جزئیات وبلاگ

دفتر سینمایی

بلوا یا بلوف یا….

بلوف یا مدینه فاضله؟

فیلم سینمایی روز بلوا ، یک بلوف است؟
روزبلوا ساخته بهروز شعیبی نقد قدرت از درون خود قدرت است و این ایراد بزرگ کار اوست .

نقد قدرت از درون قدرت و به سفارش قدرت باور پذیری کمی دارد

اگرچه رفتن به سمت چنین موضوعاتی جسارت خاصی می طلبد

اما به نظر میرسد شعیبی قصد دارد با جدا کردن روحانیت از بخش فاسد جامعه مردم را در کنار روحانیت نگه دارد.

فیلم با پیش فرض عدم اطلاع روحانی جوان شروع میشود او از همه جا بی خبر در مرکز فساد اقتصادی و رانت قرار دارد

از خانه و ماشین و موبایل و ابا و قباهای رنگی استفاده میکند بدون اینکه بداند از کجا آمده است .

فیلم سینمایی روز بلوا با پرسش مردمی از معماهای رانت ها و اختلاس هایی که هر سال بخشی از ان در اخبار منتشر میشود، درگیر است.

در سالهای گذشته مردم شاهد ورشکستگی بسیاری از موسسه ها و کارخانه ها و بانک ها بودند که یک سر اختلاس به آقازاده و دولتمردان وصل میشد .

پرونده های قطوری مانند پرونده نعمت زاده و امثال آن …

روز بلوا ۱

روز بلوا ۱

فیلم شعیبی به سمت رمز گشایی چنین پرونده هایی میرود

اما علی رغم تلاش زیادی که دارد در انتها به نتیجه نمیرسد .

تنها روحانی جوان فیلم راهش را از پدر زن فاسد خود جدا می کند و به سمت مردم می اید

اما تکلیف برادر و همسر و پدر زنش روشن نمی شود که اضلاع این رانت خواری هستند.

فیلم مانند واقعیت جامعه مردم را به خوابیدن سر و صداها و افتادن آب از آسیاب وعده میدهد .

حاج آقا که هر لحظه با شناخت نزدیک ترین افراد پیرامون خود بیدار تر می شود

هیچ راهی در درون فساد دولتی پیدا نمی کند

بجز اینکه هر آنچه را که به عنوان پرونده از مفسدین دریافت کرده در اختیار پلیس بگذارد.

که عملکرد پلیس هم نامعلوم و مبهم است .

نکته جالب فیلم شعیبی تاریکی و نیمه تاریکی و استفاده از فیلمی سایه وار در فرم است .

نورها کم و فیلتر شده هستند هیچ نوری بر هیچ جنبنده ای در روز و شب نمی تابد

انگار غباری جامعه را فراگرفته و یا چیز نحسی بر ان سایه انداخته است .

تنها جایی که ما نور را میبینیم در پرده سوم زمان اعتراف پدرزن فاسد بر پشت بام یک ساختمان مخروبه است.

روز بلوا ۲

روز بلوا ۲

فیلم سینمایی روز بلوا  از سوال شروع میشود اما هرگز به جواب نمیرسد و از این رو یک فیلم سفارشی و ضعیف به حساب می آید

و علی رغم حرف جدی و جدیدی که دارد در کار نامه شعیبی در جایگاهی عقب تر از سایر فیلمها چون دهلیز و دارکوب می گیرد.

می گویند روز ی مردی با یک کاسه ماست کنار دریا ایستاده بود و با خودش می گفت نمیشود اما اگر بشود چه میشود!

شخصی پرسید با خودت چه می گویی ؟

مرد اولی جواب داد :می گویم آب دریا که خودش شور است ،اگر یک کاسه ماست به ان اضافه کنیم یک دریا دوغ میشود!!!

مرد گفت: دیوانه شده ای؟ نمی شود.

مرد اول گفت : دیوانه نشدم می دانم نمیشود

بعد دستهایش را به کمرش زد و گفت ولی فکرش را بکن اگر بشود چه میشود!
این موقعیت فیلم بلوا است

با برگشتن یک نفر جامعه تطهیر نمی شود ،درست نمیشود ولی اگر بشود چه می شود .

بیایید تطهیر یک قشر یا لباس را حرف اول فیلم سینمایی روزبلوا نگیریم !

به جمله دیگری در این فیلم تکیه کنیم که

” بیایید هر کس از هر کجا متوجه اشتباهش شد برگردد حتی اگر تمام آبرو و گذشته و آینده اش زیر سوال رفت”

این تنها راه داشتن جامعه سالم است شامل حال تک تک ما هم میشود.

از هر کجا که متوجه اشتباهمان شدیم برگردیم.

آبرو مهم ترین چیز یک آدم نیست،مردم مهم ترند.

بیشتر بدانید

نظر بدهید

زهرا صفایی زاده

مجله الکترونیک دفتر سینمایی

0
اشتراک گذاری

نظرتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

4 × چهار =