X

مدیر فنی

دفتر سینمایی

سرنوشت «موسسه هنرمندان پیشکسوت» در طرح ادغام معاونت هنری چه می‌شود – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: «موسسه هنرمندان پیشکسوت» از جمله موسسه‌های مرتبط با معاونت هنری وزارت ارشاد است که بر اساس موارد مندرج در قانون باید در زیر مجموعه فعالیت‌های بنیاد رودکی به کار خود ادامه دهد.

به گزارش سینماپرس، پس از انتشار خبر تصویب طرح ادغام موسسات معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به دو موسسه «بنیاد فرهنگی هنری رودکی» و یک موسسه دیگر که هنوز نام آن به صورت رسمی منتشر نشده حاشیه‌ها و اظهاراتی در برخی محافل شنیده می‌شود که در آنها از طرح برخی شبهات پیرامون فعالیت برخی موسسات تابعه معاونت هنری سخن به میان می‌آید.

یکی از این موسساتی که طی روزهای اخیر شبهاتی درباره فعالیت آینده آن پس از اجرایی شدن طرح ادغام موسسات تابعه هنری مطرح شده، «موسسه هنرمندان پیشکسوت» است که در سال‌های اخیر فعالیت‌های مستمری را در عرصه‌های مختلف داشته ک به نظر می‌آید، طبق بررسی‌های کارشناسی شده در کارگروه ساماندهی موسسات معاونت هنری باید در ردیف موسسات ادغام شده قرار گیرد؛ فرآیندی که گویا پس از انتشار عمومی طرح ادغام با مخالفت‌هایی نیز از سوی برخی هنرمندان و افراد مواجه شده است.

در طرح ادغام موسسات مرتبط با معاونت امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی که به به تصویب شورای معاونان این وزارتخانه رسیده، این احتمال وجود دارد که موسسه هنرمندان پیشکسوت مطابق اساسنامه در مجموعه بنیاد رودکی قرار گیرد فرآیندی که  ممکن است تعدادی ازهنرمندان در انتقادات خود که هنوز به رسمی منتشر نشده، نسبت به مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی و اساسنامه آگاهی کافی و لازم را نداشته  باشند.

موسسه هنرمندان پیشکسوت طبق مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی و اساسنامه وابسته به بنیاد رودکی است چنانکه در مصوبه ماده واحده تاسیس موسسه هنرمندان پیشکسوت شورای عالی انقلاب فرهنگی این چنین آمده است:

«شورای عالی انقلاب فرهنگی در جلسه شماره ۵۹۶ مورخ ۵ دی ماه ۱۳۸۵ ماده واحده «تاسیس موسسه هنرمندان پیشکسوت» را به شرح ذیل تصویب کرد: «ماده واحده- به منظور پاسداشت شان و منزلت هنرمندان باسابقه کشور در حوزه‌های متعدد هنری و تکریم مقام آنان «موسسه هنرمندان پیشکسوت» وابسته به بنیاد فرهنگی و هنری رودکی تاسیس می‌شود.

در ماده ۱اساسنامه موسسه هنرمندان پیشکسوت مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز آمده است: «در راستای پاسداشت شان و منزلت هنرمندان باسابقه کشور در حوزه‌های متعدد هنری و تکریم مقام آنان «موسسه هنرمندان پیشکسوت» که از این به بعد در این اساسنامه به اختصار «موسسه» نامیده می‌شود به شرح ذیل تشکیل خواهد شد. موسسه دارای شخصیت حقوقی مستقل بوده و وابسته به بنیاد فرهنگی و هنری رودکی است و امور آن طبق این اساسنامه و مقررات مربوطه اداره خواهد شد. همچنین در ماده ۲۳ اساسنامه موسسه هنرمندان پیشکسوت آمده است: «کارکنان ستادی و پشتیبانی موسسه در شمار کارکنان بنیاد فرهنگی و هنری رودکی بوده و انجام امور اداری و استخدامی آنان در ارچوب مقررات بنیاد مذکور انجام می‌پذیرد.»

به هر حال با اینکه هنوز جزییات بیشتری از فرآیند طرح ادغام موسسات مرتبط معاونت هنری وزارت ارشاد خبر تازه ای منتشر نشده اما این چنین برمی آید که موسسه هنرمندان پیشکسوت هم که تاکنون در قالبی مستقل به فعالیت خود ادامه می‌داد، از این پس باید همچون دیگر موسسه‌های مرتبط معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از جمله «موسسه توسعه هنرهای معاصر»، «موسسه توسعه هنرهای تجسمی»، «انجمن موسیقی ایران»، «انجمن هنرهای نمایشی ایران»، «بنیاد آفرینش‌های هنری نیاوران» و «بنیاد ملی مد و لباس» به فعالیت خود ادامه دهد، شرایطی که واکنش‌های متفاوتی را در پی خواهد داشت و باید دید چه سرنوشتی در انتظار هریک از موسسات اثرگذار بعد از اجرایی شدن طرح ادغام خواهد بود.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

۹۳ میلیون تومان در ماه، مزد مزدک در شبکه سعودی – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: خیلی‌ها مسأله مالی را مهم‌ترین دلیل مهاجرت او می‌دانند.

به گزارش سینماپرس، چند هفته پیش بود که خبر استخدام شدن یکی از گزارشگران معروف ایرانی در شبکه سعودی ایران اینترنشنال در فضای مجازی پیچید. گمانه‌زنی‌ها حول عادل فردوسی‌پور بود. فردوسی‌پور اما خیلی زود به این خبر واکنش نشان داد و به شکل رسمی حتی ارائه پیشنهاد کاری از سوی این شبکه را تکذیب کرد. بعد از این تکذیبیه گزینه‌های دیگری هم مطرح شدند، اما هیچ‌کس تصورش را هم نمی‌کرد گزارشگر مهاجری که شایعه خروجش منتشر شده مزدک میرزایی باشد! مجری بی‌حاشیه‌ای که اتفاقا فرد پرکاری هم شناخته می‌شد. کم‌کم اما شایعه خروج مزدک میرزایی از کشور رنگ واقعیت به خود گرفت.

