X

مدیر فنی

دفتر سینمایی

کوشکی: سازمان صدا و سیما سال ها است به بیماری دچار شده و مسیری مغایر با اهداف انقلاب اسلامی را در پیش گرفته است/ سریال «پایتخت۶» فاجعه بود! – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: محمدصادق کوشکی عضو هیأت علمی دانشگاه تهران و کارشناس فرهنگی پس از اتمام پخش سریال های نوروز ۱۳۹۹ گفت: سازمان صدا و سیما به عنوان قلب تپنده رسانه ای نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران که بیشترین کوشش رسانه ای را در میان رسانه ها دارد سال ها است به بیماری دچار است و این بیماری در مدیریت سازمان خودش را نشان می دهد؛ متأسفانه در همه دوره ها این بیماری مزمن وجود داشته و همواره خطرناک تر شده و آسیب های بیشتری را متوجه جامعه کرده به نحوی که می توان گفت رسانه ملی مسیری مغایر با اهداف انقلاب اسلامی را در پیش گرفته است.

این منتقد سینما در گفتگو با خبرنگار سینماپرس افزود: ما اگر معاونت سیاسی را از سازمان صدا و سیما کنار بگذاریم در سایر حوزه های دیگر صدا و سیما تقریبا در خدمت انقلاب اسلامی و دیدگاه حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبری قرار ندارد. متأسفانه برنامه های صدا و سیما در ترویج سبک زندگی غیراسلامی و سبک زندگی سلبریتی ها موفق بوده و همین باعث شده تا بسیاری از شهرستانی ها و جوانان مذهبی که پای برنامه های آن می نشینند از صدا و سیما مسائلی را بیاموزند که به هیچ عنوان مرتبط با فرهنگ ملی و هویت دینی ما نیست.

وی با تأکید بر اینکه تفکر انقلابی در برنامه های رسانه ملی مهجور واقع شده اظهار داشت: متأسفانه خط تفکر انقلاب اسلامی بسیار کمرنگ است؛ مدیرانی که برای رسانه ملی خط مشی تعیین می کنند یا مرعوب تمدن غرب هستند و یا هیچ نسبتی با انقلاب اسلامی ندارند؛ حضور این مدیران باعث تولید سریال هایی مانند «پایتخت۶» می شود که یک فاجعه تمام عیار است!

کوشکی در همین راستا ادامه داد: این مایه تأسف و شرمساری است که برخی برنامه ها و سریال هایی که در تناقض با آرمان ها و ارزش های انقلاب اسلامی هستند مورد حمایت مسئولان سازمان صدا و سیما قرار می گیرند اما در نقطه مقابل بسیاری از برنامه های ارزشمند همچون برنامه «ثریا» که حتی مورد تقدیر رهبر معظم انقلاب هم واقع شده مدت ها است فعالیتی ندارند و همیشه مورد بی مهری و فشار قرار گرفته اند و مدیران بیشترین اصطکاک را با آن ها داشته اند؛ سوأل بنده این است که برنامه های ارزشمندی مانند «جهان آرا» کجا است؟ چرا این برنامه ها در رسانه ملی نیستند و در عوض سریال هایی مانند «پایتخت۶» جای آن ها را پر کرده اند؟

این مدیر سابق دفتر هنر و ادبیات مرکز اسناد انقلاب اسلامی یادآور شد: ما سال ها درگیر مسأله بحران سوریه بودیم و شهدای بسیاری را در این راه به اسلام تقدیم کردیم؛ سوأل بنده این است که چرا تاکنون یک مجموعه نمایشی در خصوص مدافعان حرم تولید نشده است؟ ‌ چرا حتی یک فیلم داستانی ارزشمند و مناسب در خصوص جانفشانی های این شهدا تولید نشده است؟ چرا در خصوص مرزبانان ایران اسلامی فیلمی تولید نمی شود؟ چرا رسانه ملی در مورد اولویت های انقلاب و نظام دستش خالی است؟ چرا مدیران هیچ دغدغه ای برای تولید آثاری که اندیشه های حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبری در آن ها مستتر باشد ندارند؟

وی افزود: ما اگر سریال هایی مانند «مختارنامه»، «تفنگ سرپر» و… را کنار بگذاریم متوجه می شویم که اکثریت قریب به اتفاق مجموعه های نمایشی سیما در این سال ها هیچ ربطی به اسلام و انقلاب و هویت ملی ما نداشته اند؛ نه تنها در حوزه سریال سازی که در سایر حوزه های دیگر سازمان صدا و سیما ما با این مشکل روبرو هستیم؛ به عنوان مثال موسیقی که در صدا و سیما پخش می شود در مخالفت کامل با فتوای رهبری است؛ ما شاهد جلف ترین و ضدهنری ترین موسیقی در برنامه های صدا و سیما هستیم. رسانه ملی در سایر عرصه ها به خصوص مسأله مهم سبک زندگی هم به همین شیوه عمل کرده است.

کوشکی متذکر شد: البته نباید ناگفته بماند که صدا و سیما برخی برنامه های گفتگومحور را به عنوان سپر تولید می کند تا اگر کسی به آن ها انتقاد کرد فورا از این برنامه ها به عنوان برنامه های ارزشی یاد کنند اما با این همه باید بگویم که متأسفانه تلویزیون ما امروزه مقلد دست چندم تلویزیون ترکیه شده و الگوی مدیران ما تلویزیون ها ترکی است!

وی با انتقاد از برخی ویژه برنامه های نوروز و ایام سال تحویل در رسانه ملی گفت: من متوجه نمی شوم که چرا یک بازیگر دست چندم و کم سواد که تمام دانش و معلوماتش در حد اینستاگرام است باید در ۵ برنامه نوروزی شب عید در ۵ شبکه مختلف سیما حضور داشته باشد و برای مردم الگوسازی کند؟ چرا ما باید شاهد فاجعه ای در برنامه «فرمول یک» با اجرای علی ضیا باشیم که یک بازیگر کم سواد به آن دعوت می شود به نظام و جامعه پزشکی و… توهین می کند و کسی نیست جلوی او را بگیرد؟

این کارشناس فرهنگی سپس به جنجال های پیش آمده در خصوص سریال نازل «پایتخت۶» اشاره و تصریح کرد: آقای علی عسگری امکان دست داشتن جریان نفوذی را در سریال «پایتخت۶» برشمرده اند، گویا تلقی ایشان این است که این نفوذ تنها در این سریال رخ داده؛ خیر! این اتفاق تنها در این سریال نیست! بی تردید اگر مدیران سازمان نگاه موشکافانه ای به سریال ها و برنامه های سیما داشته باشند به خوبی متوجه می شوند که جریان نفوذ بسیار قدرتمندانه در حال جولان دادن است.

کوشکی در همین راستا ادامه داد: وقتی که در خصوص دستاوردهای عظیم کشور در حوزه های مختلف از جمله نوآوری های علمی، دانش بنیان ها و… هیچ مجموعه نمایشی تولید نمی شود و در اغلب سریال ها و فیلم ها ما شاهد مردمی عبوس و تلخ هستیم که زندگی شان به بن بست رسیده و می خواهند به خارج از کشور مهاجرت کنند، این یعنی نفوذ دشمن در سیما بسیار قدرتمند است!

وی تأکید کرد: جای نیروهای انقلابی، ولایتمدار و متعهد برای تولید برنامه ها و سریال های ارزشمند و ماندگار در رسانه ملی به شدت خالی است؛ درست است که در صدا و سیما نیروهای انقلابی هم حضور دارند و به صورت موردی مبادرت به تولید برنامه می کنند اما متأسفانه آن ها در اقلیت قرار دارند و چندان امکان کار و فعالیت برایشان فراهم نیست.

