
سینماپرس: فستیوال فیلم تورنتو برای سرگرم کردن کاناداییها، یک سرویس چت مجازی و تماشای فیلم سینمایی در خانه برای مردم راه انداخت.
به گزارش سینماپرس به نقل از هالیوود ریپورتر، از کاناداییهایی که خود را در خانه قرنطینه کردهاند خواسته شده پاپکورن بردارند و به رهبری کامرون بِیلی مدیر هنری فستیوال فیلم تورنتو با ستارههای هالیوودی چت مجازی داشته باشند و بعد از آن هم با استفاده از سرویس استریمینگ کرِیو فیلم سینمایی تماشا کنند.
در حالی که فستیوال فیلم تورنتو هم به جمع دیگر فستیوالها پیوسته و طی همهگیری کروناویروس به صورت آنلاین آموزش را انجام میدهد، بیلی سینما «در خانه بمانیم» را راهاندازی کرده است.
نخستین ستاره مهمان او مندی پتینکین بازیگر سریال «هوملند» بود که پس از حضور در چت مجازی، فیلم «عروس شاهزاده» سال ۱۹۸۷ ساخته راب راینر با نقشآفرینی پتینکین در کریو نمایش داده شد. کریو در بازار کانادا رقیب غولهایی مانند نتفلیکس و آمازون پرایم است.
نتفلیکس، آمازون و کریو مدتهاست که در حال رقابت برای جذب مشتریان کانادایی هستند که فیلمها و سریالهای خود را در تلویزیون، تبلتها و تلفنهای همراه هوشمندشان تماشا میکنند. حالا که کانادا تدابیر سفتوسخت فاصلهگذاری فیزیکی را برای مقابله با همهگیری کووید-۱۹ اجرا کرده، این رقابت جدیتر هم شده است.
رندی لنوکس رییس بل میدیا مالک کریو در بیانیهای گفت: در این دوران چالشبرانگیز ما دنبال راههایی برای متصل، راحت و سرگرم نگه داشتن مردم هستیم و قدرت فیلم و تلویزیون میتواند به این مهم دست پیدا کند.
فستیوال فیلم تورنتو در حال حاضر هنوز قرار است در ماه سپتامبر برگزار شود. اگر این کار ممکن نباشد فستیوال در فصل پاییز به صورت آنلاین برگزار خواهد شد. این رخداد مدتهاست که به عنوان سکوی پرش کلیدی به سمت فصل جوایز هالیوود شناخته میشود.
سینماپرس: یک کارگردان برنامههای کودک و نوجوان عقیده دارد: صداوسیما برنامه کودک قابلتوجهی در این ایام نداشته است و به طور کلی برنامه خاصی برای این رده سنی نداریم؛ در حالیکه با استفاده از ظرفیت شخصیتهای محبوب کودکان میشد پیامهای بهداشتی را بهتر به کل اعضای خانواده منتقل کرد.
به گزارش سینماپرس، یکی از گروههایی که در روزهای بحران کرونا ناچار به خانهنشینی اجباری و قرارگرفتن در شرایط قرطینه شدند، گروه سنی کودک و نوجوان بود؛ گروهی که شاید خانهنشینی نه تنها فرصت مطلوبی برای انجام کارهای عقب افتاده و استراحت برای آنها نبود بلکه آنان را از جمعهای دوستانه در مدرسه و بازی با همسالان در مهدکودک باز داشت. این رده سنی اگرچه اعلام شد خطر ابتلایی کمتر از ردههای سنی دیگر در مقابل کرونا دارند اما به نیاز دیگرشان یعنی سلامت روحی و روانی کمتر توجه شد.
کودکان در این روزها نیاز دارند به لحاظ روانی آرامش خاطر یابند که بیماری به شرط رعایت نکات ایمنی والدینشان را از آنان نمیگیرد و سرگرمی، بازی و لحظات شادی را در کنار خانواده داشته باشند. موضوعی که علاوهبر خانوادهها، مسئولان آموزشی و روسای رسانه ملی باید آن را ملحوظ نظر داشته باشند.
