میراث «باب راس» به چه کسی رسید؟

«باب راس» نقاش معروف برنامه «لذت نقاشی» پس از رسیدن به شهرت تنها حدود یک دهه زندگی کرد؛ اما پس از مرگ، دعواهای حقوقی فراوانی بر سر داراییهای میلیون دلاریاش شکل گرفت.

«باب راس» نقاش معروف برنامه «لذت نقاشی» پس از رسیدن به شهرت تنها حدود یک دهه زندگی کرد؛ اما پس از مرگ، دعواهای حقوقی فراوانی بر سر داراییهای میلیون دلاریاش شکل گرفت.
سینماپرس: خلق «رویای آمریکایی» به خوبی توانست بحران «بیهویتی» را در «ایالات متحده آمریکا» مهار سازد و موجودیتی به نام «انسان آمریکایی» را پدید آورد.
محمدرضا مهدویپور/ پُرواضح است که «سونامی ایسمها» در مقطع زمانی دهه ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ میلادی، بیش از هر چیز محصول حالات روحی و روانی حاکم بر جوامع مختلف در مقطع پس از «جنگ جهانی اول» و تحمل فشارهای ناشی از این جنگ بود؛ جنگی که از یکسو نقشه جغرافیای جهان را دستخوش تغییرات اساسی ساخت و از سوی دیگر با پایان بخشیدن حضور مذهب در عرصه حکمرانی، سرآغازی برای ظهور و بروز گسترده «ایسمها» و مکاتب دستساز بشری بر مصادر حاکمیت کشورهای مختلف جهان و ایجاد «نظم جهانی جدید» گردید. نظمی که در آن «قدرت» (Power) از اصالت ویژهای برخوردار بود و به تبع آن «رسانه» به عنوان یکی از ابزارهای اصلی «تولید قدرت» و تکوین بخش قدرتهای نظامی و اقتصادی و سیاسی و … موضوعیت جدی پیدا نمود.

«نظم نوین» ایجاد شده در پس «جنگ جهانی اول» اگر چه غیر پایدار مینمود؛ اما به خوبی توانست اسباب و زمینههای لازم برای ظهور و بروز یک «الیگارشی نوین» و با مدیریت و محوریت ویژه «جحودها» را فراهم سازد و ایشان را از انزوای «انجمنهای سری» (Secret Societies) و «سازمانهای ماسونی» (Masonic Organizations) و حکمرانی بر «لُژهای بزرگ» (Grand Lodges) و «انجمنهای مخفی سلطنتی» و «فراموشخانهها» و … خارج ساخته و به چهرههایی شاخص و مشهور در عرصه «رسانه» و بالاخص «سینما» مبدل سازد. چهرههایی که با فراغت کامل از ملیت و علقه به سرزمینی خاص، به راحتی میتوانستند به شرق و غرب جهان بروند و به خدمت هر «ایسم» و تفکر تازه به حکومت رسیدهای درآمده و در نقش «افسران جنگ نرم» مشغول به خدمت و متمرکز بر «تولید قدرت» گردند.

البته با وجود حضور گسترده و چشمگیر «جحودها» و مصادیق مختلف از همراهی کامل ایشان با «ایسمها» و ایفای نقش موثر در «تولید قدرت نرم» برای مکاتب رنگارنگ و به حاکمیت رسیده در نقاط مختلف جهان و …؛ آنچه که بسیار شفاف است، سوگیری اصلی «جامعه یهودیان» میباشد. جهتگیری ویژه و حمایت قاطعی که بیش از هر چیز معطوف به برجسته نمودن «لیبرالیسم» و طراحی وجاهت لازم برای «ابرقدرت» ساختن «ایالات متحده آمریکا» گردید و این همه در حالی بود که تهیه «قدرت نرم» برای حاکمیت و نظامی همچون «ایالات متحده آمریکا» آن هم با سابقه تمدنی و عمری کمتر از عمر یک «نهنگ قطبی»! از یک طراحی کامل و مهندسی فرهنگی جامع حکایت مینماید.

