X

مدیر فنی

دفتر سینمایی

وقتی پزشک عمومی دبیر مهمترین رویداد سینمایی کشور می شود/ بنفشی ها هم از این همه نابلدی مدیر بنفش به تنگ آمده‌اند – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: رویه ثابت جشنواره فجر این است که هر سال مجموعه‌ای از اتفاقات غیر منتظره را با خود به همراه داشته باشد.

در اختتامیه جشنواره فیلم فجر سال گذشته (دوره ۳۶) رئیس سازمان سینمایی وقت (مهندس حیدریان) جهت آرام ساختن سیل اعتراضات به حذف بخش نگاه نو (فیلم اولی‌ها) اعلام کرد یک جشنواره مختص فیلم اولی‌ها برگزار می‌کنیم، جشنواره‌ای که فقط در همان روز گفته شد و دیگر هیچ، دریغ از یک توضیح ساده یا یک معذرت خواهی.

امسال دوباره این بخش به جشنواره برگشته است و لیست ۱۰ فیلم انتخاب شده هم اعلام شد، اما باز حرف و حدیث زیادی به همراه دارد مانند اینکه ۲ فیلمساز این فیلم فیلم اولی نیستند بلکه فیلم دوم آنهاست و یکی از فیلم‌ها هم هم سال گذشته به جشنواره ارائه شده و هم اینکه در چندین فستیوال خارجی نشان داده شده است.

مدیر دبیرخانه سی و هفتمین جشنواره ملی فیلم فجر تاکید کرد مطابق آئین‌نامه، حضور در جشنواره‌های خارجی مانع پذیرش فیلم‌ها در جشنواره نمی‌شود.

در همین راستا روح الله حجازی کارگردان سینما دراستوری اینستاگرامش مطلبی منتشر کرد: « متاسفانه با استناد به همین آئین نامه، وقتی فیلم “زندگی مشترک آقای محمودی و بانو” پس از یک سال رفع توقیف شد و در جشنواره مونترال حضور داشت، به همین بهانه(با اینکه توسط هیئت انتخاب، انتخاب شده بود) نگذاشتند در بخش ملی جشنواره فجر حضور داشته باشد! هر سال همانطور که دلشان بخواهد آئین نامه را تفسیر می کنند! »

بهرحال رویه ثابت جشنواره فجر این است که هر سال مجموعه ای از اتفاقات غیر منتظره را با خود به همراه داشته باشد.

جشنواره فیلم فجر و شگفتی‌های امسال

در تمام جهان یکی از مهمترین راه‌های معرفی فیلمسازان جوان(علی الخصوص فیلم اولی) و مستقل حضور در جشنواره ها است، و در جشنواره های داخلی کشور خودشان این تمهید برای آنها مهیاتر است، تا خون جوانی به سینمای کشور تزریق شود.

در کشور خودمان هم این مهم مسبوق به سابقه است مانند آیدا پناهنده “ناهید” ، نیما جاویدی “ملبورن”، سعید روستایی”ابد و یک روز” ، محمد حسین مهدویان “ایستاده در غبار”، و…

در جشنواره فجر دوره ۳۲ (سال ۱۳۹۲) تعداد فیلم‌های بخش نگاه نو(فیلم اولی) ۱۹ فیلم است از میان آنها “ملبورن”، “چند متر مکعب عشق” و “سیزده” در جشنواره معتبر دنیا به نمایش در می آیند و جایزه ها می گیرند. در همین دوره ۲۲ فیلم برای بخش رقابت مستند انتخاب شده اند.

در جشنواره فجر ۳۳ (سال ۱۳۹۳) تعداد فیلم‌های بخش نگاه نو(فیلم اولی) ۱۱ فیلم است ولی بخش هنر و تجربه هم اضافه شده که در آنجا هم ۱۲ فیلم به رقابت می پردازند، از هر دو بخش فیلمهای “احتمال باران اسیدی” ، “بدون مرز”، “جامه‌دران” ، “چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت” ، “در دنیای تو ساعت چند است” ، “روز مبادا” و “ناهید” مطرح شده و در جشنواره های جهانی می درخشند.

در جشنواره فجر ۳۴ (سال ۱۳۹۴) یازده فیلم در بخش “نگاه نو” است و ۱۱ فیلم در “هنر و تجربه” که از میان این ۲۲ فیلم “ابد و یک روز” ، ” ایستاده در غبار” ، “برادرم خسرو” ، “خانه ای در خیابان ۴۱” ، “ممیرو” ، “یک شهروند کاملا معمولی” و “من” مورد توجه داخل و خارج قرار می گیرند.

در جشنواره فجر ۳۵ (سال ۱۳۹۵) کمی قوانین تغییر کرد و فیلم اولی‌های انتخاب شده با بخش “سودای سیمرغ” همگی در یک بخش بودند و برای هنر و تجربه هم دو فیلم انتخاب شد. اما در واقع هر دو فیلم هنر و تجربه هم فیلم اولی بودند و مجموعا ۱۰ فیلم اولی داشتیم. که در میان آنها “ائو(خانه)” ، ” کوپال” ، “خوب، بد، جلف” و “ویلایی‌ها” مورد استقبال بیشتر قرار می گیرند.

جشنواره فیلم فجر و شگفتی‌های امسال

در جشنواره فجر ۳۶ (سال ۱۳۹۶) که با استدلال ارتقا کیفیت و صرفه جویی اقتصادی و … ناگهان تعداد فیلم‌های “نگاه نو”(فیلم اولی) از حداقل ۱۰ فیلم به ۳ فیلم کاهش پیدا کرد، بخش فیلم‌های “هنر و تجربه” حذف شد! و سهم سینمای مستند ایران فقط ۲ فیلم بود. از طرفی دیگر همه فیلمها یعنی ۲۲ فیلم داستانی(با سه فیلم اولی)، ۲ فیلم مستند و ۱ فیلم انیمیشن همگی با هم داوری می‌شود!

هیچ کس هم جوابگو نبود که چگونه می‌توان فیلم‌های “داستانی” ، “انیمیشن” و “مستند” را در یک بخش با هم داوری کرد؟ مثلا در بخش فیلمبرداری، مستندی مانند (زنانی با گوشواره های باروتی) که فیلمبردار در خط مقدم نبرد با داعش است اصلا قابل داوری با فیلم‌های داستانی است؟ یا برای انتخاب بهترین بازیگر انیمیشن و داستانی باید چه معیاری در نظر گرفت؟

با این لیست فیلم اولی‌های (نگاه نو) نشان از یک نگاه رو به جلو در جشنواره فجر امسال است، اما باید از دبیر جشنواره پرسید اگر حذف بخش نگاه نو در پارسال لازم بود امسال چرا دوباره این بخش باز گشته است و از سوی دیگر اگر تصمیم غلطی بود چرا امسال دوباره این بخش را برگردانده‌اید؟

در جشنواره‌ای که دبیر آن در ۲ سال یک نفر (ابراهیم داروغه زاده) است چنین تناقضاتی قابل فهم نیست و طبق معمول دریغ از یک توضیح ساده یا یک معذرت خواهی!

*عصر ایران

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

انتشار اولین تصاویر از سریال طنز «نون. خ» – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: مجموعه تلویزیونی «نون. خ» به کارگردانی سعید آقاخانی همچنان در مرحله تصویربرداری است.

به گزارش سینماپرس، مجموعه تلویزیونی «نون. خ» به کارگردانی سعید آقاخانی و تهیه‌کنندگی مهدی فرجی که برای پخش در ایام نوروز ۹۸ از شبکه یک سیما آماده می شود، همچنان در مرحله تصویربرداری است.

امیر معقولی تصویربرداری این سریال را اواخر آذر ماه سال جاری آغاز کرد.

سعید آقاخانی، حمیدرضا آذرنگ، فریده سپاه منصور، علی صادقی، هومن حاج عبدالهی، نعیمه نظام دوست، سیروس میمنت، علی صالحی، پاشا جمالی، نسرین مرادی، هدیه بازوند، ندا قاسمی، صبا ایزدپناه، شیدا یوسفی، وحید قاضی زاهد از جمله بازیگران این سریال نوروزی هستند. به زودی بازیگران دیگری نیز به این مجموعه می پیوندند.

فیلمنامه سریال نیز توسط امیر وفایی به نگارش درآمده است.

این مجموعه تلویزیونی کاری از گروه فیلم و سریال شبکه یک سیما است که در ۱۶ قسمت ۵۰ دقیقه‌ای برای پخش در ایام نوروز ۹۸ از شبکه یک سیما تولید می‌شود.

آقاخانی پیش از این در تلویزیون کارگردانی سریال های  «عید امسال»، «زن بابا»، «راه در رو»، «خوش نشین‌ها»، «نقطه سرخط»، «دزد و پلیس»، «خروس»، «روزهای بد، به‌در»، «بیمار استاندارد» و «شب عید» را به عهده داشته است. «نون. خ» یازدهمین سریال آقاخانی در مقام کارگردان به شمار می رود. فرجی نیز پیش از این سریال «لژیونر» را تهیه کرده است.

سایر عوامل اصلی پروژه عبارتند از مجری طرح: حسن مصطفوی، مدیرتصویربرداری: امیرمعقولی، صدابردار: محمد شاهوردی، طراح گریم: عباس عباسی، طراح صحنه: امین جهانی، طراح لباس: پگاه ترکی، دستیار کارگردان: مصطفی تنابنده، برنامه ریز: ساناز بصیر، عکاس: کوروش جوان، دستیار تولید: محمدرضا دلنوازی، مدیر تدارکات: مجید لعل سنجیان، مشاور رسانه ای: هادی اعتمادی مجد.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

امکان ارسال آثار مردمی به اجلاس جهانی صدا – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: رئیس کمیته داوری چهاردهمین جشنواره جهانی صدا از امکان ارسال آثار مردمی به اجلاس جهانی صدا خبر داد.

به گزارش سینماپرس، شهرام ملازاده درباره داوری ششمین اجلاس جهانی صدا اظهار کرد: داوری مقدماتی این جشنواره تا ۱۵ اسفندماه صورت می‌گیرد و از این تاریخ به بعد داوری نهایی انجام می‌شود که این امر تا پایان فروردین ماه ۱۳۹۸ ادامه خواهد داشت.

دبیر کمیته داوری چهاردهمین جشنواره جهانی صدا افزود: این جشنواره امسال در چهار بخش «داخلی، بین‌الملل، مردمی و فضای مجازی» برگزار می‌شود. برنامه‌سازان رادیو می‌توانند امسال در بخش داخلی و در سه حوزه برنامه‌های مستمر، آزاد و ویژه با یکدیگر رقابت کنند.

ملازاده درباره داوری بخش مستمر که برنامه‌های فعلی کنداکتور شبکه‌ها را هدف قرار داده نیز گفت: حمید شاه‌آبادی معاون صدا اهمیت ویژه‌ای به ارتقای سطح کیفی برنامه‌ها می‌دهد و به همین دلیل این بخش به جشنواره امسال اضافه شد. در این بخش قرار است به ۱۴ نفر از بهترین برنامه‌سازان رادیو در بخش‌های گوینده، تهیه‌کننده، گزارشگر، نویسنده، کارگردان، افکتور، بازیگر و کارشناس و مجری جوایزی اختصاص یابد.

رئیس کمیته داوری چهاردهمین جشنواره جهانی صدا بیان کرد: در بخش آزاد هم همه برنامه‌سازان رادیو فارغ از عنوان شغلی می‌توانند یک برنامه ارسال کنند. در این بخش حدوداً یک هزار برنامه شرکت دارد و در این بین ۱۰ نفر به عنوان برگزیده انتخاب خواهند شد.

وی ادامه داد:‌ بخش ویژه به برنامه‌های مناسبتی شبکه‌ها اختصاص دارد که از کنداکتور فعلی شبکه‌ها رصد می‌شود. شبکه‌ها می‌توانند با ۲۴ برنامه در این بخش شرکت کنند و نهایتاً دو برنامه انتخاب خواهد شد.

ملازاده عنوان کرد: در بخش رسانه‌های نوین نیز سایت و کانال شبکه‌ها و میزان تعامل آنها با مخاطبان مورد توجه است که به ۱۴ اثر برتر جوایزی اهدا خواهد شد.

وی گفت: در بخش بین‌الملل نیز هر کشوری می‌تواند با موضوع‌هایی همچون صلح جهانی، محیط زیست، تنوع فرهنگی، بحران آب و مقابله با تروریسم با دو برنامه در جشنواره شرکت کند.

ملازاده درباره بخش مردمی که با دستور معاون صدای صدا و سیمای جمهوری اسلامی برای اولین بار به جشنواره اضافه شده است، عنوان کرد: همه علاقه‌مندان رادیو می‌توانند آثار خود را به صورت پادکست، قطعات موسیقی و گزارش با موضوع‌هایی همچون گردشگری، حمایت از کالای ایرانی، محیط زیست، سبک زندگی، صلح جهانی و چهلمین سالگرد انقلاب اسلامی به دبیرخانه جشنواره ارسال کنند.

وی با امیدواری از حضور پررنگ دانشجویان در این بخش از جشنواره اظهار کرد: دانشجویان می‌توانند با گوشی‌های موبایل و دستگاه‌های ضبط صدا آثاری را تهیه و ارسال کنند. در بخش مردمی ۱۰ برگزیده خواهیم داشت که به مراسم اختتامیه جشنواره دعوت خواهند شد.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

سلبریتی‌های آمریکایی که خودکشی کردند – اخبار سینمای ایران و جهان

خبرگزاری فارس: سلبریتی‌ها با وجود شهرت، پول و تمام چیزهای دیگری که در زندگی از آنها برخوردارند در برابر خودکشی مصون نیستند. حلق آویز کردن، مسموم کردن خود با سموم آفت کش، استفاده از سلاح گرم، شایع ترین روش ها برای خودکشی محسوب می شوند.

