
سفارش نگارش فیلمنامه یک سریال با موضوعی انقلابی به فیلمسازی که سابقه و تجربهای در این زمینه ندارد، موجب ناکامی این سریال شد!
به گزارش سینماپرس، روزنامه کیهان در یادداشتی نوشت: سریال «شاهرگ» که هر شب از شبکه دوم سیما پخش میشود، به رغم برخورداری از موضوعی مهم و قابل تقدیر، اما به دلیل ابتلا به فیلمنامهای ضعیف، نتوانسته به موفقیت برسد.
این سریال درحالی دارای سوژهای درباره دوره صدر انقلاب اسلامی است که کار نگارش آن به فیلمسازی سپرده شده که تجربه کار و نسبتی با موضوع این سریال ندارد و اغلب آثار این فیلمساز، دارای محتوایی در تضاد با اهداف سریال «شاهرگ» هستند. برخی رسانهها گزارش دادند که نویسنده فیلمنامه سریال «شاهرگ» قبلا فیلم کوتاهی ساخته بود که به دلیل محتوای نامناسب، حتی امکان نمایش در جشنواره فیلم کوتاه تهران را هم نیافته بود! براساس این گزارش، این فیلمساز همچنین در اعتراض به آنچه سانسور و ممیزی خوانده بود، از شرکت در کارگاه فیلمسازی در جشنواره فیلم کوتاه تهران خودداری کرده بود.
حال جای سؤال است که چنین فیلمسازی، با این سوابق و رویکرد، چگونه و بر چه اساسی برای نگارش فیلمنامه یک سریال تلویزیونی درباره انقلاب اسلامی و علیه سازمان منافقین گزینش شده است؟ اگر نتیجه این سفارش، موفقیتآمیز بود، میشد این گزینش را در حیطه تخصصگرایی قلمداد کرد، اما فیلمنامه ضعیف سریال «شاهرگ» نشان میدهد که این فیلمساز، حتی تخصص و تبحری هم در زمینه فیلمنامهنویسی ندارد. پیش از این نیز فصل ششم سریال پایتخت به دلیل فیلمنامه ضعیف مورد انتقاد گسترده قرار گرفت تا جایی که پخش این سریال ناتمام ماند. این اتفاقات نشان میدهد مسئولان حوزه رسانه ملی نسبت به نویسندگان آثار تلویزیونی بیتفاوت هستند یا این را کماهمیت میدانند که گزینش مناسبی در این بخش اعمال نمیکنند؛ در حالی که فیلمنامه جانمایه یک اثر نمایشی و سینمایی است.

سینماپرس: وبسایت انگلیسی «رادیو فردا» با انتشار گزارشی در واکاوی عملکرد شبکه اسپانیایی زبان هیسپان تی وی معاونت برون مرزی صداوسیما، عملکرد این شبکه در افزایش حضور رسانهای و بسط نفوذ فرهنگی ایران در منطقه آمریکایلاتین را موفق ارزیابی کرد.
به گزارش سینماپرس، این وبسایت از راهاندازی این شبکه توسط صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران در سال 2012 برای کشورهای اسپانیایی زبان نوشته و به دیدگاههای ضدآمریکایی و ضدغربی آناشاره کرده است که به تقویت نفوذ ایران در کشورهای آمریکای لاتین کمک میکرد.
«رادیو فردا» در ادامه به نقل از امانوئل اوتولنگی، پژوهشگر مسائل ایران در حوزه آمریکای لاتین و از اعضای بنیاد دفاع از دموکراسیها نوشت که ایران همواره به این قاره به مثابه بستری برای توسعه قدرت نرم خود نگاه میکند.
در این وبسایت آمده است که آغاز به کار شبکه هیسپان تی وی، علیرغم فاصله جغرافیایی زیاد و اختلافات فرهنگی و مذهبی، بخشی از برنامههای ایران برای تقویت حضور و نفوذ خود در این منطقه بوده و توانسته با دولتهای چپ آمریکای لاتین همانند بولیوی در زمان اوا مورالس، کوبا در زمان کاسترو و نیکاراگوئه در زمان دانیل اورتگا ارتباط نزدیکی برقرار کند و با آنها متحد شود. در بخشی دیگر جوزف هومایز، پژوهشگر مرکز Secure Free Society و همچنین یکی از نویسندگان کتاب «نفوذ استراتژیک ایران در آمریکای لاتین» میگوید: شبکه هیسپان تیوی با برنامههای خود مردم بومی کشورهایی همچون پرو و اکوادور را نیز مورد توجه قرار داده و سعی میکند تا با پرداختن به مشکلاتی همچون فقر و نژادپرستی که مردم بومی با آنها مواجهاند، آنها را به خود جذب کند.
