روزی روزگاری متروی تهران

رضا گلچین عکاس و فیلمساز متولد ۱۳۵۸در تالش است. او که در عکاسی بیشتر مسائل و موضوعات اجتماعی را سوژه خود قرار میدهد، در مجموعه تصاویری با عنوان «متروی تهران» به سراغ یکی از سختترین مکانهای اجتماعی برای عکاسی رفته است.

رضا گلچین عکاس و فیلمساز متولد ۱۳۵۸در تالش است. او که در عکاسی بیشتر مسائل و موضوعات اجتماعی را سوژه خود قرار میدهد، در مجموعه تصاویری با عنوان «متروی تهران» به سراغ یکی از سختترین مکانهای اجتماعی برای عکاسی رفته است.

یک نمایشگاه هنری که با سبک غوطهور شدن در «دوبی» برگزار شده است، فرصت تماشای متفاوت آثار انتزاعی «کاندینسکی»، نقاشیهای رنگی «پاول کله» و معماری خیرهکننده «گائودی» را فراهم کرده است.

سینماپرس: روسیه با تشدید روابط با غرب، رویداد سینمایی اسکار را تحریم کرد.
به گزارش سینماپرس و به نقل از گاردین، روسیه با تشدید روابط با غرب، رویداد سینمایی اسکار را تحریم کرد.
روسیه امسال فیلمی را به اسکار ارسال نخواهد کرد، این اولین باری است که این کشور جوایز معتبر سینمایی را از زمان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی تحریم میکند، زیرا مناقشه روسیه و اوکراین باعث تشدید تنشها با غرب شده است.
آکادمی روسیه روز دوشنبه در بیانیهای اعلام کرد: هیئت رئیسه آکادمی فیلم روسیه تصمیم گرفته است که یک فیلم ملی را برای جایزه اسکار آمریکا در سال ۲۰۲۲ معرفی نکند.
روسیه یک بار در سال ۱۹۹۴ با فیلم «آفتاب سوخته» برنده جایزه بهترین فیلم بلند بینالمللی اسکار شد که قبلا به عنوان بهترین فیلم خارجی زبان شناخته میشد.
میخالکوف رئیس کمیسیون فیلم و سینمای روسیه به خبرگزاری تاس گفته بود که روسیه با شرکت در اسکار امسال چیزی برای به دست آوردن ندارد و در عوض پیشنهاد ایجاد جایزهای معادل برای کشورهای منطقه پس از شوروی را داده است.

