سینماپرس: تصویربرداری فصل دوم فیلم مسابقه «رالی ایرانی» به کارگردانی آرش معیریان در جزیره قشم پایان یافت.
به گزارش سینماپرس، ضبط فصل دوم فیلم مسابقه «رالی ایرانی» که پس از ۶ سال به کارگردانی آرش معیریان در شمال کشور کلید خورد، با اجرای فرزاد حسنی در جزیره قشم ادامه پیدا کرد و پس از ضبط در دَهها لوکیشن به پایان رسید.
چهرههای مختلفی در این فصل بهعنوان شرکتکننده حضور داشتند و شرکت کنندگان نسبت به فصل اول افزایش پیدا کردهاند. همچنین تفاوت این فصل با فصل گذشته در آن است که این بار برای عبور از هر مرحله و ورود به مرحله بعد گروههای شرکت کننده، یک گروه را به انتخاب خود حذف می کنند.
از جمله این چهرهها میتوان به کامبیز دیرباز، کامران تفتی، نیوشا ضیغمی، ترلان پروانه، سیاوش خیرابی، نیما شاهرخشاهی، امیرعباس گلاب، متین ستوده، سمیرا حسینی، فردین ناجی و امیرحسین رستمی اشاره کرد.
ضمن اینکه بهناز شفیعی اولین بانوی موتور ریس ایران و همچنین سالی بسمه بازیگر و کارگردان جوان لبنانی نیز در کار حضور داشته اند.
«رالی ایرانی۲» با شور و هیجان و جذابیتهای بیشتری نسبت به فصل اول همراه است و از ماشین بازی گرفته تا فعالیتهای اکشن در لنجهای سواحل خلیج فارس در آن به چشم میخورد.
این فیلم مسابقه برای پخش در شبکه نمایش خانگی به کارگردانی آرش معیریان تولید میشود.
سینماپرس: جمشید برزگر در شرایطی مقارن با انتخابات ۱۳۹۲ ، در بیبیسی فارسی ساختار انتخابات و عالیترین مقامات نظام را در حالی به چالش میکشید که برادرش در تهران مشغول ساختن فیلم انتخاباتی محمدرضا عارف بود.
هر شبکه فارسی زبان در ابتدای فعالیت، به دلیل کنجکاوی از سوی افکار عمومی مورد توجه قرار میگیرد و پس از مدتی اگر رضایت مخاطب عام راجلب نکند، به دلیل تکثر، تعدد و فضای رقابتی موجود ، مخاطبانش را از دست خواهد داد. به عنوان مثال در میان شبکههای خبری – سیاسی فارسی زبان، صدای آمریکا فاقد جذابیت است و بخشهای خبری این شبکه حتی از سوی مخاطبان فارسیزبان خارج از کشور، مورد استقبال قرار نمیگیرد.
صدای آمریکا به شکل فرمولیزه شده از همان ساختار شبکههای سیاسی لسآنجلسی، یعنی یک میز ثابت با یک یا چند مجری و ارتباط مخابراتی یا اینترنتی گاه به گاه مخاطبان، یک سیاق ثابت در برنامه سازی را طی چهل سال اخیر، استفاده میکند.این شبکه و نمونههای مشابه با اینکه تلاش میکنند برنامههای سیاسی و خبری تولید کنند اما تولیدات غیر سیاسی آنها مورد توجه قرار میگیرد؛ مثل جنگ فرهنگی شباهنگ یا مستندهایی که بازه زمانی ۱۳۸۵ تا ۱۳۸۸ تحت عنوان «چهرههای ماندگار» پخش میشد. چون مجموعه شبکههای صدای آمریکا به صورت خانوادگی آپلود میشود، بسیاری از تحلیلگران رسانه میگفتند جذابیت صدای آمریکای انگلیسی، مبتنی بر سرگرمی برای مخاطب داخل، بیشتر از بخش فارسی این شبکه است.
این مقدمه با استناد به یک تحقیق میدانی، نشان میدهد که شبکههای خبری – سیاسی وابسته به انگلستان و آمریکا به دلیل حاکمیت کلیشهای مدیران و سردبیران ایرانی، هیچگاه در حوزه رسانه دستاورد بزرگی را کسب نخواهند کرد. قواعد بازی جذب مخاطب با افزایش شبکههای سرگرمیساز، در میان مخاطبان ایران تغییر کرده و گرایش به شبکههای سرگرمی، بیشتر از شبکههای سیاسی است. حتی شبکههای سیاسی لسآنجلسی، دیگر با اقبالی روبرو نمیشوند، چون این برنامهها از منظر ساختاری عمدتا تک نفره، مونولوگ و مجری محور هستند.
«بیبیسی فارسی» یکی از آن شبکههای خبری -سیاسی است که همزاد هرج و مرجهای سیاسی منتج از وقایع ۸۸ است که بواسطه این رویداد مورد توجه قرار گرفت اما دو سالی است که در سراشیبی سقوط قرار گرفته و اقبال گذشته نسبت به این شبکه وجود ندارد. این شبکه با افت شدید مخاطب مواجه شده و در چند سال اخیر، حتی اپوزیسون خارج از کشور نیز به آن روی خوش نشان نمیدهد.
دامنه واکنشهای منفی در خارج از کشور چنان گسترش یافته که «کانال تلگرامی آمدنیوز» از بدو تاسیس، مواجههای خبری وسیعی با این شبکه تلویزیونی داشته و حمله سایر شبکههای فارسی زبان با افشاگری درباره مشی سیاسی گردانندگان (وابستگی به اصلاح طلبان)، اعتبارش را به چالش کشیده است.
