X

اخبار سینمایی

دفتر سینمایی

«مغزهای کوچک زنگ زده» سیاه‌ترین و خشن‌ترین فیلم سینمای ایران است – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: منتقد سینما و پژوهشگر فرهنگی در خصوص فیلم سینمایی «مغزهای کوچک زنگ زده» گفت: فیلم سیدی اثر به شدت سیاهی است، خیلی سیاه‌تر از آنچه در سینمای ایران ترسیم شده و به عبارت دیگر می‌توان گفت که سیاه‌ترین و خشن‌ترین فیلم سینمای ایران است.

به گزارش سینماپرس، محمدرضا شاه حسینی منتقد سینما در خصوص فیلم سینمایی «مغزهای کوچک زنگ زده» گفت: فیلم سیدی اثر به شدت سیاهی است، خیلی سیاه‌تر از آنچه در سینمای ایران ترسیم شده و به عبارت دیگر می‌توان گفت که سیاه‌ترین و خشن‌ترین فیلم سینمای ایران است.

وی ادامه داد: با توجه به تمام تعریف‌هایی که از زمان جشنواره تا به امروز در سایت‌های مختلف خبری از آن منتشر شده بود، اما باید بگویم در ابتدا که این اثر را دیدم این سوال در ذهنم شکل گرفت که این فیلم برای چه ساخته شده است؟ سیدی چه تصویری از جامعه را به تصویر کشیده؟ آیا قصد ساخت فیلمی سیاسی با دیالوگ‌هایی به شدت سیاسی داشته یا تنها قصد تولید یک فیلم گانگستری داشته است؟ آیا می‌خواهد از آینده‌ای که شاید با آن بخواهیم روبه رو شویم خبر می‌دهد؟

شاه حسینی در ادامه به بازی نوید محمد زاده اشاره و تصریح کرد: نوید محمد زاده نماد چه شخصیتی در جامعه است؟ دیالوگ‌ها خطاب به چه کسی است؟ چوپانی که در ابتدا و انتهای فیلم به آن اشاره می‌شود خطاب به چه کسی است؟

وی گفت: اگر این اثر نقد یک چهره سیاسی باشد خیلی از سوال‌ها به پاسخ روشنی می‌رسد، اما اگر یک نقد اجتماعی باشد دنیایی از سوال‌های بی پاسخ در ذهن مخاطب شکل می‌گیرد که هیچ ابتدا و انتهایی ندارد، این اثر به پشتوانه تهیه کننده اش بسیاری از خط قرمزی‌ها را به راحتی پشت سر گذاشته و توانسته آنچه را که در ذهن داشته را به تصویر بکشد و آب هم از آب تکان نخورد.

شاه حسینی درخصوص قبیله‌ای عمل کردن برخی منتقدان اظهارداشت: برخی از منتقدان متاسفانه قبیله‌ای عمل می‌کنند و نسبت به برخی از آثار با نقدهای مثبتشان نوای خوش ساخت بودن اثر را سرمی دهند و یا کلا قلمشان را زمین می‌گذارند، چرا واقعا منتقدان باید قبیله‌ای نظر دهند و حمایت کنند؟ اینکه «سعید سعدی» و «هومن سیدی»، چون در قبیله آن‌ها هستند پس مجوز عبور را گرفتند و مسیر را تا انتها پیش می‌برند.

این منتقد در ادامه به نحوه ساخت سیدی اشاره و بیان کرد: نوع ساخت «سیدی» به گونه‌ای است که کپی برداری و اقتباس را دوست دارد و آن را در فضای ذهنی خود جلوی دوربین می‌برد، کارگردان این توانایی را دارد که با توجه به فضای جامعه اثر خود را جلو برده و بن مایه‌های مذهبی را در قالب رئال جلوی دوربین ببرد.

وی بیان کرد: غیرت زدایی به نحوی خاص نمایش داده می‌شود در شرایطی که هیچ کس به هیچ کس رحم نمی‌کند، حتی صحنه خفه شدن دختر و صحنه‌های منزجر کننده که مخاطب را می‌رنجاند.

شاه حسینی بیان کرد: در نهایت باید بگویم سطح فیلم به نحوی است که هنوز سطح جامعه قدرت درک آن را ندارد و جامعه و نحوه ساخت ما هنوز به سمت این فضا و گانگستری بودن آن نرفته که بخواهد آن را روی پرده سینما ببیند.

این منتقد در ادامه به فیلم «خانه پدری» اشاره کرد و درخصوص صدور مجوز اکران‌ها گفت: «خانه پدری» کیانوش عیاری هم مثل «مغزها» صحنه‌های فجیعی داشت که امکان اکران به آن نداده اند، اما صحنه‌های خفگی در «مغزها» به راحتی و بدون هیچ گونه نقدی روی پرده سینما نمایش داده می‌شود و آب از آب تکان نمی‌خورد. سوال من اینجاست که این دو چه تفاوتی باهم دارند که به این فیلم مجوز اکران می‌دهند و آن یکی را منع از اکران می‌کنند آیا اگر شخص دیگری هم این اثر را ساخته بود باز هم مجوز اکران می‌گرفت؟

وی افزود:به نظر من این اثر ساخته شد تا جریانی را در سینمای ایران راه بیاندازد مثل فیلم «آدم برفی» که به پشتوانه حوزه هنری توانست از خیلی از خط قرمزها عبور کند و جریانی را با خود وارد سینما کند و یا فیلم ده نمکی که با ساز و آواز هایش جریان دیگری را وارد این حوزه کرد که اگر این فیلمسازان و پشتوانه‌های آن‌ها نبود به طور حتم فیلم هایشان اکران نمی‌شد البته آثار دیگری مثل «اجاره نشین ها» و «زیر درخت هلو» هم بودند که بدون پشتوانه و در لفافه دیالوگ‌ها را بیان کردند تا خللی در صدور مجوز اکران آن‌ها ایجاد نشود.

شاه حسینی با بیان اینکه یکی از عمده مشکلات حوزه نقد فیلم این است که فیلم به مثابه واقعیت اجتماعی فرض می‌شود و اغلب نقدهای وارده به آثار سینمایی به چیستی‌شناسی و هستی شناسی فرامتنی و مابه ازاهای اجتماعی باز می‌گردد، بیان کرد: در نقد موج سینمای اجتماعی ایران بر اساس توصیه رابین وود می‌توان نگره‌های ایدئولوژیک، سیاسی و حتی اجتماعی را در تحلیل فیلم لحاظ کرد و فیلم را در رینگ یک دعوای سیاسی– حزبی انداخت و کلمات را در قالب مشت و لگد حواله اثر کرد.

