X

اخبار سینمایی

دفتر سینمایی

کاهش تلفات جاده‌ای در برنامه «به خاطر من» از شبکه آموزش

برنامه ترکیبی «به خاطر من» عنوان برنامه‌ای ترکیبی است که با حمایت معاونت اجتماعی راهنمایی و رانندگی و به تهیه کنندگی کمال فیض آبادی و کارگردانی محمدرضا مروتی در راستای نشر فرهنگ رانندگی و کاهش تصادفات و تلفات هرر شب ساعت ۱۸:۰۰ از شبکه آموزش سیما پخش می‌شود.
مخاطبان این شبکه در راستای رویکرد آموزه‌های آموزشی در بخش‌های اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و هنری، استقبال خوبی از برنامه به خاطر من داشته اند.

حمزه صالحی از نویسندگان موفق سینمای ایران که در این چندساله، نویسنده فیلم‌های پرفروشی در گیشه بوده است، به عنوان نویسنده در این برنامه ترکیبی حضور دارد.

صالحی نویسنده سریال هایی، چون نارگیل، دست انداز، دست به نقد، افسانه هزارپایان، خنده بازار، محله تهرونی ها، چارسو، هشتگ خاله سوسکه و فیلم‌های سینمایی پنگول، دینامیت، شکلاتی، تگزاس۲، نارگیل، انفرادی، مرده خور و فسیل بوده است.
برنامه به خاطر من نیز با رویکردی طنز تلاش می‌کند تا فرهنگ رانندگی و راه‌های کاهش حوادث جاده‌ای را به مردم آموزش دهد.

برای شرکت در پویش پیامکی این برنامه باید به عنوان یک راننده متعهد با ارسال عدد ۱ به شماره پیامکی ۰۹۱۰۸۹۹۴۵۴۲ تعهد بدهید از امروز هیچ گونه تخلف رانندگی انجام ندهید.

برای شرکت کنندگان در این پویش به قید قرعه ۲۰۰ جایزه ۲۰۰ میلیون ریالی و ۳۰ دستگاه موتور سیکلت در نظر گرفته شده است. در جشنی که این برنامه در روز عید سعید فطر برگزار خواهد کرد برندگان مشخص خواهند شد.

دیگر عوامل این برنامه عبارتند از: کارگردان تلویزیون: ابوالفضل نوروزی طهرانی، مجری:سیداحمدرضا موسوی، بازیگران: مهدی امینی خواه، سامان گوران، بیتا خردمند، فرشاد یاسر، امیر زمانی و یاسین اسدی، برنامه ریز و دستیار کارگردان: محمدحسین فیاض، تدوین و گرافیک: امین ظهراب بیگی، مدیرتولید:فرشاد یاسر، مدیر صحنه:یحیی سعیدی معین، مدیر صدابرداری:بابک نیازی، خواننده: حامد طاها، شاعر: عبدالجبار کاکایی، موسیقی: محمدرضا چراغعلی، تصویربرداران: علی سرمدی، محمد سرمدی، علی افشار، مهدی ناظمیان، محمدرضا کرمی.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

ساعت و روز پخش «سرنخ» تغییر کرد

مسابقه «سرنخ» به تهیه‌کنندگی و کارگردانی آریا طاهری که از ۲۹ اسفند هر روز ساعت ۱۷ روی آنتن شبکه نسیم می‌رفت، از این به بعد تنها روز‌های فرد روی آنتن می‌رود و ساعت پخش آن نیز ساعت ۲۰:۳۰ خواهد بود.

در این مسابقه تاکنون به پرونده‌های قتل و سرقت پرداخته شده، اما با اقبال مخاطبان پرونده‌های جدید و متنوعی نظیر آدم‌ربایی، سرقت از موزه، جعل و کلاه‌برداری نیز به «سرنخ» رسیده است.

در این برنامه سعی بر آن بوده است که پرونده‌های واقعی پلیس آگاهی تبدیل به چالشی برای شرکت‌کنندگان به عنوان دستیار کارگاه شود و در هر قسمت دو نفر دستیار به کمک کارآگاه آمده و پس از دریافت پرونده با بازجویی منطقی متهمان بر اساس دلیل اتهام و سرنخ‌های موجود باید به پاسخ منطقی و درست دست پیدا کنند.
اجرای نقش کارآگاه و دانای کل داستان بر عهده محمدرضا رهبری است و این برنامه با مشارکت موسسه فرهنگی هنری ناجی‌هنر ساخته شده است.

«سرنخ» که در ایام نوروز هر روز ساعت ۱۷ روی آنتن شبکه نسیم می‌رفت، از امروز دوشنبه ۱۴ فروردین، به روز‌های فرد محدود خواهد شد و شب‌های یکشنبه، سه‌شنبه و پنجشنبه ساعت ۲۰:۳۰ روی آنتن می‌رود و روز‌های دوشنبه، چهارشنبه و شنبه ساعت ۷:۰۰ و ۱۴:۰۰ بازپخش می‌شود.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

تئاترها از خانواده‌ها تهی شده است چون بسیاری از این تئاترها پست مدرن است/می توان کارهایی ساخت که کل خانواده را به سالن بکشانید – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: بازیگر مجموعه «زی‌زی گولو» گفت: زیزی گولو داستان خاصی بود که توانست کودکان و حتی بزرگترها را با خود همراه سازد.

به گزارش سینماپرس، رضا بابک در گفت وگو با ایرنا اظهارکرد: جزو اولین آدم هایی بودم که به کمک چندتن از دوستانمان در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان گروه تئاتر کانون را تاسیس کردیم.

بازیگر مجموعه تلویزیونی قصه‌های تابه‌تا (مرضیه برومند ۱۳۷۳–۱۳۷۴) گفت: کارهایی هست که مخصوص کودک خردسال است اما جدای از آن می توان کارهایی در زمینه سینما و تئاتر ساخت که کل خانواده را به سالن بکشانید یعنی متنی نباشد که فقط به درد بزرگسال یا آدم تحصیل کرده یا دانشجو بخورد.

بابک توضیح داد: یکی از اشکالاتی که در سالهای اخیر پیش آمده این است که تئاترها از خانواده‌ها تهی شده است. مثلا فقط قشر بسیار جوان یا دانشجویان به تئاتر می روند و چون بسیاری از این تئاترها پست مدرن است، خانواده به آن صورت نمی تواند با آن ارتباط برقرار کند درصورتی که می توان اثری تولید کرد که کار باشد و زیبا باشد و کیفیت داشته باشد و به درد خانواده هم بخورد.

