X

مدیر فنی

دفتر سینمایی

آغاز مجدد «سلمان فارسی» از مردادماه/سمنان جایگزین ترکیه شد – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: تصویربرداری سریال «سلمان فارسی» به کارگردانی داوود میرباقری و تهیه‌کنندگی حسین طاهری در نیمه اول مردادماه سال جاری در استان سمنان از سر گرفته می‌شود.

به گزارش سینماپرس، با توجه به شرایط پیش آمده در جهان و شیوع ویروس کرونا، تصویربرداری فصل بیزانس سریال «سلمان فارسی» که پیش‌تر قرار بود در ترکیه انجام شود، در سمنان از سر گرفته خواهد شد.

در این زمینه از آخرین تکنولوژی روز در حوزه جلوه‌های ویژه کامپیوتری استفاده می‌شود.

داستان این بخش از سریال در ادامه سفر سلمان جوان در مسیر دمشق و فراز و فرودهای سفر و درگیر شدن با قبایل تحت سلطه روم و ایران باستان روایت می‌شود.

تصویربرداری سریال «سلمان فارسی» زمستان سال گذشته از بخش‌های جنوبی ایران و جزیره قشم آغاز شده بود و به دلیل شیوع ویروس کرونا در روزهای پایانی سال گذشته متوقف شد.

امرالله احمدجو کارگردان باسابقه تلویزیون کارگردانی بخش بک‌گراند (پس‌زمینه) را عهده‌دار است تا به لحاظ تصویر، زیبایی‌شناسی افزون‌تری برای مخاطبان این مجموعه در نظر گرفته شود و امکان هدایت بازیگران در تمام بخش‌های تصویر فراهم شود.

پیش‌بینی شده در فصل‌بندی این بخش از داستان سریال «سلمان فارسی» از تولد روزبه (سلمان) تا پیش از وفات پیامبر اسلام (ص) روایت شود که با پیش‌بینی‌های صورت گرفته مجموعه «سلمان فارسی» در ۴۵ قسمت آماده خواهد شد.

این سریال جزو مجموعه‌های الف ویژه مرکز امور نمایشی سیما (سیمافیلم) به شمار می‌رود.

فرهاد اصلانی نقش تاجری را در مجموعه «سلمان فارسی» بازی می‌کند؛ همچنین علی دهکردی، چنگیز جلیلوند و محمدرضا هدایتی نیز در این سریال به ایفای نقش می‌پردازند.

در این مجموعه از تعداد زیادی از بازیگران جوان تئاتر در سطح کشور برای ایفای نقش استفاده شده است.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

تغییر نام «انقراض» به «بچه زرنگ» – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: با اعلام حامد جعفری تهیه کننده انیمیشن سینمایی «انقراض»، این اثر به «بچه زرنگ» تغییر نام داد و از لوگوی جدید این فیلم رونمایی به عمل آمد.

به گزارش سینماپرس، حامد جعفری مدیرعامل هنرپویا و تهیه کننده انیمیشن سینمایی «انقراض» از تغییر نام اولین انیمیشن سینمایی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به «بچه زرنگ» خبر داد و گفت: پیش از این نام این انیمیشن سینمایی که محصول مشترک استودیو هنرپویا و کانون است، «انقراض» بود اما پس از پیمایش در بازارهای مختلف و بررسی بازخوردهای داخلی و خارجی تصمیم به تغییر نام این فیلم گرفتیم و نام آن را به «بچه زرنگ» تغییر دادیم. «Nimble» نیز نام انگلیسی جایگزینی است که به جای «Extinction» برای این اثر به کار خواهد رفت.

وی افزود: انیمیشن «بچه ‌زرنگ» موضوع و درون مایه ای محیط زیستی دارد و در فضای ایران امروز روایت می‌شود.

جعفری ادامه داد: «بچه زرنگ» توسط مجموعه هنرپویا تولید می شود و کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در کنار مجموعه هنرپویا تنها سرمایه‌گذاران این فیلم سینمایی هستند.

مجموعه هنرپویا تاکنون انیمیشن‌های سینمایی «شاهزاده روم» و «فیلشاه» را در ایران و بیش از ۲۰ کشور دیگر جهان برای مخاطبان سینما عرضه کرده است و این آثار به عنوان پرفروش ترین انیمیشن های تاریخ سینمای ایران شناخته می شوند.

همچون آثار قبلی هنرپویا، هادی محمدیان و حامد جعفری کارگردانی و تهیه کنندگی انیمیشن سینمایی «بچه زرنگ» را بر عهده دارند.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

دژستان انتقام در برابر آرمان‌شهر مهدوی – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: فیلم سینمایی شنای پروانه که نام «سینمای اجتماعی» بر آن گذاشته‌اند و موردتوجه سلیقه‌های مختلف قرارگرفته است، نمایش تزئینی جنوب شهر در آن تبدیل به فضیلت شده، شمایلش مانند وصله ‌پینه فیلم‌های «ناله گرافی» مهم مشابه سالیان اخیر است که متأسفانه امثال این فیلم‌ها به علت فقدان شناخت تاریخ سینمای ایران مورد توجه قرار می‌گیرند.

حمید خرمی/ فیلم سینمایی شنای پروانه که نام «سینمای اجتماعی» بر آن گذاشته‌اند و موردتوجه سلیقه‌های مختلف قرارگرفته است، نمایش تزئینی جنوب شهر در آن تبدیل به فضیلت شده، شمایلش مانند وصله ‌پینه فیلم‌های «ناله گرافی» مهم مشابه سالیان اخیر است که متأسفانه امثال این فیلم‌ها به علت فقدان شناخت تاریخ سینمای ایران مورد توجه قرار می‌گیرند و از آن‌سو فیلم‌های اجتماعی نگر که به‌جای عربده و فغان و نمایش جنوب شهر، به زیست طبقه متوسط و سنتی و واقعیات ملموس آن می‌پردازند مورد بی‌توجهی واقع می شوند. به راستی چرا چنین اتفاقی در سال‌های اخیر تکرار شده؟ و یا به عبارت بهتر، دلیل این حجم از حمایت‌های مادی و معنوی از جانب تهیه‌کنندگان کارکشته و البته سرمایه گذارانی همچون محمدصادق رنجکشان از کارگردان‌های جوان و فیلم اولی چیست که باید اولین فیلمشان ترسیم چنین خراب شهری از کشور باشد!؟



