X

اخبار سینمایی

دفتر سینمایی

پاداش تلاوت کدام سوره به اندازه تمامی قربانی‌های عید قربان است؟ + صوت آیات


فایل صوتی تلاوت آیات سوره کوثر با صدای استاد پرهیزگار را در اینجا بشنوید و دانلود کنید.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

سرقت ادبی که فعالیت درست ناشران را فلج می‌کند


یک ناشر از ضربه‌ای که سرقت ادبی و قاچاق کتاب به فعالیت ناشران متعهد می‌زند، گفت.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

«گرانی مواد اولیه» اصلی‌ترین مشکل فعالان صنایع دستی چرمی/ نظارت ضعیف مسئولان و تولیدکننده‌ای نابود می‌شود


یک هنرمند صنایع دستی از مشکلات پیش روی تولید آثار هنری چرمی گفت.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

مرور موضوعات اقتصادی با حضور مجریان قدیمی «پایش» – اخبار سینمای ایران و جهان

ویژه برنامه «پایش» امشب به مناسبت عید سعید قربان، به مرور موضوعات پرداخته شده در برنامه طی چند سال اخیر می‌پردازد.

به گزارش خبرگزاری تسنیم، «پایش» امشب بیستم مردادماه به مناسبت عیدسعید قربان، در ویژه برنامه‌ای با دعوت از مرتضی حیدری و کیا داوود اسفندیاری، مجریان سال‌های قبل پایش، به مرور موضوعات اقتصادی مطرح شده در این برنامه طی چند سال اخیر و حواشی پیرامون آنها می‌پردازد.

در این برنامه با پخش ویدئوهای برگزیده قسمت های مختلف برنامه پایش، وعده‌های دولتمردان در این برنامه نیز بازخوانی می‌شود.

در این برنامه همچنین به مناسبت عید قربان، از دکور جدید «پایش» رونمایی و در پایان برنامه نیز کارآفرینان برتر کشور که در «پایش» حضور داشته‌اند نیز مرور می‌شود؛ برای اولین بار، از نوجوان موفق «پایش» نیز رونمایی به عمل می‌آید.

«پایش» به تهیه‌کنندگی الهام پیرهادی کاری از گروه دانش و اقتصاد شبکه یک سیما است که یکشنبه‌ها و سه‌شنبه‌ها، ساعت ۱۹:۴۵ با اجرای محمد دلاوری پخش خواهد شد.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

سینمای اجتماعی انتقادی ما ملزومات ساده برای تولید یک فیلم معمایی ندارد – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: قوانین ساخت فیلم معمایی و تهبکاری در سینمای ما هنوز فهم نشده است.

به گزارش سینماپرس، فیلم «ایده اصلی» تلاش دارد تا یک فیلم متفاوت نسبت به دیگر فیلم‌های اجتماعی یا بدنه سینمای ایران باشد. فیلمی در گونه معمایی و تریلر که البته بدون شک ملزومات کافی را ندارد.

فیلم داستانی پیچیده دارد. داستان‌های پیچیده هم عموما در جهت جذب بیشتر مخاطب و کشش او برای حل معما خلق می‌شوند. داستان‌هایی با کارکاترهای زیاد و نقاط زمانی و مکانی مختلف که همه با یکدیگر ارتباط دارند و فهم دست و دقیق داستان وابسته به فهم همه اجزای فیلم‌نامه است.

در سینمای ایران کمتر فیلمی در سبک معمایی و تریلر ساخته می‌شود به گونه‌ای که هر وقت یک کارگردان یک فیلم در این سبک می‌سازد بدون شک فردا مدعی است که فیلمی خاص و جذاب در این گونه سینمایی ساخته در حالی که آنقدر سینمای ما در گونه اجتماعی انتقادی غوطه ور است که حتی ملزومات ساده آن برای تولید یک فیلم معمایی وجود ندارد و عموما بیننده در حال تماشای فیلم می‌تواند آخر فیلم را حدس بزند.

