
سینماپرس: مستند «بر فراز گذشتهها» با محوریت زندگی «جمشید گرگین» و خاطرات او از برنامه رادیویی «راه شب» از تلویزیون پخش میشود.
به گزارش سینماپرس، قسمت چهاردهم از مجموعه مستند پرتره «رخ» به تهیهکنندگی «سیدمازیار هاشمی» امروز روی آنتن شبکه مستند میرود.
بنا بر این گزارش، چهاردهمین قسمت از این مجموعه که «بر فراز گذشته ها» نام دارد، به کارگردانی سهیل سلیمی ساخته شده و امروز -۱۳فروردین ماه- ساعت ۱۵ پخش میشود. این قسمت به زندگی «جمشید گرگین» هنرمند سرشناس و پیشکسوت میپردازد.
در این اثر که برای اولین بار به زندگی این هنرمند پرداخته، جمشید گرگین گفته است: به دلیل علاقه ام به فرهاد مهراد هر شب در برنامه راه شب آهنگی از فرهاد پخش می کردم.
بنا بر این گزارش، این مجموعه در ١٧ قسمت ٦٠ دقیقهای تهیه و تولید شده و به زندگی و آثار هنرمندانی همچون حسن فتحی، سیروس الوند، ثریا قاسمی، همایون اسعدیان، بیژن بیرنگ، امین تارخ، سیروس گرجستانی، حبیب دهقان نسب، شهره سلطانی، سعید نیکپور، سیاوش طهمورث، میکائیل شهرستانی، احمد نجفی، جمشید گرگین، رضا بنفشهخواه، قاسم زارع و مهران رجبی میپردازد.
کارگردانی این مجموعه آثار را سهیل سلیمی، بهزاد خداویسی، مهدی زنگنه، شهره سلطانی، بهروز پناهنده، سعید عباسی، روح اله مهرابی، مهدی بوستان پرور و سیاوش گرجستانی بر عهده داشتهاند.
مجموعه مستند پرتره «رخ» در ایام نوروز هر روز ساعت ۱۵ به روی آنتن میرود و تکرار آن ساعت ۲۴ پخش خواهد شد.

سینماپرس: رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس گفت: تدبیر صدا و سیما در ساخت سریال شیرین «نون خ» جای تشکر دارد و این سریال از بعد امنیت ملی هم اثرات بسیار مثبتی برای کشور دارد که در دراز مدت خودشان را نشان میدهند.
به گزارش سینماپرس، «محمدحسین رنجبران» مدیرکل روابط عمومی سازمان صداوسیما در صفحه شخصی خود نوشت: برای تبریک سال جدید با رئیس محترم کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس آقای دکتر فلاحت پیشه عزیز تماس گرفتم و از همه چیز صحبت شد و نمایندگی مردم استان کرمانشاه کافی بود تا ایشون اشاره ای به سریال “نون، خ ” بکنه و از اثرات مثبت این سریال در اون منطقه بگه:آقای رنجبران واقعا جای تشکر داره از این تدبیر صدا و سیما که چنین سریال شیرینی درست کرده از قوم کرد که واقعا خیلی جاها مظلوم واقع شدند، این سریال از بعد امنیت ملی هم اثرات بسیار مثبتی برای کشور داره و بعنوان استاد دانشگاه میگم که این اثرات در دراز مدت خودش رو نشون میده.
آقای فلاحت پیشه از مسئولان سازمان خواست این سریال رو حتما ادامه بدهند :من خواهش میکنم مثل پایتخت برای استمرار این سریال فکر کنید تا فصول بعدی اون هم ساخته بشه چون مردم از قشرها و قومیت های مختلف از این سریال بشدت استقبال کرده اند.
بنده هم به نقل از مدیر محترم شبکه یک به ایشون گفتم که از تهیه کننده و کارگردان خواسته شده تا طرح خودشون برای فصل دوم سریال رو به شبکه ارائه کنند و آقای فلاحت پیشه هم از این خبر خیلی خوشحال شد و گفت: قطعا ما در مجلس از این طرح های خوب و اثرگذار حمایت میکنیم.
رییس کمیسیون امنیت ملی مجلس یک درخواست دیگه هم از سازمان داشت :خواهش میکنم معاونت برون مرزی سازمان هرچه زودتر ساز و کار پخش این سریال از شبکه آی فیلم رو هم فراهم کنه چون مطمئنم روی کردهای کشورهای همسایه هم اثرات مثبتی خواهد داشت و کلا کردهای خارج از کشور هم از اون استقبال میکنند.

سینماپرس: «رضا کیانیان» در بخشی از صحبت های خود در میزگرد ویژه نامه نوروزی روزنامه ایران، سانسور را مانع از تولید محصولات ریشه دار فرهنگی دانست.
به گزارش سینماپرس، «رضا کیانیان»، بازیگر سینما و تلویزیون کشورمان در بخشی از صحبت های خود در میزگرد ویژه نامه نوروزی روزنامه ایران با اشاره به فراوانی تولید فیلم های سطح پایینی که فروش های چند ده میلیاردی دارند، گفته است:
سانسور مانع از تولید محصولات ریشه دار فرهنگی میشود اما با شیوع لمپنیسم مشکلی ندارد. و سرمایه گذارها هم ترغیب به سرمایهگذاری در این حوزه میشوند. چون لمپنیسم درآمد دارد.
او در ادامه می افزاید:
همان طور که در دوره دوم ریاست جمهوری آقای خاتمی و دوره دوم آقای روحانی که میلیون ها رأیدهنده خاموش بیدار شدند و پای صندوق های رأی آمدند، اگر فیلم خوب هم ساخته شود تماشاگر خاموش ما بیدار میشود و به تماشای آن مینشیند.
