اعلام نتایج هفتمین رویداد کهن آواهای تنبور و موسیقی کردی

خانه تنبور «دالاهو» با انتشار گزارشی نتایج مرحله نهایی حضور هنرمندان شرکت کننده در هفتمین رویداد کهن آواهای تنبور و موسیقی کردی را اعلام کرد.

خانه تنبور «دالاهو» با انتشار گزارشی نتایج مرحله نهایی حضور هنرمندان شرکت کننده در هفتمین رویداد کهن آواهای تنبور و موسیقی کردی را اعلام کرد.

«سواد یاران» در ۳۰ قسمت ۲۰ دقیقهای در گروه آموزشهای رسمی شبکه آموزش با مشارکت سازمان نهضت سوادآموزی تولید شده است. در هر قسمت این مجموعه به یکی از معضلات و تبعات بیسوادی در جامعه پرداخته میشود و در ادامه از همه اقشار جامعه دعوت میشود تا برای آموزش و تشویق افراد بیسواد، به سهم خود همیاری کنند.
محمد فیلی که اخیراً درگیر بیماری بود، با بهبود حالش در این مجموعه بازی کرده است،این مجموعه قرار است از مهر ماه امسال به پخش برسد.
دیگر بازیگران اصلی آن عبارتند از: سعیده عرب، آتش تقیپور، فرحناز منافی ظاهر، بهزاد رحیم خانی، حشمت آرمیده، فریده دریا مج، فرج الله گل سفیدی، ساقی زینتی، غلامرضا اصانلو، فریبا ترکاشوند، سیما مطلبی، مجید علم بیگی، زهرا اویسی، فاطمه مرتضایی، علی حسن ناصری، نجات علیمرادی، حسین واحدی، حسن حسینیان، محمدرضا اکبری، رحمت الله شکرخنده، صالح سلامت، حمیدرضا عرب سرخی، کبری گودرزی، مریم عسگری، فرانک فروزانفر، نعیم بختیاری، فاطمه حاجوی، ایمان میثمی، میلاد باطبی، محسن سلیمانی، مجتبی کریمی، هنگامه قدری، علی نوروزی، مهسا نوعی، مهسا موسوی، مهدی مستبصری، مصطفی اعتدادی، رویا کریمی، ندا شیرازی، فاطیما فاتحی، مهرداد پورجوانی، هادی عصمتی، رها پدمه، امیرمهدی پدمه، مرجان حیدرزاده، لیلا دبیب، الناز حیدرنژاد، لیلا حسینی، مجید رامه، زهرا رستمی پور، زهرا راد، الهه موسویان، فاطمه خادم، نیوشا رحمانی، رها آرشید، سجاد قلیزاده، راحله حیدری، لیلا مقصودی، فائزه سادات قاسمی، رضا ایمان زاده، ماریا شفاهیان، محمد جواهری احمدپور، عرفان تاجیک، غزل میرانیان، علیرضا میرچی، شیدا اکبریان، مریم افشار، علی زاهدی، پرستو جلیلی، واحدی، محمدرضا عباسزاده، جانان خسروی، امیر سلم الله وردیزاده، پرهام محمدینیا، پرهام رحمانی، میثم افتاده، آریا حمزه و (بازیگران کودک) مانی فیروزان، شایا روان آذر، باربد شریفیان، کارن جعفری، دانیال وحدت، نازگل منافی، آرتین حیدری، پوریا قلی پور، محمد طاها بابا خانلو، امیر مهدی خاکبیز و…
عوامل اصلی مجموعه «سواد یاران» از این قرارند: طراح، تهیه کننده و کارگردان: عبدالرضا فیروزان، نویسنده: مرضیه شهلایی، دستیار اول کارگردان و برنامهریز: مریم پدمه، دستیار دوم کارگردان: محمد حیدریان، منشی صحنه: مائده رفیعی، مدیر تصویربرداری: علی رنجبر، دستیاران تصویر: عباس عطایی، زهرا اسکافی، جواد رنجبر، مدیر صدابرداری: فرشید کیوانمهر، دستیار صدا: حسین عیوضیان، طراح چهرهپرداز: شبنم منصوری، مجریان گریم: آریا سرهنگی، فاطمه سعیدی، طراح صحنه: عبدالرضا فیروزان، مدیر صحنه: پوریا قربانی، طراح لباس: مرجان حیدرزاده، عکاس: لیلا دبیب، مدیر تدارکات: روح الله غفار زاده، دستیار تدارکات: مسعود یکتا، همیار تدارکات: پارسا مرادی، یوسف راکی، حمل و نقل: حسن عبدالهی، حسین خدیری، میلاد ظاهری عبدوند، میرزا حسن پیری، مهدی بیات، قهرمان مختاری و…
یادآور میشود فیروزان تاکنون نویسندگی، کارگردانی و تهیه کنندگی مجموعه هایی، چون «تقدیر»، «ماجراهای خانواده آقای فرهمند» و «زندگی شگفت انگیز است»، «دو قدم تا بهشت»، «روی خط زندگی»، «چتر خوشبختی»، «قلم و بیان»، «فرصتی برای همه»، «مدرسه اى براى همه»، «زندگی بهتر» و فیلمهای داستانى «رقص دنیا»، «گل محمدى» و … را به عهده داشته است.

به گزارش خبرنگار مهر، بعد از فیلم سینمایی «بیرویا» ساخته آرین وزیردفتری، فیلم سینمایی «تفریق» تازهترین ساخته مانی حقیقی هم بعد از عرضه نسخه غیررسمی، وارد چرخه رسمی اکران آنلاین میشود.
بنابر اطلاعرسانی سایت فیلیمو، فیلم «تفریق» از روز چهارشنبه و بهصورت قانونی در قالب اکران آنلاین در دسترس مخاطبان قرار خواهد گرفت.
در فرآیند اکران آنلاین هر مخاطب با تهیه بلیت به مدت ۸ ساعت امکان تماشای آنلاین فیلم را دارد.
فیلم سینمایی «تفریق» به کارگردانی مانی حقیقی سال گذشته جزو پنج فیلمی بود که از سوی بنیاد سینمایی فارابی برای معرفی بهعنوان نماینده سینمای ایران به آکادمی اسکار در نظر گرفته شده بود که سرانجام فیلم «جنگ جهانی سوم» به کارگردانی هومن سیدی برای این منظور انتخاب شد.
حقیقی «تفریق» را در سال ۹۸ و به تهیهکنندگی مجید مطلبی مقابل دوربین برد. ایفای نقشهای اصلی این فیلم را نوید محمدزاده و ترانه علیدوستی برعهده دارند.
فیلم «تفریق» یکی از فیلمهایی است که در هفتههای اخیر، بدون ورود به چرخه رسمی اکران عمومی، نسخه غیرقانونی آن در فضای مجازی منتشر شد.
دبیر ستاد صیانت از آثار سینمایی سازمان سینمایی، اعلام کرد عوامل این فیلم نسبت به قاچاق آن شکایتی را ثبت نکردهاند و حالا قرار است نسخه قانونی آن از طریق اکران آنلاین به دست مخاطبان برسد.

«عمود صِفر» در ۱۵ قسمت ۱۵ دقیقهای به تهییه کنندگی و کارگردانی حسین سوهانی در ایام اربعین حسینی از شبکه قرآن پخش خواهد شد. این برنامه با اجرای سیدمهدی تحویلدار بوده که در هر قسمت میزبان، مهمانی ویژه خواهد بود.
«عمود صِفر» قلب عزاداران حسینی است و با عرض ارادت وسلام به ساحت مقدس سیدالشهدا (ع) با حرم حضرت ابا عبدالله (ع) ارتباط قلبی برقرار میکند.
موضوع و محوریت اصلی این برنامه پیاده روی اربعین و روزهای اربعینی خواهد بود که هرشب یک مهمان ویژه خواهد داشت. هر کدام از این مهمانها گره خورده با اربعین حسینی هستند و از اقشار مختلف مردم هستند.
این برنامه از روز شنبه ۱۱ شهریور ماه در ساعت ۰۷:۴۵ صبح به روی آنتن شبکه قرآن خواهد رفت. بازپخش آن نیز ساعت ۱۳:۰۰ خواهد بود.

برنامه «شبکه اربعین نوجوانی» ویژه برنامهای مناسبتی است که قصد دارد اربعین امسال را به شیوه نوین برای نوجوانان روایت کند.
سکان ویژه برنامه «شبکه اربعین نوجوانی» به تهیه کنندگی پیمان خزلی در دست دهه هشتادیهاست تا با خلق گفتگویی جذاب با کارشناسان برجسته در حوزه اربعین حسینی (ع)، ارتباط مستقیم با کربلای معلی، معرفی کتب و اخبار مرتبط با پیاده روی اربعین و نیز گپ و گفت با شاعرانی آیینی نوجوان در این حوزه، این ویژه برنامه را برای این گروه سنی دیدنیتر کنند.
این برنامه مناسبتی نوجوان محور که به صورت اختصاصی برای ایام اربعین امسال تهیه و تولید شده، قرار است به مدت ۱۰ شب از قاب شبکه امید، تماشایی شود.
