X

مدیر فنی

دفتر سینمایی

فیلمم را در کنار کمدی‌های لوده اکران نمی‌کنم!/ هیچ ممیزی نداشتیم – خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان

فرشاد گل‌سفیدی کارگردان فیلم سینمایی «هفت بهارنارنج» در گفتگو با خبرنگار مهر درباره سرنوشت اکران عمومی این فیلم پس از دریافت پروانه نمایشی که سال گذشته برای آن صادر شده بود، توضیح داد: در حال حاضر بیشتر روی حضور فیلم در جشنواره‌های خارجی فکر می‌کنیم و برنامه‌ای برای اکران داخلی فیلم نداریم. معتقدم در حال حاضر این فیلم شرایط مناسبی برای اکران عمومی ندارد.

وی افزود: علاقه‌ای ندارم فیلمم در شرایطی اکران شود که برخی از فیلم‌های کمدی روی پرده هستند. کار اصلی من در سینما و تلویزیون تصویربرداری بوده و تجربه کارهای کمدی هم در کارنامه‌ام داشته‌ام اما معتقدم وقتی قرار است ما فرهنگ‌سازی کنیم، باید به پیام فیلم خودمان هم فکر کنیم. هر فیلمی در هر ژانری اگر پیامی برای مخاطب خود نداشته باشد، عملاً ساخت آن، دور ریختن بودجه است!

گویی همه برای فروش یک فیلم بسیج شده‌اند!

این کارگردان سینما تأکید کرد: نمی‌گویم فیلمم باید در شرایطی اکران شود که هیچ فیلم کمدی‌ای روی پرده نباشد اما شرایطی که در ماه‌های گذشته شاهد بودیم به‌گونه‌ای بود که گویی همه برای فروش یک فیلم بسیج شده بودند! همه در تلاش برای جابه‌جایی رکوردها هستند. طبیعی است که در این شرایط دلم نمی‌خواهد فیلمم اکران شود. موضع مالک فیلمم هم همین است.

وی افزود: دوست دارم فیلمم در شرایط معقول‌تری اکران شود. اصلاً هم مشکلی با اکران فیلم‌های کمدی ندارم، اما قطعاً نمی‌خواهم فیلمم همزمان با فیلم‌های کمدی لوده اکران شود. به همین دلیل از پخش‌کننده فیلم هم خواسته‌ام که فیلم کمی دیرتر اکران شود تا در این شرایط روی پرده نرود.

گل‌سفیدی تأکید کرد: اصلاً اینگونه نیست که نخواهم فیلمم اکران شود و قطعاً آن را تا پایان همین امسال اکران می‌کنیم. با این حال باید شرایط حضور فیلم در جشنواره‌های خارجی را هم مدنظر داشته باشم که بخش عمده‌ای از آن‌ها شرط‌شان برای قبول فیلم‌ها، اکران نشدن است. برخلاف جشن اسکار که شرط اکران شدن فیلم در کشور مبدأ را دارد، باقی رویدادهای بین‌المللی غالباً فیلم‌های اکران‌نشده را می‌پذیرند. از این منظر، نفس حضور فیلمم در جشنواره فجر هم شاید یک خودزنی بود اما من علاقه داشتم که فیلمم برای مردم خودم اکران شود. به همین دلیل فیلم را به جشنواره فجر دادم، در عین حال شرایط فعلی را هم برای اکران عمومی فیلمم مهیا نمی‌دانم.

وی افزود: شاید کمی که زمان بگذرد و مثلاً مدرسه‌ها و دانشگاه‌ها هم باز شوند، شاید شرایط مساعدتری برای اکران «هفت بهار نارنج» فراهم بیاید. شخصاً معتقدم حوالی زمستان می‌تواند زمان مناسبی برای اکران فیلم باشد.

حتی یک پلان از «هفت بهار نارنج» ممیزی نشد

کارگردان «هفت بهار نارنج» درباره اعمال اصلاحات در فیلم پس از رونمایی در جشنواره فجر هم گفت: حتی به اندازه یک پلان هم اصلاحیه نداشتیم و همان نسخه جشنواره موفق به دریافت پروانه نمایش شد. خیلی هم زود پروانه نمایش فیلم را صادر کردند.

گل‌سفیدی درباره فعالیت‌های آتی خود هم توضیح داد: من همچنان تمایل اصلی‌ام به کار در حوزه تصویربرداری در سینماست مگر آنکه قصه جذابی به دستم برسد. اگر کسی بخواهد در این عرصه پیشرفت کند و بالا برود، باید زمان بگذارد. شاید من بتوانم سالی چهار فیلم هم بسازم، اما چرا باید بسازم؟ در حوزه فیلمبرداری سرعت کارم بالا بود اما نگاهم به کارگردانی اینگونه نیست. برای فیلم اولم هم بسیار وقت گذاشتم. برای فیلم دوم هم فیلمنامه‌ای به دستم رسیده که قصه‌ای زنانه هم دارد و قهرمان آن یک زن است. معتقدم برای روایت درست این فیلمنامه هم باید کمی بیشتر صبر و تأمل کنم تا به شاکله درست خودش برسد.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

این «آقازاده» باید سیلی می‌خورد!/حرف «گاندو» و «شیشلیک» یکی است – خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان

خبرگزاری مهر – گروه هنر- زهرا منصوری: «زبان را نگهدار باید بُدَن، نباید روان را به زهر آژدَن / که بر انجمن مرد بسیارگوی، بکاهد به گفتار خود آب‌روی» در لابه‌لای حرف‌های آف‌رکورد یا همان خارج از مصاحبه، ناگهان سر ذوق آمد و با ارجاع به این ابیات از حکیم فردوسی، نگاهش را درباره زیاده‌گویی و موضع‌گیری یک هنرمند در هر زمینه و هر موضوعی بیان کرد. وحید رهبانی هرچند در سال‌های فعالیت حرفه‌ای‌اش در تئاتر، تلویزیون و سینما، حاشیه‌هایی را هم پشت‌سر گذاشته اما خودش هیچ علاقه‌ای به حاشیه‌سازی ندارد. رویکردی که در همین گفتگو هم می‌توان رگه‌هایی از آن را دید.

او که در عنفوان جوانی با نقش‌آفرینی در سریال «خانه ما» به کارگردانی مسعود کرامتی تبدیل به چهره‌ای آشنا برای مخاطبان تلویزیون در دهه ۷۰ شد، در مقطعی از فضای کارهای تلویزیونی فاصله گرفت و تمرکز ویژه خود را بر نمایشنامه‌نویسی، بازیگری و کارگردانی تئاتر گذاشت. او در مقام مترجم، برخی متن‌ها را به زبان فارسی بازگرداند که گروه‌های دیگر آن‌ها را به صحنه بردند. در ادامه همین فعالیت‌ها اما بازهم این تلویزیون بود که ضریب دوباره‌ای به شهرت او داد و با ایفای نقش «محمد» در سریال «گاندو» بار دیگر شهرت را تجربه کرد.

او پس از این تجربه تلویزیونی بار دیگر سراغ سینما هم آمد و می‌توان گفت در دو سه سال گذشته بازیگری پرکار هم بوده است. این مسیر جدید با «مصلحت» آغاز شد و بعد با «شیشلیک» و «هناس» ادامه پیدا کرد. «یادگار جنوب» هم تا به اینجا آخرین فیلم اوست که در جشنواره گذشته فیلم فجر رونمایی شد اما هنوز به اکران عمومی در نیامده است.

در روزهایی که فیلم سینمایی «مصلحت» پس از سه سال توقیف در حال اکران در سینماهای کشور است، در خبرگزاری مهر میزبان وحید رهبانی بودیم تا در اولین گفتگوی مشروح خود درباره تجربه حضور در این فیلم سینمایی به کارگردانی حسین دارابی، علاوه‌بر بازخوانی این تجربه از زاویه نگاه خود نسبت به کاراکترهایی که در سال‌های اخیر نقش آن‌ها را ایفا کرده است بگوید.

ماحصل گفتگوی صریح خبرگزاری مهر با وحید رهبانی را در ادامه می‌خوانید.

* وقتی فرآیند فعالیت حرفه‌ای شما در بازیگری را رصد می‌کنیم، شاهد برخی مقاطع هستیم که گویی خودخواسته یا براساس دلایلی دیگر، از این عرصه فاصله گرفته‌اید. با همین نگاه «مصلحت» را می‌توان اولین فیلم مهم شما در دوره تازه بازیگری‌تان در سینما بدانیم. اتفاقاً حضور خوبی هم در این فیلم دارید اما با توجه به اینکه کمی پیش‌تر در «گاندو» ایفای نقش کرده بودید، نگران قضاوت‌ها درباره مسیر بازیگری خود نبودید؟ به تعبیر دیگر فیلم‌نامه «مصلحت» چه ویژگی‌ای داشت که شما را برای ایفای نقش وسوسه کرد؟

درباره بخش ابتدایی سوال‌تان این توضیح را بدهم که من باور ندارم در مقاطعی از کار حرفه‌ای‌ام فاصله گرفته‌ام چرا که فعالیت حرفه‌ای‌ام را تنها هنرپیشگی در سینما نمی‌دانم. برخی دوستان از من می‌پرسند چرا تئاتر کار نمی‌کنی، در حالی که متن‌هایی که من ترجمه کرده‌ام دارد روی صحنه اجرا می‌شود و این هم بالاخره بخشی از کار حرفه‌ای من است. من شاید متنی را ۶ سال پیش در خلوت خودم ترجمه کرده باشم اما امروز آن متن روی صحنه می‌رود. پس اینگونه نیست که در مقاطعی از کارم فاصله گرفته باشم.

معتقدم شما وقتی پای‌تان را به دره شهرت می‌گذارید، حالا چه در زمین فوتبال و چه در عرصه سینما و هر عرصه دیگر، باید منتظر باشید عده‌ای شما را فحش بدهند و شروع به قضاوت کردن شما کنند. عده‌ای علیه شما بد می‌گویند و عده‌ای خوب

نکته دوم اما درباره قضاوت‌هاست؛ معتقدم شما وقتی پای‌تان را به دره شهرت می‌گذارید، حالا چه در زمین فوتبال و چه در عرصه سینما و هر عرصه دیگر، باید منتظر باشید عده‌ای شما را فحش بدهند و شروع به قضاوت کردن شما کنند. عده‌ای علیه شما بد می‌گویند و عده‌ای خوب. وقتی این واقعیت را پذیرفتید، به راحتی به این عرصه وارد می‌شوید. در زمینه بازیگری هم ممکن است برخی آثارتان در مقاطع زمانی خاص و متأثر از شرایط پیرامونی مورد قضاوت مثبت و یا منفی افراد جامعه قرار بگیرد.