«رادیو فردا» از هیسپان تی وی به عنوان یک رسانه آلترناتیو یاد کرد و درباره مسدود شدن حسابهای کاربری متعلق به آن در شبکههای اجتماعی گزارش داد: این اقدامات (توسط گوگل) به هیسپان تی وی این فرصت را میداد تا خود را در قالب یک شبکه آلترناتیوی معرفی کند که با رسانههای بزرگ دنیا رقابت و مقابله میکند. جوزف هومایر میگوید: بعد از آنکه هیسپان تی وی مسدود شد، این فرصت را پیدا کردند تا درخصوص سانسورهایی که آزادی رسانهها را هدف گرفتهاند، محتواهایی را منتشر کنند.
در گزارش «رادیو فردا» آمده است: هیسپان تی وی از طریق گزارشگری تحولات جهانی از زاویه نگاه ایران، جمهوری اسلامی ایران را تبلیغ میکند. با این حال، برنامههایی را نیز پخش میکند که به طور مستقیم در حمایت از ایران است. این شبکه برنامههایی را تولید میکند که به طور خاص روی جمهوری اسلامی متمرکز است. در پایان این گزارش آمده است: هیسپان تیوی نشان داده که توانسته در افزایش نفوذ ایران و تقویت ردپای جمهوری اسلامی در این قاره موفق عمل کند.

سینماپرس: دبیر جشنواره تئاتر دانشگاهی از به تعویق افتادن بخش صحنهای این رویداد تا زمان بازگشایی دانشگاهها و خوابگاهها خبر داد و یادآور شد در این دوره بخش پژوهشی و آموزشی پررنگتر خواهد بود.
به گزارش سینماپرس، مجتبی جدی دبیر بیست و سومین جشنواره تئاتر دانشگاهی درباره به تعویق افتادن برگزاری این رویداد با توجه به شرایط بحران کرونا به مهر گفت: قطعاً بخش صحنهای جشنواره به تعویق خواهد افتاد منتها با توجه به اینکه امسال رویکرد جشنواره رویکردی پژوهشی- آموزشی است برنامهریزی برای برگزاری بخشهای دیگر اعم از نمایشنامهنویسی، آموزش، پژوهش، ترجمه و… را شروع کردهایم. تا زمانی که دانشجویان به خوابگاهها بازگردند و دانشگاهها فعالیتشان را از سر بگیرند ما نیز کارگاههای آموزشی بلندمدت را برگزار میکنیم.
وی ادامه داد: تاکید ما برای برگزاری بخش صحنهای جشنواره روی بازگشایی دانشگاهها و خوابگاهها است وگرنه میتوانیم جشنواره را سر موعد خودش برگزار کنیم چون در حال حاضر تئاترها فعال هستند و دانشجویان هم تمریناتشان را در پلاتوها انجام میدهند اما چون جشنواره دانشگاهی است و مخاطبانش هم همه دانشجو هستند نه مردم عادی، ترجیحمان این است که بعد از بازگشایی خوابگاهها اقدام به برگزاری جشنواره کنیم تا دانشجویان ساکن شهرستانها هم بتوانند در این رویداد حضور یابند.
جدی درباره اعلام زمان تقریبی برگزاری بخش صحنهای جشنواره توضیح داد: تاکید ما این است که ۴۵ روز بعد از اینکه دانشجویان در خوابگاهها مستقر شدند، بازبینی مرحله اول جشنواره را برگزار کنیم. فکر میکنم بهمن ماه دیگر دانشگاهها و خوابگاهها باز شوند چون بیشتر از این نمیشود این تعطیلی را ادامه داد و ما نیز به محض آغاز فعالیتهای دانشگاهها برای بخش صحنهای برنامهریزی خواهیم کرد.
وی افزود: احتمال میدهم که امسال جشنواره نسبت به سالهای گذشته جشنواره طولانیتری باشد و بازه زمانی بیشتری را در بر بگیرد و ما بتوانیم به کارهایی که در دورههای قبل فرصت انجامش نبوده است، بپردازیم. به عنوان نمونه در دورههای قبل کارگاههای آموزشی با مدت زمان کم و حتی یکی دو ساعته برگزار میشده است اما در این دوره در حال صحبت با اساتید مختلف و حتی در حوزه تئاتر بینارشتهای هستیم که کارگاههای بلندمدت فصلی برگزار کنند که چند ماه به طول بینجامد.
