X

مدیر فنی

دفتر سینمایی

القای افسردگی شبه سلبریتی‌ها به جامعه – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: معتمدآریا در پیامی‌ از مردم خواسته به این کمپین پیوسته و افسردگی خود را فریاد بزنند!!

به گزارش سینماپرس، سیمین معتمدآریا به‌عنوان سفیر کمپینی تحت عنوان «حرف می‌زنم» انتخاب شد. گفته می‌شود کمپین «حرف می‌زنم» که گویا در فضای مجازی به راه افتاده، اقدامی برای التیام بیماری افسردگی و تابوشکنی آن در ایران است!

معتمدآریا در پیامی‌ از مردم خواسته به این کمپین پیوسته و افسردگی خود را فریاد بزنند!! این در حالی است که آمارهای سازمان بین‌المللی توسعه و همکاری اقتصادی (OECD) و همچنین سازمان بهداشت جهانی (WHO) حاکی است در صدر جدول افسرده‌ترین کشورهای جهان؛ ایسلند، استرالیا، پرتغال، انگلیس، نروژ، سوئد، کانادا، دانمارک، آمریکا، ژاپن، کره جنوبی، آلمان، فرانسه و فنلاند قرار دارند که هم رقم بیشترین مصرف داروهای ضدافسردگی (اولین پارامتر تعیین افسرده‌ترین کشورها) را دارا هستند و هم آمار بیشترین میزان خودکشی (دومین عامل تعیین‌کننده میزان افسردگی) متعلق به آنهاست.

ایران، هم به لحاظ میزان استفاده از قرص ضدافسردگی و هم از جهت میزان خودکشی در انتهای جدول قرار دارد. اما سال‌هاست که رسانه‌های وابسته به سلطه‌گران غربی و همچنین اعوان و انصار داخلی شان اعم از شبه‌روشنفکران و به تازگی شبه‌سلبریتی‌ها که در واقع دنباله‌های ناقص‌الخلقه آنها به شمار می‌روند، سعی دارند ملت ایران را ملتی افسرده معرفی کرده که به دلیل مشکلات مختلف در ناراحتی و غم و اندوه غرق است!

تکلیف سلطه‌گران بین‌المللی که با ملت ایران سال‌هاست روشن شده اما غم‌انگیزتر از آب درهاون کوبیدن آنها، حال و روز جماعت شبه‌روشنفکر و پس‌مانده‌های شبه‌سلبریتی‌شان است که هرچه این ملت، شادابی و نشاط خود را بیشتر نشان می‌دهد (مثل پرشکوه‌تر شدن راهپیمایی اربعین که سرشار از شور و نشاط و سرزندگی یک ملت است یا کمک و ایثار سراسری به سیل‌زدگان بهار ۹۸ و یا روند صعودی پیشرفت‌های علمی ‌و ورزشی)، آن جماعت افسرده‌تر می‌شوند! چراکه همه تئوری‌ها و بافته‌های ذهنی‌شان از افتخار به تقلید سبک زندگی غربی باطل می‌گردد.

به همین جهت است که به جای شادی و افتخار به پیروزی‌ها و مدال‌های ورزشی و علمی‌ بانوان در عرصه‌های جهانی، می‌چسبند به حضور گروه محدودی از زنان برای تماشای یک بازی فوتبال بی‌اهمیت!! چراکه به دنبال تبلیغات دو سه صفحه مجازی و چهارتا کانال ماهواره‌ای، باورکرده‌اند این نمادی از سبک زندگی مثلا متمدن غربی است!

استفان ایلداری، استاد روانشناسی و نویسنده کتاب معروف «افسردگی درمان می‌شود» می‌گوید که افسردگی فزاینده امروز جامعه غرب، یک بیماری طبیعی نیست، بلکه ناشی از سبک زندگی صنعتی و به اصطلاح متمدن امروز است.

ایلداری علت بیماری افسردگی در غرب را که هر ساله بیش از یک میلیون قربانی می‌گیرد، عدم تطابق و سازگاری سبک زندگی رایج در غرب با ساختار ژنتیکی و یا فطرت انسان‌ها می‌داند و این جماعت مرفه شبه‌سلبریتی هم که خود را مفتخر به تقلید از سبک زندگی غربی می‌داند، دچار همان افسردگی ناشی از آن نوع زندگی به اصطلاح متمدن شده است.

حالا این افسردگی مزمن که روز به روز در چهره‌هایشان واضح‌تر نمایان می‌شود را به مصداق ضرب‌المثل «کافر همه را به کیش خود پندارد»، در ذهن بیمار خود به کل ملت بسط داده‌اند، غافل از آنکه این جماعت باید فکری به حال افسردگی خود بکند و البته به جای کمپین «حرف می‌زنم»، کمپینی به نام «حرف نمی‌زنم» راه بیندازد!

چون هرچه که این جماعت شبه‌سلبریتی افسرده بیشتر حرف می‌زنند، بی‌سوادی‌شان بیشتر و بیشتر معلوم شده و آبروی بیشتری از آنها می‌رود و باز هم بر افسردگی‌شان افزوده می‌گردد!

*کیهان

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

پرکارترین تهیه‌کننده جشنواره فجر ۹۸ – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: هر سال با نزدیک شدن به جشنواره فیلم فجر، گمانه‌زنی‌ها درباره حضور فیلم‌ها، هنرمندان، کارگردانان و تهیه‌کنندگان بیشتر می‌شود.

به گزارش سینماپرس، جواد نوروزبیگی تهیه کننده سینما، درباره پر کردن فرم فیلم‌هایی که تهیه‌کنندگی آن‌ها را برعهده دارد، برای حضور در جشنواره فیلم فجر به خبرنگاران جوان، گفت: فرم فیلم‌های «خون شد»، «عنکبوت» و «کشتارگاه» را برای حضور در جشنواره فیلم فجر پر خواهم کرد.

گفتنی است نوروزبیگی که تهیه کنندگی سه فیلم سینمایی خون شد، عنکبوت و کشتارگاه را برعهده دارد، در صورت انتخاب هر ۳ فیلم در سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر جزو پرکارترین تهیه کننده امسال خواهد بود.

