سینماپرس: سجاد نوروزی مدیر پردیس سینمایی «آزادی» ضمن حمایت از ادامه اکران اینترنتی فیلمهای سینمای ایران بدون ورود به چرخه اکران عمومی، تأکید کرد ۸۰ درصد فیلمها سینمای ایران مخاطب سینمارو ندارند.
به گزارش سینماپرس، سجاد نوروزی مدیر پردیس سینمایی آزادی در گفتگو با به گزارش سینماپرس، مهر درباره اکران اینترنتی فیلمهای سینمایی گفت: بنده بهعنوان مسئول دومین پردیس سینمایی پرفروش کشور و یک فعال فرهنگی موافقت تام و تمام خودم را با اکران اینترنتی اعلام میکنم و آن را یک اتفاق خوب و خجسته در جهت رشد سینمای ایران میدانم که کمک بسیار زیادی به کیفیت تولید و چرخش اقتصادی سینمای ایران خواهد کرد.
نوروزی ادامه داد: دلایل این موضوع حسی و ظنی نیست، بلکه یک بحث کاملا تخصصی و کارشناسانه دارد. متاسفانه در برخی از رسانهها با این موضوع به صورت احساسی برخورد میشود که به نظرم از عمق کارشناسی بحث کم میکند. فارغ از این بحثها اگر به امر «اکران» در سینمای ایران و چرخش مالی حاصل از آن نگاهی بیندازیم، جواب سوالات خود را دریافت میکنیم.
وی افزود: اولین پرسش اساسی این است که چند فیلم در سال ۹۸ به فروش بالای ۱۰ میلیارد رسیدند؟ فقط ۹ فیلم توانستند چنین فروشی را تجربه کنند. این در حالی است که سال گذشته قریب به هفتاد فیلم به نمایش عمومی درآمد یعنی چیزی نزدیک به پانزده درصد. اگر سال ۹۷، ۹۶، ۹۵ و… را هم بررسی کنیم باز هم به همین آمار میرسیم. هر ساله بین ۱۰ تا ۱۵ فیلم هستند که فروش خوب را به دست میآورند که این فروشِ «خوب» الزاما به معنای «سودده بودن» نیست. بعضی وقتها برخی فیلمها به فروش خوبی میرسند ولی با این فروش صرفا هزینه اولیه ساخت آنها حاصل شده، بنابراین سوال این است که این سینما چگونه به حیات خود ادامه میدهد؟

نوروزی اظهار کرد: سال گذشته چیزی نزدیک به هشتاد فیلم متقاضی حضور در سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر بودند که اگر سهلگیرانه متوسط هزینه تولید هر فیلم سه میلیارد تومان در نظر بگیریم، چیزی نزدیک به ۲۴۰ میلیارد تومان صرف ساخت این آثار شده در حالی که کل فروش سال ۹۷ و ۹۸ هر کدام چیزی میان ۲۴۰ تا ۲۸۰ میلیارد تومان بوده، نیمی از این ۲۸۰ میلیارد تومان برای سینماداران است و بخش دیگری هم مشمول مالیاتهای رنگارنگ است.
در معادله سینمای ایران مقولهای به نام «مخاطب» محل اعتنا نیست و اساساً پول این سینما را مخاطب نمیدهد. یعنی یا دولت میدهد، یا نهادهای دیگر و یا به هر دلیلی سرمایهگذاران بخش خصوصی. با این اوصاف از این هشتاد فیلم تنها ۱۵ درصد به فروش خوب میرسند یعنی چیزی نزدیک به هشتاد درصد تولیدات سینمای ایران مخاطب ندارندمدیر سینما «آزادی» افزود: بنابراین گشادهدستانه، چیزی نزدیک به چهل درصد این فروش به صاحبان اثر بازگشته، با این وصف سوال بنیادین این است که چگونه حاصل صنعت سینمای یک کشور برای تهیهکنندگان آثار قریب به ۱۰۰ میلیارد تومان بوده در حالی که حداقل ۲۴۰ میلیارد خرج ساخت فیلمهای متعدد شده است؟ غیر از این است که این اتفاق با پول ارگانها و سرمایهگذاران بخش خصوصی افتاده است؟ بنابراین در معادله سینمای ایران مقولهای به نام «مخاطب» محل اعتنا نیست و اساساً پول این سینما را مخاطب نمیدهد. یعنی یا دولت میدهد، یا نهادهای دیگر و یا به هر دلیلی سرمایهگذاران بخش خصوصی. با این اوصاف از این هشتاد فیلم تنها ۱۵ درصد به فروش خوب میرسند یعنی چیزی نزدیک به هشتاد درصد تولیدات سینمای ایران مخاطب ندارند و فیلمها خرج خود را در نمیآورند. پس اگر آن هشتاددرصد در سامانههای اینترنتی اکران شوند چه اتفاقی خواهد افتاد؟ آیا سینماداران متضرر میشوند یا صاحبان اثر؟ پاسخ این است: هیچ کدام!
وی ادامه داد: صورت مساله به لحاظ استدلالی و فنی عیان است. بدیهی است که اگر سالنهای سینما بتوانند سانسهای بیشتری به فیلمهای پرفروش اعم از کمدی و غیرکمدی بدهند چه میشود. در آن صورت فیلمی مانند «شبی که ماه کامل شد» یا «سرخپوست» دیگر به فروش ۱۸ میلیاردی و ۱۴ میلیاردی نمیرسد بلکه سی میلیارد و بیشتر فروش میکنند یا فیلمی مانند «مطرب» دیگر به فروش ۳۸ میلیاردی نمیرسد و شاید فروشی ۶۰ میلیاردی داشته باشد. نتیجهگیری منطقی این است که عمده خرج سینماهای ایران برآمده از فروش ۱۰ یا ۱۵ فیلم است و بقیه فیلمها در حیات کلی سینمای ایران هیچ نقشی ندارند. بنابراین اینکه گفته شود همه سینماداران مخالف اکران آنلاین هستند، امر صحیحی نیست.
مدیر سینما آزادی توضیح داد: همه فیلمها بالاخره یک یا دو سانس خوب دارند. البته متداول این است که سینماداران پنج یا شش روز به فیلمها سانسهای خوب میدهند که اگر نفروشند آن سانسها را از فیلمها میگیرند و به دیگر فیلمها میدهند و این طبیعی است. اصلا غیر ممکن است که سینمادار به فیلمی که پتانسیل فروش داشته باشد، سانس ندهد این امر ممکن است در صورتی رخ دهد که چهار یا پنج فیلم پرفروش همزمان به نمایش دربیاید ولی غیرممکن است فیلمی قابلیت فروش داشته باشد، در شرایط عادی به نمایش دربیاید و سینمادار به آن فیلم سانس ندهد چون در آن صورت به خودش لطمهزده، جالب است که بگویم سال گذشته حتی سانسهای ظهر برخی فیلمهای پرفروش حدود سی تا پنجاه درصد ظرفیت سالن را پر کردند. این امر نشان میدهد فیلمی که مخاطب داشته باشد چگونه در اکران عمل میکند.
وی تاکید کرد: به طور مشخص در زمستان گذشته، سه فیلم پرفروش در مجموع حدود ۲۶ میلیارد تومان فروختهاند. از این میزان فروش، ۱۱ میلیارد و ۳۲۰ میلیون تومان سهم فیلم «مطرب» بوده است. «زیرنظر» با ۸ میلیارد و ۴۲۰ میلیون تومان و «جهان با من برقص» با ۶ میلیارد و ۷۵۰ میلیون تومان در ردههای بعدی قرار دارند. به عبارت دقیق تر این سه فیلم در مجموع حدود ۶۰ درصد از فروش زمستانی را از آن خود کردهاند که اگر سانسهای بیشتری در اختیار داشتند شاید ۱۰۰ درصد فروش زمستان برخوردار میشدند!
سینمای ایران نمیتواند مثل گذشته حیات داشته باشد و اگر قرار باشد مثل گذشته هر ۲ هفته یک بار چند فیلم به سبد اکران اضافه شوند، صنعت سینما در کشور نابود خواهد شدنوروزی بیان کرد: اینکه هشتاد درصد تولیدات سینمای ایران نمیتواند به فروش خوبی برسد صرفا مشکل اکران نیست بلکه مشکل تولید است. یعنی خط اول این پروسه دچار مشکل است نه مرحله آخر آن که تولید است. به هر حال اکثر این فیلمها به هر دلیلی نمیتوانند مخاطب پیدا کنند که این امر را باید در مجالی دیگر بررسی کرد.
مدیر پردیس آزادی مطرح کرد: اکران اینترنتی در تمام دنیا مرسوم است. به عنوان جدیدترین نمونه فیلم «کاپون» که بازی تام هاردی در باب زندگی آل کاپون گانگستر معروف است، قرار است به صورت اینترنتی اکران شود. تا جایی که میدانم کمپانی یونیورسال پیشتر ۲ فیلم «مرد نامرئی» و «ترولها: تور جهانی» را به این شیوه اکران کرده بود. در این روش مخاطب با پرداخت نزدیک به بیست دلار به مدت چهل و هشت ساعت میتواند اثر را در وبسایتهای تک فروشی مانند iTunes و Google play ببیند.