موضعگیری علیه «بیبیسیفارسی» تا جایی ادامه پیدا کرد که خواننده رپ معاند، علیه این شبکه تلویزیونی اقدام به خواندن قطعهای میکند که این هجویه شنیداری در میان مخالفان و معاندان تبدیل به سمبل مبارزه با بیبیسیفارسی میشود. مخدوش شدن اعتبار بیبیسیفارسی، میان مخالفان، ریشه در وقایع سال ۸۸ دارد و با فاصله گرفتن از این رویداد، بیبیسی فارسی عملا برنامه خاصی برای ارائه ندارد.
بیبیسی فارسی در ۱۰ سالگی به پایان رسید
مشکلات بیبیسی فارسی شبیه گرفتاریهای ساختاری و فرمی صدای آمریکاست. هر آنچه به لحاظ ساختار صادق صبا، بنیانگذاران و برنامه سازان در ابتدای این فعالیت شبکه بنا نهادند، همچنان حاکم است و علی رغم تغییرات مدیریتی، هیچ دگرگونی در ساختار تولیدات این شبکه رخ نداده است. در ابتدای این سطور نیز اشاره به شبکه صدای آمریکا شد تا مشابهت رویه زوال هر دو شبکه تطبیق داده شود. در واقع ساختار رادیویی انوشیروان کنگرلو در ۱۹۷۹ همچنان نقشه راه صدای آمریکا در برنامهسازی است.
فرم خاص و ثابت این شبکهها به مخاطب گریزی منجر شد و البته هوشمندی مدیران سیما در حوزه خبرسازی و پخش برنامههای تحلیلی جذاب، به کسادی زودهنگام بیبیسی فارسی و نمونههای مشابه دامن زد.
تلاش سعودیها برای خارج کردن رقیب
از سوی دیگر رسانههای سعودی تازه متولد شده برای رقابت با وابستگان این شبکه تلویزیونی، اقدام به استخدام پرسنل شناختهشده این شبکه میکنند و کوچ صادق صبا از بیبیسی فارسی به «ایران اینترنشنال» موید تقابل رسانههای وابسته به سعودی با این شبکه فارسی لندنی است.
بیبیسی فارسی مخاطبان پسا هشتاد و هشتی خود را در نیمه دهه ۹۰ از دست داد و برنامههای کلیشهای و شکل روتین این شبکه سبب شد، از مدار مخاطبان خارج شود و به صورت همزمان اپوزیسون خارج نشین، تبلیغات گسترده خود را علیه این شبکه با شدت بیشتری ادامه میدهند، تا جایی که مانوک خدابخشیان گزارشگر ورزشی پیش از انقلاب، بیبیسی را شبکه اصلاح طلبان وابسته به مسعود بهنود، مهاجرانی، گنجی و… خطاب میکند که در دوران زمامداری حسن روحانی عملا کارکردی ندارند.
بیبیسی فارسی در ۱۳۹۷ به گل نشست؟
خروج صادق صبا از این شبکه، تکرار کلیشهای و روتین برنامههای خبری و غیر خبری بیبیسی فارسی، مخالفت اپوزیسون چندپاره با این شبکه، رقابت فراسازمانی، عواملی است که دست به دست هم میدهد تا ۱۳۹۷ پایانی برای این شبکه خبری باشد. مخاطبان این شبکه آنچنان افت میکنند که در ترفندی تازه، این شبکه تلویزیونی که ساعات پخش برنامههایش از هشت تجاوز نمیکند، برنامههایش را به صورت ۲۴ ساعته پخش میکند.
عملیاتی روانی برای جلوگیری از انحلال بیبیسی فارسی
به تدریج زمزمههای انحلال شبکه به گوش میرسد. برخلاف بیبیسی عربی که با وجود تعدد شبکههای همزبان فراوان، به توفیق بزرگی دست یافته، اداره این شبکه توسط باند روزنامه نگاران اصلاح نتوانسته انتظار مدیران بالادستی بیبیسی را برآورده کند.
بیبیسی فارسی برای بازگرداندن اعتبار از دست رفتهاش، برای اینکه در کانون توجهات قرار گیرد و در معرض خطر تعدیل و تعطیلی قرار نگیرد، دست به انجام یک عملیات روانی فرامتنی میزند تا اینبار خود شبکه در سر خط خبرها قرار گیرد. کارکنان بی بی سی چون عاقبت این شبکه را پیشبینیمیکنند، قبل از حاد شدن شرایط فعلی، دست به ساختن یک دروغ بزرگ میزنند. در ۲۵ اکتبر ۲۰۱۷ بیش از ۱۵۰ نفر از کارکنان فعلی و سابق بخش فارسی بیبیسی به سازمان ملل متحد شکایت میکنند.
بیبیسی چهارشنبه ۲۵ اکتبر (سوم آبان) در بیانیهای اعلام کرد که این شکایت را از طرف کارکنان بیبیسی فارسی و با قید فوریت به دیوید کی، گزارشگر ویژه حمایت و ترویج حق آزادی بیان و عقیده و همین طور عاصمه جهانگیر، گزارشگر ویژه وقت سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران تحویل داده است. بیبیسی میگوید شکایت به سازمان ملل در پی آن صورت گرفته که مقامهای ایران تحقیقاتی کیفری علیه ۱۵۲ نفر از کارکنان فعلی، سابق و همکاران بیبیسی فارسی به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی» آغاز کردند.
کارکنان بیبیسی فارسی ادعا میکنند بر اساس قراری که دادگاهی در تهران صادر کرده داراییهای این گروه از کارکنان بیبیسی فارسی مسدود شده و آنها از فروش داراییهایی خود مانند ملک و حتی خودرو در ایران محروم شدهاند. این ممنوعیت، در مواردی همچون اموالی که از خانواده به ارث میرسد، بر اعضای خانواده این کارکنان هم اثر میگذارد و آنها را نیز از فروش و تقسیم این اموال محروم میکند. بیانیه بیبیسی این اقدام را محروم کردن کارکنان بیبیسی فارسی از “حقوق اولیه انسانی” خوانده و گفته است که این کار با قانون اساسی ایران هم مغایرت دارد.
