
سینماپرس: مجموعه تلویزیونی «مادرانه» به کارگردانی جواد افشار نوروز از شبکه الکوثر پخش می شود.
به گزارش سینماپرس، مجموعه تلویزیونی «مادرانه» به کارگردانی جواد افشار و تهیه کنندگی محمدرضا شفیعی برای پخش در نوروز ۹۹ از شبکه الکوثر در نظر گرفته شده است و برای همین منظور به زبان عربی دوبله شده است.
در خلاصه داستان این سریال آمده است: اردلان تمجید بیست سال پیش پس از رها کردن نامزد سابق خود با زنی متمول به نام «رعنا» ازدواج می کند. پس از مدتی این ازدواج به جدایی رسیده و بعد از آن اردلان از فرزندانش سرپرستی می کند اما درمی یابد که فاصله زیادی از لحاظ اجتماعی با دخترش رها پیدا کرده است.
سعید نعمت الله نگارش فیلمنامه را برعهده داشته است و مهدی سلطانی، لعیا زنگنه، آتیلا پسیانی، شقایق فراهانی، مهرداد ضیایی، هستی مهدوی فر، عباس غزالی، الهام جعفرنژاد، شهین تسلیمی، پریسا روشنی، حمیدرضا هدایتی و نوید پورفرج در «مادرانه» نقش آفرینی کرده اند.
مجموعه تلویزیونی «مادرانه» شنبه ۲ فروردین ساعت ۱۷:۰۵ به وقت تهران و به جایگزینی سریال «حیرانی» در برنامه پخش شبکه الکوثر قرار می گیرد.
محمدرضا شفیعی تهیه کننده این سریال ۳۰ قسمتی است.

سینماپرس: قطعاً یکی از سخت ترین کارها در آستانه نوروز نوشتن از مرگ کسانی است که آثار و یاد آن ها در حافظه جمعی ما ماندگار شده است؛ متأسفانه سال ۹۸ برای اهالی فرهنگ و هنر و به خصوص سینمایی ها سال خوبی نبود و ما شاهد از دست دادن افرادی بودیم که شاید جای خالی آنها به راحتی پر شدنی نباشد.
به گزارش خبرنگار سینماپرس سال ۹۸ با تمام تلخی ها و شیرینی هایش رو به پایان است؛ اینک در آستانه آخرین پنجشنبه سال و بنابر یک سنت قدیمی یادی می کنیم از برخی شخصیت های فرهنگی و هنری که هرچند به صورت مادی از میان ما رفته اند اما تا زمانی که آثار ماندگارشان در سینما و تلویزیون و هنرهای نمایشی ماندگار است، مانا و جاودان هستند و هرگز در دل و ذهن مردم و دوست داران شان نخواهند مرد.
در سال ۹۸جامعه هنری ایران در بخشهای مختلف چهره هایی را از دست داد. در این میان جمشید مشایخی، پرویز بهرام، سیدکمال طباطبایی، داریوش اسدزاده، مجید اوجی، شهلا ریاحی، ملکه رنجبر و… جزو هنرمندانی بودند که مرگ شان ضمن ایجاد واکنش های گسترده در جامعه هنری، در میان عموم افراد جامعه نیز واکنش های بسیاری را برانگیخت و تعداد بیشتری از مردم از مرگ و نبود مادی آن ها سوگوار شدند و مراسم تشییع باشکوه و قابل توجهی برایشان برگزار کردند.
در ادامه مطلب به صورت فهرست وار بر اساس حروف الفبا نگاهی خواهیم داشت به کارنامه هنری ۳۱ هنرمند کشور آقایان و خانم ها: ابراهیم آبادی، علی ابوالحسنی، داریوش اسدزاده، مجید اوجی، امیرکاوس بالازاده، پرویز بهرام، صادق توکلی، غلامرضا جنت خواه دوست، عبدالرضا حیاتی، فائقه دوستی، ملکه رنجبر، داود روستایی، ولی الله رهبر، شهلا ریاحی، محمدابراهیم سلطانی فر، حمید سهیلی، محمد شرف الدین، ولی الله شیراندامی، سیدکمال طباطبایی، علی اصغر طبسی، رضا عبدی، بیژن علی محمدی، مهدی علی محمدی، علی غلامی، مجید فرازمند، نصرت الله کریمی، محسن کلاهدوز، احمد گودرزیانی، حسن محمدی کرکانی، جمشید مشایخی و سعید نوراللهی که جزو چهره های شاخص هنری بودند و اهالی سینما، تلویزیون، تئاتر و فرهنگ و هنر، همچنین مردم هنردوست و هنرپرور کشورمان در اندوه و ماتم آن ها در سوگ نشستند.
ابراهیم آبادی مردادماه سال ۱۳۱۳ در شهر تبریز به دنیا آمد. این هنرمند از سال ۱۳۳۲ با بازی در نمایش «حقه باز» وارد عرصه بازیگری تئاتر و در سال ۱۳۶۳ با بازی در فیلم زائر خلف (یدالله نوعصری) اولین تجربه سینمایی خود را کسب کرد و بیش از ۵ دهه در چندین فیلم و سریال بازی کرده است. آخرین سریالی که ابراهیم آبادی برای تلویزیون بازی کرد «پادری» محمدحسین لطیفی است، اما بارها بازی درخشان ابراهیم آبادی در سریالهایی همچون «مختارنامه» و «آپارتمان شماره ۱۳» دیده شده است. فیلم های «بوی کافور، عطر یاس»، «توکیو بدون توقف»، «صد سال به این سالها»، «مومیایی ۳»، «آپارتمان شماره ۱۳»، «دزد عروسکها» و «گراند سینما» شماری از فیلمهای سینمایی است که او در آن ها بازی کرد.