*باشگاه خبرنگاران جوان

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

در «منطقه پرواز ممنوع» کاملاً درگیر دنیای نوجوانان هستیم/ «فجر» نباید از فیلم‌های انقلاب خالی شود – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: امیر داسارگر، نویسنده و کارگردان فیلم سینمایی «منطقه پرواز ممنوع» به موضوع راه نیافتن فیلمش به جشنواره فجر پرداخته است.

به گزارش سینماپرس، اعلام اسامی راه یافته به بخش «نگاه نو» یا همان بخش فیلم اولی‌های جشنواره فیلم فجر و حضور برخی از فیلم‌ها و حذف برخی دیگر باعث تعجب اهالی سینما شد، به خصوص اینکه نام‌هایی در بخش فیلم‌های منتخب حضور دارند که کارگردانشان حداقل از نظر حرفه‌ای فیلم اولی به شمار نمی‌روند. از سوی دیگر حذف کارگردانان جوانی که می‌توانند در جشنواره جریان‌ساز شوند نیز اعتراضاتی را در پی داشته است. فیلم «منطقه پرواز ممنوع» از جمله این آثار است. امیر داساگر، نویسنده و کارگردان این فیلم در گفت‌وگویی به موضوع راه نیافتن فیلمش به جشنواره فجر پرداخته است.

به طور خلاصه فیلم «منطقه پرواز ممنوع» را معرفی می‌کنید.

فیلم در ژانر ماجراجویانه و نوجوانانه ساخته شده و داستان سه نوجوان ۱۳- ۱۲ ساله است که در گوشه‌ای از ایران در حال انجام کاری هستند و در این مسیر مشکلاتی برایشان ایجاد می‌شود و همین باعث درگیری میان آن‌ها و بعضی از افراد می‌شود و قدم به قدم متوجه مسائلی می‌شوند. فیلم پر از هیجان و تعقیب و گریز است و لوکیشن‌های متعددی دارد و لحظه‌های جذابی دارد که مخاطب نوجوان را درگیر می‌کند. اگر توضیح بیشتری بدهم فیلم لو می‌رود، ولی نه حتی به خاطر اینکه موضوع فیلم ارزشی است و بخواهم بگویم به خاطر محتوای آن باید در جشنواره دیده می‌شود بلکه به خاطر قابلیت‌های فنی این فیلم می‌گویم که حقش بود در جشنواره حضور داشته باشد و حداقل کیفیت آن با آثار دیگر سنجیده می‌شد.

 

فکر می‌کنید چرا از جشنواره فجر کنار گذاشته شدید؟

چیزی که من فکر می‌کنم این است که سیاست جشنواره فجر بر این است که فیلم‌های کودک و نوجوان را به جشنواره فیلم کودک اصفهان بفرستد و از آنجایی که «منطقه پرواز ممنوع» بازیگر شاخص و تهیه کننده صاحبنام ندارد و این مخالف تم مرسوم در سینماست، برای همین پشت در ورودی جشنواره فجر باقی ماندیم.

 

منطقه پرواز ممنوع» برای مخاطب نوجوان است یا درباره نوجوانان؟

قطعا برای مخاطب نوجوان است.

 

این را پرسیدم برای اینکه بیشتر آثاری که به نام فیلم کودک و نوجوان در ایران ساخته می‌شود، مخاطب بزرگسال دارد و فیلم بزرگسال است!

معتقدم اگر فیلمی برای مخاطب اصلی‌اش به خوبی ساخته شود، مخاطبان دیگر گروه‌های سنتی هم به تماشای آن خواهند نشست. مشکل اصلی سینمای ما این است که مخاطب خود را نمی‌شناسد. ما در «منطقه پرواز ممنوع» کاملاً درگیر دنیای نوجوانان هستیم.

 

اما این معضل بزرگی برای سینما شده که فیلم‌ها در چند ژانر محدود شده و در حق ژانرهای مختلف ظلم می‌شود.

حتی داستان‌های فیلم‌ها هم به طور حیرت‌انگیزی به هم شبیه شده است. برایم جالب است که چرا سینمای اجتماعی ما تا این حد به سینمای ناتورالیستی فرانسه شباهت پیدا کرده و چرا برای فیلمسازان ایرانی سینمای فرانسه تا این حد عزیز شده است! کسی هم که بخواهد در فضایی غیر از این سینما کار کند دست به انتحار بزرگی زده است.

 

گفته می‌شود کارگردانانی مثل «تورج اصلانی» و «مسعودبخشی» اصولا فیلم اولی نیستند و از نظر حرفه‌ای نباید در «نگاه نو» شرکت داده می‌شدند! به این موضوع اعتراضی نداشته‌اید؟

من حتی اگر فیلم هم نداشتم به این موضوع اعتراض می‌کردم. به خصوص درباره شخص دومی که نام بردید. من اگر مسئولیتی داشتم به خاطر آن فیلمی که ساخته بود، ممنوع الکارش می‌کردم. شاید بگویند چهار پنج سال گذشته و آن فیلم افتضاحی که ساخته فراموش شده! مگر یک نفر دیگر چه توهینی می‌توانست به انقلاب انجام دهد که در آن فیلم انجام نشده باشد! ولی الان که این حرف را بزنم ممکن است بگویند، چون خودش ذیفنع است دارد از روی حب و بغض حرف می‌زند، اما انتظارم این است که نگذارند در جشنواره فیلم فجر کار غیر قانونی انجام شود. درباره یکی از فیلم‌های حاضر در این بخش شنیده‌ام که سال گذشته در هیئت انتخاب بازبینی و رد شده، اما امسال دوباره حضور پیدا کرده است.

 

با توجه به اینکه احتمال حضور مجدد در جشنواره فجر وجود ندارد، فیلم را برای اکران آماده می‌کنید؟

با توجه به اینکه جشنواره فیلم کودک و نوجوان نزدیک است، حتماً به حضور در جشنواره فکر می‌کنیم، اما تصمیم گیرنده درباره این موضوع، شخص تهیه کننده است. از طرفی هم شرایط اکران خیلی سخت است، به خصوص برای فیلم‌هایی مثل «منطقه پرواز ممنوع» که بازیگر چهره ندارد. تنها دغدغه من این است که فیلم به دست مخاطب اصلی‌اش برسد.

 

به خاطر راه پیدا نکردن به جشنواره فکر نمی‌کنید کار «منطقه پرواز ممنوع» برای دیده شدن سخت شده؟

من از اول هم هر جور محاسبه می‌کردم به این نتیجه می‌رسیدم که فیلم درفجر حضور نخواهد داشت، این را هم به تهیه کننده گفته بودم.

