X

اخبار سینمایی

دفتر سینمایی

«سلام صبح بخیر» میزبان دولتی‌هامی‌شود – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: در هفته دولت برنامه صبحگاهی «سلام صبح بخیر» میزبان اعضاء دولت خواهد بود.

به گزارش سینماپرس، دو تن از معاونان رئیس جمهور فردا پنجشنبه ۳۰ مرداد در آستانه هفته دولت مهمان برنامه سلام صبح بخیر می‌شوند.

بنا بر این گزارش، حسینعلی امیری معاون پارلمانی رئیس جمهور و معصومه ابتکار معاون زنان و امور خانواده ریاست جمهوری پنجشنبه به برنامه صبحگاهی شبکه سه می‌آیند.

در روزهای هفته دولت این برنامه باز هم میزبان اعضای دولت خواهد بود.

«سلام صبح بخیر» به تهیه‌کنندگی ابوالفضل صفری شنبه تا پنجشنبه هر روز ساعت ۷ تا ۹:۳۰ از شبکه سه سیما روی آنتن می‌رود.

این برنامه صبحگاهی در حالی به استقبال هفته دولت می‌رود که «مصطفی امامی» نیز به جمع مجریان این برنامه تلویزیونی پیوسته است.

پیش از این حسین کلهر و سیدحسین حسینی به همراه جمعی از کارشناسان مختلف اجرای این برنامه را برعهده داشتند.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

فیلم‌های سینمایی باید روایت‌گر فرهنگ دینی و ملی کشورمان باشد – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: یک کارگردان سینما گفت: سینمای ایران برای دستیابی امید و شادی باید به فرهنگ دینی و ملی خود متکی باشد.

به گزارش سینماپرس، مجید قاری‌زاده، کارگردان سینما با بیان اینکه سینما باید برای تماشاگران تصویرگر زیبایی‌های خانواده باشد، به حوزه اظهار کرد: هدف من از فیلم‌سازی، به تصویر کشیدن یک خانواده ایده‌آل است و این خانواده تنها با اشاعه امید در جامعه میسر می‌شود. البته امیدبخشی صرفاً به معنای بی‌قیدی و یا سرخوشی‌های کاذب نیست. قصد دارم شکلی از زندگی را ترسیم کنم که فرهنگ و سنت‌های دینی و ملی در آن نمایان باشد.

وی با تأکید بر اینکه هیچ گاه در فیلمسازی در پی دستیابی به جوایز جشنواره‌های خارجی نبوده‌ است، افزود: البته گرفتن جایزه برای هر فیلم‌سازی اقدامی خوشایند است که من نیز از آن مستثنا نیستم، اما به شرطی‌ که این خواسته متکی به عزت فرهنگ و سنت‌های کشورم باشد، چون متأسفانه این روزها مرسوم شده است که برخی آثار برای کسب موفقیت در فستیوال‌های خارجی، نگاهی تلخ و ناامید کننده به خانواده داشته باشند. این موضوع شاید برای فیلم‌ساز مربوطه دستاورد خوبی داشته باشد، اما مطمئناً لحظات خوشی را برای تماشاگر به همراه نخواهد داشت.

قاری‌زاده ادامه داد: فیلم‌هایی که جشنواره‌پسند هستند، عموماً از سوی فیلم‌سازان فیلم اولی یا دومی ساخته می‌شود. این آثار با این انگیزه تولید می‌شوند که برای فیلم‌ساز در جشنواره‌های خارجی جایزه به همراه داشته باشد. در حقیقت این اتفاق راهی ساده برای مطرح شدن سازنده است. جالب اینکه اگر از این فیلم‌سازان درباره فیلم‌های دهه ۶۰ سؤال شود، ممکن است مدعی باشند که آن گونه سینما را دوست ندارند، در صورتی‌که سینمای واقعی همان سینمای قصه‌گو است که هیچ گاه فراموش نمی‌شود. در این رابطه توصیه‌ای هم برای این دست فیلم‌سازان دارم و آن این‌که سیاست‌گذاران جشنواره‌های خارجی دیگر نگاهشان را معطوف به سینمای ترکیه یا افغانستان کرده‌اند. پس بهتر است بی‌جهت برای جلب رضایت آنها، فرهنگ بومی خود را قربانی نکنند.

وی با تأکید بر اینکه روش آموزش سینما در کشورمان مشکل دارد، گفت: جدا از دانشگاه‌ها، آموزشگاه‌های بسیاری وجود دارد که در آن‌ها فیلمسازی آموخته می‌شود، درصورتی‌که در چنین کلاس‌هایی در گام اول باید «ناخدا خورشید» تدریس شود تا فیلم‌سازان جوان دریابند راه قصه‌گویی در سینما چیست. وقتی این اتفاق رخ داد و الگوها شکلی صحیح پیدا کرد، مطمئن باشید در ادامه شاهد اتفاقات بهتری در سینما از جمله سینمای ملودرام خواهیم بود.

کارگردان فیلم «دخترم سحر» در پاسخ به این پرسش که چرا در سینمای ما توجه به ارزش‌های بومی و اسلامی نوعی عقب‌افتادگی تعبیر می‌شود، تأکید کرد: سوق یافتن به سمت مدرنیته به این معنا نیست که باید سنت را فراموش کنیم. بگذارید مثالی از سینمای هند بزنم. بالیوود یکی از پول‌سازترین سینماهای جهان بعد از هالیوود است، اما جالب است در اکثر فیلم‌های هندی توجه به سنت‌ها یک اصل نانوشته است. آن‌ها ابایی ندارند تا باورهای دینی و بومی خود را نشان دهند، اما نمی‌دانم چرا در سینمای ما این موضوع مدنظر قرار نمی‌گیرد!

کارگردان فیلم «جوانی» با بیان این‌که بخشی از خانواده را کودکان تشکیل می‌دهند، گفت: سینمای کودک در همه جای دنیا یک گونه پرمخاطب است، چون وقتی فیلمی در این ژانر روی پرده می‌رود، والدین نیز همراه فرزندانشان به سینماها می‌روند. این مسئله هم دستاورد فرهنگی به همراه دارد و هم این‌که می‌تواند به رونق اقتصادی سینما منجر شود؛ حتی معتقدم الگوسازی برای رفتارهای خانوادگی از طریق این‌گونه فیلم‌ها شکل می‌گیرد، اما متأسفانه این مدل مدت‌هاست که در سینما فراموش شده است.

قاری‌زاده متذکر شد: نکته تأسف‌آور این است که معدود آثاری که در سینمای کودک تولید می‌شود نیز متکی بر فرهنگ ایرانی – اسلامی خودمان نیست، بلکه الگوبرداری از شخصیت‌ها و عروسک‌های غربی است که سنخیتی با فرهنگ بومی کشورمان ندارد. این آثار جدا از این‌که هیچ کمکی به سینمای کودک نمی‌کند، اقدامی در جهت فراموشی بیشتر این ژانر است.

