
سینماپرس: بازیگر پیشکسوت سینما و تلویزیون گفت:اکران اینترنتی فیلمها باید همگانی شود و برای تمام فیلم ها که قابلیت دارند،اجرایی شود.
به گزارش سینماپرس، «خروج» نخستین فیلم سینمایی ایران با قابلیت اکران است که پیش از نمایش عمومی در سالنهای سینما سراغ شبکه نمایش خانگی آمده و در بستر VOD مهمان خانههای مردم شده است. خط شکنی سازمان اوج و ابراهیم حاتمی کیا با توجه به شیوع گسترده ویروس کرونا، تعطیلی سالنهای سینما، بلاتکلیفی اوضاع اکران تا پایان سال و از همه مهمتر خانه نشینی مردم رخ داده که لازم است از منظرهای مختلف مورد نقد و بررسی قرار بگیرد.
داریوش ارجمند بازیگر توانمند و پیشکسوت سینما و تلویزیون در گفتگو با خبرنگاران جوان، در خصوص شیوه جدید پخش فیلم در سینمای ایران و در بستر اینترنتی گفت: به نظرم این کار خوب است، چون هر کسی میتواند با مراجعه به VODها فیلم را ببیند و البته این کارها باید انجام شود.
بازیگر سینما و تلویزیون افزود: البته من خودم اصلا دوست ندارم فیلم سینمایی را حتی روی تلویزیون ببینم چه برسد به گوشی؛ به نظرم فیلم سینما برای سالن سینماست اما در شرایط فعلی چارهای جز این نیست.
وی در ادامه با اشاره به مشکلات مردم در روزهای خانه نشینی و تماشای فیلمهای تکراری گفت: مردم در شرایط فعلی باید چه کار کنند که مدام فیلم تکراری نبینند؟ واقعا نمیشود که در این وضعیت کرونایی و در اوضاع تحریم روزی ۱۰ هزار فیلم تولید کرد.
ارجمند افزود: اکران اینترنتی فیلمها باید کاری همگانی شود و مختص به ابراهیم حاتمی کیا نباشد. به نظرم باید برای همه فیلمهایی که تواناییاش را دارند این اتفاق بیفتد. البته من خودم موبایل ساده دارم و نمیتوانم فیلمها را در این بستر تماشا کنم. من اهل موبایل هوشمند و فضای مجازی و دروغهایی که در آن گفته میشود نیستم و خیلی از این موضوع خوشحال هستم.
وی با بیان اینکه من فکر نمیکنم که این اتفاق توفیق زیادی داشته باشد، در پاسخ به این سوال که چه کسی باید جلوی قاچاق فیلمها را بگیرد، گفت: جلوی قاچاق فیلم را باید همان کسانی بگیرند که جلوی قاچاق ماسک و مواد شیمیایی ضدعفونی کننده در شرایط کرونا را میگیرند باید اینجا هم به میدان بیایند.
ارجمند درباره علت اینکه چرا تاکنون جلوی قاچاق فیلم در ایران گرفته نشده است، گفت: جلوی قاچاق فیلم گرفته نشده چرا که سینما در کشور ما خیلی جدی نیست. سینما را تفریحی میبینند که برای مواقع بیکاری است.
بازیگر پیشکسوت سینما و تلویزیون در ادامه گفت: البته این جدی نگرفتن سینما در ایران خیلی هم بد نیست، چرا که سینمای ما آن مفاهیم فرهنگی را فراموش کرده است. الان فقط دنبال این هستند که چه کسی از چهل میلیارد بیشتر میفروشد. الان دنبال این هستند که ببینند چه فردی به صد میلیارد میرسد. تا بعد از آن هم بروند ویزایی از خارج کشور بگیرند و دوتا ویلا بخرند و از این دست کارها بکنند.