بازیگر مجموعه تلویزیونی آرایشگاه زیبا (مرضیه برومند ۱۳۶۹) در پاسخ به این پرسش که چرا مجموعه زیزی گولو پرمخاطب و ماندگار شد، تصریح کرد: زیزی گولو داستان خاصی بود که توانست کودکان و حتی بزرگترها را با خود همراه سازد.

وی ادامه داد: من با مرضیه برومند کارهای بسیار زیادی داشتیم و قبل از انقلاب من بیشتر می نوشتم و مرضیه لطف می کرد و برای من بازی می کرد و حتی آن زمان در تصحیح بسیاری از متن ها به من کمک می کرد چرا که زبان و نثر خوبی داشت.

بازیگر مجموعه تلویزیونی گل پامچال (محمدعلی طالبی ۱۳۷۰) تاکید کرد: ابتدا قرار بود من یکی از نقش های فرعی مجموعه تابه تا یا همان زیزی گولو را بازی کنم اما به خانم برومند پیشنهاد کردم که بگذارد تمام نقش های فرعی را من در شخصیت های مختلف بازی کنم که همین هم شد و جز یکی که گرفتار شدم و زنده یاد جمشید اسماعیل خانی به جای من رفت و نقش دزد را بازی کرد من ۷ نقش را با گریم های مختلف که خیلی سخت هم بود بازی کردم.

وی در پاسخ به این پرسش که چرا این مجموعه برای کودکان محبوب شد گفت: کودک وقتی همزادپنداری کند و مسائل خودش را در یک شخصیت عروسکی ببیند یا چیزهایی که ندارد را در تصویر بیابد و جسارت هایی را در آن شخصیت ببیند با خودش همزادپنداری می کند و به آن کاراکتر نزدیک می شود و وقتی نزدیک می شود آن را دوست خواهد داشت.

بابک در توضیح حال و احوال خود در روزهای آغاز سال جدید گفت: دو خواهر بزرگتر از خودم دارم که روز اول عید پیش آنها می روم و روز دوم می نشینم خانه و خواهرزاده هایم به دیدنم می آیند و بعضی از دوستان و بچه هایشان می آیند که عیدی بگیرند و خوشحال شوند.

بابک در پاسخ به این پرسش که به جز دید و بازدید در روزهای تعطیلات عید اوقات فراغت خود را چطور می گذراند، گفت: می نویسم، نقاشی می کشم، شعر می گویم، شعرهایم به انگلیسی ترجمه شده و صحبت کرده ام که دوزبانه چاپشان کنم.

وی ادامه داد: ۵۰ تا از اشعارم را انتخاب کرده ام که اینها ترجمه شده و اگر در دو صفحه چاپ شود یک کتاب ۱۰۰ صفحه ای می شود و طرح روی جلد را هم احتمالا خودم می دهم. اخیرا دوستی مجموعه قصه ای داشت که چون نقاشی می کنم من طرحی برای روی جلد آن دادم و خودش، دیگران و ناشر دوست داشتند؛ اسم این مجموعه قصه پدربزرگ مارمولک‌ها بود که البته برای بچه ها نبود و این تجربه من را ترغیب کرد که طرح روی جلد کتاب شعر خودم را هم خودم بکشم.

بازیگر فیلم سینمایی گربه آوازخوان (کامبوزیا پرتوی ۱۳۶۹) تصریح کرد: گام برداشتم که چند کار کودک و نوجوان اساسی انجام بدهم ولی نشد؛ یکی از کارهای سابقم را چندین سال قبل سامان احتشامی آهنگسازی کرد و من اکثر دوستان همان زمان را جمع کردم و این را به صورت صدا درآورده ام و این صدا آماده است که بتوانیم با پلی بک به صورت اجرای زنده با تن پوش یا عروسک اجرا کنیم؛ اسمش کدو قلقلی و دیو بود که جزو اولین کارهایی بود که در سالن بزرگ تئاتر شهر روی صحنه رفت و با استقبال زیادی روبرو شد.

بابک در انتها خاطرنشان کرد: این روزها بیشتر در منزل هستم. گاهی با دوستان درد دل می کنیم و گل می گوییم و گل می شنویم و از غم و غصه هایمان می گوییم. می خواهیم از شادی بگوییم و آن را با دوستانمان قسمت کنیم اما هرچه از پی شادی می رویم از ما دور می‌شود.

به گزارش ایرنا رضا فشنگچی با نام هنری رضا بابک (متولد ۱۳۲۴) دانش‌آموختهٔ رشتهٔ بازیگری و کارگردانی است. در اوایل حضور خود در سینما و تئاتر چندین بار در تئاترهای جنوب کشور و شهرهای مسجدسلیمان و آبادان حضور مستمر داشت رضا بابک فعالیت هنری خود را با بازی در تئاتر آغاز کرد و با تأسیس اولین گروه هنری کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به اجرای نمایش پرداخت.

وی تئاتر حرفه‌ای را از دهه ۵۰ آغاز و حضور در سینما را با فیلم سینمایی چریکه تارا به کارگردانی بهرام بیضایی در سال ۱۳۵۶ تجربه کرد.

بابک همچنین قبل و بعد از انقلاب به عنوان کارگردان، نویسنده و بازیگر در تلویزیون فعالیت کرد. از جمله کارهای او به عنوان نویسنده، آقای شانس در سال ۱۳۷۳ است. سریال تلویزیونی آرایشگاه زیبا از سریال‌های سرشناس این بازیگر است.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

دولت هرکاری که بخواهد انجام دهد باید فرهنگسازی کند/نوع برخورد ما با مقولات فرهنگی و هنری ایرادی دارد – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: کارگردان تئاتر گفت: چون کسی که سرمایه می‌گذارد خواهان بازگشت آن است به همین دلیل سرمایه‌گذاران روی تئاتر ریسک نمی‌کنند.

به گزارش سینماپرس، مجید جعفری در گفت وگو با ایرنا در پاسخ به این پرسش که چرا خیلی سال است در سینما و تلویزیون نبوده است، گفت: حرفه اصلی ام تئاتر بوده است. تا ۸ سال پیش کار می کردم و آخرین آن زکریای رازی بود که در تالار وحدت اجرا شد. اتفاقا کار خیلی خوبی هم شد و بعد از آن هم تلاش کردم که چند کاری که در دست اجرا داشتم را روی صحنه ببرم می خواستم پیش تولید آن ها را بروم و طراحی هایش را انجام داده بودم اما شرایط به گونه ای شد که نمی شد کار کرد.

