X

مدیر فنی

دفتر سینمایی

پایان مهلت مقالات به همایش «مطالعات فیلم کوتاه تهران» – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: مهلت ارسال مقالات به دومین همایش «مطالعات فیلم کوتاه تهران» تمدید نمی‌شود.

به گزارش سینماپرس، صاحبان آثاری که چکیده مقالات آن‌ها در دومین همایش «مطالعات فیلم کوتاه تهران» پذیرفته شده، تا پایان روز دوشنبه ۳۰ دی‌ماه فرصت دارند اصل مقالات خود را ارسال کنند.

بنابراعلام دبیرخانه این همایش، مهلت ارسال آثار به هیچ وجه تمدید نخواهد شد و پذیرفته‌شدگان می‌توانند اصل مقالات خود را تا پایان فرصت یاد شده به آدرس الکترونیکی TISFConf@gmail.com ارسال نمایند.

دومین همایش مطالعات فیلم کوتاه تهران به دبیری احمد الستی و با محوریت «روایت در فیلم کوتاه» دوازدهم اسفندماه ۹۸ برگزار خواهد شد.    

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

نقدی بر سکوت و انفعال مدیران جشنواره‌های فجر


نقدی بر سکوت و انفعال مدیران جشنواره‌های فجر

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

«رگبار» در خانه سینما نقد و بررسی شد – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: فیلم سینمایی «رگبار» به کارگردانی بهرام بیضایی در خانه سینما نمایش و نقد شد.

به گزارش سینماپرس، کانون فیلم خانه سینما در تازه‌ترین برنامه‌ خود که با مشارکت انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی برگزار شد نسخه‌ ترمیم‌ شده‌ «رگبار» ساخته بهرام بیضایی را به نمایش گذاشت.

در این برنامه که شامگاه یک‌شنبه بیست و دوم دی‌ برگزار شد مصطفی جلالی‌فخر (منتقد سینما) و جابر قاسمعلی (فیلم‌نامه‌نویس) حضور داشتند و این فیلم را از جنبه‌های مختلف مورد بررسی قرار دادند.

در ابتدای این جلسه، ناصر صفاریان دبیر کانون فیلم خانه سینما ضمن ابراز تاسف و همچنین تسلیت به خانواده‌های داغدار و بازماندگان سقوط هواپیمای اکراینی، به ضرورت فعالیت‌های فرهنگی در برابر اِعمال سکوت و انفعال اشاره کرد و افزود: لغو کردن مراسمی نظیر جشن‌ها و برنامه‌های بزرگداشت، تنها کاری است که در شرایط فعلی و در ابراز همدردی با مردم کشورمان و خانواده‌های عزادار می‌توان انجام داد اما در همین وضعیت آن‌چه که از اهمیت به‌ سزایی برخوردار است مقاومت در برابر تعطیلی پاتوق‌ها و مراکز فرهنگی، و از آن مهم‌تر، پیدا کردن راهی برای مبارزه با سکوت و خانه‌نشینی است.

وی ادامه داد: کانون فیلم خانه سینما که خوشبختانه از ابتدای راه‌اندازی، از مساعدت و همکاری مدیریت خانه سینما برخوردار بوده، در این روزهای آکنده از سوگ و غم، ضمن پرهیز از برگزاری برنامه‌های طنز یا جشن می‌کوشد تا با برگزاری جلسات نمایش فیلم و نقد و بررسی، از تعطیل شدن– حتی موقتی– جلسه‌هایی با اهداف فرهنگی جلوگیری کند.

صفاریان سپس در بخش دیگری از صحبت‌های خود با اشاره به ترمیم و بازسازی «رگبار» در بنیاد سینمایی مارتین اسکورسیزی گفت: مدیران این بنیاد برای انجام این کار از نسخه‌ پزیتیو این فیلم که در اختیار بهرام بیضایی بوده استفاده کردند و در نخستین نمایش این نسخه‌ در آمریکا، مارتین اسکورسیزی ضمن ابراز تاسف مدعی شد که ظاهرا این فیلم در داخل ایران نابود شده! در حالی که نسخه‌ پزیتیو فیلم مورد بحث در آرشیو فیلمخانه‌ ملی ایران موجود است و همین نکته، ‌ ادعای این فیلمساز سرشناس آمریکایی درباره‌ فیلم «رگبار» را نقض می‌کند.

وی بیان کرد: آن‌چه که تماشای «رگبار» از پی سال‌های گذشته را به تجربه‌ای دریغ‌آلود تبدیل می‌کند، حسرت مواجهه با آدم‌ها و تجربه‌هایی است که قبلا آن‌ها را داشته‌ایم و اینک آن‌ها را از دست داده‌ایم. حسرتی که مهاجرت استاد بهرام بیضایی و غیبت ایشان در سینمای امروز ایران، تنها یکی از آن‌هاست.

