سینماپرس: بازیگر سریال «زی زی گولو» گفت: پیشتر در شهر کیش زندگی میکردم و سالها در آنجا مشغول به فعالیت بودم، در جزیره کیش یک کتابفروشی داشتم و در کنار آن یک تماشاخانه احداث کرده بودم اما متاسفانه کرونا همه چیز مرا نابود کرد و پس از آن به تهران بازگشتم.
به گزارش سینماپرس، رضا فیاضی در گفتوگو با میزان، پیرامون دلیل بازگشت خود به شهر تهران گفت: پیشتر در شهر کیش زندگی میکردم و سالها در آنجا مشغول به فعالیت بودم، در جزیره کیش یک کتابفروشی داشتم و در کنار آن یک تماشاخانه احداث کرده بودم اما متاسفانه کرونا همه چیز مرا نابود کرد و پس از آن به تهران بازگشتم.
وی در همین راستا ادامه داد: من همچنان بر نیت قبلی خود یعنی حضور یک تماشاخانه عروسکی در جزیره کیش اصرار دارم، نامه نگاریهای فراوانی هم انجام دادهام تا بتوانم بار دیگر تماشاخانه عروسکی در کیش را فعال کنم، حال که بودجه فراوانی برای ساخت آثار بی کیفیت داده میشود نمیدانم چرا نباید از این قسم فعالیتها حمایت شود. بنده معتقدم که باید بیشتر به نسل کودک و نوجوان اهمیت دهیم، سرمایه گذاری برای این نسل آینده را کشور را رقم میزند.

بازیگر سریال «زی زی گولو» با اشاره به پیشنهادات فراوانی که برای بازی داشته اضافه کرد: به محض بازگشت به تهران خوشبختانه با پیشنهادات فراوانی برای بازیگری روبرو شدم و به همین واسطه مشغول به کار شدم.
وی درباره حضور در سریال تلویزیونی «سایهها» اضافه کرد: در این سریال به کارگردانی «امیرحسین عنایتی» نقش بسیار خوبی را ایفا کردهام، «سایه ها» در شهر اصفهان تولید شد اما پخش آن شبکه دوم سیما رخ خواهد داد، علاوه بر آن با «سیامک خواجه وند» قراردادی را برای بازی در سریال «دادزن» به کارگردانی وی امضا کردهام که دو روز پیش برای اولین بار جلوی دوربین رفتم.
بازیگر سریال «سایهها» در همین راستا اضافه کرد: به غیر از دو سریال فوق در مجموعه داستانی و تلویزیونی به نام «خوشبرگ» به ایفای نقش پرداختم که در میان این آثار از همه برایم جذابتر است، در این اثر نقش «آقای حکمت» را بازی میکنم که یک رستوران تاسیس می کند و در این رستوران به پخش کتاب و ترویج کتابخوانی می پردازد.
وی سریال «خوشبرگ» را اثری خوش ساخت دانست و اضافه کرد: حوادثی که در فیلمنامه این اثر رخ میدهد برای مخاطب کودک و نوجوان بسیار جالب است، هر قسمت شامل قصه تازهای خواهد بود که قرارگیری شخصیتها و داستان در کنار هم در انتها به معرفی یک کتاب تازه منجر می شود.

این بازیگر پیشکسوت درباره فعالیت و بازیگری در دوران کرونا اضافه کرد: ما ناچار به فعالیت هستیم، نمیتوانیم گوشهای بنشینیم و بگذاریم جهان بگذرد، ما باید به فعالیتهایمان ادامه دهیم اما در کنار آن موارد بهداشتی و تمامی پروتکلها را رعایت کنیم، جهان درگیر این بیماری است، اقتصاد در اکثریت کشورها با مشکل روبرو شده و به نظر من تعطیلی تولیدات و یا همه مراکز نمی تواند کمک شایانی به ما انجام دهد.
