هفتمین کارگاه نقاشی «روایت یاران» به هرمزگان رسید

کارگاه نقاشی «روایت یاران» با موضوع شهید موسی درویشی به همت انجمن تجسمی انقلاب و دفاع مقدس بنیاد فرهنگی روایت فتح در استان هرمزگان برگزار میشود.

کارگاه نقاشی «روایت یاران» با موضوع شهید موسی درویشی به همت انجمن تجسمی انقلاب و دفاع مقدس بنیاد فرهنگی روایت فتح در استان هرمزگان برگزار میشود.
سینماپرس: همراهی ویژه «رسانههای انقلاب اسلامی» با درخواست متولیان فرهنگی کشور و کمک به ایشان برای برگزاری شکوهمند «چهل و یکمین جشنواره فیلم فجر» سبب شد تا ضعفها و کاستیهای بعضا تکراری و بسیار گُلدرشت در روند اجرایی این رویداد رسانهای نشود و تمام سوءمدیریتها در طول جشنواره با دید اغماض نگریسته شود تا بهانهای به دست بدخواهان ندهد.
فاطمه سادات ناظمی/ همراهی ویژه «رسانههای انقلاب اسلامی» با درخواست متولیان فرهنگی کشور و کمک به ایشان برای برگزاری شکوهمند «چهل و یکمین جشنواره فیلم فجر» سبب شد تا ضعفها و کاستیهای بعضا تکراری و بسیار گُلدرشت در روند اجرایی این رویداد رسانهای نشود و تمام سوءمدیریتها در طول جشنواره با دید اغماض نگریسته شود تا بهانهای به دست بدخواهان ندهد و خاطر مدیران را مشوش نساخته و خِللی در برگزاری آرام و بدون دغدغه این رویداد سینمایی ایجاد نکند.

اکنون با سپری شدن «جشنواره چهل و یکم» و بسته شدن پرونده اجرایی آن، زمان مناسبی است تا به مرور خطاهای غیرقابل اغماض در فرایند برگزاری این رویداد بپردازیم و اشتباهات فاحش «سازمان سینمایی» و «دبیرخانه جشنواره» را مورد مطالعه قرار دهیم. اشتباهاتی بعضا بزرگ و آنچنان نابخشودنی که عملا وجاهت «جشنواره فیلم فجر» را به سطح یک «جشنپاره» فروکاست داد و صورتی شبه فُکاهی به مهمترین رویداد فرهنگی و سینمایی کشور در «چهل و یک سالگی» خود بخشید.

البته مرور جوانب برگزاری «چهل و یکمین جشنواره فیلم فجر» و کاستیها و اشکالات ویژه آن، به مصداق «نوشدارو پس از مرگ سهراب» قطعا از تاثیر خاصی برای اعاده حیثیت «جشنواره چهل و یکم» برخوردار نمیباشد؛ اما میتواند چشمانداز روشنی را برای آینده «جشنواره بینالمللی فیلم فجر» در اختیار متولیان فرهنگی کشور قرار دهد و اجازه ندهد تا ارایه گزارشهای غیرواقعی و دستاوردسازیهای کاذب متولیان برگزاری «جشنواره چهل و یکم» به کارتابلهای مسئولان اجرایی کشور راه یابد و یا موجب شود تا سرنوشت «جشنواره چهل و دوم» به دستان بیکفایت طیف موجود سپرده شود و این همه لزوم بازخوانی و مرور چند نکته مهم را ضروری میسازد:
۱/ قطعا فاکتور گرفتن از فضای پیش آمده طی حدود ۵ ماه اخیر امری اشتباه است و تحلیل غلطی است اگر بخواهیم اتمسفر نشات گرفته از وقایع پیش آمده در پس «فتنه مهرماه ۱۴۰۱ هجریشمسی» و تاثیر آن بر رویدادهای مختلف هنری و به ویژه در کم و کیف برگزاری «چهل و یکمین جشنواره فیلم فجر» را نادیده بگیریم و نخواهیم آن را مورد محاسبه قرار دهیم! اما در اینجا مسئله اصلی آن است که بخشیدن «وزن اضافه» به این واقعیت و توجیه تمام خطاها و اشتباهات «سازمان سینمایی» با این بهانه کار اشتباهی است و اساسا «بحرانی جلوه دادن وضع موجود» میتواند شگردی برای سرپوش گذاشتن بر ناکارآمدی و نابلدی برخی متولیان و بالاخص «دبیر جشنوراه چهل و یکم» قلمداد گردد.

۲/ «فتنه مهرماه ۱۴۰۱» اگر چه از نقشه جامع و برنامهریزی شدهای برخوردار بود، اما با محاسبات غلط همراه گردید و سبب شد تا بیش از هر چیز در فضای غیر واقعی ظهور و بروز یافته و به «براندازی نظام جمهوری اسلامی» در فضای مجازی متمرکز گردد. فتنهای که در واقعیت تنها با پارهای اغتشاشات محدود و پراکنده همراه شد و از این جهت میتوان ادعا نمود که ابعاد و جوانب «فتنه اخیر» بسیار کوچکتر و کمتوانتر از «فتنه ۸۸» بوده و حتی از جهاتی با «فتنه آبان ۹۸» و نظایر آن قابل مقایسه نمیباشد. با این همه کمبضاعتی مدیران «سازمان سینمایی» در «کنترل وضعیت موجود» و یا شاید میل ایشان برای «بحرانی جلوه دادن وضع موجود» و توجیه اقدامات خود به این بهانه سبب شد تا «طیف معدود از سینماگران اغتشاشگر و یا اغتشاشطلب» در فضای پیرامونی این فتنه از توجه ویژهای برخوردار شوند.

