X

مدیر فنی

دفتر سینمایی

بهروز شعیبی و علی سرتیپی «هم‌آهنگ» می‌شوند/ صدور ۸ مجوز سینمایی – خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی سازمان امور سینمایی و سمعی بصری، فیلم‌نامه‌های سینمایی «شیطان صفت» به تهیه‌کنندگی، کارگردانی و نویسندگی مهدی صباغ‌زاده طوسی، «جنگل پرتقال» به تهیه‌کنندگی سید رسول صدرعاملی، کارگردانی و نویسندگی آرمان خوانساریان (محصول بنیاد سینمایی فارابی)، «زود باش، دیر می‌شه» به تهیه‌کنندگی حبیب‌الله علی‌اسمعیلی (حبیب اسماعیلی)، کارگردانی محمدحجت ذیجودی و نویسندگی شبیر پرستار و میثم عقبائی‌جاک، «قلب رقه» به تهیه‌کنندگی مهدی فرجی برزگر، کارگردانی و نویسندگی خیرالله تقیانی‌پور، «بی‌داد» به تهیه‌کنندگی، کارگردانی و نویسندگی سهیل بیرقی، «هم آهنگ» به تهیه‌کنندگی علی‌رضا سرتیپی اصفهانی (علی سرتیپی)، کارگردانی بهروز شعیبی عمرانی و نویسندگی محمدسجاد نجفی و مهرداد کوروش‌نیا، «دیوانه باش آدم باش» به تهیه‌کنندگی حسین پوراسمعیلی، کارگردانی آرش معیریان و نویسندگی مهرداد عامل نیکنام، «پاییز دریا» به تهیه‌کنندگی وحید موسائیان، کارگردانی و نویسندگی فرود عوض‌پور موافقت شورای پروانه ساخت سازمان سینمایی را اخذ کردند.

همچنین شورای صدور پروانه ساخت آثار غیرسینمایی، با صدور پروانه ساخت فیلمنامه نیمه بلند داستانی «طبل» به تهیه‌کنندگی مرتضی ذوالفقاری نسب، کارگردانی و نویسندگی کبری غروی، فیلمنامه کوتاه داستانی «تر» به تهیه‌کنندگی جلیل اکبری صحت، کارگردانی و نویسندگی حمیدرضا احمدی سلطان آبادی، فیلمنامه بلند داستانی «ملودی» به تهیه کنندگی، کارگردانی و نویسندگی سید بهروز سبط رسول موافقت کرد.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

۲۲۲ شهر بالای ۵۰ هزار نفر فاقد سالن سینما هستند – خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان

به گزارش خبرنگار مهر، محمد خزاعی شامگاه چهارشنبه در آئین مهر سینمای ایران در قم در سخنانی اظهار داشت: توجه به هنرمندان استان‌ها در اولویت برنامه‌های سازمان سینمایی قرار دارد و این مراسم نیز به منظور تکریم از اهالی سینما در استان‌ها برگزار می‌شود که در سال‌های آتی نیز ادامه خواهد داشت.

رئیس سازمان سینمایی عنوان داشت: در این مدت با سفر به استان‌ها تلاش شده تا مشکلاتی که هنرمندان و همچنین فیلمسازان با آن مواجه هستند، مورد شناسایی قرار گرفته و برای حل این مشکلات اقدامات لازم صورت گیرد.

وی گفت: تفاهم‌نامه‌ای با استانداری قم منعقد شده که بر اساس آن، تجهیز انجمن سینمایی جوانان قم، تجهیز و همچنین نوسازی برخی از سینماهای استان، برپایی جشنواره‌های سینمایی و نیز کمک به تولید فیلم و مستند مورد توافق قرار گرفته است.

خزاعی در بخش دیگری از سخنان خود اظهار داشت: هم اکنون در سطح کشور ۶۰۰ سینما داریم و تعداد ۲۲۲ شهر که جمعیت آن‌ها بالای ۵۰ هزار نفر است فاقد سالن سینما هستند.

زیرساخت‌های سینمایی در کشورمان مطلوب نیست

رئیس سازمان سینمایی افزود: زیرساخت‌های سینمایی در کشورمان مطلوب نیست؛ این در حالی است کشور ترکیه که در این عرصه صاحب سبک نبوده و صنعت فیلمسازی ندارد، سه هزار سالن سینما دارد.

وی ادامه داد: امکانات دفاتر سینمایی جوان مربوط به دوازده سال گذشته است ودر جلسه شورای عالی سینما که به ریاست معاون اول رئیس‌جمهور برگزار شد، مقرر شد تا این دفاتر تجهیز شود و این امر تا پایان سال صورت گیرد.

خزاعی همچنین بیان داشت: در حال حاضر ۷۰ درصد بودجه سینمای جوانان و ۴۰ درصد بودجه مربوط به مرکز گسترش و سینمای تجربی برای تولید فیلم کوتاه و مستند به استان‌ها و شهرستان‌ها اختصاص داده شده است.

تدوین طرحی برای حل مشکل مسکن بیش از ۸ هزار نفر از فعالان در عرصه سینما

رئیس سازمان سینمایی با اشاره به مشکل مسکن اهالی سینما اظهار داشت: برای حل مشکل مسکن بیش از ۸ هزار نفر از فعالان در عرصه سینما که عضو صندوق هنر می‌باشند طرحی آماده شده که در جلسه آینده شورای عالی سینما ارائه می‌شود.

خزاعی در بخش دیگری از سخنان خود اظهار داشت: زیباترین صحنه‌های دوران دفاع مقدس، انقلاب اسلامی و همچنین نقش روحانیت و مردم در سینما به نمایش گذاشته شده است که متأسفانه برخی‌ها نسبت به سینما تبلیغات منفی داشته و کم لطفی می‌کنند.

وی عنوان داشت: تاکنون بیش از ۴ هزار فیلم پس از انقلاب اسلامی در کشور تولید شده است و ایران رتبه دوازدهم سینمای دنیا را در اختیار دارد.

رئیس سازمان سینمایی ادامه داد: اهالی سینما توانستند این مدت در ۴۴ جشنواره خارجی بیش از ۴۰۰۰ جایزه کسب کنند و برای این کشور و نظام افتخارآفرینی داشته باشند.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

جنایتی که منجر به کشته شدن ۶۸ دانش‌آموز شد/ همه سکوت کردند! – خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان

کاوه حدادی کارگردان مستند کوتاه «همه‌چیز از بالا قشنگ‌تر است» همزمان با حضور این مستند در سی‌ونهمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران، در گفتگو با خبرنگار مهر، درباره ایده محوری آن توضیح داد: دی ماه سال ۶۵ در بروجرد، دو مدرسه ابتدایی و راهنمایی بمباران شد و متأسفانه در آن اتفاق ۶۸ کودک دانش‌آموز کشته شدند. از آنجایی که من متولد بروجرد هستم، دغدغه‌ام این بود که درباره این ماجرای تلخ تاریخی، یک فیلم بسازم. این فیلم ۲۶ دقیقه‌ای یک مستند است که در بخش‌هایی از آن روایت داستانی و بازسازی هم داریم.

این مستندساز درباره فضای روایت خود گفت: ما برای این مستند سراغ دو نفر از دانش‌آموزان همان مدارس که الان زنده هستند رفتیم و همزمان با مادر دو دانش‌آموز شهید این حادثه هم رفتیم که همسرش هم که به دنبال فرزندانش رفته بود، بر اثر اصابت موشک به شهادت رسیده است. با معلم کلاس دوم ابتدایی آن زمان این مدرسه هم گفتگویی داشتیم و از اطلاعات فردی هم استفاده کردیم که از کارمندان بنیاد شهید آن زمان بود و اطلاعات بسیار خوبی از این حادثه داشت.

