X

مدیر فنی

دفتر سینمایی

برگزاری نمایشگاه و کارگاه خوشنویسی در فرهنگسرای ارسباران


نمایشگاه خوشنویسی و نقاشی‌خط با عنوان «نقشی با خط» از ۱۱ تا ۲۰ مردادماه در نگارخانه هنر فرهنگسرای ارسباران برپاست؛ همزمان با برگزاری این نمایشگاه یک کارگاه تخصصی آموزش خوشنویسی نیز در این مجموعه برگزار خواهد شد.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

«مصلحت» چک سفید امضا به «منافقین» داده و به نمادی از برای رافت ملوکانه شهبانو و شخص «فرح دیبا» تبدیل شده است!! – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: پیام فیلم مصلحت چیست؟ انقلابیون و مذهبی‌های دو آتشه اوائل انقلاب بودند که اولین خون را ریختند و تمام جنایات این گروهک تروریستی ثمره و نتیجه اولین خونی است که توسط انقلابیون ریخته شد.

به گزارش سینماپرس، اگرچه در همان بدو اکران فیلم سینمایی «مصلحت» در سال 1399 خبرگزاری سینماپرس به صراحت موضع انتقادی خود را به این اثر اعلام داشت و طی یادداشتی با عنوان «مظلوم‌سازی از سلطنت‌طلبان و مجاهدین خلق به بهانه نقد درون گفتمانی «عدالت»» به بررسی محتوای نمادین و پیام‌های این اثر سینمایی مبادرت ورزید و پس از آن همیشه به صورتی تنها در خط مقدم مممانعت از اکران این فیلم قرار داشت!

اما حالا پس از گذشت چندماه از اکران عمومی این اثر در سینماهای کشور، روزنامه کیهان به صرافت افتاده و به سراغ بررسی محتوای مجعول این اثر سینمایی رفته و نوشته است:

چون قافیه تنگ آید، شاعر به جفنگ آید. این ضرب‌المثل در موردفیلم «مصلحت» مصداق پیدا می‌کند.

این قافیه آنقدر به تنگ آمده که «جواد تمدنی» منتقد سینما در روزنامه کیهان درباره این اثر سینمایی نقد صریح و قابل اعتنایی را در مورد این فیلم به نگارش درآورده که تمام نشانه‌شناسی‌ها و دریافت‌های این منتقد بدل به یکی از صریح‌ترین و خواندنی‌ترین نقدهای سینمایی، در یکسال اخیر شده است. این منتقد و فعال فرهنگی درباره این فیلم می‌نویسد:

پیام فیل مصلحت: ما انقلابیون و مذهبی‌های دو آتشه اوائل انقلاب بودیم که اولین خون را ریختیم و تمام جنایاتی را که این گروهک تروریستی علیه مردم ایران انجام داده‌اند ثمره و نتیجه اولین خونی است که توسط انقلابیون ریخته شد و حال حق این گروهک تروریستی بوده که تمام جنایات خود را تا همین امروز علیه ملت ایران انجام دهند! «تد کاچف» کارگردان آمریکایی در سال ۱۹۸۲، فیلم «اولین خون» را با بازی سیلوستر استالونه خلق کرد و شخصیت جان رمبو را به عالم سینما معرفی کرد. در این فیلم رمبو، یک سرباز سرخورده از جنگ ویتنام برگشته که حال در پی شروع زندگی مجدد و آرامی برای خودش است، وارد نزاعی می‌شود که توسط اهالی و کلانتر دهکده برای وی به وجود می‌آید و او ناخواسته وارد معرکه‌ای می‌گردد که فاجعه‌ای انسانی و سرشار از جنایت سبعانه را در پی دارد.

لذا در سینما منطقی برای مخاطب به تصویر کشیده می‌شود که با این منطق، فیلم بر پایه اولین خون و ریخته شدن خون اول توسط گروه تبهکار است و برای رمبوی خسته از جنگ برگشته این حق را قائل می‌شود که برای دفاع از خود دست به قتل و جنایت و کشت و کشتار بزند و این ریخته شدن اولین خون موضوعیت پیدا می‌کند.

فیلم «مصلحت» نمادی از رافت ملوکانه فرح دیبا است/چک سفید امضایی که حسین دارابی به منافقین می‌دهد

این منطق یعنی منطق اولین خون حتی در تاریخ معاصر کشورمان نیز موضوعیت دارد. آن‌جا که در جریان جنگ ایران و عراق، صدام حسین برای اینکه به جهانیان اعلام کند که ایران تهاجم و تخاصم اولیه را برای جنگ ۸ ساله با عراق آغاز کرده است، به مدت ۱۸ سال حسین لشکری را در اسارت و در کشور عراق به عنوان اسیر جنگی و اولین مهاجم به عراق نگه داشت تا بار دیگر تاکیدی بر منطق اولین خون و اهمیت این موضوع باشد.