در «ایده اصلی» این ملزومات وجود ندارد زمانی که نقش‌ها بی‌دلیل از مذاکرات خارج می‌شوند مخاطب به آن‌ها شک می‌کند و کم‌کم متوجه جریان اصلی فیلم می‌شود. لو رفتن داستان فیلم معمایی حکم مرگ فیلم را دارد و طبیعتا فیلم دیگر جذابیت لازم برای مخاطب را ندارد. اینگونه است که سوالی برای ما ایجاد می‌شود: فیلمی با هزینه‌ سرسام آور و سفارشی را با پیچیدگی‌های کلافه کننده در مدت زمان طولانی می‌بینیم و برای آن بلیط ۲۰ هزار تومانی می‌دهیم، داستان هم تقریبا قابل پیش بینی است و هیچ چیز جذابی برای ما ندارد؛ تماشای چند لوکیشن بی‌آب و علف در کیش و قبرس و نهایتا خیابان‌هایی از اسپانیا هم بدون شک لذت خاصی برای من بیننده ندارد. پس من برای چه به سینما آمدم؟

بنابراین ایده اصلی چیزی به مخاطب اضافه نمی‌کند جز تماشای آدم‌هایی با زندگی لاکچری و ماشین‌های اسپورت و تفریحات کذایی. به تعبیر یکی از منتقدین، درست همانطور که بازیگر اصلی فیلم به ایده اصلی‌اش می‌نازد فیلم هم به لوکس بودن و پول‌دار بودنش می‌نازد. جالب اینکه تمام این موارد هم به جذابیت فیلم اضافه نکرده و تنها برای پرکردن فیلم است. روایتگری نارو زدن و دور زدن برای کارگردانان سینمای ما جذاب ولی خیلی زود است و هنوز جنبه کافی برای فیلم‌های تهبکاری و معمایی را ندارد. بدون شک مانند قاشق در عسل گیر می‌کند و برای بیرون آمدن از ورطه‌ای که ناشیانه برای خود ساخته است چاره‌ای جز مسخره کردن داستان و سرو ته آن را به هم گرد کردن ندارد. چیزی که در ایده اصلی می‌بینیم البته تنها این نیست: یک سفارشی سازی که به نظر نگارنده حتی نتوانسته به خوبی از پس آن برآید.

اگر شرکت بزرگ سرمایه گذار فیلم مرادش از سرمایه‌گذاری روی این فیلم آن بوده است که جذابیت بومی و منطقه‌ای امن برای سرمایه‌گذاری را در این جزیره نشان دهد باید به او با کمال احترام گفت که اشتباه بزرگی کرده است زیرا با وجود این همه آدم نامرد،  خالی بند،  تبهکار و کلاش در جزیره که در آن زن به شوهر سابقش که میدون او است رحم نمی‌کند و انگار نه انگار که روزی سرشان را با هم روی یک بالش می‌گذاشتند، نه تنها نباید در این منطقه سرمایه گذاری کرد بلکه باید از آن به سرعت فرار کرد.

*تسنیم

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

فصل سوم «از سرنوشت» به کارگردانی خردمندان مقابل دوربین می رود – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: محمدرضا خردمندان کارگردان فصل سه سریال «از سرنوشت» به تهیه کنندگی علی اکبر تحویلیان شد.

به گزارش سینماپرس، فصل اول این سریال به کارگردانی محمدرضا خردمندان و فصل دو به کارگردانی علیرضا بذرافشان مقابل دوربین رفت و حالا فصل سوم این سریال را محمدرضا خردمندان کارگردانی خواهد کرد.

گروه تولید هم اکنون مشغول انتخاب بازیگران این فصل هستند و این احتمال وجود دارد تا بازیگران نقش اصلی نیز در این فصل تغییر کنند و بسته به نظر کارگردان دارد.  