وی با تأکید بر اینکه امروز سرمایه‌گذاران برای سینما تصمیم می‌گیرند، یادآور شد: شاید در ظاهر این گونه به نظر برسد که برای هنر هفتم مدیران تصمیم می‌گیرند، اما به نظرم این تنها صورت ماجراست، چون در شرایطی فعلی سرمایه‌گذاران حرف اول را می‌زنند، چون آن‌ها حاضرند برای فیلم‌هایی سرمایه‌گذاری کنند که بازگشت سرمایه‌شان تضمین شده باشد. برای این خواسته هم بهترین آثار فیلم‌های کمدی است؛ کمدی‌هایی که به نوعی باعث شرم این نام شده‌اند، چون زمانی بود که «صمدی» با فیلم‌هایی نظیر «اتوبوس» و «آپارتمان شماره ۱۳» علاوه بر این‌که لحظات شادی را رقم می‌زد به دغدغه‌های مردم نیز می‌پرداخت، اما متأسفانه شکل طنز در زمان حال بسیار سخیف شده است.

کارگردان فیلم سینمایی «پدربزرگ» تأکید کرد: افسوس دیگر شرایط اکران در سینماهاست که سبب شده خانواده‌ها از سینما فاصله گیرند. در شرایط فعلی تنها دو یا سه شکل از سینما مدنظر است. همین موضوع نیز حضور خانواده را به شدت محدود کرده و تنها قشر خاصی مخاطب دائمی سینما هستند. نتیجه این اتفاق آن است که فیلم‌هایی نظیر «کار کثیف» ساخته خسرو معصومی فرصت نمایش را پیدا نکند. این فیلم بعد از دو سال، مهجورانه روی پرده رفت، درحالی‌که در آن به معضلاتی پرداخته شده است که برخی خانواده‌ها از آن رنج می‌برند.

قاری‌زاده آینده سینما ملی را روشن ندانست و گفت: شاید این سؤال در ذهن پیش آید که فروش برخی فیلم‌های سطحی عاملی برای رونق سینماست، پس چرا باید در مواجهه با آن عکس‌العمل منفی نشان داد؟ جواب بسیار روشن است، چون در آینده مردم از این دست آثار اشباع خواهند شد. این اتفاق در سال ۵۶ رخ داد. در آن دوران مردم از تماشای فیلم فارسی خسته شدند و دیگر این آثار در گیشه فروشی نداشت. در نتیجه سینمای ملی به شدت افت کمی و کیفی پیدا کرد، به‌نحوی‌که اکثر سالن‌ها فیلم‌های آمریکایی نشان می‌دادند. این اتفاق در حال تکرار است.

وی در پایان اعلام کرد: برای رهایی از وضعیت موجود، تنها راه ممکن نظارت حداکثری بر شبکه تولید و اکران است. این مسئله هم به معنای سانسور نیست، بلکه باید شرایط برای دیده شدن فیلم‌هایی که در آن امید و ارزش‌های بومی و دینی مدنظر است بیشتر فراهم باشد تا در یک پروسه زمانی مجدداً سلیقه تماشاگر به سمت این دست تولیدات هدایت شود.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

وکیل شیطان برای شکایت از فیلم‌های هالیوودی به خدمت گرفته می‌شود؟ – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: برخی نمایندگان مجلس شورای اسلامی به تازگی طرحی را مطرح کرده‌اند تا قانونی برای شکایت از صنعت سینما و تلویزیون آمریکا به دلیل تولید فیلم‌های سینمایی هالیوودی تصویب و دولت را مکلف کنند که بابت تولیدات آثاری که چنین مضامینی دارند، از دولت آمریکا شکایت کنند؛ اما آیا اساساً چنین شکایاتی مؤثر واقع می ‌شود یا یک تلاش بی‌فرجام خواهد بود که صرفاً بخشی از بودجه کشور را بر باد خواهد داد؟

به گزارش سینماپرس، «طرح الزام دولت به شکایت از هالیوود صنعت سینما و تلویزیون آمریکا به دلیل توهین به ملت و تاریخ ایران» این عنوان یکی از طرح‌هایی است که در ۲۷ مرداد در صحن علنی مجلس شورای اسلامی اعلام وصول شد. قاعدتاً مطابق با این طرح، در صورتی که به قانون تصویب شود، دولت مکلف خواهد بود از طریق استخدام وکیل در آمریکا از سازندگان فیلم‌هایی نظیر ۳۰۰ یا آرگو شکایت کند.

وکیل شیطان برای شکایت از فیلم‌های هالیوودی به خدمت گرفته می‌شود؟

این اقدام قاعدتاً باید منتج به نتایجی شود، و الا نفس شکایت و شکست قطعی در پرونده و هزینه از جیب مردم ایران دستاوردی محسوب نمی‌شود. از این منظر، باید نگاهی به موارد مشابه داشت که سرنوشت آنها دقیقاً چه بوده و به کجا رسیده است؟ برای پاسخ به این پرسش باید به سوابق مشابه مراجعه و فرجام آنها را مشاهده کرد؛ بررسی که «تابناک» پیش از این در زمان اقدام مشابه توسط سازمان سینمایی در دوره مدیریت جواد شمقدری انجام داده بود و پیش بینی تابناک درباره بی‌نتیجه بودن این شکایت‌ها نیز تحقق یافت.

«بورات: درس‌های فرهنگی از آمریکا برای منفعت ملت پرافتخار قزاقستان»، محصول هجده میلیون دلاریِ سال ۲۰۰۶ سینمای آمریکا تا چندین سال حاشیه‌ساز بود؛ فیلمی کمدی که بنا بر فیلمنامه‌ای از یک صهیونیست ساخته شده و «قزاقستان» کشوری که کمتر میان مردم جهان شناخته شده بود، به بدترین شکل ممکن به تصویر کشید؛ تصویری که آنقدر ‌هضم ناشدنی و در مواردی مستهجن بود که بخش‌هایی از آن در اکران فیلم در کشورهای گوناگون سانسور شد.

این فیلم، داستان یک روزنامه‌نگار قزاق به نام ساشا بارون کوهن نقش‌آفرینی بازیگر صهیونیست بریتانیایی است که مأموریت می‌یابد ‌در ‌سفر خود به ایالات متحده آمریکا، شرح زندگی واقعی مردم آمریکا را ثبت کند؛ اما در این میان با توجه به آن که قزاقستان یک کشور به شدت عقب‌مانده نشان داده می‌شود، روزنامه نگار قزاق بسیار عقب‌مانده ظاهر می‌شود و حداقل‌های ممکن نظیر کارکرد توالت فرنگی را نمی‌داند و از این وسیله برای شستن صورتش استفاده می‌کند!

در پرونده «آرگو» بیش از «بورات» نصیب‌مان می‌شود!؟

البته این توهین در برابر حجم انبوه توهین‌هایی که به کشور و مردم قزافستان شده، تقریباً هیچ است و جالب آن که این فیلم در آمریکا با اکران در ۲۶۱۱ سالن سینما، بیش از ۱۲۸ میلیون دلار فروش داشته که معادل حدود ۲۱ میلیون تماشاگر است و در کل جهان نیز ‌۲۶۱ میلیون دلار فروش داشته که به خودی خود، ضریب نفوذ این فیلم را به تصویر می‌کشد و این نفوذ تا آنجا بود که در مسابقات بین‌المللی تیراندازی در کویت، کویتی‌ها به اشتباه سرود پخش شده در «بورات» با نام سرود ملی قزاقستان را در حکم سرود ملی این کشور پخش کردند که جنجال سیاسی بی‌سابقه‌ای در پی داشت.  