علی ابوالحسنی بازیگر مجموعههای طنز تلویزیون در دهه ۷۰ که با حضور در برنامههایی چون «جنگ ۷۷» به شهرت رسید، یکی از هنرمندانی بود که در آستانه نوروز ۱۳۹۹ به دیار باقی شتافت. او در سال ۱۳۵۱ در کرمانشاه متولد شد. این هنرمند فارغ التحصیل لیسانس رشته بازیگری از دانشگاه هنر و معماری میباشد و فعالیت خود را از تئاتر شروع کرد وی اهل کرمانشاه بود و بازیگری در تلویزیون را با «جنگ ۷۷» و برخی دیگر از مجموعههای طنز مهران مدیری در دهه ۷۰ آغاز کرد. او در دهه ۸۰ خورشیدی از فضای طنزهای تلویزیونی فاصله گرفت و به اجرا و برنامه سازی بهخصوص در شبکههای استانی رو آورد.
داریوش اسدزاده متولد یکم آذرماه ۱۳۰۲ در کرمانشاه بود. او در ۲۰ سالگی وارد عرصه بازیگری شد و سالها در مقام بازیگر، نویسنده و کارگردان در تئاتر تهران (نصر) فعالیت کرد. در دهه ۴۰ و ۵۰ شمسی در بیش از ۵۰ فیلم سینمایی ایفای نقش کرد. او پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، ایران را ترک کرد و در سال ۱۳۶۵ پس از ۱۰ سال اقامت در آمریکا بازگشت و در دو سریال «سمندون» و «خانه سبز» و فیلمهای سینمایی زیادی مثل «دو نیمه سیب»، «همسر»، «قلادههای طلا»، «یتیم خانه ایران»، «زمان از دسترفته» و «بوی کافور عطر یاس» بازی کرده است. آخرین فیلم او هم «حکایت دریا» به کارگردانی بهمن فرمانآرا بوده است.
مجید اوجی متولد ۱۳۴۰ در شیراز است. او همسر فلورا سام بازیگر و نویسنده مطرح ایرانی است. «سفر سبز»، «توطئه فامیلی»، «باغ سرهنگ»، «همسایه ها»، «به سوی افتخار»، «نشانی»، «تا رهایی»، «ما فرشته نیستیم»، «تعطیلات رؤیایی» و «مرضیه» از جمله سریالهایی است که اوجی تهیه کنندگی آنها را بر عهده داشتهاست.
امیرکاوس بالازاده از اساتید و پژوهشگران شناخته دانشکده هنر و معماری دانشگاه آزاد اسلامی بود که سال ها به عنوان هیات علمی در این دانشکده فعالیت داشت. بالازاده پژوهشگر و مدرس اسطوره شناسی و فرهنگ عامه است. او از شاگردان زندهیاد دکتر مهرداد بهار بود و کتاب «مهر و داد و بهار: یادنامه دکتر مهرداد بهار» به کوشش او منتشر شده است. از دیگر تالیفات منتشر شده او میتوان به «جنگ، نمایش، اسطوره»، «پسر شهرزاد»، «موسم نور»، «فرهنگ یک جلدی فارسی معین» و «فرهنگ نام ایرانیان» اشاره کرد.
پرویز بهرام در سال ۱۳۱۲ در تهران متولد شد و تحصیلات خود را در رشته حقوق به پایان برد. بهرام که وکیل دادگستری بود، سالها در زمینه درگیریهای حقوقی مربوط به حق مولف فعالیت داشت. او از ابتدای دهه ۱۳۳۰ فعالیت گویندگی خود را آغاز کرد و در کنار آن به بازی در تئاتر هم میپرداخت. او از هنرجویان هنرستان هنرپیشگی با مدیریت مهدی فروغ و مهدی نامدار بود و چهرههای سرشناسی چون جمشید لایق، بیژن مفید، فهیمه راستکار، علی نصیریان و جعفر والی از همکلاسان او بودند. با آنکه او شخصیتهای اصلی بسیاری از فیلمها و سریالهای ایران و خارجی را دوبله کرده بود، اما او بیشتر با صدایش در مستندهایی که از تلویزیون ایران پخش میشد، شناخته شده بود. سریال مستند «جاده ابریشم» مشهورترین کاری بود که با روایت پرویز بهرام پخش شده است.
صادق توکلی یکی از بازیگران پیشکسوت سینما، تلویزیون و تئاتر کشور بود که در آثاری همچون فیلم سینمایی، سریال تلویزیونی و سریال تلویزیونی «ایران برگر»، «مسیر عشق/مسافر کربلا»، «یک کوچه گل»، «شام عروسی»، «آبی مثل دریا»، «دفتری از آسمان»، «ایران سرای من است»، «آژانس شیشهای»، «کمین»، «عشق گمشده»، «خانه قمرخانم»، «بیتا»، «شهر گناه»، «عیاران» و «بوی غریب پاییز» به عنوان «بازیگر» حضور داشته است.
غلامرضا جنت خواه دوست متولد سال ۱۳۲۵ و یکی از کارگردانان قدیمی سینما و تلویزیون بود. این فیلمساز پیشکسوت که با ثبت حدود ۱۲ هزار دقیقه نگاتیو از ۸ سال دفاع مقدس نوعی رکورد به ثبت رسانده است، پس از یک سال و نیم مقابله با سرطان حنجره دار فانی را وداع گفت. از این کارگردان ۷۳ ساله دهها مستند خاطره انگیز از جمله مائده از ۸ سال دفاع مقدس به یادگار مانده است.
عبدالرضا حیاتی متولد اول فروردین ۱۳۳۲ در اهواز بود. حیاتی از پیشکسوتان شعر و داستان و نمایشنامهنویسی استان خوزستان بود که علاوه بر سرودن اشعار انقلابی و دفاع مقدسی با نگارش بیش از ۵۰ نمایشنامه به عنوان یکی از نمایشنامهنویسان استان خوزستان و کشور مطرح شد. آثار وی در اکثر جشنوارههای کشوری و استانی جوایز متعددی را دریافت کرد. نمایشنامه های «بوی خوش جنگ»، «قاصدک ها»، «فرشتهای با بال شکسته»، «کارون شط رازها»، «آی آدمها»، «سه دیدار در فلق»، «فصل سبز دیدار»، «مسیح میگرید»، «بچه برک»، «آنکه گفت نه»، «بچههای زهرا»، «شنل قرمزی»، «تارنواز» و… از جمله آثار این پیشکسوت است. حیاتی از مدرسان بازیگری و نمایشنامهنویسی استان بود و اکثر هنرمندان فعلی هنر نمایش اهواز از نظرات تئوری و عملی این استاد بهرهمند میگرفتند.
