سینماپرس: فیلم سینمایی «حوا، مریم، عایشه» در زمره آثار موسوم به «ملودرام خاورمیانهای» و سینمای «خرابشهر» (dystopia) قرار میگیرد که در شرایط ولنگاری فرهنگی و در پرتو جهالت و یا حماقت مدیریت فرهنگی کشور توانست تا در دوران پسا بازگشایی سینماهای ایران به نمایش درآید.
حمید خرمی/ فیلم سینمایی «حوا، مریم، عایشه» در زمره آثار موسوم به «ملودرام خاورمیانهای» و سینمای «خرابشهر» (dystopia) قرار میگیرد که در شرایط ولنگاری فرهنگی و در پرتو جهالت و یا حماقت مدیریت فرهنگی کشور توانست تا در دوران پسا بازگشایی سینماهای ایران به نمایش درآید.
|
«ملودرام خاورمیانهای» عنوان عمومی آثار و تولیداتی است که مبتنی بر آن کارگردان سعی دارد تا با ابژه «زن و جنگ» و تحت لوای واژه آسیبشناسی (pathology) اقدام به فلاکت نمایی جامعه مبدأ خود نماید. جامعه ای که عموما در برگیرنده ملل مسلمان شرقی می باشد. در این راستا کارگردان اثر نیز با استفاده از همین روش سعی نموده تا با جلب نظر جشنواره های غربی به آلاف و الوفی در صنعت سینما رسیده و وجاهتی از برای خود کسب نماید.
|
فیلم سینمایی
«حوا، مریم، عایشه» برای نخستین بار در آذرماه سال ۱۳۹۸ هجری شمسی به اکران عمومی در کشور گذاشته شد. اکرانی با حمایت همه جانه طیف منوالفکر؛ آن هم در حیاط خلوت گروه سینمایی هنر و تجربه! مجموعه ای که طی سال های اخیر توانسته نقش به سزایی را در اشاعه
ولنگاری فرهنگی ایفا نماید!


فیلم سینمایی «حوا، مریم، عایشه» محصول مشترک سینمای افغانستان و ایران است. اثری به کارگردانی خانمی افغانی الاصل به نام صحرا کریمی و با تهیهکننده ای ایرانی و البته در صورت وضعیت تهیهکنندگی شرکت فرانسوی نوری پیکچرز که متعلق به کتایون شهابی است. اثری با ظاهری کاملا مستند گونه و موجه که فیلمبرداری آن در شهر و کوچه پسکوچههای کابل و در لوکیشن های واقعی و با حضور بازیگران و نا بازیگران افغانستانی انجام شد و البته امور پس از تولید فیلم، در ایران و با حمایت گسترده برخی نهادهای فرهنگی کشور به سرانجام رسیده است.
|
صغرا کریمی که پس از اخذ دکتری خود از دانشگاه هنر و فیلم جمهوری اسلواکی دیگر خود را صحرا کریمی می خواند. از موالید افغانستانی در جمهوری اسلامی ایران می باشد که در سال ۱۳۶۴ هجری شمسی به دنیا آمد و تحصیلات ابتدایی خود را در ایران گذراند و به عنوان بازیگر در چند فیلم ایرانی ازجمله فیلمهای رخشان بنی اعتماد به ایفای نقش پرداخت. البته دیری نپایید که صحرا کریمی در پرتو روابط با طیف منوالفکر سینمای ایران توانست به موقعیت اولیه دست یافته و مشاورت های صورت گرفته سبب شود تا وی پس از شرکت در فستیوال فیلم براتیسلاوا دیگر به ایران برنگردد و با تقضای پناهندگی ازکشور اسلواکی به تابعیت سوم دست یابد! البته عاملیت وی به عنوان یکی از دست پروردگان طیف منوالفکر و غرب زده جامعه ایران سبب شد تا روابط او با پیکره سینمای شبه روشنفکری ایران آنچنان عمیق شود که در رساله دکترای او که درباره موج نو سینمای ایران است نیز منعکس گردد.
اما چند سالی است که صغرا کریمی با ژست و فیگور: «نخستین و تنها زن افغانستانی که دارای مدرک دکترای سینما» ؛ به تابعیت ابتدایی خود مراجعت نموده و ضمن تولید چندین اثر کوتاه و مستند و داستانی؛ هم اکنون به عنوان یکی از مدیران سینمایی افغانستان شناخته می شود.
|
فیلم سینمایی
«حوا، مریم، عایشه» اثری در راستای
اهداف فرهنگی غرب در افغانستان می باشد. اثری که مبتنی بر
پروسه جامعه سازی مد نظر ایلات متحده در الگوی
جامعه اسلامی افغانستان سعی می کند تا نوعی غلیظ از
فمینیسم را به گروه مخاطب خود حقنه نموده و از این جهت به ترسیم
زنان تباه شده افغانی مبادرت می ورزد. این در حالی است که پس از اشغال افغانستان در سال ۲۰۰۱ میلادی و با ادامه درگیریهای ناتو، آمریکاییها ضمن افزایش حضور نظامی خود در این کشور، اقدام به گسترش سلطه نَرم خود در جامعه جنگ زده افغانستان نموده و از این جهت بود که با تمرکز بر
ایجاد مطالبات فمینیستی در میان
ملت مسلمان افغانستان سعی نمودند تا با استفاده از شعارهای فریبنده و برندهای تبلیغاتی موثری همچون
«قانون منع خشونت علیه زنان» ضمن استحاله
سبک زندگی اسلامی اقدام به جایگزینی
سبک زندگی غربی در میان توده های جامعه افغانستان نمایند.
|
استقرار رسمی ایلات متحده آمریکا در افغانستان و شروع سفرهای متعدد لورا بوش همسر رییس جمهور وقت ایالات متحده به این کشور به وضوح نشان داد که یکی از اولویت های اصلی ایالات متحده در نوع اقدامات نَرم خود در لایه فرهنگی های جامعه افغانستان؛ پیگیری یک برنامه بلند مدت راهبردی در راستای حیا زدایی با تمرکز بر جامعه زنان این کشور می باشد. هدفی که تا به امروز با سرعت و قوت به پیش رفته و گسترش پدیده هایی همچون سست شدن بنیان خانواده و کاهش موالید در این کشور مسلمان و تغییر ذائقه مصرف مردم به سمت کالاهای وارداتی و فلج نمودن بازار فروش تولید داخل از جمله دست آوردهای آن مبتنی بر منویات مد نظر ایلات متحده آمریکا می باشد.
به عبارت دیگر؛ اعمال قدرت نَرم ایالات متحده آمریکا در افغانستان موجب پا گرفتن تفکرات تندرویانه فمینیستی و بهطورکلی تزریق روح مرد ستیزی بر بستر جامعه زنان این کشور و تعهد زدایی از پیکره ایشان گشت. تفکراتی که به دنبال آن نهاد خانواده، سنت و فرهنگ بومی این جامعه متزلزل شده و اساسا اصرار آمریکا بر عدم تأثیرپذیری جامعه مُدرن این کشور از اقوام شیعه و سنی افغانستان و حضور مداوم و مستمر شخصیت هایی همچون آنجلینا جولی (Angelina Jolie) در میان توده های عمومی جامعه افغانستان را می توان برای جا انداختن سبک زندگی آمریکا در میان ملت مسلمان افغان قلمداد نمود.
|
در این شرایط است که شخصیتی آموزش دیده همچون
صحرا کریمی پا به عرصه فیلمسازی در جامعه افغانستان نهاده و با برندسازی از خود و تحت لوای عناوین جذابی همچون دکتر و … نخستین فیلم خود را با عنوان
«حوا، مریم، عایشه» تولید می کند. اثری که به ترسیم سه صحنه از سه ازدواج ناکام، یا بهتر بگوییم، سه صحنه از سه زن ناتمام و برزخ میان زن یا مادر بودن می پردازد. اثری سه اپیزودی و درباره قصه سه زن که باظرافت و به شکلی سینمایی در یکجا به هم وصل میشوند
.

