
سینماپرس: مسابقه اتومبیلرانی «دست فرمون» در مرحله فینال، نفر برتر خود را خواهد شناخت.
به گزارش سینماپرس، قسمت ۵۲ برنامه «دست فرمون» امشب ۲۷ اسفند ساعت ۲۲ با اجرای کامبیز دیرباز روی آنتن شبکه نسیم میرود و در قسمت فینال پس از رقابت، نفرات برتر خود را معرفی میکند.
پس از ۶ ماه تلاش شبانه روزی عوامل برنامه و شرکت کنندگان و رقابت بیش از ۸۰ راننده در ۶ مرحله، ۴ شرکت کننده یکشنبه گذشته به فینال این مسابقه بزرگ راه یافتند.
در این قسمت چهار نفر راهیافته به مرحله فینال (نسیم راشدی، مجتبی مولوی، احسان شهسواری و مجتبی پورحسنی) با یکدیگر به رقابت میپردازند و نفر برتر شناخته میشود و در برنامه اهدای جوایز صورت خواهد گرفت.
در این برنامه مجید واشقانی، علی علیپور، ارشا اقدسی، امیر تاجیک و شبنم فرشادجو به عنوان مهمانان ویژه حضور دارند و با یکدیگر رقابت می کنند تا نفر برتر جدول هنرمندان و ورزشکاران این مسابقه نیز مشخص بشود.
همچنین برنامه «دست فرمون» توانست در آخرین نظرسنجی سازمان صدا و سیما، ۸۰ درصد رضایت بینندهها را جلب کند و جزو ۴ برنامه پرمخاطب شبکه نسیم قرار بگیرد.

سینماپرس: ساترا به رسانههای صورت و تصویر فراگیر که خواهان مجوز «پخش زنده» هستند، این مجوز را اعطا میکند.
به گزارش سینماپرس، با توجه به شیوع ویروس کرونا در کشور و تعطیلی بسیاری از برنامههایی که مستلزم اجتماعات مردمی است، رسانه های صوت و تصویر فراگیر نقش بزرگی در تأمین اوقات فراغت مردم یافته اند.
بر این اساس، در شرایطی که برگزاری اجتماعاتی نظیر برنامههای آموزشی دانشگاهها و مدارس، برنامه هیئات مذهبی و برنامههای سرگرمی تحت تأثیر قرار گرفته است، رسانههای صوت و تصویر فراگیر سعی دارند این خلأ را در بستر فضای مجازی با تسهیل برگزاری اجتماعات آنلاین پر کنند.
ساترا در این شرایط برای اولین بار مجوز ارائه خدمات «اجتماعات مجازی زنده» را از امروز و به صورت محدود، به متقاضیان دارای مجوز فعالیت رسانه صوت و تصویر فراگیر اعطا میکند.
رسانههای صوت و تصویر فراگیر دارای مجوز از ساترا میتوانند براساس دستورالعمل مربوطه تقاضای خود را اعلام کنند.
مسئولان ساترا در ایام عید برای تسهیل فرآیند بررسی و اعطای مجوزها و نظارت بر روی عملکرد رسانه ها مشغول به فعالیت هستند.

سینماپرس: ایوب آقاخانی، بازیگر و کارگردان تئاتر، سینما و تلویزیون عنوان کرد: امیدوارم در این روزها در ذهن برخی هموطنانمان هم گشایشی ایجاد شود و با باور اینکه خطر تهدیدمان می کند، در نوروز هم رفتار مناسب اوضاع داشته باشیم و در خانه بمانیم.
به گزارش سینماپرس، این روزها به دلیل شیوع کرونا خیلی از هنرمندان فعالمان برای ایام نوروز و انتهای سال کارهایشان لغو شده و خانه نشین شده اند. یکی از این هنرمندان که در سال های اخیر پرکار بوده و هم نمایش های زیادی روی صحنه برده، هم نمایشنامه نوشته و تدریس کرده و هم در کارهای تصویری حضور پیدا کرده است، ایوب آقاخانی است.
وی مدیر تئاتر پوشه و مدیر دفتر مطالعات و پژوهشهای مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری هم هست. نویسنده نمایشنامه های زیادی از جمله نوک طلا – کوه و پرنده – دوئتی کوتاه برای پاییز – تمام صبح های زمین – اروند خون – ماه پیشونی – اروندخون – رویاهای رام نشده – منطقه صفر – امپراتور و آنجلو – رودکی، جادوگر واژگان سبز و … بازیگر آثاری چون حلقه بازی – یک سو از هزار سوی این شهر بی در و پیکر – در مه بخوان – لبخند با شکوه آقای گیل – مثل ماه برای آسمان – پاییز – هملت – چیستا – تیغ کهنه و… بازیگر مجموعه های تلویزیونی زیرگذر و داوران، تله فیل آهسته با گل سرخ و … بوده است.