 گرفتن جان خود عملی است که به نوشته انجیل عملی حرام است، با این حال کسانی هستند که گاه دیگر نمی‌توانند ادامه زندگی را تاب بیاورند و تصمیم می‌گیرند با دنیا وداع کنند. سلبرتی ها نیز با وجود شهرت، پول و تمام چیزهای دیگری که در زندگی از آنها برخوردارند در برابر خودکشی مصون نیستند. این عمل آنها ما را غمگین می کند، ولی  فارغ از اینکه آنها را دوست دارید یا از آنها بدتان می‌آید، این سلبرتی ها سزاوار چیزی بیش از این هستند.

رابین ویلیامز، ۶۳ ساله، بازیگر

غم انگیز است، بازیگری که لبخند را به خانه مردمان زیادی در سراسر جهان آورده نتواند به لبان خودش لبخند بنشاند. این بازیگر با استعداد در سال ۲۰۱۴ با حلق آویز کردن خود در خانه‌اش درکالیفرنیا به زندگی اش پایان داد. بعد از مرگش گزارش های پزشکی تایید کردند که او با بیماری پارکینسون و زوال عقل دست و پنجه نرم می کرده است. اما چندین منبع و دوست نزدیک وی تایید کرده اند که او دچار افسردگی نیز بوده است.

مریلین مونرو، ۳۶ ساله، بازیگر

یک چیز حتمی است؛ مریلین خیلی زود این جهان را ترک کرد. این دختر جذاب برای بسیاری از مجلات و مراسم زیبایی یکی از سوژه های اصلی و برای مردم یک بت محسوب می شد. با این حال سر و سرّش با جی اف کندی یا هر تاثیر دیگری که شهرت و این رابطه بر زندگی اش گذاشته بود، از حد تحمل این بازیگر معروف بسیار بیشتر بود. سرانجام او با خوردن دوز بسیار بالایی از داروهای خواب آور به رنج و درد خود پایان داد.

کرت کوربین، ۲۷ ساله، بازیگر

برخی از تئوری های توطئه می گویند که کوربین در ۲۷ سالگی به زندگی اش پایان داد فقط برای اینکه بتواند به باشگاه اسرار آمیز بیست  و هفتی ها ملحق شود (افراد معروفی که در ۲۷ سالگی جان باخته اند). بد نیست بدانید که این باشگاه شامل نام کسانی چون جیمی هندریکس، برایان جونز، جنیس جاپلین، جیم موریسون و همین اواخر امی وایتهوس نیز هست. کوربین برای پیوستن به این باشگاه در آوریل سال ۱۹۹۴ اسلحه ای برداشت و به زندگی اش خاتمه داد. او با افسردگی و اعتیاد به مواد مخدر دست به گریبان بود و چند روز مانده به خودکشی اش از یک مرکز سم زدایی در لس آنجلس فرار کرده بود.

میندی مک کریدی، ۳۷ ساله، خواننده

می توان گفت که این کار چند سالی زمان برد. و  با توجه به این واقعیت که این خواننده معروف پیش از آن دوبار دیگر نیز اقدام به خودکشی کرده بود، باید هم انتظار چنین کاری می رفت. به هر حال این خواننده در سال ۲۰۱۳ با شلیک گلوله به زندگی خود پایان داد. برخی می گویند قصد وی از این کار ادای احترام به دوست پسر سابقش دیوید ویلسون بوده که او نیز دست به خودکشی زده بود.

جاناتان برندیس، ۲۷ ساله، بازیگر

جاناتان به عنوان یک عضو دیگر باشگاه اسرارآمیز بیست و هفتی ها،  با به دار آویختن خودش دست به خودکشی زد. برندیس بازیگری جوان و پر کار بود که به خاطر شرکت در فیلم «داستان بی پایان ۲» شهرت و اعتبار زیادی در کشور به دست آورد. دوستانش پس از یافتن جسد او در خانه، او را  به یک مرکز درمانی رساندند، ولی دیگر برای این بازیگر جوان دیر شده بود.

سویر سویتن، ۱۹ ساله، بازیگر

سویر به عنوان یکی از جوان ترین سلبرتی های این فهرست به خاطر ایفای نقش در فیلم جفری بارون در کمدی بسیار محبوب «همه ریموند را دوست دارند» معروف بود.

با این حال با وجود موفقیت این کمدی، سویتن بعد از پایان این مجموعه با مشکلات مالی رو به رو شد. به اعتقاد خیلی ها مشکلات مالی  عاقبت او را به ستوه آورد و با شلیک گلوله ای به سرش به زندگی خود خاتمه داد.

جوآن بلچر، ۲۵ ساله، ورزشکار

این جوان عضو تیم فوتبال آمریکایی کانزاس سیتی چیفز ابتدا به دوست دخترش شلیک کرد و بعد جان خود را گرفت. او ۹ گلوله به طرف دوست دخترش شلیک کرد و دختر سه ماهه او را بدون مادر گذاشت. همان روز او به دیدن مربی و مدیر عامل باشگاه رفت و مقابل آنها به خودش شلیک کرد و دخترش را بدون پدر و مادر گذاشت. آخرین کلمات او این بود« نتوانستم به اندازه کافی کمک کنم.» بخش جالب ماجرا این است که او در دوران تحصیل در کالج در سازمانی فعالیت می کرد که برای پیشگیری از اعمال خشونت آمیز مبارزه می کرد. این سازمان «ورزشکاران مرد در برابر خشونت» نام داشت.

الکساندر مک کوئین، ۴۰ ساله، طراح مد

یکی از بهترین طراحان جهان مد یک ضعف داشت و ضعف او مادرش بود. تنها چند روز بعد از درگذشت مادرش این طراح جوان به این نتیجه رسید که دیگر نمی تواند تحمل کند و با خوردن معجونی کشنده از قرص خواب و کوکائین به زندگی خود پایان داد. مک کوئین بعد از خوردن این معجون خودش را حلق آویز نیز کرد.

لوسی گوردون، ۲۸ ساله، بازیگر

لوسی پیش از خودکشی در آپارتمانش درپاریس، نه یکی بلکه دو یادداشت از خودش بر جای گذاشت. این بازیگر که به خاطر ایفای نقش در فیلم «مرد عنکبوتی ۳» معروف شده بود، در آپارتمانی که با دوست پسر آن زمانش جرمو آلوارس شریک بود خود را حلق آویز کرد. این سینماگر هنگام خودکشی لوسی درخواب بود.

جانی لوئیس، ۲۶ ساله، بازیگر

یک سال بعدتر لوئیس می توانست یکی از اعضای باشگاه بیست و هفت ساله ها شود. او با ایفای نقش در پسران هرج و مرج طلب به یک ستاره تبدیل شد. او تنها در دو فصل اول این سریال بازی کرده بود. برخی از دیگر فیلم هایی که این بازیگر در آنها ایفای نقش کرد عبارتند از فضایی ها دربرابر شکارچی: رکوئیم؛ مردان پایین شهری و فراری ها.

جیا آلماند، ۲۶ ساله، مجری تلویزیون

وقتی که جیا با حلق آویز کردن خود به زندگی اش پایان داد، این دوست پسرش رایان اندرسون بازیگر لیگ بستکبال آمریکا بود که او را پیدا کرد و به بیمارستان رساند. او یکی از موارد معدود خودکشی است که وقتی به بیمارستان رسید هنوز زنده بود. با این حال الماند روز بعد جان باخت. این زوج چند روز پیش از خودکشی با هم بگومگویی داشتند که در آن الماند اندرسون را متهم به تقلب کرده بود. جیا در نمایش تلویزیونی بچلر حضورداشت و در چندین نمایش مد  مختلف شرکت کرده بود.

دانا پلاتو، ۳۴ ساله، بازیگر

دانا با استفاده از ترکیبی کشنده از مسکن ها و داروهای  شل کردن عضلات در سال ۱۹۹۹ جان خود را گرفت. او به خاطر ایفای نقش در کمدی «سکته های مختلف» معروف بود. پسرش تیلر لمبرت نیز در سال ۲۰۱۰ دست به خودکشی زد و میراث شوم خانوادگی اش را دنبال کرد.

کریس بنیتو، ۴۰ ساله، ورزشکار نمایشی

کریس بنیتو «عمل همسرکشی و ارتکاب خودکشی» را به سطح بالاتری ارتقا داد. این سوپر ستاره عالم کشتی تفریحی ابتدا همسر و پسر ۷ ساله اش را خفه کرد و بعد خودش را کشت. گزارش های پزشکی نشان دادند که او به زوال عقل مبتلا بوده و از یک آسیب مغزی شدید رنج می برده است.

لوارن اسکات، ۴۹ ساله، طراح مد

دوست دختر دیرینه میک جگر در سال ۲۰۱۴ خود را با یک روسری حلق آویز کرد. بخش غم انگیز ماجرا این است که  موفقیت شغلی بزرگ او به دلیل روابط خصوصی اش به سایه رانده شده بود. زندگی فوق العاده او و شغلش به عنوان یک طراح مد ماه ها پیش از خودکشی اش او را به این نقطه رسانده بود. او یادداشتی از خود باقی نگذاشت. همچون اکثر دیگر موارد این فهرست، افسردگی این طراح مد را از پای درآورد.

جونیور سیو، ۴۳ ساله، بازیگر

جونیور برنده ۱۰ بار جام های لیگ فوتبال آمریکایی و یکی از معروف ترین و موفق ترین ورزشگاران این لیگ بود.ولی موفقیت او در ورزش کافی نبود، چرا که او با شلیک گلوله درخانه اش در کالیفرنیا به زندگی خود پایان داد.

میستی اوپام، ۳۲ ساله، بازیگر

اوپام یکی از موفق ترین بازیگران سرخپوست آمریکایی بود و در کنار نام های بزرگی چون مریل استریپ، جولیا رابرتز و بنیچیو دل تورو بازی کرده بود. خودکشی او یکی از بزرگ ترین اسرار درهالیوود محسوب می شود. این بازیگر ناپدید شد و چند روز بعد جسدش پایین یک صخره پیدا شد. خانواده اش فاش کردند که او درگذشته با مشکلات سلامت روانی درگیر بوده است.

ارنست همینگوی، ۶۱ ساله، نویسنده

همینگوی که نیاز به معرفی ندارد به عنوان یکی از بهترین داستان نویسان تاریخ جهان تحسین شده است. او با کتاب های «پیرمرد و دریا» و «زنگ ها برای که به صدا درمی آیند» توانست در دل پیر و جوان راه بگشاید. اما با وجود تمام شهرت و موفقیتی که داشت، همینگوی از شکلی مزمن از افسردگی رنج می برد. او تلاش کرد با پناه بردن به الکل افسردگی خود را درمان کند، همانطور که به خاطر عشقش به میخوارگی نیز معروف است. سرانجام او تصمیم گرفت با شلیک گلوله به رنج خود خاتمه دهد.

هانتر اس . تامپسون، ۶۷ ساله، روزنامه نگار

تامپسون یکی از  جالب ترین و منحصر به فردترین یادداشت های خودکشی را از خود باقی گذاشته است. مرگ او بسیار غم انگیز بود، اما نمی توان این واقعیت را نادیده گرفت که یادداشت او از این جهت بسیار منحصر به فرد است. او طی تماسی تلفنی که با همسرش داشت به خود شلیک کرد و این یادداشت را از خود برجای گذاشت: «فصل فوتبال تمام شده.۶۷.یعنی ۱۷ سال از ۵۰ سالگی گذشته. ۱۷ سال بیشتر از زمانی که نیاز داشتم یا می خواستم. خسته کننده است.»

سیمونه بتل، ۲۵ ساله، خواننده

مشکلات مالی و افسردگی به زندگی این نامزد شرکت کننده در مرحله نهایی برنامه ایکس فاکتور پایان داد. او یکی از افراد گروهی دخترانه به نام جی.آر.ال بود ولی نتوانست به اهدافش دست پیدا کند. در نتیجه در سال ۲۰۱۴ در خانه اش در کالیفرنیا تصمیم گرفت به زندگی خود پایان دهد.

کریستین چوبوک، ۲۹ ساله، گزارشگر تلویزیونی

او به همان شکلی که زندگی می کرد دست به خودکشی زد، یعنی در حین یک برنامه تلویزیونی. کریستین یک گزارشگر اخبار موفق تلویزیونی بود و درست قبل از گذاشتن اسلحه روی سرش و چکاندن ماشه گفته بود: «و حالا در راستای سیاست های کانال ۴۰ که همیشه تازه ترین خبرها را درباره خون و دل و روده، در رنگ های زنده و جاندار به خانه های شما می آورد، شما درحال تماشای یک  اقدام به خودکشی دست اول دیگر هستید.»

لی تامپسون یانگ، ۲۹ ساله، بازیگر

هنگام تهیه یک فیلم، روزی تامپسون سر صحنه فیلمبرداری حاضر نشد به همین دلیل از پلیس خواسته شد تا مکان او را پیدا  کند و ببینند آیا در خانه اش هست یا نه. وقتی پلیس وارد خانه اش شد با جسد این بازیگر جوان که به خاطر ایفای نقش که درفیلم های شرکت دیزنی داشت به شهرت رسیده بود رو به رو شد.

