X

مدیر فنی

دفتر سینمایی

«خون خورده» روایتی از تاریخ در نمایش خانگی – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: علی سرابی سریالی را با اقتباس از رمان «خون خورده» نوشته مهدی یزداری خرم برای توزیع در شبکه نمایش خانگی کارگردانی می‌کند.

به گزارش سینماپرس، علی سرابی رمان «خون خورده» نوشته مهدی یزدانی‌خرم را به تهیه‌کننده‌گی علی سرتیپی تبدیل به سریال در شبکه نمایش خانگی می‌کند.

«خون‌خورده» چهارمین رمان مهدی یزدانی‌خُرّم که در اسفند ماه سال ۱۳۹۷ منتشر شد.

حق ساخت این رمان از «نشر چشمه» خریداری شده و نگارش فیلمنامه‌ آن به دست تیمی به سرپرستی یزدانی‌خُرّم از هفته‌ آینده آغاز خواهد شد.

بنابر توضیحِ تهیه‌کننده، تولید اثر نیز از نیمه‌ سال ۱۳۹۹ آغاز می‌شود. علی سرابی کارگردان و بازیگر تئاتر ایران، در اولین تجربه‌ تصویری‌اش این پروژه‌ را کارگردانی خواهد کرد.

رمان «خون‌خورده» یازده بار تجدید چاپ شده داشته است. طبق اعلام تهیه‌کننده و کارگردان بعد از تعطیلات کرونایی، تیم نویسندگان و جزییاتِ اولیه‌ این پروژه اعلام خواهد شد.

سرتیپی با خرید حق ساخت نسخه خانگی این رمان قصد دارد یکی از رمان‌های معاصر ایران را در قالب پروژه‌ای بزرگ به دست مخاطبان سینما و سریال در ایران برساند. علی سرابی کارگردان این اثر در عین حال به عنوان کتابخوان نسخه‌ صوتی این رمان نیز حضور داشته است. نسخه‌ای که در روزهای آینده با موسیقی فردین خلعتبری منتشر می‌شود.

«خون‌خورده» قصه‌ پنج برادر است در سال‌های دهه‌ شصتِ ایران، از تهران تا اصفهان، از بیروت تا آبادان و از مشهد تا کلیسایی کوچک در محله‌ نارمک که ۲ روح بر صلیبِ لق‌اش نشسته‌اند… قصه‌ «برادران سوخته». برادرانی که گم شده‌اند.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

سطحی‌ترین‌های موسیقی به آنتن تلویزیون می‌رسند!


سطحی‌ترین‌های موسیقی به آنتن تلویزیون می‌رسند!

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

پیشنهاد تعطیلی جشنواره فیلم کودک صدای کارگردان جوان را درآورد – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: اسکویی عضو مرکز توسعه سینمای کودک نسبت به صحبت‌های یک تهیه کننده مبنی بر تعطیلی جشنواره فیلم کودک واکنش نشان داد.

به گزارش سینماپرس، علی نوری اسکویی عضو شورای مرکزی مرکز توسعه سینمای کودک، در واکنش به صحبت‌های یکی از تهیه‌کننده‌ها مبنی بر بی‌خاصیت بودن جشنواره کودک و تقسیم هزینه برگزاری آن بین سینماداران، به خبرنگاران جوان گفت: امسال تقریباً همه صنوف سینمایی و بسیاری از مردم به علت تعطیلی کرونایی سینماها، گرفتار آسیب اقتصادی شدند و این فقط شامل حال سینماداران نشده است.

این کارگردان ادامه داد: اما اگر در این وضعیت و با نگاهی ساده بخواهیم چنین مسئله مهمی را تحلیل کنیم و به جای تقویت جشنواره کودک، بگوییم خاصیتی ندارد و آن را تعطیل و هزینه اش را بین سینمادارها تقسیم کنیم، اشتباه بسیار بزرگی است.

او افزود: در حالت عادی و در این مدت، بچه‌های ما شاهد چیزهایی بودند که نباید می‌دیدند و خیلی از مطالب را از رسانه‌ها دیدند و شنیدند؛ شنیدن اخبار کرونا قطعاً تأثیرات روانی بدی روی آن‌ها خواهد گذاشت. فکر می‌کنم اتفاقاً باید برای جشنواره امسال فیلم کودک و نوجوان فکرهای جدیدتری شود. ما نباید فشارمان را روی ضعیف‌ترین بخش سینما بگذاریم؛ حوزه‌ای که خودش نیاز به کمک برای رفع مشکلاتش دارد.

اسکویی گفت: احساس می‌کنم این نوع نگاه‌ها که باید چنین جشنواره ای حذف شود، کاسبکارانه است و باید از آن عبور کرد. این ماجرا شوخی تلقی شده است؛ اما مطمئنم دوستان من در مرکز توسعه سینمای کودک اگر بفهمند ماجرا جدی است، قطعاً واکنش جدی تری به آن نشان خواهند داد.