آقای گزارشگر
مزدک میرزایی متولد سال ۱۳۴۹ در تهران است و کارش را به صورت حرفه‌ای از سال ۷۶  آغاز کرد. اولین بازی‌ای که او گزارش کرده، به سال‌هایی برمی‌گردد که برنامه گزارش ورزشی گزیده سه بازی اروپایی را پخش می‌کرده و بازی تیم‌های موناکو و نانت به مزدک میرزایی رسیده است.   ظاهرا علی‌اصغر میرزایی، پدر مزدک نقش موثری در این اتفاق داشته است، کسی که از نیروهای صداوسیما بود و در سال‌های دهه ۵۰ و ۶۰ به عنوان کارگردان تلویزیونی و… فعالیت می‌کرد. سریال تلویزیونی «عطر گل یاس» به کارگردانی بهمن زرین‌پور شاخص‌ترین کارش در صداوسیما محسوب می‌شود. حضور مزدک در کنار پدرش و کسب تجربه در پشت صحنه برنامه‌های تلویزیونی باعث شد کم‌کم راه ورود پسر به عرصه رسانه در حوزه مورد علاقه‌اش یعنی ورزش باز شود. پدر مزدک میرزایی چند سالی است در خارج از ایران سکونت دارد و علاوه بر آن، خانواده همسرش نیز در ایران زندگی نمی‌کنند و بسیاری از دوستان و همکاران مزدک، مهاجرت او را بی‌ارتباط به دلتنگی برای خانواده نمی‌دانند. به ویژه که این گزارشگر ورزشی برخلاف بسیاری از مجریان و گویندگان دیگر که به تنهایی مهاجرت می‌کردند و به شبکه‌های بیگانه می‌پیوستند، با همسرش از ایران خارج شده و این نشان می‌دهد عزمش برای مهاجرت جدی بوده است. 

از شایعه تا واقعیت
روزهای اول همه چیز در حد گمانه‌زنی بود، اما تایید خروج میرزایی از کشور، سکوت او در قبال حجم بالای واکنش‌ها و البته تایید شاهدان عینی که او را در ساختمان ایران اینترنشنال دیده بودند، همه شایعات را به واقعیتی عجیب تبدیل کرد.

حالا نوبت رسیده بود به تحلیل علت خروج او از کشور. از خیابانی تا کاربران فضای مجازی برخی‌ها معتقد بودند مزدک در واکنش به رفتارهای رسانه‌ملی، ایران را ترک کرده است.  
خیابانی در نامه‌ای پر گلایه نوشته است: «از ته دلم می‌نویسم که همه مردم ایران لایق بهترین‌ها هستند و نباید با این همه سختی زندگی کنند. برای من هم در اینجا کار کردن، خیلی سخت است. کار که نه، چه کاری؟ ما کاری نداریم. همه به نوعی بیکاریم. دو تا گزارش در ماه که نشد کار. اگر این سینما و فوتبال هم نبود واقعا در انزوایی عجیب و گوشه نشینی و سکوت می‌مردم. خواستم بنویسم که مزدک حیف شد و نوشتم، اما نه این اشتباه است، مزدک عزیز من حیف نشد. سازمان من است که حیف می‌شود و نیروهایش را یکی‌یکی از دست می‌دهد و حیف و حیف‌تر می‌شود.» او البته در این نامه بیشتر از دفاع یا نقد عملکرد میرزایی مشغول تهدید تلویحی صدا و سیما بود!

قراردادهای پرسود برای مزدک
بررسی کارنامه کاری مزدک چیزی خلاف ادعاهای خیابانی را نشان می‌دهد؛ میرزایی طی سه سال گذشته دو قرارداد کاری خوب با صدا و سیما داشته، مزدک میرزایی سال گذشته مستندی ۳۰ قسمتی درباره تاریخچه دربی ایران ساخته و امسال هم قرارداد دیگری برای ساخت مستندی درباره استقلال و پرسپولیس داشته است که رونوشتی از قرارداد آن با عدد درشتی در فضای مجازی منتشر شده است؛ در این قرارداد آمده، مزدک میرزایی به عنوان تهیه‌کننده با شبکه مستند سیما با ۱۸۲ میلیون تومان بودجه به توافق رسیده بوده.

به‌جز این قراردادها، نکته مهم دیگر که خروج مزدک به دلیل کم توجهی صدا و سیما را رد می‌کند، توجه ویژه شبکه‌های ورزشی سیما به او برای گزارشگری است.  

تکذیب آرشیو دزدی
 چند روز بعد از تایید پیوستن مزدک میرزایی به شبکه سعودی، خبر جدیدی درباره او منتشر شد؛ خبری نگران‌کننده که واکنش‌های جدیدی به همراه داشت. مزدک میرزایی آرشیو تلویزیون را با خود برده است! البته  مرتضی میرباقری معاون سیما به طور کلی چنین چیزی را تکذیب کرد و مشخص شد مزدک میرزایی بدو ن آرشیوها به انگلستان رفته است.
 