در فیلم سینمایی
«حوا، مریم، عایشه»، شخصیت
حوا که نقش او را
«آرزو آریاپو» بازی کرده؛ کارگردان به ترسیم زن جوان سنتی مبادرت می ورزد که اکنون حامله است. زنی که نام او مخاطب را به یاد انسان های نخستین می اندازد. زنی که کار روزانه او رسیدگی به امور خانه، خدمت و پرستاری از مادر شوهری که سکته ناقص کرده و تحمل نق زدنهای پدرشوهر است. او از فشار حاملگی بهسختی راه میرود اما به دلیل بنیان نظام سنتی بهره بری از کالا، بار همه را باید بدوش بکشد و شبانه هم سفارش شوهر را برای مهمانداری از رفقای او تحمل کند و …

بخش عمده نمادهای تصویری فیلم سینمایی «حوا، مریم، عایشه» از پرنده داخل قفس پیرمرد، پیشک، تلههای موش، کبوتر و قرآن نمادهای جاافتاده در اپیزود «حوا» است. پدرشوهر پیر حوا، برای به دام انداختن پیشکی (گربه) که گویا پرنده او را خورده است شبانه تلههای موش را در حیات خانه پهن میکند اما در شب مهمانی و در تاریکی، این حوا است که به تله گیر میکند و با سنگینی خودش به زمین میافتد. اتفاقی که باعث سقط کودک در داخل رحم او میشود.

قصه دوم فیلم سینمایی «حوا، مریم، عایشه» بر محور شخصیتی با نام مریم است؛ زنی که به دلیل خیانت شوهرش، به تازگی از او جداشده است. زنی بظاهر مُدرن که به زبان انگلیسی مسلط است و از همه مهمتر در مقابل ظلم مردانه ایستادگی نموده و در برابر اصرارهای شوهرش برای بازگشت مصمم و قاطع مخالفت میکند. زنی که آمال و آرزویش رسیدن به آزادی و رهایی است از یوق مردان است و به همین جهت است که اکنون در موعد طلاق، بارداری خود را از شوهر پنهان میکند!
|
این قصه شبیه فیلم صحنههایی از یک ازدواج (Scenes from a Marriage) ساخته اینگمار برگمان (Ingmar Bergman) است، فیلمی که در سال ۱۹۷۳ میلادی تولید شد و طی ۱۶۷ به روایت قصه یک زن و شوهر تحصیلکرده می پردازد که زندگی دهسالهشان دچار بحران میشود. زن شوهری تحصیلکرده به نام یوهان و ماریا که یکی استاد انستیتویی تحقیقاتی است و دیگری متخصص مسائل حقوقی طلاق است و اکنون پس از گذشت این همه سال از زندگی مشترک و با وجود داشتن دو فرزند دختر به یکباره دچار طلاق عاطفی می شوند!
|
در فیلم سینمایی
«حوا، مریم، عایشه» شخصیتی با نام
فرید همسر سابق
مریم است که اکنون با تماسهای تلفنی درصدد ارتباط دوباره با او است و از این جهت بخش عمده این اپیزود با نمای بسته و در داخل خانه
مریم میگذرد. حال آنکه فیلمساز از طریق کنشهای
مریم در هنگام مزاحمتهای تلفنی
فرید به روایت تنهایی، اندوه و مصائب کاراکتر فیلمش میپردازد.

در اپیزود دوم زندگی انسان افغانی، زندگی مرفه و مُدرن است و مریم و فرید هر دو از نسل باسواد افغانستان هستند. آن دو از هم جدا شدند اما با این وجود، نظام کنترل از راه دور حاکم بر جامعه سنتی افغانستان در قالب کنترل بر رفت و آمد و تلاش برای کنترل دوباره بر بدن زن هنوز حاکم است و در این میان مسئله عشق، بچهدار نشدن و آزار بیوقفه روح یک زن، بخشی از داستان مریم می باشد که توسط صحرا کریمی به تصویر کشیده شده است.

اما اپیزود سوم فیلم سینمایی «حوا، مریم، عایشه» ماجرای زندگی دختر افغانی به نام «عایشه» است. شخصیتی که نقش او را حسیبا ابراهیمی بازی کرده و همسایه حوا می باشد. دختری که دوستپسرش حامله شده و برای رهایی از عواقب این کار، دست به هر اقدامی میزند و اکنون وقتی خانواده پسر عمویش خواستگاری او آمدهاند، عایشه به سرعت قبول میکند و …

«عایشه» در این فیلم تصویری از یک دختر باسواد است که خصوصیت دوگانه دارد. دختری در میان سُنت و مدرنیته که نقش بازی میکند تا به هدفش برسد. او به عنوان یک دختر در جامعه افغانستان با طلا و هدایا خریداری میشود. اما طلای اهدایی نامزد جوان را به پول نقد تبدیل میکند تا بتواند پرده بکارت خودش را در بازار سیاه طبابت بدوزد! حال آنکه عایشه با دوستش به کلینیک خصوصی زنان میروند. اما برای شناخته نشدن به ابزار چادر متمسک می شود و چادری بر سر میکند و وارد اتاقی میشود که دو شخصیت قبلی فیلم یعنی حوا و مریم هم برای سقطجنین خود به آنجا آمدهاند.

در پایان کلیشه ای ترین قاب «حوا، مریم، عایشه» به نمایش گذاشته می شود و کارگردان به ارایه تصویری از جنین کودک روی دیوار و سه زنی که مقابل هم نشستهاند مبادرت می نماید. تصویری که در پسزمینه آنها و در قاب پنجره این زندان، کبوترها پرواز میکنند و اینجاست که فیلم تمام میشود!