مهم‌ترین ویژگی این فیلم نسبت به جریان اصلی و رایج سینمای دهه‌ پنجاه، تفاوت‌هایی در انتخاب داستان و چگونگی روایت آن استدبیر کانون فیلم خانه سینما در ادامه‌ جلسه با اشاره به این که «رگبار» به عنوان نخستین ساخته‌ بهرام بیضایی در سال ۱۳۵۱ ساخته شده، ضمن اشاره به تحسین و دریافت جوایزی از جشنواره‌ فیلم سپاس و همچنین واکنش منفی برخی منتقدان مطبوعات به برخی حاشیه‌های تولید آن (نظیر وقفه‌های طولانی مدت، بی‌نظمی و اختلاف سلیقه میان بهرام بیضایی و باربد طاهری) اشاره کرد و توضیح داد: می‌توان گفت مشکلات بهرام بیضایی با اغلب تهیه‌کنندگان فیلم‌هایش که متاسفانه تا آخرین ساخته‌اش ادامه داشت، از همین فیلم آغاز شده و این نکته در یادداشت گلایه‌آمیز او پس از پایان تولید این فیلم نیز انعکاس داشته است.

بخش بعدی جلسه به صحبت‌های جابر قاسمعلی اختصاص داشت. این فیلم‌نامه‌نویس با اشاره به علاقه‌ خود به اغلب آثار بهرام بیضایی، او را یک استاد مسلم در زمینه‌ هنر نمایش و سینما دانست و گفت: با این وجود در میان فیلم‌های بیضایی «رگبار» را چندان دوست ندارم و این‌بار که فیلم را دیدم اشکالات آن بیش‌تر برایم روشن شد.

وی سپس با اشاره به تاثیر این فیلم در موج نو سینمای ایران گفت: مهم‌ترین ویژگی این فیلم نسبت به جریان اصلی و رایج سینمای دهه‌ ۵۰، تفاوت‌هایی در انتخاب داستان و چگونگی روایت آن است. به عبارتی دیگر در این فیلم نیز مثل بسیاری از فیلمفارسی‌های آن دوران با یک مثلث عشقی روبه‌رو هستیم اما نخستین جسارتی که بیضایی می‌کند روایت این داستان بارها و بارها تکرار شده در زمانی بالغ بر صد و بیست دقیقه است. مدت زمانی که جزو استانداردهای اکران در زمان تولید این فیلم نبوده است.

قاسمعلی بیان کرد: این فیلم نخستین اثر بلند و سینمایی بهرام بیضایی است و طبیعی است که نواقصی دارد. اما این نقص‌ها بیش‌تر از آن که از نحوه‌ تولید ضعیف و غیر استاندارد چنین فیلمی ناشی شده باشد ریشه در پرداخت خام‌دستانه‌ی فیلمساز نسبت به عناصر، نمادها و نشانه‌هایی نظیر آینه است که در فیلم‌های بعدی او شکل و قالب بهتری پیدا می‌کند.

وی افزود: به‌هرحال باید پذیرفت ذهنیت بیضایی در گذر زمان پخته‌تر شده و خود به عنصری از فیلم تبدیل شده است. اما نکته این‌جاست که اگر برخی نشانه‌ها در فیلم‌های بعدی و بهتر او به عنصری نمادین یا دراماتیک تبدیل شده، به‌خاطر نزدیکی لحن آن فیلم‌ها به اسطوره‌هاست. در حالی که در «رگبار» زبان، لحن و رویکرد فیلم، واقع‌گراست.

این فیلمنامه‌نویس سپس به نقش و حضور قدرتمند زنان در سینمای بیضایی اشاره کرد و افزود: زنان فیلم‌های بیضایی عموما زنانی مقتدر، آرمان‌خواه و نسبت به مردان بسیار پیشروتر هستند. در حالی که شخصیت زن فیلم «رگبار» یک زن معمولی است که جایگاه و قداست زن آرمانی خصوصا در فیلم‌های متاخر بیضایی را ندارد.

در ادامه‌ جلسه، مصطفی جلالی‌فخر در پاسخ به پرسش ناصر صفاریان درباره‌ی نوع نگاه اسطوره‌ای در آثار بهرام بیضایی و تقابل آن با روزمرگی‌های مورد اشاره در «رگبار» گفت: اگر این یافته‌ روان‌شناسی را بپذیریم که تمام آدم‌ها یک معشوق خیالی دارند باید اشاره کرد که این فیلم به‌ شدت به اسطوره نزدیک شده و عشق کاملی را به تصویر آورده که در آن، این معشوق خیالی با تمام ابعاد ظاهر می‌شود.

وی بیان کرد: این فیلم چهل و هفت سال پس از تولید آن مورد نقد و بررسی قرار گرفته در حالی که آن را باید با مختصات زمان و زمانه‌ای که در آن ساخته شده سنجید.

