X

مدیر فنی

دفتر سینمایی

موج دوم شیوع کرونا به روایت «+چرخ» – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: ویژه‌برنامه‌ «+چرخ» با بررسی ابعاد مختلف افزایش شیوع ویروس کرونا در ایران و سایر نقاط جهان از ۱۵ تیر روی آنتن شبکه‌ی چهار می‌رود.

به گزارش سینماپرس، ویژه‌ برنامه‌های‌ «+چرخ» آخرین وضعیت شیوع کرونا بر اساس آمار و اطلاعات منتشر شده‌ منابع رسمی و معتبر، آخرین یافته‌ها درباره‌ شناخت و درمان ابتلا به ویروس کرونا، وضعیت پروژه‌های ساخت واکسن کرونا و … در نقاط مختلف دنیا را بررسی می کند.

اولین قسمت از ویژه‌ برنامه‌ «+چرخ»، ساعت ۱۹ امروز یکشنبه ۱۵ تیر با بررسی مهم‌ترین خبرها و رویدادهای دنیای پزشکی، فناوری و نجوم پخش می شود.

در این قسمت از برنامه‌ «+چرخ»، حافظ آهی به‌ عنوان مجری- کارشناس «+چرخ» با هادی محمدی پژوهشگر و روزنامه‌نگار علوم‌پزشکی درباره‌ اثربخشی داروی فاویپراویر بر درمان بیماران مبتلا به ویروس کوید-۱۹ گفتگو خواهد کرد.

مهم‌ترین تحولات همه‌گیری ویروس کرونا در ایران و سایر نقاط دنیا در این بخش از برنامه بررسی خواهد شد. در بخش دیگری از «+چرخ» شیرین شاطرزاده کارشناس نجوم، از جزییات شبیه‌سازی ادغام ۲ سیاهچاله و در نتیجه تشکیل یک سیاهچاله‌ بزرگتر خواهد گفت. هواپیماهای فراصوت هم موضوع بخش دیگری از برنامه خواهد بود که محمدحسین جهان‌پناه، روزنامه‌نگار علم و فناوری جزییات آخرین خبرهای مربوط به این موضوع را تشریح خواهد کرد.

ویژه‌برنامه‌ «+چرخ» مهم‌ترین رویدادهای علم و فناوری و مسائل روزمره‌ زندگی را با تمرکز بر تحولات علمی درباره‌ ویروس کرونا و با نگاهی تخصصی و به‌زبانی ساده و با حضور کارشناسان، اساتید دانشگاه و نخبگان بررسی و واکاوی خواهد کرد.

«+چرخ» از یکشنبه تا چهارشنبه از ساعت ۱۹ به‌ صورت زنده روی آنتن شبکه‌ چهار می‌رود. مجری «+چرخ» حافظ آهی است و محمد جباری سردبیری برنامه و الهه بهبودی تهیه‌کنندگی «+چرخ» را بر عهده دارند.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

دعوت هنرمندان به پویش «من ماسک می‌زنم» – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: مدیریت صندوق اعتباری هنر از تمامی اعضای این مجموعه خواست تا با توجه به تشدید شیوع ویروس کرونا و تاکید مقام معظم رهبری و مسئولان بهداشتی به پویش «من ماسک می‌زنم» بپیوندند.

به گزارش سینماپرس، سید حسین سیدزاده، مدیرعامل صندوق اعتباری هنر گفت: با توجه به تشدید مجدد شیوع ویروس کرونا در کشور و تأکید مقام معظم رهبری و مسئولان بهداشتی کشور، از تمامی اعضای صندوق اعتباری هنر دعوت می‌کنیم ضمن رعایت کلیه پروتکل‌های بهداشتی به‌عنوان پرچمداران اصلاح فرهنگ عمومی، سهم خود را در راه مبارزه با این ویروس با پیوستن به کمپین «من ماسک می‌زنم» به شکل مطلوب ادا کنند.

وی افزود: اعضا صندوق که علاقمند به مشارکت در پویش «من ماسک می‌زنم» هستند، می‌توانند از اقدامات خود در راستای مبارزه با ویروس کرونا عکس تهیه نموده و به صفحه اینستاگرامی صندوق اعتباری هنر ارسال نمایند.

مدیرعامل صندوق اعتباری هنر با قدردانی از زحمات پزشکان و کادر درمانی کشور اظهار کرد: پزشکان، پرستاران و کادر درمان در خط مقدم مبارزه با ویروس کرونا حضور دارند. ضمن ارج نهادن به تلاش‌های آن‌ها امیدواریم که همه هموطنان با رعایت اصول خودمراقبتی گام موثری در قطع زنجیره انتقال این ویروس بردارند.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

اثر ضعیفی که معکوس جواب داد – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: مدتی است مینی سریال «تهران» با هدف تخریب قدرت هسته‌ای ایران در دسترس جهانیان قرار گرفته است.

به گزارش سینماپرس، سینما به عنوان صنعتی پیشرو توانسته در بیش از یک قرن از پیدایشش تاثیر شگرفی روی مسائل مختلف حتی پیچیده جهانی که اکثر آن‌ها به سیاست ختم می‌شود، بگذارد در نتیجه جزء اولویت‌های هر کشوری در حمایت و رشد روز افزون قرار گرفته است.

در برخی مواقع این هنر صنعت به عنوان جنگی نرم می‌تواند مخرب باشد و یا تاثیر معکوس بگذارد و بجای تخریب، ناخواسته قدرت و عظمت یک کشور را درمعرض دید جهان قرار دهد که این دو حالت به هوشمندی اتاق فکر و نوع رپرتاژ رسانه‌ای کشور تولید کننده بستگی دارد.

کشور ما طی چهار دهه اخیر در دفعات مختلف آماج حملات آثار هنری بوده که از سوی کشورهای مخالف، تولید شده و در برهه‌های زمانی مختلف تاثیرات منفی یا مثبتی روی افکار جهانی داشته است، اما نباید فراموش کرد گذر زمان و عملکرد یک کشور در پیشبرد اهداف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و … همه چیز را مشخص می‌کند و واقعیت را نشان خواهد داد، اما به نظر می‌آید مقابله به مثل کردن با چشم‌های باز، باید از اهداف اساسی ما باشد.

در این راستا مدتی است مینی سریالی صهیونیستی «تهران»   با هدف تخریب قدرت هسته‌ای ایران در دسترس جهانیان قرار گرفته که تصویری خنده‌دار از مناسبات سیاسی و اجتماعی ایران دارد. البته که این کشور مانند همیشه از بهره بردن تمام قدرت خود فروگذار نبوده و در بحث رسانه‌ای برای خودش سنگ تمام گذاشته است، ولی غافل از اینکه معکوس و به نفع کشورمان پیش رفته است.

اثر ضعیفی که معکوس جواب داد/ غفلت همیشگی مسئولان فرهنگی

احسان رشیدی فعال فرهنگی نقدی از این مجموعه در اختیار ما قرار داده است که به فیلم نامه و فرم سریال اشاره دارد.