مجید واشقانی، کامران تفتی، لیلا بلوکات، مریم کاظمی، فریبا نادری، علیرضا استادی، مهدی صبائی، مائده طهماسبی و علیرضا آرا از بازیگرانی هستند که در دو فصل این سریال به ایفای نقش می‌پردازند و به تناسب داستان بازیگران چهره دیگری نیز به این سریال اضافه خواهند شد.

راستین عزیزپور، امیررضا فرامرزی از دو بازیگر نقش کودک در فصل اول هستند که دارا حیایی و کیسان دیباج ادامه نقش آنها را در سنین جوانی بازی می‌کنند. همچنین فاطیما بهارمست، مرضیه موسوی از بازیگران جوان این سریال هستند.

این سریال ۵۰ قسمتی توسط جمعی از نویسندگان به سرپرستی محمد محمود سلطانی و نویسندگی روح ا… صدیقی، سارا خسرو آبادی و مسعود کرمی به نگارش درآمده است و برای گروه فیلم و سریال شبکه دو سیما تولید خواهد شد.

قصه «از سرنوشت» به تهیه کنندگی علی اکبر تحویلیان پیرامون سرنوشت دو کودک از سن کم تا جوانی است و زندگی آنها را در پرورشگاه نشان می‌دهد. محوریت این سریال امید بخشی و تلاش برای رسیدن به آمال و آرزوها است.

به گزارش فارس، سریال ۵۰ قسمتی «از سرنوشت» به کارگردانی محمدرضا خردمندان و علیرضا بذرافشان در سه فصل برای پخش از شبکه دو سیما تهیه می‌شود.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

کانون نویسندگان رسانه‌های دیداری آیفیک، عضویت می‌پذیرد – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: کانون نویسندگان رسانه‌های دیداری آیفیک طی اقدامی برای گسترده شدن کادر خود نیروهای واجد شرایط را ثبت نام می‌کند.

به گزارش سینماپرس، انجمن صنفی شرکت‌ها و مؤسسات فیلم‌سازی ایران (آیفیک) در نظر دارد کانون نویسندگان رسانه‌های دیداری را تأسیس نماید. بر همین اساس از تمام افرادی که شامل شرایط ذکر شده هستند دعوت می‌گردد که مدارک مورد نیاز را در تاریخ تعیین شده به مؤسسه آیفیک تحویل دهند.

پس از بررسی مدارک توسط هیئت مؤسس و تایید صلاحیت متقاضیان، تاریخ برگزاری اولین مجمع عمومی کانون نویسندگان و انتخابات اعضای شورای مرکزی در رسانه‌های عمومی اعلام خواهد شد.

اهداف اصلی تأسیس کانون نویسندگان رسانه‌های دیداری شامل موارد زیر است:

ـ ایجاد یک نظام حرفه‌ای برای توسعه فعالیت اعضای کانون.
ـ پشتیبانی و حراست از حقوق صنفی حرفه‌ای، مادی و معنوی اعضا
ـ حضور فعال به عنوان یک مرکز تخصصی و ذی‌صلاح در مسائل حرفه‌ای مرتبط با کانون

** همچنین عضویت در این کانون، شرایط خاصی دارد که شامل:
متقاضیان علاوه بر دارا بودن شرایط عمومی عضویت در کانون باید دارای یکی از شروط خاص عضویت باشند.
۱. نگارش حداقل ۳۰۰ دقیقه سریال یا مجموعه‌ پخش شده از تلویزیون یا شبکه نمایش خانگی.
۲. نگارش حداقل دو فیلم‌نامه ۹۰ دقیقه‌ای پخش شده از تلویزیون یا شبکه نمایش خانگی.
۳. نگارش حداقل یک فیلم‌نامه ۹۰ دقیقه‌ای انیمیشن پخش شده از تلویزیون یا نمایش خانگی.
۴. نگارش حداقل ۱۵۰ دقیقه آیتم‌های نمایشی در برنامه‌های ترکیبی یا فیلم‌های مستند یا جنگ‌های تلویزیونی پخش شده از تلویزیون یا نمایش خانگی یا فضای مجازی (که مجوز نمایش از وزارت ارشاد داشته باشد.)
۵. نگارش حداقل ۱۰۰۰ دقیقه متن غیرنمایشی برای برنامه‌های ترکیبی، فیلم‌های مستند و جنگ‌های تلویزیونی پخش شده از تلویزیون یا نمایش خانگی یا فضای مجازی (که مجوز نمایش از وزارت ارشاد داشته باشد.)