سیلویا پلات، ۳۰ ساله، شاعر

سیلویا به عنوان یکی از تاثیرگزارترین و تحسین شده ترین شاعران قرن بیستم یکی از معدود سلبرتی های این فهرست است که با اسلحه، اوردوز یا حلق آویز کردن دست به خودکشی نزده است. این نویسنده داستان های کوتاه از هر نظر در جهان بی همتا بود و مرگش نیز به همین ترتیب. او با  فرو  کردن سرش در یک اجاق گازی جان خود را گرفت. این اولین باری نبود که او اقدام به خودکشی می کرد.

آرون سوارز، ۲۶ ساله، فعال اینترنتی

سوارز یک فعالی اینترنتی، سازمان دهنده سیاسی و برنامه نویس رایانه ای بود. او با توسعه ردیت و آر اس اس به همراه دیگران عصر اینترنت را شکل داد و هنگام طراحی آر اس اس تنها ۱۴ سال سن داشت. او در سال ۲۰۱۱ به خاطر جعل اینترنتی و در اختیار داشتن مدارک غیرقانونی دستگیر شد. آرون که با مجازات ۵۰ سال زندان مواجه بود تصمیم به خودکشی گرفت.

مایک آلفونسو، ۴۲ ساله، ورزشکار

آلفونسو که به «مایک معرکه» معروف بود، یکی از بهترین کشتی گیران تاریخ در این رشته ورزشی محسوب می شد. دلیل مرگ او به طور رسمی اعلام نشده است، چرا که مقامات سازمان کشتی تلاش کردند واقعیت خودکشی او را پنهان کنند. دوستان مایک جسد او را در حالی در خانه اش در تامپا پیدا کردند که خود را حلق آویز کرده بود.

تونی اسکات، ۶۸ ساله، سینماگر

تونی اسکات برادر یک کارگردان معروف دیگر ریدلی اسکات است. تونی کارگردانی فیلم تاپ گان و یک ماجرای عاشقانه واقعی را بر عهده داشت. او با پریدن از پل وینسنت توماس در لنگرگاه لس آنجلس دست به خودکشی زد. هیچ یادداشت خودکشی از او یافت نشد، ولی برادرش ریدلی گفته بود که تونی با سرطان مبارزه می کرد که این مبارزه بازنده شد.

دن کرنلیوس، ۷۸ ساله، مجری تلویزیونی

دن معروف و موفق ترین برنامه ها را در تاریخ تلویزیون آمریکا به نام «سول ترین» تولید کرد. او از سال ۱۹۷۱ تا ۱۹۹۳ مجری این برنامه بود. در سال ۱۹۸۲ کرنلیوس  تحت یک جراحی مغز قرار گرفت و به گفته پسرش این مجری تلویزیونی  در ادامه زندگی اش در نتیجه این عمل  مبتلا به حملات صرع می شد. این حملات بی اندازه دردناک بودند و از هفته ها پیش از مرگش دن رنج و عذاب می کشید. سرانجام او در سال ۲۰۱۲ لوله اسلحه ای را روی سرش گذاشت و شلیک کرد.

مایکل  هاچنس، ۴۱ ساله، خواننده

مایکل به عنوان موسس، خواننده اصلی و ترانه نویس گروه راک اینکس در سال ۱۹۹۷ جان خود را گرفت. بعد از مرگش معلوم شد که او نسبت به کایلی مینوگو وسواس فکری داشته، کسی که زوج هنری او به شمار می رفت. هاچنس برای خودکشی اش از دوز بسیار سنگینی از الکل و مواد مخدر استفاده کرد.

جان-اریک هگزام، ۲۶ ساله، بازیگر

از نظر فنی جان اریک مرتکب خودکشی نشد. او به دلیل شلیک به خودش جان باخت، اما این کار را در طی صحنه فیلمیرداری برای  نمایش لاپوشانی انجام داد. شخصیت او در این فیلم بازی رولت روسی را انجام می داد. او شش روز بعد از این حادثه جان سپرد.

فردی ای، ۲۲ ساله، خواننده

این هنرمند سبک هیپ هاپ قبل از ارتکاب خودکشی چندین توئیت پست کرد. در یکی از آنها نوشته بود: «اگر خدایی باشد پس مرا به خانه برمی گرداند. از اینکه این لوله تفنگ را روی کله ام گذاشته ام اصلا احساس خوبی ندارم. سرد است و ترجیح می دهم بمیرم تا تنها زندگی کنم.» او ساعاتی پیشتر به دوست دخترش پیام داده و گفته بود که این احساس را دارد که همه بیرون هستند و تلاش می کنند او را وارد کنند. در انتها نیز خطاب به خانواده اش گفت که آنها را دوست دارد و نوشت:«معذرت می خواهم» و بعد به سر خود شلیک کرد.

دیوید فاستر دالاس، ۴۶ ساله، نویسنده

پدرش گفته است که این داستان نویس، مقاله نویس و معلم سابق مدت ها قبل از ارتکاب خودکشی با افسردگی دست به گریبان بوده است. فاستر والاس بعد از مرگ برای عده ای به یک نماد، یک شخصیت و حتی یک قدیس تبدیل شد.او صنعت سرگرمی را در کتاب هایش هجو می کرد.

فردی پرینس، ۲۲ ساله، بازیگر

یک کمدین دیگر این فهرست که سال ها روی لبان مردم جهان خنده نشانده بود. اما شوخ طبعی های او نتوانست افسردگی خودش را درمان کند. این کمدین استندآپ از اعتیاد به مواد مخدر نیز رنج می برد.

دایان آربوس، ۴۸ ساله، عکاس

این عکاس معروف یکی از افراد نادر دراین صنعت بود که از کوتوله ها، افراد دو جنسی، عریان گرایان، بداندام ها و خیلی های دیگر که غالب جامعه آنها را به چشم افرادی سورئال و زشت می دیدند عکس می گرفت. او با بریدن رگ دستش جان خود را گرفت.


نویسنده: امیلی (Emily)

منبع: yon.ir/LGOJ۱

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

شب‌های بمباران و روزهای طلایی سینما در جشنواره‌های فجرِ دهه ۶۰ – اخبار سینمای ایران و جهان

تسنیم: جشنواره فیلم فجر از کجا و چگونه آغاز شد؟ در دهه ۶۰ سینما چه گذشت؟ با مرور آثار و هنرمندان دهه ۶۰ و مقایسه آن وضعیت با فضای فعلی سینما روند تغییر محتوا و رویکرد سینما را بهتر متوجه خواهیم شد.

در آستانه سی وهفتمین دوره جشنواره فیلم فجر هستیم، جشنواره‌ای که در حدود یک ماه آینده، بخشی از تولیدات سال ۹۷ سینمای کشور را رصد می‌کند و همچنین برای عرضه‌ی همان سینما در سال ۹۸ تا حدّ زیادی بستر تعریف می‌کند.

اما بد نیست با یک مرور بدانیم این قطار از کجا آغاز شد و چه مسیری را پشت سر گذاشت. همچنین برای تحلیل و بررسی ادوار فعلی جشنواره فیلم فجر هم، شناخت ادوار قبلش و مراحل آغازینش بیشتر می‌تواند کمک کند و این نیاز را بیشتر تأکید میکند.

سال ۱۳۶۱، جشنواره‌ای با رویکردی متفاوت روی کار آمد تا آثار سینمایی ایران را بررسی و مرور کند و آغازگرنگاهی تازه در تولید فیلم باشد نگاهی که تناسب بیشتری با فرهنگ ملی ایران و تفکر کهن ایران باشد.

آنچه که مشخص بود اغلب تولیدات سینمایی ایران قبل از انقلاب با فرهنگ کوچه‌بازار همراه بود و علی‌رغم شعارهای رژیم شاهنشاهی مبنی بر پاسداشت تمدن ۲۵۰۰ ساله اثری از این تمدن در سینما دیده نمی‌شد اما بعد از انقلاب تمرکز بیشتر بر محتوای تولیدات سینمایی وجود داشت و سعی سینماگران در بازیابی تفکر فرهنگ ایرانی قرار گرفت. هر چند که سینمای امروز از آن دوران طلایی خود فاصله گرفته و سخافت به جای صناعت در سینما نهادینه‌شده‌است.

تاریخ این جشنواره هم‌زمان با روزهای پیروزی انقلاب اسلامی، یعنی میانه بهمن ماه انتخاب شد و به مناسبت ایام، عنوان «فجر» را هم برایش برگزیدند. اجرای جشنواره مذکور به بنیاد سینمایی فارابی سپرده شد و وظیفه نظارت بر آن هم به عهده وزارت فرهنگ و ارشاد بود.

سال ۶۱ مقارن بود با سالهای نخستین دفاع مقدس؛ یعنی در همان بحبوحه جنگ و شب‌ و روزهایی که بخشی از مردان و زنان این سرزمین مقابل لشکر دشمن تن به تن می‌جنگیدند و خانواده‌هایشان زیر توپ و موشک رژیم بعث عراق، کاشانه و عزیزانشان را از دست می‌دادند، باید رویدادی شکل بگیرد تا سینمای کشور را سینمایی که نماینده شاخصی از فرهنگ یک مرز و بوم است؛ رصد کند.

آن ایام فیلم‌ها و سینماها هم مثل دیگر بخش‌های جامعه، رنگ و بوی جنگ و دفاع و شهادت را به خود گرفته بود.  فیلم‌هایی که با مضمون جنگ ساخته میشد، فیلم‌سازانی که دوربین سرِدست گرفتن و در صحنه نبرد حاضر شدند، هنرمندانی که دوشادوش دیگر رزمندگان «خون» عطا می‌کردند؛ گواه بر این مدعا است.

نخستین دوره

بهمن ۱۳۶۱ اولین ایستگاه قطار جشنواره فیلم فجر بود و «حسین وخشوری» دبیری آن را به عهده گرفت. وخشوری سال بعدش دبیر اولین دوره جشنواره فیلم مقاومت هم شد. اولین دوره جشنواره فیلم فجر شامل ۳ بخش «سینمای حرفه‌ای» ، «سینمای آماتور» و «بخش جنبی» بود. بخش جنبی به مسائل ذیل می‌پرداخت:

-چشم انداز سینمای کوبا

-سینمای ایتالیا از نئورئالیسم تا امروز

-سرخ پوستان و سیاه پوستان در سینما

-سینمای کودکان و نوجوانان

-سینمای ایران پس از انقلاب اسلامی

-نمایش‌های ویژه

اگر به عناوین بخشهای جنبی نگاهی داشته باشیم میبینیم که چقدر موضوع سینمای برای مخاطب آن روز جدی بوده‌است و نگاه ایدئولوژیک روایتگران جشنواره کاملا از این عناوین مشخص است.

در بخش مسابقه آماتور ۹ اثر پذیرفته شد و در بخش حرفه‌ای ۲۶ فیلم به نمایش در آمدند که عموم فیلم‌ها در سالهای ۵۹، ۶۰ و ۶۱ تولید شده بودند. از مهم‌ترین آثار این دوره می‌توان به نمونه‌های زیر اشاره کرد:

۱: «ابراهیم در گلستان» ساخته‌ی ایرج امامی که زندگی حضرت ابراهیم (ع) و مبارزه ایشان علیه بت‌پرستی را به تصویر می‌کشید.

۲: «دادا» از ایرج قادری، که قصه‌ی مردی دلیر به نام «دادا» است که می‌خواهد با معشوقه‌اش ازدواج کند ولی توسط خانِ ده مشکلاتی برای او ایجاد می‌شود. شاید کمتر کسی باشد صحنه‌های درخشان بازی جمشید مشایخی پدرِ دادا، زجه‌های «فخری خوروش» مادر دادا و غیرت و صلابت «ایرج قادری» خودِ دادا را فراموش کند.

۳: «سفیر» اثری از فریبرز صالح؛ مردی به نام «قیس بن مسهر» مأمور پیکی است تا از سوی امام حسین (ع) نامه‌ای برای «سلیمان بن صرد خزاعی» به کوفه ببرد، در مسیر توسط ماموران ابن زیاد والی کوفه دستگیر و به زندان می‌افتد. در زندان به وی گفته میشود که در صورت سخنرانی علیه امام حسین (ع) از زندان آزاد خواهد شد، وی با پذیرفتن این شرط به روی منبر رفته اما علیه یزید سخنرانی می‌کند. پس از این سخنرانی قیس به دستور ابن زیاد به شهادت می‌رسد.

۴: «مرگ یزدگرد» از بهرام بیضایی؛ هفتمین فیلم بهرام بیضایی از روی نمایشنامه‌ای با همین عنوان که چندسال قبلش نگاشته بود، ساخت. داستان آن روایت مرگ یزدگرد سوم است که به مرو می‌گریزد، به طور ناشناس در آسیابی پناه می‌گیرد. داستان از زبان آسیابان، زن آسیابان و دخترشان بیان می‌شود و همه روایت‌ها با هم تفاوت دارد. این فیلم بیضایی چند سال توقیف بود و اجازه نمایش نداشت.

اولین جشنواره فیلم فجر در حالی در ۲۲ بهمن سال ۱۳۶۱ به کار خود پایان داد که فقط در آثار بخش آماتور داوری شدند و برگزیدگانش دیپلم افتخار دریافت کردند و هیچ فیلمی در بخش فیلم‌های حرفه‌ای جایزه‌ای دریافت نکرد. کمیته گزینش فیلمها علت این موضوع را اینگونه اعلام کرد:«در اولین سال برگزاری جشنواره فیلم فجر نتوانستیم از میان فیلم‌های ۳۵ میلی‌متری فیلمی را به عنوان الگو انتخاب کنیم، به همین خاطر هیچ فیلمی در بخش فیلمهای حرفه‌ای جایزه دریافت نخواهد کرد».