کوشکی در خاتمه اظهاراتش افزود: فرصت های ارزشمندی همچون ایام نوروز که خانواده ها در کنار یکدیگر قرار دارند و با هم به تماشای برنامه های تلویزیونی می نشینند نباید با ندانم کاری از دست برود؛ متأسفانه در نوروز ۹۹ این فرصت ها به شدت هدر شد و بنده امیدوارم با تدبیر و درایت دیگر شاهد چنین اتفاق ناراحت کننده ای نباشیم.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

پویش «با من بخوان» در نیمه شعبان/ «عیدانه» مردمی برای شکست کرونا


پویش «با من بخوان» در نیمه شعبان/ «عیدانه» مردمی برای شکست کرونا

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

بامروت نژاد: انحصار در سینما باید شکسته شود/ سینمای موجود در کشور تنها طیفی ۳-۴ درصدی را پشتیبانی می کند! – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: حامد بامروت نژاد تهیه کننده سینما در خصوص نسبت سینما با ارزش ها و آرمان های انقلاب گفت: وضعیت امروز سینمای کشور انحصاری است و سینما تنها در دست عده ای معدود افراد است؛ در راستای تحقق عدالت فرهنگی و توجه به سینمای ارزشی و انقلابی در گام اول انحصار در سینما باید شکسته شود.

تهیه کننده فیلم سینمایی «منطقه پرواز ممنوع» در گفتگو با خبرنگار سینماپرس افزود: همه واقفیم که سینما در کشورمان هیچ نسبتی با انقلاب اسلامی ندارد اما باید آگاه باشیم که سینمای انقلابی صرفاً به داشتن چند فیلم خوب بازنمی گردد و ما نباید فکر کنیم با ساختن چند فیلم متناسب با اهداف و آرمان های انقلاب اسلامی، دین مان را به این سینما ادا کرده ایم.

وی ادامه داد: مجموعه ای از پارامترهای فراموش شده دلیل اصلی بی توجهی به سینمای ارزشی و انقلابی هستند؛ یکی از قطعات این پازل فقدان فیلم هایی بر اساس گفتمان انقلاب اسلامی است. یکی دیگر از نکات مهم و فراموش شده مسأله مخاطب این گونه آثار است که متأسفانه مدیران سینما روی این بخش مهم هرگز کار اساسی انجام نداده اند.

بامروت نژاد در همین راستا با طرح این پرسش که چقدر برای مخاطبان سینما ذائقه سازی شده تا به تماشای فیلم های انقلابی بنشینند؟ اظهار داشت: سینما نیاز به چرخش مالی دارد. سوأل اینجا است که اگر الآن فیلم خوب و ارزشمند انقلابی چه از نظر محتوایی و چه از نظر فنی تولید شود می تواند موفق عمل کند و برای تهیه کننده و سرمایه گذارانش صرفه اقتصادی داشته باشد؟

این تهیه کننده سینما خاطرنشان کرد: ما برای مخاطبی که حاضر است برای گفتمان انقلاب اسلامی هزینه کند چه کار کردیم؟ سینمای موجود از نظر زیرساختی چه طیف مخاطبی را پشتیبانی می کند؟ چرا در جنوب شهر تهران پردیس های سینمایی بسیار اندک هستند اما در شمال شهر تهران ما شاهد وفور پردیس های سینمایی هستیم؟ چرا بیش از ۹۰۰ شهر کشور باید فاقد سالن سینما باشند؟ آیا این اتفاقات در راستای تحقق عدالت فرهنگی است؟

وی سپس با بیان اینکه سینمای موجود در کشور تنها طیفی ۳-۴ درصدی را پشتیبانی می کند تصریح کرد: متأسفانه شرایط به گونه ای است که مخاطبانی که دلبسته به انقلاب اسلامی هستند امکان استفاده از سینما را ندارند. یکی از معضلات بسیار مهم سینمای کشور هم هزینه گزاف و بالای بلیت است. هزینه بلیت به هیچ عنوان بر اساس توانایی مالی و جیب مخاطبان طراحی نشده و این هزینه های گزاف صرفاً برای قشر مرفه و طبقه خاص اقتصادی است و به همین دلیل بسیاری از خانواده ها سینما از سبد کالای مصرفی شان حذف شده است.

بامروت نژاد خاطرنشان کرد: مدیریت فرهنگی و سینمایی پیش از هر کاری باید زیرساخت های سینمای کشور را توسعه دهند؛ باید کاری کنند تا عموم مخاطبان بتوانند در سالن های سینما حضور پیدا کنند. جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی و صدا و سیما در این راستا می توانند بسیار کمک کننده باشند. ما باید کاری کنیم که صف آرایی مخاطب در سینمای کشور عوض شود. بخشی از معضلات ما فرهنگی است اما بخش های دیگر به مسائل زیرساختی، اقتصادی و… مرتبط می شود که باید همه آن ها نیز به خوبی مهیا شوند تا چرخه فیلم های انقلابی هرگز از حرکت باز نایستد.

این سینماگر در خاتمه اظهاراتش افزود: یکی دیگر از مسائلی که مدیران فرهنگی و سینمایی باید به آن توجه داشته باشند این است که برای تولید فیلم های ارزشی و انقلابی تنها لازم نیست که فیلم های فاخر با هزینه های گزاف تولید شوند که احیاناً در گیشه شکست بخورند. مدیران می توانند با شناسایی نیروهای کارآمد و زبده انقلابی فیلم های جمع و جور و ارزان در این حوزه تولید کنند تا کم کم مخاطب به تماشای این فیلم های ارزشمند عادت کند و چرخه از حرکت ایستاده سینمای انقلاب به حرکت درآید.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

«زمستان نیست» برنده جشنواره ایتالیایی شد – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: انیمیشن «زمستان نیست» ساخته حسن مختاری بهترین انیمیشن ماه مارس یک جشنواره ایتالیایی شد.

به گزارش سینماپرس، انیمیشن کوتاه تجربی «زمستان نیست» ساخته حسن مختاری از ایران مقام بهترین انیمیشن ماه مارس سومین جشنواره بین‌المللی فیلم Assurdo ایتالیا را کسب کرد.

جشنواره فیلم Assurdo یک جشنواره بین‌المللی ماهانه است و برنده‌های هر ماه در گروه‌های مختلف در پایان سال با هم رقابت می‌کنند.

حسن مختاری پس از کسب این عنوان اعلام کرد: «از آنجایی‌که مضمون این فیلم فداکاری و ایثارگری است به نوبه خویش، این افتخار کوچک را به کادر درمانی و بیمارستانی درگیر با کرونا در ایران تقدیم می‌کنم.»

فیلم «پدر درختان» ساخته تیمور قادر  نیز در این جشنواره مورد تقدیر قرار گرفت.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

«روایت جنگ در دل جنگ» چگونه ثبت شد؟ – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: مریم امینی همسر شهید سیدمرتضی آوینی و ناشر و ویراستار کتاب «روایت جنگ در دل جنگ» ضمن تشریح رویکرد تحلیلی این کتاب، آن را نزدیک‌ترین روایت به واقعیت «سینمای آوینی» توصیف کرد.

به گزارش سینماپرس، کتاب «روایت جنگ در دل جنگ» نوشته انیس دوویکتور استاد دانشگاه سورن به تازگی با ترجمه محمدمهدی شاکری توسط نشر واحه و با حمایت بنیاد سینمایی فارابی در ایران منتشر شده است. کتابی که سینمای جنگ در ایران را بررسی می‌کند و در بخشی از آن سینمای شهید مرتضی آوینی و چگونگی ساخت مستندهای وی نیز مورد بررسی قرار می‌گیرد.