مدارک مورد نیاز جهت ثبت‌نام:
ـ ۲ قطعه عکس پرسنلی
ـ اصل و کپی کارت ملی
ـ اصل و کپی شناسنامه
ـ اصل و کپی آخرین مدرک تحصیلی
ـ رزومه کاری (به همراه کپی قراردادهای کاری)
ـ فرم پر شده‌ی عضویت کانون نویسندگان دیداری آیفیک

زمان ثبت‌نام : پایان شهریور ماه ۹۸

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

پخش بین‌المللی فیلم کوتاه «خداحافظ المپیک» واگذار شد – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: پخش بین‌المللی فیلم کوتاه «خداحافظ المپیک» به موسسه فرهنگی هنری دنیای تصویر پاسارگاد واگذار شد.

به گزارش سینماپرس، پخش بین‌الملل فیلم کوتاه «خداحافظ المپیک» به کارگردانی مجتبی پوربخش به موسسه فرهنگی هنری دنیای تصویر پاسارگاد واگذار شد.

محمد بخشی که با فیلم «آر یو ‌والیبال» در بیش ۳۰۰ جشنواره خارجی حضور پیدا کرده در قالب موسسه دنیای تصویر پاسارگاد پخش بین الملل فیلم «خداحافظ المپیک» را بر عهده گرفت.

اولین ساخته مجتبی پوربخش با موضوع ورزش با نام «خداحافظ المپیک» به تهیه کنندگی و کارگردانی وی در مرداب انزلی ساخته شده است. این  فیلم داستان یک دختر قایقران است که در مسیر رسیدن به المپیک با چالش‌های فراوانی مواجه می‌شود.

رامین راستاد، فرج اله گلسفیدی، هومن جوادی، مهری آل اقا، طاهره عموزاده، اصغر سندوسی، مرتضی قدیری، جابر وثوق، علیرضا شهرستانی و مریم جهانی بازیگران این فیلم کوتاه هستند.

دیگر عوامل «خداحافظ المپیک» عبارتند از نویسنده: بهنام بروجردی، مدیر تصویربرداری: مجید گلسفیدی، صدابردار: میثم معتمدی، طراح گریم: مهدی صیاد، آهنگساز: بابک زرین، مدیر تولید: علی حیدریان، منشی صحنه: مسعود صحبتی، عکاس: حمید خیراندیش، روابط عمومی: مینا آتشی.

پوربخش که سال ها به عنوان مجری و تهیه کننده شبکه تلویزونی ورزش فعالیت داشته در اولین فیلم خود به موضوع مشکلات ورزش بانوان پرداخته است.

پوستر رسمی این فیلم با طراحی بهنام بروجردی منتشر شده است.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

کارگردان «ماهی و برکه» فیلم جدید می‌سازد – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: علی براتی کارگردان سینما از ساخت تازه ترین اثر سینمایی خود با هدف حضور در جشنواره فیلم فجر خبر داد.

به گزارش سینماپرس، علی براتی نویسنده و کارگردان سینما، درباره جدیدترین فعالیت سینمایی خود به باشگاه خبرنگاران جوان، گفت: حدود دو هفته آینده پیش تولید «ابوکهف» که تقریباً چهل روز خواهد بود را آغاز می‌کنیم. هدف ما حضور در جشنواره فیلم فجر است.

