X

مدیر فنی

دفتر سینمایی

تجلیل از عناصر درباری جاسوسان آمریکا و فراریان از وطن در گروه هنر و تجربه! – اخبار سینمای ایران و جهان

کیهان: موسسه هنر و تجربه که با بودجه دولتی تاسیس و اداره می‌شود، با تولید و نمایش فیلم‌هایی مستند درباره برخی عناصر درباری رژیم شاه و وابستگان اطلاعاتی سفارت‌های آمریکا و انگلیس به تجلیل از شاخص‌ترین عوامل خائن به فرهنگ و هنر این سرزمین پرداخت.

مجموعه فیلم‌های به اصطلاح مستند تحت عنوان «چهره‌های ایرانی»، در ۹ قسمت توسط موسسه هنر و تجربه تولید شده و از دوم آبان ماه جاری در سالن‌های سینمای گروه موسوم به هنر و تجربه در سراسر کشور به نمایش گذارده شد. از جمله این فیلم‌ها می‌توان به نمونه‌های زیر‌اشاره کرد:

– فیلم «همایون» درباره همایون صنعتی‌زاده، وابسته اطلاعاتی سفارت انگلیس ، نماینده موسسه آمریکایی فرانکلین، عامل اطلاعاتی سفارت آمریکا در دوران شاه و از وابستگان دربار که پس از انقلاب اسلامی به جرم جاسوسی برای بیگانه و ترویج فرهنگ آمریکایی در کشور به زندان و مصادره اموال محکوم شد.

-فیلم «در جست‌وجوی صبح» درباره عبدالرحیم جعفری، عضو کلوپ‌های ماسونی روتاری و از سرسپردگان دربار پهلوی که با پول و هزینه رژیم شاه به برپایی موسسات انتشاراتی جهت تخریب فرهنگ ایرانی اسلامی و ترویج فرهنگ آریامهری پرداخت و پس از انقلاب در دادگاه محکوم شناخته شد.

-فیلم «مکتب سقاخانه‌ای به روایت پرویز تناولی» درباره پرویز تناولی از دیگر عناصر درباری دوران پهلوی که در دهه ۱۳۴۰ توسط اداره اطلاعات آمریکا در این کشور آموزش دید و سپس برای تخریب هنر اصیل ایرانی اسلامی به ایران آمد و ضمن ساختن مجسمه‌هایی از شاه و پسرش، به استحاله هنرهای سنتی و دینی ایران پرداخت.

– فیلم «یکی بود، یکی نبود» درباره توران میرهادی، از فارغ‌التحصیلان مدارس آلیانس (اتحادیه جهانی اسرائیلیت) که به همراه عناصر بهایی همچون «لیلی ایمن»، نهادی به نام شورای کتاب کودک را برای تاثیرگذاری برذهن کودکان ایرانی و اجرای پروژه استعماری دین زدایی در سطح جامعه در دوران شاه بنیان گذارد.

– فیلم «سلطان بی‌تاج و تخت بخارا» درباره علی دهباشی، از اصلی‌ترین عوامل تجلیل و برگزاری مراسم بزرگداشت عوامل فراماسون و وابستگان دربارشاه و همچنین جاسوسان بیگانه.

فیلم‌های یاد شده به دنبال موجی تولید شدند که از دو سال پیش برای تطهیر و مطرح کردن عناصر به اصطلاح فرهنگی و هنری شاهنشاهی در کشور به راه افتاد و زمانی به عنوان برگزاری نمایشگاه و جشن تولد و بزرگداشت شکل گرفت که در این زمینه موسساتی همچون خانه هنرمندان و شهرداری و مانند آن حضور فعال داشتند و حالا با هزینه و از کیسه بیت‌المال فیلم‌های تحریف گرایانه درباره این عناصر روسیاه و تباهی آفرین در فرهنگ و هنر این مرز و بوم ساخته و به نمایش عمومی درآمده است!

لازم به ذکر است که طاغوت گرایی و هدر دادن بیت‌المال توسط موسسه هنر و تجربه (که سال‌هاست بودجه‌های میلیاردی را صرف تولید سیاه مشق‌های ضعیف و مسئله دار کرده) به همین موارد ختم نشده و روز چهارشنبه ۱۲ دی ماه نیز مراسم جشنی برای سالگرد تولد بهرام بیضایی، کارگردان فراری از وطن که اینک از طریق افراد معلوم‌الحالی همچون عباس میلانی و موسسه صهیونیستی هوور در آمریکا مشغول کار است، در خانه هنرمندان برگزار کرد. 

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

نگران روایت متفاوت از مرحوم هاشمی هستند – اخبار سینمای ایران و جهان

جوان آنلاین: محمد توکلی، مدیر «سفیر فیلم» درباره مستند «هاشمی زنده است» و حواشی‌ای که برای این مستند به وجود آمده توضیحاتی ارائه کرد.

چرا جنس مستندهایی که در خارج از فضای دولتی ساخته می‌شود مردمی‌تر است؟

مستند را باید با مؤلفش و اینکه چه کسی آن را ساخته است سنجید. رویکرد کارهایی از جنس سفیر فیلم که تولیدکنندگانش بچه‌های انقلاب و دانشجویان دغدغه‌مند هستند و مخاطبان این مستندها که آن‌ها هم دغدغه‌ها و مطالبات فرهنگی دارند، مشخص است و با کارهای روشنفکری تفاوت دارد. فضای سینمای مستند تا حدود ۱۵ سال پیش کلاً در اختیار فضاهای روشنفکری بود، خودشان فیلم می‌ساختند و در محافل خودشان پخش می‌کردند، اما الان مستندهایی که سفیر فیلم می‌سازد یا مستندهایی که در «عمار» دیده می‌شود نشان‌دهنده دغدغه‌ای است که سازندگانش بر اساس دیدگاه عدالتخواهانه و بدون ملاحظه به دنبال شفافیت هستند.


قبل از مستند «هاشمی زنده است» هم مستندهای جنجالی کم نداشته‌اید!

بله، ما سال گذشته در انتخابات ریاست جمهوری مستند «پرزیدنت آکتور سینما» را داشتیم که بحث‌ها و فشارهای زیادی را به همراه داشت.


عنوان شده مستند هاشمی زنده است مجوز ندارد، آیا مرکز سفیر فیلم از مقررات ساخت مستند بی‌خبر است؟

ما مراکز مختلفی داریم که مجوز صادر می‌کنند، صداوسیما که مجوز مستندهای خودش را می‌دهد و مستندهایی که از تلویزیون پخش می‌شود نیازی به مجوز ارشاد ندارند. سازمان سینمایی هم از سوی دیگر مجوز می‌دهد. ما با ابهامات قانونی درباره مجوزها روبه‌رو هستیم. قوانین فعلی ما مربوط به سال ۶۱ است و شفاف نیست. از سوی دیگر موسسه ما مجوز دارد و بر اساس آن اقدام به تولید مستند می‌کنیم. شبکه‌های اکران، دانشگاه‌ها و VOD‌هایی که مستندهای ما را پخش می‌کنند نیز دارای مجوز هستند، حتی بسیاری از سایت‌هایی که در حال پخش فیلم مستند هستند اصلاً مجوز ندارند و کسی هم با آن‌ها کاری ندارد.


می‌شود گفت: دست گذاشتن روی مجوز ساخت، نوعی فضاسازی باشد؟

بله، این را بگویم که مجوز برای مستند چندان مرسوم نیست، فهرستی از سوی وزارت ارشاد منتشر شده که در آن مجوزهای تولید مستند امسال ذکر شده است. کلاً ۱۶ مورد مستند مجوز تولید گرفته‌اند که هفت عنوان آن مربوط به فیلم‌های مستند درسی است. این رقم را بگذارید در کنار حجم بالای تولید مستند در کشورمان، مشخص است که می‌خواهند با دستاویز قرار دادن این موضوع به ما فشار بیاورند.


خانواده مرحوم هاشمی از محتوای مستند ابراز ناراحتی شدیدی کرده‌اند، آیا آن‌ها در جریان محتوای مستند نبوده‌اند؟

ما در مراسم رونمایی از مستند از آقای محمد هاشمی دعوت کردیم و آقای یاسر هاشمی هم همراهشان بودند، آن‌ها حتی نگذاشتند کار به طور کامل پخش شود و شروع به فحاشی و تهمت‌زنی به ما کردند که ما خوارج هستیم و پول گرفته‌ایم که این کار را بکنیم. آقای محمد هاشمی که فیلم را کامل ندید، در مصاحبه‌ای به بخش‌هایی از مستند اشاره کرد که اصلاً در فیلم وجود ندارد!


اگر مستند را به طور کامل ندیده‌اند، چطور این همه از کار شما انتقاد می‌کنند؟

گویا خانواده مرحوم هاشمی، فرد معتمدی دارند که وی این اطلاعات را به آن‌ها داده است. آن‌ها به ما تهمت دروغگویی زده‌اند. من در یادداشتی که منتشر کرده‌ام از آن‌ها خواسته‌ام اگر مواردی دارند لیست کنند تا بتوانیم درباره‌اش صحبت کنیم، اینطور نباشد که به صورت کلی اتهامی را وارد کنند. اتهامات دیگری هم زده‌اند. ظاهراً آقای محمد هاشمی در مصاحبه‌ای گفته‌اند که این مستند ۲۰ میلیارد تومان هزینه داشته است. در حالی که همه می‌دانند یک مستند آرشیوی خیلی کمتر از ۱۰۰ میلیون تومان هزینه دارد، آن هم یک کار دانشجویی مانند «هاشمی زنده است»!


وی که سال‌ها رئیس رسانه ملی بوده، از هزینه‌های کار مستند بی‌اطلاعند؟!

ایشان گفته‌اند که ما به آرشیو صداوسیما دسترسی داشته‌ایم، خب اگر تصاویر صداوسیما سند است، چطور می‌گویند ما دروغ گفته‌ایم؟ از سوی دیگر باید آقای هاشمی که ۱۰ سال رئیس صداوسیما بوده است، پاسخ دهد چرا در همه آن سال‌ها اجازه استفاده از آرشیو صداوسیما به مستندسازان نداده‌اند و نگذاشته‌اند مستندی در نقد مرحوم هاشمی ساخته شود؟!