قطعا «تولید قدرت نرم» و «ابرقدرت» ساختن حاکمیت نوپا و تازه تاسیسی همچون «ایالات متحده آمریکا» کار سادهای نبود. زیرا فرایند تاسیس موجودیتی به نام «ایالات متحده آمریکا» به هیچ عنوان قابل قیاس با حاکمیتهای شکل گرفته در دیگر نقاط جهان نمیباشد. حاکمیتی که با نادیده گرفتن بومیان و قتل عام گسترده ایشان، مدعی شکل گرفتن در سرزمینی بدون سکنه بود! حاکمیتی که هیچ آمریکاییزادهای را حتی در اواخر سده ۱۶۰۰ میلادی به یاد نمیآورد و تمام «پدران بنیانگذار» (Founding Fathers) خود را متولیدین سده ۱۷۰۰ میلادی معرفی مینمایند. پدرانی «آنگلوساکسون» (Anglo-Saxons) که عموما از والدینی انگلیسی الاصل برخوردار میباشند و هر یک در فرایندی به «آمریکا» مهاجرت نموده بودند.
|
مرور زندگی «پدران بنیانگذار ایالات متحده آمریکا» (Founding Fathers of the United States) میتواند یکی از ملاکهای قابل دسترس برای شناخت و ارزیابی عمق تمدنی «ایالات متحده آمریکا» قلمداد شود … هفت شخصیتی که شامل «بنجامین فرانکلین» (Benjamin Franklin) (متولد ۱۷ ژانویه ۱۷۰۶ میلادی) و «الکساندر همیلتون» (Alexander Hamilton) (متولد ۱۱ ژانویه ۱۷۵۵ میلادی) و «جان آدامز» (John Adams) (متولد ۳۰ اکتبر ۱۷۳۵ میلادی) و «جان جی» (John Jay) (متولد ۱۲ دسامبر ۱۷۴۵ میلادی) و «توماس جفرسون» (Thomas Jefferson) (متولد ۱۳ آوریل ۱۷۴۳ میلادی) و «جیمز مدیسون» (James Madison) (متولد ۱۶ مارس ۱۷۵۱ میلادی) و «جرج واشینگتن» (George Washington) (متولد ۲۲ فوریه ۱۷۳۲ میلادی) بوده و جالب آن است که هیچ کدام از ایشان به عنوان «تاریخساز آمریکا» دارای سابقه و حضور نسل مشخصی در این منطقه جغرافیایی نبوده و در این میان حتی «بنجامین فرانکلین» نیز که از او به عنوان «علامه» و «همهچیز دادن» (Polymath) یاد میشود و با لقب «نخستین آمریکایی» (The First American) در تاریخ آمریکا مورد تعریف قرار میگیرد نیز از پدر و مادری انگلیسیالاصل و مهاجر به این سرزمین برخوردار میباشد.
|
پس اگر حضور قوامبخش خانوادههای مختلف یهودی در حاکمیت نوپا و تازه تاسیس «ایالات متحده آمریکا» و سرمایهگذاری ویژه ایشان در عرصههای مختلف فرهنگی و هنری و رسانهای نبود، قطعا این جامعه بیهویت نمیتوانست در فرایندی بسیار کوتاهمدت، به جایگاه «ابرقدرتی» برسد و در دهه پایانی از سده ۱۸۰۰ میلادی به یکی از بازیگران اصلی در عرصه بینالملل مبدل شود. کشوری که برای نخستین بار در ۱۱ اکتبر ۱۴۹۲ میلادی، ادعای کشف سرزمینی آن صورت پذیرفت و پس از قریب به سیصدسال توانست در ۴ ژوئیه ۱۷۷۶ میلادی با «صدور اعلامیه استقلال» (United States Declaration of Independence) صاحب یک ملیت مشخص شود و پس از آن به واسطه تنظیم «قانون اساسی» (Constitution of the United States)، به یک حد قابل قبولی از مدنیت رسیده و سعی نماید تا خود را به عنوان یک حاکمیت در عرصه بینالملل مطرح و مورد شناسایی قرار دهد و به آنچنان مدنیتی برسد که بخواهد «نخستین انتخابات ریاست جمهوری» (United States presidential election) خود را در طی فرایندی از ۱۵ دسامبر ۱۷۸۸ تا ۱۰ ژانویه ۱۷۸۹ میلادی برگزار کند.