این کارگردان در پایان بیان کرد: دوستان بدانند حال سینمای کودک مدت هاست که خوب نیست و با چنین رویکردها و نگاه هایی بدتر هم می‌شود.  مشکل فقط مشکل سینمادارها نیست و اساساً چرا باید یک مشکل را با ایجاد مشکل دیگری حل کنیم!؟

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

ساعت پخش و تکرار برنامه «عصر جدید» در نوروز ۹۹ – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: فصل دوم مسابقه «عصر جدید» در ایام نوروز ۹۹ هر شب پخش می‌شود.

به گزارش سینماپرس، فصل دوم مسابقه «عصر جدید» در ایام نوروز ۹۹، هر شب حوالی ساعت ۲۳ از شبکه سه سیما روی آنتن خواهد رفت.

تکرار مسابقه «عصر جدید» فردای پخش هر برنامه، حوالی ساعت ۱۱ صبح پخش می شود.

همچنین برنامه «هشتگ عصرجدید» هر روز ساعت ۱۰صبح به حواشی، پشت صحنه و اتفاقات برنامه اصلی می پردازد که تکرار آن همان شب ساعت ۲۲:۳۰ پخش می‌شود.

مسابقه عصر جدید در حوزه استعدادیابی است و علاقه‌مندان به حوزه‌های ورزشی، سرگرمی، هنری و … در این مسابقه شرکت می‌کنند. امین حیایی، رویا نونهالی، آریا عظیمی نژاد و بشیر حسینی داوران این برنامه هستند.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

حالا که کرونا آمده موسیقی گوش نمی‌کنیم؟!


حالا که کرونا آمده موسیقی گوش نمی‌کنیم؟!

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

مردم چه گناهی کرده‌اند که باید «هم‌گناه» ببینند! – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: شاید فکر کنید صرفاً با تماشای سه قسمت از یک سریال نباید درباره آن قضاوت کرد، اما از آنجا که روند کیفی سریال‌های شبکه خانگی روز به روز دچار تنزل می‌شود با دیدن یک قسمت از آن می‌شود شرایط مضمونی و ساختاری آن را به چالش کشید.

به گزارش سینماپرس، مصطفی کیایی پس از ساخت فیلم «مطرب» که پرفروش‌ترین فیلم سینمای ایران در سال ۹۸ شد مانند دیگر فیلمسازان سینما رو به سریال‌سازی در بخش شبکه خانگی آورده است.

سریال «هم‌گناه» با حضور بازیگران چهره به خصوص پرویز پرستویی که در «مطرب» هم حضور داشت ساخته شده است.

چهره‌های دیگری هم در این سریال حضور دارند و این می‌تواند نکته مثبتی برای جذب مخاطب بیشتر باشد، اما باید ببینیم که این سریال می‌تواند تفاوتی با سریال‌های دیگر داشته باشد؟ در این سه قسمت که می‌توانیم آن را استارت یک سریال بدانیم هیچ نکته جدیدی نمی‌شود پیدا کرد؛ نکته‌ای که وجه تمایز مثبتی با سریال‌هایی، چون «مانکن»، «دل» و «عاشقانه» تلقی شود.

دوباره همان مواد تکراری برای ساخت «هم‌گناه» تدارک دیده شده است؛ حضور یک ستاره محبوب سینمایی مثل پرویز پرستویی به عنوان هسته مرکزی و چند بازیگر دیگر که در این سه قسمت هویت پیدا نکردند و ما هنوز نمی‌دانیم رابطه شخصیت‌ها به چه صورتی است، غیرقابل انکار است. خانه‌ای مجلل و لاکچری در فیلم می‌بینیم که چند خانواده در آن با شرایط اقتصادی ایده‌آل زندگی می‌کنند. یک کاراکتر هم در سریال وجود دارد که نقش خواننده را بازی می‌کند (آیا احسان کرمی بازیگر است؟) که در هر قسمت می‌توانیم صدای او را روی تصویر به صورت ویدئو کلیپ بشنویم و زمان فیلم تلف شود، اما مهم‌ترین ایراد «هم‌گناه» بی‌هویتی آن است، به‌طوری که ماجرای اصلی پس از سه قسمت نتوانسته شکل بگیرد. مشخص نیست «هم‌گناه» سریال پلیسی است یا خانوادگی! میزان تعدد کاراکترها به قدری زیاد است که انگار بعضی از آن‌ها هیچ وظیفه خاصی در جلو بردن داستان ندارند و اضافه کنید که شخصیت پلیس سریال فریبرز صبوری را که به چه اندازه منفعل است. از این پلیس یک نیمچه مأموریت تکراری می‌بینیم، حتی برخورد زیردستی فریبرز با او آنقدر ساده‌انگارانه و شوخی است که نمی‌توانیم بپذیریم، پس او نمی‌تواند یک پلیس جدی هم باشد! اساساً این امکان وجود دارد که در قسمت‌های بعد پلیس بودن فریبرز کارکرد داشته باشد، اما در این سه قسمت حتی وارد شدن پرویز به داستان و کمک خواستن او از فریبرز به عنوان یک پلیس نمی‌تواند منطقی باشد. تمامی بازیگران این سریال همان همیشگی‌اند و انگار فیلمنامه و شخصیت‌پردازی خاصی در کار نبوده است.