کیانیان همچنین تصریح می کند:
ما تماشاگران خاموش بسیاری داریم و باید سرمایه گذاران فرهنگی برای این مخاطبان هم سرمایه گذاری کنند اما سرمایه گذاران و سانسور ترجیح می دهند با ایجاد فرصت برای لمپنیسمی که مبلغ بی ریشه بودن است، بی ریشه بودن را توجیه کنند.
*توجیهاتی که رضا کیانیان برای فروش میلیاردی فیلم های کمدی و اجتماعی سینمای ایران در مقابل فروش کمتر فیلم های فلسفی ارائه می کند، توجیهات قوی و دلایل محکمی نیستند.
باید پذیرفت در جامعه ای که بر تعداد قشر متوسط آن افزوده شده و مثلاً رکورد فروش و مخاطب سینمای آن در سال ۹۷ نیز شکسته شده؛ بروز رفتارهایی مثل علاقه به ژانرهای کمدی و اجتماعی افزایش می یابد.
از طرفی مسئله سینمای ایران، سانسور مورد اشاره کیانیان یا شیوع لمپنیسم در برخی از فیلم ها نیست زیرا این مقولات بصورت همیشگی در تمام کشورهای دارای صنعت سینما وجود دارد.
بلکه مسئله اصلی ما به زبان خیلی ساده، نبود یا کمبود فیلم های خوب است.
فیلم خوب به این تعبیر که به نظر می رسد اهالی سینمای ایران بایستی موضع خود را نسبت به رخدادهای روز مشخص کنند تا به مصداق «از کوزه همان برون تراود که در اوست» چیزی از درون آنها تراوش کند که لایق صفت فیلم خوب است.
روی دیگر این بیان آنست که آقای کیانیان خود بهتر از همه می داند مادام که برخی اهالی سینما در اینجا و آنجا مشغول تأکید بر حال بد، کنایه انداختن به شرعیات، شمشیر از رو بستن علیه حاکمیت سیاسی نظام، زیست گران و اشرافی و مقولاتی از این دست هستند؛ نباید و نمی توان که انتظار چندانی برای تولد فیلم های خوب داشت.
ما به آقای کیانیان یادآوری می کنیم نگاهی به سیر تطوّر شخصیت ایشان بعنوان یک سلبریتی سینمایی که زمانی می گوید احساس جوانی دارم و زمانی دیگر اظهار می کند که ۴۰ سال است یک روز خوش ندیده [۱] به تنهایی گویای آن است که چرا سینمای ایران این روزها کمتر شاهد تولد فیلم های خوب است…

سینماپرس: سعید ابوطالب که تجربه موفق رالی ایرانی را در کارنامه دارد، برای ایام نوروز ۹۸ مستند مسابقه «هفت شهر عشق» را با حضور بازیگرانی از ایران و کشورهای همسایه تولید کرد.
به گزارش سینماپرس، در ایامی که تحریم ها فروش نفت برای ایران را دشوار کرده و لزوم افزایش درآمد غیرنفتی کشور بیش از پیش احساس می شود، یکی از موثرترین اقدامات برای کاهش وابستگی به صدور نفت، گسترش صنعت گردشگری است.
طبیعی است که تبلیغ و معرفی جاذبه های تاریخی و گردشگری ایران یکی از مهمترین گام هایی است که در این راستا باید برداشته شود و این مهم متکی به اهتمام دستگاه های دولتی و رسانه ای کشور است.
بسیاری از کشورها بدون داشتن منابع نفتی یا معدنی، اقتصاد خود را با همین صنعت گردشگری، و البته با دارا بودن جاذبه هایی به مراتب کمتر از ایران می چرخانند و به وضوح مشخص است که ایران شاهد کم کاری های زیادی در این زمینه بوده است.
در این میان، پخش مسابقه ای خلاقانه از شبکه یک سیما بارقه ای از امید برای گشوده شدن راه های جدیدی جهت معرفی جاذبه های گردشگری ایران و جذب جهانگردان به کشورمان گشوده است.
سعید ابوطالب که تجربه موفق رالی ایرانی را در کارنامه دارد، در ایام نوروز ۹۸ مستند مسابقه «هفت شهر عشق» را با حضور بازیگرانی از ایران همچون حسام نواب صفوی، علیرام نورایی، کاوه خداشناس، نفیسه روشن، سوگل طهماسبی و نرگس محمدی و بازیگران خارجی از کشورهای ترکیه، آذربایجان، تاجیکستان، ارمنستان، افغانستان و هند به روی آنتن برده است.
در این مسابقه، بازیگران در فضایی رئال و در قالب چند گروه به رقابت در ۷ مرحله می پردازند که بستر و آیتم های آن در جاذبه های توریستی و تاریخی ایران تعبیه شده است.
در رئالیتی شو “هفت شهر عشق” بازیگران ایرانی ابتدا هم گروهی های خود را از کشورهای ذکر شده یافته و سپس به همراه آنان برای طی کردن مراحل جذاب مسابقه، وارد تهران، اصفهان، شیراز، کاشان و تبریز می شوند.
* دیپلماسی عمومی
در قسمت های پخش شده از این مسابقه، انتخاب کشورهایی که بازیگران خارجی از آن آمده اند هدفمند صورت گرفته و تقویت مودت با کشورهای همسایه از طریق تجلی فرهنگ مشترک ایران با کشورهایی همچون ترکیه، افغانستان، تاجیکستان، آذربایجان و هند، در خروجی برنامه نمایان شده است.
در هنگامه ایران هراسی کشورهای غربی و برخی از کشورهای منطقه و آسیب هایی که این مساله به صنعت گردشگری ایران وارد می کند، ارائه تصویری واقعی و جذاب از ایران، یکی از اهداف اصلی دیپلماسی عمومی محسوب می شود.
این برنامه می تواند نمونه ای خوب برای ترجمه به زبان های اصلی دیگر و نمایش از شبکه های برون مرزی صداوسیما باشد.
