«مجمع الادوار» خواندنی شد/ طرح نکتههای متفاوت در یک کتاب

یکی از نویسندگان و پژوهشگران عرصه موسیقی از تدوین و انتشار مجموعه کتابهای «مجمع الادوار» در قالب سه بخش متفاوت تئوری موسیقی خبر داد.

یکی از نویسندگان و پژوهشگران عرصه موسیقی از تدوین و انتشار مجموعه کتابهای «مجمع الادوار» در قالب سه بخش متفاوت تئوری موسیقی خبر داد.

سینماپرس: وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در آیین تکریم و معارفه دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت: به تناسب کاری که در حوزه علم و دانش انجام شده، اتفاق اینچنینی در حوزه فرهنگ رخ نداده است.
به گزارش سینماپرس، محمدمهدی اسماعیلی که امروز ۹ بهمن ماه سخن میگفت، ادامه داد: توقع این بود که در دوره تحولی جدید شخصیتی بر مسند دبیری باشد که گرایش بیشتری به این حوزه داشته باشد و دلیل انتخاب حجت الاسلام خسرو پناه این است که صاحب نظر در حوزه فرهنگی کشور است.
او در ادامه ضمن تشکر از زحمات حجت الاسلام عاملی گفت: سال ها بود توقع اینکه شورای عالی انقلاب فرهنگی در جایگاه راهبری حقیقی فرهنگی باشد مطرح می شد اما امکان آن فراهم نشد تا اینکه به اذن رهبر معظم انقلاب اسلامی و تلاش همگان این مسیر فراهم شد.
وی با با اینکه حجت الاسلام عاملی این بستر را در دوران مسئولیت خود فراهم کرد، به شخصیت حجت الاسلام خسروپناه اشاره کرد و گفت: در این دوره این امید میرود که تحول مد نظر رهبر معظم انقلاب اسلامی به سرانجام برسد.
اسماعیلی ادامه داد: این نگاه انسجام بخش در حوزه فرهنگی برآمده از اندیشه های رهبر معظم انقلاب اسلامی در دوران ریاست جمهوری ایشان بوده است که ایشان به نیکی واقف بودند که حرکت علمی وقتی به سرانجام می رسد که با اجماع نخبگی و نظر همراه باشد.
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی بیان کرد: شورای عالی انقلاب فرهنگی جایگاهی انسجام ساز برای برداشتن گام های بلند در حوزه علم و فرهنگ است. ۴۰ سال فعالیت این شورا نشان می دهد که جایگاه کشور در حوزه علم و دانش بلند است. جایگاه کشور در حوزههای مختلف علمی نشان می دهد که جمهوری اسلامی به برکت انقلاب به جایگاه والایی رسیده است.
وی اظهار کرد: در روزهای ابتدایی آغاز به کار دولت یکی از کارهای مهم بر زمین مانده شورا، فعالیت توسعه ای در حوزه فرهنگ عمومی بود. جمع بندی ها نشان داد که به تناسب کاری که در حوزه علم و دانش انجام شده، اتفاق اینچنینی در حوزه فرهنگ رخ نداده است.
اسماعیلی بیان کرد: اما توقع این بود که در دوره تحولی جدید شخصیتی بر مسند دبیری باشد که گرایش بیشتری به این حوزه داشته باشد و دلیل انتخاب حجت الاسلام خسرو پناه این است که صاحب نظر در حوزه فرهنگی کشور است که ما را امیدوار میکند تا دبیر شورای عالی در جایگاه انسجام سازی در این حوزه موفق باشد.
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی اظهار کرد: ما در وزارت فرهنگ به عنوان مسئولیت چند شورای اقماری شواری عالی تلقی می کنیم که ایناتفاق می تواند این حوزه ها را قوام بخشیده و به حرکت فرهنگی و توسعه فرهنگی کشور دوام بیشتری بدهد. ان شا الله در کنار حجت الاسلام خسروپناه خواهیم بود.
وی با بیان اینکه امروز محوریت شورای عالی را برای حرکت رو به رشد کشور در عرصه فرهنگی نیاز داریم، گفت: امروز تفاوت نگاه های گذشته وجود ندارد و همه ما در کنار هم برای اجرای مطالبات رهبر معظم انقلاب اسلامی آماده هستیم.
اسماعیلی افزود: همکاران ما در همه بخش های دولت اعلام آمادگی کامل برای همکاری با دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی و شخص دبیر دارند که بتوانیم اینگام های مانده را به زودی برداریم و انقلاب اسلامی که انقلابی با خاستگاه اصیل فرهنگی بوده به تحولات مدنظر دست پیدا کند.

سینماپرس: مشاور عالی دبیر چهل و یکمین جشنواره بینالمللی تئاتر فجر تأکید کرد بازیهای سیاسی برخی دولتهای اروپایی مانع حضور گروههای خارجی متقاضی حضور در این دوره از جشنواره شد.
به گزارش سینماپرس، چهل و یکمین جشنواره بینالمللی تئاتر فجر در حال برگزاری است و به روزهای پایانی خود نزدیک میشود. این جشنواره در سال جاری از ۲۵ دی با بخش رادیوتئاتر آغاز به کار کرد و از ۱ بهمن نیز شاهد برگزاری بخش اجراهای صحنهای و خیابانی است.
چهل و یکمین جشنواره بینالمللی تئاتر فجر در شرایطی متفاوت از دورههای دیگر جشنواره برگزار شد و بخش تئاتر شهرستانها نقش بسیار پررنگتری نسبت به سایر دورههای این رویداد تئاتری دارد.
در بخش بینالملل جشنواره تئاتر فجر که همیشه جای بحث و بررسی است نیز آثاری حضور پیدا کردند که نمیتوان از آنها به عنوان ویژگی قابل اعتنایی یاد کرد.
در حالی که چهل و یکمین دوره جشنواره بینالمللی تئاتر فجر نهمین روز خود را سپری میکند و روز سهشنبه ۱۱ بهمن با برگزاری مراسم اختتامیه در تالار وحدت به ایستگاه پایانی میرسد، با نصرالله قادری مشاور عالی دبیر جشنواره و همچنین عضو هیأت داوران بخش جایزه بزرگ صحنهای جشنواره چهل و یکم گفتگویی را تدارک دیدیم.
قادری که به عنوان چند دهه است به عنوان نمایشنامهنویس، مدرس و کارگردان تئاتر فعالیت دارد، در این گفتگو با مهر دیدگاه خود درباره وضعیت برگزاری جشنواره چهل و یکم، سطح کمی و کیفی آثار ایرانی شرکت کننده در جشنواره، اتفاقات رخ داده برای بخش بینالملل جشنواره و همچنین وضعیت فعلی تئاتر و ۲ دستهگی میان هنرمندان مبنی بر تعطیل بودن یا نبودن تئاتر سخن گفت.
در ذیل این گفتگو آمده است:
* به عنوان مشاور عالی دبیر چهل و یکمین جشنواره بینالمللی تئاتر فجر، این دوره از جشنواره تا چه حد با چشم انداز و اهدافی که داشتید برگزار شده است؟
همیشه در همه جشنوارهها یک ایدهآل وجود دارد و یک واقعیت. با توجه به این وضعیت و تمرکزی که روی شهرستانها گذاشته بودیم، تقریباً تمام گروههایی که فکر میکردم در جشنواره حضور پیدا میکنند به جشنواره آمدند و پیشبینیمان درست بود. ولی ایدهآلمان هم این بود که بتوانیم بخشی از کارها را برای بخش ویژه به هنرمندان قدیمی شهرستانها مثل رضا صابری سفارش دهیم که بخش زیادی از این امر به خاطر امکان بودجه میسر نشد.
* به عنوان داور بخش جایزه بزرگ صحنهای جشنواره چهل و یکم سطح کیفی آثار شهرستانهای حاضر در این دوره را چگونه ارزیابی میکنید؟
در جشنواره همه کارهایی که حضور دارند کارهایی نیستند که سفارش جشنواره تئاتر فجر باشند. برخی جشنوارهها نظیر بسیج، مقاومت و شاهد به صورت مستقیم کار به جشنواره تئاتر فجر معرفی میکنند. برخی آثار نیز از جشنواره های منطقهای و استانی به جشنواره میآیند که البته در این ۲ بخش و در راستای جشنواره تئاتر فجر داوران ما در آن جشنوارهها حضور داشتهاند.
با توجه به کیفیتی در تئاتر شهرستانها حضور دارد که نمی خواهم بگویم خیلی ضعیفتر از تهران است، این برآیند کیفی تئاتر در کل کشور است البته آنهایی که در جشنواره مشارکت کردهاند.