وی افزود: کار گران شده است و برخلاف آنچه باید در تئاتر رخ دهد (کار نباید خیلی گران باشد) دائما باید به فکر اقتصاد آن بود. وقتی برای کاری که با فکر و اندیشه سروکار دارد باید در بادی امر مدام به فکر این باشید که چگونه می توان به بازگشت سرمایه رسید، چگونه می توان کار کرد؟

وی افزود: قبلا سرمایه‌ام تماما عشق بود؛ عشق به هنر، زیبایی، محتوای عالی و این که تو نوعی نگاه داشتی که می خواستی با دیگران تقسیمش کنی. امروز همه اینها را داری و پخته هم شده ای و می دانی چه می خواهی و باید چه بگویی و چگونه بگویی اما باید فکر کنی که آیا کار به لحاظ مادی شدنی است یا خیر؟

بازیگر تئاتر قصهٔ ملکزاد به کارگردانی (احمد ناطقی ۱۳۶۶) تصریح کرد: چون کسی که سرمایه می گذارد خواهان این است که این سرمایه اش بازگردد؛ به همین دلیل ریسک این را نمی کنند که روی تئاتر سرمایه گذاری کنند. دولت هم گرفتاری های دیگری دارد و به فکر چیزهای دیگری است؛ چیزهایی که لزوما با فرهنگ و هنر سروکار ندارد.

جعفری خاطرنشان کرد: این در حالی است که دولت هرکاری که بخواهد انجام دهد باید فرهنگسازی کند؛ شما برای جنایت هم باید مقدمات فرهنگ جنایت را فراهم کنید. اگر بخواهیم درباره هستی و دنیا و گذشته ها، بزرگی خدا، بزرگی انسان حرف بزنیم باید مقدمه چینی بسیاری داشته باشیم. در نهایت همه چیز به این سمت می رود که برای اجرای یک نمایش باید اول حساب و کتاب سرمایه را داشته باشم و بعد فکر کنم که چه می خواهم بگویم و در این روند افسرده می شوم

قبلا سرمایه‌ام تماما عشق بود؛ عشق به هنر، زیبایی، محتوای عالی و این که تو نوعی نگاه داشتی که می خواستی با دیگران تقسیمش کنی. امروز همه اینها را داری و پخته هم شده ای و می دانی چه می خواهی و باید چه بگویی و چگونه بگویی اما باید فکر کنی که آیا کار به لحاظ مادی شدنی است یا خیر؟

بازیگر نمایش مکبث (حسین فرخی ۱۳۸۱) ادامه داد: ما به فقر عادت کرده ایم چرا که همواره نوعی قناعت در زندگی ما هنرمندان وجود داشته است. کسی که با قناعت زندگی کند و روحیه قانعی داشته باشد سلطان و پادشاه است و هرگز برای امورات زندگی نیازمند نمی شود. برای گذران زندگی خیلی کارها می شود کرد مثلا تدریس کردن چنانچه در دانشگاه درس هم می دادم و البته آموزشگاهی را درست کرده بودم که تعطیل شد.

این هنرمند ادامه داد: کار ما عمل است. آفرینش هنری خودش خود را تعریف می کند و عملی است که باید اتفاق بیفتد. زیبایی را باید دید و شما هر مفهوم مجردی را باید به وضعیت عینی بدل کنید و خروجی آن باید مشاهده و لمس و شنیده و دیده شود. وقتی این اتفاق نیفتد چه کاری می شود کرد؟

بازیگر سریال تلویزیونی شمارش معکوس (محرم زینال زاده ۱۳۷۴) در پاسخ به این پرسش که طی چند سال گذشته آیا کاری کرده است گفت: بله شده است و یکی را انجام دادم. نقشی در شبکه مخفی زنان (افشین هاشمی ۱۴۰۱) داشتم که نقش پررنگی نبود اما خوب بود؛ در واقع حضورم در این سریال هم به این دلیل بود که دوستانم آنجا بودند و وقتی از من خواستند حضور یابم نتوانستم نه بگویم.

وی افزود: به لحاظ فیزیکی می توانم کار کنم اما به لحاظ روحی دوست ندارم بازی کنم، غصه می خورم، چرا که فکر می کنم روش ما در جایی غلط است و نوع برخورد ما با مقولات فرهنگی و هنری ایرادی دارد که دیگران از ما جلو می زنند. سینماهای ما یکی یکی تعطیل می شوند برای این که به آن رسیدگی نشده است. یادم هست زمانی فیلم به امارات می دادیم که در کپر با دوربین های پیش پا افتاده نمایش می دادند دستگاه های امروز ما همان است که آن زمان داشتیم اما در امارات هر ۶ ماه یکبار تمام سیستم فیلم عوض می شود، آنها پیشرفت کردند و ما متوقف شدیم.

بازیگر فیلم سینمایی بی‌خداحافظی (احمد امینی ۱۳۹۰) اظهار داشت: ترکیه سریال های ما را نشان می داد و امروز سریال هایش را در جهان نمایش می دهد.

جعفری یادآور شد: کارها، نقش و پولش خوب است اما سناریو ندارد. من اگر بخواهم بازی کنم باید بدانم که چه کنم. شخصیت راه و روش دارد و خلق کردن و به نمایش گذاشتن این شخصیت راه دارد. چرا اجازه داده می‌شود کسی فیلم بسازد آن هم در حالی که سناریواش آماده نیست اما به دیگرانی که سناریوشان آماده است اجازه نمی دهند فیلم بسازند؟

کارهایی که در تئاتر کارگردانی کرده ام حتی یک دانه نیست که دوستش نداشته باشم چون همه را با عشق انتخاب کرده ام

بازیگر فیلم تلویزیونی کیمیا (احسان صادقی ۱۳۹۲) در پاسخ به این پرسش که از میان کارهایش کدام را بیشتر دوست دارد بیان کرد: کارهایی که در تئاتر کارگردانی کرده ام حتی یک دانه نیست که دوستش نداشته باشم چون همه را با عشق انتخاب کرده ام و از سوفکل، آشیل، شکسپیر، آرتور میلر و یوجین اونیل تا نمایش نامه های ایرانی و یا چیزی که خودم می نوشتم و کار می کردم را با عشق انتخاب و کار می کردم و باور و فکر برایشان داشتم.