موزه آژانس اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) در راهروهای مقر این سازمان در ویرجینیا – در حالی که هنوز به روی عموم بسته است- برخی از مصنوعات تازه از طبقهبندی خارج شده مربوط به داستانیترین عملیاتهای این آژانس جاسوسی از زمان تاسیسش در ۷۵ سال پیش را به معرض نمایش گذاشته است.
سینماپرس: وقایع ده روز اخیر را میتوان به عنوان نخستین ثمره مختص و محصول مستقیم برداشت شده از «پروسه اَندَلُسیزاسیون» قلمداد نمود. پروسهای که با پیگیری مستمر «سیاست اَندَلُسی کردن ایران» در طول چهل و چهار سال گذشته همراه بوده و امروز به یک استقلال نسبی در سطح محصولدهی خود رسیده و موفق شده تا «نظام جمهوری اسلامی» را با فتنهای جدید مواجه سازد.
محمدرضا مهدویپور/ وقایع ده روز اخیر را میتوان به عنوان نخستین ثمره مختص و محصول مستقیم برداشت شده از «پروسه اَندَلُسیزاسیون» قلمداد نمود. پروسهای که با پیگیری مستمر «سیاست اَندَلُسی کردن ایران» در طول چهل و چهار سال گذشته همراه بوده و امروز به یک استقلال نسبی در سطح محصولدهی خود رسیده و موفق شده تا «نظام جمهوری اسلامی» را با فتنهای جدید مواجه سازد. فتنهای که شاید از نظر ابعاد اجتماعی کم بُنیه و دارای وسعت جغرافیایی بسیار محدود است؛ اما با این همه بخش قابل توجهی از «سلبریتیهای سینمایی و ورزشی» را به صفآرایی و مواجهه مستقیم با «حاکمیت جمهوری اسلامی» کشانده و توانسته حجم زیادی از ظرفیت «رسانه» و به تبع آن «افکار عمومی» در ایران و جهان را مشغول خود بسازد و از این جهت میتوان به مرور چند نکته پرداخت:
۱/ ماجرای فوت «مهسا امینی» در زمره مرگهای مشکوکی است که قطعا ابعاد مختلف آن در کوتاهمدت به درستی مشخص نخواهد شد و تنها تاریخ است که میتواند درباره فوت این دختر ۲۲ ساله قضاوتی مستدل از خود ارایه دهد و معین نماید که او واقعا دچار «سندرم اضطراب مُجرم» شده و به واسطه پیشزمینههای بیماری خود به یک «مرگ طبیعی» و در قالب سکته قلبی و مغزی از دنیا رفته است و … و یا آنکه اساسا کُل ماجرا یک «سناریوی کُشتهسازی» است که همچون مرگ «ندا آقاسلطان» توسط سرویسهای امنیتی خارجی طراحی شده است و این بار گروهکهای تروریستی «حزب حیات آزاد کردستان (پژاک)» و «سازمان کومله کردستان حزب کمونیست ایران» با همکاری «جحودها» و مستشاران امنیتی «اسراییل» مبادرت به طراحی چنین ماجرایی نمودند و تلاش کردند تا با «بُحرانسازی» به نوعی انتقام موشکباران مقرهای امنیتی خود در کردستان عراق را بگیرند و … و یا آنکه ماجرا تلفیقی از این دو فرض اصلی است و سرویسهای اطلاعاتی خارجی با هوشمندی کامل و استفاده از «شبکه نفود» توانستن این «مرگ طبیعی» را به یک «بحران» با رمز «ژینا» مبدل سازند و ایران را در مقطعی به شدت دچار «فتنه مهسا» نمایند.

۲/ اگر نخواهیم عوامل نامگذاری «گشت ارشاد» را خائن و در زمره عناصر «نفوذی دشمن» بدانیم؛ قطعا لازم است تا ایشان را جاهلانی تصور کنیم که با تمسک به یک واژه قرآنی و اطلاق بیربط آن به یکی از وظایف متداول و تعریف شده «پلیس» موجب هجو دین و باورهای دینی شدند. همان طیفی که پس از ادغام و حذف «کمیتههای انقلاب اسلامی» با جهالت و یا خیانت خود توانستند کلمه قرآنی «قوامین» به عنوان شعار سازمانی این نهاد برآمده از «انقلاب اسلامی» را بر روی یک بنگاه اقتصادی قرار دهند! بنگاهی با ساختمان شبه «اُبِلیسک» خود در منطقه «آرژانتین» آنچنان از ساختار ربوی مبتذلی برخوردار بود که توانست به سرعت تبدیل به «بانک» شود و …

