هنرمندان تبریزی با «جوهر جلی» به گالری عالی میآیند

نمایشگاه آثار هنرمندان خوشنویس و نقاش استان آذربایجان شرقی «جوهر جلی» به همت مرکز هنرهای تجسمی حوزه هنری و با همکاری حوزه هنری استان آذربایجان شرقی برگزار میشود.

نمایشگاه آثار هنرمندان خوشنویس و نقاش استان آذربایجان شرقی «جوهر جلی» به همت مرکز هنرهای تجسمی حوزه هنری و با همکاری حوزه هنری استان آذربایجان شرقی برگزار میشود.

«عکسهای تکاندهنده» (Fotos que sacuden al mundo) از شبکه اسپانیایی زبان هیسپان تی وی به بررسی ماندگارترین عکس های تاریخ میپردازد و این هفته تصویر سقوط یک مرد در ۱۱ سپتامبر سال ۲۰۰۱ میلادی را بررسی خواهد کرد.

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی رویداد، فراخوان ششمین دوره جشنواره بینالمللی فیلمکوتاه «پرواز» که آذر امسال برگزار میشود، منتشر شد.
در بخشی از متن این فراخوان آمده است:
جشنواره بینالمللی فیلم «پرواز»، رویدادی فرهنگی و غیردولتی برای عرضه برترین فیلمهای کوتاه در سطح ملی و بینالمللی با هدف فرهنگسازی در مورد مسائل و توانمندیهای افراد دارای معلولیت است. با توجه به اینکه ۱۵ درصد از جمعیت جهان به نحوی دچار معلولیت هستند، این رویداد میکوشد با بهرهمندی از دستاوردهای نوین سینماگران باتجربه، حرفهای و جوان در راستای آگاهسازی و ارتقای کیفیت زندگی این افراد که بزرگترین اقلیت جهان هستند، راهگشا باشد.
ششمین دوره جشنواره بینالمللی فیلم «پرواز» از ۱۰ تا ۱۷ آذر ۱۴۰۲ برابر با ۱ تا ۸ دسامبر همزمان با روز جهانی آگاهیبخشی درباره مسائل معلولیت در تهران برگزار خواهد شد.
در این دوره از جشنواره فیلمهای داستانی، مستند، تجربی، پویانمایی با حداکثر زمان ۳۰ دقیقه و فیلمهای ۱۲۰ ثانیهای تولید شده به وسیله تلفنهمراه که باعث ایجاد تنوع و تکثر موضوع در حوزه مسائل افراد دارای معلولیت میشوند، رقابت خواهند کرد. بر این اساس آثاری که با رویکردهای مورد نظر در دوره ششم تولید شدهاند، از اهمیت ویژهای برخوردار خواهند بود.
علاقه مندان برای آگاهی بیشتر از این فراخوان به سایت این رویداد مراجعه کنند.

استاد اسماعیل شیران، که سالها بهعنوان یگانه هنرمند احیاگر سفال زرینفام در اصفهان شهره بود، دنیای فانی را وداع گفت.
خبرگزاری مهر -گروه هنر-علیرضا سعیدی: کارکرد تیتراژ چیزی شبیه به جلد کتاب است که طراحش تلاش میکند با انتخاب عناصر، فرمها و چینشها با کمک گرافیک و موسیقی مخاطبان یک اثر را در جریان موضوع قرار دهد. شرایطی که گاهی بسیار نکتهسنج، اندیشمندانه و حساب شده پیش روی مخاطبان قرار میگیرد و گاهی هم به قدری سردستانه و از روی ادای یک تکلیف اجباری ساخته میشود که بیننده را از اساس از یک اثر تصویری دور میکند. آنچه بهانهای شد تا بار دیگر رجعتی به کلیدواژه «تیتراژ» داشته باشیم، مروری بر ماندگارترین و خاطرهسازترین موسیقیهای مربوط به برخی برنامهها و آثار سینمایی و تلویزیونی است که برای بسیاری از مخاطبان دربرگیرنده خاطرات تلخ و شیرینی است و رجوع دوباره به آنها برای ما در هر شرایطی میتواند یک دنیا خاطره به همراه داشته باشد. خاطرهبازی پس از آغاز و انتشار در نوروز ۱۴۰۰ و استقبال مخاطبان از آن، ما را بر آن داشت در قالب یک خاطرهبازی هفتگی در روزهای جمعه هر هفته، روح و ذهنمان را به آن بسپاریم و از معبر آن به سالهایی که حالمان بهتر از این روزهای پردردسر بود، برویم.
«خاطرهبازی با تیتراژهای ماندگار» عنوان سلسله گزارشی آرشیوی با همین رویکرد است که بهصورت هفتگی میتوانید در گروه هنر خبرگزاری مهر آن را دنبال کنید.
در نود و چهارمین شماره از این روایت رسانهای به سراغ موسیقی متن و تیتراژ فیلم سینمایی «هر شب تنهایی» به کارگردانی رسول صدرعاملی و آهنگسازی محمدرضا علیقلی رفتیم که میتواند در ردیف ماندگارترین و شنیدنیترین موسیقیهای آثار سینمایی و تلویزیونی مرتبط با مقام گرامی حضرت امام رضا (ع) قرار گیرد. مجموعه ملودیهایی که به واسطه حضور و خلاقیت آهنگساز فراموش نشدنی و مولفی چون محمدرضا علیقلی توانست دستمایه و زیرمتن موسیقایی بسیاری از برنامههای رادیویی و تلویزیونی شود که در تجلیل و گرامیداشت امام هشتم پیش روی مخاطبان قرار گرفتهاند.