فیاضی در همی رابطه خاطرنشان کرد: جامعه و در صدر آن شخص بنده باید یاد بگیریم که کرونا به راحتی از جهان نمی رود، پس باید خودمان را تطبیق دهیم، باید با حفظ اصول بهداشتی هم کارمان را انجام دهیم و هم اینکه از جان عزیزانمان پاسداری کنیم. بدون شک جامعه میتواند با رعایت بهتر و بیشتر به ریشه کن شدن این بیماری کمک شایانی کند.

سینماپرس: تهیهکننده سینما تأکید کرد: دولت در وضعیت کنونی کرونایی، نباید مدام در پی فیلمسازی و حتی به فکر برپایی جشنوارهها باشد بلکه اگر پولی دارد در اختیار کسانی بگذارد که بیکارند و نیاز به رفع مشکلات معیشتی دارند.
به گزارش سینماپرس، در شرایط کرونایی و کسادی رو به تعطیلی مراکز هنری، همچنان برخی هنرمندان در تلاشند با رعایت پروتکلهای بهداشتی، کمی این فضا را گرم نگه دارند. در همین راستا حمایتها و برنامههای وزارت ارشاد از هنرمندان محل بحث و نقد قرار گرفته است. گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری آنا قصد دارد در قالب پروندهای ضمن گفتگو با اهالی فرهنگ و هنر، عملکرد وزارت ارشاد در این زمینه را ارزیابی کند.
داریوش بابائیان، تهیهکننده و سینمادار در این باره به خبرنگار آنا گفت: از بهمن تا الان، سینما به طور کلی تعطیل است؛ در این چندوقتی هم که سالنها باز شده، هیچ استقبالی به خود نمیبیند. حتی خود من هم نمیتوانم به خاطر کرونا، زن و فرزندم را به سینما بیاورم. پس بهتر است که سینما کاملاً تعطیل باشد تا هزینهای هم وارد نشود.
فیلمهای اخیر روی پرده همگی شکست خوردهاند
وی افزود: سازمان سینمایی به عنوان متولی این بخش از آن روز تا الان یک ریال به ما به عنوان دفاتر سینمایی نداده تا مثلاً خرج هزینههای جاری کنیم. حمایتهای چند میلیونی از فیلمهای متقاضی اکران نیز رقم عجیبی نیست چون سینما و فیلمساز این قدر بدهکار است که این رقمهای ناچیز کمکی به او نمیکند.
تهیهکننده «چهار اصفهانی در بغداد» با تأکید بر هزینههای چندمیلیاردی برای ساخت فیلمهای روز سینما خاطرنشان ساخت: فیلمی که چندمیلیارد برای ساختش هزینه کرده، چطور میتواند حتی با کمک دویست میلیون تومانی در اکران، سرمایهاش را برگرداند؟
بابائیان اینگونه نیز اعتقاد داشت: فیلمهای اخیر روی پرده همه شکست خوردهاند. با این بحثها هیچ اتفاقی نخواهد افتاد چون مدیریت صحیحی وجود ندارد.
وی ادامه داد: گفتهاند فروش مثلاً متعلق به سینمادار و یا صاحب فیلم باشد؛ اما اگر سینمایی در یک روز چند بلیت و نهایتاض ۱۰۰ هزار تومان بفروشد، چطور؟ این رقم چندهزار تومانی کمکی به حال او میکند؟
با این وضعیت فقط با تلنبار شدن فیلمها روبرو میشویم
تهیهکننده «یک فراری از بگبو» پیشنهاد داد؛ لااقل میتوانستند از ابتدا سینما را رایگان کنند اما به سینمادار و فیلمساز سوبسید درست و حسابی بدهند که حداقل هزینههایش را بگیرد و سینمادار نیز هزینههای جاریاش را دریافت کند.
بابائیان اینگونه با اشاره به ستاد مقابله با کرونا در وزارت ارشاد یادآور شد: این ستاد اگر میخواهد در سینما همچنان باز باشد، باید برایش نیز هزینه کند.
به گفته این سینماگر؛ درحال حاضر با ساخت فیلمهای جدید به سمتی خواهیم رفت که فقط با تلنبار شدن فیلمها روبرو میشویم درحالیکه وضعیت اکرانشان حالا حالاها مشخص نیست.