دلیل اصلی این همه ابراز ناراحتی از ساخت مستند «هاشمی زنده است» چیست؟

به نظر من دلیل اصلی نگرانی آن‌ها این است که روایت متفاوتی از مرحوم هاشمی بیان شود. آقای هاشمی رفسنجانی تاریخ می‌نوشتند و از امام (ره) خاطره نقل می‌کردند. حالا خانواده ایشان فکر می‌کنند که هنوز هم باید آن‌ها روایت کننده باشند و اگر کسی روایت جدیدی گفت: پس دروغ گفته است! برای همین می‌بینیم که به طور ناگهانی هجمه می‌آورند به مستند و با ۱۶ روزنامه‌ای که دارند این مستند را متهم به دروغگویی می‌کنند.


به غیر از خانواده آقای هاشمی منتقدان و صاحبنظران دیگری کار را دیده و درباره‌اش نظر داده‌اند؟

شخصیت‌های مختلفی این مستند را دیده‌اند، مانند آقای ضرغامی و آقای صفارهرندی که در زمان مرحوم هاشمی روزنامه‌نگار بوده و فضای آن دوران را به خوبی درک کرده‌اند. آن‌ها نقدهایی داشتند مثلاً می‌گفتند چرا مستند تندتر و صریح‌تر نبوده است یا اینکه چرا به خفقان رسانه‌ها در دوران مرحوم هاشمی نپرداخته‌ایم! یا اینکه چرا مسئله فرزندان آقای هاشمی در مستند نیست. از سوی دیگر هم گروهی گفته‌اند که چرا به نقش خدمات آقای هاشمی به انقلاب بیشتر پرداخته نشده است. ما پذیرای همه نقدها هستیم، اما اینکه با اتهامات کلی بزنند صرفاً برای مقابله با مستند است.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

بیانیه هیئت داوران افتتاحیه نهمین جشنواره «عمار» اعلام شد – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: بیانیه هیئت داوران افتتاحیه نهمین جشنواره مردمی فیلم عمار از سوی دبیرخانه این جشنواره اعلام شد.

به گزارش سینماپرس، بیانیه هیئت داوران افتتاحیه نهمین جشنواره مردمی فیلم عمار از سوی دبیرخانه این جشنواره اعلام شد.

بیانیه جمع بندی اعضای بازبین و هیئت داوران بخش «برنامه تلویزیونی»

اسامی هیئت داوران: اکبر نبوی، محمدحسین ساعی، امیر سعادتی

الف) بخش تحلیل آثار

اعضای بازبین و هیئت داوران پس از بررسی آثار بخش برنامه تلویزیونی، جمع‌بندی خود را از این آثار به این صورت اعلام می‌کنند؛

• در آثار امسال بخش برنامه تلویزیونی و اینترنتی، مسائل عینی مردم و موضوعات عدالتخواهانه پررنگ‌تر از گذشته بودند. در عین حال، در آثار تلویزیون، تولیدکنندگان برای پوشش و روایت منصفانه و دقیق موضوعات روز کشور از جمله اعتراضات مردمی مرتبط با مشکلات اقتصادی، به جسارت بیشتری در مضمون نیاز دارند.

• هیئت داوران پیشنهاد می‌کند برنامه‌ها علاوه بر سوژه‌های سیاسی و اقتصادی، به موضوعات اجتماعی نیز توجه کنند.

• ارتقای کیفی «پژوهش» در برخی از تولیدات، و توجه تولیدکننده و تهیه‌کننده به این مقوله مسرت‌برانگیز بود و لازم است این توجه روزافزون باشد.

•مهمترین نقطه قوت آثار این دوره، به بخش گزارش‌های خبری برمی‌گشت؛ گزارش‌هایی که قوت آن‌ها از انتخاب سوژه آغاز شده و با پرداخت جسورانه، شجاعانه و امیدآفرینِ گزارشگر به نقطه مطلوبی رسیده بودند.

• آثار بخش آیتم‌های تلویزیونی، کلیپ‌ها و موشن‌گرافیک هنوز به بلوغ کافی نرسیده بودند و به ویژه از نظر طنز، گفتارمتن و دیالوگ‌ها نیاز به ارتقا دارند.

ب) بخش اعلام برگزیده‌ها

هیئت داوران در بخش برنامه تلویزیونی؛

ضمن تقدیر از اثر «به اضافه مستند» به تهیه کنندگی آقای«محمدحسین میری» و اثر «شوکران» به تهیه کنندگی آقای « علی قربانی» و اثر «عصرانه» به تهیه کنندگی آقای «محمدرضا باقری» لوح افتخار این بخش را به مستند خبری «به وقت جام (قسمت انگلیس) » به  کارگردانی آقای «علی بوالی» اهدا می‌کند و همچنین هیئت داوران؛ فانوس این بخش را به اثر «دوران» به تهیه کنندگی آقای «فرشاد منجزی» اهدا می‌کند.

هیئت داوران در بخش تلویزیون اینترنتی؛

ضمن تقدیر از اثر «ویدئولوژی(قسمت تی‌شرت لاکچری۲۰۱۸)» به تهیه کندگی آقای«علی سرو» لوح افتخار این بخش را به «یه بوم و دو هوا» به کارگردانی خانم « فاطمه احمدی» اهدا می‌کند.

و همچنین هیئت داوران؛ فانوس این بخش را به اثر «شهرآرا (اعتصاب ده ونک) » به تهیه کنندگی آقای «میلاد گودرزی» اهدا می‌کند.

هیئت داوران در بخش آیتم های تلویزیونی، موشن گرافیک و کلیپ؛ ضمن تقدیر از اثر «چگونه سینمای مردمی داشته باشیم» به کارگردانی آقای«مجید ریاضی‌رستگار» و اثر «هم‌بازی» به کارگردانی آقای «حسین گلزار» و اثر «زخم‌های امت» به کارگردانی آقای «حسن امینی» و اثر «فتح اورشلیم» به کارگردانی آقای «مجید نوروزی»  در این بخش هیچ اثری را واجد دریافت جایزه ندانستند.

هیئت داوران در بخش گزارش خبری؛

ضمن تقدیر از اثر «این پنج نفر» به کارگردانی آقای «ناصر اکبرپور» و  اثر «مهاجرت معکوس» به کارگردانی خانم «اعظم سائدی» لوح افتخار این بخش را به اثر «معلمانی که کارگری می‌کنند» به کارگردانی آقای «کاظم دهقانی اشکذری» اهدا می‎کند.

 همچنین هیئت داوران؛ فانوس  این بخش را به اثر « قاچاق سوخت» به کارگردانی آقای «سعید پرویزی» اهدا می‌کند.

 همچنین هیئت داوران؛ جایزه دستکش ننه عصمت را به خاطر حمایت از هنر انقلاب اسلامی و جسارت در صیانت از مرزهای سینمای متعهد به خانم «زهرا چخماقی» اهدا می کند.

بیانیه جمع بندی اعضای بازبین و هیئت داوران بخش «پویانمایی»

اسامی هیئت داوران: هادی محمدیان، یوسف قوجق، مازیار بیژنی

الف) بخش تحلیل آثار

اعضای بازبین و هیئت داوران جمع‌بندی خود را از آثار بخش پویانمایی جشنواره در سال جاری، به این صورت اعلام می‌کنند؛

• بررسی آثار نشان می‌دهد نسبت به دوره‌های گذشته، فهم انیمیشن در محتوا و قالب ارتقا داشته است و تولیدکنندگان موفق شده‌اند رشد خود را در تکنیک به نمایش بگذارند.

• آثار حاضر در این دوره، خوشبختانه قالب‌ها و تکنیک‌های مختلف و متنوعی از پویانمایی را استفاده کرده‌اند و به نمایش گذاشته‌اند.

• داستان و عناصر آن از پایه‌های اصلی تولید یک اثر پویانمایی است و به تولیدکنندگان آثار پویانمایی پیشنهاد می‌شود توجه بیشتری به بهره‌مندی از ظرفیت‌های حوزه داستان و ادبیات انقلاب اسلامی داشته باشند.

• مرور مضامین و محتوای آثار نشان می‌دهد در موضوعاتی که تولید اثر مستلزم عبور از احتیاط و محافظه‌کاری است و جسارت می‌طلبد کمیت آثار پایین تر از حد مورد نیاز است. از جمله در محورهایی چون تحریم، حجاب، اعتماد به نفس و امید که جامعه ایرانی طی یکسال اخیر مورد تهاجم رسانه‌ای شدیدی قرار گرفته است.

ب) بخش اعلام برگزیده‌ها

هیئت داوران در بخش پویانمایی؛

ضمن تقدیر از اثر «شیرین و فرهاد» به کارگردانی آقای«رحیم کریم‌زاده» و اثر «مشهد دوست داشتنی» به کارگردانی آقای«محمود سلطانپور» لوح افتخار این بخش را به اثر «روز از نو» به کارگردانی آقای« حسن اسدی»  اهدا می‌کند.

همچنین هیئت داوران؛ فانوس این بخش را به اثر «شهر هزار کبوتر» به کارگردانی مشترک آقای «وُریا نیک‌منش» و «مریم هاشم نژاد»  اهدا می‌کند.