دیوید کی، گزارشگر ویژه سازمان ملل به خبرنگار بیبیسی فارسی در نیویورک گفت: “به تازگی شکایتی رسمی از طرف بیبیسی دریافت کردیم که روزنامهنگاران بیبیسی و خانواده آنها به خاطر کارشان که روزنامهنگاری است در پنج تا نه ماه گذشته و شاید هم بیشتر زیر فشار قابل ملاحظهای قرار داشتند. ما مثل هر مسئله دیگری این موضوع را به دولت ایران اطلاع دادیم و به طور مستقیم با دولت ایران در این باره گفتوگو خواهیم کرد.ما نگرانی عمیق خود را در این مورد به دولت ایران در چند روز گذشته ابراز کردیم.
چرا دفتر حقوقی رئیس جمهور دروغ خبرنگار بیبیسی را دنبال نکرد؟
این عملیات روانی توسط کارکنان بیبیسی فارسی به صورت مستمر ادامه پیدا میکند تا جایی که کنفرانس خبری حسن روحانی در شهر نیویورک را تحت تاثیر قرار میدهد. خبرنگار بیبیسی انگلیسی در کنفرانس خبری روحانی، در سئوالی از رئیس جمهور، این مسئله را در جمع خبرنگاران، مطرح میکند. این اتفاق در شرایطی افتاد که هیچگاه سندی دال بر آزار خانوادههای کارکنان بیبیسی فارسی ارائه نشد و این سئوال، صرفا عملیاتی روانی، بر اساس ادعاهای خبرنگاران بخش فارسی است.
متاسفانه تیم رسانهای – حقوقی همراه رئیس جمهور برای این سئوال خبرنگار بیبیسی پاسخ روشنی برای ارائه نداشت و حسن روحانی از کنار این سئوال خبرنگار به سادگی عبور کرد. اما استناداتی دال بر کذب بودن این ادعا وجود دارد و این مسئله باید از سوی مشاوران حقوقی رئیس جمهور پیگیری و خبررسانی کاملی در این مورد صورت پذیرد. دفع عملیات روانی بیبیسی در این مورد، ممکن است به انحلال این شبکه منجر شود، چون به صورت منطقی این شبکه نمیتواند تصمیمات کلان دولت بریتانیا را در قابل ایران برآورده کند.
لذا در ادامه گزارش به دو مورد از نمونههای حقیقی و حقوقی در مورد وابستگان و خانوادههای کارکنان بیبیسی فارسی اشاره خواهیم کرد که در بدنه فرهنگی کشور فعال هستند.
نویسنده سریال سه فصلی ستایش با بالاترین دستمزد در صدا و سیما
سینا مطلبی روزنامهنگار و وبلاگ نویس سابق از سردبیران شبکه بیبیسی فارسی فرزند سعید مطلبی و از شاگردان سابق مسعود کیمیایی در کارگاه آزاد فیلم است. او نخستین روزنامهنگاری است که در جریده گزارش فیلم، ماجرای ملاقات مسعود کیمیایی و بهرام بیضایی را با سعید امامی منتشر کرد.
سینا مطلبی و همسرش فرناز قاضیزاده
او همچنین همسر فرناز قاضیزاده است که هر دو در روزنامه نشاط همکار بودند و در مهرماه ۱۳۸۰ با یکدیگر ازدواج کردند.سینا مطلبی فرزند سعید مطلبی فیلمنامه نویس سریال مشهور و معروف سریال ستایش است که فصل سوم این سریال در حال فیلمبرداری است. سریالی که علی رغم اعتراض گسترده رسانهها به محتوای سریال، تولید آن به فصل سوم رسید.
“مطلبی” همکار سابق ایرج قادری است که پس از انقلاب، در کسوت فیلمنامه نویس سالهای متمادی در سینما و تلویزیون ملی ایران فعالیتهایش را ادامه میدهد و این فعالیتها با یک جایگاه ممتاز و خاص همچنان ادامه دارد. علی رغم ادعاهای بیبیسی فارسی در اذیت و آزار وابستگان افرادی که در این شبکه فعالیت میکنند، سعید مطلبی با تلویزیون ملی ایران در کسوت فیلمنامه نویس همکاری میکند و مطالب گاهی جهتدار خود را آزادانه در مطبوعات منتشر میکند.
سینا مطلبی و فرناز قاضیزاده نقش مهم و پررنگی را در این شبکه ایفا میکنند و اگر جمهوری اسلامی قصد اذیت و آزار خانواده مطلبی را داشت، خاص و ویژهترین دستمزد را به نویسنده فیلمنامه ستایش پرداخت نمیکرد. حداقل سادهترین روش اذیت و آزار خانوادههای کارکنان بیبیسی، قطع همکاری تلویزیون ملی ایران با سعید مطلبی است.
پیش تولید سریال ستایش در سال ۱۳۸۸ آغاز میشود و مدیران سیما علی رغم آگاهی و وابستگی سینامطلبی و فرناز قاضیزاده با نویسنده سریال ستایش ، همکاری خود را ادامه میدهند و این همکاری همچنان ادامه دارد. اگر جمهوری اسلامی قصد آزار خانواده مطلبی را داشت، بهترین و متفاوتترین دستمزد را بابت نگارش این سریال پرداخت نمیکرد و تهیه کننده سریال میتواند به این موضوع گواهی دهد. سینا مطلبی در کسوت شاگرد بزرگترین لطمه را به مسعود کیمیایی زد و مطالب خصوصی خروج او از کشور و فائقه آتشین و ملاقاتهایش با سعید امامی افشا کرد و در این سالها بر اساس شنیدهها در میان اهالی سینما، هیچ کمک مالی برای پدرش ارسال نکرده است و تلویزیون منبع معاش سعید مطلبی است، آیا بازهم میتوانیم ادعا کنیم که جمهوری اسلامی مشغول اذیت آزار خانوادههای کارکنان بیبیسی فارسی است؟!