شما که در ابتدای مصاحبه گفتید به دلیل کیفیت فنی خوب فیلم باید در جشنواره رقابت می‌کرد؟

به همان دلیل که نه بازیگر شاخص دارد و نه تهیه‌کننده مشهور، فیلم هم فیلم ژانر است.

 

البته یکی از کارگردان‌ها توصیه کرده که فیلم‌هایی که حساسیت ایجاد می‌کنند را به جشنواره ندهند، حالا که در فجر نیستید، فکر می‌کنید توصیه درستی است؟!

فرق ما با آن‌ها این است که جشنواره فجر را جشنواره انقلاب می‌دانیم و معتقدیم در هر دوره از جشنواره باید حداقل ۱۰ فیلم با موضوعات روز مرتبط با انقلاب داشته باشد. جشنواره فجر ویترین سینمای ایران است و نباید از فیلم‌های انقلاب اسلامی خالی نشود. فجر متعلق به بچه‌های انقلاب اسلامی است. هیئت انتخاب هفت نفر هستند، هیئت داوران هم هفت نفرند، قرار نیست همه مردم ایران مانند آن‌ها فکر کنند، همان طور که شاید اگر به جای این هفت نفر، افراد دیگری در هیئت انتخاب بودند، سرنوشت انتخاب‌ها به شیوه دیگری رقم می‌خورد.

*روزنامه جوان

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

شکوفایی اقتصاد هنر در چهلمین سال انقلاب – اخبار سینمای ایران و جهان

جوان آنلاین: «اقتصاد هنر» جزو مفاهیمی است که متغییرهای بسیاری در آن نقش ایفا می‌کنند. در یک نگاه کلان، اقتصاد هنر ایران تابعی از اقتصاد ملی بوده و آن را باید در این زنجیره مورد بررسی قرار داد.

بدیهی است که ذینفعان بسیاری در حوزه اقتصاد هنر به صورت مستقیم و غیرمستقیم نقش ایفا می‌کنند از خالقان یک اثر هنری گرفته تا مشاوران، کارشناسان، گالری داران، مجموعه‌داران، واسطه‌ها، تقاضاهای فرهنگی، دسترسی، انتخاب های ذوقی، اولویت مصرف کننده و … همچنین باید به این موارد متغیرهای دیگری مانند قوانین کشورها، عرف جامعه و مهمتر از همه سرانه ناخالص درآمد ملی را نیز افزود تا پیچیده بودن ماجرا بیشتر رخ نمایان کند.

از این روی برای تحلیل و نقد هر رویداد هنری باید توجه لازم به تمام عوامل فوق صورت گیرد تا رهیافتی به یک تحلیل منصفانه باشد.

برای آن که بحث را به زبانی ساده و البته به صورت مصداقی پیش ببریم به حراج تهران به صورت اختصار اشاره می‌شود. این رویداد هنری را که ۹ دوره از آن ظرف ۷ سال اخیر برگزار شده، باید صرفاً کودکی ۷ ساله دانست نه کم و بیش. این در حالی است که نقدهای ایجابی و سلبی بسیار بر آن وارد شده که نشان دهنده تاثیرگذار بودن حراج تهران به عنوان یک رخداد در بازار هنر ایران است. کافی است که میزان ارقامی که در این حراج چکش خوردند را مرور کنیم. کارنامه سال اول این حراج با رقم ۲ میلیارد و ۲۴۰ میلیون تومان، سال دوم با رقم ۶ میلیارد و ۶۲۷ میلیون تومان، در سال سوم با رقم ۱۳ میلیارد و۴۹۱ میلیون تومان، سال چهارم با ۲۰ میلیارد و ۶۹۰ میلیون تومان، سال پنجم با ۲۵ میلیارد و ۷۸۷ میلیون تومان در نیمه نخست و رقم ۱۲ میلیارد و ۳۴۴ میلیون تومان در نیمه دوم سال ، در ششمین سال با رقم ۲۶ میلیارد و ۱۱۳ میلیون تومان در نیمه نخست و رقم ۱۴ میلیارد و ۴۹۲ میلیون تومان در نیمه دوم سال و در هفتمین دوره در نیمه نخست سال جاری با فروش کلی ۳۱ میلیارد و ۳۷۸ میلیون تومان بسته شد.

هرم عملکردی این رویداد سیر صعودی دارد که خود آدرسی از موفقیت‌های نسبی هر دوره نسبت به گذشته را به ما می‌هد؛ البته این موضوع به معنی بری بودن حراج تهران از نقد نقاط ضعف نیست. مسئله مهم این است که نقد هنگامی می‌تواند نافذ باشد که ناقد در بیان و یا نگارش خود، چارچوب یک نقد علمی را لحاظ کند. مروی بر برخی از نقدهای وارد شده به حراج تهران، نمایانگر گزاره‌هایی است که بیش از آن که حامل یک محتوای منتقدانه باشند بیانگر موضع‌گیری شخصی خود منتقد است. به طور مثال می‌توان به کلیدواژه‌هایی همچون «پول شویی»، «باند بازی»، «شوآف»، «معاملات صوری» و… اشاره کرد. گرچه بسیاری از این عناوین دارای بار حقوقی است اما گوینده و یا نویسنده هیچ ادله‌ای برای اقناع مخاطبان خود ارائه نداده و شاید هیچ گاه هم نتواند آن را ارائه دهد.

شاید بتوان پاسخ بسیاری به این نقدها را در عملکرد کیفی و آماری حراج تهران جستجو کرد. همان گونه که پیشتر نیز اشاره شد به لحاظ میزان معاملات، این حراج در طول ۹ دوره برگزاری، روند صعودی داشته و همچنین به لحاظ میزان آثار هنری ارائه شده و تعداد مشارکت کنندگان نیز این رشد به وضوح نمایان است.

از سوی دیگر برخی کارشناسان بر ضرورت تقویت اقتصاد در حوزه هنر با توجه به شرایط تحریم کشور و اقتصاد تک محصولی تاکید دارند. این موضوع در جایگاه خود قابل بررسی است. این که تا چه میزان محصولات هنری ایران می تواند نقش و حضور پررنگ تری در حراج های مهم دنیا و یا در سبد مجموعه داران کشورهای خارجی داشته باشد نیز نکته قابل تأملی است اما همسان و یا بیش از این موضوع، نهادینه و تقویت کردن رویدادهای نوپایی مانند حراج تهران اهمیت دارد و این که چنین رویدادی بتواند با شیوه های نوین مارکتینگ، در گام اول خریداران جدید در ایران را به خرید این محصولات ترغیب کند و در مراحل بعد میزبان مجموعه‌داران و خریداران سایر کشورها باشند.