۳/ این واقعیتی غیرقابل کتمان است که «بحرانی جلوه دادن وضع موجود» یک شگرد مرسوم برای سرپوش گذاشتن بر ضعف مدیریت و ناکارآمدی مجریان محسوب میشود. اما در این میان عملکرد ضعیف و خودمحورانه «دبیر جشنواره بین المللی فیلم فجر» در کنار میل ویژه ایشان به کارهای نمایشی از جمله اصلیترین عواملی است که سبب شد تا «جشنواره چهل و یکم» از تجارب برگزاری موفق دو جشنواره تخصصی و سینمایی بسیار مهم «سی و نهمین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران» و «شانزدهمین جشنواره بینالمللی سینماحقیقت» استفاده چندانی نکند و اجازه ندهد تا از موقعیت ویژه عدم حضور اقلیت محدود و البته پُرکار و همیشه طلبکار سینمای ایران به عنوان یک فرصت مغتنم و در مسیر «بازسازی انقلابی ساختارهای سینمایی کشور» استفاده صحیح و هوشمندانهای صورت پذیرد.

۴/ در این مجال به کم و کیف آثار و انتقادات موجه پیرامون تولیدات عرضه شده در «جشنواره فیلم کوتاه» کاری نداریم! اما توجه به این نکته اهمیت دارد که به همان میزان که سالنهای شلوغ «پردیس سینمایی ملت» و برگزاری بانشاط «جشنواره فیلم کوتاه تهران» در روزهای پایانی مهرماه امسال و دقیقا در اوج درگیریهای فضای مجازی و اغتشاشات پراکنده خیابانی و …، از جمله اتفاقاتی بود که به شکسته شدن تکصدایی در فضای سینمایی کمک نمود و نشان داد که طیف «اپوزیسیون» در عرصه هنر و سینمای ایران، اقلیتی با صدای بُلند هستند! اما در مقابل عدم برنامهریزی برای برگزاری شکوهمند «جشنواره چهل و یکم» و دو تکه نمودن بدون منطق این رویداد در دو مکان دور از یکدیگر از جمله اتفاقاتی بود که با انعکاس سالنهای به شدت خالی «پردیس ملت» و مخابره تصاویر بیرونق از «برج میلاد» و … همراه بود و سبب شد تا حیثیتی ویژه به «اقلیت شاهنشین» در صنعت سینمای ایران ببخشد.

۵/ یادمان نرفته که «بیست و هشتمین جشنواره بینالمللی فیلم فجر» در شرایطی از ۵ تا ۱۵ بهمن ۱۳۸۸ هجریشمسی برگزار شد که تنشهای اجتماعی حول «فتنه ۸۸» و اغتشاشات پیرامون آن از خردادماه در کشور آغاز و تقریبا از عمری ۸ ماهه برخوردار بود. بازه زمانی نسبتا گستردهای که اگرچه بخش عمدهای از عمر و وقت فیلمسازی در شرایط فنی آن زمان را گرفت اما به سبب توانمندی مدیران وقت سینمایی کشور و تلاش دبیرخانه جشنواره فیلم فجر آن سال، ۸۱ فیلم فرم شرکت در جشنواره را تکمیل کردند و از این میان ۶۹ فیلم به دبیرخانه فرستاده شدند تا مورد بازبینی قرار بگیرند! آماری قابل توجه که در حد ادعا باقی نماند و در واقعیت نیز به حضور ۲۶ فیلم در «بخش مسابقه سینمای ایران» و ۲۳ فیلم در «بخش مسابقه نگاه نو» و همچنین نمایش ۱۰ فیلم در «بخش خارج از مسابقه» انجامید. این گونه بود که از جمع ۲۶ اثر حاضر در «بخش مسابقه سینمای ایران» با ۱۷ فیلم غیر مشترک موجود در «بخش مسابقه نگاه نو» و همچنین ۱۰ فیلم به نمایش گذاشته شده در «بخش خارج از مسابقه» میتوان به عدد ۵۳ فیلم سینمایی به نمایش گذاشته شده در «بیست و هشتمین جشنواره بینالمللی فیلم فجر» رسید. عدد تقریبا بزرگی که نه تنها با آمارهای ارایه شده مطابقت دارد؛ بلکه با بضاعت آن زمان سینمای ایران و شرایط تکنیکی پیرامون تولید فیلمهای ۳۵ میلیمتری و … کاملا موجه محسوب شده و در مجموع سبب گردید تا شرایط «فتنه ۸۸» نتواند «جشنواره فیلم فجر» را از رونق خود بیاندازد.

