
سینماپرس: امیر توسلی ساخت موسیقی «ملاقات با جادوگر» به کارگردانی حمید بهرامیان و تهیه کنندگی حمید اعتباریان را آغاز کرد.
به گزارش سینماپرس، حسن مصطفوی مجری طرح و مدیر تولید فیلم «ملاقات با جادوگر» گفت: این فیلم پس از ۲ ماه پیش تولید در تهران کلید خورد. «ملاقات با جادوگر» در ژانر کمدی ساخته شده و هم زمان با تدوین و صداگذاری، قرارداد ساخت موسیقی فیلم هم با امیر توسلی امضاء شد.
وی تاکید کرد: در این فیلم بازیگرانی چون مانی حقیقی، امیرمهدی ژوله، علیرضا خمسه، هستی مهدوی، امیر شریعت، ستاره پروین، سپیده مرادپور و نسیم ادبی حضور دارند.
مجری طرح «ملاقات با جادوگر» در پایان اظهار امیدواری کرد که با پایان یافتن مراحل پس از تولید فیلم بزودی اکران شود.
فیلمنامه این اثر توسط امیرمهدی ژوله نوشته شده است، در خلاصه داستان «ملاقات با جادوگر» آمده است: جناب سرهنگ برادری کن ما رو بگیر، من از خجالتت در میام!
«ملاقات با جادوگر» در ژانر کمدی ساخته شده است و فیلمنامه اولیه این اثر با نام «ماساچوست» پیش تر توسط پیمان عباسی به نگارش در آمده است.
عوامل و دست اندرکاران «ملاقات با جادوگر» عبارتند از نویسنده: امیر مهدی ژوله، کارگردان: حمید بهرامیان، مدیر فیلمبرداری: محمدرضا سکوت، مدیر صدابرداری: نظام کیایی، تدوین: بهرام دهقانی، طراح صحنه و لباس: مجید لیلاجی، طراح چهره پردازی: علی بهرامیفر، صداگذار: علیرضا علویان، سرمایه گذاران: سید جواد حسینی و حمید اعتباریان، تهیه کننده: حمید اعتباریان.
سینماپرس: کارشناسان درباره یک پیشنهاد مشکوک اقتصادی که میتواند قضایای بنزین را تکرار کند، هشدار میدهند.
به گزارش سینماپرس، حامد بهداد، از بازیگران سینما به تازگی در یک پست اینستاگرامی با اشاره به رخدادهای آبانماه نوشته است:
«آنها، هموطنان ما که کشته شدند نه اغتشاشگر بودند، نه اخلالگر. آنها غم نان داشتند و مأیوس از همه جا بدنبال نان و کار و کمترین رفاه اجتماعی مظلومانه سرکوب شدند. مفتضح ما هنرمندان که به امید بهبود جامعه فریب خوردیم و رأی دادیم و تشویق کردیم و ناسزا خوردیم. وه چه غریب. تسلیت به داغداران و بوسه بر خاک عزیزان
پنجم دی ماه نود و هشت
حامد بهداد.»

*مشخص نیست درگذشتگانی که هیچ اعتراضی نداشتند و مأموران امنیتی که بخاطر مردم در این اغتشاش کشته شدند در کجای پیام آقای بهداد قرار دارند!؟ و از طرفی اگرچه مردم در قبال برخی از مشکلات دستکند دولت و اصلاحطلبان جان به لب شدهاند و جامعه با چالشهای زیادی مواجه است اما باز هم مشخص نیست که حامد بهداد چگونه به جای اشاره به «گرانی» به عنوان اصیترین معضل مردم ولی همنوا با مهناز افشار و دونالد ترامپ به یکباره به چیز عجیبی به نام “غم نان” و “غم کار” اشاره میکند!؟
او که فیلمهایش با فروش میلیاردی و رکوردشکنی مواجه هستند اتفاقا بهتر از همه میداند که ایران با بحران بیکاری و یا شیوع گرسنگی مواجه نیست چون در یک جامعه گرسنه و بیکار هیچ فیلمی فروش بالا نخواهد داشت و امثال حامد بهداد نخواهند توانست تعطیلات خود را در آمریکا بگذرانند؛ بلکه جامعه ایران با معضلاتی مثل گرانی و عدم نظارت دولت بر قیمتها و بر بازار مسکن مواجه است و این مشکلات هم هرگز به معنای گرسنگی یا بحران بیکاری نیستند.
اما اینکه چرا بهداد و امثال او که نقش غیر قابل انکاری در گرانیهای اخیر و روی کار آمدن یک دولت نامعتقد به نظارت بر قیمتها دارند؛ همچنان بر ترویج سخنان غلط در ذهن مردم اصرار میکنند؛ گزارهایست که باید تأملات دقیقی را پیرامون آن انجام داد.
این نکته بدیهیست که اگر حامد بهداد و امثال او مشمول حاتمبخشیهای دولت خودشان نمیشدند و مثل همه مردم و کارگران و کارمندان “مالیات” میپرداختند؛ امروز کسی شاهد این زبانگشاییها و دعواهای زرگری و بیان حرفهای عجیب از جانب آنها نبود.
حامد بهداد که به تازگی از سفر تفریحی خود به آمریکا بازگشته است؛ “سریال دل” را نیز در شبکه نمایش خانگی در حال پخش دارد که گفته میشود فروش این سریال نیز شاهد رکورد شکنی است.
گفتنیست، ایران اسلامی اگرچه با مشکلات بزرگی در اقتصاد دست و پنجه نرم میکند اما به لحاظ شاخصهای غذایی جزو سیرترین کشورهای جهان است و در بحث بیکاری نیز به تازگی یک روزنامه اصلاحطلب اذعان کرد که بیش از ۵ میلیون بیکار ایرانی از “بیکاران صاحب درآمد” هستند که مایل به پذیرش هر شغلی نیستند. [۱]
***
روزنامه همشهری: مردم دیر یا زود به خیابان میآیند!