شکوفایی اقتصاد هنر در چهلمین سال انقلاب

اگر امروز برخی حراج‌ تهران را با حراج‌های معتبر دنیا مانند کریستیز لندن، بونامز و ساتبیز مقایسه می‌کنند اذعان به موفیقت حراج تهران است که توانسته در مدت کوتاهی در مقام مقایسه با آن رویدادها قرار گیرد، اما این مقایسه در عین حال نادیده گرفتن سابقه هر کدام از این حراج ها است؛ نمی توان عملکرد حراج هایی را که در دنیا پیشینه ۲۵۰ ساله دارند با یک رویداد ۷ ساله را در دو کفه یک ترازو گذاشت.

مثال ساده این که بانک ها و بیمه‌ها و موسسات مالی دنیا تمایل زیادی به مشارکت در حراج و خرید آثار هنری دارند که این امر در ایران گام های نخست خود را تجربه می کند. همچنین توجیه سرمایه گذاران جدید برای تزریق نقدینگی خود به حوزه هنر، امر چندان ساده‌ای نیست.

با توجه به تمام این موارد بدیهی است که شناخت هر بازار کالایی الگوهای خاص خود را دارد و یک رویداد همچون حراج آثار هنری نیز ناگزیر به تبعیت از الگوها و استانداردهای پذیرفته شده است. به طور مثال آثاری توفیق چکش خوردن در حراج های معتبر را می یابند که بازار اولیه آثار هنری به ثبات نسبی رسیده باشند و این مسیر معمولا از راه گالری‌ها صورت می گیرد. می توان این فرایند را با روند انتخاب فیلم از سوی معتبرترین جشنواره دنیا یعنی اسکار مقایسه کرد که حتما باید فیلم قبلا اکران شده و اقبال نسبی تماشاگران را داشته باشد. قیمت گذاری آثار هنری که وارد حراج می شوند نیز تابع ضوابط خاص و تعریف شده خود است.

روشن است که با توجه به متغیرهای اشاره شده، حضور کارشناسان رشته‌های مختلف و به عبارتی مطالعات بین رشته‌ای برای برگزاری یک حراج هر چه موفق‌تر امری ضروری است. از این روی نمی‌توان و نباید صرفاً با یک دیدگاه به تحلیل حراج تهران پرداخت.

نکته دیگر این که حراج تهران برای کشوری مانند ایران که دارای فرهنگ و تمدنی دیرینه است نه تنها کافی نیست بلکه تا رسیدن به یک کف مطلوب نیز فاصله زیادی دارد. این فاصله با مقایسه آماری با سایر حراج‌های معتبر دنیا به روشنی محسوس است. این حراج در پایان دوره نهم خود تنها با ۷۸ اثر و با رقم کلی ۳۱ میلیارد و ۳۷۸ میلیون تومان معامله بسته شد و این برای کشوری که تعداد هنرمندان و آثار خلق شده بسیاری دارد، اندک است. نباید از این نکته هم چشم پوشیدکه حجم نقدینگی بالایی در جامعه وجود دارد که گاهی این سرمایه‌ها به دلیل هدایت نشدن به مسیر درست، آثاری ویرانگر دارند.

کشور ایران ظرفیت و پتانسیل زیادی را برای برگزاری حراج‌هایی در سایر سطوح دارد که این خود عاملی برای شکل‌گیری یک رقابت در این بازار به شمار می‌رود و اما باید این رقابت را از منظر اقتصادی پیگیری کرد و نه میان هنر و هنرمندان.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

تفاهم‌نامه آموزشی تئاتر با وزارت بهداشت منعقد شد/ تاکید رهبری بر تئاتر دانشجویی – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: مدیر مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری در حاشیه انعقاد تفام‌نامه برگزاری دوره‌های آموزش تئاتر میان اداره کل فرهنگی وزارت بهداشت و مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری گفت: فردی که در حوزه علم پزشکی تحصیل کرده است و با هنر نیز آشنا است، می‌تواند در درمان و نتیجه علم پزشکی خود موفق‌تر ظاهر شود.

به گزارش سینماپرس، کوروش زارعی مدیر مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری، روز گذشته در حاشیه انعقاد تفام‌نامه برگزاری دوره‌های آموزش تئاتر میان اداره کل فرهنگی وزارت بهداشت و مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری که با حضور امیر للگانی مدیر کل فرهنگی وزارت بهداشت برگزار شد، در خصوص اهداف اصلی از انعقاد این تفاهم‌نامه گفت: تفاهم‌نامه‌ای که میان این دو ارگان بسته شد یک تفاهم‌نامه آموزشی در حیطه هنرهای نمایشی و آموزش تئاتر است. در نظر داریم تا براساس این تفاهم‌نامه در تهران و ۳۰ استان کشور که کانون‌های هنری و فرهنگی وزارت بهداشت در این استان‌ها فعال هستند، برگزار شود.

زارعی افزود: نقطه آغاز این تفاهم‌نامه از چندین سال پیش هنگامی که مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری در جشنواره بین‌المللی سیمرغ مشارکت داشته کلید خورده است. من در مدت دو سالی که در دوره‌های قبلی این جشنواره داور مسابقات بخش هنرهای نمایشی و تئاتر بودم، با توجه به آگاهی که از فضای تئاتر دانشجویی داشتم این را پذیرفتیم که با ایجاد این تفاهم‌نامه بتوانیم با همکاری یکدیگر ریل‌گذاری درست و مناسبی در حیطه آموزش هنرهای نمایشی در کانون‌های فرهنگی و هنری دانشجویی وزارت بهداشت داشته باشیم.

مدیر مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری با ابراز امیدواری از فعال کردن حوزه‌های هنری علوم پزشکی در سرتاسر کشور، خاطرنشان کرد: امیدوارم بتوانیم با فعال کردن مراکز هنری وزارت بهداشت در ۳۰ استان که دارای اداره کل فرهنگی و حوزه هنری هستند و با مشارکت و کمک دوستانمان در مراکز استانی، فضای آموزشی منسجم، آکادمیک و درستی در حوزه هنرهای نمایشی ایجاد کرده و در نهایت این فضا و این تلاش منتج به خروجی تولیدی باشد تا هنرجویان پس از گذراندن دوره‌های مقدماتی، آموزش متوسطه و آموزش حرفه‌ای بتوانند اثر و نمایش تولید کنند.

زارعی در ادامه با اشاره به بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با اهالی تئاتر گفت: رهبر معظم انقلاب در دیداری که ۲۰ روز قبل با اصحاب تئاتر داشتند، بر تئاتر دانشجویی تاکید فراوانی کردند و این موضوع در ما ایجاد انگیزه می‌کند که بر اساس فرمایش ایشان در این حوزه وارد عمل شویم. تئاتر به عنوان یک هنر انسانی، اجتماعی و گروهی می‌تواند تاثیرگذاری بسیاری بر مخاطبان خود داشته باشد.