از این حیث طبیعی بود که قزاقستان در این باره موضع‌گیری کند و بدین ترتیب با عناوین گوناگون به این کار اعتراض شد و از آن جمله ده‌ها مورد شکایت بود که تنها مورد جدی و موفق آن، دریافت خسارت صد هزار دلاری توسط یکی از اشخاص حاضر در فیلم بود که گفته بود خبر نداشته از او برای حضور در این فیلم سینمایی استفاده می‌شود و به نوعی، دستمزدش را دریافت کرد. ماجرا اما در بیرون از دادگاه و در حوزه سیاسی‌ تا سطح رؤسای جمهور دو کشور بالا گرفت و در پایان قزاق‌ها نتوانستند کوهن و همکارانش را منکوب کنند، چرا که فیلم یک «مستند» نبود و طبیعتاً فیلم «سینمایی داستانی» الزاماً قرار نیست عین واقعیت باشد.  

حال پس از گذشت چند سال از این ماجراها، برخی در کشورمان درصدد پیمودن‌ همان راهی هستند که قزاقستان با همه ظرفیت سیاسی، حقوقی و دیپلماتیکش نتوانست از آن به نتیجه برسد و به بن‌بست خورد، زیرا تولید این فیلم‌ها یک توجیه حقوقی بزرگ داشت و آن هم «داستانی» بودن آثار است که نویسنده و کارگردان می‌توانند کل اثر را به تخیلشان نسبت دهند و در واقع اگر همین آثار، «مستند» بودند، ماجرا به کلی تغییر می‌کرد، ولی وقتی پای «داستان» به میان کشیده می‌شود، شکل ماجرا به کلی تغییر می‌کند.

در پرونده «آرگو» بیش از «بورات» نصیب‌مان می‌شود!؟

«آرگو» ساخته بن افلک اثری بود که برخی جریان‌های نزدیک به دولت دهم را به سمت «شکایت از هالیوود» برد تا از همان آغاز کار، مشخص شود با این محتوای شکایت که به عدم درک پیگیری کنندگان بازمی‌گردد، قرار است این اتفاق نیز به نقطه‌ای مشخص نرسد و تنها بخشی از بودجه‌های دولتی صرف پرداخت، دستمزد وکیلی شود که شهرت چندان مناسبی نیز ندارد: همسر و وکیل ایلیچ رامیرز سانچز مشهور به کارلوس، مزدور و تروریست مارکسیست ونزوئلایی‌ دوران حبس ابدش را در فرانسه ‌می‌گذراند.  

ایزابل کاتن پیر که البته در پرونده‌های محوله به وی تاکنون موفقیت خاصی حاصل نشده، طبیعتاً در این پرونده ضمن تمجید از ایران، از به نتیجه رسیدن پیگیری حقوقی خبر می‌دهد و لابد در پایان، غرامتی چندده میلیون دلاری بابت فیلم «آرگو» و دیگر فیلم‌های ضدایرانی را نیز برای کشورمان پیش بینی کرده، ولی با گذشت چند ماه و عدم وقوع کوچک‌ترین رویدادی در این حوزه، مشخص شد این حرکت نیز یک مانور تبلیغاتی بود که در خوشبینانه‌ترین حالت، جیب این خانم پر می‌شود، چرا که اگر این روش منطقی بود، ایران از وکلای برجسته مسلط به قوانین بین‌المللی برخوردار است که این پرونده را پیگیری کرده و به نتیجه برسانند.  

آنچه تأسف‌آور است، اصرار بر چنین امری، به رغم مشخص بودن نتایجش برای پیگیری کنندگان و حداقل برای ناظران است و ظاهراً حتی اگر این پرونده به جایی نرسد، این ماجرا می‌تواند برای این عده فرصت حضور در سطح رسانه‌ها را در جایگاه مدافع منافع ایران فراهم سازد و شاید لازم باشد برای پیگیری این پرونده‌ها به همراه خانم وکیل، سلسله سفرهای خارجی نیز به آمریکا داشت که طبیعتاً این سفرها به رغم میل باطنی و برای دفاع از حقوق ایران صورت می‌پذیرد!

در پرونده «آرگو» بیش از «بورات» نصیب‌مان می‌شود!؟
وکیل و همسر کارلوس در کنار کارلوس

برای آنکه ثابت شود، علاوه بر اصل شکایت و بی‌حاصل بودنش، انتخاب این وکیل نیز اشتباه بوده، تنها مرور اندکی می‌کنیم بر عوارضی که این انتخاب داشت. به جز هزینه‌های بی‌حساب و کتابی که به این وکیل پرداخت شده، نخستین هزینه این انتخاب را در این سطح باید دید که هر رسانه معتبر جهانی در نقل خبر شکایت ایران از فیلم «آرگو»، به رزومه این وکیل بیش از اصل خبر پرداخته بود و اساساً انتخاب این وکیل با سوابق درخشانش یک اتفاق منفی است که ایران را در ردیف موکلین پیشین این شخص قرار می‌دهد.

خرج سیگار برگ این وکیل بدسابقه را هم از بیت‌المال بدهیم!؟

ایزابل کوتان-پِر تجربه دستیاری و همکاری با ژاک ورگاس را دارد. ورگاس به واسطه دفاع از بسیاری از گروه‌های تروریستی و جنایتکاران جنگی مشهور نظیر کلاوس باربی جنایتکار نازی مشهور به قصاب لیون، اسلوبودان میلوسویچ دیکتاتور سابق صربستان و خمرهای سرخ، در جایگاه وکیل مدافع، به عنوان وکیل شیطان معرفی می‌شود و خانم ایزابل کوتان-پِر نیز از استادش تأسی کرده و سراغ پرونده‌هایی می‌رود که هیچ وکیلی با هیچ دستمزدی حاضر به دفاع از آنها نمی‌شود.

ایزابل کوتان-پِر علاوه بر آنکه وکیل و همسر ایلیچ رامیرز سانچز، ملقب به «کارلوس شغال» مزدور چپ و تروریست مشهور بود، از بدترین پرونده‌های قابل تصور دفاع کرده و اتفاقاً در بیشتر این پرونده‌ها نیز به نوعی شکست خورده و در واقع صرفاً بدسابقه در موارد انتخابی نیست، بلکه در نتیجه دفاعیاتش نیز کارنامه یک برنده را ندارد. او جزو تیم وکلای پرونده زکریا موساوی از عوامل محاکمه شده درباره یازدهم سپتامبر بود که رسماً عضویتش در القاعده و اطلاعش از وقوع این حادثه تأیید شد و تأکید کرده بود، آرزو دارد هر روز یازده سپتامبر باشد و مشابه آن حادثه تکرار شود.  