وی افزود: حرفه من بازیگری در سینما و بازی و کارگردانی تئاتر است و به همین دلایل کمتر سراغ تلویزیون می روم.

بازیگر مجموعه نیمهٔ پنهان ماه (مجید جعفری ۱۳۷۳) در توضیح آثار محبوب در کارنامه کاری خود بیان کرد: مرغ حق (حسین مختاری و مسعود فروتن ۱۳۶۵) اثری تلویزیونی و فیلم های سینمایی پرواز پنجم ژوئن (علیرضا سمیع نژاد ۱۳۶۸) و ساحره (داوود میرباقری ۱۳۷۶) آثاری بود که دوستشان داشتم. آنها هرکدام در زمان خودشان شاخص بودند و بارها و بارها نشان داده شدند. کارگردانی بازی نیمه پنهان ماه خیلی خوب بود چون یک فضای بسیار خوب برای کار بود و همه اهل کار و همه آدم های بزرگ، شاخص و برجسته ای بودند.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

«ریوئیچی ساکاموتو» درگذشت – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: «ریوئیچی ساکاموتو- Ryuichi Sakamoto» موسیقی‌دان و هنرپیشه ژاپنی برنده اسکار برای فیلم «آخرین امپراتور» در ۷۱ سالگی درگذشت.

به گزارش سینماپرس، ریوئیچی ساکاموتو از سال ۱۹۷۵ تا پایان عمر خود در زمینه موسیقی و سینما مشغول به فعالیت بود.

از فیلم‌هایی که او در آن نقش داشته علاوه بر آخرین امپراتور می‌توان به کریسمس مبارک آقای لارنس در سال ۱۹۸۳ اشاره کرد. ساکاموتو علاوه بر همبازی شدن با دیوید بی در عین حال آهنگساز آهنگ دلهره‌آور این فیلم بود.

او روز سه‌شنبه گذشته پس از سال‌های طولانی مبارزه با سرطان درگذشت.

شرکت مدیریت روئیچی در بیانیه‌ای اعلام کرد: او تا پایان با موسیقی زندگی کرد. ما می‌خواهیم عمیق‌ترین قدردانی خود را از طرفدارانش و همه کسانی که از فعالیت‌های او حمایت کرده اند و همچنین متخصصان پزشکی در ژاپن و آمریکا که تمام تلاش خود را برای درمان او انجام دادند، ابراز کنیم.

یکی از آهنگ‌های مشهور ساکاموتو آهنگ تم رنگ‌های ممنوعه است که توسط دیوید سیلوین با موضوع جذاب روئیچی برای فیلم نوشته و خوانده شد.

این آهنگ که به صورت تک آهنگ منتشر شد به یک موفقیت تبدیل که ۴۰ سال پس از انتشار همچنان می‌توان آن را در کاخ جشنواره کن شنید.

آخرین امپراتور – The Last Emperor که زندگی پویی آخرین امپراتور چین را به تصویر کشیده برنده ۹ جایزه اسکار از جمله برای بهترین فیلم و بهترین موسیقی در سال ۱۹۸۷ شد.

آخرین امپراتور بر اساس کتابی به همین نام ساخته و توسط برناردو برتولوچی کارگردانی شده است.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

«علیرام نورایی» به تلویزیون بازمی‌گردد – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: ادامه فصل اول مسابقه «شهروند و مافیا» از ۱۴ فروردین از شبکه نسیم پخش می‌شود.

مخاطبان می‌توانند شنبه تا سه شنبه هر هفته ساعت ۲۱:۳۰ دقیقه تماشاگر این برنامه باشند.

در این مسابقه که یک جور شبیه‌سازی از جریان زندگی روزمره است، افراد به‌صورت تصادفی به دو گروه شهروند و مافیا تقسیم می‌شوند و هر گروه تلاش می‌کند که اعضای گروه مقابل را از بازی خارج کند.

فصل اول مسابقه مافیا به تهیه کنندگی علیرضا سلطانی، کارگردانی محمد رجایی و گردانندگی علیرام نورایی، شنبه تا سه شنبه ساعت ۲۱:۳۰ از این شبکه پخش می‌شود.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

عکس/ سینما در سالی که گذشت-۱۴


سینماپرس : سال ۱۴۰۱ با همه اتفاقات متفاوت خود به پایان رسید، در گزارش های پیش‌رو همه این اتفاقات را در قالب گزارش تصویری برای مخاطبان مرور خواهیم کرد.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

معتقد به تعطیلی کنسرت‌ها نیستم/معتقدم هنرمند باید در هر شرایطی بتواند حرف مناسب مد نظر خود را بزند! – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: مدیرعامل خانه موسیقی ایران ضمن ارائه گزارشی از روند فعالیت‌های این نهاد صنفی در ماه‌های یایانی سال گذشته به برخی از حاشیه‌های مرتبط با فعالیت اهالی موسیقی در این مقطع نیز پاسخ داد.

به گزارش سینماپرس، به واسطه فعالیت‌های خانه موسیقی طی ماه‌های اخیر حالا مهر به سراغ حمیدرضا نوربخش مدیرعامل خانه موسیقی رفته و با او گفتگو نموده که مشروح آن را در ادامه می‌خوانید:

* بد نیست در ابتدای گفتگو و با توجه به اینکه از آخرین مصاحبه بنده با شما نزدیک به ۲ سال می‌گذرد، گزارشی از آنچه در دوره مدیریتی جنابعالی در خانه موسیقی روی داده، ارائه کنید. شرایطی که طبیعتاً مشتمل بر دوران پسا کرونایی و شرایط ویژه سال گذشته هم می‌شود و می‌تواند دربرگیرنده تجربه متفاوتی برای شما و خانه موسیقی باشد.

همان طور که قبلاً هم گفته بودم، ما در دوران کرونا سعی کردیم بیشتر حوزه‌های امدادرسانی و حل مشکل معیشتی هنرمندان فعالیت کنیم. شرایطی که طبیعتاً بخش زیادی از جامعه موسیقی را تحت‌تاثیر داد و ما را ملزم کرد تا در این زمینه از هر کمک و حمایتی که می‌توانیم، دریغ نکنیم. پس از این فرآیند بود که از اواخر سال ۱۴۰۰ فعالیت‌های موسیقایی تا حدی آغاز شد و با کم شدن پروتکل‌های بهداشتی می‌رفتیم که شاهد رونق دوباره اجراها و تولیدات موسیقایی باشیم.