۶/ اگر چه توجه به میزان تولیدات به نمایش گذاشته شده در «بیست و هشتمین جشنواره بینالمللی فیلم فجر» به هیچ عنوان به معنی تایید محتوای این تولیدات نبوده و نافی میزان سیاهی و مفاهیم مغرضانه ارایه شده در برخی از این تولیدات نمیباشد و نمیتواند به عنوان توجیهکننده عملکرد غلط شوراهای نظارتی و اشتباهات مدیریتی نشات گرفته از عدم توجه و هدایت صحیح محتوای آثار در آن مقطع زمانی محسوب شود؛ اما با این همه توجه به این آمار ثابت میکند که مدیریت سینمایی آن زمان در ابعاد تاکتیکی و اجرایی به خوبی توانست «ویترین سینمای ایران» را رونق ببخشد و سناریوی «تحریم حاکمیت جمهوری اسلامی توسط هنرمندان» را در ظاهر «تحریم جشنواره فیلم فجر» به موضوعی طنز مبدل سازد.
۷/ قطعا ریاست کنونی «سازمان سینمایی» به خوبی وقایع سال ۱۳۹۰ هجریشمسی را به خاطر دارند و فراموش نکردهاند که فضای سینمایی کشور در آن مقطع زمانی چگونه تحت تاثیر اقدامات غیرقانونی «خانه سینما» دچار تشنج گردید و در این میان رسانهای شدن ماجرای «انحلال خانهسینما» در ۴ دی ماه سال ۱۳۹۰ هجریشمس و دقیقا یک ماه پیش از برگزاری رسمی «سیامین دوره جشنواره بینالمللی فیلم فجر» چگونه فضای روانی جشنواره را متاثر از خود ساخت و …؛ اما با این همه به سبب هوشمندی و تلاشهای شبانه روزی «دبیر جشنواره سیام» ، این رویداد سینمایی در موعد مقرر خود از ۱۲ تا ۲۲ بهمنماه برگزار شد و در کمال نظم و انضباط اجرایی و با پذیرش ۳۲ فیلم بلند سینمایی در «بخش مسابقه سینمای ایران» توانست به عنوان یکی از شلوغترین ادوار جشنواره مبدل گردد.

۸/ یادمان باشد که حکم دبیر «چهل و یکمین جشنواره فیلم فجر» دقیقا در اوج اقتدار «دولت سیزدهم» و در ۱۷ فروردین ۱۴۰۱ هجریشمسی صادر شد و از آن زمان تا مقطع مهرماه و بروز «شرایط فتنه» ، تقریبا ۶ ماه فاصله است! شش ماهی که برای سامان پیدا کردن ساختار «دبیرخانه فیلم فجر» آنچنان کافی است که دبیر این رویداد بتواند در فراغت کامل و با زمانی مبسوط به چینش افراد کارآمد حول خود و در بخشهای مختلف اجرایی بپردازد و با سامان بخشیدن به امور و استفاده از صاحبنظران اقدام به تنظیم برنامه این رویداد نماید. رویدادی که قرار بود پس از چند سال با تلفیق «بخش ملی» و «بخش بینالملل» همراه باشد و از این جهت به عنوان جشنوارهای پُربار در کارنامه عملکرد «دولت سیزدهم» بدرخشد؛ اما معالاسف چنین نگشت!

۹/ صدور حکم «مدیر روابط عمومی جشنواره چهل و یکم» در نیمه شهریورماه ۱۴۰۱ هجریشمسی و دقیقا ۵ ماه پس از صدور حکم «دبیر جشنواره» هیچ معنی و مفهومی ندارد، جُز آنکه یا جناب دبیر از تخصص لازم برای مدیریت یک رویداد این چنین مهم فرهنگی و سینمایی برخوردار نبود و یا آنکه در این پنج ماه از آنچنان مشغلههای فراجشنوارهای برخوردار بود که اساسا نمیتوانست به این موضوع ابتدایی و حداقلی توجه کند که «دبیرخانه یک رویداد هنری» با «روابط عمومی» است که موجودیت پیدا میکند!

۱۰/ انتصاب «مدیر روابط عمومی» اگر چه بسیار دیر و در ۲۱ شهریورماه اتفاق افتاد؛ اما باید توجه داشت که حضور «مسعود نجفی» با سابقه پنج سال مدیریت نسبتا موفق در «جشنواره فیلم فجر» و کاربلدی او در کنار تجربه و تعامل ویژهاش با سه دبیر مختلف این رویداد به خوبی میتوانست جبران زمان از دست رفته را نماید و به ترمیم سریع عقبافتادگی ایجاد شده در پی «ناکارآمدی روابط عمومی فجر چهلم» و ناپیدا بودن «مدیر روابط عمومی سازمان سینمایی» برآمده و «فجر چهل و یکم» را سامان بخشد و …؛ اما متاسفانه فضای آشفته «دبیرخانه» و جو بیمسئولیتی و بدون مسئول بودن بخشهای مختلف این رویداد آنچنان گسترده بود که حتی چنین نیروی توانمندی را ناتوان نموده و با عدم استفاده از تجربههای متعدد اجرایی او طی سالیان متمادی جشنواره، عملا این فرد پرتوان و آزمون پس داده را به عنصری ناکارآمد در «دبیرخانه فجر چهل و یکم» مبدل ساخت!

۱۱/ باید توجه داشت که شیوه «خودگویم و خود خندم» حداقل درباره «چهل و یکمین جشنواره فیلم فجر» هیچ مشکلی را حل نمیکند و تنها موجب میشود تا از منظر کارشناسان امر، کاستیها به حساب ناتوانی مدیریت فرهنگی کشور در «دولت سیزدهم» گذاشته شود. این در حالی است که بزرگترین مشکل «جشنواره چهل و یکم» در ضعف دبیرخانه و حضور مدیران تازه به دوران رسیدهای بود که بیش از هر چیز به فکر آینده شغلی و به دنبال برجسته نمودن خود بودند.