گویی مجلس اباعبدالله در تضاد با حاکمیت و قواعد حکمرانی قرار دارد و فردی از مجلس عزاداری برخاسته و شمشیراز نیام برکشیده به مبارزه با اژدهای هزار سر فساد می‌رود! عزم جزم و حریت قهرمان برخاسته از مجالس عزاداری و هیئت سنتی در تقابل با نهادهای رسمی نظامی که در تصویر بدیع و خاصی بود که در این فیلم رؤیت شد.
با این مقدمه کوتاه بار دیگر سراغ موضوعی دیگر در تاریخ معاصر ایران می‌رویم. جالب این‌جاست که تاریخ معاصر ایران نیز خصوصا در سال‌های پایانی استقرار و حکومت پهلوی دوم وآغاز دوران حاکمیتی جمهوری اسلامی سرشار از نکات برجسته ولی مغفول مانده‌ای است که پرداختن به هرکدام می‌تواند بهانه‌ای برای ساخت و تولید یک اثر هنری علی‌الخصوص در حوزه سینما باشد.
سینمای امروز ایران نیز چند سالی است فیلم‌هایی با موضوعات سیاسی را وارد پروسه تولید کرده است و از این رهگذار آثار قابل تامل و پر بحث و جدلی نیز خلق شده‌اند.

فیلم «مصلحت» نمادی از رافت ملوکانه فرح دیبا است/چک سفید امضایی که حسین دارابی به منافقین می‌دهد

مصلحت نیست که از پرده برون افتد راز؟

فیلم سینمایی «مصلحت» که پیش از این «مصلحت نظام» و پیش از آن «پدری» نام داشت نیز تجربه‌ای است در ژانر سینمای سیاسی با چاشنی درامی معماگونه با انبوهی از ارجاعات فرامتنی و شعارهای مستقیم که قرار است در بستر یک رویداد تاریخی، مانیفست سیاسی و عدالت‌طلبانه یک نظام تازه به حاکمیت رسیده را به چالش بکشد و تقابل دوگانه مصلحت یا عدالت این نظام نوپا را به بوته نقد و آزمایش بگذارد.

داستان فیلم داستان روحانی صاحب ‌منصبی در دستگاه قضائی است که فرزندش در جریان یک ‌آشوب خیابانی سیاسی در سال‌های آغازین انقلاب اسلامی(۱۳۵۹) مرتکب قتل می‌شود و دست بر قضا مقتول کسی است که از لحاظ مکتب فکری و آرمان‌هایش متعلق به جریان چپ و مارکسیستی بوده و حالا دستگاه قضا و افراد منتسب به روحانی ذی نفود و صاحب ‌منصب (شما بخوانید لایه‌های زیرین نظام) درصددند تا فرد بی‌گناهی را با جعل اسناد و وارونه جلوه دادن حقیقت به زندان بیندازند.

در این میان بازپرس جوانی با مطالعه مجدد پرونده در می‌یابد که مدارک مندرج در پرونده دارای شبهاتی است که با پی‌گیری سرنخ‌های پرونده در می‌یابد که روند قانونی این پرونده به درستی طی نشده و با شکی که در ادامه به یقین تبدیل می‌شود می‌فهمد که دست‌هایی در کارند تا بر حقیقت سرپوش گذاشته شود و عدالت پایمال گردد.

با پی‌گیری و رشادت بازپرس جوان و پافشاری و اصرار برای تظلم‌خواهی خانواده مقتول، پرونده مجددا به جریان افتاده و فرزند صاحب‌ منصب عالی رتبه دستگاه قضا به اعدام محکوم می‌گردد ولی در ادامه با گذشت خانواده مقتول فرزند روحانی برجسته منتسب به حاکمیت بخشیده می‌شود و از پای چوبه دار به زندگی باز می‌گردد.

این فیلم سینمایی مصلحت است که با عوض کردن جلاد و شهید به تحریف تاریخ دست می‌زند و متاسفانه بدون هیچ انگاره اخلاقی و منطقی و حتی تاریخی، به راحتی این نظام مقدس را که مرهون و ثمره خون هزاران جوان است بدهکار مشتی تروریست و جلاد خون‌خوار می‌کند. عدالت یا مصلحت، مسئله این است؟

یک- در نمای آغازین فیلم عمامه روحانی صاحب منصب حاج آقا مشکاتیان روی داشبورد ماشین قرار دارد و حاج آقا خواب است و لمیده بر صندلی جلوی خودرو. فرمان نیز در دست پسر حاج آقا مشکاتیان است. گویی از همین ابتدا کارگردان تکلیف خود و فیلمش را با مخاطب روشن و یکسره می‌سازد که عدالت در اغماست!

دو- خانواده روحانی صاحب‌منصب دستگاه قضا نیز خانواده‌ای به شدت سنتی و خرافاتی در این فیلم به تصویر کشیده شده است. با همان حال و هوای‌ اندرونی و بیرونی و خلوت حاج آقا و زوجه و صبیات حاج آقا و قس علی هذا.

