X

اخبار سینمایی

دفتر سینمایی

بخشی از مرجعیت رسانه از دست ما خارج شده است – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: معاون امروز مطبوعاتی و اطلاع رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت: بخشی از مرجعیت رسانه از دست ما خارج شده است به این دلیل که ویوز هستیم نه نیوز و خبر تولید نمی‌کنیم.

به گزارش سینماپرس، نشست تخصصی «مرجعیت رسانه‌ای» با نگاهی به چالش‌ها و فرصت‌های روزنامه‌ها در دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها برگزار شد.

در این نشست محمد خدادی معاون مطبوعاتی و اطلاع رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، عبدالله گنجی مدیر مسئول روزنامه جوان، محمد قوچانی سردبیر روزنامه سازندگی و گیتا علی آبادی مدیر کل دفتر مطالعات و برنامه ریزی رسانه‌ها حضور داشتند.

** خدادی: بخشی از مرجعیت رسانه از دست ما خارج شده است

در ابتدای این نشست «گیتا علی آبادی» مدیر کل دفتر مطالعات و برنامه ریزی رسانه‌ها با اشاره به مولفه‌هایی که در مرجعیت رسانه‌ای نقش دارند، گفت: اعتماد و جلب اعتماد، استقلال، تولید محتوا، مقررات موجود در روزنامه نگاری، سیاست‌های رسانه‌ای، رقابت و … از جمله این مولفه‌ها هستند که می‌توانند باعث تغییر در مرجعیت رسانه‌ها شوند.

«محمد خدادی» معاون امروز مطبوعاتی و اطلاع رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز در ادامه این نشست تخصصی عنوان داشت: اولین نکته‌ای که باید به آن توجه کنیم این است که امروز شبیه هیچ روز دیگری نیست. لذا تمام مولفه‌هایی که در کارکرد روزنامه‌ها نقش دارند باید مختصات متفاوتی داشته باشند.

وی ادامه داد: در گذشته یک یا چند بعد محدودی در روزنامه داشتیم و حتما باید اطلاعات را از طریق مطالعه روزنامه‌ها دریافت می‌کردید اما الان اینطور نیست. ما باید مختصات امروز را با مدل جریان رسانه بازنگری کنیم.

خدادی با اشاره به اتفاق‌های مهم اخیر در کشور و با نام بردن از ماجرای بنزین، شهادت سردار سلیمانی و سقوط هواپیما نیز بیان داشت: هر سه این اتفاق‌ها سه مواجهه رسانه‌ای داشت. علاوه بر این ما در رسانه دو بعد یا یک بعد داشتیم اما الان باید همه ابعاد را در نظر بگیریم. در گذشته همه واکنش‌های ما از طریق تماس‌های تلفنی مردمی بود که روزنامه‌ها را می‌خواندند اما در حال حاضر ظرف انتشار رسانه دیگر خود رسانه نیست و همه افراد حاضر در یک جامعه می‌توانند هر خبری را نشر دهند.

وی با بیان اینکه کلمه مرجعیت را باید در همه ابعاد ببینیم افزود: نکته‌ای که از همه موارد مهمتر است این است که در گذشته نظام عرضه و تقاضا در رسانه موضوعیتی نداشت اما امروزه به شدت موضوع اول رسانه‌ها است چراکه این انحصار برداشته شده است و محتوا، تولید و ورود مطلب در این بخش بسیار مهم است.

معاون امروز مطبوعاتی و اطلاع رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ادامه داد: این روزها امنیت موضوع اول جامعه است که در گذشته کمرنگ تر بود. در وهله بعدی باید ببینیم که ماهیت رسانه چیست؟ و اگر قرار نباشد از رسانه عدالت بوجود آید پس به چه کار می‌آیند؟ رسانه‌ها وظیفه اصلی‌شان حمایت از انسان است و زمانیکه همه اینها را دور هم گرد آوری می‌کنیم به تعدادی آسیب می‌رسیم.

وی افزود: شاید برایتان جالب باشد اما امروزه دریافت گواهینامه رانندگی سخت‌تر از گرفتن مجوز برای یک رسانه است.

خدادی ضمن بیان اتفاقی که دیروز در توئیتر افتاده بود و خانمی توئیت کرده بود که معاونت مطبوعاتی گفته درباره بنزین، موشک و جشنواره هیچ مطلبی ننویسید، گفت: همین موضوع را با اینکه کسی این خانم را بشناسد در همه رسانه‌ها منتشر شد. اما در واقعیت هم چنین چیزی صحت نداشت.

وی افزود: امروز می‌خواهیم درباره مرجعیت رسانه صحبت کنیم و به این دلیل که در فضای حساسی هستیم باید به طور شفاف تمام مناسبت‌ها که در گذشته بوده است را بازخوانی کنیم و در این بازخوانی باید ابعاد مختلف مورد توجه قرار بگیرد. بخش بعدی که امروزه گرفتارش هستیم این است که بخشی از مرجعیت رسانه از دست ما خارج شده است به این دلیل که ویوز هستیم نه نیوز و خبر تولید نمی‌کنیم و اطلاعات خبرنگاران از یک اتفاق بیشتر پوششی است تا تحلیلی.

خدادی همچنین در ادامه نیز عنوان داشت: در مواجهه با یک موضوع باید نگاهمان حداکثری باشد چراکه قرار است عدالت و انصاف خروجی آن باشد. در نهایت اینکه هر جا که توانستیم مهارتمان را افزایش دهیم، مرجعیت رسانه‌ای نیز پیشرفت خوبی داشته است و اگر نتوانستیم مهارتمان را افزایش دهیم مرجعیت رسانه‌ای افول کرده است.

وی با اشاره به حمله داعش به مجلس و آمار قطعی کشته شده‌ها نیز گفت: یادم است در همان زمان تعداد کشته شده‌ها را به جای ۳ نفر زده بودند ۳۰ نفر! در اینجا باید گفت تا از صحت و سقم خبری اطمینان پیدا نکردید آن را به سرعت نشر ندهید و اینجا است که مرجعیت شما زیر سوال می‌رود.

معاون امروز مطبوعاتی و اطلاع رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، با بیان اینکه ادبیات رسانه می‌تواند نقش مهمی در مرجعیت رسانه‌ای داشته باشد، افزود: امروزه روز رقابت مرجعیت رسانه‌ای است و دنبال بهانه نباشید و ما هیچ قانونی قبل از انتشار خبرها نداریم و تنها کاری که می‌کنیم این است که توصیه‌هایی را مثل وزارت بهداشت یا پلیس راهور به مردم بدهیم.

وی در پایان نیز گفت: ما هیچ وقت در هیچ توصیه‌ای اصرار نکردیم و مرجعیت رسانه‌ای ما تحت الشعاع حاکمیت امروز نیست اما سایه‌اش حس می‌شود. این فضا موجب شده تا ما رسانه نما و دلالی رسانه داشته باشیم و افرادی که در کار رسانه هستند بیشتر به جای اینکه دنبال مقبولیت باشند به دنبال معروف شدن هستند.

** گنجی: یکی از چالش‌های اصلی رسانه‌هایمان تقسیم بندی و جناح بندی است

«عبدالله گنجی» مدیر مسئول روزنامه جوان، در ادامه این نشست تخصصی گفت: در مسائلی که امروزه در جامعه وجود دارد رسانه‌های ما آسیب جدید دیدند. فقدان حضور رسانه‌ها در توجیه ماجرای بنزین، سقوط هواپیما، آمار تلفات در آبان ماه به شدت دیده شد که رسانه‌ها یا اجازه یا اشراف کامل به ماجرا نداشتند.

وی در ادامه نیز افزود: روزنامه‌های ما اصالت دارند اما مرجعیتشان خاص نیست، اما اصالتشان خاص است. در یک نظرسنجی که درباره تبعیت مردم از صداوسیما بود ۵۰ درصد از مردم از صداوسیما تبعیت می‌کنند. یکی از چالش‌های اصلی رسانه‌هایمان را تقسیم بندی و جناح بندی می دانم

وی در ادامه با اشاره به فلسفه رسانه در غرب نیز بیان داشت: ما از رسانه‌هایمان ذهنیت دیگری داریم هم کارکردی و هم رسانه‌ای. همچنین فلسفه رسانه به این معنی که امروزه داریم محصول مدرنی است، اما در غرب رسانه مبتنی بر ذاتشان است چراکه آنها بعد از اینکه نظام‌های ارباب و رعیتی داشتند به جمع بندی رسیدند و گفتند که چرا باید همدیگر را از بین ببریم؟ بیاییم و صندوقی قرار دهیم تا تا رای بیاوریم و ابزار آن را رسانه نامیدند و اینطور شد که رسانه مکمل دموکراسی شد.

گنجی با بیان اینکه این کارکرد در کشور ما کارکردی مجهول است، افزود: خاصیت رسانه برای  دموکراسی و مردم سالاری است و این باور در رسانه‌های جبهه اصلاحات به مسئله نزدیک‌تر است. در کنار آن قطب بندی دیگری هم داریم و آن رسانه مجیزگوی حاکمیت و رسانه همسو با دشمن است. این دوگانگی ها باعث می‌شود به هم افزایی نرسیم و بخشی از فشل بودن جریان رسانه‌ای کشور معطوف به دشمنی است که در این سالها داشتیم.

وی با اشاره به شهادت سردار حاج قاسم سلیمانی نیز گفت: در شهادت حاج قاسم سلیمانی دیدیم که همه مردم در کنار هم هستیم اما ما در شرایط عادی هم افزایی نداریم. دولت‌ها هر چقدر پایگاه اجتماعی‌شان قوی باشد، نقد را نقد می‌بینند نه تخریب، اما اگر پایگاه اجتماعی‌شان قوی نباشد نقد را تخریب می‌بینند.

گنجی ادامه داد: ما دو مدل نقد داریم یکی نقد به عملکرد و دیگری نقد به چیستی نظام. بعضی نقدها به دنبال معنادهی به نظام جمهوری اسلامی ایران هستند و هنوز به عملکرد نرسیدند و این بخشی از چالش ما خواهد بود. در بخشی دیگر ما در صحنه اجتماعی کشور دچار بحران فهم شدیم و در چنین شرایطی رسانه‌های ما آسیب جدی دیدند.

در ادامه نیز افزود: در این بیست سال هیچ زمان فکر نمی‌کردم اوضاع مطبوعات به اینجا برسد که ما از ۲۴ صفحه برسیم به روزی ۱۲ صفحه که احتمالا بعد از نوروز ۱۲ صفحه‌ای خواهیم شد.

مدیر مسئول روزنامه جوان نیز گفت: مردم ایران در جریان وحدت ملی اختلافی ندارند. وجه مشترکی که باید درباره آن گفت‌وگو کرد اصول انقلابی است که باید مدریان درباره آن حرف بزنند و رسانه‌ها بازتاب دهند که در نهایت در این وانفسای رسانه‌ای امروز به هم افزایی برسیم.