* کلیشه شکنی
در بسیاری از برنامه های تلویزیونی مربوط به گردشگری ایران، برنامه سازان معمولا به سراغ سهل الوصول ترین راه می روند و صرفا با تصویربرداری و سپس نریشن و موسیقی و یا نهایتا با یک راوی، تصویری از اماکن توریستی ایران به روی آنتن می برند اما “هفت شهر عشق” فضای کلیشه ای را کنار گذاشته و به بهانه یک مسابقه مهیج، به معرفی و نمایش زیبایی های گردشگری در ایران می پردازد. خصوصا آنکه در سکانس های متعدد مسابقه، بازیگران خارجی به سخن می آیند و از زیبایی های ایران ابراز شگفتی می کنند.
خوشتر آن باشد که سرّ دلبران
گفته آید در حدیث دیگران
* استفاده از فناوری های نوین
در این مسابقه، استفاده خوبی از اینترنت و قابلیت های آن اعم از جی پی اس، اپلیکیشن ارتباط شرکت کنندگان مسابقه با داور، حسگرهای گزارش دهنده خطای مسابقه دهندگان و … شده است.
مدل استفاده از این فناوری ها، می تواند در بسیاری از برنامه های دیگر صداوسیما تعمیم داده شود و خلاقیت های فناورانه به کمک جذابیت های بصری برنامه ها بیایند.
* لجستیک
به نظر می رسد پیش تولید و لجستیک گسترده ای برای این مسابقه تدارک دیده شده است. چرا که برخی از مراحل مسابقه در صحنه های کاملا واقعی و کم سابقه مانند کویر، جاده، روستا و … تصویربرداری شده است.
علاوه بر آنکه تعبیه اشیایی که گروه های مسابقه باید به دنبال آن باشند، به شیوه هایی پیچیده و خلاقانه صورت گرفته به گونه ای که گاه بازیگران شرکت کننده، برای طی کردن مراحل مسابقه، دچار مشکلات و سردرگمی شدیدی می شوند که حتی برای خودشان هم حیرت انگیز است.
استفاده کاملا رئال از خودرو، شتر، دوچرخه و … نیز از دیگر جذابیت های این مستند مسابقه به شمار می رود.
* موسیقی
در این برنامه تلویزیونی، از موسیقی فیلم های متعدد داخلی و خارجی استفاده شده و نکته جالب اینکه در زمان پخش هرکدام از موسیقی ها نام فیلم زیرنویس شده و تصنیف ها یا ترانه هایی که در هر سکانس پخش می شود نیز معرفی می شود
در حقیقت این خلاقیت، به کمک آهنگ ها، فیلم ها و خالقان آنها برای معرفی در قاب تلویزیون آمده است.
علاوه بر آنکه مدل خوبی در زمینه امانت داری در برنامه سازی است.
* تصویر و تدوین
احساس مخاطب نسبت به رقابت موجود در مسابقه و همراهی گام به گام و عینی با شرکت کنندگان از اهداف اصلی هر برنامه مسابقه محسوب می شود.
“هفت شهر عشق” با نمایش لحظه به لحظه لوکیشن تیم ها، دمای هوا میزان رطوبت و سایر اطلاعات هواشناسی در شرایط خاص (مانند بیابان)، تصاویر هوایی با تلفیق لوکیشن ها، همراهی دوربین با تیم ها در تمام حالات و موقعیت ها و نمایش همزمان اقدامات هر شرکت کننده، در کنار جلوه های بصری تدوین، توانسته تا حد قابل قبولی مخاطب را با خود همگام سازد، اگرچه در این زمینه راه طولانی ای در پیش است.
* پایان باز
با پیشرفت تجهیزات تصویربرداری، یکی از آسیب های برخی برنامه های تلویزیونی این است که صفر تا صد یک اثر تاریخی یا گردشگری را از زوایای مختلف و با تایم طولانی به گونه ای به نمایش می گذارند که اصطلاحا مخاطب اشباع می شود و دیگر نیازی نمی بیند که سفر کند و خود اثر را از نزدیک مشاهده کند.
به نظر می رسد این مستند مسابقه در کنار معرفی غیرمستقیم و اجمالی هر مجموعه تاریخی یا گردشگری، به این نکته توجه داشته که خودش کار را به پایان نرساند و پس از نمایش جاذبه ها، سفر، بازدید و رونق توریسم را به خود گردشگران بسپارد و پایان کار را برای مخاطب باز بگذارد، بنابراین، از تصویربرداری در هر مکان توریستی به صورت کاملا کنترل شده استفاده کرده و اصطلاحا اجازه نداده که عطش ایجاد شده برای مخاطب نسبت به جاذبه های ایران کاملا برطرف شود.
مستند مسابقه «هفت شهر عشق» به تهیهکنندگی و کارگردانی سعید ابوطالب در ایام نوروز ۹۸ هر شب ساعت ۲۳:۳۰ از شبکه یک سیما روی آنتن میرود.
سینماپرس: همزمان با آغاز سال ۹۸ تعدادی از اهالی سینمای کشور با انتقاد از وضعیت بحرانی سینما، خواستار توجه جدی مدیران سینمایی به اوضاع اسفبار کنونی شدند و تأکید کردند نگاه های سیاسی و جناحی به سینما و سینماگران آسیب های جدی و غیرقابل جبرانی وارد کرده، این دسته از سینماگران مشکل اصلی سینمای کشور را متوجه عملکرد مسئولان دانستند و تأکید کردند مشکلات سینمای کشور باید به صورت بنیادین و ریشه ای برطرف شود.
به گزارش سینماپرس مشکلات سینمای کشور آنقدر زیاد است که مدت ها است صداهای مخالف از عملکردهای نادرست مدیران فعلی سازمان سینمایی از گوشه و کنار شنیده می شود؛ در آستانه سال نو از برخی از اهالی سینما از انتظارات شان سوأل کرده ایم و آن ها هم انتظارات خود را از مسئولان سینمای کشور بیان کرده اند؛ آقایان و خانم ها: تینا پاکروان، امین زندگانی، ماشاالله شاهمرادی زاده، داود یوسفیان و پرند زاهدی جزو افرادی بودند که در بخش اول این گفتگو از انتظارات خود از مدیران سینمایی به سینماپرس گفتند؛ ماحصل گفتگوی ما با این سینماگران در ذیل نقل شده است.
