X

اخبار سینمایی

دفتر سینمایی

از «بانگ آزادی» تا «خجسته‌باد این پیروزی» – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: احمدعلی راغب یکی از اصلی‌‎ترین آدم‌هایی است که چیزی به نام «سرود و موسیقی انقلاب» را در سال‌های پس از انقلاب بر سر زبان‌ها انداخت‌، او در کتابش “بانگ آزادی” حاشیه‌های جالبی از چگونگی ساخت سرودهای انقلابی معروف بیان کرده است.

به گزارش سینماپرس، هیچ ایرانی نیست که اثری از آثار احمدعلی راغب را نشنیده باشد. نسل دهه شصتی‌ها با آواها و نواهای او بزرگ شده است. از سرود «مدرسه‌ها وا شده»، «بابا خون داد» و «هم‌شاگردی سلام» تا قطعات ارکسترال «بانگ آزادی» و «شهید مطهر» و «آمریکا ننگ به نیرنگ تو» بگیرید تا تصنیف «خجسته باد این پیروزی» و «ظفر مبارک» و بعدها تا اولین آلبوم موسیقی پاپ بعد از جنگ مثل «رقص گل‌ها» و قطعاتی مثل «گل می‌روید به باغ» و «بیا به امداد ناتوانان» و…. می‌توان گفت راغب، یکی از اصلی‌ترین آدم‌هایی است که چیزی به نام «سرود و موسیقی انقلاب» را در سال‌های پس از انقلاب بر سر زبان‌ها انداخت.

 انتشارات راه‌یار همزمان با چهل و یکمین سالروز پیروزی انقلاب اسلامی کتاب «بانگ آزادی» روایت زندگی و فعالیت‌های احمدعلی راغب را در 392 صفحه با گفت‌وگوهای مهدی چیت‌ساز و مرتضی قاضی و به قلم محسن صفایی‌فرد منتشر کرده است.

این کتاب زندگی راغب را از دوران کودکی و نوجوانی در بندر انزلی و بعدها حضور در تهران را در هفت فصل روایت کرده است. فصل پایانی «بانگ آزادی» به تصاویر و اسناد مرتبط با فعالیت‌های احمدعلی راغب اختصاص دارد. همچنین خواننده کتاب، می‌تواند با اسکن کدهای درج‌شده، سرودها و ترانه‌های به‌یادماندنی ساخته‌شده توسط احمدعلی راغب را بشنود.

راغب در بخشی از این کتاب به بیان خاطراتی از چگونگی ساخت سرودهای انقلابی معروف  و حواشی پیش‌آمده پرداخته است: بخشی از خاطرات او به شرح ذیل است:

این بانگ آزادی است…

اولین کار گروه بانگ آزادی بود. این سرود را خودمان به خودمان سفارش دادیم. برای اینکه از شعارهای مردم استفاده کنیم، آن‌ها را ثبت می‌کردیم، این شعار برای زمانی است که مردم شب‌ها روی پشت‌بام‌ها الله اکبر، خمینی رهبر می‌گفتند. همان زمان بود که احساس کردم باید شعارهای مردم را وارد موسیقی کنیم، به همین منظور در یکی از دیدارهای حضرت امام با گروهی از مردم ساری که به تهران آمده بودند همراه شدم… جمعیت 5000 نفره‌ای از مازندران به دیدار امام آمده بودند از میدان ژاله دور میزدند که از آبسردار بروند به طرف مدرسه رفاه تا حضرت امام را ببینند، شعار الله اکبر، خمینی رهبر را با لحن آهنگین و سوز خاصی می‌گفتند، زن‌ها و مردها به صورت سوال و جوابی شعار معروف الله اکبر خمینی رهبر را می‌گفتند متوجه شدم که انگار حالت شعار دادنشان لحن و ملودی خاصی دارد، صدای آن جمعیت انبوه درست عکس هم حرکت و به نت واحد می‌رسید انگار یک آهنگساز آن را ساخته است…

بعد از مدتی که با آقای سبزواری بیشتر آشنا شدم یک روز به ایشان گفتم مردم شعاری دارند من می‌خواهم روی آن موسیقی بگذارم وقتی کمی از آن را برایش خواندم دیدم ایشان تأمل کوتاهی کرد و گفت این که همان بانگ آزادی من است و به سرعت توی کیف چرمی‌اش گشت و یک کاغذ بیرون آورد:

