مدیریت محتوای سالم و فاخر دنیای مجازی هم باید جهش تولید داشت.

*فارس

مشاهده خبر از سایت منبع

0
دفتر سینمایی

در کشور ما فیلمهـا بر اساس ارزش هـای تجاری، نمی فروشند! – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: فرزاد موتمن کارگردان سینما به اصرار برخی در بازگشایی سینما و اکران فیلم ها در شرایط همه گیری ویروس کرونا که امکان فروش فوق العاده را از فیلم ها می گیرد،واکنش نشان داد.

به گزارش سینماپرس، فرزاد موتمن کارگردان در صفحه شخصی خود نوشت:اکران مجدد فیلمهـا در سینماهـا طی دو هـفته اخیر واضح‌تر از هـر زمان دیگری نشان داد که در کشور ما فیلمهـا بر اساس ارزش هـای تجاری، نمی فروشند، آنهـا توسط یک قیچی، متشکل از برخی تهـیه کنندگان، دفاتر پخش و سینما داران در یک لبه و بروکراسی دولتی سینما در لبه دیگر و در هـماهـنگی با یکدیگر، «بفروش»، یا «نفروش» می شوند.

سالهـاست که وضع بر این منوال است؛ گروهـی با تکیه بر ثروتی که در سینما به دست نیاورده اند (اغلب کارشان چیز دیگریست) لابی هـائی به دست آورده اند و گروه دیگر با تکیه بر حق امضایی که منصب دولتی نصیبشان ساخته، سینما را مصادره و آن را به دو گونه «طنز» و «اجتماعی» تقسیم کرده اند (گونه هـای واقعی را اصلاً نمیشناسند) و هـر دو دسته، فیلمهـایشان را با دامن زدن به جریانی انحصار طلب در نحوه تقسیم سینماهـا، می فروشانند و باقی سینما را نابود می کنند اما این بار زورشان به اپیدمی نرسید.

بروکراسی اکران حتی آنقدر باهـوش نبود که بفهـمد چرا در آنسوی دنیا، نولان فیلم جدیدش را اکران نمی کند یا اکران آخرین فیلم جیمزباند به تعویق می افتد، آنهـا دو فیلمی که هـر دو قرار بود که پرفروش‌ترین فیلمهـای سال جاری باشند را در حالی اکران کردند که سینما هـا باظرفیت کامل نمی توانند بلیط فروشی کنند و طبعاً فروش این دو هـفته اخیر از انتظاری که صاحبان فیلم (و هـمه) داشتند، بسیار دور است، به علاوه، انگار حضرات متوجه نیستند که با مرگ روزی صد و شصت هـفتاد نفر از هـموطنانمان، بخش وسیعی از جامعه، عزادار است و شاید انرژی خندیدن نداشته باشد، هـمچنین بیکاری چند ماهـه، گرانی مجدد هـمه چیز، اضطراب ناشی از اپیدمی مرگبار و … شاید دیگر کنجکاوی قبلی برای تماشای فیلمی عصبی و مملو از عربده کشی و لات بازی و فحاشی و ناموس بازی را به هـمراه نداشته باشد.

در چنین شرایطی عاقلانه این بود که با یکی دو فیلم آرامتر که شاید چندان امیدی به موفقیت تجاری برایشان تصور نمیشد، شروع می کردند، اولین اکران پس از کرونا را تجربه می کردند و سپس، تصمیم گیری می کردند و سینماهـا را از فروش فوق العاده ای که از این فیلمهـا انتظار میرفت، محروم نمی ساختند. هـنوز هـم دیر نشده؛ اجازه بدهـید اکران متنوع تری داشته باشیم. به نفع «پرفروش هـا» هـم هـست. زمان آن رسیده است که فیلمهـا، به دو گونه «قوی» (منظور فیلمی است که امکان فروش آن قوی باشد) و «ضعیف» (فیلمی که شاید چندان گیشه پر فروشی نداشته باشد) تقسیم نشوند، این هـمه «ریل گذاری»، انجام نشود، اجازه بدهـید سینما شرایطی طبیعی‌تر را تجربه کند و نفس بکشد.»

مشاهده خبر از سایت منبع

0
دفتر سینمایی

کسی که با نوشتن سر و کار داردبه تنهایی عادت دارد – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: مهدی فخیم زاده بازیگر،کارگردان و نویسنده توانمند سینما و تلویزیون درباره دوران قرنطینه و خط قرمزهایش در کار برای مردم در دورهمی صحبت کرد.

