
زمان پخش فیلمهای سینمایی از تلویزیون در روز چهاردهم فروردین را در این گزارش بخوانید.

کتاب «زندانالرشید» خاطرات رئیس ستاد سپاه ششم نیروی زمینی سپاه یکی از صادقانهترین آثاری است که در زمینه تاریخ دفاع مقدس نوشته شده است.

در این گزارش با کوههای بسیار زیبای رنگین کمانی در استان زنجان و منطقه ماهنشان آشنا شوید.
به گزارش خبرنگار مهر، «سینمای شیشهای» عنوان بستهای روزانه است که در نظر داریم در قالب آن ضمن مرور مهمترین فیلمهای تولید و اکران شده در سال ۹۸، در هر شماره به معرفی هر یک از آنها برای تماشا در خانهها در ایام نوروز ۹۹ بپردازیم.
در شماره دهم از «مطرب» میگوییم. نه این بار قرار نیست بخندید، تمام تصوری که از کمدی، سینمای شانه تخممرغی، سخیف و هر آنچه را که به سینمای طنز با المانهای خنده اطلاق میکنند، از ذهنتان دور بریزید. فریب آن چهل میلیارد تومان فروشش را هم نخورید. شما در اینجا عملا با یک فیلم مطول روبهرو هستید که نه تنها خندهای بر لبانتان نمیآورد بلکه مدام در ذهنتان این پرسش مطرح میشود که چرا این فیلم تا این میزان فروش کرده است؟ در تمام آن ۱۴۴ دقیقه نمایشش مدام منتظر یک دیالوگ طنز، یک موقعیت کمیک، یا دست کم یک شوخی خنده دار هستید اما این اتفاق نمیافتد که نمیافتد.
از مصطفی کیایی کارگردان «مطرب» اتفاقاً فیلمهای خوبی در ذهن داریم، همان فیلمساز جوانی که «خط ویژه»، «عصر یخبندان»، «بارکد» و… را ساخته است. یک پای ثابت فیلمهایش هم همیشه دو کاراکتر هستند که میتوانیم به آنها لقب «احمق و احمقتر» را بدهیم که موقعیتهای کمیک را ایجاد میکنند اما در «مطرب» حتی از همان دو تا هم خبری نیست. فیلم اتفاقاً دیالوگهای ظاهراً سیاسی-اجتماعی هم دارد اما این تکهپرانیها هم به کمکش نیامده است. اینگونه «مطرب» تبدیل به ضعیفترین تجربه «سینمایی» کیایی شده که متأسفانه بیشترین سود اقتصادی را برای او رقم زده است.