وی درباره روایت دانش‌آموزان بازمانده از این حادثه گفت: براساس خاطره این افراد، این دانش‌آموزان در شیفت بعد از ظهر بودند و در آن موقع برای ورود به کلاس در حیاط مدرسه صف بسته بودند. حین همین مراسم، موشکی مقابل درب مدرسه اصابت می‌کند که این دو دانش‌آموز از حال و هوای بعد از این اتفاق و وضعیت کشته‌ها و زخمی‌ها در مستند صحبت می‌کنند.

هنوز تصویر جنازه تکه‌تکه دوستان‌شان را فراموش نکرده‌اند!

حدادی تأکید کرد: چنین فاجعه‌ای هیچ‌گاه از ذهن افراد پاک نمی‌شود. همین راویان ماجرا که در مستند ما حضور دارند، هنوز هم تحت‌تأثیر این جریان قرار دارند. یکی از افرادی که ما با او مصاحبه کردیم و از دانش‌آموزان مقطع راهنمایی در آن زمان بوده است، می‌گفت، هر شب موقع خواب، محال است که این اتفاق به ذهنم نیاید و جنازه‌های دوستانم را به یاد نیاورم. او جنازه تکه‌تکه و سوخته دوستان و هم‌کلاسی‌هایش را به چشم خود دیده بود و می‌گفت این تصاویر هیچ‌گاه از ذهن من پاک نمی‌شود. این افراد هنوز هم به‌شدت از حادثه رخ داده متأثر هستند و هنگام روایت مشاهدات خود، احساساتی می‌شدند.

شرایط به‌گونه‌ای است که خارج از شهر کوچک بروجرد، اگر با دیگران درباره این ماجرا صحبت کنیم، بسیاری از آن بی‌اطلاع هستند و نمی‌دانند در طول جنگ چنین اتفاقی برای کشور ما رخ داده است. دوست داشتم فیلم من سند ماندگاری برای این کشتار شود

وی افزود: فیلم من به اندازه کافی تلخ هست و نمی‌خواستم گریه این راویان را در روایت فیلمم استفاده کنم و آگاهانه آن‌ها را از فیلم حذف کردم. به نظرم به اندازه کافی صحنه‌های تأثیرگذار و تلخ در فیلم وجود دارد و به همین دلیل این گریه‌ها را از فیلم حذف کردم.

این مستندساز ادامه داد: نمونه این اتفاق در دنیا بسیار اندک است که دشمن، یک مدرسه را هدف حمله موشکی قرار دهد و در یک شلیک ۶۸ دانش‌آموز را به‌صورت یکجا کشته شوند، اما هیچ‌گاه به این اتفاق تاریخی پرداخته نشده است. شرایط به‌گونه‌ای است که خارج از شهر کوچک بروجرد، اگر با دیگران درباره این ماجرا صحبت کنیم، بسیاری از آن بی‌اطلاع هستند و نمی‌دانند در طول جنگ چنین اتفاقی برای کشور ما رخ داده است. دوست داشتم فیلم من سند ماندگاری برای این کشتار شود.

وی افزود: برای من آنچه بیش از هر چیز جانمایه فیلمم بود، تأثیر جنگ بر کودکان بود. کودکان در همه جنگ‌ها قربانی هستند. این بچه‌ها هستند که بدون آنکه تصوری از جنگ داشته باشند، قربانی جنگ‌ها و درگیری‌ها و ناآرامی‌ها می‌شوند. حتی در ناآرامی‌هایی مانند همین حوادثی که در یک ماه گذشته در شهرهای مختلف کشور خودمان شاهد بودیم، باز هم بچه‌ها قربانیان اصلی هستند.

خارج از مرزهای بروجرد، کسی به این موضوع نپرداخته است!

این مستندساز درباره واکنش مجامع بین‌المللی به این اتفاق در زمان وقوع هم گفت: هیچ واکنشی نسبت به این اتفاق وجود نداشت. البته آن دوران، دوران خاصی بود و شاید اگر امروز شاهد چنین اتفاق تلخی بودیم، واکنش‌ها نسبت به آن هم بیشتر و متفاوت بود. در تحقیقاتی که برای این فیلم داشتم، به هیچ واکنشی از سوی نهادهای بین‌المللی برنخوردم. تنها چند نفر از مسئولان داخلی که هر یک به مناسبتی به بروجرد سفر کرده بودند، در سخنرانی‌های خود، اشاره‌ای هم به این ماجرا داشتند. واکنش‌ها در داخل هم در همین حد بوده و واقعیت این است که خارج از مرزهای آن شهر کوچک، اصلاً به این موضوع پرداخته نشده است.

حدادی درباره جذاب‌ترین تجربه خود در مسیر ساخت مستند «همه‌چیز از بالا قشنگ‌تر است» توضیح داد: من چند سال بود که به این سوژه فکر می‌کردم اما آن را نمی‌ساختم چرا که می‌خواستم به روایت و فرم اجرایی درستی برای آن برسم. جذاب‌ترین لحظه برایم همان لحظه‌ای بود که بالاخره به این فرم روایی رسیدم. حال کشف و شهود در آن لحظه داشتم. ایده‌ام هم این بود که اگر این بچه‌ها در آن ماجرا کشته نمی‌شدند، چه اتفاقی برای آن‌ها رخ می‌داد. همین ایده، کلید ورود من به دنیای این فیلم بود. تمرکز اصلی من بر روز زندگی دریغ‌شده از یک کاراکتر فرضی از میان این بچه‌ها بود. اگر این بچه که در ۱۲ سالگی شهید شده بزرگ می‌شد، چه تجربه‌هایی را سپری می‌کرد؟ همه این زندگی از او دریغ می‌شد! طیف سنی شهدای این اتفاق از ۸ تا ۱۳ سال بوده است.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

افخمی: سینما به رادیو نزدیک است/ صدرعاملی: عده‌ای گفتند نرو! – خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از ستاد خبری سی و نهمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران، اولین نشست تخصصی از سلسله نشست‌های (۳۹_۲۰) سی و نهمین جشنواره بین المللی فیلم کوتاه تهران با حضور بهروز افخمی، کارگردان در سالن شماره ۱۲ پردیس سینمایی ملت برگزار شد.

در ابتدای این نشست بهروز افخمی با اشاره به اهمیت فیلمنامه در فیلم کوتاه گفت: یکی از بحث‌هایی که در فیلم کوتاه مطرح است فشردگی داستانی است که قابلیت نمایش در سینما را داشته باشد؛ فشردگی است که باعث می‌شود مطلبی دو پهلو عنوان و فرم گیج کننده‌ای برای مخاطب ایجاد شود. معمولاً فیلم‌های اپیزودیک البته غیر از فیلم‌های ترسناک از حوصله مخاطب خارج است و تمرکز مخاطب را می‌گیرد پس تنها در فیلم‌های ترسناک است که مخاطب ممکن است اپیزود به اپیزود به فیلم علاقه‌مند شود.

وی با اشاره به برخی حکایت‌های ترسناک ژاپنی افزود: یکی از نمونه‌های این داستان‌ها، حکایت‌های ترسناک ژاپنی است که به فیلم تبدیل شده است، فیلم «کوایدان» ساخته ماساکی کوبایاشی است که از روی داستان‌هایی از لافکادیو هرن نویسنده ژاپنی انگلیسی است، به زبان انگلیسی ساخته شده و فیلم موفقی است. کوبایاشی چند داستان از این نویسنده را انتخاب کرده، به صورت فیلم درآورده و در نهایت تبدیل به فیلم موفقی و مشهوری به نام «کوایدان» شده است.