نوروزی بیان کرد: با توجه به ظرفیت کم سالن در سینمای ایران و همچنین ماهیت تولید فیلم در کشور، اکران اینترنتی کار بسیار پسندیدهای است. برخی فیلمها قاعدتاً از نظر منطق اقتصادی و معیارهای مشخص نباید در سالن سینما اکران شوند و میتوانند مستقیما در وی او دیها به نمایش دربیایند. این امر در همه جای دنیا مرسوم است و الزاما اینچنین نیست که هر فیلمی که تولید میشود حتما در سالن سینما به نمایش درآید. به نظرم این آثار با اکران آنلاین اتفاقا عایدی بیشتری هم خواهند داشت. چراکه تنها یک سوم درآمد فیلمی که به نمایش عمومی در سینماها درمیآید، به دست تهیهکننده میرسد درحالی که همین رقم و حتی بیشتر را میشود به راحتی از سامانههای وی او دی به دست آورد و از آن سو با سبک شدن سبد اکران، میتوان فروش واقعی فیلمهای پرمخاطب را تجربه کرد.
مدیر پردیس آزادی در پایان با بیان اینکه بعد از فروکش کردن مساله کرونا غیرممکن است به شیوهای کلاسیک دوره گذشته در خصوص اکران برگردیم گفت: سینمای ایران نمیتواند مثل گذشته حیات داشته باشد و اگر قرار باشد مثل گذشته هر ۲ هفته یک بار چند فیلم به سبد اکران اضافه شوند، صنعت سینما در کشور نابود خواهد شد. جدای از مسائل فنی که شرح دادم اگر فیلمها در سامانههای اینترنتی به نمایش دربیایند ترافیک اکران هم کم خواهد شد و این امر کاملا به نفع سینمای ایران است.

سینماپرس: عباس شوقی نایب رئیس انجمن جلوه های ویژه میدانی با انتقاد شدید نسبت به عملکرد ضدصنفی مدیران خانه سینما و عدم اهدای عیدی میلیاردی وزارت ارشاد به یکایک اعضای این نهاد گفت: همه چیز در خانه سینما بر اساس باندبازی است؛ حتی انتخابات صنوف همه مهندسی شده و بر اساس باندبازی و اعمال فشار مدیران بالادستی خانه سینما است. در یک جمله باید بگویم باندبازی در خانه سینما بیداد می کند و تا زمانی که کسی جلوی این رفتار را نگیرد شاهد برقراری عدالت و انصاف در خانه سینما نخواهیم بود.
طراح جلوه های ویژه میدانی فیلم های سینمایی «فروشنده» و «یتیم خانه ایران» در گفتگو با خبرنگار سینماپرس افزود: در خانه سینما افراد به دو دسته خودی و غیرخودی تقسیم شده اند و مدیران خانه سینما تنها از خودی های شان حمایت می کنند و در نقطه مقابل کسانی که جزو افراد خودی هیأت مدیره نیستند اذیت می شوند!
وی ادامه داد: وضعیت در خانه سینما به قدری زننده شده که برخی افراد که جزو خودی های هیأت مدیره خانه سینما محسوب می شوند در برخی جلسات صنفی برای مخالفان عملکرد هیأت مدیره شاخ شانه می کشند؛ به عنوان مثال چندی پیش یکی از این افراد در جلسه ای به کامبیز روشن روان رئیس کانون آهنگسازان سینمای ایران که استادی بزرگ است و احترامش بر همه واجب هتاکی و بی احترامی کرد.
شوقی خاطرنشان کرد: وضعیت تأسف بار آنجا است که هیأت مدیره خانه سینما به این خودی های شان که برای دیگران شاخ شانه می کشند همه چیز می دهند و همه امکاناتی را در اختیارشان می گذارند.
این طراح جلوه های ویژه مطرح سینمای کشور با انتقاد از نحوه توزیع ناعادلانه و غیرمنصفانه عیدی میلیاردی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در سال های ۹۸ و ۹۹ اظهار داشت: شرم آور است که برای ۵۰۰ هزار تومان ناقابل این چنین آبرو و حیثیت سینماگران را می برند؛ مگر امروزه این عیدی ناچیز رقم کلانی است؟ آن را میان یکایک اهالی سینما به صورت عادلانه تقسیم کنید و انصاف و حق را جاری کنید.
وی تأکید کرد: آقایان مدیر در خانه سینما باید بدانند امروزه وضعیت کشور بسیار اسفبار و نامطلوب است. سال قبل باز اوضاع عادی بود و کرونایی وجود نداشت که همه پروژه های سینمایی را تعطیل کند اما امروزه ۱۰۰ درصد اهالی سینما بیکار و خانه نشین شده اند و این وظیفه مدیران سینمایی، وزارت ارشاد و هیأت مدیره خانه سینما به عنوان تنها نهاد صنفی سینماگران است که به وضعیت معیشتی سینماگران رسیدگی کند و بحران به وجود آمده در زندگی آن ها را التیام دهد.
این سینماگر متذکر شد: بعضی از اهالی سینما امروزه در وضعیت وحشتناکی زندگی می کنند و متأسفانه مدیران خانه سینما چشم های خود را روی این حقیقت تلخ و سیاه بسته اند. این رفتار بسیار غلط و ناراحت کننده است و من نمی دانم چرا مسئولان نظارتی سکوت اختیار کرده و در قبال این رفتارهای ضدصنفی و ناعادلانه سینماگران کاری انجام نمی دهند؟
شوقی با بیان اینکه مسئولان باید به جای حرف های صد تا یه غاز و وعده های متعدد هرچه سریع تر به صورت عملی وضعیت یکایک اعضای خانه سینما را بهبود بخشند اظهار داشت: بی تردید هیچ کس مانند سینماگران از بحران کرونا بیشتر ضرر نکرده است. مدیر درجه یک و عدالت طلب کسی است که بتواند تصمیم عادلانه و عاقلانه بگیرد. من بسیار متأسفم که برخی افراد به پست و میزها چسبیده اند و هیچ کاری انجام نمی دهند؛ آقایی که چندین و چند پست و سمت و مقام دارید، ول کنید و بروید و بگذارید با عدم حضورتان اهالی سینما نفس راحتی بکشند.
وی در خاتمه این گفتگو افزود: اعمال سلیقه مدیران خانه سینما در نحوه تخصیص عیدی میلیاردی وزارت ارشاد به هیچ عنوان عملی قابل قبول و بخشیدنی نیست. بنده شخصاً شاهد هستم برخی افراد که درآمدهای میلیونی دارند عیدی دریافت کرده و از سوی دیگر کسانی که در تأمین معاش روزانه شان درمانده اند عیدی نگرفته اند. بنده برای بار آخر تأکید می کنم که عیدی متعلق به یکایک اهالی سینمای کشور است و کسی حق ندارد که بگوید آن را تنها به بخشی از سینماگران می دهیم!

سینماپرس: حالا دیگر خسارت روزافزون کرونا به اقتصاد جهانی که بخشی از اقتصاد فرهنگ و هنر است، آنقدر روند تثبیتشدهای پیدا کرده است که آرام آرام باید تلاش کنیم از وضعیت اضطراب و احساس شکست خارج شویم و به دنبال راهکارهایی برای جبران خسارت از دل ایدههای جدید برای تحرک مجدد اقتصاد فرهنگ و هنر بیفتیم. آیا اساسا کسبوکارهای هنری میتوانند دستکم مستقل از دولت فقط به جبران خسارتهای خود بپردازند یا حتی کمککار گردش اقتصادی کشور شوند؟
به گزارش سینماپرس، اگر کلیدواژههای تاثیر کرونا بر اقتصاد فرهنگ و هنر را به انگلیسی در اینترنت جستوجو کنید، خواهید دید که برای این موضوع حتی صفحه ویکیپدیا به دو زبان انگلیسی و فرانسوی هم ایجاد شده و در آن اوضاع مشاغل فرهنگ و هنر بسیاری از کشورهای جهان در دوره شیوع کرونا، فهرست شده است. در مقدمه این صفحه آمده است: «سازمانهای بخش فرهنگ و هنر تلاش کردهاند تا از رسالتشان (غالباً با بودجه عمومی) در تأمین دسترسی به میراث فرهنگی برای جامعه حمایت و در عین حال امنیت کارمندان، مجموعهها و عموم مردم را در این بخش حفظ کنند. این در حالی است که از پایان ناشناخته تغییرات غیرمنتظره در مدل کسبوکار خود هیچ اطلاعی ندارند.»
مشکل جهانی، راهکارهای جهانی
این مقدمه همچنین همان چیزی را که ما در کشورمان در حال تجربهکردنش هستیم مورد توجه قرار میدهد؛ اینکه بسیاری از مشاغل معمول حوزه فرهنگ و هنر اعم از نمایشگاهها، سینماها، تئاترها، جشنوارهها، کتابخانهها، موزهها، کنسرتها، تولیدات تلویزیونی و سایر مشاغل مربوطه تعطیل شدهاند اما بسیاری از هنرمندان و صاحبان کسبوکار هنری در حال آزمودن راهها، ایدهها و شیوههای جدید تولید آثار هستند. در حال حاضر اما بزرگترین دغدغه مشاغل هنری، تامین کارمندان و افرادی است که در ارتباط با آن مشاغل، کسب درآمد داشتهاند.
اما مقدماتیترین کار شاید فقط همین باشد که تمام مردم از میزان خسارت وارده به مشاغل خود در بخش فرهنگ و هنر آگاه باشند. اگر اقتصاد آمریکا را فعالترین نمونه اقتصاد آزاد بدانیم که در آن هنرمندان و اهالی فرهنگ نیز خود را درگیر خسارات شیوع کرونا میبینند، آنگاه خواهیم دانست که این راه، بهترین روش برای جلب مشارکت عمومی در جبران خسارت است. اگر صاحبان مشاغل، خود را نهتنها در سود بلکه در ضرر هم صاحب سهم بدانند، آنوقت با ایدههایشان تلاش میکنند مستقل از دولت کار را پیش ببرند.