۱۲/ عدم «پاسخگویی دبیر فجر چهل و یکم» و در کنار آن برخوردهای تعجببرانگیز «دبیرخانه» و به همراه اتخاذ «سیاست غافلگیر ساختن اهالی رسانه» و … از جمله موضوعات غیرمرتبط و نچسب به «بحرانی جلوه دادن شرایط» میباشد که مستقیما به کمتوانی «سازمان سینمایی» در برگزاری آبرومند این رویداد مهم سینمایی باز میگردد.

۱۳/ فهرست ضعفها و کاستیهای ویژه «چهلمین جشنواره فیلم فجر» بسیار بُلند بالاست و در این میان شاید بتوان به موارد زیر به عنوان مهمترین از آنها اشاره نمود:
• عدم پایبندی به جدول زمانبندی مندرج در «فراخوان جشنواره چهل و یکم» و شلختگی ویژه و زمانبندیهای غیرمنطقی در روند برگزاری جشنواره
• عدم اختصاص مدیر اجرایی کارآمد و عدم تشکیل تیم حرفهای برای برگزاری آبرومند «بخش بینالملل»
• بیتوجهی در اختصاص و معرفی مدیر اجرایی توانمند و موجه در میان اهالی سینما، برای برگزاری شکوهمند «بخش ملی»
• یله و رها ساختن «بخش بازار» به حال خود و افتتاح کمرمق و عملا بیخاصیت آن در بازه زمانی سه روز مانده به پایان «جشنواره چهل و یکم» !
• عدول از ضوابط مندرج در «فراخوان جشنواره چهل و یکم» و عدم انتشار فراخوان و تعیین مقررات برای «بخش بازار فیلم»
• عدم برگزاری پنلهای گفتگو به سبک مرسوم در جشنوارههای معتبر سینمایی در عرصه بینالملل
• مخفیکاری در انتشار لیست و فهرست ۷۵ فیلمهای متقاضی حضور در «جشنواره چهل و یکم» که دبیرخانه جشنواره ادعای ثبتنام این آثار در بازه زمانی یکماهه آبانماه را مطرح کرده بود.
• عدول از ضوابط مندرج در «فراخوان جشنواره چهل و یکم» و تعویق بیش از یک ماهه انتشار ضوابط برای حضور در بخش «مسابقه تبلیغات سینمای ایران»
• مخفیکاریهای در معرفی «هیات انتخاب جشنواره»
• فرعیانگاری و کماهمیت شمردن «بخش بینالملل جشنواره» و عدم چینش مناسب و طراحی برنامهای صحیح به همراه تهیه فهرستی درست از سینماگران خارجی برای دعوت و حضور در «جشنواره بینالمللی فیلم فجر»
• عدم ارایه گزارش در زمینه گزینش و نحوه پذیرش آثار و مذاکره با تولیدکنندگان آن برای حضور در «بخش بینالملل»
• حذف بدون توضیح «جایزه محمد امین (ص)» از «بخش جنبی بینالملل» با وجود درج آن در «فراخوان جشنواره چهل و یکم»
• حذف بدون توضیح «نمایشهای ویژه» از «بخش جنبی بینالملل» با وجود درج آن در «فراخوان جشنواره چهل و یکم»
• نادیده گرفتن پتانسیل «سینمای محور مقاومت» و عدم دعوت از سینماگران مطرح در محور مقاومت برای حضور و رونق بخشیدن به «بخش بینالملل جشنواره چهل و یکم»
• بیاطلاعی و یا بیتوجهی متولیان برگزاری «جشنواره چهل و یکم» نسبت به تولیدات موجه سینمایی لبنان و سوریه و مصر و …
• مخفیکاری در معرفی فیلمهای حاضر در «بخش سودای سیمرغ» تا موعد شش روزمانده به برگزاری رسمی جشنواره
• مخفیکاریهای و تاخیر کمنظیر در معرفی «هیات داوران جشنواره» تا روز پایانی و چند ساعت مانده برگزاری مراسم اختتامیه جشنواره!
• برنامهریزی نامناسب و ارایه جدول اکران آثار در محل استقرار اهالی رسانه در «پردیس ملت» دقیقا روز قبل از برگزاری جشنواره!
• برنامهریزی نامناسب و ارایه جدول اکران سینماهای مردمی جشنواره در موعد دو روز مانده برگزاری جشنواره!
• عدم برگزاری مراسم قرعهکشی و رونق بخشیدن به ابعاد خبری جشنواره با تعیین سانس و زمان اکران آثار به شیوه متداول در سالهای اخیر!
• ممانعت از شکلگیری یک فضای گرم و همراه با شور و نشاط آن هم به سبب جداسازی اهالی رسانه و میهمانان از یکدیگر و عدم تجمیع ایشان در «برج میلاد» به عنوان «خانه اصلی جشنواره» !
• رونمایی از هیات داوری و ۱۱ اثر حاضر در «بخش فیلم کوتاه جشنواره چهل و یکم» آن هم در موعد یک روز پس از شروع به کار رسمی جشنواره!
• اعلام اسامی هیات داوران و ۶ اثر حاضر در «بخش مستند جشنواره چهل و یکم» دقیقا روز قبل از شروع رسمی جشنواره در ۱۲ بهمنماه!
• افتضاح پخش بدون رضایت و همراهی کارگردانان فیلمهای خارجی در «بخش بین الملل جشنواره چهل و یکم»
• اقدام بیسابقه معرفی داوران بخش «مقاومت» ، «بینالادیان» ، «جلوهگاه شرق» و «سینمای سعادت» در روز برگزاری اختتامیه «جشنواره چهل و یکم» !
• عدم انتشار و ارایه «کتاب جشنواره» به عنوان سند هویتی و شناسنامه آثار راه یافته به جشنواره چهل و یکم در بخشهای مختلف ملی، بین المللی، کوتاه و مستند و…
• داوریهای بدون توجیه و افتضاح رسانهای شدن ماجرای قرار گرفتن «نسخه چکنویس و بدون امضای دبیر» در برخی از لوحهای تقدیر اهدا شده در مراسم اختتامیه «جشنواره چهل و یکم» !
• و …

ادامه دارد…

نمایشگاه نقاشی «هنر برای همه» ۲۷ بهمن در نگارخانه اصلی فرهنگسرای نیاوران و نمایشگاه گروهی نقاشی «ستارگان هنر» ۲۸ بهمن در نگارخانههای برج آزادی افتتاح میشوند.