درباره هر اثر هنری، این نظرات منفی و مثبت حکم ترازو را دارند و باید هر دو وجود داشته باشند. برای من هم اصل موضوع در فرآیند پذیرش یک نقش این است که ببینم آن نقش چقدر من را به هیجان می‌آورد و چقدر گروه تولید یک کار را دوست دارم تا برای چند روز در کنارشان باشم. «مصلحت» هر دو این ویژگی‌ها را داشت و به همین دلیل حضور در آن را پذیرفتم. بسیار هم از بازی در این فیلم خوشحالم.

امروز هم وقتی در کنار مردم و در سینما به تماشای فیلم می‌نشینم، به‌خوبی می‌توانم احساس کنم که قصه فیلم آن‌ها را درگیر خود کرده است و فیلم درست ساخته شده است. اساساً به برخی از آثار هنری هم باید در گذر زمان پرداخت. شاید در زمان عرضه موج‌های عجیب و غریبی را ایجاد نکنند، اما در گذر زمان تأثیرگذاری آن‌ها مشخص می‌شود.

* اما خب از منظر بازیگری این ریسک هم وجود داشت که به‌واسطه استمرار حضور در آثار یکسان، کارگردانان یک طیف خاص مدام برای نقش‌های مشابه مثلاً یک مأمور امنیتی، سراغ‌تان بیایند…

خب بیایند، چه ایرادی دارد؟ من در هر مقطعی آزاد هستم در پذیرش یا عدم پذیرش یک پیشنهاد. وجود آن طیف‌بندی که به آن اشاره می‌کنید را نمی‌توان کتمان کرد اما از آنجایی که هنرپیشگی هیچ‌گاه برای من شغل نبوده است، بابت این اتفاقات نگرانی ندارم.

این «آقازاده» باید سیلی می‌خورد!/حرف «گاندو» و «شیشلیک» یکی است

* درباره اینکه هنرپیشگی برای‌تان شغل نیست را کمی توضیح می‌دهید یعنی چه؟

هنرپیشگی شغل من نیست.

* یعنی محل درآمدتان نیست؟

هم از منظر ممر درآمدی و هم از وجوه دیگر. بالاخره شغل شما، آن حرفه‌ای است که مدام می‌خواهید در آن پیشرفت کنید و به مدارج بالاتر برسید اما من اساساً در بازیگری این مسیر را نرفته‌ام و بعدها هم نخواهم رفت. یک زرنگی شاید این بود که بعد از دیده شدن «گاندو» سراغ فرصت‌های بهتری باشم تا در فیلم‌های جدی‌تر و بزرگ‌تر دیده شوم اما من بعد از «گاندو» بسیاری از پیشنهادها را رد کردم. پیشنهادهایی که خیلی از آن‌ها فیلم‌ها و سریال‌های خوبی هم بودند.

به همین دلیل است که می‌گویم هیچ‌وقت به‌عنوان یک شغل به بازیگری نگاه نکرده‌ام. بخشی از آنچه به‌عنوان فاصله گرفتن از این عرصه در سوال اول به آن اشاره کردید هم می‌تواند به دلیل همین مسئله باشد. شاید از بیرون اینگونه به نظر برسد که من از کارم فاصله گرفته‌ام اما می‌توان اینگونه هم در نظر گرفت که در آن مقاطع من پیشنهادهایی را رد کرده‌ام و نمی‌خواستم مدام هنرپیشگی کنم.

* اما خیلی از بازیگران معتقدند برای موفقیت در این عرصه مدام باید مقابل چشم باشند. غیبت طولانی‌مدت از عرصه بازیگری می‌تواند منجر به فراموشی شما شود!

خدا کند این اتفاق بیفتد! (می‌خندد)

* یعنی واقعاً قبول کنیم که یکی از آرزوهای‌تان این است که مردم دیگر شما را نشناسند!؟

نه واقعاً که این آرزو را ندارم. شاید کمی اغراق‌آمیز به سوال‌تان جواب دادم. منظور از آن «خدا کند» ی که گفتم معنای دیگر دارد. شما همین الان همراه من به خیابان بیایید، خواهید دید که مردم چقدر برخورد خوبی با من دارند و بسیار به من لطف دارند. به همین دلیل هیچ‌وقت مشکلی با این مسئله نداشته‌ام و همواره از مردم عشق دریافت کرده‌ام. ممکن است چهار نفر هم در فضای مجازی حرف‌هایی درباره‌ام بنویسند، کمااینکه درباره خیلی‌های دیگر هم می‌نویسند.

واقعاً باور ندارم که ما در زمانه بدی هستیم. ایران دارای یک فرهنگ بسیار قدرتمند است که مانند چرخ‌دنده‌های غول‌پیکری که اتومبیل‌ها و قطعات بزرگ آهنی را در خود می‌بلعند و له می‌کنند، با هر چیزی مواجه شود آن را در خود هضم می‌کند. خوشبختانه ایران ما چنین فرهنگی دارد. باید از چه چیز بترسیم؟

معتقدم این واکنش‌های فضای مجازی را نمی‌توان به همه مردم تعمیم داد. این مخصوص ایران هم نیست. شما بروید بررسی کنید ببینید ترامپ چگونه توانست از مردم آمریکا رأی جمع کند؟ نمی‌خواهم وارد این جزئیات شوم اما واقعیت این است که همه مردم، محدود به این جماعت آنلاین نیستند که گاهی هر چه دل‌شان می‌خواهد هم می‌گویند.

مصاحبه‌ای از ادل می‌خواندم که می‌گفت: «زمانی چاق بودم، عده‌ای فحش می‌دادند چرا چاق هستی، بعدها لاغر شدم، عده‌ای با فحش می‌دادند که چرا لاغر شده‌ای! زمانی بچه نداشتم، فحش می‌دادند چرا بچه نداری! بعدها بچه‌دار شدم، باز می‌گویند چرا بچه‌دار شدی و فحش می‌دهند!» این همان واقعیتی است که ابتدا اشاره کردم همراه هر شهرتی وجود دارد و نمی‌توان کاری‌اش کرد.

من واقعاً باور ندارم که ما در زمانه بدی هستیم. ایران دارای یک فرهنگ بسیار قدرتمند است که مانند چرخ‌دنده‌های غول‌پیکری که اتومبیل‌ها و قطعات بزرگ آهنی را در خود می‌بلعند و له می‌کنند، با هر چیزی مواجه شود آن را در خود هضم می‌کند. خوشبختانه ایران ما چنین فرهنگی دارد. وقتی مغول و اعراب نتوانستند با فرهنگ ما کاری کنند و بعد از یک دوره‌ای اتفاقاً آن‌ها شبیه ما شدند، ما دیگر باید از چه چیز بترسیم؟ من هیچ نگرانی‌ای بابت آینده ایران ندارم. امواجی می‌آیند و می‌روند اما فرهنگ ایرانی مانند چشم طوفان است و گویی از آن بالا مسیر حرکت طوفان‌ها را هم هدایت می‌کند اما هیچ آسیبی نمی‌بیند.

* شعار که نمی‌دهید؟

اصلاً. من نمی‌گویم که حال همه مردم خوب است. حال بد حتماً وجود دارد و می‌توان دلایل آن را هم ارزیابی کرد. اتفاقاً کار من هم نیست و باید جامعه‌شناسان و مردم‌شناسان درباره آن صحبت کنند که من هیچ‌کدام نیستم. در حد خودم می‌دانم ما امروز با اختلاف‌ها و شکاف‌هایی مواجه هستیم که می‌توانیم درباره آنها حرف بزنیم، از همین منظر اتفاقاً فکر می‌کنم بهتر که «مصلحت» به جای آنکه سه سال پیش و بدون توقیف اکران شود، امروز روی پرده رفته است. حسم این است که این فیلم در زمانه بهتری دارد اکران می‌شود.

من هم در متن همین مردم زندگی می‌کنم و قطعاً هم بابت دودستگی‌هایی که دچارش شده‌ایم ناراحتم، به‌خصوص که جزو گروه آشتی‌طلبانم. معتقد نیستم که ایران ما دچار مشکلی نمی‌شود، اما مهم این است که بدانیم این مشکلات را در خودش حل می‌کند. فرهنگ ایران بسیار قدرتمند است و این قدرت را هم فارغ از حکومت‌های مختلفی که در طول تاریخ آمده‌اند و رفته‌اند، ثابت کرده است.

* شما در مقطعی زندگی در خارج از کشور را هم تجربه کرده‌اید، این حجم از باورمندی و عرق به ایران، از زبان شما جذاب‌تر است. برخلاف عده‌ای که مدام می‌خواهند بر آتش یک تنفر نسبت به این خاک بدمند.

خاطرم هست همان زمان که می‌خواستم برای تحصیل به خارج بروم، کم نبودند آن‌هایی که می‌گفتند طوری رفتار کن که راحت ویزایت را بگیری و بروی! اما در همان مصاحبه‌ام در سفارت گفتم همین الان که دارم می‌روم، دو نمایشنامه‌ام در حال اجرا روی صحنه است و هیچ مشکلی هم برای کار در کشورم ندارم، فقط برای تحصیل می‌خواهم بروم. واقعیت هم همین بود و هیچ‌گاه قصد فرار نداشتم، همان روز اولی که می‌رفتم می‌دانستم که برخواهم گشت. در عین حال که به‌عنوان یک هنرمند معتقدم باید شرق و غرب عالم را هم بشناسم تا بهتر بفهمم ایران چگونه جایی است.

اینگونه نیست که در غرب همه چیز خیلی خوب باشد. من کسی هستم که می‌توانم درباره این مسئله صحبت کنم چرا که زندگی در آنجا را تجربه کرده‌ام. آنجا کار کرده‌ام و درس خوانده‌ام. فکر می‌کنید چه چیزی مرا به اینجا بازگرداند؟ اینکه فهمیدم واقعاً آنجا خبری نیست!