این کارگردان افزود: این فیلم روایتی واقعی از زندگی شخصی است که پس از جنگ، قطع نخاع می‌شود، اما اتفاقی رخ می‌دهد و او راه می‌رود و پس از آن شروع به طبابت می‌کند و …

براتی ادامه داد: این کار به نویسندگی و کارگردانی خودم ساخته می شود. فیلمبرداری آن در ایران، مصر و مراکش خواهد بود و حدود پنجاه جلسه به طول می انجامد.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

نقد تکنولوژی و آینده بشر در سریال «غرب وحشی» – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: جاناتان نولان که به‌همراه برادرش کریستوفر نولان در سینما خلق آثاری همچون «ممنتو»، سه‌گانه «بتمن» و «بین ستاره‌ای» را رقم زد، با دغدغه‌های مشابهی سراغ سریال‌سازی آمد و نتیجه کارش، مجموعه موفق «جهان غرب» است.

به گزارش سینماپرس، «جهان غرب» ابتدا نام یک فیلم فراموش‌شده با همین داستان کلی بود که نولان به‌همراه تیمش براساس آن، سریال پرطرفدارشان را برای شبکه اچ‌بی‌او ساختند.

«جهان غرب» تلفیق کنجکاوی برانگیزی از ژانر وسترن با علمی-تخیلی است. وسترن، از این هم بارها با ژانرهای دیگر ترکیب شده بود. مثلا آنا لیلی‌امیرپور، فیلمساز ایرانی‌الاصل، فیلمی باعنوان «دختری آرام در شب به خانه می‌رود» را ساخت که تلفیق عجیبی از وسترن، فیلمفارسی و ترسناک خون‌آشامی بود. ‌یا درمورد ترکیب ژانر علمی-تخیلی با ژانرهای دیگر، به‌عنوان معروف‌ترین نمونه‌ها می‌شود از «جنگ ستارگان» نام برد که حماسه را با علمی-تخیلی ترکیب کرده یا «بیگانه» ریدلی اسکات که تلفیقی از ژانر وحشت با علمی-تخیلی است. در «جهان غرب» این تلفیق از اثر بیرون نمی‌زند و انسجام دارد.
داستان کلی «جهان غرب» در آینده می‌گذرد؛ یک شرکت بزرگ به نام دلوس، پارک تفریحی غرب وحشی را ساخته است که در آن ربات‌های شبیه‌سازی شده‌ای باعنوان «میزبان» دراختیار انسان‌ها قرار می‌گیرند تا هرطورکه انسان‌ها می‌خواهند با آنها رفتار کنند. پارک بی‌قانونی که میزبان‌ها نمی‌توانند هیچ صدمه‌ای به میهمانانش بزنند؛ پس بیراه نیست که دوران رنجرها، هفت‌تیرکش‌های یاغی و جایزه‌بگیرها برای پارک انتخاب شده است.
عموما انسان‌های ثروتمندی که از زندگی ماشینی و مرفه خود خسته شده‌اند، به پارک می‌آیند تا به سیاق دوران جنگ داخلی آمریکا خودشان را خالی کنند و از ماجراجویی در پارک لذت ببرند.
روند به جریان‌افتادن خط اصلی داستان، کمی کند است و نویسندگان نتوانسته‌اند به‌خوبی مخاطب را با داستانک‌ها و شخصیت‌های فراوان سریال از ابتدا آشنا کنند. به‌همین‌دلیل در قسمت‌های ابتدایی، روند اثر گنگ و مبهم به‌نظر می‌رسد. ضعف اصلی سریال هم دقیقا همین شلوغ‌بودن آن با داستانک‌های فراوان است که در زمان‌های مختلف با فلاش‌بک و فلاش‌فوروارد قصه‌شان را می‌بینیم. تفاوت قابل توجه سریال با فیلم، در این است که سریال عموما از طریق عنصر غافلگیری و پیچش داستانی و واردکردن شوک به مخاطب کشمکش می‌سازد درحالی‌که هنر فیلم‌های درخشان در تعلیق و انتظار است. بنابراین، در سریال‌های پرطرفدار، اطلاعات مخاطب کمتر از شخصیت‌های داستان است. در «جهان غرب» نیز دقیقا این رودست‌زدن‌ها به مخاطب، بار اصلی غنای داستان را به دوش می‌کشند.