در ارتباط با فعالیت های این هنرمند و برنامه هایش در سال آتی و چالش های مدیریتی تئاتر با ایوب آقاخانی به گفت وگو نشستیم که در ادامه می خوانیم:
*آقای آقاخانی از مجموع فعالیت های شما در انتهای سال ۹۸ آیا پروژه ای در این شرایط کرونایی لغو شد یا خیر؟
-من اسفند سر سریال احمد امینی به عنوان بازیگر حضور داشتم که خوشبختانه قبل از اوج گرفتن کرونا کار من و نه پروژه بعد از شش ماه بی وقفه فیلمبرداری تمام شد، البته اگر تمام نشده بود جزو مصادیقی بود که باید خلل در آن ایجاد می شد، چون پروژه دچار اختلال شد اما برای کار من مشکلی ایجاد نشد.
در حوزه های آموزشی حوزه هنری هم کمی کارها به تأخیر افتاد، مثلا برگزاری یکی از نشست های «مکث و درنگ» از سلسله نشست های آسیب شناسانه تئاتر معاصر کشور که قرار بود اسفند ماه نشست را برگزار کنیم به تعویق افتاد و آن را نگه داشتیم به امید بهبود شرایط در فروردین برگزار کنیم.
از نیمسال دوم ۱۳۹۸ دفتر و مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری بر آن است تا سلسلهنشستهای آسیبشناسی تئاتر کنونی کشور از زوایای مختلف و متعدد را برگزار کند. این نشستها با حضور متخصصان، کارشناسان، مسئولان و سیاستگذاران حوزههای مربوطه به نحوی طراحی شده است که مصادیق مورد مکث در این نشستها برای صاحبان انگیزه جهت ایجاد دگرگونی و بهینهسازی در فضای تئاتر کشور مفید و مؤثر باشد.
*گویا کار برای اتمام یکی از فصول چهارفصل تئاتر ایران در حوزه هنری هم قرار بود اسفند ماه انجام شود؟
-بله یکی از فصول چهار فصل تئاتر ایران را هم پیش از اتمام سال می بایست تمام می کردیم که می شد چهارمین فصل که این هم باز نگه داشتیم برای سال آتی و اینها مجموعه کارهایی بود که به نفع شرایط موجود عقب نشینی کردیم تا سلامت عمومی تأمین شود یا توسط ما آسیب نبیند.
چهارمین فصل این پروژه (در دور نوین آن)، در حوزه «تذکرهای ـ زندگینامهای» (Biogeraphical) شهدایی است که در طول سال ۱۳۵۹ ـ سال آغاز جنگ تحمیلی ـ تا کنون ـ ۱۳۹۸ ـ میتوان آنها را در رده شهدای راه مقاومت قرار داد. بدیهی است انتخاب شهید مورد نظر آزاد بود و محدودهای جز بازه تاریخیِ فوقالذکر برای آن قائل نشدهایم اما چهرههای پرداخته نشده در طول تاریخ تئاتر بعد از انقلاب اسلامی در اولویت قرار داشتند.
بدیهی است آثاری که شعارزدگی به شاکله آنها آسیب زده باشد، از دایره تولید و چاپ خارج خواهند شد. آثار شعارزده زیادی پیش از این در موضوعات مشابه تولید شدهاند که از آرمان این پروژه، یعنی «ماندگاری و توسعه»، بسیار دورند. این فراخوان با عنوان «شهدای مقاومت» برای رسیدن به آثاری شایستهتر طراحی شده است، نه تکرارِ آنچه داشتهایم. l رکز هنرهای نمایشی حوزه هنری متعهد شده در صورت پرداختن نویسنده به زندگی «سردار شهید قاسم سلیمانی» و احراز صلاحیت کیفی توسط اعضای هیات علمی این فصل از پروژه، برخلاف تعریفِ دور نوین پروژه، استثنائاً علاوه بر چاپ، از تولید آن اثر در استانِ خودش حمایت به عمل آورد.
*اجرای نمایش نداشتید؟
-توافقاتی برای یک پروژه اجرای نمایش در فروردین ماه برای اجرا در یک سالن خصوصی کرده بودیم که مستلزم تمرین در اسفند ماه بود که نتوانستیم و اگر همچنان برقرار باشد با تأخیر بیشتر آن را برگزار می کنیم.
البته ما برنامه ریزی برای اجرای سه نمایش در بخش خصوصی داشتیم و هنوز هم این برنامه ریزی ها به هم نخورده است یکی زمانش تغییر کرده اما دو تای دیگر هنوز اطلاع دقیقی از لغو یا عدم لغو آن ندارم چون پشتوانه های مالی شان نظر دقیقی هنوز به ما ندادند با توجه به اینکه همه نیمه دوم سال ۹۹ پیش بینی شده بود و مشخص نیست سرمایه گذاران و حامیان مالی مدافع مالی ما باشند یا نه.