وی با اشاره به اینکه در تمام دنیا وضعیتی مشابه سینمای ایران تا حدی وجود دارد، افزود: البته ما ادعاهای دیگری در این زمینه داریم، در رابطه با اعتقاد و فرهنگ و کشور و میهن و دین و آئین و اخلاق. اینجا ادعاهای دیگری وجود دارد، مسئولان وقتی صحبت میکنند ادعاهایشان میخواهد سقف آسمان را بشکافد.
وی ادامه داد: هنرمندان هم همینطور هستند و ادعاهای بسیاری دارند. اما وقتی فیلم میسازند یکباره تعجب میکنی که چه شد!؟ این حرفها چه بود که در فیلم زده میشود!؟ به هرحال من امیدوارم که همه چیز درست شود و این اکران اینترنتی هم با اتفاقات خوبی همراه باشد.
داریوش ارجمند در پاسخ به اینکه حاتمیکیا در زمینه فیلمسازی و ساخت آثاری متعهدانه و مسئولانه چقدر موفق بوده است، گفت: اینکه حاتمی کیا چقدر موفق بوده به گواه آمار مشخص است. اینکه چقدر فیلمهایش فروخته و چقدر مردم از آن استقبال کردهاند مشخص کننده میزان موفقیت اوست. البته من به این جوایز خیلی اعتقادی ندارم، چون اصلا حقانیتی در این جوایز نیست.
داریوش ارجمند در ادامه صحبتهای خود درباره حاتمی کیا ضمن اشاره به سوژههای اجتماعی فیلمهای این کارگردان با بیان اینکه هنرمندان اگر در میان مردم نیایند به درد نمیخورند، گفت: البته خیلیها بین مردم می آیند، ولی از مردم سوءاستفاده میکنند. نمونهاش هم همین آثاری که دختر و پسر را در ماشین مینشانند و این در جیب آن دست میکند و آن یکی در کیف این یکی. این موارد کثیف هستند، ولی پول هم در میاورند، چون شرایط جامعه ما طوری است که به هرحال مردم سمت این مسائل میروند.
استاد بازیگری سینمای ایران در پاسخ به این سوال که فکر میکند سینمای ایران چقدر به امثال حاتمی کیا که سراغ کارهای کثیف نرفته نیاز دارد، گفت: من هیچ گاه تحقیق نکردم که چقدر به فیلمسازانی امثال حاتمی کیا احتیاج داریم، اما معتقدم که از کوزه همان برون تراود که در اوست. یعنی اگر کسی فیلم اعتقادی میسازد از روی اعتقاد خودش است و من نمیتوانم بگویم که چقدر چنین چیزی داریم یا خیر؟ به نظرم تشکیلاتی مثل وزارت ارشاد و ارگانهای سینمایی باید متوجه چنین قضایایی باشند.
وی در خصوص بازی فرامرز قریبیان در فیلم سینمایی «خروج» و ناراحتیهای این پیشکسوت سینمای ایران در جشنواره فیلم فجر نیز افزود: آقای قریبیان احتمالا دلایل متقنی برای حرفهایشان دارند. به هرحال ایشان پیشکسوت بزرگی در سینمای ایران است و برای بنده هم بسیار قابل احترام است. اما چون نه فیلم «خروج» را دیدهام و نه بازی ایشان را نمیتوانم هیچگونه اظهارنظری داشته باشم.

سینماپرس: شورای مرکزی کانون کارگردانان درگذشت سیامک شایقی کارگردان سینمای ایران را را تسلیت گفت.
به گزارش سینماپرس، شورای مرکزی کانون کارگردانان سینمای ایران در پیامی درگذشت سیامک شایقی کارگردان سینمای ایران را را تسلیت گفت.
در این پیام آمده است: « «آخرین سپاس من از سینما است که به من بسیار آموخته و دلگرمی داده و به تفکراتم غنا بخشیده است.»
این آخرین سخن سیامک شایقی در مراسم شب بزرگداشتش است که تیرماه ۹۸ توسط کانون کارگردانان سینمای ایران برگزار شد.