به همین منظور ما در خانه موسیقی هم در شرف برنامه‌ریزی و تدارک برگزاری جشن خانه موسیقی و معرفی همزمان برگزیدگان بخش کتاب و آلبوم بودیم که حتی داوری‌های آن نیز انجام گرفته شد. اما متاسفانه در نیمه دوم سال ۱۴۰۱ اتفاقات و التهابات جامعه منجر به توقف این فرآیند شد. چرا که ما هم نمی‌توانستیم همانند دیگر صنوف فرهنگی و هنری نسبت به این شرایط بی‌تفاوت باشیم. چارچوبی که برای تعدادی از اعضای خانه موسیقی هم تبعاتی داشت که خانه موسیقی موظف به رسیدگی آنها بود.

در این راستا رسیدگی اداری و حقوقی به ماجرای هنرمندان بازداشت‌شده، محدودشده‌ها و ممنوع‌الخروجی‌ها بخش اعظمی از فعالیت‌های ما را در این موقعیت زمانی تشکیل به خود اختصاص داد. فضایی که منجر به تعطیلی دوباره کنسرت‌ها و فعالیت‌های موسیقایی شد و شرایطی را ایجاد کرد که ما از اواخر تابستان تا اسفندماه سال گذشته غیر از آموزش عملاً شاهد فعالیت اجرایی در موسیقی نباشیم.

طبیعتاً وقتی اجرایی نیست، به تبع آن تولید هم نداریم. باید بپذیریم در آن برهه زمانی جامعه خیلی پذیرای فعالیت موسیقایی در آن جنب و جوشی که ما توقع داریم، نبود. اگر هم تولیدی بوده معطوف به اتفاقات اخیر بوده است. بنابراین ما خیلی فعالیت روتین موسیقی نداشتیم که بخواهیم در این چارچوب فعالیت‌های صنفی داشته باشیم مگر در همان چارچوبی که به آن اشاراتی داشتم.

اهالی موسیقی نباید دست به خودتحریمی بزنند/ با ارشاد قهر نیستیم

* اساساً جنابعالی و خانه موسیقی به‌عنوان یک نهاد صنفی با رویکردهایی که موجب توقف اجراهای زنده موسیقی شد، موافق بودید؟

ببینید موضع ما خیلی مهم نیست چرا که خانه موسیقی مجری موسیقی نیست. اما توقفی که شما به آن اشاره دارید، فرآیندی است که طی ماه‌های اخیر روی آن بحث‌های زیادی صورت گرفته است. بالاخره هنرمند در جامعه زندگی می‌کند. پس باید ببیند که اندیشه و تفکر جامعه هدفش در کدام سمت و سو قرار گرفته است.

من معتقد به تعطیلی کنسرت‌ها نیستم. من معتقدم هنرمند باید در هر شرایطی بتواند حرف مناسب مدنظر خود را بزند. این هم راهکارهایی دارد. البته این نکته را هم باید در نظر داشت زمانی که فضای جامعه اساساً فضای شادمانی و شادمانگی نیست، هنرمند هم نمی‌تواند آهنگ شاد اجرا کند تا به امروز دو رویکرد در این زمینه وجود داشته است. رویکرد اول این است که بالاخره انتظار از هنرمندان این است که صدای جامعه باشند و ببینند جامعه هدفش چه می‌خواهند و چون هنرمندان صدای بلندتری دارند، بنابراین همان تعداد مخاطبی که از هنرمند مورد نظرشان حمایت می‌کنند، انتظار دارند در چنین مواقعی صدای آن‌ها باشند. رویکرد دیگر هم معتقد است بالاخره اعتراض و انتقاد سر جای خود هست، ولی همه مردم به کارشان مشغولند. پس چرا بخش فرهنگ و هنر کارش را انجام ندهد و در تعطیلی به سر ببرد؟

به هر حال باید بپذیریم که طی مدت زمانی که درباره آن صحبت می‌کنیم، جامعه واقعاً پذیرای فعالیت‌های فرهنگی هنری نبود. بله سینماها و تئاترها باز بود ولی آمارها نشان می‌دهد که مخاطبان این فعالیت‌ها هم بسیار کم بوده است. در واقع می‌توان گفت مردم خیلی در اولویتشان نبود که بخواهند به تماشای سینما، تئاتر یا کنسرت بروند. طبیعتاً در این روند هم هنرمندان تابعی از خواست مردم هستند.

* ولی باید بپذیریم که غیر از معدود هنرمندانی که به لحاظ مالی دارای پشتوانه‌های محکمی هستند، بسیاری از اصناف حوزه موسیقی هم در شرایط بسیار نابسامان مالی قرار گرفتند که این روند در حوزه‌هایی غیر از موسیقی پاپ هم برجسته‌تر شد و ایجادکننده شرایطی بود که برخی از هنرمندان برای امرار معاش حتی اقدام به فروش سازهای خود می‌کردند. حالا پرسش من از شما نه به عنوان یک مدیر صنفی که به‌عنوان یک هنرمند این است که با در نظر گرفتن همه شرایط موجود و البته پیش‌بینی ایجاد چنین فرایندی که ممکن است بازهم موجب تعطیلی کنسرت‌ها شود، چه پیشنهاد سازنده‌ای را می‌توانید ارائه دهید؟

من معتقدم هنرمند در هر زمانی می‌تواند حرف مناسب خود را بزند. کما اینکه برخی از هنرمندان هم در همین اثنا انتقادات و اعتراضات خود را انجام دادند. حتی برخی از هنرمندان شناخته شده نیز گفتند که فعالیت‌های هنری را به هیچ عنوان تعطیل نکنید. گرچه در آن سوی آب‌ها هم کنسرت‌هایی برگزار شد که به محض اینکه تلقی از شاد بودن و شاد کردن به میان آمد، با واکنش‌های بسیار منفی روبه‌رو شدند.

به هر ترتیب من معتقد به تعطیلی کنسرت‌ها نیستم. من معتقدم هنرمند باید در هر شرایطی بتواند حرف مناسب مد نظر خود را بزند. این هم راهکارهایی دارد. البته این نکته را هم باید در نظر داشت زمانی که فضای جامعه اساساً فضای شادمانی و شادمانگی نیست، هنرمند هم نمی‌تواند آهنگ شاد اجرا کند. از سوی دیگر تعطیلی چندباره کنسرت‌ها هم خیلی قابل ادامه نیست. شما فرض کنید این جریان‌ها بخواهد ماه‌ها ادامه داشته باشد؛ بالاخره باید چه کرد؟ باید برویم در سالن‌های کنسرت را ببندیم؟ به نظر من کنسرت هم می‌شود برگزار کرد اما با سمت و سوی درست حرفمان را هم بزنیم.

