مجله الكترونيك

دفتر سینمایی

نمایش ” لولیتا نسخه ۱۲″

ما در”دفتر سینمایی” با معرفی تئاتر های در حال اجرا امیدواریم بتوانیم به فرهنگ دیدن تئاتر و ارتقا کیفیت تئاتر ها کمک نماییم.
در این سایت که بانک اطلاعاتی برای انتخاب بازیگر در سراسر ایران میباشد میتوانید عوامل مورد نیاز خود برای اجرا های تصویری را بیابید.
شما میتوانید با  اعلام نظر خود نسبت به این نمایش نیز شرکت نمایید و عوامل این نمایش را از نظر خود نسبت به کاری که انجام داده اند با خبر نمایید
: فرشاد جعفری
: بهنام احمدی
: کتایون سالکی، مهدی شاهدی، فرزانه زینتی و الهه اکبری
: شهاب بهزادی


: مژده رنجبر
: طاهر نیکخواه ابیانه
: Xpherekube
: مهرداد بابایی
: آرتا میرآفتابی
: صبا کسمایی
: شیدا زواری، طاهر نیکخواه ابیانه
: لیلی جعفری
: زهرا بهرامی، فریبا داویجانی
: سیاوش تصاعدیان
: آرش پاشایی
: پویا طهماسبی، معید درویش
: کیارش مسیبی
: بهنام احمدی
: محمد سخن ور، بهروز راد
: محمد سخن ور

دفتر سینمایی

دفتر سینمایی

نمایش “دروغ”

نمایش “دروغ “

: فلوریان زلر
: آریان رضایی
: افشین هاشمی، لادن مستوفی، ارسطو خوش رزم، مژگان خالقی
بازی جذاب و انرژیک جناب هاشمی شوخی های به موقع و ری اکشن های  مناسب خانم  مستوفی در طول کار  بیننده را  ترغیب به دیدن ادامه نمایش میکند .
نمایش دروغ ، کارگردان: آریان رضایی
بازی جناب خوش رزم و خانوم خالقی هم دست کمی از بازی آقای هاشمی و خانم مستوفی ندارد ولی جالب ترین بخش نمایش از نظر من سوژه نمایش می باشد.
شما در آخر نمایش هم چنان در گیر این موضوع هستید که بالاخره این داستان به چه نتیجه ای رسید؟حقیقت ماجرا کجا بود؟
و در گیر چالش های نا خواسته ای خواهید شد که نتایج جالبی را به دنبال خواهد داشت.
                                     
نمایش در ابتدا با یک سوژه بسیار معمولی  شروع میشود، یک میهمانی دوستانه بین چهار نفر دوست قدیمی که قرار هست شامی را در خانه یکی از  زوج ها صرف کنند.
جریان نمایش شما را نرم و آرام به سمتی که نویسنده تمایل دارد سوق میدهد،در اواسط نمایش شما هم شروع به حرص خوردن خواهید کرد و در انتهای نمایش در گیر ای موضوع خواهید بود که بالاخره  نتیجه چه شد.
کارگردانی جناب رضایی و هنر بازیگری بازیگران  البته بیش از همه  افشین هاشمی باعث شده که تماشاگران ناراضی سالن این نمایش را ترک نکنند.
 به این عزیزان خسته نباشید میگوییم.
تمام
دفتر سینمایی

نمایش ” مادر” کارگردان علی احمدی

نمایش “مادر”

کارگردان: علی احمدی

با تشکر از محبت بیکران و ایثار مادران که بی هیچ چشم داشتی همه نقشی در زندگی بازی میکنند ،کاش ذره ای قدر بدانیم .

 

نمایش  “مادر” را روز پنج شنبه  دیدم ،این اولین کاری بود که از علی احمدی میدیدم ، شاید در هنگام شروع و در طول نمایش جذابیت کار

آنگونه که انتظار دارید نباشد دیالوگ های تکراری و شاید خسته کننده و گاهی عذاب آور ولی با کمی تفکر به تیز هوشی و زاویه نگاه کارگردان

پی میبرید.

                   

آری این ما هستیم که از کنار تاثیرگذار ترین  عنصر زندگی براحتی عبور میکنیم زیرا همیشه در همه لحظه های زندگی ما حضور داشته

جوانی ،زیبایی و عمرش را فدای فرزندان و حتی شوهر خود نمود بی آنکه جز کمی توجه  از ما انتظار داشته باشد.