۳/ نامیده شدن بخشی از «پلیس امنیت عمومی» به عنوان «گشت ارشاد» و یا «پلیس امنیت اخلاقی» در ایران را میتوان یک جنایت و یا «خیانت فرهنگی» قلمداد نمود. زیرا «پلیس» یا «شهربان» (Police) یک ساختار مدنی تعریف شده در دنیای مُدرن است که نه از تخصص و نه از وظیفه قانونی لازم برای به «رُشد» و «ارشاد» و به «تعالی» رساندن جامعه برخوردار میباشد و اساسا «پلیس» ساختاری مشخص است که موظف به برقراری و «تامین اجرای قوانین» میباشد. قوانینی که اصل آن در هر جامعهای موضوعیت دارد و تخطی از آن به عنوان «بینظمی» و عامل «برهم زننده امنیت عمومی» محسوب و از این جهت «جُرم» خوانده میشود. در این میان تکثر و تعدد «جرایم» به عنوان «عوامل ایجاد ناامنی» از دزدی و اختلاس و سرقت و بزههای مختلف و زورگیری و چاقوکشی گرفته تا دعواهای خانوادگی و تصادفات خیابانی و ورود اتباع خارجی و … ضرورت تشکیل دوایر مختلف و تخصصی بودن «پلیس» را معین میسازد. موضوعی که برای هر انسانی در هر جغرافیا و تمدنی در شرق و غرب عالم قابل فهم و درک است و اساسا به همان میزان که هیچ فرد عاقلی ضرورت وجود «پلیس راهنمایی و رانندگی» را منکر نشده و متعرض ضرورت وجود «پلیس موادمخدر» و یا «پلیس جرایم سایبری» و «پلیس ضد شورش» و … نمیشود، به همان میزان نیز ضرورت وجود «پلیس امنیت عمومی» نیز قابل فهم و درک میباشد. اما متاسفانه وقتی در ساختار تعریف شده «پلیس» بجای استفاده از عنوان معین و قابل فهم «پلیس امنیت عمومی» از واژه «گشت ارشاد» استفاده میشود؛ این اقدام به دلیل عدم شناخت و شناسایی کارکرد آن میتواند محل مناقشه قرار گیرد و نه تنها جامعه را به سمت دوقطبی بکشاند، بلکه همچون سالهای اخیر، حاکمیت کشور را با یک درگیری کاذب مواجه میسازد و اسباب هجمه رسانهای و تعرض شدید به «دین» و «حاکمیت دینی» را موجب میشود.

۴/ اساس کار در نظام اسلامی «ایمان» است، که باید این «ایمان» را تأمین کرد؛ نه فقط در دل، بلکه در عمل، در برنامهریزیها و در همهی اقدامها. ایمانی که با «ارشاد» آحاد جامعه محقق شده و منجر به «رُشد» و «تعالی» گردد. از این منظر «ارشاد» انسانها را میبایست وظیفه محوری نهادهای «فرهنگی» در «حکومت اسلامی» قلمداد نمود. نهادهایی همچون «وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی» و «سازمان تبلیغات اسلامی» و «صدا و سیمای جمهوری اسلامی» و …که متاسفانه به بدترین شکل ممکن در طول دهههای گذشته از این وظیفه ذاتی خود غفلت نموده و با کمکاری در حوزههای مختلف فرهنگی، وضعیت جامعه را دچار آشفتگی ساخته و معضلات فرهنگی ایجاد شده را «امنیتی» و «پلیسی» نمودهاند. این در حالی است که این وظیفه ساختارهای فرهنگی و در موقعیتهای دیگری بود که میبایست به واسطه «امنیت» ایجاد شده توسط «پلیس» اقدام به «ارشاد» نموده و جامعه را به «رُشد» میرساندند.

۵/ این یک «قانون» است که «زن» در منظر عموم و در محیطهای عمومی «جامعه اسلامی» باید «حجاب» داشته باشد. قانونی که تخطی از آن «جُرم» محسوب میشود و در این میان «پلیس» نیز به همان نسبت که هیچ وظیفهای برای «ارشاد» موتورسوار بدون کلاه ایمنی ندارد و موظف است تا رانندگان بدون کمربند ایمنی را «مُجرم» دانسته و آنها را «جریمه» و تحت پیگرد قانونی قرار دهد؛ به همان نسبت نیز هیچگونه وظیفهای برای «ارشاد» افراد «مشروبخوار» و یا «قمارباز» و «فاحشه» و … ندارد و موظف به برخورد قاطع با موضوع «بیحجابی» است.