دبیر جشنواره تئاتر دانشگاهی در پایان صحبتهایش متذکر شد: برای آغاز فعالیت این بخشها این روزها در حال برنامهریزی با مژگان خالقی معاون پژوهش و آموزش جشنواره هستیم تا چه کارگاههایی را برگزار و چه اساتیدی را برای آموزش دعوت کنیم به همین دلیل هنوز به جمعبندی کامل نرسیدیم …

سینماپرس: امید معلم از برگزاری آنلاین جشن «حافظ» در جهت حفظ سلامت مردم و هنرمندان خبر داد.
به گزارش سینماپرس، امید معلم دبیر بیستمین دوره این رویداد از برگزاری آنلاین آن در جهت حفظ سلامت مردم و هنرمندان خبر داد.
دبیر جشن حافظ درباره این تصمیم گفت: جشن حافظ امسال قرار است بیستمین سالش را تجربه کند. در سالی که اتفاقات مختلفی در کشور از جمله شیوع بیماری کووید ۱۹ پیش آمده که بسیاری از رویدادهای مهم سینمایی در جهان را هم تحتتاثیر خودش قرار داده است و بسیاری از سینماها تعطیل و بسیاری از جشنوارهها لغو شدهاند، جشن حافظ هم از این قاعده مستثنی نیست. منتهی امسال به جای اینکه جشن را به طور کلی لغو و به سال آینده موکول کنیم، تصمیم گرفتیم که جشن به شکل آنلاین برگزار و نامزدها و برگزیدگان به شکل اینترنتی اعلام شوند.
امید معلم ادامه داد: امسال میخواهیم شکل جدیدی از برگزاری را تجربه کنیم و امیدواریم با مشارکت خیلی خوب مردم و همراهی هنرمندان که همیشه به جشن حافظ لطف دارند، یک اتفاق تازه رقم بخورد و بتوانیم جشن آنلاین را هم برای اولین بار تجربه بکنیم.
دبیر جشن حافظ درباره تغییرات جشن بیستم گفت: به احتمال زیاد در بعضی رشتهها و جوایز تغییراتی خواهیم داشت که طی روزهای آینده اخبارش منتشر میشود. اصل برای ما این است که سلامتی مردم و هنرمندان با جشن حافظ به خطر نیفتد. در نتیجه این تصمیم را گرفتیم و در بخشهای مختلف سعی میکنیم با شکل متفاوت برگزاری هیجان و شوری را که همواره در این جشن بوده، حفظ و به فضای مجازی بیاوریم.

سینماپرس: ساترا و کنسرسیوم «توسعه محتوای فاخر ایرانی» در راستای تسهیل سایتهای دانلودی تفاهمنامه همکاری منعقد کردند.
به گزارش سینماپرس، این سازمان و کنسرسیوم «توسعه محتوای فاخر ایرانی» همکاری مشترکی را آغاز کردند که این همکاری در راستای ساماندهی سایتهای دانلودی و تسهیل فعالیت ارائه دهندگان خدمات رسانهای صوت و تصویر فراگیر در قالب سایتهای دانلود محتوای صوتی و تصویری شکل گرفته است.
این توافقنامه روز گذشته ۲۲ تیرماه بین سازمان تنظیم مقررات رسانههای صوت و تصویر فراگیر در فضای مجازی و کنسرسیوم توسعه محتوای فاخر ایرانی متشکل از چهار شرکت منعقد شد.

سینماپرس: دوبله فصل سوم مجموعه تلویزیونی «ستایش» در کانال آذری شبکه سحر، با حضور جمعی از هنرمندان ایرانی صداپیشه به نیمه راه رسیده است.
به گزارش سینماپرس، فصل سوم مجموعه تلویزیونی «ستایش» این روزها در حال دوبله است و یوسف نوعی که صداپیشگی نقش حشمت فردوس را هم انجام میدهد مدیریت دوبلاژ به زبان آذری این مجموعه ۴۱ قسمتی را به عهده دارد.
فاطمه سادات باقر الموسوی نیز نقش ستایش را دوبله میکند.
درنا نصیریان (نقش سارا همسر حاج آقا بهبودی)، فریده بقایی (نقش آهو برادرزاده خانم مظفری)، فرناز مرام خواه (نقش خانم بزرگ) مهدی فرید خلجانی (نقش محمد پسر ستایش) به همراه جمعی دیگر از همکاران کانال آذری شبکه سحر نیز در کار دوبله «ستایش» مشارکت دارند.
در فصل سوم ستایش خواهیم دید: حشمت فردوس به دنبال بازیابی اعتبار از دست رفتهاش است و به واسطه نوهاش محمد به ستایش نزدیک و در خانه او ساکن میشود.