طبیعتاً برای چنین شخصی حکم اعدام صادر می‌شد؛ اما وکلای زکریا موساوی که کوتان-پر جزو آن‌ها بود با این استدلال که مرگ آرزوی این عضو ارشد القاعده است، خواستار حکم حبس ابد برای مجازات بیشترش شدند و اتفاقاً حکم اعدام با همین استدلال به حبس ابد تغییر کرد و به واقع با چنین نوابغی برای محکوم کردن آمریکا در پرونده «آرگو» طرف شده‌ایم که تنها مورد قابل دفاع از کارنامه‌اش، حضور در میان وکلای مدافع روژه گارودی بوده است!

ایزابل کوتان-پِر همچنین وکیل پرونده یوسف فوفانا، سردسته باند جنایتکار وحشی‌هاست؛ باندی که سابقه ربودن بیست یهودی و شکنجه شدید برخی از آن‌ها (بریدن، داغ‌گذاری و…) و کشتن یکی از این بیست تن که مراکشی تبار بوده را پس از سه هفته شکنجه در سال ۲۰۰۶ در کارنامه دارد و لابد فعالیت‌های ضدصهیونیستی این خانم نیز دفاع از چنین گروه‌هایی بوده است! او همچنین وکیل مدافع استلیو کاپو چی چی از چهره‌های نژادپرست فرانسه است که بر حذف ‌نژاد یهود ـ و نه صهیونیست ـ تأکید دارد و شعارهای آدولف هیتلر در این زمینه را می‌ستاید!  

آنچه اشاره شد، بخش کوچکی از سوابق درخشان این وکیل بوده و کافی است اندکی جست‌وجو کنید تا با لیستی از پرونده‌های جالب‌تر این خانم آشنا شوید. با این اوصاف، سوای اینکه اساساً این پرونده محل شکایت ندارد و راهکار مقابله مؤثر از همان جنس فیلم سازی است،  آیا به خدمت گرفتن چنین وکلایی توجیه داشت؟ از سوی دیگر، مشخص نیست چرا در کشورمان هرچند سال مسئولان دوباره به سر خط بازمی‌گردند و درصدد احیای طرح‌های شکست خورده هستند؟

اگر پولی برای این امر در نظر گرفته شده، به جای خرج کردن برای وکلایی نظیر این زن بدسابقه، خرج تولید یک فیلم با سینماگری در سطح الیور استون در حمایت از مقاومت ایران شود و بهتر است آن دسته از نمایندگان مجلس که چنین طرحی را مطرح کرده‌اند، قبل از تصویب چنین مواردی، دست‌کم با اهل فن اندکی مشورت کنند، چرا که چنین قانون گذاری‌هایی به جز هزینه بی‌حاصل برای کشور دستاورد دیگری نخواهد داشت.

*تابناک

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

مایکل روکر به «سریع و خشمگین» پیوست – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: مایکل روکر ستاره فیلم «نگهبانان کهکشان» و سریال «مردگان متحرک» به «سریع و خشمگین ۹» پیوست.

به گزارش سینماپرس به نقل از هالیوود ریپورتر،  مایکل روکر ستاره «نگهبانان کهکشان» به «سریع و خشمگین ۹» آخرین قسمت از فرنشایز «سریع و خشمگین» پیوست.

روکر قرار است نقش «بادی» را که یک نقش کوچک در این آخرین قسمت از مجموعه فیلم های با محوریت اتومبیلرانی کمپانی یونیورسال است، بازی کند. او به گروه بازیگران فیلم شامل جان سینا تازه وارد، همچنین وین دیزل، شارلیز ترون، میشل رودریگز و هلن میرن می پیوندد.

جاستین لین نیز قرار است این قسمت «سریع و خشمگین» را براساس فیلمنامه ای از دان کیسی کارگردانی کند.

«سریع و خشمگین ۹» که به اختصار «سریع ۹» خوانده می شود، قرار است ۲۲ می ۲۰۲۰ (۱ خرداد ۱۳۹۹) اکران شود.

روکر آخرین بار با فیلم ابرقهرمانی ترسناک «برایت‌برن» روی پرده های سینما دیده شده است.

فیلم «جزیره فانتزی» محصول بلوم هوس و فیلم ماجراجویی «مسائل جانور» محصول پارامونت نیز پروژه های آینده روکر هستند که به زودی به سینماها می آیند.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

جزییات تشییع سجاد کریمی اعلام شد – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: مراسم تشییع پیکر سجاد کریمی پنجشنبه ۳۱ مرداد از سالن عروجیان به سمت قطعه هنرمندان بهشت زهرا انجام می‌شود.

به گزارش سینماپرس، مراسم تشییع سجاد کریمی عضو انجمن برنامه ریزان و دستیاران کارگردان که روز سه شنبه ۲۸ مرداد ماه بر اثر سانحه تصادف از دنیا رفت، فردا پنجشنبه ۳۱ مرداد ماه ساعت ۱۰ صبح از سالن عروجیان به سوی قطعه هنرمندان بهشت زهرا انجام می شود.

سجاد کریمی در آثاری همچون «لژیونر»، «آلزایمر»، «مسخره‌باز»، «نهنگ عنبر»، «پنج ستاره»، «شهرزاد»، «تراژدی»، «تمرین برای اجرا»، «مستانه»، «تلفن همراه رییس جمهور»، «اکباتان»، «ابد و یک روز» با عنوان‌های دستیار کارگردان، دستیار فیلمبردار، گروه کارگردانی، گروه فیلمبرداری، دستیار برنامه‌ریز حضور داشته است.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

خانواده در سینمای امروز جایی ندارد – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: یک کارگردان گفت: متاسفانه در سینمای امروز دیگر خانواده آن جایگاه گذشته را ندارد، برای همین هم امید را کمتر در فیلم‌های سینمایی می‌توان دید.

به گزارش سینماپرس، علی غفاری، کارگردان سینما و تلویزیون، درباره جایگاه خانواده در سینمای ایران، به حوزه اظهار کرد: خانواده در سینمای امروز نابود شده است و هیچ شأن و اعتباری برای آن قائل نیستیم تا بخواهیم درباره آن سخن بگوییم. این شرایط سبب شده در اکثر فیلم‌های ایرانی خانواده‌ها از هم گسیخته و پرخاشگر ترسیم شوند و وضعیت به‌ گونه‌ای پیش می‌رود که حتی من به عنوان فیلمساز آرزو دارم فیلمی مانند «مادر» مرحوم علی حاتمی مجدداً در سینما نمایش داده شود.

وی افزود: در دهه ۶۰ و ۷۰ فیلم‌هایی تولید می‌شد که خانواده‌ها را به سینما می‌کشاند زیرا رویکرد سفارشی در سینما حاکم نبود و جو جامعه ساخت و تماشای چنین موضوعاتی را اقتضا می‌کرد. شاید بپرسید چرا دیگر جامعه نیازمند این قبیل آثار نیست؟ درباره این موضوع می‌توان گفت که مسئولان و سیاست‌گذاران سینما نتوانسته‌اند از عهده مسئولیتی که بر دوش آن‌هاست بربیایند و فراگیر شدن شبکه‌های اجتماعی و ماهواره‌ای به این بی‌تدبیری دامن زده است.