برنامه «شبکه اربعین نوجوانی» از فردا چهارشنبه ۸ شهریور تا شنبه ۱۸ شهریور از ساعت ۱۸ به مدت ۴ ساعت روی آنتن شبکه امید میرود.

ویژه برنامه اربعینی شبکه یک با عنوان «طریق»، روایت رفتن افراد به کربلا و شرکت در راهپیمایی اربعین و حال و هوای مهمانان برنامه را از زبان خودشان بازگو میکند.
میزبان این برنامه مجید یراق بافان که هر شب گفت و گوی صمیمانه با چهرههای شناخته شده مردمی دارد.
محمدحسین سعادتی تهیه کننده درباره «طریق» گفت: ما در این برنامه به دنبال روایت رفتن افراد مختلف به کربلا هستیم. در «طریق» از کشش و جذبه افرادی که شاید خیلی با فلسفه اربعین آشنا نبودند و سبک زندگی متفاوتی را زیست میکردند سخن میگوییم. از لحظاتی که دل افراد گره میخورد به امام حسین (ع) و راهی پیاده روی اربعین میشوند.
سعادتی خاطرنشان کرد: برنامه «طریق» با نگاهی نو و متفاوت با موضوع پیاده روی اربعین تولید شده و قرار است مهمانهای ویژهای در این برنامه حضور یابند، این مهمانها افرادی هستند که امام حسین علیه السلام در زندگی آنها تاثیر مستقیمی داشته و مسیر زندگیشان عوض شده است.
تهیه کننده این برنامه ادامه داد: در «طریق» سه پرده داریم. پرده نخست شخصیت خود شرکت کننده قبل از این که اتصال پیدا کند به اباعبدالله الحسین (ع)، در پرده دوم درباره این اتصال و چگونگی تحول صورت گرفته صحبت میکنیم و در پرده آخر هم به حضور این شخص در راهپیمایی اربعین و فعالیتی که در این ایام انجام میدهد، اختصاص دارد.
سعادتی ادامه داد: مهمانی که در قسمت نخست برنامه «طریق» داشتیم علی دیسکو بود که سبک زندگی خاص خود را داشت و حضورش در یک هیات باعث شد که با امام حسین (ع) عجین شود و زندگی گذشته خود را رها کند. البته این تغییر و تحول به تدریج صورت گرفته است و ما این مساله را از زبان خودش در برنامه میشنویم.
یا مهمان دیگری به نام محمدعلی شعبانی که پسر مرتضی شعبانی فیلمبردار شهید آوینی بود که علاقه چندانی به این شهید بزرگوار نداشت، اما پس از سفری که همراه پدرش به عنوان دستیار تصویربردار اربعین به کربلا میرود و حادثهای که برایش اتفاق میافتد متوجه میشود مشکلی که برایش پیش آمده به واسطه سفر اربعینی که رفته، برطرف شده است.
مهمانهایی که در برنامه حضور دارند دکتر علی آقامحمدی است مدیر گروه اقتصادی دفتر مقام معظم رهبری و عضو مجمع تشخیص مصحلت نظام است.
دکتر آقامحمدی که بزرگترین کاروان اربعینی ایرانی با نام کاروان «هیات رهسپاران عصر حضور» را هدایت میکنند و حدود ۲۰ هزار نفر را از اقصی نقاط کشور و مناطق محروم به صورت رایگان به کربلا میبرند و همه امکانات را در اختیار زائران حسینی (ع) قرار میدهند که حدود ۹۰ درصد این افراد سفر اولی هستند.
از دیگر مهمانان سردار حسن زاده فرمانده سپاه محمدرسول الله تهران هستند و همچنین برخی مسئولان مرتبط با مراسم برگزاری راهپیمایی اربعین در برنامه حضور خواهند داشت.
دو شب آخر این برنامه که منتهی به اربعین است، ویژه برنامهای برای جاماندگان اربعین پخش خواهد شد و ما درخدمت سردار حسن زاده دبیرستاد جاماندگان اربعین هستیم که هر ساله از میدان امام حسین (ع) تا حرم شاه عبدالعظیم حسنی (ع) برنامه دارند و درباره جاماندگان و حس و حال این افراد صحبت میکنیم.
وی تاکید کرد: یک بخش دیگر در برنامه تحت عنوان «روایت طریق» با صدای حامد عسگری داریم که درخصوص نوجوانی است که برای نخستین بار راهی سفر کربلا و راهپبمایی اربعین شده است. این نوجوان بعد از رفتن به هیاتی، متوجه میشود کاروانی قرار است عازم کربلا و عتبات عالبات شود و این نوجوان همان جا تصمیم میگیرد همراه این کاروان در راهپیمایی اربعین شرکت کند. در ادامه اجازه این نوجوان از خانواده و گرفتن گذرنامه و مراحل قانونی خروج از کشور برای سفر به کربلا را مرحله به مرحله شاهد هستیم تا در مسیر مرز و نجف و …
یک بخش هم «محمدحسین رجبی دوانی» مورخ و پژوهشگر تاریخ اسلام درخصوص اربعینهای گذشته صحبت میکنند.
این کارشناس از اربعین سال ۶۳ هجری قمری تا به امروز به قدمت اربعین و برگزاری مراسم و زائران امام حسین (ع) اشاره میکند.
در این برنامه همچنین گزارشهای تصویری هم از برخی عوامل برنامه که هم اکنون در عراق مستقر هستند تصاویر راهپیمایی اربعین را ارسال میکنند.
وی با اشاره به دکور خاص این برنامه هم گفت: این دکور بزرگ دارای ۴۰ متر طول و عرض ۳۰ متر است که به نوعی طریق و پیمودن راه را تداعی میکند.
خاطر نشان میشود «طریق» از چهارم شهریور ماه به روی آنتن شبکه یک رفته است و پخش آن تا پانزدهم شهریور ادامه دارد.
از دیگر عوامل این برنامه میتوان به رضا الهی به عنوان جانشین تهیه کننده، حسین شمسایی مدیر تولید، مسعود آهنچی به عنوان سردبیر.
زینب صادقی کیا مسئول هماهنگی مهمانان، احمد ناصری پور برنامه ریز و مهدی پورحسینی مدیر تدارکات اشاره کرد. مدیر پروژه هم حسین نیرومند است.

سینماپرس: معاون سیمای سازمان صدا و سیما با حضور در برج میلاد تهران به تماشای کنسرت عاشورایی مصطفی راغب در چارچوب ویژه برنامه «چهارپایه عشق» نشست.
به گزارش سینماپرس، محسن برمهانی معاون سیمای سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران با حضور در کنسرت راغب که این شب ها در برج میلاد تهران برگزار می شود، بازخوانی نوحه های قدیمی برای حضرت اباعبدالله الحسین(ع) توسط این خواننده را جذاب و تاثیرگذار برای نسل جوان دانست.
برمهانی در حاشیه این کنسرت، گفت: بازخوانی نوحه های قدیمی که از دوران گذشته در ایام محرم و صفر اجرا می شد، بسیار برای نسل ما نوستالوژیک و همچنین برای نسل جوان بسیار تاثیرگذار و جذاب است.
وی ادامه داد: ممکن است برخی افراد با اجرای هیات های مذهبی و یا حضور در مجالس عزاداری اباعبدالله الحسین (ع) ارتباطی نداشته باشند، اما با اجرای این کنسرت آنها نیز به اینگونه مراسم می آیند و از اجرای نوحه های عزاداری به این سبک و سیاق لذت می برند.
به گفته معاون سیما، مصطفی راغب ارادت خود را اینگونه به امام حسین (ع) ادا می کند و این اقدام در نوع خود قابل تقدیر است، چراکه علاوه بر جمعیت حاضر در سالن، بیش از هزار نفر از مخاطبان عمومی نیز این برنامه را آنلاین تماشا کردند که قطعاً بسیاری از مخاطبان، اهالی هنر و یا نسل جوان هستند.
برمهانی افزود: در میان اهل بیت، امام حسین (ع) اندکی فرق دارد و مردم از هر طیف و نگاهی عاشق امام حسین (ع) و از خودگذشتگی ایشان در دفاع از مظلوم و آزادی بشر می شوند و این موضوع تنها برای مسلمانان نیست و حتی بسیاری از غیرمسلمانان نیز به این امام بزرگوار ارادت دارند.
کنسرت آیینی «چهارپایه عشق» تا ۱۰ شهریور ماه ساعت ۲۰ در مرکز همایش های برج میلاد تهران برگزار می شود و علاقه مندان برای تهیه بلیت می توانند سامانه اینترنتی برج میلاد مراجعه کنند.
مخاطبان تنها با در دست داشتن بلیت های کنسرت که از سایت ارائه بلیت تهیه کرده اند، امکان ورود به سالن و تماشای کنسرت را خواهند داشت.

