X

اخبار سینمایی

دفتر سینمایی

پول کثیف یا حق السکوت؟!/ ماجرای پول‌های کثیف در سینما از منظری دیگر – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: پول کثیف یا حق السکوت؟! عمق فاجعه پولشویی در سینما یعنی اینکه هنرمند و عرصه رسانه را به این واسطه از پرداختن و نقد و اعتراض به فساد و رانت و اختلاس بازداشتن و با آلوده کردن هنرمند و سینما به پولهای کثیف، قفل سکوت بر لبان هنرمند زدن.

ماجرای پول های مشکوک یا کثیف در سینما و شبکه نمایش خانگی مدتی است که تبدیل به مناقشه و بحثی داغ در محافل مختلف و بخصوص رسانه‌ها شده است؛ با این‌ حال به نظر می رسد که این بحث‌ها تاکنون در سطح مانده و شکلی بیشتر ژورنالیستی دارد تا پرداختن به عمق فاجعه باری که در انتظار ساحت سینما و هنر است.

ساده انگاری به این ماجرا زمانی بیشتر عیان می‌شود که می‌بینیم برخی‌ها عنوان می‌کنند به تماشاگر و منتقد و مدیران سینما چه مربوط که نگران و پرسشگر ورود پول‌های کثیف در سرمایه گذاری یک فیلم شوند، منتقد باید ابعاد ساختاری و محتوایی یک فیلم را بسنجد و تماشاگر عام نیز باید از فیلم خوشش بیاید! و مدیر هم که وظیفه اش راستی آزمایی پاک بودن سرمایه گذاری نیست و این یعنی شتر دیدی ندیدی!

چنین‌ نگاهی همانطور که اشاره شد و اگر بخواهیم با ارفاق تحلیلش کنیم‌ ناشی از یک تفکر ساده اندیش و خام است و اگر بخواهیم با حساسیت به آن بپردازیم، مشکوک به نظر می‌رسد.

از این مقدمه که بگذریم به اصل خطر می‌پردازیم و در این باب باید گفت خطر پولشویی در سینما و ساحت هنر بسیار عمیق‌تر و فاجعه آمیزتر از تبعات اقتصادی آن می‌باشد.

عمق فاجعه پولشویی در سینما یعنی اینکه هنرمند و عرصه رسانه را به این واسطه از پرداختن و نقد و اعتراض به فساد و رانت و اختلاس بازداشتن و با آلوده کردن هنرمند و سینما به پولهای کثیف، قفل سکوت بر لبان هنرمند زدن؛ یعنی اینکه جناب تهیه کننده، جناب نویسنده و کارگردان، خانم‌ و آقای بازیگر در قبال این پولی که می‌گیری، با هنر خود نه تنها پا روی دم اختلاس گران و رانت خواران مگذار، بلکه فیلمی بساز و بازی کن که حواس مردم را از این مسائل پرت کنی.

پول کثیف در سینما یعنی رسالت هنر و دغدغه هنرمند نسبت به خواسته‌های مردم و مطالبه عدالت اجتماعی و مقابله با مفسدان اقتصادی تعطیل، یعنی حق السکوت و این یعنی تنزل سینما و رونق فیلم‌هایی مبتذل که در پی خواب کردن‌ تماشاگر باشند و کاری به بیداری مخاطبان و نهیب به رانت خواران و آقازاده‌های عافیت طلب و ژن‌های خاص نداشته باشند.

ورود پول کثیف به سینما در نهایت مساوی خواهد بود با خرید مدیر و مجوز، خرید هنرمند و فریب تماشاگر تا در چنین معرکه ای، هنر پاک و زلال جای خود را به هنر برای هنر و بلکه بسیار بدتر، یعنی هنر در خدمت سرمایه قاپان بدهد.

دعا کنیم و در کنار آن تلاش کنیم که سینما و سینماگران ما به چنین ورطه ای در نغلطند که در آن صورت با قهر و غضب مردم روبرو خواهند شد و سینمای ایران برای سالهای سال در گردابی گرفتار و غرق خواهد شد که برون رفت از آن به آسانی و به سرعت ممکن نخواهد بود.

و کلام آخر اینکه هر چه بگندد نمکش می زنند، وای به روزی که بگندد نمک.

*تسنیم

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

آیا ناظرین می دانند چه تغذیه‌ای از طریق فضای هنری “خانگی” به جامعه تزریق می‌شود؟ – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: مخاطب را در نمایش خانگی سر می‌برند؛ یا بدون هیچ تعهدی کار را رها می‌کنند و مخاطب می‌ماند و پایان‌بندی کار! یا آنقدر بی‌محتوا تولید می‌شود که مخاطب را از فضای هنر و هنرمندی دور می‌کند.

شبکه نمایش خانگی کجا سِیر می‌کند که «ممنوعه» بدون محتوا و بی‌ارزش را به فصل دوم می‌رساند. هنوز نرفته به سراغ «نهنگ آبی» می‌رود که احتمالاً پایان فریدون جیرانی باشد. از زور بی‌مفهومی سیر کارهای قبلی سینمایی جیرانی این کار نمایش خانگی دیگر تمام شده این کارگردان است. ستاره‌هایی مثل آذرنگ و آسایش و حتی صمدی و ساعدی هم که مشخص است برای چه در این فیلم ایفای نقش می‌کنند. حتماً این روزها بازیگران و کارگردانان بیشتر دوست دارند به فضای نمایش خانگی بیایند.

همان کاری را که حسن فتحی با فصل‌های متمادی «شهرزاد» کرد و این روزها هم دوباره به دنبال ساخت فصل جدیدی از این سریال است. بعد از او حسین سهیلی‌زاده و سیروس مقدم هم بیش از تلویزیون دوست دارند به نمایش خانگی بیایند. حتی ستاره‌ها هم در عاشقانه منوچهر هادی ثابت کرده‌اند که دنبال پول زیاد هستند. حالا نمی‌گوییم هنرفروشی که مصداق بارز آن شخصی مثل علیرضا خمسه پاسخ بدهد ما از این هنر و حرفه قرار است ارتزاق کنیم.

اما یادمان نرفته که آقای بازیگر(عزت‌الله انتظامی) می‌گفت هرکاری را هم نباید بازی کرد؛ چون مخاطب ما به نام و شخصیت آن بازیگر به سراغ تماشای آن اثر سینمایی، تلویزیونی و امروز نمایش خانگی می‌رود. کارنامه کارگردان هم حائز اهمیت است اما مخاطب به واسطه بازیگران آن اثر هنری، بلیت می‌خرد یا آن لوح فشرده را تهیه می‌کند. ولی دقیقاً مشخص نیست که چه هزینه‌هایی برای این آثار صرف شده و به چه فروشی دست پیدا کرده‌اند هم ستاره‌ها استقبال می‌کنند و هم کارگردانان تلویزیونی؛ تلویزیون رها می‌شود و ناپخته‌هایی به میدان می‌آیند. اینجا تلویزیون ضربه می‌خورد و سرمایه‌گذاری‌های شخصی به میدان نمایش خانگی می‌آیند.

بسیاری از صاحب‌نظران و منتقدین اعتقاد دارند نمایش خانگی استقبال‌کننده بیشتری دارد چون از خط قرمز و چارچوب مشخصی تبعیت نمی‌کند. این اتفاق در «ممنوعه» امیر پورکیان افتاد؛ زمانیکه هجمه‌ها بالا رفت و جلوی این فیلم گرفته شود- این هم خودش آمار فروش بعد از توقیف را بالا برد. نه تنها از هجمه‌هایش کم نکرد بلکه افسارگسیختگی این سریال نمایش خانگی بیشتر هم شد. با سرمایه این سریال نمایش خانگی پای امیر پورکیان به سینما هم باز شد. او «آینده» را این روزها برای جشنواره جهانی فیلم فجر آماده می‌کند.