بله من هم دوستان زیادی دارم که از زاویه همان تنفری که به آن اشاره می‌کنید، می‌خواهند از کشور فرار کنند. مدام هم حکم صادر می‌کنند که مملکت ما فلان و بهمان است! همین‌ها وقتی می‌روند و با مشکلات آن طرف مواجه می‌شوند، تازه سر درددل‌شان باز می‌شود! البته که برخی‌هایشان روی‌اش را ندارند که واقعیت‌ها را بپذیرند. واقعیت این است که اینگونه نیست که در غرب همه چیز خیلی خوب باشد. من کسی هستم که می‌توانم درباره این مسئله صحبت کنم چرا که زندگی در آنجا را تجربه کرده‌ام. آنجا کار کرده‌ام و درس خوانده‌ام. فکر می‌کنید چه چیزی مرا به اینجا بازگرداند؟ اینکه فهمیدم واقعاً آنجا خبری نیست!

من نگاه خاص خودم را دارم. روزی در جمع دوستان می‌گفتم که من پیش‌بینی می‌کنم تا سال ۲۰۵۰ کارگرهایی که روی زمین‌های کشاورزی ما در ایران کار می‌کنند، مهاجران اروپایی خواهند بود! آن‌ها خیلی از حرف من تعجب کردند اما من واقعاً چنین نگاهی نسبت به چرخش روزگار دارم. نمی‌گویم همین امروز چنین اتفاقی رخ می‌دهد اما معتقدم گردش زمانه همواره یکسان نبوده است. قطعاً امواج تغییری در زمانه رقم می‌خورد که ای کاش زنده بمانیم و ببینیم.

اعتقاد دارم که ما رو به پیشرفت هستیم. باور دارم که از نظر فرهنگی دچار معضلات و مشکلاتی هستیم که این مشکلات حکمرانان را هم شامل می‌شود. زمام فرهنگ در هر مقطعی باید در دست فرهنگیان باشد. این یک «باید» است و بی‌توجهی به این «باید» است که باعث رجوع مردم به تریبون‌های فارسی زبان بیگانه مانند ایران اینترنشنال و من‌وتو می‌شود. چرا مردم ما باید مخاطب آن‌ها باشند؟ چون ما چیزی برای عرضه به آن‌ها نداشته‌ایم! در این زمینه باید در سطوح بالای حکمرانی تصمیم‌گیری صورت بگیرد تا امور فرهنگی به اهالی فرهنگ واگذار شود. من خودم از زخم‌خوردگان، نبود این قاعده در سال‌های گذشته محسوب می‌شوم. نمی‌خواهم به عقب بازگردم ولی تأکیدم بر این است که از آنچه می‌گویم، منظورم این نیست که همه چیز گل و بلبل است.

تیزر رسمی فیلم «مصلحت» با شعار «عدالت خط قرمز ندارد!»

* درباره پذیرش بازی در «مصلحت» خیلی گذرا به ویژگی‌های محتوایی آن هم اشاره کردید و در بخشی از صحبت‌ها هم گفتید که اکران آن را متناسب با شرایط امروز جامعه می‌دانید؛ کمی درباره این ویژگی‌های محتوایی «مصحلت» صحبت کنیم؟ چه چیز در این فیلم، آن را برای شما ویژه کرده است؟

حرف بزرگ فیلم از نگاه من این است که در هر شرایطی می‌توان آشتی کرد. می‌توان در سخت‌ترین شرایط، به «بخشش» هم فکر کرد. وقتی فیلم با حس بخشش، در اوج روایت به پایان می‌رسد، من احساس می‌کنم مخاطب هم در پایان فیلم نفس راحتی می‌کشد. البته شخصاً باور داشتم که آن پسر آقازاده، در پایان فیلم حداقل باید یک سیلی را می‌خورد. همان چکی که شاید پدرش در تمام سال‌های قبل به او نزده بود و جا داشت که حداقل این چک را بخورد، اما بزرگ‌تر از این سیلی، حس بخشش در پایان فیلم است.

همین ویژگی هم آن را متناسب با همین روزهای ما کرده است. البته بحث اعدام بر مبنای حکم قاضی مسئله‌ای است که من در آن صاحب‌نظر نیستم. من و شما اصلاً آدم مناسبی برای صحبت تخصصی در این زمینه نیستیم، اما حرف درباره موقعی است که هر کدام ما شخصاً در موضع چنین تصمیمی قرار بگیریم. چقدر می‌توانیم درباره فرد دیگر چنین قضاوتی را داشته باشیم و خواستار پایان زندگی‌اش شویم؟ سه هفته پیش دزدی موبایلم را در همین شهر تهران دزدید، واقعاً با خودم فکر می‌کردم اگر آن دزد را برای مجازات به دست من می‌سپردند، چه بلایی بر سرش می‌آوردم!؟

درباره «مصلحت» وقتی با حسین دارابی صحبت می‌کردیم، به این جمع‌بندی رسیده بودیم که کاراکتر بازپرس جلالی در این فیلم که مربوط به دهه ۶۰ است، می‌تواند پدر شخصیت محمد در «گاندو» باشد. گویی محمد میراث‌دار همان پدر در فضای امروز است

* واقعاً موقعیت سنگینی است و کسی که آن را تجربه کرده باشد می‌داند که چقدر حس انتقام وجود آدم را می‌گیرد!

بله. اگر کس دیگری برای من تعریف می‌کرد که موبایلم را دزدیدند، احتمالاً در حد یک «آخیش» برایش دلسوزی می‌کردم اما وقتی خودم مستقیم آن را تجربه می‌کنم، گویی تمام خشم جهان در من متراکم می‌شود. «مصلحت» در مقطعی دارد اکران می‌شود که برخی به‌راحتی چنین قضاوتی درباره دیگری می‌کنند و پر از خشونت شده‌اند. به همین دلیل حس می‌کنم که تماشای آن در این مقطع ضروری است.

* علاوه‌بر این مورد، یکی از شعارهای کلیدی فیلم هم «عدالت‌خواهی» است. از زاویه این «مطالبه‌گری» چه مواجهه‌ای با فیلم دارید، به‌خصوص که کاراکتر «عدالتخواه» را در فیلم بازی می‌کنید.

درباره لزوم «عدالت‌طلبی» که بعید می‌دانم کسی تردید داشته باشد. کمااینکه بخشی از حرف سریال «گاندو» هم همین بود. در آنجا می‌دیدیم که محمد پای کاری که می‌داند درست است، می‌ایستد و می‌گوید برای اجرای درست عدالت باید با پسر وکیل و وزیر هم برخورد قانونی کنیم. درباره «مصلحت» هم وقتی با حسین دارابی صحبت می‌کردیم، به این جمع‌بندی رسیده بودیم که کاراکتر بازپرس جلالی در این فیلم که مربوط به دهه ۶۰ است، می‌تواند پدر شخصیت محمد در «گاندو» باشد. گویی محمد میراث‌دار همان پدر در فضای امروز است.

نگاه من به این جنس عدالت‌طلبی هم که کاملاً در فیلم مشخص است. حس می‌کنم اگر خودم هم جای این کاراکتر در واقعیت بودم، همین کار را می‌کردم. وحید رهبانی هم اگر جای بازپرس جلالی بود، حتماً این موضوع را پیگیری می‌کرد. به همین دلیل از ایفای این نقش خوشحالم و حالم با آن خوب است.

* «مصلحت» از منظر همین دغدغه‌هایی که به آن اشاره می‌کنید، در چه شرایطی می‌تواند لااقل به اندازه یک فیلم، کمک کند تا ما در دنیای واقعی یک قدم پیش‌تر برویم؟ منظورم رقم خوردن یک تحول عظیم نیست، اما این فیلم چگونه می‌تواند منشأ اثر باشد؟

قبل از هر اتفاق دیگری شاید شرط اصلی این بود که چنین فیلمی به جای توقیف، حمایت شود! متأسفانه اما گویی بخشی از بدنه قوه قضائیه به این فیلم و روایت آن باور نداشتند. جالب اینکه فیلم حتی این ادعا را ندارد که براساس یک واقعیت روایت شده است، تنها حرفش این است که اگر چنین اتفاقی رخ داد، بهتر است اینگونه عمل کنیم.

* فیلم خیلی هوشمندانه در کنار کاراکتر بازپرس جلالی که شما نقش آن را ایفا می‌کنید، کاراکتر مسعود را هم با بازی امیر نوروزی نشان می‌دهد که گروهی از تندروهای مدعی انقلابی‌گری را نمایندگی می‌کند و باید بپذیریم که آن طیف هم هنوز در واقعیت وجود دارند!

مهم این است که در واقعیت کفه ترازو به سمت کدام یک از این دو طیف سنگین‌تر می‌شود. فیلم باید کمک کند تا این موازنه به سمت «عدالت‌طلبی» تغییر کند. لااقل امیدواریم که بتواند چنین تأثیری داشته باشد، نمی‌دانم چقدر می‌توان امیدوار بود! بالاخره دیدیم که بیلبوردهای تبلیغاتی این فیلم یک روز قبل از آغاز اکران، پایین کشیده شد! خب چرا؟ نمی‌دانیم!

برای کشف علت وجود برخی تندروی‌ها در ساختار قدرت، از دیروز تا همین امروز، باید سراغ تربیت‌های خانوادگی را بگیریم. مگر چه کسانی در کشور ما وکیل و وزیر می‌شوند؟ همه این‌ها دارند در خانه‌های خود ما بزرگ می‌شوند. واقعاً خود من اگر روزی وزیر بشوم و برادرم از من درخواستی داشته باشد، می‌توانم آن را رد کنم؟

* بخش‌هایی از روایت فیلم، به‌رغم آنکه صورت تاریخی دارد، گویی داستان امروز است. گویی بخشی از این کشمکش‌ها را ما بعد از گذشت ۴۰ سال، هنوز داریم تجربه می‌کنیم. ماجرای شرایط اکران فیلم هم می‌تواند مصداقی از همین ماجرا باشد!