سینماپرس: بیژن بیرنگ نویسنده و کارگردان تلویزیون میگوید: دقیقه ای ۳۲ هزار تومان بابت همسران پول گرفتیم ولی آپارتمان را با موکت خاکستری، دیوارهای سفید و مبلهای آبی خوشگل کردیم. همه را هم از میدان امام حسین(ع) دست دوم خریدیم. یک روز مدیر شبکه آمد. میخواست ببیند چرا این خانه این قدر شیک است. اما وقتی دید موکتهایی به این ارزانی انداختهایم تعجب کرد.
به گزارش سینماپرس، ایرنا این بار سراغ کارگردان نام آشنای سریالهای کمدی دهه ۷۰ رفته است. مرد ۷۴ سالهای که قرار بود اولین کار خود را با ساخت سریالی ۱۰ قسمتی درباره نیروی هوایی آغاز کند. حمله نیروهای متجاوز عراقی اما این پروژه را ناکام گذاشت و اتفاقی افتاد که پای او را به تلویزیون باز کرد. مدتی بعد با نویسندگی دو مجموعه پر مخاطب محله بروبیا و محله بهداشت، نام «بیرنگ» در سیمای جمهوری اسلامی سر زبانها افتاد.
اما آنچه سبب نام آوری وی در سریال سازی شد، ساختن دو مجموعه همسران و خانه سبز به همراه یار غار خود مسعود رسام بود. این دو مجموعه آن قدر مخاطب پیدا کرد که به قول بیرنگ در موقع پخش؛ شهر خلوت میشد.
گفت و گوی ایرنا با بیژن بیرنگ ۲ ساعت و نیم طول کشید. وی در بخش یکم این مصاحبه از چگونگی ورود خود به سیما گفت، از نویسندگی آثار کودکانهاش صحبت کرد، درباره چاق و لاغر حرف زد و گفتههایش را با سریال همسران پایان برد. بخش نخست این گفتوگو در پی میآید:
شما لیسانس ادبیات نمایشی از دانشکده هنرهای دراماتیک دارید و برای ادامه تحصیل به آمریکا رفتید تا در رشته فناوری آموزشی درس بخوانید. چه شد برگشتید؟
برای پاسخ دادن به سوال شما باید کمی به گذشته برگردم. من ادبیات نمایشی خواندم. اکثر ما بعد از گرفتن مدرک باید کارشناس تئاتر در یکی از شهرستانها میشدیم. از سویی چون کسی را هم نداشتیم در سینما و تلویزیون به ما میدان داده نمیشد.
من اعتقاد دارم آدم نباید آرزو داشته باشد بلکه باید خود را به مسیری بسپارد که هستی و کائنات برای او در نظر گرفته است. یکی از چیزهایی که کائنات برای من در نظر گرفت درس خواندن در رشته تکنولوژی آموزشی بود. داستان از این قرار بود که اواخر سال ۵۱ یا ۵۲ بود که دانشگاه شریف که آن موقع آریامهر نام داشت، پروژه ای به نام تحقیق در روشهای نوین آموزشی برگزار کرد. من جذب آن پروژه شدم. رییس آن موقع دانشگاه دکتر نصر بود.
یکمرتبه جنگ شروع شد و باید نوع دیگری به ماجرا نگاه میشد. من مانده بودم و این اسناد. اسناد مملکتی که اگر دست دشمن میافتاد خطرناک بود
آنجا با تکنولوژی آموزشی آشنا و به این رشته علاقمند شدم. دو سال در آنجا کار کردم و قرار شد به من برای ادامه تحصیل در همین رشته بورسیه آمریکا بدهند ولی به دلیل اختلاف با اساتید برجسته دانشگاه آریامهر، بورسیهام منتفی شد. برای خدمت به سربازی رفتم. بعد از پایان خدمت با پولی که در دوران سربازی با کار کردن جمع کرده بودم به آمریکا رفتم و در رشته تکنولوژی آموزشی درس خواندم. می خواستم درسم را تا پایان مقطع دکتری پیش ببرم ولی به انقلاب خورد و نشد.
دانشجوی خوبی بودم و یکی از اساتیدم گفت همین جا در آمریکا بمان تا با هم کار کنیم اما من پاسخ دادم که می خواهم برگردم ایران تا مملکتم را بسازم. یکی دو روز پس از رفراندوم آری یا خیر به جمهوری اسلامی به ایران برگشتم. هواپیمایی که با آن به ایران آمدم پر از دانشجویانی بود که مانند من داشتند به ایران برمیگشتند.
چطور وارد تلویزیون شدید؟
آن وقت کسی در ایران از رشته تکنولوژی آموزشی اطلاعی نداشت. مدتی بیکار گشتم. دوستی به نام آقای عظیم جوانروح داشتم که فیلمبردار و مدیر تولید شبکه ۲ سیما بود. با هم رفیقتر که شدیم به من گفت بیا یک فیلم مستند راجع به نیروی هوایی بساز. میدانید که نیروی هوایی خیلی روی بورس بود و است. یک پایه انقلاب هم همین بچههای نیروی هوایی بودند. من به نیروی هوایی رفتم و شروع به تحقیق کردم. چون خدمتم را هم در نیروی هوایی گذرانده بودم آن جا را میشناختم. این نیرو به لحاظ امنیتی در مقایسه با نیروی زمینی جای بسیار حساستری بود، البته هنوز هم به نظرم این طور است. وقتی برای ساخت این فیلم شروع به تحقیق از قسمتهای مختلف نیروی هوایی کردم، دیدم پرسنل این نیرو هر چه اطلاعات دارند به من میگویند. این برای من خیلی عجیب بود. مدام به آنها میگفتم این اطلاعات جزو اسناد طبقه بندی شده است ولی آنها اعتنایی نمیکردند. خلاصه یک پوشه اطلاعات در این مصاحبهها جمع کردم و رفتم تا فیلم مستند را بسازم.
ولی یک مرتبه جنگ شروع شد و باید نوع دیگری به ماجرا نگاه میشد. من مانده بودم و این اسناد. اسناد مملکتی که اگر دست دشمن میافتاد خطرناک بود. من این اسناد را هنوز تایپ هم نکرده بودم و دست نویس بود. قاعدتا با آغاز جنگ، دیگر ساخت آن سریال هم منتفی شده بود. یک روز آن اسناد را برداشتم و با زحمت از یکی از مدیران سازمان صدا و سیما وقت گرفتم و پیش او رفتم. گفتم فلانی هستم و قرار بود یک فیلم مستند ۱۰ قسمتی درباره نیروی هوایی بسازم.
دانشجوی خوبی بودم و یکی از اساتیدم گفت همین جا در آمریکا بمان تا با هم کار کنیم اما من پاسخ دادم که می خواهم برگردم ایران تا مملکتم را بسازم. یکی دو روز پس از رفراندوم آری یا خیر به جمهوری اسلامی به ایران برگشتم. هواپیمایی که با آن به ایران آمدم پر از دانشجویانی بود که مانند من داشتند به ایران برمی گشتند
گفت: خب!
گفتم: جنگ شده است دیگر!
گفت: خب!
گفتم: این ها را تحقیق کردهام.
گفت: خب!
گفتم: آمدهام اینها را به شما بدهم.
گفت: اینها چی است؟
گفتم: فکر کنم همه اسرار طبقه بندی شده نیروی هوایی داخل این پوشه است، طوری که من حتی جرات نکردم بدهم یکی اینها را تایپ کند.
مثل این که با یک آدم احمقی روبرو شده باشد گفت: جدی میگویی!؟
گفتم: بله.
اسناد را از من گرفت و البته شاید خودش هم نفهمید آنها چه بودند.
محله بهداشت و محله بروبیا
این اتفاق زمان مدیریت آقای محمد هاشمی بر صدا و سیما رخ داد؟
بله. البته این فردی که گفتم زیردست او بود. اسناد را که به او دادم گفت تو یک کاری بکن. برو طبقه پایین، در واقع خواست به من لطفی بکند – آنجا گروه جوان سیماست، برو با آنها کار کن. من رفتم در گروه جوان و چرخ روزگار دوباره مرا به سمت تلویزیون چرخاند. آن جا با آقایان وحید نیکخواه آزاد و مسعود رسام آشنا شدم.
آقایان و خانم ها فردوس کاویانی، اکبر عبدی، رضا ژیان، فاطمه معتمدآریا، حسین پناهی، حمید جبلی در محله بروبیا بازی میکردند. ضمن این من و آقای رسام تهیه کننده این کار بودیم. در نخستین جشنواره صدا و سیما هم جایزه بهترین تهیه کنندگی را بابت این سریال گرفتیم
اولین برنامه تان چه بود؟
آسمان و ریسمان. من نویسنده آن بودم و آقای ایرج طهماسب و خانم فاطمه معتمدآریا و یک آقایی که بعدها از ایران رفت در آن بازی کردند. قصه دو عروسک بود و یک مجری. اصلا برنامه آقای مجری از همان جا شروع شد. آن آقایی که به آمریکا رفت صدایش طوری بود که بعدها آقای حمید جبلی طوری صداسازی می کرد که صدایش مثل او شود. این برنامه آنقدر گرفت که جلوی آن را گرفتند.
برای چی جلویش را گرفتند؟
گفتند خیلی میخنداند.