* در دورههای مختلفی اکثر آثاری که توسط گروههای تئاتر مقیم شهرستانها در جشنواره تئاتر فجر حضور پیدا میکردند به نوعی تقلیدی از کار گروههای تئاتر تهران بود. در این دوره وضعیت چگونه است؟
طبیعتاً در جشنواره تئاتر فجر معمولاً کارهایی که از شهرستانها میآمدند سعی میکردند تقلیدی از کارهایی باشند که در جشنواره جایزه گرفته بودند تا مطرح شوند. ولی در این یکی ۲ سال اخیر خیلی این مسأله مورد توجه شهرستانیها نیست و کار خود را با ماهیتی که خودشان به آن رسیدهاند تولید کرده اند. طبیعتاً این افت و خیز در همه دورههای جشنواره وجود داشته که گاهی آثار تئاتر شهرستانها با کیفیت بهتری ارائه شدهاند و گاهی با کیفیت کمتری.
* بخش بینالملل جشنواره تئاتر فجر همیشه مورد توجه بوده و بحثهای مختلفی در خصوص سطح کیفی آثار این بخش مطرح میشود. در نشست رسانهای چهل و یکمین جشنواره بینالمللی تئاتر فجر اعلام کردید که بسیاری از گروههای حرفهای خارجی علیرغم میلشان نتوانستند در جشنواره حضور پیدا کنند. درباره این وضعیت بگویید و اینکه آیا سند و مدرکی در این خصوص وجود دارد؟
من بر اساس مدارک مستند نه برای آمارسازی یا خوشایند مسئولان این حرف را گفتم. کارهایی را دعوت کرده بودیم و گروهها باید اعلام رضایت و اینکه به جشنواره می آیند یا نه را کتباً اعلام میکردند. برخی گروههای اروپایی به دلیل مسائل سیاسی دولت هایشان و علیرغم اینکه کتباً برای حضور در جشنواره اعلام آمادگی کرده بودند نتوانستند در جشنواره حضور پیدا کنند. برخی گروهها نیز موانع دیگری داشتند نظیر اینکه مرد زیر ۴۰ سال نمیتوانست از کشورشان خارج شود و اینگونه نتوانستند به جشنواره تئاتر فجر بیایند.
* آیا در این خصوص گروهها نباید خسارتی پرداخت میکردند؟
ما در وحله اول باید کارهایی را انتخاب میکردیم که با دنیای قوانین ما همخوانی داشته باشند، کارها دیده و انتخاب و بعد از این مرحله با گروه مکاتبه و رایزنی و تأیید گروه گرفته شد. در زمان انعقاد قرارداد گروهها نیز باید با دولت هایشان هماهنگی انجام میدادند که در آن مرحله موانع برای حضور گروههای خارجی در جشنواره ایجاد شد. بر این اساس قراردادی با گروه منعقد نشده بود که بتوانیم ادعای خسارت کنیم.
سالهای پیش هم این قضیه رخ داده است، زمانی قرار بود پیتر بروک در جشنواره تئاتر فجر حضور پیدا کند اما برخی از دوستان رایزنی کردند تا نیاید، این اتفاق برای حضور یوجنیو باربا نیز رخ داده بود. حتی من شخصاً در دوره ای از جشنواره تئاتر فجر برای برگزاری کلاس آموزشی با هنرمندی خارجی رایزنی کرده بودم اما موانعی برای حضور وی در جشنواره ایجاد شد. این اتفاق همیشه رخ میداد ولی امسال بیشتر به خاطر بازیهای سیاسی دولتهای مختلف بود که نمیدانم چرا وارد این جریان شدند.
* آیا با وجود اینکه مدیران و مسئولان از جایگاه جشنواره تئاتر فجر صحبت میکنند این جشنواره اهمیت لازم را به ویژه برای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دارد یا صرف آمار و برگزاری به آن نگاه میکنند؟
آیا کلاً حمایتی از تئاتر می شود؟ بعد از ۴۱ سال آیا تئاتر هنوز در سبد فرهنگی جامعه ما هست؟ بخشی از علت این امر مسائل سخت افزاری و مادی است. آیا حمایتی از بخشی از جامعه تئاتری ما در دوران رکود و کرونا که نمی توانستند کار کنند شد؟ این به برنامه کلان فرهنگی مملکت برمی گردد که چقدر تئاتر را می پذیرند. تئاتر فقط به وزارت ارشاد مربوط نیست و نهادها و مراکز دیگری هم هستند که بودجههای فرهنگی میگیرند، آیا برای آنها هم تئاتر مسأله است؟ آیا تئاتر برای مجلس مسأله است؟ حقیقتاً خود مسئولان هم می دانند بودجهای که در اختیار تئاتر قرار میگیرد بودجهای نیست که شایسته یک مقوله فرهنگی مثل تئاتر باشد تا بتوان با آن رشدی را ایجاد کرد.
علاوه بر این نکته مسأله مهم دیگری که وجود دارد وضعیت نامطلوب تئاتر در وضعیت کلی اقتصادی کشور که به مسئولان سیاسی مربوط است. شایید مسئولان سیاسی کشور دلایلی برای بیتوجهی خود نسبت به تئاتر دارند.
روشن و واضح این است که تئاتر در طول سالها چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب وضعیت مطلوبی که باید یک مقوله فرهنگی داشته باشد، نداشته است. امیدوارم جایی که باید حتماً این حرفها را بشنود وجود داشته باشد و صاحبنظران را دعوت کند تا بررسی کنند زیرا این امر یک امر بینارشتهای است و باید در این زمینه تعامل صورت گیرد تا به آنچه شایسته تئاتر و هنرمندان ما است پرداخته شود.
* جشنواره تئاتر فجر چهل و یکم در شرایطی اجرا شد که برخی معتقد به حضور پیدا کردن و برخی معتقد به حضور پیدا نکردن در جشنواره بودند، این روند درباره اجرا شدن یا نشدن تئاتر نیز مطرح بود. شما با حضورتان در جشنواره نشان دادید که مایل به حضور در جشنواره و اجرا شدن تئاتر هستید. نظرتان درباره این شرایط چیست؟
غیر از جشنواره، آثار تئاتری در سالنهای دیگر هم در حال اجرا هستند و در آنها نامهای شناخته شده نیز دیده میشود. تئاتر یک مقوله مرتبط با عقل و احساس است، باید به مخاطب ماهیگیری یاد دهد نه اینکه به او ماهی بدهد. اما به کسی توصیه نمیکنم و نمیگویم هر کسی این کار را نکرد ضد تئاتر است. هر کسی بر اساس تصمیمات عقلی خود دست به عمل می زند.
من معتقدم در هیچ شکلی تئاتر نباید تعطیل شود، همچنانکه در کشورهای دیگر در زمان جنگ تئاتر به جای تعطیلی به وظایف خود پرداخت.
سؤال واضح من از افرادی که میگویند تئاتر باید کلاً تعطیل شود و دیگرانی را که کار میکنند تحقیر، تخریب و تهدید میکنند این است که چرا شمایی که در پی دموکراسی هستید قبل از رسیدن به چیزی که در پیاش هستید، چوبههای دار را برپا کردهاید؟ آیا کسی کار تئاتر انجام داده و یا در دانشگاه تدریس کرده مرتکب جنایت شده است که شما قبل از محاکمه چوبهدار برایاش برپا کرده اید؟
بخشی از این مسائل ناشی از احساس است زیرا احساس هنرمندان تئاتر غالب بر اندیشهشان است که من بهشان حق میدهم. بخشی هم به دلیل مشکلاتی است که دارند ولی من به شخصه در هیچ شرایطی قائل به تعطیلی تئاتر نیستم و در هیچ کجای دنیا نیز تئاتر به معنایی که الان مدنظر ما است تعطیل نبوده و جریان داشته و کار خود را انجام داده است.
بسیاری از دوستانی که الان میگویند نباید کار کرد، قبلاً کار میکردند و الان هم در زمینه تدریس در آموزشگاهها و همچنین پروژههای سینمایی فعال هستند. من نمیگویم کسی که میگوید نباید کار کرد ضد این مملکت است اما فکر میکنم عاقلانه این است وقتی که تئاتر مسأله اصلی جامعه ما نیست و در سبد فرهنگی جامعه ما قرار ندارد، تئاتر را تضعیف نکنیم و نخواهیم که مجدداً از صفر شروع کنیم.
* آیا تعاملی که باید مدیران با هنرمندان شکل میدادند در این شرایط تأثیرگذار نمیبود؟ که متأسفانه شاهد شکلگیری این تعامل نبودیم.
باید از مدیران پرسیده شود که آیا چنین کاری کردهاند یا خواستهاند با هنرمندان صحبت کنند یا نه. اساس تئاتر صد در صد دیالوگ است و ۲ اندیشه با هم و به صورت برابر مینشینند و گفتگو می کنند و به نتیجه می رسند. قطعاً اگر چنین امری صورت بگیرد مفید فایده است.
* با توجه به چهل و یکمین جشنواره بینالمللی تئاتر فجر و شرایط موجود در تئاتر، چشم اندازتان برای تئاتر در سال ۱۴۰۲ چگونه است؟
اصلاً نمیشود این وضعیت را پیش بینی کرد زیرا از زمانی که ما جشنواره را شروع کردیم و من دعوت شدم این اتفاقات نبود و میخواستیم بر اساس ایدهآل و آرمان خود حرکت کنیم. اتفاقی افتاد که از نظر من تأثیر اندکی روی جریان تئاتر داشت. وضعیت تئاتر در سال ۱۴۰۲ تابع جریانهای سیاسی و اجتماعی جامعه و تابع اندیشهگری جامعه فرهیخته تئاتری است. هنرمند تئاتری در وحشتناکترین شکلاش هم نمیتواند تئاتر را رها کند زیرا به دنیا آمده تا تئاتر کار کند.