جلالی‌فخر افزود: به نظرم «رگبار» فیلم گرمی است و آدم‌ها و شخصیت‌هایش هنوز هم تماشاگر را تحت تاثیر قرار می‌دهند. آن‌هم در مقایسه با سینمای امروز ایران که متاسفانه بخش عمده‌ای از تولیدات آن، توان شخصیت‌پردازی و روایت سر راست داستان را ندارند.

این منتقد سینما سپس «رگبار» را یکی از موفق‌ترین آثار در تلفیق‌ رئالیسم و سوررئالیسم توصیف کرد و توضیح داد: بیضایی در این فیلم موفق شده هم یک فیلم واقع‌گرا بسازد و هم یک ملودرام درست و عاشقانه که از لحظه‌های حسی بسیار قوی و موفقی برخوردار است. به عنوان مثال ذات عاشقانه‌ سکانس دیدار آقای حکمتی (زنده‌یاد پرویز فنی‌زاده) و عاطفه (پروانه معصومی) به‌قدری قوی است که حتی طنز الصاقی فیلمساز نیز نمی‌تواند جوهره‌ آن را کم‌رنگ کند. به این ترتیب زمانی که تماشاگر در پایان همین سکانس با یک لحظه‌ سوررئال (نظیر پر شدن درخت‌ها از بچه‌هایی که نظاره‌گر ابراز علاقه‌ی آقای حکمتی به عاطفه هستند) مواجه می‌شود، درام صحنه اُفت نمی‌کند و همچنان یک عاشقانه‌ شاعرانه باقی می‌ماند.

یکی از جالب‌ترین نکته‌های «رگبار» این است که چنین فیلمی با وجود عدم برخورداری از ساختمان کلاسیک داستانی، از عناصری وام گرفته که مربوط به ساختارهای داستانی استوی در بخش دیگری از صحبت‌های خود «رگبار» را یک تجربه‌ عاشقانه توصیف کرد و بیان کرد: این فیلم روایتی از یک تراژدی نیست و حتی غمگین هم نیست. شخصیت محوری این فیلم یک تجربه‌ غنی و عاشقانه را با خود می‌برد که شاید نتوان آن را پیروزی او دانست اما در عین حال شکست رقیب عشقی‌اش هم نیست. چون عشقی که در فیلم مورد پرورش قرار گرفته، در پایان نیز همچنان خوب و کامل و تاثیرگذار باقی مانده است.

قاسمعلی در ادامه با اشاره به استفاده از خرده‌پیرنگ‌ها در روایت داستانی که به تعبیر او ساختار کلاسیک ندارد گفت: در این فیلم با قهرمانی روبه‌رو هستیم که برخلاف رویه‌ سینمای آن سال‌ها و همچنین سال‌های بعد کتک می‌خورد. موضوعی که حتی در سال‌های اخیر نیز پذیرفتنی نیست.

جلالی‌فخر نیز پرداخت شخصیت‌های خاکستری و همچنین پرهیز از اشاره به آدم‌های سیاه و سفید را از مهم‌ترین ویژگی‌های «رگبار» برشمرد و تاکید کرد: شاید بدترین شخصیت این فیلم مدیر مدرسه است که بیضایی با نمایش فضای خانوادگی و حرکات مشمئزکننده‌ای که برای او طراحی کرده سعی داشته تا تصویر یک آدم مزاحم را از او ارائه دهد.

وی سپس با اشاره به نقش عناصر نمادگرایانه در برخی لحظات فیلم گفت: این عناصر در بعضی لحظه‌های فیلم بیش‌ از آن که کارکردی در جهت خود فیلم داشته باشند مختل‌کننده هستند. مثل حضور فردی با عینک دودی تیره که به نظر می‌رسد نمادی از نیروهای امنیتی است و در پایان فیلم شخصیت اصلی داستان را مجبور می‌کند که آن محل را ترک کند.

در بخش پایانی این جلسه‌ی نقد و بررسی، جابر قاسمعلی گفت: یکی از جالب‌ترین نکته‌های «رگبار» این است که چنین فیلمی با وجود عدم برخورداری از ساختمان کلاسیک داستانی، از عناصری وام گرفته که مربوط به ساختارهای داستانی است.

وی بیان کرد: یکی دیگر از مختصات ساختارهای داستانی، حضور خرده‌پیرنگ‌ها در یک شاه‌پیرنگ اساسی است که در این فیلم در حضور نامرئی بعضی آدم‌های فرعی داستان تجلی پیدا کرده است. آدم‌هایی نظیر شخصیت خیالی مدیر خیاط‌خانه (زنده‌یاد مهری ودادیان) که فقط سایه‌ او روی دیوار دیده می‌شود، زنی که صاحب‌خانه‌ آقای حکمتی و هنوز منتظر آمدن فرزندش است؛ و مهم‌تر از همه، مادر عاطفه (زنده‌یاد عصمت صفوی) که پزشک معالجش در توصیف او به زیبایی می‌گوید در حال مرگ است اما فقط دست‌هایش کار می‌کند.