آنچه تا کنون تصویرسازی شده است

«در سال ۲۰۲۰ پرواز اردن به هند با نقص فنی مواجه می‌شود و با برنامه‌ای طرح ریزی شده در فرودگاه تهران مامور موساد با تعویض لباس و هویت یک خانم ایرانی موفق به خروج از فرودگاه می‌شود، در قسمت اول تلاش تامار رابینیان جاسوس اسرائیلی برای هک سیستم پدافند هوایی ایران را شاهد هستیم که در صورت موفقیت در این مرحله جنگنده‌های اسرائیل می‌بایست راکتورهای ایران را بمب باران کنند، اما عملیات با شکست مواجه می‌شود و تامار بدون پناه به سمت خویشاوندن قدیمی خود می‌رود نویسنده سریال تهران چند آشوب و اغتشاش را دریک سریال خلاصه می‌کند در واقع یک فهرست از گزارشات کذب عناصر ضد انقلاب را مثل اعدام اختلاسگران در ملاء عام و. را با هدف تخریب جمهوری اسلامی ایران در لابلای اتفاقات سریال گنجانده است، یا با شیطنت اقدامات فتنه گران و دختران انقلاب و یاران مسیح علینژاد را که تقارن زمانی ندارد به عنوان یک زنجیره نمایش می‌دهد، این سطح از مبالغه مخاطب ایرانی را به سمت توجه به اهداف پنهان صهیونیزم در این گونه آثار سوق می‌دهد.

فیلم نامه و فرم در سریال تهران

فیلم نامه سریال تهران کند و ازکشش کافی برای جذب مخاطب برخوردار نیست و ریتم یک اکشن جاسوسی را ندارد، موسیقی فیلم نیز دچار مشکل است و حتی گاهی موسیقی عربی و ایرانی با هم دیگر قاطی می‌شود و درک مناسبی از ایران نداشته اند.

با وجود ریپورتاژ فراوان رسانه‌های معاند سریال تهران با ضعف‌های آشکاری روبه رو است که نورپردازی فیلم متناسب با صحنه‌های مختلف نیست و از لحاظ هنری نیز با یک اثر ضعیف فاقد فرم رو به رو هستیم لذا ضعف در باور پذیر نمدن کاراکترها موجب عدم برقراری ارتباط مخاطب با آن‌ها شده است، دردکوپاژ و طراحی صحنه دقت نشده، صحنه‌های مربوط به دفتر کار مامور ایرانی هیچ شباهتی با فضای واقعی موجود ندارد.

حاشیه‌های سریال تهران

پایگاه اینتلی تایمز اسرائیل با تیتر از سناریو تا واقعیت و قرار دادن تصویر آتش سوزی اداره برق شیراز، توجهات را به خود جلب کرد، یکی از مسئولین اسرائیلی اعلام کرد: که این موضوع با سریال تهران در ارتباط است، این دروغ پردازی در بین رسانه‌های معاند در مورد سریال تهران باعث هشتگ سازی زیادی در مورد این واقعه گردید، البته این اتفاق یک حادثه بود در هر دو شهر شیراز و شرق تهران همزمان با پخش قسمت اول سریال این دو حادثه رخ داد، ضرورت دارد این گونه سریال‌ها با نگاه امنیتی و با دقت مورد بررسی قرار گیرد، ساخت فیلم و سریال‌های با مضمون اطلاعات و امنیت در ایران معمولا با انفعال رژیم صهیو نیستی همراه بوده که نشان از موفقیت آن آثار دارد لذا فعالیت در این عرصه می‌بایست گسترش پیدا کند.

اثر ضعیفی که معکوس جواب داد/ غفلت همیشگی مسئولان فرهنگی

اهداف سریال

سریال تهران سعی دارد نفرتی که مردم ایران از اسرائیل غاصب دارند را محدود به حکومت جمهوری اسلامی ایران نمایش دهند و فضای تنفر ملت‌های آزاده جهان از جنایات گسترده آن‌ها در فلسطین اشغالی را تلطیف کند و در مصاحبه‌های زوندر کارگردان هم این صحبت‌ها دیده می‌شود و در یک سکانس نیز این نکته بیان می‌شود: یک چشم من اورشلیم و یک چشمم اصفهان، که می‌خواهد ارتباط ایران و اسرائیل را بیان کند، ولی در بیان این نکات با ضعف‌های جدی رو به رو است وکشش کافی را برای مخاطب ندارد، دروغ پردازی‌های آشکار در جریان داستان باور پذیری روایت‌های سریال را کاهش می‌دهد.

طراحی شهر تهران در آتن یونان

سریال تهران نتوانسته ایران و تهران را بازسازی کند، چون با دوربین موبایل از فضاهای مورد نظر فیلم گرفته شده و با صحنه‌های فیلمبرداری شده در آتن تلفیق شده که این کار به سریال ضربه زده و مخاطب نمی‌تواند با طراحی صحنه و لباس فیلم ارتباط برقرار کند و نقش‌های فرعی همه لهجه دارند، نکته جالب اینکه برخی معاندین در فضای مجازی رسانه‌های عنوان کرده اند که تمام کار در ایران فیلمبرداری شده، ولی نماها به صورت آماتور برای کارگردان ارسال شده و مشخص است که سریال در کشور خارجی فیلمبرداری شده است.

برخورد مردم ایران با یهودیان

سریال تهران سعی دارد که رژیم غاصب اسرائیل را یهود معرفی نماید، اما واقعیت این است که فرقه صهیونیسم با اهداف نژاد پرستانه با کشتار مردم مظلوم فلسطین و اشغال سرزمین آن‌ها این رژیم نامشروع را پایه گذاری کرده و حتی یهودیان آزاده جهان آن را به رسمیت نمی‌شناسند، در شهرهای مختلف ایران دوستی مسلمانان و یهودیان زبانزد است و در دفاع از کشور در مقابل هجوم بیگانه مانند دفاع مقدس یهودیان ایران دوشادوش برادران مسلمان جنگیده اند، در مجلس شورای اسلامی ایران نیز دارای کرسی و نماینده و در سرنوشت کشور شریک هستند.

جمع بندی

با ساخته شدن فیلم تهران اثبات شد که اسرائیل سریال سازی قدرتمندی ندارد و اینگونه سریال‌ها مانند تبلیغ که دو لبه دارد، برخی مواقع به ضرر سازنده می‌شود و مخاطب داخلی اسرائیل از قدرت ایران که در سریال به عنوان تنها حریف قدرتمند در غرب آسیا پروژه اصلی در دستور کار موساد معرفی می‌شود و در برابر تهدیدات بدون حمایت بیگانگان اقدامات مشترک سازمان‌های اطلاعاتی دنیا را ناکام می‌گذارد به هراس می‌آیند و در مقابل مخاطب ایرانی به عمق خباثت صهیونیست‌ها و تلاش‌های پیوسته آن‌ها برای ضربه زدن به کشورشان بیش از پیش پی می‌برند و مهم‌تر این که در این میدان مبارزه نیروهای نظامی، انتظامی و امنیتی با ایثار و فداکاری در منطقه‌ای که دچار آشوب و فتنه است امنیت و آرامش کشور را حفظ کرده اند.»

حالا و با توجه به مسائل پیش آمده‌ای که هر از مدتی اتفاق می‌افتد نگاهمان سمت مسئولانی می‌رود که وظیفه دینی، اخلاقی و حرفه‌ای آن‌ها ایستادن جلوی چنین موج سازی‌های سینمایی و خبری است و از آن مهمتر گرفتن دست پیش در تولید آثاری است که حق مطلب را ادا کنند و بتواند سیلی اول را به دشمن بزنند.