سه- بارها و مکررا در جای جای فیلم برای القای التهابات سیاسی در سطح جامعه و حساسیت رسانه‌ها روی مفاسد برخی آقازاده‌ها تصویر روزنامه جمهوری اسلامی از بین نشریات آن زمان انتخاب می‌شود تا مخاطب شیرفهم شود که حرف حساب این فیلم با جمهوری اسلامی است و لاغیر! و الا از بین جراید و نشریات آن زمان چه لزومی داشت که روزنامه جمهوری اسلامی (با تاکید بر ارگان حزب جمهوری اسلامی) انتخاب شود؟

فیلم «مصلحت» نمادی از رافت ملوکانه فرح دیبا است/چک سفید امضایی که حسین دارابی به منافقین می‌دهد

چهار- در جایی از فیلم نوه حاج آقا پایش بر پله لغزان منزل آیت‌الله مشکاتیان می‌لغزد و در آستانه سقوط است که به خیر می‌گذرد! پله‌ای که زیرساختش سست و لغزان است و لق می‌زند و کنایه‌ای است از پی ریزی غلط و غیر اصولی دستگاه قضا به عنوان اساس و بنیان یک جامعه (العدل اساس الملک) که به زعم کارگردان و نویسنده فیلم «مصلحت» گویی در سال‌های اول انقلاب کج بنا نهاده شده و تا به امروز نیز روند این کج روی ادامه داشته است.

این تاکید کارگردان بر پله‌هایی که دچار مشکل هستند تا آخر فیلم ادامه پیدا می‌کند تا جایی که آیت‌الله مشکاتیان مجبور می‌شود با ماله! (ماست مالیزاسیون؟)در صدد ترمیم و بهبود پله برآید که این نیز کنایه‌ای است مربوط به این که روحانیون در صدد علاج قطعی و بهبود شرایط نیستند و با ماله‌کشی قصد دارند تا چند صباحی را بیشتر حکمرانی کنند!

پنج- هنگامی که بازپرس جوان در حال مطالعه پرونده است ناگهان چراغ و روشنایی اتاقش می‌سوزد و بازرسی پرونده در تاریکی ادامه می‌یابد که ارجاعی است نمادین بر ابعاد تاریک و پنهان و غیر شفاف دستگاه قضا عدالت در تاریکی.

شش- هنگامی که فرزند آیت‌الله مشکاتیان پس از درگیری از زندان کمیته با تساهل و تسامح برخی از دلسوزان نظام؟ بیرون می‌آید، به او می‌گویند و راه و چاه نشان می‌دهند که به قم برو تا آب‌ها از آسیاب بیفتد.

انتخاب قم با وجود پیشینه تاریخی سیاسی مذهبی و استقرار بیوت مراجع و علما کمی شیطنت‌آمیز است چه در این ماجرای سیاسی تو گویی که عبا و ردای مراجع و علما محلی برای پنهان کاری‌های سیاسی و ادامه همان منطق ماست مالیزاسیون است که تهمت و بهتانی بزرگی درحق علمای وارسته مستقر در قم است.

هفت- نام فرزند کشته شده در فیلم شاهین آریاست. با علقه و علاقه‌ای نسبت به جریانات ضد امپریالیستی و سمپات بودن نسبت به گروه‌های چپ مبارز و اتاقی پر از تصاویر چه گوارا. جوانی مبارز که توسط انقلابیون مذهبی داعیه‌دار عدالت و برابری کشته شد.

فیلم «مصلحت» نمادی از رافت ملوکانه فرح دیبا است/چک سفید امضایی که حسین دارابی به منافقین می‌دهد

نکته قراردادی کارگردان فیلم با مخاطب در تشابه نامگذاری شهرت آریا با عبارت آریامهر و نشان دادن خانه‌ای مجلل و با شکوه همانند قصر تداعی‌کننده صاحبان قدرت و سلطنت در دوره پهلوی دوم است.

هشت- اساسا نوع نگاه و منطق حکومت و حکمرانی در این فیلم بر پایه ماکیاولیسم است که برای دستیابی به اهداف سیاسی می‌توان اخلاق را قربانی کرد و به هر وسیله‌ای دست یازید.
در دیالوگی از فیلم، مادر جوان مقتول می‌گوید این چه انقلاب و قدرتی است که به فرزندان خود نیز رحم نمی‌کند. یعنی این روش‌مندی قاعده‌مند و فساد سیستماتیک برای دست‌یابی به اهداف سیاسی را تثبیت می‌کند که انقلاب فرزندان خود را می‌بلعد و ما این را در اقدامات غیراخلاقی مباشرین و لایه‌های درجه دوم دستگاه قضا که از نزدیکان آیت‌الله مشکاتیان هستند به وضوح مشاهده می‌کنیم.

نه- در جایی از فیلم مشاهده می‌کنیم که بازپرس جوان در منزل خود مجلس عزاداری برای سیدالشهدا(ع) اقامه کرده است و در مجلس با حالتی متفکرانه و مغموم نشسته است و در مجلس عزاداری تصمیم خود را می‌گیرد و عزم خود را جزم می‌کند تا مقابل فساد سیستماتیک درون قوه قضائیه (شما بخوانید نظام تازه و نورسته جمهوری اسلامی) بایستد.