«ایالات متحده آمریکا» به نوعی همان «آرمانشهر» و «اوتوپیا» (Utopia) یهودیان بود؛ «سرزمینی بدون ملت» و با وسعت جغرافیایی قابل قبول که همه در آنجا «مهاجر» بودند! سرزمینی که تاریخ و تمدن آن محو شده بود و به عنوان سرزمینی بدون تاریخ و گذشته تمدنی، به خوبی میتوانست «امپراتوری جحودها» را محقق سازد و ایشان را از پراکندگی و سکونت در سرزمینهای مختلف و در نقاط مختلف جهان رهایی بخشد و به یک حس ثبات و تملک سرزمینی برساند. حسی که به دلیل روحیه متمایزبینی و سوداگری نهادینه در پیکره وجود خود، نتوانسته بودند آن را در هیچ جغرافیای دیگری تجربه نمایند.

اینگونه بود که «جحودها» به عنوان اقلیتی پراکنده در تمام نقاط جهان توانستند در شراکتی استراتژیک با «مسیحیان اصلاحطلب» یا همان «کالونیسم» (Calvinism) و ظهور در کالبد «پاک دینی» و با عنوان «پیوریتنیسم» (Puritans) به طرحریزی جامعهای نوین مبادرت ورزند. جامعهای که همه چیز خود را از دیگران به عاریت گرفته بود و از این جهت به خوبی توانست از تمام دستآوردهای بشر و داشتههای آزمون پس داده در تمدنهای مختلف بهره گیرد. کشوری که با گردآوری میراث بشریت در عرصههای مختلف به بازطراحی یک «مدینه فاضله» با نظام اقتصادی و سیاسی و امنیتی و فرهنگی و اجتماعی نوین پرداخت.

پس همین طراحی کمنظیر «جحودها» و اجرایی شدن الگوی «جامعهسازی» (Community building) ویژه ایشان بود که سبب شد تا مهاجران آمریکایی شده، خود را جماعتی پاکدین و آزاده فرض نمایند و از همان ابتدا چنین ذهنیتی در وجود ایشان شکل گیرد که چون در آمریکا به آزادی دست یافتهاند رسالت بسط و گسترش «سکولاریسم» و «لیبرالیسم» را در جهان بر عهده دارند! ذهنیتی که از همان بدو آغاز پروژه «ملتسازی» (Nation-building) در «ایالات متحده آمریکا» مورد توجه قرار گرفت و تبدیل همین ذهنیت به یک «باور تمدنی» بود که پایه ایجاد یک احساس مسئولیت مبتذل و سرآغاز خود رهبر پنداری آمریکا در پس «جنگ جهانی اول» گردید.

پس اگر جهانیان در سده ۱۹۰۰ میلادی، شاهد حضور گسترده آمریکاییها در کشورهای خود بودند و از تاراج منابع و امکانات مادی و معنوی خود توسط آمریکاییها خاطرات بسیاری برایشان برجای ماند و … و اگر در فرایند «جنگ جهانی دوم» و در طی سالهای ۱۹۴۹ تا ۱۹۴۵ میلادی این کشور توانست به سهولت جامعه دور از جنگ خود را متقاعد به حضور نظامی و اشغال بخشی از جغرافیای «آلمان» و «اتریش» و «ایتالیا» و «ژاپن» و «فیلیپین» و «کره جنوبی» سازد و … و اگر از سال ۱۹۵۱ میلادی، «ایالات متحده آمریکا» موفق شد تا با حضور اعلام شده در «جنگ کره» (Korean War) رسما فعالیت انفرادی و نظامی خود را در عرصه بینالمللی مشروعیت بخشد و تعرض به جغرافیا و سرزمینهای مختلف را برای خود موجه سازد و پس از آن و با حضور در حدود ۱۰۰ لشکرکشی کوچک و بزرگ دیگر، فهرست بلندبالایی از جنایات و تجاوزگری را در قبال مردم جهان به ثبت برساند و …؛ همگی محصول همان الگوی «جامعهسازی» و حقنه رسالت ترویج «سکولاریسم» و «لیبرالیسم» در وجود «انسان آمریکایی» است.