سینماپرس: دکتر فرشته روح افزا استاد دانشگاه، پژوهش گر حوزه و فعال فرهنگی در پی انتخاب حجت الاسلام و المسلمین عبدالحسین خسروپناه به عنوان دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی در خصوص لزوم اصلاح رویکردهای شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت: سینما امروزه در کشورمان بسیار سطحی و دم دستی شده و به همین دلیل هم به وفور آثار نازلی در آن تولید می شوند که هیچ دغدغه ای جز درآمدزایی در گیشه یا هنر برای هنر ندارند این در حالی است که سینما باید مباحث کلان سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و… را دنبال کند و ما نیازمند آن هستیم که شورای عالی انقلاب فرهنگی در این راستا تدبیر ویژه داشته باشد و مدیران سینمایی را ملزم به انجام این کار نمایند.
عضو سابق شورای فرهنگی اجتماعی زنان و خانواده شورای عالی انقلاب فرهنگی در گفتگو با خبرنگار سینماپرس افزود: چندی پیش مقام معظم رهبری نشستی با اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی داشتند و نکات بسیار مهمی را در این دیدار مطرح کردند که قطعاً اگر اعضای محترم شورا با دقت به این نکات کلیدی و ارزشمند دقت کرده باشند قطعاً تحول جدی و اساسی در عملکردشان به وجود خواهد آمد.
وی ادامه داد: شورای عالی انقلاب فرهنگی طرح تحول را نوشته و به محضر حضرت آقا تقدیم کردند و حالا منتظر هستیم تا بعد از تغییر ریاست، سیاست های شورا هم دچار تغییرات اساسی شده تا ان شاالله بتوانیم به عملیاتی شدن مصوبات حوزه مسائل فرهنگی و هنری برسیم.
روح افزا سپس با بیان اینکه همیشه در شورای عالی انقلاب فرهنگی سندهای زیادی نوشته شده اما بسیاری از آن ها عملیاتی نشده است اظهار داشت: در شورا همیشه با دستگاه ها و نهادهای مختلفی ارتباط برقرار شده و صحبت می شد اما نظارت جدی در خصوص اجرایی شدن مصوبات وجود نداشت و شورا از قوه توانمندی خودش استفاده بهینه را نمی کرد. ما امروز نیازمند آن هستیم تا شورای عالی انقلاب فرهنگی با قدرت مضاعف وارد میدان شود و نظارت درست و جامعی بر تمامی دستگاه های فرهنگی و هنری داشته باشد تا دیگر شاهد تولید کالاهای فرهنگی برخلاف فرهنگ ارزشمند و غنی ایرانی-اسلامی نباشیم.
این کارشناس فرهنگی تصریح کرد: شورای عالی انقلاب فرهنگی باید نظارت جدی بر عملکرد مدیران سینمایی داشته باشد؛ مدیران سینمایی هم باید دغدغه مندانه جلوی تولید فیلم های نازل و سطحی را بگیرند و تنها به فکر درآمدزایی از طریق سینما نباشند! درست است که سینما در دنیا به عنوان وسیله ای برای سرگرمی و تفریح مردم هم شناخته می شود اما سال ها است کشورهای صاحب صنعت سینما از این هنر-صنعت در راستای تقویت منافع ملی و سیاسی و نظامی شان بهره می برند اما ما دست روی دست گذاشته ایم و اجازه می دهیم سینماگرانی که صرفاً سینما را وسیله ای برای درآمدزایی می دانند و یا معتقدند هنر برای هنر است در سینمای کشورمان جولان دهند.
وی متذکر شد: تمامی مباحث کلان فرهنگی، نظامی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و… باید از زبان هنر سینما به جامعه بیان شود؛ مدیران باید بدانند اگر امروز بخش اعظمی از مردم به سینما نمی روند به دلیل فیلم های تکراری است؛ به دلیل آن است که تفکرات و دغدغه ها و مسائل کلان خودشان را در تولیدات سینمایی نمی بینند. برای مردم آثار سرگرمی و طنز و شادی دیگر اهمیت ندارد. ما باید در سینما مسائل و مبانی و مفاهیم کلان تری را تبیین و ترسیم کنیم تا بتوانیم مردم را دوباره دعوت به حضور در سالن های سینما کنیم.
روح افزا خاطرنشان کرد: فیلمسازان باید نیازهای جامعه را بشناسند و بر اساس آن نیازها مبادرت به تولید فیلم کنند. مدیران فرهنگی بدانند هرگونه سهل انگاری آن ها باعث می شود مردم از تولیدات وطنی بری شده و به سمت تماشای فیلم های غربی و آمریکایی بروند.
دبیر بین الملل همایش طلایه داران عفاف و حجاب و دبیر علمی در همایش زنان اندیشمند مسلمان جهان تأکید کرد: تمامی دستگاه های فرهنگی و هنری باید با شورای عالی انقلاب فرهنگی هماهنگ باشند و بدون نظر، مجوز و نظارت این شورا کاری را انجام ندهند. اینکه چرا سینمای ما به آن نقطه اصلی که هدف ما است دست پیدا نکرده به دلیل عدم هماهنگی بین سیاست گذاران فرهنگی و سینماگران است. ضعف این اتفاق به مدیران بالادستی برمی گردد که باید برای سینما سیاست های شفاف تبیین کنند و آن را به صورت جزوه و… در اختیار فیلمسازان بگذارند.
وی تصریح کرد: سال ها است جای مباحث کلان و مهم در تولیدات سینمایی ما خالی به نظر می رسد؛ به عنوان مثال مقام معظم رهبری ده ها بار در خصوص کم شدن جمعیت صحبت کردند؛ همه می دانیم این اتفاق از نظر سیاسی و اقتصادی و روانی برای جامعه ما اهمیت دارد اما در این خصوص چند فیلم ساختیم؟ چرا هیچ یک از مدیران سینمایی ما سینماگران را ملزم به انجام چنین تولیداتی نکردند؟
روح افزا در پایان این گفتگو افزود: بنده در خاتمه باز هم عنوان می کنم اهمیت سینما برای همه روشن است. دنیا از صنعت سینما به نفع خودش بهره برداری می کند و روی اثرگذارترین فیلم ها را سرمایه گذاری می کنند. ما در بالیوود و در هالیوود و… شاهد این اتفاق هستیم اما متأسفانه سینمای ما آگاهی بخش نیست و بدل به سینمایی دم دستی و سطحی نگر شده که فقط به فکر جذب مخاطب آن هم به نازل ترین شکل و شیوه ممکن است؛ در این روش و منش باید بازنگری اساسی صورت گیرد.