فیلم «مصلحت» نمادی از رافت ملوکانه فرح دیبا است/چک سفید امضایی که حسین دارابی به منافقین می‌دهد

گویی مجلس اباعبدالله در تضاد با حاکمیت و قواعد حکمرانی قرار دارد و فردی از مجلس عزاداری برخاسته و شمشیراز نیام برکشیده به مبارزه با اژدهای هزار سر فساد می‌رود! عزم جزم و حریت قهرمان برخاسته از مجالس عزاداری و هیئت سنتی در تقابل با نهادهای رسمی نظامی که در تصویر بدیع و خاصی بود که در این فیلم رؤیت شد.

ده- در بخشی از پازل از پیش طراحی شده کارگردان فیلم، جوان قاتل با مهرورزی مادر مقتول بخشیده می‌شود و مورد رافت مادرانه زن آریا قرار می‌گیرد. که نمادی از رافت ملوکانه شهبانو و شخص فرح دیباست!!

یازده- در پایان‌بندی فیلم نیز ارجاع فیلم به پرونده‌های روی هم انباشته‌ای است که خون از زیر آنها در حال جاری شدن است و این باور را به مخاطب القا می‌کند که این داستان یکی از پرونده‌های خونین دهه ۶۰ بود که یکی از آنها را به مخاطب نشان دادیم و هنوز بسیاری از معماها و پرونده‌های نا معلوم و مجهول النهایه این دهه باقی مانده است!

فیلم «مصلحت» نمادی از رافت ملوکانه فرح دیبا است/چک سفید امضایی که حسین دارابی به منافقین می‌دهد

سریر خون

موضوع «مصلحت» و ارجاعات فرامتنی این فیلم از لحاظ نماد شناسی، اتمسفر فیلم و بازه زمانی وقوع درام و داستان فیلم بسیار قابل توجه و تامل است که در ادامه به آن می‌پردازیم، اما پیش از آن خوب است تا فارغ از دنیای هنر هفتم و سینما به نکته ای ‌اشاره کنم که به طرز عجیب و غریبی با مضمون این فیلم قرابت مضمونی دارد.

در جریانات و کشمکش‌های سیاسی اوان انقلاب و لابه‌لای درگیری‌های طرفداران آیت‌الله دکتر بهشتی و طرفداران مسعود رجوی، فردی از طرفداران مجاهدین خلق آن روز به نام مصطفی ذاکری به صورت کاملا مشکوک از ناحیه پا مورد سوءقصد قرار می‌گیرد و تعمدا توسط کمیته بهداشت و درمان تشکیلات منافقین در چند مرکز درمانی شهر گردانده می‌شود و در نهایت نیز فوت می‌کند.

کشته شدن مصطفی ذاکری آن‌قدر برای مسعود رجوی اهمیت داشت که نام فرزندش را مصطفی گذاشت تا اسطوره جعلی و خیالی برای دوام و بقای سلطنت خویش بر اردوگاه ‌اشرف و ادامه حرکت و جریان پلید و ننگین خود در تاریخ معاصر بسازد.

از طرف دیگر در عملیات روانی جنگ، منطق اولین خون بر پایه مقدمه این نگاره، موضوعیت دارد. این که چه کسی شروع‌کننده جنگ است بسیار مهم است. چرا که طرف مقابل را مستحق این می‌کند که از خود دفاع و مقابله به مثل نماید و شاید درادامه راه به جنایات بیشتری نیز دست بزند.

فیلم «مصلحت» نمادی از رافت ملوکانه فرح دیبا است/چک سفید امضایی که حسین دارابی به منافقین می‌دهد

حال با ارجاعات مکرر و فکت‌های تاریخی این فیلم در می‌یابیم که داستان فیلم «مصلحت» با موضوع کشته شدن مشکوک مصطفی ذاکری چندان بی‌ربط هم نیست و در واقع بازگشتی رجعت‌گونه و رمز گشایی از یک پرونده تاریخی است تا یک فیلم سینمایی.

فقط فرق این ماجرا در این‌جاست که کارگردان فیلم دانسته یا نادانسته از طرف نظام چک سفید امضایی را به منافقین منفور می‌دهد و در لفافه تصریح می‌کند که ما انقلابیون و مذهبی‌های دو آتشه اوائل انقلاب بودیم که اولین خون را ریختیم و تمام جنایاتی را که این گروهک تروریستی علیه مردم ایران انجام داده‌اند ثمره و نتیجه اولین خونی است که توسط انقلابیون ریخته شد و حال حق این گروهک تروریستی بوده که تمام جنایات خود را تا همین امروز علیه ملت ایران انجام دهند!

در صورتی‌که هیچ استناد تاریخی و شواهدی مربوط به کشته شدن قطعی و هدف قرار گرفته شدن مصطفی ذاکری از سوی طرفداران نظام جمهوری اسلامی وجود ندارد و صرفا این فیلم سینمایی مصلحت است که با عوض کردن جلاد و شهید به تحریف تاریخ دست می‌زند و متاسفانه بدون هیچ انگاره اخلاقی و منطقی و حتی تاریخی، به راحتی این نظام مقدس را که مرهون و ثمره خون هزاران جوان است بدهکار مشتی تروریست و جلاد خون‌خوار می‌کند. و عملا در اشتباهی نابخشودنی جای ظالم و مظلوم را در معادلات تاریخی- حداقل بخشی از تاریخ معاصر- عوض می‌کند.