اینکه چرا باید در پرداختن موضوع‌های مهم اینچنینی بعضاً عقب بیفتیم و از سویی چرا بجای هزینه در تولید آثاری که هیچگونه خروجی و حرفی ندارد و بیشتر هدرکرد سرمایه است آثاری پرمغز تولید نمی‌شود، سوال‌هایی است که هیچ وقت جواب قانع کننده‌ای برای آن نیست و مغفول مانده است.

محسن محسنی‌نسب نویسنده، تهیه‌کننده و کارگردان سینما، با تحلیل کم‌کاری‌ فرهنگی بخصوص سینمایی در این زمینه گفت: اتفاقاً فیلمسازان ما در جهت مقابله با فعالیت‌های ضد فرهنگ ایرانی و اسلامی کشورهای دیگر، فیلم می‌سازند، اما اغلب ضعیف است و دیده نمی‌شود؛ چون شاخصه‌ها و ویژگی‌هایی که بتواند مخاطب عام و خاص را راضی کند و در سطح بین الملل موفق باشد، ندارد. در واقع آثار فیلمسازان ما تک بعدی و با پروپاگاندای مستقیم است و هیچ تأثیرگذاری ندارد. به طور قطع اگر فیلمی با یک درام قوی و قاعده حرفه‌ای ساخته شود، دیده خواهد شد.

اثر ضعیفی که معکوس جواب داد/ غفلت همیشگی مسئولان فرهنگی

او افزود: طبیعی است در جایی زندگی می‌کنیم که وظیفه ما به عنوان هنرمند نشان دادن درست حوادث داخل کشور با زبان هنرمندانه است؛ اما مهم این است دولت نسبت به چنین موضوعاتی توجه داشته باشد و کارشناسان حرفه‌ای این حوزه را شناسایی و از آن‌ها بخواهد موضوع‌ها و سوژه‌های مهم را استخراج کنند و در اختیار فیلمسازان حرفه‌ای قرار دهند تا نتیجه مطلوب به دست آید.

این کارگردان ادامه داد: یک مسئله مهم این است که اغلب کسانی برای ساخت این فیلم ها اقدام می‌کنند که یا در زمینه سینما هنرمند نیستند و یا آن قدر بودجه‌های زیاد به آن‌ها داده می‌شود که توان ساختن فیلم‌های این حوزه را ندارند. برخی وقتی پول زیاد می‌شود، مسیر غلط را می‌روند.

محسنی نسب عنوان کرد: ما وقتی در مورد آرمانمان کار می‌کنیم، باید به سمتی برویم که آرمان‌های ما در آنجا شکل گرفته اند. به عنوان نمونه در ایام عزاداری امام حسین (ع) هنرمندانی هستند که به جای دریافت پول، هزینه‌ای هم برای برگزاری تعزیه، تهیه غذا، لباس و … می‌دهند، ولی همین که در سینما سراغ موضوع‌های ائمه می‌رویم و بودجه‌ها نجومی می‌شود، بازی عوض شده و دستمزدها از آن چیزی که همیشه می‌گرفتند، بالاتر می‌رود! به نظرم آرمان را نمی‌توان با پول خرید. متاسفانه فیلم‌هایی که فضای آرمانی دارند با پول قاطی شده اند و در نهایت به خروجی درستی نمی‌رسیم.

این کارگردان در پاسخ به این سوال که فیلمنامه‌هایی با چنین محتوایی تا چه حد در وزارت ارشاد برای دریافت پروانه ساخت به مشکل بر می‌خورند، بیان کرد: اغلب کسانی که در ارشاد هستند با سیاسیون زاویه دارند؛ به عنوان نمونه زمانی که من «شاخ کرگدن» را ساختم، دریک سکانس فیلم، تصویر روزنامه‌ای بود که به ظریف و جمله معروف «هرگز یک ایرانی را تهدید نکنید» اشاره کرده بود. یکی از اصلاحیه‌های ارشاد به فیلم حذف این تصویر بود. من هم به خاطر علاقه‌ای که به آن داشتم، آن جمله را در دیالوگ بازیگرم گذاشتم!

محسنی نسب گفت: به آثار کمدی راحت تر مجوز ساخت می دهند؛ چون آثار کمدی قرار است مطربی کنند و مضحکه راه بیندازند و عده‌ای را بخندانند. زمانی که کار جدی و سیاسی شود، کار دریافت مجوز ساخت فیلم به مشکل بر می‌خورد.

*باشگاه خبرنگران جوان

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

«صحنه زنی» کلید خورد – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: همزمان با شروع فیلمبرداری اولین تصویر از بازیگران فیلم سینمایی «صحنه‌زنی» منتشر شد.

به گزارش سینماپرس، فیلم سینمایی «صحنه‌زنی» به کارگردانی علیرضا صمدی در تهران کلید خورد و اولین تصویر از این فیلم در حالی منتشر شد که بهرام افشاری، مجید صالحی و پیام احمدی‌نیا با چهره‌ها و نقش‌های متفاوت در این اثر سینمایی ظاهر شده‌اند.

با توجه به فیلمنامه اجتماعی «صحنه‌زنی» که صمدی آن را به نگارش درآورده است، فضایی ملتهب را شاهد خواهیم بود که بازیگرانی چون بهرام افشاری و مجید صالحی نیز در قالب شخصیت‌هایی غافلگیرکننده و متفاوت به همراه دیگر بازیگران ایفای نقش خواهند کرد.

«صحنه‌زنی» در لوکیشن‌های مختلفی در تهران فیلمبرداری خواهد شد و بزودی کار تدوین همزمان آن نیز انجام می‌شود.

بهرام افشاری، مجید صالحی، مهتاب کرامتی، پیام احمدی‌نیا، لیندا کیانی، محمد نادری و فرزانه سهیلی بازیگران این فیلم هستند.

مجید رضابالا تهیه‌کننده و مسعود زارع مجری طرح این فیلم سینمایی هستند.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

هنرمندان به پویش «من ماسک می‌زنم» دعوت شدند


هنرمندان به پویش «من ماسک می‌زنم» دعوت شدند

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

«پیشی‌میشی» با «زن‌ها فرشته‌اند» به سینما می آید/ ساخته «سیروس الوند» به گروه ایران می رود – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: مرتضی شایسته دبیر شورای صنفی نمایش از اکران ۳ فیلم تازه در سینماهای سراسر کشور از تاریخ ۲۵ تیرماه خبر داد.

به گزارش سینماپرس، مرتضی شایسته دبیر شورای صنفی نمایش در گفتگو با مهر درباره خروجی جلسه امروز یکشنبه ۱۵ تیرماه این شورا گفت: در جلسه امروز ابتدا نمایندگان فیلم «خوب، بد، جلف؛ ارتش سری» گزارشی از نحوه و روند اکران این فیلم ارایه کردند در ادامه پس از بررسی درخواست‌ها، از میان متقاضیان اکران مقرر شد فیلم سینمایی «زن‌ها فرشته‌اند ۲» به کارگردانی آرش معیریان در گروه ماندانا، «آنجا همان ساعت» ساخته سیروس الوند در گروه ایران و فیلم کودک «پیشی‌میشی» ساخته حسین قناعت در گروه بهمن در تاریخ ۲۵ تیر اکران شوند.