اجرای بی نظیر رویا میر علمی در این نمایش واقعا در لحظاتی از نمایش اشک مرا در آورد

به این گروه نمایشی تبریک میگویم و امید وارم همچنان با موفقیت پیشرو باشند .

ضمنا از استاد خسرو احمدی عزیزو جناب مرتضی احمدی نیز به خاطر همکاری و محبتشان بی نهایت سپاسگزارم

دیدن این نمایش را  به تئاتر دوستان پیشنهاد میکنم حتما این نمایش را ببینید.

پیمان طالبیان

دفتر سینمایی

تمام.

دفتر سینمایی

نمایش “آبی مایل به صورتی”

“آبی مایل به صورتی” بازگشایی واقعیتی انکار ناپذیر در محیط پیرامونمان است که گاهی اطلاعات ما به صورت تیتروار می باشد…ترنس،دو جنسه در همین حد و گاهی تفاوت بینشان را هم نمی دانیم…تراجنسی(ترنسکشوال) به افرادی گفته می شود که دارای هویت جنسیتی متناقض هستند.فرد اعضای جنسی مردانه داشته باشد،در حالی که خواسته های جنسیتی اش زنانه باشد،یا برعکس.
در صورتی که دو جنسه هر دو آلت جنس نر و ماده را دارد.
خانم ساناز بیان همسر محترم حمیدرضا آذرنگ بعنوان نویسنده و کارگردان کاری درخشان دو ساعته از نتیجه پژوهش بسیار در این باره ارائه می دهد.
آبی مایل به صورتی نه در دسته بندی رنگ‌های اصلی قرار می گیرد نه فرعی… عجیب و نامأنوس ولی هست وجود دارد…این کار نمایشی به من مخاطب بی پرده و عریان آگاهی می دهد…و کاراکترها در سطوح مختلف پلکان صحنه به مانند زندگی واقعی اشان که جایگاهشان تعیین تکلیف نشده،حکایت خود را نقل می کنند…به راحتی از مرز مونوتن بودن می گذرد و لحظاتی ناب نمایشی با بازیگران چیره دست خلق می شود…ریشه موفقیتهای این کار نمایشی در نوشتن متنی با پژوهش و مطالعه درست، به پشتوانه گروه کارگردانی خبره با چاشنی بازیگران در خشان می باشد…بازی ها اکثرا قابل احترام هستند و با ادای احترام ویژه بخاطر بازی روان و یکدست با نو عاطفه رضوی…بازی بهنام شرفی برای مخاطبانی که پی گیر کارهای صحنه ای بهنام هستند متفاوت و منحصربفرد می باشد…از لذتی که بهنام حین بازی می برد، مشخص بود برای خودش هم این کاراکتر جذاب و خاص می باشد…بازی بدن و استایل این کاراکتر به قدری هوشمندانه بود که در باورپذیری نقش تاثیر بسزایی داشت…روایت درد حداقلی جامعه که چون ما حداکثریها نمی فهمیمشان منزوی میشن…

بابک فاتحی

دفتر سینمایی

تمام

دفتر سینمایی

زاد روزت شاد باد یگانه عالم هنر ” پرویز پرستویی”

درود به شما استاد پرویز پرستویی

“یاد باد آن روز گاران یاد باد “

پرویز پرستویی (زادهٔ ۲ تیر ۱۳۳۴، روستای چالو، کبود راهنگبازیگر و گوینده ایرانی سینما، تئاتر و تلویزیون است. او موفق به دریافت نشان درجه یک گواهی‌نامه هنری گردیده‌است. پرویز پرستویی با دریافت چهار سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد، در بین بازیگران ایرانی رکورددار است.[۳]

پرویز پرستویی با اصالتی آذری[۴] در روستای چالو، شهرستان کبودرآهنگ متولد شد. پدر وی کشاورز بود و زمانی که وی ۳ ساله بود به تهران مهاجرت کرد. دوران کودکی و نوجوانی را در یک خانه اجاره‌ای کوچک در محله دروازه غار سپری کرد. او در مدرسه صادقیه اسلامی در کوچه گمرک تحصیلات ابتدایی خود را به پایان رساند. پرستویی با پس‌انداز کردن یازده هزار تومان خانه‌ای در حوالی ترمینال جنوب خرید. مدتی به ورزش علاقه نشان داد و دروازه‌بان تیم کارگران بود. پس از این زمان به مرکز رفاه نازی‌آباد رفت و شروع به آموختن تئاتر کرد. پرویز پرستویی در سال ۱۳۶۰ و زمانی که ۲۶ سال سن داشت به عنوان منشی در دادگستری تهران مشغول به کار شد، امّا پس از مدتی به خاطر علاقهٔ وافر به تئاتر رفت و تا پایان در آنجا مشغول به کار شد.