البته از نکات فُرمی فیلم سینمایی «حوا، مریم، عایشه» میتوان به تدوین غیر تداومی آن توسط مستانه مهاجر اشاره کرد که در آن به منطق گرافیکی، فوکس عمیق و چگونگی مونتاژ و کاربرد نشانه روانشناسی تمرکز شده است. این در حالی است که در تدوین غیر تداومی روابط گرافیکی و ریتمی با ساختارهای فرمی بیشتر از منطق روایی، تداوم فضایی و زمانی و جابهجایی کدهای میزانسن دارند. تدوین غیر تداومی و مبتنی به منطق گرافیکی ناشی از چندپارچهگی روایت و ایجاز است که در کنار تمرکز سینماگر بر پیام خاص فیلم، فضای سینمایی مناسبی را خلق میکند. مثلاً در پروسه پیوند نماها، سکانسها و فرمها منطق گرافیکی هیچ پرشی میان اپیزودها را متحمل نمیسازد. به نحوی که حتی در پایان بخش حوا، دوربین از اتاق نیمهتاریک حوا به صفحه تلویزیونی فوکس میکند که در آن شخصیت اپیزود دوم، یعنی مریم در حال گزارش دادن از حمله انتحاری در افغانستان است!

به این ترتیب فیلم سینمایی «حوا، مریم، عایشه» با رویکرد روایت موازی سه داستان را به عنوان اولین انتخابش در سینمایی کردن زندگی این سه شخصیت و مشکلات آنها برمیگزیند. این ساختار روایی، به شدت متأثر از توصیفهای ادبیاتی است. این در حالی است که توصیف از جمله اپیدمیهای رایج در روایتهای نمایشی است و کاربردش پیش کشیدن سطحی از روایت است که کنش فعالانه شخصیت را به حضور دراماتیک و منفعلانه او در بستر موقعیتنمایشی تقلیل میدهد و در واقع این سه زن را به سه «صورتک سخنگو» تبدیل نموده است. صورتک هایی که مانع از مواجهه مخاطب با خواسته اصلی شخصیتها میشوند. از این جهت انتخاب فیلم سینمایی «حوا، مریم، عایشه» برای نمایشی کردن زندگی شخصیتهایش به واسطه زبانی توصیفی و قرار دادن بستر روایت در سه خط موازی و … را می توان متاثر از سینمای شبه روشنفکری ایران قلمداد نمود. تولیداتی با عنوان سینمای اجتماعی که در نهایت قادر نیست و یا اساسا نمی خواهد راهکاری برای حل مشکلات جامعه ارائه کند.

اما در این میان سؤال مهمتر این است که چرا این فیلم باید تمام قامت در ایران حمایت و در این سطح از مقبولیت به اکران عمومی رسیده و مشمول بودجه های حمایتی گروه سینمایی هنر و تجربه شود؟ حمایت از اثری همچون فیلم سینمایی «حوا، مریم، عایشه» آنهم در شرایط تحریم و فشارهای حقوق بشری بر ضد ایران و پیگیری سند ۲۰۳۰ و بسیاری از موضوعات دیگر می تواند حکایت از فرماندهی واحدی داشته باشد که در قالب پروسه نفوذ فرهنگی مورد تعریف واقع شود!
|
وقتی در اوضاع فعلی، الگوی پیشرفت و آرمانشهر و وجاهت معنوی ایران در منطقه مطرح است، چرا مدبران بنفش بر خود فرض می دانند تا از امثال و نظایر فیلم سینمایی «حوا، مریم، عایشه» به صورتی چشمبسته و تمامقد حمایت کنند؟ فیلمی که بهواسطه تصویری از روابط فردی و اجتماعی نامتعارف و ناآشنا و ترویج علنی سقطجنین به عنوان یکی از آموزه های سند ۲۰۳۰، گوی سبقت را از بسیاری از شمایل فیلمهای ضد ایرانی خود همچون فیلم سینمایی «سنگسار ثریا»، یا حتی فیلم سینمایی «بدون دخترم هرگز» و… ربوده است!
|
پُرواضح است که فیلم سینمایی
«حوا، مریم، عایشه» با استفاده از اسامی سه کهنالگوی اسلامی و در قالب اسامی مقدسی همچون
«حوا»، «مریم» و «عایشه» درصدد حقنه این باور غلط است که افغانستان به عنوان یک کشوری از مادر شهرهای اسلامی، دیگر به بنبست نسلی رسیده است و مادران این سرزمین در آستانه مادر شدن، ترجیح میدهند جنین این تمدن را سقط کنند!