معتقدم برای کشف علت وجود برخی تندروی‌ها در ساختار قدرت، از دیروز تا همین امروز، باید سراغ تربیت‌های خانوادگی را بگیریم. مگر چه کسانی در کشور ما وکیل و وزیر می‌شوند؟ همه این‌ها دارند در خانه‌های خود ما بزرگ می‌شوند. واقعاً خود من اگر روزی وزیر بشوم و برادرم از من درخواستی داشته باشد، می‌توانم آن را رد کنم؟ یک بار این سوال را از خودمان بپرسیم. متأسفانه پاسخ اکثر ما این است که حتماً این کار را انجام می‌دهیم! چند نفر ما می‌توانیم میان برادر خودمان و دیگران، مرزی قائل نباشیم! تا زمانی که این مسئله در درون تک‌تک ما اصلاح نشود، نمی‌توانیم به پدیده آقازادگی خرده بگیریم. همه این‌ها مثل خود ما هستند که براثر شرایط رشد می‌کنند و تبدیل به یک آقازاده می‌شوند…

* به قول شما حتی یک سیلی هم نمی‌خورند!

دقیقاً‌. این‌ها حتی در خانه‌شان هم از آن پدری که در ساختار تبدیل به یک «آقا» برای خودش شده است، سیلی نخورده‌اند! برای عبور از این شرایط باید نگاه‌های عمیق‌تر فرهنگی داشته باشیم و به اصول تربیتی خود بازگردیم. معتقدم در فرآیند آموزش و پرورش ما به خصوص در دوران ابتدایی، ما عنصر «تربیت فرهنگی» بچه‌ها را فراموش کرده‌ایم. جای این درس‌ها در مدارس امروز ما خالی است. به همین دلیل شاید ساخت فیلم‌هایی با این موضوع که چنین بچه‌هایی در خانه‌های‌شان چگونه باید تربیت شوند، ضروری باشد.

* مخاطب «مصلحت» وقتی فرازهایی از نگاه آرمانی درون فیلم را با شرایط واقعی پیرامونش تطبیق می‌دهد، احساس می‌کند آنچه می‌بیند واقعی نیست و از جنس شعار است. لااقل این است که تحقق چنین عدالت‌طلبی‌ای را دور از دسترس می‌بیند!

می‌پذیرم که فیلم در بخش‌هایی شعارزده هم هست. اگر من کارگردان این فیلم بودم شاید ۱۰ الی ۱۵ دقیقه آن را طور دیگری می‌ساختم و بخش‌هایی از شعارهای فیلم را هم درمی‌آوردم. طبیعی است که مخاطب نسبت به برخی از این شعارها واکنش هم داشته باشد. بالاخره مخاطب واقعیت‌های بیرون از فیلم را هم می‌بیند. مهم عملکرد رسانه‌ای ما است. اگر ما بخواهیم همه چیز را پرده‌پوشی کنیم و درباره واقعیت‌ها صحبت نکنیم، اتفاقاً باعث می‌شویم که در زیرلایه‌های اجتماع، فساد شکل بگیرد. وقتی به برخی مواضع به موقع و به درستی نور نتابانیم، حتماً آن مواضع فاسد می‌شود.

این «آقازاده» باید سیلی می‌خورد!/حرف «گاندو» و «شیشلیک» یکی است

* حسین دارابی چه ویژگی‌ای دارد که در هر دو فیلم اولش هم «مصلحت» و هم «هناس» همکاری با او را پذیرفتید؟

روزی به مادرم می‌گفتم، حسین دارابی نمونه‌ای از آدم‌هایی است که انگار دیگر دارند از بین می‌روند! اصلاً کاری به ویژگی‌هایی مانند مؤمن بودن و یا حرفه‌ای بودن او ندارم، معتقدم او یک انسان بسیار خوب است. مدت‌ها تلاش کردم یک ویژگی منفی در او پیدا کنم و نتوانستم! واقعاً انسانی دوست داشتنی است و اگر بازهم پیشنهاد همکاری به من بدهد آن را می‌پذیرم.

برخی به من می‌گفتند تو که در «گاندو» بازی کرده بودی، چرا حاضر به ایفای نقش در «شیشلیک» شدی!؟ من اما در جواب‌شان گفتم از نگاه من «شیشلیک» هم به نوعی همان «گاندو» است. فیلم محمدحسین مهدویان هم دارد درباره فقر جماعتی صحبت می‌کند که گرفتار بی‌عدالتی شده‌اند

* در کنار «مصلحت» و «هناس» شما در فیلم «شیشلیک» هم ایفای نقش کرده‌اید. چقدر این تجربه‌ها را با هم قابل جمع می‌دانید؟

اتفاقاً برخی به من می‌گفتند تو که در «گاندو» بازی کرده بودی، چرا حاضر به ایفای نقش در «شیشلیک» شدی!؟ من اما در جواب‌شان گفتم از نگاه من «شیشلیک» هم به نوعی همان «گاندو» است. فیلم محمدحسین مهدویان هم دارد درباره فقر جماعتی صحبت می‌کند که گرفتار بی‌عدالتی شده‌اند….‌

* اما «شیشلیک» الان توقیف است و بعید است شرایط اکران هم پیدا کند!

به نظر من فیلم «شیشلیک» هم به‌نوعی یک فیلم عدالت‌خواه است. بالاخره این فیلم هم دارد درباره بخشی از مردم ما صحبت می‌کند که وجود دارند و نمی‌توانیم انکارشان کنیم. حالا اگر زبان طنز گزنده‌ای هم دارد، به نظرم روایت آن را جالب‌تر کرده است.

* ولی بپذیرید که نوع نگاه و نوع روایت «شیشلیک» بسیار متفاوت از «گاندو» است!

معتقدم هر دو یک حرف را می‌زنند. حتماً هم یک حرف را می‌توان به شیوه‌های متفاوت بیان کرد. چرا نمایشنامه «خسیس» از مولی‌یر هنوز قابلیت اجرا دارد؟ چون من می‌توانم همان حرف او را، مدل دیگری بیان کنم. حرف اصلی «شیشلیک» برقراری عدالت است و از این منظر حرف آن را با «گاندو» یکی می‌دانم. معتقدم هر دو حرف هم باید شنیده شود. اگر بگوییم مدیری که من در فیلم «شیشلیک» نقش آن را بازی کرده‌ام، در واقعیت وجود ندارد، دروغ گفته‌ایم!

* اتفاقاً این مدیری است که نسخه جدی آن را در فیلم «هناس» ایفا کرده‌اید.

دقیقاً. البته که من دو نوع متفاوت آن‌ها را اجرا کرده‌ام. هر چند اعتقادی به این ندارم که همه هنرپیشه‌ها باید نقش‌های خود را متفاوت از یکدیگر بازی کنند.

* اینگونه که تبدیل به تیپ می‌شوید!

لزومی نیست همیشه نقش‌های متفاوت بازی کنیم. شما به نقش‌های مورگان فریمن یا دی‌کاپریو نگاه کنید. خیلی از این اسامی را می‌توانم فهرست کنم. خیلی از بازیگران هستند که لباس خود را بر تن نقش‌های مختلف می‌کنند و در مقابل برخی هنرپیشه‌ها هستند که لباس نقش‌های مختلف را به تن خود می‌کنند. این دو رویکرد در بازیگری متفاوت از هم هستند و من ترجیح می‌دهم از گروه اول باشم. به همین دلیل همه شخصیت‌هایی که بازی می‌کنم، باید ابتدا خودم باشند. اینگونه نیست که برای ایفای نقش «محمد» در «گاندو» خودم را تغییر بدهم…

معتقدم «گاندو» سریالی است که باید با یک فاصله زمانی آن را قضاوت کرد. اگر «گاندو ۳» ساخته شود و در آن به دولت کنونی هم انتقاد شود، آن وقت است که این سریال ماندگارتر می‌شود. آن وقت است که می‌توانیم بگوییم حرف اصلی «گاندو» فارغ از اینکه کدام دولت بر سر کار است، این است که باید درست عمل کنیم

* با توجه به ارجاعاتی که در همین گفتگو دارید، به‌نظر می‌رسد هنوز به کاراکتر «محمد» باور دارید؟

شدیداً. من شدیداً به این کاراکتر باور دارم.

* به این ترتیب برای فصل جدید «گاندو» هم باید منتظر حضور شما باشیم؟

هنوز از فصل جدید هیچ خبری ندارم و هیچ صحبتی با من نداشته‌اند. از آنجایی که ماجراهای سریال «گاندو» امنیتی است تا به مرحله مشخصی نرسد، چیزی را به اطلاع ما نمی‌رسانند. اگر قرار بر تولید باشد، به من هم اطلاع می‌دهند. معتقدم «گاندو» سریالی است که باید با یک فاصله زمانی آن را قضاوت کرد.

اگر «گاندو ۳» ساخته شود و در آن به دولت کنونی هم انتقاد شود، آن وقت است که این سریال ماندگارتر می‌شود. آن وقت است که می‌توانیم بگوییم حرف اصلی «گاندو» فارغ از اینکه کدام دولت بر سر کار است، این است که باید درست عمل کنیم. آن وقت است که در گذر زمان، سریال «گاندو» ارزش مضاعفی پیدا می‌کند. کمااینکه همین امروز هم مردم به‌شدت سریال «گاندو» را دوست دارند. من واکنش‌هایی درباره این سریال از ایرانیان ساکن آمریکا، آلمان، استرالیا، کویت و خیلی کشورهای دیگر داشته‌ام که برخی از آن‌ها می‌گویند ما با جمهوری اسلامی مخالفیم اما عاشق «گاندو» شده‌ایم.

* انتخاب نقش‌هایی که داشته‌اید و تا به اینجا درباره آن‌ها صحبت کردیم، غالباً ناظر به یک دغدغه مشخص بوده است و خیلی در بند انتخاب‌گری‌های هنری نبوده‌اید. با این نگاه آخرین فیلم‌تان یعنی «یادگار جنوب» ناگهان تبدیل به یک انتخاب هنری و خاص می‌شود. ماجرای حضور در این فیلم چه بود؟

حضور در این فیلم ماجرا داشت. پیش از آن من قرار بود در سریالی ایفای نقش کنم که در فرآیند تولید آن دچار آسیب شدم و در مرحله درمانم، بچه‌های «یادگار جنوب» سراغم آمدند. آنقدر هم پیگیر بودند که وقتی بهبود پیدا کردم، حضور در آن پروژه را پذیرفتم. شاید انگیزه‌ام احیای خودم بعد از آن دوره درمان بود. فیلمنامه‌اش هم به‌گونه‌ای بود که واقعاً جنس روایت آن را دوست داشتم. سال‌ها هم بود که قرار بود با حسین دوماری و پدرام پورامیری همکاری کنیم و هر بار نمی‌شد. بابت همین یک همکاری نیمه کاره داشتیم، که در «یادگار جنوب» کامل شد. هنوز هم فرصت نکرده‌ام نسخه نهایی این فیلم را ببینم.