فیلم سینمایی «هر شب تنهایی» از تولیدات سال ۱۳۸۶ سینمای ایران است که با طرحی از اصغر فرهادی، نویسندگی کامبوزیا پرتوی و رسول صدرعاملی، کارگردانی رسول صدرعاملی و بازی لیلا حاتمی، حامد بهداد، علی بکائیان و مبین عطاری به نمایش درآمد. اثری سینمایی که به نوعی فیلم دوم از سهگانهای بود که صدرعاملی آن را به سفارش آستان قدس رضوی با عنوان «سهگانه زائر» در کنار فیلمهای «شب – ۱۳۸۶» و «در انتظار معجزه – ۱۳۸۸» تولید کرد.
این فیلم روایتگر بخشی از زندگی شخصیتی به نام عطیه نویسنده و مجری یک برنامه خانوادگی رادیویی است. او هر روز به پرسشهای شنوندگان این برنامه پاسخ میدهد و به آنها توصیه میکند با همسرشان چگونه رفتار کنند تا زندگی زناشویی بهتری داشته باشند. او بیمار است و دکترها به وی گفتهاند تنها چهار ماه دیگر زنده است. حالا ۲ ماه نیز از این چهار ماه گذشته و راضی به عمل جراحی هم نمیشود.
عطیه به پیشنهاد همسرش، برای زیارت به شهر مشهد میروند. اما او افسرده و درگیر مناسبات خود و همسرش است تا اینکه در حرم به دختری که مادرش را گم کرده بر میخورد. عطیه دخترک را به قسمت گمشدگان میسپارد، اما دوباره پس میگیرد. آرامش میکند؛ برایش غذا میخرد؛ کفش و لباس نو تهیه میکند و در نهایت هنگام بیماری کودک، خطر متهم شدن به دزدی را به جان میخرد و به فوریتهای پزشکی حرم مراجعه میکند. عطیهای که شاید به خاطر نزدیکی به مرگ قدری ارتباطش با خدا کمرنگ شده و هر بار که میخواهد به زیارت برود، با ذهنی آشفته توانایی این کار را در خود نمیبیند، پس از کمک به دخترک مشتاقانه به زیارت میشتابد.

آنچه رسول صدرعاملی در طراحی و کارگردانی سه گانههایش تمرکز کرده بود، تلاش برای جدایی از کلیشههای رایج آثار سینمایی و تلویزیونی بود که گرچه برای تولید آنها تلاش زیادی صورت گرفته، اما اغلب آنها به شدت اسیر کلیشه و تکرار مکرراتی میشدند که فارغ از مبانی اعتقادی که در میان ایرانیان نسبت به ساحت آسمانی حضرت رضا (ع) وجود دارد، حرف متفاوتی برای گفتن در قاب تصویر نداشتند. شرایطی که صدرعاملی تلاش کرد تا به واسطه استفاده و همراهی از یک گروه بسیار حرفهای و کاربلد در عرصههای مختلف فیلمنامهنویسی، بازیگری، تولید و طراحی، طرحی نو دراندازد تا بتواند سینمای ایران را با دریچه تازهتری از فیلمهای موضوعی به ویژه مرتبط با ائمه و معصومین روبهرو کند. سینمایی که به دور از کلیشهها و شعارها، آمده تا حرفهای متفاوتتری از همان دریچه اعتقادی و ایمانی ایرانیان نسبت به مقام شریف امام هشتم ارائه دهد؛ حرفهایی که از دریچه قاب دوربین سازنده این سهگانهها به ویژه در «هر شب تنهایی» تلاش ارزشمندی برای ارائه این نگاه متفاوت بود.
طبیعتاً در این مجال پرداخت به محتوای فنی و روایی آنچه در «هر شب تنهایی» ارائه شد دربرگیرنده نقطه نظرات متفاوتی در حوزههای مختلف دنیای سینما است. اما آنچه در این بستر تصویری توانست رنگ و لعاب متفاوت و جلوهای لطیفتر و زیباتر از عشق و ارادت ایرانیان به ساحت ملکوتی حضرت رضا (ع) ارائه دهد، موسیقی متن این اثر سینمایی است که بارها و بارها از شبکههای مختلف تلویزیونی هم پیش روی مخاطبان قرار گرفته است و چه انتخاب هوشمندانهای از سوی صدرعاملی برای ساخت ملودیها که محمدرضا علیقلی را برای آهنگسازی این فیلم انتخاب کرد.