فارغ از پولی که مردم بابت خرید لوح فشرده اورجینال این آثار نمایش خانگی می‌دهند و محتوای به خصوصی را دریافت نمی‌کنند، کارگردانان و بازیگران این آثار که برخی‌هایشان اتفاقاً صاحب‌ شناسنامه کاری در دنیای سینما و تلویزیون هستند دلشان به حال وضعیت اقتصادی ضعیف مردم علاقه‌مند به فیلم و آثار هنری نمی‌سوزد. اتفاق خوبی است که ما آثار فرهنگی و هنری سرگرم‌کننده برای مردم داشته باشیم اما نه به گونه‌ای که همچون «قهوه تلخ» رها بشود، مثل «شهرزاد» فیلمنامه‌های بدون کشش خلق شود تا صرفاً «شهرزاد» را ادامه بدهیم. تا جائیکه خود شهاب حسینی و علی نصیریان هم نسبت به ادامه بدون جذابیت این سریال واکنش نشان دادند.

نمایی از سریال «نهنگ آبی»

در ادامه عاشقانه منوچهر هادی به بازار آمد که آن هم جز زرق و برق چند بازیگر سینما هیچ خروجی قابل قبولی برای مخاطب نداشت. این روزها «ممنوعه» که اسف‌بار است. در این اثنا، «احضار» هم در ژانر وحشت ساخته شده که جز رعب و وحشت چیزی برای مخاطب ندارد. اولاً همه مخاطبین نمی‌توانند از این اثر استفاده کنند و ثانیاً چرا باید ساخته شود و اصلاً چه نوع مخاطب‌سنجی برای ساخت آثار هنری و فرهنگی انجام می‌شود؟ این روزها هم «نهنگ‌آبی» فریدون جیرانی چند قسمتی را به بازار آورده که اصلاً شبیه به کارهای قبلی فریدون جیرانی نیست. در هنگام تماشای این سریال شاید بسیاری با خودشان می‌گویند ای کاش جیرانی شبیه به هم سریال‌های تلویزیونی خودش عمل می‌کرد. این سریال هم جز زرق و برق استفاده از چند بازیگر شاخص، کار قابل قبولی نکرده است؛ فریدون جیرانی تنها کمکی که به مخاطب کرده چند بازیگر شاخص و ستاره را دور هم جمع کرده است.

نمایی از سریال «رقص روی شیشه»

سریال «رقص روی شیشه» مهدی گلستانه هم به بازار آمده و جالب است هنوز نیامده و مخاطب هیچ نظری نداده کارگردانش می‌گوید اورجینال این اثر را تهیه‌ کنید. قبلاً این توصیه‌ها را مهران مدیری برای خرید «قهوه تلخ» به مردم کرد؛ انصافاً هم مردم به خاطر کارهای قبلی او گوش فرا دادند و تا آخر این کار را حمایت کردند اما کارگردان و عواملش هیچ تعهدی به مخاطب نداشتند و کار را تمام نکرده رها کردند. امیدواریم این اثر تعهد خودش را به مخاطب داشته باشد و البته عوامل این آثار هم بدانند امروز با دیروز متفاوت است؛ هم مشکلات اقتصادی عمیق‌تر است و هم هزینه خرید این آثار بالاتر رفته‌اند.

اما در مورد سه سریالی که چهار کارگردان به نام‌های منوچهر هادی، حسین سهیلی‌زاده و سیروس مقدم و مهران مدیری در حال ساخت «دل»، «مانکن»، «خواب‌زده» و «هیولا» هستند. ستاره‌هایی که کمتر در سینما و یا تلویزیون فعالیت می‌کنند به نمایش خانگی می‌روند. مثلاً فروتن، زارعی، بهداد و راهی برای ارتزاق برخی از خواننده‌ها هم به مسیر بازیگری در این نوع سریال‌ها باز شده است. این سوال مطرح می‌شود منوچهر هادی که با «عاشقانه» نتوانست مخاطب را راضی کند و یا سیروس مقدم که در سریال‌سازی تلویزیون یک کارنامه قابل قبولی دارد و یا سهیلی‌زاده که در چند کار آخر تلویزیونی خود نتوانست نظر مخاطب را جلب کند آیا می‌توانند مخاطبان ناراضی از فضای نمایش خانگی را راضی کنند و متعهدانه وارد این میدان شوند یا به طریق قبلی‌ها، آمال سرمایه‌گذاران را برآورده سازند.

نمایی از سریال «هیولا» مهران مدیری

مهران مدیری هم که هنوز بسیاری از رها کردن «قهوه تلخ» و طنز ضعیف «شوخی کردم» در فضای نمایش خانگی از او گلایه دارند. با این اوصاف این باور وجود دارد که انگار ناظرین هیچ توجهی به آثار نمایش خانگی ندارند که به جای فضای سالم و پاک هنری، هجمه و فضای ضداخلاقی را فراهم می‌آورند. امیدواریم هرچه زودتر به این وضع نابه‌هنجار و بغرنج شبکه نمایش خانگی رسیدگی شود و ناظرین از خواب قیلوله بیدار شوند و ببینند چه تغدیه‌ای از طریق فضای هنری “خانگی” به جامعه تزریق می‌شود.

*تسنیم

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

«رقص روی شیشه» وارد شبکه نمایش خانگی شد – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: آئین افتتاحیه سریال «رقص روی شیشه» به کارگردانی مهدی گلستانه یکشنبه شب در پردیس سینمایی کوروش برگزار شد.

به گزارش سینماپرس، سریال “رقص روی شیشه” به کارگردانی مهدی گلستانه در ۲۶ قسمت تولید شده است که تاکنون ۶۰ درصد از آن آماده پخش است و از امروز ۲۹ بهمن ماه توزیع آن انجام شد.

در این مراسم مهتاب کرامتی، بیتا فرهی، حامد کمیلی، همایون ارشادی، هدی زین‌العابدین، جواد یحیوی، ابوالفضل میری، صفر کشکولی، نورا هاشمی، طلا معتضدی، نگین معتضدی، حمیدزرگرنژاد، مهدی گلستانه، یاسر بختیاری (یاس) و مهدی دارابی، مهدی مقدم و… حضور داشتند.

مهدی گلستانه کارگردان این اثر طی سخنانی کوتاه گفت: این پروژه حاصل زحمت ۱۸۰ نفر به شکل مستقیم و ۵۰۰ نفر به شکل غیرمستقیم است. امیدوارم سریال “رقص روی شیشه” را دوست داشته باشید و مبلغ سینه به سینه آن باشید. همچنین به مردم توصیه کنید که نسخه اصلی این سریال را بخرند، چرا که برای تولید آن افراد بسیاری زحمت کشیده‌اند.

او ادامه داد: اگر حمایت سرمایه‌گذار و اسپانسر نبود قطعاً ما اینجا نبودیم.

سریال “رقص روی شیشه” داستانی عاشقانه را در بستری اجتماعی روایت می‌کند که فیلمنامه آن را طلا معتضدی براساس طرحی از ابوالفضل کاهانی به نگارش در آورده است.

در خلاصه داستان این فیلم آمده است: رعنا و یغما زندگی خوب و عاشقانه‌ای دارند اما زندگیشان را سایه رازهایی که پنهان کرده‌اند تهدید می‌کند و همین  پنهانکاری ماجراهای هولناکی را برایشان رقم می‌زند.

بهرام رادان، مهتاب کرامتی، امیر آقایی، مهرداد صدیقیان، میترا حجار، هدی زین العابدین، حامد کمیلی، ستاره اسکندری، بیتا فرهی، سحر قریشی، همایون ارشادی، ترلان پروانه، علیرضا زمانی نسب، عیسی یوسفی پور، سیاوش چراغی‌پور، ابوالفضل میری، جواد یحیوی، احسان عباسی، بیژن افشار، عباس توفیقی، هانی صالحی، پانته‌آ کیقبادی، نگار جعفری، مجتبی واشیان، دلساکریم زاده، احسان سعادتی، دانیال کریمی‌، مریم نصرتی، دنیا انبیر و حسین شمس رضوی در این مجموعه به ایفای نقش پرداخته‌اند.