فیلم «مصلحت» نمادی از رافت ملوکانه فرح دیبا است/چک سفید امضایی که حسین دارابی به منافقین می‌دهد

چون دوست غافل است شکایت کجا بریم؟

اینکه این فیلم توسط یک نهاد ارزشی همچون حوزه هنری انقلاب اسلامی که داعیه‌دار مبارزه با هجوم فرهنگی و مذهبی است و همواره جزو نهادهای مکتبی شناخته می‌شود ساخته شده است نیز شاید از شوخی‌های روزگار باشد که با همکاری یک ارگان فرهنگی دیگر به تولید این فیلم تازه از محاق توقیف رهایی یافته همت گمارده‌اند.

از طرفی هم نباید به بهانه واکاوی تاریخ معاصر به هر ارگان و نهادی- حتی خودی- این اجازه داده شود که بی‌هیچ پژوهش و درک صحیحی از وقایع مسلم تاریخی و تنها با تکیه بر اوهام و تخیلات و در خوش‌بینانه‌ترین حالت ارجاع به استثنائات غیر مسلم تاریخی فیلمی را به مثابه یک سند تاریخی خلق کنند و برای آیندگان میراثی مجعول از تاریخ، به ارمغان گذاشته شود و برای نسل‌های بعدی با دست خودمان پاس گل به غضنفرهای وطنی بدهیم.! که با تجاهل و ان‌شاءالله که غیر عامدانه تاریخ این مرز و بوم را به دلخواه و نه واقعی و بر اساس مستندات و نصوص صریح تاریخی می‌نگارند.

ارزش‌گذاری این فیلم برای تفوق و برتری مصلحت بر عدالت، تلاشی ناکام در به تصویر کشیدن مقطعی تاریخی از حیات این امت است که تا همین امروز از دست این گروهک وطن فروش خیانت کار زخم‌ها بر تن دارد و عجیب این‌جاست که در بحبوحه زمزمه استرداد سران این فرقه جنایت کار و کشف بیش از پیش هویت این جانیان خطرناک برای وجدان‌های بیدار داخلی و خارجی و روشدن اسناد فضاحت بار این محاربین خلق، فیلم «مصلحت» پس از سال‌ها توقیف، روی پرده سینماها اکران شده و مشغول تطهیر چهره مشوش و نکبت‌بار آنان است!

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

تاثیر نقاشی قهوه‌خانه‌ای بر هنر مدرن بررسی می‌شود


اولین نشست تخصصی تاثیر نقاشی قهوه‌خانه‌ای بر هنر مدرن از سلسله نشست‌های تخصصی نمایشگاه «همچنان جاری»، چهارشنبه (۱۱ مرداد ماه) در موزه هنرهای معاصر تهران برگزار می‌شود.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

اعتصاب هالیوودی‌ها بر «لوکارنو» سایه افکند – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: در حالی که ریز احمد و استلان اسکارسگارد برای اعتصاب بازیگران از حضور در برنامه‌های جشنواره لوکارنو ۲۰۲۳ انصراف دادند، حضور کیت بلانشت به عنوان تهیه‌کننده همچنان نامشخص است.

به گزارش سینماپرس و به نقل از اسکرین، ریز احمد و استلان اسکارسگارد ۲ بازیگر شناخته شده حضور در جشنواره فیلم لوکارنو ماه آینده را به دلیل اعتصاب انجمن بازیگران از دست خواهند داد، اما تکلیف حضور کیت بلانشت هنوز روشن نیست.

احمد قرار بود با حضور در این جشنواره جایزه عالی «دیوید کامپاری» را دریافت کند اما دیگر در جشنواره شرکت نخواهد کرد. لوکارنو همچنان اولین نمایش جهانی فیلم کوتاه «دامی» ساخته یان دمانگی با بازی احمد را برای شب افتتاحیه و «مغول موگلی» به کارگردانی بسام طارق محصول سال ۲۰۲۰ با بازیگری و نویسندگی احمد را در برنامه نمایش خود دارد.

اسکارسگارد در همبستگی با اعتصاب تصمیم گرفته است از حضور برای دریافت جایزه افتخاری کلوپ لئوپارد این جشنواره صرف نظر کند. مراسم اهدای جایزه که برای ۴ آگوست و جلسه گفت‌وگویی که برای روز بعد تعیین شده بود، هر ۲ لغو شده است. جشنواره نمایش درام جنایی «آن‌چه باقی می‌ماند» ساخته ران هوانگ با بازی این بازیگر سوئدی را همچنان در برنامه دارد و وی در این برنامه شرکت می‌کند.

این جشنواره همچنان در حال مذاکره با تیم سازنده فیلم «شیدا» به کارگردانی نورا نیاسری است که تهیه کننده اجرایی آن کیت بلانشت است و پیش از اعتصاب قصد حضور در جشنواره را داشت.