قاسمعلی درپایان گفت: باید پذیرفت مهم‌ترین شخصیت فیلم «رگبار» آقای حکمتی است که همان‌طور که از اسمش هم برمی‌آید واجد حکمت خاصی است، البته شکل تکامل‌ یافته‌ او در فیلمنامه‌ درخشان «طومار شیخ شرزین» نوشته‌ بهرام بیضایی است. نماینده‌ای از خِرَد ایرانی که متاسفانه به دست بی‌خِرَدان قربانی می‌شود.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

پیر گوهرشناسی تجربی بوشهر درگذشت


پیر گوهرشناسی تجربی بوشهر درگذشت

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

پرده نفاق از چهره بعضی از اهالی هنر کنار رفت – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: در پی حادثه دلخراش سقوط هواپیمای اوکراینی، رسانه‌ها خبر انصراف همزمان تعدادی هنرمند از جشنواره‌های موسیقی، تئاتر و هنرهای تجسمی فجر در کنار لغو برخی کنسرت‌ها و نمایش‌ها در دو روز گذشته را در حالی منتشر کردند در حالی که تا قبل از آن و در مواجهه با اتفاقات اخیر سکوت کرده و هیچ واکنشی نشان نداده بودند.

به گزارش سینماپرس، رسانه‌ها خبر انصراف همزمان تعدادی هنرمند از جشنواره‌های موسیقی، تئاتر و هنرهای تجسمی فجر در کنار لغو برخی کنسرت‌ها و نمایش‌ها در دو روز گذشته را در حالی منتشر کردند که اکثر مخاطبان برای شناختن برخی از آنها باید ساعت‌ها یا به ذهن‌شان فشار بیاورند یا اسم آنها را گوگل کنند. حالا و پس از چهار دهه می‌توان گفت جشنواره فجر مهم‌ترین اتفاق هنری و فرهنگی داخلی ایران است. جشنواره‌هایی‌ که با وجود رفت‌وآمد دولت‌ها اما همچنان تاثیرگذار هستند و البته برای اهالی رشته‌های آن مهم. انصراف از چنین واقعه مهمی به‌دلیل همدردی با خانواده‌های داغدار حادثه سقوط هواپیمای اوکراینی عنوان شده است. مگر می‌شود با دل‌های داغدیده این خانواده‌ها همدردی و همصدایی نکرد؟ این داغ چنان جانکاه است که خواب را از چشمان می‌رباید و دل را چنان می‌فشرد که هرکسی آرزوی مرگ می‌کند چه مقصر و چه بی‌تقصیر. اشتباه بزرگی شده و امکان جبران آن وجود ندارد. بعید می‌دانم فرد خردمند یا شریفی پیدا شود که منکر عظمت و تلخی این مصیبت شود. حالا و پس از گذشت چند روز از این حادثه، ناگهان تعدادی هنرمند یادشان می‌آید که باید با خانواده‌های این شهدا همراهی کنند. ناگهان سهم هنرهای تجسمی و تئاتر بیش از بقیه هنرها می‌شود. ماجرای این انصراف که اوجش در سینما و توسط مسعود کیمیایی رخ داد، عجیب و مبهم است. آیا هدف اصلی این جماعت از رسمیت انداختن جشنواره‌های فجر است؟ مشکل خانواده‌های شهدای هواپیمای اوکراینی برگزاری جشنواره‌های فجر است؟ چندماهی بود که از حضور سلبریتی‌ها در جامعه خبری نبود و حالا انگار نوبت به بخش‌های دیگر خانواده هنر رسیده است. تجسمی‌های منصرف؛ مشهورتر از تئاتری‌ها دو روز پیش بود که ابراهیم حقیقی، دبیر دوازدهمین جشنواره هنرهای تجسمی فجر به همراه تعدادی از دبیران و داوران بخش‌های مختلف این جشنواره خبر دادند که در واکنش به سقوط هواپیمای اوکراینی در ایران و جان‌باختن سرنشینان آن از حضور در دوازدهمین جشنواره هنرهای تجسمی فجر انصراف داده‌اند.   رومین محتشم، دبیر بخش عکس این جشنواره نیز به همراه سیف‌الله صمدیان، کیارنگ علایی و شهریار توکلی داوران بخش عکس با صدور بیانیه‌ کوتاهی در فضای مجازی از حضور در این جشنواره استعفا دادند. در متن کوتاه دبیر و داوران بخش عکس دوازدهمین جشنواره هنرهای تجسمی فجر نکته جالبی آمده است: «… به‌عنوان هنرمندانی مستقل که با هدف تداوم فعالیت‌های فرهنگی و هنری این مسئولیت را پذیرفته بودیم، از ادامه همکاری با این رویداد معذوریم و ضمن تشکر از عکاسان شرکت کننده، تأثر و همدلی عمیق خود را با مردم داغدار ایران اعلام می‌کنیم. چراکه همواره و در هر شرایطی مسائل انسانی بر فعالیت‌های هنری ارجحیت دارد.»  «با هدف تداوم فعالیت‌های فرهنگی و هنری این مسئولیت را پذیرفته بودیم» جمله مهمی که نشان می‌دهد نگاه این دوستان به جامعه و هنر چه کیفیتی دارد. وقتی خودشان را دلیل تداوم و نبودشان را احتمالا باعث عدم تداوم فعالیت‌های فرهنگی و هنری می‌دانند دیگر جای بحثی نمی‌ماند. قطعا دنیا با وجود حافظ، شکسپیر، میکل آنژ و داوینچی جای بهتر و قابل تحمل‌تری شده، اما هنر در رشته‌های مختلف و در همه جای جهان متکی به افراد نبوده است. هنر با ذات انسان در ارتباط بوده و هنرمندی نتوانسته مانع از حرکت یک رشته هنری بشود.