*****************

تینا پاکروان تهیه کننده و کارگردان سینما با بیان اینکه سینما مشکلات زیادی دارد اظهار داشت: از بحث گرفتن مجوز برای تولید فیلم تا گرفتن پروانه نمایش، اکران فیلم و بعدتر از آن توزیع فیلم در شبکه نمایش خانگی که خود ممیزی های جداگانه ای از سینما دارد از جمله مسائل امروز سینمای کشور است.
وی ادامه داد: اما به عقیده بنده مهمترین اتفاق امروز سینما این است که اهالی سینما خودشان با یکدیگر دارای اختلاف شده اند و به همین علت بسیاری نهادها و اشخاص از بیرون سینما به خودشان اجازه می دهند تا در امور سینما دخالت کنند و به نوعی سوار بر همه اهالی سینما شوند! مدیران سینمایی هم رسماً هیچ اقدام و فعالیتی برای رفع مشکلات اهالی سینما انجام نمی دهند و ما همه با یکدیگر درگیر هستیم و هر کس هرطور که دلش بخواهد با سینما و سینماگر برخورد می کند.
این سینماگر با تأکید بر اینکه تشتت میان اهالی سینما، رقابت های ناسالم، اختلاف های شدید، دشمنی ها و حسادت ها باعث شده تا سینماگران انسجام و اتحاد لازم را از دست بدهند و به شدت نفوذپذیر باشند تصریح کرد: همین مسائل باعث می شود هر نهادی اجازه بدهد به سینما نفوذ کرده و هر بلایی می خواهد به سر سینما بیاورد. از اداره مالیات و دارایی بگیرید تا سازمان صدا و سیما و…! اما افسوس من آنجا است که مسئولان سینمایی در مقابل همه این اتفاقات تنها سکوت می کنند و رسماً موضعی انفعالی دارند و سینما و سینماگران را به حال خود رها کرده اند.

امین زندگانی بازیگر مطرح سینما و تلویزیون کشور نیز در این خصوص به سینماپرس گفت: مشکل اصلی سینمای کشور خود مسئولان هستند! بنده معتقدم اصلاً تا وقتی که این مسئولان سر کار هستند و شرایط قرار است به همین منوال باشد بهتر است سینما را تعطیل کنیم و هر کدام برویم و یک کسب و کاری خارج از سینما راه بیندازیم.
وی ادامه داد: هیچ استانداردی امروزه در سینمای کشور وجود ندارد؛ فیلم ها روز به روز نازل تر و سخیف تر می شوند، فشارهای بیرونی بر سینما بسیار زیاد شده و افراد و نهادهایی خارج از سینما برای سینما تصمیم گیری می کنند و مدیران هم اصلاً به این اتفاقات اهمیتی نمی دهند. من واقعاً نمی دانم حضور این مدیران برای چه چیزی است؟ ای کاش فقط همان مباحث نظارتی بر عهده آن ها بود و مابقی امور سینما را به خود سینماگران واگذار می کردند، قطعاً شرایط بهتر می شد!

ماشاالله شاهمرادی زاده بازیگر و کارگردان سینما نیز گفت: خانه نشینی و بیکاری سینماگران ارزشی، انقلابی، ولایتمدار و متعهد مهمترین معضل امروز سینمای کشور است؛ متأسفانه مدیران و مسئولان هیچ توجهی به این سینماگران ندارند و اصلاً آن ها را نمی بینند. من امیدوارم به جای غرب زدگی، تولید فیلم های نازل و سیاه و توجه به آثار روشنفکرنما در سال جدید سینمای کشور شاهد تولید گسترده آثار ارزشی و استراتژیک و انقلابی و دفاع مقدسی باشد.

داود یوسفیان تدوین گر پیشکسوت سینمای کشور با انتقاد شدید از مدیران سینمایی به سینماپرس گفت: مهمترین، ریشه ای ترین و بزرگترین معضل امروز سینمای کشور بی کفایتی مدیران آن است. طی این سال ها هرکس به عنوان مدیر اداره سینمای کشور را در دست گرفته بنده به جز بی کفایتی چیزی از او ندیده ام و به همین علت آنقدر روز به روز بر دامنه مشکلات سینما افزوده شده و معضلات در سینما ریشه دوانده که بنده شخصاً هیچ امیدی به بهبود این اوضاع اسفبار در سینما ندارم.
وی ادامه داد: این روزها خیل اعظمی از اهالی سینما بیکار و خانه نشین شده اند، مسئولان اصلاً این افراد را یادشان رفته و همه سینما تنها تحت اختیار افرادی خاص است که مرتباً کار می کنند و در سینما جولان می دهند. سوأل بنده از آقایان مدیر این است که بنده به عنوان یک تدوین گر پرکار این سینما که آثار بسیار درخشانی را در سینما دارم چرا الآن چندین سال است حتی یک کار هم نتوانستم انجام بدهم؟ این چه اوضاع و احوالی است؟ وظیفه این مدیران رسیدگی به چه اموری است؟ چرا ما را نمی بینند؟
تدوین گر فیلم های سینمایی «گیلانه» و «بچه های ابدی» خاطرنشان کرد: امیدوارم در سال جدید ما شاهد اندک توجهی از سوی مسئولان برای رفع بحران های وحشتناک در سینمای کشورمان باشیم و به خصوص امیدوارم که آقایان کمی به فکر پیشکسوتان این سینما باشند.