البته اگر هم نباشند من بلد هستم بدون تکیه بر سرمایه گذار کار سالم و شریف روی صحنه ببرم. اگر هم باشند که طبیعی است ما می توانیم کار با کیفیت تر تولید کنیم، ابعاد کار را بزرگتر ارائه کنیم و اگر هم نباشند باید ببینیم چه کار کنیم.
من بلد هستم بدون تکیه بر سرمایه گذار کار سالم و شریف روی صحنه ببرم. برنامه بالقوه من روی صحنه بردن تئاتر، انجام کارهایی نسبتا چشمگیرتر در رادیو نمایش برای خروج از انسداد پنج ساله و کمک به ارتباط قوی تر با مخاطبان است
در هر صورت برنامه های سال جدید اگر عمری باشد و از محاصره غم خارج شویم به جد و جهد پرداختن به تئاتر است و خوشبختانه با تحولات خوب رادیو نمایش در حوزه مدیریت و اینکه از یک تنگنا و انسداد جدی بیرون آمده، برنامه های نسبتا مناسب حال مخاطبان نیز طراحی کردیم که امیدواریم سال جدید بتوانیم آنها را انجام دهیم.
همه اینها صادقانه با یک دید کور محضر شما بیان می شود و واقعا الان نمیدانم خدا در تقدیر ما چه چیز قرار داده و ما چقدر می توانیم از این مخمصه عبور کنیم و چه زمانی این اتفاق می افتد اما برنامه بالقوه من روی صحنه بردن تئاتر، انجام کارهایی نسبتا چشمگیرتر در رادیو نمایش برای خروج از انسداد پنج ساله و کمک به ارتباط قوی تر با مخاطبان و در عین حال احتمال اینکه یک پروژه تلویزیونی هم قطعیت پیدا کند وجود دارد که البته با توجه به این شرایط و تعویق همه پروژه های تصویری مشخص نیست سرنوشت آن کار چه شود.
در هر صورت این یک مجموعه نسبتا کلی جامع برای سال ۹۹ است و کنار همه اینها تدریس و تلاش برای انتشار کارهایم است الان دو مجموعه کتاب زیرچاپ دارم که امیدوارم سال بعد بتوانم دومین رمانم را هم در مجموعه کارهایم به چاپ برسانم.
*درباره شرایط کنونی تئاتری ها و سایر اصناف چطور فکر می کنید؟
-اتفاقا این روزها من خیلی دل نگران همه صنوف جز داروخانه ها و سوپرمارکت ها هستم که جز اینها همه اصناف آسیب دیدند حال نسبت هایش فقط متفاوت است.
صنف هنری تئاتر و سینما هم آسیب چشمگیر دیده که امیدوارم راه هایی برای از بین رفتن این خسارت ایجاد بشود بهرحال همه با اتفاقاتی مواجه شدند و برنامه هایی را تغییر دادند که دست خودشان نبوده و همه این اتفاقات به چیزهای دیگر هم پیوند خورده اما چاره ای جز پذیرش این نیست.
بهرحال وقتی می شنویم ایران با این همه مصیبت های ریز و درشت و تحریم و چیزهای دیگر عملکرد بهتری از برخی کشورهای اروپایی در زمینه کرونا داشته کمی حالمان خوب تر می شود و می گوییم شاید می ارزید.
امیدوارم در این روزها در ذهن بسته برخی هم وطنان هم گشایشی ایجاد شود و با باور اینکه خطر تهدیدمان می کند، در نوروز هم رفتار مناسب اوضاع داشته باشیم، من فقط نگران این هستم چون چالش ما به نسبت سایر کشورها در کوران این حادثه بزرگ بیشتر این است که یک مناسبت مهم سنتی در این بین به نام نوروز داریم که تقریبا از بدحال ترین و خوشحال ترین مردم ایران هر سال منتظر نو شدن سال و امید به گشایش در خیلی مسائل دارند.
چالش ما به نسبت سایر کشورها در کوران این حادثه بزرگ بیشتر این است که یک مناسبت مهم سنتی در این بین به نام نوروز داریم که تقریبا از بدحال ترین و خوشحال ترین مردم ایران هر سال منتظر نو شدن سال و امید به گشایش در خیلی مسائل دارند
همین باعث می شود خیلی وقت ها مردم ما که درکشان هم میکنم خیلی نتوانند راحت سنت های این واقعه هر ساله را در یک سال کنار بگذارند و مثلا دید و بازدید نکنند، امیدوارم امسال با این اتفاق کنار بیاییم تا لااقل بعد از این واقعه با شادی وسلامتی برایمان همراه باشد و این را فراموش نکنیم که هر خسارتی جز سلامتی قابل جبران است.