محمدرضا علیقلی آهنگسازی به معنا و مفهوم مطلق کلمه «مؤلف» است که همواره نشان داده یکی از قلندرهای کممثال آهنگسازی فیلم در ایران است. هنرمندی که هم موسیقیاش دارای یک شناسنامه شنیداری برای مخاطب است و هم میتواند در هر اثری با ارائه بدعتها و طراحیهای مختلفی که نشأت گرفته از خلاقیت مثالزدنیاش است، همواره حرفهای زیادی برای گفتن داشته باشد.
حرفهایی که با سازبندی متفاوت در قالب محتوا و ارکستراسیونی مناسب و کاملاً در خدمت اثر، نقش بسیار تعیین کنندهای نیز در انتقال پیام اثر و هم درگیرکردن احساس تماشاگر با چنین آثاری دارد و میتواند ایفاگر یکی از نقشهای مهم یک اثر سینمایی باشد که دربرگیرنده مفاهیم اعتقادی و آئینی ایرانیان است.
بیشک درباره مؤلفههای فنی و شنیداری آثار محمدرضا علیقلی این آهنگساز کمحرف سینمای ایران میتوان از دریچه نگاه کارشناسان و صاحبنظران عرصه موسیقی به نقطه نظرات زیادی دست پیدا کرد. چرا که او از جمله آهنگسازانی است که میتواند با شناسایی جزئیات پرکشش مقاطع مختلف یک فیلمنامه که روی اتفاقات و شخصیتها طراحی شده، به نوعی از موسیقی برسد که مخاطب میتواند با شنیدن آن حتی پی به نام فیلم هم ببرد.
شرایطی که بسیاری از آثار ساخته شده از سوی محمدرضا علیقلی گواهی بر این ادعاست. چارچوبی ارزشمند و هدفمند که در موسیقی متن و تیتراژ فیلم سینمایی «هر شب تنهایی» نیز به کار گرفته و موجب شد از زمان پخش عمومی این اثر سینمایی تاکنون، ملودیهای مرتبط با فیلم همچنان در بسیاری از موسیقی متنها و تیتراژهای برنامههای رادیویی و تلویزیونی مورد استفاده قرار گیرد.

آنچه محمدرضا علیقلی برای ساخت موسیقی متن و تیتراژ یکی از سهگانههای رسول صدرعاملی روی آن تمرکز داشت، تلاش برای ارائه ملودیهایی بود که بتواند به معنا و مفهوم مطلق کلمه منتقل کننده ظرایف و محمدرضا علیقلی هنرمندی است که هم موسیقیاش دارای یک شناسنامه شنیداری برای مخاطب است و هم میتواند در هر اثری با ارائه بدعتها و طراحیهای مختلفی که نشأت گرفته از خلاقیت مثالزدنیاش است، همواره حرفهای زیادی برای گفتن داشته باشد محتوای فیلمنامه و طراحیهای مورد نظر کارگردان در لحظه به لحظه فیلم باشد. فیلمی با نشانههای مذهبی غیر کلیشهای که طبیعتاً باید در موسیقی متن هم چنین دستاوردهایی را به دنبال داشته باشد.
فیلمی که مهمترین رویکرد محتوایی آن ارائه اثری متفاوت از مواجهه آدمهای این سرزمین با حضرت رضا (ع) و زائران حرم رضوی است که کارگردان خوب میدانست ریش و قیچی ملودی آن را باید به دست چه کسی میسپرد.
طبیعتاً وقتی کارگردان جزو معدود سینماگرانی باشد که میتواند در حرم امام رضا (ع) فیلمبرداری کند، پس موسیقی چنین قابهایی نیز باید جور دیگری پیش روی مخاطبان قرار گیرد. موسیقیای که قطعاً یکی از مهمترین مولفههایش ایجاد همذاتپنداری است که هر ایرانی به نسبت عرض اراداتش نسبت به بارگاه حضرت رضا (ع) دارد.
محمدرضا علیقلی هنرمندی دارای شناسنامه مشخص است و مخاطب حرفهای با شنیدن آثارش به طور کامل متوجه هنرنمایی او میشود؛ این امتیازی است که برای هر آهنگسازی بهدست نمیآید و تنها از آن یک هنرمند مؤلف میتواند باشد.
علیقلی ۱۵ بار نامزد دریافت سیمرغ بلورین بهترین موسیقی متن فیلم شده است و ۵ مرتبه توانسته عنوان آهنگساز برگزیده این رویداد را از آن خود کند. پس این دستاورد نمیتواند نشأت گرفته از شانس و اقبال برای آهنگسازی در قد و قامت محمدرضا علیقلی باشد.