گزارشگیری و آماردهی متمرکز و آنلاین
پایگاه «Americans for the art» دقیقا همین راهکار را دنبال
کرده است. این پایگاه در صفحهای با عنوان «تاثیر اقتصادی ویروس کرونا بر بخش فرهنگ و هنر»، آمار خسارات را به طور روزانه و بسته به محل انتخابی توسط کاربر، به او ارائه میدهد. در توضیحات این صفحه بر این موضوع تاکید شده که ارائه گزارش داشبوردی برای بررسی مداوم وضعیت هنر برای گرفتن گزارشهای تأثیر اقتصادی مرتبط با کرونا بر هنرمندان، سازمانهای هنری و آژانسهای هنری از انواع مختلف ژانرها، ابعاد و وضعیت مالیاتی آنها هدف فعالیت فعلی این بخش از این رسانه آمریکایی است. سپس از کاربر خواسته شده که اگر گزارش دیگری از این مسائل مرتبط با این حوزه دارد به سایت ارائه دهد.
در پایان مقدمه این سایت از مخاطب خواسته شده که هنگام ارائه گزارش نکته مهمی را مدنظر قرار دهد: «سازمانهای زیادی تاثیرات منفی کرونا بر کسبو کار خود را گزارش دادهاند اما توجه داشته باشید هنوز برای تخمین زدن خسارت مالی، خیلی زود است. ما پیشبینی میکنیم این خسارات طی هفتههای آینده، مشهودتر شود و از سازمانها دعوت کنیم تا در بررسی تأثیر در آن زمان بازگردند و مجددا گزارشهای خود را ارائه دهند.» این مشارکت پایدار، در واقع میتواند امکان ایجاد دیتابیس مشترکی در سرتاسر کشور آمریکا را فراهم آورد تا هم آمارهای به طور متمرکز و ارائه شوند، هم در تعیین میزان مالیات و اشکال دیگر ورود دولت به جبران خسارات بستر مناسبی را فراهم آورد و هم مرکز مناسبی برای به اشتراک گذاشتن موفقیت سازمانهایی شود که آمارشان نشان میدهد به اندازه سایرین متضرر نشدهاند و از این راه تجربیاتشان مورد بهرهبرداری دیگران قرار گیرد.
با وجود خسارت ۲۷ هزار دلاری، بیش از ۵۰ درصد امیدوارند
مثلا با انتخاب ایالت تگزاس در این شیوه گزارشدهی متوجه خواهید شد که ۴۳۰ سازمان فرهنگی و هنری در منطقه تگزاس، در مجموع بیش از ۳۰ میلیون دلار یعنی به ازای هر سازمان ۲۷ هزار دلار تاکنون خسارت دیدهاند اما جالبتر از همه اینکه در بخش آمار نهایی این صفحه بخشی با عنوان «نگاه به آینده» آمده است که در آن از سازمانها پرسیده شده: «در مجموع، چقدر اطمینان دارید که سازمان شما از شرایط تحمیلشده توسط کووید ۱۹ جان سالم به در خواهد برد؟» شرکتهای ارائهدهنده گزارش در این بخش میتوانستهاند از عدد ۱، به معنی «هیچ اطمینانی ندارم» تا عدد ۵ «کاملا مطمئن هستم» را انتخاب کنند و نتیجه این آمار برای این منطقه انتخابی خبرنگار «صبحنو» بدین صورت است:
عدد ۱ : ۲ درصد
عدد ۲ : ۸ درصد
عدد ۳ : ۲۶ درصد
عدد ۴: ۳۸ درصد
عدد ۵: ۲۶ درصد
این آمار نشان میدهد که بیش از ۵۰ درصد شرکتها و سازمانهای مشارکتکننده در این نظرسنجی که بالغ بر ۴۳۰ سازمان بودهاند، به موفقیت خود در عبور از شرایط کرونا، اطمینان نسبتا کامل و خوبی دارند. این درحالی است که ساختار اقتصادی فرهنگ و هنر در آمریکا، از جهت اقتصادی به مراتب مستقلتر از ایران و سایر کشورهاست و آنها باید بتوانند دوباره به جلب بازار عمومی خود بازگردند.
برای نمونه میتوانیم به خسارات جزئیتر برخی از این شرکتها در پایگاههای خبری آمریکایی رجوع کنیم تا به داشتن دید وسیعتری از وضعیت آنها کمک کند. دبورا وانکین، خبرنگار «لسآنجلس تایمز» در گزارش ماه گذشته خود چند مورد از این دست نمونهها را آورده است که دوازدهمین جشنواره سالانه نوروز در لسآنجلس که جشن سال نوی ایرانی را برگزار میکند، لغو شده است. این فستیوال سال گذشته ۲۵ هزار نفر را به UCLA آورد؛ این درحالی است که امسال مسوولان لسآنجلس بر عدم حضور در اجتماعات عمومی تاکید کردهاند.»
در جستوجوی راهکار
به گزارش همین پایگاه، ارکستر فیلارمونیک لسآنجلس اما برنامهاش را لغو نکرده اما از خریداران بلیطها خواهش کرده است که خود یا اعضای خانوادهشان بیمار بودهاند، در خانه بمانند و اعلام کرده: «ما بلیت شما را با بلیتی برای اجرای بعدی تعویض خواهیم کرد و هیچ هزینه اضافی هم نخواهیم گرفت.» شاید همین که بسیاری از مشاغل چه به طور کلی و چه به طور اخص در زمینه فرهنگ و هنر در آمریکا لغو نشدهاند، همین وابستگی مستقیم آنها به مردم باشد.
در کشور ما اما فعلا نهتنها ارادهای از سوی هنرمندان و صاحبان مشاغل در حوزه فرهنگ و هنر برای جستوجو و یافتن ایدههایی برای جبران خسارت خود دیده نمیشود بلکه عموم پایگاههای خبری، رسانهها و صاحبان مشاغل بر وظیفه دولت برای جبران خسارات تاکید دارند. این درحالی است که منابع دولتی محدود است. شاید تفاوت ساختار اقتصادی آمریکا و ایران، دلیل خوبی برای اجتناب از مقایسه وضعیت فرهنگ و هنر در این دو باشد اما آیا صاحبان برخی از این مشاغل که به تازگی به طور گسترده به دنیای خصوصیسازیشده، وارد شدهاند، حتی نمیخواهند در ارائه ایدههای جدید و برنامههایی برای آینده به دولت مشارکت داشته باشند؟
* صبح نو (فاطمه ترکاشوند)

بهرام عظیمی قصد دارد جدیدترین انیمیشن بلند سینمایی خود را با فضایی موزیکال کارگردانی کند.
به گزارش سینماپرس، بهرام عظیمی نویسنده و کارگردان سینما، درباره جدیدترین فعالیت هنری خود به خبرنگاران جوان، گفت: در حال نگارش فیلمنامهای با نام «پسری با ابروهای ضخیم» هستم. این اثر انیمیشنی سینمایی است و بجز نویسندگی، کارگردانی آن را هم بر عهده دارم.
این کارگردان ادامه داد: هم اکنون نگارش فیلمنامه آن ادامه دارد و سعی میکنم تا اواخر اردیبهشت ماه به پایان برسد. ژانر فیلم معمایی، ماجراجویانه و موزیکال خواهد بود و صد در صد انیمیشن است.
عظیمی عنوان کرد: تولید این اثر قطعی و بخشی از آن متعلق به مرکز سینمای مستند و تجربی است که قبل از عید ۹۹ قراردادهای لازم را با آنها منعقد کردیم. تهیه کننده این فیلم محمد ابوالحسنی است.
گفتنی است انیمیشن بلند سینمایی «تهران ۱۵۰۰» پیش از این توسط بهرام عظیمی کارگردانی و در سال ۹۲ اکران شد.
سینماپرس: تعطیلی سالنهای سینمای سراسر کشور در حالی امروز ۶۰ روزه شد که ویروس کرونا با این تعطیلی تحمیلی در این دو ماه، علاوهبر خسارتهای بیسابقه، تجربههایی گرانبها را هم برای سینمای ایران رقم زد.
به گزارش سینماپرس، «چهرههای ماسک زده، دستهای دستکشدار، خیابانهای خلوت و گریز از اجتماعات»؛ این تصویر کلی جهان امروز است. تجربهای چینی که خیلی زود به جهان تسری پیدا کرد و تصویر دنیا را دگرگون کرد؛ اقتصاد را نابود کرده و اگر از حق نگذریم انسانها را با تنهاییشان بیشتر آشنا کرده است.
پیش از این ما از تحریم میگفتیم و جهان نمیفهمید، از افزایش لحظهای قیمتها میگفتیم و جهان نمیفهمید، از دردهای اجتماعی و نبود داروهای گروههای خاص میگفتیم و باز هم جهان نمیفهمید اما حالا این تنها درد مشترکی است که همه ما را گرد هم آورده است، همه ما در هر گوشه از این جهان از آنگولا و آمریکا و آلمان گرفته تا همین ایران خودمان برای بقا در این شرایط تقلا میکنیم و همهمان یک آرزوی مشترک داریم؛ کشف داروی کرونا برای بیشتر زنده ماندن و بیشتر در کنار هم بودن.
عدهای «شیوع کرونا» را یک جنگ تمام عیار بیولوژیک میخوانند، عدهای آن را ساخت دست انسانها و مولود لابراتوآرها میدانند و برخی هم گمان میکنند که سوپ خفاش یا خوراک مورچهخوار اولین نقطه شیوع این ویروس کوچک بوده است.