  قلم خداحافظی

خوشنویسی هم رشته دیگری بود که درگیر حاشیه شد. رضا رینه‌ای، دبیر بخش خوشنویسی این جشنواره نیز از حضور در این جشنواره در راستای همدلی با مردم ایران انصراف داد. دبیر و داوران بخش گرافیک شامل مهدی مهدیان، علی باقری و مهدی فاتحی و همچنین دبیر و داوران بخش تصویرگری دوازدهمین جشنواره هنرهای تجسمی فجر شامل مهنوش مشیری، علی هاشمی‌شهرکی، علی خدایی و پیمان رحیمی‌زاده در همین راستا از حضور در این جشنواره اعلام انصراف کردند. دبیر و داوران بخش سرامیک این جشنواره نیز شامل فرزاد فرجی، مجید ضیائی، ‌صادق باقری و ‌هیربد همت‌آزاد از جمله انصراف‌دهندگان از حضور در این جشنواره هستند.   دبیر و داوران بخش مجسمه این رویداد شامل روح‌الله شمسی‌زاده، هادی عرب‌نرمی، کامبیز صبری و رضا قره‌باغی نیز از حضور در این جشنواره کناره‌گیری کردند. در همین راستا لیلی گلستان، مدیر گالری گلستان نیز از حضور در دوازدهمین جشنواره هنرهای تجسمی فجر انصراف داد. به نسبت اهالی تئاتر، هنرمندان رشته تجسمی در میان خودشان و احتمالا مردم حتما سرشناس‌تر هستند. باید منتظر ماند و دید واکنش وزارت فرهنگ و ارشاد به این انصراف‌ها چیست. قطعا هنر تجسمی ایران مشحون از چهره‌هایی است که می‌توانند در بزنگاه‌ها بمانند و کار کنند و با بهانه‌های مختلف از مسئولیت شانه خالی نکنند.