سینماپرس: ۲ بسته فیلم کوتاه شامل هفت فیلم از روز شنبه ۸ بهمن ۱۴۰۱ در ۲ پلتفرم به صورت اشتراکی و فروشی اکران آنلاین خود را آغاز کرد.
به گزارش سینماپرس، امور پخش و توزیع انجمن سینمای جوانان ایران همزمان با آغاز بهمن، ۲ بسته فیلم کوتاه را برای نمایش آنلاین در پلتفرمهای هاشور و تیوال از شنبه ۸ بهمن ۱۴۰۱ به صورت اشتراکی و فروشی در دسترس مخاطبان فیلم کوتاه قرار داده است.
بسته «اشتراکی»
این بسته که شامل چهار فیلم کوتاه است، از روز گذشته شنبه ۸ بهمنماه در بازه زمانی نامحدود، چهار فیلم کوتاه «آقای شعار» به نویسندگی و کارگردانی محمدحسن خوشرفتار، «باخ» به نویسندگی و کارگردانی مهران قربانی، «حلزون» به نویسندگی و کارگردانی سینا محمدیان، «زندگی زیباست» به نویسندگی و کارگردانی مصطفی رحیمی را به صورت فروشی، در دسترس مخاطبان هر ۲ پلتفرم قرار گرفته است.
«آقای شعار» به نویسندگی و کارگردانی محمدحسن خوشرفتار، یک مستند کوتاه تاریخی است که در انجمن سینمای جوانان ایران- دفتر قم در تابستان ۱۳۹۸ تهیه و تولید شده است.
«باخ» به نویسندگی و کارگردانی مهران قربانی، یک فیلم کوتاه داستانی است که به زبان آذری و در بافت روستایی تصویربرداری شده و داریوش کاردان، گوینده و بازیگر سینما و تلویزیون به عنوان نقش اول در این فیلم نقش آفرینی کرده است.
این فیلم کوتاه به تهیه کنندگی انجمن سینمای جوانان ایران- دفتر تهران و مهران قربانی در سال ۱۳۸۸ تهیه و تولید شده است.
«حلزون» به نویسندگی و کارگردانی سینا محمدیان و تهیه کنندگی نسزین دولتآبادی، سال ۱۳۹۸ در انجمن سینمای جوانان ایران- دفتر ویژه تهران تهیه و تولید شده است.
«زندگی زیباست» به نویسندگی و کارگردانی مصطفی رحیمی که طراحی صحنه و لباس را هم برعهده دارد، در اردیبهشت ۱۳۹۸ تهیه و تولید شده است.
بسته «فروشی»
این بسته هم که شامل سه فیلم کوتاه «آدمیزاد» ساخته محمدرضا نورمندی، «پروانه بلوطی» ساخته اشکان حمزهای و «زیر دِه» ساخته سعید قمری است، از تاریخ شنبه ۸ بهمنماه تا ۸ فروردین ۱۴۰۲، به صورت فروشی، در دسترس مخاطبان هر ۲ پلتفرم هاشور و تیوال قرار گرفته است.
«آدمیزاد» به نویسندگی، کارگردانی و تهیه کنندگی محمدرضا نورمحمدی، در سال ۱۳۹۹ و در انجمن سینمای جوانان ایران- دفتر کردستان تهیه و تولید شده است.
«پروانه بلوطی» به نویسندگی و کارگردانی اشکان حمزهای و تهیهکنندگی اشکان احمدی در سال ۱۳۹۸ و در انجمن سینمای جوانان ایران- دفتر کردستان تهیه و تولید شده است.
«زیر دِه» به نویسندگی مهدی مرعشی و کارگردانی سعید قمری و تهیه کنندگی انجمن سینمای جوانان ایران و سعید قمری، در سال ۱۳۹۹ و در انجمن سینمای جوانان ایران- دفتر یزدتهیه و تولید شده است.
اکران آنلاین به صورت اشتراکی به این معناست که مخاطبان فیلم کوتاه با داشتن حق اشتراک پلتفرمهای هاشور و تیوال میتوانند این فیلمها را تماشا کنند و فیلمهایی که به صورت فروشی اکران آنلاین میشوند، با هزینه بستهای ۲۴ هزار تومان و هر فیلم ۸ هزار تومان در پلتفرمها قابل تماشاست.
تمام فیلمهایی که در بستههای فروشی اکران آنلاین فیلم کوتاه در پلتفرمها معرفی و توزیع شدهاند، پس از اتمام بازه زمانی ۶۰ روز از اکران خود، به صورت اشتراکی در دسترس مخاطبان در بازه زمانی نامحدود قرار میگیرند.
امور پخش و توزیع انجمن سینمای جوانان ایران تاکنون بالغ بر ۲۱۰ فیلم کوتاه را که در انجمن سینمای جوانان ایران تولید شدهاند، به صورت اشتراکی و برخی فروشی در پلتفرمهای هاشور، ودیو، تیوال و فیلیمو اکران آنلاین کرده است.

سینماپرس: رئیس سازمان صداوسیما در واکنش به بازتابهای نامهای که خطاب به رئیس جمهور درباره عملکرد یکی از پلتفرمهای مجازی نوشته بود، تأکید کرد که هیچ احساس رقابت و چالشی با پلتفرمها ندارد.
به گزارش سینماپرس، پیمان جبلی در حاشیه مراسم رونمایی از کتاب «پاییز آمد» در جمع خبرنگاران درباره نامهای که درباره عملکرد یکی از پلتفرمها خطاب به رییس جمهور نوشته بود و چرایی نگارش این نامه به مهر پاسخ داد: در دوره جدید و در راستای حمایتهایی که ما از پلتفرمها و به ویژه ویاودیها و شبکه نمایش خانگی داشتهایم، بیش از ۳۷۷ پلتفرم مجوز اخذ کردهاند و در حال حاضر هم فعالیت میکنند.
وی درباره این انتقاد که برخی این نامه را به واسطه رقیب دانستن پلتفرمها برای صداوسیما دانستهاند هم توضیح داد: اینها اتفاقاً از جمله خدمات حمایتی است که از پلتفرمها داریم و نه تنها رقابت و چالشی با آنها حس نمیکنیم بلکه فعالیت آنها را فرصت برای مأموریت فرهنگی صداوسیما و فضای فرهنگی کشور میدانیم، البته اگر درست در این مسیر حرکت کنند.
جبلی اضافه کرد: یکی از خدمات حمایتی ما بررسی و اعلامنظر درباره طرحهای نمایشی است که به ساترا میرسید و گاهی بررسی آنها بیش از ۶ ماه طول میکشید و الان به یک هفته و ۱۰ روز کاهش یافته است.
وی یادآور شد: در طول یک هفته گذشته خبری که ساترا منتشر کرد ۴۰ طرح نمایش خانگی به تصویب رسیده و نشان میدهد نه تنها در خدمت پلتفرمها هستیم بلکه برای تسهیل ویاودیها و آثار نمایش خانگی تلاش هم میکنیم و سرویسها و خدماتی هم به آنها ارائه می دهیم. از جمله اینها مناسبتهایی مثل عید نوروز و دهه فجر است که انبوهی از تولیدات صداوسیما را در اختیارشان قرار میدهیم تا استفاده کنند.
صنعت نمایش خانگی را تهدید نمیدانیم
وی اضافه کرد: ما نه تنها پلتفرم و صنعت نمایش خانگی را چالش و تهدیدی برای صداوسیما نمیدانیم بلکه به استناد همان شعار تحولی که از روز گذشته مطرح کردم در نقش یک قرارگاه عمل میکنیم ظرفیت ویاودیها را هم بهعنوان ظرفیت مکمل صداوسیما میدانیم. و با همافزایی با حوزه نمایش خانگی تلاش میکنیم بتوانیم به نیازهای جامعه به نحو احسن پاسخ دهیم.
جبلی تصریح کرد: اما در این بین نقش نظارتی هم در کنار نقش حمایتی ساترا بهعنوان قانون و چیزی که قانون برعهده ما قرار داده باید به آن عمل کنیم. اگر ساترا به نقش نظارتی خودش عمل نکند هم ظلم شده به مخاطبین و هم به فعالان این عرصه ظلم شده است.
رییس صداوسیما عنوان کرد: همه پلتفرمها برای تولید محتوا و برای انتشار محتوایشان باید بیایند یک فرآیند قانونی را طی کنند و از ساترا مجوز بگیرند. الان داریم مشخصاً درباره یک پلتفرم صحبت می کنیم.
وی افزود: اگر پلتفرمی از این فرآیند تبعیت نکند و در واقع از این سیر قانونی تبعیت نکند ظلم به بقیه پلتفرم هاست و این حق را دارند به ما اعتراض کنند که شما چرا اجازه میدهید یک پلتفرم بدون مجوز اقدام به تولید محتوا و انتشار کند و ما باید مقید به گرفتن مجوز از شما باشیم.