به گزارش سینماپرس، شب گذشته مهران مدیری میزبان مهدی فخیم زاده بازیگر و کارگردان سینما و تلویزیون بود.

فخیم زاده درباره اخلاق و سخت گیری خودش در کار گفت: ما دو دسته آدم داریم یک دسته که سرنوشت کار برای آن‌ها مهم است؛ هیچ وقت به یاد ندارم سر هنرپیشه داد زده باشم، اما دسته دوم سرنوشت کار برای آن‌ها زیاد مهم نیست و بیشتر حالت کارمندی دارند که در نتیجه مجبور می‌شوم برخورد دیگری با آن‌ها داشته باشم تا کار پیش برود. البته وقتی به عنوان بازیگر باشم کاری ندارم و ساکت هستم.

وی ادامه داد: تاخیر و دیر آمدن من را عصبانی می‌کند، سر یکی از کارها دیدم کار خیلی تاخیر دارد به همین دلیل خودم یک روز  زودتر رفتم تا شرایط را بسنجم دیدم یک بازیگر برای گریم دیر آمد گفتم چرا دیر آمدید؟ به من گفت: عادت ندارم به کسی جواب بدهم، من از او خواستم برای تسویه پیش تهیه کننده برود چراکه برای من زمان و نظم مهم است.

مدیری با اشاره به داشتن مدرک دان ۶ کاراته این بازیگر گفت: تا حالا کسی را زدید!

فخیم زاده گفت:اصلا، برای داشتن دان ۶ کاراته حدود ۴۵ سال به صورت حرفه‌ای کار کردم، البته در دانشکده شمشیر بازی هم داشتیم و باید توجه داشت که بدن یک هنرپیشه بسیار مهم است.

در کنار آن برادرهای بزرگ من هم ورزش می‌کردند و تاثیر گذار بودند.

فخیم زاده درباره دوران قرنطینگی توضیح داد: ما بیشتر مراحل کاشت، داشت و برداشت هستیم. آن دوره که به نظر می‌رسد بیکار هستیم بیشتر شلوغ هستیم و من شرایط قرنطینگی را این گونه تجربه کردم من برای کار «ولایت عشق» حدود ۸ ماه خودم را در خانه حبس کرده بودم تا بنویسم حتی نصف ریش خودم را می‌زدم و نصف دیگر را بلند می‌کردم تا هوس بیرون رفتم نکنم. کسی که با نوشتن سر و کار داردبه تنهایی عادت دارد. در دوران کرونا هم سراغ سوژه‌ای رفتم وشروع به نوشتم کردم.

ماجرای تصادف مهدی فخیم زاده در فیلم «مشت آخر»

کارگردان «خواب و بیدار» درباره ماجرای تصادفش حین فیلمبرداری فیلم «مشت آخر» عنوان کرد: دو روز از تصویربرداری کار مانده بود، در یکی از روزها تصمیم گرفتم با مدیر تولید فیلم که یک موتور داشت، برای پیدا کردن فضای مناسب برای فیلمبرداری بروم. پشت موتور نشستم، در طول جستجوی لوکیشن مناسب، به یک مکان مناسب برای فیلمبرداری رسیدیم. موتور را پارک کرده و روی آن نشسته بودم که ناگهان یک موتور از داخل خانه‌ای بیرون آمده و به موتوری که سوارش بودم زد، این ضربه به قدری شدید بود که موتور چرخید و من را به سمتی پرتاب کرد. به دلیل این تصادف حدود ۸ روز در بیمارستان بیهوش بودم و بعد از به هوش آمدن تازه متوجه شدم که چه اتفاقی برای من رخ داده است. بعد از اینکه کمی حالم بهتر شد، تصمیم گرفتم که این فیلم را به پایان برسانم چرا که اگر عوامل فیلم بیشتر از این معطل می‌شدند، به سختی می‌توانستم آن‌ها را دوباره جمع کنم.

وی ادامه داد: در نهایت برای ادامه فیلمبرداری دوباره به لوکیشن‌های مورد نظر رفتیم و کار را دوباره آغاز کردیم، در آن روزها حال من خوب بود، اما بعد از بازگشت به تهران احساس کردم در شرایط مناسب فیزیکی نیستم، به دکتر مراجعه کردم و ام. آر. آی از من گرفت و در نهایت تصمیم گرفتند تا به سرعت عمل شوم.