کارگردان فیلم سینمایی «استرداد» تأکید کرد: وقتی شبکه‌های ماهواره‌ای اقدام به پخش سریال‌های ترکیه‌ای همراه با دوبله فارسی کردند، بسیاری از کارشناسان هشدار دادند برای مقابله با این هجمه، فقط تخطئه این تولیدات کافی نیست زیرا قرار نیست مخاطبان هر چه مدیران گفته‌اند را بپذیرند، بلکه ضروری است آثار متنوعی تولید شود تا دیگر مخاطب نیازی به تماشای شبکه‌های ماهواره‌ای نداشته باشند، اما تنها کاری که در این زمینه انجام شده این است تماشای ماهواره را نفی کرده‌ایم و راه را برای جذب مخاطبان به این برنامه‌ها باز گذاشته‌ایم.

این فیلم‌ساز ادامه داد: در فیلم‌های دهه‌های پیش خانواده با نگاهی فراتر از شکل مرسوم آن ترسیم می‌شد و گاهی حتی مفهوم خانواده به محله تسری پیدا می‌کرد. برای مثال فیلم «پدربزرگ» ساخته مجید قاری‌زاده را می‌توان ذکر کرد. این فیلم به مشکلات پدر بزرگی اشاره دارد و در این میان فردی که بیش از پسر خانواده به فکر پدربزرگ است دوست و همسایه اوست، شاید چنین رویکردی سال‌هاست در سینما منسوخ شده، البته ممکن است معدود آثاری هم در این زمینه تولید شده باشد، اما این آثار گاهی به حدی ناپخته‌اند که مخاطب برای دیدن آن‌ها رغبتی ندارد. سریال «آیینه» نمونه‌ای دیگر است که در دهه ۶۰ از سیما پخش می‌شد و فقط مسئله آن‌ هم پرداختن به موضوع خانواده‌ بود. این مجموعه مخاطبان بسیاری داشت، اما امروزه به ندرت آثار تأثیرگذار با این مفاهیم تولید می‌شود.

این کارگردان با تأسف از رواج برخی رفتارهایی غیراخلاقی در جامعه اظهار کرد: حتماً شما هم با موضوعاتی مانند ازدواج سفید یا جشن طلاق برخورد کرده‌اید. آیا این معضلات تا چند دهه پیش قابل‌ تصور بود؟ اما وقتی چنین اتفاقاتی رواج می‌یابد، یعنی ما در فرهنگ‌سازی برای جامعه ناتوان بوده‌ایم.

وی با تأکید بر اینکه سینمای امروز عاری از قهرمان است و همین نگرش جامعه را به سمت از هم گسیختگی سوق داده است، گفت: وقتی قهرمان‌ها از فیلم‌های سینمایی رخت بربستند، اولین گام به سمت ناهنجاری‌های اجتماعی برداشته شد. منظورم از قهرمان شکل اسطوره‌ای آن نیست، گاهی قهرمان داستان، پدر و مادری هستند که حاضرند برای فرزندان خود همواره تلاش کنند اما متأسفانه چنین خانواده‌ای در محصولات نمایشی ترسیم نمی‌شود و این موضوع عجیب است زیرا در کشور سازمان‌هایی وجود دارند که برای ترویج این مضامین بودجه‌های فراوانی دارند ولی نمود عینی در عملکرد آن‌ها وجود ندارد.

کارگردان سریال «بچه مهندس» اضافه کرد: فرهنگ حجاب یکی از مضامینی است که تأکید فراوانی روی آن صورت می‌گیرد و نهادهایی در کشور وجود دارند که وظیفه آن‌ها ترویج فرهنگ حجاب است، ولی سیاست‌گذاری‌های اشتباه در این زمینه سبب شده تا شاهد چنین وضعیتی در جامعه باشیم و فاصله حرف و عملمان در این زمینه تا این حد متفاوت است. متأسفانه جامعه را به سمت وضعیتی پیش برده‌ایم که جای اقلیت و اکثریت عوض‌ شده است و قطعاً در این میان جوانان مقصر نیستند، زیرا آن‌ها براین باورند که نیاز است همرنگ جماعت شوند و برای این‌که خود را با هماهنگ دیگران کنند با آن‌ها همراه می‌شوند.

غفاری ادامه داد: در گذشته امکان‌پذیر نبود یک فرد را با کراوات در فیلم نشان دهیم یا اگر قرار بود این فرد کراوات داشته باشد، حتماً باید نماد شخصیتی منفی می‌بود. این اتفاق درباره چادر هم رخ داد. یعنی هر نقش متدین و مثبتی باید پوشش چادر داشته باشد. این نگرش سبب شد تا اعتماد مخاطب از برنامه‌های تلویزیونی سلب شود و الگوسازی رسانه‌ای هم مقبول واقع نشود.

وی در پاسخ به این مطلب که رویکرد پرخاشگری به بهانه واقع‌نگری انجام می‌شود، گفت: در این زمینه نباید خودمان را فریب دهیم زیرا همه می‌دانیم سینما رؤیاپرداز است و خیال ‌پردازی از رسالت‌های سینماست، حتی گاهی این ویژگی به برخی کشورها کمک کرده تا معضلاتشان را حل کنند. اگر سینما به مسیر مناسب هدایت شود، پس از طی یک پروسه زمانی اتفاقات خوبی به وقوع خواهد پیوست، اما در حال حاضر تحقق این امر میسر نیست.

وی در پایان این گفت‌وگو تأکید کرد: دوگانگی یکی از معضلاتی است که در مباحث اجتماعی شاهد آنیم در تلویزیون گونه‌ای از نگرش و رفتار رایج است و در سینما شاخص‌هایی دیگر مطرح است و این مسئله سبب ایجاد دوگانگی در میان مخاطبان می‌شود و سیاست‌گذاری منسجم بهترین راه حل برای رهایی از معضلات موجود است و باید صاحبان فن آن را ارزیابی کنند.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

بازیگری که کشف حجاب کرده بود داور جشنواره دولتی شد! – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: یک بازیگر زن که مدتی قبل به حجاب اسلامی دهن کجی کرده بود، با حکم بنیاد دولتی فارابی به عنوان داور جشنواره فیلم‌های کودکان و نوجوانان منصوب شد!

به گزارش سینماپرس، روز گذشته اسامی داوران سی و دومین جشنواره بین‌المللی کودکان و نوجوانان اعلام شد. اما نکته عجیب، قرار گرفتن نام «لیلی رشیدی» در بین داوران این جشنواره بود. علاوه‌بر اینکه جای سؤال است که چرا بازیگری که سال هاست حضوری در سینمای کودک و نوجوان نداشته و کارنامه‌اش خالی از آثار و نقش‌های قابل توجهی است، نامش درمیان داوران این جشنواره دیده می‌شود، وی مدتی قبل تصویر بی‌حجاب خود را در فضای مجازی منتشر کرده بود. لیلی رشیدی این اقدام غیرشرعی و غیرقانونی را با هدف حمایت از پوشش نامناسب ستاره اسکندری و نگار جواهریان انجام داده بود.  

اینکه در فاصله اندکی پس از این اقدام، از لیلی رشیدی برای داوری در جشنواره‌ای که هدفش فرهنگسازی برای نسل آینده کشور است دعوت شده، پرسشی است که مسئولان بنیاد سینمایی فارابی باید به آن پاسخ بدهند.  