به عبارتی دیگر؛ فیلم سینمایی «حوا، مریم، عایشه» تمام تلاش خود را معطوف ترسیم زنانی نموده که می خواهند به تولید نسلی که با درد و رنج همراه بوده و هست پایان میدهند. وقتی تولیدمثل از ستم دیدگی است نه نعمت و قدرت زایش، زنان خواهان سقطجنین در کنار هم نمایش داده میشوند. این در حالی است که حتی عایشه به عنوان نمادی که می تواند بی حرمتی به ساحت نبی مکرم اسلام را در پس ذهنی مخاطب خود تداعی نماید؛ دختر باردار از همخوابگی با عشقی است که جامعه آن را گناه میداند! درواقع «کودک» در زیرپوست این زنها در حال شکل گرفتن است اما به دلیل فقدان محبت و ولایت مردان و … ترجیح میدهند آن را سقط کنند. حال آنکه بلاهت و خیانت مردان را در یک جمود زیستی و مسخشدگی نشان میدهد که دیگر هیچ بذر و نطفهای از نسل این مردان در آن قابلکشت نیست؛ و از آنسو یک ماکتی از بنبست نسلی را از خلال پیرمرد و پیرزنی که فرتوت شدهاند نشان میدهد که گویا ضربان کند زندگی دیگر به شمارش انحطاط و مرگ افتاده است و هیچ راه برونرفتی هم از آن وجود ندارد.
|
از این جهت می توان چنین ادعا نمود که فیلم سینمایی «حوا، مریم، عایشه» از نمای نخست خود که لانگ شاتی از کابل، کلانشهر افغانستان است، اصرار دارد که از «زن» را به عنوان یک سوژه و به مثابه «مادر شهر» به مخاطب خود معرفی کند و تمدنی را نشان بدهد که نماینده سه کهنالگوی اسلامی و دینی، یعنی حضرت حوا علیها السلام، حضرت مریم علیها السلام و جناب عایشه با تصور ذهنی به عنوان یکی از همسران پیامبر اسلام، می باشند و حال این سه الگو، به بنبست و انقطاع تاریخی فرورفتهاند. یعنی حوا، که کهنالگوی «زن تمام» است، در این فیلم بهمثابه زن ناتمام و فاقد نسل معرفی میشود که در برهوت بیغیرتی و فقدان مردانگی، فرورفته است و در گیر جامعه مردسالار و هوس رانی می باشند که پرنده بازی برایشان از زن با ارزشتر است!
همچنین فیلم سینمایی «حوا، مریم، عایشه» به نوعی به نوعی به ترسیم کهنالگوی حضرت مریم سلام الله علیها می پردازد و به عنوان مادر حضرت مسیح که تداعیگر پاکی و برگزیدگی است. شخصیتی که در قالب نمادین شخصیت اثر، علیرغم آن شکوه تمدنی و پیشرفتهای علمی، دیگر دچار افسردگی زنان (woman abuse) و بنبست آگاهی و گناه غریزی و محوشدگی عشق و ولایت شده است.
در نهایت «عایشه» که به عنوان یک اسم اسلامی، در میان برادران اهل سنت شناختهشده است. اسمی که فیلم سینمایی «حوا، مریم، عایشه» با هویت بخشی به آن در صورت وضعیت شخصیت محوری اپیزود سوم سعی دارد تا برای مخاطب مسلمان، تفسیری نادرست از چهره پدر و ولی جامعه میسازد. «عایشه» نمایش یک ازدواج مصلحتی برای گریز از عواقب سنتی رابطه ممنوعه در نظام دینی و اجتماعی می شود و اگر چه اپیزود سوم از «عایشه» چهرهای مثبت میسازد، اما از منظر کلی فیلم، شخصیت «عایشه» به عنوان نسل جوانتر در همان جایگاهی میافتد که حوا و مریم هم پیش از او در آن افتادهاند؛ یعنی زندانی به وسعت یک جغرافیا. زندانی که هیچ رستگاری و معجزهای در آن وجود ندارد.
فیلم سینمایی «حوا، مریم، عایشه» با وجهتسمیه قرار دادن این سه اسم دینی، درصدد بازنمایی یک خرابشهر اسلامی است. پس قطعا این بنبست نسلی اگر در کشورهای غربی و یا ایالات متحده آمریکا ساخته میشد، شاید از وجاهتی برخوردار بود، اما چرا فیلمسازان منوالفکر از ملل شرقی ترجیح دادهاند این فلاکت را به کشورهای خود نسبت بدهند!؟ سؤال این است که چرا اسامی این بانوان باید اسامی دینی باشد!؟ درحالیکه اسم خود کارگردان صغری بوده و حتی سایر شبه روشنفکران ایرانی و افغانی و … عموما اسامی ساده و معمولی دارند!
|
در مجموع فیلم سینمایی
«حوا، مریم، عایشه» یک اثر به شدت
فمینیستی است که زنان مسلمان افغان را مشغول بازتولید یک چرخه تکراری به تصویر می کشد. زنانی که همچنان در تله سنت و مذهب اسیر بوده و به مثابه کالایی برای بهرهوری جامعه مردسالار پیرامونی خود فرض می شوند. این در حالی است که اثر به شکلی کلیشه ای از نظام نشانههای گفتاری بهره گرفته و مخاطب را با محصولی روبرو می نماید که در آن صدای
«زن» صدای غالب است و به شکل آگاهانه به حذف صدای مرد، استدلال مرد، عذرخواهی مرد، پشیمانی مرد و ابراز علاقه مرد میپردازد.
|
رویکرد فمینیستی در فیلم سینمایی «حوا، مریم، عایشه» به نحوی غلیظ است که حتی اگر چه «عایشه» به صراحت می گوید که: گاهی در این شهر معجزه رخ میدهد؛ اما مخاطب از ابتدا تا به انتها مشاهده می کند که این معجزه، چیزی جز فرار از دین و راهکارهای شریعت اسلامی نیست! و به گواه ترانه پایانی فیلم که تکخوانی یک زن است، میشنویم که میگوید «اگر جای عایشه بود میفهمیدی که دنیا جای گرگهاست» و یا «اصلاً به این دنیا نیا چون دنیا پر از گرگ است» و …؛ سخنانی که در قاب دوربین جا نشده و کارگردان مجبور شده تا در قالب دیالوگ به نحوی مخاطب خود را با آن آشنا سازد و در سایه بد ذات پنداری مردان، تیره روزی زنانی را حکایت کند که تنها جرمشان زن بودن است و به صورت مشخص بیان دارد که همین زن بودن است که باعث قربانی شدن آنها میشود و از این جهت فیلم، تراژیک است و تمام بار عاطفی مرگ کودک را شعری از شاعری افغانی با تابعیت انگلیسی به نام سهراب سیرت به دوش می کشد. شعری که در پس موسیقی پایانی به دوش رسیده و خواننده به آرامی میخواند: «گهوارگک در پهلویم خالی است…»
|
در پایان باید یادآور شد که فیلم سینمایی
«حوا، مریم، عایشه» به هیچ عنوان درصدد حل معضل اجتماعی نمی باشد. بلکه کارگردان سعی دارد تا از پشت ساختار آرام فیلم، میزانسن، استفاده نکردن از موسیقی متن، تأثیرپذیری از اینگماربرگمن و میکل انجلو آنتونیویی یک بحران عاطفی، ژئوپولتیک فقر و فحشا، خیانت و رابطههای ناپایدار را در بطن جامعه اسلامی افغانستان به نمایش میکشد و از این جهت است که سعی می کند تا با نگاه محافظهکارانه از یکسو آموخته های خود از شیوههای رایج در طرح موضوعات مربوط با حقوق زنان در سینمای ایران را به تصویر بکشد و از سوی دیگر با غلبه لحنی شاعرانه و وابسته به تکنیکهای سینمایی برای نشان دادن زندگی سه شخصیت حاضر در فیلم بهره برده و به این طریق از خود وجاهتی برای آینده فرهنگ و هنر افغانستان محیا سازد.