دوربین را یک گوشه بکارید، مسایل سیاسی- اجتماعی دهه ۶۰ را با عنوان فیلمنامه کمدی پیش رویتان قرار دهید، فضاها را هم به شمایل همان دوران دربیاورید گاهی هم پلی به آینده بزنید؛ شما حالا یک فیلم کمدی با فروش چند میلیاردی فارغ از کیفتیش دارید؛ این فرمول تولید اکثر فیلمهای کمدی بفروش در این چند ساله بوده که «مطرب» هم از همین فرمول پیروی کرده است، اثری که حالا لقب پرفروشترین فیلم تاریخ سینمای ایران را به یدک میکشد!
نکتههایی که شاید جالب باشد بدانید
جذابیتهای کشورهای خارجی در این چند ساله به یکی از المانهای سینمای ایران تبدیل شده است این موضوع نه تنها در فیلمهای کمدی که در فیلمهای جدی اجتماعی هم دیده میشود. در «مطرب» هم سفری به ترکیه داریم تا نقدی به موضوع مهاجرت را ببینیم، که چه میشود آدمها دست به مهاجرت میزنند اما «مطرب» زبانش در بیان این موضوع قاصر است ولی به جایش خوب زرق و برق ترکیه را نشان میدهد. به اعتبار همین مساله هم هست که شوخیهای زردش را از دل ماجرا بیرون میکشد.
اما کارگردان چه میخواهد بگوید؟ نقدش به چیست؟ به شرایط فرهنگی که اجازه نمیدهد یک هنرمند به فعالیتش ادامه بدهد؟ پس چرا در بیان این مسایل ناکارامد است؟ عمده دلیلش را میتوان در فیلمنامه آن دید. فیلمنامهای که مصطفی کیایی خودش نوشته است، فیلمنامهای که داستانش جلو نمیرود و مدام درجا میزند. به علاوه اینکه دیالوگهای گل درشتش در زمان انتقاد کار دستش میدهد.
«اینها به ما میگویند مطرب» همین دیالوگ کافی است تا به قدری از فیلم بیرون بزند که نه خندهتان بگیرد و نه نقدش را جدی بگیرید.
کارنامه فیلم در زمان اکران عمومی
این واقعیتی غیرقابل کتمان است که فیلم توانسته طیفی از مخاطبان را با خود همراه کند، به گیشهها رونق بدهد، بخشی از ضرر سینماها به واسطه اکران بیرمق تابستان گذشته را جبران کند که رد پای این موضوع را میشود از تبلیغ دهان به دهان مردم جستجو کرد. بخشی از این رضایت به دلیل به تصویر کشیدن ایده برخی افراد جامعه است که با پیش آمدن کوچکترین مساله راهی جز مهاجرت پیش رویشان نمیبینند و «مطرب» به خوبی توانسته از این ظرفیت استفاده کند.
«مطرب» میخواهد از درد یک هنرمند بگوید اما یک خواننده کوچهبازاری را در نقش یک هنرمند جا میزند و موزیسنش را در حد یک مطرب تنزل میدهد یعنی در عین حال که میخواهد به اوضاع یک خواننده نقد داشته باشد آن را به ذلت میکشاند. چنان که دم دستیترین دغدغهها و اتفاقات در فیلم رقم میخورند. البته نباید از این موضوع هم صرف نظر کرد که فیلم تلاشی جدی دارد تا فضای نوستالژیک از موسیقیهای سالهای دهه 60 تا دیگر موقعیتهای خاطرهساز ایجاد کند اما حقیقت این است که حتی در این موضوع هم ناتوان است.
این فقط کیایی نیست که تعریف روشنی از فیلم موزیکال ندارد و این موضوع او را تا آنجا میرساند که فیلمش را یک اثر موزیکال معرفی میکند. در این سالها خیلی از کارگردانها دچار چنین اشتباهی شده اند. به صرف اجرای چند آهنگ قدیمی که حتی حس ناب آن روزها را برایمان تداعی نمیکند، نمیشود به یک فیلم لقب موزیکال داد.
در کنار این ویژگیها فیلم «مطرب» در زمان اکران عمومی در میانه یک دو قطبی جدی قرار داشت؛ عدهای از مخاطبان که بهشدت به آن علاقمند بودند و دیگران را هم به سالن سینما فرامیخوانند، توانستند فروش بالای فیلم را ضریب بدهند، در مقابل اما گروهی که بالاتر از «سرگرمی» حساسیتهایی حداقلی نسبت به «سینما» بهعنوان یک «هنر» داشتند، علیه فیلم موضعگیریهای تند و تیزی داشتند.
در فضای رسمی رسانههای تخصصی سینما اما تکلیف مشخصتر بود؛ غاطبه منتقدان سینمایی و اصحاب رسانه در گروه دوم مخاطبان «مطرب» جای داشتند که آن را جزو فیلمهای پرفروشی قرار دادند که فروش 40 میلیاردیاش هم هیچ پشتوانهای برای اثبات «خوب بودن» آن نبود!

آیا شما هم این فیلم را دوست خواهید داشت؟
احتمالا اگر در سینما تماشایش کرده باشید از میانه فیلم به این فکر کردهاید که کاش میشد موس زیر دستتان باشد و مدام فیلم را جلو بزنید تا اندکی از این فیلم کشدار رها شوید و زودتر بفهمید سرانجام این زیادهگوییها چه خواهد شد؛ در خانه لااقل این امکان را دارید!
فارغ از این مسئله اما نسبت مخاطب با فیلم «مطرب» به شدت متأثر از انتظاری است که او از «سینما» دارد. اگر از آن دسته مخاطبان سینما هستید که بهدنبال تفریح صرف و یک دورهمی با حضور چند بازیگر مطرح سینما هستید، شاید «مطرب» آزارتان ندهد و بتوانید در جمع خانواده و دوستان در خانواده به تماشایش بنشینید.
اما اگر انتظاری جدیتر از یک فیلم دارید و در کنار محتوا، نسبت به قواعد و ساختار سینمایی هم حساسیتهایی دارید، «مطرب» نمیتواند پیشنهاد مناسبی برای اوقات فراغتتان باشد.

به گزارش خبرگزاری مهر، کانون کارگردانان سینمای ایران در پی درگذشت کیومرث درمبخش پیام داد.
در متن این پیام آمده است:
در بهاری که همچون پاییز برگریزان، مردن در این جهان پهناور چیز تازهای نبوده همچنان که زندگی، سینماگری پیشرو را ویروسی عالمگیر از خانواده سینما گرفت. کیومرث درمبخش که در دایره سینماگران سینمای نوین ایران جای داشت با آثار بیاد ماندنی مستند از فرهنگ و طبیعت ایران خود را متفاوت از فیلمسازان همدوره خود نشان داد. او که در سال ۱۳۲۴ درست در روز بمباران اتمی شهر ناکازاکی و پایان جنگ جهانی دوم به دنیا آمده بود، همواره از جنگ بیزار بود و در آثارش به صلح و محیط زیست نگاهی ویژه داشت.
او که در فرانسه تحصیل کرده بود، در بازگشت به ایران به عکاسی فیلم روی آورد و دو فیلم ماندگار تنگسیر و گوزنها را عکاسی کرد. درمبخش در کنار ساخت آثار مستند، رمان مشهور و در عین حال پیچیده و دشوار بوف کور صادق هدایت را با کمک پرویز فنی زاده در سال ۱۳۵۳ ساخت و بعد از آن تمام عمر خود را صرف ساخت فیلمهای مستند از سرزمین مورد علاقهاش، ایران کرد تا اینکه در دوازهمین روز بهار ۹۹ در اثر ابتلا به ویروس کوید ۱۹ در پاریس در گذشت.
کانون کارگردانان سینمای ایران به احترام این فیلمساز اندیشمند کلاه از سر بر می دارد و در گذشت او را تسلیت میگوید.