بیانیه اعضای بازبین و هیأت داوران بخش فیلمنامه

اعضای داوری: انسیه شاه حسینی، امین صدیقی، قربانعلی طاهرفر

وَالشُّعَرَاءُ یَتَّبِعُهُمُ الْغَاوُونَ ﴿٢٢۴﴾ أَلَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِی کُلِّ وَادٍ یَهِیمُونَ ﴿٢٢۵﴾ وَأَنَّهُمْ یَقُولُونَ مَا لا یَفْعَلُونَ ﴿٢٢۶﴾ إِلا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَذَکَرُوا اللَّهَ کَثِیرًا وَانْتَصَرُوا مِنْ بَعْدِ مَا ظُلِمُوا وَسَیَعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُونَ ﴿٢٢٧﴾ آیات پایانی سوره شعراء

الف) بخش تحلیل آثار

ارزیابی و داوری بخش فیلمنامه نویسی نهمین جشنواره مردمی فیلم عمار به پایان رسید در حالی که چشم اندازی امیدبخش را فراروی دغدغه مندان سینمای انقلاب اسلامی متصور نمود. در این دوره از مجموع ۲۳۵ اثر ارائه شده به دبیرخانه ی جشنواره، ۳۷ اثر در بخش های فیلمنامه ی بلند و نیمه بلند، فیلمنامه کوتاه، طرح و سیناپس و فیلمنامه مستند حائز شرایط داوری نهایی شدند. از نکات قابل تأمل این دوره در مقایسه با ادوار گذشته؛ می توان به ارتقاء سطح کیفی آثار، تنوع سوژه ها و موضوعات و مشارکت نویسندگان انقلابی از اقصی نقاط کشور اشاره داشت. همچنین از بررسی تطبیقی آثار ارائه شده به ادوار جشنوارهی عمار به فهرست تعدادی قابل توجه از اسامی خواهیم رسید که در اغلب دوره ها مشارکت فعال داشته اند و شایسته است که از آنان با عنوان نویسندگان وفادار جشنواره عمار نام برد.

ب) بخش اعلام برگزیده‌ها

هیأت داوران ضمن تشکر از تلاش های تمامی نویسندگان عماری و با امید بهره گیری از ظرفیت های هنری این فرهیختگان در عرصه های هنری کشور، پس از بررسی آثار، منتخبین را به شرح زیر اعلام می دارد:

هیئت داوران در بخش طرح فیلمنامه و سیناپس؛

لوح افتخار این بخش را به طرح فیلمنامه «روزی روزگاری بویر احمد» به نویسندگی آقای «رضا دانش پژوه» و طرح فیلمنامه مستند «امام جمعه» به نویسندگی آقای «میثم مهدوی راد» اهدا می‌کند.

در بخش فیلمنامه کوتاه؛

جایزه مردمی هیئت داوران بخاطر بهنگام و بروز بودن و حمایت از تولید ملی و اقتصاد مقاومتی به اثر «خرید قبل» به نویسندگی خانم «ریحانه مهر پویا» تعلق میگیرد.

همچنین هیئت داوران لوح افتخار این بخش را به فیلمنامه کوتاه «اینجا سرزمین من است» به نویسندگی آقای «سید مهدی میرغیاثی» اهدا می‌کند.

همچنین هیئت داوران در بخش فیلمنامه بلند و نیمه بلند؛

 فانوس این بخش را به فیلمنامه بلند « لیست شنبه» به نویسندگی مشترک «محمدصادق رمضانی و حجت احمدی زر» اهدا می‌کند.

بیانیه جمع بندی اعضای هیئت انتخاب و هیئت داوران بخش «نقد، مقاله و پژوهش سینمایی»

اسامی هیئت داوران: حمیدرضا مدقق، محسن لبخندق، میثم مهدیار

الف) بخش تحلیل آثار

اعضای بازبین و هیئت داوران پس از بررسی آثار این بخش؛ نظرات خود را پیرامون مجموعه نقدها و مقالات سینمایی رسیده به جشنواره بیان می‌کنند.

• در دوره جاری، تعداد پژوهش‌های سینمایی، رشد قابل توجهی داشته است که خبر از نگاه علمی و قوی پژوهشگران می‌دهد.

• در سال‌های اخیر، نقد دیجیتال(صوتی و تصویری)، جایگاه خوبی در سینمای ایران پیدا کرده است. جشنواره عمار نیز می‌تواند در بخش رقابتی، از این قالب آثار نیز استفاده کند.

• در دوره جاری، تعدادی از آثار، سوژه‌ی پژوهش یا نقد خود را با رویکرد درون‌گرایانه به تجربه‌های بومی و داخلی اختصاص داده بودند. استمرار و گسترش این رویکرد، می‌تواند مطلع جدیدی برای جریان نقد سینما باشد.

• جریان نقد در ایران، غالباً پیرامون ایرادات آثار یا حول فیلم‌هایی شکل می‌گیرند که کم و بیش ناموفق یا نامطلوب باشند. پیشنهاد می‌شود جشنواره عمار، برنامه جدی‌تری برای سوق دادن این جریان نقد به سوی آثار موفق و مطلوب تدارک ببیند.

• دبیرخانه جشنواره عمار باید انرژی و تمرکز بیشتری در بخش «نقد و پژوهش‌های سینمایی» صرف کند و پژوهش‌های اولویت‌دار خود را در طول سال اعلام کند.

• کمیت آثار بخش نقد به مراتب می‌توانست بیشتر از تعداد کنونی باشد. برای جذب آثار بیشتر، دبیرخانه جشنواره باید منتقدان بیشتری را با بخش «نقد و پژوهش» در فراخوان جشنواره درگیر سازد. در بسیاری از اوقات، این درگیرسازی مستلزم رساندن گزارش سالانه جشنواره به نخبگان و محافل نقد سینمایی است.

• ادبیات نگارش عمده آثار این دوره از جشنواره نیاز به کیفیت‌بخشی و ارتقا داشتند. همچنین نقد و مقالات باید مبتنی بر استدلال‌های محکم‌تری باشند.

ب) بخش اعلام برگزیده‌ها

هیئت داوران در بخش پژوهش های سینمایی؛

 ضمن تقدیر از مقاله سینمایی«بازنمایی دین در سینمای پس از انقلاب؛ مدل مطلوب سینمای دینی و مذهبی» به نویسندگی آقای «محسن گودرزی»

فانوس این بخش را به پژوهش «مطالعه توزیع مردمی محصولات رسانه‌ای در اکران مردمی جشنواره فیلم عمار» به نویسندگی آقای «رسول احمدی» اهدا می‌کند.

هیئت داوران در بخش نقد و مقالات سینمایی هیچ اثری را واجد کاندیداتوری ندانستند.

بیانیه جمع بندی اعضای بازبین و هیئت داوران بخش «نماهنگ»

اسامی هیئت داوران: سید محمد میرزمانی، میلاد عرفان‌پور، مهدی نقویان

الف) بخش تحلیل آثار

اعضای بازبین و هیئت داوران؛ با احترام به تلاش سازندگان آثار، به ویژه گروه‌های شهرستانی که با امکانات اندک، آثار قابل قبولی ارائه کرده‌اند، نظرات خود را پیرامون مجموعه نماهنگ‌های رسیده به جشنواره بیان می‌دارند:

• توجه تولیدکنندگان به ژانر «سبک زندگی» و حضور چند نماهنگ باکیفیت در این موضوع، ستودنی و نویدبخش است.

• در حضور برخی آثار کلیشه‌ای، نمونه‌های بدیع و خلاقانه‌ای در آثار این دوره مشاهده می‌شوند که از نظر ایده، فیلمنامه و فرم نسبت به گذشته رشد داشته‌اند.

• همچون گذشته، بعضاً شاهد حضور آثاری بودیم که به صورت متوازن به دوگانه محتوا و فرم توجه نداشته‌اند. به مراکز سینمایی جبهه فرهنگی انقلاب تأکید می‌شود به مقوله «آموزش»، خصوصاً درباره آثاری که در مضمون، به رویکردهای جشنواره نزدیک هستند توجه کنند و متناسب با خلأهای موجود، دوره‌های آموزشی‌ای را طراحی و برگزار کنند.

• توقع می‌رفت در سالی که جامعه ایرانی درگیر یک جنگ بی‌امان اقتصادی است آثار بیشتری در ارتباط با این موضوع ساخته می‌شد؛ به‌ویژه در شرایطی که غالباً آثار نماهنگ با پشتوانه دولتی ساخته می‌شود.

ب) بخش اعلام برگزیده‌ها:

هیئت داوران در بخش نماهنگ؛

ضمن تقدیر از نماهنگ «جعبه سیاه» به کارگردانی آقای «محمد نیک‌دل» فانوس این بخش را به علت «برداشت جدید از یک سرود شاخص و نگاه نو در تولید آثار برای کودکان و نوجوانان و توجه به ژانر سینمای آینده» به اثر«علی کوچولو» به کارگردانی آقای «حامد حیدری» اهدا می‌کند.

همچنین هیئت داوران؛ جایزه ویژه بخش نماهنگ را به دلیل «ایده جذاب، ساختار مستحکم و پرداخت خوب موسیقی، تصویر» در اثر «قاصدک» و به دلیل «موضوع بدیع، موسیقی خوب، توجه به هویت ایرانی اسلامی» در اثر «خلوت خوب» و به دلیل «نوآوری تصویری و رویکرد نو نسبت به خانواده» در اثر «خونه مادربزرگه» به آقای «سید مهدی حسینی» اهدا می‎کند.

بیانیه جمع بندی اعضای بازبین و هیئت داوران بخش «فیلم ما»

اسامی هیئت داوران: محمدرضا باقری، محمد براتی، زهرا چخماقی

الف) بخش تحلیل آثار

اعضای بازبین و هیئت داوران پس از بررسی آثار این بخش؛ ضمن احترام و تکریم به همت‌های بلند و جسورانه مستندسازان نوجوان و جوان در ساخت فیلم‌های مردمی‌؛ و تأکید بر رشد امیدوار کننده فیلمسازان نوپای سینمای انقلاب درانتخاب سوژه، مضامین، فرم و ساختار تولیدات، جمع‌بندی خود را از ارزیابی این بخش اعلام می‌کند:

• در بین تولید کنندگان آثار مستند و داستانی این بخش، از کشاورز و خانه‌دار تا دانش‌آموز و دانشجو و اهالی بازار حضور داشتند. این تنوع و اعتماد به نفس را باید قدر دانست و به‌عنوان الگو به مردم ارائه کرد.

• کیفیت و نمره فنی آثار، اعم از فیلم برداری، صدا، نور، زاویه دوربین و… در دوره جاری، نسبت به گذشته رشد داشته است.