۶/ «حجاب» یکی از نخستین «احکام اسلام» است. اصطلاحی دینی که به معنای پوشاندن برخی از نقاط بدن زنان و مردان بوده و در «قرآن کریم» بر وجوب و اهمیت آن تاکید و به صورت مشخص در «آیه ۳۱ از سوره مبارکه نور» بر لزوم «حجاب زنان مومن» فرمان داده شده است. پس اگر چه تمام انسانها حتی در پذیرش دین اسلام و ایمان به خدا و پیروی از احکام اسلام مختار میباشند و میتواند در «زندگی فردی» خود به این احکام عمل نماید و یا از آنها سرپیچی کند و …؛ اما لازمه خوانده شدن یک «حکومت» به عنوان «حکومت اسلامی» آن است که در قلمرو سرزمینی و در منظر عموم جامعه از اینگونه دستورات تخطی و نافرمانی رسمی صورت نگیرد. از این جهت است که در «حکومت اسلامی» این دستورات به عنوان «قانون» تلقی شده و ابراز عمومی در سرپیچی از آن «جُرم» و مورد پیگرد قضایی و کیفر واقع میشود. به عبارت دیگر هر انسانی در جامعه اسلامی آزاد است که در زندگی فردی خود به احکام اسلامی عمل کند و یا اساسا اعتقادی نداشته باشد و از انجام آن سرپیچی نماید؛ اما همین فرد به هیچ عنوان حق ابراز سرپیچی خود را در جامعه ندارد. از این جهت است که «حکومت اسلامی» موظف است تا فردی که در «روز ماه رمضان» و در «انظار عمومی» مرتکب «روزهخواری» شود را مجازات نماید، اما همین فرد بدون هرگونه فشار و دخالت مستقیم و یا غیر مستقیم توسط «حکومت» میتواند از اساس اعتقادی به «حکم روزه» نداشته باشد و در خانه خود بخورد و بیاشامد و …

۷/ «قانون حجاب» از جمله موضوعات مناقشهبرانگیزی بود که از بدو «پیروزی انقلاب اسلامی» در ایران مطرح گردید و پس از گذشت ۴۴ سال، همچنان به عنوان موضوعی برای ابراز مخالفت و تقابل رسمی با «نظام جمهوری اسلامی» کارکرد خود را حفظ نموده است. در این میان تظاهرات «زنان مخالف حجاب اسلامی» در ۱۷ اسفند سال ۱۳۵۷ هجریشمسی و اعتراض گسترده ایشان به «قانونی شدن حجاب» از جمله اتفاقاتی است که تنها ۲۵ روز پس از «پیروزی انقلاب اسلامی در ۲۲ بهمن» به وقوع پیوست و اگر چه در حدود ده روز فضای رسانهای ایران تازه انقلاب شده را متاثر از خود ساخت، اما در نهایت ابتر ماند و به هیچ عنوان نتوانست تغییری در یکی از نخستین قوانین تاسیس و شکلگیری «حکومت اسلامی» ایجاد نماید و «حکمرانی اسلامی» را به پذیرش «بیحجابی زنان» در منظر عمومی جامعه متقاعد سازد.

۸/ اگرچه روزهای برفی و بسیار سرد ۱۵ تا ۲۷ اسفند سال ۱۳۵۷ هجریشمسی به واسطه حضور خیابانی گسترده زنان بیحجاب به شدت گرم شد و شعارهایی همچون «ما انقلاب نکردیم / تا به عقب برگردیم» در فضای ایران آنچنان بُلند و به تندترین شکل ممکن رسانهای گردید که حتی بسیاری از رهبران انقلاب را بر این باور میداشت که برای تثبیت انقلاب و تاسیس «نظام جمهوری اسلامی» ناگزیر میبایست از این حکم اسلامی عقبنشینی صورت گیرد و …؛ اما با درایت و ایستادگی «امام خمینی» چنین اتفاقی نیفتاد و مشارکت ۹۷.۳۴ درصدی ملت مسلمان ایران در انتخابات «همهپرسی نظام جمهوری اسلامی» و رای قاطع و موافقت بیش از ۲۰ میلیون نفری ایشان با برقراری «نظام جمهوری اسلامی ایران» نشان داد که برخلاف جو رسانهای و تبلیغات خیابانی و …، اکثریت مطلق جامعه خواستار تاسیس «حکومت اسلامی» و پایبندی این نظام به «احکام اسلامی» میباشند.