پرند زاهدی بازیگر و کارگردان سینما و تلویزیون نیز نگاه های سیاسی و جناحی به سینما و سینماگران را یکی از معضلات مهم و اساسی سینمای کشور برشمرد و در گفتگو با سینماپرس اظهار داشت: نگاه های سیاسی و جناحی به سینما و سینماگران باعث تفرقه و چنددستگی و باندبازی میان اهالی سینما شده است. این نوع نگاه توسط مسئولان رواج پیدا کرده و باید هرچه سریع تر از بین برود.
وی ادامه داد: در همین راستا هنرمندان هم نگاه های سیاسی و جناحی پیدا کرده اند؛ حضور مستمر و فعالیت آشکار هنرمندان در زمینه های سیاسی کاری بسیار غلط است؛ هنرمندان متخصص امور سیاسی نیستند که بخواهند برای جامعه تصمیم گیری های سیاسی کنند و باید به کار خودشان بپردازند. درست است که یک هنرمند جدا از وادی سیاست و امور مملکتش نیست اما دلیل ندارد که بخواهد در هر امری مداخله کند.
این هنرمند در همین راستا ادامه داد: ما دچار نوعی بی ثباتی در سینمای کشور هستیم که بنده شخصاً مقصر اصلی این اتفاقات را مدیران و مسئولان می دانم و امیدوارم که حاقل بخش کوچکی از این مشکلات بزرگ در سال جدید برطرف شود.

برنامه تلویزیونی «برنده باش» با اجرای محمدرضا گلزار در ایامنوروز هرشب با حضور شرکت کنندگان مختلف روی آنتن شبکه سه میرود.

سینماپرس: حمید شاهآبادی با اشاره به برنامهسازی میدانی شبکههای رادیویی، گفت: تعدادی از برنامههایمان را به سمت برنامه میدانی میبریم یعنی همه برنامهها ضرورت ندارد در داخل استودیوها اجرا شوند.
به گزارش سینماپرس، حمید شاهآبادی معاون صدا با توجه به ارتقاء مخاطب رادیوی جمهوری اسلامی ایران نسبت به نرم جهانی، تصریح کرد: مخاطب همیشه برای ما اهمیت داشته و در راستای میل مخاطب حرکت کردهایم و البته از مصلحت موردنیاز واقعی دور نشویم. همکاران ما به طور ویژه با نرمافزارهای متعدد در لحظه از واکنش مخاطبین خودشان متوجه میشوند. از همکاران و شنوندگان تقاضا دارم این تعامل را در سال جدید بیشتر کنند. وقتی ما خودمان را به علایق و سلایق مخاطبین نزدیک کنیم مخاطبین ما برای استفاده از رادیو بیشتر ترغیب میشوند. امیدواریم روز به روز بهتر بشویم.
وی در پاسخ به این سوال که آیا قصد تصویری کردن رادیو را دارید، افزود: ما دنبال رادیو تصویری نبودیم. چرا که اعتقاد داریم باید صددرصد پیام از طریق رادیو و صوت برای مخاطب انجام شود و رادیو نما یک تصویر مکمل نیست بلکه تصویری است که در واقع مفهوم یک پیام را کامل کند. با توجه به اینکه در منازل ما اکثراً از تلویزیون رادیو میشنوند به جای یک تصویر سیاه، یک تصویری را پخش میکنیم که یک ارزش افزوده به فهم و درک مخاطب عنایت کند. عنوان و ساعت پخش هرچه مرتبطتر با مفهوم و پیام منتشر شده باشد بهتر میشود. رادیونماها کار خودشان را شروع کردند و البته پهنای باند بسیار کمی دارند و قدرت تعویض عکسهای ما تقریبا هر ۳۰ ثانیه یک بار است. در واقع ما دنبال رادیوی تصویری نیستیم بلکه به دنبال اضافه کردن یک ارزش افزودهای به مخاطب هستیم.
شاهآبادی در خصوص اجرای مسابقات رادیویی و شبههای که درباره مسابقات تلویزیون وجود دارد و همچنین نسبت به خروج هنرمندان «صبح جمعه با شما» از استودیو و با مردم اجرا کردن، گفت: ما البته تعدادی از برنامههایمان را به سمت برنامه میدانی میبریم یعنی همه برنامهها ضرورتاً نباید در داخل استودیوها اجرا شود. مسابقهها هم به گونهای است که مخاطب را با برنامه و جوایز بسیار محدود درگیر میکند. همیشه ما از جوایزی که بر روی یک برنامه سوار بشود و پیام یک برنامه را تحتالشعاع قرار بدهد اجتناب کردیم دوستان ما هم در بخشهای دیگر مراقبت میکنند. مسابقه ما کاملاً با هدف درگیر شدن مخاطب با موضوع برنامه انجام میشود نه یک اتفاقی که بر برنامه سوار بشود.
* تسنیم
سینماپرس: «خون دلی که لعل شد» شامل خاطرات رهبر معظم انقلاب از سالهای مبارزه با رژیم ستمگر شاهنشاهی است؛ راهی که ایشان از آن با تعبیر «راهی پر از اشک و خون» توصیف کردند.
به گزارش سینماپرس، کتاب ۴۲۴صفحهای «خون دلی که لعل شد» بههمت محمّدعلی آذرشب گردآوری شده است. این کتاب ترجمه فارسی کتاب «إنّ مع الصّبر نصراً» زندگینامه رهبر معظّم انقلاب است که توسط انتشارات انقلاب اسلامی چاپ و روانه بازار نشر شد.