فائقه دوستی ۲۱ ساله از نسل مجریان جوانی بود که حضورشان تبلیغی برای حجاب بود و تلاش میکردند تا به مدد رنگ ها، حجاب و پوشش سنتی را متنوع و برای جوانان خواستنی کنند. اگرچه تحصیلات فائقه دوستی (لیسانس شیمی) ارتباطی با کار رسانه نداشت، اما تجربه حضورش در برنامه «از لاک جیغ تا خدا» و وضعیت تاهلش او را به برنامه گردونه رساند. این برنامه به سفارش بخش کودک و نوجوان سازمان اوج طراحی شد و تاکید اصلی آن به حضور شادمانه، اما اسلامی دختران در بیرون از خانه بود.
ملکه رنجبر یکی از بازیگران پیشکسوت سینما، تلویزیون و تئاتر کشور بود که در واپسین روزهای سال ۱۳۹۸ بعد از تحمل سال ها بیماری درگذشت. وی زادهٔ ۱۰ شهریور ۱۳۱۷ در رشت بود. او از سن ۶ سالگی فعالیت هنری خود را با نقش کوزت در «بینوایان» شروع کرد. رنجبر بازی در سریالهای تلویزیونی را از دهه ۷۰ آغاز کرد و در طول فعالیت هنری خود در بسیاری از فیلمها و سریالها سابقه بازی دارد که از آن جمله «داستان یک شهر» اصغر فرهادی و مجموعه سریالهای «زیر آسمان شهر» مهران غفوریان است. از جمله فیلمهای این بازیگر «نان عشق موتور ۱۰۰۰»، «پسر آدم، دختر حوا» ، «ازدواج در وقت اضافه» و «گناهکاران» (آخرین فیلم) است.
داود روستایی از نخستین مستندسازان سینمای ایران بود. وی از نخستین فیلمسازانی بود که آثارش در فستیوال برلین و لوکارنو به نمایش در آمد. روستایی بیش از ۷۰ فیلم مستند منحصر به فرد داشت که به دلیل توقیف و عرضه نشدن و دوری از هیاهوی تبلیغاتی و ژورنالیستی نامش به فراموشی رفته و به غیر از فیلمسازان نسل نخست سینمای ایران کمتر کسی او را امروزه می شناسد. مستند «قصر قرمز» ساخته عباس رزیجی تنها تصویر این فیلمساز فقید و آثار دیده نشده اش است که به تازگی تمام شده و آماده اکران است.
ولی الله رهبر عکاس پیشکسوت سینما بود که در سال ۱۳۹۸ چشم از جهان فرو بست.
شهلا ریاحی با نام اصلی قدرت الزمان وفادوست سال ۱۳۰۵ در تهران دیده به جهان گشود. وی اولین کارگردان زن در تاریخ سینمای ایران با کارگردانی فیلم مرجان در سال ۱۳۳۵ است. وی همسر اسماعیل ریاحی کارگردان سینما است. زنده یاد ریاحی سینمای حرفه ای را سال ۱۳۳۰ با فیلم «خواب های طلایی» به کارگردانی معزالدیوان فکری تجربه کرد. شهلا ریاحی در حدود ۷۰ فیلم سینمایی نقشآفرینی کرد که از جمله ماندگارترین این آثار «رویای نیمه شب تابستان»، «بچههای طلاق»، «دلشدگان»، «تحفه هند» و «چشم عقاب» را میتوان نام برد.
محمدابراهیم سلطانی فر مدیر دوبلاژ و تأمین برنامه خارجی شبکه یک متولد سال ۱۳۳۲ بود که در بیمارستان لاله تهران دار فانی را وداع گفت. وی فارغ التحصیل سینما از دانشگاه هنر بود. وی فعالیت سینمایی خود را با تهیه کنندگی فیلم های کوتاه آغاز کرد. نگارش فیلمنامه اولیه سریال «مختارنامه» هم از دیگر سوابق وی در عرصه تلویزیون است. در دوره مدیریت وی در تأمین برنامه خارجی سیما سریالهای خوب و مؤثری از تلویزیون پخش شد که «ارتش سری» و «لبه تاریکی» ۲ نمونه از آنها بوده که با مدیریت سلطانیفر خریداری و از سیما پخش شد.
حمید سهیلی یکی از شناخته شده ترین مستندسازان سینمای ایران در حوزه مستند معماری بوده که فعالیت خود را از سال ۵۳ و با دستیاری مجموعههای تلویزیونی «آتش بدون دود» و «سفرهای دور و دراز هامی و کامی» آغاز کرد. او سپس به مدت چهار دهه در حوزه مستند مشغول به فعالیت شد و آثار بسیاری در زمینههای فرهنگ و هنر ایرانی به تصویر کشید. از آثار این هنرمند میتوان «بسوی سیمرغ»، «معماری ایرانی»، «رابطه های پنهان»، «بافت قدیم شهرهای ایران» و … را نام برد.
محمد شرف الدین فرزند محمدرضا شرفالدین از پیشکسوتان سینمای انقلاب اسلامی و دفاع مقدس و فیلمبردار سینما بود که در پی عارضه قلبی دار فانی را وداع گفت.
ولی الله شیراندامی متولد۳ فروردین ۱۳۱۰ در شهر «مرو» و همچنین برادر یدالله شیراندامی بود. او دارای لیسانس تئاتر از دانشکده هنرهای زیبا از دانشگاه تهران و همچنین دارای مدرک درجه یک کارگردانی از وزارت ارشاد اسلامی که معادل دکترا میباشد. ولیالله شیراندامی در بیش از ۳۰ تئاتر بازی و یا کارگردانی کرده و در فیلمهایی همچون «جایی برای زندگی»، «خانهای روی آب»، «بوی کافور عطر یاس»، «شازده احتجاب»، «شیر سنگی»، «شب دهم»، «روز باشکوه» و «وسوسه» هم بازی داشته است. آخرین نمایش به کارگردانی این هنرمند فقید با عنوان «هنر کمدی» نوشته ادواردو فیلیپو سال ۹۱ در سالن استاد ناظرزاده کرمانی تماشاخانه ایرانشهر به روی صحنه رفت.