چه کسی این را گفت؟
آقای مهدی ارگانی که بعدها مدیر شبکه شد. او مغز متفکر سازمان بود. اوایل انقلاب بود، البته آدمهای دیگری هم بودند مثل آقای وحید نیکخواه آزاد و خانم فرشته طاهرپور. گفتم: چی آن حرام است؟ گفتند وقتی می خندیم نباید دندانهایمان پیدا شود. بعد همه داشتیم میگفتیم و میخندیدیم که من گفتم آقای ارگانی من الان دارم لوزه شما را هم در خندهتان میبینم بعد میگویید دندان نباید در خنده پیدا باشد! سالها بعد آقای ایرج طهماسب این برنامه را به شکلهای مختلف ادامه داد.
دیگر چه؟
مدتی بعد قرار شد یک برنامه در مورد جنگ ساخته شود. کتابی به اسم مادر را به من دادند و گفتند سناریوی آن را بنویس. من کلی تحقیق کردم و سناریویش را نوشتم. ۲۰ دقیقه از آن ساخته شد که کارگردان با تهیه کننده مشکل پیدا کرد و ساخت برنامه ادامه پیدا نکرد. میخواهید بگویم آن چه شد؟
بفرمایید.
قصه آن بعدا شد باشو غریبه کوچک. نسخه تلویزیونی آن هم شد سریال گل پامچال. البته ما آن را نساختیم. ما آن را به گروه شاهد تلویزیون دادیم و گفتیم میخواهیم این را بسازیم. گفتند خیلی خوب است. قرار شد ما را خبر کنند که خبری نشد. یک روز دیدیم همان دارد از تلویزیون پخش می شود به نام گل پامچال.
همه گفتند برو اعتراض کن. گفتم بابا ول کن بچههای خودمان آن را ساختهاند. باز هم فکرهای جدید به مغز من میآید و آدم با یک کار تمام نمیشود.
بعد از محله بروبیا یک ذره به مشکل برخورد کردیم. قلم من و طنز من را دوست نداشتند و می گفتند بیرنگی است. من تبدیل به یک سبک شده بودم. بعد من را وادار میکردند چیزهایی بنویسم که بیرنگی نباشد اما هر چه مینوشتم میگفتند بیرنگی است
شما نویسنده مجموعه محله برو بیا بودید که سال ۱۳۶۲ از سیما پخش شد. نویسندگی این سریال ربطی به تحصیلاتتان داشت؟
تمام کارهای من به رشته تکنولوژی آموزشی ربط دارد. در کارهای من و آقای رسام همیشه یک نوع آموزش وجود داشت؛ نه آموزش در حیطه درسی، بلکه آموزش مسائل زندگی و خانوادگی و روانشناسی. اساس کار من هم همیشه تحقیق بوده است.
هدفتان از ساخت این مجموعه، آشنایی کودکان با قانون بوده است؟
آشنایی بچهها با مسائلی بود که خارج از خانه برای آنها اتفاق میافتاد.
مثل چه؟
مانند رد شدن از خیابان یا این که اگر گم شدند چه کار کنند؟ بخشی از آن هم به قانون برمیگشت. چون بیرون از خانه شما با قانون در تماس هستید. به همین جهت ما در آن سریال شخصیتی به نام پاسبان داشتیم و مسائل قانونی هم در آن مطرح میشد.
بازیگرانی در این سریال بازی کردند که یا مشهور بودند یا بعدها سرشناس شدند…
بله. آقایان و خانمها فردوس کاویانی، اکبر عبدی، رضا ژیان، فاطمه معتمدآریا، حسین پناهی، حمید جبلی. ضمن این من و آقای رسام که تهیه کننده این کار بودیم در نخستین جشنواره صدا و سیما هم جایزه بهترین تهیه کنندگی را بابت این سریال گرفتیم.
از محله بهداشت بگویید. مجموعهای که از سال ۱۳۶۳ از شبکه ۲ سیما پخش شد.
در محله بهداشت شورای ۱۱ نفره ای در صدا و سیما وجود داشت که آدمهای گردن کلفتی مثل فخرالدین انوار و محمد بهشتی عضوش بودند. الان اسامی همه آنها یادم نیست ولی آنها به ما سفارش کار میدادند. مثلا ارگانی گفت به بچهام قول دادهام این بار سوپرمن هم در این سریال باشد. ما هم همه اینها را در این مجموعه قرار دادیم.
تا جای که خاطرم است این مجموعه پرطرفدار شد؟
همین طور است. در سازمان صدا و سیما، بخشی به نام سازمان ارزشیابی وجود داشت که از قسمتهای خوب این سازمان بود. البته متاسفانه این بخش بعدا کنار گذاشته شد. این بخش ارزیابی میکرد که برنامههای تلویزیون چقدر به اهداف از پیش تعیین شده خود رسیدهاند. طبق ارزشیابی این بخش، محله بروبیا در حد بسیار بالایی به اهداف خود رسید. البته متاسفانه بعد از مدتی جلوی پخش این مجموعه هم گرفته شد.
یکی از قسمتها حتی قصه زندگی یکی از قهرمانان ورزشی ما بود که آخر عمرش را در خانه سالمندان گذشت. نقش او را آقای رضا کرم رضایی بازی کرد. دامادش وقتی دید او دیگر قهرمان نیست و سنش بالا رفته است او را خانه سالمندان گذاشت. آرزوی این آدم این بود که یک بار دیگر قهرمان ورزش خود شود تا دختر و دامادش دوستش داشته باشند
مدتی بعد هم به همراه آقای مسعود رسام سریال چاق و لاغر را ساختید؟
ما کارمندان سازمان صدا و سیما بودیم. بعد از محله بروبیا یک ذره به مشکل برخورد کردیم. قلم و طنز من را دوست نداشتند و میگفتند بیرنگی است. من تبدیل به یک سبک شده بودم. مرا وادار میکردند که چیزهایی بنویسم که بیرنگی نباشد اما هر چه مینوشتم میگفتند بیرنگی است. فیلم سینمایی هم مینوشتم میگفتند بیرنگی است. بالاخره با یک برنامهای به نام در خانه دوباره به برنامهسازی برگشتیم. فکر کنم سال ۶۴ بود. آقای اکبر عبدی هم در آن بازی میکرد. این برنامه خیلی موفق شد. در این مدتی که ما داشتیم کار میکردیم اکثرا من و رسام برنامههای کودک و برنامههای عید را تهیه میکردیم.
درباره چاق و لاغر بیشتر میفرمایید؟
برنامهای را ما تهیه کردیم که قرار بود در یک سالن با مجریگری مجید قناد اجرا شود. قرار شد کودکان جشنی را برای سالگرد پیروزی انقلاب بگیرند اما دو مامور ساواکی که یکیشان چاق و دیگری لاغر بود این جشن را به هم بزنند. فکر اولیه این کار با ایرج طهماسب بود. سال اول این برنامه را من و رسام انجام دادیم. چند سالی هم آن را به شکل عروسک دستی ادامه دادیم. بعدا هم کارگردان های دیگر این مجموعه را جلو بردند.
چرا این مجموعه مخاطبان زیادی پیدا کرد؟
شما وقتی آدمهای بدجنس را هم بانمک نشان دهی مردم دوستشان دارند. البته این ها دو مامور بدبخت ساواکی بودند و بدبختتر از آنها رئیسشان بود که گیر این دو خنگول افتاده بود. رئیسشان هر کاری میکرد اینها خرابش میکردند.
قهرمانی که به خاطر قهرمان نشدن از خانه بیرون انداخته شد
بعد از این همه کار کودک، سراغ کار بزرگسالان هم رفتید و «این خانه دور است» را ساختید؟
بله. نه سراغ افراد بزرگسال که سراغ افراد مسن رفتیم. قصه این سریال راجع به خانه سالمندان است. دو خانم مسن، یک عمر با هم دوست بودهاند. آنها به یکدیگر خواهر میگویند. فرزندان یکی از آنها مادرشان را به خانه سالمندان میبرند. خانم دیگر میگوید حالا که خواهرم به خانه سالمندان رفته است من هم او را تنها نمیگذارم و به آنجا میروم. او برخلاف مخالفتهای خانوادهاش به خانه سالمندان میرود.
در این سریال تقریبا تمام قصههایی که سالمندان دچار آن میشوند را ساختهایم. یک سری از آن قصهها اصلا به روز شده داستانهای خارجی مانند شاه لیر شکسپیر است. داستان خیلی پدر و مادرها همین است. برخلاف آن که فکر میکنند فرزندان آنها را در پیری نگه میدارند، فرزندانشان این کار را نمیکنند.
ما اولین کسانی بودیم که در صدا و سیما به صورت هفتگی سریال ساختیم. سه روز تعطیل میکردیم. من میرفتم در خانه متن را مینوشتم. بعد ۴ روز میآمدیم ضبط میکردیم. همزمان مونتاژ و صداگذاری و موزیک هم انجام میشد. این نوعی سیستم هالیوودی در سریال سازی بود
یکی از قسمتها، قصه زندگی یکی از قهرمانان ورزشی ما بود که دامادش آخر عمرش او را در خانه سالمندان گذشت. نقش او را آقای رضا کرم رضایی بازی کرد. دامادش وقتی دید او دیگر قهرمان نیست و سنش بالا رفته است او را در خانه سالمندان گذاشت. آرزوی این آدم این بود که یک بار دیگر قهرمان ورزش خود شود تا دختر و دامادش دوستش داشته باشند.