این بانگ آزادی‌ست، کز خاوران خیزد
فریاد انسان‌هاست کز نای جان خیزد…

شعر را خواندم و به آقای سبزواری گفتم شعر کمی طولانی است، گفت چقدر از آن را می‌خواهی؟ گفتم سه بند را می‌خواهم که اول وسط و آخر هر بند شما بتوانم ملودی «الله اکبر، خمینی رهبر» خودم را بگنجانم و در چارچوب همین موسیقی هم باشد. ایشان گفت خیلی خوب، امسال حضرت امام بعد از عید نوروز می‌خواهد پیام بدهد تو می‌توانی این اثر را طوری بسازی که بعد از پیام حضرت امام پخش شود و دوباره سرود شاهنشاهی پخش نشود؟ ما تقریباً دو ساعت درباره این سرود صحبت و آن سه بند را انتخاب کردیم. این اتفاق در اواخر اسفند سال 58 افتاد، چون اثر برای نوروز 59 آماده می‌شد. من همان شب این سرود را به خانه بردم تا نزدیک صبح بیدار بودم و ملودی‌اش را ساختم همان سرود معروف بانگ آزادی شد که الان بعد از هر اخبار نیمروزی از رادیو پخش می‌شود، چون سرود رسمی‌تر و قوی‌تر بود، میخواستم با گروه کر تالار وحدت هماهنگ شود وقتی با آنها تماس گرفتیم ابتدا خیلی استقبال کردند و گفتند ما مشتاقیم با شما همکاری کنیم، ‌ حتی چند سرود داریم که دوست داریم با همکاری شما ضبط کنیم، خدا را شکر کردم که بدون درگیری قرار شده با هم همکاری کنیم… موقع اجرای سرود که رسید گروه کر تالار وحدت دست ما را در پوست گردو گذاشت، وقتی مجدد تماس گرفتیم گفتند شما واقعا باور کرده‌اید که ما با شما همکاری می‌کنیم؟ اگر ما این کار را بکنیم که فردا نمی‌توانیم چشم در چشم اعلیحضرت شویم. من هم که دیدم آنها بعد از این همه مدت هنوز در توهمات خودشان سیر می‌کند و از طرف دیگر بچه‌های گروه را دعوت کرده بودم و ارکستر را هم گرفته بودم و آقای گلریز هم شعر را خوانده بود تصمیم گرفتم در یک تراک همه را با هم جمع کنم و کار را اجرا کنم. اثر را تنظیم کرده بودم بچه‌ها آن را با فواصلی که می‌گفتم خواندند. صدابردار کمی صداها را با هم هماهنگ و تنظیم کرد و هر طور بود ضبط شد.

کتاب و ادبیات، جشنواره شعر انقلاب،

چه کسانی مخالف این بودند که این بانگ آزادی سرود ملی شود؟

آقای مجید حداد عادل گفتند می‌خواهم این کار را برای آقای بهشتی ببرم. شهید بهشتی، رئیس دیوان عالی کشور و همزمان رئیس شورای انقلاب بود. گفتم کیفیت خوبی ندارد از روی کاست کپی گرفته‌ایم. حداقل نوار ریل را ببرید. گفت نه، اصلاً قضیه کیفیت مطرح نیست؛ ایشان می‌خواهد خودش گوش کند. گفتم برای چه؟ مجید حداد گفت می‌خواهم این اثر، سرود ملی بشود!

جا خوردم و گفتم آقای حداد این کار اصلاً برای سرود ملی مناسب نیست! سرود ملی قانون دارد و تعریف شده است. اولاً نباید از 60 ثانیه بیشتر باشد، ثانیاً باید اورتور داشته باشد. در سرود ملی ابتدای گروه پرکاشن می‌زنند و بعد موسیقی اجرا می‌شود … گفت نه من هم این را می‌خواهم ببرم، نترسید اتفاقی نمی‌افتد، کاست سرود را با خودش برد.

شب زنگ زده و گفت، آقای بهشتی خیلی تشکر کردند، گفتند بعد از پیام حضرت امام در نوروز این سرود برای اولین بار پخش می‌شود، فعلا آن را پخش نکنید. گفتم راست می‌گویی؟ گفت بله دروغ چرا؟ حالا خودت بعدا خواهی دید. پیام امام در فروردین 59 که تمام شد یکهو اورتور اجرای ما شروع شد، جالب این بود که بدون اینکه اصلاً ما از متن پیام امام باخبر باشیم مضامین اشعار سرود با پیام ایشان منطبق بود، در واقع این آقای سبزواری بود که خودش را با این پیام منطبق کرده بود. وقتی سرود برای اولین بار پخش شد، بسیاری از مردم به احترام این سرود ایستادند و تصور می‌کردند که سرود ملی است. اولین مخالف اینکه سرود بانگ آزادی سرود ملی باشد، من بودم و دومین مخالف هم آقای خامنه‌ای. ایشان متوجه بودند که این سرود نمی‌تواند ملی باشد.

در نهایت سرود به دو شکل ضبط شده که همان بود که ضرب الاجلی با گروه کر ضبط کردیم و دیگر به صورت کاملاً تنظیم شده ضبط شد و مجتبی میرزاده بعدا آن را در ارکستر بزرگ‌تر و وسیع‌تری با گروه کر اصلی تدوین کرد.   پنچ اثر من در یونسکو ثبت شده است که بانگ آزادی مهمترین آنهاست.

راغب درباره ماجرای ساخت سرود معروف ای مجاهد شهید مطهر نیز چنین گفته است:

مدتی بعد از واقعه ترور شهید مطهری به ما ابلاغ شد که به مناسبت سالگرد شهادت ایشان سروده‌های عاطفی و اثرگذار و جذاب تولید کنید، می بایست همه مبانی ساخت سرود مارش‌گونه و حماسی را رعایت می‌کردیم و در عین حال سرودی عاطفی، جذاب و مردم پسند تولید می‌کردیم، … مجید حداد کمی در این باره با من صحبت کرد، دو کتاب به من داد و گفت اینها از نوشته‌های شهید مطهری است، ‌ این‌ها را بخوان چون باید واقعیت شهید مطهری را بشناسی و بدانی داری برای چه کسی اثر تولید می‌کنی. سرود شما باید تبلیغ اندیشه، تفکر، میزان سواد، معنویت و روحانیت این شخص باشد. دست به قلم بودن او باید مطرح  شود…  سبزواری هم توی اتاق حداد بود، کمی راجع به ایشان صحبت کرد و باید چنین اثری با کیفیت عالی ساخته شود ایشان استاد همه ما  و از شاگردان ممتاز حضرت امام بودند… سبزواری با این حرف چنان کوه عظیمی در مقابل من گذاشت و مرا به استرس و نگرانی انداخت که پیش خودم گفتم حالا من چطور باید چنین اثری بسازم؟ برای اینکه فشار روانی به من وارد نشود با سبزواری قرار گذاشتیم که به او زنگ نزنم و او هم به من زنگ نزند.