این گنگی قصه به‌همراه بازی مداوم با زمان وقوع اتفاقات و ارجاع به رویاهای شخصیت‌ها، از نظر لحن، به سوررئالیسم نزدیک می‌شود. هر چند این لحن، از ضعف روایت‌پردازی به‌وجود آمده و نه غنای دراماتیک غرق‌شدگی در دنیایی سوررئال.
نگاه نولان در این اثر، به جهان‌بینی بدبینانه کوبریک، پل تامس اندرسون و پازولینی درباره ذات پلید انسانی نزدیک می‌شود. شرارت و عمل غریزی انسان در سریال نولان بی‌لکنت بیان می‌شود.
اندیشه نولان در «جهان غرب»، کاملا الحادی و غیرعرفانی است. در «جهان غرب»، داستان خلقت مورد تردید قرار می‌گیرد و موضع علمی مفرط فیلمساز برای معنویت محلی از اعراب قائل نیست. یکی از مهم‌ترین درون‌مایه‌های سریال «جهان غرب»، بحث درباره کیستی انسان و مرز بین انسان مختار و «میزبان» بی‌اختیار است. درون‌مایه‌ای که بارها سوژه ساخت فیلم‌هایی مثل «بلید رانر» و «هوش مصنوعی» بوده است.
در «بلید رانر» ریپلکنت‌ها، به‌عنوان موجودات پوست و گوشت‌داری با ظاهر انسان، در آینده برای خدمت به بشر خلق شده بودند. ریپلکنت‌ها به‌دلیل هوش زیاد و توانایی فیزیکی بهتر از انسان، طغیان می‌کردند و علیه او وارد عمل می‌شدند و در انتها انسان پلیدتر از ریپلکنت و ریپلکنت انسان‌تر از خود انسان به تصویر کشیده می‌شد.
حالا دغدغه مشابهی درباره مرز تفاوت انسان و مخلوق خودش، در «جهان غرب» می‌بینیم که بسیار وامدار «بلید رانر» است.
در «جهان غرب»، بیش از هر چیز مرز تفاوت انسان و مخلوقش (میزبان)، خودآگاهی به‌جای احساس معرفی می‌شود. اینکه یک میزبان بتواند بلایی که انسان‌ها به‌سرش می‌آورند را به‌خاطر بیاورد، به این مهم آگاه شود و برخلاف برنامه‌ریزی انسان‌ها عمل کند، اساسی‌ترین غایتی است که میزبان برای تحقق آن به تکاپو افتاده است.
مساله جبر و اختیار در «جهان غرب» بسیار پررنگ بررسی‌شده و مرز بین اختیارداشتن انسان و مجبوربودن میزبان مورد تردید قرار می‌گیرد.
ویلیام به‌عنوان یک انسان غنی از ثروت، برای یافتن معنای زندگی به‌دنبال هزارتویی می‌گردد که بنابر تصور او، می‌تواند به زندگی بعضی از میزبان‌ها رنگ‌وبوی انسانی ببخشد. او می‌خواهد میزبان‌ها از پیش شکست خورده نباشند و برای همین هدف، کل پارک را به‌دنبال هزارتو می‌گردد.
آرنولد، سازنده اولین نسل از میزبان‌ها پس از رنجی که در زندگی متحمل می‌شود، به این نتیجه می‌رسد که جوهره زندگی درد و آلام است.
او در تلاش است تا میزبان‌ها را به گونه انسانی برنامه‌ریزی کند و جلوی سودجویی شرکت را بگیرد. میزبان‌های نسل اول، همواره با ندایی از آرنولد در درون خود مواجهند که آنها را به خودآگاهی دعوت می‌کند.
رابرت، همکار آرنولد با او مخالف است و بعد از مرگ آرنولد، پارک را به محلی برای تخلیه غرایز انسان‌ها تبدیل می‌کند.   در پایان این سریال، جهان برایمان پوچ‌تر و بی‌ارزش‌تر از همیشه معنا می‌دهد. رنج و درد به‌عنوان عناصر همیشگی زندگی، بیش از هر زمان در نظرمان سنگینی می‌کند و انسان، به‌خصوص انسان مدرن را تاریک‌تر و پلیدتر از همیشه می‌بینیم.