*آقای آقاخانی به شرایط سال آتی تئاتر با همه این ضررهای هنرمندان و شرایط بی بودجگی تئاتر و بی برنامگی دولت و همینطور استعفای مدیر مرکز هنرهای نمایشی امیدوار هستید یا خیر.
-من چند سالی است که از شرایط کلی تئاتر در کشور قطع امید کردم و صحبت هایی که درباره برنامه های تئاترم با شما داشتم خیلی توجهم به شرایط تئاتر نیست برای اینکه واقعا کاری که این روزها در تئاتر اتفاق می افتد نه قابل دفاع و نه قابل توجیه است و کاملا تصادفی به نظرم ممکن است یک هنرمند به حقوق مادی خود برسد.
بنابراین من بیشتر فقط امیدوارم که تئاتر در سال اتی واجد یک مدیریت قابل تکیه تری شود مدیریت جسور و جنگنده ای که بتواند در موانع موجود در شرایط کلی جسور و بدور از ملاحظات و احتیاط عمل کند. تئاتر فقط الان با یک مدیریت پرجسارت انقلابی می تواند نجات پیدا کند وگرنه اگر مدام به شرایط فکر کند و بنشیند و ببیند چه می شود و وضعیت کلی چطور است و چیزهایی شبیه اینه دیدیم که آنقدر تئاتر مظلوم است که هیچوقت نمدی برای کلاهش پس از التهابات باقی نمی ماند.
پس ما نیاز به مدیری داریم که بدون توجه به هیچ چیز جز اقتضائات فرهنگی و خط قرمزها به جنگ شرایط برود تا بتواند حداقل تئاتر را در سطح کارهای دیگر فرهنگی و اقتصادی کشور نگه دارد اینجا منظورم این نیست که تئاتر رشد کند بلکه در اندازه بقیه سطوح فعال بماند، ضرر نبیند و ترک نخورد و فکر میکنم اینگونه برد بزرگی کردیم.
ما نیاز به مدیری داریم که بدون توجه به هیچ چیز جز اقتضائات فرهنگی و خط قرمزها به جنگ شرایط برود تا بتواند حداقل تئاتر را در سطح کارهای دیگر فرهنگی و اقتصادی کشور نگه دارد
احتیاط، ملاحظه و محافظه کاری و چیزهایی شبیه این که متاسفانه سالیان سال است مدیران تئاتر کم و بیش با آن عجین عمل می کنند، مطمئنا نه تنها ما را نجات نمی دهد بلکه در شرایط بدتر فرو می برد.
*در این شرایط که شما درباره آن چنین نظری دارید، پس چرا تئاتر کار می بیند؟
-ببینید تئاتر حرفه و خانه من است و من کاری جز تئاتر بلد نیستم، ضمن اینکه مطمئنم اگر من هم فضا را خالی کنم ده ها آدم بی لیاقت غیر متصل به تئاتر هستند که با انگیزه های متفاوت از من نوعی جای من را پر می کنند. بنابراین چرا باید من صحنه را خالی کنم تا زمانی در این سختی ها از بین نرفتم و نفس می کشم سعی می کنم در سنگر خودم باقی بمانم ولی نمی دانم تا کی می توانم، فقط می دانم خودم و گروهم (گروه تئاتر پوشه) که سال جدید بیست و پنج ساله می شویم بتوانیم همچنان تا جایی که می شود زنده باشیم و کار کنیم.
*امیدوارم سال جدید برای شما، خانواده و تئاتر پوشه سال خوبی باشد.
*فارس

سینماپرس: وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در نامهای به رئیس سازمان صداوسیما از حضور امیرحسین رستمی در برنامه فرمول یک و مطالب مطرح شده از طرف این بازیگر درباره ویروس کرونا گلایه کرد و هشدار داد.
به گزارش سینماپرس، سعید نمکی روز سه شنبه در نامهای خطاب به علی عسگری نوشت: ضمن قدردانی از همکاران ارجمند جنابعالی که در اطلاع رسانی و مساعدت به برنامههای ستاد ملی مدیریت کرونا شبانه روز تلاش فرمودهاند، بعضاً در برنامههای آن مجموعه اتفاقاتی رخ میدهد که علاوه بر لطمه حیثیتی به تلاشگران شبانهروزی این عرصه، همراهی سازمان صداوسیما را نیز زیر سؤال میبرد.
وی ادامه داد: برای مثال روز گذشته در برنامه فرمول یک، فردی به نام امیرحسین رستمی دعوت میشود که با بیان موارد خلاف واقع باعث تشویش اذهان عمومی و بد جلوه دادن زحمات شبانه روزی همه دست اندرکاران میشود که منجر به قطع برنامه میگردد.