داریوش ارجمند، نرگس محمدی، مهدی سلوکی، کیهان ملکی، سعید پیردوست، کمند امیرسلیمانی، آتش تقی پور، امیرمحمد زند، محمدرضا داوود نژاد، مهتاج نجومی، کریم قربانی، اسدالله یکتا، رسول نجفیان، مریم خدارحمی، اکرم محمدی، سیما تیرانداز، فریبا نادری، لاله مرزبان، بهزاد خداویسی از بازیگران این مجموعه به تهیه کنندگی آرمان زرینکوب هستند.
«ستایش ۳» بعد از استقبال گسترده مخاطبان کانال آذری شبکه سحر از سری ۱و۲ این سریال، قرار است از ابتدای شهریور ماه برای بینندگان سحر در جمهوری آذربایجان روی آنتن برود.
سینماپرس: امیرعلی دانایی درباره انتخاب نقشی شیطانی، مافیای دنیای بازیگران و سهم خیر و شر در زندگی امروز ما به گفتوگو پرداخت.
به گزارش سینماپرس، ساخت سریالهایی با مضامین دینی یکی از تمهایی است که کمتر به آن پرداخته میشود. خصوصاً اگر این آثار با گونههای ماورایی و ترسناک همراه باشد بیشتر مورد توجه قرار میگیرد. نقش آفرینیهای خاص در این سریالها نیز از آن دسته مسائل جالبی است که میتوان به عنوان یک سوژه در نظر گرفت. بازی در نقشهایی مانند فرشته، شیطان، غیبگو، مُعَبِر خواب و …
سریال «خوابزده» در ژانر ترسناک و با رگههایی از فضای ماورایی و البته تمی مانند سرنوشت، خیر و شر و عاقبت انسان است که در لحظاتی هشدارها و دستورات دینی و اخلاقی به مثابه چاشنی توجه مخاطب را به این مقولات حساس و مهم جلب میکند و در نهایت در کنار هم قرار گرفتن این عناصر به جالب شدن این سریال بیشتر کمک کرد.
بازی امیرعلی دانایی در چند نقش متفاوت در این سریال یکی از نقاط قوت این سریال است. دانایی که با بازی در سریال کلاه پهلوی به یک ستاره تبدیل و بعد از آن با بازی در فیلمهایی مانند بیوزنی، انزوا، آپاندیس و… قابلیتهای دیگر او نمایان شد. اما بازی دانایی در سریالها و یا فیلمهایی که در چند قسمت باشند منجر به رخ نمایی بهتر و بیشتر حالات و استعدادهای او در بازی میشود. خواب زده از دانایی در ۵ کاراکتر مختلف با گریمهای متفاوت رونمایی کرده است. البته برخی از این کاراکترها و گریمها هنوز نمایش داده نشده است و ما بیشتر با شخصیت اصلی وی در این سریال یعنی «رها اعتضادی» روبروییم.

امیرعلی دانایی همراه با مرحوم ضیاءالدین دری
اصلیترین ویژگی و نقطه امتیاز بازی وی در این اثر نقش شیطان صفتی و یا انسانی است که به تعبیر او در این مصاحبه «روحش را به شیطان فروخته است.» چیزی که با فیلمبردای خاص این سریال و کارگردانی و موسیقی متن ستار اورکی باعث شده است تا سیمایی از یک انسانی که در مسیر شرارت قرار گرفته است گونه ترسناک این سریال را تکمیل کند و در حافظه هنری مخاطب سریالی ترسناک با موضوع سرنوشت نقش ببندد.
در این باره با دانایی به گفتوگو پرداختیم، گفتوگویی که به علت شیوع ویروس کرونا به صورت تلفنی انجام شد.

پوستر سریال
بازی در نقش شیطان خطرناک است
علت انتخاب نقش کاراکتر شیطانی و متفاوت توسط شما چه بود؟ از احساستان برای بازی در نقش انسان شیطانی و ماورایی که به نوعی به تسخیر شیطان درآمده است بگویید؟
تجربه بازی در این سریال، تجربه جذابی برای من بود. اولین بار که این پیشنهاد از طرف آقای مقدم به من شد آن را قبول کردم چون میدانستم که کاراکتر بسیار خاصی را قرار است بازی کنم که در کنار دیگر کاراکترهای خاصی که به ایفای نقش آنها پرداختم جذابیت خاصی را برای من داشت.