پرستویی به عنوان کاراکتر اصلی به شدت منفعل است و انگار در حال بازی در نقش حاج کاظمِ فیلم «آژانس شیشه‌ای» است با بغض فروخورده‌اش و آن چشم‌های اشک‌آلود بعد از ۲۷ سال پسرش را می‌بیند، اما حرف‌هایش به شدت کلیشه‌ای است، مگر می‌شود؟ به او می‌گویند لیلا مُرده است و فریبرز زن و بچه‌اش را ۲۷ سال گم کرده، مگر می‌شود یک پلیس نتواند زن و بچه‌اش را پیدا کند؟ در سکانسی فریبرز از پرویز می‌پرسد چطوری مرا پیدا کردی و پرویز جواب می‌دهد پیدا کردن یک پلیس کاری ندارد، اما فریبرز به عنوان یک پلیس قادر نیست از زن و بچه‌اش خبر داشته باشد!

فریبرز در این سال‌ها چگونه باور کرده زن سابقش مُرده با اینکه یک پلیس می‌تواند با استعلام‌های گوناگون از زنده بودن یا مرگ همسرش باخبر شود. اینکه فریبرز نزد پلیس برود تا خواهرزاده‌اش را ضمانت و آزادش کند هم دلیلی برای پلیس بودن او نیست.

اساساً بسترسازی مناسبی برای معرفی شخصیت اصلی نشده و این مهم‌ترین نقطه ضعف یک سریال است؛ پلیسی که می‌تواند به راحتی خانه پسرش را پیدا کند منطقی نیست که او را تعقیب کند!

محسن کیایی در این سریال همان کاری را می‌کند که هومن سیدی در «عاشقانه» و فرزاد فرزین در «مانکن» انجام داد؛ یک کاراکتر الکی خوش‌مزه‌پران، پسرِ هرزه‌ای که دختربازی می‌کند و مشروب می‌خورد. اینکه چه اصراری است محسن کیایی در تمامی آثار برادرش بازی کند مشخص نیست، او همیشه در همه فیلم‌ها نقش یک آدم لمپن را بازی می‌کند، از سوی دیگر در این سریال یک خانواده بدبخت وجود دارد که باز هم پس از سه قسمت نمی‌دانیم حضور آن‌ها در سریال به چه انگیزه‌ای است.

می‌دانیم که «هم‌گناه» سریال است، اما در سه قسمت نخست باید بخش کلیدی داستان برای مخاطب قابل فهم باشد در غیر این صورت مخاطب سریال را پس می‌زند، به طور مثال فرهاد به عنوان یک مددکار بهزیستی فقط دیالوگ می‌گوید یا رفتن او به آن کشتارگاه به هیچ وجه منطق روایی ندارد، فلاش‌بک‌هایی که در هر قسمت جا گرفته است نمی‌تواند بسط دراماتیکی را برای روند قصه ایجاد کند. مصطفی کیایی به شلوغی فیلمنامه و ایجاد موقعیت و تعدد کاراکتر عادت دارد، اما انگار او در سریال‌سازی نتوانسته از این عناصر بهره‌گیری منسجمی داشته باشد و به نظر می‌رسد نگارش قصه و شکل‌گیری فیلمنامه با شتاب زیادی انجام شده است، چراکه چارچوب و کارکرد شخصیت‌ها در قالب یک سریال باید با یک بسترسازی مشخص به مخاطب معرفی شود، باید امیدوار بود «هم‌گناه» در ادامه بتواند قصه‌اش را با خلاقیت بیشتری جلو ببرد.

*جوان

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

تمدید سه ماهه تاریخ اعتبار تمامی مجوزهای صادر شده – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: در اطلاعیه‌ای از سوی مرکز روابط عمومی و اطلاع‌رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، مجوزهای صادره این وزارتخانه که تاریخ اعتبار آن­ها تا پایان سال ۹۸ است، به مدت سه ماه تمدید اعتبار شد.