یکی از سریال های موفق شما، همسران بود. استقبال از این سریال قابل توجه بود.
ما با همسران شهر را خلوت کردیم. اما با سریال بعدیمان خانه سبز، شهر را خیلی خلوت کردیم. آنقدر خلوت که مورد حسادت واقع شدیم. به نظرم خانه سبز بهترین سریال بعد از انقلاب بود. چون مردم حتی جملات آن را حفظ کردند. هیچ سریالی نبود که مردم قصههایش را حفظ باشند. اما مردم قصههای خانه سبز را هم حفظ هستند. مردم جملات آقای خسرو شکیبایی در این سریال را حفظ کردند.
یک کمدی جدید در صدا و سیما
همسران چرا این قدر موفق شد؟
همسران قرار نبود موفق شود! مدیر گروه سریال شبکه دو، من و آقای رسام را صدا کرد و گفت میتوانید برنامهای بسازید که دوماهه بیاید روی آنتن؟ گفتیم بله. قدیمها یک جنس کمدی آمریکایی بود که دو زن و شوهر که همسایه بودند آن را خلق می کردند. من از آن الگو گرفتم و متن قسمت اول را نوشتم. ما اولین کسانی بودیم که در صدا و سیما به صورت هفتگی سریال ساختیم. سه روز تعطیل میکردیم. من میرفتم در خانه متن را مینوشتم. بعد ۴ روز میآمدیم سریال را ضبط میکردیم. همزمان مونتاژ و صداگذاری و موزیک هم انجام میشد. این نوعی سیستم هالیوودی در سریالسازی بود. سریال Friends اینجور ساخته شده بود. کارگردانیاش را هم دادیم دست یکی از دوستانمان به نام آقای غلامحسین لطفی که در این سریال بازی هم میکرد. ایشان یک قسمتش را ساخت. من و رسام نگاه کردیم ولی خوشمان نیامد. گفتیم خوب درنیامده است. لطفی گفت پس چه کار باید کرد؟ گفتیم تو نمیتوانی هم بازی کنی هم کارگردانی، یکی را انتخاب کن. گفت برای من صرف نمیکند.
مانده بودیم چه کنیم که رفتیم خانه سینما. آنجا گفتیم سریالمان دارد میخوابد، آقای لطفی هم که این را میگوید. آقای فردوس کاویانی آن موقع مدیر بازیگران در خانه سینما بود. گفت: چرا لطفی بازی نمیکند؟ هیچ کس حق ندارد یک کار را که ۵۰ تا ۱۰۰ نفر دارند از آن نان میخورند بخواباند. گفت: اگر کسی این نقش را به من دهد حاضرم خودم بازی کنم.
گفتیم واقعا حاضری؟ گفت: بله. دقیقه ای ۳۲ هزار تومان بابت همسران میگرفتیم. منتهی آپارتمان را را خوشگل کرده بودیم؛ موکت خاکستری، دیوارها سفید، مبل ها آبی. همه را هم از میدان امام حسین(ع) دست دوم خریده بودیم. یک روز مدیر شبکه آمد. میخواست ببیند چرا این خانه این قدر شیک است. او وقتی دید موکت به این ارزانی انداختهایم تعجب کرد
ایشان آمد و جای لطفی را گرفت. برای خانمی که مقابلش بازی می کرد هم ما رفتیم و خانم مهرانه مهین ترابی را آوردیم. من یک کار کوچک از او دیده بودم. به نظرم آدم با استعدادی بود. خانم الهام پاوه نژاد و فرهاد جم هم در سریال، همسایه آقای کاویانی و خانم مهین ترابی بودند. قسمت اول که پخش شد، سریال گرفت. بعد همین طور ادامه دادیم تا ۲۶ قسمت. سری دومش هم ۲۶ قسمت دیگر شد و در مجموع کار بسیار موفقی از کار درآمد.
همسران یک کمدی جدید در صدا و سیمای جمهوری اسلامی بود که تا حالا اتفاق نیفتاده بود. برای اولین بار یک کمدی سیتکام درست شده بود. کمدی سیتکام بر مبنای دیالوگ است. من حرفی میزنم شما جواب میدهی و خنده ایجاد میشود. ما اولین کسانی بودیم که سیتکام را وارد تلویزیون ایران کردیم.
حملات متعدد روزنامه خاص
محدودیت و سانسور هم داشتید؟
درحدی که هر شب روزنامه خاص مقالهای مینوشت که آقای علی لاریجانی (رییس وقت صدا و سیما) این سریال ملعون را کی از آنتن برمیداری؟ انجمن سینماگران مسلمان و آقای جواد شمقدری و دوستان هم جزو آدمهایی بودند که لحظه شماری میکردند این سریال از آنتن پایین کشیده شود. بازبینی این سریال را شخص آقای لاریجانی انجام میداد. هر هفته اینها ترس و لرز داشتند. گاهی ۱۰ تا ۲۰ دقیقه از کار را در میآوردند. میپرسیدیم چرا آن را درآوردید؟ میگفتند این دارد به او نگاه عاشقانه میکند.
آخر میدانید عشق در تلویزیون یک حیطه ممنوعه است. ما کمتر در تلویزیون کلمه عشق را به کار میبریم، مثلا میگوییم دلبستگی یا وابستگی. هنوز هم فکر نمیکنم در تلویزیون مردی بتواند به زنی بگوید دوستت دارم و عاشقت هستم. نمیتوانستیم حالیشان کنیم دلبستگی به معنای عشق نیست. ممکن است من دلبسته ماشینم باشم ولی عاشق آن نیستم.
از طرفی در همسران، برای بار نخست بود که زن وارد حیطه کمدی میشد. تا قبل از آن زن در فیلمها و سریالها فقط رخت میشست و برنج پاک میکرد و خورشت قیمه میپخت. همه هم روی زمین مینشستند. اولین سریالی بود که اعضای خانواده روی میز نهارخوری غذا میخوردند نه روی زمین. اما به ما میگفتند چرا خانههایتان شیک است نمیشود آن را زشتش کنید؟
ما میگفتیم آخر چهکارش کنیم؟ ما پول کمی از سازمان میگرفتیم.
چرا جلویمان گرفته نشد؟
دقیقه ای چقدر؟
۳۲ هزار تومان. منتهی آپارتمان را را خوشگل کرده بودیم. موکت خاکستری، دیوارها سفید، مبلها آبی. همه را هم از میدان امام حسین(ع) دست دوم خریده بودیم. یک روز مدیر شبکه آمد. میخواست ببیند چرا این خانه این قدر شیک است. اما وقتی دید موکت به این ارزانی انداختهایم تعجب کرد.
ما سلیقه به خرج داده بودیم. مثلا در خانه آباژور گذاشته بودیم. قبل از آن چنین کاری را نمیکردند. مثلا یک گیاه بود. آقای شمسایی خدابیامرز که نورپرداز خوبی بود، پشتش یک هالوژن گذاشته بود طوری که سایهاش روی دیوار افتاده و فضا را شیک کرده بود.
با این وجود کار به جایی رسید که واقعا داشتند جلوی برنامه را میگرفتند. به خصوص با فرمایشات آن روزنامه خاص.
سریال همسران
تا این که یک اتفاق افتاد. ماهنامه فیلم، سریال همسران به عنوان بهترین سریال سال انتخاب کرد. بعد از آن نشریه گزارش فیلم در استادیوم ۱۲ هزار نفری آزادی یک جشن گرفت و سریال ما را به عنوان بهترین سریال برگزید. این نشریه همچنین عنوان بهترین کارگردانی و عنوان بهترین بازیگر نقش اول و دوم را به همسران داد. دیگر نشد که این سریال از روی آنتن پایین بیاید. اتفاق بعدی هم در خود صدا و سیما افتاد. در جشنواره صدا و سیما در زیباکنار، سریال همسران بهترین سریال سال شد. خصوصی گفتند که میخواستند ۱۱ جایزه به ما بدهند که شخصی تاثیرگذار گفته بود زیادیشان میشود ۴ جایزه بسشان است و همان ۴ جایزه را هم به ما دادند.
ما اولین سریالی بودیم که در خود سازمان هم کسی نمیدانست قسمت بعدی مان چیست. گاهی مدیر شبکه زنگ میزد که بیرنگ قسمت بعدی سریال چیست؟ من میگفتم مثلا در مورد فلان موضوع میخواهم بنویسم. می گفت یک قسمت هم در مورد شایعه بنویس. آن موقع شایعه مساله روز بود. درباره آن هم یک قسمت نوشتم
اتفاق دیگر این بود که قسمت سنجش و تحقیقات سازمان، همسران را به عنوان بهترین برنامه سیما شناخت. جالب است بدانید از روی سریال همسران پنج تز دکتری در رشتههای علوم ارتباطات و روانشناسی و … نوشته شد. ۲۰ پایان نامه فوق لیسانس هم هم بر روی آن به رشته تحریر درآمد. اینها اصل ماجرا را تغییر دادند و ما شدیم سوگلی سازمان.