دومین دوره

در بهمن ۱۳۶۲ دومین دوره جشنواره فیلم فجر برگزار شد، «سیدمحمد بهشتی» که خود مدیر عامل بنیاد سینمایی فارابی است، به‌عنوان دبیر این دوره انتخاب می‌شود. امسال هم آثار در دو بخش «حرفه‌ای» و «آماتور» مورد ارزیابی قرار می گیرند.

شاخص‌ترین فیلم‌هایی که جشنواره میزبان آنان می‌شود را مرور می‌کنیم:

۱: «خانه عنکبوت» هجدهمین فیلم «علیرضا داوود نژاد» است. «پس از انقلاب، در بحبوحه‌ی ماجرای حمله‌ی نظامی طبس، چهار مرد که وابستگی‌هایی به نظام شاهنشاهی پهلوی دارند، در ویلایی گرد آمده‌اند و در انتظارند تا کودتا پیروز شود. حمله ی نظامی طبس شکست می‌خورد و چهار مرد مستأصل از وضع خود و ترس از گرفتار شدن دیوانه‌وار به جان هم می‌افتند و یکدیگر را از پا در می‌آورند» این خلاصه داستان فیلمی است که زنده‌یادان عزت‌الله انتظامی، داوود رشیدی و همچنین جمشید مشایخی در آن ایفای نقش می‌کردند.

۲:رسول صدرعاملی اولین فیلم خود را با نام «رهایی» در این سال ساخت و داستان فردی به نام قاسم، را روایت می‌کند که داوطلبانه به جبهه جنگ رفته است و در حالی که یک پای خود را از دست داده به خانه بازمی‌گردد.

۳: «استعاذه» ، «توبه نصوح» و «دوچشم بی‌سو» که هر سه به نویسندگی و کارگردانی محسن مخمل‌باف تولید شده بودند. اینها اولین فیلم‌های وی بود که توانست توجه هیئت داوران را هم به خود جلب کنند.

داستان استعاذه: پنج انسان خسته از فریب‌های شیطان، به جزیره‌ای می‌گریزند. شیطان در آنجا به استقبال آنها می‌آید و دوباره آنها را وسوسه می‌کند و به جان هم می‌اندازد.

داستان دوچشم بی‌سو: این فیلم که عقاید مذهبی ایرانیان و همچنین جنگ هشت ساله ایران و عراق را نشان می‌دهد در روستایی اتفاق می‌افتد. شخصیت اول فیلم پسر نابینایی است که در حرم امام رضا شفا می‌گیرد. مجید مجیدی و محمد کاسبی از بازیگران این دو فیلم مخمل‌باف بودند.

داستان توبه نصوح: لطف‌علی خان که کارمند بانک است بر اثر سکته می‌میرد ولی در هنگام دفن زنده شده و از جا بر می‌خیزد. او در اثر این اتفاق به این فکر می‌افتد که از افرادی که می‌شناسد حلالیت بگیرد غافل از اینکه مسیر سختی پیش رو دارد. زنده‌یاد فرج‌الله سلحشور از بازیگران این فیلم بود.

جوایز:

سیمرغ بلورین بهترین فیلم: هیئت داوران در این بخش هیچ فیلمی را شایسته دریافت این نشان ندانستند.

سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه: علیرضا داوودنژاد و ابراهیم مکی برای فیلم «جایزه»

سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی: خسرو سینایی برای فیلم «هیولای درون»

سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد: حسین پرورش برای فیلم‌ «نقطه ضعف»

سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مکمل مرد: پرویز پرستویی برای فیلم «دیار عاشقان»

برای بازیگران زن چه بازیگر نقش اول و چه مکمّل، در این دوره از جشنواره جایزه‌ای تعریف نشد و بازیِ بازیگران خانم مورد قضاوت و داوری قرار نگرفت.

بررسی

دومین دوره از جشنواره فیلم فجر، چندین استعداد را به سینمای ایران معرفی کرد. «رسول صدرعاملی» ، «محسن مخمل‌باف» زنده‌یاد«عباس کیارستمی» «خسرو سینایی» از جمله این افراد بودند، کیارستمی همچنین توانست برنده لوح زرین بهترین فیلم کوتاه برای فیلم «هم‌سرایان» شود.

همچنین برخلاف دوره قبل که آثار بخش حرفه‌ای سینما، غیر رقابتی بود، در فصل دوم فستیوال فجر، فیلم‌های بخش حرفه‌ای (مسابقه سینمای ایران) هم قضاوت شدند و به برگزیدگان اهدای جوایز صورت گرفت.

از حواشی آن روزگار جشنواره هم به قطعی برق در روزهای آغازین آن و لو رفتن نتایج داوری در شب آخر،  اشاره می‌کنند.

سومین دوره

بهمن ۱۳۶۳ جشنواره فیلم فجر سومین ایستگاه خود را تجربه می‌کند، ایستگاهی که ظاهراً از نظم بیشتری برخوردار است و تقریبا دارد تلاش می‌کند شاکله‌ی خودش را پیدا کند. همچون کودکی سه ساله می‌ماند که بخشی از آزمون و خطاهای خود را انجام داده و بخش اعظمی از آن هنوز مانده است، دارد تلاش می‌کند قاعده و قانون تعریف کند.

یکی از آن قوانین، اعلام زمان است. ازین پس فیلم‌هایی که در بازه زمانی خاصی تولید شده باشند می‌توانند در فجر شرکت کنند. برای موسم سوم فستیوال فجر حدّ زمانی‌ای که مشخص می‌شود از این قرار است که باید فیلم‌ها پس از بهمن ۶۲ تولید شده باشند، در نتیجه فیلم‌هایی که قبل بهمن ۶۲ ساخته شده باشند در این جشنواره جایی نخواهند داشت. حدود ۲۰ فیلم بلند در آن روزگار با یکدیگر رقابت کردند، که برخی‌شان در تاریخ سینمای ایران ماندند.

۱: «کمال‌الملک» از زنده‌یاد علی حاتمی. فیلمی که بر مبنای زندگی نقاش بزرگ ایرانی و رابطه‌اش با شاه و دربار قاجار ساخته شد. حاتمی سعی کرد در این فیلم، هم بُعد تاریخی و هم بُعد بیوگرافی سوژه را حفظ کند و با تکیه بر رابطه حکومت با یک هنرمند به ضعف‌ها و چالش‌های فرهنگی و هنری در آن زمان بپردازد. تقریبا در همین اوان بود که وی با لقب «سعدی سینما» بر سر زبان‌ها افتاد.

سال‌های متمادی است که نام ۵ نفر از بازیگران پیش‌کسوت با لقب «۵ ژنرال سینمایی» در میان اهالی سینما معمول شده، « زنده‌یادان عزت‌الله انتظامی، داوود رشیدی، علی نصیریان، محمدعلی کشاورز و جمشید مشایخی» این ۵ بازیگر همگی‌شان باهم در فیلم «کمال‌الملک» حضور داشتند و ایفای نقش کردند. شاید دیگر نباشد یا کمتر باشد فیلمی که این ۵ نفر باهم حضور داشته باشند.

۲: «مردی که زیاد می‌دانست» اثر زنده‌یاد یدالله صمدی است. داستانش از این قرار بود: کارمند جوانی که از زندگی سخت خود ناراضی است، با پیرمرد مرموز سیاهپوشی ملاقات می‌کند. پیرمرد اظهار می‌دارد که می‌تواند کارمند را به مرادش برساند، با این شرط که در راه صواب گام بردارد، کارمند می‌پذیرد. پیرمرد روزنامهٔ سه ماه بعد را که خبر جنگ ایران و عراق در آن چاپ شده‌است به او نشان می‌دهد. کارمند با خرید اجناس و کالاهای ضروری و احتکار آنها و سپس فروش آنها در روزهای جنگ ثروت کلانی به جیب می‌زند. اما نامزد خود را از دست می‌دهد و از دوستانش نیز جدا می‌افتد. پیرمرد مرموز او را از ادامهٔ راه ناصواب نهی می‌کند و در آخرین ملاقات توصیه می‌کند یا مرد جوان به زندگی پیشین خود بازگردد، یا مرگ در انتظارش خواهد بود. ترس از مرگ کارمند را بر آن می‌دارد که اموال غیرمشروع را به بنیادهای خیریه ببخشد و زندگی شرافتمندانه را از سر گیرد.

فیلمی که شاید ظاهرش برای آن روزها بود، ولی نسخه‌ای برای تمام تاریخ است، خصوصاً این روزها! کسی چه می‌داند شاید امروز یک «مردی که زیاد می‌دانست ۲» نیاز داریم یا شاید بسیاری از مردان امروز که زیاد می‌دانند باید چنین پیرمردی را سرِ راهشان ملاقات کنند! کسی چه می‌داند؟! اما حیف، دیگر «صمدی» نیست و آقایان خیالشان راحت است، «یدالله» دیگری هم نیست. یداللّهی نیست که یقه‌شان را بچسبد. انگار برخی سینماگران امروز مشکلات مردم را فراموش کرده‌اند و سینما برای بهره‌های مادی و سرمایه‌گذاری‌هایی که پایه مشخصی ندارند جایگاه مناسبی شده‌است، انگار نه انگار که سینما زمانی حرفی از جامعه میزد و صدای مردمی بود که جایگاهی برای بیان مشکلات خود نداشتند. آثار سینمای امروز را ببینید و بررسی کنید که چقدر این سینما صدای مردم است؟

انگار برخی سینماگران امروز مشکلات مردم را فراموش کرده‌اند و سینما برای بهره‌های مادی و سرمایه‌گذاری‌هایی که پایه مشخصی ندارند جایگاه مناسبی شده‌است، انگار نه انگار که سینما زمانی حرفی از جامعه میزد و صدای مردمی بود که جایگاهی برای بیان مشکلات خود نداشتند. آثار سینمای امروز را ببینید و بررسی کنید که چقدر این سینما صدای مردم است؟

به جشنواره برگردیم، بر خلاف دوره پیشین که بازیِ بازیگران زن مورد قضاوت و داوری قرار نگرفت، در این دوره برای جشنواره سیمرغ بهترین بازیگر نقش اول زن و مکمل، تعریف شد.

جوایز

هیئت داوران ضمن تقدیر از زنده‌یاد علی حاتمی برای فیلم «کمال‌الملک»، مهدی معدنیان برای فیلم «مترسک»، حسن هدایت و جمال امید فیلمنامه‌نویسان «مردی که زیاد می‌دانست»، جوایز را به شرح ذیل اهدا کردند.

سیمرغ بلورین بهترین فیلم: حسن محمدزاده برای فیلم «مترسک»

سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی: زنده‌یاد یدالله صمدی برای فیلم «مردی که زیاد می‌دانست»

سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه: انتخاب نشد

سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مرد: جمشید مشایخی برای فیلم «گلهای داوودی»

سیمرغ بلورین بهترین بازیگر زن: پروانه معصومی برای فیلم «گلهای داوودی»

همچنین به «محمدرضا مرسلی» برای بازی در فیلم «مترسک» دیپلم افتخار بهترین بازیگر نوجوان اهدا شد.

چهارمین دوره

چهارمین مرحله جشنواره فیلم فجر هم بهمن ۱۳۶۴ بود، که مهم‌ترین اتفاق آن جدایی بخش سینمای حرفه‌ای از آماتور بود. سینماگران جدید آثارشان در جشنواره‌ای مستقل و مجزّا به نام «سینمای جوان» ارزیابی میشد.

دیگر اتفاق مهم این فصل از رویدادِ فجر، راه‌یابی فیلم‌های کودک و نوجوان بود، که در کنار دیگر آثار داوری میشدند.

فیلم «تنوره دیو» از کیانوش عیاری، «اولی‌ها» از زنده‌یاد عباس کیارستمی و «اتوبوس» ساخته هادی اسلامی؛ از برجسته‌ترین آثار چهارمین دوره جشنواره فیلم فجر به شمار آمدند.

عیاری «تنوره دیو» را در کاشان ساخت و قصه‌ی پسری به نام «محمدعلی» را روایت کرد که  پس از دو سال به زادگاهش بازمی‌گردد، می‌بیند قنات ده خشک شده و ساکنانش به کاروانسرای زیارتگاهی پناه برده‌اند. علت خشک شدن قنات چاه عمیقی است که فرد متمکنی به نام (کربلایی علی) در حریم قنات حفر کرده. محمد علی تصمیم می‌گیرد قنات کور شده را لایروبی کند، که ناچار است وارد بازی‌های پیچیده‌ای شود.

«اولی‌ها»؛ این فیلم دربارهٔ لحظات به یادمانی کلاس اولی‌هاست. بچه‌ها که برای نخستین بار از خانواده‌هایشان جدا شده‌اند، ساعات زیادی را در مدرسه می‌گذرانند. واکنش آن‌ها در برابر این شرایط جدید یکسان نیست. برخی زود به این محیط عادت می‌کنند. اما دیگران نیاز به زمان دارند.

قصه‌ی «اتوبوس» قصه‌ی اهالی روستایی است که به دو گروه بالادهی و پایین دهی تقسیم شده‌اند. سرکرده بالادهی‌ها نمکزار خود را به کدخدا، که به دشمنی و کینه بین دو گروه دامن می‌زند می‌فروشد و یک اتوبوس مستعمل می‌خرد تا با آن مسافرکشی کند. ورود اتوبوس به روستا کارِ گاریچی (مسافرکش) پایین‌دهی را کساد می‌کند و با ورود اتوبوس به روستا دنیایی اختلاف و دعوا هم پا به ده می‌گذارد.