محمد مسلمی بازیگر و کارگردان مجموعههای کودک و نوجوان صداوسیما که عمدۀ نوجوانان و والدین او را به عنوان یکی از عموفیتیلهایها میشناسند در اشاره به پویش سهم من در مبارزه با کرونا بیان داشت: در این روزها بسیاری هنرمندان و ورزشکاران چالشی را راه انداختند تا از دید خود سهمی در این شرایط داشته باشند؛ اما اصولاً اینگونه است که جامعه در این شرایط از همهکسانی که میتوانند اثرگذاری داشته باشند، بهره میگیرد؛ اما متأسفانه و به رغم این که ما در ایران هنرمند، شخصیتهای برجسته و آدمهای تأثیرگذار کم نداریم (که میشد در این ایام از ظرفیتهای شان بهره گرفت) این موضوع به صورت ستادی و سازماندهیشده اجرایی نشد.
وی افزود: باید ستادی تشکیل میشد و به صورت هماهنگ، اهداف را مشخص میکردند تا شخصیتها بتوانند با پیامهایی که میدهند، از بار سفرها بکاهند و بر دقت رعایت اصول بهداشتی بیافزایند.
سلامت روان بسیار مهم است
این بازیگر در تشریح نقش خود در مبارزه با بحران کرونا، گفت: من چالشی با عنوان #سفر_بی_سفر را در صفحه اینستاگرام خودم راه انداختم که آدمهای زیادی در آن شرکت کردند. در این راستا داستانواره (استوری) میگذاشتم و حتی تا امروز، هرروز ساعت ۱۰:۳۰ صبح برای بچهها برنامه فتیلهها یا آیتمی که دوست دارند را پخش میکنم، گاهی کتابی معرفی میکنم و برنامههایی دارم برای این که بچهها در این ایام سرگرم شوند. به بچهها گفتهام با پدرومادرها صحبت کنند و به آنها بگویند سفر نروند؛ پیش از این تجربه این آموزش را داشتیم؛ چنانچه در بحث کمربند ایمنی و همیار پلیس ثابت شد بچههامیتوانند بسیار برخانواده ها اثر بگذارند. تا جایی که توانستهام تلاش کردهام اثرگذار باشم و هر کمکی هم از دستم بربیاید تلاش میکنم در این ایام انجام دهم؛ اما شکل درست آن این نیست و این است که به صورت ستادی، همه هنرمندان را در یکجهت هماهنگ و همۀ داشتههای آنان را یکسو کرده تا جهادی عمل کنند.
البته به سازمان (صداوسیما) گفتم که برنامههای جذاب و دوستداشتنی برای مردم بگذارند. چون برای این شرایط برنامهریزی نداریم، هرکسی میآید و در فضای مجازی و رسانهایِ خودش، حرفهایی را میزند که بعضاً باعث استرسهایی برای مردم میشود؛ موضوعی که این روزها میبینیم بیشتر درگیر بچهها شده است و کسی توجه نمیکند جدای از سلامت جسمی، سلامت روحی مردم هم بسیار مهم است.
مسلمی تصریح کرد: شخصا به وزارت بهداشت رفتهام و پیشنهاد دادم کلیپهایی را با شخصیتهای دوستداشتنی بسازیم و پخشکنیم که مردم و بچهها استفاده کنند. البته الآن در روال اداری افتاده است و من از این وقفه متعجبم زیرا این مسائل روال اداری برنمی دارد.
صرف آمار دادن در مورد کرونا کافی نیست
این بازیگر در واکنش به این موضوع که «شبکههایی مانند اینستاگرام علاوه بر محدود بودن مخاطب، دسترسی کودکان را به چنین آموزشهایی بسیار ضعیف میسازد» گفت: بله درست است اما این چیزی است که از دست ما برآمد وگرنه به شخصه به مدیر گروه کودک شبکه دو و مدیر شبکه دو پیغام دادم که این کارها را انجام بدهیم؛ اما مشکل ما این است که بیشتر هزینه، به جای پیشگیری، صرف آسیبها میشود و واکنشهایمان بعد از واقعه است؛ چرا الآن نباید همه شخصیتهایی را که بچهها دوست دارند وارد عرصه کرده و از این طریق پیغامها و راهکارهایمان را ارائه دهیم؟
صداوسیما برنامه کودک قابلتوجهی در این ایام نداشته است و اگر رصد کنید میبینید برنامه خاصی برای این رده سنی نداریم؛ وقتی ستادی مانند ستاد ملی مبارزه با کرونا در وزارت بهداشت شکل میگیرد باید بداند فقط با پیام دادن و آمار کاری از پیش نمیرود.