کتاب حاضر شامل بیان حکمتها، درسها و عبرتهایی است که بهفراخور بحثها بیان شده و هر کدام از آنها میتواند چراغ راهی برای آشنایی مخاطب کتاب بهویژه جوانان عزیز با فجایع رژیم منحوس پهلوی، و همچنین سختیها، مرارتها و رنجهای مبارزان و در مقابل، پایمردیها، مقاومتها، خلوص و ایمان انقلابیون باشد. در ادامه بخشهایی از این کتاب به مناسبت ۱۲ فروردین، روز جمهوری اسلامی منتشر میشود. رهبر معظم انقلاب در این بخش از خاطرات، به سالهای مبارزه و تبعید در دوره رژیم پهلوی اشاره کردهاند:
وقتی در عنفوان جوانی، ندای امام خمینی(ره) را از همان آغاز نهضت ایشان لبیک گفتم و راه مقاومت در برابر قدرت حاکمه ستمگر را در پیش گرفتم، میدانستم این راه، راهی پر از اشک و خون است؛ لذا از نظر روحی، برای همه گونه زجر و شکنجه آمادگی داشتم. وقتی با نخستن تجربه بازداشت در شهر بیرجند روبرو شدم، این آمادگی در من آشکارا ظهور یافت. در نتیجه همین آمادگی- علیرغم زندانها و بازداشتها و تهدیدها و انواع جنگ روانی و شکنجه بدنی- توانستم به لطف و فضل و توفیق خداوند، راه را ادامه دهم.
از آغاز نهضت اسلامی در سال ۱۳۴۱ تا پیروزی انقلاب اسلامی، ششبار بازداشت و زندانی شدم. یکبار هم بازداشت و سپس تبعید شدم. دفعات بیشماری هم برای بازجویی و تحقیق به مقر «ساواک» فراخوانده شدم.
مقدّمتاً باید بگویم که نظامها و قوانین موجود، براساس حکمت و مصلحت انسانی، از موضوع «زندان» غافل نبودهاند. در شریعت اسلامی نیز زندان احکام خاص خود را دارد. در جمهوری اسلامی هم زندان هست، اما – بدون آنکه بخواهم منکر وجود برخی اشتباهات شوم- در جهت اصلاح زندانیان و بازپروری و گاه آموزش کار به آنها، تا پس از خروج افراد از زندان، بتوانند زندگی آبرومندی را در پیش بگیرند.
ولی در زندانهای شاه وضع چنین نبود؛ زیرا آن زندانها یا برای انتقام جویی بود، یا به این هدف بود که شخص در توقیف بماند تا نتواند کاری انجام دهد. این واقعیت را من شخصاً در تمام دوران رنج و زجری که در زندانهای طاغوت کشیدم، لمس کردم… م.
***
نخستین خبرهای انقلاب
سرآغاز اخبار انقلاب، آن زمان که در ایرانشهر بودیم، به ما رسید. حادثه قم در نوزده دیماه ۱۳۵۶ رخ داد. سپس حوادث به دنبال یکدیگر پیش آمد. بهمناسبت چهلم شهدای قم، حادثه تبریز پیش آمد؛ و به مناسبت چهلم شهدای تبریز، حادثه یزد و حوادث بزرگ دیگر در سایر شهرها واقع شد.
وقتی اخبار قم به ما رسید، در قبال آن، موضع شگفتزدگی توأم با ناباوری داشتیم؛ چون جو سیاسی اختناقآمیز بود و در آن، نشانهای از یک تحرک اجتماعی مردمی دیده نمیشد. وانگهی، انتظار نمیرفت که وضع به گونهای بالا بگیرد که به حد رویارویی و شهادتطلبی برسد. این حادثه، مقدماتی هم نداشت تا باعث شود آن را باور کنیم؛ بلکه به صورت پیشبینی نشده و ناگهانی رخ داد. واقعاً در حد خود، رخدادی بزرگ بود که به گونهای غیر منتظره و بدون هیچگونه علائم و مقدمات قبلی به وقوع پیوست.
وقتی حوادث در پی هم رخ داد، دریافتیم که حادثه بزرگی در حال شکلگیری است. من رخدادها را به دقت پیگیری میکردم. جوانهایی بودند که مرا در جریان جزئیات همه اموری که رخ میداد، قرار میدادند؛ از جمله طلبهای به نام صالحی، اهل قم، که آن زمان در آغاز جوانی و فعالیت و تحرک بود.
در گیرو دار آن رخدادها، آقای صدوقی از یزد به من نامه کوتاهی نوشت و از من خواست تا درباره جریاناتی که در کشور میگذرد، برای او بنویسم و بفرستم. فرصت را مناسب دیدم تا از طریق آقای صدوقی روحانیون کشور را مورد خطاب قرار دهم، با آنها حرف بزنم و تحلیل عمیقی از آنچه در جریان است و مواضع و تدبیری که باید اتخاذ کنند، در اختیارشان قرار دهم؛ زیرا روحانیون عملاً وارد میدان رهبری مردم شده بودند و این، نیازمند پختگی، عمق، تأمل در حوادث، ترسیم آینده، و هشیاری در قبال توطئهها بود. چنین ویژگیایی در علمایی که در غیر از حوزههای قم و مشهد و یا در جای دیگری جز تهران بودند، به ندرت یافت میشد، زیرا بیشتر آنها قبلاً وارد مقوله رهبری وقایع سیاسی، آن هم در این وسعت نشده بودند.

نامهای در دو صفحه بزرگ برای آقای صدوقی نوشتم و در آن، نظرم را درباره وقایع جاری، از بُعد سیاسی و دینی بیان کردم. ایشان مجدداً طی نامهای، از من سپاسگزاری کرد و خواستار اطلاعات بیشتری شد. لذا هشت صفحه بزرگ راجع به «مسئولیت علما در قبال انقلاب اسلامی و رویارویی با توطئههای دشمنان» برای ایشان نوشتم، که این متن به شکل جزوه و بدون نام منتشر شد و در مشهد، یزد و جاهای دیگر توزیع شد.
