X

مدیر فنی

دفتر سینمایی

سلبریتی‌هایی که «عاشقانه»، «دل» به «مانکن» می‌دهند – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: فراموش نکنیم نمایش خانگی این امکان را برای هنرپیشه فراهم می کند تا با گریم جذاب‌تر، آرایش غلیظ‌تر و پوشش شیک‌تر جلوی دوربین ظاهر شود. بسیاری از هنرپیشه ها دوست دارند بیش از آنچه تلویزیون به آنها اجازه می دهد، شیک جلوه کنند و ظاهر جذاب تر داشته باشند و شبیه مانکن ها شوند.

به گزارش سینماپرس، همانگونه که قانونی شدن استفاده از دستگاه ویدیوی خانگی و راه اندازی شدن فروشگاه های عرضه محصولات تصویری در اوایل دهه ۷۰  اجتناب ناپذیر بود و این امکان را در اختیار مخاطبان قرار داد که به جز آنتن تلویزیون و پرده سینما، گزینه دیگری هم برای تماشای آثار سینمایی داشته باشند، در اواخر دهه ۸۰  هم بار دیگر همین ضرورت به شکلی دیگر تکرار شد. ماجرا این بود که هم محدودیت های مالی تلویزیون مانعی بود برای همکاری با طیف گسترده تری از کارگردانانی که تمایل به ساخت مجموعه های نمایشی داشتند و هم رویکرد محافظه کارانه و خط کشی شده این رسانه، اجازه پرداختن به تعدادی از مضامین و ایده ها را نمی داد؛ از این رو اجتناب پذیر بود  که برای رفع این موانع، امکان ساخت سریال های نمایشی در نهادی به جز سازمان صدا و سیما فراهم شود.

سلبریتی‌هایی که با آرایشی غلیظ، «دل» به «مانکن» می‌دهند

در سال های آغازین شکل گیری این روند، نابسامانی های غیر قابل بخششی اتفاق افتاد؛ بی سرانجام رها شدن نخستین مجموعه های این شبکه یعنی «قهوه تلخ» و «قلب یخی» که مشتاقان فراوانی هم داشتند لطمه بزرگی بود که در همان ابتدای کار به شبکه نمایش خانگی وارد شد. پس از آن دوره با توزیع نسل جدید موفق مجموعه های  شبکه نمایش خانگی شامل «شهرزاد» و «عاشقانه»، وضعیت اطلاع رسانی و توزیع های هفتگی بسیار بهتر از پیش شد.

تفاوت های آشکار تلویزیون در مقایسه با شبکه نمایش خانگی

شبکه نمایش خانگی فضای بازتری برای طرح موضوعاتی که امکان مطرح شدن در تلویزیون را ندارند، است. در طول گذر زمان به نظر می آید حتی خیلی از مسائلی که در سینما نمی توان گفت در شبکه نمایش خانگی قابل طرح است. بنابراین این مدیا در قیاس با تلویزیون و سینما شبکه آزادتری محسوب می شود و به همین دلیل مردم از سریال های آن بیشتر استقبال می کنند.

تلویزیون سریال‌هایی دارد که اگرچه با محدودیت بیشتری نسبت به نمایش خانگی ساخته می‌شوند اما به دلیل استفاده از تکنیک های برتر مورد توجه مردم قرار می گیرد. این دو رسانه لزوما رقیب هم نیستند. البته شاید این پتانسیل وجود داشته باشد که نمایش خانگی رقیب تلویزیون باشد اما هنوز مردم این شبکه را درست نمی شناسند و سریال های آن را مستقیما نمی خرند و اغلب از طریق دانلود رایگان تماشا می کنند.

شبکه نمایش خانگی با وجود سریال های موفقی که داشته هنوز نتوانسته یک رقیب جدی برای تلویزیون شود، شاید به صورت مقطعی با سریال هایش مطرح شده است اما معمولا موفقیت او دائمی نبوده و مختص به یک دوره بوده است مثل زمان پخش سریال شهرزاد.

تلویزیون همیشه موفق است و از بابت ارائه سریال حتی اگر پربیننده هم نباشند، دستش پُر است و می‌تواند از خود دفاع کند. اگر نمایش خانگی پتانسیل رقابت هم داشته باشد، این اجازه به او داده نمی‌شود چون تا یک اندازه محدودی اختیار دارد و نمی‌تواند فراتر رود.

شبکه نمایش خانگی در گذشته مبتذل بود و رسانه‌ای برای توزیع سریال‌های سوپرمارکتی تلقی می‌شد و محصولات آن بیشتر به عنوان فیلم‌های شانه تخم مرغی نام می گرفت اما به مرور زمان این شبکه توانست با ارتقای تکنیک محصولات خود، جایگاه بهتری پیدا کند هرچند که هنوز مانده تا به جایگاه اصلی خود برسد.

سلبریتی‌هایی که با آرایشی غلیظ، «دل» به «مانکن» می‌دهند

استارهایی که «دل» به نمایش خانگی دادند

در سال های اخیر به خصوص دهه ۹۰ شبکه نمایش خانگی به لحاظ کیفی محصولاتش ارتقا پیدا کرده است، شاید دلیل اینکه استارهای سینما به آن روی خوش نشان دادند همین است. مثل سریال هایی نظیر «دل» و «مانکن» که بازیگران آن بیشتر از بازیگران سینما هستند.

بازیگران این مدیا به دو دسته تقسیم می شوند. برخی از بازیگران سینما که تاریخ مصرفشان گذشته و دیگر روی بورس نیستند و دستمزدهای بالا به آنها پیشنهاد نمی‌شود برای اینکه شهرت‌شان را حفظ کنند مجبور هستند در کارهای مختلف بازی کنند. بیشتر کسانی که در سینما پیشنهادات بالایی ندارند سر از شبکه نمایش خانگی در می آورند.

سلبریتی‌هایی که با آرایشی غلیظ، «دل» به «مانکن» می‌دهند

درمقابل تعدادی هم هستند که هوشیارانه نقش خود را انتخاب می کنند. یعنی در عین حال که در سینما محبوب و استارهستند در شبکه نمایش خانگی هم کار می کنند و به پیشنهاداتشان فکر می کنند و قطعا دستمزدهای بالاتری نیز طلب می کنند.

فراموش نکنیم نمایش خانگی این امکان را برای هنرپیشه فراهم می کند تا با گریم جذاب‌تر، آرایش غلیظ‌تر و پوشش شیک‌تر جلوی دوربین ظاهر شود. بسیاری از هنرپیشه ها دوست دارند بیش از آنچه تلویزیون به آنها اجازه می دهد، شیک جلوه کنند و ظاهر جذاب تر داشته باشند که این مورد متاسفانه درباره بازیگران مرد هم صدق میکند. بنابراین چون نمایش خانگی به این نیاز آنها پاسخ می دهد به سمت آن می روند.

*دانشجو

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

آقای علی‌عسکری! عادت دارید مسئولیت را به دوش دیگران بیندازید – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: پایان جنجالی سریال «پایتخت»، آن چنان که انتظارمی‌رفت، با واکنش رئیس سازمان صداوسیما مواجه شد اما نه واکنشی در خور مدیر یک سازمان بزرگ رسانه‌ای.

به گزارش سینماپرس، علی‌عسکری در این بحران، یک بار دیگر تلاش کرد تا مسئولیت را از دوش خود بردارد و به دوش مدیران میانی سازمان و حتی هنرمندان بیندازد؛ اقدامی که پیشتر هم سابقه داشت و به خاطر چند ثانیه پخش زنده مداحی جنجالی، حکم به برکناری مدیر شبکه پنج سیما داد.