برادر کارشناس بیبیسی که فیلم تبلیغاتی محمدرضا عارف را ساخت
یکی از کسانی که ایده اجرایی شدن گروه سینمایی هنر و تجربه را در حوزه مدیریت دولت یازدهم مطرح کرد، مجید برزگر است. گروهی سینمایی که در مطبوعات سینمایی طی چند سال اخیر با انتقادات فراوانی مواجه شده است. بدون تردید برزگر هم در راهاندازی این گروه سینمایی نقش موثر و پررنگی داشت. در واقع سینمای جشنوارهای و آثاری که اقبالی برای اکران نداشتند در این گروه سینمایی اکران میشوند و سازندگان چنین آثاری به جای حضور در جشنواره های خارجی و تبدیل شدن به فعالان سیاسی، بخش عمدهای از انرژی خود را صرف اکران فیلمشان در این گروه سینمایی میکنند و کمکهای دولتی قابل اعتنایی شامل آثارشان میشود.
دو فیلم فصل بارانهای موسمی و پرویز از این کارگردان، در گروه هنر و تجربه با بیشترین تسهیلات دولتی اکران شده است. مجید برزگر در دولت دوم احمدینژاد، فصل بارانهای موسمی را با موضوعی ملتهب ساخت که بیتردید مدیران فعلی سازمان سینمایی در شرایط کنونی ، در دولت دوازدهم حاضر به اعطای پروانه ساخت فیلمی مشابه این اثر نخواهند بود.
در سال ۱۳۸۸ در روزهایی که جمشید برزگرروی آنتن بیبیسی فارسی مشغول رتق و فتق هرج و مرج منتج از وقایع ۱۳۸۸ بود، برادرش مجید برزگردر تهران مشغول ساختن فیلم با پروانه نمایش وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت دهم بود که ضمن اعتنای پروانه ساخت، او نیز مانند سایر سینماگران از تسهیلات ویژه سازمان سینمایی فارابی بهرهمند شد.
نکته جالب در مورد برزگر این است که تهیهکننده فیلم فصل بارانهای موسمی از این کارگردان، مدیرعامل فعلی خانه سینما ، منوچهر شاهسواری، است و کلیدیترین نکته در مورد او این است که برزگر سازنده فیلم تبلیغاتی محمدرضا عارف در انتخاب ۱۳۹۲ است. پس از روی کار آمدن دولت یازدهم برزگر بواسطه رابطه حسنه سعید آرمند تهیهکننده فیلم پرویز، اغلب مراسمهای افتتاحیه و اختتامیه جشنواره فیلم فجر را کارگردانی میکند.حتی این اتفاق هم در دولت احمدینژاد میافتد و نمیتوان رابطه خوب برزگر را با بدنه مدیریتی سینما منکر شد. این اتفاق در حالی میافتد که برادرش جمشید برزگر تندترین انتقادات را علیه جمهوری اسلامی و مقامات عالی نظام به عنوان تحلیلگر شبکه «بیبیسی» فارسی مطرح میکرد.
اگر رئیس جمهور در برابر خبرنگارانی که از رسانههای سراسر جهان به کنفرانس خبری ایشان آمده بودند، به همین دو مورد در مورد وابستگان و خانوادههای کارکنان بیبیسی فارسی اشاره میکردند، خبرنگار این شبکه نمیتوانست نقش مدعی العموم را در میان سایر خبرنگاران رسانههای مهم جهان ایفا کند و پیگیری این مورد توسط امور حقوقی و رسانهای دفتر ریاست جمهوری میتواند پایانی برای مظلومنمایی این شبکه باشد. این بخش از ناشنیدههای برای افکار عمومی بسیار جذاب است که «بیبیسی فارسی» در مراجع قضائی داخل کشور علیه یکی از روزنامههای رسمی در تهران شکایتی را ثبت میکند و این شکایت در مراجع قضایی در حال پیگیری است. عنوان شکایت این شبکه «تهمت و افترا» است و در دادگاه جمهوری اسلامی به این شکایت رسیدگی میشود. با این حساب چگونه ممکن است که جمهوری اسلامی ارادهای برای آزار وابستگان و خانوادههای کارکنان این شبکه را داشته باشد؟!
سوره سینما: محمدعلی باشه آهنگر کارگردان «سرو زیر آب» گفت: منتقدان در بسیاری از مواقع درباره فیلم هایم به من لطف داشتند. به نظرم می توان گفت مهمترین جامعه فکری تحلیلی در حوزه سینما منتقدان هستند.
محمدعلی باشه آهنگر نویسنده و کارگردان فیلم سینمایی «سرو زیر آب» ضمن آسیب شناسی حوزه نقدفیلم گفت: با وجود جایگاه مهم نقد و منتقد در سینما، باید این نکته مورد تحلیل قرار گیرد که طی این سال ها بسیاری از افراد که برای روزنامه ها، نشریات و وبلاگ ها قلم زده اند، منتقد جدی این عرصه نبوده و بسیاری از سوال ها و گفت و گوها، تکراری و فاقد نگاه تحلیلی بوده است و شاید به همین دلیل تاثیر جامعه منتقدان را بر روی خوانندگان تا حدودی از دست داده باشد.
او افزود: به نظرم منتقدان صاحب قلم و دیدگاه، باید فکری اساسی برای بهبود وضعیت این عرصه بکنند تا همچون دو دهه پیش که تاثیرپذیری مردم تا حد زیادی منوط به نقد و نگاه منتقدان حرفه ای سینما بود، نقد فیلم مجددا بتواند در جامعه مخاطب موثر واقع شود.