** قوچانی: ضعیف شدن مطبوعات محصول نظام رسانه‌ای است

«محمد قوچانی» سردبیر روزنامه سازندگی در ادامه این نشست نیز گفت: در این بیست سال که کار خبری می‌کنم هیچ وقت در یکسال این همه اتفاق پشت سر هم ندیده بودم. از همه دردناک‌تر اینکه ما یک بازی برده را باختیم. شهادت سردار حاج قاسم سلیمانی اتفاقی بود که مردم ایران را به هم نزدیکتر از قبل کرد، اما همین داستان در ماجرای سقوط هواپیما به عکس خود تبدیل شد و طوری شد که الان با بحران وضعیت رسانه‌ای روبرو هستیم.

وی ادامه داد: مطبوعات کاغذی ما از سالها پیش نابود شده است و ما دچار یک نوع عقب ماندگی رسانه‌ای هستیم و این را فقط از منظر مطبوعات نمی‌گویم. در همه فیلم، ‌سریال و کارتن‌ها همیشه یک شخصیت خبرنگار حضور دارد، اما در ایران به این شکل نیست.

قوچانی در ادامه نیز با اشاره به اینکه دشمن اصلی ما رسانه‌های آن سوی آبی هستند، ‌گفت: در این ماجرا دشمن اصلی ما رسانه‌های آن سوی آبی هستند. جالب است که تحریریه رسانه‌های دشمن از خبرنگارهای ما هستند که خودمان آنها را آموزش دادیم.

وی درباره نامه‌ای که آقای رئیسی به صداوسیما دادند نیز بیان داشت: آقای رئیسی نامه‌ایدادند درباره محدودیت صوت و تصویر به صداوسیما که اصلا انتظار چنین کاری از وی نداشتم. همین الان در هر برهه‌ای اینترنت را قطع کردید و الان نه برای مردم سرگرمی دارید و نه اطلاع رسانی درستی به آنها می‌دهید. بعد هم می‌گویید شیر نخورید! اما اگر روزنامه‌ای مثل سازندگی و جوان همین خبر شیر نخورید را منتشر می‌کردند ماجراهایی درست می‌شد.

قوچانی درباره علاقه خود به مطبوعات کاغذی نیز اظهار داشت: من هنوز هم به مطبوعات کاغذی علاقع مندم، اما زمانیکه می‌بینم ممکن است هیچ کشوری وجود نداشته باشد که بخواهیم درباره این جناح و آن جناح حرفی بزنیم، به این نتیجه می‌رسم که صداوسیما می‌تواند در این بخش گشایشی داشته باشد.

وی ادامه داد: در جریان شهادت حاج قاسم سلیمانی ما از نظر جنگ نرم پیروز شدیم اما با سو تدبیری که شد این موضوع برگشت.

سردبیر روزنامه سازندگی همچنین درباره ماجرای بنزین و عدم آگاهی دادن به مردم نیز گفت: در این اتفاق از قبل به رسانه‌ها گفته بودند که تبدیل به بحران نشد. اما در ماجرای آبان ماه و سقوط هواپیما آنقدر رسانه‌ها نگفتند که رسانه‌های خارجی شروع به حرف زدن کردند و عدد ۱۵۰۰ را در حاشیه بالای یکی از شبکه‌های منتسب به منافقین دیدم که هیچگونه صحتی نداشت و دولت در شرایط فعلی متوجه نیست که مخالفت‌هایش ممکن است به ضررش تبدیل شود.

وی ادامه داد: در چنین شرایطی باید تلویزیون خصوصی وجود داشته باشد تا جامعیتی را در بر گیرد. ضعیف شدن مطبوعات محصول نظام رسانه‌ای است. بارها شنیدم که به من خبرنگار بیست ساله مجوز نشریه نمی‌دهند آن وقت به یک نماینده مجلس همین مجوز را می‌دهند! که او هم می‌فروشد و باید گفت که ما نظام مطبوعاتی نداریم.

قوچانی در ادامه نیز افزود: ما ناشر حرفه‌ای هم نداریم و باید بحران کاغذ ریشه یابی شود که چه مافیایی در پشت آن است. در مطبوعات امروز ما هیچ نوع آموزشی صورت نمی‌گیرد.

وی در ادامه نیز بیان داشت: کل نهادها تصورشان از رسانه، رسانا است و الان صداوسیما نمی‌تواند از هیچ ارگانی بدون اجازه خبری منتشر کند. برای مثال خبرهای قوه قضائیه را باید از خبرگزاری میزان بردارند.

قوچانی با بیان اینکه رشد بیش از اندازه شبکه‌های اجتماعی، آزادی را به دشمن خود تبدیل می‌کن، افزود: فضای مجازی نباید جای صداو سیما را بگیرد. شبکه‌های اجتماعی برای سرگرمی بسیار خوب هستند اما آسیب زننده است. ما از رسانه‌های کاغذی به رسانه‌های شخصی رسیدیم و راه حلش هم فیلتر کردن نیست بلکه مرجعیت رسانه و بوجود آمدن آلترناتیوهای مناسب است و در این فضا آنچه از بین رفته است هنر نویسندگی است چراکه در این فضا کوتاه و مختصر نویسی ارزش بیشتری دارد.

وی درباره رفتاری که اینستاگرام پس از شهادت حاح قاسم سلیمانی نشان داد، نیز گفت: این رفتار نشان از استیصال اینستاگرام داشت و ما هنوز برای روشن شدن حقیقت کار می کنیم.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

نقش‌ها و فیلم‌های تازه از زبان بازیگران فجر ۳۸ – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: طی هفته گذشته اسامی نهایی آثار سینمایی بخش سودای سیمرغ سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر معرفی شدند، آثاری که اهالی سینما ماه‌ها در انتظار مشخص شدن آن‌ها برای مهمترین رویداد سینمایی کشور بودند.

به گزارش سینماپرس با اعلام اسامی آثار سینمایی بخش سودای سیمرغ سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر نظرات پنج تن از بازیگر سینمای ایران درباره همکاری آنها با فیلمسازان و نقش‌آفرینی خود در فیلم‌های جدیدشان که قرار است در سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآید منتشر شده است:

مهدی فقیه: «خروج» حاتمی‌کیا با روال مرسوم آثار اجتماعی متفاوت است

مهدی فقیه بازیگر پیشکسوت سینما و تلویزیون که با فیلم «خروج» ابراهیم حاتمی‌کیا در سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر حضور دارد درباره همکاری با ابراهیم حاتمی‌کیا و ویژگی‌های فیلم سینمایی «خروج» گفت: «خروج» اولین همکاری من با ابراهیم حاتمی‌کیا است. من همیشه دوست داشتم با وی کار کنم، زیرا در ژانر مود علاقه و مورد احترام من یعنی حوزه سینمای دفاع مقدس فعالیت می‌کند و کارگردان متعهد و درجه یکی است.

وی در همین راستا ادامه داد: برایم جالب بود که ابراهیم حاتمی کیا در «خروج» به سمت طرح مسائل و مشکلات اجتماعی طبقه کارگر و کشاورز جامعه رفته و به نظرم این ویژگی فیلم «خروج» را تبدیل به یکی از فیلم‌های مهم جشنواره فیلم فجر امسال خواهد کرد.

بازیگر «هور در آتش» ضمن تاکید بر شجاعت و شهامت ابراهیم حاتمی‌کیا در پرداختن به سوژه‌های ملتهب اجتماعی افزود: این خصلت حاتمی‌کیا باعث قابل باور شدن و ملموس بودن مضمون و شخصیت‌های فیلم‌هایش برای مردم و مخاطبان می‌شود و مثل روال مرسوم و متداول فیلم اجتماعی ساختن در سینمای ایران نیست. در واقع این خصلت همواره باعث متفاوت بودن او شده است.

مهدی فقیه درباره ویژگی‌های نقشی که در فیلم «خروج» بازی می‌کند اظهار کرد: من در این فیلم نقش یک روستایی کشاورز به نام ملا آقا را بازی می‌کنم که مردی آرام و دلسوز مردم است. این مرد در روستایی زندگی می‌کند که برای اهالی آن مشکلاتی ایجاد می‌شود و او برای حل مشکلات‌شان تلاش می‌کند.

بازیگر «ضد گلوله» با تاکید تولید سخت و دشوار فیلم «خروج» افزود: «خروج» یک فیلم جاده‌ای است. دوربین حاتمی‌کیا به نقاط مختلف کشور رفته تا درام و روابط بین شخصیت‌ها را در چنین نوع فضایی روایت کند و خوشحالم که فیلم، کار خوب و آبرومندی شده است و بسیار امید دارم که ارزش‌های فیلم در جشنواره فیلم فجر دیده شود.

آناهیتا درگاهی: «سینما شهر قصه» روایتی متفاوت از تاریخ معاصر است

«آناهیتا درگاهی» بازیگر سینما و تئاتر که با فیلم «سینما شهر قصه» ساخته علی‌اکبر حیدری و کیوان علیمحمدی در جشنواره فیلم فجر حضور دارد درباره حضورش در این فیلم گفت: فیلم «سینما شهر قصه» یکی از بهترین فیلم‌هایی است که در سال‌های اخیر بازی کرده‌ام و خیلی خوشحالم که کیوان علی‌محمدی فرصت حضور در این فیلم را در اختیار من قرار داد.

بازیگر فیلم «آخرین بار کی سحر را دیدی؟» درباره ویژگی‌های نقش خود در فیلم بیان کرد: من در این فیلم نقش زن جوانی به نام الهام را بازی می‌کنم که شخصیت محوری و اصلی فیلم است. او به لحاظ شخصیتی خیلی از من دور بود و برای اولین بار است که نقش چنین زنی را که در دهه پنجاه زندگی می‌کند، بازی کردم. الهام متعلق به یک خانواده طبقه متوسط شهری است. خانواده‌ای که اعتقادات مذهبی دارند و این اعتقادات در سرشت الهام هم وجود دارد، اما به واسطه شرایطی که الهام با آن روبرو است، دچار نوسانات روحی و روانی زیادی می‌شود. الهام به واسطه وجوه اعتقادیش علی‌رغم اینکه علاقه زیادی به سینما دارد، نمی‌تواند به خواسته‌اش برسد. این چالش باعث اعتراض او می‌شود و توسط ساواک دستگیر می‌شود. بعد از این ماجراها الهام ازدواج می‌کند و بچه‌دار می‌شود و… در کل به نظرم فیلم «سینما شهر قصه» به نوعی شبیه «سینما پارادیزو» است، چون در این فیلم هم به بهانه سینما یک پروسه چند دهه‌ای تاریخ معاصر ایران روایت شده است.

درگاهی با تاکید بر بخش‌های مختلف شخصیت الهام افزود: ایفای این نقش برایم پر چالش و فوق‌العاده جذاب بود. موقعی که در تمرینات چادر برسر کردم، با این نقش ارتباط خوبی برقرار کردم و توانستم آن را درک و باور کنم. برای اولین بار هم بود که این قدر احساس خوب در زمان بازی در من به وجود آمد و مخاطب هم برای اولین بار، چنین شخصیتی از من را در سینما می‌بیند.