در «خون شد» به کارگردانی مسعود کیمیایی، بازیگرانی چون سعید آقاخانی، سیامک انصاری، لیلا زارع، نسرین مقانلو، هومن برق‌نورد و سیامک صفری و … بازی می‌کنند.

محسن تنابنده، ساره بیات، ماهور الوند، شیرین یزدان بخش، فرید سجادی حسینی، علی باقری، مهدی حسینی نیا، حمیدرضا هدایتی راد، گلنوش قهرمانی، آتیه جاوید، مهدخت مولایی، نیوشا علیپور، یوسف خسروی، غلامعلی رضایی، حمید حاجی محمدزاده، میثم دامن زه، حامد شیخی، رضا شیخ انصاری، سید جمشید حسینی، آویسا سجادی، سحر عبدالهی، امیر سیدی هم بازیگران «عنکبوت» ابراهیم ایرج زاد هستند.

«کشتارگاه» هم اولین فیلم بلند سینمایی عباس امینی است که مانی حقیقی، باران کوثری، امیرحسین فتحی و حسن پورشیرازی نقش‌های اصلی این فیلم را ایفا می‌کنند. حامد علیپور هم دیگر بازیگر این فیلم است که مقابل دوربین احسان رفیعی جم می رود.

* خبرنگاران جوان

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

انتقاد تند سعید راد از رقص بازیگران معروف +فیلم – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: سعید راد بازیگر اسبق سینمای ایران در انتقاد به صحنه های رقص در فیلم های سینمایی، گفت: سینمای مااصلا این چیزی نیست که می گویند مردم می خواهند.

سعید راد بازیگر اسبق سینمای ایران در انتقاد به صحنه های رقص در فیلم های سینمایی، گفت: سینمای مااصلا این چیزی نیست که می گویند مردم می خواهند. این ها کمدی نیست طنز نیست حتی لودگی هم نیست وقاهت است.
اگر بلد باشیم بسازیم، می‌سازیم و مردم هم می‌خندند.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

توحش را به کدام میراث تمدنی نسبت می‌دهید؟! – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: شمشیر تعزیه که به پیکر بی‌جان دخترِ به‌ناحق‌کشته‌ شده فرو رفته، خونین از خاک بیرون می‌آید… و پسر، خبر خوشِ مرگ حتمی دخترعمویش را به پدرش می‌دهد!»

به گزارش سینماپرس، «خانه پدری» فیلم تندخو و خشم‌آلودی است. یا به قول کارگردانِ به‌ظاهر آرامش، «فیلمی عصبی» است. فیلمی هم که اعصاب ندارد، بر روی پرده عریض و پیش چشم مخاطب دست به هر لاابالی‌گری و توحشی می‌زند؛ شبیه به آدمی که در لحظه بدخویی و تندخویی، تعقلش تعطیل شده، همه‌ چیز را به هم می‌ریزد و هر آن‌چه زیبایی است را زشت می‌بیند.

«خانه پدری» فیلم مرتجعی است؛ با دهانی باز و گوش‌هایی بسته. زاییده عصبیت و خصومت سازندگانش با در و دیوار و چرخ‌ و فلک. فیلمی که با بدمستی و عربده‌کشی، فریاد می‌زند و قمه می‌چرخاند اما شاهدان و ناظران و بینندگانش را به متانت و نزاکت و البته تاب‌آوری و تجدد دعوت می‌کند. فیلمی که ادعا می‌کند قصد تقبیح تعصب و خشک‌اندیشی و تحجر را دارد اما خودش، تمام‌قد در گنداب متعفن جانبداری کورکورانه از عقاید و افکار قبلی همراه با نپذیرفتن آرا و اندیشه‌های نو فرو رفته است.

«خانه پدری» فیلم هتاکی است. به میراث تمدنی ایران توهین می‌کند؛ به میراث فرهنگی و معنوی ایران؛ به سنت‌ها و آیین‌های دلنشین خانواده ایرانی، به معماری دلپذیر ایرانی، به فرش دلپسند ایرانی و به هر آنچه «خانه» را برای انسان ایرانی دلنواز، دلخواه و عطرآگین می‌کند. «خانه پدری» حتی به گلدان‌های لبه دیوار و درخت‌های درون حیاط و خشت و آجر و همه نوستالژی‌های هم‌نسلان من هم بی‌حرمتی می‌کند!

«خانه پدری» فراموش می‌کند که این‌جا ایران است؛ سرزمین پدرها و برادرهای همیشه دوست‌داشتنی. جایی‌که مردانش در آرزوی به دنیا آمدن فرزند دختر نذر می‌کنند و قربانی می‌دهند که فرمود: «رحمت خدا بر پدری که دارای دخترانی است. دختران، با برکت و دوست‌داشتنی‌اند و پسران، مژده‌آورند. دختران باقیات‌الصالحات‌اند. ‌»

حالا، کارگردان به‌ظاهر معتدل، بر روی پرده سینمایی که می‌خواهد کلیددار پیشرفت این ملک شود، پدر و برادر خون‌آشامی را نشان می‌دهد که بنا به گمانی اثبات‌نشده، دختر/خواهری را که از شدت ترس ضجه می‌زند و ادرار می‌کند، به رسمی که در عصر بربریت هم کمیاب است، عقوبت می‌کنند.

هنرمند نازک‌تر از برگ گل!

این «زامبی‌لند» ی که نشانمان می‌دهید، دقیقاً کجاست؟

بزرگ‌ترین گناه «خانه پدری» تحقیر میراث تمدنی و تحمیق انسان ایرانی است؟ ازنظر نگارنده، خیر!

«خانه پدری» گناه بزرگ‌تری مرتکب شده است که هرگونه شکیبایی و خویشتن‌داری محتمل را منتفی می‌کند.