اکنون با نهایت تاسف باید اعلام کنیم که به سوگ این کارگردان آرام و محجوب سینمای ایران نشستیم.
سیامک شایقی که با فیلم های «جهیزیه برای رباب»، «ستاره و الماس»، «رنو تهران ۳۹»، «راه و بیراه»، «درکمال خونسردی»، «مادرم گیسو»، «باغ فردوس پنج بعدازظهر» و… جایگاه ماندگاری در سینمای ایران به دست آورده بود، پس از چند سال مبارزه با بیماری سرطان صبح امروز درگذشت و دوستدارانش را تنها گذاشت.
کانون کارگردانان درگذشت این همکار عزیز، کارگردانان با اخلاق و فعال صنفی را به خانواده محترمش و اهالی سینما تسلیت می گوید.
به دلیل شرایط و عدم برگزاری مراسم ختم، کانون کارگردانان مراسم ترحیم مجازی این کارگردان فقید سینما را برگزار خواهد کرد که اطلاعات بیشتر آن اعلام خواهد شد.»

سینماپرس: تصویربرداری سریال «کامیون» به کارگردانی سید مسعود اطیابی به پایان رسید.
به گزارش سینماپرس، تصویربرداری سریال «کامیون» روز گذشته در لوکیشنی واقع در تهران به پایان رسید.
در این سریال مهدی هاشمی، لعیا زنگنه، جهانبخش سلطانی، بیتا سحرخیز، علی عامل هاشمی، سپند امیرسلیمانی، بهنام شرفی، آرزو نبوت، سیاوش مفیدی، گیتی قاسمی، ماهان عبدی، مهسا طهماسبی، هادی مرتضی زاده، عباس محبی، امید روحانی و … به ایفای نقش می پرداختند.
به گزارش فارس، سریال نوروزی شبکه دو با نام «کامیون» در ۳۰ قسمت ۴۲ دقیقه ای تولید و از ابتدای سال جدید پخش خود را آغاز کرد.
شهاب عباسی این سریال را نوشته و شهروز شکورزاده طراحی قصه کامیون را به عهده داشته و ابراهیم آرزو و شهرام دانشپور تهیه کنندگی این سریال نوروزی را به عهده داشتند.
قصه این سریال درباره سه دانشجو است که بعد از قبولی در دانشگاه به تهران می آیند و اتفاقی با یک راننده کامیون به نام نادر که پیشکسوت فوتبال است آشنا می شوند و ادامه ماجرا.
سینماپرس: مجری قدیمی تلویزیون اعتقاد دارد که این دستمزدهای نجومی غیر از آن زیرمیزیها و ارتباطات مستقیم با اسپانسرهاست. برخی انگشتشمار از مجریان شناختهشده و بازیگر مجریها دستمزد جداگانه از اسپانسرها میگیرند.
به گزارش سینماپرس، مسئله مجریان، دستمزدهای نجومی، استفاده نابجا از بازیگران و سلبریتیها، عدم نظارت درست بر برنامهسازی و خیلی از موارد دیگر چند وقتی است با اشتباهات مکرر، گافهای عجیب و غریب روی آنتن و سیر نزولی اجراهای تلویزیونی خصوصاً بازیگر مجریهایی که در مقام مجری هم ترجیح میدهند بازیگری کنند! در محافل رسانهای مورد انتقاد جدی قرار گرفته است. اکنون به سراغ شهرام شکیبا مجری با سابقه و قدیمی تلویزیون رفتیم و با او درباره حاشیههای جدید صداوسیما صحبت کردیم و او صراحتاً به پرسشهای ما پاسخ داد. مشروح این گپ و گفت را در ادامه بخوانید:
* بگذارید ابتدا با این سؤال شروع کنیم که نقاط ضعف و قوت حضور بازیگران را به عنوان مجری چطور ارزیابی میکنید؟ چرا که در برنامهها و دورانهایی دیده شده که همیشه هم این حضور برای تلویزیون بد نشده و حتی به جذب مخاطب و برنامهسازی اصولی هم کمک کرده است؛ نظر شما در این باره چیست؟
من فکر میکنم حضور دوستان بازیگر در تلویزیون عمر کوتاهی خواهد داشت و اصلاً این حضور موفقیتآمیزی نبوده جز چند مورد، کار بقیه بازیگران در تلویزیون نگرفت. مهران مدیری قبلاً هم سابقه اجرا داشته و کارهایی را ساخته که شکل نمایش و اجرا داشته است. یا رامبد جوان هم اجرای تلویزیون را در کارنامهاش دارد. در این بین برنامههایی مثل “چهلتیکه” و “کودکشو” تا حدودی مخاطب خوبی گرفت بعد از آن هیچکدام از دوستان بازیگر نتوانستند کمکی به تلویزیون بکنند.