نمکی افزود: اینجانب بارها از جنابعالی درخواست کردهام که در این موارد قبل از دعوت افراد و صحبت در مورد بیماریها و نظام سلامت حداقل اسامی و صلاحیت افراد با این وزارتخانه مشورت شود. نمیدانم چه کسانی مؤثرند که شاهد تکرار اینگونه پدیدههای ناخوشایندیم و در این شرایط سخت به جای همراهی، سم پاشی و تخریب اذهان حاصل میشود و این تلاش بیوقفه در ایجاد آرامش روانی جامعه را به تشویش بدل میکنند.
وزیر بهداشت نوشت: تردید نفرمایید در صورت عدم کنترل جو موجود، رسماً و مستقیماً این گلهمندی را به مقام معظم رهبری تقدیم خواهم کرد. چون اینجانب و همکارانم در این بحران همزمان نمیتوانیم علاوه بر تدارک و نظارت بر نیازهای بهداشتی و درمانی و مدیریت جنبههای مختلف این شرایط و خنثی سازی توطئه دروغ پراکنیهای بیگانگان جور ناهماهنگی و شاید غرض ورزی یک مجری یا تهیه کننده برنامهای را نیز تحمل کنیم، آن هم در دستگاهی که از بیت المال تغذیه میشود و باید در راستای سیاستهای ستاد ملی فعالیت کند. یقیناً گروهی خارج از اطلاع جنابعالی و مدیریت ارشد آن سازمان عمل میکنند که ضرورت دارد مورد توجه و برخورد قاطع قرار گیرند.

سینماپرس: ۱۲ عنوان فیلم از محصولات جدید بنیاد سینمایی فارابی از سیما و ۲۷ فیلم کمتر دیده شده از محصولات سالهای مختلف متعلق به بنیاد سینمایی فارابی از طریق سامانه VOD، در تعطیلات نوروز۹۹ پخش خواهد شد.
به گزارش سینماپرس، ۱۲ فیلم از محصولات بنیاد سینمایی فارابی در سالهای اخیر که در ژانرهای دفاع مقدس، کودک و نوجوان، تاریخی و درام خانوادگی قرار است از شبکههای مختلف تلویزیون در ایام نوروز ۹۹ نمایش داده شود.
این فیلمها عبارتاند از: سرو زیرآب (محمد علی باشه آهنگر) از شبکه یک و سه، تپلی و من (حسین قناعت) از شبکه امید، پاستاریونی (سهیل موفق) از شبکه پنج، فرار از اردو (غلامرضا رمضانی) از شبکه پنج، ضربه فنی (غلامرضا رمضانی) از شبکه امید، پینوکیو و رئیسعلی و عاموسردار (سیدرضا صافی) از شبکه دو، به دنیا آمدن (محسن عبدالوهاب) از شبکه دو، غلامرضا تختی (بهرام توکلی) از شبکه سه، صدای منو میشنوی (صادق پروین آشتیانی) از شبکه دو، سوفی و دیوانه (مهدی کرمپور) از شبکه پنج، شکلاتی (سهیل موفق) از شبکه دو، و رفقای خوب (مجید قاریزاده) از شبکه یک.
«هر روز یک فیلم» برای روزهای در خانه ماندن
بر اساس این خبر، همچنین در راستای طرح هر روز با یک فیلم ایرانی برای ایام کرونایی و در خانه ماندن، ۲۷ فیلم در ژانرهای متنوع که برای پخش از طریق VOD ها در ایام پیش رو درنظر گرفته شده و عمدتاً پیش از این نمایش گسترده عمومی نداشتهاند، عبارتند از: نار و نی (سعید ابراهیمیفر)، ننه لالا و فرزندان (کامبوزیا پرتوی)، هفت پرده (فرزاد موتمن)، تک درختها (سعید ابراهیمیفر)، چوری (جواد اردکانی)، دبستان شوک (کاظم معصومی)، نجوا (پرویز شهبازی)، مواجهه (سعید ابراهیمیفر)، مثل یک قصه (خسرو سینایی)، آوای زندگی (علی شاهحاتمی)، ترانه کوچک من (مسعود کرامتی)، پرواز مرغابیها (علی شاهحاتمی)، قفلساز (غلامرضا رمضانی)، شانه دوست (محسن محسنینسب)، رویای سینما (علی و حمید شاهحاتمی)، پرواز بادبادکها (علی قویتن)، عقاب صحرا (مهرداد خوشبخت)، فرزندخوانده (وحید نیکخواهآزاد)، مروارید (سیروس حسنپور)، باورم کن (محمد حسنپور)، نسترنهای وحشی (رهبر قنبری)، ترومای سرخ (اسماعیل میهندوست)، مربای شیرین (مرضیه برومند)، فصل بلوغ (رهبر قنبری)، اسکیباز (فریدون نجفی)، کنجانچم (یاسمن نصرتی) و سوم شخص غایب (وحید نیکخواهآزاد).