افخمی ادامه داد: از دیگر نمونه‌های موفق، مجموعه‌ای است که فرانسوی‌ها از داستان «افسانه های راز و خیال» ادگار الن پو ساخته‌اند که سه اپیزود است؛ سومین اپیزود آن را فدریکو فلینی ساخته، این اپیزود تنها فیلم ترسناکی است که فلینی با نام «هرگز روی سرتان با شیطان شرط‌بندی نکنید» ساخته که از اثر ادگار آلن پو در فضای پاریس آن زمان اقتباس شده است و آن هم اثر موفقی به شمار می‌رود.

این کارگردان با اشاره به شیوه‌های انتخاب داستان و نحوه تبدیل به فیلم کردن این داستان‌ها گفت: باید این موضوع را در نظر داشته باشیم که قرار است این داستان‌ها روی پرده نمایش داده شوند. اولین داستانی که برای نمونه برای شما انتخاب کرده‌ام «حکایت آن دو تن که خواب دیدند» است که از کتاب «هزار توهای لوئیس بورخس» انتخاب شده، مترجم این اثر یکی از بهترین مترجم‌ها، احمد میرعلایی است که پس از مرگش برخی شروع به حروفچینی مجدد داستان‌های او کرده‌اند که گاهی این موضوع باعث فاجعه می‌شود.

در ادامه این نشست افخمی بخشی از این کتاب را برای حاضران در جلسه خواند و عنوان کرد که همانند این داستان در کتاب «کیمیاگر» پائولوکوئیلو نیز آمده است.

افخمی ادامه داد: این مهم است که موضوعی که نزدیک به ۱۵۰ صفحه کتاب را دربرمی‌گیرد، آیا در دو صفحه هم می‌تواند اجرا شود یا خیر؟ اگر بشود باید این کار را کرد چون مخاطب با پرده بزرگ رو به رو است. باید بدانید که در فضای سینما با مخاطب آگاهی روبه‌رو هستید که هوش بالایی دارد و در تاریکی به پرده سینما نگاه می‌کند؛ توجه مخاطب به فیلم است و اگر فیلم خسته کننده باشد و یا نکته اضافی داشته باشد مخاطب به سرعت متوجه می‌شود. غفلت از همین نکته باعث شده است کار بسیاری از فیلمسازان ضعیف باشد و دلیل آنکه این روزها سینما به مرگ خود نزدیک می‌شود همین است.

وی تاکید کرد: در سینما مخاطب با حس گروهی که روح جمعی هم نامیده می‌شود روبه‌رو است و این موضوع کاملاً در سینما احساس می‌شود. زمانی که جمعیت انسانی دور هم جمع می‌شوند چیزی بیش از روح جمعی ظاهر می‌شود که در استادیوم‌ها قابل تشخیص است. برخی این روح جمعی را مهیب می‌دانند چرا که چنین جمعیتی قدرتمند است و ممکن است از او کارهای بزرگی سر بزند؛ روح جمعی بسیار باهوش است و فیلمساز باید همواره این نکته را در ذهن داشته باشد.

این فیلمساز با بیان اینکه ساخت فیلم سینمایی ارتباطی با ساخت برنامه برای موبایل و اینترنت ندارد، افزود: برای همین درباره ساخت فیلم‌هایی صحبت می‌کنیم که قابلیت نمایش در صفحه بزرگی مانند سینما داشته باشد. اولین مشخصه باید این باشد که طول فیلم از طول خواندن یک کتاب بیشتر نشود. این داستان را کمی کند خواندم که می‌توانستم تندتر بخوانم و همه چیز را منتقل می‌کرد؛ احتیاج به تصویر و موسیقی و فضاسازی نداشت. اما اگر فیلم طولانی و کشدار شود کاری می‌کند که پائولو کوئیلو کرده و تأثیرگذاری و ماندگاری را فدای زیاده‌گویی می‌کند. مهم‌ترین چیزی که در داستان‌های ترسناک باید درباره آن تصمیم درست بگیرید زمان‌سنجی کردن است.

وی ادامه داد: خاصیت سینما این است که برای زیاده گفتن جایی ندارد و حوصله مخاطب سر می‌رود. از این نظر، سینما نزدیک ترین رسانه به رادیو است. در اجراهای تلویریونی باید توجه داشته باشید صدا درست اجرا شود، بدین ترتیب مخاطب می‌تواند مانند یک نمایش رادیویی سریال یا آن برنامه را دنبال کند. در هر کدام از رسانه‌ها خاصیت‌هایی است که نمی‌توانید از آن فرار کنید، برای همین شما نمی‌توانید فیلم‌های تلویزیونی را روی پرده تماشا کنید.

پس از آن افخمی بخش‌هایی از داستان «ماجرای مرگ یک فقیه» را خواند و گفت: تأثیر ادبیات این است که کاری که با ذهن انسان می‌کند بسیار عمیق‌تر از تأثیر سینماست. آنچه در تاریخ سینما سابقه دارد و شیوه نمایش فیلم کوتاه به شمار می‌آید استفاده از داستان‌های کوتاه و ساخت فیلم‌های کوتاه ترسناک است چند اپیزود از آن قابل پخش باشد؛ من تمایل دارم در این مسیر فیلمسازان کوتاه را کمک کنم و اگر اقتباس و فیلمنامه خوبی نوشته شود، می‌توان آن را با چند داستان ساخت.

افخمی سپس بخش‌هایی از مجموعه «فارنهایت ۴۵۱» نوشته نویسنده آمریکایی، ری بردبری را خواند و گفت: این نویسنده در دوره‌ای برای هالیوود فیلمنامه می‌نوشت بعد از مدتی از پدید آمدن تلویزیون از همه وسایل دیداری متنفر شد و قبل از مرگش وصیت کرد داستان‌هایش را برای فیلم کردن نفروشند.

وی در ادامه بخش‌هایی از داستان «رهگذر» را خواند و گفت: داستان‌هایی که امروز برای شما خواندم انتخاب تکراری همه فیلم‌های کوتاه در ۵۰ سال اخیر است و به شما پیشنهاد می‌کنم اگر می‌خواهید در این عرصه که بازار جهانی پیدا کرده است کار کنید، بیشتر کتاب بخوانید. اگر می‌خواهید فیلم کوتاه سکوی پرشی برای شما باشد باید مطالعات داستانی خود را تقویت کنید.

در انتهای این نشست افخمی به پرسش حاضران در جلسه پاسخ داد.

رسول صدرعاملی نیز در دومین نشست تخصصی از روز اول سی و نهمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران درباره فیلمسازی و جهان هنری یک فیلمساز گفت: کسی که می‌خواهد در جهان هنر و به ویژه در سینما اثری خلق کند، باید یک سر و گردن از نگاه مردم و افراد دیگر بالاتر باشد و از بالاتر به جهان نگاه کند. زمانی که می‌گویم نگاه از بالاتر به هنر و سینما منظورم این است که در آن موقعیت متوجه می‌شوید که نگاه شما فرهیخته‌تر و داناتر است و همچنین درمی‌یابید که ما فیلمسازان روایتگر اتفاقاتی که در جامعه رخ می‌دهد هستیم اما این را نیز باید بدانیم که آن وسط و در آن میان نیستیم. حال با هر اتفاقی که رخ داده و با توجه به شرایط موجود، امیدوارم که حاکمیت این مملکت به یک آگاهی و دانایی درستی از مردم و خواسته‌های آن‌ها برسد. چراکه جامعه ما شعوری دارد که جوامع اروپایی سال‌ها برای رسیدن به آن تلاش کرده‌اند. شمایی که در اینجا حضور دارید نیز باید بدانید روایتگر قصه‌های این جامعه هستید.