به گزارش سینماپرس، متن اطلاعیه این وزارتخانه در خصوص اعتبار مجوزهای صادره بدین شرح است:

«با توجه به آثار ناشی از شیوع بیماری کرونا در کشور و لزوم شکستن زنجیره انتقال این بیماری، کلیه مجوزهای صادره وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در تمامی حوزه‌های فرهنگی، هنری، سینمایی، رسانه‌ای، دینی و قرآنی و سایر مجوزهایی که از این وزارتخانه و سازمان‌های تابعه آن در سراسر کشور اخذ می‌شود و تاریخ اعتبار آن‌ها تا پایان سال ۹۸ بوده، به مدت سه ماه تا پایان خرداد ۱۳۹۹ تمدید و دارای اعتبار است.

بدیهی است پس از عبور از شرایط فعلی متقاضیان باید در اولین فرصت نسبت به تمدید مجوز خود اقدام نمایند.»

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

پشتِ پرده خوانندگان تازه کار در فرمول یک چیست؟ – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: مدت‌هاست که خوانندگانی با پایین‌ترین کیفیت ممکن به برنامه‌هایی مانند «فرمول یک» و «دورهمی» دعوت می‌شوند و مشخص نیست در پشت پرده این ماجراها چه می‌گذرد.

به گزارش سینماپرس، روزهای پایای سال 1398 است و بیشتر مردم در قرنطینه‌ی خانگی هستند تا از شیوع ویروس کرونا جلوگیری کنند. در این اوضاع بازار برنامه‌های نوروزیِ تلویزیون هم داغِ داغ است.

اما این برنامه‌ها در چه راستایی حرکت می‌کنند و چه خوراک فرهنگی به مردم می‌دهند؟

طبق معمول پرمخاطب‌ترین برنامه‌ها در دستِ مجریانِ محدودی است که خط فکری و عملی‌شان در سال‌های گذشته معلوم و مشخص بوده است. این مجریان هیچ تلاشی برای اشاعه‌ی فرهنگ اصیل ایران نداشته و ندارند؛ و حتی گاهی خلاف این مسیر هم حرکت می‌کنند.

یکی از این برنامه‌ها «فرمول یک» با اجرای علی ضیا در شبکه یک سیما است. ضیا طبق معمول هر سال مهمانانی را به برنامه‌اش دعوت می‌کند و برنامه‌اش را بر مدارِ گفت و گو پیش می‌برد.

در شب‌های گذشته مهمانانی به برنامه ضیا آمدند و با آنها مباحثی بسیار سطحی و پیش پا افتاده مطرح شد. فوتبالیست‌هایی که به «فرمول یک» آمدند؛ بحث‌هایشان از چند خاطره و فالو یا آنفالو کردنِ فلان صفحه و فلان شخص فراتر نرفت؛ البته که جز این هم انتظاری نمی‌توان داشت.

فوتبالیست‌هایی که به «فرمول یک» آمدند؛ بحث‌هایشان از چند خاطره و فالو یا آنفالو کردنِ فلان صفحه و فلان شخص فراتر نرفت؛ البته که جز این هم انتظاری نمی‌توان داشت.

اما خوانندگانی هم مهمان این برنامه بودند که اجراهایشان از هرگونه جنبه‌ی هنری عاری بود. برخی از خوانندگانِ مهمان در این برنامه تقریبا نام و نشانی هم در عرصه موسیقی نداشتند. حال باید پرسید که علت دعوت کردن این خوانندگان به برنامه «فرمول یک» چیست؟ چرا باید چنین خوانندگانی با کمترین سطح سوادِ موسیقی و البته آثاری مبتذل به رسانه ملی دعوت شوند؟
راستی آمدنِ این خوانندگان به چنین برنامه‌هایی سودش برای کیست و جیب چه کسانی با این کار پُر از پول می‌شود؟

در سال‌های گذشته شاهد بودیم که خوانندگان گُمنامی به برنامه‌های پُربیننده‌ی تلویزیون می‌آمدند و یک شبه ره صد ساله را برای مشهور شدن طی می‌کردند. برخی معتقدند که این خوانندگان برای حضور در این برنامه‌ها پول‌های هنگفتی پرداخت می‌کنند.
وگرنه چرا باید خواننده‌ای با کمترین میزانِ سواد هنری و با کمترین سابقه فعالیت هنری به پربیننده‌ترین برنامه‌های تلویزیون دعوت شوند.

یکی از برنامه‌هایی که در سال‌های گذشته خوانندگان نوپایی را به بازار موسیقی وارد کرد، «دورهمی» با اجرای مهران مدیری بود. بررسی‌ها نشان می‌دهد که آن خوانندگان با آمدن به برنامه‌ای مانند «دورهمی» یک شبه معروف شدند و خیلی زود هم وارد چرخه اقتصادی موسیقی ایران با اجرای کنسرت شدند.