کارنامه[ویرایش]

سینما[ویرایش]

سالنام فیلمسمتکارگرداناکراننقش
۱۳۹۷مطرببازیگرمصطفی کیایی
۱۳۹۷آنجا همان ساعتبازیگرسیروس الوند
۱۳۹۶لس آنجلس تهرانبازیگرتینا پاکروان
۱۳۹۵خانه کاغذیبازیگرمهدی صباغ زاده
۱۳۹۵قاتل اهلیبازیگرمسعود کیمیاییدکتر جلال سروش
۱۳۹۴بادیگاردبازیگرابراهیم حاتمی کیاحاج حیدر ذبیحی
۱۳۹۳دوبازیگر-تهیه‌کنندهسهیلا گلستانی
۱۳۹۳بوفالوبازیگرکاوه سجادی حسینیبهرام بوفالو
۱۳۹۲امروزبازیگررضا میرکریمییونس
۱۳۹۲بیداری برای سه روزبازیگرمسعود امینی تیرانیپرویز پرستویی
۱۳۹۲شب بیرونتهیه‌کنندهکاوه سجادی حسینی
۱۳۹۱مهمان داریمبازیگرمحمدمهدی عسگرپورابراهیم
۱۳۹۰من و زیبابازیگرفریدون حسن‌پورموسی
۱۳۹۰خرسبازیگرخسرو معصومینورالدین
۱۳۸۸سیزده ۵۹بازیگرسامان سالورسید جلال
۱۳۸۷بیستبازیگرعبدالرضا کاهانیآقای سلیمانی
۱۳۸۷کتاب قانونبازیگرمازیار میریمهندس رحمان توانا
۱۳۸۶صد سال به این سال‌هابازیگرسامان مقدم
۱۳۸۵پاداش سکوتبازیگرمازیار میریاکبر منافی
۱۳۸۴به نام پدربازیگرابراهیم حاتمی‌کیامهندس شفیعی
۱۳۸۳بید مجنونبازیگرمجید مجیدییوسف
۱۳۸۳کافه ترانزیتبازیگرکامبوزیا پرتویناصر
۱۳۸۲مارمولکبازیگرکمال تبریزیرضا مثقالی
۱۳۸۲دوئلبازیگراحمدرضا درویش
۱۳۸۱بانوی منبازیگریدالله صمدی
۱۳۸۱دیوانه‌ای از قفس پریدبازیگراحمدرضا معتمدی
۱۳۸۰عزیزم من کوک نیستمبازیگرمحمدرضا هنرمندحمید افشاری
۱۳۷۹آب و آتشبازیگرفریدون جیرانیعلی مشرقی
۱۳۷۹موج مردهبازیگرابراهیم حاتمی کیاسردار مرتضی راشد
۱۳۷۸عشق شیشه ایبازیگررضا حیدرنژادجلال
۱۳۷۸مومیایی ۳بازیگرمحمدرضا هنرمندسروان قربانی
۱۳۷۸شوخیبازیگرهمایون اسعدیانرضا فتحعلی
۱۳۷۷روبان قرمزبازیگرابراهیم حاتمی‌کیاداوود
۱۳۷۶مرد عوضیبازیگرمحمدرضا هنرمندداریوش جم
۱۳۷۶آژانس شیشه‌ایبازیگرابراهیم حاتمی‌کیاحاج کاظم
۱۳۷۵روانیبازیگرداریوش فرهنگخسرو پذیرش
۱۳۷۵مهر مادریبازیگرکمال تبریزی
۱۳۷۴لیلی با من استبازیگرکمال تبریزیصادق مشکینی
۱۳۷۳آدم‌برفیبازیگرداود میرباقریجواد کولی
۱۳۷۰ماربازیگرمجید جوانمرد
۱۳۶۹حکایت آن مرد خوشبختبازیگررضا حیدرنژاد
۱۳۶۶شکاربازیگرمجید جوانمرداحمد
۱۳۶۶سازمان ۴بازیگرحسن جوانبخشحسین گلایل
۱۳۶۳پیشتازان فتحبازیگرناصر مهدی‌پور
۱۳۶۲دیار عاشقانبازیگرحسن کاربخشعلی

تلویزیون[ویرایش]