این کارگردان درباره تأثیر آگاهی و دانش در فیلمسازی درست بیان کرد: آشنایی با قواعد فیلمسازی مهمترین قدم در ساخت یک اثر است. اگر ژانر را نشناسیم هیچگاه فیلمساز خوبی نخواهیم شد، مانند استاد ادبیاتی که حافظ و سعدی را نشناسد و بعد بخواهد شعری بسراید. در فیلمسازی نیز باید بدانیم قصه پردازی یعنی چه و تمامی اساس و بنیاد فیلمسازی چه تعریفی دارند. همچنین باید افراد تحسین شده این حوزه را به خوبی بشناسیم و آثار آن‌ها ببینیم تا بتوانیم به جهان بینی فارغ از دنیای هر فیلمساز دیگری برسیم و به نوعی سینمای منحصربفرد خود را خلق کند. ما باید در ابتدا ژانر را بشناسیم و بعد سراغ دگرگونی آن برویم تا بتوانیم اثری هنری خلق کنیم. باید امپرسیونیسم را بشناسیم تا بتوانیم در سینما ساختارشکن باشیم و این دانش و دانایی به ما کمک می‌کند تا نوآور و به نوع واقعی فیلمساز باشیم.

کارگردان «دختری با کفش‌های کتانی» درباره فهم این مسئله که چه ژانری مهم است گفت: همه چیز به مضمون بازمی‌گردد و درنهایت مخاطب باید آن کار را دوست داشته باشد و اگر در ایران فیلمی ساخته می‌شود باید برای این کشور و برای مردم و جامعه ما باشد. البته که این نکته مهم است که امروز فیلمسازی کار سختی است چراکه نمونه‌ها و رقبای زیادی در این حوزه حضور دارند و یک کارگردان برای رسیدن به آن «آفرین» که ما سال ۶۰ برای فیلم‌های معمولی خود می‌گرفتیم باید به شدت تلاش کند. این نکته مهم است که همیشه خلق یک اثر درجه یک برگرفته از محیط اطراف یک فیلمساز و آگاهی او از آن محیط است و اگر اولین کارهای فوق‌العاده هر فیلمسازی را ببینیم متوجه می‌شویم که اثر او برگرفته از موقعیت اطراف او و باور فیلمساز و مردم است.

کارگردان «من ترانه پانزده سال دارم» درباره خلاقیت در ژانر گفت: سینما یک صنعت و به نوعی یک کار گروهی است و روند ساخت یک اثر، می‌تواند شکل دهنده یک ژانر یا یک اثر قابل تأمل باشد و باید بدانیم این کار گروهی از یک ایده آغاز می‌شود و در طول زمان این ایده هزاران چکش می‌خورد و ممکن است در انتهای این روند از ایده اولیه چیزی باقی نمانده باشد اما در نهایت در بطن اثر حضور و زندگی ایده ابتدایی را شاهد هستیم. این را باید بدانیم ناچیزترین کوتاهی‌ها در اثری که درنهایت روی پرده می‌رود تأثیرگذار است و فیلمساز باید کاراکتر فیلمساز بودن خود را داشته و بتواند تمام این گروه را راهنمایی و رهبری کند. هر مرحله از ساخت یک اثر چیزی به فیلم می‌افزاید و به همین دلیل است که در تمام دنیا جا افتاده است که تا چه اندازه تیتراژ پایانی اهمیت دارد چراکه فرد به فرد اشخاصی که نامشان در تیتراژ حضور دارد جان خود را برای فیلمی که شما می‌بینید گذاشته‌اند.

صدرعاملی درباره ایجاد تفاوت در استفاده از ژانر و دوری از رفتن به کلیشه گفت: در قواعد ژانر کلیشه‌ها کاربرد دارند اما درست این است که فیلمساز بداند به چه شکل از این کلیشه‌ها استفاده کند و فیلمی که خود فکر می‌کند درست است، بسازد. به عنوان مثال در مرد بازنده اجرای بد باعث موفق نبودن این اثر می‌شود هرچند که قواعد ژانر معمایی را به خوبی رعایت کرده است.

وی درباره تفاوت خلاقیت و تجربه‌گرایی گفت: تجربه‌گرایی ادامه خلاقیت است، تا خلاقیتی وجود نداشته باشد تصمیمی هم برای ساخت یک اثر گرفته نمی‌شود. در آثاری نیز فقری که در شکل اجرا و ساخت یک اثر وجود دارد ایده و فیلمنامه عالی را نابود می‌کند و ضعفی که در پس زمینه‌ها در سینمای ایران وجود دارد و آثار ایرانی را نسبت به آثار جهانی متمایز می‌کند ضعف در پرورش هنرورها است.

این کارگردان در پایان تاکید کرد: این را باید بگویم من به خواسته خودم در این جشنواره حضور دارم، هرچند که افرادی زیادی می‌خواستند من در این رویداد حضور نداشته باشم اما من فعالیت و رفتار هنری را همچنان مهم می‌دانم و به آن معتقد هستم.

سی‌ونهمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران ۲۷ مهر تا ۲ آبان ۱۴۰۱(۱۹ تا ۲۴ اکتبر ۲۰۲۲) در حال برگزاری است.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

تحول «پیکاسو» را در این نقاشی ها مشاهده کنید


پابلو پیکاسو که به عنوان یکی از پرکارترین نقاشان هنر مدرن شناخته می‌شود، بدون شک مردی با استعدادهای فراوان بود. این هنرمند اسپانیایی در بسیاری از حوزه‌ها، از نقاشی و طراحی گرفته تا مجسمه‌سازی و کلاژسازی، فعالیت کرد و در آن‌ها سرآمد شد. با این حال، پیکاسو علاوه بر اَشکال مختلف هنری و مواد منحصر به فرد، در مجموعه‌ای از سبک‌ها نیز کار می‌کرد. این رویکرد زیبایی‌شناختی که دائماً در حال تغییر بود، در مجموعه خودنگاره‌های او که از سن ۱۵ سالگی تا ۹۰ سالگی می‌کشید نیز مشهود است.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

کدام فیلم‌ها در روز اول جشنواره منتخب آرای مردمی شدند؟ – خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از ستاد خبری سی و نهمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران، به ترتیب حروف الفبا فیلم‌های «اسما» به کارگردانی مصطفی آقامحمدلو، «برنو» ساخته محمد ثریا، «جناکات» ساخته عطا مجابی، «نحسی» ساخته پارسا امیری‌زاد و «نوشابه مشکی» ساخته محمد پایدار در روز اول جشنواره سی و نهمین جشنواره فیلم کوتاه تهران بیشترین آرای مردمی را به خود اختصاص دادند.

در تا پایان شب اول برگزاری جشنواره سی و نهم ۱۰۰۶ تعرفه فیلم‌های داستانی توزیع شده بود.

سی و نهمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران به دبیری مهدی آذرپندار تا ۲ آبان ۱۴۰۱ (۱۹ تا ۲۴ اکتبر ۲۰۲۲) در حال برگزاری است.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

تاجری که در دادگاه انقلاب محکوم نشد/حسادت خانواده شاه به دریانی – خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان

رهبر قنبری کارگردان سینما در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به پایان ساخت مستند «تاجر عاشق» که درباره زنده یاد مهدی ابراهیمی دریانی است، گفت: چندین سال پیش به شهر دریان در آذربایجان دعوت شدم تا فیلمی را درباره این شهر بسازم، در طول ساخت این مستند باید به تاریخ این سرزمین نیز توجه می‌کردم و تحقیقاتی در این زمینه انجام دادم که در طول این تحقیقات به زنده یاد حاج مهدی ابراهیمی دریانی برخوردم و تصمیم گرفتم تا در زمان مناسب درباره این شخصیت یک مستند بسازم.