روزنامه همشهری، ارگان شهرداری تهران طی مقالهای در شماره شنبه گذشته خود که با عنوان “آشفتگی اجتماعی” و در صفحه یکم این روزنامه منتشر شد؛ با لیست کردن تمام اخبار منفی اقتصادی که طی ماههای اخیر در کشور منتشر شده و “بدون اشاره به حتی یک خبر مثبت”! نوشته است:
“جامعه ما از چنین منظری در وضعیت بحرانی و خطرناکی قرار گرفته و آبستن چنین حوادث و اعتراضاتی هست. وجود هرکدام از این مسائل کافی است تا مردمی که در فقر، بیکاری، بیعدالتی، فساد، تبعیض و گرانی و تورم غوطهورند و مفر و روزنهای برای خلاصی از این چرخه سیاه محرومیت نمیبینند به خشم آیند. خشم فروخورده و متراکم چنین مسائلی دیر یا زود و با هر حادثه و مشکل طبیعی یا خطا و اشتباه انسانی و کوچکترین بهانهها فوران میکند و مردم محروم و مستاصل را به خیابان میکشاند. فرق نمیکند بهانه بنزین باشد یا نان، آب باشد یا برق، سیبزمینی باشد یا پیاز حتی حوادث و سوانح طبیعی چون سیل، برف و زلزله. “[۲]
*متأسفانه روزنامه اصلاحطلب همشهری نیز مثل کثیری از رسانهها و مقامات دولتی! از پول بیتالمال ارتزاق میکند اما اشتهار به سیاهنمایی دارد و از بیان مثبتات کشور و نیمه پر لیوان اِبا میکند.
جالب است که همشهری در لیست موصوف در مقاله اشاره شده به خبرهای درست و غلط درباره بیکاری و گرسنگی و غیره اشاره دارد اما در ادامه از تطبیق دادن این خبرهای بعضا غلط با اخبار مثبتی مثل صاحب درآمد بودن بیش از ۵ میلیون بیکار ایرانی، قرار داشتن ایران در رتبه سیرترین کشورهای جهان و افزایش ۱۰۰ درصدی درآمدهای کمیته امداد در برخی استانها تا مقطع کنونی سال جاری [۳] هیچ اشارهای ندارد.
در واقع، پژوهشگر اجتماعی این روزنامه که اقدام به نوشتن این مقاله کرده است به هر دلیلی نخواسته دست به یک پیمایش عقلانی بزند و ضمن بیان خبرهای مثبت در کنار خبرهای منفی، به آنالیز دقیق واقعیت بپردازد.
نویسندگان این مقاله همچنین عمدا یا از روی سهو، هیچ نقشی برای “سیاه نمایی” و “ناامید سازی” در عاصی کردن مردم قائل نبودهاند و به این حقیقت اشاره نکردهاند که اگر مراجع اجتماعی در یک جامعه، مثبتات را نگویند؛ ساکنان بهشت نیز به تصوّر زیست جهنّمی خواهند رسید چه رسد به جامعهای که دست به گریبان برخی مشکلات نیز هست.
همانطور که ساکنان شام سال ۴۰ هجری به تصوّر نامسلمانی علی(ع) رسیدند و کوفیان سال ۶۱ هجری به تصوّر خارجی بودن و بیدینی پسر پیامبر(ص).
جالب است که همشهری باز هم عامدانه یا از روی سهو به مردم نمیگوید که راه رفع همین مشکلات نیز به خیابان آمدن نیست بلکه صندوق رأی است!
ما در مجموعه مشرق با عنایت به گزارههایی شبیه همین رفتارها بود که پیشبینیهای مربوط به “فتنه اقتصادی” و تفرّس این رخداد شوم و پیشلرزههای آن در دیماه ۹۶ و آبان ۹۸ را در مقابل چشم مخاطبان خود گذاشتیم.
بدیهیست که اگر روند مورد اشاره (مثلا در روزنامه همشهری) ادامه داشته باشد و مثبتات کشور همچنان بر هیچ منبری گفته نشود؛ شاهد رخدادهای تلخی خواهیم بود…
***
حرکت مشکوک در ارگان کارشناسی مجلس

فرشاد مؤمنی، از چهرههای اقتصاددان به تازگی طی سخنانی که سایت جماران آنرا منتشر کرد در اشاره به یک گزارش عجیب در مرکز پژوهشهای مجلس آنرا مشکوک خوانده و گفته است:
«بحث ما با نمایندگان گرامی مجلس این است که یک مقدار بنیهی کارشناسی خودشان را بر فراز مناسبات قرار دهند. واقعاً جای دریغ و تأسف است در حالی که انتظار میرود مرکز پژوهشهای مجلس به عنوان بازوی پژوهشی نمایندگان محترم کار کند در همان گزارش کلیدی شمارهی یک که منتشر کردند با اینکه نکتههای بسیار قابل اعتناء و مثبتی را مطرح کردند اما حتی مرکز پژوهشها توصیههایی کرده که بعضی از آنها حتی تا مرز مشکوک بودن هم جلو میرود. فرض بفرمایید در گزارشی که مرکز پژوهشها تهیه کرده در عین حالی که تذکرات بسیار مفید و خوبی داده اما انگار نه انگار ما باید از یک سوراخ چند بار گزیده شویم، دوباره زمزمههایی شروع کردهاند درباره اینکه بعد از تجربهی افزایش قیمت بنزین برای افزایش چشمگیر قیمت پایهی ارز برای کالاهای اساسی و نیازهای حیاتی مردم راه باز کنند!»[۴]
*اگرچه برخی مواضع و نظرات آقای مؤمنی کاملا قابل انتقاد است اما این نظر کاملا صحیح و بجاست که پیشنهاد افزایش قیمت پایهی ارز کالاهای اساسی، در شرایط فعلی معقول به نظر نمیرسد.
آنهم در شرایطی که جامعه در معرض سیاهنمایی و سفرههای مردم درگیر معضل گرانی است.
در واقع به جای آنکه شاهد باشیم در این شرایط نظراتی برای استشفای وضع موجود ارائه میشود اما شاهد گزینههای نقض هستیم و میبینیم دستانی در کار است تا هرچه بیشتر جان مردم را به لب برساند و جامعه را عصبانی کند.
اینکه پس از اغتشاشات آبانماه دیدیم که دولت محترم هیچ توضیحی از بابت اقدام بدون پیوست خود به افکار عمومی نداد، اینکه همچنان خبری از نظارت جامع بر بازار برای کنترل گرانی نیست و اینکه شاهد نظراتی مثل پیشنهاد افزایش قیمت پایهی ارز کالاهای اساسی هستیم؛ تماماً بیانگر ایفای نقش همان دستان مشکوک است.
دستان مشکوکی که اگر هرچه سریعتر با روشنگری خواص و برخورد مدقّانه امنیتی قطع نشوند؛ سایر قطعات پازل «فتنه اقتصادی» را در کنار یکدیگر خواهند چید.