رئیس سازمان صداوسیما در دستور خود خطاب به معاون سیما، طوری واژه‌ها را در کنار هم چیده‌اند که گویی در میانه یک «جنگ سرد» قرار دارند و تلاش افسران شان باید به عملیات دستگیری شماری از جاسوس‌های بیگانه بینجامد. دراین که در این فاجعه سازندگان «پایتخت»، حتماً عمدی وجود داشته، تردیدی نیست و این که کدام عوامل و با چه انگیزه‌ای دست به این اقدام زده‌اند، موضوعی است که حتماً ضرورت دارد بررسی شود، اما آن چه در ادبیات به‌کارگرفته‌شده در دستور آقای علی‌عسکری آشکار است، نوعی فرافکنی و ندیدن نقش خطاهای مدیران سازمان است و به نظر می‌رسد که با فرار رو به جلو تلاش می‌کنند تا مسئولیت اتفاقات درون سازمان خود را به گردن دشمن بیندازند و خود را از میدان تبرئه کنند.

این در حالی است که انتظار از رئیس سازمان صداوسیما، اظهارنظری مسئولیت‌پذیرانه و پاسخ گویانه است. نتیجه این ادبیات آن است که عده‌ای در فضای مجازی، به دنبال سوابق نویسنده سریال که مدتی در کشور ایتالیا زندگی کرده، می‌گردند تا او را به عنوان مقصر احتمالی و «ستون پنجم فرهنگی دشمن» معرفی کنند که این مسئله در جای خود قابل بررسی است. بدیهی است که در چنین فضایی، خطاهای مدیران سازمان نادیده گرفته می‌شود. اما سؤال اصلی این است که چرا چنین سکانسی با این درجه از اشکال، از سازوکار بازبینی و پخش سازمان عبور می‌کند و اجازه پخش می‌یابد، در حالی که گاهی با کوچک‌ترین ابهامات، صحنه‌ها یا حتی جزئیات یک صحنه، سانسور و اصلاح می‌شود.

  پاسخ برمی‌گردد به همان رویکرد اقتصادمحوری که در دوره جدید در پیش گرفته شده است؛ یعنی ورود بخش بازرگانی به برنامه‌سازی و طبیعتاً دخالت در حوزه محتوایی سیما. ریشه خطا از نگاهی است که سازمان صداوسیما را بیش از یک سازمان رسانه‌ای، یک بنگاه اقتصادی می‌بیند. این نگاه به شدت اقتصادی، برای تولید و پخش مجموعه «پایتخت ۶» روند عادی تولید سریال‌ها را برهم زده است؛ پرواضح است که اصل روند ممیزی و نظارت محتوایی در سریال‌ها فاقد اشکال نیست، اما به هر حال روال تجربه‌شده‌ای است که سال‌ها اجرا شده و از بسیاری خطاها پیشگیری کرده است. حال وقتی به طمع درآمد ۳۰۰ میلیارد تومانی، بازبینی سریال از ناظران باتجربه شبکه گرفته شده و به شماری از مدیران ارشد واگذار شود، چنین خطاهایی طبیعی خواهد بود. طبیعی است چهار مدیر ارشد الزاماً متخصص در بازبینی و پیدا کردن این قبیل انحرافات نیستند و اصلاً بعید نیست که هیچ‌کدام از آن‌ها نه فیلمفارسی‌های قبل از انقلاب را دیده باشند و نه بدانند حساسیت‌ها چیست. سازمان صداوسیما تحت مدیریت کنونی، به حدی مسائل مالی را ارزش می‌نهد که گاه همه شئون فرهنگی-رسانه‌ای را در ذیل آن تعریف می‌کند. این جاست که نباید مسئولیت آقای علی‌عسکری به عنوان رئیس سازمان را در خطای به‌وجودآمده، کمتر از مدیران ارشد سیما دانست. با نگاهی که یکسره معطوف به مسائل مالی باشد، چنین خطاهایی اجتناب‌ناپذیر است و نمی‌توان آن را صرفاً شیطنت چند برنامه‌ساز دانست و نقش این رویکرد را نادیده گرفت. همین نگاه است که اینفلوئنسرهای فضای مجازی را به عنوان بازیگر، مجری و… به رسانه ملی قالب می‌کند و شأنی بسیار بیشتر از آن چه باید، به آنان می‌بخشد.

بدیهی است که جذب آگهی برای سازمان صداوسیما، واجد اهمیتی بسیار است، اما در این میان نباید محتوا، قربانی آگهی شود. این یادداشت به هیچ وجه در پی آن نیست که سازندگان سریال «پایتخت ۶» به ویژه محسن تنابنده را به عنوان طراح داستان، تبرئه کند.

فصل ششم مجموعه «پایتخت»، از سویی با خلأ قصه و ماجرا مواجه بود و از سوی دیگر در موارد زیادی برای مخاطبان بدآموزی داشت؛ چیزی که در فصول گذشته این سریال باسابقه، شاهد آن نبودیم. به علاوه همچنان این شائبه مطرح است که محسن تنابنده طراح سریال «پایتخت» که پیشتر اعلام کرده بود دیگر با صداوسیما همکاری نخواهد کرد، آگاهانه اشارات تلویحی قسمت آخر سریال را به سینمای پیش از انقلاب، در قصه گنجانده است تا با حاشیه‌سازی، فشار افکار عمومی برای ادامه سریال «پایتخت» را به دوش سازمان صداوسیما بیندازد و در عین حال، با نمایش ژست اپوزیسیون، همکاری با رسانه ملی را نفی کند. در نهایت آن چه مهم‌تر است و باید بار دیگر به آن اشاره کرد، لزوم مسئولیت‌پذیری رئیس رسانه ملی و پاسخ گویی اوست؛ اقدامی که خلأ آن به صورت جدی در بسیاری از تصمیمات مدیران سازمان صداوسیما به وضوح پیداست.

*خراسان

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

«هنر» در نگاه صرف اقتصادی تبدیل به «کالا» می‌شود/جای خالی یک تخصص


«هنر» در نگاه صرف اقتصادی تبدیل به «کالا» می‌شود/جای خالی یک تخصص

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

مشکل اصلی‌ فیلمنامه، شتاب‌زدگی در ساخت و دور از واقعیت جامعه – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: نوروز تمام شد و یک بار دیگر باید به این نکته اشاره کنیم که چرا باری به هر جهت حرکت کردن به رویه و رویکردی در سریال‌سازی تبدیل شده است؟ فقط پُرشدن آنتن مهم بوده و خبری از مضمون، محتوا و داستان نبوده است. نه طنز بودند و نه دغدغه‌مند خانواده و جامعه!

به گزارش سینماپرس، سریال‌های نوروزی از ۲۶ اسفندماه با پخش “دوپینگ” ماراتن خودش را آغاز کرد؛ سریال‌هایی که پیش از آن مدعی طنازی، دغدغه‌های اجتماعی و نمایش مدرنیته در ساخت آثار تخیلی و فانتزی و در عین حال کمدی، بودند. اما واقعیت این است که نه طنازی دیدیم و نه فریادِ دغدغه‌مندی برای گرم‌کردن و تقویت بدنه خانواده‌ها و جامعه را شنیدیم. سریال‌هایی را دیدیم که جملگی آمدند و رفتند تا آنتن خالی نماند. حتی از سریال “پایتخت” که بعد از این همه آمدن و رفتن، انتظار کار برجسته و بلامنازعی می‌رفت همه را با نداشتن فیلمنامه و داستان متحیّر کرد. البته این مخاطب در جریان پخش سریال‌های نوروزی، از آثار قدیمی تلویزیون که به واسطه شیوع کرونا از کشوهای اتاق آرشیو بیرون آمدند بیشتر استقبال می‌کرد و آنها را کنار هم می‌گذاشت و با خودش می‌گفت چرا آنقدر از جذابیت‌ها، توجه عمیق به داستان و فیلمنامه، شخصیت‌پردازی و ایفای نقش دور شده‌ایم؟