وی ادامه داد: در طول تحقیقاتم درباره زنده‌یاد ابراهیمی دریانی متوجه شدم که این فرد موسس مناطقی مانند ستارخان، باقرخان، شهرآرا و … در تهران هست، او همچنین در بخشی از دانشگاه شریف نیز سرمایه‌گذاری کرده است. زنده یاد ابراهیمی دریانی تاجر فرش و چای عقاب بود و با حضور در تهران، تعدادی از مردم دریان را به تهران فرا می‌خواند و به آنها کار می‌دهد که همین مساله باعث توسعه منطقه شهرآرا، ستارخان، باقرخان، تهران ویلا، بهبودی توسط وی می‌شود.

این کارگردان با اشاره به اینکه ابراهیمی دریانی بیش از ۷۵۰ مدرسه، بیمارستان و … در شهرهای مختلف ساخته است، توضیح داد: تاثیرگذاری و حمایت این فرد از مردم کشور در زمان قبل از انقلاب باعث شده بود که حتی خانواده شاه نیز به او حسادت کنند، حتی دولتیان رژیم شاهنشاهی از جمله اسداله علم نیز گاهی به دیدن او می رفته است.

وی درباره علت انتخاب نام «تاجر عاشق» برای این مستند بیان کرد: درواقع زنده یاد ابراهیمی دریانی عاشق مردم بوده و همیشه درباره عشق خود نسبت به مردم می‌گوید، زمانی که بسیاری از سرمایه داران در زمان انقلاب از کشور فرار می‌کنند و از او نیز می‌خواهند کشور را ترک کند، اما او می‌گوید من مرد فقیری بودم که در میان مردم زیستم و با اینها برآمدم و حالا نیز کنارشان می‌مانند. حتی در طول انقلاب به دادگاه نیز احضار می‌شود اما دلیلی برای محکوم کردن وی پیدا نمی‌شود.

وی با اشاره به اینکه برای ساخت این پروژه پسران زنده یاد ابراهیمی دریانی بسیار همکاری کرده‌اند، ادامه داد: این مستند را برای حضور در جشنواره «سینماحقیقت» ارائه کرده‌ام و باید دید که برای حضور در این جشنواره انتخاب می‌شود یا خیر.

قنبری در پایان گفت: هرچند پروانه ساخت پروژه سینمایی «بر زلال مهتاب» با موضوع نوجوانان صادر شده ما هنوز بر تامین سرمایه با مشکلاتی مواجه هستیم.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

روایت احمدرضا درویش از رنج فیلمسازی/ درباره «رستاخیز» سکوت می‌کنم – خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از ستاد خبری سی و نهمین جشنواره فیلم کوتاه تهران، نشست انتقال تجربه احمدرضا درویش با عنوان «کارگردانی» ظهر امروز ۲۹ مهرماه در پردیس ملت برگزار شد.

احمدرضا درویش در ابتدای این نشست گفت: این فرصت مغتنمی برای من است که بعد از مدت‌ها در چنین محفل‌هایی حاضر شدم. این جلسه برای من متفاوت‌تر از جلسات دیگر است. انگیزه اصلی من این بود که انجمن سینمای جوانان ایران این جلسه را برگزار می‌کند. من بعد از «رستاخیز» به دلایل مختلف در هیچ جمعی حاضر نشدم اما بحث سینمای جوانان ایران یک بحث مجزاست. من یک سابقه طولانی در این انجمن دارم، چه در بیست و چند سالگی و چه بعد از ساخت اولین فیلم بلندم که درگیر انجمن بودم و به محافل مختلف آن دعوت می‌شدم.

وی ادامه داد: همواره با مسایل این انجمن از دور و نزدیک آشنا بوده‌ام گرچه تغییرات ساختاری در دوره‌های جدید داشته اما مبنا همان است. من خیلی معتقد به صنعت سینمای ملی و بین‌المللی ایران نیستم و به طور روشن به این موضوع اعتقاد ندارم که سینمای ما ملی، صنعتی یا بین‌المللی است. بحث را باز نمی‌کنم اما برایش استدلال دارم. اگر فرصت باشد در محافل خصوصی‌تر این جریان را باز می‌کنم. البته شاید مثل من خیلی‌ها این تصور را داشته باشند. سینمای ما تجربی است ما در پی کشف زبانی هستیم که متعلق به ما باشد، متعلق به منطقه، هویت، زیست اجتماعی ما و تا رسیدن به سینمای ملی، بین‌المللی و صنعتی فرسنگ‌ها فاصله داریم.

اینکه می‌گویند سینمای ما صنعتی است، یک فریب است

این کارگردان باسابقه تأکید کرد: اینکه گفته می‌شود سینمای ما صنعتی است، یک فریب ناخواسته است که ما هم دچارش هستیم. خود دست‌اندرکاران هم باورشان شده که در چنین قواره‌ای ظاهر می‌شوند. دولتمردان هم در این موضوع دخیل هستند. آن‌ها خیلی مایل هستند سینمای ایران را بزرگ‌تر از واقعیت خود نشان بدهند و از این واژه‌ها استفاده می‌کنند گویی با به کارگیری واژه صنعت ملی و بین‌المللی به آن جایگاه می‌دهند. در این سال‌هایی که سینمای ما رشد و نمو داشته چنین توصیفاتی بیشتر از سوی سیاستمداران بیان شده تا جایگاه خود را بالا ببرند، این اما یک تعریف روشن نیست بلکه اغواگرانه است و ما هم به آن تن داده‌ایم.

درویش افزود: آیا نهادی نیست که به یکی از مولفه‌های ذکرشده برای «سینمای ملی» نزدیک شده باشد؟ نهادی نیمه مدنی، که تلاش می‌کند در ساحت ملی تاثیرگذار باشد همین «انجمن سینمای جوانان» است و این انگیزه اصلی من برای حضور در این جمع است. می‌خواستم اینجا با دوستان ملاقات و گفتگو کنم. متاسف شدم که برخلاف زحمات دوستان، تنها ۵۶ دفتر انجمن در حال حاضر فعال است. در حالی که قبلاً خیلی بیشتر بود. گرچه آن موقع دوران آنالوگ بود و تامین پول و امکانات بسیار سخت بود. پس چطور دفاتر کار افزایش پیدا نکرده و کم هم شده است؟ از آن سو اشتیاق زیادی از سوی نهادهای نیمه دولتی و نیمه مدنی مثل شهرداری وجود دارد که حوزه فعالیت خود را افزایش بدهند اما ما از این ظرفیت‌ها استفاده نکرده‌ایم.

این کارگردان سینما ادامه داد: از یکی از داوران شنیدم که می‌گفت درصد زیادی از آثار دو هویت دارد، یکی تحت تاثیر فیلم‌های بلند هستند، چه از نظر انتخاب موضوع چه از نظر فرم و دیگری این است که توجه به مرکزیت کشور دارند، موضوعاتی که برای فیلمهای آنها انتخاب می‌شود بیشتر قصه‌هایی است که به مرکز تهران معطوف می‌شود و از منطقه بومی خود غفلت کرده‌اند. با آنکه تجربه زندگی طبیعی آن‌ها را در دل خود دارد. همانطور که در فیلم‌های بلند متأثر از مسائلی مانند مسایل پولی، دوربین‌ها در جای جای ایران قرار نمی‌گیرد، اینجا هم دوربین ما در برگیرنده همه مناطق نیست. مثلاً دوربین ما در عرشه، لنج و یا میان عشایر نیست. موضوعات بیشتر درباره مسایل شهری، مثلث عشقی و… است ریشه این موضوع به مسایل فرهنگی ما برمی‌گردد و بخشی معطوف به بودجه است.