فخیم زاده درباره استقبال مخاطبان از سریال «خواب و بیدار» گفت: ما یک کاری را انجام می‌دهیم و بعد از آن شاهد استقبال آن هستیم. بعد از پخش ۱۰ قسمت از سریال «خواب و بیدار» یک پسری من را در خیابان دید و گفت: آخر ناتاشا را می‌کشند، متوجه شدم کار با استقبال مواجه شده وبه دنبال کار هستند. البته اولین بار بود شخصیت یک زن را نشان می‌دادیم که به این شکل ندیده بودیم؛ این سوژه در یکی از پرونده‌های نیروی انتظامی بود.

بازیگر مختارنامه به شغلی علاقه دارد؟

فخیم زاده در پاسخ به سوال مدیری درباره اینکه اگر بازیگر نبود چه کاری را انتخاب می‌کرد؟ پاسخ داد: من و مهدی هاشمی از تهران  به لوکیشن سریال «علی البدل» همدان می‌رفتیم، در مسیر درباره همین موضوع صحبت کردیم مهدی گفت: «من راننده آژانس می‌شدم و من هم به همین نتیجه رسیدم». (خنده)

مشاهده خبر از سایت منبع

0
دفتر سینمایی

«گشت ارشاد ۳» در خیابان های تهران – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: فیلمبرداری فیلم‌ سینمایی «گشت ارشاد ۳» به تهیه کنندگی و کارگردانی سعید سهیلی در تهران ادامه دارد.

به گزارش سینماپرس، فیلمبرداری فیلم «گشت ارشاد ۳» به کارگردانی سعید سهیلی در تهران در حالی ادامه دارد که نخستین تصویر از پولاد کیمیایی و ساعد سهیلی به عنوان بازیگران اصلی فیلم منتشر شده است.

این فیلم چند بازیگر دیگر نیز دارد که طی روزهای آینده معرفی می شوند و جلوی دوربین می روند.

فیلم سینمایی «گشت ارشاد» در سال ۹۱ و «گشت ارشاد ۲» در سال ۹۵ ساخته شده اند.

در خلاصه داستان  فیلم «گشت ارشاد ۳» آمده است: حسن و عطا پس از سال ها حضور در خارج به ایران برمی گردند. آنها به اجبار برای امرار معاش به نوازندگی در خیابان ها می پردازند، پس از مدتی سودای خوانندگی آنها را رها نمی کند تا این که تصمیم به انتشار آلبوم موسیقی می گیرند اما به لحاظ مالی در تنگنا هستند پس تصمیم می گیرند به سراغ یک زمین دار بزرگ در لواسان که نقش او را بهنام بانی بازی می کند رفته و او را بدزدند. اما پس از مدتی با او دوست می شوند و زمین دار بزرگ تصمیم می گیرد از حسن و عطا حمایت کرده و تمام هزینه تولید آلبوم موسیقی آنها را تقبل کند. در این مسیر ناگهان اتفاقات عجیبی روی می دهد که هر سه آنها را دچار دردسر های بزرگی می کند.

مشاهده خبر از سایت منبع

0
دفتر سینمایی

رویای «بازگشت حاج احمد» و فراخوان یک جهاد رسانه‌ای – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: احسان محمدحسنی مسئول سازمان هنری رسانه‌ای «اوج» به مناسبت سالروز ربوده شدن و شهادت چهار دیپلمات از یاد رفته یادداشتی منتشر کرد.

به گزارش سینماپرس، احسان محمدحسنی مسئول این سازمان به بهانه سی و هشتمین سال ربوده شدن و شهادت چهار دیپلمات از یاد رفته یادداشتی منتشر کرد.

متن یادداشت احسان محمدحسنی به شرح ذیل است:

«هو الحق

رؤیا و تصور بازگشت «حاج احمد متوسلیان» و سه همرزم کهف‌نشین و فراموش شده او پس از ۳۸ سال دوری و بی خبریِ مطلق، در همین روزها و روزگارِ پرحادثه به میهن عزیزمان، الحق که شیرین و گواراست. مجسم کنیم حاج احمد با سر و رویی که گرد پیری بر آن نشسته، به شهر خودش تهران بازگشته و پس از قریب به چهار دهه، برای ملاقات با مادری که در گمنامی و چشم انتظاری، چراغ عمرش خاموش شده، به خانه کوچک و قدیمی‌اش در کوچه علوی خیابان مولوی تهران سری می‌زند و با مردم و خیابان‌ها و محله‌های این شهر شلوغ مواجه می‌شود…