پیوند ایرانیان با عزاداری حسین‌بن‌علی(ع) دیرینه و قدیمی است؛ چه آن زمان که با همراهی حکومت، عزاداری، صورتی رسمی و عیان به خود می‌گیرد و چه آن زمان که به دلیل فشار دستگاه جور حاکم، سوگواری‌ها، از حالت عمومی به خانه‌ها و قلوب ایرانیان عقب‌نشینی می‌کند (در اسناد تاریخی، نخستین‌باری که عزاداری به شکل رایج آن –یعنی دسته‌های عزاداری که به‌طور رسمی در خیابان‌ها با مرثیه‌خوانی و مقتل‌خوانی عزاداری کردند- برگزار شد را به سالگشت حادثه عاشورا در زمان حکومت خاندان آل‌بویه منتسب دانسته اما دوران قوت و شکوه آن را از آن صفویه می‌دانند).

ازاین‌رو، «شبیه‌خوانی» یا «تعزیه» به‌عنوان نمایشی ایرانی، پیشکشی شورمندانه و عاشقانه مردم این سرزمین به ساحت اباعبدالله الحسین(ع)، این دردانه بی‌همتای خلقت، است که در دوران قاجار رواج می‌یابد و به سبکی نوین در مراسم عزاداری محرم و عاشورا بدل می‌شود.

این مقدمه طولانی لازم است تا مشخص شود که ارادت ایرانیان به امام مظلوم‌شان، منحصر به ایام پس از پیروزی انقلاب اسلامی یا سال‌های منتهی به آن نیست. حال چگونه است که کارگردان ایرانی، که طبیعتاً از این پیشینه سترگ محبت و ارادت مطلع است به خود اجازه می‌دهد که به بهانه نقد تحجر و تعصب، صحنه‌ای چنین شنیع و قبیح را در فیلم خود بگنجاند:

«دختر به دست پدر و برادر آن، کشته و در زیرزمین دفن می‌شود. عموی دختر به همراه پسر نوجوانش از راه می‌رسد و وقتی از تمام شدن کار مطلع می‌شود به برادر خود تبریک و خداقوت می‌گوید. اما در عین‌ حال مضطرب است که شاید حب میان پدر و دختر باعث نجات دختر شده و گوری که در زیرزمین وجود دارد خالی باشد. پسر نوجوانش را مأمور به کشف حقیقت می‌کند. پسرک، دور از چشم عمو و پسرعمویش به زیرزمین می‌رود تا با وسیله‌ای، درباره وجود جنازه در قبر یقین حاصل کند. صندوقچه‌ای قدیمی پیدا می‌کند مملو از وسایل تعزیه. شمشیری را بیرون می‌کشد و به درون خاک فرو می‌کند. شمشیر تعزیه که به پیکر بی‌جان دخترِ به‌ناحق‌کشته‌ شده فرو رفته، خونین از خاک بیرون می‌آید… و پسر، خبر خوشِ مرگ حتمی دخترعمویش را به پدرش می‌دهد!»

آنچه بیان شد شرح یکی از مشهورترین سکانس‌های فیلم «خانه پدری» است که آقای «کیانوش عیاری» طراحی و اجرا کرده و در نسخه ارائه‌ شده برای اکران هم وجود دارد. این تصویر آقای کارگردان از ملتی است که هیبت تجلی ارادتش به عزای حسینی، که از داغ نشسته بر قلب‌های آحادش در غم از دست دادن امام شهیدشان نشأت می‌گیرد، شهره عالم و آدم است.

آفرین به این خلاقیت هنری و حبذا به این شجاعت مدیریتی آقای مدیر فرهنگی که در ایام اربعین حسینی این‌چنین هدیه‌ای را به مردم عزادار می‌دهد!
پوستر خارجی خانه پدری

«خانه پدری» آن‌چنان بدریخت، بی‌قواره و غیراینجایی است که بی‌گمان ماندگار نخواهد شد؛ همچون جای پای هر بیگانه‌ نامحرمِ غیراهلی که شاید چند روزی، به‌ اجبار، بر خاک پرافتخار این سرزمین اسب دوانده است و لکه‌ای از خود به‌ جای گذاشته، اما به‌زودی از یادها محو شده است.

اما «خانه ایران» ِ ما می‌ماند؛ با پدرانی که نماد شرافت و اصالت و حمیت و فتوت و مروت و غیرت‌اند. با عطر خوش شمعدانی‌های حیاط. با پارچه سیاه عزای حسین(ع) و پیرغلامانش و تعزیه‌خوان‌هایی که نسل به نسل کودکان این سرزمین را با میراث گران‌مایه غم او آشنا خواهند کرد. و با فرشی که زیر پای عزادارانش پهن می‌شود.

این «خانه پدری» ماست که می‌ماند؛ با خشت و آجری که شهادت می‌دهند که اسلام، دختران و زنان این سرزمین را کرامتی مضاعف بخشید.

سرنوشت غم‌انگیزی است آقای عیاری… شما و فیلم‌تان، و مسببان و بانیان تولید و نمایش احتمالی آن، فراموش خواهید شد!

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

اعلام برگزیدگان دور نوین چهارفصل تئاتر ایران – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: ۱۴ طرح از مجموعه آثار پروژه نوین چهارفصل تئاتر ایران از ۱۲ استان برگزیده شدند.