این سریال توسط شرکت “تصویر دنیای هنر و سامانه پخش آنلاین مودیک” دوشنبه‌ها وارد شبکه نمایش خانگی می‌شود.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

پخش نسخه سینمایی «پایتخت» در نوروز ۹۸ – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: به گفته تهیه‌کننده سریال «پایتخت»، یک نسخه سینمایی از این مجموعه تلویزیونی جهت پخش در ایام نوروز ساخته می شود.

به گزارش سینماپرس؛ «الهام غفوری» تهیه‌کننده مجموعه تلویزیونی «پایتخت» به یک خبرگزاری گفت: با توجه ویژه آقای مجید زین‌العابدین مدیر شبکه یک سیما و اهتمام ایشان بنا شده تا یک نسخه سینمایی از سریال «پایتخت» برای نوروز بسازیم. 

وی ادامه داد: پیش‌تر به ما گفتند که فصل ششم این اثر را برای نوروز آماده کنیم که متاسفانه تمام بازیگران سر کارهای دیگر بودند و نمی‌توانستیم آنها را برای حضور در سریال گردهم آوریم. اما در نهایت تصمیم بر این شد تا یک نسخه سینمایی از کار برای نوروز ۹۸ آماده کنیم.

غفوری در پاسخ به اینکه آیا این اثر خلاصه‌ای از همه فصل‌های «پایتخت» است؟ تصریح کرد: خیر. فیلمنامه این اثر کاملا مستقل و جداست و ربطی به آنچه که تا به حال مخاطبان دیده‌اند، ندارد.

وی افزود: طی هماهنگی‌های به عمل آمده قرار شده بازیگران در یک ماه فرصت باقی مانده جمع شوند تا بتوانیم در یک نسخه ۱۰۰ تا ۱۲۰ دقیقه‌ای پایتخت را در شب سال نو مهمان خانه‌های مردم کنیم.

غفوری با بیان اینکه همه بازیگران در نسخه سینمایی پایتخت نیز حضور دارند، اظهارداشت: در این مدت وقفه‌ای در تصویربرداری «خوابزده» (سریال سیروس مقدم در شبکه نمایش خانگی) به وجود نخواهد آمد و این کار نیز همزمان روند تولید را سپری خواهد کرد.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

اولین حضور «پرواز همای» در رسانه ملی – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: برنامه شبانه «اختیاریه» در اولین قسمت خود میزبان پرواز همای یکی از خوانندگان کشورمان است.

به گزارش سینماپرس، «اختیاریه» در اولین قسمت خود فردا شب ۳۰ بهمن میزبان پرواز همای یکی از خوانندگان کشورمان است. این اولین حضور همای در رسانه ملی به شمار می‌آید.

«اختیاریه» تالار گفتگوی چالشی و صریح است و تلاش دارد تا با شخصیت‌های شناخته شده فرهنگی، هنری، سیاسی، اجتماعی و علمی در متن جامعه، گفتگوهای فرامتنی انجام دهد.

سید مرتضی فاطمی تهیه کننده و مجری این برنامه و فواد صفاریان‌پور کارگردان این برنامه تلویزیونی است.

سید مرتضی فاطمی پیش از این، تهیه‌کنندگی و اجرای برنامه تلویزیونی «۱۸۰ درجه» و سریال‌های تلویزیونی «هوش سیاه» و «شرایط خاص» را برعهده داشته است.

این برنامه زنده قرار است از ۳۰ بهمن ماه روزهای سه شنبه، چهارشنبه و پنجشنبه هر هفته ساعت ۲۲ از شبکه پنج سیما پخش زنده شود.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

داستان بابا لنگ درازهای زندگی کارآفرین نمونه در «پایش» – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: برنامه شب گذشته «پایش» میزبان چهار کارآفرین نمونه کشوری بود که هر کدام داستان زندگی و شیوه کارآفرینی‌شان جذاب بود.

به گزارش سینماپرس، برنامه شب گذشته «پایش» میزبان چهار کارآفرین نمونه کشوری بود که هرکدام داستان زندگی و شیوه کارآفرینی‌شان جذاب بود.

یکی از این مهمان، علیرضا نبی  بود که اکنون دارای سه کارخانه بزرگ در کشور است که محصولات خود را به خارج از کشور نیز صادر می‌کنند.

این کارآفرین نمونه کشوری که زندگی بسیاری سختی در کودکی خود  تجربه کرده و حتی با کمک خیرین زندگی می‌کرده شب گذشته در برنامه «پایش» نکات جالبی درباره کارکنان و کارگران کارخانه خود گفت.

نبی در «پایش» درباره بیش از هزار نفری که در کارخانه‌های بزرگ او مشغول به فعالیت‌اند، گفت که شرط استخدام در کارخانه‌های او داشتن سوء پیشینه است.

این کارآفرین نمونه کشوری اضافه کرد: زنان و مردانی چرخ این کارخانه‌ها را می‌گردانند که جرمی در کارنامه زندگی آنها ثبت شده است.

مهمان برنامه «پایش» اضافه کرد که زندانیان جرایم عمد(عمدتا قتل و سرقت مسلحانه)، غیر عمد( عمدتا مهریه)، زنان سرپرست خانواده و معتادان بهبود یافته کارکنان و مدیران و متخصصان کارخانه‌های او را تشکیل می‌دهند.

این کارآفرین نمونه در بخشی دیگر از سخنانش خطاب به بینندگان «پایش» گفت: به جای استفاده از کالای خارجی از کالای ایرانی استفاده کنید و اگر کالای ایرانی کیفیت ندارد از کارخانه‌دار بالا بردن کیفیت را مطالبه کنید.

وی با انتقاد از کانون وکلا گفت: کارآفرینان مشکلات فراوانی برای وصول حقوق خود دارند.

این کارآفرین نمونه افزود: در بسیاری از مواقع به خاطر بالا بودن هزینه وکلا، کارآفرین برای احقاق خود از طرح دعوی منصرف می‌شود چرا که اصلا این هزینه برای او سودی ندارد.

نبی که همه کارکنان و کارگران کارخانه‌هایش را افراد با دارای سوپیشینه تشکیل می‌دهند، گفت: یکی از کارگران من فردی است که باید اعدام شود و یک قتل را انجام داده است زمانی که به وکیل رجوع کردم برای حل مشکل او وکیل درخواست ۳۰۰ میلیون تومان حق وکالت کرد و این فرد با کنایه گفته است اعدام شوم به صرفه‌تر است.

وی درباره گرانی مرغ و گوشت هم گفت: زمانی تصمیم گرفتیم که از گرجستان گوشت وارد کنیم ولی بعد متوجه شدیم که وارادت این گوشت دست یک عده‌ای خاص است که قدرت زیادی هم دارند به عبارتی گوشت هست اما مجوز نیست.

نبی خطاب به مردم گفت: گوشت کیلویی ۲۸ هزار تومان از رومانی خریداری می‎‌شود و تاجر باید آن را کیلویی حدود ۳۹ هزار تومان به سازمان امور دام بدهد و این سازمان هم باید قاعدتا کیلویی ۴۰ هزار تومان وارد بازار کند و به دست مصرف کننده برساند.

وی افزود: اینکه مردم این گوشت را کیلویی ۱۳۰ تومان می‌خرند به خاطر این است که مردم مطالبه نمی‌کنند. باید تشکل‌های مردم نهاد، رسانه‌ها و خود مردم دست به کار شوند و الا گرانی‌ها به همین شکل ادامه خواهد داشت.

برنامه پایش «پایش» کاری از گروه اقتصاد شبکه یک سیماست که با هدف توسعه تولید ملی یک‌شنبه‌ها از شبکه یک سیما پخش می‌شود.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

موسیقی زنده یا همان کنسرت در دانشگاه؟! – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: موضوع این است که عنوان کنسرت را عوض کنیم و اسمش را موسیقی زنده یا هر چیز دیگری بگذاریم، اما کلیت همان باشد. چیزی که نه در شأن هیچ دانشگاهی است و نه در شأن خواننده ای چون علیرضا قربانی.