اهالی موسیقی نباید دست به خودتحریمی بزنند/ با ارشاد قهر نیستیم

* آقای نوربخش به نظر می‌آید بعد از فوت مرحوم مرادخانی (معاون اسبق امور هنری وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی) و فعالیت‌های مرتبط با دفتر موسیقی ارشاد در دوره ایشان، خانه موسیقی فاصله خود را از بدنه دولتی حوزه موسیقی دورتر کرده است. آیا شما این نظر را تایید می‌کنید یا معتقدید این تعامل در وضعیت کنونی، در مسیر دیگری قرار گرفته است؟

وقتی شما به دوره آقای مرادخانی اشاره می‌کنید، طبیعتاً ماجرا شامل چهار سال دوم دولت آقای روحانی هم می‌شود. چرا که ما در دوره دوم آقای روحانی هم اساساً با بدنه دولت خیلی ارتباط تنگاتنگی نداشتیم. در این مورد هم دلایل مختلف و اختلاف نگاه دخیل بود که ابداً هم جنبه دشمنی و عداوت نداشت. ما کار خودمان را می‌کردیم و دوستان هم کار خودشان را انجام می‌دادند.

زمان آقای مرادخانی هم به این جهت روابط بیشتری برقرار بود چون خودِ ایشان تمایل داشتند که اصناف هنری کارهایی را انجام دهند. شرایطی که به عنوان نمونه منجر به حضور بنده در سه دوره مدیریت جشنواره موسیقی فجر شد اما متاسفانه یا خوشبختانه به جایی رسید که من هم کنار رفتم. پس از این مسیر فضا هم به گونه‌ای نبود که بخواهیم باهم قهر باشیم. فقط خیلی باهم تنگاتنگ کار نکردیم اما قطعاً قهری در کار نبود و نیست.

مگر ما در شرایط فعلی چقدر بستر فعالیت‌های موسیقایی در کشور داریم که بخواهیم همین مجال‌های اندک را هم نداشته باشیم؟ به نظر من با نبودن در این رویدادها ما خودمان را تحریم کردیم نه جشنواره را! * البته به نظر می‌آید یکی از دستاوردهای مثبتی که در ساختار موسیقی وزارت فرهنگ تبلور پیدا کرد، حضور شما در قالب نماینده صنف، به عنوان دبیر سه دوره جشنواره موسیقی فجر و طراحی جایزه باربد توسط شما و گروه مشاوران جشنواره بود. فضایی که انصافاً یادگاری خوبی را هم برای این رویداد ملی به جای گذاشت. از این منظر آیا تصور نمی‌کنید، نزدیکی و رفاقت بیشتر صنف موسیقی با دفتر موسیقی ارشاد می‌تواند در هرچه بهتر برگزار شدن، رویدادهای موسیقایی چون جشنواره موسیقی فجر و سایر فعالیت‌ها نقش موثری ایفا کند؟

ببینید موضوعی که در واقع شکل گرفته، شرایط قابل تاملی است که باید راجع به آن بررسی‌های متعددی صورت پذیرد. به هر حال بحث تحریم جشنواره موضوعی است که باید روی آن تمرکز بیشتری می‌داشتیم. مگر ما در شرایط فعلی چقدر بستر فعالیت‌های موسیقایی در کشور داریم که بخواهیم همین مجال‌های اندک را هم نداشته باشیم؟ به نظر من با نبودن در این رویدادها ما خودمان را تحریم کردیم نه جشنواره را.

یک نکته را هم بگویم اسم «جشنواره» بعضی وقت‌ها گویا نیست. مثلاً ما در حال حاضر رویدادی به نام «جشنواره موسیقی جوان» داریم که به اعتقاد من اصلاً جشنواره نیست. اما ما اسم آن را جشنواره گذاشتیم. اصلاً چه چیزی از این رویداد شبیه جشن یا جشنواره است؟ به نظر من این رویداد یک «آزمون» است. رویدادی که پیش از پیروزی انقلاب مشابه آن به نام «آزمون باربد» فعالیت می‌کرد. بنابراین اگر بخواهیم اسم دیگری را برای این رویداد انتخاب کنیم می‌توانیم «فستیوال» یا «آزمون» را برای آن انتخاب کنیم.

این مثال را زدم تا بگویم شاید بعضی‌ها با این کلمه «جشنواره» در شرایط فعلی مشکل داشتند که به جشنواره نیامدند. شرایطی که در سال ۱۴۰۱ بیشتر به چشم آمد و منجر به حضور نیافتن تعدادی از هنرمندان شد. البته راجع به این موضوع می‌توان ساعت‌ها صحبت کرد، اما من همان طوری که خودم مسئولیت همین جشنواره موسیقی فجر را به عهده داشتم، قائل به این موضوع بودم که ما بایستی از همه ظرفیت‌های در کشور پیرامون موسیقی وجود دارد باید به نفع موسیقی استفاده کنیم. هنوز هم قائل به این نظر هشتم. چون واقعیت این است که ما نباید به خودتحریمی برسیم.

اهالی موسیقی نباید دست به خودتحریمی بزنند/ با ارشاد قهر نیستیم

* این پرسش را به این دلیل مطرح کردم چون به نظر می‌آید در این سال‌ها عدم همراهی مجموعه‌های صنفی حوزه موسیقی به ویژه خانه موسیقی در کنار سیاستگذاری‌های دفتر موسیقی به شدت احساس می‌شود، شرایطی که در ظاهر ماجرا نشان از دوری زیاد خانه موسیقی از این هم جواری دارد.

اولاً من این را بگویم که آقای دکتر اله یاری از زمانی که در دفتر موسیقی وزارت فرهنگ حضور پیدا کرده، بیشترین حمایت را از ما داشته است. او در اواخر دولت گذشته به دفتر موسیقی آمد و بعد هم در دولت جدید با پیگیری، مشاورت و خواست ما مجدداً به دفتر موسیقی بازگشت. من او را بسیار انسان سلیم‌النفس و مدیر خوبی ارزیابی می‌کنم که انسانی بی‌غرض، مدیری باتدبیر و عاقل است که سمت و سو و رویکردی ندارد تا بگوییم این رویکرد نگران‌کننده است. من فکر می‌کنم ایشان اکنون محبوبیت خوبی هم دارد و طیف‌های مختلف حوزه موسیقی در اکثریت می‌خواهند که وی همچنان در این منصب حضور داشته باشد.