تلویزیون، صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، بازیگران سینما و تلویزیون ایران، شبکه یک، شبکه دو | شبکه 2 سیمای جمهوری اسلامی ایران، شبکه سه سیما، شبکه پنج | شبکه پنج سیمای جمهوری اسلامی ایران، شبکه های سیمای جمهوری اسلامی ایران، عید نوروز، ویروس کرونا،

چرا دیگر سریال و فیلم‌مان با جامعه و خانواده‌مان هارمونی ندارد؟ این سؤالاتی است که همواره با تماشای این سریال‌ها برای مخاطب پیش می‌آمد و کماکان هم این پرسش‌ها برایش تکرار خواهد شد چون تلویزیون از آن فضای دغدغه‌مندی اجتماعی و خانوادگی و توجه به سبک زندگی ایرانی اسلامی دور شده و انگار برایشان اهمیت ندارد چه بر سرِ فرهنگ خانوادگی و اجتماعی این مرز و بوم می‌آید. فضا را رها کرده‌اند و سکان‌دارش عده‌ای در آن سوی مرزها شده‌اند که هم انیمیشن‌ها، هم فیلم‌ها و سریال‌ها و هم محتواهای آلوده برای قشر جوان ما آماده و القاء می‌کنند. اینها هشدارهای واقعی است که در سال ۱۳۹۹ که رهبر انقلاب دغدغه‌شان را در شعارشان مطرح کرده‌اند، به فکرِ جهش تولید در زمینه‌های ارتقاء فرهنگی جامعه باشد.  

با نگاهی به کاندیدا و حتی سریال‌های قطعی شده ماه مبارک رمضان می‌توانیم پیشاپیش به این نکته اشاره کنیم که امسال هم خبری از سریالی مطابق با ایام نیست. شاید دست‌اندرکاران در واکنش به این عبارت بگویند شرایط ویژه کرونا را داریم و برخی از پروژه‌ها نمی‌توانند و برخی نتوانستند خودشان را برسانند. حال سؤال اینجاست تا چه زمانی قرار است پروژه‌های تلویزیونی دقیقه نودی باشند!؟ ما سریالی می‌خواهیم که فضای سبک زندگی رمضانی را نشان دهد، ما سریالی می‌خواهیم ما را با فضای رمضانی عجین کند نه اینکه حال و احوالات مذهبی و دینی را از ما دور کند. ماجرایی که چند صباحی است رخت بربسته و خبری از نمایش معنویت و شکوه و زیبایی رمضان در سریال‌های تلویزیون نیست. برای دیدنش باید به همان نوستالژی‌ها و آثار سال‌های قبل مراجعه کنیم.  

تلویزیون، صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، بازیگران سینما و تلویزیون ایران، شبکه یک، شبکه دو | شبکه 2 سیمای جمهوری اسلامی ایران، شبکه سه سیما، شبکه پنج | شبکه پنج سیمای جمهوری اسلامی ایران، شبکه های سیمای جمهوری اسلامی ایران، عید نوروز، ویروس کرونا،

با این پیش زمینه به سراغ بررسی سریال‌های نوروزی شبکه‌های ۱، ۲، ۳ و ۵ سیما می‌رویم که کماکان سه سریال روی آنتن است؛ “کامیون”، “دوپینگ” و “میانبر” که گفته می‌شود تا ابتدای ماه مبارک رمضان روی آنتن‌اند و “نون. خ” همزمان با نیمه شعبان از ۲۰ فروردین جایگزین سریال “پایتخت”۶ می‌شود.

مردم دلشان خوش بود که “پایتخت” را می‌بینند و حالشان خوب می‌شود. اما با سریالی مواجه شدند که از آن مسیر اصلی تولید مجموعه‌ای خانوادگی و اجتماعی دور شده بود؛ از سبک زندگی و خانواده ایرانی خبری نبود! البته نوشته‌های هرچند ناامیدکننده آرش عباسی نویسنده سریال، خانواده‌ای را به نمایش درآورد که نه تنها الگو هستند بلکه در حال فروپاشی‌اند. چه روابط زن و شوهر و چه پدر و فرزند که هر دو نمایانگر مشکلاتی‌اند که بیشتر از القای امید و الگو و بستر شکل‌گیری سبک زندگی درست، فضایی ناامیدکننده و سیاه را به مخاطب نشان می‌داد. حتی نقش مثبت داستان (ارسطو) در این فصل، قاچاقچی می‌شود.

تلویزیون، صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، بازیگران سینما و تلویزیون ایران، شبکه یک، شبکه دو | شبکه 2 سیمای جمهوری اسلامی ایران، شبکه سه سیما، شبکه پنج | شبکه پنج سیمای جمهوری اسلامی ایران، شبکه های سیمای جمهوری اسلامی ایران، عید نوروز، ویروس کرونا،

انگار سازندگان “پایتخت”، می‌خواستند سریالی سرهم شده بسازند که علاوه بر فیلمنامه، اشکالات ساختاری ویژه‌ای در کارگردانی‌اش هم به چشم می‌خورد.

تلویزیون، صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، بازیگران سینما و تلویزیون ایران، شبکه یک، شبکه دو | شبکه 2 سیمای جمهوری اسلامی ایران، شبکه سه سیما، شبکه پنج | شبکه پنج سیمای جمهوری اسلامی ایران، شبکه های سیمای جمهوری اسلامی ایران، عید نوروز، ویروس کرونا،

نکته‌ای که در همه سریال‌های نوروزی به چشم می‌خورد و می‌توان آن را به وضوح دید، دور بودن از واقعیت‌های زندگی، فرهنگ خانوادگی و اجتماعی ایرانی است که نه در فانتزی و تخیلی “دوپینگ” آن را پیدا کردیم، نه در “کامیون” اطیابی و نه در “میانبر” آپارتمان‌نشین و حتی مدعی ماراتن نوروزی یعنی “پایتخت” سیروس مقدم.  

واقعاً “کامیون” و “میانبر” که هر دو با شکل و شمایل اجتماعی پا به عرصه رقابت نوروزی گذاشتند، نتوانستند خودشان را به جامعه و خانواده ایرانی نزدیک کنند. نه آنها به واقعیت زندگی مردم ربط داشتند و نه مردم توانستند با فیلمنامه‌های ضعیف‌شان ارتباط برقرار کنند. تمامِ همّ و غمّ بیننده تلویزیون این بود که گهگاهی مسائل و مشکلاتش را در آیینه “پایتخت” می‌دید که به دلیل نفوذ و سلیقه اسپانسرها، این اتفاق هم برایش نیفتاد.  

تلویزیون، صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، بازیگران سینما و تلویزیون ایران، شبکه یک، شبکه دو | شبکه 2 سیمای جمهوری اسلامی ایران، شبکه سه سیما، شبکه پنج | شبکه پنج سیمای جمهوری اسلامی ایران، شبکه های سیمای جمهوری اسلامی ایران، عید نوروز، ویروس کرونا،

اولین نکته‌ای که در همه سریال‌های نوروزی امسال مشترک دیده می‌شود فاصله داشتن با زندگی مردم است. سوژه‌هایی که توانستند درست پردازش شوند؛ مناسبات‌شان منطبق بر فرهنگ و اقلیمِ جامعه ایرانی نبود. انگار از سیاره‌ دیگری به زمین آمده بودند و از سبک زندگی و مردم ما چیزی نمی‌دانستند. تمامی اینها ادعای طنز و کمدی داشتند اما واقعاً هیچ یک از ویژگی‌های طنز و مؤلفه‌های کمدی برخوردار نبودند. با طنز در نوروزِ امسال به پیش‌پاافتاده‌ترین شکل ممکن برخورد شد.  