سخن آقای مؤمنی مبنی بر مشکوک بودن این رفتار و این پیشنهاد با جریان تصویب ۲۰ دقیقهای برجام در مجلس نیز قابل جمع است و تکلیف این پیشنهادات مشکوک و منابع الهام و القای آنها بایستی روشن شود!
***
۱_ http://www.armanmeli.ir/fa/print/main/۲۷۸۸۸۳
۲_ http://newspaper.hamshahrionline.ir/id/۹۱۳۸۴
۴_ https://www.jamaran.ir/fa/tiny/news-۱۳۱۸۶۹۱
*مشرق
سینماپرس: برنامه شب یلدا اولین انتقاد مهران مدیری از دولتِ دستپختِ اصلاحطلبان نیست و نخواهد بود؛ و البته این هجمه هماهنگ به او هم اتفاق تازهای نیست. معاونت سیما در این مقطع باید قاطعانه وارد میدان شود.
به گزارش سینماپرس، مسعود فراستی منتقد مشهور سینمای ایران نقل قولی را بارها از سید شهیدان اهل قلم مرتضی آوینی در مناظرهها و برنامههای تلویزیونی روایت کرده است. او در این نقل قول اشاره میکند در نقد فرهنگی، خطر بزرگ آنجاست که روشنفکر و حزب الهی در مورد موضوعی خاص، با هم متحد شوند و با اشتراکاتی خاص به هنرمند یا اثر هنری حمله کنند.
حکایت این روزهای مهران مدیری و انتشار عکسهای خصوصیاش در خارج از کشور را، برخی توییتهای فعالان رسانهای به گردن اصلاح طلبان میاندازند. البته این گروه بزرگ از اعتدالیون و اصلاحطلبان، در تخریب یک هفتهای مدیری و برای توقف برنامههای مدیری اهتمام ویژهای داشتهاند، اما فراموش نکنیم که روزنامه محترم فرهیختگان اولین نقد را شروع کرد که پس از آن، اصلاحطلبان و حامیان دولت آن را رها نکردند و بهانه انتقاد مدیری از دولت، تا پای انتشار تصاویر قدیمی از او و اتهامات اخلاقی پیش رفتند. آیا مهران مدیری حرفی غیرآزاداندیشانه و خلاف آرمانهای دانشجویان بر زبان آورد که طی گزارش معناداری با حمله توامان به معاونت سیما، مورد هجمه قرار گرفت.
مهران مدیری آرتیست گرانی است، مثل همه آرتیستهای گرانی که با مهمترین شبکههای تلویزیون دنیا همکاری میکنند. مدیری اگر برای هر برنامه “به فرض محال” ۱ میلیارد تومان دستمزد بگیرد، خواستهاش محترم است و مدیران رسانه ملی در صورت صلاحدید میتوانند، مطالبه این چهره محبوب مردمی را برآورده کنند. و البته سازمان صداوسیما هم در این بین از یک منطق تجاری و بازرگانی روشن پیروی میکند.

واقعا اگر با انگشتان محاسبهگر سیاسی هم دودوتا چهارتا کنیم، جرم مهران دستمزد بالای اوست؟ نوش جانش! برای چنین سرمایه مردمی که در کوزه احزاب نیفتاد و بیست و اندی سال، مستمر در فضای پر از ممیزی و محدودیت سیما مردم را دلشاد کرده، باید میلیاردها تومان هزینه کرد؛ آنهم در زمانی که رسانههای بیگانه و رقیب ضدایرانی متصل به پولهای کثیف و خونآلود آلسعود، میلیون دلاری برای جذب دستچندمها و ورشکستهها هزینه میکنند.

به کیفیت برنامه یلدایی او اگر توجه کنیم، روی صحنه راه میرود و مردم را در کشاکش فشار سخت اقتصادی با طنازی جانانهاش میخنداند. در شرایط فعلی انتقاد میکند و هم مخاطبش را میخنداند، به عبارت سادهتر اگر به مباحث روانشناسی سیاسی کلان ناخنک نزنیم و این گزارش را ساده به سرمنزل مقصود برسانیم، کاری که مهران مدیری انجام میدهد برای حاکمیت میلیارد میلیارد تومان ارزش دارد تا التهابات اخیر دستکم ساعتی آرام گیرد. برای مدیری همین بس که یک جرثومه سیاسی مثل امیرعباس فخرآور به دلیل ساخت همین برنامههای طنز – به زعم برخی “تکراری”- و شاد کردن مردم، او را علنا تهدید میکند.
اینکه مدیری با همان لحن شیرین وقتی میگوید: من هم جمعه صبح فهمیدم که برنامه دورهمی داریم، ملت معترض، خشمشان با قهقهههای مستمر تسکین پیدا میکند. و میلیونها دلار سرمایهگذاری ایران اینترنشنال و امبیسی سعودی و منوتو را دود میکند! و گناه بزرگ مهران مدیری همین خنداندن مردم است. او یک تنه روی صحنه میایستند و با یک جمله، هم مردم را از ته دل میخنداند و هم در ساختارها و کلیشههایی را به چالش میکشد که دهها مقاله و نقد نمیتواند. اساسا این روزها خنداندن مردم گناه بزرگ و نابخشودنی است و تنها باید از بدبختی گفت و سریالهایی ساخت که سراسر سیاهی و تباهی جامعه ایرانی را به تصویر میکشد.
تفاوت مهران مدیری و رضا رشیدپور نیز همین است. رضا رشیدپور سالها قبل (در سال ۱۳۸۷) مهدی کروبی را روی آنتن آورد و به او توصیه کرد در انتخابات بعدی شبها نخوابد تا میزان رای او جابجا نشود (مثلث شیشهای- یکسال قبل از انتخابات). یا در برنامه اینترنتی دیگری، تا توانست برای جناح رقیب دولت مستقر تبلیغ کرد تا به کمپینهای تبلیغاتی راه یافت و بعد هم مسیر آمدنش به تلویزیون هموار شد.
البته حرجی بر رشیدپور نیست؛ او یک مجری است و اتفاقا مجری بسیار توانمند و مجربی هم هست که یکی از موفقترین برنامههای صبحگاهی را برای مدت طولانی روی آنتن داشت و الحق در موارد بسیاری جریان ساز بود. اما او اگر برند سرشناسی به برنامهاش نیاورد، مخاطب، رشیدپور «خالی، خالی» را خیلی تماشا یا تحمل نمیکند. مهران مدیری {همیشه خوش تیپ} گونی بپوشد و روی تخت کثیف بنایی یک حوض برنامه اجرا کند، یا حتی برنامه اجرا نکند و فقط جلوی دوربین بنشیند و در آن زل بزند، دهها میلیون ایرانی را سرگرم و دلشاد میکند.