ویراستار و یکی از ناشران این کتاب مریم امینی همسر شهید آوینی است. همزمان با ۲۰ فروردین‌ماه مصادف با سالگرد شهادت مرتضی آوینی و به بهانه انتشار کتاب «روایت جنگ در دل جنگ» با او به گفتگو نشستیم.

روایتی جامع از سینمای جنگ در ایران

مریم امینی در گفتگو با مهر، ضمن اشاره به اینکه کتاب «روایت جنگ در دل جنگ» یک کتاب جامع به شمار می‌رود، گفت: این کتاب توسط انیس دوویکتور نوشته شده است و بخشی از پایان‌نامه دکتری این نویسنده محسوب می‌شود. زمانی که من به‌عنوان ناشر وارد کار شدم، این کتاب که به زبان فرانسه نوشته و به زبان فارسی ترجمه شده بود. در واقع متن کتاب از فارسی به فرانسه و بعد دوباره به فارسی ترجمه شده بود. به همین دلیل نیاز به کار بیشتری بود. البته در این فرآیند هیچ مشارکتی در انتخاب و تأمین محتوای کتاب نداشتم.

وی تأکید کرد: «روایت جنگ در دل جنگ» یک کتاب بسیار جامع است و یکی از ویژگی‌های مهم آن همین جامعیت است؛ نویسنده در این کتاب تنها مستندهای «روایت فتح» را بررسی نکرده و در واقع شاهد یک بررسی جامع درباره چگونگی ظاهر شدن جنگ در سینمای داستان‌گوی ایران هم در این کتاب هستیم و اینکه سینمای داستان‌گوی ما چگونه به جنگ پرداخته است. در این کتاب با ثبت این واقعیت مواجهیم که سینمای داستان‌گوی جنگ در ایران در همان زمانی شکل می‌گیرد که جنگ هنوز جریان دارد. سینمایی که منتظر نمی‌ماند تا جنگ تمام شود و بعد درباره آن فیلم بسازد. در این سینما همزمان با جنگ هم فیلم‌های داستانی و هم مستندهایی درباره جنگ ساخته و نمایش داده شده است.

دکتر انیس دوویکتور نویسنده کتاب «روایت جنگ در دل جنگ»

امینی افزود: مساله دیگری که در این کتاب به آن پرداخت شده، این است که به ویژگی‌های سینمای ایران هم می‌پردازد و مواردی را بررسی می‌کند که مربوط فیلم‌های داستانی مرتبط با جنگ می‌شود. همچنین به مستندهای سینمایی که بعد از وقوع جنگ ساخته شده نیز اشاره دارد، به گونه‌ای که نشان می‌دهد تا چه اندازه نوآوری در این سینما به وِیژه سینمای داستان‌گو و بیشتر از آن سینمای مستند ایران وجود داشته است.

وی با اشاره به اینکه مستندهای شهید آوینی در این کتاب در دل یک بافت اجتماعی و براساس شرایط اجتماعی، سیاسی، اعتقادی و سینمایی همان زمان بررسی شده است، توضیح داد: روش نگارش این کتاب سبب شده است تا نویسنده قدم به قدم با مخاطب پیش برود و او را به سمت آن چیزی که در نهایت به آن می‌خواهد برسد یعنی همان درک «سینمای شهید آوینی» سوق دهد. این کتاب می‌خواهد بگوید نوآوری‌ها در سینمای داستان‌گو و مستند آن سال‌های ایران چگونه خود را نشان داده است. در همین راستا در مستندهای «روایت فتح» ویژگی دیگری پیدا می‌کند به گونه‌ای که نویسنده ادعا می‌کند که آثار شهید آوینی در سینمای جنگ دنیا بی‌نظیر است.

نوآوری‌های گروه «روایت فتح» در تصویربرداری مستند

ناشر کتاب «روایت جنگ در دل جنگ» بیان کرد: در یکی از فصل‌های این کتاب به تصویربرداری این مستندها اشاره شده است و در همین راستا نویسنده با تصویربرداران «روایت فتح» نیز گفتگو می‌کند. کتاب سرشار از گفتگو و ارجاع است، به همین دلیل این کتاب به لحاظ پژوهشی نیز بسیار در خور توجه است.

معتقدم بخشی که در این کتاب به سینمای شهید آوینی اشاره شده است بسیار نزدیک به واقعیت آثار وی بوده است. علاوه بر آن تحلیلی که در کتاب ارائه شده از اینکه چطور آوینی در تدوین موفق شده تا مخاطب را به آن سوی تصویر هدایت کند، از مسائلی بود که برای خودم هم سوال بود و در این کتاب جواب خود را گرفتم وی تاکید کرد: از جمله مصاحبه‌های منتشر شده در این کتاب، مصاحبه با مصطفی دالایی یکی از مهمترین تصویربردارانی است که در کنار شهید آوینی حضور داشته است. در این کتاب شاهد مصاحبه‌های متعددی از دالایی و نقل قول‌هایی از وی هستیم که بسیار جالب است.

مریم امینی گفت: در بخشی از «روایت جنگ در دل جنگ» به ابداعاتی که این گروه تصویربرداری برای نزدیک شدن به مفهومی از جنگ را که مورد نظر شهید آوینی بوده انجام داده‌اند اشاره می‌کند. به گونه‌ای که گروه «روایت فتح» به این نتیجه می‌رسند که در آن شرایط نمی‌توانند برنامه‌ریزی در حوزه تصویربرداری داشته باشند و همین ضرورت‌ها باعث شده تا به یک نوآوری‌هایی در حوزه تصویربرداری برسند.

وی تاکید کرد: در بخشی از کتاب که به تصویربرداری آثار شهید آوینی اشاره شده است، توضیح داده می‌شود که گزارش‌های تلویزیونی در زمان جنگ در ایران و جهان دارای تصویربرداری‌های کوتاه مدت بود اما در این آثار از تصویربرداری کوتاه مدت خبری نیست و این خود از جمله ویژگی‌های تصویربرداری این مستندهای جنگی است که در کل و ماهیتی ضدگزارش تلویزیونی از نظر زمان و از نظر مدت پلان‌ها پیدا کرده است.

امینی با اشاره به اینکه در این کتاب به آثار شهید آوینی به عنوان مؤلف پرداخته شده است، توضیح داد: اینکه شهید آوینی چگونه از طریق تدوین و صدا موفق شد تا به گونه‌ای حضور عالم غیب را نمایش دهد از دیگر مواردی است که به آن اشاره شده است. در این کتاب مقایسه‌هایی نیز با فیلم‌هایی که در دوره جنگ جهانی اول و دوم ساخته شده است با این مضمون که ساخت فیلم‌های جنگی در آن زمان چگونه بوده است و آیا همزمان با جنگ فیلمی ساخته شده یا خیر نیز صورت گرفته است. در کل باید گفت که این کتاب از محدوده سینمای ایران نیز فراتر می‌رود و یک مقایسه‌ای کلی با سینمای جنگ جهان در آن وجود دارد.

مریم امینی

همسر شهید آوینی ادامه داد: معتقدم بخشی که در این کتاب به سینمای شهید آوینی اشاره شده است بسیار نزدیک به واقعیت آثار وی بوده است. علاوه بر آن تحلیلی که در کتاب ارائه شده از اینکه چطور آوینی در تدوین موفق شده تا مخاطب را به آن سوی تصویر هدایت کند، از مسائلی بود که برای خودم هم سوال بود و در این کتاب جواب خود را گرفتم چرا که توضیح داده می‌شود به لحاظ سینمایی چه اتفاقی افتاده تا این هدایت در سینما توسط شهید آوینی صورت بگیرد.