سینماپرس: سعید راد در واکنش به اینکه با سیمرغی شدن «جواد عزتی» مخالفت کرده است گفت: «جواد عزتی» حتی در فهرست مقدماتی هیات داوران نبود که در مرحله بعد بخواهد جزو لیست اصلی باشد.
به گزارش سینماپرس، سعید راد یک ماه است متهم شده به اینکه با سیمرغی شدن «جواد عزتی» مخالفت کرده است. وی در نخستین واکنش خود اعلام کرد:
من نمیدانم این افرادی که حمله میکنند چرا متوجه نیستند؟ من اگر تا این اندازه قدرت داشتم، در ۵ جایزهای که مورد علاقه من بود دخالت میکردم اما من نتوانستم دخالت کنم.
من تا به حال ایشان (عزتی) را از نزدیک ندیدهام. در جشنواره، ۵ فیلم از ایشان دیدم، شاید یکسری از کارهایش مورد سلیقه من بوده اما ممکن است ۸ نفر دیگر رای نداده باشند. آقای “جواد عزتی” حتی در فهرست مقدماتی هیات داوران نیز نبودند که در مرحله بعد بخواهند جزو لیست اصلی باشند. نکتهای که وجود دارد این است که به طور کلی رای نیاوردند اما شاید من به ایشان رای داده باشم ولی چون رایها مخفی بوده و همه ما با دقت از رایها حفاظت میکردیم، مشکلی وجود نداشت چون من با تمام این داوران پیش از این هم همکاریهای متعدد داشتم که ۳ تا از کارگردانان بنام سینمای ایران هم در آن هستند.
سینماپرس: وقتی نظارت در تلویزیون فراموش میشود، بازیگری به خودش جرأت میدهد هرآنچه میخواهد بگوید و نهتنها مجری جلویش را نمیگیرد بلکه با او همصدا میشود؛ ناگهان پخش تلویزیون دکمه خروج از استودیو را میزند… .
به گزارش سینماپرس، برنامهسازی در تلویزیون انگار به شوخی مبدل شده است که هر خواننده، بازیگر و یا مجری میتواند تهیهکننده شود و یا سکان هدایت برنامهای چندساعته و زنده را بهعهده بگیرد؛ زمانی برنامه زنده برای خودش ابهت داشت و زمانی میگفتند فلان نفر که کاربلد و تجربه چندینساله دارد مجری این برنامه است؛ اما حالا مجریان هم تهیهکننده میشوند. شاید تهیهکنندگی و اجرای همزمان باعث شود که مجری نتواند کار خودش را بهنحو احسن انجام دهد؛ همان اتفاقی که برای علی ضیاء در برنامه “فرمول یک” افتاده است.
او در گفتوگو با افراد مختلف برخی مواقع سؤالاتی میپرسد که حتی مصاحبهکنندهای معمولی و دستچندم هم نمیپرسد؛ چرا که مصاحبهشونده و میهمان برنامه طوری پاسخ میدهد که گویی علی ضیاء بهعنوان مجری تلویزیون هیچ اشرافی بر موضوع و آن میهمان ندارد.

علاوه بر آن گاهی پلاتوهایش باعث شده تا “فرمول یک” مدتی روی آنتن نباشد! مثل همان عبارتی که درباره خانم مجری شبکه افق مطرح کرد. حالا به موضوع کرونا رسیدهایم که با حضور مهرناز اسدی فوقتخصص ریه شروع شد؛ او به مردم توصیه میکرد در خانه بمانند و از مشکلات این بیماری و دست و پنجه نرم کردن پزشکان میگفت اما علی ضیاء بهخلاف خطمشی سیاستهای کلی نظام که باید القای امید و آرامشبخشی به جامعه ترویج پیدا کند در میانه صحبتهای خانم دکتر، بر طبل یأس و ناامیدی میکوبید. این رویکرد متناقض از کجا میآید؟ مگر تلویزیون ناظر ندارد؟ چهکسانی نظارت میکنند؟
روند حاشیهها به شب امیرحسین رستمی رسید؛ جایی که او بهقولِ خودش آمده بود تا حرفهایش را بزند، حرفهایی که بوی حبس شدن اندیشههای آقای بازیگر در دروغپردازیهای آن طرف آبی را میداد. امیرحسین رستمی از تلگرام و حوادث آبان و دیماه و سیل و زلزله میگفت؛ همه را مقصر میدانست و هیچ اتفاقی را مثبت نمیدید.