چرا نباید از مجریان صداوسیما استفاده شود؟
مسئله این است طرحها وقتی طرح خوبی باشد، چرا نباید از مجریان صداوسیما استفاده شود؟ آدمهایی که سالها برای حضورشان، پرورشان و شناساندنشان به بیننده و مخاطب هزینه شده است. واقعاً امروز جای امثال صالح علا، امیرحسین مدرس و سیدمحمد سادات اخوی خالی نیست! چرا باید امیرحسین مدرس از تلویزیون خداحافظی کند؟ مجری توانمندی که فضاهای نمایشی و خوانندگی و عرصههای دیگر را هم به خوبی تجربه کرده است و کارنامه درخشانی دارد. وحید جلیلوند فیلم میسازد اما آیا آنقدر فیلمسازی از او وقت میگیرد که در تلویزیون نباشد؟
اینها و بسیاری دیگر همان مجریان خانهنشین و کمکاریاند که یا از تلویزیون رفتهاند و یا منتظرند که برنامه و یا کاری به آنها پیشنهاد شود. تلویزیون خیلی راحت هزینههایی که برای این شخصیتها صرف کرده را با استفاده نا به جا از برخی بازیگران و واگذاری زیاد از حد میدانها به اسپانسرها، کنار میگذارد. چرا این سرمایهها نباید باشند؟ وقتی تلویزیون به خود میآید میبیند که باید از بیرونیها بهره ببرد در صورتی که خودش ستارگانی دارد که سالها زحمتش را کشیده است.
بازیگرها جز آن چند موردی که اشاره شد نتوانستند به تلویزیون کمکی کنند. مشکل این است که هرکس “پفک نمکی” هم دست بگیرد و چندین میلیارد سرمایه داشته باشد، میتواند صرف داشتن سرمایه در مقام تصمیمسازی هم قرار بگیرد. وقتی امروز برای تلویزیون طرح میبریم سؤال میکنند اسپانسرش کو؟ تلویزیون خودش چه میکند و تا چه زمانی قرار است چند ۱۰ هزار کارمند و چندصد مدیر داشته باشد؛ وقتی اینها بازدهی ندارند چه دردی از فرهنگ این کشور دوا میکنند.
تلویزیون در پسرفت ذائقهها، نقش دارد
همهچیز به هم ربط دارد و خیلی چیزها هم به تلویزیون ربط دارد. یک زمانی آگهیهای تلویزیونی چقدر خوب و شیرین بود و چرا امروز آنقدر دمدستی و سخیف است؟ برای اینکه سلیقه جامعه به شدت در سیر نزولی قرار گرفته و یکی از عوامل مهم این پس رفتِ سلیقهها و ذائقهها، قطعاً تلویزیون است. با ساخت برنامههای بد به بهانههای مختلف که بودجه نداریم؛ یک روز این مشکلات و ضعفها را به گردن تهیهکننده و روز دیگر به گردن مجری میاندازند. این کار را ممنوع کنیم و بیقاعده همان ممنوعیت را برداریم.