به گزارش سینماپرس، ایوب آقاخانی، مدیر دفتر مطالعات و پژوهش‌های حوزه هنری و طراح و مدیر پروژه‌ جامع ملی چهارفصل تئاتر ایران، تجمیع آرای اعضای هیئت‌علمی فصل سوم از دور نوین پروژه، شامل عطاالله کوپال، مهرداد رایانی مخصوص، و آرش عباسی، ١٤ طرح از ١٢ استان را از کل ٥٣ طرح از ١٩ استان کشور به شرح زیر به‌عنوان برگزیدگان این دور از پروژه اعلام کرد:

  «تا فردا» نوشته‌ی اتابک مهراد از همدان، «این جاده یک‌طرفه نیست» نوشته‌ احمد پولادرَک از گیلان،   «تفنگ آبپاش» نوشته‌ احمد خزل‌زاده از کرمانشاه،   «اهل‌النار» نوشته‌ی امیرحسین طاهری از کرمان،   «مستأجر» نوشته‌ پگاه شمس از همدان،   «دیوار سفید» نوشته‌ی رضا نورانی دوست از گیلان
«پاکت سوم» نوشته‌ زینب مقیمی اردبیلی از اردبیل، ساعتی دیگر مانده» نوشته‌ سروش بهاری از مازندران
«آیفون» نوشته‌ سعید بادینی از سیستان و بلوچستان، «پسری زیر خاک» نوشته‌ فرهاد بصیر از گلستان، «آمستردام» نوشته‌ لیلا روغنگیر قزوینی از قزوین، «فوبیای رنگ قرمز» و «ویران» نوشته‌ی مجتبی حیدری از بوشهر، «جشن سالگرد عزا» نوشته‌ مسعود احمدی از فارس، «پاتیناژ» نوشته‌ مصطفی جعفری خوزانی از اصفهان

 برگزیدگان تا بیستم آبان‌ماه ۱۳۹۸ نسخه‌های کامل‌شده‌ نمایش‌نامه‌هایشان را به دفتر مطالعات و پژوهش‌های حوزه هنری به آدرس ایمیل sahnemagazine@yahoo.com ارسال کنند تا در صورت پذیرفته‌شدن آثار برای حضور در کارگاه‌های فصلی در تهران آماده شوند.

فصل سوم از دور نوین پروژه‌ چهارفصل تئاتر ایران ـ فصل پانزدهم از ابتدای فعالیت پروژه ـ با عنوان «خانواده در آینه‌ تئاتر» آغاز به کار کرده است و این در حالی است که برگزیدگان دور نخست در مرحله ی نهایی(با مضمون ایران در بستر تاریخ) توسط انتشارات سوره مهر زیر چاپ قرار گرفته اند.

* «سه کیلو ۲۵۰ گرم» تمدید شد

نمایش «سه کیلو ۲۵۰ گرم» به نویسندگیِ مهدی زندیه و کارگردانیِ محسن نجارحسینی، برای سه اجرا تمدید شد. این نمایش که از هفتم مهرماه، در عمارت نوفل‌لوشاتو روی صحنه رفته، به سبب استقبال مخاطبان، چهارشنبه، پنجشنبه و جمعه (هشتم، نُهم و دهم آبان‌ماه ۱۳۹۸) ساعت ۱۹:۳۰ به اجراهای خود ادامه می‌دهد. «سه کیلو ۲۵۰ گرم» فقط در این سه شب روی صحنه خواهد رفت.

در این نمایش محمد نادری، مرتضی حسینی، نسا یوسفی، پانته‌آ مهدی‌نیا، مهتاب وجدانی، امیرحسین آقایی و هادی شیخ الاسلامی به ایفای نقش می‌پردازند.  

فروش بلیت اینترنتیِ «سه کیلو ۲۵۰ گرم» در سایت تیوال، صورت می‌پذیرد. این نمایش، به مدت هفتاد دقیقه در سالن یک عمارت نمایشی نوفل‌لوشاتو به نشانیِ حافظ، خیابان نوفل‌لوشاتو، بعد از چهارراه رازی، نرسیده به خیابان ولیعصر، کوچۀ زیبا، عمارت نوفل‌لوشاتو روی صحنه خواهد بود.

*نمایش «بانو آئویی» در روزهای پایانی

خرید بلیت اجراهای پایانی نمایش «بانو آئویی» به تهیه‌کنندگی و کارگردانی فاطمه بختیار در تیوال آغاز شد. این تئاتر که برداشتی آزاد از نمایشنامه «بانو آئویی» اثر یوکیو میشیما  است با دراماتورژی دکتر سهیلا نجم از ۱۸ مهرماه ۱۳۹۸ اجراهای خود را در مرکز تئاتر مولوی آغاز کرده و تنها سه اجرا دیگر باقی است و تا ۱۰ آبان ماه ۱۳۹۸ بر روی صحنه است.

در این اثر نمایشی فائزه بختیار، امید اشرفی و رابعه سلیمانی به ایفای نقش می‌پردازند.

علاقمندان به این نمایش می‌توانند بلیت سه روز پایانی را از سایت تیوال تهیه کنند.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

«به رنگ خاک» به زودی روی آنتن شبکه یک سیما – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: سریال «به رنگ خاک» به کارگردانی حسن لفافیان و تهیه کنندگی سعید بشیری از دهم آبان در شبکه اول سیما به روی آنتن خواهد رفت.

به گزارش سینماپرس، سریال «به رنگ خاک» به کارگردانی حسن لفافیان و تهیه کنندگی سعید بشیری است که ادای دین سازمان صدا و سیما به مردمان خونگرم جزایر، این مرزبانان صبور مرزهای  دریایی کشور است.

به گفته سعید بشیری تهیه کننده سریال  تصویربرداری «به رنگ خاک» از  بهمن ماه سال ۹۶ از  جزیره هنگام آغاز و اسفند سال ۹۷ در روستای تاریخی لافت در جزیره قشم در  اسفند ماه سال ۱۳۹۷ به پایان رسید. 

سعید بشیری تهیه کننده سریال که پیش از این برنامه هایی چون دوقدم مانده به صبح ، دور میز شب و سفید را تهیه کرده ، درباره موضوع این اثر مجموعه می گوید: با توجه به اهمیت استراتژیک جزایر خلیج فارس و ادعاهای بی اساس در رسانه های خارجی، دیدن تصاویر مردمی که در بستر یک اثر نمایشی در حال کار و تلاش در جزایر هستند فارسی با هم حرف می زنند به هم مهر می ورزند و در پیچ و خم اتفاقها و بحران های داستان سریال، عشق به سرزمین و همدلی شان را به هم نثار می کنند یعنی این ادعاها حرف پوچ و گزافی است ، چون حقیقت به همین سادگی است. 