سیدکمال طباطبایی متولد سال ۱۳۴۰ در تهران، ساخت و تهیه فیلمهایی چون «مرد آفتابی» به کارگردانی همایون اسعدیان، « عزیزم من کوک نیستم» به کارگردانی محمدرضا هنرمند، «سالاد فصل» به کارگردانی فریدون جیرانی، «قتل آنلاین» به کارگردانی مسعود آبپرور، «ساعت ۲۵» به کارگردانی مسعود آبپرور، «آماده باش» به کارگردانس بهرنگ توفیقی، «شب» به کارگردان رسول صدرعاملی، «فرار بزرگ» به کارگردانی محمدحسین لطیفی، «توفیق اجباری» به کارگردانی محمدحسین لطیفی، «هر شب تنهایی» و «در انتظار معجزه» به کارگردانی رسول صدرعاملی و … را در کارنامه هنری خود دارد.
علی اصغر طبسی از جمله هنرمندان درگذشته سال ۹۸ بود که در بیشتر فیلمهای مسعود کیمیایی از جمله «متروپل»، «سربازهای جمعه»، «اعتراض»، «جرم»، «محاکمه در خیابان»، «رئیس» و … بازی داشت.
رضا عبدی متولد نهم آبان ۱۳۱۰ بود. او سال ۱۳۳۲ بعد از گذراندن دوره تئاتر، فعالیت هنری خود را در تئاتر تهران شروع کرد، اما از سال ۱۳۴۷ وارد سینما و رادیو شد. در کارنامه کاری رضا عبدی حدود ۴۰ فیلم سینمایی مشاهده می شود که می توان به «سفر جادویی»، «کفش های میرزانوروز» و «مردی از جنس بلور» اشاره کرد. او هم اکنون ۴۵ سال است در رادیو فعالیت مستمر دارد و کارهایی همچون اجرای برنامه، نویسندگی، کارگردانی نمایشنامه های رادیویی و بازیگری را طی این سال ها تجربه کرده است. زنده یاد عبدی بیش از نیم قرن تجربه حضور در رادیو را داشت و برنامه «جمعه ایرانی» از جمله محبوب ترین برنامه های وی در رادیو بود.
بیژن علی محمدی دوبلور صداپیشه و گوینده نام آشنای ایران بود. وی در سال ۱۳۴۰ دیده به جهان گشود و از سال ۱۳۶۴ فعالیت خود را آغاز کرد. از کارهای اخیر و شاخض ایشان میتوان به دوبله شخصیت حضرت امام خمینی (ره) در سریال «معمای شاه» اشاره نمود. بیژن علی محمدی آثار بسیاری ظرف ده ها سال در کار نامه خود ثبت نمود. بیژن علی محمدی در ۱۴ آبانماه ۱۳۹۸ بر اثر عارضه قلبی درگذشت.
مهدی علی محمدی دوبلور پیشکسوت و گوینده قدیمی، شامگاه چهارشنبه، ۱۳ شهریور، در ۹۵ سالگی درگذشت. علی محمدی که به صدای مخملیاش در «داستان شب» رادیو مشهور بود، کار گویندگی و دوبله را از سال ۱۳۴۰ آغاز کرده بود. «خانواده دکتر ارنست»، «نویسندگان بزرگ جهان»، «ربکا»، و «نیک و نیکو» از جمله آثاری است که آقای علی محمدی مدیریت دوبلاژ آن ها را بر عهده داشت.
علی غلامی متولد خرداد ماه ۱۳۳۰ آبادان در انستیتو مربیان امور هنری تهران در رشته کارگردانی تئاتر تحصیل کرده و دارای مدرک درجه ۲ (کارشناسی ارشد) کارگردانی تئاتر بود. «همه فرزندان من» به کارگردانی زاون قوفاسیان در ۱۳۶۲، «سفرغریب» به کارگردانی ایرج صغیری، «هویت» به کارگردانی ابراهیم حاتمی کیا، «سفرشبانه» به کارگردانی خسرو معصومی، «شمارش معکوس» به کارگردانی اکبرحر، «دکل» حسن برزیده، «کیمیا» به کارگردانی احمدرضا درویش، «جوانمرد» به کارگردانی جمشید آهنگرانی، «مسافر» به کارگردانی جواد اردکانی از جمله فیلمهایی است که غلامی در آنها نقش آفرینی کرد.
مجید فرازمند در سال ۱۳۲۴ در شهر کرمانشاه متولد شد. او دوره کارشناسی و کارشناسی ارشد خود در را رشته جغرافیای انسانی/ اقتصادی، در دانشگاه شهید بهشتی گذراند و دوره فیلمنامهنویسی حرفهای را در مرکز آموزش فیلمسازی به پایان رساند. وی از پیش از پیروزی انقلاب کارهای مختلفی در زمینههای دستیاری کارگردان، بازنویسی فیلمنامههای سینمایی و نگارش مجموعههای تلویزیونی انجام داد. در سال ۱۳۷۴ همزمان کارگردانی فیلم کوتاه داستانی به نام «در کهنسالی»، چند قسمت از مجموعه تلویزیونی «آقای شانس» را برای شبکه دوم سیما، گروه اجتماعی ساخت. فیلمنامههای سینمایی «دشمن»، «این زن حرف نمیزند»، «۱۳ گربه روی شیروانی»، از وی به فیلم برگردانده شده و از بین فیلمنامههای دیگر می توان به «وفا»، «مادر کامپیوتری»، «بمانی هفتم»، «دشمن»، «دلقک»، «راز سر به مهر»، «پل»، «روز هفدهم»، «زنی از جنس باران» و «سرباز گمنام» اشاره کرد.