روایت است و برخی ادعا می‌کنند که آن خوانندگان برای حضور در برنامه‌هایی مانند «دورهمی» رقم‌های بالایی به افرادِ وابسطه به برنامه‌ پرداخت می‌کردند. برخی رسانه‌ها نسبت به این روند انتقادهایی جدی مطرح کردند که در نهایت به توقف موقت آن روند منجر شد.

اما اکنون شاهدیم که باز هم همان روند در برنامه‌های تلویزیونی در حال شکل گیری است. این مسئله در شب‌های گذشته در برنامه «فرمول یک» به اوج خود رسیده است. تهیه کنندگان برنامه‌هایی مانند «فرمول یک» و «دورهمی» باید پاسخگوی این مسئله باشند که متر و معیارشان برای دعوت از خوانندگان و مهمانان‌شان چیست؟

البته در این میان باید توجه داشت که جامعه به معرفی هنرمندان جدید هم نیاز دارد اما این کار هم ضوابط و شرایط خود را دارد.

صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران ,
مهراد جم شب گذشته مهمان برنامه فرمول یک بود و کیفیت پایینِ خواندنش موجب واکنش‌های تندی به او و برنامه علی فرمول یک  شده است

هنرمندان تازه کار با هدف رسیدن به مادیات / لزوم بازپروری هنر در جامعه

در همین باره امان الله قراییمقدم جامعه شناس نکات مهمی را بیان می‌کند:

«هنر باید در خدمت جامعه باشد. یعنی هنر باید بتواند پیامی داشته باشد و باری از دوش جامعه بردارد. هنرمندان جدید هم ممکن است حضورشان موثر باشد. اما اینگونه هنرمندان تازه کار اگر هنرشان تنها برای رسیدن به مادیات باشد و به پیامِ هنرشان توجه نکنند، کارشان از نظر جامعه شناسی ارزشی ندارد.

در اوضاع کنونی که جامعه با خانه نشینیِ مردم روبه روست، باید به فکر پرکردن اوقات فراغت و خانه نشینی مردم بود؛ از این رو جامعه به شادی و نشاط نیاز دارد و لازم است که جامعه از خبرهای بد دور باشد.

هنرمندان جوان می توانند نسل جوان را سرگرم کند. اما اگر کارشان با پیام نادرست همراه باشد، به هیچ وجه پذیرفتنی نیست.
من با ورود هنرمندان جوان و جدید مشکلی ندارم. جامعه نیاز دارد که به طور مرتب در بازپروری هنرمندان کوشش کند. باید توجه داشته باشیم که پذیرش یا عدم پذیرش هنرمند برعهده من و شما نیست و این مردم هستند که انتخاب می‌کنند. برخی آمدند و قبول شدند و برخی هم قبول نشدند؛ شجریان معلمی در مشهد بود که کسی او را نمی‌شناخت اما وقتی مردم هنرش را دیدند و شنیدند او را پذیرفتند. بنان و تاج هم اینگونه بودند. هنرمندان بزرگی مانند جوزپه وردی و کورساکوف هم اینگونه بودند. هنر وقتی عرضه می شود، جامعه قضاوت می‌کند و اگر مورد قبول باشد پذیرفته می‌شود.

هیچ لزومی ندارد که هنرمندی که برای نخستین بار در یک برنامه تلویزیونی به مردم معرفی می‌شوند، حتما سابقه هنری مفصلی داشته باشند. مگر موذن زاده اردبیلی که آن اذان معروف را خوانده و ماندگار شده، قبلش آلبوم منتشر کرده بود؟ او فقط با یک اثر خود را جاودانه کرده است.

حسن گل‌نراقی تنها یک قطعه خوانده و آن هم «مرا ببوس» است. همین قطعه توانست زمینه نارضایتی از حکومت پهلوی را فراهم کند. این قطعه هنوز هم و پس از گذشت چندین دهه، شنیدنی است.»

پشتِ پرده‌ی خوانندگان تازه کار در فرمول یک چیست / سود ماجرا به جیب چه کسی می‌رود

شکی نیست که جامعه به شناختنِ هنرمندان جدید نیاز دارد و شکی نیست که هنرمند ممکن با نخستین آثارش جاودانه شود. اما این درباره هنرمندانی صدق می‌کند که به راستی هنرمند باشند و تخصص و سواد بالایی داشته باشند.