تفاوت دیگر این است که مدیری هیچ وقت از غوغای روحانی نگر برای ملت مدیحهسرایی نکرده است. در هیچ انتخاباتی «کیفکِش» {تکیه کلام مسعود فراستی} هیچ نامزد منتخبی نشده است. و با انتقادات طنازانهاش، گریبان راست و چپ را گرفته است.
این بار، تیر اول به مدیری را فرهیختگانِ اصولگرا رها کرد؛ سپس محمد قوچانی روزنامه سازندگی در مقام روابط عمومی دولت وارد عمل شد. تیتر زدند مرد میلیارد تومانی! البته جای عکس مهران مدیری باید عکس برخی وابستگان به گردانندگان همین دولت را منتشر میکردند، اما این هنرمند مردمی، سلول امنیتیهای در قدرت را لرزانده بود. تیشه به ریشه گفتمانی زده بود که هر شب خواب پسا هزار و چهارصدی میبینند. حالا نقل قول فراستی از آوینی بزرگ مصداق پیدا میکند: حمله گازانبری به مهران مدیری.

دو ور سیاسی کشور با دستمایهای دروغین که بعدا توسط مدیران رسانه ملی تکذیب شد، «مدیری» کُشی به راه انداختند، تا این عنصر مردمی و همیشه دوست داشتنی را به سزای اعمالش برسانند. دکتر رضاپورحسین مشاور عالی معاون سیما خیلی سریع اقدام به تکذیب ارقام اعلام شده کرد. البته همچنان به خاطر میآوریم که روزنامه شرق پس از اعلام برائت مهران مدیری در پرونده اتهام دریافت وام میلیاردی از موسسه ثامنالحجج، مجبور به عذرخواهی از این برنامه ساز موفق تلویزیونی شد.

نکته جالب خودمهمپندارهایی هستند که در این میان سعی میکنند، برنامه مهران مدیری را اروتیک معرفی کنند تا دامنه اتهام زنی به مهران مدیری در یک هفته اخیر افزایش پیدا کند. حالا عکسهایی از مهران مدیری در چند متری خانمی منتشر شده که در فضای مجازی با عنوان اتهامی «دوست دختر مدیری» نشر داده میشود.
تکتک بانوان بازیگری که طی این سالها با مدیری همکاری داشتهاند میتوانند به سلامت اخلاقی مدیری گواهی دهند. او به گواه همکاران بانویی که با او همکاری داشتهاند، شیطنتهای قابل اعتنایی دارد که با تکمیل مثلث او، سیامک انصاری و علیرضا عصار قالب معصومانهای به خود میگیرد. خوشی از این حلقه سه نفره فراتر نمیرود. این تنها خلاف مهران مدیری است، بگو بخندهای صمیمانه با عصار و سیامک انصاری.
در کارنامه مدیری همکاری با هیچ جریانی که در آن پول مشکوک باشد، نمیتوان جستجو کرد. سریال هیولای او به مراتب از برنامه دورهمی، سیلی محکمتری به حلقههای فساد است که پشت دربهای آهنین تصمیمسازی میکنند تا سرمایههای مردم را به یغما برند. “عطسه” و “شوخی کردم”، تولیدات مدیری نگاه انتقادی محکمی به شرایط سیاسی – اجتماعی معاصر دارد. او به هیچ حزب سیاسی باج نداده است و به همین دلیل بیرقیب است.
حال سئوال مهم این است که در عکسهایی که از مدیری منتشر شده – و مربوط به سالهای قبل است-، آیا گزاره غیراخلاقی در رفتار مدیری نمود دارد؟ آیا حضور مدیری در کنار زنی که او را همراهی میکند، اتهام اخلاقی برای او محسوب میشود؟
دوران بزن و در رو تمام شده است. معاونت سیما در این مقطع با حمایت و قاطعیت بیشتری باید او را به شبکه نسیم بازگرداند، این اتفاق باید درباره رامبد جوان نیز تکرار شود تا شبکه نسیمِ محبوب مردم، از هنرمندان دوست داشتنی تهی نشود.
در پایان استناد خواهیم کرد به یک گفتوگوی خصوصی با مرحوم خشایار الوند که هیچگاه منتشر نشد.
خشایار الوند در این گفتوگو اشاره میکند: از مشایی تا ظریف، هیچ سیاستمداری به دعوت عوامل تولید سریالهای مهران مدیری، پشت صحنه آثار او حاضر نشده است. مشکل مدیری این است که در کنار هم میخندند، از خوداپوزیسون پنداری متنفر است، اما در لابهلای خندههایش با هر سیاستمداری، حرف مردم را به طرفِ طالب همنشینی، منتقل میکند.
*مشرق

سینماپرس: مستند «سیلبند» محصول گروه مستند روایت فتح که به تازگی آماده پخش شده به روایت فداکاری نیروهای جهادی در مهار سیل ویرانگر ابتدای امسال میپردازد.
به گزارش سینماپرس، محمد دیندار نویسنده و کارگردان مستند «سیلبند» در گفتگو با «جوان» درباره موضوع این مستند، گفت: در سیلبند مروری بر حوادث سیل و سیلابهای سال ۹۸ در استانهای مختلف از جمله گلستان، لرستان و به خصوص خوزستان داشتهایم و از طریق تصاویری بدیع و تکاندهنده ابعاد ویرانگر این سیل و نیز عمق حماسه و فداکاری نیروهای جهادی و نیروهای مسلح و همدلی و همیاری مردم قهرمان کشور را به نمایش گذاشتهایم.
دیندار در ادامه گفت: یکی از محورهای اصلی این مستند آسیبشناسی سیل ۹۸ است و سعی کردهایم در حد زمان فیلم به این مسئله مهم به شکلی جدی بپردازیم و متولیان مربوطه را مورد پرسش قرار دهیم، زیرا مردم ما منتظر این هستند که مسببان یا کسانی که در جریان سیل ۹۸ قصور یا کوتاهی و بیتدبیری کردند معرفی و محاکمه شوند.