  تئاتر و موسیقی

صابر ابر طراح و کارگردان «همان چهار دقیقه»، آرش دادگر کارگردان نمایش «مکبث»، علیرضا کوشک‌جلالی، گروه اجرایی نمایش «آواز قو» به کارگردانی پریزاد سیف، گروه اجرایی نمایش «من» به کارگردانی سیاوش پاکراه، امیراحمد قزوینی بازیگر نمایش «پروانه الجزایری»، علی صفری کارگردان نمایش «کرونوس»، مژگان خالقی نویسنده و بازیگر نمایش «بیوه سیاه، بیوه سفید»، امیر نجفی کارگردان و تمامی اعضای گروه نمایش «مشق شب»، سجاد تابش کارگردان نمایش «در اتاق باد می‌وزد»، مهدی شفیعی‌زرگر نویسنده‌ «همه‌ فرزندان مکبث»، پرستو گلستانی، سه گروه نمایشی گروه‌های «آدیداس»، «جانی سکیکی» و «خدای جنگ» از مشهد، مانی جعفرزاده و محمدحسین معارف هنرمندانی هستند که پس از واقعه سرنگونی هواپیمای بوئینگ ۷۳۷ به‌دلیل اصابت موشک، از شرکت در سی‌وهشتمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر انصراف داده‌اند. همه این افراد همدردی با خانواده‌های داغدار را دلیل اصلی انصراف‌شان اعلام کرده‌اند. افراد و گروه‌ها در فعالیت یا عدم فعالیت‌شان آزاد هستند، اما همچنان سوال اصلی اینجاست که این کار، چه کمکی در کاهش آلام خانواده‌های عزادار می‌کند؟ آیا این اقدامات سیاسی کردن هنر نیست؟ آیا مردم و جامعه از نبود آثار هنری آسیب نمی‌بینند؟ کیوان ساکت، نوازنده، موسیقیدان، آهنگساز و رهبر ارکستر دیگر هنرمندی بود که از حضور در رویدادهای هنری فجر انصراف داد. کیوان ساکت در صفحه شخصی‌اش این‌گونه نوشت: «من به نشانه همدلی با مردم داغدار و ستم‌دیده سرزمین‌ام، امسال در هیچ‌یک از جشنواره‌های هنری فجر شرکت نخواهم داشت. نه به‌عنوان هنرمند شرکت‌کننده، نه در مقام داور یا کارشناس مدعو و نه در نقش مخاطب و بیننده هیچ‌یک از آثار.» لغو کنسرت علیرضا قربانی و اتفاقات مشابه احتمالی در روزهای آینده را به انتظار می‌نشینیم تا درنهایت خروجی و تاثیرات این‌گونه واکنش‌ها را شاهد باشیم. جشنواره‌ها برگزار می‌شوند و روزها می‌آیند و می‌روند اما تمام اینهایی که انصراف داده‌اند در همین کشور یاد گرفته‌اند و گاه آموزش داده‌اند. از سرمایه همین کشور استفاده کرده‌اند تا خودشان تبدیل به سرمایه شده‌اند. با امکانات همین سرزمین رشد کرده‌اند و روی دوش همین مردم بلند شده‌اند. وقتی از همین جشنواره جایزه می‌گرفتند و گاه ارتزاق می‌کردند جشنواره خوب بود و حالا دیگر خوب نیست. بگذریم، چرخ بازیگر از این بازیچه‌ها بسیار دارد…

*فرهیختگان

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

برگزاری کارگاه آموزشی ساخت ساز


برگزاری کارگاه آموزشی ساخت ساز

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

کودکان به‌ پاس‌ رشادت‌های سردار سلیمانی نقاشی می‌کشند


کودکان به‌ پاس‌ رشادت‌های سردار سلیمانی نقاشی می‌کشند

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

وقتی بی‌بی‌سی هنرمندان را سیاه لشگر فتنه‌ای جدید می خواهد + فیلم – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: در حالی که خبر ناگوار سقوط هواپیمای اوکراینی از ابتدا موجب تأثر مردم شد و همگان در پی همدردی با حادثه دیدگان بودند، برخی پس از شنیدن خبر خطای انسانی در هدف قرار گرفتن این هواپیما به یکباره داغدار شدند و با تکرار تسویه حساب های سیاسی خود به فکر آشوب آفرینی های جدیدی افتاده اند!؟

به گزارش سینماپرس در شرایطی که دل هر ایرانی از غم از دست دادن جمعی از هموطنان بی گناه اندوهناک است و هنوز داغ عظیم از دست دادن سردار و مجاهدی بزرگ همچون حاج قاسم سلیمانی از دل او زدوده نشده است، برخی از اصناف هنری با صدور بیانیه هایی به یکباره و به گونه ای عجیب هماهنگ با برخی از جریانات معاند، با چند روز تاخیر چنان آهنگ عزا سر داده اند که در نوع خود استثنایی است!

برخی از این بیانیه ها با فراموش کردن حضور میلیونی و خیره کننده مردم ایران اسلامی در تشییع سردار انقلابی ایران اسلامی، به گونه ای به بیان تسلیت می پردازند که با ترسیم فلاکت برای مردم، بن بست های ذهنی خود را به جامعه تسری می دهند، به گونه ای که تداعی کننده فعالیت سیاه لشگران در فتنه ها می شود!

از خانه سینما تا خانه تئاتر و برخی صنوف کوچک که عموما نیز در چنبره افرادی شاه نشین است و اتفاقا مورد انتقاد از سوی خیل عظیم هنرمندان برای عملکردهای سیاسی و غیر صنفی می باشند، با صدور بیانیه هایی سیاسی به جای همدردی با هم میهنان عزادار،  به گونه ای عمل کردند که شبکه های معاندی همچون بی بی سی، وی او ای و ایران اینترنشنال این بیانیه ها را حلوا حلوا کردند!

مشابه با همین ادبیات نیز برخی سینماگران ساده لوح یا بازی خورده و شاید هم خودفروخته با صدور پیام هایی به همین مضامین مسیری مشابه را در پیش گرفته اند. از مطرح کردن موضوع انصراف از جشنواره فجر تا دعوت مردم به تجمع! موضوعاتی که هیچ نسبتی با همدردی با عزاداران این حادثه ندارد!

اما نکته قابل توجه در این میان که باعث می شود کل این همدردی ها را فارغ از تاخیر چندروزه‌ی آن، زیر سوال ببرد هماهنگی عجیب این اقدامات با دستورالعمل های صادر شده از شبکه معاند بی بی سی فارسی است.