آیا هر خواننده‌ای با هر کیفیتی می‌تواند به پربیننده‌ترین برنامه‌های تلویزیون بیاید؟

اما به راستی فلان خواننده‌ی جوان که جز چند تک قطعه‌ی سخیف از نظر هنری، چیزی در کارنامه ندارد؛ چرا باید مهمانِ برنامه‌ای در شبکه‌ی یک سیمای جمهوری اسلامی باشد؛ آن هم در پربیننده‌ترین ساعت‌های تلویزیون ملی؟

به راستی پشتِ پرده‌ی این مهمانان چیست؟

بیایید کمی شفاف‌تر مسئله را بررسی کنیم؛

فرض کنید خواننده‌ای که یک تهیه کننده هم دارد، شش ماه یا یک سال است که شروع به خواندن کرده و چند قطعه هم اجرا و ضبط کرده و در فضای مجازی هم منتشر کرده است. تعداد طرفدارانِ این خواننده در صفحه‌ی اینستاگرامش هم عددِ پایینی است.

به یک باره و براساس معجزه، تیمِ تهیه برنامه «فرمول یک» یا مهران مدیری و تیم تهیه «دورهمی» تصمیم می‌گیرند، خواننده‌ی جوانِ کارنابَلَدِ قصه‌ی ما را به برنامه‌شان دعوت کنند.

او هم به برنامه می‌آید و گفت و گویی مهندسی شده میانشان شکل می‌گیرد. برنامه که تمام می‌شود، خواننده‌ی قصه‌ی ما با همان ویژگی‌های آماتوری‌اش؛ یک شبه مشهور می‌شود.

آقای تهیه کننده هم بلافاصله میرود سراغِ برنامه ریزی برای کنسرت‌ها و در ادامه هم درآمدهای هنگفتی است که از کنسرت‌ها نصیبِ تهیه کننده و خواننده می‌شود.

حال باید پرسید که چرا چنین خوانندگانی باید از راه رسانه ملی مشهور شوند؟

هنر در بند است / خوانندگانِ فرمول یک و دورهمی تاریخ مصرف دارند

قرایی مقدم در این باره هم توضیح‌هایی از دیدگاه جامعه شناسانه بیان می‌کند:

«بازار هنر محدود است. تعداد هنرمندانی که اجازه حضور در این برنامه‌ها را دارند محدود است و اجازه به همه داده نمی‌شود. هنر در بند است. صدها جوان هنرمند در سراسر ایران هستند که کارهای بزرگی انجام می‌دهند اما هرگز راهی به چنین برنامه‌هایی در تلویزیون ندارند.

زمینه بروز هنر را جامعه تعیین می‌کند. اگر فضای جامعه هنرپرور باشد؛ 10 خواننده می‌آیند و کارشان را ارائه می‌کنند و مردم یکی را انتخاب می‌کنند. اما آنچه امروز در برنامه‌های تلویزیونی رخ می‌دهد این است که یک نفر براساس رابطه ونه براساس ضابطه به این برنامه‌ها می‌آید؛ وقتی افراد خاصی به مردم معرفی می‌شوند، جامعه هم همان یک خواننده را می‌شنود و به عنوان معیار دُرست می‌پذیرد. باید بگویم که امروز در جامعه ما هنر اسیر شده است.

آنچه امروز در برنامه‌های تلویزیونی مانند «فرمول یک» و «دورهمی» به مردم ارائه می‌شود، تاریخ مصرف دارند و خیلی زود فراموش می‌شوند.

هنری جاودان می‌ماند که به قول تولستوی از جامعه برخواسته باشد. پیام رسان باشد. یک هنرمند را آقای مدیری یا علی ضیا می‌آورد و همان یک نفر را هم مردم می‌شنوند.

آنچه امروز در برنامه‌های تلویزیونی مانند «فرمول یک» و «دورهمی» به مردم ارائه می‌شود، تاریخ مصرف دارند و خیلی زود فراموش می‌شوند.

شنیدن مهم نیست، گوش دادن مهم است. موسیقی که مردم گوش بدهند فراموش نمی‌شود. شجریان و بنان و خونساری فراموش نمی‌شوند. موسیقی اینها بر دل می‌نشییند چون از دل برمی‌خیزد.

دین اسلام با شادی همراه است و جامعه باید شاد باشد چرا که همه چیز در حالت شادی خوب است. شادی همه چیز است و این هنر است که شادی را به مردم هدیه می‌دهد.»

چرا رسانه ملی اعتبارش را خرج خوانندگانی ضعیف می‌کند

پرسش اصلی؛ چرا رسانه ملی خود را باید خرجِ چنین خوانندگانی کند که بیشترشان هم در عرصه موسیقی پاپ فعالیت می‌کنند؟
به راستی چه رقم‌هایی و میان چه کسانی رد و بدل می‌شود تا خواننده‌ای یک شبه مشهور و جیبِ تهیه کننده هم پر از پول شود؟

این جریان‌های پنهان باعث شده که خوانندگانی با پایین‌ترین سطح کیفی در پربیننده‌ترین برنامه‌های تلویزیونی خودنمایی کنند که در نهایت نتیجه‌اش پایین آمدن سطح سلیقه شنیداریِ مردم است.