معززی: «خون شد» برخوردی متفاوت با مفهوم خانواده دارد

«اکبر معززی» بازیگر با سابقه سینما که با فیلم «خون شد» ساخته مسعود کیمیایی در جشنواره فیلم فجر حضور دارد درباره این فیلم گفت: فیلم «خون شد» پرداختی متفاوت از مفهوم و اهمیت خانواده دارد. خانواده‌ای که در جامعه امروز دچار مشکلات زیادی است و غفلت پدران و مادران از فرزندان چالش‌های جدی برای آن به وجود آورده است. از نظر والدین امروزی آن‌ها برخورد درستی با بچه‌ها دارند. در حالی که اگر نگاهی از بیرون به این برخوردها داشته باشیم برخی از آن‌ها غیر منطقی است.

معززی با اشاره به نقشی که در فیلم «خون شد» بازی می‌کند، افزود: در فیلم نقش پدر یک خانواده را بازی می‌کنم که بازنشسته و خانه نشین است و تلاش می‌کند مسائل فرزندانش را مدیریت کند.

این بازیگر با اشاره به آشنایی‌اش با کیمیایی از دهه چهل عنوان کرد: من در چند فیلم اولیه مسعود کیمیایی به جز بازیگری دستیار کارگردانی را هم تجربه کرده‌ام و به نظرم مسعود کیمیایی یکی از بهترین کارگردان‌های سینمای ایران است که بلد است بازی خوبی و درجه یکی از بازیگرانش بگیرد. به نظرم «خون شد» ضمن داشتن ویژگی‌های فیلم‌های قدیمی کیمیایی به شدت امروزی است و جزو فیلم‌های خوب کارنامه کاری مسعود کیمیایی محسوب می‌شود.

الهام اخوان: وجه اجتماعی در «دوزیست» پررنگ است

الهام اخوان بازیگر جوان سینما که با فیلم «دوزیست» به کارگردانی برزو نیک نژاد در جشنواه فیلم فجر امسال حضور دارد درباره بازی در این فیلم گفت: حدود چهار ماه قبل از شروع فیلمبرداری در دفتر برزو نیک نژاد فیلم نامه «دو زیست» را خوانده بودم و نقشی که برای بازی به من پیشنهاد شد جذاب و جالب بود. ایفای این نوع نقش‌ها یک جور راه رفتن روی لبه تیغ است و بازی کردن درست آن، نیاز به دقت و درک مناسب دارد. نکته مهم در ایفای درست نقش مریم در این فیلم، حمایت و کمک سایر بازیگران فیلم بود که بستر خوبی را برایم به وجود آورد تا با اعتماد به نفس سراغ این نقش مشکل بروم.

اخوان با اشاره به وجه پر رنگ اجتماعی فیلم «دوزیست» تاکید کرد: در هر صورت مریم در زندگی‌اش یکسری خواسته‌ها و دغدغه‌ها دارد که از نظر خودش منطقی به نظر می‌رسد. با توجه به خصلت‌های مریم، بستر مناسبی در اختیار من قرار گرفت تا بخش‌های مختلف شخصیتش را در نوع بازی خودم نشان بدهم تا او برای مخاطبی که فیلم را می‌بیند قابل باور باشد. البته با توجه به جنس شخصیت مریم، برخی از واکنش‌های مخاطبان نسبت به او توام با نگاه بدبینانه است و عده دیگری هم به او حق می‌دهند. مهم‌ترین خصیصه شخصی مریم، قدرتی است که او در تصمیم‌گیری هایش دارد و برای رسیدن به خواسته‌اش تلاش می‌کند.

بازیگر نمایش «مصدق» ضمن تاکید بر شناخت درست «بروز نیک‌نژاد» از توانایی‌های بازیگران فیلم‌هایش افزود: در روزهای اول فیلمبرداری، نیک‌نژاد عنوان می‌کرد که زیاد ذهن خودم را با جزئیات نقش درگیر نکنم و با آرامش کارم را انجام بدهم و این مسئله خیلی به من کمک کرد.

وی با اشاره به اثرات مثبت حضورش در جشنواره فیلم فجر گفت: سال‌ها در سینما به عنوان منشی صحنه فعالیت داشتم و تجربه بازیگری در کنار بازیگران باتجربه فیلم «دوزیست» و حضور در جشنواره فیلم فجر، برایم فوق‌العاده مهم بود.

جهانگیر الماسی: «روج» تجربه‌ای مفید برای من بود

«جهانگیر الماسی» بازیگر فیلم «خروج» به کارگردانی «ابراهیم حاتمی‌کیا» فیلم راه یافته به بخش سودای سیمرغ درباره این فیلم گفت: در ابتدا باید بگویم که بسیار خوشحالم که با ابراهیم حاتمی‌کیا در این پروژه همکاری کرده‌ام. نوع برخورد او با سینما، زبان سینما و تصویر بسیار متفاوت است. آرامشی که در کار دارد، باعث می‌شود تا چیزی او را از هدف‌اش دور نکند. این که یک کارگردان تمام توانش را بگذارد، تا به هدف اش برسد، برایم دوست داشتنی بود. در صورتی که بین همکارانم دیده‌ام که با یک اتفاق کوچک از هدف‌شان دور می‌شوند.

وی ادامه داد: در زمان تولید این کار به لحاظ اقلیمی در کار سختی بسیار داشتیم، اما علاوه بر اینکه یک تجربه کاری خوبی را پشت سر گذاشتم، با بسیاری از فن‌آوری‌های ایران در عرصه استخراج نفت و کشاورزی آشنا شدم و از این تریبون استفاده می‌کنم و از صداوسیما می‌خواهم تا مردم را بیش از پیش با این فن‌آوری‌ها آَشنا کنند.

این بازیگر درباره نقش خود در فیلم «خروج» توضیح داد: در این فیلم نقش یک کشاورز را بازی می‌کنم که لزوما خانواده‌اش کشاورز نیستند. در این فیلم تجربه کار با بازیگران بسیار خوب و همدلی را داشتم.

الماسی خاطرنشان کرد: وسعت لوکیشن فیلم «خروج» بسیار زیاد بود. خود بچه‌ها به خاطر شرایط اقتصادی ملاحظه مردم را می‌کردند. به بچه‌های تیم «خروج» تبریک می‌گویم که از سر دوست داشتن، ملاحظه مردم را می‌کردند. به صراحت می‌توانم بگویم هنوز تماس‌های متخلف از جانب مردم نقاطی که ضبط داشته‌ایم، دارم. اینکه مردم ما را آینه زندگی خودشان و مسئول تبیین خواسته‌ها و دردهای‌شان می‌دانند، برایم خوشحال‌کننده است. این پایگاه فرهنگی را که مورد تایید مردم و مسئولین است، دوست دارم.

*میزان

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

«ایل‌دا»؛ نمایش همدلی عشایر در روزهای جنگ – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: نوشین پیرحیاتی نویسنده مجموعه تلویزیونی «ایل‌دا» گفت: شخصیت‌های داستان بیشتر بر پایه واقعیت شکل گرفت البته بخشی از رفتارها را هم به کمک تخیل به شخصیت‌ها اضافه کردم.

به گزارش سینماپرس، «ایل‌دا» مجموعه‌ای با موضوع دلاورمردی‌های ایلات و عشایر در روزهای آغازین دفاع مقدس است که در مرکز سیمافیلم در حال تهیه است.

نویسنده این مجموعه نوشین پیرحیاتی است که خود اهل خرم‌آباد است. با وی درباره نحوه نگارش فیلمنامه و تجربیاتش از جنگ به گفت‌وگو نشستیم.

**حملات هوایی موجب آشنایی‌ام با ایلات شد

نوشین پیرحیاتی درباره نحوه تحقیقات برای نگارش فیلمنامه «ایل‌دا» که نیاز به شناخت آداب و رسوم ایلات و عشایر را دارد، به فارس گفت: من زاده خرم‌آباد هستم و یکی از دلایل اشراف به آداب و رسوم ایلات و عشایر، جنگ تحمیلی بود. بمباران و موشک‌باران در طول جنگ باعث می‌شد که از اول مهرماه با آغاز حملات هوایی خانه خود را در خرم‌آباد ترک کرده و به سمت روستاها برویم. روستائیان آن منطقه نیز به گرمی پذیرای خانواده‌هایی بودند که بی‌خانمان و تنها به دلیل حملات هوایی مجبور به ترک خانه شدند. در آن موقعیت که من دوران نوجوانی را سپری می‌کردم با افرادی آشنا می‌شدم که در شهر و محل اقامت خانواده کمتر می‌توانستم با آن‌ها آشنا شوم. بنا به حضور تقریبا مستمر در روستاها روابط میان افراد، آداب و رسوم ایلات را به درستی شناختم.

**شخصیت‌های «ایل دا» رئال هستند

وی درباره منابعی که از آن در نگارش فیلمنامه استفاده کرده است، توضیح داد: در زمان تحصیل در دوره تکمیلی در رشته ادبیات نمایشی پایان نامه‌ام اختصاص به نقش جنگ در آثار نمایشی داشت؛ در آن زمان هم به یاد دارم که کتاب چندانی در این حوزه وجود نداشت. شاید بتوانم بگویم در سال ۷۷ من به همراه تعدادی از دانشجویان از پیشروها در این حوزه بودیم. برای نگارش فیلمنامه تحقیقاتم کاملا میدانی بود و بیشتر شخصیت‌ها را در دوران نوجوانی به عینه دیدم و برایم قابل لمس بود. شخصیت‌های داستان بیشتر بر پایه رئالیزم شکل گرفت البته بخشی از رفتارها را هم به کمک تخیل به شخصیت‌ها اضافه کردم. به طور مثال «مش سلیمان» را که در فیلمنامه گنجاندم شخصیتی است که کاملا در نوجوانی آن را می‌دیدم. او وقتی بچه‌ها در کوچه‌ها با سر و صدا بازی می‌کردند می‌گفت «دست براری کنید جنگ خوب نیست» به این معنی که دوستی کنید جنگ و دشمنی خوب نیست.

**نمایش رشادت‌های خانواده‌های ایلاتی

پیرحیاتی درباره رویکرد فیلمنامه توضیح داد: جنگ پدیده شومی است که نظم زندگی و آرامش را بر هم می‌ریزد. در این فیلمنامه تلاش شده تا تحرکات ایلات در منطقه لرنشین مهران و دهلران را به نمایش بگذاریم. این که در آن منطقه در ابتدای جنگ (سال  ۵۹) چگونه زمین‌های عشایر را که تنها دارایی آن‌ها بود آتش زدند و چگونه افراد در مقابل دشمنان دفاع کردند.