سمیه قاضیزاده منتقد و روزنامهنگار سینمایی چندی پیش بود که درباره مؤلفههای موسیقایی آثار محمدرضا علیقلی به ویژه آهنگسازی فیلم سینمایی «هر شب تنهایی» نوشته بود: به نظر میرسد که این روزها همینطور دارد به تعداد کارگردانانی که علاقه چندانی به استفاده زیاد از موسیقی متن ندارند افزوده میشود و ظاهراً رسول صدرعاملی هم آخرین فردی است که به این قشر اضافه شده است؛ اگرچه او در انتخاب آهنگساز بسیار حساس است و در اغلب کارهایش پیوسته سعی داشته تا از آهنگسازان شاخصی چون مجید انتظامی برای فیلم «من ترانه ۱۵ سال دارم» یا فریبرز لاچینی برای فیلم «دیشب باباتو دیدم آیدا» استفاده کند. ظاهراً محمدرضا علیقلی انتخاب خوبی برای پروژههای مشهد صدرعاملی بوده است؛ چرا که پیش از این در «شب» نیز از همین آهنگساز استفاده کرده بود.
«هر شب تنهایی» با موسیقی قطار شروع میشود و با همان موسیقی هم به اتمام میرسد، نه تیتراژ ابتدایی و نه انتهایی آن موسیقی را به عنوان موسیقی مجزای متن ندارد. در طول فیلم هم این روند تکرار میشود. موسیقی غالب فیلم موسیقی طبیعت است؛ طبیعتی که فیلم با خود به همراه میآورد؛ از آواهایی که از رادیو تاکسی شنیده میشود تا آواز حامد بهداد، تا موسیقی نقارههای حرم امام رضا (ع) که به زیبایی با طیف ملایمی از موسیقی علیقلی ترکیب شدهاند.
ساز بارز «هر شب تنهایی» فلوت است که هم آوایی با نقش «عطیه» را به عهده داشته است و در اغلب لحظاتی که قرار بوده تا عطیه حتی برای اندک دقایقی منقلب شود، صدای فلوت است که شنیده میشود.

موسیقی «هر شب تنهایی» موسیقی آرامی است؛ موسیقیای که بارها و بارها در طول روز شبیه آن را از شبکههای مختلف رادیویی زیر صدای گوینده میشنویم و شاید فرق عمدهاش با موسیقیهایی که از رادیو پخش میشود در سرعت به اتمام رسیدنش باشد.
اگرچه تعداد قطعاتی که به عنوان موسیقی متن فیلم ساخته شدهاند بسیار اندک هستند و در کنار اندک بودنشان بسیار کوتاه هم هستند، اما توانستهاند در لحظاتی که لازم است با موسیقی «هر شب تنهایی» موسیقی آرامی است؛ موسیقیای که بارها و بارها در طول روز شبیه آن را از شبکههای مختلف رادیویی زیر صدای گوینده میشنویم و شاید فرق عمدهاش با موسیقیهایی که از رادیو پخش میشود در سرعت به اتمام رسیدنش باشد مخاطب ارتباط برقرار کنند. البته شروعها و پایانهای بسیار نزدیک قطعات این موسیقی فیلم باعث شدهاند تا پیش از آنکه مخاطب توانایی همراهی با آن را پیدا کند، به اتمام برسد، از این حیث موسیقی هرشب تنهایی سعی نکرده است تا ملودیپرداز باشد بلکه بیشتر به فرم پرداخته است.
نگار پدرام نوازنده تار، مدرس و پژوهشگر موسیقی هم چندی پیش بود که در مقالهای با نام «امضای آهنگساز روی موسیقی فیلم» به تحلیل و تمجید از ملودی محمدرضا علیقلی برای آهنگسازی فیلم «هر شب تنهایی» پرداخته و نوشته بود: در هر شب تنهایی، در نخستین سکانسی که موسیقی میشنویم، سکانس مربوط به پخش برنامه رادیویی است که در آن گیتار الکترونیک در پس زمینه صدای لیلا حاتمی پخش میشود. این بخش را نمیتوان جزو موسیقیای که محمدرضا علیقلی برای فیلم ساخته به حساب آورد، چرا که با موسیقی کل فیلم تفاوت دارد.
دومین قطعه موسیقی که در این فیلم میشنویم، ادامه همین سکانس مربوط به برنامه رادیویی است که بازیگر زن فیلم بهعنوان مجری برنامه درباره مرگ صحبت میکند. در این صحنه قسمتی از یک رکوییم (سرود عزا در موسیقی غربی) شنیده میشود که با موضوع کلی فیلم و موضوعی که مجری برنامه درباره آن صحبت میکند، ارتباط دارد.