به بعضی از قسمت‌های کتاب نقد دارم اما معتقدم امتیازهای این کتاب بسیار زیاد است؛ باید چنین آثاری منتشر شود تا بستر نقد را فراهم کند و انگیزه‌ای برای نگارش کتاب‌ها و مقاله‌ها و ساخت فیلم‌های دیگری باشد این ناشر کتاب بیان کرد: در این کتاب مترجم به خصوص در فصل آخر که مربوط به خود شهید آوینی و فیلم‌های وی می‌شود، زحمت خود را کشیده و اصطلاح‌هایی که در عرفان مسیحی هست را با اصطلاح‌هایی که در عرفان اسلامی و تشیع وجود دارد، تطبیق داده است. ترجمه و تدوین کتاب یک کار تیمی بود و برای آن به‌صورت مستقیم با مترجم در تماس بودم. این کتاب اثر مشکلی است که سینمای جنگ را در حوزه‌های مختلف جامعه‌شناسی، فلسفی، سینمایی و عرفانی بررسی می‌کند و کار گروهی برای آن بسیار لازم بود. ترجمه کتاب هم با وسواس و علاقه از سوی مترجم انجام شده است.

وی تاکید کرد: البته در طول کار با نویسنده نیز مشورت‌هایی داشتیم همچنین آقای تابش مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی از انتشار این کتاب حمایت بسیاری کرد. کار روی این پروژه اصلاً سخت نبود و می‌توان آن را یک کار لذت بخش دانست و امیدوارم این کتاب برای مخاطب نیز همان حال خوب که در پشت صحنه انتشار کتاب بود را به همراه داشته باشد.

امینی گفت: کاری که در این کتاب انجام دادم کمی فراتر از ویراستاری یک کتاب بود، در واقع کار روی آن نزدیک به سه ماه آن هم به صورت ۲۴ ساعته برای من زمان برد. در واقع بخش‌هایی از این کتاب باید برای مخاطب قابل فهم‌تر می‌شد، نویسنده و مترجم در این زمینه تلاش خود را کردند تا کتاب برای مخاطب قابل فهم باشد و ممکن است در بخشی از این آثار ادبیات روان نبود و می‌توانست برای مخاطب گنگ باشد به همین دلیل بخش‌هایی از کتاب که برای مخاطب نامفهوم بود با توجه به متن اصلی ویراستاری شد.

کتابی که می‌تواند الگوی آثار پژوهشی باشد

وی ادامه داد: مهمترین مساله این کتاب آن است که یک پژوهش روشمند در زمینه سینمای جنگ ایران است و در دل آن به مستندهای «روایت فتح» نیز پرداخته شده است. در «روایت جنگ در دل جنگ» یک دیدگاه کاملاً تازه به لحاظ طرح موضوع وجود دارد و می‌توان گفت ارائه مطالب قدم به قدم پیش می‌رود.

ناشر کتاب «روایت جنگ در دل جنگ» بیان کرد: ساختار پژوهشی کتاب ساختاری است که در سینمای ایران کم داریم و این کتاب می‌تواند الگوی نگارش چنین کتاب‌هایی باشد. همچنین باید بگویم که پژوهش در آثار شهید آوینی کم هست، در واقع معمولاً آثار شهید آوینی از نگاه سیاسی مورد بررسی قرار گرفته است و این کتاب آثار شهید آوینی را از منظر دیگری دیده و بررسی می‌کند و این امر خود به خود این فکر را در ذهن ایجاد می‌کند که این آثار تا چه اندازه پتانسیل‌های پرداخته نشده دارد و این امر می‌تواند ویژگی مهم کتابی باشد که می‌تواند بستری برای نقد و بحث پیرامون این مستندها و سینمای آن زمان ایجاد کند.

امینی در پایان گفت: به بعضی از قسمت‌های کتاب نقد دارم اما معتقدم امتیازهای این کتاب بسیار زیاد است. باید بگویم در هر اثری از دیدگاه‌های مختلف می‌تواند نقدهایی را به همراه داشته باشد که این امر یک مساله طبیعی است. باید چنین آثاری منتشر شود تا بستر نقد را فراهم کند و انگیزه‌ای برای نگارش کتاب‌ها و مقاله‌ها و ساخت فیلم‌های دیگری باشد.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

من باختم، بد هم باختم! – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: شاید مدیران سیما در آینده نزدیک با دیدن آنچه بر سر سازمان آورده اند این دیالوگ نقی را با خود تکرار کنند: من باختم، بد هم باختم. من آبروی شهر خودم رو بردم. من دارم به قهقرا میرم . فقط بزارید برم..

به گزارش سینماپرس، منتقدی رسانه ای به نام سپیده انوشه طی یاداشتی به شرح آنچه که بر فصل شش سریال پایخت گذشت پرداخت و نوشت: “مامان خوب هستی؟ جات خوبه؟ مامان بهت گفتم من کشتی رو باختم؟ من همه چی رو باختم مامان… مامان جان دعا کن یه فرجی بشه، شبه عیدی من و زن و بچه من، من شرمنده نشن مادر جان “

زمانی که نقی معمولی درقبرستان علی آباد با مادرش صحبت میکرد قلب میلونها ایرانی با او همراه میشد. هرگز مادر نقی را ندیده بودیم اما او را خیلی خوب میشناختیم. چرا که ما نقی را میشناختیم. او یکی از ما بود گاهی خودمان گاهی پسرخاله یا برادر و همسرمان. همۀ اعضای خانواده معمولی چنین بودند ما همه آنها را میشناختیم و دیدن ایشان در کنار هم برای ما لذتی فراتر از دیدن تنها یک سریال داشت. پایتخت نوعی سرمایه اجتماعی بصری ما و البته صدا و سیما جمهوری اسلامی ایران بود. کاش به جای “بود “میشد از واژه “است” استفاده کرد. کاش میشد پایتخت ۶ را به کلی فراموش کرد اما نمیشود.  

آنچه کلید موفقیت پایتخت بوده است نسبت آن با فرهنگ عامه مردم است. پایتخت با انتخاب شخصیتی معمولی بازگو کننده قصه آدمهای معمولی است. پس پیوند داشتن با سیاست و عرفیات رایج در کشور در پایتخت ضروری است. اما چه پیوندی؟ آیا ما خانواده معمولی را دوست داریم یا آنها را تحقیر میکنیم!؟ تا پیش از پایتخت ۶ عوامل سازنده خانواده معمولی را دوست داشتند. آنها چشمشان را بر نقاط تیره شخصیتی اعضای خانواده نمی‌بستند بلکه آنها را با بیانی طنز به رخ میکشیدند. این به رخ کشیدن ابدا رنگی از کینه نداشت. اما سری ششم گویی با کینه و تنفر به هر آنچه خانواده معمولی را خانواده میکند حمله شده است.

دو مادر خانواده (هما و فهمیه) در هیچ بحرانی راهگشا نیستند. آنها حتی علاقه ای به حل بحرانها ندارند و در پی تعریف شخصیت خود خارج از محیط خانواده هستند. گویی خارج شدن آنها از چهارچوب های خانوادگی و انتخاب شغل های بیرون از خانه تنها هویت منطقی و عزتمندانه است. فهمیه در مدت کوتاهی توانسته آرایشگری ماهر شود اما تمام سالهایی که صرف تربیت فرزندان خود کرده را به باد رفته میداند. هما نیز در بیرون از خانه آرامش بیشتری دارد و گویا آنجا ارزش و قدر او به درستی درک میشود. جایی که هیچ کس از او انتظار نامعقول ندارد. خانه محیطی است که اگر همای سعادت هم باشی بدون دروغ در آن به آرامش نخواهی رسید!