کارگردان سیلبند با اشاره به لزوم معرفی مقصران سیل امسال، گفت: برخی از دستگاهها از جمله دانشگاه تهران و نیز بعضی دستگاههای نظارتی پیش از این رسماً موعدی را برای اعلام نتایج کارشناسی و معرفی مقصران و کمکاران اعلام کرده بودند، اما با گذشت چند ماه هنوز این گزارشها آماده یا منتشر نشده است.
وی افزود: اگر دستگاهها و افرادی که وظیفه خود را در پیشگیری از سیل و سیلاب و کاهش خسارات به خوبی انجام ندادند معرفی و مؤاخذه نشوند قطعاً شاهد حوادث مشابه و شدیدتری در آینده خواهیم بود، کمااینکه در جریان آبگرفتگیهای اخیر اهواز و خوزستان نیز شاهد بودیم که مردم خسارات بسیاری دیدند و خواستار برخورد با مدیرانی هستند که مدام غافلگیر شده، اما پیشگیری درستی انجام نمیدهند.
دیندار در پایان بیان داشت: همانطور که قبلاً اشاره کردهام در ساخت هر مستندی تمام تلاشم این است که محتوا و ساختار طوری در هم تنیده شوند که ضمن غنای محتوا، شاهد ساختاری شکیل و تاثیرگذار باشیم و در مستند سیلبند نیز به این اصل وفادار بودهام.
مستند تلویزیونی «سیلبند» پس از ماهها تلاش گروه مستند روایت فتح و طی مراحل فنی آماده پخش شده است و در هفته جاری روی آنتن شبکههای ۳ و یک سیما میرود.
*روزنامه جوان

سینماپرس: گزیدهای از آثار منتخب دهمین جشنواره سراسری کارتون و کاریکاتور «جوان ایرانی» در دانشگاه تهران به نمایش درمیآیند.
به گزارش سینماپرس، تعداد ۴۵ کارتون و کاریکاتور منتخب دهمین جشنواره سراسری کارتون و کاریکاتور «جوان ایرانی» از امروز ۸ تا ۱۸ دی در نگارخانه باشگاه دانشجویان دانشگاه تهران به نمایش درمیآیند. این آثار با موضوع جوان ایرانی و نقش او در مدیریت و اقتصاد کشور و کاریکاتور با موضوع چهره بهمن عبدی کاریکاتوریست پیشکسوت با همکاری اداره کل فرهنگی و اجتماعی دانشگاه تهران و معاونت فرهنگی سازمان جهاد دانشگاهی تهران در معرض دید عموم درآمده است.
این باشگاه در خیابان ۱۶ خیابان انقلاب واقع شده است و تا ۱۸ دی از ساعت ۱۰تا ۱۷ میزبان عموم علاقه مندان به هنرهای تجسمی است.
دهمین جشنواره سراسری کارتون و کاریکاتور «جوان ایرانی» آبان ماه امسال به همت سپهر سوره هنر و مرکز هنرهای تجسمی حوزه هنری در بجنورد برگزار شد.

سینماپرس: چهارمین دوره جشنواره نمایشهای «بی کلام» به همت گروه نمایش دانشکده هنر دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی برگزار میشود.
به گزارش سینماپرس، چهارمین دوره جشنواره نمایشهای «بی کلام» به دبیری حامد شفیع خواه و به همت گروه نمایش دانشکده هنر دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی به ریاست میرعلیرضا دریابیگی در دو بخش صحنهای و محیطی از ۱۰ تا ۱۴ اسفند ماه ۹۸ برگزار میشود. در این دوره از جشنواره تمامی دانشجویان دانشگاههای آزاد استان تهران میتوانند حضور داشته باشند که شرایط ثبت نام در جشنواره و متن فراخوان به شرح زیر است:
فراخوان چهارمین دوره جشنواره دانشگاهی «نمایشهای بی کلام» : جشنواره در دو بخش صحنه ای و محیطی و به صورت رقابتی انجام خواهد شد. شرایط شرکت در جشنواره: تمامی دانشجویان رشتههای مختلف دانشگاه آزاد اسلامی استان تهران که در حال تحصیل هستند مجاز به شرکت در جشنواره هستند. دانشجویان میتوانند با مراجعه به دبیر خانه جشنواره در دانشکده هنر دلنشگاه تهران مرکز واقع در سوهانک نسبت به ثبت نام و تکمیل فرم اقداد کنند.
موضوع آثار: تمامی انواع نمایشهای بی کلام امکان اجرا در جشنواره را دارند. انتخاب موضوع نمایشها آزاد است. موضوعات مرتبط با ارزشهای ایرانی اسلامی، دفاع مقدس، آئینهای نمایشی ایرانی و ترویج ارزشهای اخلاقی در اولویت خواهند بود.
ثبت نام : متقاضیان میتوانند سه نسخه از طرح یا نمایش نامۀ خود را به همراه تصویر کارت دانشجویی از طریق ایمیل: bikalaamfestival@gmail.com ارسال یا به صورت حضوری در ایام کاری هفته(شنبه تا چهارشنبه) از ساعت ۸ الی ۱۶ به دبیر خانه جشنواه به ادرس سوهانک، دانشگاه آزاد اسلامی تهران مرکزی ساختمان شماره ۵ دانشکده هنر گروه نمایش تحویل دهند
هر کارگردان میتواند دو طرح یا نمایشنامه را به دبیرخانه ارسال نماید، اما تنها یک اثر پذیرفته خواهد شد. هر کارگردان میتواند متقضایی شرکت در هر دو بخش صحنه ای و محیطی باشد، اما می تواند تنها در یکی از بخش های نهایی شرکت کند. کلیه متقاضیان می بایستی فرم تقاضا و سه نسخه از متن یا طرح نمایشی خود را با ذکر شیوه ی اجرایی به دبیرخانه تحویل دهند. دبیرخانه جشنواره هیچ گونه تعهدی در خصوص تامین امکانات اجرایی نخواهد داشت.
مکان برگزاری: محل اجرای نمایشها، پلاتوهای ساختمان شماره پنج دانشگده هنر، سالن اجتماعات ساختمان شماره چهار دانشگده هنر و فضای محیطی مجتمع دانشگاهی ولایت خواهد بود. امکان اجرای محیطی در دانشگاه منوط به دریافت مجوزهای لازم است. به آثار برتر در بخش های بازیگری، کارگردانی، ایده پردازی و موسیقی، تندیس، لوح تقدیر و جوایز نقدی اهداء خواهد شد.
