
سینماپرس: اینکه همزمان با اکران فیلم پر از رقص و آواز مطرب که انبوه سالن بهش تعلق گرفته، سه فیلم کودک را با حداقل سالن و سانس روی پرده فرستادهاند، در جهت خدمت به سینمای کودک است!؟
به گزارش سینماپرس، اینکه همزمان با اکران فیلم پر از رقص و آواز مطرب که انبوه سالن بهش تعلق گرفته، سه فیلم کودک را با حداقل سالن و سانس روی پرده فرستادهاند، در جهت خدمت به سینمای کودک است!؟
اگر به فکر رونق فیلمهای کودک هستند چرا این سه فیلم کودک روی هم به اندازه یک سوم مطرب هم سانس ندارند؟
شاید هم این شلوغ کردن اکران با فیلمهای کودک فقط تمهیدی بوده برای بیرقیب ماندن مطرب که بتواند بیشتر بفروشد و جای متری شش و نیم در صدر آمار فروش سال را بگیرد!؟
وگرنه می توانستند همزمان سرگروهی هم دهند به فیلم پشت خط اکران مانده عطاران یعنی زیرنظر تا رقابت شکلی واقعیتر به خود بگیرد و مشخص شود عیار کدامیک بالاتر است؟ رقابت با رقبای دست و پا بسته چه لطفی دارد؟
سینماپرس: پویان عسگری از منتقدین سینما می گوید: در سینمای ایران از کشتن بچه به خوردن بچه رسیدهاند. این فیلم «بچهخور» محمد کارت است. وقاحت بچهکشی در سینمای ایران به جایی رسیده است که اسم یک فیلم را بچهخور گذاشتهاند.»
به نظرم این ماجرا از دربارهی الی شروع میشود. موفقیت در جشنواره فجر و جوی که به دلیل حضور یکی از بازیگران در یک فیلم هالیوودی حول فیلم بود، باعث شدتا فیلم بیشتر و بهتر دیده شود. در دو سه روز آخر جشنواره ۸۷، فیلم خیلی دیده شد و مورد استقبال قرارگرفت. در این زمان، فیلم در فستیوال برلین جایزهی بهترین کارگردانی را گرفت. خیلی از منتقدان سینمای ایران معتقد بودند که درباره الی خیلی خاص است و معتقد بودند که اصغر فرهادی از کارهای تلویزیونی خود تا فیلمهای سینمای خود به موفقیت ویژهای رسیده است. کودککشی در این فیلم امتحان میشود، یعنی قبل از اینکه الی غرق شود، همه میگویند «بچه کجاست؟» این به نحوی «مک گافین» هیچکاک است که فرهادی در تمامی فیلمهایش دارد. فرهادی تماشاگر را با چیزی سرگرم میکند و سپس اتفاق و حادثهی اصلی را به وجود میآورد. فیلم دربارهی الی هم همین است، اول ما فکر میکنیم که بچهای غرق شده و بعد میفهمیم که بچه غرق نشده است، حالا ما به دنبال این هستیم که الی کجاست. کودک در این فیلم کشته نشده و درحد تعلیق باقی میماند.
کاری که فرهادی در فیلمهایش میکند این است که وضعیتهای اجتماعی مسلط در جامعهی اجتماعی ایران را میآورد و سعی میکند این موارد را بشکافد و نسبتها و سویههای آن را با طبقات مختلف اجتماعی نشان بدهد. موضوع نزاع طبقاتی شاید باعث بیشتر دیده شدن جدایی نادر از سیمین شد و بحثهای زیادی پیرامون آن شکل گرفت. نزاع طبقاتی همان معصومیت است یعنی همان بچه و جنینی است که کشته میشود.