مولی گوردون کارگردان و بازیگر «کمپ تئاتر» محصول سرچ لایت پیکچرز، و بن پلات و نوآ گالوین دیگر بازیگران آن نیز در نمایش این فیلم که ۱۱ آگوست خواهد بود، حضور نخواهند داشت. نیک لیبرمن، دیگر کارگردان فیلم اما در این برنامه حضور خواهد داشت.

در بیانیه این جشنواره آمده است: جشنواره فیلم لوکارنو اعتصاب را نشانه‌ای از مشکلاتی می‌داند که صنعت فیلم معاصر را آزار می‌دهد. ما از بحث و تصمیم سازنده بین طرف‌های درگیر حمایت می‌کنیم و با احترام تصمیم مهمانان خود را می‌پذیریم.

هفتاد و ششمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم لوکارنو از ۲ تا ۱۲ آگوست (۱۱ تا ۲۱ مرداد) برگزار می‌شود تا یکی از اولین جشنواره‌های مهمی باشد که تأثیر اعتصاب بازیگران را احساس می‌کند.

اوایل این هفته، آلبرتو باربرا مدیر هنری جشنواره فیلم ونیز تایید کرد که فیلمسازان و بازیگران فیلم‌هایی از نتفلیکس از جمله «استاد موسیقی» و «قاتل‌ها» در جشنواره که ماه سپتامبر برگزار می‌شود حضور نخواهند داشت. بحث با انجمن بازیگران برای دادن معافیت به تولیدات مستقل از جمله «پریسیلا» محصول A۲۴ ادامه دارد.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

اختصاص نمایشگاهی بزرگ به زوج هنری مشهور


بزرگترین نمایشگاه استرالیا که به «فریدا کالو» و «دیه‌گو ریورا» اختصاص یافته است، داستان صمیمیت این دو چهره ماندگار مکزیکی را بازگو می‌کند.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

«سواد فارسی» در بین دانش‌آموزان ما بسیار پایین است و همه خود را بی‌نیاز از این یادگیری می‌دانند – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: غلامعلی حدادعادل، رئیس بنیاد سعدی و حامد علامتی مدیرعامل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و رییس شورای سیاست‌گذاری کانون و کانون زبان ایران تفاهم‌نامه همکاری امضا کردند.

به گزارش سینماپرس، این تفاهم‌نامه در راستای اهداف سند چشم‌انداز ۱۴۰۴ و برنامه‌های توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران منعقد شده است.

هدف از این تفاهم‌نامه استفاده از توانایی‌های علمی و امکانات متقابل، توسعه، تحکیم و تعمیق همکاری، تبادل اطلاعات و تجربه‌ها با هدف آموزش و گسترش زبان و ادبیات فارسی است.

بر همین اساس، در نشستی که به منظور انعقاد این تفاهم‌نامه برگزار شد، رئیس بنیاد سعدی حضور حامد علامتی در کانون پرورش فکری را چشم‌انداز روشنی برای همکاری‌های جدید و بیشتر بنیاد سعدی و کانون، به‌ویژه کانون زبان ایران دانست و با اشاره به جلسه‌هایی که پیش از این با حضور نمایندگان دو مجموعه برگزار شده است، گفت: امیدوارم باب همکاری‌ها گشوده‌تر شود و حاصل این تعامل‌ها به نتیجه‌ای عملی برسد.

حدادعادل در مورد آموزش زبان فارسی از سوی کانون زبان ایران اظهار داشت: آموزش زبان فارسی به ایرانیان اقدامی مبارک است چراکه سطح سواد فارسی در بین دانش‌آموزان ما بسیار پایین است و همه خود را بی‌نیاز از این یادگیری می‌دانند و تصور می‌کنند که احتیاجی به کلاس زبان فارسی ندارند. این مهم اقدامی جدید است و به‌طور طبیعی اگر مخاطب شما نوجوانان ایرانی باشند از دو حیث با فعالیت ما در بنیاد سعدی فرق خواهد داشت.

وی افزود: ما باید بدانیم که فصل مشترک ما چیست؟ ما به عنوان عضوی از شورای امور ایرانیان وظیفه داریم که برای آموزش به فرزندان خانواده‌های ایرانی مقیم خارج از کشور کتاب درسی تالیف کنیم که این کار را انجام داده‌ایم و مراحل پایانی‌اش در حال انجام است، اگر کانون بتواند در اجرای این برنامه به ما کمک کند بسیار مفید خواهد بود. استفاده از فضاهای آموزشی و امکانات سخت‌افزاری و نرم‌افزاری کانون از دیگر مواردی بود که حدادعادل بر آن‌ها تاکید کرد.

در ادامه این نشست مدیرعامل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان عنوان کرد: این جلسه با دستور آقای حدادعادل، در رابطه با پاس‌داشت زبان فارسی در خارج از کشور تشکیل شد، ایشان از ما مطالبه کردند و خدا را شاکر هستم که امروز این همکاری مهم آغاز می‌شود.