دانشگاه شهیدبهشتی اعلام کرده است به همت معاونت فرهنگی و اجتماعی دانشگاه، جشن چهلمین سال پیروزی انقلاب اسلامی ایران را با حضور محمدجواد آذری‌جهرمی، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات، فارغ‌التحصیل یکی از پردیس‌های دانشگاه شهیدبهشتی (دانشگاه شهیدعباسپور سابق) برگزار می‌کند. نکته قابل توجه اینکه در این برنامه علیرضا قربانی، خواننده ارکستر موسیقی ملی ایران که او هم فارغ‌التحصیل دانشگاه شهیدبهشتی است به اجرای موسیقی زنده (!) خواهد پرداخت.

اسفندماه سال ۹۴ بود که شورای اسلامی‌شدن دانشگاه‌ها و مراکز آموزشی کشور (که متشکل از مسئولان آموزش عالی است) آیین‌نامه موسیقایی در دانشگاه‌ها و موسسات آموزش عالی سراسر کشور را ابلاغ کرد.

حدود سه سال از این آیین‌نامه دولت یازدهم می‌گذرد؛ آیین‌نامه‌ای که صریحاً برگزاری هرگونه کنسرت و برنامه‌های مستقل موسیقی را از اولویت‌های دانشگاه ندانسته و ممنوع اعلام کرده است. اما این آیین‌نامه ماده‌ای نیز دارد که راه گریزی برای برگزاری برنامه‌های شبه‌کنسرتی را در دانشگاه‌ها باز می‌کند؛ البته نه باعنوان کنسرت بلکه باعنوان زیرکانه موسیقی زنده یا هر عنوان دیگری که کنسرت در آن نباشد. آن ماده آیین‌نامه چیست؟ ماده دوم این آیین‌نامه می‌گوید «استفاده از موسیقی» فاخر و ارزشمند ایرانی، در ضمن برنامه‌ها با رعایت ملاحظات ذیل امکان‌پذیر است: تقویت‌کننده هویت ملی و متناسب با موازین اسلامی باشد؛ ‌ برخوردار از محتوا و مضمون هدایتگر در جهت ترغیب به وظایف اخلاقی، اجتماعی، سیاسی و انقلابی و تقویت‌کننده روحیه علمی، خودباوری و میل به پیشرفت باشد؛ ‌همچنین از خوانندگان و چهره‌های موجه فرهنگی استفاده شود و هیجانات خارج از عرف، مهیج و محرک شهوت و مخصوص مجالس ابتذال و لهو و لعب القا نشود و دیگر اینکه از شعر و مضامین مشوق بی‌بندوباری، یاس و ناامیدی، سطحی‌نگری و غفلت از مقام انسانی و بندگی مبرا باشد. آیین‌نامه ماده دیگری نیز دارد که اولویت برگزاری برنامه‌های موسیقی را محدود با مجموعه‌ها و گروه‌های دانشجویی و دانشگاهی می‌داند؛ ‌به این معنی که گروه‌های بیرون از دانشگاه نمی‌توانند برنامه‌های خود را در دانشگاه اجرا کنند.

البته این شروط همان‌طور که آیین‌نامه گفته صرفاً «ملاحظات» است و همین‌که در حاشیه یک برنامه دیگر (مثلاً سخنرانی یک مقام مسئول یا برگزاری یک همایش علمی یا فرهنگی با چند سخنران) اجرای موسیقی گنجانده شود، راه گریزی ایجاد کرده است. گاهی دیده شده که در ایام مناسبتی به همین شیوه گروه‌های موسیقی به دانشگاه‌ها دعوت شده‌اند؛ برنامه عنوان کنسرت نداشته و درکنار یک برنامه دیگر بوده و به این جهت کار خلاف قانونی رخ نداده، اما بخش قابل‌توجهی از برنامه اجرای موسیقی و خوانندگی بوده است تا دیگر برنامه‌ها!

اجرای این‌گونه برنامه‌ها شبیه همان طنز تلخی است که نمایشگاه کتاب در مصلی برگزار می‌شود و همزمان نمازجمعه در دانشگاه! فرقی ندارد مخصوصاً اینکه چند مدتی می‌شود که آن حساسیت‌های عجیب و غریب نسبت به برگزاری کنسرت هم برطرف شده است. اواخر مهرماه بود که شرکت متولی اصلی برنامه‌ها و آثار حامد همایون در راستای استقبال از اجرای زنده این خواننده در تهران و شهرستان‌ها اعلام کرد پرونده و مدارک لازم برای ثبت‌ جهانی تعداد برگزاری کنسرت‌های او را به مجموعه «گینس» ارسال کرده است.

طبق آماری فقط حامد همایون از ابتدای سال‌جاری تا پایان شهریورماه با احتساب برگزار نشدن کنسرت‌ها در ماه مبارک رمضان یعنی به‌عبارتی در پنج‌ماه موفق به برگزاری ۲۳۹ کنسرت شده که این رقم در مقایسه با آمار برگزاری کنسرت در ایران رقم بسیار قابل‌توجهی است یا محمد علیزاده یکی از خوانندگان موسیقی پاپ فقط تا پایان سال ۹۶، ۱۳۴ سانس کنسرت برگزار کرده است. آماری که نشان می‌دهد آن فضای کاذب محدودیت در اجرای کنسرت بیش از آنکه واقعی بوده باشد بیشتر جنبه رسانه‌ای داشته است. همین وضع در دانشگاه‌ها نیز برقرار است. موضوع این است که عنوان کنسرت را عوض کنیم و اسمش را موسیقی زنده یا هر چیز دیگری بگذاریم، اما کلیت همان باشد. چیزی که نه در شأن دانشگاه شهیدبهشتی و هیچ دانشگاه دیگری است و نه در شأن خواننده وزینی چون علیرضا قربانی!

* فرهیختگان

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

برای موسیقی آمریکایی بودجه هست برای موسیقی انقلابی نه! – اخبار سینمای ایران و جهان

خبرگزاری دانشجو: خواننده انقلابی کشورمان گفت: فضای موسیقی مافیا دارد. موسیقی که نه محتوا دارد و نه شعر آبرومندی، آنهم با کلی هزینه، جایگزین موسیقی اصیل ایرانی شده است.

محمد گلریز، خواننده انقلابی و متعهد کشورمان در ارتباط با فضای موسیقی کشور  اظهار داشت: فضای فعلی موسیقی، واقعا راضی کننده نیست خصوصا برای کشور و رویدادهای مختلف که عنوان اسلامی را هم یدک میکشد، این فضای موسیقی مایه تاسف است.

وی افزود: فرهنگ موسیقی اتفاقا باید ابزار فرهنگ اسلامی و ایرانی ما باشد ولی فعلا که برآیندی از انقلاب اسلامی نیستند.

این خواننده تأکید داشت: من حتی مستقیما از وزیر ارشاد انتقاد کردم. در کشور ما مگر جشنواره به اسم فجر و انقلاب نیست؟ و قرار نیست نمودی از فرهنگ ما داشته باشد؟ اما چرا در ذات اینگونه جلوه نمی کند.

موسیقی که نه محتوا دارد و نه شعر و فضای آبرومندی حایگزین موسیقی اصیل شده است

وی اشاره داشت: همین فضای موسیقی هم مافیا دارد. موسیقی که نه محتوا دارد و نه شعر آبرومندی، آنهم با کلی هزینه، جایگزین موسیقی اصیل ایرانی شده و موسیقی فاخر ما را مظلوم کرده است. چطور برای این همه کنسرت و پاپ و موسیقی آمریکایی بودجه هست اما برای کارهای انقلابی خیر؟

محمد گلریز یادآور شد: ملتی که در ۲۲ بهمن با این همه مشکلات معیشتی و سختی جوری به صحنه آمدند که دنیا را مات و مبهوت خودشان میکنند، را نباید نادیده گرفت. همچنانکه معتقدم ارگانها میتوانند حتی با کنسرتهای متعدد و متعهد، جریان انقلابی را نیز در موسیقی راه بیندازند.