تا آنجا که بنده اطلاع دارم بسیاری از اهالی موسیقی اذعان دارند که جناب اله یاری مدیر خوش نفس، نیک پندار و نیک عملی است که خیرخواه بوده و در جهت حل مشکل حرکت کرده و می‌کند و سعی دارد تا با اهالی موسیقی کمترین چالش را داشته باشد. به همین جهت در رابطه با خود دفتر موسیقی این را بگویم که ما جناب اله یاری را واقعاً حمایت کردیم.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

ناآگاهی مدیران فرهنگی، عدم تدبیر برای مقابله با نفوذ فرهنگی و بی‌توجهی به هویت، فرهنگ و تاریخ ایرانی-اسلامی؛ دلایل اصلی عدم پاسداشت آیین‌ها و سنن ایرانی اسلامی – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: تعدادی از هنرمندان پیشکسوت و برجسته سینما، تلویزیون و تئاتر کشور همزمان با نوروز ۱۴۰۲ در خصوص اهمیت پاسداشت آیین های ایرانی و اسلامی در سینما و تلویزیون متذکر شدند: فقدان آگاهی در میان مدیران فرهنگی باعث بی توجهی به آیین و سنن ملی در سینما و تلویزیون شده است؛ این هنرمندان تصریح کردند: مدیران تنها نظاره گر آن هستند که بیگانگان فرهنگ خود را از طریق کالای به اصطلاح فرهنگی و هنری وارد کشور ما کرده و جوانان ما را به سمت فرهنگ خودشان سوق دهند و به جای ترویج فرهنگ و سنن ملی در پی ترویج نافهمی و لمپنیسم هستند!

به گزارش سینماپرس امروزه شکل و شیوه جنگ ها در دنیا با گذشته تفاوت بسیار دارد؛ دشمنان با نفوذ فرهنگی و تهاجم فرهنگی تلاش می کنند به کشورهای دیگر ضربه بزنند و به ویژه نسل جوان آن ها را دچار آسیب و گمراهی کرده و فرهنگ شوم و منحط خودشان را به نسل جوان حقنه کنند.

از این رو بسیاری از کشورهای دنیا در پی آن هستند تا با تولیدات سینمایی و تلویزیونی شان ضمن حراست و پاسداری از ارزش های ملی خود فرهنگ و سنن شان را به دنیا ترویج کنند اما در حالی که ما در کشورمان سرشار از آیین و سنت های نیکو و پسندیده هستیم که در آن خانواده نقش کلیدی و اساسی را ایفا می کند همواره نسبت به این مسأله دچار غفلت شده ایم.

آیین و سنن ملی و دینی در فیلم ها و سریال های تلویزیونی ما کمتر مورد توجه قرار می گیرد و این اتفاق پدیده شومی است که نیاز به بازنگری اساسی از سوی متولیان فرهنگی و هنری کشور را دارد.

در همین راستا ۶ تن از چهره های برجسته و پیشکسوت سینما، تلویزیون و تئاتر کشور آقایان: جواد انصافی، هوشنگ توکلی، جهانگیر الماسی، داود فتحعلی بیگی، حسین گیتی و سرکار خانم: فرحناز منافی ظاهر با ما گفتگو کردند که ماحصل نظرات ایشان برای اطلاع بیشتر مخاطبان گرامی در ذیل نقل شده است.

جواد انصافی پژوهش گر، نویسنده، بازیگر و کارگردان نمایش های آیینی سنتی در آستانه نوروز ۱۴۰۲ در خصوص اهمیت پاسداشت آیین های ایرانی و اسلامی در سینما و تلویزیون گفت: ضروری است که نسل جوان ما که در معرض هجوم فرهنگ بیگانه قرار دارد از طریق تولیدات فرهنگی و هنری وطنی با آیین های ایرانی و اسلامی آشنا شود، با فرهنگ بومی خود آشنا شود و مناسبت ها و سنن ملی خود را به خوبی بشناسد اما متأسفانه فقدان سواد و آگاهی در میان مدیران فرهنگی باعث بی توجهی به آیین و سنن ملی در سینما و تلویزیون شده است و ما شاهد کم کاری شدیدی در این حوزه هستیم. ما نباید اجازه دهیم نسل جوان بیش از این به فرهنگ غرب گرایش پیدا کنند! نسل جوان ما دوست دارد که موضوعات مختلف را کشف کرده و با حقایق آشنا شود و از این رو ما باید فرهنگ خودمان را به نسل جوان هدیه کنیم و اجازه ندهیم بیگانگان از طریق فیلم و سینما و… فرهنگ خودشان که در واقع فرهنگی کپی برداری شده از فرهنگ و تمدن ۷۰۰۰ ساله کشور ما است را به جوانان مان قالب کنند!

هوشنگ توکلی بازیگر و کارگردان سینما و تلویزیون نیز در این باره اظهار داشت: شرایط فرهنگی کشور بحرانی است و معتقدم سخت ممکن است که بتوان فرهنگ ملی کهن را زنده کرد چرا که برای این اتفاق بسیار دیر شده و سال ها است مدیران فرهنگی که وظیفه ترویج این فرهنگ اصیل را بر عهده داشتند از انجام وظایف خود سر باز زده اند. این اتفاق بسیار تلخ است که برخی جشن های فرهنگی کهن مان مانند چهارشنبه سوری شادی آور امروزه تبدیل شده به مراسم جنون آور! در شرایط فعلی بسیاری از رفتارهای تاریخی عوض شده؛ این اتفاق در نوروز و دیگر اعیاد نیز وجود دارد حتی در اعیاد مذهبی هم تغییرات زیادی رخ داده و این ها شاید یک جبر فرهنگی است که حاکم شده است.