وی افزود: تئاتر می‌تواند تاثیر خوبی بر روی مخاطبین و جامعه خود بگذارد و این نکته قابل توجه است که فردی که در حوزه علم پزشکی تحصیل کرده است و با هنر نیز آشنا است، بتواند در درمان و نتیجه علم پزشکی خود موفق‌تر ظاهر شود و اتفاقات خوبی را در این دو حوزه رقم زند؛ به نحوی که جامعه پزشکی از این پزشکان هنرمند بهره‌مند شوند و هم جامعه اجتماعی و کلیه مردم بتوانند از هنر طبیبان خود استفاده و بهره لازم را ببرند.

زارعی گفت: ظرفیت‌های دانشجویان دانشگاه‌های علوم پزشکی در عرصه هنرهای نمایشی بالا و مثبت است؛ چرا که من در همه رشته‌های فرهنگی و هنری شاهد موفقیت و بالندگی دانشجویان علوم پزشکی در جشنواره سیمرغ بوده‌ام.

 وی در همین راستا ادامه داد: زمانی که من به عنوان داور در این جشنواره حضور داشتم، گاهی پیش می‌آمد برای رفع خستگی سری به دیگر قسمت‌های برگزاری مسابقات بزنیم که با تعجب و حیرت مشاهده می‌کردم آثار هنری بسیار خوبی از یک پزشک و یک دانشجوی علوم پزشکی تولید شده است. این موضوع بسیار جذاب و جالب توجه است و نشان می‌دهد پزشکان ما کار فرهنگی و هنری را به خوبی انجام می‌دهند.

مدیر مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری ضمن تبریک به امور فرهنگی وزارت بهداشت برای موفقیت‌های هنری خود گفت: این کار فرهنگی که اکنون در جامعه پزشکی در حال رخ دادن است، می‌تواند در روند بهبود درمان جامعه تاثیر خوبی  بگذارد.

زارعی در پایان با تاکید بر خروجی تولیدی از کارگاه‌های آموزشی پیش رو گفت: برای استعدادهایی که در آینده در این حوزه شناسایی می‌شوند برنامه‌هایی در نظر داریم. در تفاهم‌نامه منعقد شده نیز اشاراتی در این خصوص شده است و ما بر همین اساس آثار درخشان، هنرمندان مستعد و توانای علوم پزشکی را شناسایی می‌کنیم. این افراد می‌توانند در تماشاخانه‌های مهر و ماه مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری بر روی صحنه بروند و امکان اجرای نمایش داشته باشند.

این هنرمند تئاتر، سینما و تلویزیون، تاکید کرد: تا تماشاگر با تئاتر مواجه نشود و بازیگر تئاتر بر روی صحنه تئاتر خاک کار را نخورد، نمی‌تواند خود را مورد بررسی و حلاجی قرار دهد و بر همین اساس این شرایط را ایجاد خواهیم کرد تا کارهای برجسته دانشگاهیان علوم پزشکی فضای اجرا را برای آزمون و خطا را داشته باشند.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

کارگردان «مارموز» پس از میلیاردر شدن: نظام ناکارآمد است! – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: ما دلیل و مدرک آقای تبریزی مبنی بر وجود ناکارآمدی گسترده در ایران را نمی‌دانیم اما ایشان حکماً خوب می‌داند که مقولاتی که در ذهن افکار عمومی شکل می‌گیرد؛ ساخته و پرداخته مراجع اجتماعی، محافل سیاسی، سلبریتی‌ها و اصحاب رسانه است.

«کمال تبریزی»، کارگردان سینمای کشورمان که این روزها فیلم سینمایی «مارموز» با محتوای طنز سیاسی را در حال اکران دارد؛ در بخشی از یک مصاحبه با شماره شنبه گذشته روزنامه سازندگی (ارگان حزب کارگزاران) گفته است:

«ناکارآمدی الآن واقعیتی است که در ذهن مردم ما در حال شکل‌گیری است. فرض کنید همین الآن زمان انتخابات مجلس یا ریاست‌جمهوری باشد. فکر می‌کنید اگر همین الآن شروع کنید به اینکه مردم را برای دو، سه ماه دیگر برای آمدن به پای صندوق‌های رأی ترغیب کنید، چند درصد پای صندوق‌های رأی خواهند آمد؟»

در این لحظه روزنامه سازندگی پاسخ می‌دهد «خیلی پایین»! و تبریزی ادامه می‌دهد:

بله، درصد خیلی کمی از افراد حضور پیدا می‌کنند. مگر اینکه اتفاقی بیافتد. موضوع بعدی هم این است که مرتباً مردم احساس کرده‌اند که دولتمردان سر آنها کلاه گذاشته‌اند و بیشتر مقاوم شده‌اند و فکر می‌کنند که این بار اشتباه نخواهند کرد.

*ما دلیل و مدرک آقای تبریزی مبنی بر وجود ناکارآمدی گسترده در ایران را نمی‌دانیم اما ایشان حکماً خوب می‌داند که مقولاتی که در ذهن افکار عمومی شکل می‌گیرد؛ ساخته و پرداخته مراجع اجتماعی، محافل سیاسی، سلبریتی‌ها و اصحاب رسانه است.

روی دیگر این معنی آن است که ناکارآمدی مورد اشاره تبریزی در حالی است که فقط در حوزه کاری ایشان یعنی سینمای ایران، در سال جاری شاهد رکوردشکنی فروش بلیط فیلم‌های سینمایی بوده‌ایم .

اکنون آیا روا بود که آقای تبریزی به جای این حقیقت مسرّت بخش و امیدوار کننده؛ به یک معنای ذهنی که به نظر می‌رسد بیشتر در ذهن خودشان و همفکرانشان در روزنامه سازندگی وجود دارد اشاره کند؟ و هیچ دلیل و سند متقنی هم بر آن اقامه نکند؟

درباره تحلیل این روزهای جریان سیاسی خاص مبنی بر مشارکت پایین و یا عدم حضور مردم در انتخابات آتی -که آقای تبریزی هم علیرغم اینکه بیان می‌کند اصلاح‌طلب نیست اما حرف آنها را تکرار کرده! – بایستی اشاره کرد که اولاً به نظر می‌رسد مردم با مشاهده دروغگویی جریان چپ در معرفی کاندیداهایی که هیچ دستاورد خاصی جز گرانی و شکست و توهین به منتقدان نداشتند؛ طبیعتاً عزمی قوی‌تر برای یک انتخاب بهتر خواهند داشت.