جبلی تصریح کرد: لذا این اقدام و پیگیری ای که ساترا انجام داده در راستای وظایف قانونیاش است و به هیچ وجه نباید تلقی شود ساترا و صداوسیما خدایی ناکرده در برابر پلتفرمهاست. ما به عنوان رسانه ملی با مخاطب سنتی و غیرسنتی که داریم وظایفمان را انجام میدهیم و امیدواریم بتوانیم به نحو احسن انجام دهیم.
تصمیمات ساترا ضمانت اجرایی دارد؟
وی در پاسخ به سوال دیگر مهر که چرا تصمیمات ساترا ضمانت اجرایی ندارد و نیاز است رییس سازمان صداوسیما به این موارد نظارتی ورود کند؟ هم گفت: ساترا اتفاقاً در تعامل با پلتفرم ها خیلی روان دارد عمل میکند. ما جلسات هفتگی و گاهی اوقات بیش از یک بار در هفته داریم و هم فکری بین ساترا و پلتفرمها وجود دارد. اخیراً ساترا در یک ابتکار جالب از تمام مجوز گیرندگان از ساترا دعوت کرده خودشان یک جمع ناظر را از درون خود مجوزگیرندگان شکل بدهند. در واقع نظارت بر محتوا و انتشار را به نوعی به خود مجوزگیرندگان واگذار میکند. این تعامل و همفکری حضوری و به صورت مستمر دارد انجام میشود.
رئیس صداوسیما افزود: فکر میکنیم برای تقویت این مسیر مثل همه تنظیم گران دیگر که نیاز دارند تنظیمگری و نظارت آنها ضمانت اجرایی داشته باشد دستگاههای دیگر مثل نهادهای نظارتی، دادستانی و… هم باید کمک کنند که معمول هم هست در حوزه مطبوعات و دیگر حوزه ها هم هست. در این حوزه هم باید وجود داشته باشد و به تدریج این ضمانتها ایجاد می شود.
جبلی اضافه کرد: به دلیل آنکه احساس کردیم بیتوجهی به این قاعده و روالی که همه پلتفرمها از آن پیروی میکنند وجود دارد و متاسفانه فقط یک پلتفرم از آن تبعیت نکرده است، لازم دیدیم گزارشهایی را به مراجع ذی صلاح منعکس کنیم. طبیعی است که ساترا ضابط قضایی نیست که بخواهد اقدام خاصی را انجام دهد یک نهاد ناظر و تنظیم گر است که گزارش خود را به مراجع ذی ربط می دهد و ما هم همین کار را انجام دهیم.
سریالهای «سلمان» و «موسی (ع)» را ملی نگاه کنید
وی در ادامه در پاسخ به سوالی درباره بودجه سریال «موسی (ع)» و حواشی آن هم گفت: کارهای ماندنی و فاخر مثل مثل سریال مختار، امام علی، یوسف پیامبر و… کارهایی هستند که در حافظه تاریخی و فرهنگی باقی میمانند و فرهنگ ساز و تاریخ ساز هستند. اینها به صورت طبیعی کارهای پرهزینهای هستند. در حال حاضر دو مجموعه پرهزینه و ماندگار داریم که کارهای آنها پیش میرود نباید خدایی ناکرده با گمانهزنیهای غلط و رفتارهای ناشی از کینهتوزی نسبت به رسانه ملی، کاری کنیم که این مجموعه ها آسیب ببیند. همه باید به عنوان پروژه ملی و طرح ملی به این آثار نگاه کرده و همه حمایت کنیم تا به سلامت و خوبی به نتیجه برسد و باقیات الصالحات باشد.
وی درباره برنامههای در حوزه پهلوی و افشاگری نسبت به رژیم پهلوی عنوان کرد: متاسفانه کمکاریای در سالهای گذشته برای تبیین واقعیتهای دوره سیاه پهلوی هم در صداوسیما و هم دستگاه های دیگر فرهنگی داشته ایم. ما در بازخوانی جنایتهای منافقین در سال های اول انقلاب هم نوعی کوتاهی داشتیم و نتیجه آن این شده است که در نسل های جدید نوعی انقطاع شناختی نسبت به قبل از انقلاب و رژیم پهلوی و سال های اول انقلاب و جنایت های منافقین شما گرفته است.

سینماپرس: «پروژه تاریخ شفاهی سینما و تئاتر ایرنا» این بار سراغ محمدحسین فرحبخش فیلمنامه نویس، کارگردان و تهیه کننده سینما رفته است. این فیلمساز ۶۳ ساله کار خود را با تهیهکنندگی فیلم سینمایی «ریشه در خون» در سال ۱۳۶۳ آغاز کرد.
به گزارش سینماپرس، محمدحسین فرحبخش در گفت وگو با ایرنا از خانواده خود و چگونگی ورود به عرصه سینما صحبت کرد. از مخالفت پدر با پرداختن به سینما گفت. تا پایان گفت و گو هم از کشمکشی طولانی با مدیران دولتی دهه ۶۰ عرصه سینما حرف زد. او معتقد است باید همان سینمای قبل از انقلاب اسلامی را منهای مسائل فرهنگی ادامه میدادیم و عوض کردن ریل سینما غلط بود. مشروح مصاحبه با این هنرمند در پی میآید.
شما در یک خانواده مذهبی بزرگ شدید. کار حرفه ای تان در حوزه سینما را هم در دهه ۶۰ شروع کردید. با توجه به این که در آن روزگار نگاه خوبی به این هنر وجود نداشت آیا با خانواده تان به مشکل برنخوردید؟
خانواده ما مذهبی سنتی بود اما عوامانه نبود. سنتی بود اما به روز بود. پدرم با علما و سیاسیون در ارتباط بود. پدرم یک فرد سیاسی بود و با اشخاصی چون شهید مطهری نشست و برخاست داشت. البته ایشان روحانی نبود.
توصیه سینمایی شهید بهشتی
پدرتان موتلفه ای بود؟
نه، به جایی وابستگی نداشت. اما از قبل از انقلاب با تمام کسانی که بعد از انقلاب سردمدار حکومت شدند ارتباط داشت. حرفه سینما و تلویزیون قبل از انقلاب جرمی نابخشودنی بود. سال ۵۸ یکبار با پدرم به دفتر حزب جمهوری اسلامی رفته بودیم، چون پدرم آنجا زیاد می رفت. شهید بهشتی را دیدیم. بحث سینما شد و شهید بهشتی خیلی تاکید داشت که بچه مسلمان ها باید بروند و سینما را بگیرند. البته این را نقل به مضمون میکنم.
به گفته فرحبخش، شهید بهشتی تاکید بسیاری داشت که بچه مسلمان ها بروند و سینما را بگیرند
پدرم بعد از آن که از دفتر حزب بیرون آمدیم گفت آقای بهشتی این حرف را برای من و تو نمیگوید بلکه برای دیگران میگوید.
من سال ۶۱ وارد سینما شدم. از همان سال مقداری با خانواده سر علاقه مندی به سینما چالش پیدا کردم و سالها این چالش ادامه پیدا کرد. هفت، هشت، ده سال چالش داشتم و سرانجام حاج آقا(پدرم) چون میدید ما از آن رویهای که او میخواست خارج نشدهایم از مخالفتش دست برداشت. البته هنوز ذهنیت پدر درباره سینما ناشی از فیلم های قبل از انقلاب بود اما کم کم متقاعد شد که درست است و باید این کار را انجام داد. ایشان تاکید داشت جایی که پول میخواهد اعتقاد را خراب کند پول را بینداز دور. این کار خیلی سختی است ولی من سعی کردم تا امروز به لطف الهی این کار را انجام دهم.
اتهام نابخشودنی
شما جزو نخستین چهرههایی هستید که در سال ۱۳۶۲، فیلم ریشه در خون را با حضور بازیگران، کارگردان و عواملی حرفهای چون فرامرز قریبیان، اکبر زنجانپور، بابک بیات و … ساختید. در ابتدای این راه، تا چه اندازه با معیارهای مدیریت سینمایی دهه ۶۰ همراه بودید؟
سوژه ریشه در خون در رابطه با انقلاب بود. زمانی که این کار را شروع کردم آقای مهدی کلهر سر کار بود اما زمانی که به پروانه نمایش رسید آقایان فخرالدین انوار و سیدمحمدبهشتی و سیدمحمدخاتمی آمدند.
اکران «ریشه در خون»
کلهر در زمان خاتمی هم هفت هشت ماه سرکار بود ولی چون منویات خاتمی وزیر وقت ارشاد را اجرا نمیکرد عذرش را خواستند. بعد از او هم فیلم ریشه در خون را توقیف کردند. فیلم چند ماه توقیف بود. از نشانه ها، فرم نگاه و بازیگران این فیلم میشد فهمید که مربوط به سازمان منافقین نیست اما فکر میکردند چون من جوان هستم از آدمهای وابسته به این سازمان هستم.