نصرت الله کریمی در سال ۱۳۰۳ در تهران متولد شد. کار هنری را در جوانی با پیوستن به گروه عبدالحسین نوشین آغاز کرد. در دهه ۱۳۲۰ نوشین با تشکیل یک اکیپ تئاتری با شرکت جوانان بااستعداد و اجرای نمایش در تئاترهای فردوسی و سعدی، میکوشید برای تئاتر مدرن ایران پایههایی استوار بسازد. کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ به این تلاشها پایان داد. کریمی در عرصهها و رشتههای گوناگون، از جمله نویسندگی، بازیگری، طراحی، گریم برای سینما و تئاتر، تولید فیلمهای انیمیشن و نمایشهای عروسکی کارهای زیادی ارائه داده است.
محسن کلاهدوز از مدیران باسابقه پخش سیما بود که پیش از این، مدیریت پخش شبکههای قرآن، تماشا و کودک را برعهده داشت. وی در سال ۱۳۹۸ درگذشت.
احمد گودرزیانی نویسنده، پژوهشگر و روزنامهنگار عرصه ادبیات پایداری بود.
حسن محمدی کرکانی جانباز، آزاده، امدادگر دوران دفاع مقدس و بازیگر فیلمهای دفاع مقدسی «نبردی دیگر»، «قطعهای از بهشت» و «ما هنوز زنده ایم» بود. وی در اسارت نیز نویسنده، بازیگر و کارگردان تئاتر در دوران اسارت بود. او با تشکیل گروه تئاتر در آن سال ها، یکی از مؤثرترین اعضا بود و همیشه لبخند را به روی لبان اسرا میآورد.
جمشید مشایخی از بازیگران پیشکسوت و چهرههای ماندگار سینما، تئاتر و تلویزیون در ششم آذرماه ۱۳۱۳ در تهران متولد شد و جزو اولین چهره های هنری بود که در سال ۱۳۹۸ چهره در نقاب خاک کشید. او دارای نشان درجه یک فرهنگ و هنر بوده و فعالیت هنری خود را پیش از انقلاب اسلامی، در سال ۱۳۳۶ با بازی در نمایش «وظیفه پزشک» آغاز کرد، با فیلم کوتاه «جلد مار» در سال ۴۲ مقابل دوربین رفت و دو سال بعد با فیلم «خشت و آینه» وارد سینما شد. این بازیگر پیشکسوت در بیش از ۹۰ فیلم سینمایی و ۵۰ سریال بازی کرد که با نگاهی به تمام این فیلمها آثاری دیده میشود که سازنده آنها یا از کارگردان اولیها بودهاند یا در زمانی که مشایخی در آثارشان بازی کرده از افراد شناخته شدهای در سینما نبودهاند. او در همین مورد، علت پذیرفتن بعضی نقشها را کمک به کارگردان آن فیلم دانسته است؛ حتی اگر به کارنامه بازیگریاش لطمه وارد شود. مشایخی در دوران فعالیت هنری خود دو سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد را در جشنواره فیلم فجر به ترتیب برای فیلمهای «کمالالملک» و «گلهای داودی» دریافت کرد. او همچنین جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل مرد را برای ایفای نقش در فیلم «بانوی من» در هفتمین دوره جشن خانهسینما گرفت و نامزد دریافت تندیس بهترین بازیگر نقش اول مرد در سومین دوره جشن خانه سینما شد و جایزه بهترین بازیگر مرد را برای بازی در فیلم «پدربزرگ» از جشنواره بینالمللی پیونگ یانگ به دست آورد.
سعید نوراللهی بازیگر سینمای ایران و متولد ۱۳۳۰، بازیگری را از دوران دبیرستان آغاز کرده اسـت. وی درسال ۱۳۶۵ برای بازی در فیلم سینمایی «تشکیلات» جلوی دوربین رفت. این بازیگر پس ازآن در فیلمهایی مانند «لیلی با مـن اسـت»، «مارمولک» و «نطفه شوم» بازی کرده اسـت. نورالهی فقط بـه دنیای سینما بسنده نکرد ودر تلویزیون نیز جلوی دوربین رفت. عمده شهرت این بازیگر در تلویزیون بخاطر بازی در دو سریال «خانه بـه دوش» و «متهم گریخت» بود. وی همچنین همکاری با فیلمسازانی چون پوران درخشنده، اصغر هاشمی، کمال تبریزی و کریم آتشی را در کارنامه هنری خود جای داده اسـت.
فیلمها بسیار زیادند و انتخاب موارد درست و جذاب شاید کار چندان راحتی نباشد. خصوصاً زمانی که فیلم رو به اتمام میرود و بیننده احساس میکند که از آن لذت نبرده است حال بدی است.
از این رو «سعید مستغاثی» منتقد، مدرس و نویسنده تاریخ سینما پیشنهادی از فهرست فیلمهای اختصاصی را در اختیار تسنیم قرار داده است تا تماشای فیلمهای بهتری را تجربه کنیم.
این کارشناس سینما در ابتدا به تعدادی از فیلمهای مهم و جذاب خارجی در سال ۲۰۱۹ اشاره کرده و گفته است که این فیلمها باوجود جذابیت و استانداردهای لازم در فصل جوایز پذیرفته نشد.