بابائیان در خاتمه تصریح کرد: متأسفانه دلسوزی در این بین نداریم. همکاران سینماگر و البته دولت در وضعیت کنونی کرونایی نباید مدام در پی فیلمسازی و حتی به فکر برپایی جشنوارهها باشد بلکه اگر پولی دارد در اختیار کسانی بگذارد که بیکارند و نیاز به رفع مشکلات معیشتی دارند.

سینماپرس: سیدمحمدحسین نواب میگوید: «هنر تئاتر از صدقه سر تعزیه در حوزه علمیه جایگاه محترمی دارد و گرهخوردن تعزیه با قصه عاشورا، باعث بقای هنرهای اجرایی در فرهنگ شیعی شده است» به اعتقاد او، چیزی به نام «فرم تئاتر دینی» نداریم، اما بعضی فرمها تاب و توان محتوای دینی را ندارند.
به گزارش سینماپرس، بخش مهمی از سانسورها و حذف هنر و هنرمند، برداشتهایی است که از مغایرت آن با دین و مظاهرش میشود. اما نگاه دین و بهطور خاص حوزه علمیه به هنر نمایش چگونه است؟ آیا میتوان آیینها و مناسک دینی را هم نوعی از هنر نمایش دانست؟ سانسور از نظر دین، تا کجا میتواند پیش بیاید؟ اینها سوالاتی است که در گفتگو با حجتالاسلام والمسلمین «محمدحسین نواب» دکترای فلسفه هنر، مدیر مدرسه اسلامی هنر و عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب اسلامی مطرح کردهایم که مشروح آن را در ادامه میخوانید.
نگاه دین بهطور عام و حوزه علمیه بهطور خاص به هنر نمایش چگونه است؟
تئاتر و پرفورمنس تاریخ بلندی دارد و این تاریخ همیشه با ادیان گره خورده و دینها با پرفورمنسها همیشه رابطه نزدیکی داشتهاند. بسیاری از قصههایی که از حضرت ابراهیم(ع) در قرآن داریم، در واقع یک پرفورمنس است. وقتی که حضرت ابراهیم(ع) میآید و به گروهی که دارند ماه و ستارهها را میپرستند، میگوید من هم ماه میپرستم و یا به آن کسانی که خورشید میپرستند، میگوید من هم دارم خورشید میپرستم؛ ابراهیم(ع) هم میداند به قول ما، نمایش بازی میکند. این در حالی است که جایگاه ابراهیم(ع) جایگاه فوقالعاده ویژهای است. با اینهمه وقتی قرآن از حضرت ابراهیم(ع) به آن جایگاه و به آن بلندمرتبگی صحبت میکند، نمایش او را به تصویر میکشد و بعد خطاب به پرستندگان افلاک میفرماید «هذا اکبر»؛ یعنی خدا بزرگتر است و این را میپرستیم.