به خاطر یک مشت پوند
از آنجا که مزدک میرزایی به شبکه‌های معتبر نپیوسته و خبر اولیه از همکاری‌اش با شبکه ایران اینترنشنال حکایت دارد، خیلی‌ها مسأله مالی را مهم‌ترین دلیل مهاجرت او می‌دانند. این شبکه که دفتر آن در لندن قرار دارد و البته طبق گزارش روزنامه گاردین بودجه‌اش را به طور مستقیم از عربستان سعودی دریافت می‌کند، توجه ویژه‌ای به دستمزد گزارشگران و مجریانش دارد و برای کارکنان مطرح شبکه، حقوقی معادل ۷۵ هزار پوند در سال می‌پردازد که اگر آن را تقسیم بر تعداد ماه‌های سال کنید و طبق ژن ایرانی‌تان آن را ضربدر قیمت پوند کنید، به عدد قابل توجه ۹۳ میلیون تومان در ماه می‌رسید. این در حالی است که شبکه‌هایی مثل 
بی. بی. ‌سی فارسی دستمزدی به مراتب پایین‌تر از این به نیروهایشان می‌پردازند، چون معتقدند با استخدام افراد به آنها اعتبار می‌دهند. خود میرزایی سال قبل در مصاحبه‌ای از وضعیت درآمدش گلایه کرده بود: «در مورد دستمزدم همین را بگویم که هنوز خودروی پژو ۲۰۶ سوار می‌شوم. به نظرم همین کفایت می‌کند که مشخص شود وضعیت ما به چه صورت است.»

*جام جم آنلاین

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

تاثیر روزی حرام بر خانواده‌ها؛ موضوع «کار کثیف» – اخبار سینمای ایران و جهان

در فیلم سینمایی «کار کثیف» تلاش کردم تا با محور قرار دادن روزی حرام به تاثیر این موضوع در زندگی اشاره داشته باشم.

به گزارش سینماپرس، خسرو معصومی، کارگردان سینما درباره ساخته جدیدش «کار کثیف» به حوزه اظهار کرد: فیلم کار کثیف به معضلی می‌پردازد که شاید برخی از جوانان به آن مبتلا باشند. این فیلم، داستان جوانی است که با وجود تحصیلات عالی به دلیل نبود شغل، دست به فروش مشروبات الکی می‌زند، البته این فرد به دلیل علایق مذهبی خود هیچگاه از چیزی که می‌فروشد مصرف نمی‌کند، اما از این نکته غافل است که روزی حرام تبصره بر نمی‌دارد.

وی افزود: وقتی مال حرام وارد زندگی می‌شود، دیگر فرقی ندارد چگونه این اتفاق صورت گرفته، بلکه مهم حلال و حرام بودن آن در آمد است. با این توضیح جوان فیلم در نهایت بابت روزی حرامی که وارد زندگیش کرده آسیب فراوان می‌بیند و خانواده خود را هم درگیر مشکلات خود می‌کند. این قصه به نظرم در میان کارهای اجتماعی تا به حال بازگو نشده است، ولیکن این ویژگی به کمک فیلم نیامد، زیرا آنچه برای موفقیت در گیشه نیاز است متاسفانه ربطی به پیام اثر ندارد، بلکه سخن نخست را، ارتباطاتی می‌زند که بر گیشه حاکم است.

وی افزود: سینمای امروز ما تحت اختیار فیلم‌هایی قرار گرفته که عنوان طنز را برای خود انتخاب کرده‌اند، درصورتی‌که این تولیدات هیچ ربطی به سینمای کمدی ندارد. برای مثال آیا فیلم‌هایی کنونی را می‌توان با آثار طنزی چون «اجاره نشینها» و «اتوبوس» مقایسه کرد. مطمئنا جواب خیر است، چون در آن کارها علاوه بر طنز مسائل و مشکلات مردم به شکلی شریف بیان می‌شد.

وی با تاکید بر این نکته که در فیلم‌های امروز کمتر خانواده مورد احترام و تکریم است، بیان کرد:  سینما به عنوان محیطی فرهنگی باید امن‌ترین مکان برای خانواده‌ها باشد، اما آنچه امروز در برخی فیلم‌ها مد نظر قرار می‌گیرد، گواه این امر نیست، حتی برخی مواقع جملاتی را در فیلم‌ها می‌شنویم که شنیدنش برای  بزرگسالان هم درست نیست، پس با چنین وضعیتی چگونه توقع داریم خانواده‌ها به سینما بیایند.

این سینماگر با تاکید بر این‌که فیلم‌های اجتماعی در صورت اکران مناسب، مخاطب لازم را خواهند داشت، گفت: نکته آزار دهنده این است که برخی‌ها برای به حاشیه راندن فیلم‌های اجتماعی توجیهاتی می‌آورند که به هیچ وجه پذیرفتنی نیست، برای مثال گفته می‌شود فیلم‌هایی نظیر کار کثیف  مخاطب ندارد، اما وقتی فیلم مرا در یک سانس نامناسب روی پرده می‌فرستند، چگونه انتظار موفقیت را از آن دارند؟ برای مثال در سینما آزادی این فیلم تنها در ساعت ۹ شب روی پرده می‌رفت!

وی با تاکید بر این‌که فضای موجود سینماگران را به سمت کارهای گیشه‌پسند سوق می‌دهد، گفت: به شخصه برای این فیلمسازی را پیشه کردم تا بتوانم معضلات اجتماع را بیان کنم. برای همین حاضر نیستم از آرمانم برای رضایت گیشه کوتاه بیایم، البته در پرونده کاری من یک فیلم تجاری به نام «پر پرواز» وجود دارد که من آن را فرزند ناخلف نامیده‌ام، اما آن کار را ساختم تا به همه ثابت کنم اگر بخواهم قادرم فیلم پرفروش بسازم، اما هیچگاه به آن تن نخواهم داد.