به عبارت دیگر، پیگیری پروژه «دولتسازی» (State Building) در «ایالات متحده آمریکا» آن هم بر اساس یک الگوی «جامعهسازی» منسجم را میتوان به عنوان عامل اصلی در کوتاه شدن فرایند تمدنی و تشکیل «امپراتوری آمریکا» معرفی نمود. الگوی «جامعهسازی» منسجمی که تمامی مراحل «سیستمسازی» (Systems Building) در عرصههای مختلف آن، بر پایه دو اصل «سکولاریسم» و «لیبرالیسم» صورت پذیرفت و این مهم به عنوان میراث برجای مانده از «پدران بنیانگذار ایالات متحده آمریکا» تا به امروز مورد پاسداری و حراست کامل واقع شده است.

البته این الگوی «جامعهسازی» به شدت دچار بحران «بیهویتی» بود. بحرانی که به واسطه حضور مهاجرانی از سراسر جهان و با هویتهای مختلف پدید آمده بود. مهاجرانی که عموما برای خلاصی از هنجارهای سرزمینی خود و دستیابی به موقعیت اجتماعی جدید، به یک محیط جغرافیایی ناشناخته و بدون «عقبه تمدنی» آمده بودند. از این جهت است که میتوان خلق «رویای آمریکایی» (American Dream) را یک راهبرد موثر و طرح خلاق برای به «منش» (Ethos) رساندن و ایجاد الگوی قوامبخش و شکلدهنده «شخصیت ملی ایالات متحده آمریکا» (Ethos of the United States) قلمداد نمود. طرحی که اگر چه عنوان نوشتاری آن برای نخستینبار در سال ۱۹۳۱ میلادی و توسط مورخی به نام «جیمز تراسلو آدامز» (James Truslow Adams) در کتاب «حماسه آمریکا» (The Epic of America) معرفی گردید؛ اما محتوای آن همان روح حاکم بر بیانیهای بود که در ۴ ژوئیه ۱۷۷۶ منتشر گردید و با عنوان «اعلامیه استقلال ایالات متحده آمریکا» (United States Declaration of Independence) موجودیتی به نام شکل «ایالات متحده آمریکا» را در جغرافیای جهان موضوعیت بخشید.

اینگونه بود که خلق «رویای آمریکایی» به خوبی توانست بحران «بیهویتی» را در «ایالات متحده آمریکا» مهار سازد و موجودیتی به نام «انسان آمریکایی» را پدید آورد. موجودیتی که در اصل متشکل از مهاجرانی رنگارنگ و کوچ نموده و با هنجارها و عقایدی مختلف بود که حالا به «هنجارهایی جدید» در قلمرویی تازه تاسیس شده باورمند میشدند! هنجارهایی که بر پایه دو اصل «سکولاریسم» و «لیبرالیسم» شکل گرفته بود و به «انسان آمریکایی شده» ذهنیت رهبری جهان و حاکم ساختن این باورها به جامعه جهانی و ملتها و تمدنهای مختلف را میبخشید. ذهنیتی که بیش از هر چیز کارکرد همراه با موفقیت خود را در فرایند «استعمار نو» (Neocolonialism) نشان داد و «ایالات متحده آمریکا» را در پایان سده ۱۹۰۰ میلادی به تنها «ابرقدرت» موجود در جهان مبدل نمود. ابرقدرتی که مهمترین عامل موفقیت سریع و کمنظیرش در عرصههای مختلف اجتماعی را وامدار «صنعت پروپاگاندا» (Propaganda) بود. صنعتی که هرگونه مجوز لازمی را برای گفتن «دروغ» و مشروعیت بخشیدن به «دروغگویی» در مسیر رسیدن به هدف مقدس «رویای آمریکایی» را صادر مینمود …