مثلاً در “دوپینگ” می‌گفتند دنبال فانتزی توأمان با کمدی هستیم اما فانتزی باید ویژگی‌های طنز را دارا باشد که چنین شاخصه و مؤلفه‌ای را نمی‌یابیم. در “کامیون”، “میانبر” و “پایتخت” هم به گونه‌های دیگر شاهدِ ناتوانی و فقدان‌ها و نواقصی بودیم. همه مشترکاً به مخاطب می‌گفتند آمدیم تا آنتن خالی نماند. یک اندیشه و تفکر قابل تأمل و عمق نگاهی پشت ساخت این سریال‌ها نبود.  

تلویزیون، صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، بازیگران سینما و تلویزیون ایران، شبکه یک، شبکه دو | شبکه 2 سیمای جمهوری اسلامی ایران، شبکه سه سیما، شبکه پنج | شبکه پنج سیمای جمهوری اسلامی ایران، شبکه های سیمای جمهوری اسلامی ایران، عید نوروز، ویروس کرونا،

جالب است که بسیاری از کارشناسان خصوصاً “جبار آذین” منتقد و کارشناس رسانه بارها این نقد را داشته که صداوسیما مدت‌ها است با ساخت سریال‌های ضعیف و دورمانده از مردم و اندیشه‌هایی که برای ساخت این آثار به کار نمی‌گیرد و از حرفه‌ای‌ها و کاربلدها هم بهره نمی‌برد از جامعه فاصله گرفته است. خیلی وقت است که به مناسبت‌ها توجه نمی‌کند چه نوروز، چه رمضان و چه محرم و صفر و ایامی دیگر؛ انگار همه‌چیز را رها کرده‌اند و فقط هدف و آمال‌شان، پُرکردن آنتن است ولاغیر.  

او اعتقاد دارد که در سال‌های گذشته تلویزیون به توفیقاتی دست پیدا می‌کرد چون مدیران حاکم بر آن به حضور هنرمندان حرفه‌ای و ساخت آثار تلویزیونی قوی و تأثیرگذار اهمیت می‌دادند و امروز ماندگار شدن آثار جزو اولویت نیست. امروز که به واسطه شیوع کرونا و فضای خاصِ تلویزیون، برخی از آثار قدیمی از کشوهای آرشیو صدا و سیما بیرون آمده‌اند و روی آنتن می‌روند مخاطب با این واقعیت روبرو شده است که چقدر از آن روزهای طلایی دور شده‌ایم؟ به نیاز روز مخاطب توجه داشتند و فیلمنامه، شخصیت‌پردازی و کارگردانی اصولی برایشان هدف بود و نه رسیدن به آنتن! مسئولان به آن کارها بها می‌دادند و امروز عمده حضور و فعالیت در صحنه سریال‌سازی در اختیار کسانی قرار گرفته که ارتباطات خاصی با برخی از مسئولان رده‌بالای صداوسیما دارند. در نتیجه سریال‌های خوب ساخته نمی‌شوند و هنرمندان کاربلد هم روز به روز فاصله‌شان با تلویزیون بیشتر می‌شود.  

تلویزیون، صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، بازیگران سینما و تلویزیون ایران، شبکه یک، شبکه دو | شبکه 2 سیمای جمهوری اسلامی ایران، شبکه سه سیما، شبکه پنج | شبکه پنج سیمای جمهوری اسلامی ایران، شبکه های سیمای جمهوری اسلامی ایران، عید نوروز، ویروس کرونا،

نگاهی جزئی‌تر به سریال‌ها و مروری بر نقاط ضعف و قوت‌شان؛

اول: پایتخت

وقتی اولین قسمت “پایتخت” روی آنتن رفت آنقدر سادگی و اتفاقات جذاب و دلچسب می‌دیدیم که در ششمین قسمت اصلاً خبری از آن حال و احوال ساده روستایی و به قولِ نویسنده و عوامل کار معمولی نبود! انگار نویسنده جدید خبر نداشت که این سریال برندی از هم‌گرایی خانوادگی است. اینجا نباید مروج بی‌حرمتی کوچکترها به بزرگترها، دروغ‌گویی و یا پنهان‌کاری در خانواده باشد.

خانواده در “پایتخت” اولویت‌آخر نویسنده بود؛ زیرا با توجه زیاد از حد به حیوان‌خانگی، طرح خانه مجردی، دختری که وقت و بی‌وقت در خانه فهیمه می‌آمد تا با بهتاش صحبت کند یا بیرون برود. چقدر این اتفاقات خانوادگی است؟ شاید بسیاری درست گفته‌اند که دیگر نمی‌توان “پایتخت” را خانوادگی دید؛ خصوصاً که برای کودکان بیشتر بدآموزی دارد. نمایشِ ناهنجاری‌های جامعه اینطوری نیست؛ بیشتر ما راه و رسم کارهای خلاف را به جامعه می‌آموزیم. چون تمامِ “پایتخت” برای مخاطب، ارزشمند بوده و سکانس‌ها و تیکه کلام‌هایش از خاطره بیرون نرفته است. اما بعد از نمایش این ۱۵ قسمت، خیلی‌ها در کوچه و بازار با خودشان می‌گویند “پایتخت” و اتفاقاتش به ایستگاه پایانی رسیده‌اند؟

وقتی فصل اول “پایتخت” سال ۱۳۹۰ روی آنتن رفت ماجرای خانواده معمولی را از خطه شمال تعریف کرد کسی تصور نمی‌کرد این سریال بتواند به فصل ۶ برسد؛ اما رفته رفته این سریال از مسیر و رسالت اصلی‌اش دور شد و گویا اسپانسرها می‌گفتند “پایتخت” باید به کدام طرف حرکت کند؟  

در فصل پنجم هم علاوه بر اشتباهات راهبردی در ترکیه و بقیه ماجرا، طوفان قسمت‌های پایانی در مقابله با داعش، دوباره “پایتخت” را زنده کرد. تا اینجای کار خشایار الوند در کنار طراح سریال یعنی محسن تنابنده حضور داشت اما درگذشت ناگهانی‌اش سیر حضور “پایتخت” را روی آنتن به تعویق انداخت. تا جائیکه “پایتخت”۶ به نوروز ۱۳۹۹ رسید و آرش عباسی با سابقه‌ای نه قابل اعتنا در عرصه تئاتر و فیلم کوتاه سر از نویسندگی و راهبری سریالی درمی‌آورد که سالها در ذهن مخاطب مانده و حالا او قصه‌ای نامنظم و بدون سرمنزلی آورده که ما را یادِ “پایتخت” نمی‌اندازد.

آنقدر از فیلمنامه عصبانی می‌شویم که با خودمان می‌گویم “پایتخت” به آخر راه رسیده است؟ یا همواره یاد فیلمنامه‌نویسی می‌افتیم که به خانواده بودن معمولی‌ها تأکید داشت و انگار “آرش عباسی” اعتقاد به مسیر دیگری داشت. همانی که در ۱۵ قسمت پخش شده دیدیم؛ از آن سادگی‌ها و صمیمیت‌ها خبری نبود. خانواده‌ دوستی، احترام به بزرگترها، تربیت درست فرزندان را که جزو ارکان سریال “پایتخت” بود نمی‌بینیم. شاید با نگاهی به شخصیت‌هایی مثل سارا و نیکا و بهتاش که هم افولِ رفتاری و کرداری پیدا کرده‌اند و حتی در بازی هم دخترانِ نقی معمولی چنگی به دل نزدند. فکر می‌کنم به لحاظ هنری بهروز فریبا از همه بهتر بود.