*کیهان

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

فیلم اختتامیه جشنواره سن سباستین معرفی شد – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: فیلم «ترانه نام‌ها» با بازی تیم راث و کلیو اوون به عنوان فیلم اختتامیه جشنواره سن‌سباستین ۲۰۱۹ معرفی شد.

به گزارش سینماپرس به نقل از ورایتی، درام تاریخی «ترانه نام‌ها» ساخته فرانسوا جرارد کانادایی با بازی کلیو اوون و تیم راث به عنوان فیلم پایانی شصت و هفتمین دوره جشنواره سن‌سباستین ۲۸ سپتامبر به نمایش درمی‌آید.

این فیلم که اولین اکران جهانی‌اش را در جشنواره بین‌المللی فیلم تورنتو تجربه می‌کند در بخش خارج از رقابت جشنواره سن‌سباستین اولین نمایش بین‌المللی خود را تجربه می‌کند.

«ترانه نام‌ها» با اقتباس از رمانی نوشته رمان‌نویس بریتانیایی نورمن لبرشت ساخته شده و جفری کین نوشتن فیلمنامه اقتباسی آن را برعهده داشته است.

از موضوع این فیلم به‌عنوان داستان جستجوگرایانه احساسی یاد شده که در آغاز جنگ جهانی دوم و با تمرکز بر داویدل یک ویلون نواز اعجوبه ۹ ساله یهودی- لهستانی که به عنوان مهاجر در لندن ساکن است، ساخته شده است. در عین حال برادر او مارتین که هم سن ‌و سال اوست، فدایی وی است.

کاترین مک‌کورمک، جونا هویر کینگ و جیران هاول دیگر بازیگران فیلم هستند.

موسیقی متن فیلم را هاوارد شور آهنگساز کانادایی که ۳ بار جایزه اسکار را برده ساخته است.

«ترانه نام‌ها» چهارمین فیلم بلند جرارد است که موسیقی در متن داستان جای دارد. وی در «۳۲ فیلم کوتاه درباره گلن گولد» در سال ۱۹۹۳ بر زندگی واقعی گلن گلود پیانیست تمرکز کرده بود و در «ویلون سرخ» ماجرای سفر یک ویلون از دستی به دست دیگر را تصویر کرده بود. «پسر گروه کر» نیز داستان کارگردان یک گروه کر پسرانه بود که داستین هافمن در نقش اصلی آن بازی کرده بود.

شصت و هقتمین دوره جشنواره فیلم سن‌سباستین از ۲۰ سپتامبر (۲۹ شهریور) با فیلم «پرنده سیاه» ساخته راجر میشل شروع می‌شود که در آن کیت وینسلت و سوزان ساراندون نقش‌آفرینی می‌کنند.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

تبرّج و خودنمایی به‌جای فرهیختگی در آگهی‌های رسانه‌ملی! – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: حمید شاه‌آبادی با اشاره به کارکردهای عفاف و حجاب صداوسیما گفت که هیچ‌کدام از برنامه‌های صداوسیما نباید حریم‌شکن باشد و نسبت به موضوع عفاف و حجاب کم‌توجه باشد.

به گزارش سینماپرس، مطالبه از کارکرد قدرتمند و تأثیرگذار برای ترویج و توسعه عفاف و حجاب یک ابلاغِ جدی از سوی سازمان بازرسی کل کشور و پیش از آن شورای عالی انقلاب فرهنگی است. ۲۶ دستگاه مرتبط با عفاف و حجاب موظف به اجرای این ابلاغیه‌ها شده‌اند. کنار وزارت ارشاد، وزارت بازرگانی، نیروی انتظامی، سازمان ملی جوانان، سازمان تبلیغات اسلامی و… سازمان صداوسیما شاید یک وظیفه دوچندانی داشته باشد.

کنارِ ترویج عفاف و حجاب، بایستی الگوسازی و فرهنگ‌سازی‌های درستی را برای مخاطب داشته باشد. متأسفانه این ضعف مشهود در برنامه‌سازی، دعوت از مهمانان، آثار نمایشی و سریال‌سازان و حتی الگوهایی از دریچه سازمان صداوسیما مطرح می‌شوند که جامعه خصوصاً نوجوان و جوان را دچار تعارض با جنبه‌های واقعی آن فردِ بازیگر یا عوامل دیگر آثار نمایشی می‌کند.

البته ضعف و مشکلات بیشتر صداوسیما در زمینه عفاف و حجاب با نمایشِ تجمل، اشرافی‌گری و استفاده ابزاری از خانم‌ها در تبلیغاتِ تلویزیونی و آگهی‌های بازرگانی به‌وضوح دیده می‌شود. جایی که آگهی‌های متعدد بازرگانی سازمان صداوسیما یخچال‌های پُر از میوه و میزهای مملو از صبحانه را برای تبلیغِ یک بیسکویت نشان می‌دهد یا استفاده ابزاری برای دیده شدن یک تبلیغِ خاص و فروشِ بیشتر آن کالا از چهره یک خانم بهره می‌برد.

امروز تلویزیون با معضل دیگری هم روبه‌روست و آن کم‌توجهی به الزامِ چادر و حجاب حداکثری است. زمانی مجریان رویِ‌ آنتن به این مقوله تأکید زیادی داشته‌اند ولی این روزها نسبت به مقوله حجابِ چادر کم‌توجهی شده و یک قدری ویترینِ نمایش برنامه‌ای یا حتی در بخش‌های خبری هم به‌وضوح این تفاوت‌ها و کم‌توجهی‌ها به‌چشم می‌آید.

میانِ وظایفی که برای سازمان صداوسیما تعیین شده، شاید ترویج الگوهای مناسب حجاب از طریق تولید فیلم و سریال و برنامه‌های تلویزیونی، به‌تصویر کشیدن چهره بانوان محجبه کشورهای خارجی، آشنا کردن خانواده‌ها و جوانان نسبت به برگزاری ازدواج کم‌هزینه و ساده با توجه به شرایط اقتصادی جامعه، بازنگری در شرایط انتخاب فیلم‌ها و سریال‌های خارجی براساس ملاک‌های حجاب و عفاف بیشتر به‌چشم می‌آید.

در این میان نباید از نظارت مستمر بر تبلیغات تجاری به‌منظور جلوگیری از ایجاد روحیه مصرف‌گرایی و تجمل‌پرستی به‌عنوان عوامل ترویج بی‌مبالاتی اخلاقی و سوق آن به‌سوی تبلیغات و آگهی‌های فرهنگی و اخلاقی غفلت کرد.

تبرّج و خودنمایی به‌جای فرهیختگی در آگهی‌های رسانه‌ملی!

یا تدوین سیاست‌های روشن و مشخص در مورد سبک لباس و آرایش هنرمندان، مجریان زن و مرد و… در برنامه‌ها و فیلم‌های سینمایی، تئاتر و… با محوریت عفاف و حجاب و همچنین اتخاذ سیاست‌های انضباطی در خصوص بازیگران زن صداوسیما و جلوگیری از تجلیل و تبلیغ چهره‌هایی که در مناظر اجتماعی و عمومی با ظاهر و پوشش بد حضور پیدا می‌کنند و چند مورد دیگر… جزو الزامات رعایت  عفاف و حجاب در رسانه‌ملی است.