اما نخستین سکانسی که موسیقی خود فیلم شنیده میشود، سکانس پیدا شدن بازیگر زن توسط مرد است که تقریباً در نیمههای فیلم اتفاق میافتد. در این سکانس موسیقی ارکسترال و پر حجم شروع میشود و با تأکید بر فلوت و سازهای بم ارکستر، در نهایت با پیانو و فلوت به فضایی آرام فرود میآید. در قسمت بعدی نیز ارکستر پرحجم شنیده میشود که ملودی اصلی آن با فلوت و پیانو نواخته میشود. البته اگر بخواهیم یک مشخصه برای موسیقی فیلم هر شب تنهایی درنظر بگیریم، باید به حضور پررنگ ساز عود و کلاً سازهای بم اشاره کرد که علیقلی مثل همیشه از آنها بهخوبی استفاده کردهاست. در عین حال نقش فلوت نیز در برخی صحنهها زیاد است اما تمرکز اصلی بر سازهای بم قرار دارد. در مجموع قطعات کوتاه هستند و ناگهان پایان مییابند و دوباره شروع میشوند.
اگرچه هیچ آهنگسازی از کارهای قبلی خود تقلید نمیکند اما اغلب آنها در کارهایشان ردپایی بهجا میگذارند که مثل امضا در آثار نقاشی میماند. از سوی دیگر علاقه آهنگساز به برخی سازها و شناخت ظرفیت و توان هر ساز نیز میتواند دلیلی برای استفاده بیشتر از آن ساز یا سازها باشد.
شاید علیقلی یکی از آهنگسازانی باشد که بدون دیدن نامش در تیتراژ فیلمها نیز تنها با شنیدن موسیقی آن میتوان تشخیص داد که این اثر را علیقلی ساخته است؛ «هر شب تنهایی» یکی از همین نمونههاست. بهویژه آنکه به موسیقیای که علیقلی برای فیلم «خیلی دور، خیلی نزدیک» ساخته نیز بسیار نزدیک است.

به هر ترتیب همان طور که در گزارههای رسانهای متعدد درباره آهنگسازان مهم و مؤثر سینمای ایران یاد شده، به طور حتم نام محمدرضا علیقلی در جایگاه بسیار ممتاز و درخشان باشگاه آهنگسازان مؤلف سینمای ایران قرار دارد که ضرورت دارد از تجربههای مهم و ارزشمند این هنرمندان در قالبهای متفاوت به بهترین شکل ممکن استفاده شود. چارچوبی که اجرای آن نیازمند هدایت و راهبری دقیقی به واسطه حضور انجمنهای صنفی و مجموعههای آموزشی حوزه سینما است که میبایست در کنار دیگر مؤلفههای آموزشی حوزه سینما در جایگاه بالاتری قرار گیرند.

نمایشگاه بینالمللی تصویرگری با موضوع صلح در تاریخ جمعه ـ ۳۱ شهریور ۱۴۰۲ ـ در گالری زمستان خانۀ هنرمندان ایران افتتاح میشود.