این کارگردان درباره برخی حساسیت‌ها پیرامون موضوعات اجتماعی با دفاع مقدسی اظهار کرد: نکته دیگری که باعث شده فیلم‌های اجتماعی یا دفاع مقدسی به حاشیه رانده شود، محدود کردن موضوعات این آثار به مفاهیم خاص است، درصورتی‌که باید به فیلمسازان اعتماد کرد و اجازه داد به حوزه‌هایی ورود کنند، که پیشتر بازگو نشده‌اند. ، ولی متاسفانه این موقعیت برای کارهای مورد نظر مهیا نمی‌شود، حتی اگر فیلمسازی خود بخواهد در این زمینه کار کند، بایکوت خواهد شد.

کارگردان فیلم تحسین شده «باد در علفزارها» می‌پیچد» مثال زد: چند سال پیش فیلمی با نام «خرس» را جلوی دوربین برد. در این فیلم پرویز پرستویی نقش رزمنده‌ای را بازی می‌کرد که پس از سال‌ها به خانه باز می‌گردد، اما آنچه که می‌بیند خلاف انتظارش است، برای همین اتفاقات رخ می‌دهد که تا به حال در سینما بازگو نشده است. این فیلم به دلیل برخی تنگ نظری‌ها هنوز فرصت اکران پیدا نکرده است. نکته جالب‌تر اینجاست که تنگ نظرها با توجیحهات اعتقادی یا دینی بیان می‌شود، اما وقتی من این فیلم را برای حوزه‌های علمیه به نمایش در آوردم آنها که کارشناسان مسائل دینی هستند هیچ ایرادی از کار نگرفته و از آن حمایت کردند، اما افرادی که در سازمان سینمایی هستند خود را در این قبیل موضوعات کارشناس‌تر می‌دانند!

این فیلمساز در انتها تاکید کرد: سینمای ایران در دهه ۶۰ به واسطه آثار فاخرش در سینمای دنیا برای  خود اعتباری کسب کرد، اما امروز راهی که ما در فیلم‌های خود در پیش گرفته‌ایم، باعث شده سینما به روزهایی (قبل از انقلاب) بر گردد که در آن تنها گیشه ملاک بود. این رویه نابودی سینما را هدف داشت، اتفاقی که متاسفانه به نوعی در حال تکرار است.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

چگونگی پذیرش افراد در «عصر جدید» تشریح شد – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: نشست خبری برنامه «عصر جدید» بعد از ظهر امروز در مرکز همایش های صدا و سیما برگزار شد.

به گزارش سینماپرس، نشست خبری برنامه «عصر جدید» امروز شنبه ۲۶ مرداد با حضور احسان علیخانی و داوران این مسابقه استعدادیابی در مرکز همایش های صداوسیما برگزار شد.

احسان علیخانی در ابتدا در پاسخ به پرسشی درباره حساسیت استعدادیابی در برنامه عنوان کرد: در ظرف «عصر جدید» فراتر از ارسال یک ویدیو عمل می کنیم. ما در این پروسه چند مرحله داریم که شاید در جلوی دوربین خیلی مشخص نباشد اما در فینال تصاویری داریم که می تواند بخشی از این تلاش های پشت صحنه را نمایش می دهد.

وی درباره روند انتخاب اولیه گفت: چند نفر تعداد مفصلی از ویدئوها را دیدند و آنها را انتخاب کردند. همچنین تیمی هشت نفره داشتیم که بعد از آن انطباق ویدیو با واقعیت را راستی آزمایی می کردند و بعد تیم دیگری موقعیت جغرافیایی، خانواده فرد و … را شناسایی می کرد. مرحله به مرحله که جلو آمدیم کار کردیم و حتی ۲ باشگاه مهارت گذاشتیم که در آن استادانی به صورت افتخاری آمدند و با شرکت کننده ها کار کردند.

علیخانی اضافه کرد: برنامه ما صرفا این نبود که هرکسی ویدئو بفرستد، او را روی صحنه بفرستیم. خیلی از این بچه ها تهران را ندیده بودند و یا خیلی ها اصلا دوربین ندیده بودند مانند پسر بچه ای که از نقطه مرزی کشور در برنامه شرکت کرده بود اما توسط تیم طراحی و مربیان برنامه روی این بچه ها کار می شد تا بلد شوند چگونه روی صحنه بیایند.

وی با اشاره به برخی انتقادها در فضای عمومی جامعه مبنی بر اینکه در نهایت چه برنامه‌ای برای استعدادها در نظر گرفته می شود، گفت: «عصر جدید» یک برنامه استعدادیابی عمومی است و یک مدرسه تخصصی نیست اما به اذعان دیگران ما فراتر از ضبط یک برنامه تلویزیونی برای شرکت کنندگان وقت گذاشتیم. برخی این نکته را مطرح کردند که آیا صرفا برای پر کردن برنامه از این بچه ها استفاده می کنیم و یا از آنها برای جلب مخاطب سواستفاده می کنیم در حالی که باید بگویم هیچ کس این شرکت کننده ها را نمی‌شناخت و جز نفرات محدودی که در برخی از جشنواره ها لوح گرفته بودند کسی آنها را ندیده بود. ما در چند قسمت نهایی برنامه به این موضوع پرداختیم و قرار شد چند اعتبار تخصصی به فینالیست ها داده شود در حالی که این کار بسیار سخت و  پیچیده ای بود. ما چند شعار برای کشف شدن و دیده شدن داشتیم که شعار آخر یعنی «رسیدن» خیلی مهم تر است و همین اعتبار تخصصی که به برنده ها اختصاص می یابد خیلی مهم است چون به توسعه مهارت آنها کمک می کند.