تکنولوژی همیشه و همه‌جا آنقدر محبوبیت نداشته است که برای کشورهای هنوز توسعه‌نیافته، شوق‌انگیز و جذاب بوده باشد. شاید هنوز در بعضی از نقاط دنیا، بهره‌مندی از امکانات تکنولوژیک آنقدر شوق‌انگیز باشد که حسرت‌های ناشی از نبود آن، اجازه ندهد مردم آن مناطق حال کسانی که از عوارض جانبی این دارو به مرضی جدیدتر دچار شده‌اند را درک کنند. اما در خود کشورهای غربی، نقدهایی مستوفا به تکنولوژی و آینده‌ای که ممکن است برای بشر رقم بزند، جریان دارد. تکنولوژی صرفا یک امکان فنی برای راحت‌ترکردن زندگی روزمره نیست، بلکه آن را به تعبیری می‌توان پیوست فنی جریان مدرنیته دانست. همیشه این اختراعات نبوده‌اند که روی تفکر بشر تاثیر گذاشته‌اند؛ آنچنان که در اوایل تحولات، اختراع چاپ روی تفکر انسان‌ها اثر گذاشت؛ بلکه کم‌کم در ادامه این تفکر انسان‌ها بوده‌اند که سمت و سوی پیشرفت تکنولوژی را مشخص می‌کردند. مثلا اینکه سینما نزدیک به سه دهه صامت بود، به‌دلیل دست نیافتن انسان‌ها به تکنولوژی ضبط صدا نبوده است. ضبط صدا قبل از ضبط تصاویر اختراع شده بود و حتی قرار بود ادیسون سیستم تصاویر متحرک را به‌عنوان هدیه‌ای اضافی روی سیستم ضبط صدایش رونمایی کند. اما چرا سینما سال‌های سال صامت ماند؟ این قضیه به تفکر غالبی که در انسان غربی آن دوران وجود داشت، ارتباط دارد. یک نوع ارزش‌گذاری خاص وجود داشت که سینما را صامت و البته نه ساکت می‌پسندید. صدا بد نبود اما دیالوگ بد بود. در تئاترهای آن دوره نیز چنین رویکردی دیده می‌شد. حتی ادبیات هم که به‌طور خاص با کلام سروکار دارد، سمت مکتب‌هایی رفت که از معنا داشتن واژه‌ها متنفر بودند و دادائیسم یک نمونه افراطی آن است. پس اینکه بشر مدرن چطور فکر می‌کرد، روی اینکه تکنولوژی چطور پیش برود و چه چیزهایی اختراع شوند، تاثیر داشت و هنوز هم همین‌طور است. ساده‌انگارانه است که هرکس با تکنولوژی مدرن ناساز است یا به آن نقدهای بنیادین دارد را به‌طور مطلق دشمن مفهوم دانش بدانیم. بحث بر سر این است که تکنولوژی ابزاری‌ شده برای به‌بندکشیدن انسان‌ها در یک نظم به‌خصوص. مثلا اگر کسی بانک و بانکداری را قبول نداشته باشد، آیا می‌تواند خارج از فضای پولی جهان که تحت تاثیر بانک‌ها هستند، زندگی کند و حتی در هیچ شعبه‌ای حساب نداشته باشد؟ سیستم آموزشی، نظم ارتباطی نوین و بسیاری از چیزهای دیگر که از لوازم پست‌مدرنیسم هستند و با ابزار تکنولوژی بر انسان مسلط شده‌اند او را به‌سمتی می‌برند که رهایی از آن به‌سادگی ممکن نیست یا شاید به‌هیچ‌وجه ممکن نباشد. در نقد مدرنیسم دو نگاه غالب وجود دارد که وادی هنر هم از مشرب آنها بسیار نوشیده است. یک نگاه با آنکه به علم‌زدگی رایج نقد اساسی دارد، خودش دچار نوعی علم‌زدگی است. نگاه ماتریالیستی و غیرمعنوی به پدیده مدرنیته و نقد آن از این موضع، محصول چنین نگاهی است. می‌شود اکثر فیلم‌هایی که جریان روشنفکری غرب در نقد مدرنیته ساخته‌اند را چنین ارزیابی کرد. «بازگشت به معنویت از دست رفته» یا «حرکت به‌سوی معنویت در فردای پیش‌رو» نوع دیگری از نگاه به این موضوع هستند. تم بازگشت یک تم مسیحی است که پاک‌ترین دوران بشر را روز اول خلقت می‌داند و حرکت به‌سوی معنویت در آینده، با اسلام و بعضی مذاهب دیگر که به موعود می‌اندیشند همخوانی بیشتری دارد. تم مسیحی میل به بازگشت به روز اول خلقت را دارد و گمشده‌اش را در آنجا می‌جوید و موعودگرایان آن گمشده را انتظار می‌کشند و در آینده جست‌وجویش می‌کنند. از اینجا معلوم می‌شود که چرا فیلم‌های آخرالزمانی هالیوود پایان جهان را فروپاشی محض می‌دانند. آنها پاکی محض را نه در آینده، بلکه در روز اول خلقت جست‌وجو و حس می‌کنند که بشر هرچقدر از روز اول خلقت دور شود، بیشتر از پاکی‌اش دور شده است. نقدهای ماتریالیستی به مدرنیسم هم حال و هوای آخرالزمانی را به‌عنوان یک قالب کلی، از فضای مسیحیت کاتولیک وام گرفته‌اند و در این شابلون، طرحی با رنگ غیرمعنوی کشیده‌اند. سریال جهان غرب از همین دسته است؛ یک آخرالزمان تلخ و فروپاشیده در منتهای خمیدگی تیرکی که تکنولوژی از آن بالا می‌رفت. نولان در این فیلم داستان خلقت انسان را زیر سوال می‌برد و اینگونه علیه معنویت موضع‌گیری می‌کند. دغدغه اینکه انسان‌ها با مخلوقات خودشان یعنی ربات‌ها چه رفتار بی‌رحمانه‌ای دارند، در بسیاری از فیلم‌ها و سریال‌ها مطرح شده و ممکن است به‌نظر یک سانتی‌مانتالیسم بیهوده برسد؛ اما چنین نگاهی برآمده از توهم جایگزینی انسان و خداست. انسانی که باورش شده خدا را کشته و خودش خدا شده است، حالا خدایی خودش را نقد می‌کند. به‌هرحال مدرنیسم چیزهایی را از انسان گرفته که نبودشان روح و روان او را آزرده می‌کند. این نگاه غیرمعنوی به مضرات پدیده تکنولوژی، گرچه متوهمانه است و به‌رغم ژست علمی‌اش، منطق کاملا محکمی ندارد، لااقل می‌تواند نتیجه پارادوکسیکال میل به صعود را در زندگی انسان مدرن نشان بدهد.

*فرهیختگان

مشاهده خبر از سایت منبع