شاید موضوع رایج بودن «بیزینس انفعال» با نمایش پایین‌شهر و ترسیم انسان مسلمان ایرانی به عنوان انسان‌های مفلوک و منفعل و توسری‌خور و عربده‌کش را بتوان یکی از جواب ها به پرسش فوق الذکر قلمداد نمود. موضوعی که در سال ۱۳۸۰ هجری شمسی با فیلم سینمایی «سگ‌کشی» به کارگردانی بهرام بیضایی آغاز شد و با طی روندی در تولیدات سینمایی کشور  به یکباره در سال ۱۳۹۶ هجری شمسی با فیلم سینمایی «مغزهای کوچک زنگ‌زده» به کارگردانی هومن سیدی به یک مانیفست مقدس و معجزه‌آسا تبدیل گشت!



البته باید توجه داشت که فیلم سینمایی شنای پروانه پیرنگی مشابه با فیلم سینمایی «کیفر» به کارگردانی حسن فتحی دارد و در عین حال از مضمونی شبیه فیلم سینمایی «به آهستگی» به کارگردانی مازیار میری برخوردار است، تا مثلاً بگویند که مردم در جامعه ایران چطور یک زن پاک‌دامن را بدنام کردند!



به این ترتیب جنس فیلم سینمایی شنای پروانه را می توان از جنس فیلم‌های دروغینی قلمداد نمود که سعی می کند تا فقر و بدبختی و ناملایمات اجتماعی را در جهت اعتبار هنری و فروش در نزد تماشاگر بکار برده و با القای سرخوردگی و دل‌شکستگی فردی/اجتماعی کاراکترها، به‌جای ارائه پیشنهاد برای حل معضل اجتماعی یا بروز راهکار برای بهبود اوضاع زیستی مردم مستضعف، تلاش می کند تا جامعه اسلامی ایران را در جنایت و قساوت و خشونتی که نمایش می‌دهد سهیم سازد و این همه در حالی است که به سبب رهاشدن و وُل شدگی حاکم بر عرصه فرهنگی و بالاخص سینمایی کشور؛ متأسفانه نشر رذایل بر پرده سینما در دهه ۱۳۹۰ هجری شمسی به حدی گسترده گردیده است که گویا طیفی از سینما به شرکت مغزشویی و ابزار جهل و عجز و پلشتی‌ها و متولی ترویج سیاهی و انتقال «شر» به «شهر» تبدیل‌شده است!


سؤال اصلی از مدیران سینما این است که آیا انتقام و تهور، بازنمایی «جنگل انسانی»، ناهنجاری‌های اپیدمیک و سادیسم شیزوفرنی آمیخته با تمایلات جنسی و خشونت لاقیدانه و قساوت‌مندانه و… سینمای مصلحانه در ژانر اجتماعی محسوب می‌شود!؟



یادمان رفته که در جامعه مهدوی به‌جای خباثت، زیبایی جلوه دارد. اگر قبول کنیم که شرارت و بدی‌ها امر معدوم‌اند و نه وجودی، پس چه سودی دارد که دعوا شود که آیا این شرارت‌ها در جامعه وجود دارند یا خیر!؟ چرا جماعت منوالفکر اصرار دارند بگویند این شرارت‌ها به صورت گسترده ای در سطح وسیعی از جامعه ایران وجود دارد و تمام تلاش خود را بکار می برند تا به آن جنبه واقع‌نمایی هم بدهند؟




فیلم سینمایی شنای پروانه از جوانب مختلف و بالاخص از مدل نگاه ویژه خود به انسان و هستی، تا تعامل انسان با قانون و جامعه، و نگاهش به شهر و قهرمان قابل ‌بررسی است. این در شرایطی است که اساسا در این‌گونه فیلم‌ها که ادای افشاگری سینمای اروپای شرقی و وسترن و مافیایی را دارند، «شهر» به «شر» تبدیل می‌شود و همیشه فضا و معماری‌ها، منفی هستند. به همین دلیل هرگونه تحلیلی از شهر، تحلیل شر هم هست و حتی این شرارت‌ها، به‌صورت ابژه‌های متعین و ویژه، به‌صورت سم سیستمی، به ذات خانه‌ها و خانواده‌ها و جامعه هم سراریز می‌شود و حتی در زیر لایه‌های معرفتی و ذهنی انسان‌هایش هم رسوخ می‌کند، دقیقاً کاری که سیستم ابلیس می‌کند!



پروانه مربی شنای کودک محله امامزاده یحیی است که فیلم او در استخر، در گوشی‌ها پخش شده است. همسر او «هاشم» (با بازی امیر آقایی) از گنده لات‌های محله است که دار و دسته اراذلش به هیچ‌کس و هیچ‌چیز رحم ندارند. هاشم که احساس می‌کند آبرویش رفته، پروانه را می‌کشد! «حجت» (با بازی جواد عزتی) برادر کوچک هاشم که ظاهراً اخلاق‌گرا است، پی کار هاشم را می‌گیرد تا رضایت او را بگیرد اما پدرزن هاشم می‌گوید که موقعی هاشم را می‌بخشم که معلوم شود چه کسی فیلم را پخش کرده است. حجت هم با کمک «مصیب» که از نوچه‌های هاشم است، سرنخ را از میان اراذل پیدا می‌کند که گوشی همراه ظاهراً برای یکی از معتادها بوده است. البته روند معاون شدن مصیب هم این‌گونه بوده است که هاشم افرادی را فرستاده تا به او تجاوز کنند و به درخت ببندند و فیلمش را بگیرند! بعد از گذر از این مراحل و سلسله‌مراتب، مصیب به دستیار ارشد و معاون هاشم تبدیل‌شده است! و نهایتاً معلوم می‌شود که خود «مصیب» سپرده بوده تا خانمی از پروانه فیلم بگیرد تا بدین‌صورت هاشم را سرکوب کند و خودش جانشین او بشود.