چرا این ذهنیت درباره شما وجود داشت؟
چون من آشنایی نمیدادم که پدرم چه کسی است. تازه سال ۷۲ بود که اهل سینما فهمیدند پدر من کیست. بعد از آن هم نام پدرم برای من امتیازات معنوی داشت اما امتیاز مادی اصلا. یعنی من دنبالش نبودم. چون اگر دنبال مسائل مالی میرفتم یا باید زبانم بسته میشد یا مانند خیلیها میرفتم و فیلمساز دولتی و حکومتی میشدم.
خاتمی سینما را با دانشگاه اشتباه گرفته بود
بعد چه شد؟
بعد از دو سه ماه که فیلم ریشه در خون رفع توقیف شد، رفتم سراغ فیلم شبشکن. این را بگویم که موضع آن موقع خاتمی و انوار و بهشتی که تئورسین داخلی آنها بود؛ عدم علاقه به سینمای مردمی، داستانی و قهرمان پردازی بود. آنها سینما را با مسجد، دانشگاه، فلسفه و نقاشی اشتباه گرفته بودند و به طور مطلق با جنبه سرگرمی سینما زاویه داشتند. اگر فیلمی ساخته می شد که با این طرز تفکر آنها مطابقت داشت اما مقداری سرگرمی هم در آن بود کاری با آن نداشتند اما اگر کسی فیلمی میساخت که جنبه سرگرمی آن غالب بود قطع به یقین برخوردهای چکشی خیلی تندی با او میکردند. به نظر من الان که سال ۱۴۰۱ است هم داریم چوب آن دوران را میخوریم.
آنها میگفتند سینما دانشگاه است. البته از نگاه من هم سینما میتواند دانشگاه باشد اما لزوما چنین چیزی نیست. سینما عبارت است از مجموعه سرگرمیها در هر نظام و هر فرهنگ و هر کشوری. فیلم ابتدا برای سرگرمی ساخته میشود. البته اگر کارگردانی توانست در قالب سرگرمی، حرفی را هم بزند باید دست او را بوسید، اما اگر حرفی را هم نزد اشکالی ندارد. هر چند من با فیلمی که بخواهد در ژانر سرگرمی ساخته شود ولی ضدفرهنگ و اعتقادات جامعه باشد مخالفم. شرع و عرف باید محترم شمرده شود. بحث من این است که فیلم نباید خلاف شرع وعرف باشد اما بقیه اش دیگر ربطی به کسی ندارد.
تماشاگران از سینما بریدند
دیگر چه انتقادی به نگاه حاکم بر سینما در دهه ۶۰ دارید؟
بهشتی و انوار اندیشهای داشتند و آن جذب شدن در سینمای جهانی بود. یعنی باید فیلمی بسازی که در آن سوی مرزها تحویل گرفته شود. شما ببینید ما چند فیلم اعتقادی ساختیم که در خارج از کشور جایزه گرفت؟ چند فیلم درباره جنگ تحمیلی ساختیم که در کشورهای دیگر مورد توجه واقع شد؟ اما فیلم هایی که اعتقادات و ملیت ما را زیر سوال برد با استقبال آنسوی آبیها روبرو شد؟ البته من با ساختن فیلمهای جنگی زیاد هم موافق نیستم. چند فیلم ساختهایم که خواسته است فرهنگ اسلامی و فرهنگ ملی مان را نشر دهد و در جشنوارههای خارجی مورد استقبال قرار گرفته باشد؟ فرهنگ اسلامی و ملی دو روی یک سکه اند. امکان ندارد شما بخواهی یکی را از دیگری جدا کنی. اگر این کار را کنی هیچ کدام به درد نمیخورد.
این نگاه به اصطلاح گلخانه ای به سینما در دهه ۶۰ چه تبعاتی داشت؟
عوارض آن را اکنون داریم می بینیم؛ تماشاگر از سینما برید.
آخر فیلم آنسوی مه یعنی چه؟ بازیگر در میدان انقلاب دارد می رود یک مرتبه تنگ ماهی از دستش می افتد و ماهی دارد میمیرد. او ماهی را میگیرد و آن را داخل حوض آب میاندازد. آن موقع میدان انقلاب حوض داشت. این کجا به درد سینما میخورد؟ اشکالی ندارد سالی سه، چهار تا از این فیلم ها ساخته شود اما بیشتر از آن یعنی خنثی کردن سینما و بیرون آوردن قهرمان از سینما.
باید سینمای قبل انقلاب را ادامه میدادیم
پس از نگاه شما راه چاره چه بود؟
ما باید سینمای قبل از انقلاب را منهای مسائل فرهنگی ادامه میدادیم. عوض کردن ریل سینما غلط بود. سینما در کشور جا افتاده بود. عین فرمایش امام خمینی(ره) را باید اجرا میکردیم. ایشان ابتدای انقلاب فرمودند «ما با سینما مخالف نیستیم با فحشا مخالفیم» فحشا اگر در مجلس قرائت قرآن باشد هم آن مجلس را حرام میکند.
در اصل سینما ربطی به فحشا ندارد بلکه این فحشا است که خود را قاطی سینما میکند.
متاسفانه بخش خصوصی نداریم
به زعم شما ما باید چکار می کردیم که آن سینما رشد عادی خود را ادامه دهد؟
همان کاری که بین سال های ۵۸ تا ۶۲ انجام شد: داستان و قهرمان.
طی آن سالها سینما آن قدر پول درآورد که به دولت مالیات هم میداد. اما از سال ۶۲ تا الان ما حتی یک سال هم نداشتهایم که سینما منفعت داشته باشد. من به شما آمار میدهم که سینما از سال ۶۲ تا کنون هر سال بین ۵۰ تا ۹۰ درصد ضرر داده است. دولت دارد پول بچه های مناطق محروم و فقیر نشین را میدهد به یک مشت تهیه کننده گردن کلفت سینما، وگرنه تا حالا سینما تعطیل شده بود.
به همین خاطر است که ما در سینما، بخش خصوصی نداریم. اگر هم میبینید چهار تا سالن سینما ساخته شده، برای این بوده که سازندگان آن بتوانند مجوز ساخت پاساژشان را بگیرند. وگرنه سینماداری اصلا نمیصرفد.
الف، ب، ج غلط بود
در همان دهه، سیاست درجهبندی هم برای فیلمها به وجود آمد. چرا خیلی از سینماگران مخالف این رتبه بندی بوده و هستند؟
آقایانی که قبلا از آنها نام بردند بین سال های ۶۲ تا ۶۵ دیدند نمیتوانند خیلی در پیشبرد سیاست گذاری هاشان موفق باشند. هنوز تک و توک فیلم های داستانی و مردم پسند ساخته میشد که چون خلاف قانون نبود نمیشد جلویش را گرفت. اگر هم میخواستند مقابل این فیلم ها بایستند سر و صدا میشد. لذا آمدند و یک کار من درآوردی کردند و فیلم ها را در قالب های الف و ب و ج گنجاندند. ج همان فیلمهایی بود که مردم میپسندیدند اما از منظر انوار و بهشتی مبتذل بود.
گویی سر فیلم گردباد هم به دردسرهایی برخوردید؟
بله. من سال ۶۴ فیلم گردباد را درباره تفاله های هستهای ساختم. این فیلم یک فیلم انقلابی بود که توسط بخش خصوصی ساخته شده بود. فرامرز قریبیان و جشمید مشایخی و ایرج راد در آن بازی کرده بودند.
در آخر فیلم، قریبیان یک آمریکایی را با دستان خود خفه میکرد. همه این قسمت های فیلم را درآوردند. میگفتند کلمه آمریکایی را بیرون بیاور و بگو یک خارجی. چرا؟ چون این فیلم آرتیست داشت.
باور نمیکنید سر این فیلم این آقایان چه هجمه ای به من کردند. اصلا گفتند چون تو گردباد را ساختی ما درجه بندی فیلم ها را طراحی و اجرا کردیم.
البته ۱۰ دقیقه از این فیلم را هم سانسور کردند و به آن اجازه پخش دادند. اما سال هاست صدا و سیما آن را بدون سانسور پخش میکند. آن هم صدا و سیمایی که این همه ممیزی دارد.
یا شما بروید فیلم غریبه مرا که در سال ۶۶ تولید شد و آقای مهدی هاشمی و اکبر عبدی در آن بازی میکردند و از فیلم های اجتماعی بعد از انقلاب بود را ببینید، به این فیلم نمره ج دادند، یعنی این فیلم مبتذل بود. در حالی که این فیلم از آن سال به بعد هر سال چند بار در صدا و سیما پخش میشود.
این آقایان با این روش خیلی ها را از سینما بیرون کردند. یعنی تهیه کننده ها ضرر کردند و از این عرصه بیرون رفتند.
یا مثلا درسال ۶۵ شاپور قریب فیلمی با عنوان بگذار زندگی کنم ساخت. این فیلم را ۲۱ روز در سینما سعدی شیراز روی پرده بردند. همه هزار صندلی این فیلم در همه سانس هایش از صبح تا شب پر بود. این فیلم آموزنده و تاثیرگذار بود. روز ۲۲ اما فیلم آنسوی مه به نویسندگی همین آقای سیدمحمدبهشتی را در همین سینما پخش کردند، فقط ۸ نفر برای مشاهده آن رفتند.