در این فیلمنامه تلاش شده تا رشادت‌های خانواده‌های ایلاتی به تصویر درآید و آثار مخرب جنگ به وضوح دیده می‌شود.
وی درباره حضور سر صحنه و وفادار بودن کارگردانی به  فیلمنامه گفت: چند باری سر صحنه حاضر شدم و به نظرم آقای قویدل به متن فیلمنامه وفادار است و قبل از شروع کار به تفاهم رسیدیم تا اگر در زمان تولید نیاز به بازنگری برخی از صحنه‌ها بود با هماهنگی من تغییرات اعمال شود.

**عوارض و پیامدهای جنگ موضوعی جهانی است/ نمایش همدلی عشایر در روزهای جنگ

پیرحیاتی درباره نیاز  امروز جامعه به دیدن آثاری در حوزه دفاع مقدس گفت: جنگ همیشه برای من به شخصه که در طول دوران نوجوانی و جوانی آن را تجربه کردم دغدغه بوده و هست و احساس می‌کنم افراد هر جامعه‌ای نه تنها ایران باید با عوارض مخرب آن آشنا شوند. جنگ موضوعی جهانی است و باید همیشه به پیامدهای آن توجه شود؛ من به شخصه امیدوارم همه مردم جهان در صلح به سر ببرند.

وی ادامه داد: در این فیلمنامه تلاش شده تا علاوه بر پیامدهای جنگ به همدلی مردم توجه شود. مردمی که ممکن است اختلافاتی با هم داشته باشند اما زمان دفاع همه یکدل و در کنار هم قرار گرفته و از تمامیت ارضی خود دفاع می‌کنند. قطعا جنگ در مناطق مرزی غرب مانند جنوب خشن‌تر و دردناک‌تر بوده و در «ایل‌دا» تلاش کردم به واکنش‌های اولیه افراد در مواجهه با جنگ دقت شود.

«ایل‌دا» در گروه فیلم و سریال مرکز سیمافیلم به تهیه‌کنندگی سید علیرضا سبط احمدی، کارگردانی راما قویدل و نویسندگی نوشین پیرحیاتی در حال تولید است.

بازیگران این سریال عبارتنداز: مجید مظفری (صالح خان)، پوریا پورسرخ (ایرج)، فاطمه گودرزی (دا گل)، خسرو شهراز (نصیر خان)، علی دهکردی (دکتر هوشنگ)، جعفر دهقان (کاکاوند)، کاظم هژیر آزاد (شیر علی خان)، کوروش سلیمانی (شیرزاد)، امیرمحمد زند (فرهاد)، غلامرضا علی اکبری (شیخ رحیم)، سینا رازانی (کریم)، مهدی صبایی (منصور)، شهین تسلیمی (بی بی)، مسعود چوبین (مثقالی)، رضا نجفی (عمو برفی)، مژگان صابری (هاویر)، بهروز چاهل (دکتر هندی)، محمدصادق ملک (جابر و قادر)، سیامک ادیب (قباد)، معصومه بافنده (آساره) پویان گنجی (یاور)، دریا مرادی دشت (گندم)، زینب قادری (گلاره)، مسعود امین ناجی (بهادر)، طیبه دوست (زیور)، منصور نواصری (کامل)، امید محمد نژاد (کیومرث)، فاطمه آقا بابایی (ننه نازار)، مهدی افشار (گروهبان واحدی)، ناهید عساکره (راحیل)، سید امیر سالار قوامی (سیاوش) و یاسین مسعودی (امید) در سریال ایلدا ایفای نقش خواهند کرد.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

ترانه علیدوستی به دادسرا احضار شد – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: سردبیر خبرگزاری قوه قضاییه (میزان) در توییتی علت احضار ترانه علیدوستی به دادسرا را توضیح داد.

به گزارش سینماپرس، سردبیر خبرگزاری قوه قضاییه (میزان) در توییتی علت احضار ترانه علیدوستی به دادسرا را توضیح داد:

*مشرق

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

حمید لبخنده؛ کارگردان آشنا با رگ خواب مخاطب – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: سریال «در قلب من» به کارگردانی حمید لبخنده، از جمله تجربه های موفق و پر بیننده تلویزیون در دهه ۷۰ است که نه تنها در ارتباط گیری با مخاطبان جوان خود در آینده موفق عمل کرد که در برقراری رابطه با جوانان متعلق به دهه ها و نسل های بعد هم ناکام نماند و آنها را نیز با خود همراه کرد.

به گزارش سینماپرس، سریال «در قلب من» در امتداد و به دنبال مجموعه موفق «در پناه تو» ساخته شد، با همان کارگردان و تقریباً همان تیم بازیگری. حمید لبخنده که با «در پناه تو» توانسته بود یک اثر به شدت پر بیننده و به اصطلاح خیابان خلوت کن را در معرض دید مخاطبان تلویزیون قرار دهد، با ساخت «در قلب من» در پی این بود که موفقیت های گذشته را تکرار کند. «در قلب من» سریالی موفق بود و پرمخاطب اما نه به اندازه سلفش، در پناه تو. حمید لبخنده که رگ خواب مخاطبان جوان تلویزیون دست کم در دهه ۷۰ در دستانش بود و تجربه و پشتوانه سریال ‌فوق العاده ‌ای همچون «در پناه تو» را با خود داشت، کوشید تا با «در قلب من» رویکردی جدی ‌تر به مسائل اجتماعی و حواشی برآمده از آن داشته باشد. او در ورای روایت مناسبات دو خانواده با خاستگاه اجتماعی و مادی متمایز، به فاصله طبقاتی موجود در جامعه تمرکز جدی داشت و در عین حال، با بازنمایی روابط جوانان هر دو خانواده با والدین شان، به اختلاف میان نسل ها و فقدان تفاهم بین آنها می پرداخت. چه سینا به عنوان جوانی که در یک خانواده برخوردار بزرگ شده و چه رضا که در یک خانواده متوسط سنتی رشد کرده است، هر دو با والدین و به خصوص پدران شان اختلاف نظر و سلیقه دارند. لبخنده به شکل خودخواسته و هدفمند از رویکرد عاشقانه و دراماتیک میان کاراکترها در سریال «در پناه تو» فاصله گرفته و مسائل کلان اجتماعی را در «در قلب من» مورد توجه و مداقه قرار داده است. این کارگردان البته از این بابت که از مقوله مهم و موثری چون درام در سریال خود غافل نماند و این ظرفیت و پتانسیل را از دست ندهد، نوعی دلبستگی و علاقه میان سارا دختر خانواده پولدار با رضا و دایی سارا با لیلا، خواهر رضا را پیش‌ بینی و تدارک دیده است. سریال های پر مخاطب حمید لبخنده در دهه ۷۰ علاوه بر پدیدآوردن لحظات خوش و به یادماندنی برای مخاطب و سرگرم کردن او، یک کارکرد نیز داشت که اثرات و برکاتش همچنان مشهود است. این کارگردان با ساخت هر اثر چند جوان تازه نفس و جویای نام را به دنیای بازی معرفی کرده است که حسن جوهرچی، رامین پرچمی، پارسا پیروزفر و لعیا زنگنه در سریال «در پناه تو» و پویا امینی و رزیتا غفاری در مجموعه «در قلب من» شاهدان این مدعا هستند.

لبخنده همچنین با مطالعه و شناخت درست از روحیات، آمال و خواسته های نسل جوان دهه ۷۰، روابط منطقی و مناسبی را میان شخصیت‌ های جوان آثارش برقرار می کرد تا برای مخاطبان باورپذیر باشد و حس همذات پنداری آنها را برانگیزاند. این شخصیت پردازی صحیح کاراکترها یکی از عوامل غیرقابل انکار در موفقیت آثار لبخنده و به طور مشخص سریال های «در پناه تو» و «در قلب من» است.

بی ‌گمان یکی از دلایل توفیق کمتر «در قلب من» در قیاس با «در پناه تو» استفاده از بازیگران ثابت در قالب شخصیت های تکراری است. برای مثال، ثریا قاسمی دقیقاً همان نقشی را بازی می ‌کند که در سریال «در پناه تو» عهده دارش بود؛ یک زن خانه دار سنتی که نگران حال شوهر و آینده فرزندانش است. این نقیصه حتی در مورد لعیا زنگنه هم مصداق دارد که تقریباً خودش را تکرار می‌کند و هیچ برگ برنده جدیدی ندارد که برای مخاطب رو کند. همان دختر متین، ساده، مهربان و حساس همیشگی که فقط خانواده اش عوض شده است. به نظر می‌ رسد این حاضرخوری و بهره دوباره از داشته های گذشته که حالا دیگر برای مخاطب جذابیت پیشین را ندارد، در ریزش بینندگان «در قلب من» در مقایسه با «در پناه تو» تأثیر مستقیم دارد. البته نباید از این مطلب هم گذشت که «در قلب من» علاوه بر معرفی چند بازیگر جوان و میدان دادن به آنها برای عرضه توانایی هایشان، فرصتی بی نظیر را هم برای پارسا پیروزفر که عمده نقش آفرینی اش در سریال «در پناه تو» حذف شده بود فراهم آورد تا بخشی از قابلیت هایش را در بازیگری به منصه ظهور برساند. ‌

دیگر نکته قابل ذکر درباره سریال «در قلب من» این که؛ جزو معدود آثار نمایشی تلویزیون است که یک خبرنگار در میان کاراکترهایش حضور دارد. علی دهکردی نقش همین خبرنگار جوان را برعهده دارد که البته علاقه مند به لیلا می‌شود و در نهایت با او ازدواج می‌ کند. بماند که خبرنگار سریال حمید لبخنده چندان شباهتی به قشر خبرنگار در عالم واقع ندارد و بیشتر یک نمونه شیک و پشت ویترینی از ژورنالیست جماعت است.

با همه آنچه از نقاط قوت و ضعف سریال «در قلب من» ذکر شد باید صادقانه اعتراف کرد که این اثر نمایشی از جمله تجربه های موفق و پر بیننده تلویزیون در دهه ۷۰ است که نه تنها در ارتباط گیری با مخاطبان جوان خود در آینده موفق عمل کرد که در برقراری رابطه با جوانان متعلق به دهه ها و نسل های بعد هم ناکام نماند و آنها را نیز با خود همراه کرد. تکرارهای متعدد این سریال در دو دهه اخیر که همیشه با استقبال مخاطبان و جوانان همراه بوده، مویدی است بر این ادعا.

این شب ها شبکه آی فیلم با پخش سریال «در قلب من» فرصتی را فراهم آورده برای خاطره بازی و زدن نقب به روزگار خوش گذشته. در عین حال، برای مخاطبان جوانی که سن‌شان اقتضا نمی کرد مخاطب این مجموعه خاطره انگیز در دهه ‌های گذشته باشند، مجالی مهیا شده تا به تماشای یک سریال خوب و جذاب بنشینند.

*محسن محمدی

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

آغاز احداث پردیس سینما «پرسیا» شیراز همزمان با دهه فجر – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: پروژه تبدیل سینما «پرسیا» شیراز به پردیس دو سالنه از هفته آینده آغاز خواهد شد.