شتاب‌زدگی و عجله در نوشتن فیلمنامه و حتی کارگردانی، “پایتخت” همیشگی را به نمایش درنیاورد؛ آنقدر گاف‌های تصویری و دیالوگی در فضای مجازی دست به دست شده که همه نشان می‌دهند نه سیروس مقدم و نه محسن تنابنده و گروهش همیشگی نبودند. شاید متشنج‌کردن فضا از سانسور شدن و بقیه کارهای رسانه‌ای که تنابنده و مهرانفر خیلی خوب بلدند هم به خاطر کمبودها و کاستی‌های زیاد سریال “پایتخت” باشد. آرش عباسی با یک سریال امتحان‌ پس داده مواجه بود و نه هر مجموعه دیگری! نباید مثل فیلم کوتاه و هر نمایشنامه دم دستی با آن برخورد می‌کرد. اینجا “پایتخت” زیر ذره‌بین مخاطب دقیق و باهوشی است که ۵ گانه قبلی را دیده و حالا منتظر یک سریال قدرتمند است. حتی بازگشت “بهبود” هم تنور بی‌رمقِ داستان بی سر و ته خانواده معمولی و فریبا را داغ نمی‌کند. هرچند سکانس‌ها و دیالوگ‌هایی مثل همیشه پخته و دیدنی بودند اما فقدان فیلمنامه، قدرت و شکوه را از “پایتخت” گرفت و آن را به آخر خط رساند.

یکی از نقاط قوتی که همیشه “پایتخت” با خودش داشته همراهی با حوادث سیاسی اجتماعی روز است و این بار فارغ از توجه به کرونا و گوشزدی دیگر، روایت دزدان سومالی است که با بازگشت بهبود و اتفاقاتش به نمایش درآمد. البته که در روایت کرونایی شاهد ضد و نقیض‌هایی از جنس آمدن مأمورها برای بردن بهبود می‌بینیم در صورتیکه هنوز “بهروز” به مدرسه می‌رود. شاید با کمی تأمل بیشتر در فیلمنامه و پرداخت، این اشتباهات کاهش پیدا می‌کرد.

تلویزیون، صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، بازیگران سینما و تلویزیون ایران، شبکه یک، شبکه دو | شبکه 2 سیمای جمهوری اسلامی ایران، شبکه سه سیما، شبکه پنج | شبکه پنج سیمای جمهوری اسلامی ایران، شبکه های سیمای جمهوری اسلامی ایران، عید نوروز، ویروس کرونا،

دوم: کامیون

مجموعه تلویزیونی «کامیون» به کارگردانی سیدمسعود اطیابی در ۳۰ قسمت ۴۲ دقیقه‌ای برای شبکه دو تولید شده که تاکنون ۱۶ قسمت آن روی آنتن رفته است.  طنزی که درباره  یک پیشکسوت فوتبال است که مدتی روی کامیون باربری کار می‌کند و پس از آشنایی با سه دانشجو که صاحب‌خانه به دلیل مشکلاتی اثاثیه‌شان را به خیابان ریخته است، درگیر ماجراهایی می‌شود. صابر، وحید و اشکان سه دانشجویی هستند که به دلیل مشکلاتی توسط صاحبخانه اثاثیه‌شان به خیابان ریخته شده. نادر و دانشجوها با هم آشنا می‌شوند که این آشنایی زمینه‌ساز اتفاقات مختلفی در روند داستان می‌شود.

سیدمسعود اطیابی کارگردان سریال نتوانسته مخاطب را به سمت سریال خود بکشاند و از “کامیون” به عنوان سریال موفق نوروزی یاد شود. او حتی در بازی گرفتن‌ها و استفاده از قابلیت‌های برخی از بازیگرانش همچون مهدی هاشمی هم با ضعف‌های عمده‌ای روبرو بوده است. مهدی هاشمی را در کنار چند بازیگر کمتر شناخته شده و ناشناخته قرار داده و خواسته است با تکیه بر قابلیت‌های “هاشمی” و محوریت کامیون، سریال طنز اجتماعی باشد؛ اما نه طنز است و نه اجتماعی و افزون بر این نتوانسته از هاشمی هم بازی مناسبی بگیرد.   

“کامیون” اطیابی می‌توانست در صورت شخصیت‌سازی درست، واقعی، مناسب و طنزگونه و همچنین منسجم کردن انواع موضوع‌های پرت یا به قولی بدون سرمنزل، از “کامیون” در فیلمنامه، اجرا و کارگردانی، سریالی جذاب و هدفمند بسازد؛ اما متن آشفته، سوژه‌های ناپخته و کاراکترسازی‌های سطحی، بازی‌های ضعیف و کارگردانی سردستی را شاهدیم.

“کامیون” می‌توانست محمل مناسب‌ نگرش‌های اجتماعی باشد و مخاطب را همراه شخصیت‌ها به میان جامعه، مشکلات و مسائل اجتماعی ببرد و با نگاهی اجتماعی، اقتصادی و طنز حرف‌های خوبی را برای بیننده بازگو کند.

این مجموعه تلویزیونی نشان داده که در فضای درام و تصویرسازی معمولی تلویزیون هم ناتوان است چه برسد به تحرکات اجتماعی!   در واقع هیچ‌گونه امتیازی در فیلمنامه، کارگردانی و بازی‌ها به خود اختصاص نمی‌دهد. نکته‌ای که در سریال‌های نوروزی امسال به وضوح دیده می‌شود و سریال “کامیون” هم از خودش نشان داده که قادر به سرگرم کردن مخاطب نیست.

تلویزیون، صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، بازیگران سینما و تلویزیون ایران، شبکه یک، شبکه دو | شبکه 2 سیمای جمهوری اسلامی ایران، شبکه سه سیما، شبکه پنج | شبکه پنج سیمای جمهوری اسلامی ایران، شبکه های سیمای جمهوری اسلامی ایران، عید نوروز، ویروس کرونا،

سوم: دوپینگ

شبکه ۳ سیما سریال کمدی “دوپینگ” را به کارگردانی رضا مقصودی زودتر از بقیه سریال‌ها راهی آنتن نوروزی کرد. این سریال تلویزیونی مضمونی کمدی ـ فانتزی دارد و داستان دو شخصیت است که سال‌ها پیش متولد می‌شوند و با شرایطی که برایشان در دوران نوزادی پیش می‌آید داستان ادامه پیدا می‌کند تا این که بزرگ می‌شوند و …

مجموعه تلویزیونی “دوپینگ” نه در فیلمنامه و نه در کارگردانی امتیاز بالایی را از آنِ خود نمی‌کند؛ “دوپینگ” هم مانند دیگر سریال‌های نوروزی بنا داشته علاوه بر اجتماعی بودن، طنز و خنده‌دار هم باشد. البته که نباید از یاد ببریم کارگردان هدفش را لو داده و گفته است دنبال سرگرمی بوده و  پیام خاصی نداشته است.  استفاده از گروهی حرفه‌ای در مقام بازیگر و عوامل فنی در همین راستا بوده است.  

جدا از تدوین خوب و دقیق حسن ایوبی و تصویربرداری غنی محمدرضا سکوت و بهره‌گیری از بازی‌های دیدنی “شبنم مقدمی” که “دوپینگ” را از سقوط نجات داده‌اند؛ بزرگترین ضربه را خام نگه‌داشتن موضوع اصلی سریال که باید “دوپینگ” را نشان می‌داد به سریال وارد کرده است. یعنی در واقع داستان کش‌دار و بی‌رمق “دوپینگ” باید معجون ساخته یک مسافر  زمان به دو موجود انسانی خارق‌العاده که کارهای غیرمعمول انجام می‌دهند را جان ببخشد اما نه فقط خود دختر و پسر همسایه – شیوا و کامران- که معتاد استفاده از قرص‌های عجیب نیروبخش هستند از منظر شخصیت‌پردازی، درست پرداخت نشده‌اند، بلکه مناسبات‌شان، روابط اجتماعی، کارها و ماجراهایشان هم دچار سطحی‌نگری شده‌اند.