بر این اساس طراحی کمنظیر «جحودها» در مسیر «جامعهسازی ایالات متحده آمریکا» و استفاده بدون محدود ایشان از «صنعت پروپاگاندا» به نحوی پیش رفت که این «جامعه فاقد عقبه تمدنی» در کمتر از ۱۰۰ سال، در جایگاه یک «مولد فرهنگی» در عرصه بینالملل ظاهر شود و به عنوان عنصری الهامبخش از برای ملتها و حاکمیتهای مختلف در سراسر جهان عمل کند. طراحی ویژهای که در سالهای آغازین سده ۱۹۰۰ میلادی، تمدنها و فرهنگهای مختلف در جهان را با پدیده مخربی به نام «آمریکاییسازی» (Americanization) مواجه ساخت. پدیدهای که اگر چه در ظاهر از معنی و چهرهای خصومتآمیز برخوردار نبود، اما در واقع به صورتی وحشیانه به «سبک زندگی» در جوامع مختلف حمله میکرد و عموم تمدنها و فرهنگهای مختلف را به عنوان موجوداتی بیچاره و پذیرای «سبک زندگی آمریکایی» (American Lifestyle) میساخت.

ادامه دارد…

سینماپرس: با حکم مدیرکل هنرهای نمایشی، رضا زندهدل شهردار لاهیجان بهعنوان دبیر دوازدهمین جشنواره تئاتر خیابانی شهروند لاهیجان منصوب شد.
به گزارش سینماپرس، کاظم نظری مدیرکل هنرهای نمایشی طی حکمی رضا زندهدل شهردار لاهیجان را به عنوان دبیر دوازدهمین جشنواره تئاتر خیابانی شهروند لاهیجان منصوب کرد.
در متن این حکم آمده است:
«جناب آقای رضا زندهدل
شهردار محترم لاهیجان
با سلام و احترام
زندگی شهری بیگمان بستگی و ارتباط تنگاتنگ با حوزه فرهنگ و هنر داشته و دارد. تأثیر و تأثر شهروندان و شهر بهویژه در روزگار اکنون که جهان جولانگاه جریان شتابان اطلاعات و ارتباطات است، اهمیت و اعتباری دوچندان یافته است. تلاش برای پاسداشت و نگهداشت نیکوییها و ترویج آن در جامعه، پالایش و زدودن تیرگیها و ناهنجاریها از قامت اجتماع و سیمای شهر و هموار کردن مسیرهای سبز همدلی و همراهی برای فردای روشنتر، بیتردید نام و مقام ایثار دارد و برازنده تکریم است. هنرمندان عزیز ایران و بهویژه خانواده شریف تئاتر همواره کوشیدهاند در این راه از جانودل همراه مردمان سرزمین خود باشند و با هنرآفرینی خود برای روشنی بیشازپیش فردای سرزمین ایثار نمایند. جشنواره تئاتر خیابانی شهروند در سرزمین سبز گیلان و شهر زیبای لاهیجان نیز یکی از رویدادهای تأثیرگذار و ارزشمند است که با همراهی هنرمندان تلاشگر، شهروندان شریف لاهیجان و ایران و مدیران و مسئولان دغدغهمند برای فردای بهتر و پرامیدتر ایران میکوشد.
بهموجب این حکم و نظر به تجربه، تخصص و جایگاه مدیریت شهری بهعنوان «دبیر دوازدهمین جشنواره تئاتر خیابانی شهروند لاهیجان» منصوب میشوید.
شایسته است ضمن ارتباط مستمر با اداره کل محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی استان گیلان و شورای محترم سیاستگذاری جشنواره در خصوص مراحل برنامهریزی و برگزاری این رویداد هنری اهتمام وِیژه مبذول گردد و از توان اجرایی و تخصصی هنرمندان محترم استان گیلان و انجمن هنرهای نمایشی استان یاری گرفته شود.
امید که در سایه الطاف پروردگار، با همراهی شورای محترم اسلامی شهر لاهیجان، نهادهای همراه و هنرمندان و بهویژه شهروندان هنردوست در برگزاری این رویداد پیروز و سربلند باشید.»
دوازدهمین جشنواره تئاتر خیابانی شهروند با مشارکت شهرداری و شورای شهر لاهیجان، ادارهکل هنرهای نمایشی و ادارهکل فرهنگ و ارشاد اسلامی گیلان و با محوریت مضامین شهروندی در روزهای پایانی شهریورماه ۱۴۰۲ در شهر لاهیجان به دبیری رضا زندهدل برگزار خواهد شد.