• در برخی آثار ثبت‌نامی، کارگردان از مفهوم «فیلمِ ما» که منوط به استفاده از سوژه‌های پیرامونی خود است فاصله گرفته و به سمت «فیلم آماتور» سوق پیدا کرده بود. نیاز است دبیرخانه جشنواره تمهیدات بیشتری برای تبیین و معرفی ماهیت این بخش تدارک ببیند.

• در «فیلم ما»، انتخاب سوژه از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. سوژه می‌تواند یک فرد یا مکان یا گروه یا رخداد یا یک محصول باشد. در آثار امسال، عمده سوژه‌ها از جنس «افراد» انتخاب شده بود. به‌نظر می‌رسد سوژه‌های متفاوتی مثل گروه‌ها، رخدادها، مکان‌ها و محصولات رفته بودند. خصوصاً انتخاب سوژه‌هایی که درون‌مایه حرکت گروهی دارند جزو نقاط قوت آثار امسال است.

• غالب آثاری که با موضوع خانواده شهدا در این بخش حضور پیدا کرده‌اند به‌رغم انتخاب مناسب سوژه، به‌جای پرداختن به وجوه اجتماعی یا ارائه الگوهای موفق و داشتن رویکرد عزتمندانه، بیشتر با رویکردی کلیشه‌ای، صرفا به بعد احساسی و فردی شهادت یا معرفی کلی شهید توجه کرده‌اند و به همین دلیل نتوانستند در جمع کاندیداهای دریافت جایزه قرار بگیرند.

• در مجموع، صاحبان اثر، سوژه‌های قابل قبولی از منطقه خود به سینمای حرفه‌ای پیشنهاد کرده‌اند. به افرادی که در این بخش حضور دارند یادآوری می‌شود نیاز نیست حتما وارد فضای حرفه‌ای فیلمسازی شوند. معرفی سوژه‌های پیرامونی در قالب‌هایی ساده و کوتاه، به قدری مهم است که ارزش دارد بخش زیادی از مردم، تمرکز خود را بر این موضوع قرار دهند.

ب) بخش اعلام برگزیده‌ها

ضمن تقدیر از اثر «سطل آب » به کارگردانی آقای «محمد فلاح گنجه» و  اثر «یک شب در مدرسه» به کارگردانی آقای «رضا رادپور»؛

لوح افتخار این بخش را به اثر «یدی» به کارگردانی آقای «یزدان عربی» اهدا می‌کند.

همچنین هیئت داوران؛ فانوس این بخش را به اثر «کلت» به کارگردانی خانم «سپیده شراهی» اهدا می‌کند.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

«نورنگار» با معرفی برترین‌ها به کار خود پایان داد – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: فرهنگستان هنر امروز (چهارشنبه ۱۲ دی) میزبان آیین اختتامیه دوره پنجم جشنواره عکس «نورنگار» بود.

به گزارش سینماپرس، مراسم اختتامیه پنجمین دوره از جشنواره «نورنگار» چهارشنبه ۱۲ دی با حضور دبیر و داوران این رویداد فرهنگی و استادان عرصه عکاسی با اجرای امید محمدنژاد در فرهنگستان هنر برگزار شد.

مسعود افشانی دبیر این جشنواره در ابتدا در سخنانی گفت: با توجه به تجربیات برگزاری دوره های قبلی جشنواره و پیش بینی های انجام شده، فراخوان جشنواره سوم از تاریخ یکم مرداد ماه تا پایان روز بیستم آذرماه اعلام شد. تعداد آثار دریافتی مجموعاً ۲۲۰۰ قطعه عکس در هر ۲ بخش اصلی و جنبی است. عکس های دریافتی پس از مطابقت با قوانین جشنواره در اختیار هیئت محترم داوران قرار داده شد.

زیبایی های ایران را در جشنواره «نورنگار» نمایش می دهیم

در ادامه محمد فروغی مدیرعامل «نورنگار» نیز هدف از برگزاری این جشنواره را نشان دادن زیبایی های ایران معرفی کرد و از تاثیرگذاری عمیق هنر عکاسی فراتر از کتاب و سخنرانی نام برد و گفت: ما در این جشنواره در حال نشان دادن ایران هستیم. متاسفانه موج منفی در کل ایران زیاد می شود و ما هم به آن دامن می زنیم. ولی ما در جشنواره «نورنگار» سعی می کنیم بگوییم ایران زیبا است و ما وطنمان را دوست داریم.

وی تاکید کرد: همه باید سعی کنیم ایران را سرافراز نگه داریم. امیدوارم ما با جشنواره مان تاثیر مثبتی روی جامعه داشته باشیم. عکس های کتاب دوره پنجم نیز بسیار کاربردی و قابل استفاده برای کسانی است که کارهای تحقیقاتی می کنند.

سپس داریوش محمدخانی مشاور هنری جشنواره روی سن آمد و در سخنانی بر لزوم بین المللی شدن جشنواره «نورنگار» تاکید کرد.

رشد جشنواره «نورنگار» از نظر کیفی و کمی

در ادامه مسعود زنده روح کرمانی به نمایندگی از هیات داوران روی سن آمد و به قرائت بیانیه داوران پنجمین دوره جشنواره عکس نورنگار پرداخت.

ابتدای بیانیه این چنین بود: جشنواره عکس نورنگار پنجمین دوره خود را پشت سر می گذارد. طبعا انتظار می رود جشنواره ای که چنین سابقه ای را در کارنامه خود دارد به رشد قابل توجهی از نظر کیفی و کمی دست یافته باشد به خصوص اگر برگزارکننده به عنوان یک موسسه بازرگانی لوازم عکاسی با انبوهی از علاقمندان و دست اندرکاران عکاسی ارتباطی تنگاتنگ و نزدیک داشته و طی سال های متمادی فعالیت خود همواره کوشیده است به عنوان حامی در کنار بسیاری از فعالیت های فرهنگی این رشته حضور داشته باشد.

در ادامه بیانیه هیات داوران تاکید شده بود: داوران جشنواره عکس نورنگار با بررسی و قضاوت عکس های رسیده به دبیرخانه پنجمین دوره این جشنواره متفقا معتقدند ساختار این جشنواره پس از برگزاری چهار دوره پیشین به ساختار مناسبی برای ادامه این کار رسیده اما لازم است شرکت کنندگان نیز برای ارتقای آن به درک کامل تری از اهداف آن دست پیدا کنند. کم توجهی  شرکت کنندگان به اهداف، تعاریف و خواسته های برگزار کننده باعث شد در این دوره علیرغم سازماندهی پرهزینه و نیز وجود فرصت کافی برای انتخاب و ارسال آثار، کلیت آثار دریافتی، به توقعات داوران از نظر کیفی به درستی پاسخ داده نشود. این نقصان در بخش اصلی که «مجموعه عکس» بود بیشتر به چشم می آمد. برگزارکننده تعریف خود را از مجموعه عکس اعلام کرده و از شرکت کنندگان در خواست کرده بود که آثارخود را در چهارچوب آن تعریف ارسال کنند اما آثار ارسالی عمدتا با کم توجهی و حتی بدون توجه به آن ارسال شده بود به همین دلیل از دید داوران بخش اصلی این جشنواره، علیرغم انتظار از سطح کیفی پیش بینی شده برخوردار نبود. در بخش جنبی نیز علیرغم اینکه آثار بهتری را شاهد بودیم اما انتظار فراتری می رفت.

پایان‌بخش بیانیه هیات داوران این سخنان بود: این نقصان نه به این جشنواره که به کلیت جامعه عکاسی ما مربوط می شود. جامعه عکاسی امروز ما علیرغم پرکاری آشکار به جنبه های محتوایی تولیدات خود توجه لازم را ندارد. این پرکاری سطحی است و بسیاری اوقات به کیفیت محتوایی عکاسی ما آسیب وارد می کند. داوران این جشنواره وظیفه خود می دانند که در مورد این آسیب به جوانان علاقمند و پرشوری که از چنین رویدادهایی استقبال فراوان می کنند و باعث رشد آنها از نظر کمّی می شوند هشدار دهند. به برگزارکننده نیز پیشنهاد می کنند همانطور که طی سال های متمادی حضور خودرا در کنار فعالیت های فرهنگی نشان داده است به ضرورت آموزشی نیز بیش از پیش بپردازد. برای دوره های آتی جشنواره عکس نورنگار آرزوی موفقیت بیشتر داریم.

صادق میری، مسعود زنده روح کرمانی، سعید محمودی ازناوه، نادر داوودی و افشین شاهرودی داوران این جشنواره بودند.

در پایان مراسم اسامی برندگان اعلام شد که در بخش اصلی محمد قدمعلی، جمشید فرجوند فردا و شهرام فرزین سرشت و در بخش جنبی مرتضی صالحی، مهدی سعادت و امین بذرافشان جوایز این دوره از جشنواره را از آن خود کردند.

پس از پایان مراسم اختتامیه، نمایشگاه آثار برگزیدگان با حضور جمع حاضر در گالری خیال شرقی موسسه صبا افتتاح شد و علاقمندان می توانند تا ۱۸ دی ماه از این نمایشگاه دیدن کنند.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

آقای طباطبایی نژاد، شفاف سازی کنید! – اخبار سینمای ایران و جهان

محمدصادق عابدینی روزنامه نگار سینمایی با ارسال یک یادداشت اختصاصی به سینماپرس نوشت: چرا آقای طباطبایی نژاد حاضر نشده است لیست حمایت های مرکز گسترش  را منتشر کند، آیا قرار است مسئله ای از قضاوت عمومی پنهان بماند؟

به گزارش سینماپرس در این یادداشت آمده است: روابط عمومی سازمان سینمایی چند روز گذشته لیستی از گزارش مالی حسابرسی ۴ موسسه زیرمجموعه این سازمان در سال ۱۳۹۶ را منتشر کرد. در کمال تعجب، گزارش هایی که منتشر شده، صرفا تأییدی بر روند انجام تخصصی و معمول امور مالی این موسسات است، بدون اینکه نشان دهد چه مبالغی و در کجا هزینه شده و یا اینکه به کدام فیلمساز و هنرمند کمک هایی تعلق گرفته است. این بر خلاف درخواست های متعدد عموم جامعه، هنرمندان و فیلمسازان است که خواستار انتشار لیست مبالغ حمایتی این سازمان در زیر مجموعه هایش بوده اند.