فیلم سینمایی شنای پروانه اثر تک و ویژه‌ای نیست و با تعلیق و کشش قوی، زهر داستان‌های خشنی را گرفته است که در مدل فیلم‌هایی همچون گومورا (Gomorrah) و شهر خدا (Cidade de Deus) و… شاهد آن می باشیم. مدلی که در مغزهای کوچک زنگ‌زده هم الگوهایش تکرار می شود و شورش شهری در یک خرابشهر را با طعم غیرت بیجا به تصویر می کشد و تمام تلاش خود را به کار می برد تا خشونتی بلاوجه در بافت فرهنگی و اجتماعی جنوب شهری و حومه شهر را به تصویر بکشد و جبخشی از جامعه ذاتاً فاسد را به نمایش بگذارد که زنان قربانی اصلی آن هستند. زنان معتاد و رانده‌شده‌ای که برای زنده ماندن باید یا شبیه مردان بشوند و یا به مردان باج بدهند.



بر این اساس فیلم سینمایی شنای پروانه در وجوه ساختاری خود می‌خواهد پهلو به فیلم سینمایی شهر گناه (Sin City) و فیلم‌های کوئنتین تارانتینو (Quentin Tarantino) بزند؛ اما به‌هیچ‌وجه نمی‌تواند عنصر خیر و شر را معنا کند و فقط در سطح یک تفاخر از طرف کارگردان باقی می ماند و این در حالی است که فیلم سینمایی شنای پروانه به هیچ عنوان نمی تواند اثری رئالیسم محسوب ‌شود. زیرا نفی‌کننده عاملیت علت و معلول است و البته نئورئالیسم و سمبولیسم هم محسوب نمی‌شود زیرا فاقد جزئیات است و همان اندک فیلم‌نامه شیک هم در اکثر پلان ها جای خود را به تکنیک داده است.



به عبارتی دیگر تصویری که فیلم سینمایی شنای پروانه از تهران ارائه می‌کند نه تنها تصویری واقعی و منحصر به‌ فرد نیست؛ بلکه در خوش‌بینانه‌ترین حالت، اثر درصدد ارائه تصویری سینمایی و خیالی از مفهوم «شهر پست‌مدرن» است و این گونه تصویرسازی در شرایطی است که بسیاری از تولیدات سینمایی در طی سالیان اخیر تصویری از تهران ارائه نموده اند که عموما مطابق با گفتمان امیال شهری و ضد قانون بوده و همانند فیلم نوآر، غالباً این تصاویر بسیار فرو دستانه و ضد آرمان بوده و به منظور فروریختن تصور ایدئولوژیک از پایتخت جمهوری اسلامی در ذهن مخاطب خود طراحی شده است. موضوعی در بیانی جامع می توان چنین اعلام داشت که عموم تصویرسازی های سینمایی در سال های اخیر از شهر تهران در صدد ارایه تصوری مطابق با «مدینه رذیله» به مخاطب سینمایی خود است تا «مدینه فاضله» !



این نوع از سینمای «خراب شهر» می‌خواهد دائماً به گذشته خود رجوع و به ‌نوعی آن را بازیافت کند. نام این فرایند را پاستیش (Pastiche) می‌گذاریم، پاستیش یا تقلید که به یک فرم زیبا شناسانه پست‌مدرن اشاره دارد. فرمی که به ‌نوعی تقلید از عناصر، سبک‌ها و جنبه‌های زیبا شناسانه‌ای که در گذشته وجود داشته‌اند و اکنون از میان‌ رفته‌اند و دیگر وجود ندارند. پاستیش کاری نمی‌کند جز رو آوردن و آشکار کردن کلبی مشربانه همین منطقی که بر تولید آثار هنری و زیبا شناسانه حاکم است. یعنی از میان بردن مرزهایی که پدیده‌ها را از هم جدا می‌کند و روی ‌آوردن به تکرار و تقلید پیوسته سبک‌ها و فرم‌هایی که از میان‌ رفته‌اند و دیگر وجود ندارند.




مبتنی بر نگاه
پاستیش (
Pastiche
)؛ تصویری که فیلم سینمایی
شنای پروانه از شهر و انسان و سینما می‌سازد؛ دورانی است که امکان تحقق هرگونه فردیت و خلاقیت و رؤیا و از همه مهم‌تر هرگونه هویت در آن ناممکن است. زیرا وقتی‌که در جهانی به سر می‌بریم که همه‌چیز شبیه به هم است و صرفاً تکرار چیزهای متعلق به گذشته است و زمان حال هم چیزی نیست جز از نو به یادآوردن گذشته از طریق این فرم‌ها، لذا چیزی به نام اصالت و آینده هم وجود ندارد و همه‌چیز شبیه به هم می‌شود. که این دور باطل و حرکت کور و دایره‌ای را
ناتورالیسم شهری می‌نامیم.



فیلم سینمایی شنای پروانه مدل قرائت جشنواره‌ای برخی از گزاره‌های ناتورالیسمی و فیلم‌های اصغر فرهادی به عنوان شاخصه آن در ایران می باشد. از این جهت است که فیلم سعی دارد تا گزاره هایی همچون گسست نسلی و روابط خانوادگی روبه افول و دیالوگ‌های غریزی را با کلبی‌مسلکی و فضای دودی و معترضانه و شبه عدالت‌خواه فیلم سینمایی «ابد و یکروز» ترکیب نموده و با قرض گرفتن خانه و مادری لات‌گونه از جنس فیلم سینمایی «خانه قمر خانوم» سعی می کند تا خانه پوچ‌گرای خود را به دست یک قهرمان پوشالی بسازد و این تصویر را برای حقنه در ذهن مخاطب خود میزبانی نماید!