البته در میان مدیومهای مختلف هنری علاقه من بیشتر به کارهای سینمایی است اما فیلمنامههای خوبی که برای کارهای سریالی پیشنهاد میشود هم نمیشود رد کرد. البته این اولین سریالی نبود که در بستر نمایش خانگی به من پیشنهاد شده بود اما تصمیم گرفتم اولین کارم در حوزه نمایش خانگی با همکاری تیم آقای مقدم باشد.
البته باید این نکته را هم اضافه کنم که بازی در چنین نقشهایی واقعاً خطرناک است زیرا در صورتی که بازی باورپذیر نباشد مخاطب آن را پس میزند و در نتیجه کار ضعیف از آب درمیآید. نقش رها یک شاهنقش بود که با علاقه آن را قبول کردم. همانطور که میدانید در این سریال با پنج گریم مختلف حضور دارم. البته در ادامه مسیر سریال برای رها اتفاقات خاصی رخ خواهد داد که نمیتوانم آن را بیان کنم. فقط به همین اکتفا میکنم که این اتفاقات فضای سریال را بسیار متفاوت خواهد کرد.
اینکه رها مرموز باقی میماند و اینکه آیا عاشق میشود یا نه در کنار نیروهای خاص فرازمینیای که دارد به کشش بیشتر این نقش برای من کمک کرد. علاوه بر این تعامل خوب میان بازیگران سریال نیز به بهتر بازی کردن نقشها کمک شایانی کرد.
حضور در سرما و گرما و در شرایط خاص فیزیکیای که در این سریال فراهم شد نیز به سختی کار اضافه کرد اما تمام تلاشم این بود که برای این کار بجنگم و زحمت بکشم. اینطور که از مخاطبینی که این سریال را دنبال میکنند بازخور میگیرم این نقش توانسته است آنان را راضی کند.

درباره احساسی که در این نقش داشتم باید بگویم که بسیاری از کاراکترها پیچیدگیهای خاصی دارند که پنهان کردن آنها در هنگام بازی کار دشواری است. نقش رها دقیقاً از این قبیل خصوصیات کم ندارد. از سوی دیگر مخاطب با این نقش همراه میشود و به نوعی همذات پنداری میکند. این همراهی مخاطب با نقش منفی خاصی که نیروی ماورایی دارد و به نوعی تسخیر شیطان شده است فوقالعاده جذاب است. در بخشهایی از سریال، دل مخاطب برای رها میسوزد و در بخشهایی نسبت به او حالت نفرت پیدا میکند. چون رها خود شیطان نیست بلکه برای انتقام گرفتن، روح خود را مانند کاراکتر مفیستوفلس گوته به شیطان فروخته است و البته در انتقامگیری تردید دارد.
این شخصیت برخلاف کاراکتر احمد با بازی آقای مهدی سلطانی است که فقط در مسیر شیطان قرار دارد.
برای بازیهایم سراغ ما به ازای خارجی نمیروم
بازیگران زمانی که تصمیم به انتخاب یک نقش میگیرند به سراغ ما به ازای خارجی آن میروند تا با همراهی و گفتوگو با او بتوانند بهتر در نقش خود قرار بگیرند. کاراکتری که شما انتخاب کردید یعنی یک انسان شیطانی یا به تعبیر خودتان کسی که روحش را به شیطان فروخته است ما به ازای خارجی ندارد؛ بنابراین برای الهامگیری از این شخصیت چه تمهیداتی داشتید؟
من تا الان کاراکترهای متفاوتی را بازی کردم که عموماً شبیه هم نیستند و البته اصولاً سعی میکنم در نقشهایی که درباره آنها نتوانستم ارتباط کافی برقرار کنم بازی نکنم. آنقدر باید درباره نقش بخوانم و به دفعات آن را بازی کنم که به خوردم برود و با آن زندگی کنم. البته پذیرفتن آن به سلیقه مخاطب نیز برمیگردد.
اما درباره مابه ازای خارجی که درباره آن پرسیدید، بیشتر نقشهایی که آن را بازی میکنم را بدون اینکه به سراغ کاراکتر واقعی و بیرونی آن بروم، ایفا میکنم. در این نقش هم تلاش کردم تا با استفاده از کلوزآپهایی که از من گرفته میشد یا با تغییر صدا و با بازی روی صورت، حس وهم برای مخاطب ایجاد کنم. بازی در این کاراکتر نباید خیلی پرتحرک باشد، برخی از همکارانم در این قبیل نقشها بسیار پرتحرکاند اما به نظر من برای بازی در نقش کاراکتری که در حال نقشه کشیدن برای رسیدن به اهدافش است بیشتر باید از یک وقار و اطمینان درونی در بازی بهره برد. بنابراین دقتم بیشتر روی این بود که بازی را در نگاه و صورت بیاورم.