فرحناز منافی ظاهر بازیگر سینما و تلویزیون با انتقاد شدید نسبت به بی توجهی مدیران فرهنگی برای پرداختن به فرهنگ و سنن ملی و دینی در سینما و تلویزیون متذکر شد: پرداختن به آیین و سنن، فرهنگ و رسوم قدیمی باب میل بسیاری از مدیران فرهنگی نیست و همین اتفاق باعث شده تا بیگانگان بتوانند فرهنگ و آیین خود را وارد کشور ما کنند! این بسیار تلخ و تأسف بار است که ما دست روی دست گذاشته ایم و هیچ اقدامی برای ترویج تاریخ و فرهنگ و هویت ملی مان انجام نمی دهیم تا نسل جوان و نوجوان مان با این آیین و سنن پسندیده آشنا شوند. بنده تردید ندارم که برخی مدیران فرهنگی ما حتی حاضرند عید نوروز هم برداشته شود! من در این بحث ها شرکت داشتم و می دانم این رسوم و اعیاد و فرهنگ و تاریخ باب میل برخی از این افراد نیست.

جهانگیر الماسی بازیگر و کارگردان سینما و تلویزیون تأکید کرد: متأسفانه عده ای به جای ترویج فرهنگ و سنن ملی در پی ترویج نافهمی و لمپنیسم هستند و اتفاقاً مورد حمایت برخی مسئولان هم قرار می گیرند! شرایط به گونه ای شده که گویی ما از دانستن و آگاهی فراری شده ایم و دنبال ندانستن و کج فهمی می گردیم! لیبرالیسم علیه کشور ما شمشیر کشیده و ما نباید تنها نظاره گر این اتفاق باشیم؛ ما باید مردم مان را آگاه کنیم چون ما با آگاه کردن و روشن کردن اذهان جوانان منافع آن ها را به خطر انداختیم و باید به این بحث فرهنگی بیشتر توجه داشته باشیم.

داود فتحعلی بیگی بازیگر و کارگردان سینما، تلویزیون و تئاتر همزمان با نوروز ۱۴۰۲ در خصوص اهمیت پاسداشت آیین های ایرانی و اسلامی در سینما و تلویزیون گفت: بنده صراحتاً عرض می کنم عده ای در حال عناد ورزی با فرهنگ ملی و هویت تاریخی هستند و گویا اصلاً نمی دانند آنچه عامل وحدت در جامعه می شود مقوله مهم وطن پرستی است و باید با هر دین و رویکرد سیاسی و نگاهی همه مان وطن پرست باشیم و از کیان کشورمان حراست کنیم. باعث تأسف است که بخشی از جوانان جامعه ما با فرهنگ بیگانگان عجین شده اند و عرق ناموس و وطن و فرهنگ در جوانان از بین رفته است و موجوداتی بار آمده اند که دنبال عیش کردن و… هستند و زندگی شان را بر اساس فرهنگ منحط غرب و فرهنگ بیگانه به پیش می برند و مانند آن ها فکر می کنند و مانند آن ها زندگی می کنند.

حسین گیتی منتقد پیشکسوت سینما در این باره به سینماپرس گفت: جوانان تشنه آگاهی و دانستن در مورد فرهنگ و تاریخ و هویت ملی اند اما مدیران سینمایی با اهمال کاری آن ها را سیراب نمی کنند و نابخردانه دست روی دست گذاشته و تنها نظاره گر آن هستند که بیگانگان فرهنگ خود را از طریق کالای به اصطلاح فرهنگی و هنری وارد کشور ما کرده و جوانان ما را به سمت فرهنگ خودشان سوق دهند. ما آنقدر رسوم، فرهنگ، آیین و سنن زیبا و ارزشمند در دین و ملیت مان داریم که هر یک از آن ها می تواند دستمایه تولید ده ها فیلم قرار گیرد؛ این وظیفه سینما، تلویزیون، رادیو، تئاتر و… است که در ترویج این آیین و رسوم نقش جدی ایفا کند. بین فرهنگ و سنت های زیبا، غنی و ارزشمند ایرانی- اسلامی هیچ تضادی وجود ندارد و مدیران وزارت ارشاد، سازمان سینمایی، سازمان صدا و سیما و… باید به اهمیت پرداختن به آیین و سنن و فرهنگ ملی و دینی واقف باشند و اجازه ندهند بدخواهان و دشمنان فرهنگ خود را وارد کشور ما کنند و جوانان ما را به سمتی هدایت کنند که هیچ ارتباطی با دین و ملیت ما ندارد.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

مرحوم «نادر ابراهیمی» به شبکه مستند می‌آید – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: «بار دیگر، مردی که دوست می‌داشتیم» روایتی از زندگی نادر ابراهیمی نویسنده، روزنامه نگار، فیلم ساز، ترانه سرا و مترجم ایرانی دوشنبه ۱۴ فروردین ساعت ۲۱ از شبکه مستند پخش می‌شود.

به گزارش سینماپرس، «بار دیگر، مردی که دوست می‌داشتیم» به قلم و کارگردانی محمدحسن یادگاری با حضور اکبر عالمی، جمشید گرگین، مصطفی رحماندوست، کیومرث پور احمد، مرتضی سرهنگی، فرزانه منصوری، ابراهیم حاتمی کیا و … به مرور ۷۲ سال زندگی نویسنده شهیر معاصر، نادر ابراهیمی پرداخته است.

نادر ابراهیمی که بیشتر به واسطه فعالیت هایش در عرصه ادبیات کودک و نوجوان شناخته می شود خالق بیش از ۵۰ اثر تالیفی برای این گروه سنی است. او مردی همه فن حریف بود و کارهای سخت و دشواری مانند کارگری در یک چاپخانه یا کشاورزی یا کارهای فرهنگی چون مترجمی و ویراستاری، فیلمسازی مستند، خطاطی و نقاشی را نیز تجربه کرده بود. ابراهیمی که از زندگی پرماجرایش لذت می‌برد، تصمیم می گیرد زندگینامه خود را روایت کند و دو کتاب‌ ابن مشغله و ابوالمشاغل شرح کاملی از زندگی و فعالیت‌های اوست.

مرحوم «نادر ابراهیمی» به شبکه مستند می‌آید

نویسنده کتاب «بار دیگر شهری که دوست می داشتم» در حوزه ادبیات بزرگسال هم دارای تالیفات متعددی است اما بیشتر با سه گانه عاشقانه خود به ویژه کتاب «یک عاشقانه آرام» شناخته می‌شود.

«بار دیگر، مردی که دوست می داشتیم» را یوسف نادری‌منش و جواد جواهری تهیه کرده‌اند و تدوین آن هم بر عهده محمدحسن یادگاری و محمد رضوانی پور بوده است. این مستند امشب ساعت ۲۱ پخش می شود تکرارش روز بعد ساعت ۹ است.

مشاهده خبر از سایت منبع