البته مهمترین تمایز فیلم سینمایی شنای پروانه از نظایر همچون «ابد و یکروز» خود در آن است که اهالی این خانه که شبیه کوخ است؛ ‌ دیگر سودای مهاجرت از ایران را ندارند و خواهر خود را هم به بیگانه نمی‌فروشند! بلکه شبیه به کوخ‌نشین‌های دیکتاتور، تمام ناهنجاری‌ها و بی‌غیرتی‌ها و مصائب ریزودرشت خود را با عدالت فردی و شخصی، از جنس قیصر، حل‌وفصل می‌کنند و حتی حاضرند تا پای جان به مصاف با قانون و پلیس هم بروند!



فیلم سینمایی شنای پروانه همچون سایر نظایر خود سعی ویژه ای مبذول می دارد تا در تصویرسازی مخاطب خود را به این باور برساند که در ایران، قانون و قوای انتظامی فقط نقش لودر و قلع وقمع کننده دارند و از این جهت در فیلم هیچ سیستم دفعی و پیشگیرانه‌ای از قانون نشان داده نمی‌شود و مجریان قانون همیشه مغلوب و منزوی ترسیم شده و مکانیسم تمام جرائم و بزه‌کاری‌ها برای اهالی محله فاسد، باز است و نه‌تنها هیچ پادگان و پاسگاهی در آن محله نیست؛ بلکه اساسا پلیس جرئت عرض‌اندام عادی را ندارد. تصویرسازی سیاه و بدون پشتوانه قانونی و انتظامی از جامعه ایران که برای درک آن کافی است تا مخاطب توجه کند به نمای عربده‌کشی و دارو دسته نیویورکی هاشم که دوربین از نمای دور و به صورت لانگ‌شات آن‌ها را نشان می‌دهد و نه نمای نزدیک! تصویرسازی ویژه ای با این پیام که دستگیری ما، ‌ نه برای عبرت و نشان دادن پشیمانی، بلکه برای باز شدن اقتدار دیگری از ما خواهد بود و گویا دارند رجز فتح و پیروزی می‌خوانند!




بر این اساس فیلم سینمایی
شنای پروانه با الگو برداری از نظایر خود به ترسیم تصویری می پردازد که مبتنی بر آن خشونت دائمی و فلاکت بلاانقطاع اشرار و لاتهای شهری، دست از جامعه برنمی‌دارد و این در حالی است که معمولا شمایل اینگونه فیلم‌ها چنین است که خشونت، به صورت ژنتیکی انتقال می‌یابد و فیلم اصرار دارد که بگوید
ژن هاشم، به دایی شرور خود یعنی
پرویز کافر کشیده است و در این میان فیلم، دیگ بخار خشونت را آنقدر می جوشاند تا خودش تمام شود وگرنه پلیس و قوای انتظامی هیچ نقشی ندارند مگر ناظر بودن و قلع و قمع کننده و این در حالی است که «شنای پروانه»، خشونت را سیستمی نشان نمی‌دهد و معتقد است که خشم و شر شهری، موضوع موردی است نه اینکه کاملا در شهر و جامعه پخش شده باشد و موضوعیت یافته باشد، لکن مکانیزمی را که برای مقابله تجویز می‌کند همان مدل قیصری و انتقام و تسویه‌حساب شخصی است.



در مجموع نخستین فیلم بلند سینمایی محمد کارت فقط یک افتتاحیه گیرا دارد و بعد به تکرار همان مکرراتی بدل می‌شود که بارها در ژانر فلاکت حاکم بر سینمای ایران مشاهده شده است و در این میان شاید اطلاق صفت قهرمان به «حجت» برآمده از نوعی شوخ طبعی سازندگان اثر محسوب شود! کاراکتری منفعل توسری‌خور که نه توان تغییر شرایط پیرامونش را دارد و نه صاحب ژستی قهرمانانه است که به او شمایل یک قهرمان سینمایی ببخشد. «حجتی» که به‌جای حل مسئله و بهبود اوضاع خانواده‌اش، فقط روی مشکل حادش سرپوش می‌گذارد و فیلم دقیقاً در نیمه شعبان و جایی به پایان می‌رسد که در صورت فهم لازم و عدم غرض و مرض و … لازم بود تا تازه شروع شود و وارد پرده سوم گردد.



در فیلم سینمایی شنای پروانه ابتدا به نظر می‌رسد که تنها وجه معمایی و تعلیق فیلم، رفع سو ظن نسبت به خواهر خانواده است اما تدریجاً و موذیانه، فیلم، رفع تعلیق می‌شود و کاملاً با قهرمان منفعل، سمپاتیک ایجاد می‌کند. این در حالی است که مرکز ثقل فیلم که مخاطب را کاملاً درگیر می‌کند؛ سیر تحول «حجت» از قهرمان کنشگر و تبدیل او به قهرمان خنثی است. «حجتی» که ابتدا می‌خواست جامعه را پر از عدل و داد سازد و معضلات اجتماعی را حل کند و برادرش را نجات بدهد و … اما در پایان به این نتیجه می‌رسد که بهترین کار «خنثی بودن» است و اصالت بخشیدن به خود و حفظ بقای خود می باشد!



البته این «خنثی بودن» همان پیام موج نو فرانسه و رئالیسم شهری است که در فیلم سینمایی شنای پروانه ظاهر می شود. اینکه هیچ راه برون‌رفتی از معضلات و نکبت‌های اجتماعی نیست و جامعه همیشه دچار فلاکت ابدی است و از منظر فیلم‌ساز، این دورِ باطل تکثیر دیکتاتور  های کوچک و بزرگَ پلشت و معتاد و آنارشی فقرای خشن، همچنان ادامه دارد. فیلم هایی گه در آن ها خدا مرده و بشر به خود رها شده است و در این میان پوچ‌ترین واژه نجات و منجی می باشد. واژه ای که به صورتی عُریان در فیلم سینمایی شنای پروانه مطرح می شود و با برگزیدن و اتلاق آن به عنوان نام قهرمان محوری اثر سعی می شود تا به مخاطب سینمایی فهمانده شود که خودت آستین را بالا بزن و حقت را در این دیستوپیا بگیر و حتی به ارزش و مرام هم فکر نکن زیرا تنها اصل باقی‌مانده در جهان امروز؛ اصل «تنازع بقا» است. پس هر کاری بکن تا زنده بمانی و حقت را به هر شیوه‌ای بگیر و منتظر هیچ معجزه و ظهور هیچ منجی بشری نباش! از این جهت همان‌گونه که پایان فیلم، نمای جشن نیمه شعبان در شهر، سردی و برودتی به همراه دارد، گویا با این پیام همراه می شود که واقعاً «حجت و منجی» وجود ندارد و خودت باید حجت خودت باشی!



مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

توضیح همایون شجریان درباره یک ادعا


توضیح همایون شجریان درباره یک ادعا

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

شخصیت‌های انیمیشن‌های کانون، عروسک می‌شوند – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: شخصیت‌های انیمیشن‌های خاطره‌انگیز کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به عروسک تبدیل شدند.

به گزارش سینماپرس، شخصیت‌های فیلم‌های پویانمایی خاطره‌انگیز کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در قالب ٧٠ عروسک کِچه (الیاف پشمی) تولید شده است.

این عروسک‌ها از سوی چیستا تاجور و رادین ابراهیم دو هنرمند کشورمان ساخته شده است.

«یکی کم است» و «بهادر» به کارگردانی عبداله علیمراد، «توکا در قفس» به کارگردانی مهرداد شیخان، «مجموعه عروسی عروسی» به کارگردانی مهین جواهریان، «شب ترسناک لومو» به کارگردانی ساره شفیعی‌پور، «قصه‌ پنیرک» اثر پروین تجوید و «ماهی رنگین‌کمان» اثر فرخنده ترابی از جمله انیمیشن‌های کانون است که شخصیت‌های آن به عروسک تبدیل شده‌اند.

همچنین شخصیت انیمیشن‌های «زال و سیمرغ»، «من آنم که» و «رخ» از مجموعه‌ آثار علی‌اکبر صادقی در دست تولید قرار دارد و در حال حاضر هشت شخصیت آن به عروسک تبدیل شده است.

تعداد دیگری از شخصیت‌های آثار پویانمایی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در آینده‌ نزدیک و با هدف کمک به توسعه محصولات جانبی و پیوست‌های فرهنگی به عروسک‌های کچه تبدیل می‌شوند و سپس این آثار در قالب نمایشگاهی در معرض دید علاقه‌مندان قرار خواهد گرفت.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

افتتاح «گنجینه داوود رشیدی» در موزه سینما – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: گنجینه زنده یاد «داوود رشیدی» در آستانه سالروز تولد این هنرمند در موزه سینما افتتاح شد.

به گزارش سینماپرس، در آستانه سالروز تولد زنده یاد داوود رشیدی گنجینه این هنرمند با حضور خانواده وی در موزه سینمای ایران رونمایی شد. این گنجینه شامل جوایز، اسناد، مدارک، یادگاری ها، وسایل شخصی و …است که توسط احترام برومند همسر این هنرمند به موزه سینمای ایران اهدا شده است.

گزیده ای از اقلام اهداشده آن مرحوم به شرح زیر است: تندیس خانه سینما، تندیس بیست و پنجمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر، تندیس و کارت چهره‌های ماندگار از صدا و سیما، گواهینامه درجه یک هنری از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، یادمان پانزدهمین جشن خانه سینما، تندیس دهمین جشن منتقدان و نویسندگان سینمایی، لوح دیپلم افتخار از سازمان میراث، مدال عبدالحسین نوشین، کتاب «کاپیتن قراگز» از آثار ترجمه شده داود رشیدی و جلال ستاری، تندیس چوبی بزرگداشت هنرمند داود رشیدی در فرهنگسرای استاد شهریار، کارت خانه سینما(انجمن بازیگران)، لوح بزرگداشت در سی امین جشنواره بین المللی فیلم فجر، کارت انجمن تهیه کنندگان مستقل سینمای ایران، کارت عضویت طلایی انجمن بازیگران سینمای ایران، حکم استخدامی داود رشیدی در سازمان رادیو تلویزیون ملی ایران در سال ۱۳۵۲، تمبر اختصاصی داود رشیدی، کارت دعوت پنجاهمین سالگرد اجرای نمایش چشم به راه گودو.

همچنین  قرارداد فیلم‌هایی همچون «کمال الملک» در سال ۱۳۶۲، «هزار دستان» در سال ۱۳۶۴، «گل پامچال» در سال ۱۳۶۴، نامه داود رشیدی به پدرش، نامه داوود رشیدی به دخترش لیلی، نامه داوود رشیدی به همسرش احترام برومند،  گواهینامه ۶ ساله ابتدایی همراه با عکس در ۱۳۲۶، کارنامه کلاس چهارم دبستان همچنین مجموعه‌ای از وسایل شخصی وی شامل انگشترعقیق، خودنویس، عینک طبی، ساعت مچی و… از دیگر یادگاری‌های اهداشده ای است که در ویترین وی قرار گرفته است.

داوود رشیدی در سال ١٣٣۵ در آکادمی ژنو در رشته کارگردانی و بازیگری تئاتر تحصیل کرد و هم زمان در دانشگاه ژنو در رشته علوم سیاسی نیز درس خواند و از همان زمان به طور مستمر با گروه‌های حرفه‌ای به عنوان بازیگر و کارگردان در ژنو کار کرده بود. وی در سال ١٣٣٨ از آکادمی ژنو در رشته کارگردانی و بازیگری فارغ التحصیل شد و در سال ۱۳۴۱ مدرک کارشناسی علوم سیاسی گرفت.

این بازیگر پیشکسوت سینما، تئاتر و تلویزیون ایران ۲۵ تیر سال ۱۳۱۲ در تهران متولد و در ۵ شهریور ۱۳۹۵ چشم از جهان فروبست.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

شکایت «مارادونا» از یک فیلمساز ایتالیایی – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: در حالی که چد روز پیش اعلام شد پائولو سورنتینو کارگردان نامدار ایتالیایی می‌خواهد فیلمی با عنوان «دست خدا» بسازد، گفته شده مارادونا قصد دارد از این کارگردان شکایت کند.