تقویم جشنواره: ارسال متن و طرح اجرا تا تاریخ ۲۳ دی، اعلام متون پذیرفته شده: ۲۴ دی، انتخاب نهایی آثار: ۲۶ تا ۲۷ بهمن، برگزاری جشنواره: ۱۰ تا ۱۴ اسفند، مراسم اختتامیه: ۱۵ اسفند، دبیرخانه جشنواره:نشانی : سوهانک، دانشگاه آزاد اسلامی تهران مرکزی ساختمان شماره ۵ دانشکده هنر، گروه نمایش. ایمیل جشنواره: bikalaamfestival@gmail.com
خبری که هفته گذشته توسط یکی از قدیمی ترین رسانه های جهان پیرامون اغتشاشات آبان ماه منتشر شد و در آن به صراحت مجموع کشته ها ومجروحین این اتفاق را ۱۵۰۰ نفر، معرفی کرد، سوای موضوعات سیاسی، نیاز به تحلیل محتوا دارد تا تکنیک های استفاده شده در آن و اهداف استفاده از این تکنیکها، روشن شود. به همین منظور در ارتباط با استفاده رسانهها از همین تکنیکها با محمد لسانی، کارشناس رسانه گفت وگو کردیم.
سابقه رویترز و اعتبار بینالمللی ۱۶۸ ساله
در ابتدا بهتر است سابقه خبرگزاری رویترز را مرور کنیم. این خبرگزاری به عنوان یک کمپانی رسانهای ۱۶۸ سال سابقه دارد و امروز هم جزو کمپانیهایی محسوب میشود که سهامش در انگلستان رو به رشد است. همچنین در حوزه رسانهای آنقدر معتبر است که با دانشگاه آکسفورد پیمان همکاری امضا کرده و بر روی دیجیتالنیوز فعالیت پژوهشی انجام می دهد.
رویترز معتقد است که عصر جدید عصر خبرهای دیجیتال و فضای مجازی است و به همین دلیل باید در این فضا فعالیت کرد. همچنین این رسانه به صورت خاص همکاری با فیسبوک و توئیتر دارد. این همکاری در قالب حذف فیکنیوزها است. فیکنیوزها شایعاتی هستند که در شبکه های اجتماعی برای جهتدهی به افکار عمومی منتشر میشوند. رویترز این موضوع را مسئولیت خودش میداند که در مقابل شایعات قدعلم کند و کمک کند تا در توییتر و فیس بوک، شایعات و اخبار غیرواقع حذف شود.
خبرگزاری مخالف فیکنیوزها، دروغ بزرگ منتشر میکند
رویترز هر سال هندبوکهایی را تولید می کند و در اختیار روزنامهنگاران قرار میدهد تا به آنها اصول و مهارت های ژورنالیسم را بیاموزد. حالا از این رسانه، خبری منتشر میشود که هر خبرنگار تازه قلم به دست گرفته ای تعجب میکند که چطور چنین خبری سر از رویترز در آورده است.
ارزشهای خبری در خبری که خبر نیست
در حوزه هفت ارزش خبری، این رسانه سعی کرده است که برای خبر ۱۵۰۰ کشته در اغتشاشات بنزین، مؤلفههای خبر را خودش تولید کند. یکی از ارزشهای خبری، فراوانی است. اگر بازتاب خبر رویترز را مشاهده کنید، مشخص میشود که رسانههای جهانی همگی آماری که در خبر جعلی ارائه شده را تیتر کرده و از ارزش “فراوانی” در خبر پیروی کرده اند.
برای رویترز ارزش خبری فراوانی اهمیت ویژه داشته و میخواسته اولین جایی باشد که خلأ نبود آمار و ارقام از ماجرای اغتشاش بنزین را پر کند، چرا که هیچ رسانه ای طی دو ماه گذشته نتوانسته دسترسی اطلاعاتی به آمار پیدا کند. ارائه این آمار غلط با هدف راه اندازی موج فشار حقوق بشری به ایران است.

کشته سازی پنج برابری از سقف آمار نهادهای معارض
یکی دیگر از ارزشهای خبری که در خبر رویترز به چشم میخورد، شهرت است. در این گزارش، از شخصیتهای سیاسی استفاده شده تا به وثاقت پیام خودش سمت و سو دهد. علاوه بر این، برای آنکه نشان دهد این خبر موثق است، از ارزش خبری درگیری و شگفتی هم استفاده کرده است. شگفتی در این خبر آنجایی به چشم میخورد که مخاطب این سؤال را از خود میپرسد که چه اتفاقی افتاده که این تعداد کشته در ایران به جا مانده است؟ حال آنکه خبر رویترز فاصله بسیار زیادی با سقف آمارهای نهادهای مختلف نظیر عفو بینالملل و ناظران حقوق بشر دارد. به نظر میرسد رویترز خلق خبر و ارزش خبری کرده تا نهایتاً به برد خبری دست پیدا کند.
زمینهسازی برای آشوب
چند تاکتیک عملیات روانی در خبر دروغ رویترز وجود دارد که در اولین گام باید به زمینهچینی اشاره کرد. با فراخوانهایی که برای ۵ دیماه توسط رسانههای معارض داده شده بود، مشخص میشود که خبر رویترز برای زمینه چینی بوده است و این خبر قرار است تنفس مصنوعی برای تحریک فضای رسانهای باشد. جو عمومی اعتقاد دارد که موضوع اعتراضات از خیابانها جمع شده است و به همین دلیل این رسانهها دنبال ناامنسازی رسانهای هستند که در این ناامنسازی از تکنیکهای مختلفی استفاده میکنند که یکی از آنها زمینهچینی است، به عبارت بهتر، خبر رویترز قرار بود پیوست رسانهای برای آشوب های بعدی باشد.
تحریف، دومین تاکتیک استفاده شده
یکی دیگر از تکنیک های عملیات رسانه ای در این خبر، استفاده از تحریف است. برای تحریک احساسات عمومی روی مؤلفههای اصلی خبر کار شده و دستکاریهای لازم صورت گرفته است. مؤلفههای اصلی خبر، پرسشهای اساسی نظیر چه، چه کسی، چه زمانی، کجا، چطور، چگونه و چرا را دربرمیگیرد که در خبر ۱۵۰۰ کشته و مجروح اغتشاشات اخیر که در رویترز منتشر شده است، سعی شده مؤلفههای خبر تحریف شود تا به تحریک احساسات عمومی دست پیدا کند.