۶۰ روز است که تنها سکوت و سکون به صندلیهای سالنهای سینما تکیه زدهاند، ۶۰ روز است که هیچ جدالی برای تصاحب سانسهای بهتر بین سینماگران نیست؛ ۶۰ روز است که صاحبان آثار گلهای از نداشتن تبلیغات برای هرچه بهتر دیده شدن فیلمهایشان ندارند! فارغ از همه این گمانهزنیها، این ویروس با هر ریشه و سابقهای، خوب توانسته یک تنه جهان را بر هم بریزد، به مشاغل آسیب بزند و اگر دوران پساکرونایی وجود داشته باشد، باعث شود به این فکر کنیم که چه بلایی در آن دوران با اقتصاد به یغما رفته بر سرمان خواهد آمد! در این بین اما مشاغلی وجود دارند که آسیب پذیرترند، لحظهای تعطیلیشان به مثابه یک ضرر جبران ناپذیر است و در همین بازه زمانی نسبتاً کوتاه تمام چرخهای آنها را به لرزه در آمده است؛ صنعت «سینما» از همین دسته است.
از همان روزهایی که ورود کرونا به ایران خبرساز شد، حدس زدنش هم سخت نبود که خیلی زود همه مراکز تجمع انسانی مثل سینماها تعطیل میشوند چون نفس سینما به تجمع است؛ همان چیزی که آن را در رده اصناف پرخطر قرار میدهد. همین هم شد؛ سوم اسفندماه ۹۸ بود که وزارت ارشاد با صدور اطلاعیهای از تعطیلی تمام برنامههای هنری و سینمایی در سراسر کشور خبر داد.
حالا ۶۰ روز از آن اطلاعیه میگذرد، ۶۰ روز است که تنها سکوت و سکون به صندلیهای سالنهای سینما تکیه زدهاند، ۶۰ روز است که هیچ جدالی برای تصاحب سانسهای بهتر بین سینماگران نیست؛ ۶۰ روز است که صاحبان آثار گلهای از نداشتن تبلیغات برای هرچه بهتر دیده شدن فیلمهایشان ندارند؛ مسائلی که تا همین چند ماه پیش عمده بگومگوها در رسانهها و محافل سینمایی را به خود اختصاص میدادند.
در این ۶۰ روز اما چه بر سینمای ایران گذشت؟
در این گزارش به مرور آنچه که در این مدت بر سینما گذشته و تدابیری که برای عبور از این بحران در این حوزه اندیشیده شده است، میپردازیم.
تجربه سینماگران؛ تولید و اکران در تعلیق
اولین شوک همان تعطیلی سینماها بود آن هم در حالی که تنها چند روز پیشتر ۶ فیلم «عطر داغ»، «چهل و هفت» «خوب بد جلف؛ ارتش سری»، «نرگس مست»، «دوئت» و «بی وزنی» نمایش خود را آغاز کرده بودند و با این اتفاق اکران آنها در گام اول ناکام ماند. جدیترین گزینه این اکران نیمهمانده هم «خوب بد جلف ۲؛ ارتش سری» ساخته پیمان قاسمخانی بود که بلافاصله بعد از رونمایی در جشنواره سی و هشتم، به نمایش عمومی درآمد تا نام خود را به عنوان اولین فیلم اکران نوروزی ۹۹ ثبت کند.
توقف اکران این فیلم در حالی بود که افتتاحیهای ۱ میلیاردی را تجربه کرده و همین فروش این نوید را به سینماداران میداد که رونقی به گیشهها خواهد بخشید؛ فیلمی کمدی که دنبالهای بر قسمت نخست آن بود.

در کنار این فیلمها که چند روزی از اکران عمومی را سپری کرده بودند، ۶ فیلم دیگر هم امید به اکران نوروز بسته بودند که زیر سایه کرونا امیدشان ناامید شد؛ «شنای پروانه» ساخته محمد کارت، «لاله» ساخته اسدالله نیکنژاد، «پسرکشی» ساخته محمدهادی کریمی، «لامینور» به کارگردانی داریوش مهرجویی، «بازیوو» ساخته امیرحسین قهرایی و «زنها فرشتهاند ۲» ساخته آرش معیریان ۶ فیلمی بودند که در کنار «خوب، بد، جلف ۲» برای ورود به چرخه طلایی اکران نوروز ۹۹ صف بسته بودند اما حالا شرایط چندان متفاوتی نسبت به دیگر فیلمهای متوقف در ترافیک اکران سینماها ندارند.
اما این ناتمام ماندن کارها فقط مختص چرخه اکران فیلمها نبود. همزمان با افزایش آمار مبتلایان و فوتیهای کرونا و همچنین هشدارهای مکرر مبنی بر عدم تجمع و دست کشیدن از کارها، کار برخی از فیلمها در مرحله فیلمبرداری متوقف شد.
«لحظهای و دیگر هیچ» به کارگردانی کاوه قهرمان، «چپ راست» به کارگردانی حامد محمدی، «جوجه تیغی» به کارگردانی مستانه مهاجر، «روشن» به کارگردانی روحالله حجازی و… از همین جمله بودند این در حالی است که تنها سه یا چهار جلسه از کار برخی از آنها باقی مانده بود و حتی پیش بینی میکردند فیلمشان را به زودی اکران کنند؛ «چپ راست» یکی از همین فیلمها بود که تهیهکنندهاش منوچهر محمدی عنوان کرد برای حفظ سلامت همکارانش ترجیح داده بعد از بهبود شرایط اقدام به فیلمبرداری ۳۰ درصد باقی مانده آن کند.

در این میان اما بودند پروژههایی که علی رغم تذکرهای ستاد کرونا در سینمای ایران همچنان کار فیلمبرداری را پیگیری میکردند. همین موضوع دانش اقباشاوی سخنگوی این ستاد را بر آن داشت تا نام ۲ فیلم در حال فیلمبرداری را معرفی کند. یکی از همینها «شپلوتکا» به کارگردانی حسین قناعت بود این در حالی است که ستاد کرونا در پیک ابتدایی این بیماری نام این فیلم را در فهرست فیلمهایی که فیلمبرداریشان متوقف شده قرار داده بود. البته همین چند روز پیش هم حسین قناعت در یادداشتی عنوان کرد که به دستور ستاد کرونا توجه و روند تولید «شپلوتکا» را تا زمان بهبود شرایط متوقف میکند.
دیگر فیلمی که همچنان در حال فیلمبرداری است «مجوز خروج» به کارگردانی کیارش اسدیزاده است. کارگردان جوانی که این روزهای کرونایی سریال موفق «کرگدن» را در حال پخش در شبکه نمایش خانگی دارد. اسدیزاده اما هنوز واکنشی نسبت به اعلام نام فیلم تازهاش بهعنوان یک پروژه متخلف نشان نداده، فیلمبرداریاش را هم متوقف نکرده، شاید به این فکر کرده که ممکن است فصل تولید را از دست بدهد، شاید هم بعدها عنوان کند با رعایت موارد بهداشتی کار فیلمبرداری را ادامه داده آنچه اما در این شرایط مهم است لزوم همیاری و برخورد مسئولانه هر کدام از اعضای خانواده سینما برای بهبود روند ابتلاء به این بیماری است.
سینما تنها شامل کارگردان، تهیهکننده و بازیگر نیست برای تولید یک فیلم دست کم یک تیم صدنفره از صفر تا صدش تلاش میکنند. همانهایی که پشت صحنه هستند و معروف ترینشان را حتی اکثر فیلمبینهای حرفهای هم نمیشناسند و حالا بیشترین خسارت متوجه آنها شده است هرچند شنیده میشود که عید فطر قرار است سینماها بازگشایی شود و محمدمهدی طباطبایینژاد معاون نظارت و ارزشیابی سازمان سینمایی هم تلویحاً آن را تأیید کرده، اما حتی همین هم از نگرانی برخی سینماگران برای ایام پساکرونا نکاسته، این غیرقابل کتمان است که کرونا ضرری بیسابقه به سینما زده است اما آنچه دوچندان باعث سردرگمی سینماگران میشود نبود برنامهای مدون برای عبور از این بحران است چه اینکه تجربه ثابت کرده است که اساساً مسئولان ما در شرایط بحرانی قدرت اتخاذ تصمیمی درست را ندارند، اگر هم داشته باشند به محض عادی شدن شرایط تمام وعدههای آنها به دست فراموشی سپرده میشود.
روی دیگر این سکه این است که سینماگران سرمایههای خود را بر باد رفته میبینند که پربیراه هم نیست. در شرایط عادی سالانه قریب به ۷۰ فیلم در سینمای ایران به نمایش درمیآید که حتی در آن زمان هم عدهای بر این باور بودند که فیلمشان با سدی به نام اکران رو به رو است و پشت درش میمانند، حالا با این تعطیلی ۲ ماهه سینماگران متفقالقول از پدیدهای تازه صحبت میکنند؛ «ترافیک وحشتناک اکران بعد از ایام کرونا». این یعنی اینکه نیمی از فیلمها امکان اکران پیدا نمیکنند و سرمایهای هم برنمیگردد. یعنی طوفانی سهمگین بیسروصدا و به همان آرامی، سرمایههای آنها را در نوردیده است.