مردم که نمیدانند رتبه بندی الف و ب و ج چیست؛ فیلم جذاب باشد میروند و آن را تماشا میکنند.
خط قرمزها مشخص نبود
خط قرمزهای دهه ۶۰ چه بود؟
هیچ چیز مشخص نبود. برای مثال اگر دو نفر زد و خورد میکردند به چک سوم که میرسیدند می گفتند این آرتیست بازی است و آن را درمیآوردند. خط قرمزهای دهه ۶۰ باعث بی خاصیت شدن فیلمها شد. می خواستیم سناریو بنویسیم، میگفتند هر جای فیلمنامه دراماتیک و قهرمان بازی دارد را خودتان سانسور کنید. وگرنه دهه ۶۰ که حجاب بازیگران سینما خیلی سفت و سخت بود و این طوری نبود. اما بهشتی میگفت اگر پروانه هم به تو بدهیم نمره فیلمت را ج میدهیم و اذیتت میکنیم.
یادم هست سر فیلم دستمزد با بازی محمد صالح علا و مهدی فتحی پدر مرا درآوردند تا به آن پروانه دادند. گفتند تا فلان صحنه را درنیاوری مجوز پخش نمی دهیم. البته من تنها کسی بودم که جلوی این ها ایستادم. بقیه نابود شدند. یادم است انوار بعد از فیلم غریبه به من گفت اگر باز از این فیلم ها بخواهی بسازی از سینما بیرونت میکنیم. او عین رضاخان دیکتاتور بود و کسی جرات نمیکرد مقابلش بایستد. پاسخ دادم تو آب توی جوی هستی و من ریگ آن، من میمانم و تو میروی. همین طور هم شد از او خبری نیست ولی من همچنان در سینما فعالم.
بحث ما با انوار و بهشتی و امثالهم فقط این نبود که من چرا به بازیگران سینمای قبل از انقلاب دوباره بازی میدهم آنها کسی را میخواستند که مطابق منویات آنها فیلم بسازد که من این طور آدمی نبودم.
خاطرم است بعد از فیلم نار و نی ساخته سعید ابراهیمیفر در سال ۱۳۶۷، مد شده بود که در همه فیلم ها کارگردانان یک انار میگذاشتند تا آقای بهشتی خوشحال شود.
اناری که مد شده بود
منظورشان از گذاشتن انار چه بود؟
من نمی دانم این را از خودشان بپرسید.
یا وقتی با آقای محمدعلی سجادی، گمشدگان را ساختیم پدر ما را درآوردند. این فیلم را اگر شما ببینید لذت میبری. آنها دنبال این بودند که تهیه کننده را نابود کنند. چون فقط تهیه کننده میتوانست جلوی اینها بایستد و سایر عوامل نمیتوانستند. البته نباید از حق گذشت. این ها در دهه ۶۰ در استانداردسازی سینما خیلی کمک کردند. طوری که سینمای الان اصلا قابل مقایسه با سینمای قبل از انقلاب نیست. اما در اصل سینما که محتوای آن است، ریل گذاری غلطی کردند که آثارش تا به امروز باقی است.
چطور؛ شما که تا کنون نقاد آنها بودید؟
ببینید اصل سینما محتوای آن است. اگر از من بپرسی ما در جمهوری اسلامی سینما داریم پاسخم این است که ما در جمهوری اسلامی سینما نداریم بلکه تعدادی فیلم خوب داریم. مثالی بزنم. شما معلم یک کلاس هستید و ۲۰ دانش آموز دارید. از این ها ۵ نفر نمره ۲۰ گرفتهاند، ۵ نفر ۱۸ و ۱۰ نفر نمره زیر ده. معلم دیگری هم است که دانش آموزانش فقط ۳ نمره ۲۰ گرفتهاند اما بقیه شان نمره شان بالای ۱۵ و هیچ کدامشان هم مردود نشدهاند. به نظر شما کدام معلم موفقتر است؟ من میگویم معلم دوم. این در مورد سینمای بعد از انقلاب ما صادق است.
سیفالله داد گفت: من از دست این دوست سرطان گرفتم
در مجموع دوره های سینمای بعد از انقلاب، کدام معاونت سینمایی ها را می پسندید؟
دوره سیف الله داد و دو سال ابتدایی جواد شمقدری.
مگر سیف الله داد چه کار کرده بود؟
او به اهالی سینما امنیت داد. فیلمسازی امنیت میخواهد چرا که فکر کردن به یک فضای امن نیاز دارد. امنیت نداشته باشی و شکمت گرسنه باشد نمیتوانی فکر کنی. البته در نهایت رفقای خود سیف الله داد او را نابود کردند.
چطور؟
او چون به رفقای خود باج نداد و سینمای دولتی را تعطیل کرد و گفت بخش خصوصی باید بیاید و پول نداد، همان رفقایش که دم از حمایت از خاتمی می زدند همان ها ریشه او را زدند و باعث استعفای اجباری او شدند. حتی نایستاد ۷، ۸ ماه پایانی دوره اش تمام شود. بخاطر این که از دست دوستان مثلا اصلاح طلبش داغان شد. آنها باعث شدند سیف الله عطایش را به لقایش ببخشد. خودش به من نام یکی از رفقایش را گفت و تاکید کرد که من از دست این سرطان گرفتم. خدابیامرزدش.
شمقدری همه فیلم های توقیف شده را آزاد کرد
جواد شمقدری چرا؟
دو سال اول شمقدری هم این طور بود. دو سال اول کار او عالی بود. می خواست ریل را عوض کند. اما متاسفانه این شاه نشین های خانه سینما و تفاله های تفکری دهه ۶۰ که هنوز هم هستند، به او اجازه ندادند. آنها هنوز هم تمامیت خواه هستند.
مرادتان از این ریل گذاری چیست؟
سال ۶۲ که آقایان انوار و این ها آمدند سینما را به مسیر بی خاصیت عدم قهرمان پردازی و بگیر و ببند بردند و مسائل امنیتی را وارد سینما کردند. آقای شمقدری اولین کاری که کرد همه فیلمهای توقیف شده را آزاد کرد. او میخواست سینما را در مسیر عادی خود که سرگرمی است و در ضمن میتواند در کنارش محتوا هم باشد هدایت کند. ولی همان اعضای هیات مدیره خانه سینما که سینما را نابود کردند و همه شان رفتند از حوزه هنری باج گرفتند و با این پول ها فیلم ساختند.
شما ببینید حوزه هنری در سال ۹۰ به چه کسانی باج داد و پای چه کسانی را به سینما باز کرد. این ها بعدا آمدند سینما را به فساد و فحشا متهم کردند و پای کسانی را به سینما باز کردند که تا آن موقع که سی و چند سال از انقلاب گذشته بود اصلا وارد سینما نشده بودند. آنها با این کارشان سینما را به ورطه ای بردند که از نظر نظام موجودی نامحرم شد.
سعید راد مجبور به مسافرکشی در آمریکا شد
شما یکی از کسانی بودید که زمینه فعالیت مجدد را برای جمشید هاشمپور فراهم کردید. واقعا چگونه توانستید در آن فضای بسته که بسیاری از ممنوعالکارها رنگ پرده سینما را ندیدند، چنین کاری انجام دهید؟
آقای هاشم پور سال ۴۶ وارد سینما شد و با نام جمشیدهاشم پور یک نقش کوتاه بازی کرد. سال ۴۷ در فیلم جهنم سفید آقای ساموئل خاچیکیان بازی کرد و یک کلاه گیس سر او قرار دادند و نام جمشید آریا را روی او گذاشتند.
در سال ۵۱ هم از سینما کناره گیری کرد. سال ۶۰ دوباره به دعوت مسعود کیمیایی برای بازی در فیلم خط قرمز به سینما بازگشت و نامش همچنان جمشید آریا بود. از فیلم تاراج که انوار آمد گفت آریا نمی شود و باید بشود هاشم پور. سال ۶۳ مرحوم ایرج قادری از او بازی میگیرد و او را کچل میکند. بلافاصله هم در فیلم های یوزپلنگ و تیغ و ابریشم کیمیایی بازی می کند. آقای ساموئل خاچیکیان هم در سال ۶۴ از او در فیلم عقاب ها بازی می گیرد. بعد از آن جمشید تبدیل به یک ستاره شد و انوار این را نمیخواست. زورشان نرسید وگرنه عقاب ها را توقیف میکردند. لذا سعید راد را پس از بازی در عقابها، ممنوع الکار کردند و گفتند از این مملکت برود. سعید راد مجبور شد به آمریکا برود و ۱۵، ۱۰ سال راننده تاکسی شود. شما میدانید چقدر در جبهه ها عقاب ها را برای رزمندگان نشان دادند؟ عقاب ها و همین طور برزخیها و سفرسنگ را قبل از عملیاتها نشان میدادند تا روحیه رزمندگان تقویت شود، اگر نار و نی را نشان میدادند که از دشمن شکست میخوردیم.