به گزارش سینماپرس، رسول شهابیان، مدیر امور سینمایی حوزه هنری در استان فارس از مراحل بازسازی و احداث سالن‌های این استان خبر داد و گفت: سینما «پرسیا» شیراز در اولویت اول بازسازی طرح تحول عمرانی موسسه «بهمن سبز» در مراحل پایانی اخذ مجوز شهرداری جهت بازسازی است و از هفته آینده مراحل ساخت و احیای آن آغاز می‌شود.

وی افزود: اولویت بعدی «بهمن سبز» احداث پردیس سینمایی ایران و پردیس سینمایی سعدی در شیراز است که انشاالله طبق برنامه ریزی انجام خواهد شد.

مدیر امور سینمایی فارس در پایان عنوان کرد: درباره سینماها و شهرهای دیگر هم پیشنهاداتی داریم تا موسسه «بهمن سبز» بتواند در تعامل با بخش خصوصی به صورت رهن یا بهره برداری، سالن‌های متعددی داشته باشد.

موسسه «بهمن سبز» حوزه هنری در حال حاضر سالن‌های «ایوان» شیراز با یک سالن، «سعدی» شیراز با یک سالن، «فلسطین» شیراز با یک سالن، «پیام» شیراز با یک سالن و «شیراز» شیراز با یک سالن را بصورت فعال در سطح استان فارس دارد.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

بررسی وضعیت مالیات خانه ها در «شب معماری» – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: برنامه تلویزیونی «شب معماری» در بیست و سومین قسمت خود به موضوع «حق مسکن و وضعیت مالیات در حوزه زمین و مسکن» اختصاص یافته است.

به گزارش سینماپرس، بیست و سومین قسمت از برنامه «شب معماری» با موضوع «حق مسکن و وضعیت مالیات در حوزه زمین و مسکن» و حضور حسین عبداللهی، کارشناس حوزه مسکن و علی ملک زاده، کارشناس مالیاتی ساعت ۲۳ چهارشنبه ۲ بهمن روی آنتن شبکه چهار می رود.

این قسمت از برنامه تلاش دارد تا به آسیب های سوداگری در حوزه مسکن و راهکارهای کنترل آن بپردازد چراکه دلالی و سوداگری از دلایل بی رونقی مسکن محسوب می شوند.

«شب معماری» پنجمین شب از مجموعه «شب‌های هنر» است که چهارشنبه‌شب‌ها به‌صورت زنده پخش می‌شود. این برنامه‌ معماری به‌دنبال واکاوی مفاهیم و دغدغه‌های ‌روز جامعه‌ معماری و شهرسازی است؛ تا فرصتی برای خوانشی صحیح از وضعیت معماری و شهرسازی در ایران باشد.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

فروکاست ثروت ملی در روزگار بنفش ملت ایران – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: امروزه نگرانی عمیقی نسبت به وضعیت تولیدات سینمایی وجود دارد؛ تولیداتی که از رابطه ای مستقیم با وضعیت بیکاری طیف گسترده ای از سینماگران متعهد و دغدغه مند و بروز مشکلات معیشتی گوناگون برای عموم اهالی سینما و تئاتر و … برخوردار بوده و در مجموع سبب می شود تا محصولات فرهنگی و بالاخص تولیدات سینمایی نه تنها موجب افزایش ثروت ملی نشوند؛ بلکه به عاملی از برای زایل نمودن ثروت ملی مبدل شود!

سید عرفان فاطمی/ ثروت (Wealth) از جمله مفاهیم عامی است که در حوزه‌های موضوعی مختلف مورد استفاده قرار گرفته و اگر چه در عرصه اقتصادی دارای بیشترین کاربرد می باشد، اما در واقع در تمامی حوزه های فرهنگی، سیاسی، امنیتی و نظامی و … موضوعیت داشته و به فراخور نوع نگاه موجود در هر یک از عرصه ها مورد استفاده و تعریف قرار می گیرد و اگر چه این امر سبب می  شود تا تعارف متفاوت و گوناگونی از این مفهوم پدیدار شود؛ تعاریفی بعضا متنوع که در نهایت تمامی این تعاریف به مفهومی اساسی با عنوان قدرت (Power) ختم شده و ماهیت توانگری در هر یک از حوزه های مختلف را شامل می شود.



از این جهت است که معمولا برای اینکه معین سازیم که میزان ثروت اقتصادی کسی چقدر است؛ به اعداد حساب بانکی او و یا میزان موجودی سپرده های شخصی او نگاه می کنیم و هر مقدار آن اعداد بزرگتر و حجم پول و طلا و … آن فرد به نظر ثروتمندتر آمده و از قدرت اقتصادی بیشتری برخوردار می باشد و همین معادله در تعریف میزان ثروت سیاسی و یا ثروت فرهنگی و … هر یک از افراد، البته با شاخصه های مختص به خود موضوعیت داشته و در مجموع میزان قدرت ایشان را معین می سازد. شاخحخصه هایی که می تواند از افراد فرا تر رفته و در صورت وضعیت یک جمع و یا یک جامعه  مورد ارزیابی و توجه قرار گیرد؛ که در این صورت و در ابعاد ملی، مفهوم ثروت ملی موضوعیت پیدا نموده و به تبع آن قدرت ملی معین و مشخص می گردد.



پُرواضح است که داشته های اقتصادی تنها مولفه ثروت ملی محسوب نمی شوند و شاید بیش از همه این فرهنگ و هنر در هر یک از جوامع می باشد که برای آن اجتماع یک ثروت ملی محسوب می شود؛ ثروتی که قدرت ملی را پدید آورده و اگر کسی در این امر تردید بکند، در یکی از بدیهی ترین مسائل تردید کرده است؛ فرهنگ و هنر یک ثروت برای هر کشور است؛ یک ثروت بزرگ و پرثمری است که همچون تمامی انواع مختلف آن در تمامی عرصه های اقتصادی و سیاسی و …؛ اولاً باید این ثروت را ایجاد کرد؛ ثانیاً باید این را روز به روز افزایش داد که دچار خُسران و کم آمدن و کاهش نشود و ثالثاً باید از آن برای نیازهای کشور استفاده‌ی بهتر و برتر کرد. تا بتواند به عنوان یکی از شاخصه های اصلی قدرت ملی به توسعه منافع ملی منتج شود.



از این منظر است که فرهنگ و هنر در هر جامعه ای یک ثروت ملی است و استعدادهای فرهنگی و هنریِ اهالی فرهنگ و هنر نیز یک ثروت ملی می باشند که در قاعده مدیریت فرهنگی و هنری می بایست مورد استفاده قرار گرفته و بر بسترهای مناسب بهره‌برداری شده و به فعلیت برسند.



بر این اساس مدیریت (Management) در حوزه های مختلف اجتماعی را می توان به نوعی معطوف به تولید و افزایش ثروت دانست و از مدیریت به این صورت تعریف نمود که بکارگیری کارا و اثربخش منابع مادی و انسانی تحت نظام ارزشی پذیرفته شده هر جامعه با عنایت به اصولی چون برنامه‌ریزی، سازماندهی، بسیج منابع و امکانات، هدایت و کنترل و نظارت بر اساس هدف‌های از پیش تعیین شده و البته در راستای تولید ثروت که در نهایت منتج به توانگری و فراهم آوردن قدرت شود.



پس مدیریت فرهنگی و هنری در هر جامعه ای موظف به افزایش ثروت ملی در حوزه عملکرد فرهنگی و هنری آن جامعه بوده و این امر میسر نمی شود مگر آنکه هنر و هنرمند پاس داشته شود! و در این مسیر مدیر فرهنگی و هنری اگر چه همچون سایر اشکال مدیریت، در کلیشه ای ترین صورت ممکن موظف به اداره ی هنرمندان، بازاریابی، مدیریت بودجه، روابط عمومی، جمع آوری سرمایه، توسعه برنامه و ارزیابی عملکرد و … بوده و این همه می بایست با ویژگی هایی مختص و منحصر به فرهنگ بومی آن جامعه همراه شود تا در مجموع بتواند مسیر آفرینش های هنری را به منظور افزایش ثروت ملی محقق ساخته و قدرت ملی را در سمت و سوی اهداف کلان اجتماعی موضوعیت بخشد.







فرهنگ به عنوان شکل‌دهنده‌ی به ذهن و رفتار عمومی جامعه است. حرکت جامعه براساس فرهنگ آن جامعه است. اندیشیدن و تصمیم گیری جامعه بر اساس فرهنگی است که بر ذهن آنها حاکم است و … و این چنین است که مدیریت فرهنگی یکی از پیچیده ترین سطوح مدیریت در جوامع مختلف محسوب و از تمایزات ویژه ای با سایر اشکال مدیریت (Management) در دیگر حوزه های اقتصادی، سیاسی و امنیتی برخودار می باشد و تصدی این مُهم، ظرایف بسیاری را در فهم و تمایز میان مدیریت فرهنگی و تفاوت عملکرد مدیران در این حوزه طلب می نماید. از این جهت است که امام امت به صراحت می فرمایند: اگر جامعه ای ثروتمند هم باشد، ‌ اما عقل درستی نداشته باشد، این ثروت را به باد خواهد داد، یا در جای بدی مصرف خواهد کرد. فرهنگ، به جای عقلیت یک جامعه است؛ لذاست که هرچه بر روی فرهنگ سرمایه گذاری بشود، زیاد نیست. خوب، حالا من از این حرف که مورد قبول و تصدیق همه است، می خواهم استنتاجی بکنم؛ و آن این که به این معنا، مدیریت فرهنگی در جامعه، امری لازم و البته ممکن است. (امام خامنه ای در دیدار اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی (۱۵/۱۰/۱۳۷۷))






از این جهت است که مدیریت فرهنگی و هنری موظف به برنامه‌ریزی، سازماندهی، بسیج منابع و امکانات فرهنگی و هنری کشور به منظور افزایش ثروت ملی بوده و در این مسیر شاید یکی از بدیهی ترین امور رسیدگی به وضعیت مادی و معنوی هنرمندان می باشد؛ زیرا هنر فعالیتی است انسانی. فعالیتی که طی آن فرد هنرمند به صورتی آگاهانه و با هوشمندی هرچه تمام، سعی می کند تا احساسات خود را نسبت به موضوعات مختلف، به دیگران منتقل ساخته و ایشان را متاثر از آن سازد و از این جهت است که آفرینش های هنری نیازمند حمایت های مادی و معنوی می باشد؛ موضوعی بدیهی که متاسفانه در سال های اخیر با بی توجهیی ویژه متولیان فرهنگی و هنری کشور همراه گردیده است.