دو پدر خانواده (نقی و بهبود) هر دو منفعل، ناتوان و سردرگم هستند. یکی اسیر دزدان دریایی بوده و دیگری اسیر جایگاه تحقیر شده معمولی است. نقی در تمام سری های گذشته همواره دنبال جایگاه برتر اجتماعی بوده است. در این سری او با رانندگی کردن برای یک سیاستمدار چنین جایگاهی را در عالم سیاست یافته است. جایگاهی که از او فردی ترسو، ضعیف، دروغگو و متظاهر ساخته است. نقی معمولی در موقعیتی که به شدت با معمولی بودن خود درگیر است عملا خویش را بازنده زندگی میداند. تکیه بیش از حد او به همسرش نه از روی اعتماد و حمایت که از ترس از دست دادن هر آن چیزی است که دارد. او در موقعیت های مختلف نمیتواند درست صحبت کند و با در اوردن صدایی حیوانی طرف مقابلش را ساکت میکند. بهبود در شرایطی برگشته تا سرپرستی خانواده را بر عهده بگیرد که هیچ کس به او احتیاج ندارد. بازگشت او با رفتن پسرش قرین میشود. در نهایت او در ضعیفترین وجه ممکن میخواهد از موقعیت فرار کند. در سری های پیشین زمانی که شخصیت ها به پیچ های سخت زندگی میرسیدند. مخاطب با آنها همراهی میکرد. اما در اینجا کسی با بهبود همراهی نمیکند زیرا این مرد ضعیف و بدون تلاش را کسی نمیشناسد!

فرزندان خانواده(سارا، نیکا، بهروز، بهتاش) دنیایی متفاوت از خانواده دارند. آنها ارزش های خانوادگی را درک نمیکنند و به محض رسیدن به پول تغییر رویکرد میدهند. این تغییر رویکرد در بهتاش با زندگی مجردی عیان میشود اما در سارا و نیکا نیز وجود دارد. آنها در شبکه های مجازی فعال هستند و احتمالا میتوانند درآمد کسب کنند. همین آنها را مصمم میکند بدون مشورت با پدر و مادر اقدام به نصب ماهواره کنند. پس آنچه فرزندان بالغ را با خانواده وصل کرده محبت و امن بودن محیط خانه نیست بلکه نیازی مالی و ابتدایی است. وقتی این نیاز به هر طریقی برطرف شود فرزندان دست به شورش بر علیه باورهای خانواده میزنند. حرمت بزرگترها را میشکنند و سنتها را پامال میکنند.

دوستان خانوادگی(رحمت و ارسطو) منفعت طلبانی هستند که حضورشان در زندگی خانواده برای ارضای نیازهای مادی است. نقی رابطه اش با ارسطو ورشکسته شده زندانی را قطع میکند. ارسطو به دلیل نیاز مادی با شغل و زندگی نقی بازی میکند. رحمت در یک بیست و چهار ساعت عشق خود را تغییر میدهد. برای او از دست ندادن سالن عروسی مهمتر از عروس است. دیگر خبری از جمع شدن و تلاش برای حل مشکلات به دست اعضای فامیل نیست.

فارغ از شخصیت های معوج شده پایتخت فضای کلی سریال نیز دستخوش تحولات جدی قرار گرفته است. رویکرد اروتیک و تا حدودی ضد دین فضای جدید پایتخت است. دیالوگ های دو پهلوی جنسی، روابط خارج از ازدواج، اشارات جنسی زن و شوهر و برخی اشارات خاص -که به احترام مخاطب از بازگو کردن آن معذورم- در پایتخت شش به وفور یافت میشد. کنایه های ضد دین علاوه بر شخصیت متظاهر نقی، در نوع برخورد با جسد پدربزرگ خانواده(بابا پنجعلی) عیان میشود. جسد پدربزرگ برخلاف دستور دینی اسلام که مثله کردن بدن مسلمان را حرام میداند تشریح شده است. نکته جالب نبود مقبره برای او است. اگر بر فرض محال اسلام برای عوامل پایتخت استثنا قائل شده و مثله کردن جسد مسلمان را بلا اشکال فرض کرده، عدم دفن پنجعلی چه معنایی دارد!؟ بعد از تشریح اعضای بدن او باقی می ماند و میتواند دفن شود. دقیقا کاری که با اجساد وارداتی جهت تشریح به ایران انجام میشود. آیا استخوانهای پنجعلی هم تشریح شده!؟ به نظر میرسد این موضوع علاوه بر آنکه با برخی احکام اسلامی در تناقض است کنایه ای خاص به دفن برخی از جوارح یک انساندر ایران دارد. همه می‌دانیم چه اجسادی در ایران ناقص‌اند اما دفن میشوند، مقبره دارند و مورد احترام اند!

عجیبتر از آنچه بر سر پایتخت آمده نحوه برخورد مدیران سیما با آن است. به رغم همه اعتراضات پیش از پخش سریال بخش هایی در تایید صد در صد سریال پخش شد. منتقدان را منسوب به فلان جناح و فلان مسئول کردند. عوامل فیلم نیز با فریاد وا سانسورا! از این رویکرد مدیریتی حمایت کردند. اوج کمدی ناخواستهآنجاست که بلافاصله بعد از اعتراضمدیریت سازمان صدا وسیما، عوامل پایتخت در یک برنامه تلویزیونیحضور پیدا کرده وانتقاد از برنامه بیجا خوانده شد و توبیخ را غیر منتظره دانستند! آنچه رخ داد شن پاشیدن به صورت منتقدان معمولی سریال و منتقد غیر معمولی سریال بود! به قول نقی معمولی که میشناختیم مگه میشه!؟ مگه داریم!؟

اگر تنها پایتخت را آفت زده میدیدم میشد کل ماجرا رابه عوامل تکنسین اثر نسبت داد. اما قرار گرفتن سیما مقابل فرهنگ دینی و رواج مفاهیم اروتیک در انبوهی از آثار پخش شده در نوروز ۹۹ غیر قابل انکار است. این نگاه مدیران سازمان است که چنین فجایعی را می آفریند. آنها مخاطب را گروهی قشری، جنسی و سیاست زده میبینند. در زمان بحران سعی دارند برای خشنود کردن این دسته از مخاطبان خود را به دامان چنین مفاهیمی بیندازند. ۹۸ سال بحران ها و برنامه های نوروز۹۹ برای هضم بحران های گذشته بود.

آقای علی عسگر دنبال ستون پنجم فیزیکی نباشید! تفکر پوسیده ای که میگوید در بحران با مفاهیم شکم و زیر شکم بازی کنید و خدا را بگذارید برای وقت اضافه، دشمن سازمان است. دشمنی که نیروهای انقلابی که خانه ای جز تلویزیون ندارند را مجبور به تحمل هر ممیزی و شرایط سخت کاری کرده است. ممیزی هایی که عالم غیب و هر آنچه باور تشیع است به تازیانه شعاری بودن، عقلانی نبودن و… و. دور میکند و هر متلک و فحش جنسی و سیاسی را قبول میکند. سیما عملا در مقابل فرهنگ ایرانی- اسلامی موضع گرفته است. اگر مثل رقبایش فکر و عمل کند دقیقا چه فرقی با آنها دارد!؟

  شاید مدیران سیما در آینده نزدیک با دیدن آنچه بر سر سازمان آورده اند این دیالوگ نقی را با خود تکرار کنند: ” من باختم، بد هم باختم. من آبروی شهر خودم رو بردم. من دارم به قهقرا میرم. فقط بزارید برم …”

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

مجله طنز «شکرشکن» را با موضوع «تفاهم» – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: رادیو صبا در برنامه «شکرشکن» با نگاهی طنز به موضوع «تفاهم» می پردازد.