مرحوم شاهرخی و مهرداد اوستا در شناخت آقای مطهری خیلی به من کمک کردند. مثلا آقای شاهرخی یکی دو نوار کاست داد من مصاحبه آقای مطهری را گوش کرده بودم ولی سخنرانی ایشان شنیده بودم. یکی از آنها نوار سخنرانی در یکی از شهرهای مازندران و نوار دیگر مطالبی درباره دوران پهلوی و مسائل خاندان پهلوی و دربار بود. اطلاعات خوبی کسب کردم. برای هیچ شخصیتی این همه اطلاعات جمع آوری نکرده بودم شیفته شخصیت این شهید شده بودم. کتاب‌هایش را هم که خواندم دلم می‌خواست این اثر اتفاق بیفتد، مدام روز و شب بدون شعر همینجوری برای خودم زمزمه می‌کردم تخیل می‌کردم که سبزواری قرار است چه شعری بگوید.

…دوشنبه روزی بود که حدود ساعت 4 بعد از ظهر با آقای سبزواری به دفتر آقای حدادعادل رفتیم، آقای سبزواری گفت آقا مجید من شعر را آوردم، 70 بیت است، گفتم خب، اینکه اصلاً یک سمفونی می‌طلبد، چطور است، ‌ یک اپرا برایش بسازیم! ایشان گفت نه از بینش انتخاب می‌کنیم، ‌ بیست بیتش را علامت زده‌ام، گفتم زیاد است و بیست بیت برای سه سرود است، ایشان گفت این سرود باید خیلی وسیع و گسترده باشد… ما مشغول بحث بودیم که آقای حداد گفت خیلی خوب، شعر را بخوان آقای سبزواری از همین جا شروع کرد و خواند:

این مجاهد شهید مطهر
مرتضی را چو آیین مطهر
ای شهید ره حکمت و علم
خون تو حافط دین و دفتر…

مطلع شعرشان همین بود، همین‌طور ادامه دادند. من هم داشتم گوش می‌دادم. همین‌طور که بیت به بیت شعر را گوش می‌کردم چیزی در ذهنم به وجود می‌آمد، مخصوصا جایی که ایشان با حرارت می‌خواند، من هم با حرارت آن اوج موسیقی را که در ذهنم بود با خود مرور می‌کردم.

ایشان تا آخر شعر را خواند. گفتم آقای سبزواری یک لحظه شعر را به من بدهید، صفحه اولش را آوردم و همین ملودی سروده فعلی را در آن واحد در همان جلسه روی کلامش خواندم.

من همینطور خواندم و ادامه دادم تا به آن اوج موسیقی رسیدم طوری که حدادعادل گفت شما دیشب با هم بوده‌اید! خب بگویید دیگر گفتم نه آقا، من دیشب ایشان را ندیده‌ام و باهم تماسی نداشتیم و اصلاً اطلاع نداشتم که ایشان شعر آماده کرده‌اند؛ دارم فی‌اللبداهه می‌خوانم. ایشان گفت تو داری همان نسخه اصل را می‌خوانی،   آن آهنگ باید همین باشد. گفتم آقا این یک جورهایی آهنگ نوحه است آقا مجید گفت هرچه هست همین است. حدادعادل تا آخر شب مرا نگه داشت و شعر را با همان ملودی آماده کردیم، ایشان خودشان هم گاهی اوقات در مواقعی می‌خواندند مجید به من گفت چقدر اینها با هم جفت هستند، انگاری موسیقی برای شعر است و این شعر هم برای همین موسیقی. گفتم تا این به موسیقی تبدیل شود خیلی کار دارد…

 همه بحر عروضی، فاعلن فاعلن فاعلاتن بود، جز یک جا که مجبور بودم آن ملودی را با کلامی که در جای دیگری می‌آمد تکرار کنم. در ادامه شعر از زبان حال حضرت امام بیان می‌شد که:

حاصل عمر من رفت از دست
پاره قلب من رفته از بر

و بعد هم کلام با موسیقی فرود می‌آید، قسمت اوج موسیقی‌ام کاملاً روی اوج نشسته بود، موزیکی که روی شعر گذاشته بودم به صورت پاساژگونه اوج می‌گرفت و بالا می‌رفت تا به نتی می‌رسید که باید قسمت اوج کلام خوانده می‌شد. از قضا بر سر این قسمت موسیقی حرف و حدیث‌های زیادی داشتیم چون تمام بزرگواران این قسمت موسیقی را قبول نداشتند و می‌گفتند مثل آهنگهای کنسرتهای گل‌های دوران شاهنشاهی است در صورتی که این طور نبود و در کل آهنگ من نوعی پاساژ ملودی بود که پرده پرده اوج می‌گرفت در واقع می‌خواستم تو اوج احساسات مردم را نشان دهم …