بیاید به وجه دیگر از این سینما هم نگاه کنیم؛ سینما تنها شامل کارگردان، تهیهکننده و بازیگر نیست برای تولید یک فیلم دست کم یک تیم صدنفره از صفر تا صدش تلاش میکنند. همانهایی که پشت صحنه هستند و معروف ترینشان را حتی اکثر فیلمبینهای حرفهای هم نمیشناسند و حالا بیشترین خسارت متوجه آنها شده است. اتفاقاً همانها هستند که در معادلات سینما نادیده گرفته میشوند، افرادی که به دلیل تعطیلی روند تولید حالا خانه نشین شدهاند و برخی عنوان میکنند آنها اندوختهای برای روزهای سخت ندارند.
کرونا هرچه هم که نداشت باعث شد افراد جامعه آنلاینتر شوند و کارهایشان را از مجاری اینترنتی دنبال کنند از رهگذر همین امر بود که شیوهای نو در نمایش فیلمها بر سر زبانها افتاد؛ موضوعی که البته در کشورهای دیگر آزموده شده و اتفاقاً جواب هم داده، این روزها اکران اینترنتی آثار سینمایی به مهمترین بحث محافل سینمایی تبدیل شده است.
هر رسانهای را که باز کنید میبینید عدهای در مدحش و عدهای در ذمش صحبت میکنند. موضوعی که البته پیش از این و در زمانی که سینما شرایط عادی را سپری میکرد با مستند «توران خانم» به کارگردانی رخشان بنیاعتماد و مجتبی میرتهماسب تجربه کرد و اتفاقاً استقبالی غیرمنتظره را پیش رویش دید اما گویا نیاز بود تا این حوزه به صورت جدی تر محک بخورد.

سرانجام اما این ابراهیم حاتمی کیا و سازمان حمایت گر فیلمش یعنی سازمان اوج بودند که پیشگام شدند تا «خروج» نامش را به عنوان اولین فیلم بلند سینمای ایران در تجربه اکران اینترنتی ثبت کند. این روزها که آنلاینتر شدهاید حتماً از کیفیت نمایش این فیلم زیاد شنیدهاید، از سامانههای درخواستی نمایش «خروج»، از میزان پول پرداختی برای تماشایش و… اما خالی از لطف نیست که دوباره قاچاق آن را یادآور شویم.
تنها چند ساعت از اکران اینترنتی فیلم گذشته بود که «خروج» سر از کانالهای تلگرامی درآورد. تنها با یک کلیک و بدون پرداخت هیچ پولی میتوانستید تازهترین ساخته ابراهیم حاتمی کیا را ببینید. فیلم به همین سادگی قاچاق شد.
محمدمهدی طباطبایینژاد همان زمان در گفتگو با خبرنگار مهر عنوان کرد که «خروج» حتی اگر روی نتفلیکس هم بارگذاری میشد باز هم قاچاق میشد. او در ادامه به لزوم فرهنگ سازی در این حوزه تاکید کرد؛ چیزی که باعث تفاوت موفقیت این سامانههای درخواستی در کشور ما و خارج از کشور شده است.
هر چند همه ما هم روی مساله فرهنگسازی صحه میگذاریم اما اتفاقاً تجربه نشان داده که برخی مصرفکنندگان محصولات فرهنگی در فضای مجازی چندان هم اخلاقمدار نیستند، سالها فرهنگ سازی هم جواب نداده و اتفاقاً هر راه دررویی که بیابند امتحانش میکنند چون اساساً رفتار به فراخور منفعت شخصی امری اجتنابناپذیر است؛ ایران و خارج هم ندارد!
تجربه سینماداران؛ واهمه از آینده!
محمد قاصداشرفی رییس انجمن سینماداران تنها اندکی پس از اینکه اکران اینترنتی «خروج» خبرساز شد در گفتگویی با خبرنگار مهر عنوان کرد فیلمهایی که در بستر وی او دیها به نمایش درمیآیند دیگر امکان اکران در سینماها را پیدا نمیکنند و سینماگران باید دست به انتخاب میان این ۲ بزنند این در حالی بود که در خبرهای ابتدایی عرضه فیلم «خروج» عنوان شده بود این فیلم بعد از اکران اینترنتی و بعد از بهبود شرایط روی پرده سینما میرود.
همین گفتگو سرآغازی بود برای گمانه زنیها درباره اینکه سینماداران اساساً بابت آینده اکران فیلم در سالنهایی سینمایی نگراناند و حتی برخی اکران اینترنتی را تهدیدکننده منافع خود میدانند. هرچند غلامرضا فرجی سخنگوی شورای صنفی نمایش نیز در گفتگویی صحبتهای قاصداشرفی را تایید کرد و آن را یک قانون خواند اما این جناح بندیها همچنان وجود دارد و برخی حرف از هدایت موج مخالفتها با این شیوه اکران توسط سینماداران به میان میآورند و معتقدند اگر اکران اینترنتی رونق پیدا کند میتواند به عنوان رقیبی جدی در مقابل سینما قد علم کند.
اما فراتر از این بحثها تعطیلی با سینماها چه کرد؟ این تعطیلی که با طلاییترین فصل اکران یعنی ایام نوروز تقارن داشت، ضرری ۴۲ میلیاردی را روی دست سینماها گذاشت.

این در حالی است که بسیاری از سینماداران معتقدند هر ساله اکران نوروزی ضررهای فصلهای دیگر نمایش را جبران میکرد و اصلاً باعث ایجاد اندوختهای برای دیگر فصول میشد. این بحث زمانی جدیتر میشود که اساساً این روزها افراد جامعه از حضور در هر اجتماعی اجتناب میکنند بنابراین این افق پیش روی سینماداران نمایان است که به محض بازگشایی سینماها، مخاطبان استقبالی از آثار نمیکنند یعنی زمان میبرد تا دوباره اعتماد و در سینما که یکی از مراکز تجمع است، حضور پیدا کنند.
همه اینها باعث میشود تا برخی از تعطیلی همیشگی برخی سالنهای سینمایی بهخصوص قدیمیترها در پساکرونا سخن بگویند. آنچه واضح است این است که به جز معدودی سینما، بقیه سینماها حتی قادر به درآوردن هزینه اولیه خود نیستند این در حالی است پیش از این نهضت سالنسازی باعث ایجاد و بازسازی برخی سینماها شده بود و به نظر میرسد نتیجه این تلاشها در حال فروپاشی است.
تجربه مخاطبان؛ آنلاینتر از همیشه
همانطور که در ابتدای این گزارش اشاره کردیم این روزها همه ما آنلاین شدهایم، کوچکترین خریدها را به صورت اینترنتی انجام میدهیم و کمتر دل داریم که به خارج از خانه برویم. این در خانه ماندن البته طولانی شده و هر کسی در این اوضاع به دنبال سرگرمسازی خود است.
تماشای فیلم و سریال در بستر نت اولین انتخابی است که هر فردی برای ایام قرنطینه برمیگزیند. همین امر سبب شد تا اکران اینترنتی با استقبال مواج شود تا جایی که «خروج» در چهار روز ابتدایی بالغ بر یک میلیارد فروش داشت و طبق آمارها ۲۱۱ هزار مخاطب به تماشایش نشستند.
این استقبال اما تنها به «خروج» منحصر نمیشود. قرنطینه اتفاقاً مخاطبان را به دیدن مستندها هم ترغیب کرده، یعنی بر اساس آمار مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی در تعطیلات نوروز ۹۹ بیش از چهار هزار و ۷۰۰ مراجعه به ۲ شبکه نمایش درخواستی صورت گرفته است.
این استقبال قطعاً یک آمار امیدوارکننده است و جای تامل دارد، اما همین آمارها باعث میشود بیم آن برود که مخاطب به همین شیوه تماشا عادت کند و بعدها از اکران در سینماها استقبال نکند؛ موضوعی که در این سالها برایش تلاش زیادی شده و راه زیادی طی شده است تا همین میزان تماشاگر برای سینماها به دست بیاید.
تجربه مدیران؛ در بحران چه کنیم؟
دیگر عادت کرده بودیم که انتظار چندانی از «مدیران» نداشته باشیم، اما شرایط بحرانی کرونا این عادت را هم بر هم زد و بازهم چشم و گوش به ساختمان خاکستری میدان بهارستان دوختیم تا شاید فرجی حاصل شود و بهانهای برای کاهش نگرانیها بابت آینده «سینما» بیابیم.
از اولین اقدامات مدیران در این شرایط بحرانی تشکیل «کارگروه بررسی آسیبهای کرونا در سینما» بود که اعضایش را سیدمحمدمهدی طباطبایینژاد، محمود اربابی و رمضانعلی حیدری خلیلی معاونان سازمان، منوچهر شاهسواری مدیرعامل خانه سینما، سیدحسین سیدزاده مدیرعامل صندق اعتباری هنر و سیدغلامرضا موسوی تهیهکننده تشکیل میدادند.

این کارگروه تاکنون ۴ جلسه تشکیل داده، آنها قرار است به هر پرده سینما ۱۰ میلیون تومان وام اعطا کنند که طبق گزارش این کارگروه تاکنون ۵۰ سینما برای دریافت این وام اعلام آمادگی کردهاند.
اما آیا این اقدامات کافی است؟ بسیاری از این سینماگران معتقدند این کمکها باری از روی دوش آنها برنمیدارد و پاسخی به نگرانیهای آنها درباره آینده سینما و فعالیت حرفهایشان در این عرصه نمیدهد.
در این ایام هرچند مدیران سینمایی و وزیر ارشاد حضوری فعال در توییتر داشتهاند اما تاکنون نسبت به نگرانی سینماگران شاهد سیاست و اقدام عملی نبودهایم و به جز همین مورد اخیر تشکیل کارگروه بررسی آسیبهای کرونا در سینما اقدامی راهبردی از سوی آنها ندیدهایم.