جالب اینجاست، در سالهای اخیر، اولین نمونهی کودککشی سینمای ایران فیزیک ندارد و مفهومی است. ما جنین را نمیبینیم و در گرهی اولیه فیلم میفهمیم نوزادی کشته شده است. تمام بحثهای بعدی سر پایبندی به نگاه معصومانه به دنیا یا رد شدن از آن است. بحث حجت و همسرش راضیه در فیلم سر همین است، حجت میگوید ما حق داریم چون اینها آدمهای بدی هستند. راضیه میگوید حتی اگر آدمهای بدی باشند، ما حق نداریم از اصول شخصی خودمان طفره برویم. مفهوم معصومیت جامعهی ایران در دههی ۸۰، حال و هوای جنینی دارد. انگار به دنیا نیامده و وارد مرحلهی بعدی نشده است. به قول معروف این گلوله هنوز شلیک نشده است و احساس خطر واقعی هنوز وجود ندارد.
کودککشی در جامعهی ایران موضوعی قدیمی است و فرزندکشی در ادامهی پدرسالاری تعریف میشود. در رستموسهراب کودککشی داریم، حتی اگر به صورت ناخواسته و خودآگاه باشد. این برتری دادن و ارجحیت دادن پدر نسبت به پسر همیشه در این فرهنگ وجود داشته است. کودک کشی ریشهی تاریخی دارد. نگاه ما به نسلهای بعدی نگاه از بالا به پایین است و ما برای آنها ارزش و اعتباری قائل نیستیم، مثلا اگر در جمعی چند کودک باشند میگوییم اینها بچه هستند و این خیلی زشت است. این از نگاه تربیتی ما میآید، یک وجدان تاریخی و یک مسالهی انضمامی روز است. چند فاکتور دست به دست هم میدهند تا کودک کشی برجسته شود.
فیلمی در سینمای ایران با نام «بچهخور» ساخته شد. سینمای ایران وقاحت را از سر گذرانده و بچهکشی را به بچهخوردن تبدیل کرده است. در فیلم بچه نمیخورند، اما اسم فیلم بچهخور و دربارهی کودکان کار است. با توجه به اخباری که از پشت صحنه بعضی فیلمها دارم، کارگردان برای اینکه از بچهها بازی بگیرد، بچهها را در پشت صحنهی فیلم سیلی و کتک میزده، این ترسناک است.

این تصویری که از تابستان داغ که با جزییات مرگ بچه را تصویر میکند، فیلم «بدون تاریخ بدون امضا» با جزییات جسد یک بچه و تشریح او را نشان میدهد و در فیلم «پیلوت» هم اتفاقات مشابهی هست. آدمهایی که چنین فیلمهایی میسازند، باید تست سلامت روانی بدهند، آنها فاقد سلامت روانی هستند که به راحتی چنین موضوعاتی را میسازند. وقتی آدم تجربه سختی را پشت سر میگذارد، سویهها و احوالات تراژیک آن روی آدم مینشیند و احوال آدم تغییر میکند. این آدمها مثل ابراهیم ایرجزاد، کارگردان تابستان داغ هستند. فیلم دوم او «عنکبوت» است و دربارهی قاتلی زنجیرهای است، این موارد چیزهای سادهای نیست که درباره قاتل زنجیرهای و کودککشی فیلم بسازد و حال خوبی هم داشته باشد. این موارد از روحیهای میآید.

فیلم «بدون تاریخ بدون امضا» با جزییات جسد یک بچه و تشریح او را نشان میدهد و در فیلم «پیلوت» هم اتفاقات مشابهی هست. آدمهایی که چنین فیلمهایی میسازند، باید تست سلامت روانی بدهند، آنها فاقد سلامت روانی هستند که به راحتی چنین موضوعاتی را میسازند. «دیوید فینچر» فیلمهای مختلف جنایی دربارهی آدمکشها و مقتولین ساخته اما او یک آدم عصبی است و دارای روحیهای و نگاهی خاص است و مهندس سینما است. ولی در سینمای ایران، متاسفانه کشتن بچهها صرفا برای اعتبار هنری و بنا به تقلید از فرهادی و قرارگرفتن در قالب فیلم اجتماعی است تا برادری خودشان را به اهالی سینما، مدیران سینمایی و مخاطبان ثابت کنند.