پس از ۳۸ سال از واقعه تلخ ربوده شدن چهار دیپلمات ایرانی، به جای تجسم و تصور و تخیل، خبر آورده‌اند که فاتح راستین خونین شهر، حاج احمد متوسلیان و سه همرزم او «سیدمحسن موسوی»، «تقی رستگار مقدم» و «کاظم اخوان» پس از ربوده شدن و سپری کردن ایام کوتاهی در اسارت نیروهای مزدور شبه نظامی فالانژ وابسته به رژیم صهیونیستی، در ساحل مدیترانه تیرباران شده‌اند و محل دفن ایشان هم مشخص است «بازگشتِ احمد» به تنهایی پتانسیلِ تبدیل شدن به جذاب‌ترین و شگفت‌انگیزترین فیلم سینمایی و یا سریال تلویزیونی پرمخاطب را پیرامون فرجام قصه این شیرِ در زنجیر داراست. همان انگیزه‌ای که سال‌ها قبل ما را بر آن داشت تا رایحه‌ای از زندگی و زمانه احمد را در قالب فیلم سینمایی «ایستاده در غبار» راهیِ نمایش بر پرده‌های عریضِ سالن‌های سینما کنیم. امروز هم می‌تواند، شوق تخیل و تصورِ بازگشتِ حیدر رزمندگان و سه جوانمرد سلحشور و همراهِ او، به این دیارِ غبارِ غم گرفته بعد از شهادتِ حاج قاسم و سر برآوردن بلای کرونا، سوژه بکرِ دیگری برای پرداختِ روایت این مواجهه حیرت‌انگیز باشد.

***
آری؛ قصه‌ای شکوهمند که قهرمانان واقعیِ آن، به تأسی از امام و مقتدایشان، شریک غمِ مظلومان جهان شدند و برای اثبات این مدعا، در فردای پیروزمند نبرد اِلی بیت‌المقدس و نماز فتح در مسجد جامع خرمشهر، در ژوئن ۱۹۸۲، زیر بیرق فخر آفرینِ «قوای محمد رسول الله»، عازم کرانه‌های مه گرفته خطه خون‌رنگ «لبنانِ» مظلوم شدند. قصه‌ای بی‌نظیر و تکرار ناشدنی از ورودِ باشکوه لشکر اسلام به دمشق و اقامه عزای شهیدان کربلای حسینی و کربلای خمینی در حرم اُمُّ المصائب، حضرت زینب کبری سلام الله علیها، از استقبال گرم و مهمان نوازی صمیمانه مردم مسلمان سوریه، شیعیان آواره لبنان و مظلومان بی پناه فلسطینی از «جُند محمد (ص)»، تا آغاز عملیات فشرده شناسایی در «دره بقاع» و «بلندی‌های جولان»، از پادگان نیمه متروکه «زبدانی» و عملیات لغو شده تیپ در «بُقاع» تا … و سرانجام از پُست ایست و بازرسی «برباره» در جاده ساحلی «طرابلس – بیروت» که داغی التیام ناپذیر بر قلب‌های سلحشوران ایران زمین و مستضعفان جهان گذاشت.

و حالا پس از ۳۸ سال از واقعه تلخ ربوده شدن چهار دیپلمات ایرانی، به جای تجسم و تصور و تخیل، خبر آورده‌اند که فاتح راستین خونین شهر، حاج احمد متوسلیان و سه همرزم او «سیدمحسن موسوی»، «تقی رستگار مقدم» و «کاظم اخوان» پس از ربوده شدن و سپری کردن ایام کوتاهی در اسارت نیروهای مزدور شبه نظامی فالانژ وابسته به رژیم صهیونیستی، در ساحل مدیترانه تیرباران شده‌اند و محل دفن ایشان هم مشخص است.

این خبر، یا واقعیت دارد و یا صرفاً یک ادعاست! هر چه که هست سال‌های سال، اساتید، محققین، مستندسازان، نویسندگان و پژوهشگران توانا و به نامِ وادیِ ادبیات پایداریِ این دیار، بر مبنای اسناد و شواهد و قرائنِ متقن و شهادتِ شاهدان زنده و حاضر در اسارتگاه و محل تیرباران و دفن این چهار ایرانیِ مظلوم، گواهی می‌دهند که حاج احمد متوسلیان و همراهان غریبش به طرز وحشیانه‌ای به شهادت رسیده‌اند و پیکر نیمه جانشان نیز در نقطه‌ای مشخص در زیر خرواری از خاک و بُتن قرار گرفته و تا امروز مدفون مانده‌اند.