…در نهایت تصمیم بر این شد که قبل از ضبط  خواننده، آهنگ را نیم پرده پایین بیاوریم دوستان گفتند تنها جایی که می‌شود موسیقی را بدون تغییر کوک و بالا و پایین رفتن اجرا کرد استودیو بل است، ‌ آنجا دستگاهی است که رادیو و تلویزیون نمونه‌اش را ندارد، قرار شد برویم استودیوبل و آنجا آهنگ این سروده یک پرده پایین‌تر بیاوریم تا آقای گلریز که کمی سرما خورده بود بتواند با همان صدای خش‌دار بخواند. مسئولیت نظارت بر ضبط صدای خواننده را هم آقای شهبازیان تقبل کرد.

گلریزخودش را بست به آب لیمو شیرین! چون خانه آقای گلریز به خانه ما نزدیک بود ایشان را به خانه دعوت کردم. در خانه با او تمرین کردم تا موقع ضبط وقت کمتری گرفته شود و ایشان حس و حال کار را بهتر بفهمد و بداند چطور پیاده و صداسازی کند. من کاستی از ایشان داشتم که آن را در خانه با دستگاه کوچک خودم ضبط کرده بودم کاست را بهش داده بودم تا با آن تمرین کند. توی خانه ما آنقدر زیبا می‌خواند که حد نداشت با خودش هم که تنها بود زیبا می‌خواند، جوری که پدر خدا بیامرزدشان که مداح بودند زنگ زدند و گفتند آقای راغب چه ساخته‌اید؟ ما نمی‌توانیم تا آخر گوش کنیم اشکمان را درمی‌آورد، این چیست؟ از کجا آمده؟ گفتم والا من هم دنبال آدرسش می‌گردم…

راغب در بخش دیگری از کتابش گفته است:‌ «روز شهادت شهیدمطهری، مصادف با سالروز تولد من است دوازدهم اردیبهشت به دنیا آمده‌ام، ایشان هم دوازدهم اردیبهشت شهید شدند. دوازده اردیبهشت برایم کارسازترین روز بود، چراکه سرودی برای آن روزساختم که الان کل موسیقی ما را به اینجا رسانده است. البته عده‌ای در موسیقی به بیراهه رفته‌اند، ولی به نظرم در رسیدن به جاده اصلی موفق بوده‌ایم. آن روز، تاریخ زندگی هنری‌ام ورق جدیدی خورد. احساس کردم باری را که روی دوش داشتیم، به مقصد رسانده‌ایم و دیگر می‌توانیم نفس راحتی بکشیم.»

*تسنیم

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

بازیگر «دوزیست» در سه سریال تلویزیونی – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: بازیگر سر تراشیده «دوزیست» بعد از سریال «نفس» جلیل سامان و پخش نسخه سریالی «ایستاده در غبار» حالا با سه سریال دیگر به تلویزیون می‌آید.

به گزارش سینماپرس، بازیگری از خوی که با سینما و آثار محمدحسین مهدویان، شناخته شد؛ البته که پیش از آن کارگردان تئاتر بود و روی صحنه می‌رفت.  از فیلم‌های “هادی حجازی‌فر” می‌توان به ایستاده در غبار،  ماجرای نیمروز،  لاتاری ،  به وقت شام اشاره کرد که در سی و هشتمین دوره جشنواره فیلم فجر هم با “آتابای” نیکی‌ کریمی و “دوزیست” برزو نیک‌نژاد دیده شد. در سریال “نفس” جلیل سامان نقش‌آفرینی کرد و “ایستاده در غبار” سینمایی‌اش در قالب نسخه سریالی هم به نمایش درآمد. حجازی‌فر قرار است به زودی با سه سریال تلویزیونی به آنتن شبکه‌های سیما برسد.

این بازیگر سینما و تلویزیون در مورد سه سریال تلویزیونی‌اش به تسنیم، گفت: در سه فیلم تلویزیونی بازی می‌کنم؛ “دوپینگ” رضا مقصودی، “زیرخاکی” جلیل سامان و سریال “کلبه‌ای در ماه” مرجان اشرفی‌زاده؛ از کار کردن در تلویزیون می‌ترسیدم چرا که مخاطبین گسترده‌ای دارد و شناخته‌شدن در این سطح برایم جذاب نیست. سختی‌ها و عوارض خودش را دارد؛ با این حال دل را به دریا زدم و کار کردن در تلویزیون را انتخاب کردم.  

* مجموعه تلویزیونی رمضانی شبکه سه به کارگردانی مرجان اشرفی‌زاده برای پخش در ماه رمضان آماده می‌شود. “دوپینگ” نام سریال دیگری است که رضا مقصودی می‌سازد؛ این مجموعه تلویزیونی قرار است برای پخش در نوروز ۱۳۹۹ آماده شود. سریال “زیرخاکی” ساخته جدید جلیل سامان تصویربرداری فصل اولش را به پایان رسانده است.  هادی حجازی فر بازیگری که در اولین تجربه تلویزیونی‌اش مقابل دوربین سریال “نفس” به کارگردانی جلیل سامان رفته بود در دومین تجربه همکاری با جلیل سامان مقابل دوربین سریال زیرخاکی رفت.