مسلمی در اشاره به این که در این روزها چه کارهایی انجام میدهد، یادآور شد: این روزها مینویسم یا کتاب میخوانم و تلویزیون نگاه میکنم. درحال حاضر مجموعه دوقلوها از تلویزیون پخش میشود که قدیمی است و صبحها در اینستاگرام خودم فتیله میگذارم. به فکر تولید کاری جدید با محتوای بهداشت هستم اما باید ببینیم حمایت میشویم یا نه. به جای اینکه وزارت بهداشت و سازمان صداوسیما به ما پیشنهاد بدهند ما پیشنهاد میدهیم و با موانعی از جمله موانع مالی مواجه هستیم.
ریشۀ مشکلات را دریابیم
این کارگردان در واکنش به این موضوع که چه توصیهای برای پشت سرگذران سریعتر این بحران میتوان ارائه کرد، بیان داشت: این موضوع مقداری ریشهای است و صداوسیما و بسیاری دیگر از نهادهای ما باید روی فرهنگ جامعه در طرحهای درازمدت کار کنند. وقتی مصرف آب و برق بحرانی میشود، میگوییم باید فرهنگ استفاده برجسته شود. در بحث سیل و کرونا و امثال آنهم، باز این بحث فرهنگ و رعایتهای آن برجسته میشود. درنتیجه اگر روی مبحث فرهنگ کار شود، نیازی به شعار و پیام دادن نیست و مردم رعایت میکنند.
از همه مهمتر باید روی بچهها و ذهن آنان کار کرد. امروز رسماً برنامه کودک نداریم شبکه کودک هم با چند پویانمایی میچرخد؛ اما برنامهای که روی آن فکر شده و برای مخاطب هدفمند باشد، نداریم. تا اتفاقی میافتد تقلا میکنیم آموزش بدهیم اما مردم در انتها کاری که دوست دارند را انجام میدهند؛ مثلاً شبی نیست که در تلویزیون اعلام نشود به مسافرت نروید اما بازمیبینیم جادههای ما شلوغ هستند.
خلاهای مدیریتی؛ ریشۀ گرههای باز نشده
مسلمی در پاسخ به این که چرا وقتی می دانیم مشکل از کجاست، حل نمیشود، گفت: این موضوع در کلیت آن در خلأهای مدیریتی نهفته است؛ مثلا اینکه گروهی بیاید و روی بچههای آینده از نظر تغذیه، اینکه به سمت اعتیاد نروند، اخلاق مدار باشند و غیره کار کند. این موضوع به بحث مدیریتی و نگاه به این مسائل بازمیگردد که باید مقداری دقیقتر و دستوریتر باشد.
نگاهی به داستانهایی که شبها از تلویزیون پخش میشود، بیاندازید؛ همگی تلخ هستند یا موضوعاتی چون خیانت و کشتن دارند. چه ایرادی دارد برنامههایی ساخته شود که شاد باشند و هدفی را دنبال کنند که خوبی و گذشت را نشان دهند و همیشه دنبال سیاه نمایی در رده بزرگسال نباشیم؟ در رده کودک هم توجه جدی نداریم؛ چنانچه در سایر کشورها، ردههای بالای تحصیلاتی را برای تربیت و آموزش کلاسهای اول و پایه میگذارند، درحالیکه در کشور ما برعکس است و کسانی که سواد کمتری دارند را برای این کارها در نظر میگیرند و این نشان از بیتوجهی و کوچک شمردن کودکان دارد
مسلمی خاطرنشان کرد: درنتیجه یک حرکت اساسی و نگاه مدیریتی لازم داریم که با برنامهای طولانیمدت و چند ساله، مسیر حرکت مشخص شود؛ نه اینکه شعار داده شود. در بحث بهداشت، سلامتی، ادب، دین نیاز است آموزشهای پایهای داده شود که شعاری نباشد.
*ایرنا
سینماپرس: سریال تلویزیونی پایتخت در صدر پرمخاطبترین برنامههای نوروزی تلویزیون قرار گرفت.