این منتقد سینما در پاسخ به این سئوال که محمد کارت عنوان کرده که فیلم او متاثر از واقعیت جامعه است میگوید:”کسی که چنین حرفی میزند نه واقعیت جامعه را میشناسد و نه میداند سینما چیست. اول اینکه واقعیت جامعه خیلی ترسناکتر از آن چیزی است که محمد کارت میگوید. دوم موضوعی به نام رئالیسم داریم، واقعگرایی در جهان واقعی و واقعگرایی در فیلم و جهان سینمایی داریم. اگر فیلمی در پیادهرو بگیریم، فیلمی داستانی نساختهایم ما گذر آدمها را ثبت کردهایم، پس هر فیلمی باید واقعگرایی و رئالیسم خودش را بسازد. “
ما یک سری موقعیت اجتماعی را بیاوریم و آدمها در این موقعیت قرار بگیرند و دیالوگ بگویند، آن را نمایشی نمیکند. شخصیتها، بزنگاهها، موقعیتهای داستانی و همهی اتفاقات باید سینمایی بشود. اگر قرار است منطق فیلم رئالیستی باشد باید واقعگرایی متناسب با فیلم به وجود بیاد، اگر ناتورالیستی است باید شکلی از طبیعت در آن بیاید و اگر فیلم ژانر است باید مختصات ژانری داشته باشد. متاسفانه دانش کارگردانان سینمای ایران، خیلی اندک و حداقلی است. یکی از چیزهایی که امروز ترند و مد است، در عین نادانی و بیاطلاعی از وضعیتها، خودشان را آدم مطلع و علامهی دهر نشان میدهند. در حالیکه در بین خواص سریع لو میروند و مشخص میشود چیزی در چنته ندارند.

بحث من دربارهی رستم و سهراب به فیلمها مربوط نبود و منظور کودککشی بود. کودککشی به نحوی نادیدهگرفتن کودک و از بین بردن کودک و معصومیت است. اگر نسل بعدی بازی گرفته نشوند، کمااینکه این اتفاق در جامعهی ایران در حال افتادن است و فقط جوانهایی به بازی گرفته میشوند که آقازاده و ژن خوب هستند؛ غیر از این حالت کسی به بازی گرفته نمیشود. این بحث من بود، این جریان طبیعی است و متاسفانه بخشی از وجدان تاریخی ما است.
مسالهای جدی و مربوط به حوزهی تربیتی خانوادههای ایرانی دربارهی بچههایشان است. مسوولیتپذیری برای آنها وجود ندارد و همه درگیر مسایل غیرعادی شدهاند. در ایران امروز، همه صریح و روشن نیستند و همگی پیچیده هستند درحالیکه بیشتر آدمها باید شاد و واضح باشند. این پیچیدگیها باعث شده از آن مسوولیتهای اولیه و عادی خود کنارهگیری کرده و آن را رها بکنند. فیلم «بیخود و بیجهت» نوبری است. بچهی این فیلم یک دیو است. پدر و مادر از انجام حداقلهای زندگی خودشان عاجز هستند و بچه آن وسط ول است. فیلمساز پدر و مادری را نشان میدهد و از حداقل کارهایی که باید برای بچهی خودشان انجام میدادند، عاجز هستند. بچهای بیتربیت و بیادب را در فیلم میبینیم، فیلمساز تمام مشکلات اجتماعی را گردن مادر مذهبی و چادری دختر میاندازد.
فیلمسازان ما مسوولیت اجتماعی ندارند. آنها وارد موضوعهای اجتماعی میشوند و موقعیتی را ترسیم میکنند. میزانسنی را به وجود میآورند ولی واقعیت را به تماشاگر نمیگویند. چیزی که به نفع خودشان و طبقهی محفل خودشان است را برجسته میکنند، این نه تنها باعث میشود که آگاهی برای مخاطب شکل نگیرد بلکه باعث انحراف فهم تماشاگر از موضوع میشود. مخاطب نمیتواند بفهمد چه برداشت و مواجههای از موضوع داشته باشد.
«فیلم پیلوت، در ادامهی فیلمهای اجتماعینگر این سالهاست. در حقیقت فیلمهای اجتماعینگر سعی میکنند از موقعیتهای اجتماعی، به یک نحوی اعتبار به دست بیاورند. به نظرم این فیلمها با نازلترین و کریهترین ایده سینمایی که کشتن بچه است؛ استفاده میکنند.