ایران فقط تهران نیست؛ این انحصار را بشکنید

وی افزود: اینگونه است که موضوعات ما هم محدود می‌شود. اگر سینمای جوانان بتواند از نظر کمی و پشتیبانی به گونه‌ای عمل کند که جوانان تولید کنند و فیلمی بسازند که عطر و بویی کمتر دیده‌شده داشته باشد، بهتر است و این یک انتخاب خلاقانه خواهد بود. پس از دوستان خواهش می‌کنم از کسانی که شهر، فرهنگ و در کلیت ایرانیت و وطن را در فیلم‌ها مورد توجه قرار داده‌اند، حمایت کنند. تا این انحصار شکسته شود. چون ایران فقط تهران نیست، متاسفانه به دلیل بی‌عدالتی فرهنگی، بخشی از افراد در شهرستان‌ها شهروندان درجه دو و سه محسوب می‌شوند.

در تهران افراد می‌توانند با امکانات خوبی فیلم‌ها را تماشا کنند اما افراد در شهرستان‌ها نمی‌توانند اینگونه فیلم‌ها را ببیند و این یعنی اینکه سینمای ما ملی نیست و آنچه که در پرده به نمایش درمی‌آید دیگر اصلاً ملی نیست. البته حتماً به صورت استثنا آثار درخشانی داریم اما معدل این سینما، خوب نیست.

این کارگردان سینما در ادامه صحبت‌های خود تأکید کرد: از مسئول سینمای جوانان، هیات امنا و رییس سازمان سینمایی که قول داد به زیرساخت‌ها بپردازد و سازمان سینمایی را چابک کند و پنجاه نفر برای یک پروانه ساخت کاهش دهد که البته هیچکدام نشده، خواهشم این است که انجمن سینمای جوانان را دریابند. دوستان سازمان سینمایی گرچه می‌گویند کارشان هدایت است اما ما این موضوع را از زبان خیلی‌ها شنیده‌ایم. معتقدم انرژی اصلی و سوخت موشکی سینمای جوانان ایران از اعضای آن است، کار اصلی را خودشان انجام می‌دهند. این انجمن به عنوان یک تلاش زیرساختی، می‌تواند امکانات و افراد را به هم وصل کند.

محدود کردن «انجمن» به استعدادیابی، بی‌انصافی است

درویش ادامه داد: احساسم این است وقتی این حرف‌ها را می‌زنم کنار شما ایستاده‌ام، تلاش می‌کنم زبان شما باشم. دو نکته در اساسنامه سینمای جوانان ایران است یکی کشف استعدادهای جدید و جوان اما محدود کردن سینمای جوانان به این اصل کمی بی‌انصافی است کار سینمای جوانان در اصل ارتقای سطح زیبایی‌شناسی در فرهنگ و هنر است. بسیاری آمده‌اند دوره‌های سینمای جوانان را گذرانده‌اند اما نتوانستند در جایگاه فیلمسازی باشند. برخی خودشان را با تلاش خود بالا کشیده‌اند اما باقی کجا هستند یکی از وظایف و رسالت مهم این است که به جامانده‌ها کمک کند. گرچه همه نمی‌توانند سینماگر شوند. آموزشگاه‌ها و دانشگاه‌های ما محدودیت دارند اما سینمای جوانان در همه جا دفتر دارد. باید رویکرد انجمن سینمای جوانان ایران ملی باشد. می‌دانم سینه شما انباری از حرف‌های مختلف است اما دوست داشتم اینجا زبان شما باشم.

درویش درباره لزوم توجه به تنوع ژانر در فیلمسازی هم گفت: در جهت‌گیری امسال سینمای جوانان بحث ژانر مطرح است. وقتی با من تماس گرفتند گفتم در بحث‌های نظری نگاهم این است که این مباحث متکی بر پژوهش و مطالعه زیادی است و اینگونه مباحث مربوط به بخشی از دامنه سینماست که به دانشگاه، منتقدین و … برمی‌گردد. من در جامعه سینمایی به عنوان یک فیلمساز مطرح هستم گرچه تدریس هم می‌کنم اما اینکه در اینجا درباره ژانر صحبت کنم اشغال جایگاهی است که برای من نیست. من برای فیلم ساختن، ساخته شدم و باید با فیلمم صحبت کنم. متاسفانه در این‌گونه مباحث شاخص‌ها و مصداق‌ها خارجی می‌شود چون از مثال زدن فیلم‌های دوستانمان پرهیز می‌کنیم. چون اگر از کسی تعریف کنیم دیگری گله‌مند می‌شود، اگر هم زیر سوال ببریم ناراحت می‌شوند. پس این بحث نظری باشد توسط اساتید دانشگاهی پیگیری شوند.

رستاخیر؛ آرزویی که محقق شد و آرزویی که محقق نشد!

وی بخش دیگر از صحبت‌های خود درباره ساخت «رستاخیز» بیان کرد: تا وقتی وضع این فیلم مشخص نشود درباره آن صحبت نمی‌کنم. گرچه قول‌هایی درباره این فیلم دادند اما این فیلم همچنان وضعیت نامشخصی دارد. دوستانی قبلاً در جایگاهی بودند که نباید می‌بودند. آن‌ها رفتند، دوستان جدید هم آرزوهایی درباره فیلم دارند ولی فقط آرزوست. فیلم در پلتفرم‌های خارجی در حال عرضه بین‌المللی است. مجوز بین‌المللی هم صادر شده اما سوال این است که چطور این مجوز صادر شده و تماشاگران خارجی می‌توانند فیلم را ببینند اما ایرانی‌ها روی پرده نه؟ طبق عهدی که با عوامل، خدای خودم و صاحب رستاخیز بستم، این فیلم را برای پرده سینما ساخته‌ام و تمام امکانات فیلم برای نمایش در سالن استاندارد جمعی است که این آرزوی من محقق نشده است. اما آرزوی اصلی من محقق شد، یعنی اینکه فیلم ساخته شد.

درویش تأکید کرد: صبر من زیاد است و می‌دانم بالاخره اکران می‌شود. وقتی دیگر اسمی از ما نیست یا حتی صد سال دیگر، بالاخره فیلم یک فیلمساز دیده می‌شود. این فیلم مگر فقط برای جشنواره بود و بعد برود داخل قوطی؟ بالاخره فیلم از کشو درمی‌آید و دیده می‌شود ترجیح می‌دهم انتقال تجربه کنم اما درباره رستاخیز صحبت نکنم.

برای صدای دیجیتال «دوئل» استهزا شدیم!

این کارگردان درباره ساخت «دوئل» هم توضیح داد: درباره صدای فیلم باید بگویم آن زمان دوره آنالوگ بود، همه چیز ما آنالوگ بود. آن زمان طراحی صدا، گردش صدا، زیباشناسی صدا کارکرد نداشت، امکانات ضعیف بود، به عنصر صدا در فیلم‌ها کمتر توجه می‌شد، عنصر صدا در آن فیلم به دلیل ماهیتش اهمیت داشت، برخلاف کمبودها و محدودیت سواد و استودیوها تصمیم گرفتیم فیلم را دالبی دیجیتال کنیم اما برخی از دوستان صداگذار و صدابردار ما را استهزا کردند و گفتند سالن‌ها که ظرفیت صدای دالبی را ندارد، در پاسخ گفتم فیلمساز درباره یک اثر تا کجا مسئول است؟ فیلمساز بنا به رسالت خود مسئول است فیلم را از منظر خودش درست و استاندارد بسازد.

وی افزود: اینکه سالن‌های سینمای ما مجزا نیست مسأله من نیست، فیلم هشتاد سال دیگه دیده و جزو کارنامه من محسوب می‌شود. پس برای فیلم‌های خود تقویم قایل باشید. یادم است آن زمان مسعود بهنام با ما همراه شد، آقای اردلان یکی از بهترین صداگذاران ماست که ایشان هم همراهی کرد بعد در استودیوی پاریس کارهای پست پروداکشن انجام شد و بعد بالاخره بازرس دالبی فیلم را دید و اولین لایسنس رسمی از شرکت دالبی که وابسته به ارتش آمریکاست کارهای فیلم انجام شد و بعد از آن سینماها مجهز به دالبی شد. همان دالبی‌ها هنوز در سینمای ما کارکرد دارند و هیچوقت از استانداردها و کیفیت کوتاه نیایید. این یکی از مهمترین تجربه‌های من در چهل سالگی و در زمان ساخت «دوئل» بود.