سالعنوانسمتکارگرداننقشتوضیحات
۱۳۸۷–۱۳۸۸آشپزباشیبازیگرمحمدرضا هنرمنداکبر عالی مقامشبکهٔ ۱
۱۳۸۴–۱۳۸۵زیر تیغبازیگرمحمدرضا هنرمندمحمود فروغیشبکهٔ ۱
۱۳۷۹–۱۳۸۱خاک سرخبازیگرابراهیم حاتمی‌کیاایرج محجوبشبکهٔ ۱
۱۳۷۶زیر چتر خورشیدبازیگربهمن زرین‌پور
۱۳۷۵آوای فاختهبازیگربهمن زرین‌پورشبکهٔ ۱
۱۳۷۵–۱۳۷۰امام علیبازیگرداوود میرباقریمحمد بن ابوبکرشبکهٔ ۱
۱۳۷۱–۱۳۷۲آپارتمانبازیگراصغر هاشمیشبکهٔ ۱
۱۳۶۷–۱۳۶۹رعنابازیگرداوود میرباقریشبکهٔ ۱
۱۳۶۷زندگی و جنگ[۹]بازیگراحمد نجیب‌زادهنویسنده: «احمد بهبهانی»
۱۳۶۳طالببازیگرعبدالرضا اکبریشبکهٔ ۱

مستند[ویرایش]

تئاتر[ویرایش]

مشاور هنری[ویرایش]

فیلم‌های کوتاه[ویرایش]

موسیقی[ویرایش]

پرستویی علاوه بر سینما در موسیقی هم فعالیت دارد. دکلمه‌های نیستش و بابایی از جمله کارهای وی در بخش دکلمه است. دوستت دارم در سال ۱۳۷۹ با ناصر عبداللهی و بابایی در سال ۱۳۸۶ کار مشترک وی با بیژن مفید بود. پرستویی همچنین آلبوم من یک بازیگرم و من پرویز پرستویی را در سال ۱۳۹۳ منتشر کرد، این آلبوم زندگی‌نامه پرویز پرستویی می‌باشد که به صورتی فایل صوتی منتشر شده‌است.[۱۰]

آلبوم‌ها[ویرایش]

  • من یک بازیگرم – من پرویز پرستویی ۱۳۹۳
  • بابایی – به همراه بیژن مفید ۱۳۸۶
  • دوستت دارم – به همراه ناصر عبداللهی ۱۳۷۹
  • عشق است – خوانندگان مشترک ۱۳۷۹

دکلمه‌ها[ویرایش]

  • من تهرونمو می خوام – خواننده ۱۳۹۶
  • من پرویز پرستویی – کارن همایون‌فر
  • بی بی جان – رسول نجفیان
  • نیستش
  • عشق است – دارینوش
  • دوستت دارم – دارینوش
  • بابایی – دارینوش
  • سلام، خداحافظ – دارینوش

جوایز و افتخارات[ویرایش]

داخلی[ویرایش]

  • دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از کاخ‌های جوانان برای بازی در نمایش دکه ۱۳۵۳
  • دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد برای فیلم دیار عاشقان از جشنواره فیلم فجر ۱۳۶۲
  • دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش اول مرد برای فیلم لیلی با من است از جشنواره فیلم فجر ۱۳۷۵
  • سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد برای فیلم آژانس شیشه‌ای از جشنواره فیلم فجر ۱۳۷۶
  • تندیس بهترین بازیگر نقش اول مرد برای فیلم آژانس شیشه‌ای از جشنواره فیلم دفاع مقدس ۱۳۷۷
  • تندیس بهترین بازیگر نقش اول مرد برای فیلم آژانس شیشه‌ای از جشن دنیای تصویر ۱۳۷۷
  • تندیس بهترین بازیگر نقش اول مرد برای فیلم آژانس شیشه‌ای از جشن خانه سینما ۱۳۷۷
  • تندیس بهترین بازیگر کمدی برای فیلم مرد عوضی و آدم‌برفی از جشنواره شهرکرد ۱۳۷۸
  • تندیس بهترین بازیگر برگزیده جشن دنیای تصویر ۱۳۷۹
  • تندیس بهترین بازیگر نقش اول مرد برای فیلم عزیزم من کوک نیستم از جشن دنیای تصویر ۱۳۸۰
  • تندیس بهترین بازیگر نقش اول مرد هشتمین جشن خانه سینما برای فیلم مارمولک ۱۳۸۲
  • تندیس بهترین بازیگر نقش اول مرد برای فیلم مارمولک از جشن دنیای تصویر ۱۳۸۲
  • جایزه ویژه هیئت داوران برای فیلم مارمولک از جشنواره فیلم فجر ۱۳۸۲
  • سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد برای فیلم بید مجنون از جشنواره فیلم فجر ۱۳۸۳
  • تندیس بهترین بازیگر نقش اول مرد برای فیلم به نام پدر از جشن دنیای تصویر ۱۳۸۴
  • تندیس و دیپلم افتخار بهترین بازیگر از نگاه منتقدین تئاتر برای نمایش فنز ۱۳۸۴
  • سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد برای فیلم به نام پدر از جشنواره فیلم فجر ۱۳۸۴
  • تندیس حقوق بشر-کمیسیون حقوق بشر کانون وکلای دادگستری استان کرمانشاه ۱۳۹۱
  • جایزه بزرگ بهترین بازیگر مرد جشنواره فیلم مقاومت ۱۳۹۲
  • سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد برای فیلم بادیگارد از جشنواره فیلم فجر ۱۳۹۴