در این شرایط است که موجب شده تا عرصه فرهنگی و بالاخص سینمایی کشور به مجالی مناسب از برای تاخت و تاز پروژه نفوذ مبدل شده و متاسفانه در این میان اعمال سیاست جیب خالی پدر سینما توسط متولیان بنفش پوش، اسباب حضور گسترده سفارتخانه‌های خارجی و سرمایه‌داران معلوم‌الحالی را در عرصه سینمای کشور را فراهم آورده و صنعت سینمای ایران را به عرصه‌ای مناسب و بسیار جذاب برای پولشویی تغییر ماهیت دهد و  نفوذ فرهنگی را آنچنان رسمیت بخشد که حتی سازمان سینمای کشور را به حامی معنوی و قانونی برخی از این اقدامات مبدل سازد.






قطعا مدیریت فرهنگی و هنری در هر جامعه ای موظف به افزایش ثروت ملی است و این امر محقق نخواهد شد مگر آنکه هنر و هنرمند پاس داشته شود! اما باید توجه داشت داشت که این پاسداشت می بایست دارای رویکردی واحد و پیگیر چشم‌اندازی ( Vision ) هماهنگ با مبانی تفکری نظام و بالاخص انقلاب اسلامی باشند که درک این مهم نه تنها از وِل شدکی و وِلنگاری فرهنگی ممانعت به عمل می آورد؛ بلکه به بیکاری بسیاری از اهالی سینما به عنوان سینماگران متعهد و دغدغه مند پایان بخشیده و همواره به این مهم توجه داشته باشد که افزایش ثروت ملی در عرصه فرهنگ و هنر و بالاخص صنعت سینمای کشور به این معنی است که تولیدات ملی در ژانرهای مختلف صورت پذیرد و سینمای اجتماعی سبک زندگی جامعه اسلامی مان را قوام بخشیده و تولیدات طنز و کمدی، ضمن ایجاد نشاط و فرح در جامعه، آموزنده باشند و نه بِفروش! آن هم به قیمت بیان انواع و اقسام الفاظ رکیک و نمایش گونه های مختلف از سکس پنهان و آشکار و …







بنابر تعریفی رایج هُنر اشتیاقی است که در دایره تجسم محصور شده است و از این جهت مدیریت هنری می بایست به چنان فهم و بلوغی رسیده باشد که تشخص دهد در هنر نه اشتیاق بی تجسمی وجود دارد و نه تجسم بی اشتیاقی و در این دایره اصالت از آن نیروی انسانی است که اشتیاق دارد و تجسم می بخشد و  مبتنی بر این اصل است که مدیر هنری اطرافیان خود را شکل داده و ساحت سازمانی خود را از حیث وجود مشتاقانی که توانایی هنری لازم از برای آفرینش های هنری نداشته پاک می سازد و به همان نسبت برائت خود را از هنرمندان بی اشتیاق نسبت به مبانی انقلاب اسلامی ابراز می دارد؛ هنرمندانی متظاهری که در شرایط رکود اقتصادی حاکم بر فضای کشور، ممکن است از ساده لوحی مدیر هنری استفاده نموده و با حمایت های مادی و معنی ایشان اقدام بخ تولید آثار معلوم الحالی همچون رحمان ۱۴۰۰  و مُطرب و زیرنظر و … نماید.






ثروت ملی در سینما تنها با حمایت مدیریت فرهنگی و هنری از هنرمندانی محقق خواهد شد که منافع ملی را بر هر چیز مقدم می دارند و در این میان قطعا جماعتی که تقدس هنر و قلم را هم متوجه نیستند و به عنوان مثال در زمان نمایش فیلمشان بجای توضیح و خوش آمد به منتقدان می گویند: زر زیادی نزنیم فیلم را ببینیم! و یا وسط نشستی رسما اعلام می کنند که برای خنداندن تماشاگر حاضرند شلوار خود را هم دربیاورند و … موضوع منافع ملی اساسا موضوعیت ندارد و این در حالی است که در چرخه معیوب مدیریت غفرهنگی کشور می بایست با کمال تاسف اعلام نمود که این چنین افرادی نه تنها برنده سیمرغ ها می شوند، بلکه به عناون الگو به سایر هنرمندان معرفی شده و مورد حمایت همه جانبه قرار می گیرند.







افزایش ثروت ملی در عرصه فرهنگ و هنر به معنی توجه مدیریت فرهنگی و هنری به موضوع بیمه هنرمندان و عدم تبعیض میان اهالی فرهنگ و هنر است و در این میان قطعا شفافیت می تواند گام مهمی باشد تا معین شود که بودجه های ستادی خرج چه مصارفی می شود و یا آنکه کمک هزینه های میلیاردی چگونه به طیفی خاص اختصاص می یابد و …






مدیریت فرهنگی و هنری در هر جامعه ای موظف است تا ضمن حفظ و صیانت از ثروت ملی اقدام به افزایش آن نماید و این در حالی است که بررسی میزان و ارزیابی موجودی این ثروت در سال های اخیر قطعا نگران کننده بوده و ضمن آنکه حکایت از گونه ای به شدت مخرب و لجام گسیخته از ابتذال و وِل شدگی عمیق در عرصه مدیریت فرهنگی و هنری کشور می کند؛ به نحوی آشکار بر پیگیری پروژه ای با عنوان نفوذ فرهنگی دلالت نموده که در ماهیت خود ثروت ملی را نشانه رفته است و مبتنی بر آن سعی می شود تا هنرمندان به صورت های مختلف غیرت ملی، ایمان و وحدت و همبستگی خود را از دست داده و نشاط و ابتکار خود در خلق تولیدات هنری را نه بر مدار منافع ملی، بلکه بعضا در جهت مقابل با آن سامان بخشند.







دشمنان ما بیش از آن که به منابع طبیعی ما چشم طمع داشته باشند، به منابع انسانی – که منابع قدرت ما هستند – چشم طمع دارند. آنها می دانند اگر این سرمایه های اجتماعی از دست یک ملت گرفته شود، اگر یک ملت غیرت ملی و ایمان و وحدت و همبستگی خود را از دست بدهد، اگر نشاط کار و ابتکار را از دست بدهد، اگر حرکت علمیِ رو به پیشرفت خود را از دست بدهد، کاملاً در دسترس دشمنان قرار خواهد گرفت؛ می توانند راحت به او زور بگویند، می توانند بر او سلطه پیدا کنند، می توانند منابع طبیعی و مادی او را هم غارت کنند. آنچه سد مستحکمی در مقابل دشمنان قرار می دهد، همین سرمایه های معنوی است که باید مراقب باشیم دچار شبیخون نشود.






امروزه نمود عریان پیگیری پروژه نفوذ فرهنگی را می توان به وضوح در تلاقی آن با نفوذ اقتصادی مشاهده نمود؛ تلاقی به شدت مخربی که اسباب ضایع شدن ثروت ملی را پدید آورده و این امر با تشدید مشکلات معیشتی و فقدان نشانه های امیدبخش از بهبود وضعیت هنرمندان بیکار در کنار افزایش باندبازی ها و انتخاب بازیگران و عوامل سینمایی توسط افراد و جریانات خاص و بعضا دامن زدن عامدانه به بیکاری هنرمندان بدنه و تنگ تر کردن حلقه معضلات اقتصادی و مالی آنها و…، در نهایت به سفارشی سازی و معاوضه خلاقیت، ذوق و استعداد هنری با حمایت مالی و دریافت پول منجر شده است.







نگرانی عمیقی که در حال حاضر به صورتی گسترده و به واسطه ی ناکارآمدی مدبران فرهنگی و هنری بوجود آمده و ضمن آنکه بر موفقیت پیگیری پروژه نفوذ فرهنگی تا اعماق وجوه فرهنگی کشور صحه می گذارد، هر روز نیز بر شدت آن افزوده می شود؛ نگرانی عمیق از وضعیت معیشت اهالی فرهنگ و هنر و بالاخص اهالی نجیب سینما که حتی حال خوب بسیاری از بنفش پوشان این عرصه را خراب نموده و موجب شده تا برخی از ایشان برای دریافت معونه های سفارتی خود به پیاده نظام فتنه های مختلف مبدل شوند.





امروزه نگرانی عمیقی نسبت به وضعیت تولیدات سینمایی وجود دارد؛ تولیداتی که از رابطه ای مستقیم با وضعیت بیکاری طیف گسترده ای از سینماگران متعهد و دغدغه مند و بروز مشکلات معیشتی گوناگون برای عموم اهالی سینما و تئاتر و … برخوردار بوده و در مجموع سبب می شود تا محصولات فرهنگی و بالاخص تولیدات سینمایی نه تنها موجب افزایش ثروت ملی نشوند؛ بلکه به عاملی از برای زایل نمودن ثروت ملی مبدل شود و در این میان گستره ی اکران و غلبه ی آثار معلوم الحالی همچون بسیاری از آنچه که امروزه بر پرده سینماهای کشور قابل مشاهده می باشد را در مجموع می تواند به عنوان مصداقی بارز از موفقیت پروژه نفوذ فرهنگی معرفی نمود.





البته در روزگار بنفش ملت ایران، فروکاست ثروت ملی تنها محدود به وضعیت اسفبار فرهنگی کشور که دیگر به لاابالی گری فرهنگی منتج گردیده و سبب شده تا برخی آثار سینمایی رسما به عاملی از برای ترویج فساد اجتماعی در جامعه مبدل شوند و … نشده و از نمودهای مختلف و گوناکونی برخوردار است. نمودهایی همچون مهاجرت ده ها نفر از عوامل مختلف سینمایی کشور، در سال های اخیر، به کشور ترکیه و به امید تأمین مالی و فرار از تنگی معیشت قابل مشاهده می باشد. بازیگران، کارگردانان، صداپیشگان و سایر عواملی که بر اثر شرایط اقتصادی ایجاد شده و ترس از ناتوانی در تأمین معیشت خویش به شبکه ای معلوم الحال پیوسته و در نهایت مجبور شدند به عروسک خیمه شب بازی مدیران شبکه مذکور تبدیل شوند و …






پس باید به این موضوع توجه داشت که همانا اگر شرایط بی تدبیری و عدم اشراف و توجه مسئولان و متولیان فرهنگی کشور به موضوعات اقتصادی عرصه ی های مختلف هنری و بالاخص صنعت سینمای کشور ادامه پیدا کند، دیری نخواهد گذشت که هنرمندان ِدرگیر معیشت و همچنین فرهنگِ قرار گرفته در تنگنا و مضیقه ی مالی، به انواع فقر مادی، علمی، عقیدتی و معرفتی و… مبتلا می‌شود و عوامل دخیل در این حوزه ها به سمت هر منبع و حامی مالی ولو مالکان دارایی های حرام و بودجه های ویژه ی سفارتخانه ها جذب می‌شوند و نهایتاً بر خلاف منافع فرهنگی جامعه و حتی بر خلاف باورهای دورنی و اعتقادات پیشین خود، آثاری سخیفی را تولید می نمایند که حتی پس اندازهای ملی را به تاراج می گذارد.