از طرفی ملاک یک انتخابات نیز قانون است و مشارکت پایین نیز بخشی از زیر و زبر، حیات یک نظام سیاسی و مقوله‌ای ممکن‌الوقوع است.

در واقع اصولاً بعید نیست که نظام جمهوری اسلامی ایران در میان اینهمه انتخابات‌های پرشور و بزرگ خود که بعضاً با حضور حتی ۸۰ درصدی رأی دهندگان نیز مواجه بوده؛ مثل خیلی از کشورهای دیگر دنیا شاهد انتخاباتی هم باشد که کمتر از ۵۰ درصد واجدین شرایط رأی در آن شرکت کنند.

گفتنیست، فیلم مارموز، تا این لحظه “۲ میلیارد و ۴۰۰ میلیون تومان” فروش داشته است.

حامد بهداد، نقش اصلی این فیلم سینمایی نیز چند سال قبل در اظهاراتی گفته بود ما _اهالی سینما یا سلبریتی‌ها و غیره- حالمان خوب نیست!

دانستن این نکته نیز خالی از لطف نیست که آقای کمال تبریزی جزو دانشجویان تسخیر کننده سفارت آمریکا نیز بوده است.

ما قضاوت درباره این اطلاعات و جمع‌بندی آنها را بر عهده مخاطبان محترم وامی‌گذاریم…

*مشرق

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

داوران بخش فضای مجازی جشنواره جام جم مشخص شدند – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: معاون سیما با صدور احکامی اعضای هیات داوران فضای مجازی پنجمین جشنواره تلویزیونی جام جم را منصوب کرد.

به گزارش سینماپرس، مرتضی میرباقری معاون سیما در احکامی سعید مقیسه، سید علی اکبر محمودی مهریزی، حسن نجفی سولاری، محمدحسین فیروزی و فرشید بهجت محمدی را به عنوان اعضای هیات داوران بخش فضای مجازی منصوب کرد.

رییس جشنواره تلویزیونی جام جم در حکم خود حضور این اعضا در هیات داروان را برای داوری آثار منتخب شبکه ها فرصتی مغتنم شمرد تا در آستانه چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، چراغ راه و شاخص برجسته ای در تولیدات آینده سیما باشند.

اعضای هیات داوران کمیسیون فضای مجازی پنجمین جشنواره تلویزیونی جام جم با پیشنهاد دبیر آن کمیسیون و با حکم معاون سیما و رییس جشنواره منصوب شدند.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

فیلم/ اولین تیزر فیلم مسابقه «رالی ایرانی ۲» – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: اولین تیزر از فصل دوم فیلم مسابقه «رالی ایرانی» با طراحی و تهیه‌کنندگی سعید ابوطالب و کارگردانی آرش معیریان منتشر شد.

به گزارش سینماپرس، فصل دوم فیلم مسابقه «رای ایرانی» پس از توقف چند ساله با همان تیم و کارگردانی آرش معیریان ساخته می‌شود و هم اکنون بیش از ۲۴۰۰ ساعت راش‌های آن در مرحله تدوین قرار دارد.

چهره‌های شرکت‌کننده در «رالی ایرانی۲» به ترتیب حروف الفبا سالی بسمه (بازیگر لبنانی)، ترلان پروانه، کامران تفتی، سمیرا حسینی، سیاوش خیرابی، کامبیز دیرباز، امیرحسین رستمی، متین ستوده، نیما شاهرخ‌شاهی، بهناز شفیعی، نیوشا ضیغمی، امیرعباس گلاب و فردین ناجی هستند.

این فیلم – مسابقه در لوکیشن‌های متنوعی به وسعت شمال تا جنوب کشور ضبط شده و تنوع بصری و هیجان‌ها و سوپرایزهای متعدد و غیرقابل پیش‌بینی برای مخاطبان به همراه خواهد داشت.

«رالی ایرانی۲» با اجرای فرزاد حسنی، کارگردانی آرش معیریان و تهیه‌کنندگی سعید ابوطالب از بهمن ماه در ۱۳ قسمت در شبکه نمایش خانگی عرضه خواهد شد.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

ایفای نقش «علی نصیریان» در سریال رمضانی شبکه ۳ – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: علی نصیریان در سریال «برادر جان» به کارگردانی محمدرضا آهنج به ایفای نقش می‌پردازد.

به گزارش سینماپرس، سریال «برادر جان» نوشته سعید نعمت‌الله به کارگردانی محمدرضا آهنج و تهیه‌کنندگی محمدرضا شفیعی این روزها مراحل پیش تولید را پشت سر می‌گذارد و به زودی وارد فاز تولید خواهد شد.

علی نصیریان بازیگر پیشکسوت سینما و تلویزیون ایفاگر یکی از نقش های اصلی سریال «برادر جان» خواهد بود. گروه این روزها مشغول انتخاب سایر بازیگران و عوامل این سریال مناسبتی هستند و به زودی اسامی بازیگران دیگر این پروژه رسانه ای خواهد شد.

«برادر جان» ملودرامی اجتماعی مذهبی است که برای پخش از شبکه سوم سیما در ماه مبارک رمضان سال ۹۸ تهیه و تولید می‌شود.

این سریال تازه‌ترین همکاری سعید نعمت‌الله و محمدرضا شفیعی بعد از سریال‌های «جراحت»، «شیدایی»، «رستگاران»، «عقیق»، «مادرانه»، «روح الله» و… به حساب می آید. مجری طرح سریال «برادر جان» موسسه فرهنگی هنری وصف صبا است.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

«رحمان ۱۴۰۰» از جشنواره فجر بیرون رفت – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: پس از سعید سهیلی و مسعود ده‌نمکی، حالا نوبت به منوچهر هادی رسیده است تا کمدی «رحمان ۱۴۰۰» را از جشنواره فیلم فجر بیرون بکشد.

به گزارش سینماپرس، چندی پیش کمال تبریزی کارگردان فیلم کمدی «مارموز» به فیلمسازان توصیه کرده بود اگر آثارشان مضامین حاشیه‌ساز دارد، آن‌ها را به جشنواره فیلم فجر ندهند!

حالا با نزدیک شدن به سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر، برخی فیلم‌های کمدی و احتمالاً جنجال‌آفرین در حال انصراف از بزرگترین رویداد سینمایی کشور هستند. سعید سهیلی کارگردان «ژن خوک» از این رویداد انصراف داد؛ پس از آن مسعود ده‌نمکی کارگردان «زندانی‌ها» انصراف خود را اعلام کرد و حالا نوبت به منوچهر هادی کارگردان «رحمان ۱۴۰۰» رسیده است.