خارجی[ویرایش]

  • برنده جایزه بهترین بازیگر مرد برای فیلم امروز از جشنواره فیلم‌های ایرانی سان فرانسیسکو ۲۰۱۴
  • جایزه بهترین بازیگر مرد برای فیلم امروز از جشنواره بین‌المللی سینمای مؤلف رباط ۲۰۱۴
  • جایزه بهترین بازیگر مرد برای فیلم امروز از جشنواره فیلم جیپور ۲۰۱۴
  • جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد برای فلیم بیست از جشنواره فیلم‌های هنری باتومی ۲۰۰۹
  • جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد برای سریال زیر تیغ از جشنواره فیلم‌ها و برنامه‌های تلویزیونی رم ۲۰۰۷
  • جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد برای فیلم مارمولک از جشنواره بین‌المللی فیلم سیاتل ۲۰۰۴
  • دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش اول مرد برای فیلم آژانس شیشه‌ای از جشنواره فیلم یوگسلاوی ۲۰۰۰

دفتر سینمایی

تمام

دفتر سینمایی

گفتگوی اختصاصی “دفتر سینمایی” با بهنام شرفی توسط بابک فاتحی

درود به همه شما عزیزان

خبرنگار افتخاری  مجله دفتر سینمایی مصاحبه ای را با  جناب شرفی ترتیب دادند که مشروح این مصاحبه را در ادامه میتوانید مطالعه بفرمایید:

بابک:حال و روز تئاتر در حال حاضر چطوره بهنام جان؟
بهنام:اول سلام می کنم به شما و سینما آفیسیها دمتون گرم بابت این دفتر سینمایی الکترونیکی
به نظر بنده حال و روز تئاتر و سینمای ایران خوبه
از وقتی که تئاتر خصوصی سازی شد تعدد سالنها و تنوع کارهای روی صحنه و رقابت بین کارها در مجموع موجب ارتقای سطح کیفی تئاتر شده …
بابک:پس درست مدیریت شده و موجب آشتی مخاطب با تئاتر شده…
بهنام:بله با وجود اوضاع نابسامان اقتصادی مردم تئاتر را در سبد نیاز خانوادگی قرار داده اند،ولی دولت حمایت خود را از تئاتر برداشته و به نوعی رها شده که به نظر من در دراز مدت هم دولت هم تئاتراز این موضوع آسیب می بیند…
بابک:بهنام جان شرفی این روزها در صحنه تئاتر خوش می درخشی و خودت و کاملا روی صحنه ثابت کردی،بعد جوایز متعدد جشنواره تئاتر و کارهای خوبی مثل خنکای ختم خاطره،هفتمین جون سگ،آبی مایل به صورتی که همین حالام بصورت دو سانسه مورد استقبال مخاطب قرار گرفته و تمدید شده، کار دیگه ای در راه است؟…