گلریز در ادامه در خصوص جشنواره موسیقی فجر گفت: اگرچه امسال همین جشنواره بخشی را به چهل سالگی انقلاب اسلامی اختصاص داده و از سویی دیگرمسئولین جشنواره فضای بهتری را در این دوره برای هنرمندان موسیقی اصیل و موسیقی نواحی فراهم کرده اند که اقدام شایسته ای است اما قطعا کافی نیست و امیدوارم این موارد گذرا نباشد. به نظرم این اتفاق در حد خالی نماندن از عریضه است چون توقع ما از جشنواره موسیقی فجر بالاتر از اینهاست.

واقعا با این فرهنگ میتوان جلوی جنگ نرم ایستاد؟

وی درباره فضای کلی موسیقی نیز اظهار داشت: وقتی نمیتوانیم با رویدادهای موسیقی و فرهنگی منعکس کننده انقلاب اسلامی باشیم، لااقل اسمشان را عوض کنیم! این همه خرج و هزینه می کنند اما در عمل عایدی برای فرهنگ ما ندارد.

گلریز با بیان اینکه این اقدامات یادآور اصطلاح به نام انقلاب و به کام دیگران است، گفت: توقع ما از نمایندگان مجلس است که جدیتر وارد میدان شوند. واقعا با این فرهنگ میتوان جلوی جنگ نرم ایستاد؟

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

«سرباز کوچک امام» صدهزارتایی شد – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: کتاب «سرباز کوچک امام» در اولین دورۀ پویش «کتاب‌قهرمان» به چاپ هشتادودوم رسید تا جمع تیراژ آن از ابتدای انتشار تاکنون، از تیراژ ۱۰۲ هزار نسخه عبور کند.

به گزارش سینماپرس؛ کتاب «سرباز کوچک امام»، نوشتۀ فاطمه دوست‌کامی را انتشارات پیام آزادگان برای اولین بار در سال ۱۳۹۲ منتشر کرد. این کتاب ۷۶۴ صفحه‌ای با قیمت ۳۶ هزار تومان تا پیش از آغاز پویش «کتاب‌قهرمان»، طی پنج سال به چاپ سی‌ویکم و تیراژ ۴۷۵۰۰ نسخه رسیده بود.

با آغاز پویش کتاب‌خوانی «کتاب‌قهرمان» در آذر سال جاری، این کتاب با ویرایش جدید و کاهش حجم به ۴۵۳ صفحه رسید و با قیمت ویژه ۲۴هزار تومان عرضه شد. کتاب خاطرات مهدی طحانیان با استقبال مخاطبان از این پویش، اکنون در طول سه ماه، با ۵۵ نوبت تجدید چاپ نسخۀ مربوط به پویش، با تیراژ ۵۵۰۰۰ نسخه به چاپ هشتادودوم رسیده است.

گفتنی است اولین دوره از پویش کتاب‌خوانی «کتاب‌قهرمان» به کوشش مجمع ناشران انقلاب اسلامی با همکاری انتشارات پیام آزادگان آغاز شده و همچنان در حال برگزاری است. این پویش با تکیه بر کتاب‌های باکیفیت، سعی در شناساندن قهرمانان ملی میهن اسلامی‌مان ایران دارد.

تاکنون مهدی طحانیان در قالب این پویش به ۲۰ استان کشور سفر کرده و با حضور در مراسم‌های متعدد جشن امضا و شب خاطره، این کتاب مورد توجه مخاطب جوان و نوجوان واقع شده است. پیش‌بینی می‌شود استقبال علاقه‌مندان به ادبیات اسارت از داستان پرفراز و نشیب اسارت این نوجوان ایرانی همچنان ادامه داشته باشد.

پویش کتاب‌خوانی «کتاب‌قهرمان» تا اسفند سال جاری ادامه خواهد داشت.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

ما با این همه امکانات از یک هنر، یک حرفهٔ پست آفریدیم/ پول‌هایی که نوکیسه‌ها در تئاتر و در سینما آوردند، شرم آور است – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: قطب‌الدین صادقی معتقد است تئاتر امروز ما نسبتی با فرهنگ ما ندارد. او از نیاز به تئاتر ملی می‌گوید و معتقد است در سفرهایش می‌فهمد تلاش‌هایش چه تأثیری برای دوستداران تئاتر گذاشته است.

 قطب‌الدین صادقی برخلاف بسیاری از هنرمندان مسیر متفاوتی را در این سال‌ها طی کرده است. نسبت به دیگران علمی‌تر حرف می‌زند، مستندنگاری می‌کند و خودش می‌گوید در آستانه انتشار کتابی است تا افکار و عقایدش در حوزه تئاتر را به شکل مکتوب در اختیار علاقه‌مندان قرار دهد، هر چند او در تمام سال‌های حضورش در تئاتر ایران در فضای ژورنالیستی فعال بوده است. صادقی اما کمتر چیزی را می‌گوید که عموم خوششان بیاید. او کمی رک‌تر سخن می‌گوید و همین رک‌گویی گاهی اوقات شک‌آور بوده است. مسیر متفاوت صادقی اما به حرف‌هایش بازنمی‌گردد.

صادقی برخلاف عموم هنرمندان وابستگیش به دولت را کاهش داده، برای خودش سالنی تدارک دیده و با گروهی از جوانان تحت آموزش خود به شکل مداوم نمایش روی صحنه می‌برد. فضای سالن شانو بیش از تصور ما جوان است، جوانانی که در طبقه دوم تماشاخانه تمرین می‌کنند و زیر نظر صادقی آموزش می‌بینند و در طبقه همکف آموز‌ه‌های خود را روی صحنه می‌برند. به عبارتی قطب‌الدین صادقی یک کمپانی/آکادمی راه انداخته است همانند آنچه در اودین می‌یابیم؛ اما در ابتدای راه. در ایام جشنواره فجر نیز شانو و صادقی در بخش به‌علاوه فجر با چند اثر از جمله دو نمایش شخص قطب‌الدین صادقی حضور دارد. همه اینها بهانه‌ای شد برای گفتگو درباره وضعیت امروز تئاتر و نگاه صادقی به آثار اخیرش.

***

آقای صادقی وقتی به جدول جشنواره فجر نگاه می‌کنیم این احساس به وجود می‌آید که نسبتی میان جامعه امروز ایران و تئاتر مرسوم کشور وجود ندارد. ارزیابی شما نسبت به این مسئله چیست؟

طبقه نوکیسه منتقد نیستند

 صادقی: از پایان جنگ به این سو جامعه به طرف یک نوع رفاه نسبی حرکت کرد. جنگ تمام شد و دو اتفاق افتاد. یکی اینکه طبقهٔ نوکیسه پیدا شدند، طبقه نوکیسه منتقد نیستند. شرایط به سودشان هست، بسیار محافظه‌کار هستند، در هنر به دنبال نقد نمی‌گردند که چیزی را تغییر بدهند. برعکس دنبال تفنن هستند. حالا پول دارند، امکانات دارند و می‌خواهند سرگرم شوند و بهترینش این تئاترهای تجاری پول محور یا نمایش‌هایی است که هیچ محتوایی ندارد و ۲،۳ بازیگر معروف اجرا می‌کنند. مسئلهٔ دیگر این است که متأسفانه بعد از این دوره آقای منتظری یک کار بسیار بزرگ و اساسی کرد، نهادهای تئاتری را در تهران و شهرستان‌ها راه انداخت. یکی از کارهایی که کرد ارتباط ما را با خارجی‌ها برقرار کرد. منتظری گروه‌هایی را به خارج فرستاد، گروه‌هایی را به ایران دعوت کرد. ناگهان پای بچه‌های ما به خارج باز شد و برای مدتی هر چه ساختند برای این بود که به یک جشنواره خارجی بروند. کارها  کم‌حرف، گنگ، بدون ابهام، بدون ارتباط‌های منطقی و فکری با جامعهٔ ایرانی شدند.