اظهارات مدیرکل دفتر هنرهای تجسمی درباره ضوابط هنر و حراج تهران، پیشنویس سند موسیقی در مسیر نهایی، جنجال ادامهدار تعداد بینندههای تلویزیون، انتصاب دبیر هفته کتاب و حضور ایران در نمایشگاه کتاب مسکو، گزارشی از استردادهای تاریخی از ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۲، توضیحاتی درباره ابهام پرونده «ماسوله» در یونسکو و دو کشف تاریخی در سوییس و ترکیه در از اخبار فرهنگی هنری هشتم شهریورماه بود.

سینماپرس: مارتین اسکورسیزی حامی کارگاههای آموزشی جشنواره فیلم مراکش میشود تا به پرورش استعدادهای منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا کمک کند.
به گزارش سینماپرس، به نقل از ورایتی، مارتین اسکورسیزی قرار است حامی رسمی کارگاههای آموزشی اطلس جشنواره بینالمللی فیلم مراکش شود.
این فیلمساز برجسته که از اعضای ثابت جشنواره مراکش است و سال ۲۰۱۳ هم رییس هیات داوران این جشنواره بود، در سال ۲۰۱۸ هم برنامه ویژهای برای بزرگداشت رابرت دنیرو برگزار کرد.
کارگاههای آموزشی اطلس از سال ۲۰۱۸ شروع به کار کرده تا در خدمت پرورش و حمایت از نسل جدید فیلمسازان مراکشی، عرب و آفریقایی باشد و در عین حال فضایی برای تبادل متخصصان جهانی و استعدادهای منطقهای فراهم کند. اسکورسیزی قرار است در چندین جلسه با تیمهای پروژهها حضور یابد.
در طول پنج دورهای که از برگزاری این کارگاهها تا به امروز گذشته آنها از ۱۱۱ پروژه سینمایی حمایت کردهاند که ۴۸ مورد آن از مراکش بوده است. تعدادی از این فیلمها به جشنوارههای بزرگ بینالمللی راه یافتهاند و جوایزی نیز به دست آوردهاند.
از جمله این موارد جشنواره کن امسال بود که ۴ فیلم که با حمایت کارگاههای اطلس ساخته شدند در بخشهای مختلف به نمایش درآمدند. این فیلمها شامل «مادر همه دروغها» اثر اسماعه المدیر مراکشی که در بخش نوعی نگاه جایزه بهترین کارگردانی را کسب کرد، «سگهای شکاری» اثر کمال لازرق از مراکش که برنده جایزه هیات داوران نوعی نگاه شد، «انشاالله یک پسر» ساخته امجد الرشید از اردن که در هفته منتقدان نمایش داده شد و «بیابانها» اثر فوزی بنسعیدی مراکشی که در ۲ هفته کارگردانان دیده شد، میشد.
اسکورسیزی در بیانیهای گفت: همیشه از بازگشت به جشنواره فیلم مراکش خوشحالم و حتی وقتی نتوانستم شخصاً در آن شرکت کنم، روح من آنجا بود.
وی افزود: برای این دوره ویژه سالگرد جشنواره، وظیفه گرانبهایی بر عهده من گذاشته شده: تعامل با فیلمسازان جوان و کمک به راهنمایی آنها در مسیرشان. مشتاقانه منتظر دیدن دوستان قدیمی و یافتن دوستان جدید هستم.
ششمین دوره کارگاه های آموزشی اطلس از ۲۷ تا ۳۰ نوامبر(۶ تا ۹ آذر) همراه بیستمین دوره جشنواره بینالمللی فیلم مراکش که از ۲۴ نوامبر تا ۲ دسامبر (۳ تا ۱۱ آذر) برگزار میشود، شکل میگیرد.