لاندرومات به کارگردانی استیون اسپیلبرگ
گزارش به کارگردانی اسکات زی برنز
جمنای من به کارگردانی انگ لی
یک روز بارانی در نیویورک به کارگردانی وودی آلن
کجا رفتی برنادت به کارگردانی ریچارد لینک لیتر
یک روز زیبا در محله با شرکت تام هنکس
«ما» به کارگردانی جوردن پیل
هریت به کارگردانی کیسی لمونز
چاقوها آماده به کارگردانی رایان جانسون
اسرار رسمی به کارگردانی گاوین هود
ریچارد جول به کارگردانی کلینت ایستود
وی در ادامه به معرفی فیلمهای مطرح کلاسیک و چند مورد قدیمی پرداخته است:

عصر جدید به کارگردانی چارلی چاپلین
هفت سامورایی به کارگردانی کوروساوا
کوایدان به کارگردانی ماساکی کوبایاشی
اوگتسو مونوگاتاری به کارگردانی کنجی میزوگوچی

جان فورد
جویندگان به کارگردانی جان فورد
برگهایی از دفتر شیطان به کارگردانی کارل تئودور درایر
مهر هفتم به کارگردانی اینگمار برگمان

نمایی از مهر هفتم
داستان توکیو به کارگردانی یاساجیرو ازو
یک محکوم به مرگ گریخته به کارگردانی روبر برسون
سولاریس به کارگردانی آندری تارکوفسکی
آنتراکت به کارگردانی رنه کلر
شبح آزادی به کارگردانی لوییس بونوئل
گزارش اقلیت به کارگردانی استیون اسپیلبرگ
سری ۹ گانه فیلمهای جنگ های ستارهای

نمایی از یکی از قسمتهای جنگهای ستارهای
توت فرنگیهای وحشی به کارگردانی اینگمار برگمان
دزد دوچرخه به کارگردانی ویتوریو دسیکا
همشهری کین به کارگردانی اورسن ولز
ایثار به کارگردانی آندری تارکوفسکی
پنجره عقبی به کارگردانی آلفرد هیچکاک

هیچکاک
صورت زخمی به کارگردانی هاوارد هاکس
قاتل در شماره ۲۱ زندگی می کند به کارگردانی هانری زرز کلوزو
خاموشی دریا به کارگردانی ژان پی سر ملویل
توهم بزرگ به کارگردانی ژان رنوار
سکوت برهها به کارگردانی جاناتان دمی

تصویر اصلی پوستر سکوت برهها
ترمیناتور ۲ به کارگردانی جیمز کامرون
حرص به کارگردانی اریش فن اشتروهایم

سینماپرس: شبکه مستند سیما با بیش از ۲۵ مستند تولیدی و تامینی به استقبال نوروز رفته است؛ مدیر شبکه مستند ویژه برنامههای این شبکه در نوروز ۹۹ را تشریح کرد.
به گزارش سینماپرس، غفوری با اشاره به تولید ۱۲ مجموعه مستند و تولیدات جدید ویژه نوروز گفت: تعطیلات نوروز فرصت بسیار خوبی است که مخاطبان سینمای مستند با دقت بیشتری به دیدن فیلم و مجموعه های مستند بپردازند. علاوه بر این با شیوع ویروس کرونا در کشورمان و درخواست اکید مسئولان مبنی بر این که در خانه بمانیم شرایط ویژهای فراهم شده است که سینمای مستند بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته و مستندهای جذابی را از رسانه ملی به نمایش درآوریم. در این راستا، شبکه مستندسیما تولیدات جدیدی را ارائه کرده است که در روزهای منتهی به نوروز و در این ایام به روی آنتن خواهد رفت. این تولیدات توسط کارگردانان بسیار خوب سینمای مستند که در سالیان گذشته نیز آثار فاخری را تولید کردند ساخته شده است.
سفر نوروزی به کردستان با «همسایه آسمان» شبکه مستند
وی به معرفی مجموعه مستند «همسایه آسمان» پرداخت و گفت: یکی از موضوعات مهمی که در چند سال گذشته مورد توجه ما قرار دارد پرداختن به جاذبههای طبیعی و تاریخی کشورمان است. مجموعه مستند «همسایه آسمان» تلاشی برای معرفی جاذبههای گردشگری بیشمار کشورمان است و یکی از تولیدات ارزشمند شبکه مستندسیما برای نوروز امسال به شمار میرود. این مجموعه مستند ۱۵ قسمتی درباره جاذبههای دیدنی های استان کردستان است و تصاویر بکر و کمتر دیدهشدهای از جاذبههای طبیعی شهرستانهای مختلف این استان زیبای کشورمان را به تصویر میکشد. این مستند از روز جمعه ۱ فروردینماه ساعت ۲۲ به مدت ۱۵ شب روی آنتن شبکه مستند میرود. بازپخش آن نیز روز بعد ساعت ۱۰ صبح میباشد.
مدیر شبکه مستند اضافه کرد: این مجموعه مستند به کارگردانی سیدحامد کاشانی و تهیهکنندگی آرش جعفریان تولید شده است. این گروه پیش از این مجموعه مستند «دروازه خورشید» که درباره جاذبههای گردشگری استان سیستان و بلوچستان بود را تولید کرده که با استقبال بسیار خوبی از سوی مخاطبان همراه بود.
غفوری با اشاره به دیگر مستند تولیدی این شبکه پیرامون موضوع ایرانگردی و گردشگری گفت: مستند «دوست ما، زاگرس» با نویسندگی و کارگردانی پرهام دیباج مستندی برای دوستداران طبیعت است و به رودخانههای حوزه زاگرس، ماهیهای آب شیرین این منطقه و ماهیگیری حرفهای ورزشی پرداخته است. این مستند ۳۵ دقیقهای دارای یک نکته بسیار ویژه است و آن هم این است که ماهیگیران صیدشان را دوباره رها میکنند تا آسیبی به طبیعت بکر این منطقه نرسد. در حقیقت آنچه برای آنها مهم است چالش طبیعتگردی، همراهی با آن و صید است. مستند «دوست ما زاگرس» به تهیهکنندگی محمد علوی در شبکه مستند سیما ساخته شده است و روز سهشنبه ۱۲ فروردین ساعت ۱۷ پخش خواهد شد.