داستان سریال می‌توانست از موضوع اولیه و بهره‌گیری از معجون، شخصیت‌ها را در مسیر انجام کارها و خدمات خوب اجتماعی جهت دهد اما این کاراکترهای ضعیف برای خودنمایی و ابراز وجود، اقدام به کارهای سبک و سطحی مانند جا به جا کردن اشیاء توسط پسر جوان قصه (کامران- نیما شعبان‌نژاد) و دخالت در امور زناشویی دیگران توسط دختر جوان داستان (شیوا- الناز حبیبی) می‌کنند که بیش از  خارق‌العاده بودن، تمسخرزا و بیهوده است.  

سریال “دوپینگ” نیاز به دوپینگ در پرورش سوژه‌ و نگارش فیلمنامه و کارگردانی و بازی‌گرفتن اصولی از بازیگران صاحب‌نامش داشت؛  مجموعه‌ای که هنوز نتوانسته مخاطب را میخ‌کوب خودش کند. “دوپینگ” امتیاز مهمی را نصیب رضا مقصودی و تلویزیون نمی‌کند و مجموعه‌ای سطحی و فراموش‌شدنی است.  

به هرحال شبیه به چنین فرم روایتی در دنیا بسیار مرسوم است و آثار بسیاری را دیدیم که فانتزی یکی از عناصر آنها است، اما در ایران کارگردانان کمتر به سراغ این نوع سبک ساخت رئال یا کمدی می‌روند؛ از شاخه فانتزی بهره ببرند؛ اتفاقی که باید هماهنگ با آن بازیگران را هم به سمت فانتزی شدن پیش برد.

یکی از نقاط ضعفِ برجسته که امسال در سریال‌ها کمتر به آن توجه شده بحث اخلاق و ترویج احترام به بزرگتر- کوچکتر است؛ در “دوپینگ” هم این ضعف را می‌بینیم که با چالش پدر و پسری – حسن و کامران(هادی حجازی‌فر و نیما شعبان‌نژاد) ساختار خانواده و احترام به بزرگترها زیر سؤال می‌رود.  

“دوپینگ” اگر این نقاط ضعف ساختاری و روایی را اصلاح می‌کرد می‌توانست نمره قبولی در ماراتن بی‌رمقِ نوروزی امسال به خودش اختصاص دهد. سریالی که کماکان برگ برنده‌اش حضور بازیگران سرشناس و صاحب‌نامی همچون هادی‌حجازی‌فر و شنبم مقدمی است که علاوه بر کارنامه خود رضا مقصودی، شاید امیدهای مخاطبینی باشند که هر شب این سریال را برای تماشا، انتخاب می‌کنند.  

تلویزیون، صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، بازیگران سینما و تلویزیون ایران، شبکه یک، شبکه دو | شبکه 2 سیمای جمهوری اسلامی ایران، شبکه سه سیما، شبکه پنج | شبکه پنج سیمای جمهوری اسلامی ایران، شبکه های سیمای جمهوری اسلامی ایران، عید نوروز، ویروس کرونا،

چهارم: “میانبر”

مجموعه تلویزیونی “میانبر” به مسائل و مشکلات آپارتمان نشینی می‌پردازد. ساکنان مجتمع مسکونی برای حل این مسائل در آپارتمان شان انتخابات تشکیل می‌دهند. داستان در یک آپارتمان چند واحدی می‌گذرد که ساکنان آن با مشکلاتی روبه‌رو هستند. از طرفی با انتخاب مدیر ساختمان مواجه می‌شوند و در این بین ماجراهایی برایشان رقم می‌خورد. این سریال تلویزیونی که یزدان فتوحی کارگردانی کرده،   ضعف‌های فراوان مضمونی، محتوایی و ساختاری دارد و از سایر سریال‌های نوروزی ضعیف‌تر و عقب‌تر است.

“میانبر” درامی اجتماعی و آپارتمانی است که در موضوع و پرداخت داستانی و هنری هیچ حرفی برای گفتن ندارد.   توجه به مناسبات زندگی آدم‌ها و موضوع‌های متنوع که می‌توانست با نوآوری و خلاقیت در داستان‌سازی و ساختار درام و پردازش تصویری در این سریال از جایگاهی مناسی برخوردار شود اما به دلیل نگاه کلیشه‌ای به سوژه‌ها و کاراکترها ابتر مانده و نتوانسته مخاطب را سرگرم و با خودش همراه کند.

تنوع و تعدد آدم‌های سریال  و درگیر شدن آنها با مشکلات داخلی و خانوادگی و در امتداد آن مسائل آپارتمانی در روابط با همسایه‌ها و رویدادهای اجتماعی می‌توانست “میانبر” را از کسالت و بی‌رونقی نجات دهد اما اینگونه نشده و تماشاگر در جریان تماشایش صرفاً یکسری حرف‌ها، رفتارها و ماجراهای تکراری را مشاهده می‌کند. “میانبر” نه تنها در درام‌سازی ناموفق بوده و حتی در طنازی هم به لودگی آدم‌ها رسیده است. زیرا  هیچ‌کدام از شخصیت‌ها نتوانستند از تیپ‌سازی فراتر بروند و  بازی‌های خوبی را به نمایش بگذارند. دلیل و ضرورت ساخت چنین سریال‌هایی که دچار کاستی‌های فراوان در سوژه، داستان‌سرایی، ساختار هنری، کارگردانی و همچنین فارغ از نگاه تحلیلی و قابل تأمل اجتماعی‌اند،  مشخص نیست!

متأسفانه شتاب‌زدگی در نگارش فیلمنامه، مشکلات نظارتی چه در تصویب فیلمنامه و طرح، چه در زمان فیلمبرداری و چه در زمان پخش سریال و استفاده از نویسندگان کارنابلد و کارگردانی‌های ضعیف و حضور بازیگرانی که بیشتر از دلسوزی برای سیما به خودنمایی در فضای مجازی مشغولند؛ دست به دست هم داده تا مناسبت به مناسبت ضعف و خدشه‌ای دیگر به کارنامه رو به افولِ صداوسیما اضافه شود.  

*تسنیم

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

عواملی که باعث افت کیفیت سریال «هم گناه» شد – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: کیفیت پایین سریال «هم گناه» دلایل مختلفی دارد که در این گزارش به آن پرداخته ایم.

به گزارش سینماپرس، از جمله سریال‌های عرضه شده به شبکه خانگی که توسط یکی از کارگردانان متوسط سینما ساخته شده «هم‌گناه» است. چرا مصطفی کیایی کارگردان متوسطی است؟ چون هم آثار خوبی مانند «چهارراه استانبول»، «ضدگلوله» و «خط ویژه» را ساخته و هم آثار ضعیفی مثل «بارکد» و «مطرب».

«هم گناه» تازه‌ترین کار کیایی به لحاظ کیفیت داستان‌پردازی آن قدر غیرواقعی و گرفتار تخیلات است که گویا سازنده از زیربنای درامش که وقوع جنایت در جغرافیای ایران است هیچ چیز نمی‌دانسته!

آدم‌های ساختگی، روابط غیرقابل باور و ماجراهای یادآور فیلمفارسی‌ها چنان سطح «هم گناه» را تنزل داده که انگار نه انگار کارگردان «خط ویژه» آن را ساخته است.

چرا کیایی چنین نزول کرده و حتی از استانداردهای دراماتیک «خط ویژه» هم عقب افتاده است؟ یکی از مهمترین دلایل نزول کیایی از کارهای ابتدایی او شاید این است که در سال‌های اخیر کیایی می‌خواهد تهیه‌کنندگی آثارش را هم خودش برعهده گیرد؛ برعکس آثار ابتدایی‌اش که  با حضور تهیه‌کنندگانی کم و بیش آشنا به استانداردهای جذب مخاطب برسد.

در «هم گناه»، کیایی هم کارگردان است و هم تهیه‌کننده و این حضور همزمان در دو مسئولیت مهم از دقت نظر او بر کارگردانی به شدت کم کرده است. شاید اگر یک مدیر تولید کارکشته و صاحب تجربه در پروداکشن‌های سنگین کنار کیایی بود، دقتش در کارگردانی بالا میرفت، ولی این اتفاق هم نیفتاده تا کیفیت تولید «هم گناه» بشدت نزول کند.