تهیه کننده به رنگ شب در ادامه افزود:  نکته بعدی که تا حد زیادی برای مخاطبان آثار نمایشی به نقطه اشباع رسیده دیدن مکرر فضاهای به اصطلاح آپارتمانی یا شهری است . صدا و سیما چندین سال است که تلاش می کند آثار نمایشی تولید کند که مردم کشور با مناطق دور افتاده محروم و کمتر دیده شده سرزمینمان نیز آشنا شوند. مناطقی که هر کدامشان دارای جذابیت های طبیعی ، آئین ها و فرهنگ و رسومی است که برای گردشگران می تواند بسیار جذاب باشد. 

حسن لفافیان بعنوان کارگردان ۲۷ قسمت از مجموعه  اپیزودهای مربوط به جزایر هرمز ، لارک ، قشم و بوموسی را  ساخته و  و محسن یوسفی کارگردانی ۷ قسمت مربوط به جزیره هنگام بوده را بر عهده داشته است. 

«به رنگ خاک» مجموعه ای پر بازیگر است و چهره هایی همچون؛ برزو ارجمند، پوریا پورسرخ،محمد
متوسلانی، سیاوش طهمورث، محمود پاک نیت، بیتا سحرخیز، فرشته سرابندی، مجید سعیدی،عزت الله رمضانی‌فر، امیر کاظمی، علیرضا جعفری، علیرضا استادی، کیوان ساکت اف، هستی فرحی، مهدی صبایی، اتابک نادری، زهرا سعیدی، شهروز ابراهیمی، یوسف صفری بختیاری، دنیا نادرخانی، حسین توشه، سامان دارابی، ابوالفضل همراه، فریبا امینیان، محمد علی سلیمان تاش، ایوب دمان، هادی معصومی، لیلی فرهاد پور،عرفان برزین، ارمین ترکمندی، بایار فرج زاده، معصومه بافنده، نگین غفاری، عاطفه خازنی پور، و جمعی از بازیگران بومی استان هرمزگان در آن حضور دارند.یکی از ویژگی های این سریال ۳۵ قسمتی بازخوانی روابط انسانی و فعالیت های اجتماعی ساکنان جزیره های خلیج فارس در کنار روایت داستان اصلی این مجموعه است.

در خلاصه داستان این سریال آمده است: مهرداد که در جزیره هرمز به کار آموزش غواصی مشغول است دلباخته دختر ناخدا جمات است در حالی که ناخدا مخالف جدی ازدواج این دو است. از سوی دیگر یک تیم خلافکار به شدت در پی پیدا کردن مهرداد هستند و او نیز هر روز برای یافتن شیئی قدیمی به زیر آب رفته و غواصی می کند و…

اولین قسمت این مجموعه نمایشی که در گروه فیلم و سریال شبکه یک سیما تهیه شده است . روز جمعه دهم آبان ماه  ساعت ۲۲:۰۰ پخش خواهد شد.

عوامل سریال «به رنگ خاک» عبارتند از: کارگردان: حسن لفافیان و محسن یوسفی، نویسندگان: مینا خدیوی، آزیتا رصافی، نرگس ادب خواه و لیلا نادری، مدیر تصویربرداری: فرشاد خالقی، احمد گودرزی، صدابرداری: مرتضی اصلان‌زاده، حسین نقوی، ناظر کیفی: دکتر  محمود اربابی، مدیر تولید: ابوالفضل نصیر، آهنگساز: حمید یراقچیان، سعید شبانی، تدوینگر: علی برزگر دانایی، دستیار اول کارگردان و برنامه‌ریز: حسن سالار، فرزین فتحی، منشی صحنه: هدیه نصیری، دنیا نادرخانی، دستیاران کارگردان: وحید حیدری، پویان درزی، آرین  حسینی، گروه تصویربرداری: سیروس کفاشی، ایمان وطن‌پور، نوید آقایی، امیر کرمی و وحید رنجبر، گروه صدا: میثم کیان ارثی و امیرحسین مجیبی‌نیا، طراحی گریم: داریوش صالحیان، علی رضا جوادی، طراح صحنه و لباس: علی مربی، محمد صادقی، عکاس: مجید محبوب‌راد، مدیر تدارکات: نادر اژدری، مشاور رسانه‌ای: منصوره بسمل، تهیه کننده: سعید بشیری.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

همدستی وزارت ارشاد با «مطرب» در دروغگویی – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: توهین به فرهنگ ایرانی به کرات در فیلم وجود دارد و فرهنگ ایرانی را کاملا منسوخ شده معرفی می‌کند. وزارت ارشاد در دروغی که مطرب به مخاطبانش ارائه می‌دهد، همدست است و مسئولان قضایی، مسئولان اداره پروانه ساخت و پروانه نمایش را احضار کنند و این مسئله را با آنان مطرح کنند؟

به گزارش سینماپرس، با بررسی عملکرد چند ساله سازمان سینمایی، باید این سئوال را مطرح کنیم که طراحی برخی ساز و کارهای ملتهب از سوی این سازمان با چه نقشه مهندسی از پیش تعیین شده‌ای صورت می‌پذیرد؟ اگر قائل به توهم توطئه نباشیم، در واقع اکران «خانه پدری» و عملیات‌ روانی که از سوی رسانه‌های مختلف بر سر مخالفت یا موافقت حول این فیلم صورت رخ داده، یک عملیات فریب است تا فیلم ملتهب‌تری بدون حواشی مرتبط اکران شود.

فیلم «مطرب» آخرین ساخته مصطفی کیایی که از چهارشنبه این هفته روی پرده سینما می‌رود، طرح کینه چند نسل از اعضای خانواده‌ یک خواننده‌ کاباره‌ای است که قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، با یک خواننده قبل از انقلاب همکار بود و یک ماه پیش از معروف شدن وی انقلاب اسلامی در بهمن ماه ۱۳۵۷ رخ می‌دهد و مانع شناخته شدن این خواننده در عرصه موسیقی می‌شود.