مجریان فاصله میگیرند و بازیگران نزدیکتر میشوند
رسماً برخی از مدیران، مردم را سوق دادند به شبکههای ماهوارهای! واقعاً به تبلیغات این شبکهها نگاه کنید، تبلیغات ما هم آنقدر سخیف و نازل شدهاند. به دلیل اینکه با ضعف و اصولی که در برنامهسازی به آن پایبند نیستند سطح درخواست مردم را پایین آوردند. الان کسی دنبال طرح ویژه نیست دنبال طرحیاند که اسپانسرآور باشد. اسپانسر هم که حامی برنامهای میشود، فقط دنبالِ بازیگر است و اعتقاد دارد باید بودجهاش را صرف آوردن بازیگر برای اجرای برنامه یا مسابقهاش کند. اینجا مجریان آرامآرام از تلویزیون فاصله میگیرند و به همان برنامههایی دعوت میشوند که ۱ درصد دستمزد بازیگران را هم نمیدهند. در بسیاری از موارد دستمزد مجری تلویزیون یک درصد بازیگر مجری هم نیست!
ماجرای زیرمیزیها و ارتباطات مستقیم با اسپانسرها
* ماجرای دستمزدهای نجومی بسیار حاشیهساز شده و در محافل رسانهای به طور جدی درخواست دارند صداوسیما در این زمینه شفافسازی کنند.
این دستمزدهای نجومی که دربارهاش صحبت میشود غیر از آن زیرمیزیها و ارتباطات مستقیم با اسپانسرهاست. برخی انگشتشمار از مجریان شناختهشده و بازیگر مجریها دستمزد جداگانه از اسپانسرها میگیرند. وقتی هم که حرف از انتشار اسناد میشود خودشان را مبرا میکنند چون طبق قرارداد مصوب چیزی نگرفتهاند. ما مجری داشتیم که ممنوعالتصویر بوده و با فشار برخی که الان در زنداناند و وابستگیهایی به برخی دارند الان به تلویزیون برگردانده میشوند. تلویزیون حتی تن به مصالحههای اینچنینی هم میدهد! یعنی به یک باره میبینید کسی که زمانی اعلام کرده کلاهش هم بیفتد به تلویزیون نمیآید، حالا به او برنامه زنده میدهند و تریبون مناسبتهای مهم را در اختیار او میگذارند.
سام درخشانی و بازی کردن نقش یک مجری
* همیشه هم حضور بازیگران در تلویزیون بد نبوده، مثلاً زمانی مرحوم منوچهر نوذری، مسابقه “هفته” را با چه جذابیتی اجرا میکردند…
قدیمیها فرق میکنند و واقعاً کارشان را بلد بودند. من مسابقه “ایران” را در ایام عید دیدم که پخش میشد و سام درخشانی اجرا میکرد. واقعاً او بازیگر خوبی است اما اجرا را بازی میکرد. یعنی در واقع نقش یک مجری را بازی میکرد، اینها دیده میشود. البته باز هم تکرار میکنم که اجرای بازیگران در تلویزیون عمری دارد که به زودی تمام میشود.
انگار قسم خوردهاند که مردم تلویزیونمان را نبینند!