به گزارش سینماپرس، برنامه «شکرشکن» کاری طنز از رادیو صبا است که در قالب یک مجله صوتی به مسائل مختلف فردی و اجتماعی می پردازد.

این برنامه ماجراهای یک تحریریه مجله را به صورت نمایشی روایت می کند که در فضایی طنزآمیز در تلاش برای انتشار مطالب و سرمقاله است.

مجله «شکرشکن» روز پنجشنبه ۲۱ فروردین ماه ساعت ۹ صبح به موضوع «تفاهم» اختصاص دارد.

این برنامه طنز به تهیه کنندگی رضا عزتی و با بازی پیمان قریب پناه و آسیه گرجی روی آنتن رادیو صبا می رود.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

در سال «جهش تولید» با جهاد هنری به میدان بیاییم – اخبار سینمای ایران و جهان

رییس سازمان بسیج هنرمندان کشور به مناسبت آغاز هفته هنر انقلاب و «روز بسیج هنرمندان» با انتشار پیامی این روز را به تمامی فعالان این عرصه تبریک گفت.

امیر نصیربیگی رئیس سازمان بسیج هنرمندان کشور به مناسبت روز هنر انقلاب اسلامی و روز بسیج هنرمندان پیام تبریکی صادر کرد.

درمتن این پیام آمده است:

«به آواز پر جبرئیل می ماند آنگاه که دل از حضیض خاک بر می کشد و ترنم افلاکی خویش را در پرنیان نقش و رنگ و خیال می پیچد و راه به خانه ی دوست می جوید و مسیر آسمان می پوید.

هنر را میثاق شگفتانه ای است در این سوی ابدیت که زلال حقیقت را چونان نوشدارویی در جام دستان خویش میریزد تامگر زخم غربت انسان در فراق معشوق ازلی را تسکین دهد. هنری برخاسته از دل که پژواک بیقراری خاک است در بهاران ذوق و اندیشه که ساقه های معرفت را میرویاند تا در بهشت زیبایی خویش، دلها را به روضه ی رضوان برساند.

هنری که از قفس تعلقات خویش رهاست و جانها را میرهاند. هنری که در سبوی معرفت و عشق، جان خویش را پروده است تا دلها را بپرواند. هنری برخاسته از نور که دست می یازد تا مگر دنیای شب الود را به صبح حقیقت برساند و حقیقت چیست جز نور لایزال الهی که هر آنکس در آن غرق شود، به ساحل نجات می رسد. هنری که صدای بیداری جهان را می شنود و آواز گر تصنیف رهایی از ظلمت طاغوت است. هنری که همگام با کودکان فلسطین، سنگ در مشت می گیرد و همقدم با مردان یمن، اویسان قرن را به جهادی دیگر فرامی خواند. هنری که گواه رنج های بشر است در سیاهی رقص شمشیر جهالت و غفلت.

هنر انقلاب، صدای عاشوراییانی است که همچنان در سنگر جهاد ایستاده اند. هنری که این روزها چنان از  داغ سرداری بزرگ لبریز است که از نفس هایش، اتش بر هیمنه استکبار خواهد افتاد.

هنر انقلاب، هنر بی دردان و مرفهان نیست. هنر درد است. دردی که این روزها در ریه های جهان فریاد میکشد و در جستجوی آخرین منجی، بیقرار و منتطر ایستاده است و علم بر دوش گرفته است تا در ساعت قرار، پا در رکاب عشق به جهاد اکبر برسد.این است روایت هنر انقلاب که روایت فتح است به پرچمداری آوینی های زمان که با نگاهی انقلابی و جهادی هنری، رزم افرین و پر اقتدار ایستاده است.

سالروز شهادت سید شهیدان اهل قلم، شهید سید مرتضی آوینی را گرامی میداریم و روز هنر انقلاب و روز بسیج هنرمندان را به هنرمندان بسیجی تهنیت عرض می کنیم. امیدواریم در سالی که با نام جهش تولید مزین شده است، در  به تحقق رسیدن این آرمان انقلابی، با جهادی هنری به میدان بیاییم.»

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

اتهام همصدایی با دشمن به منتقدان سریال پایتخت! – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: در برنامه‌ای که به‌عنوان نقد و بررسی سریال «پایتخت ۶» از شبکه اول سیما پخش شد، منتقدان ششمین سری از سریال «پایتخت»، با ضدانقلاب خارج کشور همصدا دانسته شدند و در ادامه برنامه فوق، مجری برنامه نیز که ظاهرا بایستی بی‌طرف باشد، همان اتهامات را تکرار نمود!