بهزاد خورشیدی طراح و گرافیست سینمای ایران، درباره بیتوجهی به طراحی پوستر و عکاسی در سینمای مستند به خبرنگار مهر گفت: من معتقدم یک فیلم مستند خوب، قطعاً به پوستر و عکس استاندارد و هنرمندانهتری هم نیاز دارد. البته این موضوع، چیزی نیست که با دستورالعمل و بخشنامه یک مرکز دولتی انجام بگیرد. در واقع، این موضوع باید از ابتدا و در زمان پیشتولید گروه تولید یک فیلم مستند یا یک فیلم داستانی انجام بگیرد. وقتی یک گروه حرفهای با دقت نظر و هدفمند کارش را شروع کند، همه عوامل فنی گروه هم میدانند برآیند فیلمشان چه خواهد شد. قطعاً فیلمساز کاربلد با گروهی حرفهای فیلمش را پیش میبرد.
خورشیدی در ادامه گفت: در واقع بحث این نیست که پوستر در سینمای داستانی مهجور نیست و در سینمای مستند به آن توجه لازم نمیشود. بالطبع، سینمای مستند و کوتاه حتی در سراسر جهان هم از بیننده اندک و محدودتری برخوردار هستند البته به این معنا نیست که «گونه» فیلم از اهمیت کمتری برخوردار باشد. قطعاً یک فیلم سینمای داستانی بلند به نسبت یک فیلم مستند و یا کوتاه، مخاطب بیشتری هم دارد. در سینمای اروپا و به خصوص در فرانسه از سالهای دهه ۳۰ میلادی، برای نمایش فیلمهای خاص و متفاوت، (در واقع با پیشبینی مخاطب اندک برنامهریزی مدّون و مخصوصی) داشتهاند و در شهر پاریس هم سالن نمایش فیلمی به نام اتوپیا ساخته شده است. به اعتقاد من، یک فیلم خوب برای عرضه و نمایش مناسب و دیده شدن، به پوستر و تبلیغات استانداردی هم نیاز دارد. اینها ۲ عنصر جداییناپذیر هستند.
طراح پوستر فیلم «کپی برابر اصل» درباره تاثیر جشنواره «سینماحقیقت» و مورد توجه قرار گرفتن استاندارد تبلیغاتی برای فیلمهای مستند توضیح داد: من در سالهایی که به عنوان مدیر هنری سینمای «هنر و تجربه» بودم، تلاش کردم تا کارگردانها و یا تهیهکنندههایی که فیلمهای خود را برای نمایش در «هنر و تجربه» میآورند، به داشتن پوستر هنرمندانهتر و یا به قول فرنگیها آرتیستیکتری ترغیب کنم. جالبتر اینکه در «هنر و تجربه» این ایده و فکر با استقبال مالکان این فیلمها مواجه شد و طی چند سال با پوسترهای خوبی که گرافیستهای حرفهای و حتی تازهکار، طراحی و خلق کردند، مجموعهای از بهترین پوسترهای استاندارد و با کیفیت به وجود آمد و در بینالها و مناسبتهای مختلف، از جمله جشنواره فیلم فجر، برنده جوایز متعددی هم شدند.
طراح پوستر مستند «بانو قدس ایران» عنوان کرد: مرکز گسترش در جشنواره «سینماحقیقت» میتواند با همین ایده و در آغاز راه، با برگزاری یک گالری پوستر و عکس در یک پردیس سینمایی این کار را آغاز کند. البته برای رسیدن به نتیجه مطلوب، از انتخاب پوستر تا عکس را به گروهی حرفهای بسپارد؛ در واقع با مجموعهای از پوستر فیلمهای مستند و کوتاه چند سال اخیر، مثلاً ۳۰ پوستر و ۳۰ عکس خوب هم کفایت میکند. زمان آن هم در روزهای برگزاری جشنواره «سینماحقیقت» باشد مطلوب است. مرکز گسترش میتواند، کارگردانها و تهیهکنندگان فیلمهای مستند و کوتاه را به داشتن پوستر و عکس استاندارد و هنرمندانهتری تشویق و ترغیب کند. قطعاً در این عرصه هم اتفاقات خوبی رقم خواهد خورد.

روای نقش «ابلیس» در اثر ارکسترال « سوگ شفق» معتقد است: زبان موسیقی، نسبت به تمامی چیزهایی که تا به امروز دیده و شنیده شده، متفاوت است.

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی سازمان سینمایی سوره، عصر روز گذشته ۲۱ شهریور ماه همزمان با روز ملی سینما مدیران سازمان سینمایی سوره از جمله حمیدرضا جعفریان رئیس سازمان سینمایی سوره، امیررضا مافی مدیر مرکز انیمیشن سوره و هادی فیروزمندی مدیر ارتباطات سازمان سینمایی سوره با جمال شورجه نویسنده و کارگردان پیشکسوت سینما دیدار کردند.
در این دیدار احمد میرعلائی، حسین زندباف و محمدرضا حکیمپناه نیز حضور داشتند.
جمال شورجه در این دیدار ضمن تبریک روز ملی سینما به همه فعالان این حوزه در سخنانی کوتاه گفت: ما هرچه داریم از انقلاب داریم. سینما هم هرچه دارد از انقلاب اسلامی دارد. حالا نوبت سینماگران و هنرمندان است که زیر بال و پر انقلاب را بگیرند و به کمک آن بیایند.
وی ادامه داد: در حال حاضر جنگ بر سر فکر و هنر و فرهنگ است، باید همگی لباس سربازی بپوشیم و به کمک رهبر معظم انقلاب که مرشد و مولای ما است، بیاییم.
این کارگردان پیشکسوت با بیان اینکه سینماگران او را رکوردار حضور در شورای پروانه ساخت و پروانه نمایش میدانند، اظهار کرد: یک زمان هرچه فیلم رد میشد، میگفتند کار من بوده است در حالی که در تمام این مدت به اندازه وسع خود تلاش کردم کارم را درست انجام بدهم و سنگاندازی نکنم.
شورجه در پایان صحبتهای خود مطرح کرد: سازمان سینمایی حوزه هنری از گذشته تاکنون به ویژه در دوره جدید با ریلگذاری خوبی که کرده، جهت فعالیت خود را مشخص کرده است و اگر اینگونه پیش برود، موفق خواهد شد. ما نیز این نهاد را در جهت رسیدن به اهدافش کمک خواهیم کرد.