۹/ «چادر» یک نشانهی ملی و ایرانی است و از این جهت بهترین نوع «حجاب» است؛ اما باید توجه داشت که «میتوان محجبه بود و چادر هم نداشت» و زن میتواند هر لباسی را که حجابش را به وجود آورد اختیار کند و از این جهت است که «قانون» اصل «بیحجابی» را «جُرم» دانسته و «پلیس» موظف است تا در راستای «امنیت عمومی» و بدون دخالت در نوع و «سبک حجاب» افراد اقدام به مقابله با «بیحجابی» نماید. این در حالی است که باید توجه داشت که در فتنه اخیر که مسامحتا از آن میتوان با عنوان «فتنه مهسا» یاد نمود، اساسا موضوع مقابله با «حجاب» به عنوان سنبلی از برای نشان دادن تقابل و تعارض با «اسلام» و جبههبندی و مواجهه آشکار با «سبک زندگی اسلامی و ایرانی» مورد تمرکز و توجه واقع شده است.

۱۰/ موفقیت پروژه نفوذ و بسط حضور جریانی شبکههای نوین «عملیات روانی» در ایران پس از انقلاب، هیچگاه منجر به براندازی و حذف قطعی حاکمیت نگردید؛ اما باید توجه داشت که عملکرد موفق «پروژه نفوذ» و حضور موثر شبکههای نفوذ در ایران بود که سبب شد تا «نظام جمهوری اسلامی» در مقاطع مختلف و بعضا حساس، درگیر و دار فتنههایی همچون «فتنه ۷۸» و «فتنه ۸۸» و «فتنه ۹۸» و امروز «فتنه مهسا» شود. فتنههایی به مراتب هوشمندانه و پیچیده برای اینکه بتوانند مردم را از آن «ایمان» از آن «اعتماد» از آن «امید» از آن «اعتماد به نفْس» منصرف کنند و آنها را مأیوس کنند، اعتماد به نفْس آنها را سلب کنند، اعتماد به مسئولین را از آنها سلب کنند و در نهایت «اتّحاد ملّی» را تضعیف کنند. از این جهت است که هدف اصلی «دشمن» در راهاندازی «فتنهها» آن است که تودههای مردم مورد اغوا قرار بگیرند. زیرا وقتی مردم حضور داشته باشند، یک کشور و یک ملّت هیچ غمی نخواهد داشت، هیچ هراسی از کسی نخواهد داشت.

۱۱/ «فتنه مهسا» بیش از هرچیز محصول پُررنگ شدن ابعاد درگیری و علنیشدن معارضت «شیاطین» با «اسلام» است. پس اگر چه مواجهه «دشمن» با «سبک زندگی اسلامی و ایرانی» موضوعی است که در تمامی فتنههای گوناگون علیه «جمهوری اسلامی ایران» تا به امروز موضوعیت داشته، اما همواره از پوشش خاصی برخوردار بوده است. بر این اساس به غیر از دو فتنه محدود آن هم در مقطع زمانی «اسفندماه ۱۳۵۷ هجریشمسی» و دیگری در «خردادماه ۱۳۶۰ هجریشمسی» هیچگاه «دشمن» صورتبندی و مواجهه علنی و آشکار خود با «اسلام» را آشکار نساخته و همواره به صورت غیر مستقیم سعی در تقابل و بروز تعارضات داشته است و تنها اینبار است که اصل «اسلام» مورد هجمه و تعرض قرار گرفته است.

۱۲/ تمایز دیگر «فتنه مهسا» با سایر فتنههای تجربه شده در طول تاریخ جمهوری اسلامی آن است که اینبار دشمن به دنبال «اغوای تودههای مردم» به وسیله «اغوای خواص» نیست! بلکه با استفاده از حربههای مختلف سعی دارد تا طیف از قبل مزدور شده «خواص» را به آشکار نمودن تقابل رسمی خود با اصل «اسلام» وادارد. به عبارت دیگر روش «دشمن» در «فتنه مهسا» این است که از «خواص» از قبل اغوا و مزدور شده با تهدید، بعضیها را با تطمیع و انواع و اقسام این چیزها بخواهد که «نفاق» و وجهه «منافقانه» خود را کنار بگذارند و رسما بر ضد «اسلام» و «احکام اسلام» موضعگیری شفاف و علنی نمایند. اقدامی که به جهت تسلط و احاطه رسانهای ایشان سبب میشود تا معتقدان و باورمندان به احکام اسلامی در اقلیت جلوه نموده و از این جهت «نظام جمهوری اسلامی» برای پیگیری «سبک زندگی اسلامی و ایرانی» دیگر از مشروعیت لازم برخوردار نباشد.