*تسنیم

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

سینمای نوجوان ما هنوز کمبود مخاطب دارد – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: کارگردان سینمای نوجوان از لزوم توجه مدیران به سینمای کودک و نوجوان کشور گفت.

به گزارش سینماپرس، بررسی سینمای ایران در سالی که گذشت از مناظر گوناگون و مختلف می‌تواند به هم‌افزایی و بیشتر شدن تجربه علاقه‌مندان سینمای ایران کمک شایانی کند.

حوزه کودک و نوجوان به عنوان یکی از بخش‌های مهم و قابل توجه سینمای ایران که در معرض رقابت با انواع خارجی خود قرار دارد، توانست در سال قبل از فروش نسبتاً خوبی با دو فیلم بنیامین و منطقه پرواز ممنوع روبرو شود. دو فیلمی که هر کدام نزدیک به ۸ میلیارد فروش داشتند.

از این رو با امیر داسارگر کارگردان سینمایی منطقه پرواز ممنوع به صورت کوتاه درباره سینمای کودک و نوجوان در سالی که گذشت گفت‌وگو کردیم که در ادامه می‌خوانید.

داسارگر در ابتدا درباره ارزیابی کلی خود از این گونه در سالی که رو به اتمام است گفت: نکته ابتدایی مهم این است که سینمای کودک و نوجوان را نمی‌توانیم از کل سینمای کشور تفیک کنیم. این بخش هم یک گوشهای از فرایند و برایند کلی سینمای ما است که دچار مسأله مهم کمبود مخاطب است. اینطور که می‌گویند ۴ درصد سینمای ما مخاطب دارد که دلیل اصلی‌اش فاصله سینما از مردم و مسائل آنان است و شبیه بودن آنان به هم و اینکه ۹۰درصد فیلم‌ها بسیار شبیه به هم است و نتوانسته است سلایق متنوع را در کنار هم قرار دهد که در نتیجه گروه محدودی سالی چندبار به سینما بیاید.

وی در ادامه بیان کرد: البته در این چندسال قبل هم نشانه‌های حضور فیلم‌های متفاوت بیتشر شده است و البته سرنوشت‌های مختلفی هم تجربه کردند مثل فیلم «تختی» که در اکران اتفاق بدی برای آن افتاد. در هر حال  فیلم‌هایی هستند که می‌خواهند قاعده رابشکانند که بفروشند اما نمی توانند پس فاصله با شرایط ایده‌ال در فروش داریم.

در سینمای کودک هم روال همین است چه در تولید و چه در اکران که نمی‌توانیم با فیلم‌های پر فروش رقابت کند. اما در عین حال به دلیل فروش خوبی که بعضاً دارد می‌دانم که اگر بخواهد می‌تواند جزو پرفروش‌ترین فیلم‌های سال باشد. ایده‌آل این است که یکی از بهترین‌ها باشد. ۱۴ میلیلون دانش آموز داریم و اگر ۱۰ درصد از آنان به سینمای برود فروش قابل قبولی می‌کند.

برای رسیدن به این نقطه لازمه این است که مجموعه مدیریتی فرهنگی و سینمایی ما در تمام شئون خودش جدی گرفته شود چه در جنشواره‌ها داخلی و خارجی مهم باشد چه در داوری ها تا بتواند جایزه بگیرد. اینکه سینمای ما در سال بتواند با استمرار حوزه کودک و نوجوان خودش که هر دو ماه یک فیلم نوجوان‌پسند داشته باشد در سال ۴ یا ۵ تا فیلم  دیده باشد باید مورد انتظار ما باشد. وقتی چند فیلم نیست «منطقه پرواز ممنوع» حکم مسکن دارد که با آن مدیران پُز می‌دهند و از فروش بالای آن و مخاطب فراوان آن به مدیران بالادستی گزارش می‌دهند.

من فکر می‌کنم که جریانی نیست که امید به آن داشته باشیم که سال بعد فیلمی بیاید که مانند «منطقه پرواز ممنوع» فروش کند تا این حوزه سینمایی ما از میزان قابل قبولی در مخاطب برخوردار باشد.  

داسارگر اظهار داشت: به شخصه اگر بخواهیم باز کار کنیم به اینکه فیلم ما پرفروش‌ترین فیلم سال بشود فکر می‌کنم و دغدغه دارم.

این کارگردان سینمای کودک و نوجوان در خصوص قرعه‌کشی فیلم‌ها و اثر آن در سینمای کودک گفت: حتماً این شیوه اثر خودش را دارد البته نکته مهم این است که در هر دوره اکران حتماً فیلم نوجوان باشد که مخاطب عادت کند که این گونه فلیم هم در اکران هست و می‌تواند این فیلم‌ها را هم در کنار دیگر فیلم‌های سینمای ایران تماشا کند.