به گزارش سینماپرس، محمد حسین رنجبران مدیر کل روابط عمومی سازمان صدا و سیما این بار فهرستی از پرمخاطبترین برنامههای نوروزی تلویزیون را در حساب توییتری خود منتشر کرد.

براساس این آمار، سریال تلویزیونی پایتخت با ۷۵ درصد، برنامه عصر جدید با ۶۷ درصد و برنامه دورهمی با ۵۷ درصد مخاطب به ترتیب اول تا سوم هستند.
او همچنین میزان رضایت مخاطبان را هم به اشتراک گذاشته است که بر این اساس بینندگان این سه برنامه، رضایت بسیار از آنها دارند.
سینماپرس: امین تقیپور، خالق کلیپ بارش بادمجان از آسمان تهران که تا مرز بازداشت هم پیش رفت، اینک به چهرهای شناخته شده در عرصه جلوههای ویژه کامپیوتری کشور تبدیل شده است؛ شهرتی که شاید باعث شود او بهجای کار در شرکتهای آمریکایی و کانادایی، در ایران بماند و با سینماگران وطنی همکاری کند.
به گزارش سینماپرس، امین تقیپور، تا سه هفته پیش، مجموع افرادی که او را به عنوان یک متخصص جلوههای ویژه کامپیوتری در ایران میشناختند شاید، خیلی بیشتر از تعداد فالوئرهای کم اینستاگرامش نبود، اما یک حرکت خلاقانه و ابتکاری برای آموزش کار حرفهای به شاگردانش، از او یک سلبریتی ساخته است که به تلویزیون هم رفته و حالا میتوان امید داشت سینمای ایران هم شاهد یک پدیده برای جلوههای ویژه باشد.
او خالق کلیپ بارش بادمجان از آسمان تهران است که برایش تا مرز بازداشت هم رفت اما حالا مسئله حل شده و او از آن ویدئو و اتفاقاتش برای خبرآنلاین گفته است.
اگر ممکن است خودتان را بیشتر معرفی کنید. ما بعد از این اتفاقات فهمیدیم یک متخصص ایرانی در جلوههای ویژه بصری آن طرف دنیا داریم.
یک بار سال ۲۰۰۶ از ایران رفتم اما نتوانستم این رشته جلوههای ویژه را در خارج از کشور دنبال کنم. اینجا حدود ۲۵سال در این کار بودم اما نه به صورت حرفهای. دورادور با یک شرکتهایی همکاریهایی داشتم و حتی یک برنامه تلویزیونی کار کردم. یک سری کارها هم داشتم که به جشنوارهها فرستادم. سرانجام سال ۲۰۱۱ با این سابقه به کانادا رفتم، اما متاسفانه دیدم سطح بالاتر از آن است که من را بپذیرند، چون ما اینجا اصلا در آن حد حرفهای نداشتیم. آنجا در تنها دانشکدهای که در کانادا و آمریکا این رشته را داشت، در دوره لیسانس که یک دوره خیلی کلیدی بود، جلوههای ویژه را خواندم. در ادامه، چون خوشبختانه این کار خیلی گسترش پیدا کرده و دولت کانادا معافیتهای مالیاتی برایش گذاشته بود، من توانستم وارد یکی از شرکتهای این عرصه بشوم و از حدود سال ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۹ در این شرکت که همه پروژههای بزرگ هالیوود را میگرفت، کار کنم.
در این یک سال که ایران بودید پروژهای کار کردید؟
نه. فقط پروژه بادمجان را داشتم. (با خنده).
اینجا کسی شما را نمیشناخت.
یکی دو نفر بودند اما با مشکلاتی که با سرمایهگذارها داشتند و مسائل خودشان نتوانستند با هم کار کنیم. پروژه بزرگی بود که اسم نمیبرم اما در حد حرف ماند و انجام نشد.
همین امسال در جشنواره خیلی از فیلمها از این جلوههای ویژه بصری استفاده کردند.
من «سرخپوست» و «مسخرهباز» را دیدم که به لحاظ جلوههای ویژه کارشان خوب بود. البته یک نقدهایی به آنها وارد است، اما مشخص است که یک حرکتی انجام شده ولی انگار یک قطعهای از این موتور و سیستم کار نمیکند. یک سری فریلنسرها برای خودشان کار میکنند. این انسجام وجود ندارد که کار تیمی با سوپروایزر قوی باشد، از شرکتها به لحاظ مالیاتی حمایت شود و اینکه این افراد را شناسایی کنند که کار درست انجام شود.