با هجوم انقلابیون به کاباره‌ها و دستگیری وی، زندگی و خانواده‌اش نابود می‌شود. لازم به ذکر است که همه مصادیق نمایشی به صورت کمدی روایت می‌شود تا لحن نقادانه فیلم نسبت به رخ‌دادها انقلاب به خوبی به مخاطب حقنه شود. «خوش سینه» در دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی به پنج سال حبس محکوم می شود.

سینمای ایران،

بزرگترین دروغ تاریخی سینمای همین مورد خاص است. حتی  خوانندگان زن دوران طاغوت با چنین پیامدی مواجه نشدند. به عنوان مثال تا چند وقت پس از وقوع انقلاب یک خواننده زن لس آنجلس نشین، به عنوان هنرپیشه در صحنه تئاتر لاله‌زار حضور داشت، با این تفاوت {نسبت به قبل از انقلاب} که پوستر نمایش‌ها در روزنامه کیهان و اطلاعات منتشر نمی‌شد. حتی با مهاجرت این چهره به لس‌آنجلس، پدر او در سریال‌های تلویزیون جمهوری اسلامی، فعالیت مستمر داشت. هجمه علیه‌ چهره رحمانی انقلاب اسلامی، موتیفی است که در اغلب آثاری که درباره انقلاب و دهه شصت ساخته شدند، وجود دارد که می‌توان به هزارپا و نهنگ عنبر اشاره کرد.

در این میان باید به نسل چهارم و پنجم  انقلاب یادآوری کنیم، مسبب تمامی ممنوعیت‌های برخی هنرپیشه‌ها و تمامی خوانندگان قبل از انقلاب افرادی بودند که قدرت را در وزارت فرهنگ و ارشاد و اسلامی و حتی مدیریت تلویزیون را در ید خود داشته داشتند و بعدا به فرقه اصلاح طلبان معروف شدند و عکس‌هایشان با لبخند در کنار ستاره‌های سینما منتشر می‌شد. خبرگزاری تسنیم پیش از این در گفت‌وگو با هوشنگ توکلی (بازیگر و تهیه‌کننده)، حجت‌الاسلام مجید پورطباطبایی (یکی از اعضای شورای پروانه ساخت و نمایش)، رسول توکلی (بازیگر) پرده از اسرار دهه شصت شمسی برداشت، تا انقلاب اسلامی مستحق چنین تهمت‌هایی نباشد.

قبل از اکران فیلم مطرب، مخاطب شایسته این آگاهی است که بداند سینماگرانی که خود را قدیس و مبری از هر گونه گناه و گاهی معارض سیاست‌های عرفی و شرعی حاکمیت جلوه می‌دهند، یک فقره خواننده را معرفی کنند که به جرم خواندن قبل از انقلاب، پس از انقلاب اسلامی به زندان رفته باشد.  شخصیت اصلی فیلم مصطفی کیایی، ابراهیم خوش سینه(خوش لحن)، در گونه مرسوم کوچه‌بازاری {موسیقی‌های کم ارزش کافه کاباره‌ای} فعالیت می‌کند. همکار او جواد یساری که اخیرا در یک فیلم سینمایی حضور داشت، سال‌های بدون اخذ مجوز، آلبوم تولید کرده و موزیک ویدئو ساخته است و چندین سال‌ متولی در دهه هشتاد در کافه‌های دوبی برنامه اجرا کرده؛ آیا یک روز توسط مقامات قضایی جمهوری اسلامی احضار شده است؟ وزارت ارشاد در دروغی که مطرب به مخاطبانش ارائه می‌دهد، همدست است و مسئولان قضایی، مسئولان اداره پروانه ساخت و پروانه نمایش را احضار کنند و این مسئله را با آنان مطرح کنند؟ آیا می‌توانند خواننده‌ای را پیدا کنند که صرفا به جرم خواندن قبل از انقلاب، به زندان رفته باشد. حجت‌الاسلام مرحوم سید احمد خمینی در روزهایی که اصلاح طلبان دو آتشه به دنبال ممنوعیت و به بند کردن هنرمندان قبل از انقلاب بود، بسیار مراقبت می‌کرد مبادا صدمه‌ای به زندگی شخصی آنان وارد شود و اغلب آنان با برائت از فعالیت‌های پیش از انقلاب، زندگی عادی خود را ادامه دادند. مگر غیر از این است که یکی از بازیگران فعلی سینما در بسیاری از فیلم‌های هنجار شکن قبل از انقلاب حضور داشت اما پس از انقلاب در بسیاری از فیلم‌های سینمایی پس از انقلاب نقش‌آفرینی می‌کرد.  

سینمای ایران،

 بزرگترین دروغی که در فیلم «مطرب» به جمهوری اسلامی نسبت داده می‌شود، زندان رفتن همکار دست چندم یک خواننده پیش از انقلاب است و امروز که صدای بسیاری از خوانندگان آن زمان از رادیوی جمهوری اسلامی پخش می‌شود، گویی گوش دروغ‌پردازان سینمایی آن را نمی‌شنود!

از سوی دیگر، مسئله تک‌خوانی بانوان و موسیقی رپ از طریق دو شخصیت دیگر فیلم دنبال می‌شود. فیلم رسما مانیفست دولت یازدهم و دوازدهم دنبال می‌کند، گویی تغییر وزیران و مدیران هیچ خللی بدان وارد نمی‌کند، صدور مجوز برای خواندن زنان و موسیقی رپ که این روزها توسط جریان مافیای موسیقی بشدت دنبال می‌شود، گویی تمامی سیاست‌های وزارت ارشاد در حوزه سینما و موسیقی درهم تنیده است. وقتی م. م اولین تک خوانی‌ خود را در حضور علی جنتی اجرا کرد، سید عباس صالحی و سازمان سینمایی تحت امرش، همان سیاست واحد دوران جنتی را در ساختاری سینمایی دنبال می‌کنند.