از جمله مراکزی که گزارش حسابرسی مالی شان منتشر شد، مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی به ریاست سید محمدمهدی طباطبایی نژاد است. بیش از ۵ سال از مدیریت طباطبایی نژاد بر مرکز گسترش می گذرد. وی رکورد دار  یکی از طولانی ترین دوره های مدیریت فرهنگی از ابتدای شروع به کار دولت در سال ۱۳۹۲ بوده است.

بررسی کارنامه عملکرد طباطبایی نژاد نیازمند مطالعه روش ها و تاکتیک هایی است که در طول پنج سال مدیریت اش بر مرکز گسترش در جریان بوده است. روش هایی که در طول ۵ سال، هم استراتژی هایش دستخوش تغییرات ۱۸۰  درجه ای شده و هم تاکتیک های اجرایی اش کاملاً دگرگون شده است.

همچون بسیاری از مدیران دولت تدبیر و امید، طباطبایی نژاد نیز پس از روی کار آمدن روش انتقاد و تخریب عملکرد مدیر قبلی مرکز، شفیع آقامحمدیان، را در پیش گرفت. وی تا ماه ها پس از روی کار آمدن، ضعف های موجود در این مجموعه را با انتقاد از عملکرد مدیریتی آقامحمدیان سرپوش می‌گذاشت. پروژه تولید فیلم «لاله» که در زمان آقامحمدیان و به دستور وزیر وقت ارشاد کلید خورده بود، مهمترین دستاویز طباطبایی نژاد بود تا در ماه های آغازین مدیریت اش بتواند سعی و خطاهای خود را تحت الشعاع قرار دهد.

پس از مدتی وی تصمیم به استفاده از نیروهای عمدتاً بازنشسته و سن بالا در منصب های مدیریتی مرکز، منجمله قائم مقامی، معاونت پژوهش و دیگر بخش های مهم این نهاد مستندسازی کشور گرفت. طبعاً مستندسازانی که مرکز گسترش را نهادی حمایتی می دیدند، هیچ دخل و تصرفی در نحوه اداره و تصمیم گیری های کلان آن، که مشخصاً زندگی تک تک شان را تحت الشعاع قرار میداد، نداشتند.

با این همه در ۲-۳ سال اول، طباطبایی نژاد تاکتیک «حمایت از تولید» را برگزید و کمابیش به برخی مستندسازان، پروژه تولیدی داد. با حذف حجت الله ایوبی از سازمان سینمایی و روی کار آمدن محمد مهدی حیدریان، روش اداره مرکز و هزینه کرد بودجه آن توسط طباطبایی نژاد دچار تغییرات زیادی شد. این مرکز به جای اینکه نقش حمایتی خود را ایفا کند و به کشف استعدادها بپردازد، شروع به هبه بودجه های کلان به فیلمسازان شناخته شده با عنوان «پروژه های فاخر» نمود.

پروژه ای که اکنون و در آخرین روزهای حضور طباطبایی نژاد در مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی نیاز به شفاف سازی مالی درباره آنها هستیم. آنچه در لیست مالی منتشر شده از سوی مرکز گسترش جای خالی آن کاملا به چشم می آید ریز پرداخت های مرکز گسترش است. این مرکز از بودجه عمومی کشور تامین مالی می شود و در سیاست شفاف سازی که آقای انتظامی سرپرست سازمان سینمایی در پیش گرفته، دانستن جزئیات مالی پرداخت ها یک حق عمومی تلقی می شود. حال باید پرسید چرا آقای طباطبایی نژاد حاضر نشده است لیست حمایت های مرکز گسترش  را منتشر کند، آیا قرار است مسئله ای از قضاوت عمومی پنهان بماند؟ در ریز هزینه ها مواردی هست که انتشارش برای مرکز تحت مدیریت طباطبایی نژاد مضر است؟ آیا چنین شفاف نمایی به جای شفاف سازی مورد تایید سرپرست سازمان سینمایی است؟

از زمان روی کار آمدن حسین انتظامی، وی شعار شفافیت را سرلوحه فعالیت و برنامه های خود در این سازمان اعلام نمود. اما اگر منظور ایشان از شفافیت، انتشار لیست های کلی و به درد نخور است، نمی توان به موفقیت وی در این سازمان فرهنگی امیدوار بود.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

جشنواره وارش امسال از دبیرخانه دائمی برخوردار است – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: رییس شورای سیاستگذاری جشنواره بین المللی وارش از همکاری و کمک بخش خصوصی و نهادها و سازمان های دولتی در برگزاری این رویداد خبر داد.

به گزارش سینماپرس، محمود شالویی گفت: جشنواره فیلم وارش از دیرباز خواستگاه هنرمندان و فیلمسازان ملی بوده و جایگاه مهمی در سینمای ایران و فعالان این عرصه دارد. اداره کل فرهنگ و ارشاد استان مازندران تنها متولی برگزاری جشنواره فیلم وارش نیست و بخش خصوصی و برخی از سازمانهای مرتبط با موضوع جشنواره در کنار ما خواهند بود .

وی یاد آور شد: استقبال قابل توجه فیلمسازان از نهمین دوره جشنواره بین المللی فیلم وارش، نشان از رویدادی تاثیرگذار است و امسال تلاش شده با کمک سازمان سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و دستگاه هایی نظیر آن همچون کمیسیون ملی یونسکو و سازمان اکو، بخش های خصوصی و نهادهای دولتی مازندران همچون استانداری مازندران و فرمانداری بابل و نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی، اعتباری در حد مقدورات از محل اعتبارات استانی از سوی سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان به جشنواره اختصاص پیدا کند که می تواند بخشی از هزینه های جشنواره را جبران کند .

رئیس شورای سیاستگذاری جشنواره بین المللی فیلم وارش اظهار داشت: همه جشنواره های مهم در ایران از جمله جشنواره فیلم فجر ، جشنواره سینماحقیقت، جشنواره فیلم کوتاه تهران و… ردیف تعریف شده ای از محل اعتبارات ملی دارند وبا توجه به رویکرد دولت به حوزه فعالیت های فرهنگی و اجتماعی، جشنواره ها محل مناسبی برای تقویت نشاط اجتماعی هستند.

شالویی تاکید کرد: نهمین جشنواره بین المللی فیلم وارش با برنامه ریزی صحیح و با استفاده از نظر و نگاه نخبگان فرهنگی کشور پیش می رود. ستاد جشنواره از ابتدای مهر امسال در حال پیگیری و آماده سازی برگزاری این رویداد است و این تلاش تا ماه های بعد نیز ادامه خواهد داشت .

مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان مازندران عنوان کرد: در نهمین دوره این جشنواره نیز همانند ادوار اول آن به استانداردهای برگزاری یک جشنواره بین المللی توجه ویژه ای داریم و با توجه به شرایط اقتصادی کشور هزینه های جشنواره را از محل تامین مشارکت های خدماتی و فرهنگی به حداقل خواهیم رساند.

شالویی تصریح کرد: همه جشنواره های دنیا برای برگزاری هدفمند نیاز به برنامه ریزی دارند و تلاش ما این است که بخش عمده ای از هزینه میهمانان بین المللی را از محل مشارکت وزارت خارجه و سایر دستگاه ها تامین کنیم. رقم هزینه های جشنواره فیلم وارش درآینده ای نزدیک اعلام می شود و کمک های جانبی این رویداد در حال برنامه ریزی و بررسی است.

رییس شورای سیاستگذاری نهمین جشنواره بین المللی فیلم وارش بیان کرد: جشنواره های فرهنگی در همه استانها ی کشور توسط موسسات فرهنگی و هنری زیر نظر ارشاد برگزار می شود و اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی مازندران نیز این مهم را در برنامه ریزی خود دیده است.

وی تصریح کرد: خوشبختانه پس از سالها فراز و نشیب در برگزاری این رویداد، امسال این جشنواره از یک دبیرخانه دائمی و مدیریت علمی برخوردار است و بخش های مختلف آن با نظم اصولی پیگیر برگزاری مطلوب این جشنواره هستند .

شالویی ادامه داد: در استان مازندران پنج مجموعه صنفی، فرهنگی و هنری در حوزه سینما در بخش تولید ، نمایش و امور صنفی فعالیت می کنند.

مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان مازندران گفت : همچنین در جشنواره فیلم وارش چند نشست و کارگاه ملی و بین المللی با حضور چهره های شاخص هنری از کشورهای حوزه دریای کاسپین برگزار خواهد شد.

شالویی با اشاره به حضوره داوطلبان جوان در جشنواره فیلم وارش، گفت: این دوره از جشنواره فیلم وارش علاوه بر ۱۲ مدیر متخصص از ۵۰ داوطلب جوان و هنرمند در بخش های مختلف استفاده و تلاش می کند این سرمایه مهم انسانی را برای دوره های آتی در کنار خود داشته باشد .

رئیس شورای سیاستگذاری جشنواره فیلم وارش ادامه داد: در مازندران به دنبال جشنواره هایی با رویکرد فرهنگ ایرانی و اسلامی هستیم و از هر حرکتی با برنامه ریزی صحیح و علمی با پشتوانه هنرمندان حرفه ای استقبال می کنیم .

شالویی از همه سازمانها و نهادهایی که تاکنون با جشنواره همکاری داشته اند قدردانی کرد .

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

عکس/ بازدید علی عسگری از پشت صحنه سریال «نفوذ»


عکس/ بازدید علی عسگری از پشت صحنه سریال «نفوذ»

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

«لواسان» به صداگذاری رسید – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: با توجه به خاتمه تدوین فیلم سینمایی «لواسان» ساخته سمیرا رجبی، این اثر وارد مرحله صداگذاری و ساخت موسیقی شده است.

به گزارش سینماپرس، فیلم بلند «لواسان» به کارگردانی سمیرا رجبی و تهیه‌کنندگی عزت‌الله جامعی‌ندوشن در حال حاضر در مرحله صداگذاری و ساخت موسیقی قرار دارد و به زودی آماده نمایش می شود.