کسانی که جاعلان حرفهای رسانهای هستند، بر روی واقعیت، جعل و تحریف جزئی انجام میدهند. این در حالی است که در این خبر بخشهای مختلف و مؤلفه های خبری خلق شده و بنابراین ناهمسانی در این خبر به وضوح دیده میشود. از زبان غیرگفتن یک زیرتکنیک تحریف است که در این متن قابل ردیابی است.
ادعای داشتن چهار منبع از یک جلسه سری خنده دار است!
یکی از بخش های خبر منتشر شده رویترز که در آن تحریف بچهگانهای رخ داده است، وجود منابع متعدد است. این خبرگزاری ادعا دارد به منابع نقابداری دست یافته که از جلسه رهبری مطلع هستند و کلمه به کلمه بیانات او را برای رویترز بازگو کرده اند. این درحالی است که معمولاً جلساتی که با حضور سران نظام تشکیل میشوند دارای لایه های حفاظتی بالا هستند. خبرنگاران به این موضوع آگاهند که در بسیاری خبرها تنها یک منبع را میتوان برای دریافت اخبار و اطلاعات پیدا کرد و تأیید گرفتن این خبر از دیگر منابع کار دشواری است، اما در خبر رویترز گفته شده که سه منبع این اطلاعات را ارائه کردند و یک منبع دیگر نیز آن را تأیید میکند! در سابقه ۱۵ ساله رسانه ای که داشتم خبری را سراغ ندارم که اینگونه برایش منبع تراشی شده باشد. تعدد منابع فقط برای جلب اعتماد خواننده است اما یک روزنامه نگار که با ایران و سطح حفاظت رسانه ای جلسات سران آشنا باشد قطعا به این صف منابع روایت کننده خواهد خندید.
منافقین این خبر را گران به رویترز فروختند
دم خروس خبرسازی با چنین استدلالهایی بیرون زده است و بنابراین رویترز سابقه ۱۶۸ ساله خودش را با انتشار خبری که ساخت یک واقعیت جعلی است نه روایت واقعیت اتفاق افتاده، زیر سؤال برده است. منافقین این خبر را به بهای گزافی به رویترز فروختند و از طرفی توانستند اعتبار رویترز را بسیار ارزان به خدمت بگیرند.
ماساژ پیام برای تقویت آن در ذهن مخاطب
یکی دیگر از تکنیکهای استفاده شده در این خبر، تکنیک ماساژ پیام است که با روشهای گوناگون تلاش میشود تا پیام در ذهن مخاطب تقویت شود. ماساژ پیام یک فراتکنیک است و زیرتکنیکهایی دارد. از این تکنیکها میتوان به تبخیر و نشت هدایتشونده اشاره کرد. به نظر میرسد یک بازی رسانهای شروع شده که آغازگر آن رویترز بوده است.
نشت هدایتشونده به این معنی است که بخشی از پیام پررنگ میشود تا در بازههای مختلف تکمیل شود و بتواند بخشهای مختلف پازل را تکمیل کند.
منبع نقابدار حربه دیگر برای عملیات روانی
منبع نقابدار یا منبع نامشخص به هیچ عنوان اعتمادآور نیست. به این ترتیب، منابع راوی واقعیتاند، اما با رمزگشایی در این خبر مشخص میشود که منابع به سازنده واقعیت هستند. هر خبری با موثق بودن منبع تأیید میشود و تکذیب آن نشان میدهد که منبع نیز نامعتبر بوده است که این خبر نیز شامل آن میشود.
اهریمنسازی و جلب عواطف
تکنیک انسانیتزدایی و اهریمنسازی از دیگر تکنیکهایی است که در این خبر استفاده شده است. وقتی این گزارش را مطالعه میکنید انگار سران حاکمیت عاری از احساسات و عواطف هستند. مردم فراموش نکرده اند که چگونه در آشوب های سال ۷۸ حتی رهبر انقلاب در سخنرانی عمومی گفتند که در مقابل به آتش کشیدن تصویر و اهانت اغتشاشگران به ایشان نیز مردم بر رفتار خود کنترل داشته باشند و از اقدامات تحریک آمیز دیگران به میدان کشیده نشوند.
جنگ با اطلاعات، برای اطلاعات و ضداطلاعات
یکی از شیوههای مشخص عملیات آمریکا در کشورهای منطقه، جنگ با اطلاعات است. سه دسته نبرد اطلاعاتی تعریف شده که یکی از آنها جنگ برای اطلاعات است، به این ترتیب که زیرساختهای یک کشور مورد هدف قرار می گیرد. نوع دوم، جنگ ضداطلاعات است که سپر اطلاعاتی در برابر دست اندازی خارجی طراحی می شود. اما نوع سوم، جنگ با اطلاعات است، به این معنی که از طریق اطلاعات و اخبار فیک و دروغین ذهن مخاطبان جهتدهی میشود که در عملیات روانی به آن مانور اجتماعی میگویند. رسانهها فراتر از مرزهای یک کشور به دنبال اثرگذاری در داخل کشور هدف هستند و با مانور اجتماعی که ایجاد میشود، سعی میکنند یک خبر را دست به دست گردانده و شایعه ایجاد کنند و با تحریف خبر، تحریک را ایجاد کرده و عواقب آن را در جامعه بیشتر کنند.
وابستگی رویترز به سیاست های انگلیس مشخص است، اما نکته جالب اینجاست که در این خبر به طور مشخصی رویترز جا پای آمریکا در جنگ با اطلاعات گذاشته است و میخواهد از طریق اطلاعات غلط، موج رسانهای ایجاد کند. همچنین در ذیل تکنیک تحریف از زبان غیر گفتن هم در این خبر به چشم میخورد.
بازیگران این خبر با وجود پنهان شدن، دستشان رو شده است
نمیتوانیم در مورد رویترز و دلیل آنکه این خبر را منتشر کرده ذهنخوانی کنیم. اما میتوان از چندین بعد این گزارش را بررسی کرد و نشان داد که جزو خبرهای فیک است. این خبرگزاری که خودش همکاری برای حذف فیکنیوزها دارد، خبر کذب منتشر کرده و حالا بازیگرانی که در این موضوع حضور دارند، با وجود آنکه پنهان هستند، دستهای آنها دیده شده است.