گردشگرانی که از «درب شماره ۱۷» به زیارت حضرت معصومه میروند
وی درباره دیگر مستند این شبکه با عنوان «مهمانان درب شماره ۱۷» گفت: این مستند، روایتی از گردشگران غیرمسلمان است که همه ساله برای بازدید از جاذبههای طبیعی و تاریخی کشورمان به ایران سفر کرده و در بخشی از سفر خود به حرم حضرت معصومه سلامالله علیها در قم میروند. در کنار این موضوع، به این مساله میپردازیم که حرم حضرت معصومه چه شرایطی را برای بازدید گردشگران خارجی فراهم کرده است. در این فیلم مستند میبینیم که در طول سال چندین هزار گردشگر به حرم حضرت معصومه مشرف میشوند و مورد پذیرایی دفتر بینالملل این بارگاه مقدس قرار میگیرند. علاوه بر این تجربه این سفر از گردشگران پرسیده میشود و آنان تجربه خود از حضور در بارگاه حضرت معصومه و مهماننوازی مردم ایران را در برابر دوربین بیان میکنند. این فیلم مستند ۵۲ دقیقهای به زبانهای فارسی و انگلیسی و به تهیهکنندگی و کارگردانی محمدرضا پاینده مهر تولید شده است و روز ۲۹ اسفند ساعت ۲۲ از شبکه مستندسیما پخش خواهد شد.
از گلستان تا آذربایجان با سنتهای اصیل ایرانی/ «عروس ایران» را در نوروز از دست ندهید
مدیر شبکه مستند با اشاره به ساخت چند مستند پیرامون آیینهای سنتی نقاط مختلف کشورمان گفت: کشور عزیزمان ایران از اقوام مختلفی تشکیل شده است که هر کدام از آنان سنتهای تاریخی و آیینهای ریشهداری در دل خود دارند که بسیار محترم است. نمایش این سنتها در قالب تصاویر مستند به شناخت هرچه بهتر اقوام و ارجنهادن به این سنتها کمک خواهد کرد. شبکه مستند با توجه به همین موضوع یکی از سیاستهای تولیدی خود را به ساخت مستندهایی از اقوام ایران و آیینهای سنتی آن اختصاص داده است. مستند «عروس ایران» یکی از همین تولیدات است که در نوروز ۱۳۹۹ به روی آنتن شبکه مستند خواهد رفت. مجموعه مستند «عروس ایران» به آیین های سنتی اقوام در نقاط مختلف ایران پرداخته است. از جمله سنتهایی که در این مجموعه مستند به تصویر کشیده شده است، سنت عروسی گرفتن در مناطق مختلف کشورمان از جمله مازندران، گلستان، گیلان، کرمانشاه، خراسان، بوشهر، لرستان، آذربایجان و … است. این مجموعه در ۱۰ قسمت ۳۰ دقیقهای آماده شده و از روز شنبه دوم فروردین ماه ۱۳۹۹ ساعت ۱۷ از شبکه مستند پخش خواهد شد.
جشن شکرگزاری متفاوت مردم دامغان برای کشت گندم
وی در مورد دیگر تولید شبکه مستند با همین رویکرد گفت: مستند «نوسال» یکی از تولیدات این شبکه برای پخش در ایام نوروز ۱۳۹۹ است که به یکی از آیینهای سنتی و قدیمی کشورمان میپردازد. «نوسال» جشن شکرگذاری کشت گندم در روستای «تویه دروار» دامغان است. همه ساله و در روز ۱۵ مردادماه، پس از پایان درو گندم توسط روستاییان به شکرانه نعمت الهی جشن کوچکی در میدان اصلی روستا برگزار میشود. در این جشن اهالی روستا در جایگاه علی علی گرد هم جمع میشوند و با پخش نان و شیرینی نعمت الهی را شکرگذاری میکنند. در این مستند ضمن نمایش این آیین سنتی که از پیش از اسلام نیز وجود داشته است ارادت ویژه مردم این روستا به مولای متقیان امیرالمومنان را میبیینم. این مستند ۱۴ دقیقهای به کارگردانی و تهیهکنندگی سید عبدالله موسوی آماده شده و روز ۱ فروردین ۱۳۹۹ ساعت ۱۷ به روی آنتن شبکه مستند میرود.
مستندهای پرطرفدار حیاتوحش با کارگردانان ایرانی به تلویزیون رسید
سید سلیم غفوری با اشاره به بخش مهمی از تولیدات شبکه مستندسیما در ایام نوروز و در طول سال گفت: یکی از موضوعات مهمی که مخاطبان بسیار زیادی در سینمای مستند داشته و در طول سال نیز مستندهای متعددی از آن در صداوسیما پخش میشود، مستندهای حیاتوحش و محیطزیستی است. در این موضوع، مستندهای خارجی زیادی تولید شده است و طرفداران بسیار زیادی نیز دارد، با این حال تلاش میکنیم با ساخت مستندهایی از این دست توسط کارگردانان توانای داخلی کشورمان گونههای غنی جانوری در کشورمان را به تصویر کشیده و بر حفظ محیطزیست کشورمان تاکید کنیم.
مارهای مفیدی که نباید آنان را کشت!
او اضافه کرد: مستند «پیتلوس» به کارگردانی سید عبدالله موسوی ساخته شده و یکی از مستندهای حیاتوحش است که برای پخش در ایام نوروز ساخته شده است. این مستند نمایشی از مارهای شمال کشورمان است که هیچ زهری نداشته و آسیبی به مردم نمیرسانند اما به واسطه عدم شناخت توسط مردم و کشاورزان محلی بیدلیل از بین میرود. «پیتلوس» نام یکی از مارهایی است که در این منطقه فراوان دیده میشود. این مار از گونههای نادر جانوری در دنیا است که فقط در شمال ایران و بخشی از اروپا دیده میشود. این مار نه تنها آسیبی برای مردم و کشاورزان ندارد بلکه با خوردن آفتهای کشاورزی مثل حلزون و دیگر حشرات نقش مفیدی را ایفا میکند. در این فیلم مستند مارگیری را میبینیم که به سراغ گونه های مختلفی از مارها اعم از پیتلوس، مارهای آبی، کور مارها و … رفته و آنان را از نزدیک به تصویر میکشد. او درخواست دارد که با نکشتن این مارها از محیطزیست حفاظت کنیم. مستند پیتلوس روز ۱۵ فروردین ساعت ۲۰ پخش خواهد شد.