وی تصریح کرد: من تمایل دارم پنج فینالیست برنامه در فصل بعد عضو گروه ما باشند در حالی که ممکن است یکی بخواهد آلبوم موسیقی بیرون بدهد و یکی دیگر بخواهد تمرین داشته باشد اما موقعیت کار برایشان فراهم است تا بتوانند بعد از دیده شدن مسیرشان را ادامه دهند چون اگر حواسمان به این مسیر نباشد ممکن است پایین بیفتند.

این مجری تلویزیون درباره تغییر ساختار برنامه در فصل جدید نیز عنوان کرد: این برنامه برای من با اختلاف، سخت ترین کار تمام عمرم بود و فکر نمی کردم با چنین پروژه ای مواجه شوم. این کار از لحظه پیش تولید در آستانه یک ساله شدن است. ما ضبط های طولانی داشتیم و میانگین ضبط ها امکان ندارد کمتر از ۱۵ ساعت باشد. مونتاژ برنامه ۳۰۰ تا ۴۰۰ دقیقه است که باید به ۱۰ دقیقه تبدیل شود، حضور بچه هایی که از شهرستان می آیند و غیره که همه اینها کار را سخت می کرد. البته ین مطالب را از جهت مظلوم نمایی نمی گویم.

وی درباره بازه زمانی پخش فصل جدید بیان کرد: اگر شرایط فراهم باشد برای زمستان ۹۸ کار را آماده پخش می کنیم.

علیخانی در پاسخ به سوالی درباره پخش برنامه در دوشنبه ها که زمان پخش برنامه «نود» بود نیز گفت: من خودم طرفدار سرسخت برنامه «نود» هستم اما ما زمانی روی آنتن رفتیم که «نود» پخش نداشت.

وی در ادامه درباره حضورش در برنامه که آن را نسبت به بقیه برنامه های استعدادیابی متفاوت می کند، اظهار کرد: چند نکته درباره برنامه ما وجود دارد که برنامه را از باقی تلنت شوها جدا می کند. حضور میزبان در برنامه ما با بقیه برنامه های مشابه فرق دارد و من حسم این بود که کارم در برنامه به عنوان وکیل و مدعی العموم بچه هاست. در تلنت شو ریتم خیلی بالاست؛ اجرا رای و تمام. من حس کردم برای بچه ای که دسترسی به جایی ندارند حضور من و گفتگوهایم با آنها و داوران کمک کننده است.

این مجری یادآور شد: به هرحال ما چهار داور با سلایق مختلف داشتیم که هرکسی روی رای خود پافشاری می کرد و تماشاگران هم در مواقعی می خواستند نظرشان را تحمیل کنند. من باز هم می گویم دخالت در رای ها را قبول دارم  ولی خوب یا بدش بحث دیگری است.

علیخانی درباره تعامل با آموزش و پرورش نیز تصریح کرد: فکر می کنم گاهی دوستان ما را با آموزش و پروش اشتباه می گیرند در حالی که ما را باید به عنوان یک برنامه تلویزیونی دید. روزی که قرار شد این برنامه را بسازم همه رفقای دلسوزم گفتند در نمی آید، در تلویزیون نمی شود چنین برنامه ای ساخت. باید بگویم مردد هم شدم اما چیزی در درونم به من گفت که می شود.

وی ادامه داد: من از نسل دهه ۶۰ هستم. در دوران کودکی و نوجوانی ما چه کسی برایمان استعدادیابی می کرد. اوج چالشی که داشتیم قبل از کنکور بود. آن زمان به ما می گفتند اگر حفظیاتت خوب است برو رشته انسانی و اگر حل کردنی ات خوب است برو ریاضی. حتی اگر کودک رادیو خانه شان را خراب می کرد می گفتند حتما مهندس می شود. در مدارس هم اوج تحسین ما کارت های صدآفرین بود. اگر توانسته باشیم در این برنامه حسی را برانگیخته کنیم مه فکر می کنم این کار را کردیم، اتفاق مبارکی است. البته الان معضلات جدی درباره نگاه پدر و مادرها به استعدادها داریم که امیدوارم «عصر جدید» در این روند استعدادیابی تاثیر بگذارد.

وی در ادامه درباره کپی بودن برنامه نیز عنوان کرد: خارج از تعقل است که هر یک از ما دوباره چرخ را اختراع کنیم. ماجرای تلنت شو قدمت چند دهه ای دارد و بیش از ۷۰ کشور این تلنت شوها را برگزار می کنند. این مقایسه ها برای من خیلی عجیب بود چون بخواهیم اینجوری نگاه کنیم اخبار و خبرگزاری هم کپی است. اینکه چقدر متناسب با فرهنگ خود کار می کنیم بحث دیگری است اما من اکنون درباره فرم و ساختار حرف می زنم. بنابراین این ماجرا که چقدر می توانیم برنامه را با فرهنگ خودمان منطبق کنیم خیلی برایم مهم بود. این برنامه را نمی شود با برنامه های استعدادیابی سال ۲۰۱۹ مقایسه کرد اما به نسبت اولین دوره هایی که هر یک از این کشور ها برگزار کردند، خیلی بهتر بودیم.

علیخانی اضافه کرد: ما این برنامه ها را دیده ایم و فکر نمی کنم تلنت شویی در دنیا باشد که نقال و خراط در برنامه اش آورده باشد چون اینها مختص ماست و این از مهمترین نقدهایی بود که به ما شد. به نظرم فراتر از اثر این منتقدان می خواستند با تلویزیون طرف دعوا باشند مثلا می گفتند میز شما شبیه ایرانی ها نیست در حالی که من واقعا نمی دانم باید چه کنم که میزمان شبیه میزهای ایرانی باشد. در این مدت اجراهایی در تلویزیون دیده شد که تا الان دیده نشده بود و این خیلی اتفاق ویژه ای بود مثل بچه های خلاق پارکوکار که پیش از این گمنام بودند. همچنین گفتگوهایی با مهمانان ویژه داشتیم و اتفاقاتی با این ترتیب شکل گرفت که غنیمت بزرگی بود.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

گزارشگر و مستندساز آمریکایی مهمان این هفته «خیلی‌دور، خیلی نزدیک» – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: کیم اسپنسر گزارشگر و مستندساز پیشکسوت آمریکایی و هم موسس شبکه تلویزیونی لینک تی‌وی مهمان شهاب اسفندیاری در برنامه این هفته «خیلی‌دور، خیلی نزدیک» است.