ادامه دارد…

گروه کرهای «بی تی اس» برای جام جهانی قطر آهنگی را با مشارکت شرکت هیوندای خوانده که از۲۰نوامبر تا ۱۸ دسامبر منتشر خواهد شد.

سینماپرس: دبیر چهل و یکمین جشنواره تئاتر فجر با واکنش به اتفاقات اخیر گفت: نباید به دشمنان خارجی کشور اجازه داد تا برای ما تصمیم بگیرند، قطعاً خودمان با اتحاد و گفتوگو میتوانیم مشکلاتمان را حل کنیم.
به گزارش سینماپرس، موج اظهارنظر هنرمندان و سلبریتیها در رابطه با اتفاقات اخیر بیشتر از قبل شده است، در این شرایط که برخی از هنرمندان با تهدید و ارعاب راضی به موضعگیری علیه نظام میشوند، برخی هنرمندان از اتحاد و همدلی میان مردم سخن میگویند.
در همین رابطه کوروش زارعی بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون با اشاره به اتفاقات این روزهای ایران گفت: این روزها اتفاقات ناگواری در کشور افتاده و خاطر ما را آزرده کرده است، همه ما از اتفاقی که برای دختر عزیزمان افتاده ناراحتیم و قطعاً فردی که مسبب این اتفاق بوده و کشور را به حاشیه برده است باید پاسخگوی این اتفاق باشد، همه منتظریم این اتفاق رخ دهد و میدانیم که مراجع ذیصلاح قانونی در حال پیگیری این موضوع هستند.
وی ادامه داد: بهعنوان فرزند کوچک ایران از مردم عزیز ایران خواهشمندم که نگذارید دشمنان این مملکت و این کشور و از احساسات پاک و شریف شما سو استفاده کنند، نگذاریم که افرادی که آنسوی مرزها هستند برای ما تصمیم بگیرند، ما قطعاً بهتر میتوانیم با گفتوگو مشکلات خود را برطرف و به مسائلمان رسیدگی کنیم.
این هنرمند عرصه بازیگری عنوان کرد: از ملت ایران خواهش میکنم باهم متحد باشیم و مثل همیشه، دست در دست یکدیگر خودمان مشکلاتمان را حل کنیم و اجازه به آتش کشیدن پرچم کشورمان را ندهیم، افرادی که این اقدامات را انجام میدهند دشمن این ملت و این کشور هستند.
زارعی در پایان خاطرنشان کرد: خواهش میکنم آرامش خود را حفظ کنید و به مراجع ذیصلاح اجازه دهید تا به موضوعات رخ داده رسیدگی کنند.

موزه «پرادو» در مادرید، تحقیقاتی را درباره بیش از ۶۰ اثر هنری موجود در این موزه آغاز کرده است تا به شبهاتی درباره مصادره شدن این آثار طی قرنهای گذشته پاسخ دهد.

چندی پیش خبر مزایده مجموعه هنری بزرگ و گرانقیمت «پل آلن» یکی از بنیانگذاران «مایکروسافت» منتشر شد. شاهکارهای نقاشان نامدار جهان همچون «ونگوگ»، «لوسین فروید» و «گوستاو کلیمت» از جمله آثاری هستند که در جریان حراجی پیشرو به مزایده گذاشته خواهند شد.