این «آقازاده» باید سیلی می‌خورد!/حرف «گاندو» و «شیشلیک» یکی است

* «یادگار جنوب» در جشنواره فجر حضور داشت. جشنواره‌ای که اتفاقاً دبیری آن را مجتبی امینی برعهده داشت که شما پیش‌تر در سریال «گاندو» با او همکاری خوبی داشتید؛ خیلی صریح می‌خواهم بدانم چرا برای رونمایی از فیلم خود به جشنواره نیامدید؟ به‌خصوص که غیبت بازیگران در این دوره از جشنواره زیر ذره‌بین هم بود.

خیلی صریح می‌گویم که من اساساً اهل «تحریم» نیستم و از این کارها هم بلد نیستم. این نکته را هم مدنظر داشته باشید که سال قبل‌تر و برای فیلم «هناس» هم من به جشنواره نیامده بودم. پس غیبت من را نمی‌توان به ماجرای تحریم جشنواره ربط داد. اتفاقاً شب اختتامیه هم با من تماس گرفتند که دعوتم کنند، اما صادقانه گفتم من شیراز هستم و مهمان هم دارم. واقعاً هم مهمان داشتم و نمی‌توانستم به اختتامیه بروم.

* حالا چرا به جشنواره نمی‌روید؟

یک بار برای دو فیلم «مصلحت» و «شیشلیک» در یک دوره به جشنواره فجر رفتم و کنجکاوی‌ام درباره حضور در این رویداد برطرف شد. می‌خواستم این موقعیت را تجربه کنم و فکر هم نمی‌کنم دیگر در جشنواره حاضر شوم. البته معنای حرفم این نیست که مشکلی با جشنواره فجر دارم، اما برای حضور در آن هیجان و انگیزه ندارم.

سیمرغ که جای خود دارد، سیصد مرغ هم بدهند برای من تفاوتی ندارد. سابقه من مشخص است. من بیست و چند سال در عرصه تئاتر کار کرده‌ام و آنجا هم هیچ‌گاه در جشنواره‌ها شرکت نکرده‌ام. من برای ادعایی که دارم مطرح می‌کنم سند دارم و اینگونه نیست که شعار بدهم. در هیچ مقطعی از فعالیت هنری‌ام به دنبال رقابت با دیگران نبوده‌ام

* واقعاً همه چیز به همین سادگی است؟

همین‌قدر ساده می‌بینم همه چیز را. خاطرم هست بعد از چند نمایش توقیفی، نمایشی به اسم «درخت بلوط» را آماده اجرا کردم. دوستان بازبینی که آمدند و کار را دیدند، به من می‌گفتند، «وحید تو در این اجرا چه کرده‌ای؟ حس ما این است که می‌خواستی حرفی بزنی که ما آن را متوجه نمی‌شویم!» (خنده جمع) به آن‌ها گفتم باور کنید من یک داستان ساده را دارم روایت می‌کنم، اما آن‌ها باورشان نمی‌شد! واقعیت این است که در هر مرحله‌ای از فعالیتم، آنچه برای من موضوعیت دارد، «هیجان» است. برایم مهم است که به همان اندازه که در دوران کودکی برای دوچرخه‌سواری با دوستانم هیجان داشتم، برای حضور در یک فیلم هم هیجان داشته باشم. اینکه نتیجه کار چه می‌شود و آیا می‌فروشد یا جایزه می‌گیرد یا نه، واقعاً برایم بی‌اهمیت است.

* یعنی سیمرغ بازیگری هیچ‌وقت شما را خوشحال نمی‌کند؟

سیمرغ که جای خود دارد، سیصد مرغ هم بدهند برای من تفاوتی ندارد. سابقه من مشخص است. من بیست و چند سال در عرصه تئاتر کار کرده‌ام و آنجا هم هیچ‌گاه در جشنواره‌ها شرکت نکرده‌ام. من برای ادعایی که دارم مطرح می‌کنم سند دارم و اینگونه نیست که شعار بدهم. در هیچ مقطعی از فعالیت هنری‌ام به دنبال رقابت با دیگران نبوده‌ام.

* پس چون هنر را از جنس رقابت نمی‌دانید، انگیزه‌ای برای حضور در جشنواره‌ها ندارید.

بله. باور دارم که «هنر» را نمی‌توان داوری کرد. در اموری مانند ورزش و یا دانش، داوری معنا دارد اما «هنر» از جنس سلیقه است. اگر یک نقاشی دربرابر چهار نفر بگذارند، چه کسی می‌تواند خوب و بد آن را متوجه شود؟ من در عمرم دو بار تجربه داوری داشته‌ام اما دیگر این تجربه را تکرار نخواهم کرد چرا که داوری در حوزه هنر را بی‌معنا می‌دانم. به همین دلیل هم نه فقط سیمرغ که اسکار هم برایم حائز ارزش ویژه‌ای نیست.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

کارگردان «ملاقات با جادوگر» سراغ «به‌خاطر یک کیف دلار» می‌رود – خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی پروژه، با صدور پروانه ساخت فیلم سینمایی «به خاطر یک کیف دلار» به کارگردانی حمید بهرامیان و تهیه‌کنندگی آذر معماریان، این فیلم سینمایی وارد مرحله پیش تولید شد.

حمید بهرامیان پیش از این فیلم سینمایی «ملاقات با جادوگر» را کارگردانی کرده است.

«به خاطر یک کیف دلار»، اولین تجربه تهیه‌کنندگی آذر معماریان است. معماریان پیش از این تهیه‌کنندگی مراسم سینمایی-تلویزیونی دنیای تصویر (تندیس حافظ) و مدیر اجرایی و روابط عمومی مجله دنیای تصویر را برعهده داشته است.

فیلمنامه این فیلم سینمایی را حمید بهرامیان و سید مسعود سعیدی به طور مشترک نوشته‌اند و با انتخاب عوامل و بازیگران، بزودی ساخت آن آغاز می‌شود.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

«شهر خاموش» قبل از ایران در سینماهای فرانسه اکران می‌شود – خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی پروژه، فیلم سینمایی «شهر خاموش» به کارگردانی احمد بهرامی و تهیه‌کنندگی رضا محقق از ۱۱ مرداد در سینماهای فرانسه اکران عمومی می‌شود.

احمد بهرامی پیش از این برای ساخت «شهر خاموش» که هنوز در ایران اکران نشده است، جایزه بهترین کارگردانی جشنواره فیلم «شب‌های سیاه تالین» را به دست آورده است.

از رضا محقق تهیه کننده این اثر در حال حاضر فیلم سینمایی «دِرب» به کارگردانی هادی محقق در سینماهای فرانسه روی پرده است و بیش از ۲۰ هزار تماشاگر داشته است.

در فیلم «شهر خاموش» به نویسندگی و کارگردانی احمد بهرامی و تهیه‌کنندگی رضا محقق، بازیگرانی چون باران کوثری، علی باقری، بابک کریمی، بهزاد دورانی، محسن مهری دروی، کریم و حبیب شراهی نقش‌آفرینی کرده‌اند.

در خلاصه داستان این فیلم آمده است: بمانی به جرم قتل شوهرش ۱۰ سال را در زندان سپری کرده است و فرزندش را به خانواده شوهرش دادند. او که به طور موقت آزاد می‌شود، بلافاصله به دنبال پسرش می‌گردد. بمانی به کارگاه اسقاط ماشین می‌رود که ابی، برادر شوهرش در آنجا کار می‌کند اما ادعا می‌کند که از سرنوشت پسرش چیزی نمی‌داند….

«شهر خاموش» دومین اثر بلند سینمایی احمد بهرامی پس از فیلم «دشت خاموش» است که موفق به کسب جایزه افق‌های ونیز شده بود. این دو فیلم اشتراکاتی در سبک ساخت دارند که به عنوان سبک فیلمسازی بهرامی شناخته می‌شوند.

عوامل «شهر خاموش» عبارتند از نویسنده و کارگردان: احمد بهرامی، مدیر فیلمبرداری: مسعود امینی‌تیرانی، مدیر صدابرداری: محمد شاه‌وردی، طراح گریم: ایمان امیدواری، برنامه‌ریز: صالح غربی‌جوان، طراح لباس: ناهید عزیزی صدیق، طراح صحنه: احمد بهرامی، اجرای صحنه: مصطفی جمالی، مدیر صحنه: محدث یوسفی و عیسی خیبرمنش، تدوین: مصطفی وزیری، موسیقی: فواد قهرمانی، مدیر تدارکات: محمد وطن‌چی، منشی صحنه: مهران رضایی، گروه کارگردانی: آرش کرد، ایمان عزیزی صدیق و اهورا بهرامی، تولید: محمود بهرامی و امیر نوری، عکاس: مجید محبوبی‌راد، طراح پوستر: احسان برآبادی، سرمایه‌گذار: سی‌تلکام، پخش بین الملل علی قاسمی، مدیر روابط عمومی: نغمه دانش‌آشتیانی، تهیه‌کننده: رضا محقق.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

همه نجواهای عاشورایی محسن چاوشی/ صدایی که نذر «حسین(ع)» شده است


تک‌آهنگ‌هایی که محسن چاوشی طی این سال‌ها به مناسبت سوگواری شهادت حضرت سیدالشهدا(ع) تولید کرده است، در ردیف آثار پرطرفدار حوزه موسیقی با مضامین عاشورایی قرار گرفته‌اند.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

فراخوان نخستین جشنواره ملی «فیلم اقوام ایرانی» منتشر شد – خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی نخستین جشنواره ملی فیلم اقوام ایرانی، فراخوان و پوستر این رویداد که به دبیری کمال تبریزی و ریاست مهدی حیدری آبان ۱۴۰۲ در تبریز برگزار خواهد شد، منتشر شد.