سینماپرس: سازمان سینمایی در اقدامی بدون مطالعه و کارشناسی لازم، به مناسبت فرا رسیدن حماسه اربعین حسینی، هشت دستگاه «سینما سیار» را برای نمایش فیلم در مرز ایران و خاک عراق مستقر میکند تا برای زائران حسینی فیلم پخش کند! اقدامی که سوای نظر از بودجه مصرفی نامعلوم خود، یک کار کمارزش و پُربرخوردار از جنبههای رپرتاژی میباشد.
به گزارش سینماپرس، برنامههای سازمان سینمایی کشور به مناسبت فرا رسیدن حماسه اربعین حسینی در سه محور «تولید فیلم»، «نمایش آثار برای زائران حسینی» و «رویداد» طراحی شده است.
۲ فیلم سینمایی از محصولات بنیاد سینمایی فارابی با محوریت اربعین حسینی در دست تولید است. همچنین، تصویربرداری و تولید یک مستند بلند با تمرکز بر راهپیمایی اربعین حسینی در این ایام در حال انجام است.
علاوه بر تولیدات سینمایی و کوتاه و مستند، نمایش ۴ فیلم سینمایی، ۲۳ اثر مستند و ۸ فیلم کوتاه با محوریت محرم، عاشورا و اربعین حسینی و برپایی نمایشگاه عکس اربعین در موزه سینما از جمله برنامه سازمان سینمایی کشور در ایام اربعین است.
۸ دستگاه «سینما سیار» در این ایام در مرز ایران و خاک عراق برای ارائه خدمات و نمایش فیلم مستقر میشوند. دستگاههای سینما سیار در مرزهای مهران (ایلام)، خسروی (کرمانشاه)، چذابه (خوزستان)، میرجاوه (سیستان و بلوچستان) و آذربایجان غربی (خروجی شهر محمدیار جنب پلیس راه موکب شهدای محمدیار) در خاک ایران استقرار دارند و سه دستگاه سینما سیار در خاک عراق، موکب خراسان جنوبی (کوفه)، موکب سیستان و بلوچستان (عمود ۱۳۱۱) کربلا و موکب مشکین دشت در نجف مستقر هستند.
اسامی فیلمهای پیشبینی شده برای نمایش در «برنامه اربعین حسینی» به این ترتیب است:
نمایش فیلمهای سینمایی:
– «دستهای خالی» به کارگردانی و نویسندگی ابوالقاسم طالبی و تهیهکنندگی محمدرضا تختکشیان و محصول سال ۱۳۸۵
– «کربلا جغرافیای یک تاریخ» به نویسندگی و کارگردانی داریوش یاری و محصول سال ۱۳۹۹
– «ناسور» به کارگردانی کیانوش دالوند و تهیهکنندگی داریوش دالوند و محمدحسین قاسمی و محصول سال ۱۳۹۵
– «هیهات» به کارگردانی و نویسندگی هادی نائیجی، دانش اقباشاوی، روحالله حجازی و هادی مقدمدوست و تهیهکنندگی محمدرضا شفیعی و محصول سال ۱۳۹۴
مستندهای بلند:
– «لبیک» ساخته وحید امیرخانی
– «مجانین الحسین» به کارگردانی حمید عبداللهزاده
– «نامیرا» ساخته پناهبرخدا رضایی، «نغمههای حسینی» به کارگردانی سعید سلمان روغنی
– «مغناطیس» ساخته عبدالله متیم
– «سر حد عشق» ساخته صادق رسولی
– «خانه علی اکبر» به کارگردانی محسن عباسی سرچشمه
– «میراث مرثیه-آقای حاج احمد شمشیری» ساخته مهدی زنگنه
– «چنگ» به کارگردانی سیدعیسی عباسی
– «شما چه کسی هستید» وحید چاووش
– «نواهای ماندگار» ساخته حسن قهرمانی
– «میراث مرثیه-شیخ رضا سراج» به کارگردانی مهدی زنگنه
– «دوباره زیارت» ساخته مهدی نعمتاللهی
– «اینجا خورشید میدرخشد» به کارگردانی الله کرم رضاییزاده
– «میراث مرثیه-حاج اکبر ناظم» ساخته مهدی زنگنه
– «خانههای نورانی-سیدمحمد محمودی»، ساخته جواد مولانیا
– «انقلاب زینبی» به کارگردانی مهدی نعمتاللهی
– «آتش عشق» ساخته مهناز رکنی
– «هندوستان» به کارگردانی عباس موزون
– «شیدونه» ساخته مرجان اشرفیزاده
فیلمهای مستند و کوتاه:
«مخالف خوان»، «اول شخص غایب»، «از فردوس تا فردوس»، «جرمیحیی»، «مینیبوس»، «کوه سفید»، «بی بی»، «ولد»، «جوشکار»، کل عام، مجلس شبیه
مستند «اربعین» به کارگردانی مسعود زارعیان با تمرکز بر راهپیمایی اربعین در این ایام در مرحله تصویربرداری قرار دارد.