سینماپرس: رئیس دانشکده علوم اجتماعی، ارتباطات و رسانه گفت: صفحه اینستاگرام ایران اینترنشنال در ۱۰ روز، ۱۱۰۰ پست با هشتگ مهسا امینی و با رویکرد آموزش، ترویج و بزرگنمایی خشونت و ترغیب به قانونشکنی منتشر کرده و تقریباً هیچ خبر دیگری منتشر نکرده است.
به گزارش سینماپرس، اکبر نصراللهی رئیس دانشکده علوم اجتماعی، ارتباطات و رسانه در گفتگوی ویژه خبری صدا و سیما گفت: فقط صفحه اینستاگرام ایران اینترنشنال از زمان دستگیری مرحومه مهسا امینی در ۲۳ شهریور تا ساعت ۲۰ و ۲۰ دقیقه دوشنبه چهارم مهر، هر ۱۵ دقیقه یک پست، هر روز ۱۰۰ پست و در مجموع در ۱۰ روز، یک هزار و ۱۰۰ پست با هشتگ خانم مهسا امینی و با رویکرد آموزش، ترویج و بزرگنمایی خشونت و ترغیب به قانونشکنی منتشر کرده و تقریباً هیچ خبر دیگری غیر از این موضوع را منتشر نکرده است.
نویسنده کتاب مدیریت پوشش اخبار بحران در رسانههای حرفهای گفت: رسانههای فارسیزبان بهویژه شبکه تلویزیونی سعودی ایران اینترنشنال، به طور کامل به اتاق جنگ روانی و عملیات شناختی دشمنان تبدیل شده است و به نظر میرسد این رسانهها قبل از اینکه این اتفاق تلخ رخ بدهد، با سناریوی از پیش تهیه شده آماده اقدام همهجانبهای مغرضانه و دوگانه علیه ایران بودند.
این استاد دانشگاه بیان داشت: آنچه از سوی این رسانه در حال رُخ دادن است، عملیات رسانهای همهجانبه و با تمام امکانات علیه نظام جمهوری اسلامی ایران و پلیس کشورمان است به همین دلیل در اولین خبری که ایران اینترنشنال در ۱۴ سپتامبر از این موضوع منتشر کرد قبل از اعلام گزارشهای بیمارستان و پزشکی قانونی، حکم خود را منتشر کرده است.
نویسنده کتاب راهنمای پوشش خبری با اشاره به ادعای رسانههای غربی مبنی بر بیطرفی گفت: اگرچه هیچ رسانهای در دنیا بیطرف نیست، اما انتظار است رسانههای غربی با رعایت اصول ابتدایی القای بیطرفی، اینگونه با نادیده گرفتن وقایع مهم دنیا و تمرکز همه امکانات خود برای دروغپراکنی و ترویج مردم به قانونشکنی و تهییج سلبریتیها به همراهی در امور ایران، بر سر اعتبار باقیمانده خود قمار نکنند.
رئیس دانشکده علوم اجتماعی، ارتباطات و رسانه افزود: خبر دستگیری و درگذشت مهسا امینی مهم، درخور تأمل و بررسی و دارای ارزشهای خبری برای پوشش خبری گسترده است اما اینکه رسانههای غربی تمام فعالیتهای خبری و غیرخبری خودشان را تعطیل کنند و فقط به این موضوع بپردازند، غیرطبیعی و ناشی از عصبانیت، امید کاذب به آینده ایران و شناخت غلط و ناکافی از مردم ایران است.
نصراللهی در رد ادعای بیطرفی و حق مردم به دانستن در رسانههای غربی به چگونگی پوشش خبری درگذشت ملکه انگلیس اشاره کرد و گفت: بیبیسی در پوشش خبری مرگ ملکه ۹۶ ساله انگلیس از ترس اظهارنظر مردم، حتی کامنتهای کاربران را بست و از طرف دیگر در چند روز اول هیچ خبری غیر اخبار تشریفات خاکسپاری وی را انتشار نداده است.