متن فراخوان نخستین جشنواره ملی فیلم اقوام ایرانی با شعار «اقوام؛ ریشه ایران زمین» به شرح زیر است:

موسسه فرهنگی هنری فصل هنر با استناد به مطالعات و تحقیقات کاربردی و هدفمند در حوزه اقوام ایرانی و نیازسنجی در راستای برگزاری یک جشنواره فیلم با موضوعیت جایگاه اقوام در سینمای ایران، مراحل پژوهش و امکان‌سنجی اولین جشنواره ملّی فیلم اقوام ایرانی را از سال ۱۴۰۱ آغاز کرده و پس از مطالعات گسترده و رایزنی‌های مختلف و تشکیل کارگروه‌های تخصصی با استادان دانشگاه، نخبگان فرهنگی، فعالان حوزه سینما و مسئولان عالی رتبه کشوری و استانی، با صدور موافقت‌نامه اصولی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، برگزاری این جشنواره را در گستره ملی اجرایی کرد.

گستره‌ی زیست‌بوم، آیین‌های فرهنگی و مذهبی، سبک زندگی، آداب و رسوم و سنن اقوام ایرانی، تاریخ اقوام، میراث فرهنگی ملموس و ناملموس و ظرفیت‌های گردشگری به قدری متنوع و رنگارنگ است که مخاطبان فیلم‌های این جشنواره، رنگین‌کمانی از قاب‌ها و فریم‌های بی‌بدیل را به تماشا خواهند نشست. از برگزاری مراسم و آیین‌های مذهبی گرفته تا لباس‌ها، غذاهای محلی و صنایع دستی اقوام مختلف ایرانی، از مسابقات اسب سواری هموطنان ترکمن تا ماهی‌گیران و لنج‌سازان مردمان جنوب، از آداب و رسوم ایلات ارسباران تا مرزنشینان بلوچ، همه و همه در این جشنواره فیلم در قاب سینما کنار هم قرار خواهند گرفت.

اهداف و محورهای جشنواره:

۱- برجسته کردن اشتراکات فرهنگی، مذهبی و آیینی اقوام ایرانی.

۲- به تصویر کشیدن تنوع کم نظیر گستره زیست بوم فرهنگی، شیوه زندگی، آداب و رسوم و سنن اقوام ایرانی.

۳- ایجاد بستر مناسب برای نمایش ظرفیت‌های فرهنگی اجتماعی و گردشگری در مرزهای جغرافیایی تک تک اقوام ایرانی، توسط هنرمندان و فیلمسازان بومی.

۴- معرفی جاذبه‌های تاریخی، گردشگری، میراث فرهنگی و صنایع دستی که به صورت کم‌نظیر و بی نظیر در گستره جغرافیای اقوام وجود دارد.

۵- شناسایی و معرفی پتانسیل‌های بالقوه و بالفعل اقوام جهت جذب سرمایه‌گذار در حوزه اقتصاد گردشگری.

بخش‌های جشنواره:

۱- بخش اصلی: فیلم‌های داستانی، مستند، انیمیشن و نماهنگ منطبق با موضوع جشنواره، شامل گستره زیست بوم، آیین‌های فرهنگی و مذهبی، سبک زندگی، آداب و رسوم و سنن اقوام ایرانی، تاریخ اقوام، میراث فرهنگی ملموس و ناملموس و ظرفیت‌های گردشگری در این بخش قرار خواهند گرفت.

۲- بخش تجربی: شامل آثاری با موضوع و اهداف جشنواره که قوانین سنتی و قواعد عرفی سینمایی در آن رعایت نمی‌شود و از روش‌های غیرمعمول و جدید برای روایت داستان استفاده می‌شود.

۳- بخش جنبی: شامل آثاری است که نتوانسته‌اند در بخش‌های رقابتی جشنواره حضور داشته باشند. دبیر جشنواره، آثار این بخش را انتخاب و جهت پخش در این بخش معرفی خواهد کرد.

شرایط عمومی شرکت در جشنواره ملی فیلم اقوام ایرانی:

۱- شرکت همه فیلمسازان، نهادهای فرهنگی و هنری و تهی‌کنندگان بخش خصوصی در این جشنواره آزاد است (تولیدات صداوسیما از طرف دبیرخانه مورد پذیرش قرار نخواهد گرفت.)

۲- ثبت‌نام در جشنواره تنها به شیوۀ الکترونیکی امکان‌پذیراست. بنابراین لازم است درخواست‌کنندگان با مراجعه به سایت جشنواره فرم تقاضای شرکت در جشنواره را تکمیل کرده و سپس فایل اصلی فیلم را در سایت جشنواره بارگذاری و یا به آدرس دبیرخانه طبق زمان‌بندی مشخص شده ارسال کنند.

توجه: فیلمسازان فقط یک بار می‌توانند فیلم خود را به دبیرخانه جشنواره ارسال کنند و امکان اصلاح مجدد وجود ندارد.

۳- تمام فیلم‌هایی که به گویش یا زبان‌های محلی تولید شده است، باید با زیرنویس فارسی به دبیرخانه جشنواره ارسال شود.

۴- ارسال تیزر فیلم با فرمت MP۴ حداکثر یک دقیقه و با حجم ۵۰ مگابایت به همراه نسخه فیلم الزامی است.

۵- فیلم‌هایی که به بخش مسابقه ( اصلی، تجربی و جنبی) راه می‌یابند ،گواهی شرکت در جشنواره دریافت خواهند کرد.

۶- فیلم‌هایی که از استانداردهای فنی لازم برخوردار نباشند، به تشخیص دبیرخانه جشنواره از بخش مسابقه حذف می‌شوند.

۷- دبیرخانه جشنواره، هیچ‌گونه مسئولیتی در قبال آسیب‌های ناشی از ارسال نامطلوب آثار از جانب شرکت کننده را نمی‌پذیرد.

۸- پس از راه‌یابی فیلم‌ها به بخش‌های جشنواره امکان خارج کردن آن‌ها از برنامه جشنواره وجود ندارد.

۹- تصمیم نهایی درباره موارد پیش بینی نشده که در مقررات حاضر لحاظ نشده و یا ابهامات ناشی از مفاد آن و تغییر در بعضی از مقررات، با دبیر جشنواره است.

۱۰- تهیه‌کننده اثر یا نماینده قانونی او با ارسال فیلم به دبیرخانه جشنواره ملی فیلم اقوام ایرانی رضایت و اختیارات لازم را جهت نمایش فیلم در اختیار دبیرخانه جشنواره قرار می‌دهد.

۱۱- تکمیل فرم تقاضای شرکت در جشنواره به معنای پذیرش کلیه مقررات اعلام شده است .

۱۲- لازم است بر هر لوح فشرده فقط یک عنوان فیلم ارسال شود.

۱۳- هیچکدام از جوایز به طور هم ارزش به دو فیلم تعلق نخواهند گرفت.

۱۴- دبیرخانه جشنواره، آثاری که بعد از مهلت مقرر ارسال شوند را نخواهند پذیرفت.

۱۵- تاریخ تولید آثار جهت شرکت در بخش‌های مختلف جشنواره شامل تمامی تولیدات از سال ۱۳۹۶ به بعد است.

۱۶- در صورتی که فیلمنامه اثر اقتباسی باشد، باید گزینه مربوطه را علامت زده و منبع اقتباس مشخص شود.

۱۷- پس از اعلام دبیرخانه و راه‌یابی اثر به بخش مسابقه باید یک نسخه اصلی از فیلم همراه با درج کد رهگیری، نام فیلم، نام فیلمساز و مدت زمان فیلم و شماره تلفن تهیه‌کننده و کارگردان حداکثر تا ۵ روز از زمان اعلام به دبیرخانه جشنواره تحویل شود. در غیر این صورت اثر از بخش مسابقه حذف شده و مسئولیت آن متوجه صاحب اثر است.

۱۸- دبیرخانه جشنواره مجاز به استفاده از آثار ارسالی در بخش‌های مختلف جشنواره (کتاب، کاتالوگ، تیزر، فضای مجازی و…) است.

۱۹- مسئولیت حقوقی آثار ارسالی به دبیرخانه جشنواره بر عهده ثبت نام کننده است.

۲۰- مدارک مورد نیاز جهت ثبت نام در جشنواره:

● تصویر کارت ملی
● تصویر شناسنامه
● عکس پرسنلی
● عکس‌های صحنه (۳ قطعه) و پشت صحنه فیلم (۳ قطعه)

لازم به توضیح است که تمامی مدارک در سامانه اختصاصی جشنواره به نشانی www.aghvamfilm.ir بارگذاری خواهد شد.

شرایط فنی آثار راه‌یافته به بخش مسابقه:

الف) آثار ارسالی در سایت جشنواره باید با حداکثر حجم ۱ GB بارگذاری شود.

ب) تمامی آثار پذیرفته شده در بخش مسابقه باید در فرمت Full HD و لزوماً با مشخصه فریم ریت‌های ) ۲۴-۲۵p) یا ۵۰ p یا ۵۰ i و حداقل حجم ۱ GB و حداکثر ۴ GB صرفاً به صورت فایل دیتا روی دیسک DVDبه دبیرخانه جشنواره ارسال شود.

فرمت‌های قابل پذیرش:
● MXF
● MOV (H.۲۶۴)
● MPEG ۴ (H.۲۶۴)
● HEVC (H.۲۶۵)

تذکر مهم: به علت فراوانی آثار و محدودیت زمانی، فرمت‌های متفرقه یا فایل‌های دارای ایراد، در مرحله انتخاب آثار شرکت داده نخواهند شد.

استانداردهای زیرنویس: زیرنویس فارسی آثار باید به صورت یک‌پارچه با خود تصویر ادغام (Merge) شده باشد؛ همچنین پیشنهاد می‌شود برای تمامی آثار از فونت Yekan Bold و با اندازه ۳۶ با رنگ زرد و حاشیه (Stroke) مشکی استفاده شود.

جوایز جشنواره:

۱- تندیس جشنواره، لوح تقدیر و مبلغ ۱۰۰ میلیون تومان به عنوان جایزه بهترین فیلم جشنواره (این جایزه به تهیه‌کننده تعلق می‌گیرد).