به گزارش سینماپرس، کیم اسپنسر گزارشگر و مستندساز پیشکسوت آمریکایی و هم-موسس شبکه تلویزیونی لینک تی‌وی مهمان شهاب اسفندیاری در برنامه این هفته «خیلی‌دور، خیلی نزدیک» است.

وی در شبکه خبری «اِی بی سی» آمریکا کار می‌کرد که کمپانی والت دیزنی این شبکه را خرید.

«خیلی دور خیلی نزدیک» شنبه حوالی ۲۱:۲۵ از شبکه ۴ سیما پخش و یکشنبه حوالی ۱۴ پخش می شود.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

سردیس عزت‌الله انتظامی رونمایی شد – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: در سالگرد درگذشت عزت‌الله انتظامی از سردیس این بازیگر رونمایی شد.

به گزارش سینماپرس،  در نخستین سالگرد درگذشت عزت‌الله انتظامی، تابلوی نام خیابان‌ و سردیس این هنرمند رونمایی شد. خانه موزه انتظامی نیز بازگشایی شد.

هنرمند مجسمه‌ساز سردیس خبر داد که این سردیس پیش از مرگ به تایید آقای بازیگر رسیده است.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

نشر نور در مسابقه‌ای تلویزیونی روی آنتن شبکه قرآن – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: مسابقه ایستگاه چهل و دوم این روزها از شبکه قرآن و معارف سیما در حال پخش است که رقابت ۳۰۰ چهره قرآنی از سراسر کشور را به تصویر می کشد.

به گزارش سینماپرس، شبکه قرآن این روزها شاهد پخش مسابقه ای قرآنی است که در آن ۳۰۰ نفر از چهره های قرآنی کشور با هم به رقابت می پردازند. «ایستگاه چهل و دوم» نام مسابقه‌ای تلویزیونی است که این روزها با همت «خانواده عقیق» ساخته شده است و در شبکه قرآن و معارف سیما هر روز در دو نوبت پخش می‌شود.

ایستگاه چهل و دوم بزرگترین المپیاد قرآنی کشور را از قاب تلویزیون به خانه های مردم کشانده است. اتفاقی که میتواند زمینه های انس بیشتر با قرآن را این بار با ابزار مسابقه در بین مردم به وجود بیاورد. اتفاقی که توسط خود حافظان قرآن و برای اعتلای قرآن رقم خورده است.

شاکله اصلی خانواده عقیق را که تهیه‌کنندگی و کارگردانی این مسابقات را برعهده دارد، خود حافظان قرآن تشکیل می دهند که این بار در قالب مسئولیتی دیگر برای ترویج قرآن و انس با آن گام برداشته اند. مسئولیتی که برگرفته از هنر و اعتقاد است.

این مسابقات از دهم مرداد ماه در مجتمع فرهنگی امامزاده سید علی(ع) قم آغاز شده است و از یک هفته پیش از آن نیز پیش تولید مسابقه ایستگاه چهل و دوم اعم از ساخت دکور و نصب تجهیزات و ابزار و هماهنگی های نور، صدا و تصویر انجام شد و از روز دهم مرداد ماه همزمان با شروع مسابقات ضبط تلویزیونی مسابقه ایستگاه چهل و دوم نیز آغاز شد.

این را علی اصغر سلطانی نژاد تهیه کننده و کارگردان مسابقه ایستگاه چهل و دوم گفته و افزود: در این پروژه بیش از ۵۰ نفر مشغول به کار هستند، ۲۰ روز تقریبا هر روز ۸ الی ۹ ساعت ضبط داریم و مسابقات در ۸۰ قسمت ظرف ۴۰ روز پخش خواهد شد.

به گفته وی در سال های گذشته نیز خانواده عقیق تجربه تهیه کنندگی مسابقه های تلویزیونی همچون مسابقه معارفی ۲۴ را برعهده داشته است اما این اولین باری است که به طور کلی از صفر تا صد تولید برنامه تلویزیونی مسابقات سراسری قرآن را برعهده دارد.

آن طور که تهیه کننده مسابقه ایستگاه چهل و دوم گفته است عوامل این مسابقه همگی از جوانان بااستعدادی هستند که فضای کار برای بسیاری از آنها آنچنان که باید فراهم نبوده است و حالا در پروژه های این چنینی بسیار با انگیزه ورود میکنند.

قدم قرآنی حافظان قرآن

مهدی شریفی مدیرخانواده عقیق که خود از حافظان قرآن است هم فعالیت قرآنی این مجموعه را برای خود و همکارانش افتخار دانسته و گفت: شاکله اصلی خانواده عقیق همه از حافظان قرآن هستند و به این خاطر کار قرآنی همیشه در اولویت های این مجموعه است و در واقع امیدوار هستیم علاوه بر انس با قرآن عامل به آن نیز باشیم.