نویسنده کتاب راهنمای پوشش خبری با اشاره به نحوه پوشش اخبار اجتماعات مردمی در محکومیت آشوبگران گفت: من در آن چند ساعتی که اجتماع بزرگ مردمی امت رسولالله(ص) برگزار شد، ندیدم که این رسانهها حتی برای دقایقی و لحظاتی این مراسم را نشان بدهند. راهبردهای مختلف در پوشش رسانهای وجود دارد. قبلاً این رسانهها که ادعای حرفهای بودن دارند، کوچکنمایی میکردند، اما اکنون انکار میکنند. به نظر میرسد اینها دچار سرخوردگی شدند و چون میخواستند با سرعت به نتیجه برسند، اما به سرعت با محکومیت مردمی مواجه شدند.
نصراللهی در بخش دیگری از این گفتگوی ویژه خبری با انتقاد از عملکرد فراجا و رسانههای رسمی در اطلاعرسانی ماجرای مهسا امینی گفت: رسانههای رسمی با تأخیر حدود ۴۸ ساعته یعنی تا ساعت حدود ۱۴ روز پنج شنبه ۲۵ شهریور و زمانی که اطلاعیه رسمی فراجا در خصوص فوت خانم مهسا امینی منتشر شد، هیچ چیزی نگفتند و سکوت کردند و با این سکوت همانند وقایع مهم قبلی، افکار عمومی را به رسانههای غیررسمی و شبکههای تلویزیونی فارسیزبان واگذار کردند. البته بنده به محدودیتهای رسانههای رسمی به ویژه صدا و سیما واقف هستم اما اگر میخواهیم روایت اول را داشته باشیم و عرصه را به رسانههای مقابل و دشمن واگذار نکنیم، باید خبررسانی به موقع و دقیق داشته باشیم.
نویسنده کتاب مدیریت پوشش اخبار بحران در رسانههای حرفهای در عین حال تأکید کرد: همه باید به فرایندهای قانونی تمکین و تا زمانی که بررسیهای دستگاههای مسئول تکمیل و اعلام نشده است نباید قضاوت کنند.
نصراللهی افزود: حادثه تلخ مهسا امینی، موضوع شهر و قومیت خاصی نیست و احساسات همه مردم بهویژه پلیس را جریحهدار کرده است بنابراین باید با خطاها و اشتباهات هر بخش حقیقی و حقوقی در هر سطح برخورد شود اما نباید اشکال احتمالی در بخشی از پلیس با هر فرض بدترین احتمال به کل پلیس و از کل پلیس به کل نظام تعمیم داده شود.
رئیس دانشکده علوم اجتماعی، ارتباطات و رسانه با تأکید بر اهمیت اقتدار و اعتبار پلیس گفت: خدشهدار شدن اعتبار و اقتدار پلیس، امنیت عمومی مردم را به مخاطره خواهد انداخت.
وی با قدردانی از خویشتنداری پلیس گفت: پلیس میتوانست این خشونتها و اغتشاشات را زودتر جمع کند، اما خویشتنداری کرد اما حتماً باید در کنار بررسی دقیق و بیطرفانه علت درگذشت مهسا امینی و جلوگیری از تکرار اشتباهات اشکالات احتمالی، دلایل جا ماندن رسانههای رسمی از رسانههای رقیب و بیتدبیری روابط عمومیها و سخنگویان بهویژه در بخشهای نظامی و انتظامی در اطلاعرسانی و روایت اول، همچنین نقش سلبریتیها در ترغیب شورش و تخریب اموال مردم بررسی شود.
نویسنده کتاب مدیریت پوشش اخبار بحران در رسانههای حرفهای افزود: متأسفانه بسیاری از سلبریتیها که از امکانات کشور از جمله صدا و سیما و سینمای کشور به شهرت رسیدند، اطلاعاتی از جنگ پیچیده و چند لایه شناختی دشمن ندارند به همین دلیل در مارپیچ سکوت رسانههای غربی گیر کردهاند و نظرات غلط این رسانهها را تأیید و وایرال میکنند؛ دستگاه قضا باید بیطرفانه و عادلانه به عملکرد اینها رسیدگی کند و اگر ثابت شد پستها و فعالیتهای رسانهای آنها خسارتها به اموال مردم را موجب شده است، با آنان برخورد قانونی و از اموالشان به مردم خسارت داده شود.