نفس عزیزی که تحقیر شده و کرامت خویش را از دست داده است و دورنمایی برای بهتر شدن اوضاع معیشتی خویش نمی بیند، حاضر است در ازای دریافت پول به هر کاری بپردازد. در این زمان است که عناصر معاند بطور غیرمستقیم وارد صحنه شده و با پرداخت وجوه وسوسه انگیز، افراد را به استخدام خود در می آورند و آنها را وادار می کنند در جهت تحقق منویات ایشان گام بردارند و این دور باطل آنقدر تکرار می شود تا نه تنها ارکان فرهنگی، بلکه ارکان سیاسی و به تبع آن ارکان امنیتی جامعه را دستخوش تغییر قرارد داده و حتی به ویرانی بکشاند.






پس در این شرایط ضروری است تا نهادهای نظارتی و قانون گذاری کشور به میدان آمده و با دقت نظر ویژه به وضعیت اسفبار کنونی سامان بخشند و معین سازند که مصارف بودجه های فرهنگی کشور آیا به تولید ثروت ملی منتج می شود یا آنکه این بودجه ها در جهت عکس منافع ملی عمل نموده و با امتداد مسیر بی تدبیری قرار است در شرایطی که هنرمندان بیکار به نیرویی مستعد از برای جذب توسط سرویس های معاند نظام مبدل شده اند و …، همچنان بودجه ای شش میلیارد تومانی به خانه ای اختصاص یابد که وظیفه حمایتی خود از هنرمندان را محدود به برگزاری مراسم تشییع جنازه ایشان نموده است! خانه ای که هر روز بیشتر از وظایف ذاتی خود فاصله می گیرد و به محفلی انحصاری از برای طیفی خاص مبدل گردیده که با بودجه های حکومتی اقدام به نوشتن بیانیه های ضد حاکمیت می نمایند و به نمونه ای هجو از اپوزیسیون درون پوزیسیون مبدل شده اند!



نهادهای نظارتی و قانون گذاری کشور موظف هستند تا به صورتی شفاف به این موضوع بپردازند که چه مقدار از بودجه ۲۱ میلیاردی انجمن سینمای جوان منتج به افزایش ثروت ملی شده و آیا اصلا چنین اتفاقی افتاده است!؟ و یا آنکه حدود ۶ میلیارد تومانی بودجه مؤسسه هنر و تجربه در اختیار کدامین بخش از هنرمندان و سینماگران متعهد به منافع ملی کشور قرار گرفته و یا انکه حدود ۶۰ میلیارد تومان بودجه بنیاد سینمایی فارابی در اختیار چه تفکری است! و آیا ارتزاق کنندگان از این بودجه های حکومتی به بسط و تقویت منافع ملی مبادرت می ورزند و یا آنکه قرار است بودجه های بیت المال مسلمین را معطوف به اخذ تابعیت مضاعف خود نموده و با دریافت پول تو جیبی خود از بودجه های فرهنگی کشور همچنان به نوشیدن ساندیس سفارت های بیگانه مبادرت ورزند و بیانیه های آنارشیستی دهند و از هر تریبونی برای اعلان ضدیت خود با نظام و حاکمیت جمهوری اسلامی بهره برداری نمایند؟ سوالاتی همچنان بی پاسخ که امید است تا دیر نشده به آن پاسخ داده شود!



مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

دولت اصلاحات انقلاب اسلامی را از سینما حذف کرد/ بودجه سینمای استراتژیک صرف سینمای ابتذال می‌شود – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: «حمید بهمنی» نویسنده و کارگردان باسابقه سینمای ایران معتقد است که سینمای استراتژیک مثل اکسیژن برای انقلاب اسلامی ما واجب است؛ ما می‌توانیم به واسطه سینمای استراتژیک، اندیشه حاج قاسم و ابومهدی المهندس و سیدحسن نصرالله را در جهان منتشر کنیم.

به گزارش سینماپرس، «حمید بهمنی» سینماگر شناخته‌شده جریان هنر انقلاب اسلامی است؛  وی متولد ۱۳۳۹ در شیراز و فارغ‌التحصیل رشته کارگردانی از دانشگاه هنر است. از جمله آثار سینمایی این کارگردان باسابقه سینمای ایران می‌توان به ساخت فیلم‌هایی چون «آن مرد آمد»، «گلوگاه شیطان»، «گام‌های شیدایی» و… اشاره کرد.  

اکنون در آستانه برگزاری سی‌وهشتمین جشنواره فیلم فجر، به سراغ این سینماگر برجسته کشور رفتیم و به بررسی کارکرد و شأن جشنواره فیلم فجر از منظر این هنرمند پرداختیم. به نظر می‌رسد جشنواره فیلم فجر پس از گذشت سی‌وهفت دوره از برگزاری خود، هنوز به جشنواره‌ای استراتژیک، هدفمند و پیش‌برنده آرمان‌های فجر انقلاب اسلامی تبدیل نشده است.

در ادامه مشروح گفت‌وگو با این سینماگر متعهد را از نظر می‌گذرانید: 

***

از منظر شما چرا جشنواره فیلم فجر پس از گذشت سی‌وهفت دوره از برگزاری خود، هنوز به جشنواره‌ای فراخور،  استراتژیک و همسو با آرمان‌های فجر انقلاب اسلامی تبدیل نشده است؟  

جشنواره فیلم فجر همانگونه که از نامش برمی‌آید، جشنواره‌ای متناسب با طلوع پیروزی انقلاب اسلامی و فجر نوینی است که بر حکومت ننگین و سیاه ۲۵۰۰ ساله پادشاهی در ایران پایان داد. از همان روزهای آغازین طلوع انقلاب اسلامی، بسیاری از دست‌اندرکاران نظام امر پاسداشت این ایام عزیز را در دستور کار خود قرار دادند که از جمله مصادیق این پاسداشت، راه‌اندازی جشنواره فیلم فجر بود.  

خاطرم هست در آن روزهای آغازین برپایی جشنواره فیلم فجر، نگرشی که هم‌اکنون نسبت جشنواره وجود دارد، در اذهان نبود؛ به فاصله کوتاهی پس از وقوع انقلاب اسلامی، جنگ تحمیلی آغاز و باعث شد فیلم‌هایی که عمدتاً روایتگر فضای مقاومت، دفاع مقدس و انقلاب اسلامی بودند، بیشتر مدنظر قرار گیرند.  

سیاست‌های سینمایی دولت اصلاحات هویت جشنواره فجر را تغییر داد

در ادامه سیاست‌هایی که از اواسط دهه ۱۳۷۰ و مشخصاً سال ۱۳۷۶ به بعد شکل گرفت، زمینه‌ساز تغییر هویت جشنواره فیلم فجر شد؛ خاطرم هست سال ۱۳۷۶؛ زمانی که دولت اصلاحات روی کار آمد، دفترچه سیاستگذاری در دست داشت که مشتمل بر سیاست‌هایی برای راهبری سینمای ایران بود؛ جالب آنکه در این دفترچه هیچ اشاره‌ای به سینمای انقلاب اسلامی،  دفاع مقدس و جایگاه آنها نشده بود!

یعنی نخستین جرقه‌ها برای تغییر هویت جشنواره فیلم فجر با روی کار آمدن دولت اصلاحات و به واسطه سیاست‌های مدیران سینمایی دوران اصلاحات از سال ۱۳۷۶ به بعد رقم خورد؟

بله؛ ‌ اساساً سیاست بی‌توجهی به دستاوردهای انقلاب اسلامی و سال‌های دفاع مقدس در سینما نخستین‌بار در دوران اصلاحات کلید خورد و این اتفاق در ادامه باعث ایجاد مسیری منحرف و ممزوج با تلقی نادرست از مفاهیم غلط اجتماعی، ‌ سیاسی و فرهنگی در سینمای ما شد؛ ‌ اکنون ۲۲ سال از وقوع این اتفاق می‌گذرد و همچنان در سی‌وهشتمین جشنواره فیلم فجر، آثار و پیامدهای آن را شاهدیم؛ ‌ سینمایی که امروز باید در اوج مبارزه با تفکر و اندیشه امپریالیستی، سکولاریستی و لیبرالیستی قرار داشته باشد، کارکردی معکوس دارد و جز فیلم‌های معدودی که طی این سال‌ها ساخته شده‌اند، دستاورد قابل توجهی حاصل نشده است.  

دلیل شکل‌گیری و تداوم این وضعیت چیست؟  

دلیل مهمش این است که بیشتر مدیران فرهنگی تأثیرگذار و سیاستگذاران حوزه سینمای ما طی سال‌های اخیر در هاله‌ای از جهالت و وادادگی به سر برده‌اند و انقلاب اسلامی را به عنوان هدفی برتر و متعالی قبول نداشته‌اند؛ برخی از آنها نیز همواره توهماتی از این دست داشته‌اند که نظام روزهای آخر عمر خود را سپری می‌کند و مبادا کاری کنیم که خود را به دردسر بیندازیم! به همین دلیل،  تصمیم گرفتند فیلم‌های سینمایی را تولید کنند که مضمون عمده آن خیانت، فساد، دزدی، ارتشا، سیاه‌نمایی، روابط غلط و… بود و این روند همچنان نیز ادامه دارد؛ تداوم این روند، باعث شد سینمای استراتژیک که سینمایی نجات‌بخش است، به هنگام مواجهه با تفکر و اندیشه‌های غرب‌زده به انزوا و فراموشی سپرده شود.  

با این‌ وجود، همانطور که پیش‌تر هم اشاره کردم،  طی سال‌های اخیر فیلم‌های استراتژیک خوب و معدودی نیز در سینمای ایران ساخته شده است که از جمله آنها می‌توان به آثاری چون: «ملک سلیمان»، «شیار ۱۴۳» و  «به وقت شام» اشاره کرد؛ گرچه تمامی این فیلم‌ها نیز با تأخیر ساخته شدند.

مدیران سینمایی ما تاکنون به سینمای استراتژیک فکر هم نکرده‌اند!

من سال‌ها است غصه این را می‌خورم که چرا سینمای استراتژیک به معنای جنگی رو در رو با تفکر و اندیشه هالیوودی در کشور ما وجود ندارد؟ و دردناک اینکه وقتی برای پیگیری این دغدغه به دولتمردان و سیاستگذاران مراجعه می‌کنیم، در کمال ناباوری می‌بینیم که آنها تاکنون به چنین مفهومی فکر هم نکرده‌اند و اساساً تصوری از چگونگی شکل‌گیری آن در ذهنشان ندارند! وقتی مدیران ما به چنین مفهوم بزرگی فکر نکنند، بودجه‌ای هم بدان اختصاص نخواهند داد و وقتی بودجه‌ای نباشد، تولیدی هم در کار نخواهد بود؛ طبیعی است که در چنین شرایطی با سینمای ابتذال،  سیاه‌نما و دور از شأن انقلاب اسلامی مواجه خواهیم بود.  

پس با این اوصاف، احتمالاً می‌توان موضعگیری اخیر برخی سینماگران مبنی بر انصراف از جشنواره فیلم فجر را نیز در امتداد همین تفکر بررسی و تحلیل کرد.