تدوین این فیلم ظرف یکی، دو هفته گذشته توسط کاوه ایمانی به پایان رسیده است.  

عباس غزالی، ثریا قاسمی، سمیرا رجبی، شمسی فضل‌اللهی، فریبا طالبی و امیرمحمد زند بازیگرانی هستند که در این فیلم به ایفای نقش پرداخته‌اند.

این فیلم مضمونی اجتماعی دارد و در خلاصه داستانش آمده است: «جوانی در مخمصه روحی و روانی قرار گرفته است. وی در این شرایط و در ضمیر ناخوداگاه خود قصد خروج از کشور را دارد اما در این میان اتفاقاتی رخ می دهد که …»

«لواسان» اولین فیلم بلند سمیرا رجبی محسوب می‌شود.

عوامل اصلی «لواسان» عبارتند از تهیه کننده: عزت‌الله جامعی ندوشن، کارگردان: سمیرا رجبی، سرمایه‌گذار: داوود حاجی‌قاسمی، مشاور کارگردان: سیدمجتبی اسدی‌پور، نویسندگان: صدف امین رنجبر، میلاد ثابت‌کار، تدوین: کاوه ایمانی، صداگذار: روح‌الله جعفربگلو، آهنگساز: سپهر پشوتن، برنامه‌ریز و دستیار اول کارگردان: بهروز فروغی‌راد، دستیار دوم کارگردان: مهدی میثمی، منشی صحنه: مهلا معصومی‌نژاد، عکاس: یعقوب جعفری، سهیلا جعفری، مدیر تولید: مجید نصیری، مدیر فیلمبرداری: حسن اسدی، دستیار یک فیلمبردار: محمد آقاحسینی، گروه فیلمبرداری: امیرحسین صدرایی، شیرین قادر، جواد پورمیرزا، طراح صحنه و لباس: سیما سلامی، دستیار صحنه: سیدحامد مبردی، دستیار لباس: نرگس حسن پور، مدیر صدابرداری: علیرضا نوین‌نژاد، طراح چهره‌پردازی: علی ضرابی، مجریان گریم: وحید شیرزاده اصل، رضوان فتحی پور، ثریا نوروزی، مدیر تدارکات: سعید بصیری، گروه تدارکات: سامان مرادی، مجتبی حبیبی، حسین نظر.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

داوران بخش نمایش جشنواره تلویزیونی جام جم مشخص شدند – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: معاون سیما با صدور احکامی اعضای هیات داوران نمایشی پنجمین جشنواره تلویزیونی جام جم را منصوب کرد.

به گزارش سینماپرس، مرتضی میرباقری معاون سیما و رییس پنجمین جشنواره تلویزیونی جام جم در احکامی احمد امینی، جابر قاسمعلی، فرهاد قائمیان، علی آشتیانی پور، امیر بوالی و محمود اربابی را به عنوان اعضای هیات داوران بخش نمایشی این جشنواره منصوب کرد.

رییس جشنواره تلویزیونی جام جم در حکم خود حضور این اعضا در هیات داوران این کمیسیون را برای داوری آثار منتخب شبکه ها فرصتی مغتنم شمرد.

اعضای هیات داوران کمیسیون نمایشی پنجمین جشنواره تلویزیونی جام جم با پیشنهاد مسعود احمدی‌افزادی دبیر کمیسیون و با حکم معاون سیما و رییس جشنواره منصوب شدند.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

«ایرنه» نمادی از برای پذیرش حاکمیت مذهب با دلی در گروی سکولاریسم/ «وقتی همه می دانند» اینجا ته خط فیلمسازست! – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: شاید در ایران اسلامی است که همه اتفاق ها و پایان ها رو به سیاهی بوده و اصولا فردایی دلنشین و زیبا برای انعکاس سینمایی توسط سینماگران وجود ندارد و شاید طبع فرنگی شده سبب می شود تا تمام قاب های تصویری زیبا توسط فیلم‌ساز در سرزمین های غربی خلق  شود!

سید عرفان فاطمی / فیلم سینمایی همه می دانند (Everybody Knows) جدیدترین اثر کارگردان اسکار رفته ایرانی، یعنی اصغر فرهادی است؛ کارگردانی که با مصونیت هرچه تمام، بعد از آنکه نتوانست مجوز اکران عمومی و گسترده اثر در سینماهای ایران را به علت عدم همخوانی داستان و محتوای آن با فرهنگ و سنن ایرانی-اسلامی بگیرد، فیلمش به صورتی ویژه، گسترده و البته به صورت غیر قانونی در فضای مجازی پخش گردید.








البته که  ما می نویسیم غیر قانونی و شما هم غیر قانونی بخوانید. این فیلم دارای زیرنویس روان و سلیس فارسی  است و جزء بهترین زیرنویس های منتشر شده در ردیف فیلم های خارجی  در سال های گذشته است و به اعتراف کارگردان فیلم، خود او این زیرنویس را فراهم آورده تا مبادا مخاطب مسلمان ایرانی، نسخه های فاقد کیفیت لازم را مشاهده کنند.






این فیلم دومین فیلم اصغر آقا است که در خارج از ایران ساخته می‌شود؛ با این تفاوت که تمام شخصیت ها و زبان رایج در این اثر کاملا اسپانیایی است و این در حالی است که در ساخته پیشین این فیلم‌ساز که با نام گذشته (The Past) شناخته می شود و در سال ۱۳۹۱ هجری شمسی، در کشور فرانسه ساخته شد؛ کاراکتر احمد به عنوان یک شخصیت ایرانی با زبان فارسی وجود داشت که نقش آن را علی مصفا ایفا می کرد.



البته اصغر آقا بارها و به روش های مختلف سعی کرده ثابت کند که اصلا علاقه ای به فیلم‌سازی در خارج از کشور خود ندارد و این مورد را حتی در نشست خبری این فیلم در جشنواره کن مطرح کرد که تمایل زیادی به فیلم‌سازی در آنسوی مرزهای کشورش ندارد. اما سوال اساسی  که در اینجا  به وجود می آید این است که اثری به سبک فیلم سینمایی همه می دانند (Everybody Knows) با چه مقصودی از طرف فیلمساز معروفی همچون اصغر فرهادی ساخته می‌شود و یا اساسا چه دغدغه ای در فیلم‌ساز منوالفکری همچون اصغر آقا به وجود آمده که او را تا اسپانیا کشانده و به روایت سینمایی از  داستان گم شدن دختری اسپانیایی وا می دارد!؟



به عبارت دیگر، برای فهم اثری همچون فیلم سینمایی همه می دانند (Everybody Knows)؛ باید به این مهم توجه داشت که کارگردانانی همچون اصغر فرهادی، همواره خود را فیلم‌ساز به روز و دغدغه مند نسبت به اتفاقات جامعه و مردم اطراف خود معرفی کرده و می کنند و عموما با سبک داستان گویی خود و البته با طرح مضامین مشخص و قابل فهم، قضاوت خود را به عنوان یک فیلم‌ساز مولف یعنی فیلم‌سازی که اصول مشخص و ثابتی را در روند فیلم‌سازی خود دارد، مطرح می نمایند.







از نخستین فیلم این کارگردان، یعنی فیلم سینمایی رقص در غبار (Dancing in the Dust) که در سال ۱۳۸۱ هجری شمسی ساخته شد و به مسئله طبقه فرو دست و باورهای غلط جامعه می پرداخت تا فیلم سینمایی در شهر زیبا (The Beautiful City) که بلافاصله پس از اولین اثر این کارگردان در سال ۱۳۸۲ هجری شمسی، ساخته می شود و رسما به جنگ با قصاص در اسلام رفته و از پیشگامان مواجهه با احکام الهی قلمداد می شود و همچنین فیلم سینمایی چهارشنبه سوری (Fireworks Wednesday) که در سال ۱۳۸۴ هجری شمسی ساخته و به مسئله خیانت در زندگی زناشویی می پرداخت و نهایتا دو اثر سینمایی شاخص این کارگردان، یعنی فیلم سینمایی درباره الی (About Elly) که در سال ۱۳۸۷ هجری شمسی، به موضوع دروغ پرداخته و فیلم سینمایی جدایی نادر از سیمین (A Separation) که در سال ۱۳۸۹ هجری شمسی، به ترسیم موضوع قضاوت می پردازد و با تمسک بر قضات در گذشته به سراغ فرهنگ و تعریف انسانیت می رود.







پس اگر چه عموم علاقمندان و حتی منتقدان پیگیر آثار سینمایی  اصغر فرهادی بر این باورند که او برای هر فیلم خود، مضمون مشخصی را معین می کند؛ اما قطعا نمی توان مضامینی مشخص که با یک نخ تسبیح واحد به هم گره خورده باشند در تازه ترین اثر این کارگردان بیابیم و به نظر می آید که خود اصغر آقا هم خیلی تلاش کرده تا مضمون واحدی را در فیلم سینمایی همه می دانند (Everybody Knows) خود یافت کند؛ پیگیری ویژه ای که قطعا موفق نبوده است و نتیجه  شکست در محتوا محسوب شده و در صورتی کُلی خود به فرم این اثر سینمایی نیز لطمه زده است و فیلم را دارای از هم گسیختگی آشکار کرده است که حتی اراده و میل شخصیت های آن مشخص نیست.







شاید که نه! قطعا اصغر فرهادی استراتژی مشخصی را در فیلم سینمایی همه می دانند (Everybody Knows) نداشته است و این فیلم گامی رو به عقب برای او محسوب شود.





جالب آن است که تحلیلگر بی بی سی فارسی در باره این فیلم می نویسد:

فیلم با یک کلیسا آغاز می شود؛ یک کلیسای کهنه و فرسوده که نمادی است از زوال مذهب. پرنده هایی ساعت کلیسا- بخوانید زمان- را دریده اند و از حفره ای می توانند به بیرون پرواز کنند. این چکیده فیلم تازه فرهادی است؛ فیلمی درباره زوال مسیحیت که نقطه قوتش- که از چشم منتقدانش دور مانده- در نگاه جهان شمول فیلمسازی است که از قالب های ملی فراتر رفته و به مفهوم واقعی به فیلمسازی “جهانی” بدل شده که نیازی به ارجاع “وطنی” نمی بیند.