نزدیک به ده سال است، که میزان بچه کشته شده در سینمای ایران نزدیک به کل تاریخ سینمای جهان است. این موضوع خودش نیاز به تحلیل روانشناسانه در سینمای ایران دارد که چرا بازتولید نفرت و بازتولید همهی سرخوردگیهای اجتماعی خودش را در قالب کشتن بچهها نشان میدهد.
پیلوت، ادامه همین فیلمهاست. بچهها کشته میشوند، برای اینکه اعتبار هنری این فیلمها برای سینمای ایران زیاد است. این فیلمها مثل جدایی نادر از سیمن، «زرد»، «بدون تاریخ، بدون امضا»، «تابستان داغ» وبسیار از فیلمهای دیگر هستند، به طور غیرعادی و غیرطبیعی در سینمای ایران بچهکشی میشود.

«آلفرد هیچکاک» در مصاحبهی معروف خود با «فرانسو تروفو» میگوید، بچهکشی یکی از ایدههایی است که ترجیح میدهم، هیچگاه سراغ آن نروم. این را آلفرد هیچکاکی میگوید که استاد شناخت موقعیتهای دهشتناک، غیرعادی و عجیب انسانی است. آلفرد هیچکاک که روحیهای ویژه دارد، میگوید من سراغ کشتن بچه نمیروم. این موضوع در سینمای ایران باب شده و ادامه دارد. در سینمای ایران از کشتن بچه به خوردن بچه رسیدهاند. فیلمی که به صورت بیمارگونهای هم در ایران و خارج از ایران موفقیتهایی پیدا میکند، این فیلم «بچهخور» محمد کارت است. وقاحت بچهکشی در سینمای ایران به جایی رسیده است که اسم یک فیلم را بچهخور گذاشتهاند.»
*انصاف نیوز

سینماپرس: حسین ترابی اهداف جشنواره سینماحقیقت را بازنمایی تاریخ و فرهنگ ایران اسلامی و صیانت از هویت ملی که مبتنی بر انگارههای دینی و ایرانی است، عنوان کرد اما آیا به راستی همه مصادیق مستندی که در این جشنواره به نمایش می رسد نمادی از فرهنگ ایران اسلامی است؟
به گزارش سینماپرس، حسین ترابی مستندساز پیشکسوت و از اعضای شورای سیاستگذاری این دورهی جشنواره، دربارهی چگونگی تشکیل این شورا گفت: «از آنجا که سازمان امور سینمایی و سمعی بصری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بنای کارها را بر شفافیت گذاشته، برای جشنواره بینالمللی سینماحقیقت نیز مقرراتی پیشبینی شده و اساسنامهای برای آن تنظیم شده است. صاحب امتیاز جشنواره سینماحقیقت سازمان سینمایی و برگزارکننده آن نیز مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی است.»
وی ادامه داد: «اهداف جشنواره سینماحقیقت نیز بازنمایی تاریخ و فرهنگ ایران اسلامی، صیانت از هویت ملی که مبتنی بر انگارههای دینی و ایرانی است، تقویت سینمای مستند نسبت سینمای مستند جهان و توسعه پایدار آن، آشنایی فیلمسازان کشور با تغییر و تحولات سینمای مستند جهان، توجه به اقتصاد سینمای مستند و تاکید بر رفع موانع تولید و توزیع نمایش آثار در عرصههای داخلی و خارجی است.»
ترابی با بیان این که شورای سیاستگذاری سینماحقیقت متشکل از مدیرعامل مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی، یک نفر از اعضای انجمن صنفی تهیهکنندگان سینمای مستند، یک نفر از اعضای انجمن صنفی کارگردانان سینمای مستند و چهار نفر از دستاندرکاران برجسته و شاخص سینمای مستند به انتخاب ریاست سازمان سینمایی است، به تشریح وظایف این شورا پرداخت و اظهار کرد: «تایید خطمشی و مقررات عمومی برگزاری جشنواره، بررسی و تصویب برنامه کلی جشنواره، بررسی و تایید بخشها، برنامهها و بزرگداشتهایی که قرار است در جشنواره برگزار شود، از وظایف این شوراست و مدیرعامل مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی نیز به عنوان دبیر جشنواره فعالیت میکند که شرح وظایفاش در شیوهنامه آمده است.»