علیرضا رئیسیان گفت: اصالت به سرمایه چندسالی است که در حوزه فرهنگ کشور باب شده و فقط منحصر به سینما نیست، در حالی که در هیچجای دنیا اصالت صرفا با سرمایه نیست و مهارت و کارایی آدمها مساله اول است.
به تازگی سازمان سینمایی لیست پروانه ساخت کارگردانهای فیلماولی را منتشر کرد.
ورود به سینما و دریافت مجوز برای کارگردانی از سالها پیش موضوع مهمی در سینمای ایران بوده است. شیوه دریافت مجوز کارگردانی و ساخت فیلم در اینسالها دچار تغییراتی شده است. برای بررسی بیشتر موضوع و اینکه اصولا روش دریافت مجوز کارگردانی چیست با علیرضا رئیسیان کارگردان، تهیهکننده که سالها رییس کانون کارگردانان بوده و نامش در لیست فیلماولیها به عنوان تهیهکننده وجود دارد گفتوگویی انجام دادهایم که در ادامه میخوانید.
*آقای رئیسیان چهکسانی برای فیلمسازی به شما مراجعه میکنند؟ آیا آشنا هستند یا با واسطه معرفی میشوند؟
-درباره شخص من آقای قوامی پارسال دستیارم بود و درخواست کرد که برای ساخت اولین فیلم کمکش کنم. البته این دفعه اول نبوده و زمانیکه در کانون کارگردانان بودم جوانان زیادی مراجعه میکردند. از جنبه عمومی اما این کار از زمان مرحوم سیفالله داد به کانون کارگردانان واگذار شد.
*روش بررسی در آن دوره چطور بود؟
-در دو مقطع و هر ششماه یکبار درخواستها را بررسی میکردیم. یک سیستم ارزیابی داشتیم که کاملا حرفهای بود و به محتوا کاری نداشت. محتوا به وزارت ارشاد مربوط بود و ما صرفا استانداردهای حرفهای را بررسی میکردیم. نهادهای دیگر هم همینطور است. مثلا نظاممهندسی و نظام پزشکی برای اعطای مجوز، به اخلاقیات و اعتقادات کاری ندارند و مسائل حرفهای را مورد توجه قرار میدهد. من معتقدم الان هم باید به همین شیوه عمل شود.
*در کانون کارگردانان چهکسانی درخواستها را بررسی میکردند؟
-بیشتر از بیرون شورا بودند و البته یکیدونفر هم از شورای مرکزی حضور داشتند. هفتهای یک یا دو جلسه برگزار و این درخواستها بهطور مفصل بررسی میشد. سیستم نمرهدهی وجود داشت که براساس آن مواردی مثل ساخت فیلم کوتاه، دستیاری کارگردان، مدرک تحصیلی، فعالیتهای هنری و سینمایی و… ملاک نظر بود. سپس خروجی اینها ۱۰درصد از کل تولیدات یکسال سینمای ایران را دربر میگرفت و همین مقدار هم بهعنوان رزرو قرار میگرفت. آنهم بخاطر محدودیت فضای نمایش بود.
*محصول نهایی این ۱۰درصد راضیکننده بود؟
-اگر یادتان باشد آنزمان نظام درجهبندی وجود داشت. الف، الف ستارهدار و در کمترین حالت ب، درجه کیفی فیلمهای فیلمسازان اولی بود که ما به آنها مجوز میدادیم. حتی یک مورد وجود نداشت که فیلمسازی از فیلتر ما فیلم ساخته باشد و درجه محصولش پایین شود. هیچکدام از آنها درجه ج یا د که نمره پایینی بود دریافت نکردند.
*پس چرا شیوه اعطای مجوز کارگردانی تغییر کرد؟
-شیوه فوق وقت و انرژی بسیار زیادی از تیم نظارت و ارزیابی میگرفت. در سال۸۳ که آقای حیدریان معاونت سینمایی بود ۵۰۰نفرساعت وقت بابت اینکار شده بود. ضمنا بررسی مجدد درخواست معترضان هم بود که خودش کار مضاعفی بود. نکته بعدی هزینهبر بودن این کار بود. بههرحال این جلسات شامل حضور افراد و پذیرایی بود که همهاش خرج داشت. ارشاد بدون اینکه ریالی کمک کند و حتی این تفویص اختیار را رسما اعلام کند نظارهگر بود.
*تعویض اختیار بهصورت غیررسمی حاشیهساز نشده بود؟
-متاسفانه چرا! چون این موضوع از طرف ارشاد بهصورت شفاهی صورت گرفته بود، برخی حتی از شخص من به بیت رهبری و جاهای دیگر شکایت کرده بودند و معترض بودند که طبق قانون اساسی همه حق کار(منظور دراینجا فیلمسازی است) دارند درحالیکه در همهجای دنیا برای فعالیت تخصصی باید مجوز از آن صنف دریافت شود.
*در مورد حاشیه اخیر مجوز کارگردانی به یک چهره اینستاگرامی برخی از خود سینماگران معتقد بودند وقتی فردی اراده و سرمایه برای فیلمسازی دارد باید اجازه ساخت داشته باشد و اگر محصولش باکیفیت نباشد مردم خودشان آن را پس میزنند؛ نظر شما چیست؟
-به نظرم این بدترین توجیه در حوزه فرهنگ است. این اصالت دادن به سرمایه است. پس هرکس که در شبکههای ماهوارهای برنامه دارد هم فیلم بسازد! حتی برای یک کارگردان حرفهای شرایط سختی وجود دارد اما یکنفر چون پول دارد کار مدنظرش را انجام دهد. اصالت به سرمایه چندسالی است که در حوزه فرهنگ کشور باب شده و فقط منحصر به سینما نیست. در هیچجای دنیا اصالت صرفا با سرمایه نیست. مهارت و کارایی آدمها مساله اول است. در آمریکا هم این شکل نیست که به صرف پول داشتن بشود فیلم ساخت.
*نظرتان درباره تایید فیلمهای کوتاه او چیست؟
-مدعی هستند فیلمها توسط نماینده کانون کارگردانان در شورای فوق بررسی و تایید شده است. در زمان ما شش کارگردان در شورای نظارت کانون این کار را انجام میدادند، نه یکنفر! ضمنا ساخت یک فیلم کوتاه فقط نشاندهنده بخشی از توانایی فرد است و باید درکنارش مولفههایی مثل سابقه دستیاری و مشاور فرد هم بررسی شود. نقش مشاور بسیار مهم است. او کارگردانِ مشاور است نه مشاور کارگردان.
*باتوجه به شرایط نامناسب اقتصادی شما به عنوان تهیهکننده چطور حاضر میشوید با یک کسی که علاقمند به فیلمسازی است همکاری کنید؟ سرمایه از کجا میآید؟
-به صرف درخواست و دریافت پروانه ساخت فیلمی ساخته نخواهد شد. البته اگر کسی با پول برای فیلمسازی اقدام کند حتما یک قدم جلوتر است. پول فقط یک بخش کار حرفهای است. به نظر من پروسه تایید صلاحیت کارگردان فیلم اول باید با نامه رسمی ارشاد به کانون کارگردانان تفویض و بازگردانده شود و در اَنجا صلاحیت کسانی که میخواهند فیلم اولشان را بسازند مورد ارزیابی قرار بگیرد.
*فارس