دانایی در نقش وکیل مدافع ستاره
تلویزیون معیار بزرگی است که باید مخاطبینش را از دست ندهد
همانطور که در قسمتهای مختلف دیدید گاهی بین حسهای مختلف رها چند ثانیه بیشتر فاصله وجود نداشت به تعبیر دنیای بازیگری حد فاصلهاش در حد یک ثانیه بود که اگر این القای حس به خوبی ایجاد نمیشد بازی خوبی از آب درنمیآمد.
به سریالهای نمایش خانگی آب بستهاند
آقای دانایی شما در دو کار سریالی بازی کردید هم در تلویزیون در سریال کلاه پهلوی و هم در نمایش خانگی و سریال فعلی؛ بین این دو مدیوم رسانهای و هنری چه تفاوتی از نظر بازی و کار قائلید، آیا در فرم و محتوا و نوع ارسال پیام نیز نظری درباره این دو گونه دارید؟
واقعیت این است که تفاوتی میان این دو شیوه قائل نیستم، نمایش خانگی هم برای تلویزیون ساخته شده است و مردم همان را در قاب تلویزیون در منزل میبینند. در خصوص محتوا هم نمایش خانگی دست تولیدکنندهها است و آناناند که نسبت به محتوا تصمیمگیرندهاند. البته در نمایش خانگی حساسیت کمتری وجود دارد.
به نظرم این سریال در بین سریالهای دیگری که در نمایش خانگی پخش شده است نسبتاً جایگاه بهتری دارد. البته متأسفم که توزیع و پخش این سریال آنقدر بد بود که دیده نشد. تبلیغات خوابزده نیز اصلاً اثرگذار نبود، تمام این موانع باعث شدند تا این سریال به خوبی دیده نشود. اما این را میگویم که اگر از بستر دیگری اکران شده بود و تبلیغات لازم را داشت دچار این مشکل نمیشد.
بسیاری از سریالهای نمایش خانگی از نظر بازی، فرم، فیلمنامه و کارگردانی فاقد جذابیت لازماند. بسیاری از آنها به تعبیر برخی از روزنامهنگاران و برخی از بازیگرانی که در آنها بازی کردهاند، بهشان آب بسته شده است و این نشان دهنده ضعف جدی در فیلمنامه است. اتفاقاً از طرف برخی از آنها پیشنهاد بازی داشتم که به دلیل عدم کشش و قدرت لازم فیلمنامه آن را قبول نکردم. برخی از کارها هست که شاید چندین برابر بیشتر دیده شود اما حرفی برای گفتن ندارد.
کار من در تلویزیون چند دلیل داشت اول اینکه واقعاً سریال کلاه پهلوی با مدیوم سینمایی در حال تولید بود. این سریال آخرین سریالی بود که با دوربین ۳۵ میلی متری فیلمبرداری شد و این اتفاق مهمی بود که منجر به خلق فرم خاصی در این سریال شد. اما امروز دیگر تلویزیون آن میزان مخاطب قبل را ندارد و باید با کارگردانان بزرگی که در این رسانه مهم به فیلمسازی پرداختهاند همکاری بیشتری کند. تلویزیون معیار بزرگی است برای تأثیر روی مخاطب و نباید اجازه بدهد که آنها را از دست بدهد.

نمایی از بازی دانایی
باندبازی در دنیای بازیگری
امروز احساس میشود برخی از تهیهکنندگان به سراغ بازیگرانی میروند که یا سفارشیاند و یا پول میدهند که جلوی دوربین قرار بگیرند. آیا با جریان باندبازی در صنعت فیلم و سریال موافقید؟
به نظرم به جواب من نیازی نیست و اگر همین سؤال را بگوییم هم کافی است. متأسفانه هر روز فضای باندبازی بیشتر میشود. حتی زمانی که من نامزد دریافت جایزه آسیا پاسیفیک شدم اطلاعی به من ندادند و زمانی هم که این جایزه به ایران آمد باز باخبرم نکردند. این قبیل رویهها متأسفانه در سینمای ایران وجود دارد و چندان خبری از شایسته سالاری نیست.
اما در هر حال به شخصه احساسم این است که خدا هوای من را دارد. همین که توانستم در کارهای خوبی بازی بکنم و حتی جوایزی هم بگیرم خدا را شکر میکنم.