حجازی‌فر درباره دو فیلم “دوزیست” و “آتابای” افزود: خوشحالم که دو اثر “آتابای” و “دوزیست” مورد توجه قرار گرفته است.   طبعاً حضورم با فیلم “آتابای” پررنگ‌تر است چرا که علاوه بر بازی فیلمنامه را نوشتم و همچنین این فیلم در شهر من فیلمبرداری شده است. فیلم به زبان ترکی است؛ خیلی نگران بازخوردها بودیم اما خدا را شکر اتفاقات خوبی رخ داد و خیلی‌ها فیلم را دوست داشتند و به من پیام می‌دادند.  

وی درباره نقش متفاوتش در “دوزیست” خاطرنشان کرد: وقتی فیلم “دوزیست” به من پیشنهاد شد، در ابتدا اصلاً نمی‌دانستم که قرار است چه اتفاقی بیفتد اما با صحبت‌هایی که با آقای نیک‌نژاد داشتیم به این کاراکتری که در فیلم است رسیدیم. در این فیلم شیوه بازی من و باورم به گونه دیگری است اما این ریسک را پذیرفتم و بازی کاملاً تکنیکال را داشتم که خوشبختانه مورد توجه نیز قرار گرفت.  

این بازیگر سینما و تلویزیون با اشاره به فیلم “درخت گردو” اثر جدید محمدحسین مهدویان گفت: محمدحسین مهدویان به دنبال کارهای سخت و پیچیده است.  انرژی زیادی دارد و تهیه‌کننده‌های زیادی‌اند که دوست دارند با او کار کنند و خوشحالم که او بخشی از دغدغه‌هایش را می‌سازد. طبعاً تاریخ معاصر بخش مهمی از زندگی، شخصیت و هویت ما را شکل داده و متأسفانه به علت تعدد حوادث اصلاً نمی‌رسیم بعضی از این اتفاقات را تحلیل کنیم و به راحتی دچار فراموشی تاریخی می‌شویم. به نظرم هر اثری که بتواند تاریخ کشورمان را ثبت کند اتفاق بسیار مهمی است و به همین دلیل برای او آرزوی موفقیت می‌کنم. خوشحالم که فیلمش دیده می‌شود و مورد استقبال قرار می‌گیرد.

حجازی‌فر در پاسخ به سؤالی مبنی بر این که جای چه چیزی در سینما خالی است گفت: واقعاً در جایگاهی نیستم که بتوانم تحلیلی ارائه بدهم اما فکر می‌کنم جای قوم‌ها و زبان‌های مختلف در رسانه‌ملی ما خالی است. فکر می‌کنم که زبان‌ها و لهجه‌های مختلف می‌تواند به غنای فرهنگی ما کمک کند که تاکنون از آن بی‌نصیب بودم. امیدوارم که اتفاقات خوبی رخ بدهد و عقب‌ماندگی تاریخی خود را جبران کنیم.  

او تأکید کرد: بخشی از بایدها و نبایدها از درون خود هنرمندها بیرون می‌آید؛ هنرمندی که در ارتباط با جامعه است و از آن تأثیر می‌گیرد. این مسئله در بعضی کارها وجود دارد و در بعضی دیگر نه و نمی‌توان خیلی خرده گرفت. امیدوارم که حال عمومی جامعه بهتر شود و شک نداشته باشید که این مسئله در فیلم‌هایمان نیز وارد می‌شود.  

حجازی‌فر درباره کارگردانی‌اش، افزود: چند طرح وجود دارد که در حال بررسی‌ایم و هنوز به نتیجه نرسیده‌اند.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

از «سیراک ملکونیان» تا «لوریس چکناواریان» در «ایراناهایر» – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: نمایشگاه «ایراناهایر» با آثاری از هنرمندان تاثیرگذار و صاحب نام ایرانی_ارمنی در نگارخانه مهرسان برپا می شود.

به گزارش سینماپرس، در این نمایشگاه آثاری از ادمان آیوازیان، زاون آیوازیان، سیمون آیوازیان، سرژ آواکیان، آرمان استپانیان، رازمیک اوحانیان، لولیتا باغداساریانس، سونیا بالاسانیان، ادیک بغوسیان، آلبرت بیگ جانی، لیلیت تریان، لوریس چکناواریان، رافی داوتیان، گارنیک درهاکوپیان، سمبات درکیورغیان، ادنا زینلیان، وارهان ساهاکیان، یسایی شاهیجانیان، میشا شهبازیان، آربی کشیشیان، مارکو گریگوریان، سیراک ملکونیان، آدنا میرزاخانیان، واهیک هارتونیان، لوون هفتوان، یرواند ناهاپتیان و ستراک نظریان برای بازدید عموم قرار گرفته است.

این آثار متشکل از نقاشی، چاپ دستی، مجسمه و عکس است و در کنار آن مفاخر موسیقی و هنرهای نمایشی ایرانی_ارمنی هم معرفی خواهند شد.

نمایشگاه «ایراناهایر» با همکاری سفارت جمهوری ارمنستان در جمهوری اسلامی ایران، شورای خلیفه گری ارامنه تهران و موزه مانوکیان برگزار می شود.

آرتاشس تومانیان سفیر فوق العاده و تام الاختیار جمهوری ارمنستان و سیبوه سرکیسیان مقام اسقف اعظم ارامنه تهران در این نمایشگاه حضور خواهند داشت.