جوایز

ضمن تقدیر از ایرج طهماسب برای فیلم «خط پایان» ، داریوش عیاری فیلم‌بردار «تنوره دیو» ، بابک بیات برای «اتوبوس» و حمید جبلی به‌خاطر «جاده‌های سرد، خط پایان»، سیمرغ‌ها به ترتیب ذیل اهدا شد:

سیمرغ بلورین بهترین فیلم به صورت مشترک: عباس کیارستمی برای فیلم «اولی‌ها» و ابولفضل جلیلی برای فیلم «بهار»

سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی: کیانوش عیاری برای فیلم «تنوره دیو»

سیمرغ بلورین بهترین فیلم‌نامه: مجید قاری‌زاده برای فیلم «پدربزرگ»

سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مرد: هادی اسلامی برای فیلم «اتوبوس»

سیمرغ بلورین بهترین بازیگر زن: بازهم گزینه‌ای انتخاب نشد!

ظاهراً هیئت داوران خیلی مصمّم بودند در هر دوره یک گزینه را خالی بگذارند و جایزه ندهند؛ حال هر سال این قرعه به یک نفر می‌افتاد این دوره هم دوباره به نام بازیگران زن افتاد.

همچنین به محمود کلاری فیلمبردار فیلم «جاده‌های سرد» و مهدی اسدی بازیگر خردسال «بهار» دیپلم افتخار داده شد.

بی‌راه نیست اگر گفته شود چهارمین دوره، نازل‌ترین دوره فستیوال فجر، تا آن روزگار بود، خصوصاً از بابت آثار به نمایش در آمده، چراکه فیلم‌های این دوره، از ماندگاری و برجسته‌گی کمتری نسبت به آثار ادوار قبل برخوردار بودند.

پنجمین دوره

پنجمین منزل جشنواره فیلم فجر که به سال ۱۳۶۵ رخ داد، جبران هرآنچیزی بود که دوره چهارم نتوانسته بود کسب کند. هرقدر فصل قبل جشنواره مملو از آثار برجسته بود و کمتر فیلم ماندگار داشت، این دوره یعنی دوره پنجم میزبان آثاری بود که هم سازندگانشان در سینمای ایران درخشیدند و هم فیلم‌ها بر دل تاریخِ سینمای ایران نشستند. برای اثبات این مدعا برخی‌شان را مرور می‌کنیم.

«پرواز در شب» اثر زنده‌یاد رسول ملاقلی ‌پور، فیلمسازی که تا واپسین لحظات عمرش به سینمای دفاع مقدس وفادار ماند. داستانش از این قرار است: یک گردان نیروهای ایران در محاصره ارتش دشمن قرار می‌گیرد و ارتباط آن با قرارگاه مرکزی قطع می‌شود چهار نفر از رزمندگان گردان انتخاب می‌شوند تا برای درخواست کمک خود را به قرارگاه برسانند از آن میان سه تن شهید می‌شوند و یکی خود را به قرارگاه می‌رساند. فرمانده گردان نیز برای تهیه آب آشامیدنی سربازان زخمی محاصره دشمن را می‌شکند، اما شهید می‌شود. قوای کمکی سر می‌رسد و پس از مقابله با دشمن بقیه افراد گردان را نجات می‌دهد. در این فیلم صحنه‌های جبهه حق علیه باطل با صحنه‌های عاشورا به هم پیوند خورده و حس شهادت در راه خدا را به خوبی به نمایش می‌گذارد.

از نظر تکنیک و کیفیت فیلم‌برداری و نورپردازی، به نسبت سالی که اثر در آن ساخته شده است و امکانات موجود، واقعا اثر در خور ستایشی است.

«ناخدا خورشید» فیلمی که ناصر تقوایی بر اساس برداشتی آزاد از رمان «داشتن و نداشتن» نوشته‌ی «ارنست همینگوی» ساخت و ماندگار شد. داریوش ارجمند، علی نصیریان و فتحعلی اویسی بازیگران این فیلمی هستند که داستان خواجه‌ای به نام «ماجد» را روایت می‌کند که ناخدا خورشید را لو می‌دهد و بار قاچاق لنجش به آتش کشیده می‌شود.

«خانهٔ دوست کجاست؟» از عباس کیارستمی. یک بچه‌مدرسه‌ای متوجه می‌شود که دفتر دوستش را به اشتباه برداشته‌است؛ بنابراین از خانه بیرون می‌رود تا او را پیدا کند و دفتر را به او پس دهد، اما راهی دشوار و دراز در پیش است و فرصتی اندک.

این فیلم پارهٔ اول از سه‌گانه کوکر است؛ دو فیلم دیگر زیر درختان زیتون و زندگی و دیگر هیچ هستند که پس از این فیلم ساخته شدند. 

«شیر سنگی» ساخته‌ی مسعود جعفری جوزانی. علی نصیریان، عزت‌الله انتظامی، حمید جبلی، علیرضا شجاع‌نوری و شمسی فضل‌اللهی تعدادی از بازیگران آن بودند. داستان فیلم از قتل مشکوک یک سرباز انگلیسی در کنار لوله‌های نفت مناطق بختیاری‌نشین شروع می‌شود و با انگشت اتهام بسوی «کوهیار» فرزند سرکردهٔ طایفه که چادرنشین و گله دار هستند ادامه می‌یابد. 

«اجاره نشین‌ها» کمدی-درامی بود که داریوش مهرجویی ۱۳۶۵ آن را ساخت. عزت‌الله انتظامی، اکبر عبدی، حمیده خیرابادی و رضا رویگری در آن ایفای نقش می‌کردند.

قصه‌اش هم از این قرار است: یک آپارتمان در حاشیه شهر تهران مالکش درگذشته است، بدون وارث مانده و اداره امور آپارتمان و مستاجرها را مباشر مالک (مرحوم) که خود نیز ساکن همین ساختمان است به عهده گرفته است، وی قصد دارد با همکاری یک مشاور املاک محلی، ملک را تصاحب کند.

جوایز

سیمرغ بلورین بهترین فیلم: رسول ملاقلی‌پور برای فیلم «پرواز در شب»

سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی: عباس کیارستمی برای «خانه دوست کجاست؟»

سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه: مسعود جعفری جوزانی برای فیلم «شیر سنگی»

سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مرد: داریوش ارجمند برای «ناخدا خورشید»

سیمرغ بلورین بهترین بازیگر زن: همچنان هیئت محترم داوران به سوگند خود وفادار ماندند و به کسی این جایزه را اهدا نکردند! مجموعا! از پنج دوره جشنواره فیلم فجر تا آن روزگار، در چهار دوره جایزه بازیگر زن در لیست جوایز و تندیس‌ها تعریف نشد!

دوره ششم

این دوره فصل تازه‌ای برای جشنواره فیلم فجر به حساب می‌آید. در نهمین سالگرد انقلاب اسلامی ایران قوانین جشنواره فیلم فجر بیشتر نظم و تدوین بیشتری میابد، حالا دیگر پیش از شروع جشنواره و ارسالِ آثار، علاوه بر بیانیه هیئت داوران، آئین‌نامه شرکت در جشنواره هم ابلاغ میشود. 

ششمین جشنواره بین المللی فیلم فجر مشترک با سومین جشنواره کودک و نوجوان برگزار شد. علاوه بر فیلم‌های کودک و نوجوان آهسته پای سینمای بین‌الملل هم داشت به فستیوال فجر باز میشد، در این سال آثار «آندری تارکوفسکی » کارگردان شهیر شوری به نمایش درآمد

همچنین در این دوره به پوسترهای سینمایی توجه ویژه‌ای صورت گرفت و پوسترها سینمایی هم به جشنواره ارسال شده، داوری شدند و برگزیدگانش مورد تقدیر قرار گرفتند.

آثار

«شاید وقتی دیگر» بهرام بیضایی، «آنسوی آتش» کیانوش عیاری، «ایستگاه» یدالله صمدی، «پرنده کوچک خوشبختی» پوران درخشنده، «خارج از محدوده» رخشان بنی اعتماد، «شیرک» داریوش مهرجویی، «گاویار» کیومرث پوراحمد، «کانی مانگا» سیف‌الله داد «یار در خانه» خسرو سینائی؛ را می‌توان از مهم‌ترین آثار این دوره نام برد.



نماهایی از فیلم «شاید وقتی دیگر» بهرام بضایی

جوایز

سیمرغ بلورین بهترین فیلم: فیلمی انتخاب نشد !

سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی: کیانوش عیاری برای فیلم «آنسوی آتش»

سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه: همچنان انتخاب نشد!

سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مرد: فرامرز قریبیان برای «ترن»

سیمرغ بلورین بهترین بازیگر زن: پروانه معصومی برای «شکوه زندگی»

یک نکته قابل تأمل است؛ یک بار دیگر اسامی و فیلم‌هایی که در بالا به عنوان نمونه ذکر شد بخوانید، چه فیلم‌هایی و چه نام‌هایی به چشم میخورد، از طرف دیگر توجه داشته باشید که همگان دهه ۶۰ را دوران طلایی سینمای ایران می‌دانند. حالا نکته اینجاست، در این سالها و دوران طلایی، از بین این آثار و فیلمسازان، هیئت داوران هیچ فیلمی را لایق جایزه بهترین فیلم نمی‌داند و حتی بهترین فیلم‌نامه را هم بر نمی‌گزیند!

مسئله دو صورت دارد، یا هیئت داوران مشکل داشتند، یا فیلم‌ها. هرکدام که باشد یک نکته ذهن آدمی را آشفته می‌کند؛ اگر آن فیلم‌ها (دوباره بخوانید- آن فیلم‌ها) در حدی نبودند که لایق جایزه فجر باشند و عنوان بهترین فیلم و بهترین فیلم‌نامه را با خود یدک بکشند، پس فیلم‌های امروزه سینمای کشور و ادوار أخیر جشنواره فجر، چه‌گونه هر کدام با توشه‌ای تندیس و سیمرغ ، پشت اسم شان دارند؟! اگر داوران مشکل داشتند، پس ایشان اگر در ادوار أخیر داور جشنواره میشدند، چه می‌کردند؟! بعید نیست از برخی افراد دوره‌های قبلی هم به نشانه تنبیه، تندیس‌های سابق‌شان را باز پس می‌گرفتند!

عجیب‌تر آنکه این دوران سینمای‌مان، دقیقاً همان روزهایی بود که کشور مورد هجوم یکی از بزرگترین جنگ‌های نابرابر دنیا قرار گرفته بود. امکانات و امنیت در حداقل خود بود، سرمایه‌ و بودجه‌ای که در خور شأن باشد برایش تعریف نمیشد، اما سینما در چه جایگاهی بود! الان نه جنگی است و نه خبری از توپ و موشک‌باران، ولی سینمایی که انگار فراموش کرده، در گذشته خودش ثابت کرده است که می‌تواند چه آثار درخشانی خلق کند.

بگذریم…

هفتمین دوره

حدود ۶ ماهی از پایان جنگ ایران و عراق می‌گذرد، قطعنامه امضا شده است و دیگر کشور زیر سایه شوم جنگ نفس نمی‌کشد. بهمن‌ماه ۱۳۶۷ برابر است با روزهای هفتمین ایستگاه جشنواره فیلم فجر. شاید بتوان گفت مهم‌ترین اتفاق این دوره از جشنواره این بود که تمام بخش‌ها سیمرغ دریافت کردند و ظاهراً در این دوره بر خلاف تمام ادوار قبل، آثار به مذاق هیئت داوران خوش آمد و هیچ بخشی را بدون گزینه انتخابی، نگذاشتند.

«دیده بان» اثر ابراهیم حاتمی‌کیا از جمله فیلم‌های این فصل بود که توانست سیمرغ بهترین فیلم را هم کسب کند، بنیاد سینمایی فارابی تهیه‌کننده این اثر بود.

سیمرغ  بلورین بهترین کارگردانی و همچنین بهترین فیلم‌نامه به محسن مخمل‌باف به‌خاطر «بایسیکل‌ران» رسید. عزت‌الله انتظامی برای «گراند سینما» سیمرغ بهترین بازیگر مرد و رویا نونهالی هم بابت «عروسی خوبان» سیمرغ بهترین بازیگر مرد و زن، این موسم از فجر را کسب کردند.

هشتمین دوره

در این دوره بخش بین‌الملل گستردگی بیشتری پیدا کرد، شواهد نشان میدهد در این بازه فجر دارد دست‌وپا میزند از رویکرد صرفاً ملی، به بین‌المللی کوچ کند. هشتمین فصل جشنواره فیلم فجر برای اولین بار به دو بخش مهم تقسیم می‌شود؛ ملی و بین‌المللی.

البته آثار بخش بین‌الملل کاملاً مورد قضاوت و داوری قرار نگرفته بودند و فقط به نمایش در آمدند تا به قول برگزارکنندگان جشنواره «امکان ارزیابی بهتر و بیشتر وضعیت و موقعیت سینمای ایران را در مقایسه با سایر کشورها فراهم شود».