اینکه در سینما صنفی با نام تهیه‌کننده-کارگردان به‌عنوان یکی از چهار صنف کلیدی تهیه‌کنندگان راه افتاده و همین اسباب تهیه‌کننده شدن بسیاری از کارگردانان را فراهم آورده دلیلی کافی برای آن است که در تولیدات سنگین سریالی هم، باز پروانه تولید را همزمان برای یک نفر به عنوان کارگردان و تهیه‌کننده صادر کند؟

هیچ جای دنیا این طور نیست که کار تولید سریال‌های سنگین را به کارگردان واگذار کنند و در همین تلویزیون یا شبکه خانگی هم موفق‌ترین سریال‌ها، آنهایی هستند که تهیه‌کننده‌ای کارکشته جدا از کارگردان در عقبه تولید آن‌ها وجود دارد.

زیر ذره‌بین بردن «هم گناه» و کم کاری که در طراحی صحنه و لباس یا مثلا انتخاب لوکیشن صورت گرفته حکایت از آن دارد که سریال با نگاهی گشاده‌دستانه نسبت به مخاطب تولید نشده است.

اینجا سوالی مطرح می شود که چرا چنین شده وقتی بودجه کافی برای تولید هم موجود بوده است؟ همزمانی مسئولیت کارگردان و تهیه‌کننده و جاه‌طلبی، کیفیت پروژه را پایین آورده و کاری کرده که واهمه سود نداشتن در تولید مانند بختک باعث رکود سریال شود؟

کیایی کارگردانی متوسط، ولی مستعد است و اگر تهیه‌کننده‌ای مجرب کنارش باشد خروجی آن به‌مراتب بالاتر از این می‌شود که در «هم گناه» می‌بینیم.

اینکه چرا وزارت ارشاد به‌عنوان ارگانی که می‌تواند به‌هنگام صدور پروانه ساخت سریال‌هایی این‌چنینی با تفکیک مسئولیت تهیه‌کنندگی از کارگردانی، اسباب ارتقای تولید را موجب شود با سهل‌گیری، کیفیت تولید را تنزل می‌دهد؟

آیا ارشاد نباید با تفکیک تهیه‌کنندگی از کارگردانی در سریال‌های پرهزینه شبکه خانگی، هم صنف تهیه‌کنندگان را ارج بنهد و هم راهی سرراست‌تر برای افزایش رونق کیفی شبکه خانگی پدید بیاورد؟

*خبرنگاران جوان

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

بازیگر «شوالیه تاریکی برمی‌خیزد» جان باخت – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: جی بندیکت بازیگر فیلم‌هایی چون «شوالیه تاریکی برمی‌خیزد» و «بیگانه‌ها» بر اثر ابتلا به ویروس کرونا، درگذشت.

به گزارش سینماپرس به نقل از پیپل، جی بندیکت بازیگر فیلم‌های مشهوری چون «بیگانه‌ها» ساخته جیمز کامرون و «شوالیه تاریکی برمی‌خیزد» کریستوفر نولان، در حالی که ۶۸ سال داشت، بر اثر ابتلا به ویروس کرونا در بریتانیا جان باخت.

گرچه وی زاده کالیفرنیا بود اما بیش از ۵۰ سال در اروپا زندگی کرده بود و در همانجا در نقش شخصیت‌های آمریکایی ظاهر شده بود. مشهورترین شخصیت وی جان کیفر یک افسر ارتش آمریکایی در سریال تلویزیونی «جنگ فیول» در سال ۲۰۰۶ بود. وی همچنین بازیگر سریال بریتانیایی «امردال» بود که در اواخر دهه ۱۹۹۰ میلادی روی آنتن رفته بود.

علاوه بر نقش‌آفرینی‌های مختلف روی صحنه تئاتر، وی همچنین نقشی در فیلم «بیگانه‌ها» تریلر کامرون در سال ۱۹۸۶ داشت و بازیگر «شوالیه تاریکی برمیخیزد» کریستوفر نولان در سال ۲۰۱۲ بود.

بازیگران با خبر درگذشت وی در شبکه‌های اجتماعی یاد وی را گرامی داشتند. از جمله ویکی میشل که هم‌بازی وی در سریا ل «امردال» بود نوشت از شنیدن خبر درگذشت یکی از درخشان‌ترین بازیگران و دوست داشتنی‌ترین مردانی که می‌شناخت دچار شوک شده است.

بندیکت در کمپانی تولید فیلمش در کارهای پس از تولید سریال‌هایی چون «دانتون ابی»، «دیکنزی‌ها» و «بیوولف» همکاری داشت و صدایش در ویدیو گیم‌ها، مستندها و تبلیغات بازرگانی تلویزیونی و رادیویی بارها به گوش رسیده بود.

همسر وی فوبی اسکوفیلد نیز بازیگر و ۲ پسر آنها لئوپولد و فردی نیز بازیگر هستند.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

فارسیجانی: آثار نمایشی در صدا و سیما فاقد استراتژی هستند/ عدم حضور نیروهای متعهد، متدین و انقلابی باعث تولید آثار نازل شده است – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: دکتر پرویز فارسیجانی مدیرکل سابق مطالعات و توسعه دانش و مهارت‌ های سینمایی سازمان سینمایی پس از اتمام پخش سریال های نوروز ۱۳۹۹ گفت: آثار نمایشی در سازمان صدا و سیما فاقد استراتژی روشن هستند؛ به عنوان مثال سازمان نمی داند ۵ سال یا ۱۰ سال دیگر می خواهد به کجا برسد، هیچ گونه هدفی در تولیدات وجود ندارد و همه چیز به حال خود رها شده و از همین رو است که ما با آثار نازل و میانمایه در تلویزیون روبرو هستیم.

این تهیه کننده سینما و تلویزیون در گفتگو با خبرنگار سینماپرس افزود: اساسی ترین ایرادی که در حوزه سریال های مناسبتی شاهد آن هستیم نبود اتاق فکر با بهره گیری از خبرگان و نخبگان حوزه و دانشگاه در رشته های مرتبط مثل جامعه شناسی، روانشناسی، کارشناسان دینی و کسانی که با حوزه رسانه و تکنولوژی و توانمندی های رسانه در عصر حاضر آشنا باشند، است.

وی ادامه داد: این افراد باید با هنرمندان و برنامه سازان خوب تلویزیون همفکری و همدلی داشته باشند تا به ایده پردازی های ناب دست پیدا کنند اما جای این اصل اساسی در سازمان صدا و سیما به شدت خالی است. اتاق فکرها و شوراهایی هم که در سازمان وجود دارد اغلب متشکل از افرادی است که فاقد این ویژگی ها هستند، افرادی قدیمی و تکراری که خروجی شان باعث شده بعد از گذشت بیش از ۴۰ سال از پیروزی انقلاب اسلامی شاهد سریال هایی باشیم که نه تنها هیچ جذابیتی ندارند بلکه با دیدن آن ها حسرت و افسوس گذشته را بخوریم و هر سال بگوییم دریغ از پارسال!

فارسیجانی در همین راستا خاطرنشان کرد: هیچ گونه نوآوری، محتوای مناسب، استفاده از تکنولوژی به روز و مناسب و… در تولیدات نمایشی سازمان دیده نمی شود که دلیل اصلی آن فاصله گرفتن از هنرمندان و نخبگان فکری جامعه است. بی تردید تا زمانی که مدیران سازمان به آدم های تکراری که مرتب در همه جا حضور دارند و دیده می شوند بسنده کنند اوضاع بهبود پیدا نمی کند.