وقتی اثرات مثبت و پراهمّیّت اینگونه نوشتهها را در تبیین و ترویج موضع رهبران در قبال رخدادها دیدم، به نوشتن ادامه دادم؛ از جمله اینکه با استفاده از فرصت وقوع حوادث بزرگ شیراز، یک نامه چهارپنج صفحهای به آیتاللّه دستغیب نوشتم و در آن، ایشان و همه علمای شیراز را مورد خطاب قرار دادم. نامهای هم از جیرفت به آقای شریعتمداری نوشتم. علّت نوشتن نامه به آقای شریعتمداری، انتشار اظهارات او در روزنامهها بود، که کسانی را «تندرو» خوانده بود.
روش آقای شریعتمداری این بود که در اظهارات خود، هم رژیم حاکم و هم مردم را راضی کند؛ و البتّه کفّه سنگینتر این اظهارات، مربوط به رضایت خاطر رژیم حاکم میشد! زیرا رژیم معنی این اظهارات را میفهمید و در قبال آن، موضع قاطعانه میگرفت؛ ولی توده مردم را میشد با یک موضعگیریِ متزلزل و سست، فریب داد. عبارت «تندروها» خطرناک و حسّاس بود؛ زیرا اگر بر سر زبانها میافتاد، همهی کسانی که در مسیر انقلاب و پیرو خطّ امام خمینی(اعلیاللّهمقامه) بودند، تندرو به شمار میآمدند و محکوم به تندروی میشدند. لذا نامهای به او نوشتم و او را از عواقب بیان چنین اظهاراتی برحذر داشتم. به او گفتم: چنین سخنی، به رژیم بهانه میدهد تا به کشتار تودههای مردم انقلابی به عنوان «مبارزه با تندروی»، دست بزند؛ و بار گناه این کار بر دوش شما خواهد بود. وقتی نگارش این نامه را به پایان بردم و آن را امضا کردم، پیش از آنکه نامه را بفرستم، خبر کشتار «جمعه سیاه» (هفده شهریور ۱۳۵۷) که در میدان ژاله -میدان شهدای کنونی- رخ داده بود، رسید. در حاشیه نامه نوشتم: این، سرآغاز عملیّات قلعوقمع تندروها! است.

ورود من به جیرفت، مصادف بود با برکناری جمشید آموزگار از نخست وزیری، و روی کار آمدن شریف امامی. این قضّیه، نشان از تسریع در روند زنجیرهای حوادث داشت. بحران سراسر کشور را فراگرفت و اوضاع به سمتی پیش رفت که کنترل از دست رژیم خارج شد و فشارها نیز کاهش یافت. این عدم کنترل رژیم، شامل تبعیدیها هم شد. برخی از تبعیدیها بدون اجازه از جیرفت رفتند؛ از این عدّه، برخی گرفتار نشدند و نجات یافتند و برخی هم در تهران بازداشت شدند. برخی از آنها حاضر نشدند به جیرفت برگردند؛ مانند آقای محمّدجواد حجّتی کرمانی که به سنندج تبعید شده بود و بعد به او گفتند باید به جیرفت بروی. ایشان وقتی به تهران رسید، حاضر نشد به جیرفت برود و در تهران ماند و لذا، چند روزی بازداشت شد. ولی من در جیرفت ماندم تا نگویند گریخت یا از تبعیدگاه خسته شد. نمیخواستم مرا مانند برخی برادران در حال فرار دستگیر کنند، چون این کار در شأن من نبود. لذا ماندم تا حکم پایان تبعیدم رسماً صادر شود، و میدانستم به زودی این اتّفاق میافتد.
آزادی از تبعید
شبی رئیس پلیس آمد و به من گفت: شما آزادی! من هیچ تعجّب یا خوشحالی از خود نشان ندادم و با این خبر با بیتفاوتی برخورد کردم. از این موضع من خیلی متعجّب شد. گفتم: میخواهم در جیرفت بمانم! تعجّبش بیشتر شد و به من اصرار کرد که فرصت را مغتنم بشمرم و بروم. به او گفتم: نه، اینجا میمانم. من از این حرف مقصودی داشتم، زیرا احتمال میدادم آزادی من توطئهای برای از بین بردن من در جادّه باشد. شنیده بودم که برخی از تبعیدیها را در مسیر بازگشت، در تصادف ساختگی از بین بردهاند. من این خبر را از رادیو شنیدم که در آن ایّام مذاکرات مجلس شورا را پخش میکرد، و این خبر را یکی از اعضای مجلس گفت. در آن هنگام در مجلس هرجومرج عجیبی بود. برخی نمایندگان از سر خودشیرینی میخواستند از انقلابیون دفاع کنند. وانگهی، اصرار رئیس پلیس نیز احتمال چنان توطئهای را تقویت میکرد.
تصمیم گرفتم خروجم از جیرفت بدون اطّلاع رژیم باشد. کسی را به بم نزد دوستم حاجی صدّیقی که راننده کامیون بود، و فرد دیگری به نام یزدان پناه فرستادم تا آن دو را به جیرفت بیاورد. وقتی آمدند، به آنها گفتم: قصد دارم از جیرفت فرار کنم. و جریان را برایشان گفتم. گفتند: شما را شبانه میبریم، و لازم است اتومبیل و اثاثیّه شما در جیرفت بماند تا رژیم متوجّه رفتن شما از شهر نشود. من در خانه اثاث و وسایل فراوانی داشتم که غالباً کسانی که به دیدنم آمده بودند، برایم آورده بودند. وسایل ضروری را برداشتم و بقیّه را گذاشتم. به آنها گفتم: این وسایل، وقف تبعیدیهایی است که به جیرفت میآیند. امّا خوشبختانه کسی از آنها استفاده نکرد؛ انقلاب به یاری خدا بالا گرفته بود و با لطف و فضل او به پیروزی رسید.
سحرگاه از جیرفت خارج شده و به بم رفتیم. بعداً یکی از برادران ماشین مرا به بم آمورد. دو روز در بم ماندم و با اهالی دیدار کردم. سپس به طرف کرمان راه افتادیم، که سفری جالب و سرشار از خاطرات زیبا بود. در این سفر، شبانه حرکت میکردیم. چند دلیل برای احساس یک شادیِ عمیق وجود داشت: آزادی، اوجگیری انقلاب اسلامی مردم، آینده روشن. اینها همه همراه بود با لذّت سفرشبانه در مسیری سرورانگیز.