وی که از نویسندگان قمی بوده و نگارش رمان تن ها و چندین داستان کوتاه را در کارنامه خود دارد در رابطه با سایر فعالیت های قرآنی این گروه به مجموعه ۵ جلدی مهاجران اشاره کرده و افزود: این مجموعه دربردارنده روایت هایی از زندگی ۵ شهید قرآنی فاجعه منا یعنی شهید محسن حاجی حسنی کارگر، شهید حسن دانش، شهید فواد مشعلی، شهید محمدسعید سعیدی زاده و شهید امین باوی است که توسط ۵ تن از نویسندگان جوان و با مراودات متعدد با خانواده این شهدا به رشته تحریر درآمده است تا شاید بتواند عاملی باشد تا از فراموش شدن این جنایت جلوگیری کند و ما همه این قدم های قرآنی را از برکت و نور قرآن میدانیم.

جذبه نوری که شریفی از آن سخت میگوید انگار خیلی ها را مرید خود کرده است و حالا کیلومترها راه را طی کرده اند و آمده اند تا هرچه را که در انس با قرآن آموخته اند ارائه دهند، علی صیادی یکی از همان هاست.  از سیستان و بلوچستان آمده است و دوری راه را به جان خریده برای موانست با قرآن و این بار آمده است تا در رشته اذان با سایر شرکت کنندگان رقابت کند.

۴۱ ساله است اما کار قرآنی را از سال های کودکی آغاز کرده است. از خاطره اولین قرآن خواندش که میپرسیم میگوید: «یک محفل قرآنی در استان بود که از طریق مدرسه ما را به آنجا بردند و آنجا آخرین نفر شدم اما تشویقی که کردند و جایزه هایی که دادند یکی از خاطره های به یاد مانده برای من است».

محروم، حتی از قرآن

حالا از همان سال ها انس با قرآن را رها نکرده است با این همه اما این راه برایش چندان هم آسان نبوده است. استان محروم سیستان و بلوچستان و کمبود استاد متخصص سبب شده است راه را سخت تر از بسیاری از رقبایش طی کند و حالا که از آرزویش میپرسیم میگوید «با توجه به اینکه یک کشور اسلامی هستیم ارزو داریم که یک نهضتی در نظام ما به خصوص در استان های محروم اتفاق بیفتد که ما و کسانی که در استان های محروم هستیم هم بتوانیم ازمحضر اساتید قرآنی استفاده کنیم و حرفی برای گفتن در جامعه اسلامی داشته باشیم».

از موهبت های این همراهی هم که می پرسیم میگوید: «اگر برکتی در در زندگی دارم اگر سلامتی دارم و اگر بچه ها و خانواده ی خوبی دارم همه از برکت قرآن است که در زندگی ام وجود دارد».و همین برکت است که خیلی ها را مرید خودش کرده است علی پروا شرکت کننده دیگر رقابت های رشته اذان است که از  استان یزد راهی قم شده است. حالا ۴۵ سال دارد و می گوید فضای قرآنی را از همان سنین کودکی در خانواده تجربه کرده است و تا به امروز هم آن را رها نکرده است. مهم ترین هدیه ای که از قرآن گرفته را قرآن میداند و آن هم یک جلد کلام الله مجید بود در سال های کودکی که در یکی از محافل قرآنی دریافت کرده بود و حالا هم آرزویش تلاوت قرآن مقابل مقام معظم رهبری است.

یک میراث خانوادگی

انس با قرآن از سال های کودکی انگار نقطه مشترک همه شرکت کنندگان است سید رضا حسینی از دیگر شرکت کنندگان رشته اذان است که  از زنجان در این مسابقات شرکت کرده است ودر رابطه با اولین تجربه قرآن خواندنش می گوید: اولین بار که قرآن خواندم زمانی بود که  استادم آقا سید جعفر که برادر بزرگتر من است به برادر دیگرمان قرآن یاد می دادند و چند ساعت روی سوره حمد کار میکردند که ناخودگاه من هم سوره حمد را با خودم میخواندم. برادرم متوجه شدند و صدای من را شنیدند و تشویقم کردند و از همان زمان کار قرآنی من آغاز شد.

این آموزش خانوادگی قرآن نیز در بین اهالی قرآن عمومیت دارد سید محمدحسن حسینی هم  اولین استاد خود را پدرش میداند که به اهالی روستا هم قرآن را اموزش میدادند و از همان زمان علاقه به یادگیری قرآن را در او زنده کرد.

حسینی که از روستای چارک شهرستان دشتی استان بوشهر به قم آمده است در سال های گذشته  در مسابقات تواشیح و قرائت قرآن شرکت کرده بود و امسال هم برای دومین بار در رشته اذان با سایر شرکت کنندگان به رقابت میکند.

وی که خاص ترین جایزه ای را که از همراهی با قرآن کسب کرده است اجرا در حضور مقام معظم رهبری میداند در رابطه با ارزوی قرآنی اش هم میگوید: آرزو دارم تمام مردم کشورم با قرآن و اهل بیت مانوس شوند چون هر کسی با قرآن مانوس شد گمراه نمیشود چرا که خدا خود فرموده است   «ما ان تمسّکتم بهما لن تضلّوا ابداً».

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

حضور گردو در بخش مسابقه جشنواره لوکاس آلمان – اخبار سینمای ایران و جهان

فیلم سینمایی گردو در اولین حضور بین‌المللی خود به بخش مسابقه چهل و دومین جشنواره فیلم لوکاس آلمان راه یافت.

به گزارش سینماپرس، فیلم سینمایی گردو در اولین حضور بین‌المللی خود در بخش مسابقه جشنواره بین‌المللی فیلم لوکاس که از معتبرترین جشنواره‌های موضوعی کودک و نوجوان مورد تأیید فیاپ است، حضور دارد و با ۷ فیلم دیگر از کشورهایی چون دانمارک، هند، آلمان، چین و… رقابت می‌کند.