در گفتوگو با باشگاه خبرنگاران جوان مطرح شد؛
جواد تشکری، سخنگوی ستاد مرکزی اربعین و مدیر رادیو اربعین با اعلام این خبر که از امروز صبح استودیوی ما در کربلا آماده شد، گفت: از امشب یعنی بعد از ساعت ۲۱:۰۰ از استودیوی کربلا برنامه روی آنتن رادیو اربعین میرود. فردا هم جدول پخش برنامه اعلام خواهد شد، که چه ساعتهایی برنامههایی از کربلا روی آنتن میرود.
مدیر رادیو اربعین ادامه داد: در کربلا مهمانان ویژهای از جمله هنرمندان، اصحاب رسانه، موکبداران، مداحان، ذاکران، سخنرانان و وعاظ خواهیم داشت و استودیوی کربلایمان حال و هوای دیگری میگیرد.
وی درباره تعداد استودیوهای معاونت صدا در کربلا گفت: یک استودیو مختص رادیو اربعین است و استودیوی دیگر برای برنامهسازی سایر شبکههای رادیویی است.
گفتنی است معاونت صدای رسانه ملی پنج تیم برنامهساز به نمایندگی از شبکههای رادیویی به کربلا و مسیر نجف تا کربلا اعزام میکند. ارسال گزارش، اطلاعرسانی برای تمام شبکههای رادیویی و صدای استانها جزو ماموریتهای پنج تیم است.

علیرضا پاکدل توانست جایزه اصلی بخش کمیک استریپ جشنواره «پیراسیکابا» برزیل ۲۰۲۳ را کسب کند.

مدیرکل دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از بررسی نهایی متن پیشنویس سند موسیقی توسط شورای هنر خبر داد.

سینماپرس : دومین جلسه «یک سه شنبه کوتاه» با رویکرد نمایش و بررسی سه فیلم کوتاه «دونات»، «آیس پک» و «اسمارتیز» به کارگردانی مسعود ترابی در سالن استاد ناصری خانه هنرمندان ایران برگزار شد.