الان کارگردانهای بزرگ هم تلاش دارند از این علم روز استفاده بیشتری کنند. مثلا آقای حاتمیکیا یا سعید ملکان در «روز صفر».
خیلی مواردی که در دنیای واقعی هزینههایش بالا است، با جلوههای ویژه انجام میدهند ولی اینکه چقدر درست دربیاید مهم است.
چنین کارهایی تا حالا به شما پیشنهاد نشده.
واقعیتش کسی من را نمیشناخت.
بعد از این قصه بادمجان چه شد؟
بعد از این اتفاق یک سری استرس بود و یک سری سو استفاده کردند و قضیه را به حاشیه کشاندند. البته یک سری هم خندیدند که ما لذت بردیم و یک سری سو تفاهم هم پیش آمد که حل شد. تک و توک تماسهایی از بعضی از پروژهها داشتم.
البته الان یک مقدار تعطیلی پروژهها هم مسالهساز است.
بله. صحبت درباره این موارد هم نیاز به جلسات حضوری دارد که متاسفانه الان امکانپذیر نیست.
یک مقدار هم قصه فیلم بارش بادمجان برایتان شر درست کرد. چه اتفاقی افتاد بعد از پخش این کلیپ؟ آنقدر چیزهای عجیب دیدیم و آنقدر ویدئوی شما تمیز درآمده بود که بارش بادمجان غیرقابل باور نبود.
این خیلی کلیپ سادهای است. ما یک پشت صحنه از آن منتشر کردیم. در پشت صحنه مراحل کار را میبینید. در عین اینکه کار سادهای به نظر میرسد ولی تمام این اصول را من چون به این بچهها تدریس میکردم، همه چیز را برنامهریزی کردم که از تحقیقات تا پایان کار همه مراحل باید باکیفیت و درست باشد. به خاطر اینکه سه شات سینمایی است. ما روی این ویدئوها کاملا سینمایی کار کردیم و برای همین هم اینقدر دیده شد. میخواستیم شبیهسازی مهندسی معکوس کنیم که بگوییم یک فیلم هالیوودی درجه یک چطور ساخته میشود که البته امکاناتش را نداشتیم و شاید خیلی ایرادها هم داشته باشد. شاید خیلی افراد این ایرادها را نبینند ولی به لحاظ حرفهای ما میدانیم خیلی کار دارد. در کل این را با استاندارد خیلی بالا و با دقت و کیفیت سینمایی کار کردیم که اینطور شد. فیزیک برخورد اینها را با زمین و اشیاء و خودروها درآوردیم.

بعد از پخش این کلیپ، چند ساعت طول کشید تا از شما خواستند برای توضیح دادن بروید؟
خیلی فاصله کمی بود. شاید یک ساعت. یک مقدار نگران شده بودند ولی گفتیم که فقط شوخی بود و کنار آمدند.
کلیت جامعه خوششان آمده بود؟
بله. خود آنها هم خوششان آمده بود. کسی کاری نداشت غیر از یک سری افراد که جوسازی کرده بودند. خیلی هم محترمانه برخورد شد.
الان با این وجههای که از خودتان نشان دادید و نیازی که به این تکنیک در کشور وجود دارد، دوست دارید چه کاری انجام دهید که ماندگار شود؟
سوال خیلی خوبی است. من همیشه مدنظرم بود که کشور خودم است و دوست دارم اینجا باشم ولی در همین جلوههای ویژه به لحاظ کار حرفهای یک سری محدودیتهایی هست که یک نفر که حرفهای است و کار کرده برایش سخت است که با هر هزینه و استرسی برای هر پروژهای کار کند. ممکن است این کار را نکند. من دوست دارم اینجا این کار را انجام بدهم. شاید خیلی هدفم اینجا کار کردن باشد تا اینکه برگردم آنجا و روزی چندین ساعت در یک شرکت کار کنم و اسمم در فیلمهای مهم هم باشد ولی چقدر؟ من باید ببینم در این کشور کار حرفهای میتوانم بکنم؟ حاشیه ندارد؟ و به هر لحاظ از من تقدیر هم میشود و من میتوانم آن چیزی که میخواهم را اجرا کنم. یک وقتی به لحاظ هزینه است و یک زمانی هم میگویی من میخواهم با این بودجه کار کنم که بتوانم یک کار قابل رقابت در عرصه جهانی انجام بدهم. چون خیلی هزینههای سنگینی دارد و تجهیزات زیادی نیاز دارد.