عجیبترین اتفاق اما این بود که در انفعال مدیران وزارت ارشاد و سازمان سینمایی ناگهان تصویر ابلاغیهای در فضای رسانهای دست به دست شد که امضای وزارت بهداشت را بر پیشانی داشت و علیالظاهر بستهای پیشنهادی برای بازگشایی سینماها و دیگر مراکز هنری و فرهنگی تحت تدابیر بهداشتی بود! نسخه وزارت بهداشت اما آنقدر غیرقابل هضم و عجیب بود که به یک طنز تلخ بیشتر شباهت داشت. واکنشها نسبت به این متن هرچند سبب شد که مشاور وزیر بهداشت، «ابلاغ» این آیین نامه را تکذیب کند و برای ساعتی متن اصلی آن از خروجی سایت وزارت بهداشت هم حذف شد اما با فروکش کردن موج واکنشها باردیگر متن به خروجی سایت برگشت و حالا چند روزی است شنیده میشود عین همان گزارههای کمدی، در قالب «ابلاغیه» به دست سینماداران رسیده است.
سینماداران که بهعنوان صاحب یکی از مشاغل پرخطر برای آغاز بهکار ملزم به ثبت نام در سامانه وزارت بهداشت شدهاند، پس از ثبتنام اولیه این متن را دریافت میکنند. متنی که بهطرز عجیبی سازمان سینمایی و وزارت ارشاد نسبت به آن سکوت پیشه کردهاند و هنوز معلوم نیست چه نقشی در تنظیم و تدوین این آییننامه غیرتخصصی داشتهاند!
سکوت و انفعال ارشاد به سردرگمی بیشتر سینماگران دامن زده و باعث ابهام آنها شده است؛ هرچند وزیر ارشاد در توییتی عنوان کرد که خسارات وارد شده به سینما برآورد و به هیأت دولت ارایه شده است اما به نظر میرسد جزییات این اقدامات هم باید شفافتر شود تا تبدیل به روزنه امید شوند.
*مهر

سینماپرس: سریال «نون.خ» به کارگردانی سعید آقاخانی و نویسندگی امیر وفایی با پایان تعطیلات نوروز روی آنتن شبکه یک سیما رفت. این سریال در استان کرمانشاه تصویربرداری شده است و فضای این منطقه را به تصویر میکشد. این فصل از سریال «نون. خ» به زلزله کرمانشاه و مشکلات و مصائب مردم میپردازد.
به گزارش سینماپرس، در این سریال بازیگرانی همچون سعید آقاخانی، حمیدرضا آذرنگ، شقایق دهقان، میرطاهر مظلومی، سیروس میمنت، مجید یاسر، صبا ایزدپناه و هدیه بازوند حضور دارند. به بهانه موفقیت این سریال در این روزها گفتوگویی با سیروس میمنت داشتهایم که در ادامه میخوانید.
آقای میمنت یک مقدار از تجربه همکاری با آقای آقاخانی بفرمایید. این تجربه همکاری در دو فصل از سریال «نون خ» برای شما چطور بود؟
من به جز این سریال، با سعید آقاخانی همکاریهای بسیاری داشتهام، هم با یکدیگر متن کارهای مختلف را نوشتیم و هم بازی کردهایم. برای مثال طرح سریال «خانه به دوش» برای من و آقای آقاخانی بود که رضا عطاران کارگردانی آن را بر عهده داشت، «جادوی مهتاب» به کارگردانی بهمن زرینپور، «خانه آرزوها» به کارگردانی حسین سهیلیزاده و در خیلی کارهای دیگر من و آقای آقاخانی با یکدیگر همکاری داشتهایم. دو فصل سریال «نون خ» همه چیز را کامل کرد. تجربه همکاری با سعید آقاخانی بسیار تجربه خوب و شیرینی بود زیرا او جزو معدود افرادی در این مملکت است که طنز را میشناسد و به درستی با آن همراه میشود. ما در کشورمان افراد زیادی که به صورت کامل طنز واقعی را بشناسند، نداریم و من خیلی خوشحال هستم که در کنار او کار کردم و یاد گرفتم.
شخصیت کیوان که شما ایفاگر نقش آن هستید چه ویژگیهای خاصی داشت که زمانی که آقای آقاخانی این نقش را به شما پیشنهاد کردند، شما آن را پذیرفتید تا آن نقش را بازی کنید؟
شخصیت کیوان به خود واقعی من نزدیک نبود، من سعی کردم هم خودم را به نقش نزدیک و هم نقش را به خودم نزدیک کنم. به دلیل اینکه من این منطقه خاص را به خوبی میشناسم، پیدا کردن ویژگیهای این شخصیت برایم کار سختی نبود اما من درباره این نقش بسیار حساسیت به خرج دادم تا شخصیت کیوان بهدرستی شکل بگیرد و تعریفی که نویسنده و کارگردان از این کاراکتر دارند به خوبی تصویر شود. خیلی تلاش کردم تا آن را پیدا کنم؛ البته پیدا کردن شخصیت یک چیز است و اجرای آن چیزی دیگر. ممکن است ویژگیهای فرد پیدا شود اما امکان اجرا وجود نداشته باشد، این اجرا کردن بسیار سخت است. زمانی که آقای آقاخانی این شخصیت را به من پیشنهاد کرد و من فیلمنامه کار را خواندم، بسیار دلهره داشتم که نتوانم از عهده نقش بربیایم چون نقش سادهای نیست. کیوان یک مرد مستقل، طناز و خانوادهدوست است و از طرفی دیگر اهالی روستا تصورات منفی درباره او دارند. همه اینها در کنار هم کار من را مشکل میکرد، نقش تا حدودی لب مرز بود و اگر همانطور که باید پیش نمیرفت، جذابیت خود را از دست میداد.
لهجه کردی را در این نقش چگونه ایفا کردید تا به واقعیت نزدیک باشد؟ این کار برایتان سخت نبود؟
من از قبل با این زبان و گویش آشنایی داشتم و مربیانی برای آموزش و تلفظ درست کلمات در کنار ما بودند. هر کاری در ابتدا سخت است ولی همگی ما با راهنماییهای آقای آقاخانی توانستیم به گویش درست این زبان برسیم.
ما در فصل دوم سریال «نون خ» شاهد واقعه تلخ زلزله کرمانشاه هستیم که با ظرافت به این موضوع پرداخته شده؛ از مشکلات گرفته تا غمی که به دنبال این حادثه مردم را در برگرفته است. مقداری از این مساله و سختیهایی که در حین کار با آن مواجه میشدید، بفرمایید.
همانطور که خودتان اشاره کردید کار بسیار سختی بود، اینکه حادثهای دردناک را به صورت طنز واقعی و نه لودگی به مخاطب نشان دهیم بسیار مشکل بود. کمااینکه تعداد بازیگران و عوامل کار هم زیاد بود و کنترل آنها بهتنهایی یک پروژه برای خودش به حساب میآمد. ما در هر نمایی تعداد بالایی بازیگر داشتیم که سعید آقاخانی با هوشمندی کامل آنها را مدیریت کرد. الان که به نتیجه کار نگاه میکنیم از ریتم خوب، کادربندیهای درست و رنگبندی جذاب آن لذت میبریم و انگار که دوربین مانند یک دوربین کار سینمایی پیش میرود. سکانس زلزله روستا حتی در فیلمهای سینمایی ما هم به این خوبی درنمیآید. مساله دیگری که باید به آن اشاره کنم این است که ما پیش از این حادثه و پیش از فیلمبرداری از این منطقه دیدن کردیم؛ فضایی که آنجا بود در سریال هم دیده میشود. هموطنان کردی ما بسیار چشم و دل سیر هستند و ما این موضوع را به چشم خودمان دیدیم.
واکنش مخاطبان نسبت به سریال چطور بوده؛ آیا «نون خ» توانسته مورد رضایت مردم و خصوصا قوم کرد قرار بگیرد؟
بله، بازخورد مخاطبان از سریال بسیار خوب بوده است. ما میدانستیم که سریال مورد توفیق قرار میگیرد ولی این حجم از استقبال برای خود ما هم دور از تصور بود. چه کردها و چه فارسها سریال را دوست داشتند و از آن استقبال کردهاند.
بیماری کرونا به بسیاری از پروژهها آسیب زد و برخی از فیلمبرداریها نیمهتمام
باقی ماندند. این بیماری برای پروژه
«نون. خ» چه مشکلاتی ایجاد کرد؟
ما هم مشکلات بسیاری دراینباره داشتیم؛ البته تعداد عوامل و بازیگران ما نیز به صورت طبیعی زیاد بود و همین موضوع حساسیتها را بسیار بیشتر میکرد ولی خوشبختانه ما توانستیم در این شرایط کار را به اتمام برسانیم و آقای فرجی، تهیهکننده سریال، بسیار مراقب اوضاع بودند و چندین بار عوامل گروههای پزشکی را سر صحنه آوردند تا خدایی نکرده مشکلی ایجاد نشود.
اگر آقای آقاخانی در پروژهای دیگر باز هم از شما دعوت به همکاری کنند، پیشنهاد ایشان را میپذیرید؟
صددرصد. سعید آقاخانی سینما را در هر ژانری به خوبی میشناسد و بازیگر هم واقعا علاقه دارد با کسی کار کند که سینما را میشناسد و مطمئن باشید من پیش از این فیلمنامهای از آقای آقاخانی نخواستم و همچنان هم نخواهم خواست و هر پیشنهادی از سمت ایشان را چشمبسته قبول میکنم.