به گزارش سینماپرس به نقل از ددلاین، ماتیاس مورلا وکیل دیه‌گو مارادونا فوتبالیست مشهور آرژانتینی گفته است این بازیگر احتمالاً عملیاتی قانونی را در برابر فیلمساز ایتالیایی پائولو سورنتینو در پیش می‌گیرد.

سورنتینو چند روز پیش گفته بود قصد دارد فیلمی با عنوان «دست خدا» را برای نتفلیکس بسازد.

نماینده حقوقی مارادونا در تعطیلات آخر هفته در توییتر اعلام کرد از آنجا که از مارادونا برای ساخت این فیلم اجازه گرفته نشده، وی برای استفاده از تصویر و هویتش در فیلم آنها را به دادگاه می کشاند.

عنوان فیلم یادآور صحنه‌ای است که مارادونا در مسابقات جام جهانی سال ۱۹۸۶ با ضربه دست به تیم انگلستان گل زد و بعد از عبارت «دست خدا» برای این کار استفاده کرد.

هفته پیش نتفلیکس اعلام کرده بود این عنوان یک فیلم ورزشی نیست و ارتباطی هم با مارادونا ندارد و در واقع داستانی شخصی است که زندگی سورنتینو در دوره جوانی وی در دهه ۱۹۸۰ ناپل را تصویر خواهد کرد.

این سرویس ارایه آنلاین، تا این لحظه پاسخی به اظهارات وکیل مارادونا نداده است.

با همه اینها مواردی هست که نمی‌توان نادیده گرفت از جمله اینکه در دهه ۸۰ مارادونا در تیم فوتبال ناپل بازی می‌کرد و سورنتینو نیز گفته بود بازمانده یک حادثه تراژیک بوده که در آن وقتی تنها ۱۶ سال داشت، والدینش از بین رفتند و او همراه آنها به سفر نرفت زیرا می‌خواست در خانه بماند و بازی مارادونا را در تیم ناپل در برابر یکی دیگر از تیم‌های مطرح ایتالیایی تماشا کند.

سورنتینو در کارنامه‌اش فیلم‌های ورزشی دیگری هم دارد که فیلم «جوانی» محصول ۲۰۱۵ که نامزدی اسکار را کسب کرد از جمله آنهاست. او در آن فیلم از بازیگری که شباهت بسیار به مارادونا داشت استفاده کرد که در هتلی لوکس زندگی می‌کند. نقش این شخصیت را رالی سرانو بازی کرد و او آنقدر شبیه مارادونا بود که صحنه تنیس بازی کردن وی در آن فیلم بارها به اشتباه به عنوان بازی تنیس مارادونا دیده شد.

روشن نیست شکایت قانونی مارادونا چه تاثیری بر روند ساخت این فیلم داشته باشد.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

استاندار تهران: سینماهای پایتخت تعطیل نیست! – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: استاندار تهران تأکید کرد سالن‌های سینمایی پایتخت مشمول محدودیت‌های کرونایی اعلام شده از سوی ستاد مبارزه با کرونای استان نمی‌شوند و با رعایت پروتکل‌های بهداشتی همچنان فعال خواهند بود.

به گزارش سینماپرس، پس از آنکه از شب گذشته و بر مبنای اظهاراتی منتسب به استاندار تهران بحث تعطیلی یک هفته‌ای مراکز فرهنگی و هنری پایتخت شامل سالن‌های سینمایی نقل محافل رسانه‌ای شد و حاشیه‌ها و نگرانی‌هایی را به‌وجود آورد، سرانجام محسنی بندپی استاندار تهران با ارائه توضیحاتی این شایعه را تکذیب کرد.

در پی انتشار خبرهایی مبنی‌بر اعمال محدودیت‌های جدید طی یک هفته آینده در استان تهران، برخی منابع خبری سالن‌های سینما و تئاتر را هم مشمول این محدودیت‌ها عنوان کردند. این خبر که به صورت رسمی از بخش‌های خبری رسانه ملی نیز در چند نوبت مخابره شد، با واکنش روابط عمومی وزارت ارشاد و دو زیرمجموعه اصلی آن یعنی اداره‌کل هنرهای نمایشی و سازمان سینمایی مواجه شد که هر سه بر عدم صدور ابلاغیه از سوی ستاد کرونا برای تعطیلی مراکز هنری خبر دادند و این خبر را تکذیب کردند.

ساعتی پس از انتشار این تکذیبیه‌ها یکی از معاونان استاندارد تهران در گفتگویی با صراحت از تعطیلی قطعی سالن‌های سینما و تئاتر در استان تهران طی یک هفته آینده خبر داد تا تردیدها درباره فعالیت یا تعطیلی این مراکز هنری بیش از پیش تشدید شود.

با این حال و پس از یک روز حرف و حدیث و گمانه‌زنی ساعتی قبل استاندار تهران صراحتاً اعلام کرد فعلاً خبری از تعطیلی سالن‌های سینمایی در پایتخت نیست و اشتباه صورت گرفته در اطلاع‌رسانی ناشی از استناد به نظر مراکز غیرمسئول در این زمینه بوده است.

انوشیروان محسنی بندپی استاندار تهران در گفتگو با بخش خبری ۱۸:۳۰ شبکه تهران ضمن تشریح مجدد جزئیات محدودیت‌های تازه اعمال‌شده در شهر تهران درباره شائبه به‌وجود آمده مبنی‌بر مشمول محدودیت شدن سالن‌های سینمایی و دیگر مراکز فرهنگی و هنری که به‌عنوان خبر رسمی از شبکه‌های مختلف سیما هم پخش شده بود گفت: یک اطلاعیه و دستورالعملی توسط جایی صادرشده بود اما درخواست من از صداوسیما این است که اخبار مرتبط با محدودیت‌ها را از ستاد مبارزه با کرونای استان که رئیسش استاندار و فرمانده عملیات آن جناب آقای دکتر زالی است کسب کنند.