این دوره هم بصورت مشترک با چهارمین دوره جشنواره فیلم کودک و نوجوان برگزار شد و فقط فیلم‌های کودک و نوجوانِ بخش بین‌الملل، در مسابقه بودند و بخش‌های دیگرِ بین‌الملل، خارج از مسابقه اکران میشدند، این مسئله یعنی علی‌رغم پس‌وند «بین‌الملل» که برای دوره هشتم جشنواره به بعد انتخاب شد، جشنواره فجر تا بین‌المللی شدن به معنای واقعی هنوز فاصله دارد و خیلی نمی‌توان به عنوان یک جشنواره بین‌المللی قلمدادش کرد.

از دیگر قسمت‌های حاشیه‌ای مهم جشنواره، به موارد ذیل می‌توان اشاره کرد:

فیلم های کوتاه نقاشی متحرک و عروسکی شوروی

به یاد یون پوپسکو گوپو

مروری بر فیلم های کودکان و نوجوانان عباس کیارستمی

ده سال سینمای کودک و نوجوان ایران

فیلم های لورل و هاردی

آثار

فیلم‌های «مادر» از زنده‌یاد علی حاتمی، «دندان مار» از مسعود کیمیایی، «مهاجر» ابراهیم حاتمی‌کیا، «هامون» داریوش مهرجویی با بازی ماندگار زنده‌یاد خسرو شکیبایی، «کلوزآپ» زنده‌یاد عباس کیارستمی، شب دهم« جمال شورجه»، «ای ایران» ناصر تقوایی؛ از مهم‌ترین آثار این دوره بودند که بخش زیادی از آن در تاریخ سینمای ایران ماندگار شدند.

جوایز

سیمرغ بلورین بهترین فیلم: «مهاجر» تولید حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی

سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه و بهترین کارگردانی:‌داریوش مهرجویی برای «هامون»

سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مرد: خسرو شکیبایی برای فیلم «هامون»

سیمرغ بلورین بهترین بازیگر زن: رقیه چهره‌آزاد برای فیلم «مادر»

نهمین دوره

این دوره جریان و رویداد خاصی به جشنواره افزوده یا کاسته نشد، بخش بین‌الملل گستره بیشتری پیدا کرد و از کشورهای آلمان، آمریکا، اسپانیا، استرالیا، اسلواک، انگلستان، ایتالیا، بلغارستان، تایوان، ترکیه، چین، دانمارک، روسیه، سوئیس، ژاپن، هندوستان و… در آن حضور داشتند.

به نسبت ادوار قبل در این دوره فیلم شاخص کمتر حضور داشت، که «مجنون» از زنده‌یاد رسول ملاقلی‌پور، «گروهبان» مسعود کیمیایی، ««بچه‌های طلاق» از تهمینه میلانی و «زمان از دست رفته» پوران درخشنده تقریباً از مهم‌ترین آنها بودند.

دهمین دوره

سال ۱۳۷۰ برابر می‌شود با دهمین دوره جشنواره فیلم فجر، همچنان بخش بین‌الملل در حال پیشروی است، چند اتفاق مهم در این سال می‌افتد و در بخش بین‌الملل فیلم‌های ذیل به نمایش در می‌آید:

– منظر سینمای ژاپن

– منظر سینمای هند

– فیلم های کوتاه زیمباوه

– سینمای فلسطین، جلوه‌های مقاومت

– آکیرا کوروساوا، شرق، ایمان به فرجام نیک

– اینگمار برگمان، غرب، تردید و سرگشتگی

– استادان خاموش سینمای فرانسه

– داد و ستد تصویر و کلام، ادبیات و سینمای شوروی

همچنین از کشورهایی نظیر آلمان، آمریکا، استرالیا، سوئیس، فرانسه، برزیل، چک، ژاپن، روسیه، شوروی، چین، هند، یونان، تایوان و… در هشتمین ایستگاه جشنواره فیلم فجر شرکت می‌کنند و اثر می‌فرستند؛ اما همچنان آثار بخش بین‌الملل غیررقابتی و خارج از مسابقه است.



نمایی از فیلم «بدوک» اثر مجید مجیدی

آثار

«وصل نیکان» ابراهیم حاتمی‌کیا، «ناصرالدین‌شاه آکتور سینما» محسن مخمل‌باف، «مسافران» بهرام بیضایی، «زندگی و دیگر هیچ» عباس کیارستمی، «دونفر و نصفی» یدالله صمدی، «دلشدگان» علی حاتمی، «بدوک» مجیدمجیدی، «بانو» داریوش مهرجویی، «قربانی» رسول صدرعاملی را می‌توان از اهمّ آثار این دهمین فصل جشنوراه فیلم فجر به شمار آورد.



نمایی از سینمایی «ناصرالدین شاه آکتور سینما» از محسن مخمل باف

جوایز

سیمرغ بلورین بهترین فیلم: علیرضا داوودنژاد برای فیلم «نیاز»

سیمرغ بلورین بهترین  کارگردانی:‌ رخشان بنی ‌اعتماد برای فیلم «نرگس»

سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه: اصغر عبداللهی و حسن قلی‌زاده برای فیلم «خانه خلوت»

سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مرد: فرامرز صدیقی برای فیلم دادستان»

سیمرغ بلورین بهترین بازیگر زن: جمیله شیخی برای «مسافران»

دو نکته لازم به ذکر است؛

۱: در ۴ دوره أخیر (هفتم، هشتم، نهم و دهم) برای تمام بخش‌ها جایزه تعریف شد و هیئت داوران از اهدای جایزه هر بخش امتناع نکردند و به تمام‌شان توجه شد.

۲: دهه ۶۰ با توجه به روزهای جنگ، شرایط پسا جنگ و روزهای تحریم و ترور و… روزهای نابسامان و شرایط ناهمواری بر کشور مستولی بود اما سینما در تمام این ایام مسیر ارتقاء و روبه‌جلوی خودش را داشت. اتفاقی که در سایه لطف خداوند مدیون انقلاب اسلامی بود، همچنین هنرمندان، فیلمسازان و سینماگرانی که با کمترین امکانات، سخت‌ترین روزها و بدترین شرایط هم شانه خالی نکردند و با انگیزه عاشقانه و دلسوزانه خود، این بار را به دوش کشیدند. در کنار ایشان مردم و مخاطبان سینما هم بر این جریان بی‌تأثیر نبودند، اینها در روزگاری که از لحاظ مالی اوضاع نابسامانی بر کشور حاکم بود، فرهنگ، هنر و سینمای کشورشان را غافل نبودند و حواسشان به گردش چرخه‌ی اقتصادی‌اش بود.

فراموش نکنیم سینما مثل تمام هنرهای دیگر و عرصه‌های فرهنگی مشابه، سه چرخ‌دنده خیلی مهم می‌خواهد تا بتواند نیک حرکت کند و شایسته حرکتش را ادامه دهد. « سیاست، سینماگر و مردم» این سه ضلع تا به درستی و خوبی کنار هم قرار نگیرند، اتفاقی نمی‌افتد. آن روزگار علی رغم شرایط محنت‌بار کشور، این سه ضلع تمام سعی‌ خود را مبنی بر قرابت بیشتر، گذاردند. اما امروز هم آیا می‌توان با اطمینان این ادعا را داشت؟! این سه ضلعی قاعده‌ای است کلی؛ سینمای امروزه کشور هم برای خارج شدندش از نابسامانی فعلی، تنها یک راه دارد، همین فرمول را پیش رو بگیرد. تاریخ نشان داده جواب می‌دهد.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

زندگی و مبارزات “امیر علی‌اکبری” مستند می‌شود – اخبار سینمای ایران و جهان

تسنیم: مستند «همیشه مبارز» روایت زندگی و مبارزات امیر علی‌اکبری قهرمان هنرهای رزمی ترکیبی MMA است.

امیر علی‌اکبری قهرمان شناخته شده ورزش هنرهای رزمی ترکیبی (MMA/Mixed Martial Arts) است. مسعود تکاور درحال کارگردانی مستند «همیشه مبارز» درباره شخصیت، زندگی و مبارزات این قهرمان ورزشی کشور است.

تکاور در گفت‌وگویی تاکید کرد: به تصویر کشیدن زندگی روزمره، تمرینات ویژه و مسابقات مهیج امیر علی‌اکبری محور اصلی فیلم است. نمایش زندگی این قهرمان ایرانی و تلاش فوق العادۀ و انگیزۀ مضاعف او برای هر بینندۀ ایرانی و حتی غیرایرانی می‌تواند جذاب و غرورآفرین باشد.

این کارگردان افزود: گرایش به تولید فیلم و سریال‌های پلیسی و اکشن و نیز ابعاد شخصیتی و رفتار و منش مردمی علی‌اکبری انگیزه اصلی‌ام برای تولید این اثر است. بهترین شکل برای بیان و به نمایش گذاشتن انگیزه‌ی والای این ورزشکار و قهرمان ایرانی و نیز افتادگی و اخلاق‌مداری او، پرداخت مستندگونه به آن بود که امیدوارم خروجی نهایی آن طور که مدنظر من و سایر عوامل فیلم و نیز خودِ علی‌اکبری است از کار درآید.

وی افزود: در تلاش هستیم تا ناب‌ترین لحظات زندگی روزمره، به‌ویژه تمرینات سخت و طاقت فرسای این قهرمان را به نمایش درآوریم. باتوجه به اینکه تمام مسابقات امیر در خارج از کشور انجام می شود و از سویی ضبط مستند این مسابقات برای تولید فیلم الزامی است، قدری کار برایمان سخت می‌شود که با همکاری تهیه کنندۀ محترم اینگونه موانع مرتفع خواهد شد.

فرهاد گلی که به همراه مسعود تکاور تهیه‌کنندۀ این فیلم مستند است نیز از علی‌اکبری به عنوان الگویی برای جوانان یاد کرد و در‌خصوص دلایل تولید مستند «همیشه مبارز» گفت: امیر با تلاش بی‌وقفه و پشتکار مثال زدنی خود، با کمترین امکانات به بالاترین جایگاه در رشته‌ای ورزشی رسیده که می‌تواند برای بسیاری از جوان‌های جامعۀ امروز درس آموز و الگو باشد. تولید و ساخت فیلم سینمایی با محوریت امیر علی‌اکبری برنامۀ آینده من با همکاری مسعود تکاور است. فیلمنامه ای سینمایی با موضوع و حضور علی‌اکبری در دست نگارش است که پس از اتمام کار مستند «همیشه مبارز»، آن را کلید می‌زنیم.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

هنر دفاع مقدس نباید از جریان‌های اقتصادی جا بماند – اخبار سینمای ایران و جهان

خبرگزاری فارس: حبیب‌الله صادقی، هنرمند شاخص نقاشی معتقد است: دفاع مقدس تمام مردم را درگیر کرد. بنابراین اگر آن زمان هنرمندی وظیفه آرمانی‌اش را در مسیر انقلاب و دفاع مقدس هزینه کرد، نباید از جریان تداوم حیات اقتصادی جا بماند.

حبیب‌الله صادقی، هنرمند نقاش که با یک اثر در دهمین حراج تهران حضور دارد، درباره این اثر خود  گفت: یکی از آثار مجموعه «روزنه به باغ امید» را برای حراج امسال در نظر گرفته‌ام که این اثر بین ۲۰ تا ۲۵ میلیون تومان چکش خواهد خورد؛ من این کار را خیلی دوست دارم و به سرنوشت آن نیز امیدوارم.

صادقی همچنین درباره نقش این حراج در حمایت از آثار هنرمندان تجسمی اظهار کرد: تاکنون برای اینکه بتوانیم آثار تجسمی هنرمندان ایرانی در موزه‌های تخصصی کشورمان به عرصه نمایش بگذاریم، از نظر فرهنگی و سیاسی با سدها و چالش‌هایی مواجه بوده‌ایم. بر همین اساس هم در حال حاضر حراج تهران به نوعی یک راه نجات و بستری برای تشویق جریان‌های تجسمی، چاپ کتاب برای آثار هنرمندان و دستیابی به تعریف مشخص برای ارزش‌گذاری آثار محسوب می‌شود.

او که معتقد است آثار تجسمی هنرمندان ایرانی قابلیت حضور در عرصه‌های جهانی را دارد، گفت: حراج تهران فرصتی مهم برای داوری و ارزش‌گذاری آثار تجسمی هنرمندان ایرانی است که می‌تواند راه‌های بروز و ظهور و تجلی جامعه تجسمی را در ابعاد گوناگون کیفیت، نمونه‌سازی و قیمت در جامعه جهانی فراهم کند. در کل امیدوارم آثار هنرمندان ما بتواند به واسطه این روایداد فرهنگی به موزه‌های مهم دنیا راه پیدا کند و قیمت آثار هنرمندان ایرانی به آن میزانی که شایستگی دارد برسد.

* قیمت آثار تجسمی بیانگر ارزش واقعی آنها نیست

صادقی با تاکید بر اینکه قیمت آثار تجسمی نمی‌تواند بیانگر ارزش واقعی آنها باشد، یادآور شد: قطعا ارزش آثار هنری به قیمتی نیست که به آنها داده می‌شود، اما به هر حال برای عرضه آثار هنری به جهان باید برای آنها قیمتی را در نظر گرفت. همچنین باید به این نکته نیز توجه کرد که بسیاری از آثار هنرمندان خارجی با قیمت‌های بالایی در نمایشگاه‌ها و حراج‌های تهران عرضه می‌شود؛ به عنوان مثال وقتی آثار هنرمندانی همچون جکسون پولاک و فرانسیس بیکن در نمایشگاه‌های دنیا با قیمت‌های بسیار بالایی عرضه می‌شوند، چرا آثار نقاشان ایرانی با وجود هنر و هوش سرشاری که دارند، نتواند به عنوان یک کالای هنری گران‌سنگ به نمایشگاه‌های جهانی راه پیدا کند؟

رئیس اسبق موزه‌ هنرهای معاصر خاطرنشان کرد: آثار تجسمی در ابتدا کالای فرهنگی و هنری محسوب می‌شود و سپس دارای ارزش‌ مادی است. الان اثر«گل‌های آفتابگردانِ» ونگوگ که ارزش هنری بسیار بالایی دارد، پشتوانه مالی یکی از بانک‌های مهم ژاپن است. در واقع یک اثر هنری در یکی از بانک‌های معتبر جهان پشتوانه اسکناس و طلا شده است. اگر آثار هنرمندان ما نیز در عرصه‌های جهانی ارائه داده شود، قطعاً بانک و موسسات مالی دنیا که آثار هنری را خریداری می‌کنند، به سراغ آثار هنرمندان ایرانی خواهند آمد.