لذا به هاشم پور یک تهمت اخلاقی زدند و او را ممنوع الکار کردند. من بارها هاشم پور را در خیابان میدیدم که ریش بلندی گذاشته بود و گیج گیج راه میرفت. او ضربه روحی بزرگی خورده بود. او تا سال ۶۷ ممنوع الکار بود. سال ۶۷ آقای کیانوش عیاری برای فیلم روز باشکوه از او بازی گرفت. منتهی با قرار دادن دو شرط؛ نخست این که نقش یک ساواکی را بازی کند و دوم این که موهای سرش را نتراشد. به نظر من اما مردم هاشم پور ساواکی را نمیخواستند. آنها هاشم پور آرتیست را دوست داشتند.
سال ۷۰ برای بازی در فیلم قافله سراغ او رفتم. قرار شد او نقش یک افسر نیروی انتظامی را بازی کند. با او قرارداد هم بستم و رفتیم اصفهان برای فیلمبرداری. او باید با لباس مبدل وارد یک باند مواد مخدر میشد برای همین لازم بود سرش را از ته بتراشد. وقتی موضوع را به او گفتم گفت نمیشود و مرا بیچاره میکنند. من خانه هم ندارم و در یک زیرزمین زندگی میکنم. نمیخواهم جلوی ادامه کارهایم را بگیرند.
به او گفتم و دستخطی دادم که اگر شما را ممنوع الکار کردند بیا تا آخر عمر هر ماه از پویا فیلم حقوقت را بگیر. قبول کرد و او را به منزلی که گروه فیلمبرداری در آن جا بود، بردم و سرش را از ته تراشیدم. البته این اسرار را برای ایرنا میگویم چون بیشتر از ۳۰ سال از آن موقع گذشته است.
فیلم ساخته شد. کسی برای من خبر آورد که زمانی که اعضای هیات بازبینی داشتند فیلم شما را میدیدند، وقتی هاشم پور وارد کادر شد یکمرتبه انوار از جا پرید و روی دستش زد و گفت تمام رشتههایی که ما پنبه کرده بودیم، پنبههایش را رشته کردند.
تاب کله کچل هاشم پور را نداشتند
از فیلم قافله خاطره دیگری هم دارید؟
بله. مردم در سینما آزادی در حال تماشای این فیلم بودند. در اولین پلانی که هاشم پور وارد فیلم می شود حسن رضایی در حال رانندگی یک تریلی ۱۸ چرخ است. دوربین هم طرف شاگرد بسته شده که خالی است. اما حسن رضایی در حال حرف زدن است. تماشاچی فکر میکند او دیوانه شده است اما یک مرتبه دوربین هاشم پور را وارد کادر میکند. به محض این که این اتفاق میافتد تمام هزار صندلی سینما از جا بلند میشوند و سوت و کف سینما را منفجر میکند. به نظر من برای این آقایان اگر یک زن برهنه را نشان میدادی قابل قبول تر بود تا کله کچل هاشم پور.
در فیلم های قدغن و دشمن زن از صدای جواد یساری استفاده کردید. مورد انتقاد قرار نگرفتید؟
من یساری را دوست دارم. چرا باید از او استفاده نشود. او در قدغن در یک عروسی میخواند. مگر او چه جرمی انجام داده است؟ قبل از انقلاب خوانده است؟ خیلیهای دیگر هم قبل انقلاب خیلی کارها می کرده اند و بعد از انقلاب نمی کنند. پیغمبر ابوسفیان را بخشید، یعنی یساری از ابوسفیان بدتر است؟
او ۸۰ سالش است و یک نماز قضا ندارد. برادرانش همه روسای هیات های مهم تهران بودند. او بچه محل من است و از دههها قبل میشناسمش. کشتی گیر هم بود و طلای فرنگی کشوری دارد.
پای خیلیها را به بازیگری باز کردم
شما یکی از تهیهکنندگانی هستید که زمینه ورود بسیاری از بازیگران را به سینما فراهم کردید. هنوز هم به این اصل توجه دارید یا ترجیح میدهید با حرفهایها کار کنید؟
من در قدغن و تک خال هم چند جوان را وارد سینما کردم. به جوان ها خیلی اعتقاد دارم. فکر جوان در کنار تجربه اثرگذار است. از اولین فیلمم یعنی ریشه در خون این تفکر را داشتم و جهانگیر الماسی را وارد سینما کردم. خانم پورانداخت مهیمن در فیلم شب شکن، آقای ایرج راد در فیلم گردباد، اکبرعبدی در فیلم ماموریت، خانم معتمد آریا در فیلم گمشدگان، امین حیایی در دو روی سکه، مهناز افشار در فیلم دوستان را وارد سینما کردم.
شما زمینهساز شهرت ۲ بازیگر یعنی خانم مهناز افشار و سحر قریشی بودهاید. ۲ بازیگری که این سالها درگیر حواشی متعددی هستند. بهشخصه همانگونه که در بدو ورود آنها، راهنماییشان کردید در قضایای اخیر این ۲ بازیگر، سعی کردید با آنها صحبت کنید؟
همان ابتدایی که از ایران رفتند در حد چند تذکر دوستانه به آنها دادم. اما آنها سنی ازشان گذشته و دیگر به تذکر من توجه نمیکنند. آنها دیگر برای خودشان کسی شدهاند و حتما فکر میکنند مسیری که می روند درست است. البته من راهشان را نمیپسندم. البته دیگر ارتباطی با آنها ندارم.
ده نمکی فیلمم را از اکران پایین آورد
خط قرمزهای سینما در دهه ۷۰ چه بود؟
تا سال ۷۶ اگر فیلم های سیاسی میساختی با شما برخورد میشد. فیلم توقیفی در آن سال ها زیاد داشتیم. تحفه هند را که ساختم مسعود ده نمکی آمد و این فیلم را از اکران سینمای قدس بیرون کشید. این فیلمی کمدی بود و بارها صدا و سیما آن را پخش کرده است.
در دوره حمید خاکبازان، او فیلم های آدم برفی و دیدار را توقیف کرد. با او صحبت کردم گفت اگر آدم برفی را نشان دهیم یعنی جمهوری اسلامی را منقرض کردهایم.
در حالی که مقام معظم رهبری این فیلم را دیده و آن را بی ضرر دانسته بودند. آقای هاشمی رفسنجانی در خاطرات خود می گوید: آیتالله خامنهای، فیلم را مفید و بدون ضرر دانستهاند. من هم آن را مفید دانستم.
به نظر من جمهوری اسلامی با این فیلم تقویت شد نه ضعیف. وقتی فردی مثل خاکبازان نظرش چنین تضادی با شخص اول نظام دارد، من نباید به حرف او گوش دهم بلکه باید بروم توی شکم او. درست است که او قدرت دارد و با من میجنگد، اما در نهایت من برنده میشوم چون حرف او باطل است.
البته این را بگویم که دولت جدید هم در زمینه سینما دارد اشتباه می کند. لذا سینمایی که میتواند برای ما امنیت بیاورد دارد تبدیل به مقوله ای ضد امنیتی میشود.
خاتمی رییس جمهور خیلی متفاوت با خاتمی وزیر ارشاد بود
خط قرمزهای دهه ۸۰ چه بود؟
ابتدا بگویم خاتمی رییس جمهور خیلی متفاوت با خاتمی وزیر ارشاد بود. او در دوران وزارت ارشاد، دیکتاتورترین آدم بود. ولی در دوره رییس جمهوریاش نسبت به فرهنگ نگاه آرامی داشت وگرنه شخصی مثل سیف الله داد که نمیتوانست با او کار کند.
بعد از فشارهایی که از بیرون به سیف الله داد آوردند، یک مقدار فضای سینما را تا سال ۸۴ بستند. سال ۸۴ که محمد حسین صفارهرندی وزیر شد بگیر و ببند شدید راه انداخت. البته بگیر و ببندش مثل دولت جدید نبود.
همه چیز خط قرمز بود
دهه ۹۰ چه؟
در دهه ۹۰ چون مسوولین ما هیچ کدام عرضه اداره معاونت سینمایی را نداشتند همه چیز خط قرمز بود.
در آن دهه زندگی خصوصی را علیه روزنامه نگاران اصلاح طلب ساختید؟
نه. من آن را علیه تمام آدم های تندروی نظام ساختم. آنهایی که وقتی از این ها قدرتشان را می گیری تبدیل به ضد نظام میشوند. این ها کسانی بودند که یک روز پونز در پیشانی زنان میکردند و امروز میروند در ماهواره میگویند امام عسگری اصلا فرزند نداشته است.
در این فیلم، آقای فرهاد اصلانی مجموعه آدم های متعددی است که در تمام ادوار جمهوری اسلامی بوده اند. آتیلا پسیانی را هم گذاشته ام که از نظرم آقای حسین شریعتمداری است. حاج داود کریمی را هم گذاشته ام در نقش نیکپور.
منظر انقلاب به نظر من حاج داود کریمی است. کسی که بعد از جبهه آمد در کارگاه تراشکاری اش کار کرد و بعد هم تحت تاثیر آسیب سلاح های شیمیایی که در جبهه خورده بود شهید شد. امثال او آدم هایی هستند که این نظام و مردم به آنها بدهکارند.