۲- تندیس جشنواره، لوح تقدیر و مبلغ ۶۰ میلیون تومان به بهترین کارگردانی در بخش فیلم داستانی

۳- تندیس جشنواره، لوح تقدیر و مبلغ ۴۰ میلیون تومان به بهترین کارگردانی در بخش فیلم مستند

۴- تندیس جشنواره، لوح تقدیر و مبلغ ۷۰ میلیون تومان به بهترین فیلم مستند

۵- تندیس جشنواره، لوح تقدیر و مبلغ ۲۰ میلیون تومان به بهترین تحقیق و پژوهش در فیلم مستند

۶- تندیس جشنواره، لوح تقدیر و مبلغ ۵۰ میلیون تومان به بهترین فیلم پویانمایی

۷- تندیس جشنواره، لوح تقدیر و مبلغ ۳۰ میلیون تومان به بهترین نماهنگ

۸- دیپلم افتخار و مبلغ ۲۰ میلیون تومان به بهترین موسیقی فیلم

۹- دیپلم افتخار و مبلغ ۲۰ میلیون تومان به بهترین گریم

۱۰- دیپلم افتخار و مبلغ ۲۰ میلیون تومان به بهترین طراحی صحنه و لباس

۱۱- دیپلم افتخار و مبلغ ۲۰ میلیون تومان به بهترین طراحی جلوه‌های ویژه

۱۲- تندیس جشنواره، لوح تقدیر و مبلغ ۲۰ میلیون تومان به بهترین بازیگر مرد

۱۳- تندیس جشنواره، لوح تقدیر و مبلغ ۲۰ میلیون تومان به بهترین بازیگر زن

۱۴- تندیس جشنواره، لوح تقدیر و مبلغ ۲۰ میلیون تومان به بهترین فیلم‌نامه

۱۵- تندیس جشنواره، لوح تقدیر و مبلغ ۲۰ میلیون تومان بهترین فیلمنامه اقتباسی

۱۶- تندیس جشنواره، لوح تقدیر و مبلغ ۲۰ میلیون تومان به بهترین صدای فیلم

۱۷- تندیس جشنواره، لوح تقدیر و مبلغ ۲۰ میلیون تومان به بهترین تدوین

۱۸- تندیس جشنواره، لوح تقدیر و مبلغ ۳۰ میلیون تومان به بهترین فیلمبرداری

۱۹- تندیس جشنواره و مبلغ ۵۰ میلیون تومان به بهترین فیلم از نگاه تماشاگران

۲۰- تندیس جشنواره و مبلغ ۵۰ میلیون تومان به عنوان جایزه ویژه هیات داوران

۲۱- جایزه ویژه رییس جشنواره به ارزش ۱۵۰ میلیون تومان در قالب حمایت از تولید فیلم

۲۲- جایزه ویژه برگزار کننده جشنواره، موسسه فرهنگی هنری فصل هنر به ارزش ۱۵۰ میلیون تومان در قالب حمایت از تولید فیلم

تقویم جشنواره:

مهلت ارسال آثار: ۱۰ مهرماه ۱۴۰۲

بازبینی و انتخاب آثار: ۱۵ الی ۲۵ مهرماه ۱۴۰۲

داوری آثار: ۶ الی ۱۲ آبان ماه ۱۴۰۲

افتتاحیه جشنواره: ۹ آبان ماه ۱۴۰۲

اختتامیه و اهدای جوایز: ۱۴ آبان ماه ۱۴۰۲

محل برگزاری جشنواره:

مرکز برگزاری جشنواره شهر تبریز است. فیلم‌های بخش مسابقه جشنواره به طور همزمان در ۱۵ مرکز استان به نمایش در خواهد آمد.

پوستر جشنواره توسط ناصر فرشاد طراحی شده است.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

روایت «هوملس» از کارتن‌خواب‌ها به پایان رسید – خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی پروژه، فیلم کوتاه «هوملس» به کارگردانی محمدرضا هلال‌زاده، نویسندگی آسیه اسدزاده و تهیه‌کنندگی شهرام اسدزاده ساخته شد و آرش نجفی، مطهره موسوی و امیرعلی احمدیان مقابل دوربین محمدرضا هلال‌زاده رفتند.

فیلم کوتاه «هوملس» که با عوامل و تجهیزات سینمایی به صورت فشرده طی سه روز ساخته شده، به موضوع اجتماعی کارتن‌خواب‌ها پرداخته است.

محمدرضا هلال‌زاده بازیگر تئاتر و سینماست که دوره‌های بازیگری حرفه‌ای خود را نزد مهتاب نصیرپور و محمد رحمانیان گذرانده و از سال ۸۸ شروع به فعالیت کرده است. او در نمایش‌های متعددی از جمله «خروس»، «مرگ»، «همه پسران من»، «گردنبند خورشید»، «مارگاک»، «آیینه‌های روبه‌رو»، «زاپویی»، «پیتزا جهان»، «روزهای رادیو» و «بغل» و همچنین در فیلم‌های «رستاخیز»، «از پشت سر»، «پلن ب»، «راز سامیه»، «دیاسپورا»، «سه میمون»، «انبار» و سریال‌های «موج اول»، «همه‌گیری» و «مهیار عیار» ایفای نقش کرده است.

هلال‌زاده همچنین در کارنامه کارگردانی نمایش «خاک سفید» را دارد.

آرش نجفی، مطهره موسوی، امیرعلی احمدیان، فاطمه نجفی، داریوش آهنچیان، عادل حقیقی، امیر آرشی، محمد محبی، متین محبی، احمد خنفری، پروانه پیرو، میترا طاهری و با حضور رضا بهرامی بازیگران «هوملس» هستند.

دیگر عوامل این فیلم کوتاه عبارتند از: مدیر فیلمبرداری: مهدی ایل بیگی، مدیر برنامه‌ریزی: علی آشتیانی، صدابردار: محمد صالحی، صداگذاری: سید محمود موسوی‌نژاد، تدوین: امیرحسین تحسینی، طراح گریم: دانیال شعاعی، طراح صحنه: محمدرضا هلال‌زاده، طراح لباس: حنا قراگزلو، اصلاح رنگ و نور: فربد جلالی، موسیقی: وحید کردلو، مدیر تولید: داریوش آهنچیان، مجری طرح: موسسه «نقطه عطف سینما تئاتر»، امور هماهنگی پروژه: مسعود حکمت، ساخت تیزر: استودیو راش‌اند کات، عکاس: عباس بغدادی و مشاور رسانه‌ای: مریم قربانی‌نیا.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

دو نهاد سینمایی هتک حرمت به ساحت قرآن کریم را محکوم کردند – خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی مرکز گسترش سینمای مستند، تجربی و پویانمایی، در متن بیانیه این مرکز درباره اهانت به قرآن کریم آمده است: «در دنیایی که پذیرش ادیان آسمانی و احترام به مقدسات پیروانش، پذیرفتنی و امری قطعی است، توهین به کتاب مقدس مسلمانان جهان، غم‌انگیز، غیرقابل پذیرش و مغایر با آرمان‌هایی است که انسان امروز به آن پایبند است. ریشه چنین حرکت‌هایی عداوت و دشمنی با مسلمانان و دامن زدن به اختلافاتی است که آتش فرقه‌گرایی و توطئه را می‌افروزد و جهان را درگیر تنش‌های بیشتر می‌سازد.

در روزهایی که با نام سرور آزادگان جهان، حضرت امام حسین (ع) متبرک شده است، هیچ انسان آزاده‌ای، توهین به کتاب مقدس میلیاردها مسلمان در سراسر جهان را شایسته نمی‌داند. مرکز گسترش سینمای مستند، تجربی و پویانمایی هتک حرمت قرآن کریم که آیه آیه‌اش نور و رستگاری است، محکوم کرده و ابراز امیدواری می‌کند برخورد با هتاکان، راه ادامه این جریان را مسدود کند.»

همچنین به نقل از روابط عمومی بنیاد سینمایی فارابی، در متن بیانیه این بنیاد هم آمده است: «بنیاد سینمایی فارابی با تسلیت ایام شهادت سرور آزادی‌خواهان جهان حضرت سیدالشهدا (ع) و یاران مظلومش، اهانت دین ستیزانه و ضد توحیدی در سوئد و دانمارک نسبت به ساحت قرآن کریم را اقدامی شرم‌آور علیه کلام الهی و جنایت روانی بر ضد انسان‌های موحد می‌داند و همنوا با هنرمندان و اهالی سینمای ایران این اقدام وقیحانه را محکوم می‌نماید.

قرآن کلام الهی، طی قرون متمادی هدایتگر عقل و قلب میلیاردها نفر انسان حقیقت طلب بوده و تا ابد نیز روشنگر قلوب نسل‌های بشری خواهد بود. قرآن این مصحف شریف به همگان مسیر انسانیت، محبت به انبیای الهی و احترام به کتب آسمانی را آموخت. اهانت به کتاب الهی، خلاف همه معیارهای اعتقادی، اخلاقی، عقلانی و انسانی است، به همین دلیل قلوب میلیاردها نفر انسان موحد و حقیقت‌جو در اقصی نقاط جهان، از عاملان و حامیان این اقدام شرم‌آور، آکنده از لعن و نفرت است و این اقدام وقیحانه را محکوم می‌نمایند.»

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

«هنرمند واحد پنج» همزمان با شب تاسوعا به تلویزیون می‌آید – خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی پروژه، فیلم مستند «هنرمند واحد پنج» به کارگردانی محمدصالح حجت‌الاسلامی و تهیه کنندگی حسین نشاطی و محصول مرکز هنری رسانه‌ای سلوک، چهارشنبه ۴ مرداد، در شب تاسوعای حسینی و در آستانه سالگرد زنده‌یاد حبیب الله صادقی نقاش و هنرمند متعهد و انقلابی، روی آنتن شبکه یک سیما می‌رود.

این فیلم مستند در شانزدهمین جشنواره بین‌المللی فیلم مستند ایران «سینماحقیقت» و سیزدهمین دوره جشنواره فیلم عمار حضور داشت و در بخش «تاریخ فرهنگی، اجتماعی و دفاع مقدس» جشنواره عمار، توانست لوح تقدیر این بخش را از آن خود کند.

مستند «هنرمند واحد پنج» روایتی از زندگی هنری و حرفه‌ای زنده یاد حبیب‌الله صادقی هنرمند نقاش است که مرداد ۱۴۰۱ درگذشت. این فیلم مستند با حضور نزدیک به بیست چهره مطرح هنری، به مرور ابعاد هنری و فعالیت‌های این هنرمند صاحب نام دهه‌های اخیر کشور پرداخته است.