البته غیر از ده‌نمکی که دلیل انصراف خود را گم‌شدن پیام فیلم در فضای رقابتی فجر دانسته است، مابقی کارگردان‌های نامبرده دلیل انصراف خود را آماده‌نشدن فیلم و انجام مراحل نهایی دانسته‌اند.

در همین راستا، کارگردان «رحمان ۱۴۰۰» نوشته است: با احترام به دبیر محترم جشنواره و هیئت انتخاب فیلم ها تصمیم گرفتند که فیلم را از بخش مسابقه خارج کنند تا سر فرصت بتوانند مراحل فنی و پایانی کار را انجام دهند و فیلم را با دقت بیشتری برای اکران عمومی آماده کنند.

عجیب اینکه همزمان با اعلام این خبر، پوستر فیلم با طراحی محمد روح‌الامین رونمایی شده است! به نظر می‌رسد «رحمان ۱۴۰۰» با نام قبلی «خزه» برای اکران نوروزی در نظر گرفته شده و از هم‌اکنون تبلیغات آن آغاز شده است. پوستر این فیلم از رنگ بنفش و نمادهای مجموعه فیلم‌های «جیغ» و «اره» استفاده کرده است.

در خلاصه داستان آخرین ساخته هادی می‌خوانیم: شخصیت اصلی داستان رحمان (سعید آقاخانی) مشکلات مالی بسیاری دارد و قصد دارد از مدیرعامل شرکت آقای جالوسی (مهران مدیری) کمک بگیرد ولی آقای جالوسی چکی برای سال ۱۴۰۰ می‌کشد و …

در این فیلم محمدرضا گلزار در نقش اشکان، ساره بیات در نقش نازیلا، یکتا ناصر در نقش شهناز و بهرام افشاری در نقش انوش حضور دارند.

هادی آخرین بار در سال ۹۵ با فیلم «کارگر ساده نیازمندیم» در سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر حضور داشت.

*فارس

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

رسانه‌ملی ما مملوء از روایت‌های شکست و بدبختی شده است/ چرا دغدغه‌های مردمی دغدغه‌های تلویزیونی نیست؟ – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: منتقد سینما و تلویزیون با بیان اینکه امروز سریال‌های تلویزیون حس پیروزی و موفقیت را به مخاطب انتقال نمی‌دهد،‌ تأکید کرد: همه سریال‌هایی که در سال‌های اخیر دیدم یکسری آدم بیچاره که از زندگی مستأصل هستند و هیچ وجهی برای عمومی شدن ندارند. این سکته ناقصی است که در سینمای ما وجود دارد و کامل آن را تلویزیون مرتکب می‌شود.

به گزارش سینماپرس، فیلم‌های سینمایی و مجموعه‌های سریالی خارجی چه آمریکایی، اروپایی و چه کره‌ای و ترکیه‌ای روی آنتن شبکه‌های سیما می‌روند و برخی‌ از این آثار همچون «افسانه‌دونگ‌یی» یا «فرار از زندان» جزو پربیننده‌های تلویزیون محسوب می‌شوند. سیدمحمد حسینی منتقد سینما و تلویزیون واکنش جالب توجهی به پربیننده‌بودن این نوع آثار داشت که این طور، گفت: من فکر می‌کنم این روزها که امثال «افسانه‌ دونگ‌یی» جزو پربیننده‌های تلویزیون هستند به رویکرد این روزهای تلویزیون که رفع تکلیفی است و به روزمَرگی جای روزمرِگی افتاده، برمی‌گردد. چرا که هیچ پیوندی میان رسانه‌ملی با دغدغه‌های مردم ایجاد نمی‌شود. به گونه‌ای که ناراحت‌کننده است بگویم مردم از روی احساس ضرورت دیگر تلویزیون روشن نمی‌کنند تا سریال‌های جدید را ببینند. این اتفاق خطرناکی است؛ چون تلویزیون سررشته دغدغه‌های مردم و توجه به مردم را گم‌ کرده است. و به جای توجه به این مهم، هزینه‌هایی انجام می‌دهد که به درد مردم نمی‌خورد. مردم هم دردهایی دارند که تلویزیون از آن‌ها بی‌خبر است.

چرا دغدغه‌های مردمی دغدغه‌های تلویزیونی نیست؟

وی افزود: روزگار تلویزیون مرا یاد توصیه حضرت علی(ع) به مالک‌اشتر می‌اندازد که فرمودند: ای مالک! میان خودت و مردم فاصله نینداز. اینگونه است که می‌گویم رسانه‌ملی خرج‌هایی می‌کند که برای مردم کاربرد آن‌چنانی ندارد. یعنی در واقع مردم دردهایی دارند که صداوسیما از آن‌ها خبر ندارد. من فکر می‌کنم اگر بناست مشکل اقتصادی سرزمین ما حل بشود، اگر بناست آن روح با هم بودن دهه ۶۰ را یک بار دیگر مردم ما تجربه کنند. نبض چنین حرکتی در صداوسیما می‌زند؛ یعنی صداوسیما یک چنین حرکتی را می‌تواند در جامعه ما ایجاد کند و دغدغه‌شان نیست. دنبال مچ‌گیری‌های سیاسی و خرده حساب‌های شخصی آدم‌های قدرتمند در این مملکت است. در حالیکه این وسط مردم هستند وجه‌المخامصه این طرفین درگیری‌ها قرار می‌گیرند.

تذکره‌نویسی از دریچه سریال‌سازی

حسینی با اشاره به اینکه سریال‌ها می‌تواند تذکره‌نویسی انجام دهند، گفت: من فکر می‌کنم تلویزیون به عنوان نماینده مردم، اصلی‌ترین مولفه‌ای که باید ترویج کند دو چیز است؛ اول، روح وحدت را باید ایجاد کند، صرفاً در دو آهنگ سالار عقیلی خلاصه نمی‌شود و داستان‌هایی از جنس و تبار سیمرغ عطار نیاز دارد. مردم باید با هم باشند و این با هم بودن گرما را به خانواده‌ها برگرداند. مهمترین کاری که صداوسیما می‌تواند انجام دهد همین صمیمیت و محبتی است که می‌تواند برای مردم بسترسازی کند. دومین کاری که رسانه‌ملی از دریچه سریال‌هایش می‌تواند انجام دهد نوعی تذکره‌نویسی از جنس کاری که عطار انجام داده است همچون تذکره الاولیاء. یعنی ذکر فعل، انفعالات و تصمیمات آدم‌های بزرگ و حکایت آدم‌های پیروز نه روایت آدم‌های شکست خورده که در سریال‌ها موضوع اصلی است.