پیگیری‌های تسنیم نشان می‌دهد که سازمان صداوسیما اقداماتی در زمینه ترویج عفاف و حجاب چه تصویری و چه شنیداری در دستور کار دارد. برنامه‌ها و اتفاقات ترویجی روی آنتن رفته اما آن طور که باید و شاید مؤثر نبوده‌اند. البته مسئولان صداوسیما درباره کارکردها و نقشِ این سازمان در پیشبرد اهداف ترویجی عفاف و حجاب می‌توانند توضیحات بیشتری بدهند و گلایه‌ها و انتقاداتی را هم که در الگوسازی‌ها و جلوگیری از روشِ غلط رسانه‌ملی در تبرّج و خودنمایی و زرق‌وبرق‌های اشرافی و غفلت‌ها در رعایت عفاف و حجاب برنامه‌سازی و سریال‌سازی به رسانه ملی شده نیز پاسخ دهند.

حمید شاه‌آبادی معاون صدا درباره موضوع عفاف و حجاب در سازمان صداوسیما با تسنیم گفتگویی کوتاه انجام داد. او در این گفتگو به این نکته اشاره کرد که کار ترویجی وظیفه صداوسیماست؛ شاه‌آبادی تأکید کرد: “کار ترویجی وظیفه صداوسیماست همه برنامه‌های صداوسیما یا باید مستقیم و یا غیرمستقیم مبلغِّ عفاف و حجاب باشد”.

وی با اشاره به اینکه برنامه‌های تلویزیونی و رادیویی نباید حریم‌شکن باشند، گفت: عفاف امروز یکی از محورهایی است که به‌طور ویژه کشور مورد برنامه‌ریزی دشمنان قرار گرفته و طبیعی است هیچ‌کدام از برنامه‌های ما نباید حریم‌شکن باشند و از طرفی نباید نسبت به موضوع عفاف و حجاب کم توجه باشد.

معاون صدا راجع به اقدامات رادیویی در قبالِ ترویج عفاف و حجاب افزود: در حال حاضر برنامه‌هایی که به‌صورت مستقیم در رادیو به این موضوع می‌پردازد کم نیست. اما یکی از اقداماتی که در رادیو در حال برنامه‌ریزی هستیم قطعات «پی‌اس‌ای» و «مینی‌فیچر» با موضوعات عفاف و حجاب است.

وی در پایان تأکید کرد: در صورت تولید این قطعات، به‌صورت کوتاه و پُرتکرار در خدمتِ تبلیغ و ترویج عفاف و حجاب خواهند بود. و این اتفاقِ فرهنگ‌ساز، مأموریت رادیوست و در حوزه عفاف و حجاب قابل استفاده می‌شود.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

چه کسانی در حمایت از یک متهم امنیتی هنرمندان را فریب دادند؟ – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: نکته جالب اینجاست که بسیاری از افرادی که نامشان به عنوان امضا کننده آمده است، نه از محتوای نامه اطلاعی داشتند و نه حتی نام «ارس امیری» را شنیده بودند!

 به گزارش سینماپرس، آبان‌ماه سال گذشته اهداف پشت‌پرده سفر وزیر خارجه بریتانیا به تهران، در رسانه‌ها افشا شد. محور اصلی سفر «جرمی هانت»، پیگیری وضعیت و آزادی ۴ مجرم ایرانی- انگلیسی بود. نکته جالب توجه در این میان نوع جرائم و محکومیت‌های سنگین دوتابعیتی‌های مورد حمایت دولت انگلیس چون نازنین زاغری، عباس عدالت، کمال فروغی و ارس امیری است.

ارس امیری، دوتابعیتی بازداشتی از ۱۰ سال پیش در لندن زندگی می‌کرد و دانشجوی رشته فلسفه هنر در مقطع کارشناسی ارشد است. امیری که اسفند ۹۶ بازداشت شد، از جمله عوامل پروژه نفوذ بود که تاثیرگذاری و خط‌دهی به هنرمندان و سلبریتی‌ها را دنبال می‌کرد.

ارس امیری طبق اظهارات پسرخاله‌اش محسن عمرانی که در تورنتو زندگی می‌کند در کنار تحصیل، با دفتر فرهنگی بریتانیا (بریتیش کانسیل)   همکاری می‌کرد و ظاهرا عامل مراودات فرهنگی میان این ایران و انگلیس بود. برگزاری کنسرت، نمایش فیلم، نمایشگاه با واسطه‌گری این چهره انجام می‌شد و پس از سال‌های همکاری با گروه‌های هنری و فرهنگی در داخل کشور در ۲۳ اسفند ۱۳۹۶ توسط ماموران وزارت اطلاعات بازداشت می‌شود. او  با وثیقه ۵۰۰ میلیونی آزاد می‌شود و پس از مدتی به ده سال حبس محکوم می‌شود و روز ۲۶ مرداد این حکم توسط دادگاه تجدیدنظر تایید می‌شود.

اما به فاصله تقریبا یک روز بعد در ۲۷ مرداد ۱۳۹۸، نامه‌ای سرگشاده از سوی ۳۵۰ هنرمند در رسانه‌های خارجی کشور خطاب به سید ابراهیم رئیسی رئیس قوه قضائیه، حسن روحانی رئیس جمهور، ریاست مجلس علی لاریجانی و نمایندگان منتشر می‌شود. این نامه به تیتر اصلی رسانه‌های خارج از کشور تبدیل می‌شود و در این اجماع عظیم رسانه‌های فارسی زبان همچون ایران(سعودی) اینترنشنال، بی‌بی‌سی فارسی، من و تو، و… و. و رسانه‌های مجازی مخالف خارج از کشور را آنرا پوشش می‌دهند.

متن نامه منتشر شده در سایت ایران نیوز

اما آنچه در مورد این نامه کنجکاوی‌برانگیز بود، امضای هنرمندانی بود که سابقه هیچ فعالیت سیاسی نداشته‌اند و حضور یک نام در جمع امضا کنندگان برای خبرنگار مشرق کنجکاوی‌برانگیز بود. بیوک میرزایی هنرمند بی‌حاشیه تئاتر، سینما و تلویزیون.

در تماسی تلفن با آقای  «بیوک میرزایی» این سئوال مطرح شد، آیا ایشان خانم ارس امیری را می‌شناسند یا  از سوابق وی اطلاع خاصی دارند؟ آیا مطلع هستند که «ارس امیری» عامل نفوذی دولت بریتانیاست که بدلیل جرایم امنیتی به ۱۰ سال حبس محکوم شده است؟   بیوک میرزایی ضمن بی‌اطلاعی از این موارد به مشرق گفت: من چون دوستانم امثال «بهزاد فراهانی» پای در این قضیه گذاشتند، فکر کردم حرکت مثبتی است و برایم عجیب است که چنین مواردی را دارید مطرح می‌کنید.

وی ادامه داد: آقای فراهانی تلفنی به من زنگ زد و گفت چنین حرکتی است و یک قدم خیری است، خیلی از هنرمندان شرکت کردند و من اسم تو را داده‌ام. من هم گفتم : “خدا خیرت بده” من در این حرکت‌ها حضور ندارم، دقیقا به خاطر چنین چیزهایی. اما وقتی دیدم که اسم می‌برد و فقط بهزاد نیست و بسیاری از هنرمندان دیگر هم هستند من هم موافقت کردم.