برگزیدگان و شایستگان قدردانی هفتمین دوسالانه ملی هنرهای تجسمی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان معرفی شدند.

سینماپرس: با توجه به فروکش کردن ناآرامیها و اغتشاشات و شکست تحریمکنندگان جشنواره فیلم فجر، سؤال اساسی این است که این افراد در آینده نسبت به اتفاقات مشابه همانند دو ماجرای فروریختن برج متروپل و مرگ مهسا امینی چه عکسالعملی نشان خواهند داد؟ بعید به نظر میرسد که این دست ماجراها برای این جماعت تمام شده باشد. بنابراین باید برای جلوگیری از اتفاقات مشابه آتی چارهاندیشی کرد.
به گزارش سینماپرس، شبانگاه ۲۲ بهمن ماه، چهل و یکمین جشنواره فیلم فجر با همه مشکلات، سختیها و حرف و حدیثهایی که عمدتا ناشی از اعتراضات و اغتشاشات ماههای اخیر بود، با معرفی برگزیدگانش آبرومندانه به پایان رسید. در میان ۲۴ اثر راه یافته به بخش سودای سیمرغ، هیئت داوران جشنواره جایزه بهترین کارگردانی و بهترین فیلم را به محمدعلی باشهآهنگر برای فیلم «سینما متروپل» که داستان آن درباره سینمای متروپل آبادان در زمان جنگ است، اهدا نمود. اما منظور نگارنده از این مقدمه کوتاه بحث دیگری است.
ظهر روز دوشنبه ۲ خرداد ۱۴۰۱ بخشی از ساختمان تجاری اداری متروپل که در محل سینما متروپل آبادان احداث شده بود، فروریخت. متاسفانه این حادثه ۴۳ کشته در پی داشت. از سوی مجامع رسمی علت اصلی این حادثه تلخ و دردناک عدم توجه سازندگان به هشدارهای مهندسان ناظر و بیتوجهی شهرداری آبادان به این هشدارها عنوان شد. در همان روزها که جمعی در سوگ این اتفاق ناگوار به سر میبردند و گروهی امدادگر تلاش میکردند تا جان باختگان را از زیر آوار خارج نمایند، صدور بیانیهای عجیب، بیتناسب و البته مغایر با امنیت ملی حدود ۱۶۰ سینماگر که نزدیک به ۸۰ نفر آنها از دستاندرکاران حرفهای سینمای ایران بودند، با عنوان «تفنگت را زمین بگذار!» مشخص میکرد که قرار است سال ۱۴۰۱ سال دشواری برای مدیریت سینمای کشور باشد. حواشی این بیانیه به حدی بود که سازمان سینمایی عملا تمام طول تابستان درگیر حل وفصل این ماجرا بود. هنوز مدیریت سینمایی کشور درگیر این پروژه و حواشی مرتبط با آن بود که ماجرای مرحوم مهسا امینی اتفاق افتاد و پروژه دوم کلید خورد.
خیلی زود برخی سینماگران فعال در ماجرای پیش گفته به همراهی تعداد دیگری از اهالی سینما بهویژه بازیگران سینما به دلیل برخورداری از صدها هزار دنبالکننده، خود را مرجع فکری و سیاسی جامعه پنداشتند! و با موضعگیریهای سیاسی بعضا خام یا افراطی خود در قواره یک رسانه تکنفره، نقش تعیینکنندهای در دامن زدن به ناآرامیها و در ادامه تشدید اغتشاشات ایفاء نمودند. در چنین شرایطی برخی از این افراد با تصور متوهمانه پیروزی قریبالوقوع خیزش «زن، زندگی، آزادی» بخشی از تلاش خود را معطوف به تحریم فعالیتها مرتبط با سینما بهویژه جشنواره بینالمللی فیلم فجر نمودند! تحریمی که با استقبال رسانههای معاند مانند ایران اینترنشنال سعودی، بیبیسی انگلیس و من و تو آمریکایی روبه رو شد.