امیرعباس کنعانی کارگردان مستند «مقدس نما» به بهانه رونمایی از این مستند، در گفتگو با خبرنگار مهر، درباره آن توضیح داد: ساخت مستند «مقدسنما» از آنجایی آغاز شد که احساس میکردم همواره در جمع بچههای حزباللهی و مذهبی، شاهد تقابل ۲ نگاه نسبت به اسلام هستیم؛ عدهای اسلامی بیتفاوت به همه چیز را میخواهند و تنها قایل به حفظ دین خود هستند. در مقابل اما تفکری هست که ما به آن پایبند هستیم و آن هم اسلامی سیاسی است. برای بررسی این تقابل بود که به سوژه انجمن حجتیه رسیدیم.
وی افزود: زمانی که این انجمن پیش از انقلاب و در حد فاصل سالهای ۳۲ تا ۴۲ تأسیس شد، اکثر علما در موضع مبارزه با بهائیت از آن حمایت میکردند اما از سال ۴۲ به بعد که نهضت امام خمینی (ره) برای مبارزه با شاه کلید خورد، آرامآرام تقابل آنها با این جریان عیان شد تا جایی که در دهه ۵۰ این انجمن همکاریهایی را با ساواک داشت. در حالی که بیشتر اعضای ساواک از همان بهاییان بودند. بهانهشان هم تنها این بود که بتوانند فعالیت خود را ادامه دهند.
این مستندساز ادامه داد: عدهای از مبارزان در جریان نهضت امام خمینی (ره) در مسیر مبارزه با رژیم پهلوی دستگیر، تبعید و حتی اعدام میشدند، این گروه در حال همکاری با ساواک بودند. ما سراغ این موضوع رفتیم که در مبارزه با فرقه ضداسلامی بهاییت، ۲ گروه به ظاهر در حال مبارزه بودند، یکی نهضت امام خمینی (ره) و دیگری همین انجمن حجتیه و این سوال را مطرح کردیم که واقعاً فعالیت کدام یک منجر به موفقیت شده است. انجمن حجتیه هیچگاه نمیتوانست خطر این فرقه را دفع کند و این جریان امام (ره) بود که پایگاه این فرقه را در ایران از بین برد. سعی کردیم در این روایت تاریخی تقابل باورمندان به اسلام سیاسی و اسلام سکولار را نشان دهیم.
آرشیو تصویری از انجمن حجتیه موجود نیست
کنعانی درباره استفاده از مستندات مربوط به انجمن حجتیه و فرقه بهائیت در این مستند هم گفت: مستندات مربوط به بهائیت بیشتر مکتوب بود و متنهایی از آنها بود که صراحتاً میگفتند ما باید اسلام را از بین ببریم. صوتی که از اعضای این گروه در فیلم میشنویم هم یک صوت بازسازی شده بر مبنای یکی از همین متون است. ما هرچه گشتیم، نوار مربوط به آن جلسه را پیدا نکردیم تا بتوانیم از اصل صوت استفاده کنیم. درباره انجمن حجتیه هم آرشیوی که در اختیار داشتیم بیشتر عکس بود و آرشیو ویدئویی از آنها تقریباً وجود ندارد. این آرشیوهای تصویری را هم از مستندی که خودشان درباره خودشان ساخته بودند به دست آوردیم. در مرکز اسناد و آرشیو صدا و سیما، هیچ عکس، فیلم و صدایی از انجمن حجتیه نبود که بتوانیم به راحتی به آنها دسترسی داشته باشیم.
اینکه چرا به امروز انجمن حجتیه نپرداختیم هم به حساسیت برخی نهادهای امنیتی مربوط میشود. حتی خود انجمن هم چند لایه امنیتی برای خود تعریف کرده است که وقتی چند نوبت خواستیم با عضویت جعلی در این انجمن، در جلساتشان حضور پیدا کنیم موفق نشدیم
کارگردان مستند «مقدسنما» درباره گفتگو با کارشناسان و حضور برخی چهرههای تکراری در این مستند هم گفت: ما برای گفتگوهای کارشناسی به خیلی از افراد رو انداختیم. خیلیها وقتی اسم انجمن حجتیه را میشنیدند حاضر به گفتگو نمیشدند. در حالی که برخی از آنها حتی کتاب در این موضوع داشتند اما با اعلام اینکه ما تخصصی نداریم، این موضوع را از سرشان باز میکردند. به همین دلیل در این مستند تنها سه مصاحبه داریم و بیشتر حرفهای تند و تیز هم مربوط به عباس سلیمینمین است.