بهنام:بله ممنونم خداروشکر در حال تمرین کاری از مهران رنج بر به نام مارلون براندو هستیم که تا یک ماه دیگه میاد رو صحنه…
بابک:قطعا کار درخشانی خواهد بود با وجود مهران وشما و شناختی که از هر دو و سبقه کاریتون دارم شک ندارم اما محور گفتگوی امشب ما در خصوص استقبال و توجه ویژه کارگردانهای سینما به بازیگران تئاتره…
بهنام:بله دهه های مختلف نظرهای متفاوتی در بین اهالی سینما نسبت به بازیگران تئاتری بوده
که زمانی عده ای معتقد بودن مدیوم سینما متفاوته و بازیگران تئاتر بصورت غلو شده بازی می کنند…
بابک:…و نظر شما در این باره؟
بهنام:ببینید به نظرم بازیگری بازیگریست فرقی در اصل نداریم اما اینکه هر مدیوم بازی متناسب با خودش را دارد حرف درستی است و این هوشمندی بازیگر است که این فرق را می داند و به اندازه و کنترل شده بازی می کند حتی در سالنهای متعدد تئاتر متفاوت است و بازی که در تالار وحدت می کنی با بلک باکس سالن سایه فرق می کنه…
بابک:چطور شده این نقیصه مرتفع شده؟
بهنام:نظریه ها همیشه در حال تغییر و گذرن چیزی که مهمه تماشاگره که میره کارو می بینه تغییر نسل هم در تئاتر و هم سینما موثر بوده…
اهالی سینما هم بدرستی هم جنبه فنی کارو در نظر می گیرن هم گیشه رو…
بابک:اتفاق جالبی که افتاده شاید همون قانون تعادل کاینات باشد،بازیگران تئاتر که این روزها در سینما خوش می درخشند و تعدادشان هم کم نیست…از این سوی سلبیریتی های سینما را روی صحنه تئاتر می بینیم…😀
بهنام:😊بله همینطوره بایدم همینطور باشه عرض کردم بازیگری بازیگریست و متر موفقیت اقبال
مخاطبه…در کل این شرایط حاکم بر تئاتر و سینمای کشور ماست که این سلیقه هارو بوجود میاره…بازی در سینما به لحاظ دیده شدن با تئاتر قابل قیاس نیست هر چند عرض کردم اوضاع در تئاتر بهتر شده…دستمزد و میزان زمانی که برای هر دو صرف می کنی متفاوته و این امر باعث جذابیت بیشتر سینما شده است…
بابک:اگر امروز از شما برای سینما دعوت بشه؟
بهنام:با وسواس مطالعه می کنم و بهش فکر می کنم انتخاب و مسیر کاری مهمه …
بابک:بهنام جان آرزوی موفقیت روز افزون و سپاس به خاطر وقتی که گذاشتی لا بلای اجرا و تمرینت و می دونم چقدر تایمت کمه…حرف پایانی🌹❤
بهنام:ممنونم 🙏❤ از شما و تمام کسانی که برای ارتقای فرهنگ و هنر ایران عزیز تلاش می کنن کمال تشکر را دارم…
بابک:👏😍

دفتر سینمایی

تمام

دفتر سینمایی

نمایش :سیزیف

نویسنده: محمد صادق گلچین عارفی
کارگردان: محمد برهمنی
بازیگران: مهدخت مولائی، اسماعیل گرجی
تهیه کننده: نوید محمدزاده

مدیر پروژه: روح‌‌اله زندی فرد
مشاور کارگردان: محسن ابوالحسنی
دستیار کارگردان: مصطفی صابونی
دستیار تولید: محسن نجفی‌نیا
منشی صحنه: شهرزاد رحمانی
مدیر صحنه: مریم افشار
نقاش تبلیغات: مریم دیهول
عکاس: شاهین آزما، مریم دیهول
موسیقی: حانیه موسوی
طراح صحنه: محمد موسوی
طراح نور: رضا خضرایی
طراح لباس: هدی میرزایی
طراح پوستر و بروشور: فرانک ایرانی
طراح گریم: ساچلین مهدی لو
پوستر و بروشور: فرانک ایرانی

با “محمد صادق گلچین عارفی” به بهانه نویسندگی نمایش “سیزیف”

پس از تماشای نمایش سیزیف که واقعا شما را درگیر درک حرکات، گفتار و بازی زیبای بازیگرانش میکند گپی دوستانه را به این بهانه با  نویسنده این نمایشنامه پرطرفدار داشتیم، ارتباط صمیمی و دوستانه با جناب گلچین عارفی، حسی آشنا به من القا کرد که با توجه به سالها دوری از صحنه تئاتر حس کنم هنوز هم علاقمندی های بسیار نسبت به این هنر دارم.