این مستندساز پیشکسوت ارزیابیاش از شورای سیاستگذاری جشنواره را مثبت عنوان کرد و گفت: «شورای سیاستگذاری این دورهی جشنواره بسیار هوشمندانه انتخاب شده است و طیفهای مختلف صنفی، هنری- فرهنگی و مدیریتی را شامل میشود. در این شورا به خرد جمعی توجه شده است و تجربه پیران و نوجویی جوانان در کنار هم قرار گرفته است. من به مثمرثمر بودن این شورا امیدواری زیادی دارم؛ گرچه تشکیل شورای سیاستگذاری و همزمانی آن با جریان برگزاری جشنواره و زمان اندک آن کمی مشکلساز شده است، اما در نهایت میتوان آن را مثبت ارزیابی کرد.»
وی در پاسخ به این سوال که خروجی شورا میتواند چه کمکی به توسعه فرهنگ سینمای مستند در میان دستاندرکاران و مخاطبان سینمای مستند کند، بیان کرد: «فرهنگ مقولهای نیست که از بالا به پایین دیده شود، فرهنگ ریشه در باورها، اعتقادات، دانش و بینش همه مردم اعم از فیلمسازان و مردم عادی دارد. به نظر من لغت «فرهنگسازی» که چند سالی است مُد شده، لغت خالی از معنا است و کاربرد چندانی ندارد. فرهنگ کار یک روز، دو روز، یک سال و دو سال نیست بلکه نتیجه قرنهاست. از نظر من فرهنگ با یک قرص یا کپسول آنتیبیوتیک تفاوت دارد.»
ترابی با اشاره به تاثیر نقش جشنوارهای چون سینماحقیقت در عرصه سینمای مستند گفت: «مدیرعامل مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی خودش هم مستندساز است هم برنامهساز تلویزیون و هم مشتری پروپاقرص جشنوارههای خارجی و از این حیث آگاه به کم و کیف برگزاری جشنواره فیلمهای داستانی و مستند دنیاست. ایشان تلاش میکند تا جشنواره سینماحقیقت را مثل جشنوارههای خارجی برگزار کند و به اهل فن و حرفهی فیلمسازی ارزش و بهای بیشتری بدهد. شورای سیاستگذاری نیز امیدوار است که جشنواره سینماحقیقت اگر امکانات مالیاش اجازه بدهد، هم سطح جشنواره فجر برگزار شود و از نظر ارزش مادی و معنوی جایزهها، حتماً این خبر خوبی برای دستاندرکاران جشنواره خواهد بود.»
ترابی در پایان نیز یادآور شد: «خبر خوب برای مخاطبان سینماحقیقت نیز این است که دبیر جشنواره با توجه به تکنولوژیهای جدید در عرصه روابط جمعی امروزی و با درنظر گرفتن امکانات اینترنتی و موبایلی، برای خرید بلیتهای جشنواره برای علاقهمندان و تماشاگران جدی این حوزه، فکرهای تازه و نویی دارد که ممکن است راهگشا باشد.»
* سیزدهمین دوره جشنواره بینالمللی فیلم مستند ایران «سینماحقیقت» طی روزهای ۱۸ تا ۲۵ آذرماه ۱۳۹۸ به دبیری «محمد حمیدیمقدم» در شهر تهران برگزار خواهد شد.
سینماپرس: مجمع عمومی سالیانه کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان صبح روز ۲۰ آبان با حضور محسن حاجیمیرزایی وزیر آموزش و پرورش و اعضای مجمع برگزار شد.
به گزارش سینماپرس، وزیر آموزش و پرورش رییس مجمع عمومی کانون است و رییس «سازمان مدیریت و برنامهریزی»، «سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی» و وزرای «فرهنگ و ارشاد اسلامی»، «علوم، تحقیقات و فناوری» و «اقتصاد و دارایی» عضو مجمع عمومی شرکت دولتی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان هستند.