حضرت ابراهیم(ع) با آن جایگاهش، بهعنوان یک بازیگر نمایش در قرآن مطرح میشود. چرا؟ چون هدف، هدایت انسانهاست و نمایشی که بتواند انسانها را هدایت کند، برای قرآن یک کار مقدس است، یک کار دینی است و من فکر نمیکنم از رفتارهای حضرت ابراهیم(ع)، کاری نمایشیتر داشته باشیم
همه میدانیم که حضرت ابراهیم(ع) ماه نمیپرستیده؛ حضرت ابراهیم(ع) آنجا یک نمایش بازی میکند، نمایشی که حاصلش پداکوژی است، تربیت حاصلش است؛ همانطوری که ارسطو میگوید نمایش حاصلش باید کاتارسیس باشد، حضرت ابراهیم(ع) هم دارد نمایشی را اجرا میکند که تربیت حاصل شود. یا جایی که تبر را میگذارد روی دوش بت بزرگ، خودش میداند که بت بزرگ توانایی چنین کاری را ندارد، ولی دارد یک نمایشی بازی میکند که همه را به فکر فرو ببرد که مگر میشود بت بزرگ این کار را کرده باشد؟ ما چطور بت بزرگی را میپرستیم که نمیتواند از خودش دفاع کند؟ حضرت ابراهیم(ع) با آن جایگاهش، بهعنوان یک بازیگر نمایش در قرآن مطرح میشود. چرا؟ چون هدف، هدایت انسانهاست و نمایشی که بتواند انسانها را هدایت کند، برای قرآن یک کار مقدس است، یک کار دینی است و من فکر نمیکنم از رفتارهای حضرت ابراهیم(ع)، کاری نمایشیتر داشته باشیم؛ چه آنجایی که تبر را روی دوش بت بزرگ میگذارد، چه آنجایی که جلوی مردم میایستد و میگوید من این خورشید را میپرستم، از این نمایشیتر نمیتوانیم منظورمان را بگوییم. نمایش یک قرارداد است بین من و مخاطبم که: من دارم نمایش بازی میکنم، من واقعیت نیستم. میخواستم نتیجه بگیرم که ادیان با نمایش و تئاتر گره خوردهاند. همانطور که وقتی خطیبی روی منبر خطبه میخواند، یک پرفورمنس اجرا میکند که درست است به آن تئاتر نمیگویند، ولی بالاخره شکلی از اجراست و جزو هنرهای اجرایی محسوب میشود. در پیشینه ادیان و خصوصا اسلام، این چیز جدیدی نیست و اسلام همیشه از هر ابزاری برای هدایت انسان استفاده کرده است. برای اسلام، انسان و هدایت او موضوعیت دارد. حالا این ابزار یک موقعی تئاتر است، یک موقعی شعر است، یک موقعی ادبیات است و فرقی برایش نمیکند، مهم، هدایت است.
هنر تئاتر از صدقه سر تعزیه در حوزه علمیه جایگاه محترمی دارد و گرهخوردن تعزیه با قصه عاشورا، باعث تزئین و بقای هنرهای اجرایی در فرهنگ شیعی شده است.
شاید در این سالها بازخوردهایی جدی از سوی حوزه علمیه نسبت به تئاتر نداشتهایم؛ با این وجود تصور میکنید نگاه حوزه نسبت به هنر نمایش با آنچه که امروز از تئاتر میشناسیم، چطور است؟
من فکر میکنم هنر تئاتر از صدقه سر تعزیه در حوزه علمیه جایگاه محترمی دارد، چون از هر حوزوی درباره یک هنر اجرایی مقدس بپرسی، اسم تعزیه را میبرد. گرهخوردن تعزیه با قصه عاشورا، باعث تزئین و بقای هنرهای اجرایی در فرهنگ شیعی شده است. ذاتا حوزویها و حوزه علمیه قم به تئاتر بدبین بودند. البته یک نکته دیگری هم هست که تئاتر نتوانسته با مخاطب خودش؛ چه مخاطب متدین و چه مخاطب غیرمتدین خیلی ارتباط برقرار کند. الان هنر تئاتر ما به تبع تئاتر در دنیا، به یک هنر نخبگانی خاص با یک دایره مخاطب بسیار اندک تبدیل شده است. این ربطی به نگاه حوزه و متدینین ندارد، این یک کلی است که متوجه تئاتر است. تئاتر ارتباط خودش را با جامعه از دست داده و باید ارتباطش را با جامعه احیاء کند و طبیعتا وقتی این اتفاق بیافتد، طبقه متدین هم استقبال میکنند و فضا برای رشد تئاتر در فضاهای دینی هم بازمیشود. بنابراین مساله تئاتر مساله کلیتری است و مساله آن دینداری نیست. دینداری با تئاتر قابل جمع است و به شدت قابل توجه هم هست، چون دینداران دغدغه کانتکست و محتوا دارند. تئاتر از هنرهایی است که به شدت کانتکست در آن جا دارد و پیداست و نیازی به تفسیرهای چندلایه ندارد. به راحتی تئاتر با دین امکان گرهخوردن دارد و به خاطر همین من فکر میکنم خیلی سریع این ارتباط برقرار میشود. تئاتر باید آغوش خودش را باز کند و از این بستهبودن خود را نجات دهد.