البته تحلیلگر بی بی سی فارسی به هیچ عنوان به ماهیت خدا انکارانه اثر اشاره نداشته و اساسا محتوی ضدمذهبی فیلم  را در حد مسیحت و کلیسای متروک و هجو خدای ساعت ساز خلاصه می نماید.






داستان فیلم سینمایی همه می دانند (Everybody Knows) در یک جامعه روستایی در کشور اسپانیا می گذرد و شخصت زن داستان یعنی لورا (Laura) که پنه لوپه کروز (Penélope Cruz) ایفاگر نقش آن است؛ بعد از سال ها به همراه فرزندان خویش برای مراسم عروسی خواهرش به زادگاه خود برگشته و این در حالی است که در شب عروسی و در میان شور و رقص و می گساری پیرامونی آن، دختر لورا (Laura) که در اثر با نام ایرنه (Irene) خوانده شده و دچار بیماری و مشکل آسم است؛ توسط افرادی ناشناس ربوده می‌شود و این گونه پلات معمایی در آخرین ساخته اصغر آقا شکل می گیرد.







شاید تنها نقطه ی مشترک و وجه تشابهی که از آثار قبلی فرهادی همراه او به این فیلم آورده شده، همین صورت وضعیت معمایی اثر است؛ اما این گره معمایی در نسبت به آثار قبلی کارگردان،  هم از نظر ایده و هم به جهت اجرا، ضعیف تر پرداخت شده و اینگونه است که اتفاقات در فیلم سینمایی همه می دانند، به ساده ترین شکل سینمایی و به صورتی سلسله وار رقم می خورد.






ایرنه (Irene) بر اثر مصرف مشروبات الکلی حالش بد می شود و به طبقه بالای مکان برگزاری عروسی می رود و بعد از چند دقیقه برق ها رفته و بعد از آمدن برق ها، مادر او، یعنی لورا (Laura)؛ متوجه ناپدید شدن دخترش می‌شود.



در فیلم شخصیتی به نام پاکو (Paco) با بازی خاویر باردم (Javier Bardem) حضور دارد که معشوقه ی دوران جوانی لورا است؛ پاکو پسر خدمتکار خانه پدر لورا بوده و حالا هر کدام آن ها ازدواج کرده اند و زندگی مجزایی تشکیل داده اند. پس اگر چه در حال حاضر خبری از عشق سابق بین آن ها نیست، اما تقریبا تمام افراد این روستا این قضیه را می دانند و این همه در حالی است که حتی در پایان فیلم هم مشخص نمی‌شود که به راستی عدم فرجام عشق آن ها در تشکیل زندگی مشترک چه بوده است.



بعد از ربوده شدن ایرنه (Irene)، پدر واقعی او یعنی پاکو که اکنون با زنی به نام بئا (Bea) و با بازی باربارا لنی (Bárbara Lennie) زندگی می کند؛ به کمک لورا می آید تا دختر او را بیایند و در این میان سارقین دختر تقاضای مبلغ هنگفتی می کنند و این در حالی است که لورا و همسر ورشکسته اش آلخاندرو (Alejandro) از پرداخت این مبلغ عاجز هستند. در این هنگام است که لورا به سراغ پاکو  می رود و نزد او اعتراف به حقیقتی می کند که نقطه عطف دوم فیلمنامه را شکل می دهد.







هنگامی که لورا (Laura) از شخصیت پاکو (Paco) برای تامین پول کمک می گیرد؛ مجبور به اعتراف می‌شود و می گوید که دخترش ایرنه (Irene) حاصل رابطه پنهانی دوران متاهلی اوست و نه ازدواج با همسر ورشکسته اش آلخاندرو (Alejandro) و در واقع در اینجاست که فیلم به صورتی واضح به ترسیم مشروعیت حرامزادگی و قباحت زدایی از  ارتباطات نامشروع با زن شوهردار پرداخته و حتی حضور فرزند نامشروع پاکو و لورا را به صورتی موجه و حتی تا سطحی قابل دفاع نشان می دهد.






پس از این اعتراف، پاکو (Paco) که تحت تاثیر این حقیقت قرار گرفته است و فرزندی از ازدواج رسمی خود ندارد و … در صورتی کاملا کلیشه ای، به سراغ فروش مزرعه های خود رفته و دختر حرامزداه خود، یعنی ایرنه (Irene) را نجات می دهد؛ اما در این بین تنها نکته جالبی که وجود دارد این است که سارقین دختر در واقع دختر خاله و همسر دختر خاله او بوده اند؛ افرادی که می دانند شوهر قانونی لورا، یعنی آلخاندرو (Alejandro) با بازی ریکاردو دارین (Ricardo Darín) ورشکسته شده است و  این دختر فرزند نا مشروع لورا و پاکو می باشد و با اشراف به این موضوع، دست به چنین اقدامی زده اند و سعی می نمایند تا از طریق به فروش رفتن مزرعه های پاکو که می پندارند ارثیه خانوادگی خودشان است و پاکو با مکر و حیله از چنگشان به درآورده و … به پول برسند.







البته روایت داستان به نحوی است که مخاطب متوجه می شود این مزارع همان مزارعی هستند که پاکو (Paco) به واسطه معاشقت دیرینه خود از لورا (Laura) خریده است و اکنون با سر و سامان دادن به مزرعه ها، وضعیت مالی مناسبی پیدا کرده است.






اما سوالی که باز هم به وجود می آید این است که چطور همه این حقیقت تلخ که دختر حاصل رابطه ی نامشروع لورا و پاکو است را می دانسته اند، اما پاکو وقتی می فهمد کاملاً تعجب می کند و حتی شک می کند که لورا برای تامین پول مورد نظر سارقین به او دروغ گفته است.



البته این گونه از اشکالات فنی و فیلمنامه ای چیز جدیدی نیست و اساسا در عموم آثار اصغر فرهادی و به خصوص دو فیلم آخرش یعنی فروشنده و بویژه در داستان فیلم سینمایی همه می دانند وجود دارد.







برای مثال در فیلم فروشنده (The Salesman) هنوز مشخص نیست که به ترانه علیدوستی تجاوز شده است یا فقط آزار و اذیت جنسی بوده و جالب آن است که خود  اصغر آقا در مقام نویسنده و کارگردان نیز در جواب به این سوال منتقدین گفته است که من آنجا نبودم.


یا اینکه چرا پیرمرد بعد از مطلع شدن از اینکه خانه را اشتباهی آمده پول و کلید ها و جوراب خود را در خانه قرار داده است مخاطبان عادی سینما بارها و بارها بدون اینکه متوجه شوند اسیر شعبده بازی این فیلم ‌سازصاحب سبک شده اند؛ شعبده هایی که گاهی با حذف یک صحنه از فیلم نیز همراه بوده است،





مانند فیلم جدایی نادر از سیمین (A Separation) که در آن صحنه تصادف حذف شده بود تا بار معمایی فیلم افزایش پیدا کند و مخاطب از احتمال سقط بچه به علت تصادف مادر مطلع نشود.






فیلم سینمایی همه می دانند (Everybody Knows)، همسر رسمی و قانونی لورا، یعنی آلخاندرو را مردی معتقد و مذهبی ترسیم می نماید و در مقابل دوست پسر سابق او پاکو را با شخصیت و وجاهتی کاملا غیرمذهبی نشان می دهد و در این میان به ترسیم این دوگانگی شخصیت پرداخته و نشان می دهد که آلخاندرو مذهبی، دایما از امید و توکل خود بر خدا در نجات ایرنه سخن می راند و نسبت به نقش خداوند در نجات دختر تاکید می ورزد و در مقابل  پاکو معتقد است که خود آنها باید کاری بکنند و عملا به چیزی جز تلاش انسانی و کوشش خودشان از برای نجات ایرنه امید ندارد.







به بیانی دیگر؛ آلخاندرو به عنوان شوهر رسمی و قانونی لورا در اثر دارای شخصیتی خداباور است و در مقابل پاکو که زمانی لورا حکم معشوقه او را ایفا و روابط ایشان حتی در دوران پس از ازدواج لورا نیز ادامه داشته و از یک طرف منجر به حامله شدن او شده است و از طرف دیگر به تصاحب اموال او منجر و سبب شده تا پاکو زمین های پدری لورا را به بهایی ناچیز تصاحب نماید و … از شخصیت خداناباور برخوردار می باشد.





اما در این میان نام گذاری دخترک ربوده شده در این فیلم بسیار هوشمندانه و از منظری می تواند با هدفی خاص و البته خارج از متن و داستان سینمایی اثر صورت پذیرفته باشد؛ هدفی ویژه که به صورتی محسوس در مرور نام دخترک افشا و می تواند این چنین تحلیل گردد که ایرنه (Irene) بصورت آشکارا اشاره به نام وطن و زادگاه کارگردان اثر دارد و اساسا اصغرآقا در لایه های زیرین اثر خود سعی نموده تا کشور خود را به نوعی محصول رابطه نامشروع بازنی شوهردار انگاره سازی نماید؛ زنی که با وجود پذیرش حاکمیت و سیطره مذهب، دل در گرو سکولاریسم داشته و اتفاقا بقای تمدنی او نیز محصول همین ارتباط است؛ ارتباطی که در عموم شریعت ها مذموم و در شریعت اسلام از آن به عنوان زنای محصنه (Adultery) نام برده می شود.






به این ترتیب اصغرآقا به گونه ای ویژه اقدام به تعریف داستانی می نماید که مبتنی بر آن، مُدارا، تحمل و همکاری آلخاندرو (Alejandro) مذهبی (نماینده قشر مفلوک معتقد و مذهبی) و پاکو (Paco) غیر مذهبی (نماینده قشر فهمیده سکولار و لائیک)، راه نجات و آزادی دخترک از چنگال سارقین است و از این جهت است که فرهادی در ساخته خود، نه از نجات دختری به نام ایرنه بلکه از نجات موجودی به نام ایرنه حرف می‌زند تا بگوید مساله‌اش نه نجات ایرنه (Irene) به عنوان دختر قصه، بلکه نجات موجودیتی است که همنام دختر قصه است و آن موجود، قاعدتا چیزی جز سرزمین ایران (Iran) نمی‌تواند باشد.