درویش در ادامه گفت: دو نوع فیلمساز در سینمای حرفه‌ای فعال هستند یکی کسانی که رویاها و تعلقات خود را خودشان می‌نویسند و می‌سازند، یک نوع دیگر بیشتر به مهندسی کار مسلط هستند، ایده دیگران می‌گیرند و اتفاقاً آن را تعمیق می‌دهند من اما جزو فیلمسازان اول هستم. من هیچگاه فیلمی نساختم که حاصل دغدغه من نباشد، مثلاً بیست سال به این فکر می‌کردم که چطور «کیمیا» را بسازم، این حسی بود که مدام من را صدا می‌کرد و من را به خود فرا می‌خواند یا مثلاً مدت‌ها بود به «دوئل» فکر می‌کرد چیزی در «دوئل» بود که من را صدا می‌کرد چون می‌خواستم درباره غنائم جنگی فیلم بسازم و این گرفتاری من بود، شاید ده بیست سال به آن فکر می‌کردم وقتی هم که دولت قبل آن جریان کاریکاتوری فیلم «رستاخیز» و پایین کشیدنش را ایجاد کرد، بیکار نبودم در این مدت پنج شش فیلمنامه نوشتم و کیفش را بردم.

گاو صندوقی که جرقه ایده «دوئل» شد

درویش در بخش دیگری از صحبت‌های خود توضیح داد: اتفاقی برای من در نوزده سالگی و در زمانی که خرمشهر سقوط نکرده بود افتاد، در کوچه قدم می‌زدیم، اواسط محاصره بود، فکر نمی‌کردیم جنگ طولانی شود تصور می‌کردیم به زودی تمام می‌شود، همینطوری که قدم می‌زدیم یکی از بچه‌هایی که همراه بود از مغازه‌ای چیزی برداشت و البته در کاغذی نوشت که چه برداشته است. صحنه‌ای را آنجا دیدم؛ انتهای محله‌ای یک بنز خاور را دیدم که پشتش مغازه‌ای است، خاور گاز می‌داد و زنجیرش کنده می‌شد، این چرخه هی تکرار می‌شد. بار آخری که این کار را کرد چارچوب در مغازه کنده شد و در نهایت دیدم گاوصندوقی را برده است، آن زمان ناپخته بودم و بعدها مدام فکر می‌کردم که آنها چه کسانی بودند؟ آیا دزد بودند؟ این معادله‌ای چندمجهولی در ذهن من شد و بعد از سالیان تبدیل به «دوئل» شد.

وی افزود: «دوئل» فیلم هفتم من بود. فیلمساز باید از قبل فیلم را در ذهن خود ساخته باشد مهمترین ویژگی فیلمساز تخیل است هنرمند بدون خیال معنا نمی‌دهد که اتفاقاً اینکه چگونه خیال کنیم کار سختی است. فیلمساز چیزی را که نیست عینی و قابل لمس می‌کند و این اصلی‌ترین کار فیلمساز است. این موضوع هم با امکانات سخت‌افزاری و نرم‌افزاری ممکن است. فیلمساز با خیال شخصی خود حتی باید موسیقی فیلم را هم ساخته باشد. باید آنقدر فیلم را در ذهن خود داشته باشد که از کسی سوال نکند، فیلمساز سوال‌کننده نیست و مدام باید پاسخ بدهد. فیلمساز باید بتواند با حفظ فردیت خود، مخاطب فیلم خود شود. وقتی چشم فیلمساز پشت ویزور است درواقع نماینده مخاطبان است این موضوع به او تفویض شده است اگر این چنین نباشد.

درویش مطرح کرد: فیلمساز ایده‌آلیست است. به مراتب در سینمای حرفه‌ای بحران‌ها شدیدتر از سینمای تجربی است، سینمای حرفه‌ای قواعد خود را به شما تحمیل می‌کند در این میان اصلی را باید به شما بگویم؛ اگر به طرحتان معتقدید و روح و زندگی شما را به خود اختصاص داده است، خود فیلم به شما می‌گوید چگونه از موانع رد شوید، چون آن فیلم در درون شما رشد کرده است. شما که کپی پیست نمی‌کنید، چیزی را کشف می‌کنید هیچ پلان و سکانسی شبیه پلان و سکانسی دیگر نیست.

مهمترین منزلت یک فیلم‌ساز صدق است

وی توضیح داد: مهمترین ویژگی فیلمساز مدیریت ارواح جمعی است و این یک کار سخت و حیرت‌انگیز است. در اینجا هم صحبت از فیلمسازی است که فیلم را در ذهن خود ساخته باشد، به شما سفارش اکید می‌کنم با همه جهان فاصله‌گذاری کنید، خودتان را حذف و بدون فیلتر نگاه کنید، آنگاه خواهید دید که چه اجزای عجیبی از جهان را خواهید دید. آنگاه دیگر سکوت شما سکوت نیست، بلکه پلی است بین ذهن شما و پدیده‌ها، همه چیز را به عنوان پدیده نگاه کنید، فیلمساز مصلح اجتماعی است و باید بلد باشد اجتماع و اطرافیان خود را درست نگاه کند وگرنه همین می‌شود که داریم، همین که مدام می‌گوییم سینمای ملی، بین‌المللی و صنعتی داریم اما در واقع نداریم! مهمترین منزلت یک فیلمساز صدق است.

کارگردان «کیمیا» در پایان اظهار کرد: باید مسأله داشته باشید، گرفتار باشید و رنج بکشید تا فیلمساز شوید هیچ گنجی بدون رنج به دست نمی‌آید. فیلمسازی قواعد شغلی ندارد یک جور زندگی است، قاعده آن از خود زندگی می‌آید. برای تجربه جنگ هم از نظر حسی و هم از نظر فنی بیشتر ملموس است اما این‌طور نیستم که بگویم اگر یک فیلم جنگی باشد حتماً آن را می‌سازم و اگر نباشد نمی‌سازم. من مثلاً «متولد ماه مهر» را فیلم جنگی نمی‌دانم بلکه به نظرم یک فیلم اجتماعی است که جنگ هم در آن جریان دارد این را هم باید بگویم من فیلمنامه کمدی هم نوشته‌ام گرچه هنوز آن‌ها را نساخته‌ام.

سی‌ونهمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران به دبیری مهدی آذرپندار ۲۷ مهر تا ۲ آبان ۱۴۰۱ مصادف با ۱۹ تا ۲۴ اکتبر ۲۰۲۲ در پردیس سینمایی ملت در حال برگزاری است.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

هیات داوران فیلم‌های داستانی جشنواره فیلم کوتاه تهران معرفی شدند – خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از ستاد خبری سی و نهمین جشنواره فیلم کوتاه تهران، داوری فیلم‌های داستانی جشنواره سی و نهم فیلم کوتاه تهران توسط ۵ سینماگر متشکل از محمدرضا سکوت، روح‌الله سهرابی، رسول صدرعاملی، هادی مقدم‌دوست و حسین نمازی انجام می‌شود.

این هیات در کنار داوری آثار بخش سینمای داستانی، آثار معرفی شده توسط هیات‌های داوری بخش‌های دیگر برای کسب جایزه بهترین دستاوردهای فنی را نیز بررسی می‌کند.