نمیتوانم بگویم ما یک فرمی داریم به نام «فرم تئاتر دینی»، اما بعضی فرمها تاب و توان محتوای دینی را ندارد.
در چند سال اخیر تلاش زیادی از سوی مسئولان برای جا انداختن «تئاتر مردمی» شده و در کنارش تئاتر دینی هم مورد توجه قرار گرفته است. تئاتر دینی محدود به مضمون است یا در ساختار و ریختش هم باید ویژگیهای خاصی داشته باشد؟
نمیتوانم بگویم ما یک فرمی داریم به نام «فرم تئاتر دینی»، ولی اینکه تئاتر دینی تابعی از محتوای دینی است، قابل انکار نیست. ولی آیا این محتوا قابلیت این را دارد که در هر فرمی اجرا شود؟ من میگویم نه، این قابلیت را ندارد و فرم و محتوا یک چیزی هستند نسبت به هم، دو متغیرند که نسبت به هم کاملا باید سازگاری داشته باشند. بعضی فرمها تاب و توان محتوای دینی را ندارد، ولی این معنایش این نیست که ما فرمهای دینی داریم. نه، فرمهای تئاتر همین فرمهایی است که وجود دارد. همانطور در طول تاریخ ما تئاترهای دینی متفاوتی میبینیم که فرمهایش با بقیه تئاترها تفاوتی ندارد.
آیینها و مناسک دینی پرفورمنس و اجرا هستند.
اساسا به نظر شما میشود بهطور کلی آیینها و مناسک دینی را نوعی از هنر نمایش دانست؟
طبیعتا بله، اینها پرفورمنس هستند. تئاتر نیستند، ولی پرفورمنس و اجرا هستند. من بهعنوان یک مبلغ دین وقتی میروم بالای منبر، دارم میروم خودم را برای یک اجرا آماده کنم. من خطیب هستم و اجرایی را برعهده میگیرم، همانطور که در کلیسای پروتستان وقتی کشیش موعظه میکند، دارد در واقع اجرایی را پیاده میکند.
شما خیلی تاکید دارید روی کلمه نمایش بهعنوان یک پرفورمنس و نه تئاتر. فکر میکنید بین آن چیزی که ما امروز از هنر نمایش میشناسیم که پرفورمنس و اجرا هم میتواند یکی از گونههایش باشد و همین آیینها، از نظر ساختاری، میتوان مرز مشخصی قائل شد؟
بله، طبیعتا بخشی از اجراها، اجراهایی ایدئولوژیک و از سر عقیده است برای تبلیغ دین. این یک دسته است، یک دسته هم نه، برای سرگرم کردن مردم است. من فکر میکنم اینها در اهداف با همدیگر اختلاف دارند.
ما قائل به حیطههای دقیق سانسور هستیم و میگوییم وزارت ارشاد بهعنوان یک سازمان تنظیم مقررات باید قوانین را وضع کند، ولی تصور من این است که وزارت ارشاد جای خوبی برای اجرای مقررات نیست. قواعد کلی و موازین کلی و اصول کلی سانسور را باید ابلاغ کند و اصناف باید آنها را پیاده کنند؛ صنفی که پاسخگوی حکومت و مردم باشد.
در چند سال اخیر شاهد اوجگرفتن سانسور در تئاتر بودهایم. جدای از آن دسته وارد سانسوری که بر اساس قانون وضع میشود، گاهی سانسورها ناشی از رای ناظر مبنی بر مغایرت اجرا -یا برداشتهای این چنین از اجرا- با امور دینی میشود.