به طور نمونه جالب است درست زمانی که هنوز هیچ هنرمندی بیانیه ای برای حضور مردم در تجمع صادر نکرده بود، در روزشنبه شبکه معلوم الحال بی بی سی خبر نقش آفرینی سلبریتی ها و هنرمندان و صدور بیانیه توسط ایشان و دعوت از مردم برای تجمع را در بخش خبری و تحلیلی خود رسانه ای کرد. نقش آفرینی برخی افراد خارج نشین و مهاجرت کرده نیز در این میان قابل توجه است.

به نظر می رسد مدیران فرهنگی به جای عکس العمل های نابخردانه و عوامانه مشابه رفتار برخی افراد در مسند دبیری جشنواره‌، لازم است هنرمندان و سینماگران را از گرفتار شدن در دام شبکه های معاند و تبدیل شدن به عناصر خودفروخته و بر علیه مردم بر حذر دارند. قطعا خروج وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از انفعال و عمل به وظایف نظارتی به جای صدور توییت و … و  اعمال سیاست های تنبیهی و بازدارنده در قبال این بخش قلیل از جامعه هنری که متاسفانه همواره برخی احساسات عمومی را بهانه ای برای مجادلات سیاسی خود با حاکمیت و نهادهای تابعه آن می کنند، می تواند در این زمینه نقش قابل توجهی داشته باشد.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

کنسرت ایران و اتریش برگزار می شود/ میزبانی در تالار رودکی


کنسرت ایران و اتریش برگزار می شود/ میزبانی در تالار رودکی

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

وقتی دبیر یک جشنواره ملی حامی فیلمساز هم صدا شده با ترامپ می‌شود – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: از قدیم گفته‌اند حرمت امامزاده با متولی است. در جریان برخی انصراف‌های کودکانه‌ای که روز گذشته از جشنواره‌های فجر صورت گرفت به نظر می‌رسد دبیران این مهم‌ترین رویدادهای انقلاب اسلامی نتوانسته‌اند از حیثیت آن پاسبانی کنند

به گزارش سینماپرس، اعلام انصراف چند هنرمند از حضور در جشنواره‌های چندگانه «فجر»، در فضای مجازی بحث‌های گوناگونی را در پی داشت. به نظر می‌رسد مهم‌ترین انصرافی این جشنواره مسعود کیمیایی بود که درخواست خارج شدن فیلمش از جشنواره فجر را داشت که با مخالفت صریح تهیه‌کننده فیلم روبه‌رو شد، آیا دبیران جشنواره فیلم فجر هم توانستند واکنش قاطعی به بازی انصراف داشته باشند!؟

کیمیایی کارگردان فیلم «خون شد» با انتشار ویدئویی که در آن گویا شرایط روحی و روانی خوبی نیز ندارد، اعلام کرد نمی‌خواهد فیلمش در جشنواره فیلم فجر حضور داشته باشد. این اتفاق که به نوعی پشت کردن به مهم‌ترین رویداد سینمایی کشور بود، با واکنش جواد نوروزبیگی تهیه‌کننده فیلم مواجه شد و عملاً آنچه کیمیایی می‌خواست، محقق نشد.

از «قاتل اهلی» تا «خون شد»
حضور مجدد کیمیایی در جشنواره فجر تنها به یک دلیل دارای ارزش بود و آن جایگاه وی در سینمای ایران است که نامش یادآور ساخته مهم وی در سال‌های دور است. کیمیایی در سال‌های اخیر هر بار به جشنواره فیلم فجر آمده است فیلم‌هایش به دلیل ضعف‌های آشکار و غیرقابل قبول، با تمسخر و خنده اهالی منتقدان سینما روبه‌رو شد. آخرین باری که کیمیایی فیلمی را به جشنواره فجر آورد؛ اثری به نام «قاتل اهلی» بود. این فیلم در سینمای رسانه‌ها با خنده و «هو» شدن روبه‌رو شد و این مسئله آنقدر برای پولاد کیمیایی بازیگر نقش اول فیلم سنگین بود که در سالن سینما اختیار خودش را از دست داد و خطاب به خبرنگاران و منتقدان گفت: «خفه شید»! «قاتل اهلی» هیچ دستاوردی در فجر نداشت. امسال هم هنوز جشنواره فجر آغاز نشده کیمیایی با یک حاشیه حضور خود را اعلام کرد. وی که گویا از سه روز دیرتر متوجه سقوط هواپیمای مسافربری شده است، خواستار دیده نشدن فیلمش در جشنواره شد، اما نوروزبیگی تهیه‌کننده فیلم در مصاحبه‌ای اعلام کرد: فیلم «خون شد» در جشنواره فیلم فجر حضور دارد و نمایش داده می‌شود، اما با احترام به نگاه و نظر آقای کیمیایی، تقاضای ما این است که فیلم در بخش کارگردانی داوری نشود و در مابقی بخش‌ها مورد قضاوت قرار گیرد.