«ایراناهایر» جمعه ۲۵ بهمن ساعت ۱۶ در نگارخانه مهرسان افتتاح خواهد شد و تا ۱۷ فروردین ۱۳۹۹ ادامه خواهد داشت

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

لزوم برنامه‌ریزی برای رونمایی از مستندها در فجر – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: رئیس مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی با تأکید بر اینکه توجه بیشتر مخاطب به سینمای داستانی واقعیتی است که باید بپذیریم، پیشنهاداتی برای بهتر دیده شدن مستندها در جشنواره فجر ارائه کرد.

به گزارش سینماپرس، جشنواره فیلم فجر همیشه مهمترین سکوی پرش برای فیلمسازان جوان در عرصه‌های داستانی و مستند بوده است. البته فیلمسازان مستند همواره در این رویداد بزرگ و مهم سینمایی، تحت‌الشعاع حضور فیلم‌های داستانی بوده‌اند.

در سی و هشتمین جشنواره ملی فیلم فجر، ۴۶ فیلم مستند متقاضی حضور بودند که بر اساس آئین‌نامه جشنواره ۱۰ فیلم برای این بخش انتخاب شدند. در این میان فیلمسازان مستند در طول برگزاری جشنواره دغدغه‌هایی از جمله زمان نمایش نامناسب فیلم‌هایشان در سالن رسانه یا نبود نشست خبری برای فیلم‌هایشان داشتند.

در همه جای دنیا کفه ترازو بیشتر به سمت سینمای داستانی است

محمد حمیدی مقدم رئیس مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی درباره شرایط حضور فیلم‌های مستند در سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر به خبرنگار مهر گفت: به نظر من حضور مستند در جشنواره فیلم فجر بسیار خوب است و روندی رو به جلو محسوب می‌شود البته فراز و نشیب‌هایی داشته و زمانی تصمیم بر این بود که مستند از جشنواره فجر حذف شود. بالاخره در این تقابل بین جهان سینمای داستانی و سینمای مستند، کفه ترازو همیشه به سمت داستانی است و این موضوع در همه جای دنیا وجود دارد. به همین دلیل است که وقتی جشنواره‌ها به سمت تخصصی شدن می‌رود، سینمای مستند جایگاه خود را پیدا می‌کند.

خاطرم هست زمانی که جشنواره فجر در برج میلاد برگزار می‌شد، سانس پخش مستند و فیلم کوتاه ظهر یا اولین سانس بود. آن زمان استقبالی در حد مقبول از فیلم‌ها رخ می‌داد که من به آن استقبال واقعی از سینمای مستند می گویم وی با اشاره فراگیری این موضوع در جشنواره‌های بزرگ و معتبر دنیا، پیشنهاد داد: در جشنواره‌های کن و برلین فیلم‌های کوتاه داستانی و فیلم‌های سینمایی داستانی معمولاً در یک بسته و فیلم‌های مستند در بسته‌ای مجزا قرار می‌گیرند. فکر می‌کنم با توجه به آزمون و خطایی که الان در حال رخ دادن است، برای سال‌های بعد شاید بتوان این تفکیک را در جشنواره فیلم فجر هم انجام داد. مخاطب شاید علاقمند به فیلم مستند نباشد اما در صورت علاقه می‌تواند در بسته اکران جداگانه آن را تجربه کند.

حمیدی مقدم درباره قرارگیری فیلم‌های مستند در سانس اکران آخر شبانه در سینمای رسانه بیان کرد: باید به جشنواره فیلم فجر حق داد. در برخی دوره‌ها هم مستندسازان و فیلمسازان فیلم‌کوتاه گله می‌کردند که چرا سانس پخش آثار ما را در طول روز قرار می‌دهند! باید قبول کنیم جشنواره فجر، جشنواره فیلم‌های داستانی است و مختص اکران اول فیلم‌های سودای سیمرغ یا فیلم‌اولی‌ها است.

وی تصریح کرد: خاطرم هست زمانی که جشنواره فجر در برج میلاد برگزار می‌شد، سانس پخش مستند و فیلم کوتاه ظهر یا اولین سانس بود. آن زمان استقبالی در حد مقبول از فیلم‌ها رخ می‌داد که من به آن استقبال واقعی از سینمای مستند می گویم.

بازپخش مستندهای دیده شده شاید جذابیتی نداشته باشد

رئیس مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی در ادامه به اشکالی در نمایش فیلم‌های مستند اشاره کرد و گفت: فیلم‌های مستندی که در جشنواره فیلم فجر به نمایش در می‌آیند، به این دلیل که اولین نمایششان در جشنواره سینماحقیقت یا دیگر جشنواره‌ها مثل جشنواره جهانی فیلم فجر بوده است، قاعدتاً برای دوستان رسانه‌ای که همه فیلم‌ها را دیدند، شاید جذابیتی نداشته باشد. همچنین نشست‌های خبری فیلم‌های مستند نیز در همان جشنواره‌های قبلی برگزار شده است. بنابراین به این دلایلی که ذکر کردم، یکی از آسیب‌ها این است که نوعی مقایسه شکل می‌گیرد؛ این در حالی است که جشنواره فیلم فجر قصد داشته زمان خوبی به اکران آثار مستند بدهد که اتفاقاً به نظر من ساعت ۲۲ در سالن رسانه زمان بدی هم نبود، اما برخی مستندسازان گله داشتند که این استقبال کم مخاطبان به دلیل آخرین سانس بودن است.