ما نخستین سریالی بودیم که در خود سازمان هم کسی نمیدانست قسمت بعدی مان چیست؟ گاهی مدیر شبکه زنگ میزد که بیرنگ قسمت بعدی سریال چیست؟ من میگفتم مثلا در مورد فلان موضوع میخواهم بنویسم. میگفت یک قسمت هم در مورد شایعه بنویس. آن موقع شایعه مساله روز بود. درباره آن هم یک قسمت نوشتم.
یکی از سانسورهایی که آن اوایل اتفاق افتاد این بود که چه معنا دارد زن و شوهرها این قدر با هم قاطیاند؟ ما در فرهنگمان چنین چیزی را نداریم که زن و شوهرها این قدر با هم حرف بزنند و کل کل کنند.
گفتیم چه کارش کنیم؟
گفتند: این ها را فامیل کنید.
من هم یک قسمت ساختم و این ها را فامیل کردم. قسمت خوبی هم شد و در این قسمت مشخص شد که خانم پاوه نژاد خواهرزاده آقای کاویانی است. گفتند آن یکی را همین طور کنید که گفتیم تو را به خدا این یکی را کوتاه بیایید.
چون برنامه به نوعی زنده بود و دائم پخش می شد از این اتفاقات میافتاد.
چرا فقط دو سری از همسران ساخته شد؟
سری سوم را خواستیم بسازیم که با آقای کاویانی به مشکل برخورد کردیم. ایشان گفت من دیگر بازی نمیکنم. یک روز در دفتر نشسته بودیم که چهکار کنیم. گفتیم خوب یک سریال دیگر در همان لوکیشن میسازیم.

سینماپرس: وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در تشریح عملکرد دولت سیزدهم در عرصه فرهنگ گفت: در ابتدای شروع به کار دولت سیزدهم عدهای میگفتند که این دولت مخالف فرهنگ و هنر است اما امروز پررونقترین دوره فرهنگی کشور است.
به گزارش سینماپرس، محمدمهدی اسماعیلی دوشنبه شب که به مناسبت هفته دولت در «میز خدمت» به میزبانی مسجد حضرت ابوالفضل عباس(ع) در میدان خراسان حاضر شده بود، با گرامیداشت ایام اربعین شهادت امام حسین(ع) افزود: اربعین یک کلیدواژه مهم در فرهنگ شیعی ما است، به ویژه در ۵۰ سال اخیر، اربعین و موتور محرک پیروزی انقلاب اسلامی شد.
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ادامه داد: در ۲ دهه اخیر با درایت رهبر انقلاب و میدانداری سردار دلها شهید حاج قاسم سلیمانی این سنت مهم شیعی بازخوانی شد و امروز این راهپیمایی میلیونی به تثبیت امنیت ما در منطقه غرب آسیا کمک کرده است.
اسماعیلی با بیان اینکه هفته دولت زمان مناسبی برای بازگویی خدمات و فعالیتهای دولتمردان است، گفت: در صدر دولتی که امروز مسئولیت اجرایی امور را بر عهده دارد یک فقیه عالیمقام، یک دانشمند برجسته قرار گرفته است که از صحابی امام و رهبری است.
وی با بیان اینکه آیتالله رئیسی مرد آزمون پسداده در برهههای مختلف است، ادامه داد: اگر به صحیفه امام خمینی(ره) رجوع کنید ایشان بسیاری از ماموریتهای قضایی را به آقای رئیسی که در آن زمان جوانی بیست و چند ساله بود واگذار میکردند.
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با تاکید بر اینکه شعار «دولت مردمی» منبعث از مشی و سیره شخصی رئیس جمهور است، گفت: مقام معظم رهبری در اولین دیدار با مسئولان دولت سیزدهم در سال۱۴۰۰ از این شعار استقبال کردند.
وی با یادآوری اینکه رئیس جمهور تا پایان سال اول دولت به همه استانهای کشور سفر کردند، تصریح کرد: مشی مردمی یعنی اینکه دولتمردان خود را در میان مردم و موظف به پاسخگویی به مطالبات آحاد جامعه میدانند.
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی افزود: در دولت مردمی هیچ شانیتی برای رئیس جمهور و وزرا جز خدمت و خدمتگزاری به مردم نیست.
اسماعیلی ادامه داد: مردم فضایی را که در سالهای پایانی دهه ۹۰ بر کشور حاکم شده بود فراموش نکردهاند و مهمترین اتفاقی که در نتیجه رای مردم به آیتالله رئیسی افتاد، پر شدن شکافی بود که در اعتماد بین مردم و دولت به وجود آمده بود.
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی درباره شرایط کشور در زمان تحویل گرفتن دولت گفت: در تابستان ۱۴۰۰، بطور میانگین در هر روز ۷۰۰ نفر از هموطنان را بر اثر کرونا از دست میدادیم. دانشگاهها، بازار و مراکز فرهنگی و هنری در حالت نیمهتعطیل بودند اما امروز که به گذشته نگاه میکنیم جمهوری اسلامی موفق شد بسیار زودتر از کشورهای غربی کرونا را شکست دهد و زمانی که مرگومیر کرونا در کشور صفر شد این عدد در بسیاری از کشورهای اروپایی و آمریکا سه رقمی بود.
اسماعیلی درباره عملکرد دولت در سیاست خارجی گفت: رئیس جمهور قبلی همه چیز را به حل ارتباط با غرب گره زده بود اما این دولت کشور را از وابستگی القایی به غرب رها کرد.
وی ادامه داد: در آغاز فعالیت دولت، رئیس جمهور تاکید کرد که بنای ما استفاده از ظرفیتهای منطقه است، این سخن برای برخی مدعیان دیپلماسی خندهدار بود اما امروز سهم تجارت ما در منطقه بیش از پنج برابر ۲ سال گذشته شده است.
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با بیان خاطرهای از زمان ریاست آیتالله رئیسی بر قوه قضاییه گفت: آن زمان وزیر وقت خارجه به سران سه قوه نامهای نوشت و گفت تا زمانی که مسئله FATF و برجام حل نشود امکان عضویت ما در پیمان شانگهای وجود ندارد.
اسماعیلی ادامه داد: از زمان دولت اصلاحات همه دولتها به دنبال الحاق به این پیمان بودند و دولت سیزدهم در همان ۲ ماه ابتدایی فعالیت خود ایران را به عضویت پیمان شانگهای درآورد.
وی همچنین با اشاره به عضویت ایران در بریکس گفت: مهمترین هدف این ائتلاف ایجاد ارز مشترک برای مبارزه با دلار است و امروز بخشی از این ائتلاف بزرگ با حضور دولتهای قدرتمندی چون چین، روسیه و هند شدهایم.
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با اشاره به عضویت عربستان سعودی در بریکس گفت: این کشور برای اینکه در بریکس پذیرفته شود ۱۰۰ میلیارد دلار در بانک شانگهای که بانک اصلی این گروه است، سرمایهگذاری کرد.
وی با اشاره با سکوت مدعیان دیپلماسی در برابر این دستاورد تصریح کرد: عدهای باور نمیکردند با اقتدار و با نه گفتن به اروپا و آمریکا به چنین جایگاهی برسد.
عضو کابینه دولت سیزدهم به عملکرد دولت در عرصه فرهنگ پرداخت و گفت: در ابتدای شروع به کار دولت سیزدهم عدهای میگفتند که این دولت مخالف فرهنگ و هنر است اما امروز پررونقترین دوره فرهنگی کشور است. در یک نمونه هفت میلیون نفر از نمایشگاه کتاب امسال بازدید کردند.
وی ادامه داد: مقام معظم رهبری شخصا چهار ساعت در نمایشگاه حاضر بودند و کتابهای مختلف را مورد ارزیابی قرار دادند.
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با اشاره به «فتنه جنگ ترکیبی» در سال گذشته گفت: با یک «تروریسم رسانهای» مواجه بودیم. این تروریسم هر کسی را که میخواست فعالیت کند تهدید میکرد.
اسماعیلی ادامه داد: منافقین کهنه و منافقین نو در این جنگ شناختی به دنبال اعتبارزدایی از نظام اسلامی بودند.
وی با بیان اینکه «گروهی به دنبال آن بود که جریان فرهنگی کشور را مقابل دولت قرار دهد»، گفت: در این شرایط جشنواره های فجر را با استقبال پرشور مردم برگزار کردیم.
عضو هیئت دولت با بیان اینکه اگر در اقتصاد یک دهه ضعیفی را پشت سر گذاشتیم در فرهنگ دهههای ضعیفی را سپری کردهایم، تصریح کرد: جریانی به دنبال تضعیف مدیریت فرهنگی جمهوری اسلامی بودند اما در این ۲ سال به دنبال حاکمیت ارزشهای الهی و اسلامی در عرصه فرهنگ بودیم.