از ۱۰ دقیقه داستان می خواهند ۹۰ دقیقه فیلم در بیاورند
شما یکی از فعالترین سینماگران دهه ۶۰ سینمای ایران بودید. در آن سالها هم تهیهکنندهای مستقل بودید؟ هزینه کارهایتان را در آن سالهایی که سرمایهگذار چندانی وجود نداشت و نهادهای دولتی هم چندان حمایتی از کارهایتان به عمل نمیآوردند، چگونه مهیا میشد؟
من در همه دههها از همه بخش خصوصی فعالتر بودم. تهیه کنندگی امروز شده حق عمل کاری، ما امروز تهیه کننده نداریم بلکه حق عمل کار داریم. سال ۶۱ که ریشه در خون را ساختم ۲ میلیون هزینه کردم. با این پول میشد ۴ آپارتمان در میدان ونک خرید. ماشینم را فروختم، مقداری هم پول هم داشتم که شد یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان. ۲۰۰ هزار تومان هم شریکم آورد. ۶۰۰ هزار تومان هم رفتم زیر بار قرض.
شما هم تهیه کننده بودید هم کارگردان. مشکل سینمای ایران چیست؟
فقط و فقط فیلمنامه. منظورم از فیلمنامه ممیزی است. فیلمنامه نویس خوب هم نداریم. باید ممیزی ها به این صورتی که است رها شود.
از نظر بازیگر ما بازیگر میسازیم. اگر بازیگر در ایران ساخته نمیشود برای این است که ما قهرمان نداریم، ما موضوعات دراماتیک نداریم، سناریوهایمان دراماتیزه شده نیست. ده دقیقه داستان داریم میرویم یک فیلم دوساعته میسازیم. چرا موضوع نداریم، چون به هر چه دست میزنیم می گویند نزن!
باید یک آدمی سر کار بیاید که جگر داشته باشد. بگوید آقا این شرع است این هم عرف، با این دو کاری نداشته باشید، بروید هر چه میخواهید بسازید. خط قرمز ما هم دو چیز است. خط قرمز شرعی مان اهل بیت(ع) هستند و خط قرمز سیاسیمان مقام معظم رهبری. در مورد این دو هم با کسی شوخی نداریم.
ممنون از وقتی که در اختیار ایرنا قرار دادید.

سینماپرس: بهزاد عبدی دبیر هنری سی و هشتمین جشنواره موسیقی فجر در جدیدترین بهانه تراشی خود با انتشار یک متن انتقادی و بازنشر ویدئوهایی از اظهارات یک سلبریتی حراف به نام علیاکبر رائفیپور خواستار عذرخواهی رسمی او از اهالی موسیقی شد.
به گزارش سینماپرس، بهزاد عبدی آهنگساز، رهبر ارکستر و دبیر هنری سی و هشتمین جشنواره موسیقی فجر روز یکشنبه نهم بهمن ماه، ضمن بازنشر ویدئویی از بریده سخنرانیهای قدیمی علیاکبر رائفیپور که در آن نسبتهای نامناسبی به اهالی موسیقی داده شده است، هشدار داد در صورت عذرخواهی نکردن این فرد از جامعه موسیقی کشور، از دبیری این دوره از رویداد موسیقی فجر کنارهگیری خواهد کرد.
در بخشی از متن منتشرشده از سوی بهزاد عبدی آمده است: «من بهزاد عبدی تا امروز و این لحظه علیرغم تمام اتفاقات، تمام بیمهریهای بسیار و حتی میل باطنیام در شرایط موجود، به وظایف و توافقهایم پایبند بوده و تمام توان و تلاشم را برای ارتقای هنر و موسیقی این سرزمین به کار گرفتهام. ولی امروز و در این زمان موجودی با نام و نشان «رائفیپور» دهان گشوده و به قشر عظیمی از هنرمندان موسیقی، وقیحانه توهین میکند. در صورتی که ایشان رسمی از هنرمندان موسیقی این کشور، عذرخواهی نکند، دیگر هیچ مسئولیتی را برای موسیقی عزیز کشورم، قبول نخواهم کرد و استعفای خود را از این مسئولیت اعلام میدارم.»

سینماپرس: مدیرکل هنرهای نمایشی با تاکید بر این که در جشنواره تئاتر فجر یک پوست اندازی اتفاق افتاده است، گفت: امسال ۸۶ درصد تمام تولیدات جشنواره شهرستانی هستند. در حالی که در گذشته اینطور نبود. همچنین امسال نیروهای جوان حضور پررنگتری داشتند.
به گزارش سینماپرس، کاظم نظری که روز شنبه، هشتم بهمن برای تماشای نمایش مضحکه عجایب المخلوقات به تئاتر شهر آمده بود، در گفتوگو با خبرنگار فرهنگی ایرنا درباره ارزیابیاش از جشنواره بیان کرد: هشت روز پرشوری را پشت سر گذاشتیم و اتفاقات خوبی رقم خورد. در این مدت اجراهای خوبی داشتیم و علاقه مندان هنرهای نمایش سالن های ما را گرم کردند.
وی با اشاره به اینکه جشنواره تئاتر فجر جزو جشنواره های مطرح دنیاست، اظهار داشت: این جشنواره ۴۱ دوره را پشت سر گذاشته پر از تجربه و معرفی است. علاوه بر هنرمندان کشورمان گروههای مطرح دنیا هم در جشنواره حضور داشتند و ارتباط خوبی با مردم برقرار کردند.
نظری با اعلام این خبر که ۸۶ درصد تمام تولیدات جشنواره امسال شهرستانی هستند، توضیح داد: امسال نیروهای جوان حضور پررنگی داشتند. در حالی که قبلا بیشتر پیشکسوت ها بودند. الان یک پوست اندازی در جشنواره اتفاق افتاده است و قشر جوان ما بیشتر حضور دارد.
دل ما با شهرستانی هاست
وی افزود: یکی از ماموریت هایی که خودم برای مرکز هنرهای نمایش طراحی کرده بودم، میدان دادن به نیروهای شهرستانی بود. خودم شهرستانی هستم و تئاتر را در شهرستان شروع کردم. می دانم این بچه ها چقدر زحمت کشیدند که خودشان را عرضه کنند. موظفم به بچه های شهرستان کمک کنم. هرچند می دانم که کاری که باید انجام دهم نیاز به زمان دارد. در این جشنواره ثابت کردیم که دل ما با شهرستانی هاست. اگر در تهران بگردید متوجه میشوید، اکثر کسانی که در تهران کار کردند خودشان زمانی شهرستانی بوده اند.
تئاتر تحریم پذیر نیست
نظری با تاکید بر این که تئاتر تحریم پذیر نیست، بیان کرد: در هر دوره و مقطعی در دنیا هیچ وقت جماعت تئاتری خودش را تحریم نمی کند. همه عزیزانی که نبودند شاید کار نداشتند شاید شرایطش را نداشتند. به هر حال در اتاق ما به روی همه باز است. همه می توانند کار کنند و ما همه حمایت خواهیم کرد.

سینماپرس: نایب رئیس دوم کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی گفت: جشنواره فیلم فجر نیازمند کادرسازی است و رویشهای انقلاب اسلامی آینده این جشنوارهها را تضمین میکنند.
به گزارش سینماپرس، غلامرضا منتظری در گفت و گو با خبرنگار فرهنگی اظهار داشت: اگر برگزاری این چنین رویدادی محدود به یک سری چهرهها شود نمیتوانیم به اهداف خود دست یابیم و تربیت نیرو مساله بسیار مهمی است که چتر حمایتی هم باید بر سر اینها باز شود و رویدادهای ملی را در قالب ملی ببینیم نه فقط منحصر به پایتخت.
وی افزود: لازم است به هنرمندان مناطق دیگر و افرادی که در سطح استانها به آفرینشهای هنری روی میآورند توجه داشت.
نماینده مردم گرگان و آققلا در مجلس شورای اسلامی درباره تحریم کنندگان جشنوارههای تئاتر و فیلم فجر هم گفت: در طول زندگی همیشه ممکن است با موانعی مواجه شویم که هنر ما عبور از این موانع است.
وی تاکید کرد: ما باید تلاش کنیم زمینه بحث و گفت و گو و تبادلنظر را با منتقدان فراهم کنیم که اگر سازنده است بپذیریم و اگر به تخریب نزدیک میشود راه خود را برویم. برای این که حجت تمام شود لازم است تبادل آرا و اندیشهها را داشته باشیم.
منتظری گفت: باید نقدپذیری خود را نشان دهیم که به دنبال سازندگی است اما تخریب متفاوت از نقد است و پذیرفتنی نیست.

محمدکاظم حسنوند ـ داور بخش نقاشی جشنواره هنرهای تجسمی فجر ۱۴۰۱ ـ معتقد است: باید با بهرهگیری از برنامهریزی و تدبیر، تبلیغات و فراخوان مناسب، نظر حرفهایها را به جشنواره تجسمی فجر جلب کرد.