حامد علامتی ادامه داد: یکی از ظرفیت‌های اصلی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، کانون زبان ایران است؛ کانون زبان ایران تا به امروز در حوزه زبان فارسی گامی برنداشته است در صورتی‌که یکی از رسالت‌های مهم ما پاسداشت زبان فارسی هم در داخل کشور برای نسل جدید و هم در خارج از کشور برای افرادی که ایران و زبان فارسی را دوست دارند و حتی ایرانیان مقیم کشورهای خارجی است.

وی افزود: ما در کانون پرورش فکری و کانون زبان ایران مصمم هستیم که با تمام توان در این زمینه انجام وظیفه کنیم. با توجه به تخصصی که بنیاد سعدی در حوزه زبان فارسی دارد و همچنین دایره تاثیرگذاری این مجموعه در خارج از کشور و همچنین مهارت‌ها و ظرفیت‌هایی که در کانون زبان وجود دارد امیدواریم بتوانیم گام‌های موثری در این زمینه برداریم.

در بخش دیگری از این نشست رئیس کانون زبان ایران عنوان کرد: باعث افتخار است که امروز این توفیق نصیب من شد تا نکته‌ها و مواردی که سال‌ها دغدغه فعالیت آقای حدادعادل در این زمینه بوده است را بشنوم و بخشی از فعالیتی باشم که می‌توانم این دغدغه‌ها را مرتفع سازم.

مهدی ذوالفقاری با ارائه تاریخچه‌ای از حضور و اقدام‌های صورت گرفته در کانون زبان ایران به برخی از ظرفیت‌های موجود در این مجموعه در سطوح کودک، نوجوان و بزرگسال اشاره و خاطرنشان کرد: کانون زبان ایران تجربه‌ای در حدود صد سال در امر آموزش زبان دارد و این تجربه می‌تواند در اختیار بنیاد سعدی نیز قرار بگیرد. آموزش به صورت برخط (آنلاین) و نابرخط (آفلاین)، متون کتاب‌های آموزشی و کمک آموزشی، برنامه‌های کاربردی و آموزش زبان و… از دیگر موضوع‌هایی بود که رییس کانون زبان ایران به آن‌ها پرداخت.

یادآوری می‌شود، در این نشست که روز یک‌شنبه ۸ مرداد ۱۴۰۲ برگزار و به انعقاد تفاهم‌نامه میان دو مجموعه منجر شد، سمیه‌سادات ابراهیمی مدیرکل حوزه مدیرعامل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، سامان سلیمانی سرپرست معاون پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی و مصطفی میرزایی سرپرست معاون آموزشی از سوی کانون زبان ایران و سیدباقر سخائی مشاور و قائم‌مقام بنیاد سعدی، سیدحسن سیدابراهیم معاون امور مجلس بنیاد سعدی، شهروز فلاحت‌پیشه معاون امور بین‌الملل بنیاد سعدی، امیر زندمقدّم معاون آموزشی و پژوهشی بنیاد سعدی و سیدعلی موسوی‌زاده مشاور رئیس بنیاد سعدی و مدیر انتشارات آزفا از سوی بنیاد سعدی حضور داشتند.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

«امجد جلالی» دبیر اجرایی هفتمین همایش بین‌المللی تئاتر پیاده‌روی اربعین شد – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: امجد جلالی و سید محمد مصطفی موتورچی طی احکامی جداگانه از سوی مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری به عنوان دبیران اجرایی و هنری هفتمین همایش بین‌المللی تئاتر پیاده‌روی اربعین «روایت راهیان» معرفی شدند.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

سازهایی که طالبان به آتش کشید


طالبان روز گذشته سازها و ادوات موسیقی را از نقاط مختلف هرات جمع‌آوری کرد و به آتش کشید تا هنرمندان موسیقی افغانستان یک بار دیگر این کابوس تلخ را با همه وجود احساس کنند؛ سازهایی که البته قبل‌تر هم با تبر شکسته شده بودند!

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

بحران سازی برای مدیر تازه به عامل رسیده «بنیاد سینمایی فارابی» – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: مدیر روابط عمومی سی‌وپنجمین جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان در پی تغییرات مدیریتی اخیر در بنیاد سینمایی فارابی و عدم پاسخگویی مدیرعامل جدید این بنیاد از سمت خود استعفا کرد.

به گزارش سینماپرس، نابلدی و اشتباهات مدیریتی «سیدمهدی جوادی» در جایگاه مدیرعاملی «بنیاد سینمایی فارابی» سبب شد تا سکان اداره روابط عمومی این مجموعه مهم سینماییبر عهده فردی کم‌بضاعت به نام «علی مرادخانی» گذاشته شود؛ فردی که خیلی زود کم بضاعتی خود را در جهت اداره این بخش اثبات نمود و کمتر از چندماه در این جایگاه باقی نماند و نهایتا در اردیبهش‌تماه سال گذشته جای خود را به فردی کم‌توان‌تر از خود سپرد و اینگونه بود که شخصی به نام «احسان هوشیارگر» سرپرستی «مدیریت روابط عمومی بنیاد سینمایی فارابی» را عهده دار گردید.