فکر میکنی اگر کنار کدام پروژه در این سالها قرار میگرفتی، میتوانستی خیلی به آن کمک کنی؟
از فیلم خاصی نمیتوانم نام ببرم و در ذهنم نیست ولی این یک پروسه خودجوش است که باید با کارگردان ارتباط خوبی برقرار کنی و ایده را قبول کنی و بگویی من با این پروژه ارتباط برقرار کردم و پروژه هم حرفهای است و حاشیه ندارد و میشود در کنار آن کار کرد. البته خیلی هم فیلمهای ایران را دنبال نمیکردم و در این یک سالی که ایران بودم، بیشتر فیلمها را دیدم. فیلمهای فرهادی به لحاظ فیلمنامه خیلی قوی هستند و خیلی به خودش و فیلمهایش علاقه داشتم و دنبال میکردم. سینمای ایران را بیشتر سینمای درام میدانستم. خیلی آرزویم بود در فیلمهای فانتزی خوب ایران کار کنم ولی موقعیتش پیش نیامده است.
شاید یک گونی بادمجان سرنوشت کاری شما را تغییر بدهد.
شاید (با خنده).

سینماپرس: تاثیرپذیری از آنچه در اجتماع میگذرد و البته با تاکید موکد بر ناپسندیهای اجتماع، عاملی شده برای آن که برخی سریالسازان و فیلمسازان نوعی از ادبیات لمپنی را وارد فضای داستانی اثر خود کنند؛ اتفاقی که شاید برای کوتاهمدت بتواند اسباب جلب توجه مخاطب شود ولی در بلندمدت قطعا آسیبهایی جدی به ذائقه مخاطب خواهد زد.
به گزارش سینماپرس، سریال کمدی کامیون در نقطه مقابل چنین روندی، حرکت میکند یعنی بهجای آنکه بکوشد بیش از حد ادبیات زننده و شوخیهای سبک را وارد فضای داستانی خود کند سعی وافر دارد با پرهیز از ادبیات لمپنانه، موقعیت کمدی ایجاد کند.
مسعود اطیابی کارگردان کامیون بهخاطر تجربیاتی که در ساخت کمدی-حادثهایهایی نظیر “شرط اول”، “تگزاس” و “خروس جنگی” داشته برای ساخت سریال “کامیون” هم از شهاب عباسی فیلمنامهنویس خود خواسته که بهسمت خلق کمدی با ایجاد ماجراهای طنازانه برود.
حادثهمحور بودن هر کدام از اپیزودهای کامیون مفری ایجاد کرده که از تکراری شدن بازیها و افتادن به دام تیپسازی جلوگیری شود. نه فقط بازیگران جوان اصلی سریال بلکه بازیگران پیشکسوت سریال نیز فرصت یافتهاند با قرار گرفتن در موقعیتهای متنوع، طنز ایجاد کنند.
تدوین کامیون، ضرباهنگی مناسب و پویا دارد به طوری که با کمتر اپیزودی از سریال روبروییم که خستهکننده و کسالتبار باشد و عمدتا هرجا که کشدار شدن نما ممکن بوده به خستگی مخاطب بینجامد با کاتهای سریعی روبروییم که فضا را تغییر میدهد.
در داستان کامیون، ناخنکهایی نقادانه زده شده به اتفاقات مختلفی که جامعه جوان با آن مواجهند؛ از مشکلات اقتصادی و مشکل مسکن تا بیکاری و کنارش تعریضهایی را شاهدیم به سوءاستفادههای برخی موسسات مالی غیرمجاز از جامعه.
کامیون از آن دست سریالهایی است که میتوان آن را به راحتی کنار خانواده و فرزندان دید و لذت برد بی آن که نگران این بود که مبادا در سکانسی از سریال، دیالوگی باشد که مناسب فرزندان نباشد. این اصلی مهم در سریالسازی برای رسانه ملی است که خوشبختانه در کامیون رعایت شده است.
*ایرنا