از زنده‌یاد حبیب الله صادقی هنرمند فقید و انقلابی که در زمره پایه‌گذاران حوزه هنری انقلاب اسلامی نیز بوده است، آثار عاشورایی بسیاری به جا مانده است که شاید مهمترین آنها، «ظهر عاشورا» نام دارد.

فهرست عوامل «هنرمند واحد ۵» عبارتند از: پژوهشگر و کارگردان: محمدصالح حجت‌الاسلامی، دستیار کارگردان: آزاده فضلی، فیلمبرداران: امیرمهدی اخروی، حمید عزیزآبادی، حسن عابدینی و عباس کشاورز، صدابردار: امیرمهدی اخروی، تدوین: سمیرا کاملی، دستیار تدوین: ملیکا خداوردی، صداگذار: سامان قیطولی، اصلاح رنگ و نور: یحیی علیی، طراح لوگو: محمد اسفندیاری، عنوان‌بندی: محمدرضا فراهانی، خواننده تیتراژ: زنده یاد غلامحسین بنان، مدیر تولید: حمید صابونی، آرشیو: مجید ریاضی، محمدرضا فراهانی و احسان زیورعالم، روابط عمومی و مشاور رسانه‌ای: آزاده فضلی، تهیه کننده: حسین نشاطی، تهیه شده در مرکز هنری رسانه‌ای سلوک.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

روایت سینمایی از نسبت «خون» و «خبر»/ فیک‌ها نواده زردها هستند! – خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان

به گزارش خبرنگار مهر، یونس شکرخواه استاد علوم ارتباطات، روزنامه نگار مطرح، پژوهشگر و نویسنده در جلسه نمایش فیلم «شبگرد» که دوم مرداد در خانه هنرمندان با اجرای کیوان کثیریان برگزار شد به نقد این فیلم از وجوه رسانه‌ای پرداخت.

وی در ابتدا با اشاره به عناصر شش‌گانه خبر گفت: این عناصر از جمله «چه، چرا، کجا» اسکلت خبر هستند، «چه» در این فیلم عنصر «خشونت» است و یعنی حوزه خبری که کارگردان برایش فیلمنامه نوشته، خشونت است.

این روزنامه‌نگار پیشکسوت با اشاره به برخی مفاهیم در مطالعات رسانه‌ای از عنصر «دلالت» یاد کرد و گفت: در این فیلم ماشین تعمدا قرمز انتخاب شده است که به نوعی به فیلم‌های نوآر هم اشاره دارد. فیلم نوار فیلم‌هایی است که به نوعی کشمکش‌های قتل و خونریزی دارد و این فیلم به شکل فیزیکی هم دلالت‌های نوار را دارد.

شکرخواه با اشاره به مفهوم کلیدی دیگری در مطالعات رسانه‌ای با عنوان «برجسته‌سازی» گفت: تیتر یک هر روزنامه‌ای یک برجسته‌سازی دارد. در این فیلم هم نکاتی را به صورت برجسته‌سازی تاکید می‌کند. مثلاً وقتی قرار است در بخش خبری شبکه تلویزیونی، خبر قتل مطرح شود روی زیرنویس و هشدار نسبت به تماشای آن تاکید دارد که به نوعی همان «برجسته‌سازی» است.

وی در بخش دیگر اظهار کرد: تبدیل یک خبر به نشریه چاپی یا رادیو و یا تلویزیونی جبراً مواردی را تحمیل می‌کند. مثلاً در روزنامه صدا و تصویر ندارید. این ترکیب «واقعیت رسانه‌ای» را می‌سازد که ترکیب مدیا و ریالیتی است و یعنی رویداد در عرضه، ناگزیر است که دچار تغییر شود و این اتفاق را در فیلم هم می‌بینیم که برای تبدیل به خبر تلویزیونی روی چه موارد و سیاست‌هایی تاکید می‌شود.

نگاه فیلم «شبگرد» به روزنامه‌نگاری براساس روزنامه‌نگاری زرد

این مدرس روزنامه‌نگاری در بخشی از این جلسه به نوع نگاه فیلم به روزنامه‌نگاری زرد اشاره و درباره پیشینه آن بیان کرد: سال ۱۹۸۳ نیویورک سان نشریه‌های یک پنی را راه‌اندازی می‌کند که به پنی پرس‌ها معروف است. در این روزنامه‌ها تیتر بزرگ مهم بود که حتی یک نفر در ماشین هم بتواند آن را بخواند و به نوعی دنبال تیترهای زرد بود. تفکر روزنامه نگاری زرد منافع لحظه‌ای دارد. برای تفکر زردها همانطور که مرداک اعتقاد دارد خبر خوب، خبر بد است. فیک نیوزهای امروزه نوه روزنامه‌نگاری زرد هستند.

شکرخواه درباره نگاه خود نسبت به فیلم بیان کرد: فیلم را از چهار منظر نقد می‌کنم. جنبه ادبیاتی یا مضمونی، جنبه زبانی یا زبان شناسی، جنبه دراماتیک و جنبه سینمایی که در جنبه مضمونی همان نگاهی که پشت فیلم است را می‌توان اشاره کرد. مثلاً این فیلم شمشیرکشی کارگردان با روزنامه نگاری آمریکایی است. جیک جیلنهال بازیگر نقش روزنامه‌نگار، خونسردی و لبخند عصبی کننده‌ای در این فیلم دارد که در برخی همکاران ما هم وجود دارد و بسیار خوب این فیلم را بازی کرده است. بعضی فکر می‌کنند ما چقدر خوش و خوب هستیم اما ما جنگ و قتل و خون و پزشکی قانونی و…. دیده‌ایم و شاید این موارد برای خبرنگار طبیعی شده است.

این استاد روزنامه‌نگاری درباره جنبه‌های سینمایی فیلم تصریح کرد: ما در ابتدای فیلم فردی را می‌بینیم که دزدی می‌کند و وقتی پلیس او را می‌بیند به او پاسخ می‌دهد که من گم شده‌ام. این سارق که روزنامه نگار فریلنسر می‌شود تا پایان به نوعی مسیر خود (دزدی) ادامه هم می‌دهد و حتی می‌بینیم وسایل و تجهیزات عکاسی و دوربین را به دست می‌آورد.

وی اضافه کرد: اصلی‌ترین نقش دبیر سرویس‌ها این است که از خبرنگار شخص مورد نظر خود را بسازند. اینجا هم دبیر این کار را به نوعی انجام می‌دهد. نینا رومینا اینجا همان سردبیر است که به نوعی بلوم را پیدا می‌کند.

شکرخواه با اشاره به شخصیت بلوم در این فیلم عنوان کرد: این شخصیت به لئو پولد بلوم در رمان اولیسیس جیمز جویس شباهت دارد که از اندام‌های حیوانات و پرندگان تغذیه می‌کرده است. او در اینجا شخصیتی دارد که با هرکسی آشنا می‌شود خوب خودش را پرزنت و تحلیل می‌کند.

تفکر پیشروی در خبر با خون!

وی با اشاره به یکی از تئوری‌های راندولف هرست یعنی «اگر خون بریزد، پیش می‌رود» گفت: این ایده در فیلم هم جاری است و مفهوم آن در شبگرد تکرار می‌شود. از طرفی بلوم کاراکتر فیلم، خبر تولید نمی‌کند بلکه می‌خواهد پول پارو کند. مفهوم خون دایم در فیلم تکرار می‌شود و حتی دبیر خبر دایم تاکید دارد که سوژه خبر به طور مثال باید زن سفیدپوستی باشد که گلویش خونی باشد.

شکرخواه با اشاره به شخصیت بلوم اظهار کرد: بلوم جمله‌ای دارد که می‌گوید «رمز موفقیت برقراری ارتباط صحیح است» و این هم قرار است نوعی برجسته سازی داشته باشد و بعد ارتباط او را می‌بینیم که با دیگر عوامل تولید خبر شکل می‌گیرد. در این فیلم مدل کلاسیکی از یک کارآفرین آمریکایی است که بلوم را در پایان یک کارفرما نشان می‌دهد.

روزنامه نگار «شبگرد» دنیا را تاریک می‌خواهد

وی به صحنه‌ای از فیلم اشاره و بیان کرد: در صحنه‌ای از فیلم، بلوم عینک آفتابی به چشم دارد درحالیکه شب است و نشان می‌دهد که او اصلاً دنیا را تاریک می‌خواهد. فیلم یک نیونوار است و همه جا صحنه‌ها تاریک است. از جنبه‌های سینمایی هم گاهی شاهکار است. او به صحنه قتل می‌رود و یک تغییر کوچکی روی یخچال و عکس‌های آن می‌دهد و این همان چیزی است که یک روزنامه نگار باید داشته باشد. این صحنه می‌خواست بگوید دستکاری در این نوع روزنامه نگاری مجاز است. از نظر کشمکش این فیلم مرا یاد فیلم «راننده تاکسی» انداخت.

وی در بخش دیگر با اشاره به پیام که در ارتباطات باید به مخاطب برسد عنوان کرد: ما در این فیلم مخاطب را نمی‌بینیم. حتی در صحنه‌ای از فیلم، بلوم با یک زن در صحنه حادثه حرف می‌زند و زن می‌گوید اصلاً تلویزیون ندارد. در این فیلم مخاطب از بلوم دور نگه داشته شده است و او هیچ فیدبکی از خبرهایش ندارد.

شکرخواه به برخی محورهای فیلم اشاره و عنوان کرد: فیلم روند ثروتمند شدن و سلبریتی شدن را بسیار خوب نشان می‌دهد. لس آنجلس در حالت معمول یک آرمانشهر است و فیلم از آن یک ویرانه در پایان نشان می‌دهد.

شکرخواه در بخش پایانی گفت: این فیلم ارجاعی به نظام استاد شاگردی داشت. بلوم و دبیر خبر هر دو با هم پوست اندازی کردند. ما در روزنامه نگاری افرادی را داریم که در دوستی خیلی مهربان هستند اما در کار بسیار سختگیر هستند. از طرفی نزدیک شدن بلوم به این زن که دبیر او بود به دلیل مادی و موقعیت اجتماعی بود و نه احساسی. فیلم نشان می‌دهد بلوم به صورت آسانسوری ارتقا پیدا می‌کند و پله پله بالا نمی‌رود.

مشاهده خبر از سایت منبع