در یکی از مدارس علمیّه کرمان اقامت کردم. بعد به بازار رفتم تا کفش و جوراب بخرم؛ زیرا من در ایرانشهر و جیرفت به خاطر گرمای شدید، جوراب نمیپوشیدم؛ و این وضع، در کرمان مناسب نبود. امّا برای کفش پول نداشتم؛ لذا به خرید جوراب اکتفا کردم.
یکی از تبعیدیهای کرمان، شیخ عبّاس پورمحمّدی-اهل رفسنجان- بود. او ابتدا به بندر لنگه تبعید شده بود و سپس به علّت بیماری، برای درمان به کرمان منتقل شده و در خانه مشجّری متعلّق به یکی از تجّار کرمان سکونت داشت. وقتی فهمید به کرمان آمدهام، مرا به آنجا دعوت کرد و اصرار کرد که بمانم. من پذیرفتم و دو روز در کرمان ماندم. این دو روز هم تماماً دیدار و ملاقات بود؛ زیرا کرمانیها از قبل با من آشنایی داشتند و لذا به دیدارم میآمدند و من از صبح تا شب با گروههایی که برای دیدار به آن خانه میآمدند، ملاقات میکردم.
در کرمان، خبر اعمال فشار رژیم عراق بر امام و محاصره بیت ایشان به ما رسید. سپس به یزد رفتم. آقای صدوقی، رهبر این شهر- به معنای واقعی کلمه- بود. مواضع و وظایف مردم را در تمام امور مبارزاتی و سیاسی و اقتصادی مشخّص میکرد و همه چیز به آنها میآموخت. با شجاعت تمام در صحنه انقلاب حضور داشت و بدون واهمه از چیزی و کسی، همچون شیر با رژیم میجنگید. در ساعات آخر شب، بدون محافظ، در خیابانها و کوچهها رفتوآمد میکرد.
در یزد بودم که شنیدم امام به پاریس عزیمتکردهاند. از یزد با هواپیما به تهران و از آنجا به مشهد رفتم. در مشهد ماندم و مشغول فعّالیّتهای انقلابی بودم، تا اینکه به فرمان امام راحل- در جریانی که جای ذکر آن نیست- برای حضور در شورای انقلاب، به تهران فراخوانده شدم.
در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ انقلاب به پیروزی رسید. در اواسط سال ۱۳۶۰ به ریاست جمهوری انتخاب شدم. فاصله میان آزادی من از تبعید تا عضویّت در شورای انقلاب، حدود چهارماه ماه بود. همچنان که بین آزادی و انتخاب به ریاست جمهوری، سه سال فاصله شد!
«لِلَّهِ الْأَمْرُ مِنْ قَبْلُ وَ مِنْ بَعْدُ وَ یَوْمَئِذٍ یَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ. بِنَصْرِ اللَّهِ یَنْصُرُ مَنْ یَشاءُ وَ هُوَ الْعَزیزُ الرَّحیمُ». «سُبْحانَ رَبِّکَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا یَصِفُونَ وَ سَلامٌ عَلَی الْمُرْسَلینَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمین».

سینماپرس: جان مالکوویچ با امضای قراردادی وارد پروژهای درباره سنکا فیلسوف رومی شد.
به گزارش سینماپرس به نقل از آسوشیتدپرس، جان مالکوویچ در فیلمی از روبرت شونتکهبا عنوان «سنکا- درباره خلق زلزلهها» نقشآفرینی میکند.
در این فیلم رابطه سنکا با نرون امپراتور بررسی شدهاست.
مالکوویچ پیشتر در کمدی اکشن شونتکه یعنی «سرخ» یا «رِد» در سال ۲۰۱۰ بازی کرده بود.
«سنکا- درباره خلق زلزلهها» توسط فریدر اشلیش تهیه کننده برلینی تولید میشود.
فیلمسازان امیدوارند این فیلم را در شهر «وَرزَزات» در جنوب مراکش فیلمبرداری کنند. این شهر پیشتر میزبان فیلمهای «وسوسه مسیح» مارتین اسکورسیزی و «قلمروی بهشت» ریدلی اسکات بود.
این فیلم دوران تاریخی روم در سال ۶۵ پس از میلاد را بررسی میکند.
شونتکه چند سالی را صرف بررسی رابطه بین سنکا و نرون کرد و این فیلمنامه را با همکاریمتیو وایلدر بر مبنای منابع تاریخی و متون اوریجینال به جای مانده از سنکا نوشت. این فیلمنامه بر دورهای تمرکز دارد که نرون از حقهای استفاده کرد تا سنکا را وادار کند تا دست به خودکشی بزند.
لوکیوس سِنِکا که به سنکای جوان مشهور بود در سال ۴ پیش از میلاد میزیست. وی اهل رم، فیلسوف رواقی، سیاستمدار، نمایشنامه نویس، معلم و مشاور نرون بود که مجبور شد به اتهام همدستی در توطئه قتل امپراتور خودکشی کند.
از سنکا ۹ نمایشنامه تراژدی و یک کمدی به جا ماندهاست. او معتقد بود طبیعت معیاری است که انسان باید هماهنگ با آن زندگی کند و اصل برابری انسانها را قبول داشت.
وی در جوانی به رم رفت و در آنجا مطالعات فلسفی زیادی انجام داد و به دلیل توان بالایی که در عرصه سخنسنجی و فن خطابه داشت، به سنا راه یافت و ابتدا در نقش معلم نرونجوان مشغول به کار شد و وقتی نرون بر تخت سلطنت نشست، به عنوان مشاور او معرفی شد، اما در نهایت از شاگرد خود حکم مرگ دریافت کرد.