این درحالی است که بیوک میرزایی تا کنون حتی نام ارس امیری را هم نشنیده است و تنها به احترام بهزاد فراهانی چنین درخواست حمایتی را قبول کرده است.

وی در پایان اشاره کرد: “چون بهزاد فراهانی استاد ما بوده، اصلا شکل قشنگی نداشت که بنده بگویم نه، بعد هم عنوان  شد که یک حرکت خیرخواهانه است. یک خانمی را محکوم کردند و ما داریم اعلام حمایت می‌کنیم. اصلا راجع به بیوگرافی‌اش چیزی نمی‌دانستم. “

یوسف علیخانی

یوسف علیخانی نویسنده مشهوری است که نام او هم در پای این نامه ذکر شده است. خبرنگار مشرق در تماس با این نویسنده، گفت‌وگوی کوتاهی درباره این موضوع با وی داشت. وی درباره علت قرار گرفتن نام خود در میان امضاکنندگان نامه گفت:  «من اصلا این خانم را نمی‌شناسم  و به دلیل اینکه ریتم آزادی بیانی که شکل گرفته ما همراه همان دوستان می‌شویم.  آقای یزدانی‌خرم و خانم فرشته احمدی در تلگرام بنده را به تشویق امضای آن کردند و دفعه اولی نبود که این کار را می‌کردیم.»

مریم رحیمی از بازیگران تئاتر که کتاب‌های صوتی ایشان هم بسیار مشهور است و از امضاء کنندگان این نامه نیز هستند، به خبرنگار مشرق، ضمن ابراز بی‌اطلاعی از اینکه ارس امیری عامل نفوذی بریتانیا و دارای اتهامات متعدد امنیتی است، گفت : «من اخیرا اسم ایشان را شنیده‌ام. چیزی که عنوان شد این بود که ایشان در کارهای فرهنگی – هنری فعال بودند و گروه‌های فعال را به خارج از کشور می‌بردند. در جمع دوستان و همکاران توضیحاتی داده شد که ایشان کار فرهنگی و هنری می‌کردند و مراودات فرهنگی هنری را ایجاد می‌کردند. ما از این‌چیزها زیاد داریم که در واقع گروه‌های فرهنگی هنری از ایران به خارج از کشور برده می‌شوند، با ما هم این موضوع مطرح شد که ایشان صرفا کار فرهنگی و هنری می‌کردند.»

خانم رحیمی در ادامه اشاره کردند:  «متنی که ما خواندیم صرفا غیرسیاسی بود. البته من به این قضایا آگاهی نداشتم. من خیلی به قوانین آشنا نبودم و به دلیل یک منطق انسانی بدون شناخت از فعالیت‌های ایشان و آگاهی کامل این نامه را امضا کردم. من از ماجرا به صورت کامل اطلاع نداشتم. بنده قویا تاکید می‌کنم که خانم ارس امیری را نمی‌شناختم، هیچ گاه ایشان را ندیدم و برای اولین بار یکی دو ماه پیش اسم ایشان را شنیدم به عنوان شخصی که کارهای فرهنگی هنری انجام می‌دهند  و به عنوان رابط فرهنگی – هنری هستند. اغلب از دوستان و همکاران هم می‌شنیدم که ایشان فقط کار فرهنگی هنری می‌کردند و از این منظر مورد بی‌مهری قرار گرفتند.»

در ادامه بررسی این نامه جعلی و فضاسازی به سراغ یک نویسنده مستقل و از معدود مولفان واقعی و کارگردان تئاتر رفتیم. او از خبرنگار مشرق خواست تا نامش محفوظ بماند. نام ایشان به اشتباه در این لیست درج شده که فردی با این نام در فضای فرهنگی داخل و خارج کشور که دو عنوان نویسنده و کارگردان تئاتر را یدک بکشد وجود خارجی ندارد. وی در همان ابتدای گفت‌وگو با مشرق با طرح نام «ارس امیری» متعجبانه پاسخ داد: «ارس امیری چه کسی است؟»

وی در ادامه گفت:  «از این نامه‌ها آنقدر در فضای مجازی می‌آید و می‌رود، بنده نمی‌دانم کدام نامه را می‌گویید. بنده نه می‌شناسم و نه نام ایشان را شنیده‌ام و مدت‌هاست اخبار را دنبال نمی‌کنم، ولی از این موارد در گروه‌های تلگرامی و واتس‌آپی فراوان وجود دارد.»

وی در ادامه گفت: مثلا خانم عکاسی که اخیرا دستگیر شده (نوشین جعفری)، دیشب یک نامه دیگری برای امضاء آمد، اما اصلا نمی‌دانم. وی در ادامه گفت: اولا فامیلی  مرا به اشتباه ثبت کرده‌اند. من تنها نویسنده و کارگردان تئاتری هستم که با عنوان اشتباهی نامم در این نامه درج شده است. من اصلا سیاسی نیستم، کار من در عرصه هنر است و اصلا ارس امیری را نمی‌شناسم. من چند وقت پیش راجع به وضعیت نشر، کاغذ و گرانی آن نامه‌ای را امضا کردم. اما موضوعی را که مطرح کردید نمی‌دانم راجع به چی هست. من به والله پای هر چیزی را امضاء کنم، پای آن هستم اما این بنده خدا را نمی‌شناسم. من به دلیل مشکلاتی که دارم خبرها را دنبال نمی‌کنم.

در ادامه با خانم ژیلا امیرشاهی تماس گرفتیم و ایشان در گفت و گو با مشرق گفت: بنده به هیچ عنوان ارس امیری نمی‌شناسم. ممکن است اسم مرا در نامه حمایت از ایشان نوشته باشند اما بنده هیچ نامه‌ای را با هر مضمونی امضا نکردم و نخواهم کرد.  

 از سوی دیگر یکی از آهنگسازان مطرح کشورمان که نام او نیز نزد مشرق محفوظ است، از طریق پیامرسان واتس اپ اعلام کرد که او هیچگاه چنین نامه‌ای را امضا نکرده و استفاده از نام او کاملا جعلی است.

در ادامه تحقیق درباره این نامه، خبرنگار مشرق دستکم با ۵۰ نفر از امضاکنندگان این نامه به صورت مستقیم تماس گرفت و بیش از ۳۵ نفر از این اسامی مثل خانم ژیلا امیرشاهی که نامشان در پای نامه درج شده حتی برای یکبار نام «ارس امیری» را نشنیده بودند. سایرین هم از فعالیت‌ها و اقدامات ضدامنیتی او هیچ اطلاعی نداشتند و یکی از کارگردانان سینما که نامه را آگاهانه امضا کرده بود، به مشرق گفت: «دیدم در تلگرام و واتس اپ نامه را امضاء می‌کنند، بنده به تبعیت از جمع این کار را کردم و هیچ قصد سیاسی هم از امضای این نامه نداشتم و الان با فهمیدن سوابق امیری به جاسوسی، پشیمان هستم.»

*مشرق

مشاهده خبر از سایت منبع