سی و نهمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران به دبیری مهدی آذرپندار تا ۲ آبان ۱۴۰۱ در پردیس سینمایی ملت در حال برگزاری است.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

این «جشنواره» میراث جمعی ماست/ راه اعتراض خالی کردن میدان نیست – خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان

کاظم دانشی کارگردان فیلم سینمایی «علف‌زار» که فعالیت حرفه‌ای خود را با ساخت فیلم کوتاه و حضور در دوره‌های گذشته جشنواره فیلم کوتاه تهران آغاز کرده بود، همزمان با برگزاری سی‌ونهمین دوره از این جشنواره، در گفتگو با خبرنگار مهر درباره وضعیت سینمای کوتاه ایران گفت: واقعیت این است که نه فقط در حوزه فیلم‌های کوتاه که اساساً در کلیت سینمای ایران، فیلم‌های ما یکدست شده است و این اتفاق خوبی نیست. متأسفانه سینمای ایران در طول این سال‌ها به سمت تک‌ژانری شدن رفته است.

وی ادامه داد: دلیل این اتفاق هم عدم توجه به مقوله ژانر در حوزه سینمای کوتاه بوده است. فیلم‌سازانی که دغدغه داشتند در فضاهای متنوع‌تر فیلمسازی را تجربه کنند، هیچ‌گاه فضای مناسب برای‌شان مهیا نشده است. ما فیلمسازانی داشته‌ایم که دغدغه ساخت آثار کمدی داشته‌اند اما از آنجایی که این آثار هیچ‌گاه در جشنواره‌های ما تحویل گرفته نمی‌شوند، آن‌ها هم مجبور شده‌اند ژانر کاری خود را تغییر داده و به سمت ساخت فیلم‌های ملودرام و اجتماعی بروند که بیشتر در جشنواره‌ها مورد اقبال قرار می‌گیرند.

سینماگرانی که فیلم داورپسند و مدیرپسند می‌سازند!

دانشی تأکید کرد: این شرایط در سینمای بلند ما هم وجود دارد و به همین دلیل ما خیلی از فضاهای متنوع و ژانرهای مختلف را در سینمای ایران از دست داده‌ایم. ژانر وحشت را نه در سینمای کوتاه داریم و نه در سینمای بلند. حتی در ژانر کمدی هم کارهای جدی نداریم و میدان خالی شده است. حتی فیلم جنایی به معنای معماگونگی آن نداریم. این آسیبی است که جشنواره‌های فیلم کوتاه، در این سال‌ها به سینمای کوتاه وارد کرده‌اند. فیلمسازان ما بیشتر داورپسند و مدیرپسند فیلم می‌سازند و آسیب اصلی این روند هم از دست رفتن مخاطب است. به همین دلیل هم شاهد افت جدی مخاطبان سینمای ایران در این سال‌ها هستیم.

این کارگردان سینما ادامه داد: من نوعی به‌عنوان یک فیلمساز سینمای کوتاه برای آنکه بعدها بتوانم برای کار بلندم سرمایه و تهیه‌کننده جذب کنم و بتوانم به بدنه سینمای بلند نزدیک شوم، در ساخت فیلم کوتاه هم تلاش می‌کنم مدل فیلم‌های مطرح در سینمای بلند را تمرین کنم. به همین دلیل سراغ سینمای اجتماعی و ملودرام می‌رویم! اگر مدیریت صحیحی اتفاق بیفتد و جشنواره‌ها به فیلم‌های مختلف در ژانرهای مختلف بها بدهند، مطمئناً در آینده سینمای بلند ما هم پذیرای این فیلمسازان از سینمای کوتاه، خواهد بود.

وی با اشاره به تمرکز جشنواره سی‌ونهم بر مقوله ژانر هم گفت: بعد از چندین سال آزمون و خطا، باید این تصمیم را به فال نیک گرفت اما نباید این توجه به ژانر، محدود به همین یک دوره باقی بماند. باید تبدیل به یک روند ادامه‌دار شود. اگر فیلم‌های ژانرهای مختلف، در دوره‌های بعد احساس کنند که جایی در جشنواره ندارند، بازهم این روند متوقف می‌شود.

این کارگردان جوان سینما درباره پیشرفت تکنیکی فیلم‌های کوتاه گفت: ما امروز با نسلی از فیلمسازان دهه ۷۰ و ۸۰ مواجهیم که این‌ها بر تکنولوژی روز دنیا سوار هستند و به همین دلیل در زمینه تکنیک فیلمسازی، از ما و حتی بزرگ‌ترهای ما، بسیار مسلط‌تر هستند. این نسل به سینمای روز دنیا و قواعد فرمی فیلمسازی مسلط هستند. این نسل با تکنولوژی و اینترنت رشد کرده و در همه زمینه‌ها پیش‌تر هستند. در عین حال این نسل به همان اندازه که به سمت مسائل تکنیکی و فرمی می‌روند، با مقوله‌هایی مانند جهان‌بینی، روایت و هر آنچه مربوط به فیلمنامه می‌شود، غریبه هستند. آن‌ها دنیایی سرعتی و عجول دارند.

وی افزود: این فیلمسازان تلاش می‌کنند ضعف‌های خود در فیلمنامه و قصه‌گویی را با تکنیک جبران کنند. گاهی با فیلم‌هایی خوش رنگ و لعاب مواجه می‌شویم که حتی تحسین‌برانگیز هم می‌نمایند اما خالی از هرگونه حرف و روایتی هستند. این ضعفی است که بزرگ‌ترها در بستر همین جشنواره‌ها باید به این نسل گوشزد کنند. در مجموع به شخصه به این نسل بسیار امیدوارم.

برای اعتراض، میدان را خالی نمی‌کنم

دانشی درباره برخی حاشیه‌های اخیر جشنواره فیلم کوتاه و شکل‌گیری یک دودستگی متأثر از ناآرامی‌های اخیر در میان فیلمسازان برای حضور یا عدم حضور در جشنواره، تأکید کرد: جشنواره فیلم کوتاه تهران، برای همه ما یک خانه امن است، محفلی است که سال به سال برای رسیدن آن لحظه‌شماری می‌کنیم تا بتوانیم در کنار یکدیگر به تماشای فیلم‌های خودمان و دوستان‌مان بنشینیم. این جشنواره همیشه برای من با شور و حال عجیبی همراه بوده است. شاید برخی از ما به برخی اتفاقات و تحولات اجتماعی کشور نقدهایی هم داشته باشیم، اما شخصاً این شیوه را نمی‌پسندم که برای اعتراض، میدان را خالی کنم.

وی افزود: جشنواره فیلم کوتاه تهران و یا هر رویداد دیگری در تئاتر و سینما، برای من حکم یک تریبون را دارد تا بتوانم حرف‌هایم را مطرح کنم. این جشنواره‌ها برای همه ما یک تریبون است که می‌توانیم از طریق آن حرف بزنیم. جشنواره فیلم کوتاه بعد از ۳۹ سال به دست ما رسیده است. در این ۳۹ سال، کلی از فیلمسازان خون دل خورده‌اند تا این رویداد، هر سال باشکوه‌تر برگزار شود. حالا به مرحله‌ای رسیده‌ایم که این جشنواره تبدیل به درگاهی برای معرفی فیلم‌ها به آکادمی اسکار شده است. پس این رویداد آبروی همه ماست و نمی‌توانیم از آن انصراف دهیم یا آن را تحریم کنیم. در همین شلوغی‌ها شاید هر از گاهی جایی آتش بگیرد اما همه طرف‌ها حواس‌شان به میراث‌هایی مانند میدان نقش‌جهان اصفهان هست و هیچ‌کس راضی به آسیب به آن نیست. جشنواره فیلم کوتاه تهران هم از این منظر حکم یک میراث جمعی برای ما دارد که باید از آن حراست کنیم.

مشاهده خبر از سایت منبع