*صبح نو
سینماپرس: مدیر اسبق مرکز رسانههای دیجیتال وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت: فعالان مجازی در شرایط بحران کرونا می توانند برای تقویت اقداماتشان از تکنیک های علوم شناختی متشکل از چهار علم جامعه شناسی، ارتباطات، روانشناسی و زیست شناسی بهره مند شوند.
به گزارش سینماپرس، یکی از وظایف رسانه ها در شرایط بحران به ویژه بحران بهداشتی کرونا، ایجاد امیدآفرینی است. زمانی که این روزها رسانه های معاند در تلاش هستند تا از این شرایط بحران، به نظام آسیب وارد کنند، از طریق ایجاد یأس و ناامیدی اقدامات لازم را به کار می گیرند تا ضرر بزرگی به نظام و کشور وارد کنند.
در شرایط کنونی همه نهادهای مردمی در کنار دولت و نظام دست به کار شده اند تا یاری گر مردم باشند. این نهادها با تهیه دستکش و ماسک و ضدعفونی کردن معابر تلاش می کنند تا در این شرایط شیوع ویروس کرونا قدمی برای ارتقای سلامت مردم بردارند.
در این راستا مردم و رسانه های فعال در شبکه های اجتماعی می توانند اقدامات نهادهای مردمی را در فضای مجازی برجسته کنند تا به نوعی سهمی در ایجاد امید میان مردم داشته باشند.
به همین بهانه با حسن نجفی سولاری رئیس اسبق مرکز رسانه های دیجیتال وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی داشته ایم. آنچه از نظر می گذرانید، حاصل گفت و گوی ما با وی است.
فارس: در شرایط بحران شیوع ویروس کرونا، رسانه های معاند از این وضعیت به نوعی سعی دارند، به تشویش افکار عمومی بپردازند و سبب ایجاد یأس و ناامنی در میان مردم داشته باشند. بنظر شما در شرایط کنونی چگونه می توانیم مدیریت بحران را داشته باشیم؟
نجفی سولاری: معتقدم اولین گام را باید مسئولان بردارند، یعنی به شفاف سازی اطلاعات بپردازند تا مردم برای دریافت اطلاعات صحیح، درست و جامع به رسانه های بیگانه روی نیاورند.
همچنین فعال سازی شبکه های اجتماعی مردمی دومین گامی است که می توان در راستای مدیریت بحران انجام داد. در این گام باید از مردم کمک بگیریم، یعنی از آنها برای توسعه اطلاعات مربوط به بیماری کرونا کمک بگیریم، البته اطلاعاتی که مردم از صحت و سقم آن مطمئن هستند.
در سومین گام می توان به تشکیل ستاد، روی آورد. همانطور که از زمان شیوع ویروس کرونا، ستادی برای بحران کرونا ایجاد کرده ایم، می توانیم همین روال را در فضای مجازی دنبال کنیم، یعنی ستادی در راستای تولید محتوای مناسب در فضای مجازی تشکیل دهیم.
البته مدتی پیش فیروزآبادی رئیس مرکز ملی فضای مجازی بیانیه ای در این خصوص داده اند، اما باید تشکیل ستاد کرونا در فضای مجازی را جدی بگیریم تا شاهد محتوای مناسبی در راستای ارتقابخشی اطلاعات مربوط به کرونا به مردم باشیم.
فارس: در بخشی از صحبت های تان اشاره به کمک گرفتن از مردم در راستای توسعه اطلاعات مربوط به کرونا داشتید. لطفا در این باره شفاف تر برای مان توضیح دهید.
نجفی سولاری: یکی از نقش های جدی مردم در شرایط بحران بهداشتی ویروس کرونا، ایجاد نشاط، شادابی و طنز است. برای مثال باید به مردم آموزش دهیم که برای افزایش روحیه و حس امید، در منزل چه اقداماتی را انجام دهند.
ضرورت تحریک حساسیت اجتماعی در شرایط بحران کرونا
همچنین نکته مهم دیگری که باید مورد توجه قرار بگیرد، این است که حساسیت اجتماعی را باید تحریک کرد تا خود مردم به یکدیگر کمک کنند. برای مثال ایجاد پویش های اجتماعی برای همکاری نسبت به یکدیگر در راستای رفع فقر، از جمله اقداماتی است که مردم می توانند در این شرایط بحرانی کرونا انجام دهند.

البته در این شرایط بحرانی باید برنامه ریزی خلاقانه و کارشناسانه داشته باشیم تا بتوانیم به رفع مشکلات مردم و وضعیت معیشتی شان بپردازیم. البته حرکت هایی در فضای عمومی جامعه آغاز شده است و این امر باید تقویت شود.
فارس: نقش همیاری اجتماعی مردمی در شرایط کرونا تا چه اندازه تأثیرگذار است؟
نجفی سولاری: نقش همیاری اجتماعی مردمی در شرایط بحران کرونا بسیار تأثیرگذار است. زمانی که مردم بتوانند کمک حال همسایه و هم نوع خود باشند تا از این وضعیت به راحتی عبور کنیم.
فارس: بنظر شما آیا برای استفاده از فضای مجازی و بهره گیری از نیروهای مردمی برای افزایش همیاری اجتماعی در شرایط کرونا، نیازمند ارتقای سواد رسانه ای مردمی هستیم؟
نجفی سولاری: بنظر می رسد در شرایط کنونی هر اندازه مردم سواد رسانه ای دارند، کفایت می کند؛ چراکه هم اکنون در موقعیتی نیستیم که برای مدیریت بحران، به دنبال افزایش سواد رسانه ای باشیم.
همچنین باید به دنبال ایجاد کمپین شفاف سازی از وضعیت اقداماتی که برای مقابله با کرونا در کشور انجام می شود، باشیم. ستادهای مختلف اعم از بسیج، وزارت بهداشت، قرارگاه های مردمی هم اکنون مشغول به فعالیت هستند. همه این اقدامات مقابله با کرونا باید دائما به اطلاع مردم رسانده شود تا برخی ها به جعل آمار و اقدامات ایران علیه کرونا نپردازند. متأسفانه گاهی شاهد هستیم که سوءاستفاده گران از عدم آگاهی بخشی این اطلاعات به نفع خود بهره می برند.
اقدامات مقابله با کرونا باید مرتبا برای مردم تبین شود
بنظر می رسد باید مدیریت های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی در بحران کرونا بطور مرتب برای مردم بیان شود. این نوع انعکاس های خبری و اطلاعاتی در فضای مجازی توسط مردم موجب تقویت روحیه عموم می شود.
برای مثال مردم می توانند کارهای فرهنگی که درحال انجام است و یا حرکت خیرخواهانه و حتی افزایش تولیدات کارخانه و تولیدات محصولات و کشف اختراعات را برجسته سازی کنند که همین امر اطلاع رسانی سبب ایجاد امیدآفرینی در میان مردم می شود.
فارس: تأکید شما بر این است که این حرکت ها و اقدامات خیرخواهانه در شرایط کنونی بحران کرونا توسط مردم اطلاع رسانی شود، لطفا در این باره بیشتر توضیح دهید؟
نجفی سولاری: معتقدم اگر این اقدامات و حرکت های خیرخواهانه از سوی مردم در فضای مجازی اطلاع رسانی و برجسته سازی شود، ارزش بیشتر و حتی تأثیرگذاری بیشتری دارد تا اینکه توسط رسانه ها به ویژه رادیو و تلویزیون و رسانه های رسمی و معتبر مطرح شود.
ما از جهت بهداشتی، درمانی و رسانه ای نسبت به دنیا موفق تر بوده ایم و ای کاش در این باره مستندسازی یا مدیریت دانش شود از مجموعه عملکرد نظام جمهوری اسلامی از اول اسفند تا اخر کرونا تا این مطالعه با عملکرد بسیاری از کشورها تطبیقی شود.
نهادهای مردمی این روزها بیشتر فعال هستند و اطلاع رسانی و برجسته سازی از اقدامات شان سبب ایجاد نشاط و امید در میان عموم می شود.
فارس: بنظر شما در شرایط کنونی رسانه های معتبر، عملکرد مناسبی داشته اند؟
نجفی سولاری: رسانه های دولتی اعم از صداوسیما مأموریت خود را به خوبی انجام داده اند، اما متأسفانه ما برای اقناع سازی اجتماعی، یک سری سرمایه های اجتماعی رسانه ملی را در بخش هایی خرج کرده ایم که ممکن است هم اکنون تأثیر کمتری داشته باشد؛ لذا تأکید می کنم گرایش رسانه ای و تولید پیام توسط مردم اثر بیشتری در مقابل تهاجم رسانه های معاند دارد.
برای مثال زمانی که شبکه معاند «من و تو» جوسازی می کند و به بیان آمار دروغ می پردازد تا فضای کشور را مغشوش کند، قطعا اگر مردم عکس العمل و مصادیق امیدوارکننده را مشاهده کنند، این امر می تواند اثر بیشتری داشته باشد؛ در عین حال رسانه های دولتی کارخود را به خوبی انجام می دهند.
امیدوارم رسانه ها علاوه بر شرایط فعلی که کار می کنند، مقدار خلاقانه تر اقدامات شان را ادامه دهند. حالت یکنواخت، یکسان و بدون خلاقیت ممکن است به همان میزان اقناع را ایجاد نکنند و ما امروز برای کار تبلیغات در رسانه های دولتی همچون صداوسیما نیاز به خلاقیت بیشتر برای مقابله با کرونا داریم.