با فیلم سینمایی «مدفون» با نقش آفرینی رایان رینولدز، یک ساعت و نیم زنده زنده دفن شدن را تجربه کنید.

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از اداره کل روابط عمومی و امور بینالملل کانون، کانون به منظور پر کردن مفید اوقات فراغت کودکان و نوجوانان در روزهای تعطیلی، هر روز صبح یکی از تولیدات سینمایی یا تئاترهایش را از روز ۲۱ اسفند ۱۳۹۸ تاکنون در پرتال اینترنتی خود منتشر کرده است.
بر همین اساس، به دلیل استقبال کودکان، نوجوانان و خانوادهها، از روز ۱۴ فروردین تا ۲ اردیبهشت ۱۳۹۹ این آثار دوباره در سایت پیک امید به نمایش گذاشته میشود.
فیلم «کلانتری غیرانتفاعی» به کارگردانی زندهیاد یداله صمدی، «هامون و دریا» و «خمره» به کارگردانی ابراهیم فروزش، «ساز دهنی» اثر امیر نادری، «قله دنیا» به کارگردانی عزیزالله حمیدنژاد، «سبز کوچک» به کارگردانی غلامرضا رمضانی، «بچههای نفت» به کارگردانی ابراهیم فروزش، «آلبوم» اثر غلامرضا حیدرنژاد، نمایش «لپ گلی» به کارگردانی محمد مسلمی، «پایان رویاها» به کارگردانی محمدعلی طالبی، نمایش «به خاطر سارا» اثر حمید گلی، انیمیشن «رویاها در یک روز» اثر صادق جوادی و نمایش «قصه نقلی» به کارگردانی حسن دادشکر به ترتیب از روز ۱۴ تا ۲۶ فروردین نمایش داده میشود.
همچنین از روز ۲۷ فروردین تا ۲ اردیبهشت انیمیشن «مثل یک پروانه روی قلب» به کارگردانی مریم خلیلزاده، نمایش «مبارک و صندوقچه استاد محمد» به کارگردانی کیومرث حقیقی، انیمیشن «دزد درختها» اثر راشین خیریه، فیلم «مسیر عشق» به کارگردانی بیژن شکرریز، نمایش «لافکادیو» به کارگردانی امیر مشهدیعباس، انیمیشن «کچل کفترباز» اثر صادق جوادی، پویانمایی «صفر» به کارگردانی نازنین سبحانسربندی و پویانمایی «این هم پول ماهی» به کارگردانی محمدعلی حسینخان و مرتضی احمدوند برای علاقهمندان پخش میشود.
این آثار از ساعت ۹ صبح به مدت ۲۴ ساعت روی خروجی پرتال اینترنتی کانون به نشانی omid.kpf.ir بهصورت رایگان قابل دسترسی است.
بر همین اساس در این روزها که شاهد گسترش بیماری کرونا در کشور هستیم، آثار مربیان و تولیدات کانون در قالب طرح «پیک امید مجازی» از مسیر صفحه پیک امید در پرتال کانون به نشانی omid.kpf.ir قابل دسترسی است.
علاقهمندان میتوانند با استفاده از هشتگهای «#در_دل_دارم_امید، #کانون_امید، #پیک_امید و #برای_حال_خوب» به این آثار و فیلمها در شبکههای اجتماعی دسترسی پیدا کنند.

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی مرکز، مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی در پیامی درگذشت کیومرث درمبخش را تسلیت گفت.
متن پیام به این شرح است:
«با نهایت تأسف مطلع شدیم جناب آقای کیومرث درمبخش مستندساز محترم سینمای ایران، به دلیل ابتلا به بیماری کرونا در سن ۷۴ سالگی در شهر پاریس فرانسه جان به جان آفرین تسلیم کرد.
مدیرعامل، معاونین، مدیران و کارکنان مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی این مصیبت را به خانواده محترم زندهیاد درمبخش، بویژه استاد کامبیز درمبخش و جامعه سینمای مستند ایران تسلیت گفته، برای آن مرحوم علو درجات الهی و برای بازماندگان صبر و شکیبایی مسئلت مینمایند.
کیومرث درمبخش از پیشکسوتان حوزه عکاسی طبیعت و مستندسازی بود که مدیریت جشنواره مستند ارگ بم در اوایل دهه ۸۰ را نیز برعهده داشت.
روحش شاد و قرین رحمت الهی باد.»