سینماپرس: مهران مدیری ضمن تشریح فعالیتهای تازه خود در قالب همکاری با یک فروشگاه زنجیرهای، از ساخت فصل پنجم «دورهمی» و همچنین فصل دوم سریال «هیولا» در شبکه نمایش خانگی پس از محرم و صفر خبر داد.
به گزارش سینماپرس، مهران مدیری ظهر امروز چهارشنبه ۱۵ مردادماه طی یک نشست رسانهای ضمن اشاره به فعالیتهای جدید خود، درباره فصل جدید «دورهمی» و فصل دوم «هیولا» توضیحاتی ارائه کرد.
مهران مدیری که در این نشست از همکاری خود با یک فروشگاه زنجیرهای خبر داد، تاکید کرد این همکاری در فضایی غیرتبلیغاتی و مبتنیبر مسئولیتهای اجتماعی خواهد بود اما همزمان حضور در بیلبوردها و تیزرهای تبلیغاتی این فروشگاه زنجیرهای را تایید کرد و از این منظر این اتفاق را میتوان تازهترین ورود چهرههای سینمایی و تلویزیونی به عرصه تبلیغات بازرگانی قلمداد کرد. اتفاقی که با تعدد تولید تیزرهای تبلیغاتی و نیز همکاری در تولید برنامههای مشارکتی احتمالاً در آینده صورت جدیتری نیز پیدا خواهد کرد.
تبلیغات نمیکنم؛ به مسئولیت اجتماعیام عمل میکنم
مدیری در این نشست در پاسخ به سوالی درباره فعالیتهای جدید تبلیغاتی خود عنوان کرد: به نظرم کار مفید و مهمی قرار است انجام شود تفاهمی که نوعی مسئولیت اجتماعی و کمک به افرادی است که مشکلات مالی در کشور دارند. این تفاهم برای این خوب است که در شرایط سختی زندگی میکنیم و این کار به هزار نفری که مشکل دارند کمک میکند. من هیچ گاه در بحث تبلیغات نبودهام و این هم به دلیل مسئولیت اجتماعی به من واگذار شده و از آن استقبال میکنم.
مدیری در توضیح بیشتر درباره تبلیغاتی نبودن این همکاری با یک فروشگاه زنجیرهای گفت: طی این توافق بخشی از فروش روزانه، ماهیانه و سالیانه این فروشگاه به مسائل و مشکلات مختلفی که در کشور است اختصاص داده میشود مثل کودکان کار و فراهم کردن وسایل تحصیل برای کودکان بی بضاعت، کمک به خانوادههای آسیب دیده از کرونا، بیماران تالاسمی و سرطانی.
وی همچنین گفت: پذیرفتن این موضوع از طرف من با کمال میل بود چون میتواند بخش عمدهای از مشکلات خانوادهها رفع کند. به هر حال روز به روز شرایط کشور دارد بهتر میشود (میخندد) و ما فکر کردیم این تنها کاری است که میتوانیم بکنیم.
مدیری در ادامه در پاسخ به این سوال که اگر این وجه مسئولیت اجتماعی در کار تبلیغاتی بود به آن ورود میکرد یا خیر، گفت: قطعاً نه. هیچوقت تبلیغات صرف را نپذیرفتم و این کار را هم به خاطر مسئولیت اجتماعی که در این اتفاق وجود داشت پذیرفتم.
سرانجام موزه «دورهمی» چه شد؟
مجری و کارگردان «دورهمی» در ادامه در پاسخ به سوال خبرنگار مهر درباره موزه دورهمی که آن هم قرار بود عوایدش به زلزلهزدگان برسد و با هدف کمک رسانی و عمل به مسئولیت اجتماعی راهاندازی شده بود، بیان کرد: این مساله به دلایلی طول کشید اول اینکه هماهنگیهای مهمی با صداوسیما نیاز داشت و دوم اینکه خیلی از هنرمندان هدایایشان را نداده بودند و هنوز هم ندادهاند. کاش لیست اسامی را آورده بودم و نشان میدادم. ما صفحهای را طراحی کردهایم که تمام عکسهای هدایایی که به موزه دورهمی اهدا شده است با توضیحاتش در این صفحه وجود دارد و من در این باره در قسمتهای آینده اطلاع رسانی خواهم کرد.
مدیری درباره ادامه تولید «دورهمی» نیز بیان کرد: ما به جز این هفته، سه قسمت دیگر «دورهمی» بیشتر نداریم. یعنی هفته دیگر هم سه قسمت پخش میشود و «دورهمی ۴» تمام میشود و ما دو ماه در محرم و صفر پخش و ضبط نداریم.
وی اضافه کرد: سرمایه داران، برندهای معروف و اشخاص معروف که تمایل دارند این موزه را یک جا خریداری کنند میتوانند اعلام کنند و ما به بالاترین پیشنهاد موزه را خواهیم فروخت و در سه قسمت آخر تکلیف موزه مشخص میشود هم فروخته خواهد شد و هم مبلغ آن اعلام میشود.
ساخت فصل دوم «هیولا» پس از محرم و صفر
کارگردان سریالهایی چون «قهوه تلخ» و «هیولا» در شبکه نمایش خانگی در پاسخ به ادامه فعالیتهایش همزمان با فعالیت «دورهمی» گفت: فصل پنجم «دورهمی» را از دو ماه دیگر و بعد از محرم و صفر خواهیم داشت و فصل دوم سریال «هیولا» را هم میسازیم. تا آنجا که بتوانم سعی میکنم به همه اینها بپردازم.
وی در پایان در پاسخ به سوالاتی درباره حضور هنرمندان در «دورهمی» و سانسورهای برنامه توضیح داد: از دو منظر میشود به آن نگاه کرد که اولاً اینجا نمیتوان درباره آن صحبت کرد و توضیحش خیلی مفصل است.
سینماپرس: وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی با اشاره بر اینکه پرس تی وی توانسته در طی سال های فعالیتش نگاه واقع بینانه از جمهوری اسلامی ایران به دنیا ارائه کند، گفت: فراموش نکنیم جمهوری اسلامی ایران توسط غول های رسانه ای دنیا محاصره شده است.
به گزارش سینماپرس، شبکه های برون مرزی ایران از ابتدای راه اندازی تا به حال تاثیر شگرفی در فضای رسانه ای دنیا داشته اند. در زمانی که رسانه های بزرگ دنیا سعی می کردند تا حقیقت را وارونه جلوه بدهند، شبکه های برون مرزی توانستند تک صدایی را بشکنند و پیام انقلاب را به تمام دنیا برسانند و در کنار آن اخبار و رویدادهای جهان را آن گونه که هست به گوش مخاطبان خود برسانند. اما پس از سالها سرمایه گذاری صداوسیما در این زمینه و موفقیت هایی که شبکه های برون مرزی در سراسر دنیا پیدا کرده اند، حالا به دلیل انباشت بدهی همه این شبکه ها یا تعطیل شده اند و یا در نوبت تعطیلی قرار گرفته اند. در همین رابطه با «سیدمحمد حسینی» وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت و گویی داشتیم.
او با اشاره بر اینکه پرس تی وی توانسته در طی سال های فعالیتش نگاه واقع بینانه از جمهوری اسلامی ایران به دنیا ارائه کند، گفت: برای کسانی که در دنیا کنجکاو هستند مواضع رسمی جمهوری اسلامی و همراهانش را درک کنند، پرس تی وی گزینه خوبی برای این ادراک مخاطب به شمار می آید، چون بنای رسانه های غربی در این است که نقاط قوت ما را کتمان و نکات منفی را برجسته سازند.