به نظر من جشنواره فیلم فجر باید برنامه‌ریزی کند باکس پخش فیلم‌های مستند را جداگانه در نظر بگیرد و فیلم‌های مستند نیز اولین اکران‌شان در جشنواره باشد تا جذابیتی برای خبرنگاران و منتقدان و حتی مخاطبان داشته باشند وی تاکید کرد: به نظر من جشنواره فیلم فجر باید برنامه‌ریزی کند باکس پخش فیلم‌های مستند را جداگانه در نظر بگیرد و فیلم‌های مستند نیز اولین اکران‌شان در جشنواره باشد تا جذابیتی برای خبرنگاران و منتقدان و حتی مخاطبان داشته باشند.

حمیدی مقدم درباره استقبال مردمی از فیلم‌های مستند در حالی که مردم این فیلم‌ها را برای اولین بار تماشا می‌کنند هم گفت: اگر صادقانه بخواهم پاسخ دهم هنوز رصدی روی این موضوع نداشته‌ایم. امسال سینمای مستند شانس آورد و نمایش فیلم‌های مستند لابلای فیلم‌های سودای سیمرغ تقسیم شد و هر کس سری بلیت‌های جشنواره را خریداری می‌کرد توفیق اجباری نصیبش می‌شد تا فیلم‌های مستند را نیز تماشا کند. نکته مثبت دیگر این بود که نام فیلم‌ها روی سری بلیت‌ها حک شده بود و از قبل برای مخاطب مشخص بود فیلم مستند می بیند یا کوتاه.

وی تاکید کرد: همین که فیلم‌های مستند در چرخه فروش و عرضه عمومی فیلم قرار گرفته‌اند، موفقیت محسوب می‌شود.

این مدیر سینمایی در ادامه توضیح داد: ما از جشنواره سینماحقیقت شروع به فروش بلیت برای فیلم‌ها مستند کردیم و این اتفاق بزرگی به حساب می‌آمد اما چون موضوع در حوزه سینمای مستند بود خیلی تبلیغ و معرفی آن جواب داد. در جشنواره فیلم فجر به دلیل سیطره فیلم‌های داستانی، شاید دوستان رسانه‌ای و آن‌هایی که باید به سینمای مستند می‌پرداختند لابلای سینمای داستانی به این سینما کمتر پرداختند.

حمیدی مقدم افزود: طی روزهای برگزاری جشنواره فیلم فجر در سینما فرهنگ که عموماً فیلم‌های داستانی و سینمایی مخاطب دارد، به تماشای فیلم نشسته بودم و در آنجا دیدم تعدادی از افراد درباره فیلم‌های مستند در حال صحبت هستند که بسیار جای خوشحالی داشت و این اتفاق به معنای آن است که سینمای مستند با همین دو باکس فیلم مستند و کوتاه، راه خود را باز کرده است اما واقعیت را هم باید پذیرفت؛ هم ما به عنوان مدیران سینمایی و هم مستندسازان باید بپذیریم که استقبال و علاقه‌مندی مخاطب به سینمای داستانی بیشتر است. این موضوع نباید به عنوان آفت در نظر گرفته شود و فکر کنیم این موضوع فقط در ایران رخ می‌دهد، بلکه در همه جای دنیا نیز اینگونه است و سینمایی که درام و قصه، سوپراستار و… دارد علاقمندان بیشتری دارد و شاید اگر نسبت‌ها را مقایسه کنید، آثار مستند در جهان به نسبت ایران مخاطبان کمتری نیز داشته باشد اما ورود باکس مستند-کوتاه در جشنواره فیلم فجر، جشنواره را دارای اعتباری فرهنگی کرده است.

وی در پایان به عنوان پیشنهاد گفت: به نظرم جشنواره فیلم فجر می‌تواند در سالن سینمای رسانه نشست نقد و بررسی مختص به فیلم‌های مستند و کوتاه را برگزار کند تا علاقمندان این فیلم‌ها نیز به نشست بیایند. حال ممکن است نمایندگان دو رسانه در جلسه حاضر شوند اما مهم نیست، مهم اختصاص اعتبار به فیلم کوتاه و مستند است. فیلم‌های بخش مستند و کوتاه وقتی در جشنواره معتبر فجر وجود دارند، پس معتبر هستند و باید به‌صورت درخور برای آن‌ها برنامه‌ریزی شود و به همین میزان فیلمسازان مستند و کوتاه نیز امیدوارانه‌تر به مسیر خود ادامه می‌دهند.

*مهر

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

پست کنایه‌آمیز «جواد عزتی» به فصل نامزد بازی – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: جواد عزتی پست جدیدی در اینستاگرامش منتشر کرده که به نظر می‌رسد واکنشی به نامزد نشدن در بخش بهترین بازیگر مرد باشد.

به گزارش سینماپرس، در حالی که بسیاری از منتقدان و مخاطبان سینما جواد عزتی را به خاطر بازی خوبش در “شنای پروانه” یکی از بخت‌های اصلی کسب سیمرغ بهترین بازیگر مرد می‌دانستند، نام این بازیگر حتی جزو نامزدها هم‌ نبود و تنها برای نقش مکمل نامزد دریافت سیمرغ شد.