باشه آهنگر اظهار داشت: اگر سینمای ما در حال سخیف شدن مضمونی و تکرار و تقلا در برخی گونه هاست، شاید به دلیل عدم تاثیرگذاری و جریان سازی جامعه منتقدان باشد. منتقدانی که می توانند و باید چراغ راه مردم یا بخشی از مردم برای دیدن فیلم های خوب باشند.
کارگردان فیلم سینمایی «سرو زیر آب» با بیان این که جامعه منتقدان درباره فیلم او هر تصمیمی بگیرد قابل احترام است، افزود: رای این آکادمی با بسیاری از رای گیری ها در جشنواره ها تفاوت دارد، هم به لحاظ حرفه ای بودن و هم این که تاثیر پذیری اش از بیرون به مراتب کمتر است، چون آن ها در انتخاب فیلم ها صادقانه تر عمل می کنند و با ارج گذاری بر حیثیت و اعتبار قلمشان، به بیراهه نمی روند.
او ادامه داد: در میان اهالی سینما منتقدان حقیقی، جایگاه ویژه دارند. در سال های اخیر فاصله میان منتقدان حقیقی و فیلم سازان جدی سینما روز به روز کمتر شده است و اگر این ارتباط بهتر از قبل شود، می توان امیدوار بود که نقد، تاثیر مستقیم تری روی فضای فیلم سازی و مخاطب پروری داشته باشد.
باشه آهنگر با اشاره به کشورهای صاحب صنعت سینما عنوان داشت: در سینمای سطح اول دنیا، رشته نقد در دانشگاه های هنری_تحلیلی تدریس می شود و به این رشته کاملا حرفه ای نگاه می شود اما در کشور ما اگر منتقدی رشد کرده، صرفا تلاش خودش بوده و پشتیبانی نداشته است. گاه برخی از جامعه منتقدان در حب و بغض گرفتار می شوند و راندمان کارشان از این فضا تاثیر می گیرد. فارغ از بحث های ظاهری یک فیلم، شناخت فضای سیاسی، اجتماعی، روانشناسی و جامعه شناسی، تسلط به ادبیات نمایشی و شناخت توانمندی فکری ذهنی سازنده، تحلیل اقتصاد سینما و حتی شناخت فلسفه و عرفان، از نیازهای قلم یک منتقد است که این میزان دانایی، در تحلیل و انتخاب درست آثار اهمیت دارد.
کارگردان فیلم سینمایی «ملکه» گفت: لایه های پنهان یک فیلم و روشن شدن روح اثر در فضای تصمیم گیری بسیاری از جشنواره ها به دلیل حجم ارائه فیلم ها در زمان کم از دست می رود و بسیاری از رای دهندگان هم فاقد تحلیل همه جانبه یک اثر هستند ضمن آن که نگاه رسمی به نگاه تخصصب غلبه ای ویژه دارد که امیدوارم در نگاه منتقدان از این آسیب جلوگیری شود.
او عنوان داشت که رابطه میان فیلم سازان و منتقدان از بین رفته است و توضیح داد: فیلم سازان نقد یک نقد را می خوانند و همیشه به آن نقد زاویه دارند. در غرب بسیاری از فیلم سازان گاه با یک یا چند منتقد تاثیر گذار رابطه همیشگی دارند که این در ارائه بهتر آثار موثر است.
او در پایان گفت: امیدوارم مسائل و مشکلات مالی برگزاری این گونه جشن ها در این شرایط سخت اقتصادی برطرف شود و امسال شاهد جشنی باشکوه باشیم.
سینماپرس: همزمان با اولین سالگرد زلزله کرمانشاه، مستندسازان سینمای ایران با ساخت ۹ اثر مستند پیرامون این واقعه تلخ، متقاضی حضور در دوازدهمین دوره جشنواره بینالمللی «سینماحقیقت» شدهاند.
به گزارش سینماپرس، شامگاه ۲۱ آبانماه ۱۳۹۶ زلزلهای به بزرگی ۷.۳ ریشتر شهر ازگله کرمانشاه را لرزاند. این زلزله باعث مصدوم و کشته شدن جمع زیادی از هموطنانمان شد.
برخی از مستندسازان کشور پس از این رویداد، طی سفری به استان کرمانشاه به ثبت لحظات آن پرداختند. برخی دشواریهای مردم پس از این اتفاق تلخ را به تصویر کشیدند و برخی میان شلوغیها سوژهای یافته و درامی را شکل دادند.
«فقدان» به کارگردانی فاطمه ذوالفقاری یکی از همین مستندهاست که فیلمساز با حضور در مناطق زلزلهزده و یافتن خانوادهای در سرپل ذهاب، تلاش آنها در جستجوی هویت خویش، زیر ویرانههای خانهشان را به تصویر کشیده است.
«بنیآدم» ساخته نادیا شکرگزار ناوی هم درباره چند عکاس است که فردای روز زلزله کرمانشاه از تالش به این منطقه میروند.
سیامک جاوید فیلمساز دیگری است که مستندی با موضوع زلزله کرمانشاه تولید کرده است. «فرشتهها لبخند میزنند» پیرامون تاثیر حضور چهرههای محبوب کودکان در مناطق زلزلهزده است.
«نیمکت ژوان» به کارگردانی علی تنگستانی هم روایتی از تکه آهنی از نیمکت مدرسهای در روستای زلزلهزده ریجاب است که پس از ورود به ذوبآهن اصفهان و تغییرات به تیرآهنی محکم تبدیل میشود.
بعد از زلزله کرمانشاه گروههای مختلفی برای کمک به منطقه رفتند. در این میان گروه مردمی «سلام» که با رویکرد متفاوتی در شهر سرپل ذهاب و روستاهای اطراف مشغول بودند، سوژه «روایت یک سلام» به کارگردانی یوسف سلیمینمین شدند.