شایسته ادامه داد: اعضای شورای صنفی نمایش ضمن تاکید بر ایجاد فضای رونق و استقبال مردمی از نمایش فیلم‌ها با رعایت پروتکل‌های بهداشتی در سالن‌های سینما، از صداوسیما، شهرداری‌های تهران و شهرهای مختلف خواستار حمایت جدی برای تبلیغات در سینمای ایران در شرایط شکننده فعلی شدند.

دبیر شورای صنفی نمایش با قدردانی از تماشاگران فهیم سینمای ایران گفت: مخاطبان سینما در ایام پس از بازگشایی سینما با رعایت نکات بهداشتی و ایمنی در سالن‌های سینما حضور پیدا کردند و امیدواریم در ادامه هم با رعایت‌های بهداشتی و به ویژه زدن ماسک، سینما را به محیطی امن تبدیل کنند.

وی در پایان با اشاره به اینکه اکران دیگر فیلم‌ها همچنان ادامه دارد، بیان کرد: فیلم سینمایی «شنای پروانه» و «خوب بد جلف، ارتش سری» طبق اعلام قبلی بعد از به پایان رساندن سه هفته اکران خود، اکران هفته‌های عادی خود را ادامه می‌دهند و سه هفته ابتدایی جزو هفته‌های اکران آن‌ها محسوب نمی‌شود اما فیلم‌های تازه اکران مشمول این امتیاز نمی‌شوند.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

کار سفارشی ترمز خلاقیت هنرمند را می‌کشد


کار سفارشی ترمز خلاقیت هنرمند را می‌کشد

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

صداوسیما در شرایط عادی، خودش هم در بداخلاقی‌ها نقش داشته است – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: عماد افروغ جامعه‌شناس و استاد دانشگاه ضمن تبیین تأثیر عملکرد رسانه ملی در چهار دهه گذشته بر واقعیت‌های تلخ جامعه امروز، بر لزوم بازنگری در سیاست‌های کلان صداوسیما تأکید کرد.

به گزارش سینماپرس، «از تمام دستگاه‌های تبلیغاتی، امروز نقش رادیو و تلویزیون از همه دستگاه‌ها بالاتر است. اگر اصلاح بشود، یک کشور را می‌تواند اصلاح کند و اگر –خدای نخواسته- انحراف در آن باشد، یک کشور را می‌تواند منحرف کند» (صحیفه امام، ج ۱۶، ص ۱۱۸) همین یک جمله کافی است تا بر اهمیت خروجی کاری مسئولان سازمان صداوسیما تأکید کنیم. جمله‌ای که در عین حال می‌توان آن را متر و معیاری برای سنجش میزان تأثیرگذاری این سازمان کلان فرهنگی بر وضعیت امروز جامعه ایرانی دانست.

این روزها صداوسیما با برنامه‌ها، تاک شوها، مسابقات، سریال‌های نمایشی و قالب‌های مختلف دیگر برنامه‌سازی کنداکتور شبکه‌های متعدد و پرشمار خود را پر می‌کند. کنداکتوری ۲۴ ساعته در بیش از ۵۰ شبکه سراسری و استانی که در رقابت با رقیبان باسابقه‌ای چون شبکه‌های ماهواره‌ای و یا مدعیان نوظهور در فضای مجازی، گویی رمق چندانی برایش نمانده و جامعه کمتر و کمتر به آن گرایش پیدا می‌کند؛ تا آنجا که قائم مقام صداوسیما در نشستی به آشکار و گلایه می‌گوید «امروز بزرگترین مشکل رسانه ملی، وجود فضای مجازی است» و حتی اگر مخاطب گرایشی به آن دارد از برنامه‌ها تأثیر نمی‌گیرد و یا حتی کمتر رضایتی دارد چه برسد به اینکه این رسانه بخواهد به مثابه یک دانشگاه عمل کرده و در آینده فرد یا یک اجتماع اثرگذار باشد!

اما چه شد که سازمان «صداوسیما» به وضعیت امروز رسید. بحرانی که امروز در رابطه مخاطب با رسانه ملی شاهدش هستیم، ریشه در چه پس‌زمینه‌هایی دارد و چگونه می‌توان برای رفع نواقص و تحقق آنچه بنیانگذار انقلاب اسلامی آن را ترسیم کرده بود، قدم برداشت؟

عماد افروغ جامعه شناس و استاد دانشگاهی است که به صراحت کلام شهره است، تأکید ویژه‌ای بر لزوم شکل‌گیری گفتگوهای انتقادی دارد، بسیار از اهمیت گوهر فراموش‌شده‌ای به‌نام «اخلاق» می‌گوید و فراتر از مباحث تئوریک و دانشگاهی صرف، همواره نیم‌نگاهی هم به تولیدات فرهنگی و نسبت آن‌ها با جامعه و تحولات روز داشته و دارد؛ از فیلم و سینما گرفته تا کتاب و مطبوعات.

افروغ در این گفتگوی مشروح از منظر جامعه‌شناسی به آسیب‌شناسی خروجی برنامه‌ها و عملکرد مدیران سازمان صداوسیما به‌عنوان یکی از مهمترین رسانه‌های امروز ایران و تأثیر آن بر وضعیت جامعه امروز پرداخته است.

متن گفتگوی مهر با عماد افروغ را در زیر می‌خوانید:

* این روزها انتقادات زیادی به عملکرد صداوسیما و خروجی برنامه‌های آن مطرح می‌شود و البته کمتر سریال، تاک‌شو یا برنامه گفتگومحور شاخص و راضی‌کننده‌ای هم وجود دارد که روی فکر و آسایش و زندگی مردم تأثیر بگذارد و یا به‌عنوان راهکاری برای ارتقا سبک زندگی بتوان به آن‌ها اشاره کرد. از منظر جامعه‌شناسی فکر می‌کنید مشکل عمده‌ای که صداوسیما اکنون با آن مواجه است، چیست؟ و چقدر ممکن است «افراد» مانع عملکرد درست «سازمان» باشند؟

این سوال نیازمند بحثی مبنایی است، اینگونه نیست که تفننی سوالی پرسیده باشید و بخواهم به آن پاسخ دهم. من هم سال‌هاست که به پاسخ چنین سوالی می‌اندیشم. من نمی‌دانم آیا صداوسیما حسب یک نظریه عمل می‌کند یا خیر و اگر حسب یک نظریه حرکت می‌کند آنچه نظریه‌ای است؟ آیا این نظریه منسجم است یا خیر؟ و در صورت انسجام به آن عمل می‌شود یا خیر؟ آیا دیالکتیکی بین این نظریه و یا واقعیت‌های انضمامی و روزمره وجود دارد یا خیر؟

من فکر می‌کنم حداقل نوعی عدم انسجام تئوریک در خروجی برنامه‌هایی که از تلویزیون پخش می‌شود نمایان است، نوعی ناهمخوانی، تناقض و تعارض وجود دارد که حتی در برخی موارد بوی تظاهر و ریا از آن‌ها به مشام می‌رسد من فکر می‌کنم حداقل نوعی عدم انسجام تئوریک در خروجی برنامه‌هایی که از تلویزیون پخش می‌شود نمایان است، نوعی ناهمخوانی، تناقض و تعارض وجود دارد که حتی در برخی موارد بوی تظاهر و ریا از آن‌ها به مشام می‌رسد. متأسفانه جمهوری اسلامی میدان مناسبی برای تاخت و تاز ریاکاران شده است و یکی از عرصه‌های قلمروهای تاخت و تاز این افراد، سیماست، چون رادیو را کمتر می‌شنوم.