سینمای ایران،

خروجی فیلم مطرب درباره سرکوب جریان موسیقی در کشور با شکل گیری انقلاب اسلامی به ویژه سرکوب خوانندگی زنان است. فیلم در قالب یک ساختار کمدی چه پیامی را به مردم منتقل می‌کند؟ آیا غیر از اینکه این است که فیلم تلاش می‌کند تا نشان دهد با انقلاب اسلامی همه چیز زیرزمینی شد حتی شادی مردم!؟

در واقع با ترکیبی از فیلم مارموز و مکس (سامان مقدم) به صورت دیگری مواجه هستیم. در ماموز گروه موسیقیایی که مشغول برگزاری کنسرت بودند، با اقدامات تندروها به نوازنده‌های دورگرد در ترکیه بدل شدند و اشتباه گرفتن یک خواننده مبتذل از دیگر خط‌های داستانی فیلم است.

فیلم دائما روی این موضوع تاکید دارد که فعالان موسیقی که نمی‌توانند در کشور فعالیت کنند، به خارج از کشور می‌روند و مسبب این آوارگی حاکمیت و قوانین آن است. فیلم مدعی است که در سفارت جمهوری اسلامی در ترکیه نیز افراد ریاکار  فعالیت می‌کنند که سیاست حاکمیت را در ممنوعیت حتی در ترکیه دنبال می‌کند. فریفتن همسر وزیر امور خارجه در این فیلم از آن ایده‌های شازی است که غیرقابل چشم‌پوشی است. دولت برای وزیر و این وزارتخانه ارزش خاصی قائل است اما وزارت ارشاد به موتیف نمایشی فریب دادن همسر وزیر توسط یک زن خواننده تاکید دارد.

سینمای ایران،

نشانه این موضوع دختر ابراهیم و عدم توانایی‌ فعالیت‌هایش در حوزه  موسیقی {در کسوت خواننده} به خاطر  قوانین حاکمیتی است. مولف می‌خواهد با نشان‌دار کردن بانوان، بزرگنمایی  برای حذف آنان از این عرصه را برجسته کند و این وضعیت با سیاست‌ها و قوانین کلی وزارت ارشاد تعارض جدی دارد.

کاراکتر دیگری می خواهد خواننده‌ی رپ باشد ولی تنها راه فعالیتش مهاجرت است، چون جمهوری اسلامی در حال سرکوب هر اثر نوپدید است، در حالی که مافیای موسیقی بشدت اعطای مجوز به موسیقی رپ را دنبال می‌کند. تمسخر زنانی که مولودی می‌خوانند و در مراسم‌های زنانه مداحی می‌کنند از دیگر سرخط‌های مهم فیلم است. یکی از کاراکترها در فرودگاه شرب خمر می‌کند و می‌گوید:” تمام رفقا میان اینجا و پاتایا، ایران پول درمیارن میان اینجا عشق و حال”. به عبارت دیگر اگر جمهوری اسلامی بپذیرد که فاحشگی و مشروب خواری در کناری باشد و همه چیز را سرکوب نکند، مردم این همه پول و ارز از کشور خارج نمی‌کنند.

سینمای ایران،

نرمالزاسیون جمهوری اسلامی مطالبه این فیلم با حمایت بدنه مخاطب است. شعار فیلم در مقابل حاکمیت صرفا تغییر قانون و رفتار است و در قسمت‌های متناوب فیلم تک خوانی خواننده‌  زن ترک به عنوان نقطه قوت کشور ترکیه معرفی می‌شود. لباس بازیگران زن بشدت نامتعارف کمی نزدیک به هنجارشکن است و کارگردان عامدانه تصاویر را در حالت واید فیلم برداری کرده و بدون کراپ کردن (بریدن تصاویر و فریز کردن آن ها به بالا تنه) به دنبال بهره‌بری‌های هنجارشکنی است. توهین به فرهنگ ایرانی که به کرات در فیلم وجود دارد و مولف فرهنگ ایرانی را کاملا منسوخ  می‌داند و نشان می‌دهد، جامعه مدرن {ساخته و پرداخته ذهن کارگردان} از خیلی هنجارهای عرفی و حتی شرعی عبور کرده و هم‌خوانی ابراهیم با یک زن، حاوی  چنین پیامی است که جمهوری اسلامی جای زندگی نیست و باید از آن فرار کرد.

مونولوگ بین مارشال و فوائد، در پی القای این پیام است که به خاطر رفتار نظام در ایران، همه به فکر مهاجرت هستند. جمهوری اسلامی موسیقی را مطربی می‌داند و درکی از آن ندارد تا فعالیت های موسیقایی را محترم بشمارد. هم خوانی پایان فیلم و کمی رپ خوانی هم این پیام را القا می‌کند که چند نسل با سیاست گذاری‌ها جمهوری اسلامی در حوزه موسیقی سرکوب شده‌اند.

*تسنیم

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

بازگشت «روایت فتح» به قاب سیما – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: شب‌های جمعه حال و هوای بچه‌های جنگ و جبهه‌ها با «روایت فتح» به خانه‌ها می‌آید.

به گزارش سینماپرس، بیش از سه دهه از تولید و پخش مجموعه مستندهای «روایت فتح» در شبکه اول سیما می‌گذرد. مجموعه‌ای که با کارگردانی «سید مرتضی آوینی» و محصول گروه جهاد آن سال‌ها به روی آنتن می‌رفت و بعد از شهادت «سید مرتضی» نیز در قالب‌های متفاوت از شبکه‌های سیما بازپخش شد.

مجموعه‌ای که پنجشنبه‌ شب‌ها زمان ثابت پخشش شده بود و تنها بعد از چند قسمت، آخرین روز هفته را در تلویزیون به‌حال و هوای دیگری بدل می‌کرد و علاقه‌مندان و مخاطبان را هرجا که بودند پای گیرنده‌های تلویزیون می‌کشاند. اما با شهادت سیدمرتضی رفته‌رفته دیگر پنجشنبه‌شب‌ها آن حال و هوای سابق را نداشت، مستندها بدون زمان‌بندی مشخص و معین از شبکه‌های مختلف به‌روی آنتن می‌رفت، اغلبشان تکراری بودند و قسمت‌های جدیدی تولید نمی‌شد و همه‌ اینها علتی شد تا آن شور و اشتیاق سابق در بین علاقه‌مندان و مخاطبان پروپاقرص «روایت فتح» از بین رفته و در نهایت یکی از بهترین و بی‌نظیرترین مجموعه‌های مستند تلویزیونی تنها به پک‌های بسته‌بندی بدل و در آرشیوها بایگانی شود.