ارائه نگاه واقع بینانه از ایران اسلامی دستاورد بزرگ پرس تی وی است
-پرس تی وی توانسته در طی سال های فعالیتش نگاه واقع بینانه از جمهوری اسلامی ایران به دنیا ارائه کند، گبرای کسانی که در دنیا کنجکاو هستند مواضع رسمی جمهوری اسلامی و همراهانش را درک کنند، پرس تی وی گزینه خوبی برای این ادراک مخاطب به شمار می آید، چون بنای رسانه های غربی در این است که نقاط قوت ما را کتمان و نکات منفی را برجسته سازند.
-جمهوری اسلامی ایران سال هاست در میانه میدان یک جنگ رسانه ای نابرابر واقع شده است، طی این سال ها تبلیغات گسترده ای توسط غول های رسانه ای و امپراطوری رسانه ای صهیونیستی – امریکایی علیه ما انجام شده است که هدف اصلیش هم تخریب نظام اسلامی، افکار و اندیشه های انقلاب و امام و نشان دادن یک چهره منفی از ایران عزیز بوده است.
-اینکه در مقابل آن ها پرس تی وی به عنوان یک رسانه فعال بتواند تحلیل های به هنگام و خوبی را ارائه دهد، چهره واقعی اسلام را نشان دهد و بعد هم نظام غرب و نظام سرمایه داری را به چالش بکشاند، اشکالات و ایرادات آن ها را بیان کند و در صحنه حضور داشته باشد، برای انگلیسی زبانان بسیار ارزشمند بوده است. انگلیسی زبان اول دنیا است و حتی کشورهایی هم که انگلیسی زبان نیستند، با این زبان آشناتر از دیگر زبان ها هستند، بنابراین برد وسیعی دارد و می تواند پوشش گسترده ای داشته باشد و افراد زیادی مخاطب این شبکه باشند.
جمهوری اسلامی ایران سال هاست در میانه میدان یک جنگ رسانه ای نابرابر واقع شده است، طی این سال ها تبلیغات گسترده ای توسط غول های رسانه ای و امپراطوری رسانه ای صهیونیستی – امریکایی علیه ما انجام شده است که هدف اصلیش هم تخریب نظام اسلامی، افکار و اندیشه های انقلاب و امام و نشان دادن یک چهره منفی از ایران عزیز بوده است.
تلاش رسانه های غربی برای برجسته سازی نکات منفی
-پرس تی وی توانسته در طی سال های فعالیتش نگاهی واقع بینانه از جمهوری اسلامی ایران به دنیا ارائه کند، کسانی که در دنیا کنجکاو هستند مواضع رسمی جمهوری اسلامی و همراهانش را درک کنند، پرس تی وی گزینه خوبی برای این ادراک مخاطب به شمار می آید، چون بنای رسانه های غربی در این است که نقاط قوت ما را کتمان و نکات منفی را برجسته سازند و یا حتی به سوژه هایی که هیچ واقعیتی ندارند بپردازند، لذا وقتی که ما یک رسانه فعال و به هنگام داشته باشیم، می تواند بسیار موثر باشد، هم صدای حق، عدالت و مقاومت باشد و هم زیبایی های ایران را نشان دهد و نقاط برجسته ای که در ایران است، پیشرفت ها و دستاوردهای فراوانی که ما در طی این چهار دهه داشته ایم را به سمع و نظر جهانیان برساند. وقتی که اینها گفته شود، برای مردم دنیا جاذبه خواهد داشت.
-اینکه این شبکه توانسته تعدادی از اندیشمندان، متفکران، صاحب نظران و اساتید در غرب را به عنوان صاحب نظر و تحلیل گر با خودش همراه کند که نگاه نقادانه ای که به تحولات غرب دارند، کار بزرگی است که انجام شده است. پرس تی وی توانسته با شبکه ای از اینگونه افراد متعهد کشورهای مختلف در تماس باشد و این نقش ارزشمند است. از این جهت امیدواریم که روز به روز این شبکه تقویت شود و بتواند کارش را بهتر انجام دهد.