وقتی که به سمت تئاتر غربی، تئاتر انتقادی رفتیم،  تئاتر دیالوگ را انتخاب کردیم

من توضیحی دادم، ما وقتی که به سمت تئاتر غربی رفتیم – تئاتر انتقادی، تئاتر مداخله‌گر، تئاتری که بتواند پایه‌های پوسیده قاجار را بلرزاند – تئاتر دیالوگ را انتخاب کردیم؛ وگرنه انواع تئاترهای دیگر هم داشتیم، تعزیه، عروسکی، نقالی، ما با نمایش سنتی همه کارها را راه می‌انداختیم، دخالت اجتماعی نداشت، برای همین رفتیم به سمت غرب. برای اینکه ما بتوانیم انتقاد بکنیم. به جامعه و مردم تئاتر را وصل بکنیم. الان درست عکس این شده. ما دیگر جنبه‌های انتقادی نداریم و تفاوت‌های خودمان را با تئاتر غربی داریم از بین می‌بریم. به طرف ایسلومیلاسیون می‌رویم. نه به طرف شباهت‌سازی،  یعنی آنچه که تئاتر ما را زنده کرد وجه اجتماعی‌اش بود. الان آنچه که تئاتر ما را ضعیف می‌کند این است که از بعد اجتماعی دور می‌شوی و این به خصوص برای دهه ۷۰ به این طرف است که پای داوران خارجی باز شد. یک عده بنا به ذوق خارجی‌ها کار کردند، کپی کردند که به این جشنواره‌ها دعوتشان کنند.

  موفق بودند؟

صادقی: یک عده رفتند، شبیه خودشان بودند، آن‌ها که فایده ندارد.

مثلاً امیررضا کوهستانی ساخته‌هایش شبیه غربی‌ها بود؟

رقص روی لیوان‌ها دقیقاً فیلم کیشیلوفسکی است

صادقی: دقیقاً، مثلاً نمایش رقص روی لیوان‌ها را دیدم دقیقاً فیلم کیشیلوفسکی را آورده پیاده کرده، یعنی به نظرم الگوها کپی آنها بود. یکی این بود. مذاق بچه‌ها تحریک شده بود که جشنواره‌های خارجی بروند. یکی تربیت دانشگاهی ما است که غلط است. کسانی که در دانشگاه الان درس می‌دهند تئاتر ایرانی را نمی‌شناسند، فرهنگ ایرانی ندارند، با جامعهٔ ایرانی زیاد در تماس نیستند و فرهنگ و کشورشان را هم زیاد دوست ندارند. بیشتر شیفتهٔ معلومات و جزوات و… هستند و بعد اینها الگوی بچه‌ها هستند. با ۴ تا جزوه پست‌مدرنیست بچه‌ها را ای‌نطور تربیت کردند که تئاتر یعنی این چیزهاست.

بسیاری از این آقایان در هیچ زمینه‌ای خلاق نیستند؛ در نتیجه الگویی که دست بچه‌ها دارند الگوی غلطی است. الگوی دانشگاهی مطلقاً تابع جزواتی که از کشورهای دیگر ترجمه کردند. به نظر من این دو دلیل باعث این جامعه شده است. ما الان یاد گرفتیم تئاتر یک چیز شبهه روشنفکرانهٔ مستقل از مردم، بیشتر یک پوز روشنفکری است. با نمایش‌هایی که نه شخصیت ایرانی دراد و نه موضوعش از فضایش ایرانی نشئت گرفته باشد. بیشتر هم کپی فیلم هستند.  این به نظر من غلط است. ما تولیدمان کجاست؟ آنچه به فرهنگمان اضافه کنیم کجاست؟ به نظر من از آن چیزهایی است که در درازمدت ضربه می‌زند یعنی درست که تئاتر نه مال طبقهٔ کارگر است نه مال طبقهٔ کشاورزی، پولدارها هم بیشتر چهره‌های پرزرق و برق می‌خواهند، چیزی که در تالار وحدت باشد، در واقع از نظر جامعه‌شناسی سیاسی این‌ها تصاویری را می‌خواهند که بازتاب طبقهٔ خودشان باشد، نمایش‌های فقیر دوست ندارند. طبقهٔ متوسط دلیل سومی است که می‌خواستم بگویم، این است که طبق تحقیقاتم، مخاطبان ما طبقهٔ متوسط بین ۱۸ تا ۶۰ سال سن هستند یا دانشجو هستند یا تحصیلات دانشگاهی دارند، یعنی طبقهٔ متوسط فرهیخته است، متأسفانه به مرور بعد از انقلاب هسته‌های روشنفکری نابود شد و دیگر آن قشر روشنفکر نابود شدند.

دههٔ ۴۰ اگر در سنگلج یک نمایش اجرا می‌شد یک اتفاق ملی بود

آنهایی که با تئاتر می‌اندیشیدند، فکر می‌کردند، الان یک قشر دیگری آمده، روشنفکر نیست، دانشجو هستند؛ ولی آنقدر به سطح آمده سوادشان، مثلاً یکی از همین دانشگاه‌ها ۶۰۰ دانشجو گرفته بدون کنکور، از من پرسید علی رفیعی کیه، نام اکبر رادی را هنوز دانشجوی تئاتر نشینده، این مخاطب واقعی نیست، متاسفانه با نابود شدن هسته‌های روشنفکری در اثر تحولات سیاسی اجتماعی، مخاطبین واقعی تئاتر ما که دنبال این مسائل بودند از بین رفتند. مثال می‌زنم دههٔ ۴۰ اگر در سنگلج یک نمایش اجرا می‌شد یک اتفاق ملی بود. الان دیگر این گوهنیست، آن مطبوعات، آن مجلات، آن هسته‌های روشنفکری دیگر وجود ندارند، تئاتر افتاده وسط یک عده تفنن‌طلب، اهل چت و موبایل و…

  سانسور هم دلیلش بوده یا نه؟

جمهوری اسلامی برای اینکه اندیشه را نگه دارد تن را رها کرده

صادقی: نه، به نظر من بخشی از سانسور که قد علم کرد، جلوی بعضی از نمایش‌هایی ایستاد که دارای محتوای اجتماعی بود. ممکن است این مؤثر باشد ولی به نظر من در درجهٔ آخر قرار دارد. سانسور چشم می‌بندد به روی بسیاری از شوخی‌های جنسی و حرکات جلف.  الان کم و بیش آمدند سراغ حرکات، سراغ تن. اندیشه که کنترل شد، البته همهٔ اندیشه‌ها را هم کنترل نمی‌کنند. بعضی وقت‌ها عقلشان نمی‌رسد، تحلیلشان کامل نیست. به نظر من سانسور هم ممکن است یک نقشی داشته باشد؛ ولی خیلی کمرنگ. خیلی جالب است، تمام سوژه‌هایی که برای فرهنگ کنونی نیست، آنقدر حساسیت به خرج نمی‌دهند.

در شوروی سابق با وجود خفقان سیاسی متون نمایشی به شدت انتقادی بودند و به هر نحوی علیه جریان فاسد اعتراض می‌کردند. با اینکه معتقدم فضای ما بازتر از وضعیت شوروی است؛ ولی تمایلی در انتقاد از شرایط اجتماعی و فرهنگی وجود ندارد.

ما دیدگاهمان یک دیدگاه توأم با اعتماد به نفس نیست، حتی در انتقاد

صادقی: این ایراد ماست، یعنی ما به شدت شیفته غرب شدیم. برآمده از یک عقده خود کمتربینی است که هر چی که مربوط به خود ما باشد از شما دوری می‌کنیم. این به نظر من ایراد دارد. یعنی ما دیدگاهمان یک دیدگاه توأم با اعتماد به نفس نیست، حتی در انتقاد. حتی در تحلیل مسائل روز.  به گمان من ارمنی‌ها و روس‌ها کمتر دچار چنین چیزی بودند. ارمنی‌ها یک موضعگیری نسبت به روس‌ها داشتند و زیر حکومت آنها بودند. اتفاقاً آنها در این زمینه منتقدتر هستند. طنز عنصر اجتماعی انتقادات، یعنی برخلاف نمایش‌های مضحک میان پرده‌ای این‌ها بوف است. بیشتر یک خنده‌ای می‌آورد، ریشه‌ای مسئله‌ای را عنوان نمی‌کند.