اگر بخواهم مبنایی‌تر بحث کنم باید بگویم هر نهادی که جایگاه تعریف شده‌ای برای ایده‌پردازی داشته باشد و خود را متولی ایده‌ها و ارزش‌ها بداند باید نسبت به واقعیات جامعه پاسخگو باشد. این رابطه متقابل ایده و واقعیت است. اگر این رابطه را بین ایده و واقعیت بپذیریم معتقدم هرکسی ادعای ایده‌پردازی در جامعه دارد باید پاسخگوی واقعیات جامعه هم باشد.

اگر واقعیت‌های جامعه تلخ هستند که همینطور هم هست و می‌توان ردّ پای آن را در وضعیت عدالت، اخلاق و… مشاهده کرد، اینها بی ارتباط با ایده‌های پشت این واقعیات نیست. صداوسیما هم در این میان ادعا دارد که دانشگاه است و ادعای ایده‌پردازی دارد. ادعا هم دارد که بیشترین رجوع مردم به صداوسیماست پس این چه ایده‌پردازی‌ای بوده است که واقعیت‌ها را به این شکل رقم زده است؟

* یعنی شما صداوسیما را نسبت به آنچه در واقعیت امروز جامعه وجود دارد، مسئول می‌دانید؟

ممکن است متولیان صداوسیما بگویند ما کار خود را کرده‌ایم اما مردم راه خودشان را رفته‌اند در حالی که این‌طور نیست. اگر مردم راه خود را به غلط رفته‌اند و اگر ایده‌های غلطی داشته‌اند که باعث شده چنین راهی بروند، باز هم باید پرسید صداوسیما در این ایده‌های غلط نقش نداشته است؟ و اصلاً در اصلاح این ایده‌ها چه نقشی داشته است؟

این بحث بسیار اساسی است و عالمان علوم انسانی اعم از روحانی، روشنفکر، روان‌شناس، جامعه شناس و اقتصاددان و هرکسی که با ایده و تئوری سر و کار دارد نمی‌تواند بگوید مرا با واقعیت‌ها کاری نیست و از آن‌ها چشم‌پوشی کند. من شخصاً معتقدم صداوسیما حسب جایگاهی که برایش تعریف شده است نقش خود را به خوبی ایفا نکرده است. بالاخره عده‌ای امروز اندیشه غلطی را ترویج می‌کنند که باعث به‌وجود آمدن واقعیت‌های تلخی شده است. صداوسیما تا چه حدی با این ایده‌ها و اندیشه‌های غلط درافتاده است؟

* به تعارض و تظاهر در تفکر حاکم بر صداوسیما با خروجی برنامه‌ها و آثارش اشاره کردید و همچنین به اینکه واقعیت جامعه چیز دیگری است و صداوسیما ایده‌های دیگری را نمایش می‌دهد. می‌توانید در این زمینه مثال هم بزنید؟ چون تلویزیون ادعا دارد که به طور مثال تا به امروز در مسیر اخلاق و برنامه‌سازی انقلابی و فرهنگی حرکت کرده است و همچنان می‌کند.

اینکه این‌ها بعضاً کارهایی انجام می‌دهند تردیدی نیست. در این نکته که این کارها هم برای مخاطب انجام می‌شود نمی‌توان شک کرد. بحث این است که آیا صداوسیما متناسب با گفتمان انقلاب اسلامی و نیازهای فرهنگی و اجتماعی مردم برنامه‌سازی می‌کند؟ این بحث ماست. به هر حال وقتی جامعه از مشکلات اجتماعی رنج می‌برد، اخلاقیات آموزش داده شده در تلویزیون هم (بدون انکار دلالت‌های اجتماعیِ اخلاقیات فردی)، باید اجتماعی باشد نه فردی. سال‌هاست آموزش‌های مذهبی اخلاقی هم در تلویزیون رویکرد فردی دارد.

مساله بنده این است که افراد چرا این قدر قدرت مانور دارند؟ به طور مثال شوراهای اندیشه‌ورزی در شبکه‌ها تشکیل می‌شود که افراد طبق سیاست‌ها و مصوبات و تصمیمات این شوراها حرکت کنند و اینقدر قدرت مانور نداشته باشند، اما اینها همه اموری فرمالیستی و دهان پر کن هستند * منظور آموزش‌های دینی است که غالباً به احکام و فقهیات شخصی منحصر و محدود شده است؟

بله. به «حق الله» منحصر شده است که کسی مخالف آن هم نیست. اما اتفاقاً خداوند حق الله را به شرط توبه و رجعت شخصی می‌بخشد. آنچه را خدا نمی‌بخشد «حق‌الناس» است. در حالی که شما اکنون در جامعه انواع و اقسام تضییع شدن حق مردم را می‌بینید. تبعیض، فساد و رانت و ناشایسته گماری را می‌بینید که همه این‌ها حقوقی است که دارد پایمال می‌شود. برنامه‌های تلویزیونی اگر هم به این مسائل اجتماعی بپردازد، جزئی است و حتی در مواردی، و به ویژه در گذشته به صورت پررنگ‌تر، جناحی است. در حالی که این مسائل جناح بردار نیست.

* چقدر ممکن است تلویزیون به دلیل حضور مدیران یا برنامه‌سازان محافظه کار یا منفعت طلب به مسائل اساسی‌تر ورود نکند؟

اگر قواعد مشخصی وجود داشته باشد قدرت مانور شخصی افراد پایین می‌آید. مساله بنده این است که افراد چرا این قدر قدرت مانور دارند؟ به طور مثال شوراهای اندیشه‌ورزی در شبکه‌ها تشکیل می‌شود که افراد طبق سیاست‌ها و مصوبات و تصمیمات این شوراها حرکت کنند و اینقدر قدرت مانور نداشته باشند، اما اینها همه اموری فرمالیستی و دهان پر کن هستند.

* ممکن است عملیاتی نشدن همان ایده‌هایی که گفتید به دلیل نفوذ افرادی باشد که نمی‌خواهند؟

این نفوذ بحث مهمی است که نباید آن را نادیده بگیرید. وقتی تفکیک سره از ناسره مشمول نظارت نمی‌شود، عده‌ای می‌توانند مانورهای شخصی هم داشته باشند. وقتی شورای راهبردی واقعی و عمیق وجود ندارد، افراد خیلی راحت می‌توانند نفوذ کنند. نفوذ فرهنگی و مادی داشته باشند. یعنی ابتدا با ظاهر و منش مقبول، خود را جا می‌اندازند و بعد سیاست‌های خود را اعمال می‌کنند، من از این قبیل موارد، زیاد دیده‌ام.

* چه سیاستی را اعمال می‌کنند؟

سیاست‌هایی مغایر با روح و مضامین سیاست‌های کلان و متناسب با رشد آگاهی و اندیشگی و مسئولیت‌های اخلاقی فردی و اجتماعی، از قبیل آزادمنشی و صداقت، اعتماد و همبستگی و نوع‌دوستی، به ویژه در شرایط عادی و غیر بحرانی جامعه، که حساب شرایط بحرانی جداست.