این کارشناس فرهنگی در بخش دیگری از این گفتگو به مسأله جوانگرایی اشاره کرد و اظهار داشت: ما نباید از یاد ببریم جوانان زمانی می توانند موفق عمل کنند که در کنار پیشکسوتان تعلیم گرفته باشند؛ نشاندن یکباره جوانان در پست ها و مسندهای مدیریتی به شدت کاری غلط است. مدیران صدا و سیما که همواره در حال آزمون و خطا هستند باید از تجربیات پیشکسوتان و مدیران موفق گذشته و نخبگان حوزه و دانشگاه به خوبی بهره بگیرند تا بتوانند از این بحران که دامان محصولات تولیدی صدا و سیما را گرفته عبور نمایند.

پدیدآورنده کتاب «منشور سینما» با اشاره به یکایک سریال های نوروزی ۹۹ گفت: زمانی که سریال «پایتخت۶» در حال پخش بود مرتب در این اندیشه بودم که ای کاش زمانی که این مجموعه در اوج خودش بود تمام می شد و مدیران سیما از سریالی جدید با طرحی جدید حمایت می کردند تا امروز وضعیت پایتخت به اینجا کشیده نمی شد!

وی افزود: متأسفانه نه تنها در سریال «پایتخت۶» که در سریال های «دوپینگ»، «کامیون» و «میانبر» هم سطح محتوا بسیار نازل بود. به نیازهای جامعه در هیچ یک از این سریال ها توجهی نمی شد. متأسفانه فیلمنامه های این آثار بسیار ضعیف بودند و نشان از آن داشتند که در حوزه آسیب های اجتماعی نویسندگان توجیه نیستند و مشاوران خوبی هم با آن ها همکاری نمی کنند. نبود کار تیمی در حوزه فیلمنامه نویسی و کارگردانی باعث شده تا افراد مرتبا به تکرار و پسرفت دچار شوند.

فارسیجانی سپس با بیان اینکه عدم حضور نیروهای متعهد، متدین و انقلابی باعث تولید آثار نازل در تلویزیون شده است تصریح کرد: جای نیروهای انقلابی در تولیدات صدا و سیما به خصوص در بخش سریال سازی به شدت خالی است. نیروی های حزب الهی و انقلابی در پیچ و خم های عجیب فرآیند کارهای نمایشی تحویل گرفته نمی شوند و در عوض کارهای سنگین و کلیدی به افرادی سپرده می شود که اگر به آن ها ضدانقلاب نگوییم، به هیچ عنوان به انقلاب اسلامی هم تعلق خاطر ندارند!

وی در همین راستا تأکید کرد: بنا به فرمایش مقام معظم رهبری وقتی کارها به افراد غیرمتعهد واگذار می شود نمی توان توقع خروجی مناسب از آن ها داشت و از این رو بنده عرض می کنم تا زمانی که مدیران سازمان صدا و سیما به این نتیجه نرسند که باید تغییرات اساسی در این سازمان ایجاد و تولیدات را به دست نیروهای انقلابی و وفادار به نظام بسپارند، وضعیت به همین روال باقی خواهد ماند.

این کارشناس فرهنگی در خاتمه این گفتگو با تأکید بر اینکه همانطور که در سینما به دوران فیلمفارسی بازگشته ایم تلویزیون هم در حال رجعت به آن دوران تاریک است اظهار داشت: متأسفانه جماعتی که سینما را به انحطاط کشیدند در تلویزیون هم نفوذ کرده اند و ما این مطلب را از خروجی آثار آن ها شاهد هستیم. آسیب نیروی انسانی، محتوایی و سیاست گذاری در تولیدات تلویزیونی به شدت مشهود است و من امیدوارم هرچه سریع تر برای برون رفت از این بحران تدبیری اساسی اندیشه شود.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

بررسی «رسانه‌های کرونازده» دنیا در برنامه راز – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: چهارمین قسمت از ویژه برنامه «راز» با حضور فواد ایزدی، پژوهشگر و استاد دانشگاه به بیان ناگفته‌هایی از بحران کرونا در غرب و چالش ارتباطات می‌پردازد.

به گزارش سینماپرس، «راز» ویژه برنامه شبکه چهارسیما با موضوع بررسی جهان پس از کرونا، ناگفته‌های این ویروس و شبهات مربوط به آن است که هر شب ساعت ۲۳ به صورت زنده پخش می‌شود.

با اوج‌گیری شیوع ویروس کرونا و توصیه‌هایی مبنی بر عدم انجام مناسک دینی گروهی، همچون زیارت اماکن مقدس و تعطیلی برخی زیارتگاه‌ها در سراسر دنیا به منظور مهار این ویروس بار دیگر بانگ بررسی رابطه علم و دین و تعامل بین داده‌های دینی و یافته‌های بشری به گوش رسید و شبهاتی در ذهن‌ها شکل گرفت.

اساتید حوزه و دانشگاه، صاحب نظران و پژوهشگران با حضور در برنامه «راز» به این شبهات پاسخ داده و تمدن اسلامی و غربی را در مواجهه با این بحران جهانی مقایسه می‌کنند. فواد ایزدی، پژوهشگر و استاد دانشگاه مهمان چهارمین قسمت از این برنامه است و با موضوع رسانه کرونازده و بحران ارتباطات در دنیا صحبت خواهد کرد.
«راز» کاری از شبکه چهارسیما با تهیه کنندگی مهدی سموعی و با اجرای محمدحسین ساعی هرشب ساعت ۲۳ از شبکه چهار پخش می‌شود.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

۱۰ سال است که در قرنطینه‌ام!


۱۰ سال است که در قرنطینه‌ام!

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

آیا اهالی مطبوعات بیمه بیکاری می‌گیرند؟ – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: روزنامه‌نگاران می‌گویند با تعطیلی موقت چاپ کاغذی مطبوعات، نگران آینده شغلی و امنیت شغلی خود هستیم.

به گزارش سینماپرس، جمعی از روزنامه‌نگاران در تماس با خبرنگار ایلنا، از ممنوعیت چاپ کاغذی مطبوعات ابراز نگرانی کردند و گفتند: بیشتر روزنامه‌نگاران با قراردادهای موقت یک ماهه و سه ماهه و یا حتی بدون قرارداد مدون مشغول به کار هستند؛ تعطیلی موقت چاپ، می‌تواند امنیت شغلی آنها را بیشتر از همیشه به خطر بیاندازد.

یازدهم فررودین ماه، ستاد ملی مقابله با کرونا اعلام کرد در راستای اجرای حداکثری طرح ملی فاصله‌گذاری اجتماعی، نسخه کاغذی نشریات تا پایان این طرح چاپ نخواهد  شد.

حالا روزنامه‌نگاران و شاغلان در بخش کاغذی مطبوعات نگران بیکاری خود هستند؛ بی‌ثبات‌کاری در صنعت چاپ و نشر، علت اصلی این نگرانی است؛ پیش از این از ابتدای اسفند تا نیمه اول فروردین، سی خبرنگار و عکاس خبری با عدم تمدید قرارداد مواجه شده و بیکار شدند.

پرسش اصلی روزنامه‌نگاران این است که در صورت طولانی شدن تعطیلی چاپ مطبوعات، آیا آنها به بیمه بیکاری معرفی خواهند شد!؟ آیا کارفرماهای روزنامه‌نگاران که مدیران مسئول مطبوعات کاغذی هستند، آنها را برای دریافت مقرری بیکاری معرفی می‌کنند!؟

در این بین، وضعیت روزنامه‌نگاران حق‌التحریر که به صورت کارمزدی با مطبوعات همکاری می‌کنند، نگران‌کننده‌تر است؛ این بخش از کارگران فرهنگ، قرارداد شغلی و بیمه ندارند و درنتیجه، امکان برخورداری از مقرری بیمه بیکاری برای آنها فراهم نیست.

مشاهده خبر از سایت منبع