چرا باید به چنین بازیگری که شبهات موجود در فضای مجازی را در آنتن زنده نقل قول میکند، آنتن زنده بدهند، شبهاتی که جایگاهی ندارند و فقط در تریبون شبکههای دستچندم ماهواره مطرح میشود و خریداری هم ندارند.؟

امیرحسین رستمی در جایگاه میهمان و بهعنوان بازیگر باید در حیطه تخصصی خودش و بازیگری صحبت میکرد اما رفتار و کلامش، یک نکتهای را دوباره یادآوری کرد: “سالها تلویزیون به او فرصت بازیگری در سریال و حتی تریبون اجرا در برنامه “شوتبال” را داد اما او هم مثل دیگر سلبریتیها بالاخره نمک خورد و نمکدان را شکست! “
غیرحرفهای و غیرکارشناسی صحبت کردن امیرحسین رستمی آنقدر پیدا است که تاریخ اعلام کرونا را بهجای اسفندماه، خردادماه اعلام میکند یا تمام مشکلات مردم را در رفع فیلتر تلگرام میداند؛ آیا واقعاً اینها قرار است سمبلهای جامعه باشند، کسانی که برای آمدن چنددقیقهای و چندلحظهایشان جلوی دوربین، چندین میلیون میگیرند و خودشان را همراه با مردم میدانند؟
امیرحسین رستمی چندی پیش با سریال “فوقلیسانسهها” روی آنتن رفت؛ او که از همراه بودن با مردم صحبت میکند چرا بهجای این همه صحبتهای غیرکارشناسانه و دروغپردازانه، از ضعف در سریالسازی صحبتی نکرد؛ چرا نگفت که دستمزدهای نجومی میگیرند اما خروجیشان، لودگیهایی میشود که در “فوقلیسانسهها” دیدیم؟
چرا درباره بازیگری و سینما و تئاتر و تلویزیون صحبتی نکرد!؟ علی ضیاء بهعنوان مجری هم نتوانست فضا را آرام کند و حتی خودش هم در جایی با او همراه شد؛ مثلاً وقتی او سیاستهای نظام را در تلویزیون جمهوری اسلامی نقد میکند، مجری برنامه میتوانست به او بگوید “شما را کدام رسانه بزرگ کرد؟ “؛ سریال و اجرای برنامهای که باعث شد تا سینماگرهای بیشتری بدانند که امیرحسین رستمی هم بازیگر است. چرا این رویه اشتباه حاکم شده تا چند نفر بازیگری را میشناسند و صاحب فالوور میشوند این حق را به خودشان میدهند به جان جامعه و سیاستهای نظام بیفتند و انتقاد کنند؟ حالا چقدر این انتقادها، مستدل و حرفهای و کارشناسانه باشد مهم نیست.
در این شبها به حاشیه و انتقادهای غیراصولی نیاز نداریم، ناامیدیای که برنامهساز و مجری برنامه سعی میکند در جامعه ایجاد کند گل به خودی است. مردم ما مثل بسیاری از کشورهای دیگر با مشکل شیوع بیماری کرونا مواجه شدهاند و باز مثل خیلی از کشورهای دیگر با توجه به هشدارها و توصیههای بهداشتی و پزشکی، در خانه میمانند، سفر نمیروند و از این بیماری جان سالم بهدر میکنند. این بیماری نبوده که فقط در ایران باشد و کسی بخواهد آن را انکار کند. جمهوری اسلامی از روز اول که نزدیک به انتخابات هم بود، از اطلاعرسانی و واقعیت کرونا غافل نشد. هر روز هم آمارها را اعلام میکند که شبههای نباشد.
امیرحسین رستمی از گرفتن سلطان ویپیان و کمکاریهای مسئولین جمهوری اسلامی صحبت کرد؛ در صورتی که با نگاهی به عرصه فیلمسازی و سریالسازی و حتی برنامهسازی میتوانیم به کمکاری و حتی سهلانگاری جامعه بازیگری برسیم. اگر واقعاً تلویزیون اصولی رفتار میکرد که شما مجری برنامه نمیشدید! به کدام پشتوانه امیرحسین رستمی مجری تلویزیون میشود و آنقدر صداوسیما اجرای برنامه به بازیگران و سلبریتیها واگذار میکند؟ این اتفاق هم بهخاطر حضور اسپانسرها و برخی از تهیهکنندگان کارنابلد تلویزیون میافتد.