در این دوره با این همه امکانات از یک هنر، ما یک حرفهٔ پست آفریدیم

آن موقع مخبرترین روشنفکران بودند، منتقدین بودند. به طرف تئاتر رفتند. الان نمی‌خواهم توهین بکنم؛ ولی اغلب کسانی که تئاتر کار می‌کنند روشنفکر نیستند. به عنوان یک حرفه نگاه می‌کنند، آن‌ها در صدر مشروطیت در دارالفنون، از یک حرفه، یک هنر بزرگ آفریدند. در این دوره با این همه امکانات از یک هنر، ما یک حرفهٔ پست آفریدیم. با آن پول درمی‌آوریم، سرگرمی الکی می‌کنیم یعنی آنهایی که هنوز در جامعهٔ ما روشن‌اندیش هستند، معتقد هستند، آن‌ها کارهایشان هنوز خیلی خوب است؛ ولی زیاد شده. الان می‌گویند ۱۳۰ تا نمایش هر شب روی صحنه است، یک زمانی، سنگلج بود، تئاتر مولوی بود، تئاتر شهر بود، کم بود ولی تأثیرگذار بود. تئاتر اجتماعی‌ترین هنر محسوب می‌شد. الان هر ننه‌قمری می‌رود تئاتر را می‌گیرد، نه سواد دارد، نه تحصیلات دارد.

  این‌ها یک نگرش داشتند. می‌گفتند در برلین شبی انقدر نمایش اجرا می‌شود ما اگر بخواهیم برسیم به سطح فرهنگی برلین یا فرانسه باید تعداد تئاترها را زیاد کنیم. این شعار آقای قالیباف بود دیگر، پس ما باید اینکار را بکنیم و شد شعار عمومی.

توسعه‌ای که دادند به قیمت نابودی تئاتر هنری فرهنگی یا روشنفکری تمام شد

صادقی: به نظر من از پایه اشتباه بود، در پاریس هر شب ۶۰۰ نمایش روی صحنه است؛ ولی آنجا هم بزرگترین اپراها هست، هم بزرگترین تئاترهای دولتی است. همه نوع تئاتر برای همه نواع اقشار هست. اینجا توسعه‌ای که دادند به قیمت نابودی تئاتر هنری فرهنگی یا روشنفکری تمام شد. ببین چه گیری می‌دهند به نمایش اکبر رادی؛ چون که راجع به جامعه ایرانی کم و بیش یک تحلیل درست می‌دهد. ولی به آن جفنگیاتی که شبه‌تئاترهای لاله‌زاری هستند، تا قلب تالار وحدت یا جاهای دیگر را گرفتند کاری ندارند، این یعنی یک ضعف در مدیریت است.

  یعنی عدالت در توزیع را نداشتند فقط ساختند.

صادقی: الان هم عملاً تئاتر یک سره به دلیل این کیفیت تفننی‌ و کمیت گرایی‌اش رفته زیر نفوذ و در اختیار طبقه نوکیسه. آن‌ها هستند سرنوشت یک نمایش را تعیین می‌کنند. حاضرند تا ۲۸۰ هزار تومان پول بلیت بدهند اگر یک چیز باب دندان آنها ساخته شود؛ ولی تئاترهای کوچک، جدی، فرهنگی و هنری که اصلاً این‌ها اعتنا نمی‌کند.

  تولید کننده عمومی این نمایش‌ها از همان طبقه اولیگاریش هستند.

پول‌هایی که نوکیسه‌ها در تئاتر و در سینما آوردند، شرم آور است

صادقی: دقیقاً، اصلاً یک جور پولشویی است، پول‌هایی که این‌ها آوردند در تئاتر و در سینما شرم آور است، آن‌ها کی هستند؟ این پول‌ها از کجا آمده؟ این هم یک مسئله دیگر است، آن‌ها حتی چند تا سالن ساختند.

  برسیم به نمایش خودتان، شما از مروارید تا الان متنی ایرانی کار نکردید.

صادقی: چرا، من یک نمایش دیگر می‌خواستم شروع بکنم، بازیگرمان رفت سر فیلم. به اسم سکوتت برای کشتنم کافی است، در مورد چهار شکل خشونت در جامعهٔ ایرانی است، خودم نوشتم، در مورد ۴ شکل خشونت در جامعهٔ ما، چیزهایی که اصلاً ساخته شدند برای اینکه خشونتی را از بین ببرند؛ ولی ما به دلیل کج‌فهمی، خودخواهی یا بی‌عدالتی‌های اجتماعی دقیقاً از آن شکل خشونت‌آمیزی استنباط کردیم. الان ۲ نمایشنامه دیگر هم نوشتم که هنوز هیچ کس ندیده، یکی را خواستم برای نوروز در تئاتر شهر کار بکنم.

  در این مدتی که من دانشجو بودم و فارغ‌التحصیل شدم هیچ وقت در این مدت نمایشنامه خارجی کار نکردید.

صادقی: نه، باغ آلبالو، اولین محصول آکادمی‌ ماست، یعنی با دانشجویانی که یکسال کار کردم این نمایش را اجرا کردم و دنبال این اثری بودم که بتواند رئالیسم را از نوع رئالیسم امپرسیونیستی به این بچه‌ها بیاموزد. چنان بارشان آوردم که براساس سبک استانیسلاوسکی باشد،  دوم این‌ها بتوانند با این آموزه‌ها در سینما و تلویزیون هم شانسی داشته باشند، چخوف بهترین بود، این هم که کار کردم  مال ۲۵ سال پیش هست، ایرانی است ولی پر از ارجاعات جامعه ماست. این هم چون بچه‌ها بودند کار کردیم و گرنه من می‌خواستم سفرنامه آبجی‌مظفر را کار کنم یا همین نمایش سکوتت برای کشتنم کافی است، یک نمایش دیگر هم کار کردم در جشنواره فجر، آقای طاهری معروف که آمد جلویش را گرفت. اسمش طلسم صبح بود که ۲ تا اجرا کردیم و در جشنواره ماند.

  چرا نگذاشتند؟

می‌خواهم روی مفرق‌های لرستان کار بکنم

صادقی: آن آقای طاهری نگذاشت، بعد از رفتن ایشان هم من درگیر اینجا شدم و تمرکز نداشتم ؛ولی یادگار گادر  کار کردم که یک اثر کاملاً تجربی بود. قبل از مروارید بود. آن یادگار گادر یک تجربه مدرن براساس نقوش جام زرین حسنلو است که  ۳۲۰۰ سال پیش ساختند. ۲۸۰۰ سال پیش هم با ویران کردن آن شهر این رفت زیر قصری که سوزانده بودند تا ۱۳۵۸ کسی نمی‌دانست همچین چیزی هست، بعد که کشف کردند دیدند اطراف این نقوشی هست که ۱۰۰ ها کتاب و رساله نوشتند. من داستان نقوش را درآوردم تبدیل به نمایش کردم. یعنی در دنبالهٔ همان کاری است که پیکره‌های بازیافته در پیش بود. آن نمایش براساس فیگورها یا نقوش انسانی سفال‌های فلات ایران بود، الان هم می‌خواهم روی مفرق‌های لرستان کار بکنم، یکی از کارهایی که می‌کنم، کارهای تجربه‌ای براساس اسطوره‌ها است، من از خارج الهام نمی‌گیرم.

  برای همین سعی نمی‌کنید که متون یونانی با آن شکل و شمایل اجرا کنید.

صادقی: نه، بیشتر مکانیزم‌های خلاقیت هنر در فلات ایران را کشف می‌کنم، می‌خواهم ببینم پیش از نقوش چیست، چرا این‌ها را ساختند.

  حالا در چند جلسه‌ای که شما سخنرانی داشتید حضور داشتم، شما دیدگاهی کاملاً متفاوت به جریان فکری غالب در ایران درحوزه آیین دارید.