فاصله میان زندگی مادی و معنوی داریم
چقدر برای ایفای نقشتان در کاراکتر رها مطالعه داشتید؟ مثلا آیاتی از قرآن و تاریخ ادیان شاهد حضور نقش شیطان به صورت ملموس و عینی است که با آدمها ارتباط برقرار میکند.
بله در این زمینه مطالعه داشتم و از منابع هم بهرهمند شدم. ضمن اینکه عموماً فیلمنامهها را به توصیه بازیگران بزرگ چندین بار میخوانم تا تأثیر کاملی را روی مخاطب بگذارد. البته برخی از بازیگران بدون اینکه فیلمنامه را بخوانند برای بازی آماده میشوند که همین کار منجر به مشاهده ضعفهای جدی بازی آنان هنگام تماشای فیلم یا سریال میشود.
علاوه بر این روانشناسی کردن کاراکترها برای ارتباط بهتر با مخاطب یکی دیگر از نکات مهمی است که در نظر دارم.

نمایی از سریال
در این سریال هم این موضوع را در نظر داشتم و البته آقای مقدم هم با توجه به اینکه اطلاعات خوبی در حوزه دینی داشتند و حتی کار دیگری که ایشان در سالهای قبل تحت عنوان «اغما» ساخته بودند با فضای شیطان و خیر و شر مرتبط بود، به غنای فضای این سریال کمک کرد.
به این نکته نیز اشاره میکنم که در دورانی زندگی میکنیم که دوران دو بینی است و شکاف عمیقی بین معنویت و دنیای مادی وجود دارد و انسانها صرف نظر اینکه در چه تاریخ و مکانی زندگی میکنند سفر آنها مشابه هم است، در این زندگی سهم شیطان بسیار پررنگ است و نباید نادیده گرفته شود همانطور که در سریال دیده شد که هرکدام از کاراکترها و شخصیتها میتوانند در شرایطی قرار بگیرند که به شیطان متمایل بشوند.
به نظرم در این مباحث به بدبینی فلسفی دچاریم؛ راجع به اسطورهها و معجزات، انسانها به دو دسته تقسیم شدهاند: یا در انتهای خیرند و تقدس یا در انتهای شر. وقتی پای عقل به میان میآید بسیاری از سؤالات ما بدون پاسخ میماند.
فیلمنامه ضعیف مشکل اصلی نمایش خانگی است
به نظر شما ساخت آثاری که محتوای اخلاقی و هشدار دهنده درباره اشتباهات و خطرهای زندگی دارد، تا چه حد در مباحث خانوادگی و تربتی و اجتماعی میتواند مؤثر باشد و جوانان را از وجود خطراتی که در لایههای زیرین جامعه هست مطلع کند؟
به نظرم خیلی، دلیلش این است که تقابل خیر و شر به عنوان جریان موجود در دنیای اطراف ما در این سریال تم اصلی است. زمانی که شیطان در گوش کاراکترها «میخواند» و آنها را وسوسه میکند در حقیقت نمود شر و پلیدی دیده میشود و همین عینیت و ملموس کردن بدی در ایجاد حس هشدار در مخاطب اثرگذار است.
تماشای تقابل خیر و شر و خوی فرشتگی و شیطانی میان دو کاراکتر مشخصاً در تشویق به خوبیها و ارعاب و فاصله از بدیها مؤثر است. این تضاد باعث میشود که مخاطب به فکر فرو برود و با همذات پنداری کردن با آنچه میبیند نسبت به خطراتی که در جامعه و زندگی احتمالاً با آن مواجه خواهد شد آگاهی و تربیت لازم را از طریق هنر پیدا کند. این سریال از نظر محتوا و انتقال پیام نسبت به دیگر سریالهای شبکه نمایش خانگی جلوتر است، زیرا محتوای سریال در تاروپود و لایههای فیلمنامه منظم درج شده است. آیا سریالهای دیگر اصلاً پیامی دارند یا خیر؟ تمام اینها بر میگردد به فیلمنامه و اینکه نویسنده تا چه حد نسبت به این مسائل واقف بوده است.
با توجه به اهمیتی که به فیلمنامه میدهید، آیا تجربه اتود زدن به فیلمنامه را داشتید؟ واکنش کارگردان نسبت به این موضوع چه بوده است؟
پیشنهاد دادهام اما اهل دخالت نیستم. بعضی از فیلمسازان نیز این پیشنهادها را پذیرفتهاند البته به نظرم کارگردانهای بزرگ این دست پیشنهادات را می پذیرند و این شانس را داشتم که با این بزرگواران کار کنم و آنان این نظرات را بپذیرند.