معاونت سیما برای ضابطهمند کردن حضور سلبریتیها بهعنوان مجری تلویزیون و یا نظارت جدیتر روی میهمانان برنامه تمهیدی بیندیشد؛ واقعاً تا کی قرار است به این سنت غلط مجری تهیهکننده ادامه دهد؛ از هرکس در جایگاه خودش استفاده نکند و یا آنقدر آنتن جمهوری اسلامی هرکی به هرکی شود؟ یادم میآید در گفتوگو با یکی از مجریان کاربلد و بدون حاشیه تلویزیون ــ نجمالدین شریعتی ــ وی میگفت “بهنظر من لازم است مجری بداند در کجا فعالیت میکند؛ اینجا تلویزیون است بهتعبیر امام(ره) یک دانشگاه سراسری و ملی! رسانهای که امروز فرزندان و خانوادههای ما پای تماشای آن، بزرگ میشوند و از برنامهها و سریالهایش درسهای مختلفی میگیرند. مهمتر از هرچیز رفتار مجری در وجود، فکر و اندیشه مخاطبین این رسانه تأثیر میگذارد. اساساً مجریهای تلویزیون در خط مقدم جبهه انقلاب ایستادهاند؛ تلویزیونی که مقابل جنگ رسانهای دنیا و تهاجم فرهنگی که سالها شکل گرفته ایستاده است و در برابر آتشهای رسانهایاش مقاومت میکند؛ مجری ما باید مراقب رفتارهای اجتماعی، سیاسی، دینی و حتی تفریحی خودش باشد؛ چون مجری این رسانه مهم است. “
تلاش برنامهسازان و سریالسازان در این روزهای کرونایی پسندیده است؛ تلویزیون بهقولِ سیدمرتضی میرباقری معاون سیما میخواهد حال مردم را خوب کند اما برخی در طبل تلخی و ناامیدی میکوبند؛ تلویزیون روزی درگیر تناقض تبلیغ فروشگاهی میشود و روزی با حرفهای غیرکارشناسی مجری، ناخودآگاه جامعه را تلخ و ناامید میکند؛ روزگاری هم تریبون خودش را دربست در اختیار سلبریتیهایی قرار داده است که همیشه دلباخته “فن پیجها” و “فالوورهایشان” اند.
جا دارد اینجا بار دیگر این جمله را تکرار کنیم که سلبریتیها در دورانهای مختلف ثابت کردهاند هیچچیز جز پول و مقام و شهرت برایشان اهمیتی ندارد و مردم وسیله هیاهوی رسانهایشانند. اگر واقعاً مردمی بودند قبل از آمدن به برنامه تلویزیونی، واسطههایشان مطالبه 30 میلیون پول و حتی ارقام نجومیتر نمیکردند! یا در فینال سریال “دلدادگان” بهخاطر گرفتن دستمزد کاملشان، نمیگفتند که “جلوی دوربین قرار نمیگیرم”! اینها طرفدار مردمند! واقعاً این اتفاقات افتاده و سلبریتیها در امتحان دوستداری واقعی مردم رفوزه شدهاند، بنابراین هیچگاه نمیتوان امیرحسین رستمی و صحبتهای شب گذشتهاش را باور کرد. آیا واقعاً همه مشکلات کشور رفع فیلتر تلگرام است!؟
سؤالی هم از شبکه و مجری برنامه میماند که بپرسیم” چرا پاسخ امیرحسین رستمی را ندادید و آنتن را برای لحظاتی قطع کردید؟ چرا وقتی او از تلخی صحبت میکرد شما هم حوادث آبانماه را یادآوری کردید؟ پس هدایت و مدیریت مجری کجا رفته است؟ مجری فقط اعلام برنامه نمیکند یا سؤالات غیرکارشناسانه نمیپرسد. چهکسی بر انتخاب میهمان و بهویژه هنرمندان در برنامههای زنده نظارت میکند؟ مگر قرار نبود برنامههای زنده تلویزیون تولیدی شوند؟ کنار نام برنامههای ثریا و جهانآرا، تولیدی شدن “فرمول یک” هم مطرح شد. این دست اتفاقات نشان میدهد تصمیم، تصمیم درستی است که بسیاری از برنامههای زنده تلویزیون، تولیدی شوند تا این خوراکها و شبهات برای رسانههای بیگانه فراهم نشود.
مدیران تلویزیون باید هرچه زودتر به آن رویه گذشتهشان برگردند و کار را به متخصصها واگذار کنند نه نیمهحرفهایها؛ نگذارند آنقدر سلبریتیها در تلویزیون جولان بدهند. آنها سرمنزلشان فضای مجازی و گرفتن تبلیغ و آگهی است. پول و شهرت برایشان از نان شب هم واجبتر است؛ بارها نشان دادهاند که سواد و تخصص لازم را ندارند اما باز به آنها بها داده میشود و سؤالی که باید پاسخ بدهند چرا مجریان کاربلد ما خانهنشین شدهاند و تهیهکنندگان، مست و مدهوشِ سلبریتیهایند!؟
*تسنیم