در جلسه سالیانه این مجمع که صبح روز ۲۰ آبان ۱۳۹۸ در ساختمان مرکزی وزارت آموزش و پرورش تشکیل شد علاوه بر نمایندگان اعضای اصلی، اعضای هیات مدیره و شورای معاونان کانون نیز حضور داشتند.
در این جلسه فاضل نظری رییس هیات مدیره و مدیرعامل کانون گزارش عملکرد سالیانه و گزارش مالی کانون را ارایه کرد و این گزارش از سوی ناظران و بازرسان قانونی مجمع مطلوب ارزیابی شد.



سینماپرس: دبیرخانه دهمین جشنواره بین المللی «سیمرغ» هیات داوران بخش تئاتر را معرفی کرد.
به گزارش سینماپرس، ۱۸ داور در ۶ رشته، بخش تئاتر این دوره از جشنواره سیمرغ را داوری خواهند کرد.
اسامی داوران بخش تئاتر به شرح ذیل است:
مجری گری: محمد سلوکی، نیما کرمی، اعظم کریمی
تئاتر صحنه ای آزاد: سپیده نظری پور، علی شمس، رحمان سیفی آزاد
تئاتر صحنه ای سلامت: حمیدرضا افشار، الهام کردا، مهرداد رایانی مخصوص
تئاتر خیابانی: فرزان دلفانی، خیام وقار کاشانی، حسین رازی
نمایشنامه خوانی: شهرام احمدزاده، میلاد اکبرنژاد، اشکان خلیل نژاد
استندآپ کمدی: سپند امیرسلیمانی، امیرحسین رستمی، شقایق دهقان
از میان هزار اثر رسیده به دبیرخانه دهمین جشنواره بین المللی سیمرغ که توسط هیات انتخاب مورد ارزیابی قرار گرفتند ۱۱۴ اثر به بخش داوری رسیده است.
در رشته های تئاتر صحنه ای بخش آزاد دانشجویان ۱۶ اثر، تئاتر صحنه ای بخش فرهنگ سلامت دانشجویان ۱۲ اثر، نمایشنامه خوانی ۱۶ اثر، تئاتر خیابانی بخش آزاد دانشجویان ۱۲ اثر، تئاتر خیابانی بخش فرهنگ سلامت دانشجویان ۹ اثر، استندآپ کمدی بخش آزاد دانشجویان ۱۵ نفر، استندآپ کمدی بخش فرهنگ سلامت دانشجویان ۱۰ نفر و مجری گری ۲۴ نفر با یکدیگر به رقابت می پردازند.
جشنواره بین المللی «سیمرغ» با شعار «سالم زیستن، هنر است» در پنج بخش تئاتر، فیلم، ادبی، هنرهای تجسمی و موسیقی، از ۲۵ تا ۲۹ آبان در پردیس تئاتر تهران برگزار خواهد شد.
سینماپرس: با ادامه تصویربرداری سریال «شاهرگ» به کارگردانی سیدجلال اشکذری از تصاویر تعدادی از بازیگران این سریال رونمایی شد.
به گزارش سینماپرس، به گزارش سینماپرس، با اتمام ۲۰درصد از تصویربرداری سریال «شاه رگ» به کارگردانی سیدجلال اشکذری و تهیهکنندگی محمدرضا شفیعی که مدتی پیش در شهر تهران کلید خورده بود، از اولین بازیگران این سریال ۳۰قسمتی که برای پخش از شبکه دوم سیما تولید میشود، رونمایی شد.

نیما رئیسی، عباس غزالی و مهدی سلوکی اولین بازیگرانی هستند که در این سریال که در حال و هوای دهه۶۰ روایت میشود و به قلم کریم لکزاده به نگارش درآمده است، به ایفای نقش میپردازند و اسامی سایر بازیگران این پروژه نیز به زودی اعلام خواهد شد.

در خلاصه داستان «شاه رگ» آمده است: ۱۰ بمب که در مکانهای مختلفی هستند، قرار است توسط گروه ویژهای خنثی شود، ولی قطعا این ۱۰ بمب خنثی نخواهد شد… د.