* متأسفانه به اجرای در تلویزیون نگاه دمدستی هم میشود که آنتن زنده و غیرزنده را گاهی به کسانی واگذار میکنند که با مقوله اجرا کاملاً بیگانهاند؛ قبول دارید؟
متأسفانه این نگاه در تلویزیون وجود دارد. چرا که اصلاً ثباتی در مدیریت وجود ندارد و آدمها سر جای خودشان نیستند؛ مثلاً از رادیو به تلویزیون میآیند یا از فلان شبکه و بخش به جای دیگری میروند. من واقعاً نگرانم و فکر میکنم انگار یکسری آدم قسم خوردهاند که مردم را به سمت شبکههای ماهوارهای سوق بدهند. کاری کنند که تلویزیونمان دیده نشود! واقعاً در شب عید، سریالها و برنامههایی را روی آنتن میبرند که گهگاهی مورد استقبال قرار میگیرد و برخی اوقات هم به ناچار دیده میشوند. رقابتهای کودکانهای میان شبکهها راه میافتد و همدیگر را زیر سؤال میبرند. همه واقعاً یک تلویزیونیم و این رقابتها و بازیهای رسانهای برای چیست؟
رقابتهای کودکانه شبکهها و زد و بندهای رسانهای
از آن سو تهیهکنندگان متأسفانه با دوستان رسانهای هماهنگ میکنند و به فلان سایت مطالب سفارشی میدهند که به یک باره میبینم فلان مجری هر روز مطالبی در صفحههای مطبوعات دارد و گوشهای از برنامههایش را میآورند. اینها بازیهای رسانهای و مطالب سفارشی است که در پشت پرده خودشان در اختیار آن رسانه قرار میدهند. از قضا من خودم سالها تجربه کار خبرنگاری و رسانهای داشتهام و این فضا را کاملاً میشناسم. کاملاً زد و بندها در این رابطه معلوم است. در حال حاضر برای اینکه به کسی کار بدهند به استعداد طرف نگاه نمیکنند صفحه اینستاگرامش را میبینند که طرف چقدر فالوور جمع کرده است.

* آنقدر تلویزیون خودش را وابسته سلبریتیها و بازیگران میکند که بازیگری اعتقاد دارد با آمدنِ او، مردم تلویزیون را نگاه میکنند و او به عنوان مجری برتر جشنواره جامجم هم شناخته میشود…
واقعاً مسخره نیست که در جشنواره جامجم به محمدرضا گلزار به عنوان مجری برتر جایزه میدهند! فکر میکنم ما مجریان که کماکان کار میکنیم خیلی پوست کلفتیم. الان طلبهای به سال رسیده و از سال گذشته داریم که کسی به پرداخته شدن یا نشدنش اهمیتی نمیدهند. آیا جرأت دارند پول یک هنرپیشه را ندهند؟ به نظرم تلویزیون دیگر رها شده است؛ زمانی میگفتند خیلی در مدیریتش دقت نمیشود و الان نظارت هم فراموش شده، به طوریکه تلویزیون را رها کردهاند.
اسپانسرها هستند که برای تلویزیون تصمیم میگیرند
در واقع صاحبان سرمایه و اسپانسرها هستند که برای تلویزیون تصمیم میگیرند و این فاجعه است! باعث میشود که ما دچار یک وضعیت اسفبار بشویم. بحث زبان فارسی چقدر اهمیت پیدا کرده و میگویند راجع به زبان فارسی کار کنید. چقدر مقام معظم رهبری بر روی زبان و ادبیات فارسی تأکید کردند. با این حال، برنامهای به نام “قندپهلو” چند سال در نهایت سادگی ساخته شد و بارها مورد تقدیر همه قرار گرفت اما دیگر هیچ اقدامی برای ساختنش نشد.
کدام اسپانسری در این وضعیت، پول برنامه فرهنگی میدهد؟
جالب است بدانید ادواری که برنامه “قندپهلو” ساخته شده، تمام ۸ دوره تولید شده، با همه دستمزدها و هزینههایش، به اندازه پول دکور برخی از برنامههایی که الان روی آنتن میروند، نمیشود. این برنامه هزینه چندانی برای صداوسیما نداشت اما میگویند باید اسپانسر بیاورید. کدام اسپانسری در این وضعیت، پول برنامه فرهنگی میدهد؟ واقعیت ماجرا این است روزگاری گروه ادب و هنر در هر شبکهای داشتیم الان یکی دو برنامه سینمایی ساخته میشود و سراغ برنامه ادبی نمیروند.