صادقی: ما یک‌سری آیین‌ها داریم، یک‌سری شکل‌های نیایشی داریم که رابطه انسان را با ماورالطبیعه و رابطه انسان را با جامعه طبیعت تنظیم کرده، این‌ها سرشار از نمادها، رمز و رازها، موسیقی، حرکت و این‌ها است. نباید بگذاریم این‌ها از بین برود. یکی از وظایف ما پژوهش براساس این‌هاست و براساس این‌ها کارهای مدرن کردن با روح پژوهشی است. برای اینکه یک‌بار دیگر وارد چرخهٔ خلاقیت‌ها بکنیم. این یکی از دغدغه‌های من است و خیلی در این زمینه کار کردم. حتی کارهایی که کردم برای هر کدامشان مدیوم فرهنگی پیدا کردم. این یکی از ویژگی‌های کارهای من است که هیچ کس در ایران از این کارها نمی‌کند و اعتقاد دارم یکی از راه‌های رسیدن به تئاتر ملی همین‌ها است. از این نظر من بیکار نبودم.

  مطلب این بود که مروارید دغدغه‌های جدی داشت.

صادقی: الان ۲،۳ کار برای سال آینده داریم همه ایرانی است.

  شما می‌گویید کار مدیوم‌های رسانه‌های ایرانی را پیدا می‌کنید و فرهنگ خودمان را با آن منطبق می‌کنید. به کتاب نمایش در ایران بیضایی رجوع می‌کنم آخر سرفصلش با یک یأسی صحبت می‌کنند که انگار شدنی نیست دیگر.

تعزیه یک پدیده تاریخی است برای یک دوران خاص

صادقی: شدنی است، تعزیه یک پدیده تاریخی است برای یک دوران خاص. همه ژانرها برآمده از یک شرایط چهارچوب تاریخی ویژه هستند و خیلی بحث مفصلی بود. بیضایی درباره اضمحلال تعزیه راست می‌گوید. ژانرهای گوناگون محصول شرایط تاریخی خاص هستند. در یک‌دوره‌ای هم تعزیه بود، الان چیزهای دیگری جای تعزیه را گرفته، هوشمندانه‌تر است بگوییم از این استفاده بکنیم و این را به عنوان دستمایه استفاده کنیم بیاوریم در نمایش معاصر، یک‌جور ادامه بدهیم.

  ما تعزیه را از لحاظ فرعی استفاده نکردیم؟

تعزیه مقدس است، تئاتر یونانی برای خود یونانی‌ها هم دیگر مقدس نیست

صادقی: تعزیه مقدس است، مذهبی است، تئاتر یونانی برای خود یونانی‌ها هم دیگر مقدس نیست. ما گیرهای جهان سومی داریم. مدعیانی پیدا می‌شوند می‌گویند به مذهب توهین کردید، نمی‌شود. من خودم روی حضرت علی‌اکبر یک چیز مدرن انجام دادم، یک عده هستند فوری می‌آیند بازخواستش می‌کنند. یا یک تعزیه در مورد حلاج و مولانا کار کردم، می‌ترسم به مشکلات اداری بر بخورم.

  در این دوره نیاز چیست؟

ما باید دنبال آینده باشیم

صادقی: به نظر من مهمترین چیزی که لازم داریم فهم این است که ما باید دنبال آینده باشیم، آن‌هایی که آینده ندارند، دنبال گذشته هستند، تو نمی‌توانی فقط دنبال شکسپیر باشی، الان نویسنده‌هایی پیدا شدند در انگلستان مثل پینتر که در حد خودش یک شکسپیر معاصر است. این راه را باید ادامه بدهی. ما باید شرایطی فراهم بیاوریم که استعدادهای بزرگ بتوانند امکان خلاقیت پیدا بکنند بدون اذیت و آزار. البته که اذیت و آزار همیشه هست. مگر شکسپیر را کم اذیت کردند.

در فرانسه بزرگ‌ترین امکانات را به تئاتر ملی دادند

قرن ۱۹ شکسپیر را کشف کردند، همیشه این مسائل هست. آدم‌های بزرگ بعدها شناخته می‌شوند. به نظر من الان مهم‌ترین وظیفهٔ ما تأمین شرایط خاصی است که استعدادهای بزرگ و ناب بتوانند کار بکنند. حتی نباید قید و بند بگذاریم. باید بگذاریم کارشان را بکنند. مانع نگذاریم، الان به گمان من اگر دنبال این هستیم که تئاتر ملی می‌خواهیم اولین کار این است که وزارتخانه ۲ تا سالن را فقط برای کارهای ایرانی اختصاص بدهد، شما الان برو فرانسه، تئاتر ملی، تئاتر ملی است. بزرگ‌ترین امکانات را به تئاتر ملی دادند.

تئاتر شهر و تالار وحدت و ایرانشهر پر می‌کنیم از آثار خارجی یعنی مدیریت ما غلط است

اول تئاتر خودشان، ما این همه شعار می‌دهیم دروغ می‌گوییم. تئاتر شهر و تالار وحدت و ایرانشهر پر می‌کنیم از آثار خارجی یعنی مدیریت ما غلط است. مدیران ما بینش ندارند، من هنرمندان را زیاد مقصر نمی‌دانم. من مدیر را مقصر می‌دانم، بزرگ‌ترین تحول تئاتر را وقتی که سنگلج را شناختند ایجاد کردند، هم یکسری درام نویس پختهٔ ایرانی تربیت شد هم یکسری کارگردان صاحب سبک پیدا شد حتی طراحان دکور. الان مدیریت ضعیف است، واقعاً نیاز داریم به یک تعریف دوباره از خودمان، از تئاترمان، از فرهنگمان.

این همه شعار ضد خارجی می‌دهیم ولی عملاً برای خودمان هیچ کار نمی‌کنیم

این همه شعار ضد خارجی می‌دهیم ولی عملاً برای خودمان هیچ کار نمی‌کنیم. آن سخت‌گیری هم که برای تئاتر ایران می‌کنند برای تئاتر خارجی نمی‌کنند، آنقدر هم ناآگاه هستند، من یک نمایش رفته بودم. پیش یکی از این مدیران تا سالن بگیرم. گفت پیشنهادت چیه؟ گفتم ۶ تا نمایش، ۶ عدد را که نام بردم حتی یکی را هم نشنیده بود. گفتم هر کدام از شما بگویید من این را شروع می‌کنم. یکی اکبر رادی بود، یکی بیضائی بود، یکیش کار خودم بود، هیچ کدام را نمی‌دانست. مگر می‌شود یک مدیر همچین مجموعهٔ عظیم فرهنگی که تصمیم می‌گیرد در مورد تئاتر اسم ۶ نمایش بزرگ را حتی نشنیده بود. می‌خواهم بگویم ضعف در مدیریت است، نه اینکه هنرمندان آب پاکی را روی دستشان بریزیم. آن‌ها هم مسئول هستند در جایی؛ ولی واقعاً تقصیر بیشتر از جانب مدیران است. آن‌ها هستند که تصمیم می‌گیرند چی باشد، چی نباشد. شناختی فرهنگی ندارد.

  به آینده امیدوار هستید؟

صادقی: ما محکوم به خوش‌بینی هستیم و اگر بدبین باشیم باید مأیوس باشیم. دچار یأس و ناامیدی باشیم، باید برویم و در خانه بنشینیم. ما با هر قدمی که برمی‌داریم، هر نمایشی که کار می‌کنیم می‌شود شرایط را عوض کرد و آینده خوش‌بینانه است. موضع‌گیری من نسبت به آینده خوش‌بینانه است. نقس خلاقیت خوش‌بینانه است. من در همهٔ عرصه‌ها کار می‌کنم، درس می‌دهم، کتاب می‌نویسم، کارگردانی می‌کنم اعتقاد دارم به این پویایی که بالاخره این‌ها بی‌جواب نیست و واقعاً من بعضی شهرها که می‌روم می‌بینم تأثیر چقدر جدی و بزرگ بوده و خوشحالم از این بابت.

*تسنیم

مشاهده خبر از سایت منبع