در این پروژه نیز، کارگردان به طور مستمر در دورهمیهایی که در دفتر میگذاشتند، نظرات بازیگران را به طور کامل در فیلمنامه در نظر میگرفتند. در این جلسات با آقای شجاعنوری، خانم مستوفی، آقای سلطانی و دیگر همکاران همفکری و تعامل داشتیم که به ساخت بهتر این سریال کمک کرد.
در پایان اگر نکتهای دارید خوشحال میشویم بشنویم.
فقط بار دیگر افسوس میخورم که چرا این سریال در پخش نتوانست به خوبی دیده شود و در حق آن واقعاً اجحاف شد. این انتظار را نداشتیم و آقای مقدم هم تا آنجا که اطلاع دارم بسیار ناراحتاند. غصه دیگری که خوردم فوت مادرم بعد از ساخت سریال و قبل از نمایش آن بود. همانطور که پدرم را بعد از ساخت سریال کلاه پهلوی از دست دادم مادر عزیزم هم در این هنگام فوت کرد و از اطرافیانم تنها خواهرم ماند که شاهد کاری که در آن بازی کردهام باشد.
*تسنیم

سینماپرس: ایمان افشاریان کارگردان و بازیگر تئاتر طی یادداشتی به نحوه مدیریت و حمایت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و اداره کل هنرهای نمایشی از تئاتر انتقاد کرد.
به گزارش سینماپرس، ایمان افشاریان کارگردان و بازیگر تئاتر نسبت به نبود تدبیر و برنامه مدیران و مسئولان وزارت ارشاد در خصوص تئاتر انتقاد کرد.
متن یادداشت کارگردان نمایش «فرانکنشتاین» به شرح زیر است؛
«یا لطیف
لطفاً تئاتر را با این شرایط برای همیشه تعطیل کنید.
مدیر محترم مرکز هنرهای نمایشی و وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی
من به عنوان عضوی از خانواده بزرگ تئاتر از شما خواهش میکنم که تئاتر را برای همیشه تعطیل کنید. اشتباه برداشت نکنید، خواهش من به خاطر بیماری وحشتناک کرونا نیست، خواهش من بر این اساس است که با برنامهریزی و تدبیر شما عزیزان دیگر حتی نمیشود با عشق هم تئاتر کار کرد.
برای آنکه این مسأله برایتان روشن شود مثالی را برایتان بازگو میکنم:
فرض کنید که بنده به عنوان کارگردان قصد تولید نمایشی را دارم و قرار است این نمایش بعد از سه ماه تمرین در یک سالن ۲۰۰ نفره اجرا شود. اگر میانگین حضور تماشاچی را (بدون در نظر گرفتن کرونا) ۸۰ درصد سالن حساب کنیم و حداقل بلیت را ۵۰ هزار تومان در نظر بگیریم و پنج درصد سایت فروش بلیت به علاوه ۹ درصد ارزش افزوده که شما از بچههای تئاتر دریافت میکنید و اگر حداقل اجرایی ۲ میلیون تومان اجاره سالن باشد و به طور میانگین پنج بازیگر از اهالی تئاتر (بدون بازیگر چهره) در این نمایش بازی کنند، با احتساب اجاره پلاتو برای سه ماه و خرج دکور و لباس و چاپ پوستر و بروشور و هزینه گریم و پذیرایی (چای و ارزانترین بیسکوییت) و با در نظر گرفتن دستمزد طراحان و عوامل و بازیگران نسبت به فروش و درآمد چیزی حدود ۱۵۰ میلیون تومان ضرر مالی میشود آنهم روی کاغذ و بدون احتساب اتفاقات غیرمترقبه که روزانه شاهد آن هستیم.
این چه حمایتی است برای علاقهمندان و عاشقان تئاتر که باید دربهدر اسپانسر باشیم چون چرخ تئاتر نمیچرخد و دخل و خرجمان با هم جور نیست. که البته جستجوی اسپانسر بدون بازیگر چهره کار بیهودهای است.
به همین خاطر پیشنهاد میکنم که کلاً تئاتر را تعطیل کنید حالا که هیچ برنامهای برای درست برگزار شدن آن ندارید حداقل خیالمان راحت است که تئاتر نداریم. یا اگر راهی را برای بچههای تئاتر پیشنهاد دارید بفرمایید تا به آن عمل کنیم. هرچند که مطمئن هستم شما هم این بحران را میدانید ولی کارهای مهمتری دارید که به آن بپردازید چون فعالیت اصحاب فرهنگ بیشتر برای دیگران جنبه تفریح و فوق برنامه دارد، پس کلاً میشود دور آن را خط قرمز کشید.