واکنش منفعلانه دبیر جشنواره فیلم فجر
اعلام مخالفت سازنده فیلم «خون شد» برای حضور در جشنواره فیلم فجر با واکنش کاربران فضای مجازی روبه‌رو شد. وحید یامین‌پور، فعال فرهنگی و مجری تلویزیون در توئیتر به این موضوع واکنش نشان داد و با بیان اینکه اقدام کیمیایی در همصدایی با ترامپ بوده، نوشت: «ضمن ابراز تأسف برای وزارت ارشاد پیشنهاد می‌دهم هر کسی به این شیوه به جشنواره اهانت کرد برای همیشه از شرکت در آن محروم شود.»

ابراهیم داروغه‌زاده، اما در پاسخ این متن نوشت: «توهین به یک کارگردان بزرگ و پیشکسوت سینما به هر دلیلی درست نیست. آقای کیمیایی عزیز هیچ همراهی‌ای با رئیس‌جمهور بی‌شرف امریکا نداشته است. تألم و احساس همدردی با خانواده‌های بازماندگان هواپیمای مسافربری از طرف هنرمندان طبیعی است. جشنواره فیلم فجر با حضور سینماگران معنی پیدا می‌کند.»

این واکنش بدون هیچ موضع‌گیری‌ای درباره سخنان کیمیایی، تنها یک موضع منفعلانه و ضعیف بود که به نظر می‌رسید یک دبیر حرفه‌ای جشنواره فیلم فجر حداقل در رسانه باید از حیثیت و جایگاه جشنواره‌ای که متصدی آن است، دفاع کند. دبیر جشنواره فجر به این اشاره نکرد که جان باختن تعدادی از هموطنان در حادثه تلخ سقوط هواپیما نمی‌تواند بهانه‌ای منطقی برای انصراف از رویداد مهمی، چون جشنواره فیلم فجر باشد.

تئاتر؛ دیگر محل انصرافی‌ها
به غیر از فیلم فجر، جشنواره تئاتر فجر هم شاهد انصراف برخی از گروه‌های تئاتری بود؛ گروه‌هایی که در صفحات اینستاگرام انصراف خود را از حضور در جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر که جدی‌ترین رخداد تئاتری ایران است اعلام کردند. این اتفاق نیز بدون واکنش نادر برهانی‌مرند، دبیر جشنواره روبه‌رو شد. به نظر می‌رسد در کنار واکنش ضعیف دبیر جشنواره فیلم فجر، باید فکری هم به سکوت بی‌معنای دبیر تئاتر فجر داشت که مشخص نیست چرا سکوت کرده و برای سامان دادن به وضعیت این جشنواره اقدامی نمی‌کند.

تجسمی فجر؛ تجسم مدیریت فشل
ضعیف‌ترین دبیران انتخابی برای جشنواره‌های فجر را باید به نام بخش تجسمی این جشنواره‌ها دانست؛ جایی که نه تنها دبیر نتوانسته از مقام و منزلت جشنواره دفاع کند بلکه با خالی کردن جایگاه عملاً خود به بخشی از حاشیه‌سازی‌های کودکانه تبدیل شده است.

خبرگزاری ایرنا درباره وضعیت جشنواره تجسمی فجر نوشت: «ابراهیم حقیقی دبیر دوازدهمین جشنواره هنرهای تجسمی فجر به همراه تعدادی از دبیران و داوران بخش‌های این جشنواره از حضور در جشنواره یادشده استعفا کردند ولی هنوز مشخص نیست اداره کل هنرهای تجسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی این استعفا را خواهد پذیرفت یا خیر.»

وزارت ارشاد منفعل نباشد
در شرایطی که کمتر از یک ماه دیگر به برگزاری جشنواره فیلم فجر باقی مانده است، وزارت ارشاد به عنوان متولی برگزاری جشنواره‌های فجر باید فکری به حال انتخاب‌های ضعیفی که تاکنون داشته بکند. افرادی امروز سکاندار جشنواره شده‌اند که حتی نمی‌توانند پاسدار نام «فجر» که نشانه‌ای از پیروزی انقلاب اسلامی است، باشند. انفعال وزارت ارشاد در این شرایط می‌تواند باعث جری‌تر شدن برخی افراد ماجراجو برای بازی با جایگاه جشنواره فجر شود؛ اتفاقی که در نهایت به ضرر وزارت ارشاد است و نگاه جامعه نسبت به وزارتخانه‌ای که حتی توانایی جمع کردن حواشی یک جشنواره را ندارد، تغییر خواهد داد.

*جوان آنلاین

مشاهده خبر از سایت منبع