«سین مثل سردار سین مثل سعید» به کارگردانی امید صراف هم درباره سردار سعید قاسمی است که پس از جانفشانیهای خود در ۸ سال جنگ تحمیلی ایران و عراق، بار دیگر با وقوع زلزله در کرمانشاه خود را به این شهر می رساند تا التیامی بر درد زلزلهزدگان باشد.
مرجان ریاحی مستندساز اصفهانی هم فیلمی با عنوان «یک ماه بعد» ساخته که روستای زرده را یک ماه پس از زلزله کرمانشاه به تصویر میکشد که هنوز درگیر کمترین امکانات برای اسکان است.
مستند «سراب ذهاب» به کارگردانی مهدی کشتکار هم درباره روستای سنینشین سراب ذهاب است که در زلزله کرمانشاه صدرصد تخریب میشود و طلبهای جوان به این روستا میرود تا به نیروهای امدادی و جهادی برای بازسازی و آواربرداری کمک کند.
مهدی زرینقلمی مستندساز دیگری است که به زلزله کرمانشاه پرداخته و در مستند «در زلزله بعدی» شخصی به نام رضا مرادی را به تصویر میکشد که نقاش و ساکن برلین است و پس از زلزله به زادگاه خود در سرپل ذهاب بازمیگردد. او با مشاهده ویرانیهای حاصل از زلزله، خاطرات دوران جنگ را مرور میکند.
ذکر این نکته ضروری است که این ۹ مستند در صورت پذیرش از سوی هیات انتخاب در جشنواره «سینماحقیقت» نمایش داده میشوند.
دوازدهمین دوره جشنواره بینالمللی فیلم مستند ایران «سینماحقیقت» طی روزهای ۱۸ تا ۲۵ آذرماه ۱۳۹۷ به دبیری سیدمحمدمهدی طباطبایینژاد در پردیس سینمایی چارسو برگزار خواهد شد.
سینماپرس: سروش صحت امشب در برنامه «کتابباز»، میزبان علیرضا آرا بازیگر سریال «عقیق» خواهد بود.
به گزارش سینماپرس؛ امشب (دوشنبه ۲۱ آبان ماه)، ؛ آرا در حال بازی در سریالی است که پایان آن مشخص نیست و در برنامه امشب درباره این موضوع که بعضی اوقات در دنیای کتاب هم نویسندگان پایان قصههایشان را نمیدانند با صحت به گفتوگو مینشیند.
علیرضا آرا در ادامه از کتابهایی که به عنوان یک بازیگر میخواند، کتابهای ناخواندهاش، کودکی و آغاز کتابخوانی و کتابخانه مشترک با همسرش(شبنم مقدمی) صحبت میکند.
بخش دوم (بخش ثابت دوشنبهها) با حضور مسعود فراستی است که با معرفی کتاب، درباره اهمیت نویسندگان شاخص ادبیات ایران و جهان و فرمهای ادبی که به درستی در خدمت محتوا قرار میگیرند، صحبت میکند.
«کتابباز» به تهیهکنندگی و کارگردانی محمدرضا رضاییان و اجرای سروش صحت، شنبه تا چهارشنبه ساعت ۲۰ از شبکه نسیم پخش میشود و تکرار آن ساعت ۱ بامداد، ۸ صبح و ۱۳ بعدازظهر روی آنتن شبکه نسیم خواهد رفت.
سینماپرس: به نظر میرسد لازم است سینمای مقاومت و استراتژیک به دفاع مقدس و موضوعاتی که به جنگ سخت مربوط است محدود نماند و موضوعاتی، چون اقتصاد مقاومتی و سبک زندگی نیز وارد سوژهها و تعاریف این رویکرد سینمایی شوند و در واقع استراتژیک بودن سینما اساساً نباید در موضوع سینمای جنگ خلاصه شود.
به نظر میرسد لازم است سینمای مقاومت و استراتژیک به دفاع مقدس و موضوعاتی که به جنگ سخت مربوط است محدود نماند و موضوعاتی، چون اقتصاد مقاومتی و سبک زندگی نیز وارد سوژهها و تعاریف این رویکرد سینمایی شوند و در واقع استراتژیک بودن سینما اساساً نباید در موضوع سینمای جنگ خلاصه شود.
چندی پیش در گزارشی با عنوان آرایش جنگی سینمای غرب در اسکار از این نوشتیم که حدود ۱۳ کشور اروپایی فیلمهایی با موضوع جنگ را به اسکار معرفی کردهاند و این در حالی است که فیلم «به وقت شام» از ایران با وجود دارا بودن موضوع روز درباره تروریسم و داعش که معضلی جهانی است و با وجود قابلیتهای سینمایی بسیار از برنامه اکران بینالمللی جالبی برخوردار نیست. این رویکرد تنها یکی از هزاران سیاستگذاری اشتباهی است که سینمای ایران به آن دچار است، البته چندسالی است که برخی رسانههای سینمایی از اصطلاحی به نام سینمای استراتژیک یاد میکنند و متأسفانه آن را بیشتر در حوزه سینمای جنگ و دفاع مقدس خلاصه میدانند در حالی که در کشورهای صاحب سینما، چون امریکا اساساً غالب رویکرد سینمایی در بعد راهبردی تعریف شده است و مجموعه ژانرهای درام خانوادگی، پلیسی، معمایی، علمی تخیلی و حتی ژانر ترسناک نیز به دلیل سیطره بر کل جهان از ابعاد استراتژیک برخوردار است. آنچه سینمای امریکا از طریق آن به ترویج سبک زندگی امریکایی میپردازد جنبه استراتژیک دارد و اینکه سینمای استراتژیک را در ایران تنها به سینمای مقاومت و دفاع مقدس محدود کنیم رویکردی اشتباه است. با توجه به مشکلات مبتلابه کشور به ویژه در بعد اقتصادی و فرهنگی و نیز مطرح شدن اصطلاح اقتصاد مقاومتی و نیز سبک زندگی اسلامی- ایرانی به عنوان موضوعاتی کاملاً استراتژیک و مرتبط با حوزه مقاومت به نظر میرسد که لازم است جشنواره فیلم فجر و حتی جشنواره مقاومت به این موضوعات نیز به طور جدی ورود کند هرچند این دو رویداد به طور طبیعی در بحث تولید ورودی نداشته و صرفاً بازوهای تشویقی آن میتواند اثرگذار باشد.