وی در ادامه تأکید کرد: سینماها و باغ‌موزه‌های شهر تهران فعالیتشان ادامه خواهد داشت و تعطیل نخواهند شد اما نظارت‌های ما بر اساس همان پروتکل‌های وزارت بهداشت خواهد بود که همه صنوف متعهد به رعایت آن شده‌اند.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

«قهرمان» اصغر فرهادی سرگشته میان شیراز و تهران – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: بخش‌هایی از پیش تولید فیلم سینمایی «قهرمان» با حفظ پروتکل‌های بهداشتی در تهران ادامه پیدا می‌کند.

به گزارش سینماپرس، روابط عمومی فیلم سینمایی «قهرمان» به کارگردانی اصغر فرهادی، در گفت‌وگویی اعلام کرد: عوامل  فیلم  بعداز بخشی از کار در تهران، برای ادامه پیش تولید به شیراز سفر کردند، اما از زمانی که طبق اعلام رسمی، شیوع بیماری کرونا افزایش پیدا کرد، تصمیم بر این شد که برای حفظ سلامتی عوامل و ادامه پیش‌تولید در شرایط ایمن‌تر، گروه به تهران برگردند.

مهاجرانی افزود: بخش‌هایی از پیش تولید که با حفظ پروتکل‌های بهداشتی قابل انجام است در تهران ادامه پیدا می‌کند تا عوامل با بهبود شرایط، دوباره برای ادامه پیش‌تولید و فیلمبرداری، به شیراز سفر کنند.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

باید نقش و سهم هنر را در ستاد ملی کرونا مشخص کنیم – اخبار سینمای ایران و جهان

نایب رییس کمیسیون فرهنگی مجلس گفت: در ستاد ملی مقابله با کرونا می بایست نقش و سهم فرهنگ و هنر مشخص شود و اگر در صحن مجلس هم تصویب شود، یک روزه امید برای حل مشکلات هنرمندان در حین و بعد از کرونا خواهد بود.

نشست هم‌اندیشی مدیران تماشاخانه‌های خصوصی به منظور تشریح مشکلات تماشاخانه های خصوصی ، با حضور  دکتر غلامرضا منتظری، نایب رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس به دعوت پردیس تئاتر شهرزاد برگزار شد.

منتظری با ارج‌گذاری به حضور مدیران تماشاخانه های خصوصی و نقش بزرگشان در حمایت از تئاتر، گفت: واقعیت این است که یک رابطه معناداری بین اوقات فراغت و حوادث سیاسی اجتماعی وجود دارد. وقتی جامعه  دچار یک سری مشکلات٬ دغدغه ها و چالش ها می شود اوقات فراغت که سینما، تئاتر و موسیقی هم زیر شاخه آن قرار می گیرد،   از سبد اولویت جامعه هدف بطور طبیعی خارج می شود. برای حل این مشکلات باید نوع نگاه متولیان نسبت به حوزه فرهنگ و هنر تغییر کند.   باید بپذیریم که فرهنگ نماد بالندگی و رشد و توسعه ی جامعه است ولی در عمل اینگونه نیست و فقط در کلام فرهنگ چنین جایگاهی دارد.

وی در ادامه افزود: باورم بر این است که در بین عناصر تشکیل دهنده فرهنگ با شکوه ترین٬ جذاب ترین و تماشایی ترینش هنر است. وقتی هنر را از فرهنگ بگیریم خیلی تماشایی نیست. این اولین نکته ای است که حالا ما در کمیسیون فرهنگی به آن می پردازیم. اینکه که چه باید کرد که نوع نگاه عوض شود. چون بین منزلت و نوع نگاه رابطه معناداری وجود دارد.

باید نقش و سهم هنر را در ستاد ملی کرونا مشخص کنیم

منتظری در همین زمینه تصریح کرد: در کمیسیون فرهنگی بحث تعیین اولویت ها را مطرح کردیم و  برای نخستین بار است که  در کمیسیون فرهنگی این موضوع مطرح می شود  که ما باید نقش و سهم فرهنگ و هنر را در ستاد ملی کرونا مشخص کنیم و متاسفانه تا امروز از این موضوع غافل بودیم. حتی مصوبه کمیسیون شد که ما پیشنهاد بدهیم که رییس کمیسیون فرهنگی عضو ستاد ملی کرونا شود و از ظرفیت های فرهنگی و هنری برای مدیریت این پروژه استفاده شود و هم اهالی هنر در منابع فراوانی که به کرونا اختصاص پیدا می کند نقش و سهم فرهنگ و هنر مشخص شود و اگر در صحن مجلس هم تصویب شود یک روزنه امید است برای دغدغه ها و مشکلات هنرمندان در زمان کرونا و بیشتر پسا کرونا که به نظر من جدی تر است.

نایب رییس کمیسیون فرهنگی مجلس با اشاره به آسیب هنرمندان و سالن های خصوصی تئاتر افزود: بحث دیگری که در کمیسیون مطرح شده آسیب ها و خسارت هایی است که هنرمندان و مدیران تماشاخانه های خصوصی در این شرایط می بینند. این فعلا طرح مسئله شده و هنوز کمیسیون وارد شور نشده چون هنوز کمیته های تخصصی شکل نگرفته اند و روز گذشته محور و خطوط کلی کمیته ها مشخص شد و زمانی که کمیته ها شکل بگیرند یکی از دغدغه های کمیته فرهنگ و هنر و رسانهء ما همین مباحث حمایت از هنرمندان خواهد بود چه به شکل عمومی چه به شکل اختصاصی.

وی در پایان متذکر شد: این خط کلی بود که خواستیم شما به عنوان اعضای هیئت مدیره صنف تماشاخانه ها خصوصی در جریان باشید در جریان باشید و در ارائه راهکار به متولیان این امر کمک کنید

تماشاخانه های خصوصی بخش بزرگی از تئاتر ایران هستند

در ادامه این نشست، شاهین چگینی رئیس انجمن صنفی تماشاخانه‌های خصوصی ایران درباره وضعیت فعلی تماشاخانه خصوصی و روند فعالیت آن‌ها با توجه به شرایط کرونایی موجود و نبود حمایت از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت: ما این مسیر را کامل طی کردیم. مجموع صندلی های تماشاخانه های خصوصی ۲۸۵۶ درسطح  تهران است که این یعنی بیش از پنجاه درصد از مجموع صندلی های تئاتر و  بیشتر از ظرفیت بخش دولتی.