او ادامه داد: درست است که واژه «حراج» در ابتدا یک معنای اقتصادی را در ذهن متبادر می‌کند، ولی برای من پیش از هر مفهوم دیگری، معنای هنرمندانه دارد. حراج تهران نیز رویداد فرهنگی است که تلاش می‌کند که آثار تجسمی هنرمندان ایرانی را به جهان معرفی کند. فکر می‌کنم اگر ۱۰ دلیل برای برگزاری حراج تهران وجود داشته باشد، ۹ دلیل به فرهنگ و هنر مربوط است و تنها یک دلیل آن اقتصادی است.

* هنر دفاع مقدس نباید از جریان‌های اقتصادی جا بماند

این هنرمند نقاش با اشاره به حضور عکس سعید صادقی با عنوان «کربلای ۵» در حراج سال گذشته، بیان کرد: دفاع مقدس مختص قشر خاصی از جامعه نبود و ۸ سال تمام مردم درگیر آن بودند. بنابراین اگر آن زمان هنرمندی وظیفه آرمانی‌اش را در مسیر انقلاب و دفاع مقدس هزینه کرد، نباید از جریان تداوم حیات اقتصادی جا بماند. بر همین اساس توجه حراج تهران به آثار دفاع مقدس کار پیشتازانه‌ای است که باعث می‌شود برخی از مرزبندی‌ها کنار گذاشته شود و داوری آثار هنری صرفا بر اساس کیفیت آثار صورت بگیرد.

او در ادامه یادآور شد: این نکته را باید در نظر داشت که یک اثر هنری دفاع مقدس همزمان می‌تواند دو ساحت داشته باشد؛ یکی ارزش هنری و دیگر حیات آرمانی خالق اثر در مقابل دشمن است. بنابراین اگر هنرمندی در شرایط مرگ و زندگی اثری را خلق کرده است، چیزی از ارزش هنری اثر خلق شده کم نمی‌کند. به همین خاطر هم رویکرد انسانی و شریف حراج تهران که نگاهی یکسان به آثار هنری دارد باعث می‌شود که آثار هنرمندان با هر اعتقاد و باوری در کنار هم به صورت عقلانی داوری شود. من نیز در دورانی که در موزه هنرهای معاصر حضور داشتم، تلاش کردم تا این نگاه و سبک را در پیش بگیرم. چراکه معتقدم تمام آثار هنرهای تجسمی کشور برای این سرزمین و ملت است.

صادقی در پایان ضمن اظهار امیدواری برای برگزاری حراجی‌های دیگری علاوه بر حراج تهران در عرصه هنرهای تجسمی، گفت: امیدوارم با راه‌اندازی حراجی‌های بیشتر، سرمایه‌گذاران به این عرصه بیایند و آثار تجسمی را به عنوان یک محصول فرهنگی خریداری کنند.

به گزارش فارس، دهمین حراج تهران جمعه ۲۱ دی ماه در هتل پارسیان آزادی برگزار می‌شود. حراج تهران ویژه آثار هنری کلاسیک و مدرن ایران، تیرماه هر سال برگزار می‌شود و نوبت دوم آن که از سال ۹۵ در دی ماه برگزار شده است، به حراج آثار هنری جوانان و نقاشان معاصر اختصاص دارد.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

«مغزهای کوچک زنگ زده» سیاه‌ترین و خشن‌ترین فیلم سینمای ایران است – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: منتقد سینما و پژوهشگر فرهنگی در خصوص فیلم سینمایی «مغزهای کوچک زنگ زده» گفت: فیلم سیدی اثر به شدت سیاهی است، خیلی سیاه‌تر از آنچه در سینمای ایران ترسیم شده و به عبارت دیگر می‌توان گفت که سیاه‌ترین و خشن‌ترین فیلم سینمای ایران است.

به گزارش سینماپرس، محمدرضا شاه حسینی منتقد سینما در خصوص فیلم سینمایی «مغزهای کوچک زنگ زده» گفت: فیلم سیدی اثر به شدت سیاهی است، خیلی سیاه‌تر از آنچه در سینمای ایران ترسیم شده و به عبارت دیگر می‌توان گفت که سیاه‌ترین و خشن‌ترین فیلم سینمای ایران است.

وی ادامه داد: با توجه به تمام تعریف‌هایی که از زمان جشنواره تا به امروز در سایت‌های مختلف خبری از آن منتشر شده بود، اما باید بگویم در ابتدا که این اثر را دیدم این سوال در ذهنم شکل گرفت که این فیلم برای چه ساخته شده است؟ سیدی چه تصویری از جامعه را به تصویر کشیده؟ آیا قصد ساخت فیلمی سیاسی با دیالوگ‌هایی به شدت سیاسی داشته یا تنها قصد تولید یک فیلم گانگستری داشته است؟ آیا می‌خواهد از آینده‌ای که شاید با آن بخواهیم روبه رو شویم خبر می‌دهد؟

شاه حسینی در ادامه به بازی نوید محمد زاده اشاره و تصریح کرد: نوید محمد زاده نماد چه شخصیتی در جامعه است؟ دیالوگ‌ها خطاب به چه کسی است؟ چوپانی که در ابتدا و انتهای فیلم به آن اشاره می‌شود خطاب به چه کسی است؟

وی گفت: اگر این اثر نقد یک چهره سیاسی باشد خیلی از سوال‌ها به پاسخ روشنی می‌رسد، اما اگر یک نقد اجتماعی باشد دنیایی از سوال‌های بی پاسخ در ذهن مخاطب شکل می‌گیرد که هیچ ابتدا و انتهایی ندارد، این اثر به پشتوانه تهیه کننده اش بسیاری از خط قرمزی‌ها را به راحتی پشت سر گذاشته و توانسته آنچه را که در ذهن داشته را به تصویر بکشد و آب هم از آب تکان نخورد.

شاه حسینی درخصوص قبیله‌ای عمل کردن برخی منتقدان اظهارداشت: برخی از منتقدان متاسفانه قبیله‌ای عمل می‌کنند و نسبت به برخی از آثار با نقدهای مثبتشان نوای خوش ساخت بودن اثر را سرمی دهند و یا کلا قلمشان را زمین می‌گذارند، چرا واقعا منتقدان باید قبیله‌ای نظر دهند و حمایت کنند؟ اینکه «سعید سعدی» و «هومن سیدی»، چون در قبیله آن‌ها هستند پس مجوز عبور را گرفتند و مسیر را تا انتها پیش می‌برند.

این منتقد در ادامه به نحوه ساخت سیدی اشاره و بیان کرد: نوع ساخت «سیدی» به گونه‌ای است که کپی برداری و اقتباس را دوست دارد و آن را در فضای ذهنی خود جلوی دوربین می‌برد، کارگردان این توانایی را دارد که با توجه به فضای جامعه اثر خود را جلو برده و بن مایه‌های مذهبی را در قالب رئال جلوی دوربین ببرد.

وی بیان کرد: غیرت زدایی به نحوی خاص نمایش داده می‌شود در شرایطی که هیچ کس به هیچ کس رحم نمی‌کند، حتی صحنه خفه شدن دختر و صحنه‌های منزجر کننده که مخاطب را می‌رنجاند.

شاه حسینی بیان کرد: در نهایت باید بگویم سطح فیلم به نحوی است که هنوز سطح جامعه قدرت درک آن را ندارد و جامعه و نحوه ساخت ما هنوز به سمت این فضا و گانگستری بودن آن نرفته که بخواهد آن را روی پرده سینما ببیند.

این منتقد در ادامه به فیلم «خانه پدری» اشاره کرد و درخصوص صدور مجوز اکران‌ها گفت: «خانه پدری» کیانوش عیاری هم مثل «مغزها» صحنه‌های فجیعی داشت که امکان اکران به آن نداده اند، اما صحنه‌های خفگی در «مغزها» به راحتی و بدون هیچ گونه نقدی روی پرده سینما نمایش داده می‌شود و آب از آب تکان نمی‌خورد. سوال من اینجاست که این دو چه تفاوتی باهم دارند که به این فیلم مجوز اکران می‌دهند و آن یکی را منع از اکران می‌کنند آیا اگر شخص دیگری هم این اثر را ساخته بود باز هم مجوز اکران می‌گرفت؟

وی افزود:به نظر من این اثر ساخته شد تا جریانی را در سینمای ایران راه بیاندازد مثل فیلم «آدم برفی» که به پشتوانه حوزه هنری توانست از خیلی از خط قرمزها عبور کند و جریانی را با خود وارد سینما کند و یا فیلم ده نمکی که با ساز و آواز هایش جریان دیگری را وارد این حوزه کرد که اگر این فیلمسازان و پشتوانه‌های آن‌ها نبود به طور حتم فیلم هایشان اکران نمی‌شد البته آثار دیگری مثل «اجاره نشین ها» و «زیر درخت هلو» هم بودند که بدون پشتوانه و در لفافه دیالوگ‌ها را بیان کردند تا خللی در صدور مجوز اکران آن‌ها ایجاد نشود.

شاه حسینی با بیان اینکه یکی از عمده مشکلات حوزه نقد فیلم این است که فیلم به مثابه واقعیت اجتماعی فرض می‌شود و اغلب نقدهای وارده به آثار سینمایی به چیستی‌شناسی و هستی شناسی فرامتنی و مابه ازاهای اجتماعی باز می‌گردد، بیان کرد: در نقد موج سینمای اجتماعی ایران بر اساس توصیه رابین وود می‌توان نگره‌های ایدئولوژیک، سیاسی و حتی اجتماعی را در تحلیل فیلم لحاظ کرد و فیلم را در رینگ یک دعوای سیاسی– حزبی انداخت و کلمات را در قالب مشت و لگد حواله اثر کرد.

*باشگاه خبرنگاران جوان

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

در «منطقه پرواز ممنوع» کاملاً درگیر دنیای نوجوانان هستیم/ «فجر» نباید از فیلم‌های انقلاب خالی شود – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: امیر داسارگر، نویسنده و کارگردان فیلم سینمایی «منطقه پرواز ممنوع» به موضوع راه نیافتن فیلمش به جشنواره فجر پرداخته است.

به گزارش سینماپرس، اعلام اسامی راه یافته به بخش «نگاه نو» یا همان بخش فیلم اولی‌های جشنواره فیلم فجر و حضور برخی از فیلم‌ها و حذف برخی دیگر باعث تعجب اهالی سینما شد، به خصوص اینکه نام‌هایی در بخش فیلم‌های منتخب حضور دارند که کارگردانشان حداقل از نظر حرفه‌ای فیلم اولی به شمار نمی‌روند. از سوی دیگر حذف کارگردانان جوانی که می‌توانند در جشنواره جریان‌ساز شوند نیز اعتراضاتی را در پی داشته است. فیلم «منطقه پرواز ممنوع» از جمله این آثار است. امیر داساگر، نویسنده و کارگردان این فیلم در گفت‌وگویی به موضوع راه نیافتن فیلمش به جشنواره فجر پرداخته است.

به طور خلاصه فیلم «منطقه پرواز ممنوع» را معرفی می‌کنید.

فیلم در ژانر ماجراجویانه و نوجوانانه ساخته شده و داستان سه نوجوان ۱۳- ۱۲ ساله است که در گوشه‌ای از ایران در حال انجام کاری هستند و در این مسیر مشکلاتی برایشان ایجاد می‌شود و همین باعث درگیری میان آن‌ها و بعضی از افراد می‌شود و قدم به قدم متوجه مسائلی می‌شوند. فیلم پر از هیجان و تعقیب و گریز است و لوکیشن‌های متعددی دارد و لحظه‌های جذابی دارد که مخاطب نوجوان را درگیر می‌کند. اگر توضیح بیشتری بدهم فیلم لو می‌رود، ولی نه حتی به خاطر اینکه موضوع فیلم ارزشی است و بخواهم بگویم به خاطر محتوای آن باید در جشنواره دیده می‌شود بلکه به خاطر قابلیت‌های فنی این فیلم می‌گویم که حقش بود در جشنواره حضور داشته باشد و حداقل کیفیت آن با آثار دیگر سنجیده می‌شد.

 

فکر می‌کنید چرا از جشنواره فجر کنار گذاشته شدید؟

چیزی که من فکر می‌کنم این است که سیاست جشنواره فجر بر این است که فیلم‌های کودک و نوجوان را به جشنواره فیلم کودک اصفهان بفرستد و از آنجایی که «منطقه پرواز ممنوع» بازیگر شاخص و تهیه کننده صاحبنام ندارد و این مخالف تم مرسوم در سینماست، برای همین پشت در ورودی جشنواره فجر باقی ماندیم.

 

منطقه پرواز ممنوع» برای مخاطب نوجوان است یا درباره نوجوانان؟

قطعا برای مخاطب نوجوان است.