قابلیت جذب مخاطب بینالمللی
سینمای مقاومت و اهمیت آن موضوعی است که نصرالله پژمانفر عضو کمیسیون فرهنگی مجلس نیز به آن اذعان دارد. پژمانفر در مراسم بزرگداشت نادر طالب زاده به این موضوع اشاره میکند که اعمال سیاست جداسازی سینمای مقاومت و دفاع مقدس از سینمای حرفهای، نتیجه بخش نبوده و برخلاف تصورات مسئولان، سینمای مقاومت را به محرومیت و اولویتهای دست دوم کشانده است. او جایگاه مقاومت در سینمای امروز ایران را مهجور دانسته و تأکید میکند: مقاومت بخش مهمی از تاریخ کشور ماست و حرفهای ناگفته زیادی برای نسل امروز ما دارد. در بطن این حماسه بزرگ، سوژههای دست نخورده و بکری وجود دارد که در ذات خود، مبنای اسطورهسازی محسوب میشوند. با این تفاسیر تاکنون بهرهمندی خوبی از موضوعات مقاومت صورت نگرفته و این ژانر فیلمسازی را با روندی ناخوشایند روبهرو کرده است. پژمانفر معتقد است سینمای مقاومت تاکنون موفقیت چندانی در عرصه فیلمسازی نداشته و در پرداختن به ارزشهای جنگ تحمیلی کوتاهی شده است. در خوشبینانهترین حالت١٠درصد فعالیتهای انجام شده مفید بوده که این حجم از فعالیتهای فرهنگی بسیار نگران کننده است. با این حال جشنواره بینالمللی فیلم مقاومت با انگیزهورزی و یادآوری ارزشها، در نمایش زوایای پنهان مقاومت مردم ایران مؤثر و موفق بوده است.
وی علت عدم رشد فیلمهای دفاع مقدس و مقاومت در عرصه بینالمللی را کمبود اثر دانسته و میافزاید: علاوه بر کوتاهی مسئولان در حمایت از ساخت آثار ارزشی، کم کاری و بیانگیزگی فیلمسازان در تولید این نوع از فیلمها برای مخاطب جهانی، نقش فرهنگی سینمای مقاومت را زیر سؤال برده است. عضو کمیسیون فرهنگی مجلس در پاسخ به تصمیمات مجلس شورای اسلامی نسبت به حمایت از تولیدات فرهنگی در بقای تاریخ انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی به این نکته اشاره میکند که ظرفیت بالای تولیدات دفاع مقدس انتظارات فرهنگی کشور را پاسخگو نبوده است. در حال حاضر با امید به آینده و گاه جابهجایی مدیریتی، منتظر تغییرات اصولی در این حیطه هستیم. قابلیت سینمای مقاومت در جذب مخاطب بینالمللی بسیار بالاست، اما لازمه احقاق این امر توجه به سوژه و محتوای جدید است چراکه مخاطب سینمای معناگرا به دنبال جذابیت و اطلاعات نو میگردد. این در حالی است که فضای بینالملل از داشتن سوژههای خاص خالی بوده و مجبور به خلق سوپرمن و پرداخت هزینههای بالا شده است، بنابراین در ساخت فیلمهای مقاومت باید به فرهنگ، دیالوگ و اصطلاحات مخاطب جهانی توجه شود و مقتضیات فرهنگی و محیطی عرصه بینالملل در نظر گرفته شود.
سینماپرس: نویسنده و کارگردان مجموعه تلویزیونی «نفوذ» گفت: این سریال برای کسانی که میخواهند ببینند یک سال اول انقلاب چه اتفاقی در ایران رخ داد، به یک مرجع تبدیل می شود.
به گزارش سینماپرس، جواد شمقدری نویسنده و کارگردان مجموعه «نفوذ» که از اسفندماه سال ۹۶ مشغول تصویربرداری این سریال است درباره آن به یک خبرگزاری گفت: از چهار سال گذشته درگیر نوشتن فیلمنامه «نفوذ» شدم. برای این کار تحقیقات گستردهای داشتم زیرا از زمانی که انقلاب به پیروزی رسید تا تسخیر لانه جاسوسی اتفاقات بسیار زیادی رخ داده است.
وی با اشاره به وقایع این مجموعه که در یک مقطع حساس و در بازه زمانی انقلاب ۵۷ و بعد از آن رخ می دهد، ادامه داد: لازم بود تمام حوادث و اتفاقات را رصد کنیم تا بتوانیم در ساختار دراماتیک مجموعه از همه آن لحظات استفاده کنیم. من آن زمان دانشجو بودم و در تهران زندگی میکردم بنابراین حضور مستقیمی در جریان تسخیر لانه جاسوسی نداشتم اما از ماجرا خبر داشتم و رصد کاملی انجام دادم.