عامل نفوذی، از سطحی‌نگری و در شرایطی از بلندپروازی برخی مدیران سوء‌استفاده و به تدریج جای پای خود را محکم می‌کند و بعد برنامه‌هایی را تولید و بدون توجه به هشدارهای اولیه برخی افراد پخش می‌کند. پس از آشکار شدن منویات پنهانی این دسته از افراد و اعتراضات دیگران، مجبور به قطع برنامه می‌شوند * ورود چنین افرادی به صداوسیما راحت است؟

تا حدی آسان است چون این مدل در سازمان‌هایی که قرار است اصول و ارزش‌ها را با مانورهای شخصی و بعضاً بلندپروازانه مدیران، جا بیندازند جواب می‌دهد. طرف ابتدا ظاهر انقلابی و بدون توجه به لایه‌های حکیمانه و زیرین انقلاب و همسو با سلایق مدیران، به خود می‌گیرد و به‌تدریج نفوذ کرده و طرح خود را پیاده می‌سازد. در واقع، از سطحی‌نگری و در شرایطی از بلندپروازی برخی مدیران سوء‌استفاده و به تدریج جای پای خود را محکم می‌کند و بعد برنامه‌هایی را تولید و بدون توجه به هشدارهای اولیه برخی افراد پخش می‌کند. پس از آشکار شدن منویات پنهانی این دسته از افراد و اعتراضات دیگران، مجبور به قطع برنامه می‌شوند. اگر بر صدا و سیما مغز متفکر و استراتژیست و به روز و در چارچوب آرمان‌های انقلاب اسلامی و به طور خاص شعارهای آزادی، عدالت و اخلاق و معنویت حاکم بود، شاهد این گونه برنامه‌ها و مانورهای شخصی نمی‌بودیم.

یک عده متظاهر و عده‌ای متعصب، جاهل و خشک مغز هستند. افراد متظاهر از دسته دوم بدتر هستند، چون به دلیل پنهان کردن آرا واقعی خود نمی‌توانید با آن‌ها وارد بحث شوید. با حضور این افراد اگر به صداوسیما رسوخ کنند که تا حدی در برخی پروژه‌ها ورود کرده‌اند نمی‌توان مشکل را حل کرد.

* چرا باید کلیشه‌ای از شعارهای انقلابی در بسیاری از سازمان‌ها از جمله صداوسیما به گونه‌ای ترویج پیدا کند که افراد با سوءاستفاده از کلیدواژه‌های آن به راحتی خود را پرزنت کرده و خودی نشان دهند.

لب کلام همین است که هرکسی دو آتشه تر خود را نمایش می‌دهد به او تریبون داده می‌شود. هرکسی که متواضع‌تر است و انقلاب را ریاکارانه و بر پایه منافع شخصی خود تفسیر نمی‌کند و از منظر شور و هیجان صرف نگاه نمی‌کند، تریبونی هم ندارد. البته باز این به این معنا نیست که طرف شور نداشته باشد خیر منظور این است که «شورنمایی» و «شور عاری از حکمت» نداشته باشد. شور، تجلی حکمت است اما شور و هیجانی هم هست که پشتش هیچ نیست و ما به چنین افرادی میدان می‌دهیم و اساساً دنبال این نیستیم که متوجه شویم اینها که میدان دار هستند در پشت صحنه چه می‌کنند و چه می‌گویند و یا چه قرائتی از دین و انقلاب دارند.

به رغم اینکه انقلاب برای ما ارزشمند است اما توجیهی برای ریا و حفظ ظاهر نمی‌شود. ما باید کسی را وارد کار کنیم که اولاً آگاه به لایه‌مندی پدیده انقلاب باشد، ثانیاً به گفته‌اش باور داشته باشد. وقتی دم از انقلاب و مردم و دین می‌زند به آن‌ها باور و عمل متناظر داشته باشد. مردم متوجه ایفای نقش متظاهرانه می‌شوند. برای مثال، طرف با پراید به مجلس شورای اسلامی می‌آمد اما در خیابانی او را با بنز آخرین مدل دیدند. بالاخره که آشکار می‌شود، پس اگر با همان بنز و البته مشروع خود بیاید بهتر نیست؟

در اینجا فضایی را برای پرسشی کلیدی باز می‌کنم، کدام بهتر است نفاق یا صداقت؟ و یا شاید نفاق و صداقت گره خورده با حرص؟ پاسخ بنده این است که به هر حال، ساده زیستی و به تعبیر حضرت امیر (ع) قناعت، گره خورده با کسب روزی حلال و بی‌نیازی و حد کفاف و پرهیز از دنیا برای دنیا و دنیا را برای آخرت خواستن، در مرتبه اول ارزش قرار دارد. اما اگر قرار بر انتخاب بین نفاق و ریا و صداقت و صراحت حریصانه در استفاده از مواهب دنیوی باشد کدام قبیح تر است؟

زندگی روزمره، نوعاً عرصه تأثیر و تأثر است نه باید و نباید. ما مدام بایدها و نبایدها را در تریبون رسمی تلویزیون تبلیغ می‌کنیم، در حالی که خبر نداریم مخاطب با چه مشکلاتی درگیر است. به طور مثال دائم می‌گوئید به فکر آخرتت باش و ایمان داشته باش. در حالی که مردم می‌گویند من به نان شبم محتاجم. در واقع او مشکلی با این ارزش‌ها ندارد، در این ارزش‌ها مشترک است اما دردش چیز دیگری است دنیا را برای دنیا خواستن و بهره مند شدن از روش‌های نامشروع، از جمله ریا، برای تنعمات دنیوی و یا دنیا را برای دنیا خواستن و متنعم شدن از مواهب دنیوی بدون استفاده از روش‌های نامشروع، ولو در قالب حرص؟ به هر حال، کدام کم ارزش تر است، تظاهر ریاکارانه و تمسک صوری به ارزش‌ها برای بهره‌مندی از دنیا یا صداقت و تلاش برای بهره‌مندی از دنیا؟ در افراطی‌ترین شکل، نفاق یا حرص؟ در اولی پای کلاه برداری و تضییع حقوق اجتماعی در میان است و در دومی پای ضرر به نفس در میان است که با اخذ سیاست‌های صحیح و رفاهی اجتماعی و مالیات و غیره قابل کنترل و تعدیل است. به هر حال، اگر بخواهیم به اسم حفظ ظاهر، ریا را گسترش دهیم بداخلاقی بدتری را توسعه داده‌ایم و باعث نفوذ افکار بدتری شده‌ایم.

* گفتید صداوسیما چندان به واقعیت جامعه کاری ندارد. از نگاه شما چگونه می‌توان این واقعیت را در برنامه‌سازی‌ها دخالت داد؟

همان ابتدا گفتم صداوسیما تئوری به روزی ندارد. در بهترین حالت بایدها و نبایدهایی دارد که اتفاقاً مساله مردم نیست. زندگی روزمره‌شان به گونه‌ای است که آن باید و نبایدها در زندگیشان ورود و دخالتی ندارد، چون غالباً با آن مسأله‌ای ندارند. زندگی روزمره، نوعاً عرصه تأثیر و تأثر است نه باید و نباید. ما مدام بایدها و نبایدها را در تریبون رسمی تلویزیون تبلیغ می‌کنیم، در حالی که خبر نداریم مخاطب با چه مشکلاتی درگیر است. به طور مثال دائم می‌گوئید به فکر آخرتت باش و ایمان داشته باش.