عدم توجه به مشخصات مهمان تلویزیونی
* آنقدر نظارت در تلویزیون فراموش شده که مهمانی در تلویزیون روی آنتن “خاک نفرین شده” میخواند یا سلبریتی هرچه میخواهد میگوید و مجری کارنابلد نمیتواند جلویش را بگیرد. تنها کاری را که خوب یاد گرفتهاند مدیر مربوطه آن گروه و مجموعه متنی را آماده و عذرخواهی میکند…
این کارها عذرخواهی برنمیدارد. هنوز هم امثال بنده نمیتوانند با اتومبیلشان وارد صداوسیما شوند. آنقدر دقت میکنند که ما با ماشین وارد نشویم که مهمان حق دارد با ماشین وارد شود؟ آنقدر به این مقولهها دقت میکنند که مدیر گروه یا مدیر شبکه، یک بار مشخصات و سابقه آن بازیگر و خوانندهای که مهمان میشود را مرور نمیکنند.
نظارت باید روی مدیری باشد که درکی از برنامهسازی ندارد
واقعاً اگر بنا بود ما “قند پهلو” را برای عید نوروز میساختیم که معمولاً ۱۳ قسمته بود شاید معادل پولی نمیشد که دو تا از این بازیگرها و یا خوانندههای برنامههای تحویل سال تلویزیون میگیرند. نظارت باید روی مدیران باشد که درکی از برنامه تحویل سال و مناسبتی و اصلاً برنامهسازی تلویزیونی ندارند. زمان تحویل سال مهمترین زمان تلویزیون است که خود زمان وجه دراماتیک دارد. چقدر ما روایت و مفاهیم ادبی و ملی درباره نوروز داریم چرا به جای این مفاهیم ارزشمند، همواره به سراغ سؤالها و گفتوگوهای تکراری با این بازیگران و خوانندهها میرویم.
تلویزیون در درآمدها و هزینههایش بازنگری جدی کند!
* پیشنهادتان برای برونرفت از این همه ضعف و مشکلات برنامهسازی و اجرای تلویزیونی چیست؟
پیشنهاد من این است کارهایی که الان میکنند را نکنند. یکسری از مدیران را کنار بگذارند و در این باره تعارف نکنند. اینها به عنوان مدیران فرهنگی وظیفه خطیری را برعهده دارند و میتوانند برای فرهنگ جامعه خطرناک باشند. چرا برای مرزبانیمان هزینه میکنیم که به ما تهاجم نشود و چرا این دقت را برای وضعیت فرهنگیمان نداریم؟ چرا باید اهل فرهنگ ما از دیدنِ تلویزیون بیزار باشند؟ همه اینها ادای روشنفکری نیست، محتوا و مضمونی وجود ندارد که معطوف و میخکوبشان کند. اعتقاد دارم در کنار توجه به مضامین و محتوا و نظارت و برنامهسازی درست، تلویزیون هرچه زودتر با شفافیت نسبت به شائبههای ایجاد شده، در درآمدها و هزینههایش بازنگری جدی داشته باشد.
با خودم میگفتم فقط در خدمت ادبیات فارسی باشم اما…
* در دوران قرنطینهخانگی چه کارهایی میکنید؟ امسال مجری برنامه رمضانی نیستید؟
هنوز خبری نیست و چند پیشنهاد داشتم که هنوز به سرانجام نرسیدهاند. در خانهام و برخی از کارهای گذشته را که تلویزیون تکرار آنها را پخش میکند میبینم. برنامهای هم درباره کتابخوانی دارم که ۱۰ دقیقه است و از شبکه ۳ روی آنتن میرود. گاهی برای ضبط آن برنامه میروم و برنامه دیگری به نام “چراغانی” هم دارم که در مناسبتها روی آنتن میرود. روزی با خودم میگفتم فقط دوست دارم در خدمت ادبیات فارسی باشم اما وقتی مدیران نمیخواهند من چه کار کنم.
*تسنیم