وی درباره تمرکز روایت این مستند بر تصاویر آرشیوی هم توضیح داد: از آنجایی که هدف اصلی ما ارائه یک روایت تاریخی بود، تلاش کردیم با اسناد موجود و تصاویر آرشیوی، این روایت را مستند کنیم.
کنعانی درباره فعالیت دنبالهدار بهاییان و بازماندههای انجمن حجتیه در تاریخ معاصر و عدم اشاره به این موضوع در مستند هم گفت: ما ابتدا میخواستیم به امروز انجمن حجتیه هم بپردازیم اما اینکه به بهاییت نپرداختیم، کاملاً عامدانه بود چرا که میخواستیم تمرکزمان بر روی تقابل حجتیه با نهضت امام خمینی (ره) باشد. البته ناگزیر بودیم به اندازهای به بهاییت و تقابل آن با اسلام بپردازیم تا بعد بتوانیم درباره مسیرهای مبارزه با این فرقه حرف بزنیم. اینکه چرا به امروز انجمن حجتیه نپرداختیم هم به حساسیت برخی نهادهای امنیتی مربوط میشود. حتی خود انجمن هم چند لایه امنیتی برای خود تعریف کرده است که وقتی چند نوبت خواستیم با عضویت جعلی در این انجمن، در جلساتشان حضور پیدا کنیم موفق نشدیم. در لایههای امنیتی به راحتی سابقه رسانهای ما را استخراج میکردند و متوجه میشدند وابسته به نهادهای انقلابی هستیم.
وی افزود: انجمن حجتیه معروف است که حساسیت بالایی بر روی تشکیلات خود دارند و اصلاً اجازه نمیدهند فرد غریبه به جمعشان وارد شود. این انجمن هنوز فعال هستند اما با اسم و رسم فعالیت نمیکنند و گاهی باید یک سخنرانی و منبر را دنبال کنید تا متوجه شوید که همان حرفها را میزنند. حتی مراسم و هیأتهای مذهبی خاص خود را دارند که گاهی مخاطب عمومی هم به آن وارد میشود اما کسی متوجه ماهیت واقعی آنها نمیشود. در شهر تهران هم بیشتر تمرکز آنها حوالی منطقه یک شهر است.
فعالیت رسانهای بهاییان علیه اسلام و ایران
کارگردان مستند «مقدسنما» در ادامه درباره حساسیتهای رسانهای بر روی موضوع بهاییت در ایران گفت: برخی کارمندان رسانههای فارسی زبان مانند بیبیسی اساساً بهایی هستند. حتی گروههایی که در این رسانهها علیه انقلاب اسلامی تولید محتوا میکنند، ریشه در فعالیت بهاییان علیه جمهوری اسلامی دارند. اینگونه نیست که بگوییم آنها امروز فعالیتی علیه اسلام ندارند. حتی برخی معتقدند آنها پایگاههایی هم در کشور دارند تا علیه انقلاب و اسلام فعالیت داشته باشند. اینها حتی دین رسمی هم محسوب نمیشوند و فرقهای هستند که نهایت ۲۰۰ سال قدمت دارند. از نگاه اسلام هم معتقدان به این فرقه، قطعاً مرتد هستند.
کنعانی درباره زمان صرف شده برای تولید این مستند هم گفت: «مقدسنما» در طول ۲ سال ساخته شد اما در این مدت فعالیت پیوسته نداشتیم. در چند نوبت تولید پروژه متوقف شد و به همین دلیل فرآیند ساخت آن کمی با کندی پیش رفت. نزدیک به ۵ ماه هم پژوهش برای ساخت این مستند داشتیم.
این کارگردان درباره عدم استفاده از نریتورهای مطرح برای این مستند هم توضیح داد: قصد ما استفاده از استاد ناصر طهماسب بود اما در پاسخ به دعوت ما گفتند که دیگر کارهای سیاسی را صداپیشگی نمیکنم. در مشورتی که با عوامل داشتیم هم تصمیم گرفتیم صدای ناآشناتری را انتخاب کنیم تا از صداهای تکراری مستندهای مشابه انقلابی هم فاصله بگیریم.