این‌ها ارزش‌ها و بایدهایی است که در بهترین حالت صداوسیما ترویج می‌کند. در حالی که مردم می‌گویند باید بدن و جان و نفسی باشد که به فکر آخرت باشد و ایمان داشته باشد، من به نان شبم محتاجم. در واقع او مشکلی با این ارزش‌ها ندارد، در این ارزش‌ها مشترک است اما دردش چیز دیگری است. درد او بیکاری، نفاق و تظاهر است. دردش رانت خواری است. درد او درد اخلاق فردی نیست بلکه درد اخلاق اجتماعی است. درد او درد تبعیض است و اینکه چه فسادهای اجتماعی رواج دارد در حالی که صداوسیما از اخلاق اجتماعی نمی‌گوید. صداوسیما بیشتر از اخلاق فردی می‌گوید در حالی که فرد این‌ها را قبول دارد.

صداوسیما برخلاف ادعاها و های وهویی که دارد، متوجه این معانی نیست. ممکن است هر از گاهی هم برنامه خوبی ساخته شود ممکن است اتفاقی بیفتد و سازمان صداوسیما هم نمایش دهد. به طور مثال اتفاقی در نوع دوستی ایرانیان رخ دهد و تلویزیون این را نمایش دهد، اما این امر در راستای یک تفکر نظام مند با توجه به ملزومات آن نیست.

ما دیده‌ایم که صداوسیما در شرایط عادی، خودش هم در بداخلاقی‌ها نقش داشته است. از لاپوشانی و منعکس نکردن قضایا تا نمایش تصاویری که خلاف تجربه زیسته مردم است. درهای صداوسیما به روی افکار دیگر بسته است و انگار منتظر حادثه‌ای است تا درها را باز کند. در حالی که در روز حادثه، شاه هم درها را باز کرد، شاه هم توبه کرد! نوع نگاه سازمان صداوسیما متناسب با انقلاب اسلامی و هویت فرهنگی و تاریخی و نیازهای ما نیست. شما اصلاً ثابت کنید این‌ها برنامه و سیاستگذاری دارند. ممکن است در دفترچه‌هایی این سیاستگذاری‌های را داشته باشند اما فقط روی کاغذ است. بحث ما نحوه عملیاتی شدن و به روز شدن این سندهاست.

ما در مجلس هفتم پیشنهاد تشکیل شورایی در رأس صدا و سیما، متشکل از نظریه‌پردازان و استراتژیست‌های فرهنگی و سیاست گذاران فرهنگی و … را با انتخاب رهبری دادیم که راهبردهای کلان و به روز و مساله مند صداوسیما را مشخص کنند تا کار از حالت فردی خارج شود اما مسئولان وقت صداوسیما مخالفت کردند چون حس کردند دستشان بسته می‌شود * آیا هیچ‌گاه سازمان صداوسیما در قالب مشورت با مشاوران و متخصصان از جمله جامعه‌شناس، متفکر علوم انسانی، روحانیان و… این ایده‌ها و اصول را تدوین نکرده است؟

سوال خوبی است. در چندین مقطع از بنده نوعی به‌عنوان عضو شورای اندیشه‌ورزی یکی از شبکه‌ها دعوت شد. یکی دو جلسه، و در دوره جدید فقط یک جلسه، از این شوراها برگزار شد اما چقدر به حرف ما گوش دادند؟ انگار ما ابزار توجیه یک سری سیاست‌ها شده‌ایم.

به طور مثال در یکی از شوراها ما گفتیم فلان برنامه درست نیست اما مقاومت کردند و حتی به نوعی به بنده توهین کردند گویی مساله من شخصی بود و کار به جایی کشید که خودشان برنامه را تعطیل کردند. ما هم البته می‌دانیم این شوراها کارایی ندارد اما شاید هنوز امید داریم که اتفاقی بیفتد.

وقتی در جایی از ما دعوت می‌کنند، شرکت می‌کنیم چون هنوز امیدواریم. می‌گوئیم از ما دعوت شده است و حسب وظیفه اجتماعی باید برویم. خب لااقل حرف‌های ما را بشنوند اما نه رد می‌کنند و نه می‌پذیرند. در یکی از همین جلسات به جای استدلال بر سر غلط بودن یا درست بودن یک موضوع گفتند ما به گفتمان فلان فرد، غیر امام راحل و رهبری، در سیما توجه داریم. من گفتم از کی تا حالا یک فرد در سیما گفتمان ساز شده است؟ این مضحک است که یک فرد ولو با سمتی رسمی اینگونه تأثیر داشته باشد.

* یکی از مشکلات صداوسیما این است که به نظر می‌رسد رویکردهایش وابسته به مدیران است و به همین دلیل است که خیلی وقت‌ها سلیقه یک فرد معیار تصمیم‌گیری‌های کلان و به قول شما گفتمان ساز می‌شود.

ما در مجلس هفتم پیشنهاد تشکیل شورایی در رأس صدا و سیما، متشکل از نظریه‌پردازان و استراتژیست‌های فرهنگی و سیاست گذاران فرهنگی و … را با انتخاب رهبری دادیم که راهبردهای کلان و به روز و مساله مند صداوسیما را مشخص کنند تا کار از حالت فردی خارج شود. این شورا قرار بود در اتخاذ راهبردها و نظارت بر حسن اجرای آن‌ها نقش آفرین باشد. ما این را مطرح کردیم، اما مسئولان وقت صداوسیما مخالفت کردند چون حس کردند دستشان بسته می‌شود. ما اکنون هیچ نظارتی نداریم منظورم نظارت‌های اجرایی نیست منظور نظارت‌های کلان و راهبردی است. اگر هم شوراهای اندیشه‌ورزی راه اندازی کردند تأثیرگذار نیستند و فقط اسم افراد را در دهان‌ها انداختند.

صداوسیما باید بداند مادامی که بر اساس قانون اساسی عمل می‌کند، باید شورای راهبردی به روز و نظارت فعال داشته باشد. فکر می‌کنند وقتی می‌گوئیم نظارت، یعنی ایجاد مانع منفی و بازدارنده، اما اینگونه نیست، نظارت ابزاری مناسب برای ضمانت بخشیدن به سیاست‌های صحیح و مانعی است برای رفتارهای شخصی و خارج از قاعده مصوب. متأسفانه صداوسیما علاوه بر اینها اسیر نفوذ و تظاهر و ریا هم شده است و این آسیب‌ها به زودی مشکلات افزون‌تری برای سازمان به‌وجود خواهد آورد.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

«پالس» پیمان یزدانیان به بازار موسیقی رسید/ بداهه‌نوازی با پیانو


«پالس» پیمان یزدانیان به بازار موسیقی رسید/ بداهه‌نوازی با پیانو

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

تمدید مهلت ارسال آثار به «تئاترمان» – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: دبیر نخستین همایش سراسری تئاتر آپارتمانی «تئاترمان» مهلت ارسال فیلم آثار حداکثر تا تاریخ ۱۵ مرداد خبر داد.