رسانه‌ملی ما مملوء از روایت‌های شکست و بدبختی شده است

وی با بیان اینکه امروز سریال‌های تلویزیون حس پیروزی و موفقیت را به مخاطب انتقال نمی‌دهد،‌ تأکید کرد: همه سریال‌هایی که در سال‌های اخیر دیدم یکسری آدم بیچاره که از زندگی مستأصل هستند و هیچ وجهی برای عمومی شدن ندارند. این سکته ناقصی است که در سینمای ما وجود دارد و کامل آن را تلویزیون مرتکب می‌شود. معتقدم تلویزیون به بازآفرینی دوباره مجد و عظمت روح، القای روح با هم بودن، ایرانی بودن، مسلمان بودن و شیعه بودن حرکت کند. یک چنین چیزی مطمئناً از دل پرداخت‌های نمایشی دوره قاجار درنمی‌آید. اگر مسئولیتی در تلویزیون داشته باشم از درب ورودی هرکس طرح سریال، داستانی درباره قاجار و پهلوی دارد از آن‌ها می‌خواهم دست نگه دارند و بگذارند آنتن چند وقتی به صفویه و پیروزی امام قلی‌خان بپردازد. چرا آنقدر بایستی روایت‌های رسانه‌ملی ما مملوء از شکست و بدبختی باشد. مردم امروز به روایت‌های فتح و پیروزی نیاز دارند. آنچه که در حوزه سریال‌های تاریخی اتفاق می‌افتد انگار همه تاریخ ایران در نکبت شکست پهلوی و قاجار خلاصه شده است.

نمایی از سریال «بانوی عمارت»

واقعاً الان موقع ساخت و پخش «بانوی عمارت» نبود

این منتقد سینما و تلویزیون، گفت: واقعاً الان موقع ساخت و پخش «بانوی عمارت» نبود. واقعاً پرداختی از قاجار در تلویزیون می‌بینم حالم بد می‌شود. تاریخ ما فقط قاجار است. چرا آنقدر تلویزیون قجری‌زده و یا قاجاری است؟ چرا حافظه تلویزیون از ۲۰۰ سال به آن طرف‌تر نمی‌تواند به خاطر بیاورد. ما چطور به حماسه پرتغالی‌ها از بندر گندروم(بندرعباس) نمی‌پردازیم. ماجرایی که پرتغالی‌ها ۱۰۰ سال اطراق کرده و چطوری پیروز شدند. به خاطر بیاورد تمدن عجیبی مثل بناهای باشکوه اصفهان، شکل بدهیم. یک آدمی مثل شیخ بهایی چرا نباید موضوع ما باشد؟ وقتی به این موضوع در رسانه‌ملی می‌پردازیم آنقدر پرداخت‌ها ضعیف هستند که سریال درجه سه می‌شود.

یک بار مدیران تلویزیون ما “ژان شاردن” را مرور کنند

حسینی اضافه کرد: من معقدم آنجه باید اتفاق بیفتد همان کاری است که دهه ۶۰ “کیهان رهگذر” با اثر فوق العاده “بوعلی سینا” انجام داد. آن نوع پرداخت و مضمون، بایستی مشق امروز تلویزیون ما باشد. بوعلی سینا برای یک سریال و یک پرداخت نبود بلکه می‌توانست از آن ۱۰ سریال بسازد. اگر این چنین مضامینی در آمریکا بود تا حالا ۱۰۰ اثر از آن ساخته بودند. مگر از زندگی آبراهام لینکلن، آثار متعددی نساختند؟ یا در جشنواره اسکار دو فیلم با موضوع چرچیل همزمان ساخته می‌شود. به نظرمن برگردیم یک بار دیگر برای مدیران تلویزیون‌مان تکلیف کنیم سیاحت‌نامه “ژان شاردن” فرانسوی یک بار مرور کنند، تا متوجه شوند ایرانی‌ها که راجع به آن حرف می‌زنند در دوره‌ای که اروپایی‌ها حمام رفتن را بلد نبودند در ایران بالاترین مراتب علمی را شاهد بودیم.در همین سیاحت‌نامه این نقدها را مطرح می‌کند و اشاره دارد که چه شکوه علمی ایرانیان داشتند. اوجب واجبات است و از دل این‌ها موضوع بیرون می‌آید. واقعاً آمریکا که هیچ تاریخی ندارد نباید اجازه پیدا کند درباره تمدن و فرهنگ ما تحلیلی انجام دهد.

چون قافیه تنگ آمد شاعر به جفنگ آید

وی با گلایه از برخی اتفاقات تلویزیون چه در عرصه استفاده از سلبریتی‌ها و برنامه‌های بی‌محتوا، اشاره کرد: وقتی فضای بدون قصه حاکم می‌شود یاد این عبارت می‌افتم؛ چون قافیه تنگ آمد شاعر به جفنگ آید. آرمان و ایده‌آل ما می‌شود «خندوانه»! که البته بچه‌های خندوانه کار را درست پیش می‌برند ولی واقعیت ماجرا این است که بهترین‌های تلویزیون باید برنامه‌های با محتواتر و جامع‌تری باشند. تلویزیونی که مولفه‌های قدرتمندی چون داود میرباقری، احمدرضا درویش و امثال شهریار بحرانی را دارد که هرکدام از این کاربلدها در اختیار تلویزیون‌های دیگر خاورمیانه بود بدون شلیک یک گلوله، منطقه را تسخیر کرده بودند.

نمایی از سریال «مختارنامه» داود میرباقری

چرا صداوسیما آثار قابل احترامش را تکرار نمی‌کند؟

حسینی در پایان افزود: واقعاً بعد از «مریم مقدس» چرا تلویزیون نباید از امثال شهریار بحرانی دعوت می‌کرد و یا اثری را مطاله می‌کرد. یا بعد از «مختارنامه» چرا باید این همه سال داود میرباقری بیکار باشد. این سوء مدیریت‌ها یا کم‌کاری‌ها باعث شده که آثار کره‌ای حتی در بازپخش هم گوی سبقت را از محتواهای وطنی بگیرند. کارهای کره‌ای که همه کلیشه و تکرار مضامین هستند و از قصه‌های خسته و ضعیفی برخوردارند. واقعاً تلویزیون می‌تواند امثال «مختارنامه»، «یوسف پیامبر» و آثار قابل احترامی از این دست را دوباره تکرار کند و ما ببینیم آثار کیفی خودمان پربیننده باشند. در این مسیر نیازی به تقلید و اصطلاحاً ادای ماهواره را درآوردن نیست. مزیت‌های ما با رفتارهای افسارگسیخته ماهواره هیچ سنخیتی ندارد.

*تسنیم

مشاهده خبر از سایت منبع