-در حال حاضر رسانه نقش بسیار موثری دارد و چه بسا از دیپلماسی رسمی ما بهتر بتوانند کار کنند؛ چراکه روایتی که رسانه ها از رخدادهای جهانی صورت می دهند، تفسیر و تحلیل هایی که ارائه می دهند و پاسخگویی که می توانند به شبهات داشته باشند بسیار مهم است. به همین خاطر امروز سرمایه گذاری بسیار سنگینی در حوزه دیپلماسی عمومی انجام می شود که بخش مهم آن همین رسانه است. شبکه های برون مرزی در این راستا به خوبی مواضع جمهوری اسلامی را تبیین می کنند و پاسخ گوی هجمه سنگینی هستند که غربی ها وارد می کنند، چون آن ها این راه را برای اختلاف افکنی و برای تضعیف پایگاه جمهوری اسلامی در منطقه و ارائه یک سیمای سیاه از نظام اسلامی به کار می گیرند، خب وقتی این ها تبیین شود بسیار می تواند کمک کند.
تامین نیازهای شبکه های برون مرزی؛ یک اقدام استراتژیک بین المللی
-نگاه مسئولان به شبکه های برون مرزی نباید اقتصادی باشد، گفت: الان که کشور در در تنگنای مشکلات اقتصادی است، باید هوای رسانه هایی که حیثیت و وجهه بین الملل جمهوری اسلامی را حفظ کرده اند، داشته باشند و تامین نیازهای این رسانه ها یک اقدام استراتژیک بین المللی به حساب می آید، کما اینکه شبکه های برورن مرزی تاکنون توانسته اند به خوبی در عرصه بین الملل ظاهر شوند.
اینکه این شبکه توانسته تعدادی از اندیشمندان، متفکران، صاحب نظران و اساتید در غرب را به عنوان صاحب نظر و تحلیل گر با خودش همراه کند که نگاه نقادانه ای که به تحولات غرب دارند، کار بزرگی است که انجام شده است.
-اگر صدای ما به گوش دنیا و گوش دوستداران جمهوری اسلامی نرسد و آن ها دچار یاس و رخوت گردند و در مقابل دشمنان ما جسور شوند، بیشتر حمله کنند و نسبت های ناروایی به جمهوری اسلامی دهند، حتما باید این مسئله مورد توجه مسوولان و دست اندرکاران مسائل مالی سازمان برنامه و بودجه و دولت قرار بگیرد. نمایندگان مجلس نیز باید اهتمام ویژه ای برای تقویت شبکه های برون مرزی داشته باشند.
-هم مسوولان سازمان صدا و سیما و هم مسوولان کشوری اهمیت این قضیه را نباید فراموش کنند، گاهی اوقات ما به قدری درگیر مسائل داخل کشور می شویم که توجهی به بازتاب اقدامات و فعالیت هایمان در خارج از کشور نداریم. آیا توانسته ایم مسائل را برای دوستان، دشمنان و توده های مردم در خارج از کشور درست تبیین و تحلیل کنیم؟
-نباید این شبکه ها به عنوان یک موضوع حاشیه ای و دست دوم تلقی شوند، باید بدانیم که نقش رسانه های برون مرزی حتی در مسائل اقتصادی داخل کشور، در مسائل سیاسی، فرهنگی و فشاری که بر جمهوری اسلامی در عرصه بین الملل وارد می شود، بسیار مهم است. اگر ما به آنها توجه کنیم قطعا حمایت لازم را هم خواهیم کرد.
-مسوولان شبکه پرس تی وی و امثال آن باید با ارائه گزارشی از فعالیت ها خود، مردم را با نقش و جایگاه این شبکه ها آشنا سازند، وی در همین باره اضافه کرد: بهتر است این ارائه گزارش عملکرد در شبکه های داخلی صورت بگیرد تا مردم هم با هویت و موجودیت این شبکه ها آشنا شوند و به اهمیت آن واقف باشند، در این صورت است که موجودیت این شبکه ها به مطالبه عمومی و همه جانبه تبدیل خواهد شد.
– بستر شکل گیری شبکه پرس تی وی بر اطلاع رسانی استوار است و در مقابل رسانه های غربی که کارشان بزرگ نمایی قدرت نظامی، علمی و فناوری غرب و نشان دادن یک چهره زیبا از فرهنگ و تمدن غربی است، این شبکه ها نقش ویژه ای ایفا می کنند، در حالی که واقعیت ها به گونه ای دیگر است که ما امروزه شاهدیم در امریکا اعتراضات مردم به بی عدالتی، تبعیض نژادی و… و. در حال گسترش است، اما کار رسانه های غربی و شبکه های تلویزیونی و هنری شان این است که چهره آن ها را زیبا نشان دهند و بر عکس واقعیت های ایران را وارونه جلوه دهند و یک چهره سیاه از نظام اسلامی ارائه کنند، همه اخبار و اطلاعاتی که بیان کنند و تحلیل کنند منفی باشد و نقاط مثبت را به هیچ وجه نپردازند. در چنین شرایطی لازم است که ما پایگاه های خبری و رسانه هایی داشته باشیم که بیایند هم واقعیت های جمهوری اسلامی، ملت ایران و کشور عزیزمان را به دنیا منعکس کنند، هم دروغ گویی های آن ها را پاسخ دهند و ماهیت واقعی آن ها را بر ملا کنند که آن ها چه وضعیتی دارند.
نباید این شبکه ها به عنوان یک موضوع حاشیه ای و دست دوم تلقی شوند، باید بدانیم که نقش رسانه های برون مرزی حتی در مسائل اقتصادی داخل کشور، در مسائل سیاسی، فرهنگی و فشاری که بر جمهوری اسلامی در عرصه بین الملل وارد می شود، بسیار مهم است.
تحریم های صورت گرفته علیه پرس تی وی حکایت از اثرگذاری این شبکه دارد
-در عصر جنگ رسانه ای و جنگ نرم به سر می بریم و مطابق اینکه آن ها دارند این گونه سرمایه گذاری می کنند و سعی می کنند که خودشان را حرفه ای جلوه دهند – در حالیکه واقعیت چیز دیگری است- ما حداقل باید در این زمینه اهتمام داشته باشیم و شبکه ای مثل پرس تی وی را تقویت کنیم که بتواند در بین هم دوستداران جمهوری اسلامی در خارج از کشور حقایق را برای کسانی که علاقه مند و کنجکاو دانستن واقعیت ها هستند، عرضه کنند.
-همین تحریم شبکه ها نشان می دهد که دشمنان ما چقدر نگران تاثیر گذاری آن ها هستند، اگر این شبکه ها اثری نداشت آن ها هم بی اعتنا بودند و توجه نمی کردند. وزارت خارجه و دیپلماسی عمومی نقش بسیار حائز اهمیتی هم ایفا می کند اما تنها نمی شود به دیپلماسی رسمی اکتفا کرد، بنابراین رسانه نقش مهمی را در دیپلماسی عمومی، در آگاه سازی افکار عمومی و در بیان حقایق ایفا می کند، لذا وزارت خارجه باید بیش از دستگاه های دیگر در این زمینه فعال باشد.

-حتی اگر وزارت خارجه هم ذی نفع نباشد وظیفه دارد در مسائل خارج از کشور از حقوق دستگاه های ما دفاع و حمایت کند و نگذارد که تضییع حقی صورت گیرد، لذا باید در مجامع جهانی، در کنفرانس ها، مصاحبه ها این مسئله مرتب بیان و تکرار شود که غربی هایی که اینقدر ژست آزادی رسانه ها و آزادی بیان و جریان آزاد اطلاعات را بیان می کنند مردم دنیا بدانند که چه برخوردی هایی با شبکه های ایرانی می کنند و نمی گذارند که صدای ملت ایران به گوش دنیا برسد بنابراین به نظر می رسد که وزارت خارجه بیش از دستگاه های دیگر در این جا مسئولیت دارد.
– وزارت امورخارجه باید از فرصتی که این شبکه ها برای معرفی ایران اسلامی فراهم کرده اند بهره کافی را ببرد و همانطور که در مجامع جهانی و بین المللی باید از موجودیت آن ها دفاع کند، از این تریبون برای به نمایش گذاشتن دیدگاه ها و خطی مشی جمهوری اسلامی نیز بهره ببرد، این ارتباط دو سویه هم به تقویت این شبکه ها می انجامد و هم تریبونی قوی و ثابت برای دستگاه دیپلماسی خواهد بود.
-دولت موظف است که چتر حمایتش را بر همه دستگاه ها و نهادها و سازمان هایی که در زمینه های ارتقای فرهنگ فعال هستند، بگستراند و به خصوص توان بودجه ای و اعتباری خود را برای تقویت این شبکه ها به کار گیرند. در بحث سیاست خارجه ما مخالف و موافق نداریم، سیاست خارجه ما یکپارچه است. قانون اساسی سیاست های کلی را مشخص می کنند و وزارت خارجه مجری سیاست های نظام است.
-قوه مجریه همانگونه که از اسمش پیداست باید اجرا کننده آن اسناد بالا دستی قانون اساسی و سیاست های کلی رهبری باشد و اگر مثلا توزیع بودجه را در اختیارش قرار دادند معنایش این نیست که بخواهد نامتوازن برخورد کند. حتما باید مطابق منافع ملی حرکت کند و در مرحله بعد هم نمایندگان باید نظارت کنند، یعنی نمایندگان هم باید در تصویب بودجه ها مراقبت کنند که بودجه سازمان هایی مثل صدا و سیما؛ چه شبکه های داخلی چه شبکه های برون مرزی نادیده گرفته نشود، نمایندگان نیز باید این مسئله را مراقبت کنند و از دستگاه های مختلف و به ویژه از سازمان برنامه و بودجه بخواهند که در این باره کوتاهی صورت نگیرد.