این نویسنده در ارتباط با حساسیتهای موجود در انتخاب این سوژه برای تولید یک مجموعه تلویزیونی بیان کرد: اساسا هر مقطعی از تاریخ انقلاب که تاریخ معاصر است، باید بازنگری و بررسی شود سپس در ساختار سریال و فیلم سینمایی قرار گیرد چون نسل جوان امروز نسبت به وقایع ۴۰ سال گذشته که پر از التهابات و اتفاقات بسیار مهم هم هست بیخبر است. بیش از هر چیزی دیدن این بیاطلاعی در نسل جوان باعث شد تا من به سراغ این موضوع بروم و اگر توفیق پیدا کنم، قصد دارم تا ۱۰ سال دهه اول انقلاب را در قالب سه فاز ۳۰ قسمتی به تولید برسانم.
این کارگردان با اشاره به اینکه «نفوذ» ملودرامی است که به روایت تاریخ میپردازد، بیان کرد: ممکن است برخی فکر کنند در آن دوره نسل جوان و میانسال ما تنها درگیر مسایل انقلاب بوده است اما آنها هم زندگی شخصی خود را داشتند و با مسایل مختلفی درگیر بودند که ما این مسایل را دستمایه کار نمایشی قرار دادیم.
وی اضافه کرد: تقریبا بسیاری از قصههای مجموعه، ما به ازای بیرونی دارد و من به طور مشخص منابع و کتابهایی را که به عنوان مرجع استفاده کردم، اعلام میکنم. به طور مثال از کتاب «خاطرات شهدا» استفاده کردیم و یا آثار دیگری که در زمان خود اعلام خواهد شد.
شمقدری درباره استفاده از جلوههای ویژه کامپیوتری در این مجموعه نیز گفت: «نفوذ» برخلاف مجموعه های معمول تلویزیون که بیشتر در لوکیشنهای محدود و بسته میگذرد، لوکیشن ثابتی ندارد. در پشت تصویِر اغلب صحنههای ما ۱۰ نفر در حال حرکت هستند و تنوع لوکیشن فراوانی داریم.
این کارگردان در پایان درباره وقایع سریال عنوان کرد: سعی کردم به تاریخ انقلاب وفادار بمانم و مستند بودن اتفاقات را مدنظر قرار دهم که این خود قالب خاصی را برای کار ایجاد کرده است. این سریال پس از آمادهسازی و پخش برای کسانی که میخواهند ببینند یک سال اول انقلاب چه اتفاقی در ایران رخ داد، به یک مرجع تبدیل می شود.
مجموعه تلویزیونی «نفوذ» به نویسندگی و کارگردانی جواد شمقدری و تهیهکنندگی محسن علیاکبری در ۳۰ قسمت ۴۵ دقیقهای برای پخش از شبکه یک در سالگرد چهلسالگی انقلاب اسلامی ایران آماده می شود.
سینماپرس: کارگاههای «انتقال تجربه» پانزدهمین جشنواره بینالمللی فیلم «مقاومت» طی سه روز از ۶ تا ۸ آذر در مجموعه سینمایی فلسطین برگزار میشود.
به گزارش سینماپرس، کارگاههای انتقال تجربه پانزدهمین جشنواره بینالمللی فیلم «مقاومت» طی سه روز از ۶ تا ۸ آذر همزمان با برگزاری این رویداد سینمایی در مجموعه سینمایی فلسطین برگزار میشود.
این سه نشست با حضور علی نصیریان، احمدرضا درویش و مسعود دهنمکی برگزار میشود.
برنامه کارگاههای «انتقال تجربه» در ایام برگزاری جشنواره بینالمللی فیلم «مقاومت» به این ترتیب است:
– احمدرضا درویش با موضوع «چگونگی ساخت پروژههای عظیم در سینمای مقاومت و دفاع مقدس» روز سه شنبه ۶ آذر
– مسعود ده نمکی با موضوع «جذب مخاطب در سینمای مقاومت و دفاع مقدس» روز چهارشنبه ۷ آذر
– علی نصیریان با موضوع «ویژگیهای بازی و نقش آفرینی در سینمای مقاومت و دفاع مقدس» روز پنجشنبه ۸ آذر
کارگاههای انتقال تجربه یکی از برنامههای آموزشی و پژوهشی جشنواره بینالمللی فیلم «مقاومت» است که در آن با محوریت یکی از موضوعات مهم و ضروری حوزه سینمای مقاومت سخنرانی صورت میگیرد و سخنرانان به طور مستقیم و رو در رو با مخاطبان به بیان تجربیات و خاطرات خود از بازی یا ساخت آثار می پردازند.
پانزدهمین جشنواره بینالمللی فیلم «مقاومت» با شعار «تجلی گفتمان فرهنگی انقلاب اسلامی» به همت بنیاد فرهنگی روایت فتح و انجمن سینمای انقلاب و دفاع مقدس با همکاری مراکز و سازمان های مختلف از ۵ تا ۹ آذر ماه سال جاری به دبیری محمد خزاعی در تهران برگزار میشود.
سینماپرس: سالن های میزبان نمایش های شرکت کننده در شانزدهمین جشنواره تئاتر مقاومت مشخص شدند.
به گزارش سینماپرس، سالن های چهارسو، قشقایی، سایه از مجموعه تئاترشهر، تالار حافظ، تالار هنر، تالار مولوی، سرو، تالار مهر حوزه هنری و تالارهای بوستان و گلستان کانون پرورش فکری به عنوان سالن های میزبان نمایش های شرکت کننده در شانزدهمین جشنواره تئاتر مقاومت انتخاب شدند.
همچنین بخش خیابانی این جشنواره در محوطه تئاترشهر، خانه هنرمندان، دانشگاه تهران، میدان امام حسین، مترو میدان ولی عصر و مترو شهرری اجرا خواهد شد.
شانزدهمین جشنواره تئاتر مقاومت به دبیری امیرنصیربیگی و با همت بنیاد فرهنگی روایت فتح از ۵ تا ۹ آذرماه ۱۳۹۷ در تهران برگزار خواهد شد.