جناب عارفی همراه با تشکر از نوشتن این نمایش زیبا و درگیر کننده به خوانندگان ما بفرمایید این نمایشنامه از کجا سرچشمه گرفته و چطور شروع شد :

این نمایش درباره بازیگریست که در یکی از نقش‌هایی که بازی کرده، گیر کرده است و زندگی حرفه‌ای و شخصیش را تحتِ تاثیر قرار داده. ایده این نمایش برگرفته از اتفاقی است که برای “ویوین لی”بعد از بازی در فیلم “اتوبوسی به نام هوس” که برای ایشان دومین اسکارزندگی سینمایی اش را به همراه داشت رخ داد. این بازیگر به لحاظِ روانی بهم ربخته بوده و همیشه بیان میداشت که “بلانش بود که این بلا را بر سر من آورد”،  محمد برهمنی پیشنهاد نوشتنِ این نمایشنامه را به من داد. با او و گروه بازیگران روی این موضوع کار کردیم. من هرچه بییشتر جلو میرفتم اطلاعات بیشتری در باره “ویوین لی” کسب میکردم و سعی می‌کردم آن‌ها را در نمایشنامه وارد کنم. نقطه‌ی عزیمتِ این کار، مسئله‌ی بازی و بازیگری است.

استقبال تماشاگر از این نمایش چطور بود:

استقبال خیلی خوب بوده، هرچند به نظر میرسد این نمایش پیچیده و سخت فهم است،ولی استقبال تماشاگران هم در اجرای مهر و آبان ۹۷ در تماشاخانه ایرانشهر خوب بوده  و هم در این اجرا در تئاتر مستقل، به نظر من دیدن این نمایش تماشاگری میخواهد که ذهنی چالاک داشته باشد، چون داستان مانند نمایشهایی که میبینم خط مستقیمی را طی نمیکند و از روشهای مرسوم داستان‌گوی پیروی نمی‌کند.

سبک نگارش این نمایشنامه  در چه قالب نمایشی گنجانده میشود :

از نظر من بهتر است که قالب نگارشی یا اجرایی خاصی برای این نمایش در نظر نگیریم تا تماشاگر با پیش فرض فکری به تماشا ننشیند بلکه با حضور در سالن نمایش، به لحاظ ذهنی درگیرِ تجربه‌ی تماشایِ سیزیف شود.

این چندمین کار نویسندگی شما  در عرصه تئاتر میباشد ؟ :

در عرصه تئاتر اولین کار است و من بیشتر فیلمنامه نویسی کردم .

صحبت خاصی با خوانندگان  ما دارید :

کسانی که علاقمند به دنیای بازی و بازیگری هستند به نظر من لذت دوچندانی از این نمایش میبرند و امیدوارم که کار بچه های  گروه بالن را ببینند و نکته دوم اینکه در حین اجرا صبر پیشه کنند و مطمئن باشند که دست خالی از تماشای این نمایش برنخواهند گشت.

پیمان طالبیان”دفتر سینمایی”

تمام .

دفتر سینمایی

فیلم «ما همه با هم هستیم»

«ماهمهباهمهستیم»

کارگردان :کمال تبریزی

بازجویی،غیرمعمولومکانیغیرمعمولتربرایبازجویی

شروعفیلمبابازجوییازمتهمیآغازمیشودکهحالتعادینداردهمهنشانههاحاکیازآناستکهفیلممسیریعادیندارد

ژانرکمدیفیلمهمراهباکادربندیها،فلشبکها،نشانوالمانهاییکهدرآنبکاررفتهمجمعهقابلقبولیبرایتماشاگرپدیدمیآوردکهتاانتهایفیلماورابدنبالخودمیکشاند.

«ماهمهباهمهستیم» ازمعدودفیلمهایژانرکمدیاستکهایناواخرساختهشدهوپیامیبههمراهدارد.

همیشهیکراهدیگریهست،عجلهنکنیدوتاملبیشتریداشتهباشید

هریکازنشانههادرجایخودکاربردمناسبیداشته

امیدوارمکهدیدناینفیلمراازدستندهید.

»دفترسینمایی«

تمام.

دفتر سینمایی

نقدی به بهانه اکران فیلم ” سرخ پوست “

نقد از بابک فاتحی:

سرگرد نعمت جاهد (نوید محمدزاده) رئیس زندان،مردی جا افتاده و کاربلد با دیسیپلینی خاص…اونیفرم مرتب و موهای آراسته…موهای سفید در بناگوش…استایل نظامی بخصوص موقع راه رفتن…یک فرد سازمانی به تمام معنا و جویای نام،کوشا و جهد کننده اما در زندانی فرسوده و کلنگی …کاراکتری جذاب از سناریویی(نیما جاویدی) قصه محور و درماتیک… شادی وصف ناپذیر ترفیع ریاست شهربانی در پستو و خلوت خود با شنیدن خبر فرار سرخپوست می ماسد …درام واقعی شکل گرفته و با گره های مختلف به ابعاد و زوایای مختلف شخصیتی سرگرد پی می بریم…او بدنبال ناجی است بارها در طول فیلم صدایش می کند…زندان بانی است که درون خود از جمله عشق و آزادی را به بند کشیده از بروز آن ممانعت می کند…به دنبال سرخ پوست می گردد نمادی از طبیعت و آزادی…رهایی…زندانی که در مسیر باند پرواز قرار گرفته که باید فروریزد…عاشق مددکاریست(پریناز ایزدیار) که به مدد آزادی سرخ پوست برخواسته…زندان بانی است که خود واقعی اش را زندانی کرده است و از نظر او عدالت برگرداندن سرخپوست به زندان است بدون تحلیل بدون تفکر ولو اینکه بی گناه باشد…قورباغه ای تشنه در آرزوی برکه پشت دیوارهای زندان و لیوان آبی در دست سرگرد،جان می سپارد …تقابل عقل وعشق …چالشی بزرگ برای سرگرد در جامعه ای که سرخپوست (آزادی) اگر دستگیر شود اعدام خواهد شد و اگر در زندان بماند زیر آوار جان می دهد…تنها نعمت جاهد می تواند سرخپوست را آزاد کند…آزادی که در زیر چوبه دار فرسوده پنهان شده است…سکانسی در سلولی از زندان خود گرفتار می شود در اتفاقی بسته شده گیر می کند نقاشی خود را روی دیوار می بیند حلقه طناب دار دور گردنش با فریاد ناجی را صدا می زند به زحمت خلاص می شود،زمین می خورد و اونیفرمش کثیف شده با لباس سفید معمولی عوض می کند…مددکار«اینجوری بیشتر بهت میاد»
سیر تحول شخصیتی صورت می گیرد در سکانسی بدنبال سرخپوست زیر باران تطهیر می شود…ساکش را می بندد عزم رفتن می کند و ترک زندان یعنی رها کردن سرخپوست…سرگرد رو به مددکار«تو ماشینت جایی برای این(ساکش)داری؟» مددکار با رویی گشاده ساکش را می پذیرد…
سکانس پایانی سرگرد در یک دست حکم ترفیع در حضور مددکار ،سرخپوست را زیر چوبه دار پیدا می کند…تخته های هایل خود و سرخپوست را کنار می زند در نمایی درشت به مخاطب زل می زند ته چشماش از عشق و آزادی موج می زند..

بابک فاتحی ۱۷/۳/۹۸

دفتر سینمایی

دفتر سینمایی

از کجا معلوم که هزینه ساخت “شهرزاد” از اختلاس بوده ؟

به نقل از سینما سریال :

مهدی سلطانی بازیگر سریال “شهرزاد” در پاسخ به ادعایی که بابت برگرداندن دستمزدی که عوامل سریال شهرزاد با بت حضورشان گرفتند گفت:

سئوال من از افرادی که ادعا مینند  باید این پول ها بازگردانده شود  این است  عوامل در حین قراداد چگونه باید  متوجه شوند که این پول ها  از چه طریقی در آمده ؟

از کجا معلوم که این پولها  از طریق اختلاس یا پولشویی بدست آمده و هرچند هنوز این موضوع  بطور کامل ثابت نشده ، شاید  با آن پول رفته اند کار دیگری کرده اند  و یا سرمایه گذاری دیگری انجام داده اند.

در واقع رقم ساخت سریال “شهرزاد” در مقایسه با آن پولی که از طریق وام  گرفته شده بسیار ناچیز است .اگر اینطور باشد  باید بسیاری از مردم بیایند پولهایی که به عنوان  دستمزد از کارخانه ها و شرکتهای مختلف گرفته اند پس بدهند چون آنان هم اطلاعی ندارند که دستمزدشان از چه طریقی جمع آوری شده است.

بعضی از تیم های شناخته شده  فوتبال هم مشخص شده اسپانسرهایی داشته اند  که پول و حمایتشان از راه غیر قانونی تامین شده ، آیا بازیکنان آنها هم باید  دستمزدشان را پس بدهند ؟ و یا اگر کاپ یا جامی هم برده باید آن را پس بدهد؟ بازیکن فوتبال، هنرپیشه، کارگر،فروشنده و یا خریدار از کجا باید بداند قرادادی که میندد پولش از راه درستی تامین شده ؟