بله؛ همین طور است. البته به اعتقاد من باید این انصراف‌ها را به فال نیک گرفت؛ ‌کسانی که هم‌اکنون از جشنواره فیلم فجر خداحافظی می‌کنند، همان‌هایی‌اند که سال‌ها است در فضای سینما عامل بروز تشتت در اندیشه انقلابی‌اند؛ برخی خواسته و برخی ناخواسته موجب بروز این تشتت شده‌اند.  

سینما، سینمای ایران، شهید سپهبد قاسم سلیمانی، سردار قاسم سلیمانی،

لزوم تحقق سینمای استراتژیک و نقش آن در پیشبرد اهداف و آرمان‌های انقلاب اسلامی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟  

سینمای استراتژیک مثل اکسیژن برای انقلاب اسلامی ما واجب است؛ ما می‌توانیم به واسطه سینمای استراتژیک، اندیشه حاج قاسم و ابومهدی المهندس و سیدحسن نصرالله را در جهان منتشر کنیم؛ ‌ ابراهیم حاتمی‌کیا و برخی دیگر از فیلمسازان ما تا حدودی این کار را کرده‌اند اما هنوز کافی نیست؛ چرا ساخت فیلم‌هایی مثل «شکارچی شنبه» که یکی از زیباترین فیلم‌های سینمایی جریان مقاومت و ناقد تفکر صهیونیستی است، ادامه پیدا نکرد؟ دلیلش صرفاً به وحشت مدیران رده بالای سینمایی‌مان بازمی‌گردد. وقتی «شکارچی شنبه» ساخته شد، تمام عوامل فیلم اعم از پرویز شیخ‌طادی (کارگردان) و علی نصیریان (بازیگر نقش اول) در لیست سیاه رژیم صهیونیستی قرار گرفته و در ادامه ممنوع‌الخروج شدند. در چنین شرایطی که دشمن به واسطه ساخت چنین فیلم‌هایی  به راحتی ضربه می‌خورد،  چرا باید بیکار و منفعل بنشینیم؟ چرا نباید به حرکت در این مسیر ادامه بدهیم؟ متأسفانه سال‌ها است که به ساخت فیلم‌های مزخرف شبه‌کمدی، شبه‌روشنفکری  و آثار تلخ و گزنده عادت کرده‌ایم.

بودجه سینمای استراتژیک صرف سینمای  ابتذال می‌شود

به اعتقاد من سینمای استراتژیک نقطه رهایی سینمای ایران است؛ همانگونه که آمریکا با سینمای استراتژیکش سلطه خود را در دنیا رقم زده است، ما هم می‌توانیم این کار را بکنیم؛ لازم هم نیست پول زیادی را صرف این کار کنیم؛ ‌ می‌توان فیلم‌های استراتژیک خوب، ساده و اندیشمندانه را با بودجه‌ای اندک نیز ساخت؛ من نزدیک به ۴ سال است که طرحی استراتژیک با محور دفاع مقدس را در دست دارم و می‌خواهم برای ساخت آن اقدام کنم؛ تمامی تحقیقات لازم را برای نگارش فیلمنامه کرده‌ و کار را به اتمام رسانده‌ام؛ اکنون مدت‌ها است که در حال دوندگی و پیگیر هماهنگی‌های لازم برای ساخت این فیلم سینمایی‌ام اما هیچکس نیست که دست ما را بگیرد! بعد می‌بینیم همان پول‌هایی که مدیران سینمایی ما حاضر نیستند صرف ساخت آثار استراتژیک کنند، برای ساخت آثار سینمایی سخیف، ‌ مبتذل و شبه‌روشنفکری هزینه می‌شود!  شرم‌آور اینکه برخی از همین کارگردان‌ها که پیش‌ از این با پول‌های درشت دولتی فیلم ساخته‌اند، در تظاهرات ضدنظام‌ که به تصویر حاج قاسم اهانت می‌کنند نیز حضور می‌یابند و زیر پرچم مخالفین انقلاب قرار می‌گیرند؛ ‌ این اتفاق،  نتیجه رویکرد غلط مدیران سینمایی ما از گذشته تاکنون است؛ ‌ ما باید این سینما را اساسی شخم بزنیم و شرایط ویژه‌ای ایجاد کنیم تا سینما از بن‌بست کنونی خارج شود؛ ‌ این جشنواره که گذشت؛  اما امیدوارم در جشنواره سال بعد، ‌ توجه ویژه‌ای به سینمای استراتژیک و آثار همسو با آرمان‌های انقلاب اسلامی معطوف شود.

خوب است کمی هم درباره دایره مصادیق سینمای استراتژیک صحبت کنیم؛ برخی تصور می‌کنند منظور از سینمای استراتژیک سینمایی است که لزوماً قرین اسلحه، ‌ تانک، نفربر، بالگرد و… است یا فیلم‌های استراتژیک الزاماً فیلمهایی‌اند که ژانرهای محدود و اندکی را دربرمی‌گیرند؛ تحلیل شما در این‌باره چیست؟  

چنین تصوری تصور دقیق و کاملی نیست؛ غالب مدیران سینمایی ما خیال می‌کنند برای ساخت آثار استراتژیک لزوماً باید بودجه و هزینه کلانی را صرف کنند و حتماً توپ، تانک،  نفربر، ‌ قایق، ناو، هواپیما، بالگرد و… در اختیار داشته باشند؛ حال‌آنکه این تصور غلط است.

فیلم کمدی هم می‌تواند استراتژیک باشد

ممکن است آثار استراتژیک در ژانرهای متفاوتی اعم از طنز، اجتماعی، سیاسی، دفاع مقدسی و… ساخته شوند اما جملگی واجد کارکرد استراتژیک باشند؛ ‌ این تصور که سینمای استراتژیک لزوماً بدین معنا است که ما اسلحه در دست بگیریم و به جنگ نیروهای آمریکایی برویم، تصور درستی نیست؛   ما می‌توانیم مفاهیم ارزشمند حوزه مقاومت و انقلاب اسلامی را در فیلم‌هایمان به نمایش بگذاریم و بدین ترتیب در راستای خلق سینمای استراتژیک گام برداریم؛ بهره‌گیری از این مضامین هیچگونه مغایرتی با گیشه و میزان جذب مخاطب در سینما هم ندارد؛ بنابراین چنین تصوری غلط است که فکر کنیم اثر استراتژیک؛ اثری است که لزوماً به تحلیل جریان مبارزه با امپریالیسم آمریکا می‌پردازد؛ ‌ این تنها یکی از محورهایی است که در قلمرو سینمای استراتژیک می‌گنجد؛ شما می‌توانید فیلم کمدی استراتژیک بسازید؛ فیلم اجتماعی استراتژیک بسازید؛ فیلم خانوادگی استراتژیک بسازید. وقتی موقعیت اجتماعی کشور را بررسی می‌کنیم، می‌بینیم که کشورمان هم‌اکنون در شرایط تحریم قرار دارد و همین شرایط باعث شده است کسر قابل توجهی از مردم به بعضی داروهای مهم و کلیدی دسترسی نداشته باشند؛ ‌ فیلم استراتژیک اجتماعی ما می‌تواند همین موضوع را دستمایه خود قرار دهد و به بررسی این مسئله بپردازد که وضع چنین تحریم‌های غیرانسانی و ظالمانه‌ای از سوی آمریکا منجر به بروز چه مشکلات و مصائب جدی و ناگواری برای مردم ایران شده است.

*تسنیم

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

ترجمه آثار ادبیات انقلاب به ۷ زبان با ۱۵۰ عنوان کتاب – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: رئیس حوزه هنری در آیین افتتاح اولین نمایشگاه کتاب‌های ترجمه شده سوره مهر به زبان‌های خارجی اظهار داشت: در حوزه ادبیات انقلاب و دفاع مقدس ۱۵۰عنوان کتاب به ۷ زبان دنیا ترجمه شده است.

به گزارش سینماپرس، آیین افتتاح اولین نمایشگاه کتاب‌های ترجمه شده سوره مهر به زبان‌های خارجی با حضور محسن مؤمنی شریف رئیس حوزه هنری، عبدالحمید قره داغی معاون اداری مالی حوزه هنری، مجدالدین معلمی معاون هنری حوزه هنری، مرتضی سرهنگی مدیر دفتر ادبیات و هنر مقاومت، حبیب احمدزاده، محسن کاظمی، مهناز فتاحی و جمعی از نویسندگان و مترجمان در حوزه هنری برگزار شد. در آیین افتتاح اولین نمایشگاه کتاب‌های ترجمه شده سوره مهر به زبان‌های خارجی عبدالحمید قره‌داغی، مدیرعامل انتشارات سوره مهر با خیرمقدم به مدعوین این مراسم گفت: پس از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در مراسم شب خاطره سال ۱۳۹۷ مبنی بر ضرورت راه‌اندازی نهضت ترجمه از آثار انقلاب و دفاع مقدس، تصمیم گرفتیم نمایشگاهی از آثار ترجمه شده را برای ایشان تدارک ببینیم که بعدها از آقای مؤمنی شریف شنیدم ایشان فرموده بودند این نهضت ترجمه بحمدالله شروع شد و نیاز است تداوم داشته باشد و با جدیت بیشتری کار شود. وی افزود: آثاری که در این نمایشگاه مشاهده می‌کنید قریب ۱۵۰عنوان کتاب به چندین زبان برجسته دنیا از جمله عربی، انگلیسی، روسی، ترکی، فرانسوی و اردو است که البته تعداد ترجمه‌ها بیش از اینهاست و این نمایشگاه تنها اختصاص به کتاب‌های سوره مهر دارد.

قره‌داغی افزود: هدف ما از برگزاری این نمایشگاه اولاً انگیزه دادن به همکاران، نویسندگان و مترجمان عزیز است و ثانیاً شناخت ظرفیت‌های این حوزه در کشور است.

این مدیر فرهنگی افزود: کار ترجمه به زبان‌های دیگر، تلاش پرزحمت و پرهزینه‌ای است و نیازمند حمایت مؤسسات و ارگان‌های فرهنگی دیگر است. ما تأکید داریم که حتماً ناشر خارجی و مترجم خارجی پای کار بیاید که بحمدالله بیشتر این آثار از سوی مترجم و ناشر خارجی در کشور مقصد در تیراژ بالای هزار نسخه منتشر شده است.

قره‌داغی اضافه کرد: بحث مهم دیگری که مطرح است حق‌التألیف نویسندگان است که ما تلاش داریم در چاپ‌های بعدی از این آثار ترجمه شده حتماً این مورد رعایت شود و نویسندگان عزیز از تمام حق و حقوقشان برخوردار شوند. وی در ادامه از راه‌اندازی سایت دو زبانه انگلیسی و عربی سوره خبر داد و افزود: اخیراً با همکاری کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ۱۲عنوان کتاب برای هنرآموزان زبان انگلیسی کانون زبان ایران منتشر شده و به زودی از این آثار رونمایی می‌کنیم.

مشاهده خبر از سایت منبع