به گزارش سینماپرس، این اتهامات به دنبال انتقاد برخی منتقدان و کارشناسان فرهنگی و رسانه‌های داخلی مطرح شده که به ساختار ضعیف و محتوای نامطلوب سری ششم از مجموعه «پایتخت» از قبیل رویکرد ضد خانواده و رواج شاخصه‌های فرهنگ غربی در این باب از قبیل پرخاشگری فرزندان نسبت به والدین تا حد درگیری و کتک زدن آنها، شکستن حریم محرم و نامحرم، تصویرسازی عادی از روابط ناهنجار، نمایش جامعه‌ای سرشار از دروغ و فریب و شارلاتانیسم که حتی یک فرد درست و درمان در آن یافت نمی‌شود و مضحکه و تمسخر آیین‌ها و مناسک دینی و مذهبی معترض بوده‌اند.
این در حالی است که در هنگام تولید سریال «پایتخت» و در واقع دیگر برنامه‌های تولیدی رسانه ملی، شبکه‌های ماهواره‌ای و رسانه‌های ضدانقلاب خارج کشور به سیاق عناد با هرگونه همکاری با انقلاب و نظام جمهوری اسلامی، همه این برنامه‌ها و سازندگان آنها را مورد هجمه قرار می‌دادند و واضح است این عناد هیچ تناسبی با انتقادات و اعتراضات خیرخواهانه منتقدان داخلی نسبت به محتوای سریال یاد شده نداشته و ندارد.
طرفه آنکه با مشخص شدن محتوای برخی از آن تولیدات همچون سریال «پایتخت ۶»، شاهد چرخش ۱۸۰ درجه‌ای همان رسانه‌های بیگانه و ضدانقلاب در رابطه با این سریال و حمایت از آن در مقابل منتقدان و معترضان داخلی هستیم.   فی‌المثل وب‌سایت «رادیو زمانه» وابسته به سرویس اطلاعاتی هلند ضمن حمله به منتقدان «پایتخت ۶» و تندرو خواندن آنها، این سریال را جذاب و پرمخاطب خوانده و «تیغ بران انتقاد از حاکمان کنونی ایران» و همچنین مقابله با آیین‌ها و مناسک دینی تحت عنوان «خرافه» دانسته است.
این وب‌سایت خارجی، سریال «پایتخت» را همچنین  باعث «ترویج روحیه‌ای که بازار مراجع تقلید و طلاب و حوزه‌های علمیه را کساد خواهد کرد» معرفی کرده و یکی از نقاط قوت آن را نبود «خبری از خانواده سنتی» و راحت بودن زن‌ها و مردهای نامحرم با یکدیگر، به شمار آورده است!
همچنین «رادیو فردا»، وابسته به سازمان CIA نیز در مطلبی، بازآفرینی برخی از فیلم‌های خاطره‌انگیز دوران شاهنشاهی را از نقاط قوت سریال «پایتخت ۶» به شمار آورده و این بازآفرینی را به‌طور کلی متفاوت با دیگر بازسازی‌ها و ادای دین‌ها به محصولات سینمایی قبل از انقلاب دانسته است.
«دویچه‌وله» رسانه وابسته به سرویس اطلاعاتی آلمان هم با مقاله‌ای به نمایش روابط نامشروع و رفتارهای غیراخلاقی و پرخاشگرانه و مضحکه مناسک مذهبی  به‌عنوان جذابیت‌های سریال «پایتخت ۶» پرداخته و منتقدان این سریال را «موسوم به ارزشی» و «تندرو» خوانده و از جمله با ذکر نام، روزنامه‌های کیهان و جوان را مورد حمله قرار داده و در نهایت از قول کاربری نوشته که «پایتخت ۶ نزدیک‌ترین پایتخت به جامعه امروزمان بود؛ جامعه‌ای که در آن مواد مخدر بیداد می‌کند، احترام بزرگ‌تر نگه داشته نمی‌شود و همه از هم طلبکارند». دیگر رسانه‌های بیگانه و زنجیره‌ای مانند «بی‌بی‌سی» (رسانه سلطنتی بریتانیا)، گویا نیوز (وابسته به سازمان سیا) و… نیز ضمن انتشار مطالب مشابه با حمله به منتقدان «پایتخت ۶»، سریال یاد شده را مورد تجلیل و تحسین قرار دادند. حالا با این اوصاف، همنوایی مدافعان پایتخت ۶ با رسانه‌های بیگانه و معاند به مراتب نگران‌کننده‌تر است!
۱۸ سال پیش «بنیامین نتانیاهو» (نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی) در جمع کمیته صلح آمریکایی و در سالگرد حادثه یازدهم سپتامبر به آمریکا توصیه کرد برای سرنگونی نظام جمهوری اسلامی به جای کاربرد ‌تانک و توپ و موشک، از تلویزیون و ماهواره و اینترنت استفاده کند. نتانیاهو توضیح داد با نمایش سریال‌هایی که جوانان را با لباس‌های پرزرق و برق و در فضاهای مختلط و بی‌بند و بار نشان می‌دهد همچنین با نمایش روابط نابهنجار در خانواده و میان زنان و مردان و ترویج مصرف‌گرایی و رفاه‌زدگی می‌توان جوانان را به این‌گونه صفات رفتاری و غیراخلاقی جذب کرد و ابتدا باعث فروپاشی ایدئولوژیک و ارزشی جامعه و سپس از هم پاشیدن فیزیکال نظام ایران دست یافت.
همچنین ۷۵ سال پیش در سازمان سیا سندی برای تولید فیلم‌های سینمایی و سریال‌های تلویزیونی تدوین شد موسوم به «آزادی میلیتاریستی» که اساس این سند بر ‌ترویج سبک زندگی آمریکایی در فیلم‌ها و سریال‌ها قرار داشته و دارد. نوعی سبک زندگی که عناصرش مغایر با سبک زندگی ایدئولوژی‌های مخالف با ایدئولوژی آمریکایی بوده و  مبتنی بر ارتباطات باز و لاابالی در خانواده و روابط بی‌بند و بار دختران و پسران در فضاهای مختلط و مصرف‌گرایی و رفاه‌زدگی و… قرار دارد. اکنون می‌توان مورد بررسی قرار داد که سری جدید مجموعه پایتخت چه اندازه همسو با این چشم‌اندازها تهیه شده و چه اندازه به بسط و ترویج فرهنگ اصیل اسلامی- ایرانی پرداخته است.

*کیهان

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

آیا «خروج» راه فیلم‌ها را از سینما جدا می‌کند؟ – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: فیلم سینمایی «خروج» قرار است بدون اکران عمومی، در سامانه‌های اینترنتی به نمایش درآید. برخی سینماگران مقابل این اقدام، مواضع منفی و متناقض اتخاذ کرده‌اند اما برخی دیگراین اقدام را شکستن انحصار در سینما دانسته‌اند و از آن حمایت کردند.

به گزارش سینماپرس، اقدام سازمان اوج در انتشار فیلم «خروج» در VOD ها قبل از اکران رسمی شاید فتح بابی در سینمای ایران شود تا مدل جدیدی از اکران را شاهد باشیم. در حالیکه چندسالی است برخی فیلم‌های مهم سینمایی در جایی غیر از سینما اکران می‌شود اما سینمای ایران اولین بار است که چنین موضوعی را تجربه خواهد کرد و باید دید که در نهایت این باب ادامه پیدا خواهد کرد یا مسدود خواهد شد هر چند وزارت ارشاد به صورت محتاط در باغ سبز را نشان داده است و از اکران فیلم های پشت خط مانده در اولین قدم حمایت کرده اما واکنش های صنفی سینماداران نشان می دهد آنها نگران آینده خود هستند.

*اولین واکنش منفی صنفی

در روزهایی که کرونا  اکثر کسب و کارها را زمین‌گیر کرده است اقدام سازمان اوج در اکران فیلم خروج در سامانه‌های نمایش خانگی قبل از اکران در سینما اتفاقی جالب است ولی واکنش ها به این اقدام همچنان متناقض و متفاوت است. سعید خانی تهیه کننده فیلم «دوزیست» در واکنش به این اقدام آن را نتیجه فیملسازی با پول بیت المال دانسته و تلویحاً کنایه زده است که اوج به دلیل عدم فروش فیلم خروج این اقدام را انجام داده است اما محمد ذوقی مشاور رسانه‌ای فیلم با اشاره به درآمد ۳۷ میلیاردی اوج در سال ۹۸ این اقدام را در راستای فعالیت های اقتصادی می داند در عین حال که این اقدام برای رفاه مردم انجام شده است.

*مواضع متناقض

در حالیکه در سالهای اخیر سامانه های پخش فیلم کم کم خود را رقیبی برای شبکه های تلویزیونی مطرح می‌کردند اما این اقدام آنها را می تواند در حد رقیب بزرگی در سینماها جانمایی کند و همین مسئله باعث شده است که محمد قاصداشرفی رئیس انجمن سینماداران بگوید «فیلمی که در فضای مجازی و یا شبکه نمایش خانگی ارائه شده باشد، قطعاً در آینده در سینماها اکران عمومی نخواهد شد. زمانی که یک فیلم سینمایی در شبکه نمایش خانگی و یا فضای مجازی نمایش داده شود، دیگر لزومی ندارد در سینما اکران عمومی داشته باشد، چرا که مخاطب فیلم موردنظر را پیش از اکران عمومی دیده و دیگر برای تماشای آن فیلم به سینما نخواهد رفت».