اما دو هفته‌ای است که شبکه اول سیما آن‌هم دقیقاً پنجشنبه‌شب‌ها ساعت ۲۰ دو قسمت از مجموعه جدید مستند روایت فتح را به روی آنتن برده، در ابتدا و در هفته گذشته با دیدن قسمت جدید مستند روایت فتح احساس می‌شد که این پخش به‌صورت کاملاً تصادفی و البته تک‌قسمتی صورت گرفته باشد اما با پخش قسمت دیگری از این مجموعه مستند در روز گذشته و در همان ساعت و همچنین مراجعه به جدول اعلام برنامه‌های شبکه اول سیما شکّمان به‌ یقین بدل شد که بعد از سال‌ها دوباره شاهد پخش مستندهای روایت فتح آن‌هم در زمان خودش یعنی پنجشنبه‌شب‌ها ساعت ۲۰ از شبکه اول باشیم، خبری که انصافاً دل بسیاری از علاقه‌مندان و مخاطبان شهید آوینی و مستندهایش را پس از سال‌ها شاد و خوشنود خواهد کرد و بی‌تردید شاهد استقبال نسل جدیدی که آن سال‌ها و آن مجموعه‌ها را ندیده و تجربه نکردند در کنار مخاطبان قدیمی و پروپاقرص شهید آوینی و مستندهای روایت فتح خواهیم بود.

اما در این میان نیز نباید فراموش کنیم که این اقدام جز با تأمل و همکاری ۲ مدیر متعهد و انقلابی چون «مجید زین‌العابدین» مدیر شبکه اول سیما و «روح‌الله رفیعی» مدیر گروه مستند، روایت فتح هرگز این‌چنین در ساعت و زمان خودش که یکی از بهترین ساعات و پربازدیدترین زمان‌ها در جداول جذب مخاطب است رنگ آنتن به خود نمی‌گرفت؛ چه از سوی مدیران سازمان که بهترین ساعتشان را در اختیار پول‌سازترین برنامه‌ها از جمله آگهی‌های تبلیغاتی قرار می‌دهند و چه از سوی مدیران بنیاد فرهنگی روایت فتح که همانند تمام سال‌هایی که گذشت مجموعه‌های متعدد و مختلف را تولید می‌کرد اما به‌جای پخش و دیده شدن روانه قفسه‌های و آرشیوها می‌شدند.

 اما تغییر و تحولات رخ‌داده چه در بدنه مدیریت سازمان صداوسیما و چه در بنیاد فرهنگی «روایت فتح» که با حضور گروه مدیران جوان، پرکار، متعهد و انقلابی به‌غیر از این هم انتظار نمی‌رفت در گام‌های نخست خود فصل جدیدی از پخش مستندهای روایت فتح در شبکه اول سیما را در دستور کار خود قراردادند و بی‌تردید با این روحیه‌ همکاری و تأمل در بین مدیران جوان و متعهد آن‌هم در گام دوم انقلاب و البته با علم به هشدارها و تذکرات رهبری معظم انقلاب در خصوص نفوذ و تهاجم فرهنگی، شاهد اقدامات و همکاری‌های بیش‌ازپیش دو نهاد مهم فرهنگی چون سازمان صداوسیما و بنیاد فرهنگی روایت فتح در حوزه‌های فرهنگ و هنر آن‌هم در آینده نه‌چندان دور باشیم.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

ارشا اقدسی بدلکار فیلم حاتمی کیا شد – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: ارشا اقدسی بدلکار سینما آخرین فعالیت های خود در عرصه سینما و نمایش خانگی را تشریح کرد.

به گزارش سینماپرس، ارشا اقدسی بدلکار سینمای ایران، پیرامون فعالیت  اخیر خود به خبرنگاران جوان گفت:در فیلم سینمایی «خروج» به کارگردانی ابراهیم حاتمی کیا و زیر صفر سعید ملکان به عنوان بدلکار حضور دارم.

وی ادامه داد: همزمان در فیلم جدید کمال تبریزی و سریال نمایش خانگی با نام «کرگدن» به کارگردانی کیارش اسدی زاده کار می‌کنم، این سریال در ژانر اجتماعی و اکشن است.

گفتنی است آخرین فعالیت ارشا اقدسی مربیگری برنامه «عصر جدید» بود که از شبکه سه سیما پخش می‌شد.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

اعتراض کانون کارگردانان سینما به صندوق اعتباری هنر – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: کانون کارگردانان سینمای ایران طی نامه ای به وزیر ارشاد، اعتراض خود را نسبت به عملکرد صندوق اعتباری هنر اعلام کردند.

به گزارش سینماپرس، کانون کارگردانان سینمای ایران طی نامه ای به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی اعتراض این صنف را نسبت به عملکرد صندوق اعتباری هنر اعلام کردند.

در متن این نامه آمده است:

«جناب آقای دکتر سید عباس صالحی

وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی

متاسفانه عملکرد صندوق اعتباری هنر باعث اعتراضات گسترده بسیاری از اهالی محترم سینما شده است. صندوق اعتباری هنر نه اعتباری برای هنرمندان قائل است و نه هنرمندان را به رسمیت می شناسد که جای تاسف بسیار دارد.

کانون کارگردانان سینمای ایران ضمن همدلی با تمامی صنوف سینمایی معترض، خواستار تغییرات جدی در رویه این صندوق در برخورد و ارائه خدمات به سینماگران است.

لطفا شرایطی به وجود آورید تا قفل صندوق اعتباری هنر باز شده و رسیدگی سریع به مشکلات سینماگران در اولویت قرار گیرد.

با احترام

کانون کارگردانان سینمای ایران»

مشاهده خبر از سایت منبع