این مدل سینما هم اقتضائات خودش را دارد و فصل پرفروش خودش را خواهد داشت. خصوصاً در پاییز و زمستان باید دقیق‌تر عمل کند زیرا این ایام مخصوص بچه‌های مدرسه است و سبد اکران این دوره باید برای فیلم‌های کودک جای ویژه داشته باشد. شاید در تابستان چندان نیاز نباشد اما در این بازه باید به فکر سینمای کودک بود. فیلم‌ها هم باید خوب و جذاب باشند بسیاری از این فیلم‌هایی که ما می‌سازیم مشتری پران است.

وی در خصوص حوزه انیمیشن نیز اظهار داشت: فکر می‌کنم که انیمیشن کار راحت‌تری در جذب مخاطب دارد. اگر بتوانند المان‌های جذب را رعایت کنند نشان داده است که مردم دوست دارند ببیند و کار آنان برای کشیدن مردم به سینما راحت‌تر است تا فیلم. در میان انیمیشن‌های امسال  بنیامین نمونه خوبی در جذب مخاطب است که توانست مخاطب خود را به خوبی جذب کند.

داسارگر در پایان گفت: انتظارم این است که مبلغ ۵ یا ۶ میلیارد را سقف فروش ما ندانند چرا باید به ۵ میلیارد راضی بود؟ چرا انتظار بالاتری وجود ندارد. اگر سقف انتظارات از ما بالاتر باشد اتفاقات بزرگتری خواهد افتاد. معقتدم که همه انیمیشن‌ها و فیلم‌های کودک و نوجوان باید جزو پرفروش‌ترین فیلم سال باشد. سینما مال نوجوان ما است و در زمین ما بیشترین مشتری سینما در جهان است.

مردم ما فیلم ایرانی را دوست دارند و البته انیمیشن و سینمای نوجوان ما با نمونه‌های خارجی و جهانی رقابت می‌کند.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

عذرخواهی آقای سلبریتی بابت ادعاهای کذب خود+فیلم – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: امیرحسین رستمی درباره صحبت‌های جنجالی‌اش در برنامه زنده تلویزیون، توضیحاتی ارائه کرد و گفت: اگر صحبت‌های من ایجاد تشویش کرده است، عذرخواهی می‌کنم.

به گزارش سینماپرس، امیرحسین رستمی بازیگر تلویزیون درباره صحبت‌های جنجالی خود در تلویزیون گفت: در برنامه «فرمول یک» سوالاتی را مطرح کردم که تقریباً بلافاصله بعد از برنامه دوستان متخصص از وزارت بهداشت با من تماس گرفتند. با آقای وهاب‌زاده مشاور وزیر بهداشت هم که زحمت انتقال دانشجویان از ووهان چین را کشیدند، چند جلسه گپ زدم. دیشب آقای دکتر ملک‌زاده در برنامه تشریف داشتند و سؤالات من تقریباً جواب داده شد.

وی افزود: من نمی‌دانستم که هر کشوری یک پروتکل اقلیمی دارد و دیشب متوجه شدم که مثلا ایتالیا اعتقاد به قرنطینه دارد اما انگلستان می‌گوید قرنطینه نمی‌کنم. ما در ایران الان باید کاری کنیم که نمودار سرعت رشد این ویروس و همه‌گیری آن به گونه‌ای باشد که از خط کادر درمانی ما بالاتر نزند. باید با در خانه ماندن این قضیه را کنترل کنیم.

رستمی اظهار داشت: درباره پروازهای آلمان گپ زدیم و من تازه فهمیدیم که آلمان تا ۳ روز پیش حتی به چین پرواز داشته است و از ۳ روز پیش این پروازها متوقف شده است.

این بازیگر افزود: درباره زیرساخت‌های فضای مجازی هنوز معتقدم سرعت نت پایین است، برای اینکه کادر درمانی راحت‌تر بتوانند با یکدیگر ارتباط بگیرند؛ دانش‌آموزان با مدارس و دانشجویان با دانشگاه و اساتید، باید وزیر محترم ارتباطات تمهیداتی ایجاد کند که سرعت اینترنت بالاتر برود.

وی گفت: اگر صحبت‌های من ایجاد تشویش کرده است، عذرخواهی می‌کنم. از تمام کادر درمان، پزشک و پرستاران این سرزمین ممنونم که در خط مقدم جنگ با کرونا هستند. امیدوارم اگر حرفی زدم که رنجش ایجاد شده است، مرا به عنوان یک فرزند این سرزمین ببخشند و دست همه‌شان را می‌بوسم و دست‌مریزاد می‌گویم.

رستمی در پایان یادآوری کرد مادر و خواهرش عضو کادر درمان ایران هستند.

مشاهده خبر از سایت منبع