در اقدامی عجیب صنف فیلمنامهنویسان که ظاهرا صاحبان اندیشه و قلم سینمای ایران در آن عضوند، عملا با پروژه اعتصابات سراسری آذرماه اغتشاشگران همراهی کرد و با انتشار بیانیهای اعلام نمود که تمام فعالیتهای صنفی خود را به حالت تعلیق درمیآورد! کار به جایی رسید که در همان روزها یکی از پدرخواندههای سینمایی در اظهارنظری تهدیدآمیز ضمن خط و نشان کشیدن به همکاران سینمایاش گفت: «من مشتاقم بدانم که امسال کدوم سینماگر ایرانی فیلمش را به جشنواره شما ارائه میکند؟»
خانه سینما بهعنوان مهمترین تشکل سینمایی کشور در قبال همه این اتفاقات رفتار قابل تاملی را پیشه کرد. هرگز تهدید پدرخوانده و امثال او را نسبت به سایر اعضای صنوف سینمایی و مردم محکوم نکرد! هنگامی که یکی از اصلیترین صنوف خانه سینما یعنی صنف فیلمنامهنویسان مغایر با اهداف اساسنامه خود عمل کرد و در یک حرکت کاملا سیاسی همسو با جریان معاند عملا با اعتصابات تمسخرآمیز سراسری همراهی کرد، این خانه کمترین عکسالعملی را نسبت به این تخلف آشکار از خود بروز نداد! درحالی که زیر سایه سنگین تحریم چند هزار عضو خانه سینما در تهیه و تولید فیلمهای سینمایی برای رساندن فیلم به جشنواره فجر فعال بودند و صدها سینمای کشور، خود را برای نمایش این فیلمها و میزبانی مردم آماده میکردند، خانه سینما کمترین توجهی به سختی کار این اعضا در شرایط تحریم و مشکلات معیشتی اکثر اعضای خود نشان نداد! حتی در شرایطی که بهدلیل تحریم و فضای حاکم بر کشور سالن سینما درحال تعطیلی بود، هیچ اقدامی در جهت تشویق مردم برای رفتن به سینما نکرد و حتی امروز که خوشبختانه فروش فیلمها به حالت عادی برگشته است از مردم بابت این همراهی با سینما ابراز خوشحالی نکرد! با این حال خانه سینما در اوج اغتشاشات با صدور بیانیه تهدیدآمیز ۳۰ آبان خود نوشت «خانه سینمای ایران در اعتراض به ادامه خشونتها علیه مردم ایران و به دلیل احضار و بازداشت پیدرپی اعضای خود هشدار میدهد در صورتی که تهدیدها و بازداشتها پایان نیافته و سینماگران بازداشت شده آزاد نشوند، از اعضای خود خواهد خواست دست به اعتصاب زده، از همکاری با پروژههای سینمایی و تلویزیونی خودداری کرده و در برابر سازمان سینمایی تحصن کنند!»
مطالب پیش گفته تنها بخش کوچکی از اتفاقات ۷ ماه گذشته بود. حال با توجه به فروکش کردن ناآرامیها و اغتشاشات و شکست تحریمکنندگان جشنواره فیلم فجر، سؤال اساسی این است که این افراد در آینده نسبت به اتفاقات مشابه همانند دو ماجرای فروریختن برج متروپل و مرگ مهسا امینی چه عکسالعملی نشان خواهند داد؟ بعید به نظر میرسد که این دست ماجراها برای این جماعت تمام شده باشد. بنابراین باید برای جلوگیری از اتفاقات مشابه آتی چارهاندیشی کرد. انتظار میرود نهادهای مسئول برای مواجهه با سینماگران خاطی و بهویژه خانه سینما که با صدور بیانیههای سیاسی خود در دامن زدن به ناآرامیهای اخیر نقش موثری را برعهده داشته است، حداقل دو برنامه را به فوریت دنبال کنند. نخست قانونمند کردن فعالیت صنوف سینمایی و تجدیدنظر و بازنگری در حمایتهای خود از خانه سینما و دوم ضابطهمند کردن پلتفرمهای نمایش فیلم! کوتاهی در رسیدگی به این امر یعنی پروژه سوم و شاید وقتی دیگر!
*کیهان

جدول برنامه های سی و هشتمین جشنواره موسیقی فجر که از روز جمعه بیست و هشتم اسفند تا پایان روز چهارشنبه سوم اسفندماه به میزبان مخاطبان است، منتشر شد.

برنامه رادیویی«دانگ» ویژه سی و هشتمین جشنواره موسیقی فجر، از شبکه رادیویی نمایش پخش میشود.