این گونه است که اصغرآقا در اثر خود به برجسته نمودن مفهوم تلورانس (Toleration) رفته و سعی می نماید تا تنها راه حل در مسیر نجات ایرنه (Irene)، یعنی همان دختر زنا زاده اثر (یا بهتر است بخوانیم کشوری با حاکمیت نا مشروع و …) از چنگال سارقین (حال اینکه این سارقین چه مابه ازایی می توانند داشته باشند خود جای بسی تامل دارد) را نسخه ی مبتذل تساهل و تسامح معرفی سازد.






البته شکستن زاویه دید مخاطب نکته ای است که در آخرین اثر به فوت و فن های جدید این فیلم‌ساز مشهور کشورمان اضافه شده است، به طوری که او درصحنه ی نشان دادن سارقین که اتفاقا سطحی و غیر نمایشی است و صرفا برای شیر فهم کردن مخاطب صورت گرفته است؛ صحنه ای که بدون هر دلیل روایی موجهی در اثر گنجانده و به صورت کلیشه های رایج سینمایی مطرح و رفتن دختر خاله، پیش همسرش را نمایش می دهد تا مخاطب کاملا متوجه شود که ربوده شدن ایرنه (Irene) توسط آن ها انجام شده است!







البته باید توجه داشت که این فرمول، به صورتی که مخاطب جلوتر و بیشتر از شخصیت های اصلی اطلاعات داستان را بداند؛  فرمولی رایج و آزمون پس داده است و بالاخص در آثار سینمایی فیلم‌سازِ شناخته شده انگلیس، یعنی آلفرد هیچکاک (Alfred Hitchcockمورد استفاده قرار گرفته و …؛ اما باید توجه داشت که هدف از بکارگیری این سبک و اینگونه روایت در آثار سینماگرانی همچون آلفرد هیچکاک، بالا بردن سطح تعلیق فیلم بوده است و نه صرفاً متوجه کردن مخاطب در دقایق پایانی اثر و آن هم در یک پلان تاریک و طی صحنه ای که نه ارزش تصویری دارد و نه دراماتیک و صرفاً تلاش فیلم‌ساز را برای توجیه کردن مخاطب خود نشان می دهد.





جالب آن است که  فیلم‌سازی مانند اصغر فرهادی که همیشه ادعای سینمای واقع گرای اجتماعی را داشته است و خود را متعلق به این گونه سینما می داند و فیلم‌سازان جوان ایرانیِ زیادی را همچون نیما جاویدی کارگردان فیلم ملبورن (Melbourne)، مصطفی تقی زاده کارگردان فیلم زرد (Yellow) و… را به دنبال خود در سبک فیلمسازی مدنظرش کشانده است و … در راستای سینمای واقع گرا به این راحتی زاویه دید  مد نظر کاراکتر های خود را می شکند و با دکوپاژ و میزانسن های نمایشی و صد البته تصنعی و با تلاش هر چه تمام  به مخاطبان در حال تماشای اثر ثابت می کند که شما در حال تماشای یک فیلم هستید!







فیلم سینمایی همه می دانند (Everybody Knows) در بسیاری از مقاطع دچار بی منطقی ویژه ای در روایت داستانی بوده که این همه به فُرم اثر نیز کشیده و موجب شده تا اصغر فرهادی به عنوان کارگردانی که اصولا در تمامی آثار قبلی خود با انتخاب یک استراتژی برآمده از فیلم نامه، دکوپاژ آثار خود را برمی گزیند؛ دچار اشتباهات فاحش در استفاده از ابزار و انتقال مفاهیم در قالب فُرم سینمایی گردد.







به عنوان نمونه؛ در فیلم سینمایی درباره الی (About Elly)، دوربین تا قبل از گم شدن معلّم مهدکودک، یعنی همان شخصیت الی که ترانه علیدوستی ایفاگر نقش آن است؛ بر روی سه پایه قرار دارد و پس از گمشدن او است که کارگردان دستور می دهد تا تمام نماها با دوربین روی دست گرفته و اینگونه بر مخاطب باوری اثر بیافزاید و التهاب ایشان برای فهم و درک از روایت را بالا ببرد و این در حالی است که در فیلم سینمایی همه می دانند، به صورت زیاد از حدی با دوربین روی دست مواجه هستیم که دلیل و استراتژی مشخصی پشت آن نیست و حتی در میزانسن ها و دکوپاژها (البته به جز صحنه افشاگری لورا مقابل پاکو) نمی توان توجیه هُنری و فنی مشخصی را بیان نمود؛ که این هم دلیلی دیگر بر جوگیری و عدم تسلط کارگردان بر جغرافیای مکانی اثر است.





فیلم سینمایی همه می دانند (Everybody Knows) به نوعی ثابت می کند که اصغرآقا در طراحی داستان و پرورش ایده به ته خط رسیده است و تنها برای حفظ شان و جایگاه سینمایی خود در عرصه بین المللی است که هر ایده ی نخ نما شده و خام و پیش دستانه ای را این چنین به اثری سینمایی تبدیل می کند.





نکته جالبی که در تمامی فیلم‌سازانی که در خارج کشور و با سرمایه گذاری خارجی فیلم تولید کردند وجود دارد تغییر محسوس سبک فیلم‌سازی آن ها است؛ از مجید مجیدی که سال پیش در هند فیلم سینمایی آن‌سوی ابرها (Beyond the Clouds) را در سال ۱۳۹۶ هجری شمسی ساخت تا اصغر فرهادی که در سینمای نه چندان مطرح اسپانیا، فیلم سینمایی همه می دانند (Everybody Knows) را ساخته و بسیاری از فیلم‌سازانی که با عبور از مرزها حتی دغدغه های اجتماعی خود را فراموش کرده اند چه رسد به سبک فیلم‌سازی و بویژه سبک زندگی خودشان!






قطعا دلیل اصلی این خود باختگی، چیزی جز جلب رضایت سرمایه گذاران و منتقدان خارجی زبان نمی توان باشد و همین رویکرد مشتری مدار است که سبب شده تا اصغر فرهادی نیز از دغدغه های اجتماعی خود فاصله بگیرد و حتی از دیگر ساخته خارج از کشوری خود، یعنی فیلم سینمایی گذشته (The Past) که سعی کرده بود با طرح مضامینی چون خانواده و تاثیر عشق و محبت در لوای ظاهر روایت، به سمت دغدغه های خود برود نیز متفاوت ظاهر شود و  تمام تمرکز خود را معطوف به بازی گرفتن از سوپراستارهای اثر نماید؛ که البته از حق نگذریم همه می دانند در این یک بُعد موفق بوده است.







قطعا بازیگران نام آشنا و توانمندی همچون خاویر باردم (Javier Bardem) و پنه لوپه کروز (Penélope Cruz) و حتی ریکاردو دارین (Ricardo Darín)، بدون هدایت کارگردان هم از پس پیچیده ترین نقش ها بر می آیند و بهتر است بگوییم عمده انرژی اصغر فرهادی صرف کنترل و ارتباط با این بازیگران و صد البته سایر عوامل شناخته شده خود شده  است و این همه در حالی است که نباید از کنار تصویرهای زیبایی که مدیر فیلمبرداری اسپانیایی این اثر ثبت کرده بگذریم؛ تصویر برداری که از بهترین های حرفه ی خود در صنعت سینمای اسپانیا است و سلطه نظرش بر کارگردان به نحو چشمگیری در این اثر هویدا می باشد.






تغییر سبک اصغر فرهادی در فیلم سینمایی همه می دانند (Everybody Knows) به گونه ای مشهود حتی در پایان بندی اثر نیز حضور داشته و از این جهت است که پایان این اثر سینمایی را می بایست بسته ترین پایان در مجموعه آثار سینمایی کارگردان قلمداد نمود.







در مجموع آثار فرهادی، اساسا مخاطب با پایان های باز روبه رو می شود و این در حالی است که در این اثر نه تنها کاملا می توانیم اتفاقاتی که بعد از پایان فیلم می افتد را متوجه شویم؛ بلکه این پایان امیدوارانه ترین پایان فیلم های فرهادی است؛ پایانی نسبتا بسته که طی آن دختر به پیش خانواده اش بر می گردد و پدر واقعی اش او را نجات می دهد و حالا دختر شک کرده است که چرا پاکو مقداری زیادی پول برای نجات آن داده است و بالاخره روزی جواب سوال اش را از پدر غیر واقعی اش می گیرد و متوجه می‌شود پدرش کیست  و این همه با همراهی نمادین شستشوی شهر از آلودگی و کثافات همراه می گردد و …؛ این پایان زیبا و البته ضد مذهب در شرایطی است که مخاطب پس از مشاهده فیلم سینمایی درباره الی (About Elly)، امیدی به بازگشت الی ندارد و در پایان بندی فیلم سینمایی چهارشنبه سوری (Fireworks Wednesday) خیانت ادامه دار است و در فروشنده (The Salesman) زخم تجاوز از ذهن دختر بیرون نخواهد رفت و در فیلم سینمایی جدایی نادر از سیمین (A Separation) نهایتا مخاطب با دختری روبرو می باشد که مجبور است با پدر یا مادر معلوم الحال خود زندگی کند و …





شاید در ایران اسلامی است که همه اتفاق ها و پایان ها رو به سیاهی بوده و اصولا فردایی دلنشین و زیبا برای انعکاس سینمایی توسط سینماگرانی همچون ایشان وجود ندارد و شاید طبع فرنگی شده ایشان سبب می شود تا تمام قاب های تصویری زیبا در توسط فیلم‌ساز شناخته شده کشورمان در سرزمین های غربی خلق  شود و …؛ پس ای کاش روزی فرا برسد که فیلم‌سازان توانمندی همچون اصغر فرهادی به این نتیجه برسد که ذره ای از زیبایی های جهان را در امتداد کشور و جامعه خود ما هم می توانند جستجو و انعکاس نمایند…





مشاهده خبر از سایت منبع