چگینی در ادامه افزود: در تماشاخانه های خصوصی ۲۰۰ نفر پرسنل مستقیم وجود دارد که به عنوان کارمند و مسئول فنی با این مجموعه ها همکاری می کنند. ۲۴۱۹ هنرمند تنها در یک ماه با تماشاخانه های خصوصی درگیری کاری داشتند که به واسطه ویروس کرونا کلیه اجراها تعطیل شد. ما تمام این موارد را اطلاع رسانی کردیم و متذکر شدیم که تماشاخانه های خصوصی بخش بزرگی از تئاتر ایران است و تعداد زیادی از هنرمندان به صورت مستقیم و غیر مستقیم با این صنف در ارتباط هستند. با برآورد ریالی خسارات اسفند ماه مشخص است که بعد از چند ماه تعطیلی تماشاخانه های خصوصی در چه وضعیتی به لحاظ اقتصادی قرار دارند.

رئیس انجمن صنفی تماشاخانه‌های خصوصی ایران در پایان افزود: صنف تماشاخانه های ایران، گزارش میزان خسارت و پیشنهادات لازم به منزله برون رفت از شرایط فعلی را به کمسیون فرهنگی وقت مجلس ارسال کرد و کمسیون فرهنگی به پیوست نامه را به وزیر محترم ارشاد ارسال کردند که در آن به وزیر پیشنهاد دادیم که در اولویت نخست وام بلاعوض برای تماشاخانه های زیان دیده در نظر گرفته شود صرفا به منظور روشن نگه داشتن چراغ سالن ها و در اولویت دوم به منظور تداوم کار سالن ها پس از بازگشایی اماکن عمومی، وام کم بهره بلند مدت در نظر گرفته شود. ولی متاسفانه  تا به امروز به هیچکدام از این نامه ها پاسخ داده نشده  و هیچ اتفاقی هم نیفتاده به غیر از همان یک ظرف آب ژاول که به صنف ما دادند.

تمام تماشاخانه‌های خصوصی  بدهکاری سنگین دارند

محمد دشت گلی مدیر پردیس تئاتر شهرزاد نیز گفت: ما پروتکل‌ها را رعایت می‌کنیم ولی وضعیت اصلاً مناسب نیست. در حال حاضر تمام تماشاخانه‌ها بدهکاری سنگین دارند. ما امیدواریم با توجه به اینکه آقای منتظری پیش از این مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی بوده اند، دلسوزانه در این وادی اقدام کنند.

دشتگلی در ادامه افزود: در این شرایط دو کلید واژه دلجویی و مساعدت به‌عنوان مطالبه اصلی هنرمندان و مدیران تماشاخانه‌های خصوصی از مسئولان و متولیان امر هنر در بدنه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی معاونت امور هنری و اداره کل هنرهای نمایشی به شمار می‌رود.

وی تصریح کرد: به‌هرحال آسیب‌ها و زیان‌های مالی در این بین مقوله‌ای خواهد بود که چه در نگاه کوتاه‌مدت و چه در نگاه بلندمدت گریبان گروه‌های نمایشی، تک‌تک هنرمندان و مدیران تماشاخانه‌های خصوصی و دولتی را خواهد گرفت و عبور از این پیچ و بحران بدون هیچ تردیدی تنها با یاری و مساعدت مسئولان بدنه فرهنگ و هنر کشورمان امکان‌پذیر است.

اگر تصمیم ضربتی و عاجل گرفته نشود چیزی به نام تئاتر نخواهیم داشت

مهدی کوهیان رئیس شورای داوری انجمن صنفی تماشاخانه‌های ایران نیز در همین زمینه  متذکر شد: بحث کرونا هنوز به پایان نرسیده، اگر امروز بگویند که کرونا تمام شده! در بعضی حوزه ها و مثل فرهنگ و هنر  حداقل دوسال طول میکشد مردم اعتماد بکنند و حاضر شوند که به سالن های تئاتر و سینما بیایند. الان زمانی است که باید مثل سلامت از حوزه ی هنر حراست کنند. زیرا فرهنگ و هنر یک امر عمومی است و دولت باید به آن سوبسید بدهد.

وی در همین زمینه افزود: از آبان ماه تاکنون کوچکترین نا امنی و بحرانی  که در کشور اتفاق افتاده اولین ترکشش را سینما و تآتر خورده است. وقتی که بالاخره نا امنی در خیابان است مردم اجازه نمی دهند فرزندانشان  یا خود و خانواده شان به سینما و تآتر بیایند پس ما اول تعطیل می شویم. مجموعه  این عوامل باعث شده که آینده ای  بسیار بسیار مبهم و افق ناروشنی داشته باشیم و من فکر می کنم در سالی که اتفاقا سال جهش تولید نامگذاری شده اولین چیزهایی که با مشکل روبه رو شده تولیدات فرهنگی هنری است.

اگر در یکی دو ماه آینده یک تصمیم ضربتی و عاجل گرفته نشود من فکر نمی کنم در دو سال آینده چیزی به نام تئاتر و سینما در کشور داشته باشیم. یعنی افق به قدری مبهم می شود که کم کم این نیروها که منتظر ما نمی مانند می روند شغل دیگری پیدا می کنند و جذب بازار دیگری می شوند و یا در حوزه فرهنگ و هنر فرار مغزها را شاهد خواهیم بود. این می طلبد که واقعا  با یک نگاه بلند و بزرگ ٬  روبه جلو  شمابه عنوان نماینده مردم پیگیری کنید و هم دولت ورود کند و هم نهادهای دیگری که در این زمینه می توانند تصمیم گیر باشند.

مشاهده خبر از سایت منبع