مأموریت رسانههای معتبر ایجاد امیدآفرینی است
امروز رسانه های دولتی مأموریت شان را در راستای ایجاد امید و همدلی انجام می دهند و تلاش مضاعفی در این راستا دارند، اما رسانه های دیگر به خصوص رسانه های فعال در فضای مجازی نیاز دارند به تکنیک های ایجاد همدلی و وفاق ملی توجه ویژه ای داشته باشند.
فارس: در خصوص تکنیک های ایجاد همدلی و وفاق ملی بیشتر توضیح می دهید؟
نجفی سولاری: تکنیک های ایجاد همدلی و وفاق ملی متعدد بوده و بر مبنای علوم شناختی است. علومی ترکیبی از چهار علم جامعه شناسی، ارتباطات، زیست شناسی و روانشناسی؛ این تکنیک ها و فنون بسیار جذاب است در ارتباط با اینکه چگونه مردم با یکدیگر مهربان باشند و به یکدیگر مهر بورزند و میان شان وفاق ملی ایجاد کنند تا شاهد افزایش سرمایه اجتماعی باشیم که همین امر سبب جلوگیری از نفرت عمومی می شود. در علوم شناختی کارهای زیادی در این خصوص انجام شده است و تکنیک های مختلفی را بیان کرده اند.

هم اکنون رسانه ها برای ایجاد وفاق و همدلی میان مردم، اقداماتی را انجام داده اند و صداوسیما باید خلاقانه تر وارد میدان شود. همچنین در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی، گروه هایی ایجاد شده اند که به تولید پیام می پردازند و پیشنهادم به این گروه از فعالان این است که برای تقویت اقدامات شان از تکنیک های علوم شناختی استفاده کنند که بسیار جذاب و خلاقانه و متأثر از چهار علم جامعه شناسی، ارتباطات، روانشناسی و زیست شناسی است.
این تکنیک ها خوشبختانه به وفور در فضای مجازی وجود دارد و گروهی از افراد با استفاده از آنها در فضای مجازی به تولید پیام در گونه های مختلف همچون عکس نوشت، اینفوگرافی، موشن گرافی، پادکست می پردازند.
فعالان فضای مجازی می توانند با استفاده از علوم شناختی، فضای لطیفی را در شبکه های اجتماعی در راستای ایجاد همدلی، وفاق و همدلی ایجاد کنند.
فارس: بنظر شما عملکرد رسانه های جهان در شرایط بحران کرونا چگونه است؟
نجفی سولاری: عموم رسانه های جهان هم اکنون در وضعیت سردرگمی از جهت مدل های رسانه ای به سر می برند؛ همانطور که در حوزه دانش پزشکی و درمان دچار سردرگمی هستند، در مورد تکنیک ها، روش ها و مدل های رسانه ای هم در میان مشاهیر، علما و اندیشمندان بحث ها و مجادلات زیادی وجود دارد.
واقعیت این است که برخی از پیش فرض ها و فرضیه های گذشته به واسطه بحران کرونا مخدوش شده است؛ اگر روزی تصور عمومی این بود که انسان ها وقتی در شرایط خاصی قرار می گیرند باید به هم نزدیک شوند، در حقیقت ارتباطات اجتماعی توسعه یابد، اما امروز اصرار بر ایجاد فاصله اجتماعی در رسانه ها است.
رسانه های جهانی نمره قابل قبولی را در شرایط کرونا دریافت نمی کنند
اگر روزی رسانه های دنیا برای ایجاد نشاط اجتماعی نمایش هایی را راه انداختند و اصرار بر تجمعات مردمی داشتند، امروز به این نتیجه رسیدند که باید معکوس آن عمل کنند؛ حتی امروزه ارکستر سمفونیک در فضای مجازی برگزار می کنند و هر کسی در هر نقطه ای با ساز خودش قرار می گیرد و رهبر ارکستر در نقطه دیگری او را با استفاده از مدل ویدئوکنفرانسی هدایت می کنند و همگی باهم همنوازی می کنند و همه عالم از آن در فضای مجای لذت می برند. در این شرایط به نظر می رسد مسیر رسانه های جهانی به سمت فضای مجازی گرایش بیشتری پیدا کرده است. البته از نقش ماهواره نباید غافل شد که به هرحال آنها در حوزه برودکست تأثیرگذار هستند.
موضوع دیگری که در فضای مجازی به خصوص در جهان کنونی با کمال تأسف وجود دارد، این است که به جای کمک به مردم برای حل مسائل و علاوه بر مسائل بهداشتی و روانی، مسائل معیشتی و گرفتاری های اقتصادی، جنگ قدرت ها برای به گردن هم انداختن در فضای رسانه ای به شدت افزایش یافته است و رسانه های آمریکایی سعی دارند چینی ها را محکوم کنند و چینی ها و بلوک شرقی ها سعی می کنند غرب را متهم کنند، از طرف دیگر بعضی از دولت ها، احزاب و گروه های رسانه دار بر علیه شان قیام کرده اند.
درون رسانه های جهانی و حزب ها باهم درگیر هستند، در آمریکا CNN به شدت ضعف دولت ترامپ را برجسته می کند و از آن طرف قدرت کشورهای دیگر را در مقابله با کرونا به رخ مردم آمریکا می کشاند و تضعیف روحیه برایش موضوع عادی است، زیرا قصد تضعیف دولت ترامپ را دارد و بالعکس رسانه ای همچون فاکس نیوز همه عیوب دولت آمریکا را به حسن تبدیل می کند و یا در اروپا شاهد هستیم که شبکه های برودکست در انگلیس برای پوشاندن مجموعه معایب خودشان که بعد از جداسازی از اتحادیه اروپا گرفتارش شده اند و هم اکنون در بحران کرونا هم نمی توانند مساعدت زیادی از اروپا دریافت کنند، سعی دارند رسانه های شان را علیه اتحادیه اروپا بسیج کنند.
مجموعا متأسفانه رسانه های جهانی در بحران کرونا امتحان خود را به خوبی پس نداده اند؛ زمانی که ما ظرف حدود کمتر از دو تا سه روز می توانیم بیمارستان حدود ۱۰۰۰ تخت خوابی ایجاد کنیم و تنها یک رسانه چین در دنیا اقدام به پوشش خبری این اقدام ارزشمند ایران می کنند ودر هیچ رسانه دیگری شاهد پوشش خبری نیستیم و رسانه های دیگر حاضر نیستند برای ایجاد امید در دنیا آن را پخش کنند، این امر نشان می دهند که رسانه های دنیا مدل خوبی در این شرایط بحران کرونا انتخاب نکرده اند.
برخوردهای حزبی رسانههای دنیا، آفتی در شرایط کرونا
رسانه های دنیا در این شرایط دنیا نه تنها کمک حال یکدیگر نبودند، بلکه به تقویت هم افزایی، آموزش جهانی و سازمان بهداشت جهانی هم کمک نکرده اند؛ درحالی که رسانه های دنیا می توانستند بهره برداری خوبی داشته باشند از جهت ایجاد وحدت میان همدیگر، سازماندهی بهتر، تقویت یکدیگر و رسانه مکمل هم می شدند، به جای آنکه به تضعیف یکدیگر بپردازند و با برخوردهای حزبی یکدیگر را زیرسؤال ببرند و به نوعی عملکرد سیاسی داشته باشند.
در حوزه قرارگاهی و سازماندهی مدیریت بحران کرونا در حوزه مدیریت بیمارستانی، بهداشتی و درمانی موفقیت های بزرگی نسبت به بقیه کشورهای دنیا داشته ایم و کسی نمی تواند این موضوع را انکار کند.

کشوری که درش اوج تحریم و مشکلات متعدد اقتصادی بود، امروز در شرایط بحران کرونا به نسبت دیگر کشورها، وضعیت و عملکرد مناسبی دارد. مردمش ایثارگرانه پای کار آمدند و به یکدیگر کمک کردند. پزشکان و پرستاران بدون چشمداشتی چندین شبانه روز در مراکز درمانی به دور از خانواده ماندند و کار کردند. این موضوع در دنیا کم سابقه است.
خوشبختانه با وجود شیطنت های مختصر ماهواره ها و حتی ماهواره های فارسی زبان وضعیت خوبی داریم. ما از جهت بهداشتی، درمانی و رسانه ای نسبت به دنیا موفق تر بوده ایم و ای کاش در این باره مستندسازی یا مدیریت دانش شود از مجموعه عملکرد نظام جمهوری اسلامی از اول اسفند تا اخر کرونا تا این مطالعه با عملکرد بسیاری از کشورها تطبیقی شود.
همانطور که از زمان شیوع ویروس کرونا، ستادی برای بحران کرونا ایجاد کرده ایم، می توانیم همین روال را در فضای مجازی دنبال کنیم، یعنی ستادی در راستای تولید محتوای مناسب در فضای مجازی تشکیل دهیم.
البته شاید ما در بخش هایی نتوانسته ایم همچون چین و کره عمل کنیم و در این باره ضعف هایی داشتیم و در جاهایی از نظر رسانه ای نتوانستیم مردم را به آن نقطه از اقناع اجتماعی برسانیم که سفر نروند و یا کسب و کارشان را تعطیل کنند و البته ضعف هایی در قرارگاه و تصمیم گیری های دولتی و حکمرانی داشتیم، اما مجموعه نمره جمهوری در بین کشوهار دنیا از نظر رسانه ای و اقدامات پیشگیری و مقابله با کرونا، جزو بهترین ها بودیم.