حال جواد عزتی صفحه اینستاگرامش را با انتشار تصویر و دیالوگی از فیلم “شنای پروانه” به روز کرد و نوشت: کار خوبه خدا درست کنه سلطان محمود خر کیه!

پستی که نظرات کاربران اینستاگرام پای آن نشان می‌دهد برخی آن را واکنش جواد عزتی به نامزد نشدن در لیست بهترین بازیگر مرد برداشت کرده‌اند.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

عکس / اختتامیه سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر-۱


عکس / اختتامیه سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر-۱

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

عکس / اختتامیه سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر-۲


عکس / اختتامیه سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر-۲

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

معرفی پروژه‌های پَسا اسکاری «آلمادوار» – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: کارگردان نامدار اسپانیایی اعلام کرد فیلم بعدی‌اش انگلیسی زبان خواهد بود.

به گزارش سینماپرس به نقل از ورایتی، پدرو آلمادوار کارگردان نامدار اسپانیایی اعلام کرد فیلم بعدی‌اش را به زبان انگلیسی می‌سازد.

پدرو آلمادوار که پس از حمایت و معرفی جدیدترین فیلمش «درد و افتخار» در جشنواره‌های سینمایی نتوانست جایزه اسکار را از آن خود کند، قصد دارد به زودی پشت دوربین قرار بگیرد و  ۲ فیلم انگلیسی زبان بسازد.

گرچه قبلاً ساخت فیلم‌های انگلیسی زبان به این کارگردان پیشنهاد شده بود و او انتخاب‌های مختلفی در این زمینه داشته است اما حالا این کارگردان ۷۰ ساله آماده یک تغییر است.

در حالی که وی همه پاییز ۲۰۱۹ را سرگرم حمایت و معرفی فیلم «درد و افتخار» بود، اکنون یک فیلمنامه تقریباً نهایی شده اقتباسی از «۵ داستان کوتاه از یک نویسنده آمریکایی» را برای ساخت یک فیلم بلند در دست دارد.

وی افزوده است به زودی یک فیلم کوتاه که اقتباسی از «صدای انسانی» ژان کوکتو است را با بازی تیلدا سوینتون بازیگر برنده اسکار که همواره به کار کردن با کارگردان‌های غیرانگلیسی زبان علاقه داشته است، در دست تولید دارد.

این کارگردان گفته است فیلمبرداری این فیلم در ماه آوریل (فروردین) در مادرید شروع می‌شود. مکان اصلی وقوع داستان پاریس است و داستان در یک پرده درباره گفتگوی تلفنی نهایی یک زن با عاشقش است که قصد دارد روز بعد با یک زن دیگر ازدواج کند.

آلمادوار با اقتباس از «صدای انسانی» در سال ۱۹۸۷ فیلمی با عنوان «قانون آرزو» را ساخت و بعد فیلم بلند «زنان در آستانه فروپاشی عصبی» را در سال ۱۹۸۸ ساخت که با آن نخستین نامزدی اسکارش را کسب کرد.

دیگر اقتباس‌هایی که از این داستان شده است فیلم اقتباسی «عشق» روبرتو روسلینی در سال ۱۹۴۸ است که با بازی اینگرید برگمن ساخته شد.

به گفته این کارگردان وی با سوینتون برای به روز کردن جنبه های خاص رفتاری زنان در این فیلم کار کرده است.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

استقبال کم‌نظیر راهپیمایان از ایستگاه‌های «روایت فتح» – اخبار سینمای ایران و جهان

ایستگاهای تخصصی بنیاد فرهنگی روایت فتح در حالی با استقبال کم‌نظیر راهپیمایان یوم الله ۲۲ بهمن مواجه شد که در بخش تئاتر انقلاب و دفاع مقدس و در هنگام اجرای آثار برگزیده همایش سردار آسمانی مسیر تردد راهپیمایان دقایقی مسدود و در بخش تجسمی نیز بیش از ۵ هزار سربند به روش چاپ سیلک تولید و توزیع شد.

به گزارش سینماپرس، در حاشیه یوم الله ۲۲ بهمن بنیاد فرهنگی روایت فتح با برپایی سه ایستگاه تخصصی با همت انجمن تجسمی، تئاتر و انتشارات روایت فتح با استقبال قابل توجه و بی سابقه راهپیمایان روبه‌رو شد.

در این ایستگاه‌ها بیش از ۵ هزار سربند با محتواهای یوم‌الله ۲۲ بهمن و سپهبد حاج قاسم سلیمانی به روش چاپ سیلک تولید و توزیع شد، همچنین استقبال هموطنان از اجراهای برگزیده همایش ملی تئاتر سردار آسمانی که به همت انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس در تئاترول به روی صحنه رفت باعث شد دقایقی مسیر تردد مسدود شود.

شایان ذکر است سه غرفه تخصصی بنیاد فرهنگی روایت فتح در یوم الله ۲۲ بهمن‌ماه در خیابان انقلاب، نبش وصال شیرازی، روبه روی سینما سپیده مستقر شده بود.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

عکس / اعلام نامزدهای سودای سیمرغ سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر


عکس / اعلام نامزدهای سودای سیمرغ سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر

مشاهده خبر از سایت منبع