 

این را پرسیدم برای اینکه بیشتر آثاری که به نام فیلم کودک و نوجوان در ایران ساخته می‌شود، مخاطب بزرگسال دارد و فیلم بزرگسال است!

معتقدم اگر فیلمی برای مخاطب اصلی‌اش به خوبی ساخته شود، مخاطبان دیگر گروه‌های سنتی هم به تماشای آن خواهند نشست. مشکل اصلی سینمای ما این است که مخاطب خود را نمی‌شناسد. ما در «منطقه پرواز ممنوع» کاملاً درگیر دنیای نوجوانان هستیم.

 

اما این معضل بزرگی برای سینما شده که فیلم‌ها در چند ژانر محدود شده و در حق ژانرهای مختلف ظلم می‌شود.

حتی داستان‌های فیلم‌ها هم به طور حیرت‌انگیزی به هم شبیه شده است. برایم جالب است که چرا سینمای اجتماعی ما تا این حد به سینمای ناتورالیستی فرانسه شباهت پیدا کرده و چرا برای فیلمسازان ایرانی سینمای فرانسه تا این حد عزیز شده است! کسی هم که بخواهد در فضایی غیر از این سینما کار کند دست به انتحار بزرگی زده است.

 

گفته می‌شود کارگردانانی مثل «تورج اصلانی» و «مسعودبخشی» اصولا فیلم اولی نیستند و از نظر حرفه‌ای نباید در «نگاه نو» شرکت داده می‌شدند! به این موضوع اعتراضی نداشته‌اید؟

من حتی اگر فیلم هم نداشتم به این موضوع اعتراض می‌کردم. به خصوص درباره شخص دومی که نام بردید. من اگر مسئولیتی داشتم به خاطر آن فیلمی که ساخته بود، ممنوع الکارش می‌کردم. شاید بگویند چهار پنج سال گذشته و آن فیلم افتضاحی که ساخته فراموش شده! مگر یک نفر دیگر چه توهینی می‌توانست به انقلاب انجام دهد که در آن فیلم انجام نشده باشد! ولی الان که این حرف را بزنم ممکن است بگویند، چون خودش ذیفنع است دارد از روی حب و بغض حرف می‌زند، اما انتظارم این است که نگذارند در جشنواره فیلم فجر کار غیر قانونی انجام شود. درباره یکی از فیلم‌های حاضر در این بخش شنیده‌ام که سال گذشته در هیئت انتخاب بازبینی و رد شده، اما امسال دوباره حضور پیدا کرده است.

 

با توجه به اینکه احتمال حضور مجدد در جشنواره فجر وجود ندارد، فیلم را برای اکران آماده می‌کنید؟

با توجه به اینکه جشنواره فیلم کودک و نوجوان نزدیک است، حتماً به حضور در جشنواره فکر می‌کنیم، اما تصمیم گیرنده درباره این موضوع، شخص تهیه کننده است. از طرفی هم شرایط اکران خیلی سخت است، به خصوص برای فیلم‌هایی مثل «منطقه پرواز ممنوع» که بازیگر چهره ندارد. تنها دغدغه من این است که فیلم به دست مخاطب اصلی‌اش برسد.

 

به خاطر راه پیدا نکردن به جشنواره فکر نمی‌کنید کار «منطقه پرواز ممنوع» برای دیده شدن سخت شده؟

من از اول هم هر جور محاسبه می‌کردم به این نتیجه می‌رسیدم که فیلم درفجر حضور نخواهد داشت، این را هم به تهیه کننده گفته بودم.

شما که در ابتدای مصاحبه گفتید به دلیل کیفیت فنی خوب فیلم باید در جشنواره رقابت می‌کرد؟

به همان دلیل که نه بازیگر شاخص دارد و نه تهیه‌کننده مشهور، فیلم هم فیلم ژانر است.

 

البته یکی از کارگردان‌ها توصیه کرده که فیلم‌هایی که حساسیت ایجاد می‌کنند را به جشنواره ندهند، حالا که در فجر نیستید، فکر می‌کنید توصیه درستی است؟!

فرق ما با آن‌ها این است که جشنواره فجر را جشنواره انقلاب می‌دانیم و معتقدیم در هر دوره از جشنواره باید حداقل ۱۰ فیلم با موضوعات روز مرتبط با انقلاب داشته باشد. جشنواره فجر ویترین سینمای ایران است و نباید از فیلم‌های انقلاب اسلامی خالی نشود. فجر متعلق به بچه‌های انقلاب اسلامی است. هیئت انتخاب هفت نفر هستند، هیئت داوران هم هفت نفرند، قرار نیست همه مردم ایران مانند آن‌ها فکر کنند، همان طور که شاید اگر به جای این هفت نفر، افراد دیگری در هیئت انتخاب بودند، سرنوشت انتخاب‌ها به شیوه دیگری رقم می‌خورد.

*روزنامه جوان

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

شکوفایی اقتصاد هنر در چهلمین سال انقلاب – اخبار سینمای ایران و جهان

جوان آنلاین: «اقتصاد هنر» جزو مفاهیمی است که متغییرهای بسیاری در آن نقش ایفا می‌کنند. در یک نگاه کلان، اقتصاد هنر ایران تابعی از اقتصاد ملی بوده و آن را باید در این زنجیره مورد بررسی قرار داد.

بدیهی است که ذینفعان بسیاری در حوزه اقتصاد هنر به صورت مستقیم و غیرمستقیم نقش ایفا می‌کنند از خالقان یک اثر هنری گرفته تا مشاوران، کارشناسان، گالری داران، مجموعه‌داران، واسطه‌ها، تقاضاهای فرهنگی، دسترسی، انتخاب های ذوقی، اولویت مصرف کننده و … همچنین باید به این موارد متغیرهای دیگری مانند قوانین کشورها، عرف جامعه و مهمتر از همه سرانه ناخالص درآمد ملی را نیز افزود تا پیچیده بودن ماجرا بیشتر رخ نمایان کند.

از این روی برای تحلیل و نقد هر رویداد هنری باید توجه لازم به تمام عوامل فوق صورت گیرد تا رهیافتی به یک تحلیل منصفانه باشد.

برای آن که بحث را به زبانی ساده و البته به صورت مصداقی پیش ببریم به حراج تهران به صورت اختصار اشاره می‌شود. این رویداد هنری را که ۹ دوره از آن ظرف ۷ سال اخیر برگزار شده، باید صرفاً کودکی ۷ ساله دانست نه کم و بیش. این در حالی است که نقدهای ایجابی و سلبی بسیار بر آن وارد شده که نشان دهنده تاثیرگذار بودن حراج تهران به عنوان یک رخداد در بازار هنر ایران است. کافی است که میزان ارقامی که در این حراج چکش خوردند را مرور کنیم. کارنامه سال اول این حراج با رقم ۲ میلیارد و ۲۴۰ میلیون تومان، سال دوم با رقم ۶ میلیارد و ۶۲۷ میلیون تومان، در سال سوم با رقم ۱۳ میلیارد و۴۹۱ میلیون تومان، سال چهارم با ۲۰ میلیارد و ۶۹۰ میلیون تومان، سال پنجم با ۲۵ میلیارد و ۷۸۷ میلیون تومان در نیمه نخست و رقم ۱۲ میلیارد و ۳۴۴ میلیون تومان در نیمه دوم سال ، در ششمین سال با رقم ۲۶ میلیارد و ۱۱۳ میلیون تومان در نیمه نخست و رقم ۱۴ میلیارد و ۴۹۲ میلیون تومان در نیمه دوم سال و در هفتمین دوره در نیمه نخست سال جاری با فروش کلی ۳۱ میلیارد و ۳۷۸ میلیون تومان بسته شد.

هرم عملکردی این رویداد سیر صعودی دارد که خود آدرسی از موفقیت‌های نسبی هر دوره نسبت به گذشته را به ما می‌هد؛ البته این موضوع به معنی بری بودن حراج تهران از نقد نقاط ضعف نیست. مسئله مهم این است که نقد هنگامی می‌تواند نافذ باشد که ناقد در بیان و یا نگارش خود، چارچوب یک نقد علمی را لحاظ کند. مروی بر برخی از نقدهای وارد شده به حراج تهران، نمایانگر گزاره‌هایی است که بیش از آن که حامل یک محتوای منتقدانه باشند بیانگر موضع‌گیری شخصی خود منتقد است. به طور مثال می‌توان به کلیدواژه‌هایی همچون «پول شویی»، «باند بازی»، «شوآف»، «معاملات صوری» و… اشاره کرد. گرچه بسیاری از این عناوین دارای بار حقوقی است اما گوینده و یا نویسنده هیچ ادله‌ای برای اقناع مخاطبان خود ارائه نداده و شاید هیچ گاه هم نتواند آن را ارائه دهد.

شاید بتوان پاسخ بسیاری به این نقدها را در عملکرد کیفی و آماری حراج تهران جستجو کرد. همان گونه که پیشتر نیز اشاره شد به لحاظ میزان معاملات، این حراج در طول ۹ دوره برگزاری، روند صعودی داشته و همچنین به لحاظ میزان آثار هنری ارائه شده و تعداد مشارکت کنندگان نیز این رشد به وضوح نمایان است.

از سوی دیگر برخی کارشناسان بر ضرورت تقویت اقتصاد در حوزه هنر با توجه به شرایط تحریم کشور و اقتصاد تک محصولی تاکید دارند. این موضوع در جایگاه خود قابل بررسی است. این که تا چه میزان محصولات هنری ایران می تواند نقش و حضور پررنگ تری در حراج های مهم دنیا و یا در سبد مجموعه داران کشورهای خارجی داشته باشد نیز نکته قابل تأملی است اما همسان و یا بیش از این موضوع، نهادینه و تقویت کردن رویدادهای نوپایی مانند حراج تهران اهمیت دارد و این که چنین رویدادی بتواند با شیوه های نوین مارکتینگ، در گام اول خریداران جدید در ایران را به خرید این محصولات ترغیب کند و در مراحل بعد میزبان مجموعه‌داران و خریداران سایر کشورها باشند.

شکوفایی اقتصاد هنر در چهلمین سال انقلاب

اگر امروز برخی حراج‌ تهران را با حراج‌های معتبر دنیا مانند کریستیز لندن، بونامز و ساتبیز مقایسه می‌کنند اذعان به موفیقت حراج تهران است که توانسته در مدت کوتاهی در مقام مقایسه با آن رویدادها قرار گیرد، اما این مقایسه در عین حال نادیده گرفتن سابقه هر کدام از این حراج ها است؛ نمی توان عملکرد حراج هایی را که در دنیا پیشینه ۲۵۰ ساله دارند با یک رویداد ۷ ساله را در دو کفه یک ترازو گذاشت.

مثال ساده این که بانک ها و بیمه‌ها و موسسات مالی دنیا تمایل زیادی به مشارکت در حراج و خرید آثار هنری دارند که این امر در ایران گام های نخست خود را تجربه می کند. همچنین توجیه سرمایه گذاران جدید برای تزریق نقدینگی خود به حوزه هنر، امر چندان ساده‌ای نیست.

با توجه به تمام این موارد بدیهی است که شناخت هر بازار کالایی الگوهای خاص خود را دارد و یک رویداد همچون حراج آثار هنری نیز ناگزیر به تبعیت از الگوها و استانداردهای پذیرفته شده است. به طور مثال آثاری توفیق چکش خوردن در حراج های معتبر را می یابند که بازار اولیه آثار هنری به ثبات نسبی رسیده باشند و این مسیر معمولا از راه گالری‌ها صورت می گیرد. می توان این فرایند را با روند انتخاب فیلم از سوی معتبرترین جشنواره دنیا یعنی اسکار مقایسه کرد که حتما باید فیلم قبلا اکران شده و اقبال نسبی تماشاگران را داشته باشد. قیمت گذاری آثار هنری که وارد حراج می شوند نیز تابع ضوابط خاص و تعریف شده خود است.

روشن است که با توجه به متغیرهای اشاره شده، حضور کارشناسان رشته‌های مختلف و به عبارتی مطالعات بین رشته‌ای برای برگزاری یک حراج هر چه موفق‌تر امری ضروری است. از این روی نمی‌توان و نباید صرفاً با یک دیدگاه به تحلیل حراج تهران پرداخت.

نکته دیگر این که حراج تهران برای کشوری مانند ایران که دارای فرهنگ و تمدنی دیرینه است نه تنها کافی نیست بلکه تا رسیدن به یک کف مطلوب نیز فاصله زیادی دارد. این فاصله با مقایسه آماری با سایر حراج‌های معتبر دنیا به روشنی محسوس است. این حراج در پایان دوره نهم خود تنها با ۷۸ اثر و با رقم کلی ۳۱ میلیارد و ۳۷۸ میلیون تومان معامله بسته شد و این برای کشوری که تعداد هنرمندان و آثار خلق شده بسیاری دارد، اندک است. نباید از این نکته هم چشم پوشیدکه حجم نقدینگی بالایی در جامعه وجود دارد که گاهی این سرمایه‌ها به دلیل هدایت نشدن به مسیر درست، آثاری ویرانگر دارند.

کشور ایران ظرفیت و پتانسیل زیادی را برای برگزاری حراج‌هایی در سایر سطوح دارد که این خود عاملی برای شکل‌گیری یک رقابت در این بازار به شمار می‌رود و اما باید این رقابت را از منظر اقتصادی پیگیری کرد و نه میان هنر و هنرمندان.

مشاهده خبر از سایت منبع