اسماعیلی خاطرنشان کرد: یک روزی به ما گفتند سینمای ایران ظرفیت تولید پنج اثر ارزشی را در سال ندارد اما سال گذشته ۲۰ فیلم سینمایی در تراز انقلاب را تولید کردیم.
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی «بازگشت به مساجد» را یکی از شعارهای کلیدی دولت خواند و افزود: اگر میخواهیم وضعیت فرهنگ و هنر به یک ثبات مطلوب برسد باید فعالیتهای فرهنگی و هنری به مساجد برگردد.
اسماعیلی در پایان این جلسه ضمن گفت وگو با نمازگزاران به سوالات و مطالبات آنان پاسخ داد.

سینماپرس: «تمام کسانی که امروز در موسیقی سلبریتی شدهاند، از صدا و سیما شروع کردهاند. یعنی اگر صدا و سیما نبود، این افراد امروز چهرههای شاخصی نبودند و مردم آنها را نمیشناختند اما اگر امروز از این افراد که اسم و رسمی دارند بخواهیم با ما همکاری کنند، دستمزدهای گزاف میخواهند.»
به گزارش سینماپرس، هرگاه از ذائقه موسیقایی این روزهای مردم صحبت، از نقش مهم صدا و سیما هم در شکل گیری این ذائقه یاد میشود. برخی معتقدند که صدا و سیما از بسیاری مارکتهای خصوصی ضعیفتر عمل میکند و به علت محدودیت در منابع مالی همکاری با چهره های مطرح موسیقی را بوسیده و کنار گذاشته است.
یکی دیگر از مسائل مهم درباره صدا وسیما، مقوله «کپی رایت» است که پیشتر طی سلسله گفتوگوهایی به آن پرداختهایم و طی مصاحبه با هنرمندان عمدتا مطرح میشد، یکی از بزرگترین ناقضان حقوق کپی رایت، صدا و سیما است. درحقیقت به عقیده آنها صدا و سیما در موارد بسیاری حقوق صاحب اثر را به رسمیت نشناخته و بدون اجازه آثار هنرمندان را پخش میکند.
اما در همان زمان ایسنا مصاحبهای با محمدمهدی نراقیان (مدیر وقت دفتر موسیقی و سرود صداوسیما) منتشر کرد که در پاسخ به چرایی این مسئله توضیح داد: «هیچ قانونی که بخواهد صراحتا برای سازمان و هر رسانه دیگری جهت پخش آثار موسیقی و درباره ساز و کار پرداخت حق و حقوق هنرمندان تکلیف قانونی تعیین کند، وجود ندارد.»
البته او همچنین معتقد بود: «به غیر از طیف محدودی از هنرمندانی که مشهور هستند و مردم آنها را میشناسند، برای بقیه فرصتی است که کارهای خود را از طریق رسانه ملی عرضه میکنند و مردم آنها را به این طریق خواهند شناخت که به نفع آنها خواهد بود.»
به هر حال این اظهار نظرات از جانب نراقیان در آن زمان در حالی بود که به فاصله چند روز بعد، علیرضا قزوه به عنوان مدیر جدید دفتر موسیقی صدا و سیما معرفی شد.
حالا پس از پیگیریهای ایسنا، علیرضا قزوه به این خبرگزاری آمد و درباره موضوعات مختلفی از جمله کپی رایت، موسیقی فیلم، موسیقی کودک، سرود و … صحبت کرد که در ادامه مشروح این گفتوگو را میخوانید.
***
یکی از مسائلی که همیشه در حوزه هنر به خصوص موسیقی با آن درگیر هستیم، به کپی رایت برمیگردد. بسیاری نیز بر این عقیده هستند که یکی از ناقضهای اصلی کپی رایت، صدا و سیما است. آیا شما بر این مسئله قائل هستید؟
آهنگسازان بسیاری را میشناسم که کارهای هم را کپی میکنند. اینگونه بخواهیم نگاه کنیم حافظ هم از روی سلمان ساوجی و خواجوی کرمانی کپی کرده است؛ البته این سوال را رئیس صدا و سیما باید پاسخ دهد ولی صدا و سیما چگونه میتواند با بودجهای که دارد در همه موارد، کپی رایت را رعایت کند؟ با این حال در اکثر موارد آثار موسیقی از هنرمندان خریداری شده است، امضای آنها را هم داریم و گاهی اعتراضهایی که میشود به علت زیاده طلبی برخی است. در مقابل گاهی هم ممکن است، شبکهای بدون اجازه صاحبان اثر، آثاری را پخش کند. من نه قصد دفاع از صدا و سیما را دارم نه از هنرمندان؛ زیرا هر کدام ممکن است، مقصر باشند ولی به طور کلی مرکز موسیقی صدا و سیما دو حوزه اصلی مهم دارد؛ یکی از آن دو حوزه، تولید است که آثاری را با نگاه نمونه سازی تولید میکند.
همچنین بخش اعظم کار ما نظارت است؛ به گونهای که بسیاری از کارهایی که قرار است از صدا و سیما پخش شود، باید با نظارت مرکز موسیقی صدا و سیما صورت بگیرد؛ البته شاید این سوال پیش بیاید که مگر این آثار مجوز ارشاد را ندارند ولی مسئله اینجاست که ارشاد محدودیتهای کمتری نسبت به صدا و سیما دارد. پخش آثار موسیقی از صدا و سیما گاه اینگونه است که تهیه کننده، یک آلبوم را برای ما میآورد که بررسی کنیم کدام قطعه از رادیو یا تلویزیون قابل پخش است؟ تا مدتی این اتفاق بدون سلسله مراتب خاصی رخ میداد ولی از برههای به بعد اگر اثری را برای پخش در اختیار ما بگذارند، امضای رضایت آنها برای پخش اثر را ثبت میکنیم.
اما در بین هنرمندانی که مدعی هستند آثارشان بدون اجازه از صدا و سیما منتشر میشود، هستند هنرمندانی که سالها پیش حق و حقوق خود را گرفتهاند ولی امروز مخالف پخش اثر خود هستند.
اگرچه که در صدا و سیما یک حوزه تولید داریم که صفر تا صد با سفارش اثر به شاعر، آهنگساز و خواننده کار را در استودیوهای خودمان میسازیم و آرشیو میکنیم؛ اما بعدتر برخی از این هنرمندان که دستمزد خود را گرفتهاند، میگویند صدا و سیما نباید کارشان را پخش کند. اگرچه که ما در آرشیو صدا و سیما ۷۰ هزار اثر موسیقی داریم ولی مدام هم نمیتوانیم به این آرشیوها مراجعه کنیم که کدام اثر مجوز دارد، کدام ندارد.
شعر و موسیقی پا به پای هم
رابطه علیرضا قزوه با موسیقی چطور است؟ موسیقی را در صدا و سیما چگونه میبینید؟ اصلا رویکرد شخصی خودتان با موسیقی چگونه است؟
در گذشته دور شعر و موسیقی پیوندی ناگسستنی داشتند، حتی شعر تفوق و برتری بیشتری نسبت به موسیقی داشته است؛ زیرا ابتدا شعر سروده میشد و بعد برای آن موسیقی ساخته میشد. حتی بسیاری از شاعران به نام گذشته، خوانندگانی داشتند که شعرهای آنها را میخواندند.
در گذشته شاعران موسیقی را به خدمت میگرفتند، ولی امروز روند تغییر کرده، افزون بر اینکه بین شعر و موسیقی تفکیک ایجاد شده است؛ یعنی حوزه شعر و موسیقی را از هم جدا میدانند، گویی که با هم ارتباطی ندارند. همچنین شاعران را کسانی میدانند که در خدمت اهل موسیقی هستند؛ به صورتی که یک خواننده مطرح فکر میکند که باید شاعر را به خدمت بگیرد و از او میخواهد با کمترین هزینه کار خود را پیش ببرد.
بنده یک نگاه تاریخی دارم و معتقدم که شعر و موسیقی هر دو باید کنار هم باشند. زمانی که به دفتر موسیقی صدا و سیما آمدم، آقای جبلی در حکم من به عنوان «دفتر سرود و موسیقی صدا و سیما» عنوان شعر را هم اضافه کرد. به هر حال من یک ادیب هستم، هیچ ادعایی در موسیقی ندارم که مثلا دستگاههای موسیقی را میشناسم، صدای خوبی دارم یا ارتباط خیلی نزدیکی با اهالی موسیقی دارم؛ بلکه در کارهایم جنبه ادبی و شعری را لحاظ کردهام و در این زمینه تجربه دارم. با این حال به حوزه موسیقی احترام میگذرام، هرچند اتاق فکرهایی داریم که از متخصصهای موسیقی بهره میبریم.
به هر حال باتوجه به ارتباط شعر و موسیقی، در دورهای یک موسیقیدان میتواند مدیریت مرکز موسیقی صدا و سیما را برعهده بگیرد و در دورهای هم یک شاعر!