ما یک جامعه سنتی هستیم با قواعد مشخص. چه مسلمان باشیم و چه نباشیم، شرقی هستیم و قواعد مشخصی هم داریم و خروج از قواعد اجتماعی ما به مصلحت هیچ کسی نیست. اصلا مردم اجازه نمیدهند و هیچ کسی هم این را نمیپسندد. از یکسو یک جامعه مسلمان متدین هم هستیم، یعنی دینداریمان نسبت به بقیه، دینداری پررنگتری است و این هم یکسری اصول را به ما دیکته میکند و به خاطر همین باید بالاخره یکسری چیزها رعایت شود. این باعث میشود ممیزی امر قابل قبولی باشد و اصل سانسور همانطور که در فلسفه یونان هم بوده و افلاطون هم قبولش داشته، اصل پذیرفته شدهای است اما ما قائل به حیطههای دقیق سانسور هستیم و میگوییم وزارت ارشاد بهعنوان یک سازمان تنظیم مقررات باید قوانین را وضع کند، ولی تصور من این است که وزارت ارشاد جای خوبی برای اجرای مقررات نیست. قواعد کلی و موازین کلی و اصول کلی سانسور را باید ابلاغ کند و اصناف باید آنها را پیاده کنند؛ صنفی که پاسخگوی حکومت و مردم باشد. صنفی که درست بوده و قابلیت پاسخگویی داشته باشد تا اگر تخطی کرد، بشود آن را محاکمه کرد، چنین صنفی است که میتواند بهترین گزینه برای اجرای قوانین و مقررات باشد و سانسور را هم باید به دست او سپرد. همانطور که این سانسور در برخی از کشورها دست هیات منصفهها است. هیات منصفه یک جمع نخبگانی مردمی از کسانی است که پاسخگو هستند.
ما یک جامعه سنتی هستیم، و چیزی با سنتهای ما نباید تداخل داشته باشد. از طرفی یک جامعه دیندار هستیم و با اصول دینی ما هم نباید تداخل داشته باشد. اما بیش از این هم نباید سانسور جلو بیاید.
جدای از مساله وجاهت اصل سانسور، مشکل کنونی این است که ظاهرا دیگر حد و مرز مشخصی برای آن وجود ندارد.
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی باید بهعنوان سازمان تنظیم مقررات همه حد و مرزها را خیلی دقیق و ریز مشخص کند. ما یک جامعه سنتی هستیم، و چیزی با سنتهای ما نباید تداخل داشته باشد. از طرفی یک جامعه دیندار هستیم و با اصول دینی ما هم نباید تداخل داشته باشد. اما بیش از این هم نباید سانسور جلو بیاید. باید یکسری اصول مشخصی باشد. البته یک موقعی اصول مشخص هم دست تصمیمگیرنده را باز میگذارد، مثلا در یک تئاتر بازیگر اجازه داشته باشد سیگار بکشد و در تئاتری دیگر نه. اینجا با مقوله فرهنگ و مواردی انسانی روبرو هستیم، نه با امور مهندسی و خطکشیشده غیرقابل گذشت. یک جاهایی مصلحتاندیشی میگوید تئاتری میخواهد قبح سیگار را نشان دهد، پس یعنی هر چقدر میخواهد، میتواند سیگار بکشد. هنر اگر بخواهد به آسیبهای اجتماعی بپردازد باید آن آسیبها را نشان دهد؛ نمیشود بگویی آسیب را نشان نده اما از ضررهایش بگو.
*ایلنا
داور مسابقات معروفی چون «گات تلنت آمریکا» تحت عمل جراحی ناشی از تصادف قرار گرفت.
به گزارش سینماپرس به نقل از ورایتی، سایمون کاول چهره معروف تلویزیونی و داور مسابقات معروفی همچون «گات تلنت آمریکا» به دلیل تصادف ناشی از دوچرخهسواری حوالی خانه خود در کالیفرنیا، تحت عمل جراحی ۵ ساعته قرار گرفت.
در اثر این اتفاق یک میله فلزی به پشت او وارد شده بود که بهواسطه آن در بیمارستان بستری و یکشنبه شب جراحی روی او انجام شد.

یک منبع در این رابطه گفته است؛ شدت جراحات بد بوده اما به نظر او خوش شانس بوده است. همچنین گفته شده است که حال او خوب و تحت نظر است.