با این حال محمدمهدی طباطبایی‌نژاد معاون نظارت و ارزشیابی و رییس شورای عالی اکران از اقدام صاحبان فیلم‌ها در انتشار آثارشان در سامانه‌های نمایش فیلم دفاع کرده است و گفته «سازمان سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از اینکه فیلم‌های تازه، از صف اکران خارج شوند و به سامانه‌های نمایش درخواستی بروند استقبال می‌کند و در بخش خصوصی هم با پرداخت ۲۰ درصد رقم قراردادشان پس از بارگذاری در شبکه وی‌اودی از آن‌ها حمایت می‌کند. این اتفاق به این دلیل می‌افتد که در حال حاضر سینماها تعطیل هستند و یکی از مسئولیت‌های سازمان سینمایی این است که برای مخاطب فیلم‌های سینمایی خوراک لازم را تدارک ببیند.» او درباره اکران فیلم خروج هم اضافه کرده است: «اگر فیلم‌های ما نیز ارزنده باشند قطعا دیده خواهند شد. بر این اساس اکران اول فیلمی مثل «خروج» که یک فیلم تازه است به صورت آنلاین، نکات مثبتی را به همراه خواهد داشت، از جمله اینکه فضای وی‌اودی‌ها را جذاب می‌کند و سبب افزایش کاربر می‌شود. مشابه این، پیش‌تر توسط شبکه‌هایی مثل نتفلیکس انجام شده که اکران اول یک فیلم را عرضه می‌کنند. بنابراین چنین کاری در این شرایط که مخاطب از فیلم تازه و سینما دور شده، برای ما امری پسندیده است و خلأ به وجود آمده را پر می‌کند.»

همان طور که گفته شد علیرغم برخی مواضع منفی و متناقض سینماگران اما برخی این اقدام را شکستن انحصار در سینما تعبیر کرده و از آن حمایت کردند. سیدضیاء هاشمی رییس جامعه صنفی تهیه‌کنندگان در این باره گفته است: «این تصمیم بزرگ و جسارت قابل تقدیر را فتح بابی بدانیم برای شکست هیمنه و انحصار مدیریت پخش و نمایش سنتی سینمای ایران.» و خب به نظر می‌رسد که با این اقدام و حمایت تهیه‌کنندگان، راه برای سایر فیلم‌ها هم باز شود اما در این میان سیدمحمود رضوی تهیه کننده سینما هم ضمن حمایت از این کار اوج آن را خط شکنی به نفع مردم دانسته اما در عین حال هشدار داده که وزارت ارشاد همزمان باید از شکل‌گیری انحصار در اکران آنلاین جلوگیری کند.

* قاچاق می‌شود؟

یکی از مسائل مهم در اکران آنلاین جلوگیری از قاچاق فیلم است. در حالیکه تاکنون فیلم ها بعد از اکران در سینماها به سامانه های نمایش داخلی می‌آمدند یعنی بعد از فروش در سینما و فروش رایت خانگی بخشی از هزینه هایشان جبران یا تامین شده بود اما اینکه فیلمی قبل از اکران سینمایی وارد این چرخه شود کمی نگران کننده است. محمد ذوقی مشاور رسانه ای خروج در این باره و لزوم تمهیدات جهت جلوگیری از قاچاق فیلم گفته است: «مردم ما حتماً با فرهنگ‌تر از این حرف‌ها هستند، ضمن اینکه خود وی‌اودی‌ها تمهیداتی اندیشیده‌اند برای اینکه این اتفاق نیفتد.»

از سویی دیگر رییس شورای عالی اکران درباره اینکه آیا با اکران آنلاین فیلم‌ها امکان دانلود غیر قانونی وجود خواهد داشت؟ گفت: «آن چیزی که خود سامانه‌ها می‌گویند و مدعی آن هستند این است که به شکل حرفه‌ای مطلقاً امکان دانلود یا کپی کردن فیلم‌ها وجود ندارد، مگر اینکه از روی تصویر، تصویر دیگری گرفته شود که طبیعتاً آنقدر کیفیت پایین و نازل است که هیچ مخاطب عاقلی چنین فیلمی را نمی‌بیند. ضمن اینکه فیلم اکران شده در دسترس است و تجربه چند وقت اخیر هم نشان داده چند فیلمی که نسخه پرده‌ای آن بیرون آمد هیچ التهابی را به وجود نیاورد و اصلا مورد استقبال قرار نگرفت به طوری که ما حتی آن را به عنوان یک سرقت هنری هم نگاه نکردیم چون الان دیگر مدل تصویربرداری از پرده و فیلم جواب نمی‌دهد و مردم کالای مرغوب می‌خواهند.» با این حال باید منتظر ماند و دید آیا خروج بعد از نمایش آنلاین قاچاق خواهد شد یا نه که در صورت منفی بودن قاچاق فیلم دیگر فیلم‌ها هم امیدوارانه‌تر وارد این گردونه خواهند شد.

*سابقه دارد؟

همان طور که ذکر شد چند سالی است که در جهان فیلم های سینمایی از چرخه ای غیر از اکران به درآمدزایی می رسند و نمونه بارز آن نتفیلیکس است که مستقلا محصولاتش را اکران می‌کند.

در این باره شهاب اسفندیاری رییس دانشگاه صداوسیما می‌گوید: «اتفاق مهمی است. اولین تولید بزرگ و دارای پروانه نمایش که پس از یک اکران محدود (در جشنواره فجر) مستقیم در اینترنت عرضه می شود. «اوج» کاری را انجام داده که «نتفلیکس» سال‌ها قبل شروع کرد و به تغییر مناسبات پخش و اکران در آمریکا انجامید. در ابتدا بحث انگیز بود ولی کم کم جا افتاد. تا قبل از این فیلم‌ها تنها در صورتی برای اکران در سالن‌های زنجیره ای بزرگ سینما در آمریکا پذیرفته می‌شد که حداقل ۹۰ روز بین اکران و عرضه DVD/اینترنتی فیلم فاصله باشد. نتفلیکس این مقررات را بر هم زد و پس از اکران محدود، فیلم هایش را برای دهها میلیون مشترک اینترنتی عرضه کرد. در حالی که فیلمسازانی مانند اسپیلبرگ علیه تضعیف اکران سینمایی توسط نتفلیکس موضع گیری کردند، فیلمسازان صاحب نامی مانند برادران کوئن، آلفونسو کوارن و مارتین اسکورسیزی با نتفلیکس همکاری کردند. حتی فیلم «روما» محصول نتفلیکس ۴ جایزه اسکار برنده شد. البته نتفلیکس برای جلب رضایت این کارگردان‌ها، فیلم‌هایشان را برای چند هفته در سالن‌های کوچکتر یا سالن‌های اجاره ای اختصاصی اکران می‌کرد. اما درآمد اصلی در عرضه اینترنتیِ همزمانِ جهانی بود. دیگر بین اکران آمریکا و اکران در سایر نقاط جهان فاصله ای و واسطه‌ای نبود. هرچند این تصمیم متأثر از شرایط کرونایی فعلی است، باید دید آیا عرضه مستقیم اینترنتی فیلم های سینمایی مناسبات اقتصادی سینمای ایران را هم تحت تأثیر قرار می دهد یا خیر. اما شکی نیست که شرکت های عرضه اینترنتی فیلم و سریال بسیار خوشحال خواهند شد.»

با وجود همه نکات گفته شده اما همه این مسائل بسته به میزان درآمدی است که عاید سامانه‌های پخش فیلم خواهد شد. در حالیکه این سامانه‌ها فیلم‌ها را خریداری می‌کنند باید منتظر بازگشت سرمایه خود بمانند. باید دید که در ادامه تمایل این سامانه ها برای اکران سایر فیلم‌ها ادامه‌دار خواهد بود یا «خروج» اولین و آخرین نمونه این حرکت بی سابقه در سینمایی ایران است. اتفاقی که اگر موفقت‌آمیز باشد، قطعا باعث ایجاد چالشی جدید برای صنف سینمادار است که در سال‌های اخیر علاقه زیادی در ساخت سالن‌های سینما داشته است و حالا با این اقدام بخشی از مخاطب خود را از دست رفته خواهد دید.

*فارس

مشاهده خبر از سایت منبع