سینماپرس: روزهای «موسیقی معاصر تهران» بیست و سوم آبان ماه در تالار رودکی اجرا میشود.
به گزارش سینماپرس، روزهای موسیقی معاصر تهران با همکاری گروه موسیقی دانشگاه تهران، گروه موسیقی یارآوا و آنسامبل یونایتدبرلین و حمایت انجمن موسیقی تهران از تاریخ ۲۲ تا ۲۶ آبان ۱۳۹۸ در تهران برگزار میشود.
در این روزها برنامههای متعددی شامل:
کارگاههای نوازندگی، رهبری ارکستر و آهنگسازی در دانشگاه تهران
اجرای دو کنسرت متوالی در تالار رودکی: آنسامبل یونایتد برلین ساعت ۱۹ و گروه موسیقی یارآوا ساعت ۲۱ و ۳۰ دقیقه در روز پنجشنبه ۲۳ آبان ماه با اجرای آثاری از فوزیه مجد، علیرضا مشایخی، شاهرخ خواجهنوری، احسان خطیبی، سارا اباذری، علی گرجی، مهدی جلالی، الناز سیدی، مهدی حسینی و آناهیتا عباسی
و اجرای کنسرتی در تالار آوینی دانشگاه تهران در روز شنبه ۲۵ آبان با همکاری ارکستر مدرن یارآوا و آنسامبل یونایتدبرلین با اجرای آثاری از علیرضا مشایخی، محسن میرمهدی، بابک آلحیدر، مهدی جلالی، مهدی خیامی و گلاره سلیمانی برگزار میشود.
این برنامه، بخش سوم از پروژهی مسافران تهران-برلین است که در پاییز سال گذشته و بهار امسال با اجرای چهار کنسرت در برلین به معرفی موسیقی معاصر ایران پرداخته است.
علاقه مندان جهت تهیه بلیت می توانند به سایت تیوال مراجعه کنند.

سینماپرس: گروه موسیقی اورانوس بیست وچهارم آبان ماه در تالار رودکی اجرا میکند.
به گزارش سینماپرس، گروه موسیقی اورانوس به سرپرستی آیدین علیانسب ۲۴ آبان ماه ساعت ۲۰ در تالار رودکی روی صحنه میرود.
در این اجرا قطعاتی چون : مرثیه، وسوسه، هجرت، معبود، پروا و … به آهنگسازی علیانسب اجرا میشود.
در این کنسرت: آیدین علیا نسب، مازیار شریفیان، رامین عبداللهی، وحید لشگری، مسعود غلامی، فرزاد نیکخو، مریم هاتف، سحر کمالوند، سیاوش ملائیان، کیارش بکتاشیان، تینا لاجوردیان، محمد رضا مهدیلو، سپهر رهام، شایان یزدی زاده وسوده آقامولایی هنرنمایی میکنند.
علاقه مندان جهت تهیه بلیت میتوانند به سایت ایران کنسرت مراجعه کنند.
سینماپرس: برنامه تلویزیونی «دست فرمون»با اجرای کامبیز دیرباز از ۲۵ آبان روی آنتن شبکه نسیم میرود.
به گزارش سینماپرس، برنامه «دست فرمون» نخستین مسابقه بزرگ تلویزیونی از ۲۵ آبان، هر هفته به مدت ۴ شب (از شنبه تا سه شنبه) با اجرای کامبیز دیرباز روی آنتن شبکه نسیم میرود.

مسابقه تلویزیونی «دست فرمون» برای ایجاد رقابت مهیج میان علاقه مندان به رانندگی است. این برنامه هیچ محدودیتی برای علاقه مندان به رانندگی ندارد و زنان و مردان با هر خودرویی میتوانند در پیست اختصاصی این برنامه با یکدیگر به رقابت بپردازند؛ تنها شرط حضور در برنامه داشتن گواهینامه است.
محمود محمودی تهیه کننده، بهنام صفاریان کارشناس و کامبیز دیرباز مجری این مسابقه بزرگ تلویزیونی هستند.