منتظر دروغهای بزرگ دیگر باشیم
رویترز تنها آغازکننده موجی است که شاید در روزهای آتی دروغهای شاخدار دیگری هم توسط دیگر رسانهها گفته شود که مکمل این پازل باشد، اما در حال حاضر تکروایت رویترز در این پازل خیلی بد خودش را نشان داده است و باید قطعات دیگری باشد که این پازل را تکمیل کند. ورود نهادهای حقوق بشری و تولیدات رسانهای دیگر میتواند جزو مواردی باشد که به آنها برای استفاده از تکنیک نشت هدایتشونده کمک کند تا طرف مقابل در الگوی آمریکایی جنگ با اطلاعاتی که در مقابل ایران اتخاذ کرده ناکام نماند.
راهکار مقابله با دروغ بزرگ چیست؟
رویترز خودش را در حد العربیه پایین آورده است. رویترز یک ورود متنی داشته که فتح بابی بوده تا بعداً تولیدات تصویری و ویدیویی در این زمینه منتشر شود تا به دنبال این تولیدات، تحریک عواطف هم به وجود بیاید. سلطنتطلبها و دنباله روهای پهلوی مثل ایران اینترنشنال هر چه درتوان داشتند انجام دادند و ماده خام رسانه ای برای پمپاژ و بازنشر ندارند و دستشان خالی است.
در دوران دفاع مقدس هم کارگردانهای رسانه ای فیلمی را تحت عنوان شکنجه اسرای عراقی توسط ایرانیها برای اروپاییها ساختند و به نمایش گذاشتند که از این کار رسانه انگلیسی به یاد آن رفتار تاریخی افتادم.
باید دید رویترز و دیگر خبرنگاران انگلیسی چه کرده اند که در بین افکار عمومی انگلستان اینگونه تنزل پیدا کرده و در رده بیست و یکم اعتماد مردم به گفتارشان قرار گرفته اند چنانکه جزو چهار قشر انتهای جدول هستند.
تاریخچه اعمال نفوذ در خبر
اعمال نفوذ در تولیدات رسانه ها از جنگ جهانی اول وجود داشته و عقبه یک قرنی دارد و در هر دورهای سعی کردهاند از تکنیکهای مختلف برای همراه کردن مردم با خود و تأثیرگذاری بر روی مردم کشورهای دیگر به عنوان دیپلماسی عمومی استفاده کنند. باید با آگاهسازی مردم، راه را برای فریب خوردن آنها ببندیم، چرا که امروز فناوری دیپفیک مطرح شده که میتواند از چهره یک سلبریتی یا شخصیت سیاسی استفاده کرده و آن را مشغول گفتار یا کردار خاصی نشان دهد. این فناوری آنقدر پیشرفت کرده که حتی توسط موتورهای قوی هوش مصنوعی نیز قابل شناسایی صددرصد نیست.
و سخن پایانی
خبر جعلی رویترز یک کارکرد مقطعی و یک کارکرد دراز مدت دارد. کارکرد مقطعی آن عملا پیوست رسانه ای فراخوانهای آتی ضد انقلاب است اما کارکرد دراز مدت آن عبارت است از منبع تاریخی و سند روایی از کشتار چرا که قابلیت ارجاع دهی و ذهنیت سازی پیدا کند.
در قوانین مطبوعاتی کشورمان تکذیب یک خبر باید به اندازه و حجم خبر کذب باشد اما آیا رسانه ای که خود را مدافع حرفهای گری در خبر می داند حاضر است همانگونه و به همان حجمی که به اصل خبر پرداخت نسبت به درج تکذیبیه اقدام کند!؟

سینماپرس: محمد خدادی معاون مطبوعاتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت: خروجی جشنوارهها باید به اصلاح محتوا منجر شود و اینکه رسانهها چطور میتوانند در برابر موضوعاتی که دغدغه کشور است، شراکت جمعی ایجاد کنند.
به گزارش سینماپرس، محمد خدادی، معاون مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در اختتامیه دومین جشنواره رسانهای «مداد سرخ» ضمن قدردانی از تلاشگران و امدادگران گمنام هلال احمر که در سختترین شرایط و صعب العبورترین نقاط کشور در حال نقش آفرینی هستند و خدمت به مردم هستند، گفت: وظیفه رسانهها روایت خطراتی است که این امدادگران در خدمت به مردم به جان میخرند و همواره در کنار مردم هستند.
وی برگزاری جشنوارههای رسانهای را بهانه و فرصت مناسبی برای پرداختن به آسیب شناسی رسانهها دانست و تاکید کرد: خروجی جشنوارهها باید به اصلاح محتوا منجر شود و اینکه رسانهها چطور میتوانند در برابر موضوعاتی که دغدغه کشور است، شراکت جمعی ایجاد کنند.
معاون مطبوعاتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی خطاب به اصحاب رسانه گفت: در حوزه امداد و نجات هم لازم است اطلاعات منجر به اقناع مردم تولید کنیم. باید به دنبال تبیین مسائل و اقناع مردم باشیم تا در حوادث مختلف، خود مردم بهترین امدادگران صحنه باشند.
وی با تاکید بر اینکه آثار برگزیده جشنواره باید در رسانه هلال احمر به طور ویژه بازنشر شود، از منتخبان جشنواره خواست تا محتوای اثر خود را به نمایش گذاشته و با دعوت از سایر خبرنگاران، موضوعات پیشگیری، امداد و نجات و مقابله با حوادث را آسیب شناسی کنند چرا که تجریبات مهمی در این زمینه به دست آمده که میتواند برای همه مردم و حوادث احتمالی در آینده، مفید و کارگشا باشد.
خدادی با تاکید بر لزوم آسیب شناسی فعالیت رسانهای در حوزه امداد و نجات گفت: اگر اطلاعرسانی تخصصی و خبرنگاران خبره در حوزههای مختلف داشته باشیم قطعا آسیبهای مربوط به حوادث گوناگون کمتر خواهد شد، چنانکه در سیل امسال میزان تلفات ۲۰درصد تلفات در تصادفات جادهای بود که علاوه بر همت و غیرت امدادگران، اطلاع رسانی رسانهها و مردم در این مهم دخیل بود وگرنه میزان تلفات بسیار بیشتر میشد.
وی تاکید کرد: بر همین اساس لازم است با همگرایی بیشتر اصحاب رسانه و حوزه امداد و نجات، همچنین با آسیب شناسی محتوای رسانهای، تحولات لازم در این حوزه احصا و نسبت به آن اقدام شود.