ورایتی در خبری دیگر آورد؛ سایمون کاول پس از تصادف و معالجه از کادر درمان و پزشکی در مرکز لس آنجلس تشکر کرد.
او در چند توئیت نوشت: «چند توصیه خوب … اگر یک دوچرخه برقی خریداری میکنید، قبل از سوار شدن برای اولین بار، دفترچه را بخوانید. بخشی از پشتم را شکست. با تشکر از همه برای پیامهای مهربانشان».
وی افزود: «و از همه پرستاران و پزشکان تشکر ویژهای دارم. برخی از زیباترین افرادی که تاکنون ملاقات کردهام. همگان ایمن باشید.»

سینماپرس: شبکه دو سیما به زودی سریال «مرضیه» با هنرمندی زندهیاد ماه چهره خلیلی را روانه آنتن میکند.
به گزارش سینماپرس، سریال «مرضیه» ملودارمی خانوادگی است و محوریت قصه آن مسئله مهم «انتخاب» است.
در خلاصه داستان این سریال آمده: «مرضیه در تعارض کار و مذهب مجبور به انتخاب میشود. انتخاب این مسیر اتفاقات جدیدی را برایش رقم میزند و …»
گفتنی است در این سریال بازیگرانی چون داریوش ارجمند، گوهر خیراندیش، مجید مظفری، پژمان بازغی، امیرحسین صدیق، علی اوجی، حسن زارعی، شیوا خسرومهر، نیلوفر شهیدی و … به ایفای نقش میپردازند.
زندهیاد ماه چهره خلیلی هم به عنوان نقش اصلی این سریال بازی درخشانی از خود بر جای گذاشت که مرور این هنرنمایی خالی از لطف نیست.
بخشی از عوامل این سریال ۱۶ قسمتی عبارتند از:
مدیر تصویربرداری: ابوالفضل نباتی، مدیر صدابرداری: امیر پرتوزاده، طراح صحنه و لباس: فرامرز بادرامپور، طراح گریم: حسین بنایی یکتا، تدوین: روزبه کلباسی، آهنگساز: امید کرامتی.
این سریال کاری است از گروه فیلم و سریال شبکه دو که از شنبه تا چهارشنبه ساعت ۲۱:۳۰ روانه آنتن میشود و خلاصه هفتگی آن پنجشنبهها همین ساعت پخش خواهد شد.

سینماپرس: شهرام مسلخی قصد دارد فیلم سینمایی «یقه سفیدها» را با نگاهی منتقدانه بسازد.
به گزارش سینماپرس، شهرام مسلخی تهیهکننده و کارگردان سینما، درباره جدیدترین فعالیت هنری خود در گفت و گو با خبرنگاران جوان، گفت: منتظر دریافت پروانه ساخت فیلمنامهای با نام «یقه سفیدها» هستم و از آنجا که شرایط تولید این فیلم تقریباً آماده است، بلافاصله پس از دریافت پروانه ساخت، مراحل تولید را آغاز میکنیم.
او با اشاره به برخی جزئیات این فیلم بیان کرد: نویسندگی فیلمنامه برعهده فرزاد گودرزی است و بازنویسی آن را مهدی علی میرزایی انجام داده است. تهیهکنندگی و کارگردانی را خودم پیش میبرم. سرمایه گذاران هم رضا درودی و فرهاد گودرزی هستند.
این کارگردان درباره موضوع «یقه سفیدها» اظهار کرد: همانطور که از نام این فیلم پیداست، به یکسری نقدهای اجتماعی در فضای طنز میپردازد.
مسلخی در پایان در خصوص اکران سینمایی یا آنلاین «پدران» عنوان کرد: تمایلی به اکران آنلاین نداریم؛ چون با توجه به شرایط قاچاق فیلم نوعی خودزنی است. به شخصه امیدوارم تا پایان سال مشکلات برطرف شود تا دوباره بتوانیم در کنار هم در سالن سینما «پدران» را ببینیم.