به گزارش سینماپرس، محمود صابری دبیر نخستین همایش سراسری تئاتر آپارتمانی در قرنطینه که با عنوان «تئاترمان» شناخته می‌شود در مورد این رویداد گفت: بعد از شیوع کرونا و ضرورت قرنطینه و فاصله‌گذاری اجتماعی که تعطیلی سالن‌های تئاتر را به همراه داشت، مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری بر آن شد تا راهکارهایی را برای ادامه فعالیت اهالی تئاتر در منزل و همینطور تأمین توقعات مخاطبان تئاتر در قرنطینه بیندیشد و همایش «تئاترمان» که در واقع فراخوانی برای تولید تئاتر آپارتمانی در قرنطینه است، یکی از این راهکارها بود.

وی ادامه داد: در این راستا فراخوان این رویداد اعلام شد و در مهلت اعلام شده، متون زیادی به دبیرخانه این همایش رسید که از میان متون رسیده، داوران بخش بازخوانی متون، ۵۲ متن را از سراسر کشور انتخاب و حائز شرکت در همایش دانستند. در حال حاضر و پس از اعلام اسامی متون پذیرفته شده، گروه‌های نمایشی مشغول تمرین هستند و تا ۱۵ مرداد فرصت دارند تا فیلم اجراهای خود را برای ما ارسال کنند.

صابری در مورد اینکه آیا صرفا پذیرفته شدن متن‌ها به معنای دریافت کمک هزینه آنهاست گفت: این همایش به گونه‌ای طراحی شده که هیچ هزینه‌ای را به هنرمندان تئاتر تحمیل نکند. لذا چیزی به عنوان کمک هزینه در تولید نمایش‌های این رویداد معنی ندارد. مبلغی که در فراخوان اعلام شده تحت عنوان پاداش و تقدیر بابت تولید آثار است و شامل ۲ بخش است.

وی توضیح داد: یکی مربوط به متون پذیرفته شده که از نویسندگان کلیه متون پذیرفته شده دست اول که در هیچ جشنواره‌ای شرکت نکرده باشند و یا اجرای عمومی نداشته‌اند، با پرداخت ۵.۰۰۰.۰۰۰ ریال قدردانی خواهد شد. این تقدیر صرفاً مربوط به نویسنده است و ارتباطی با گروه اجرا ندارد و سلب کننده حقوق نویسنده از اجرا نخواهد بود. چه بسا متنی که پذیرفته شده به هر دلیلی به اجرا منجر نشود و یا در مرحله بازبینی مورد پذیرش قرار نگیرد. ولی در هر صورت با پرداخت این مبلغ از نویسنده تقدیر خواهد شد. بخش دیگر تقدیر از گروه نمایشی است که کارشناسان مرکز براساس کیفیت آثار، تعداد عوامل، مدت زمان اجرا و معیارهای دیگر، مبلغی را تا سقف ۵۰.۰۰۰.۰۰۰ ریال صرفاً به آثاری که به مرحله‌ نهایی راه یافته باشند، تعیین خواهند کرد و به این شکل گروه نمایشی نیز مورد تقدیر قرار خواهد گرفت.

وی درباره کیفیت فیلم‌های ارسالی و زاویه‌ای قابل قبول دوربین برای ضبط اثر گفت: ما در فراخوان هم اعلام کردیم که خانواده‌ها یا گروه‌ها در صورتی که دوربین‌های با کیفیت شخصی داشته باشند، ترجیح ما دریافت تصاویر با کیفیت خواهد بود. چراکه این آثار در مراحل پایانی در اینترنت در معرض دید عموم قرار خواهند گرفت. ولی برای پیشگیری از هزینه گروه‌ها، تصویربرداری با دوربین گوشی‌های همراه با کیفیت نیز مورد پذیرش است و این امر در صورتی که با رعایت ظرافت‌های لازم صورت گرفته باشد، از امتیازات کار در داوری انتخاب آثار نمی‌کاهد.

صابری عنوان کرد: درباره شیوه تصویربرداری و کیفیت فنی آن چند نکته لازم به ذکر است. اول اینکه در این رویداد، دوربین به منزله چشم مخاطب است. با این تفاوت که مخاطب تئاتر در سالن‌های نمایش معمولاً جای ثابتی دارد و از یک زاویه به تماشای اثر می‌نشیند. در حالی که در آنچه ما برای «تئاتر مان» در نظر گرفتیم، امکان حرکت برای مخاطب وجو. د دارد به این معنا که تماشاگر می‌تواند به همراه سوژه خود حرکت کند و وارد اتاق دیگر، آشپزخانه، تراس و یا حتی حیاط خانه شود. نکته دوم اینکه دوستان توجه داشته باشند که تصویربرداری از تئاتر آپارتمانی با تولید تله تئاتر و یا ساختن فیلم اشتباه گرفته نشود و از قطع و تدوین حتی‌الامکان اجتناب شود. گاهی ممکن است شخصیت‌های نمایشی به لحاظ مکانی فاصله زیادی داشته و یا حتی در ۲ مکان متفاوت مثلاً یکی در اتاق و دیگری در آشپزخانه حاضر باشند. در چنین شرایطی تعیین اولویت اینکه مخاطب تصویر و صدای کدام و صرفاً صدای کدامیک را داشه باشد، با کارگردان است.

صابری در مورد اینکه شرکت‌کنندگان در این همایش فیلم آثار خود را به چه روشی برای دبیرخانه ارسال کنند، بیان کرد: «تئاترمان» به شکلی طراحی شد که هم هزینه‌ها و هم لزوم خروج از منزل را به صفر نزدیک کند. این امر در ارسال آثار هم در نظر گرفته شده است. به این نحو که برای ارسال آثار نیازی به ارسال CD و پست کردن آن نیست و دوستان می‌توانند از منزل و از طریق یکی از پیام‌رسان‌هایی که امکان ارسال فایل­‌های با حجم بالا را داشته باشند، آثار خود را برای ما ارسال کنند. پیام‌رسان مورد نظر و شیوه ارسال آثار در گروهی که در یکی از پیام رسان‌ها برای نویسندگان و کارگردان‌های متون پذیرفته شده، تشکیل شده است، به اطلاع آنها خواهد رسید. ولی نکته‌ای که اینجا لازم است به آن اشاره کنم در خصوص فرمت فیلم‌های ارسالی است. گروه‌ها در صورتی که امکان تبدیل فرمت داشته باشند، ترجیح ما فرمت MP۴ برای ارسال آثار است که هم از کیفیت مطلوب برخوردار است و هم اینکه حجم فایل‌های ارسالی را کاهش می‌دهد. در صورتی که عزیزان از این امکان برخوردار نیستند، با هر فرمتی می‌توانند آثار خود را ارسال کنند. ولی توجه داشته باشند که کیفیت آثار افت زیادی نکند. چون آثار پذیرفته شده در اینترنت در معرض دید عموم قرار خواهد گرفت.

دبیر نخستین همایش سراسری تئاتر آپارتمانی «تئاترمان» در پایان درباره مهلت ارسال آثار گفت: ما از زمان اعلام متون پذیرفته شده، مدت زمان حداقل ۴۵ روز را برای آماده‌سازی و ارسال آثار در نظر گرفتیم که بر این اساس مهلت ارسال فیلم آثار حداکثر تا تاریخ ۱۵ مرداد خواهد بود.

مشاهده خبر از سایت منبع