در کار کارگردانها دخالتی نداریم
مدتی است که برنامههای استعدادیابی سرود در تلویزیون روی آنتن میرود که گاه با نقد مثبت و گاه با نقد منفی همراه هستند. همچنین داوران این برنامهها ارتباطی به این حوزه ندارند. علت چیست؟ مرکز موسیقی صدا و سیما نظارتی ندارد؟
من پاسخگوی یک برنامه تلویزیونی نیستم؛ چون این برنامهها کارگردان دارند و آنها با ذوق و سلیقه خودشان برنامه میسازند. از ما هم اجازه نمیگیرند که از چه داوری استفاده کنند.
زمانی که به مرکز موسیقی صدا و سیما آمدم، بیشتر فعالیتهای این مرکز بر سرود متمرکز بود، آن هم سرودی که خوانندگانش کودکان و نوجوان بودند. اگرچه که باید سرود را دستهبندی کنیم، سرودهایی که پیشکسوتها، میانسالها و جوانها هم بخوانند. اگر فقط بخواهیم به سرودهای نوجوانها بپردازیم، اشتباه کردهایم. باید همه ردههای سنی را مد نظر قرار دهیم.
همانطور که اگر تنها به سرود بپردازیم و سایر ژانرهای موسیقی را نادیده بگیریم، اشتباه است. باید تعادلی بین همه ژانرهای مختلف داشته باشیم. حتی در بحث هزینهها سرود به بودجه کمتری نیاز دارد؛ زیرا اعضای یک گروه سرود شاید متشکل از نوجوانها یا کودکان باشد که در این صورت پول کمتری لازم است یا شاید حتی اصلا هزینه بردار نباشد؛ اگرچه که همکاری با یک خواننده حرفهای به ۲۰۰ میلیون تومان پول نیاز است.
البته در صدا و سیما کمتر با این افراد کار میکنیم؛ زیرا رسالت ما این است که با جوانهایی که استعداد لازم را دارند و دستمزد کمتری دریافت میکنند، همکاری کنیم. به هر جهت این افراد هستند که در آینده رشد میکنند و چهره میشوند. در حال حاضر تعداد گروههای سرود در سطح کشور خیلی زیاد شده است. به نظر من در سرود افت نداشتهایم و حتی در زمینه سرود نوجوانها رشد هم داشتهایم اما افت در سرود بزرگسالان درست است؛ زیرا میدان را به کودکان سپردهایم.
به تعادلی نیاز داریم که گروههای رده سنی بزرگسالان را هم در سرود داشته باشیم، زیرا تجربه بیشتری دارند و درستتر میخوانند.
هنرپیشهها هم میتوانند درباره سرود نظر بدهند
چرا زمانی که برنامهای با محوریت موسیقی در صدا و سیما ساخته میشود، با این مرکز همکاری ندارند که حداقل داورانی که انتخاب میشوند با موضوع مشخص شده ارتباط داشته باشند؟
برنامهها و موضوعاتی را به شبکهها پیشنهاد میکنیم اما به هر حال زمانی که برنامهای تولید میشود، جزئیات برنامه به کارگردان و تیمش بستگی دارد. آنها نیز جزئیات کار خود را با ما چک نمیکنند؛ در نتیجه برنامهای ساخته میشود که داورش غیرمرتبط با شعر یا موسیقی است و مثلا بازیگر است. البته همان هنرپیشه هم هنر دارد، به هنر نزدیک است و میتواند رأی و نظر خود را حتی به عنوان یک نظر مردمی ارائه دهد.
هنوز هم ستارهسازی داریم ولی نتیجه زمانبر است
در گذشته صدا و سیما بستری برای پرورش ستارههای موسیقی بود ولی اکنون مدتها است صدا و سیما از آن فضا فاصله گرفته است. علت چیست؟
تمام کسانی که امروز در موسیقی سلبریتی شدهاند، از صدا و سیما شروع کردهاند. یعنی اگر صدا و سیما نبود، این افراد امروز چهرههای شاخصی نبودند و مردم آنها را نمیشناختند. ولی اگر امروز از این افراد که اسم و رسمی دارند بخواهیم با ما همکاری کنند، دستمزدهای گزاف میخواهند؛ زیرا در فضاهای خصوصی همان دستمزدها را دریافت میکنند. زمانی که کل بودجه ما پنج میلیارد است، نمیتوانیم به این افراد دستمزدهای نجومی بدهیم. بنابراین همان دستمزد را بین کسانی که جوانتر هستند و کمتر شناخته شدهاند، تقسیم میکنیم. البته تلاش میکنیم که با اساتید هم کار کنیم و به عنوان مثال در این سالها ارتباط خیلی خوبی با استاد افتخاری داشتهایم.
ولی فردی مثل استاد افتخاری اگر یک قطعه موسیقی برای پخش در صدا و سیما بخواند، دستمزد ۲۰۰ میلیون تومانی نمیخواهد و رعایت حال ما و جامعه را میکند؛ زیرا معتقد است همه مردم باید از بستر رسانه ملی استفاده ببرند. به هر حال همین افراد جوان بعدها ستاره خواهند شد؛ زیرا افراد با استعدادی هستند و همین حالا نیز برای ما ستاره شدهاند ولی ستاره شدن آنها زمانبر است.
علت چیست؟
شاید چون فضای موسیقیهای زیر زمینی و آنچنانی اجازه نمیدهد، صدای برخی شنیده شود. در دورهای تنها صدا و سیما بود و فضای موسیقیهای غربی و زیرزمینی زیاد وجود نداشت و آن افرادی که از صدا و سیما معرفی میشدند، به خوبی شنیده میشدند ولی دیگر شرایط مانند گذشته نیست.
چرا؟ یعنی صدا و سیما نمیتواند با مارکت خصوصی رقابت کند؟
نه اینکه نتواند رقابت کند اما تعداد مارکتها و ژانرهای مختلف موسیقی زیاد شده است که جوانها به آنها علاقه بیشتری دارند. به همین جهت، به یک پدیده نو نیاز داریم که هم نیازهای جامعه را برآورده کند و هم اصالتها را پاس بدارد.
تنها نظارت تیتراژ سریالها برعهده ما است
زمانی اگر سریالی از تلوزیون پخش میشد، تیتراژ و یا موسیقی آن در ذهن مردم باقی میماند ولی دیگر شاهد آن فضا نیستیم که به ندرت چنین خروجیهایی از صدا و سیما داریم. علت چیست؟
حوزه تیتراژ سریالها تا جایی به ما ربط دارد که بررسی کنیم آیا تیتراژ آنها کیفیت کافی دارد؟ ضعفی ندارد؟ شعری که استفاده شده قابل پخش است؟ درحقیقت نظارت تیتراژها به ما مربوط است، اینگونه نیست که آهنگسازی سریالها را برعهده داشته باشیم.
مسئله، زمان است
باتوجه به اینکه تأیید کردید که وظیفه بررسی برعهده شماست، آیا تأیید میکنید که در سالهای گذشته کارهای بسیار ماندگارتری در حوزه تیتراژ داشتیم که بین همه فراگیر میشد، ولی در حال حاضر علاوه بر اینکه تولیدات کم شده، کیفیت کارها هم پایین آمده است؟
خیر؛ زیرا این زمان است که موجب میشود آن آثار نوستالژی و خاطره شوند. در حقیقت گذشت زمان باعث شده که موسیقی سریالهای امام علی(ع) یا امام رضا(ع) در ذهن مخاطب ماندگار شود. اکنون هم باید زمان بگذرد تا آثاری که ساخته میشوند، ماندگار شوند.
ولی در سالهای اخیر مثلا بجز تیتراژ سریال «نجلا» کاری در بین مردم همه گیر نشده است!
یکی از مسائل مهم در این زمینه این است که تهیه کننده چقدر بخواهد برای موسیقی کار هزینه کند. البته من نمیگویم که از قبل بهتر کار میکنیم و قبول دارم کم کار شدهایم. ولی نمیتوان مثلا یک سال اخیر را روی یک کفه ترازو گذاشت و باقی سالهای فعالیت صدا و سیما را روی کفه دیگر ترازو! باید زمان بدهیم. مسلما سالی یکی دو تا کار خوب تولید میشود. آن آثاری هم که در ذهن مخاطب ماندگار شده است با فاصلههای دو تا یک سال تولید شده است.
در حوزه کودک کمکار بودهایم
فعالیت مرکز موسیقی صدا و سیما در حوزه کودک به چه صورت بوده است؟
در حوزه کودک کم کار بودهایم. البته در زمینه نماهنگ کودک بد نبودهایم و در مدت حضور من حدود ۳۵۰ نماهنگ تولید شده است.
از نظر کیفیت چطور؟ کیفیت باعث ماندگاری اثر میشود.
همین طور است؛ زیرا زمانی که جامعه آماری شود و از مسئول آمار بخواهند، همین میشود. دورهای که نماینده فرهنگی ایران در هندوستان و تاجیکستان بودم، اصلا گزارش نمیدادم ولی صد درصد کارهایم را میکردم. من گزارش پر کردن را نمیپسندم. باید کار کرد؛ زیرا محصول خودش را نشان دهد. من نمیگویم که خیلی موفق بودهام در موسیقی ولی تلاشم را کردهام.