سینماپرس: موسسه سینمایی «نگار فیلم تبیان» سازنده آثاری همچون «یوسف پیامبر (ع)»، «مردن آنجلس»، «ایوب پیامبر (ع)» ساخت سریال تاریخی «حضرت یحیی (ع)» را از ماهها پیش در دستور کار قرار داده و پیشتولید این سریال تاریخی به طور رسمی عید مبعث آغاز میشود.
به گزارش سینماپرس، تولید سریال فاخر «یحیی (ع)» در ۳۶ قسمت با کمک برخی از یاران، شاگردان و فرزندان مرحوم فرجالله سلحشور در دست اقدام است. فیلمنامه این سریال بیش از سه سال زیر نظر مشاوران، کارشناسان و پژوهشگران این موسسه که سابقه و تجربه دیرین در همکاری سریالهای تاریخی و قرآنی داشتهاند، به نگارش درآمده و در پژوهش فیلمنامه، از معتبرترین متون اسلامی و نیز مشترکات اسلام با سایر ادیان توحیدی استفاده شده است.
مقدمات ساخت این سریال از جمله انتخاب و طراحی دکور، لباس، جلوههای ویژه و …، از مدت ها پیش آغاز شده و پیشتولید این سریال قرآنی همزمان با خجسته سالروز بعثت نبی مکرم اسلام (ص) به طور رسمی آغاز خواهد شد ضمن اینکه در آیندهای نزدیک، جزئیات بیشتری درباره این سریال، عوامل، هنرمندان و سازندگان آن به اطلاع عموم خواهد رسید.
تمامی بودجه این سریال با استفاده از جایگاه و ظرفیتهای داخلی و بینالمللی موسسه سازنده و از سوی برخی دوستداران سریالهای قرآنی و قصص انبیاء (ع) در بخش خصوصی تأمین شده و لذا بودجهای دولتی و یا بودجه نهادها به هیچ وجه در تولید این سریال دخالتی ندارد.
در خصوص بسترهای پخش داخلی، به طور یقین پس از تولید سریال تصمیمگیری خواهد شد اما تمامی بسترها و پلتفرمهای داخلی موجود و همچنین سازمان صدا و سیما که همواره حامی و پخشکننده آثار و تولیدات این موسسه بوده است، به عنوان پخشکننده این سریال، طرف مذاکره و احیاناً توافق خواهند بود ضمن آنکه اقدامات اولیه و بسترسازی برای ایجاد سامانه (پلتفرم) موسسه جهت پخش و انعکاس تولیدات این مجموعه آغاز شده است. فراوانی بسترهای پخش در سالهای اخیر و افتخاراتی که تولیدات قبلی این موسسه از جمله «یوسف پیامبر (ع)» برای این موسسه فیلمسازی رقم زده، موجب شده که مذاکره برای فروش حق پخش سریال حضرت یحیی(ع) به کشورهای مختلف دنیا، از سال قبل در دستور کار تیم بین الملل موسسه قرار گیرد.
زندگانی حضرت یحیی (ع) و حوادث پیرامون آن بدون شک یکی از جذابترین و دیدنیترین داستان زندگی پیامبران در طول تاریخ به شمار میرود. حضرت یحیی (ع) همعصر و همزمان با حضرت عیسی (ع) زندگی میکرد. او تعمیددهنده مسیح (ع) و خویشاوند نزدیک آن حضرت است. از آنجایی که یحیی (ع)، مورد توجه و احترام ویژه مسیحیان جهان هم قرار دارد، لذا ساخت داستان زندگی این پیامبر گرانقدر توسط یک کشور اسلامی، میتواند بهترین اتفاق را در تعامل فرهنگی و پیوند بین ادیان توحیدی رقم بزند. در این سریال علاوه بر حضرت یحیی (ع)، گوشههایی از زندگانی پدر بزرگوار ایشان حضرت زکریا (ع) در کنار حضور «حضرت عیسی (ع)» و مادر گرامی ایشان «مریم مقدس (س)» به تصویر کشیده میشود.
موسسه سینمایی نگار فیلم تبیان با عنوان بینالمللی (NFT PICTURES) دارای بیش از سه دهه تجربه موفق و مستمر در روایت زندگی واقعی پیامبران الهی است که با همراهی بسیاری از همراهان و شاگردان مرحوم سلحشور که در پروژههای تاریخی کنار ایشان بودهاند و سایر نیروهای انسانی کارآزموده ساخت این پروژه بزرگ قرآنی را آغاز کرده است.
پس از پخش سریال یوسف پیامبر (ع) و بازتابها و استقبال وسیع داخلی و جهانی و همچنین پس از درگذشت زندهیاد فرجالله سلحشور، این نخستین سریال تاریخی است که در حوزه «انبیا» توسط جمعی از دوستان و همراهان آن مرحوم در این موسسه تولید میشود.
کسب اطلاعات در خصوص این سریال با استفاده از تمامی ظرفیت های ارتباطی از جمله پایگاه اطلاعرسانی، فضای مجازی، تلفن، ایمیل و سایر بسترهای ارتباطی انجام خواهد شد که به زودی و در اطلاعیه بعدی معرفی و در اختیار هنرمندان و سایر علاقهمندان قصه های قرآنی قرار خواهد گرفت.

سکوت در تالار سوت میکشد. دیوارها پیراهنِ نقاشیهای مختلفی را به تن کردهاند و از هر کنجِ تالار فرهنگستان هنر، قابهای مربعی و مستطیلی آویزان شده است. هرچیزی که اینجاست بیصدا پیامی را فریاد میزند؛ برای شنیدن صدایش کافی است به آن خیره شوی. یکی از خوشنویسان روی تابلویی از قول بیدل تحریر کرده «اگر غنا طلبی، مشقِ خاکساری کن…»، هنرمند دیگری روی بوم سفید با هزار خط و خال، سیمرغ سفیدی را به پرواز درآورده و بعدی از سنگ، نیمتنۀ مردی را در ابعاد کوچک تراشیده است.