بحران سازی برای مدیر تازه به عامل رسیده «بنیاد سینمایی فارابی»

سوای نظر از کارنامه ابتر و پراشکال «روابط عمومی بنیاد سینمایی فارابی» آنچه بیش از هر چیز خودنمایی نمود؛ بی‌خاصیتی و عدم پاسخگویی این مجموعه در باره «سی‌وپنجمین جشنواره بین المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان» بود. جشنواره‌ای که تا دوماه دیگر به دومین سال وعده داده شده برای برگزاری خود نزدیک می‌شود و در این مدت شاید تنها دبیر و دبیرخانه این رویداد بودند که در قبال احکام صادره، مشمول اضافه خدمت و حقوق و مزایای سازمانی شدند!

بحران سازی برای مدیر تازه به عامل رسیده «بنیاد سینمایی فارابی»

اگر چه برکناری «سیدمهدی جوادی» در ۱۹ تیر ماه و انتصاب «مجید زین‌العابدین» به سمت مدیرعاملی «بنیاد سینمایی فارابی» نوید تغییر در «روابط عمومی بنیاد سینمایی فارابی» را می‌داد و امیدبخش حضور چهره‌ای کاربلد در این جایگاه می‌بود؛ اما ظاهرا قرار است این مهم دستخوش فشارهای دست‌ساز از درون این پیکره شود؛ اتفاقی که حالا استارت اولیه و آغاز آن توسط «مدیر روابط عمومی سی‌وپنجمین جشنواره بین المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان» خورده شد و با انتشار نامه استعفای بدون منطق ایشان شکلی علنی یافت. استعفایی که به بهانه واهی عدم برگزاری جلسه مشورتی تنها پس از گذشته دو هفته از انتصاب مدیر عامل جدید بنیاد و یک هفته پس از صدور حکم دبیری جشنواره برای ایشان صورت گرفته است!

بحران سازی برای مدیر تازه به عامل رسیده «بنیاد سینمایی فارابی»

بر این اساس «فاطمه آذری» که پس از اخراج مبهم خود از شرکت «صباایده» که «فیلیمو» و «آپارات» از زیرمجموعه‌های آن به شمار می‌رود، در تاریخ ۲۶ آذر ۱۴۰۱ با حکم «سیدمهدی جوادی»، به عنوان «مدیر روابط عمومی سی‌وپنجمین جشنواره بین المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان» منصوب شده بود و طی بیش از ۷ ماه گذشته به صورتی خاموش و با عدم پاسخگویی نسبت به فرایند برگزاری جشنواره عمل نموده بود؛ به یکباره سرذوق و مسئولیت برآمده و با انتشار متنی احساسی از این سمت کناره‌گیری کرد!

بحران سازی برای مدیر تازه به عامل رسیده «بنیاد سینمایی فارابی»

در متن استعفای آذری آمده است: «طی مدت مسئولیت مدیریت روابط عمومی جشنواره سی‌وپنجم با طراحی برنامه‌های گوناگون از جمله سلسه هم اندیشی‌های فعالان حوزه کودک و نوجوان، برگزاری سینما نوستالژی، برگزاری نشست دبیران ادوار جشنواره و برنامه‌های گوناگون دیگر و همچنین توسعه و ساماندهی سامانه‌های اطلاع رسانی، بازتعریف هویت بصری و دیگر اقدامات بر آن بودیم که سطح کمی و کیفی فعالیت‌های روابط عمومی جشنواره را ارتقا دهیم، لیکن نظر به اینکه علی‌رغم پیگیری‌های متعدد برای برگزاری جلسه و ارائه حضوری گزارشات تاکنون موفق به دیدار جنابعالی نشده و همچنان کمتر از ۲ ماه مانده به برگزاری جشنواره با بلاتکلیفی و مشخص نبودن روند و چگونگی ادامه برنامه‌ها مواجهیم، لذا بدینوسیله استعفای خود را از مدیریت روابط عمومی جشنواره سی‌وپنجم فیلم‌های کودکان و نوجوانان اعلام کرده و برای جنابعالی و سایر همکاران آرزوی موفقیت دارم.»

حال باید منظر ماند و دید که آیا مدیرعامل جدید فارابی قرار است مقهور این فضاسازی درون ساختاری این بنیاد شود و یا آنکه با اتکا به پشنوانه موجه مدیریتی خود به سرعت بر شرایط فایق آمده و با تغییرات سریع و هوشمندانه سعی خواهد نمود که بر این جوسازی‌های ادامه دار فایق آید.

بحران سازی برای مدیر تازه به عامل رسیده «بنیاد سینمایی فارابی»

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

این مرد هیچ‌گاه برای پول نخواند + صوت


یک خانه کوچک در خیابان سرباز، یک پیانوی قدیمی و کتابخانه‌ای کوچک که پر از کتاب‌های بزرگ بود؛ همین و دیگر هیچ! اینجا خانه محمد نوری بود. آوازخوانی که از او به عنوان غرور ایران‌زمین یاد می‌کردند. استادی که اگر چه دیر با غریبه‌ها مانوس می‌شد اما رفاقت‌ها و آشنایی‌هایش عمق داشت…

مشاهده خبر از سایت منبع