صحت و سقم این مُدعا موقعی روشن و عیان می‌شود که سلحشوران نیروی قدس سپاه با همکاری وزارت امور خارجه و دریادلان حزب الله لبنان، نقطه مورد نظر را با دقت و سرعت، تفحص و کاوش نموده و چنانچه بقایای پیکرهای مطهرشان کشف گردید، با آزمایش DNA، طی بیانیه‌ای حقیقت را با مردم، یاران و خانواده‌های چشم انتظارشان در میان بگذارند.

اگر منافعی در «زنده نمایی» و نیامدن این پیکرهای دور افتاده از وطن برای عده‌ای خاص نباشد، حتماً آن جریان مصلحت‌اندیش و منفعت‌طلب هم در برابر مطالبه عمومیِ مردم و اصحاب رسانه، مقاومت نخواهند کرد و تسلیم اراده و پیگیری منسجم و یکپارچه خواهند شد اکنون می‌توانیم مجسم کنیم که در همین نزدیکی‌ها و ماه‌های آینده و تا قبل از فرارسیدن چهاردهم تیرماهِ سال ۱۴۰۰، به جای جسم خسته و نحیف حاج احمد، پیکر مطهر او پس از سال‌ها غربت، به دامانِ میهن بازگردد و چشم و چراغ ملت گردد و پس از استقبال و تشییع طوفانیِ جوانانِ این سرزمین، در کنار مقتدای روح اللهی اش و در جوار مزار یاران شهیدش، تا ابد آرام بگیرد.

اگر منافعی در «زنده نمایی» و نیامدن این پیکرهای دور افتاده از وطن برای عده‌ای خاص نباشد، حتماً آن جریان مصلحت‌اندیش و منفعت‌طلب هم در برابر مطالبه عمومیِ مردم و اصحاب رسانه، مقاومت نخواهند کرد و تسلیم اراده و پیگیری منسجم و یکپارچه خواهند شد.

دست به نقد؛ عملکرد مسئولین ذیربط و رسانه‌های وطنیِ خودمان را در ماجرای ۳۸ ساله ربوده شدن ۴ فرزند رشید این آب و خاک، مقایسه کنید با عملکرد بوق‌های تبلیغاتی نظام جهانی سلطه صهیونیستی درباره «ران آراد» – خلبان مفقود شده نیروی هوایی ارتش اسراییل -، تا ببینید کجای کاریم!

حکام تل آویو هر سال برای صهیونیستِ مذکور، جشن تولد، جشن سالگرد فارغ‌التحصیلی، جشن سالروز ورود به ارتش صهیونیستی، جشن اولین پرواز موفقیت‌آمیز! و انواع و اقسام مراسم‌ها می‌گیرند. ده‌ها صفحه از مطبوعات اسرائیلی و غربی در هر یک از این مناسبت‌های ادواری، در رثای آدمکش مفقود شده اسرائیلی سیاه می‌شوند. رسانه‌های گلوبال و شبکه‌های ریز و درشت ماهواره‌ای و شبکه‌های اجتماعیِ فضای مجازی را به صف می‌کنند و همچون ترجیع بندی تکراری و مسلسل، افکار عمومیِ مردم پنج قاره را با وِرد «ران آراد، ران آراد» خودشان بمباران می‌کنند و در عوض عملکرد ما و رسانه‌های آزاده و مستقل ما، درباره روشن شدن سرنوشت ۴ گروگان یا شهیدِ ایرانی‌مان توسط تروریست‌های آدم‌ربای حاکم بر تل آویو … تقریباً هیچ!!

شک ندارم به یاری پروردگار، و دعای مردم و همت والای اهالی رسانه، نه به صورت پراکنده و مقطعی- که هماهنگ و ریشه‌ای، برای آغاز یک جهاد رسانه‌ای، تا قبل از شمارش معکوس و از راه رسیدن چهاردهم تیرماه ۱۴۰۰، این پرونده قطور و بلند بالا، به صفحه آخر خود خواهد رسید. پس با توکل به حضرت مقلب‌القلوب؛ شروع می‌کنیم: ۳۶۵»

مشاهده خبر از سایت منبع

0