گردو فیلمی در گونه کودک و نوجوان به‌کارگردانی محمدرضا حاجی‌غلامی است و آنا نعمتی، مهرنوش مقیمی، محسن عالم‌زاده، مهدی مرعشی، مریم نیک‌آیین، محمدمبین یوسفی، سید رادین صمدی و فاطمه مجیبیان بازیگران این اثر سینمایی را تشکیل می‌دهند. فیلمنامه این اثر سینمایی را مارال سجادی و محمدرضا حاجی‌غلامی نوشته‌اند.

این فیلم روایتگر داستان کودکی است که بابت گناهی که مرتکب شده احساس می‌کند دست‌هایش در حال سیاه شدن است و این موضوع همزمان با اختلاف پدر و مادرش و جدایی آنهاست. او در سفر به روستایی دورافتاده در کویر همراه با مادرش به‌بهانه تماشای خسوف وارد چالش تازه‌ای می‌شود.

دیگر عوامل این فیلم سینمایی عبارتند از:

تهیه‌کننده: سید احد میکاییل‌زاده، مدیر برنامه‌ریزی: محمدحسن یاسایی، دستیار کارگردان: ولی اویسی، طراح صحنه و لباس: ابوالفضل سلیمی دربرزی، چهره‌پرداز: ساقی شاهمرادی، طراح جلوه‌های ویژه بصری: علی تصدیقی، مدیر صدابرداری: طاهر پیشوایی، موسیقی: محمدعلی نجف‌پور، طراحی و ترکیب صدا: طاهر پیشوایی، مدیر تولید: وحید مشاری، مدیر فیلمبرداری: رامین راستجو، تدوین: آرش تیمورنژاد و زهره صباغیان، عکاس: امید عابدی، مشاور رسانه‌ای و مدیر روابط عمومی: رکسانا قهقرایی.

گردو در چهل و دومین جشنواره بین‌المللی لوکاس که از تاریخ ۱۹ تا ۲۶ سپتامبر (۲۸ شهریور تا ۴ مهر) در فرانکفورت برگزار می‌شود، به‌نمایش درمی‌آید.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

اولین مستند به تهیه‌کنندگی اوباما رونمایی شد – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: باراک اوباما رئیس جمهور سابق آمریکا به همراه همسرش میشل اوباما اولین تجربه خود را به عنوان تهیه‌کننده مستند در شبکه نتفلیکس رونمایی کردند.

به گزارش سینماپرس، «باراک اوباما» که سال گذشته به همراه همسرش یک قرارداد همکاری با کمپانی نتفلیکس به عنوان تهیه‌کننده امضاء کرده بودند با تاسیس کمپانی «هایر گراوند» اولین مستند خود را به نام «کارخانه آمریکایی» را در شبکه نتفلیکس به نمایش گذاشتند.

مستند «کارخانه آمریکایی» به موضوع جهانی‌سازی و رقابت تجاری میان آمریکا و چین می‌پردازد و داستان آن درباره یک میلیاردر چینی به نام «کائو دوانگ» است که در اواخر سال ۲۰۱۴ میلادی، یکی از کارخانه‌های تعطیل شده جنرال موتورز را در ایالت اوهایو خریداری کرد تا بتواند شعبه آمریکایی کمپانی بزرگ ساخت شیشه اتومبیل خودش به نام «فویائو» را تاسیس کند به همین دلیل تعدادی نیرو از چین به آمریکا آمدند و در کنار دو هزار کارگر آمریکایی مشغول به کار شدند. در ابتدا همه چیز خوب به نظر می‌رسد اما در ادامه تفاوت‌های فرهنگی میان کارمندان ارشد چینی و کارگران آمریکایی مشکل‌ساز می‌شود.

این مستند به کارگردانی مشترک «استیون بوگنار» و «جولیا ریچرت» اولین نمایش جهانی خود را در جشنواره فیلم ساندنس تجربه کرد و موفق به کسب جایزه بهترین کارگردانی از این رویداد سینمایی شد و از حالا به عنوان یکی از شانس‌های اسکار مستند شناخته می‌شود.

مستند «کارخانه آمریکایی» به ۲۸ زبان ترجمه شده و از تاریخ ۲۱ اوت (۳۰ مرداد) در اختیار ۱۳۹ میلیون کاربر نتفلیکس در ۱۹۰ کشور جهان قرار گرفته است.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

۱۰ میلیارد برای فیلم می‌گیرند و سه میلیاردش را اول می‌خورند – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: سیروس الوند در جشن عکاسان سینما درباره وضعیت این روزهای سینمای ایران گفت: سینما حال خوبی ندارد، چهل سال گذشته و این همه خودی و ناخودی نداشتیم. این چه وضعیتی است و این همه سوء استفاده سابقه نداشته! خجالت بکشید! چقدر می‌خورید.

به گزارش سینماپرس، سیروس الوند در جشن عکاسان سینما درباره وضعیت این روزهای سینمای ایران گفت: سینما حال خوبی ندارد، چهل سال گذشته و این همه خودی و ناخودی نداشتیم. این چه وضعیتی است و این همه سوء استفاده سابقه نداشته! خجالت بکشید! چقدر می‌خورید.

به نوشته فیلم نیوز، الوند افزود: ۱۰ میلیارد می‌گیرند و همان ابتدای کار، سه میلیاردش را میخورند و با هفت میلیارد باقی مانده فیلم می‌سازند و برایشان هم مهم نیست که این فیلم بفروش است یا خیر.

او بیان کرد: فیلمبردار و عکاس بیکار داریم حتی کارگردانی داریم که مسافرکشی می‌کند، از طرف دیگر در همین سینما نفری وجود دارد که با یک تلفن میلیاردها تومان برای یک فیلم دریافت می‌کند.

مشاهده خبر از سایت منبع