کشف سلطان مار ایران در شبکه مستند
غفوری در مورد مستند دیگر شبکه مستندسیما که با همین رویکرد ساخته شده است گفت: مستند «دنیای علی غلامی» به تهیهکنندگی و کارگردانی مهدی الیاسی ساخته شده است و روایتی بیواسطه از شخصیت، فعالیتها و اشتغالزایی «علی غلامی ارجنکی» معروف به سلطان مار ایران است که نوروز ۹۹ از شبکه مستند پخش میشود. این اثر جدید شبکه مستند در ۴۵ دقیقه ساخته شده و به زندگی مردی میپردازد که سالها با مارهای سمی زندگی کرده و علاقهاش به خزندگان و فعالیتش در این زمینه به کشف سه گونه جدید مار منجر شده است. این مستند در تهران، اصفهان و چهارمحال و بختیاری تصویربرداری شده و تماشای آن برای علاقه مندان به مستندهای حیات وحش جذاب خواهد بود.
بازیگران مطرح سینما در تلویزیون/ کارگردان «رخ دیوانه» مهمان «رخ» مستند شد
غفوری با اشاره به دیگر مستندهای این شبکه برای پخش در تعطیلات نوروز گفت: مجموعه مستند «رخ» مروری بر زندگی و آثار بازیگران و کارگردانان مطرح سینمای کشورمان دارد. در مجموعه جدید این مستند به فعالیت هنری هنرمندانی همچون افسانه بایگان، مسعود دهنمکی، داریوش فرهنگ، مسعود کرامتی، ابوالحسن داوودی، روحالله حجازی و … پرداخته میشود. این مجموعه در ۱۲ قسمت ۵۰ دقیقهای تولید شده است و در هر قسمت یکی از هنرمندان مورد بررسی قرار میگیرد. مجموعه مستند «رخ» به تهیهکنندگی سیدمازیار هاشمی و کارگردانی بیژن اعرابی، سهیل سلیمی، وحید قاضی میرسعید و سیاوش گرجستانی تولید شده و از دوم فروردین ۱۳۹۹ ساعت ۱۵ و ۲۴ از شبکه مستند به نمایش درمیآید.
از معلم بازنشسته درختکار تا پوریای ولی در تلویزیون
وی تصریح کرد: مستند «کلاته اقاقیا» به تهیهکنندگی مشترک فاطمه بوربور و اصغر احمدپور پرترهای از یک معلم بازنشسته است که ۲۰ سال است در کوههای نیشابور درخت میکارد. این فیلم مستند در بازه زمانی ۴ ساله فیلمبرداری شده است و روایتی از مصائب زندگی ناصر طابیان معلم عاشق طبیعتی است که در دو دهه گذشته با سختی بسیار به درختکاری مشغول است. این فیلم مستند ۳۰ دقیقهای به کارگردانی اصغر احمدپور تولید شده و در نوروز از شبکه مستند پخش خواهد شد. همچنین مستند «خیوه» به تهیهکنندگی داود نجفی و کارگردانی حسین مدحت در شبکه مستند تولید شده و به بزرگداشت پهلوان نامدار پوریای ولی در شهری به همین نام در کشور ازبکستان پرداخته است. معرفی شهر ناشناخته «خیوه» مدفن پوریای ولی، شهرهای سمرقند و بخارا و همچنین آثار به جا مانده از هنر و معماری ایران در این کشور از دیگر بخشهای این مستند ۵۰ دقیقهای است. این مستند روز دوشنبه ۲۶ اسفند ساعت ۲۲ از شبکه مستند پخش شد. علاوه بر این مستند ۳۰ دقیقهای «فیلم من» به کارگردانی رضا دانشپژوه ۱۵ فروردین ساعت ۱۷ به نمایش درخواهد آمد.
سید سلیم غفوری در مورد مستندهای تامینی شبکه صحبت کرد و گفت: گروه تامین شبکه مستند بیش از ۱۱ مجموعه مستند جذاب و تماشایی برای نوروز ۱۳۹۹ تدارک دیده است که از آن جمله میتوان به مستندهای ورزشی، طبیعتگردی و دو مستند مسابقه جذاب و هیجانانگیز «خانه ما» و «کارساز» اشاره کرد.
«دیوید اتنبرو» مهمان نوروزی شبکه مستند شدند
او با اشاره به مجموعه مستندهای خارجی که قرار است در تعطیلات نوروز از شبکه مستندسیما پخش شود گفت: «سیاره متخاصم» مجموعه مستندی ۶ قسمتی است که از ۳ فروردین ساعت ۲۳ روی آنتن میرود و در هر قسمت به نمایش خطرناکترین نقاط در اقیانوسها، کوهستانها و جنگلها در سراسر دنیا پرداخته است. همچنین مجموعه مستند «هفت جهان یک سیاره» مستندی سریالی است که با حضور دیوید اتنبرو به نمایش زندگی حیوانات در قارههای مختلف و تاثیرگذاری آن دو بر هم پرداخته است. این مجموعه مستند ۷ قسمتی از ۹ فروردین سال ۱۳۹۹ در ساعت ۲۳ روی آنتن شبکه مستند خواهد رفت. «شب زمین» مجموعه مستند دیگر و شاهکاری از نتفلیکس است که نوروز امسال از شبکه مستند پخش خواهد شد. این مجموعه مستند ۶ قسمتی ما را از طریق فناوریهای جدید به سمت سیاهی شب خواهد برد. «شب زمین» از ۲۱ تا ۲۶ فروردین ساعت ۲۳ پخش میشود. مجموعه مستند
مستندهای پرطرفدار فوتبالی در شبکه مستند/ از بورسیا دورتموند تا بوکاجونیورز
وی ادامه داد: مستندهای ورزشی همیشه طرفداران زیادی دارد و علاقهمندان بسیاری را به خود جلب میکند. مجموعه مستند «این است فوتبال» در این زمینه برای علاقهمندان به مستندهای ورزشی درنظر گرفته شده است. این مجموعه مستند روایتی از لحظات خاطرهانگیز دنیای فوتبال است و بسیاری از بازیکنان و مربیان مطرح این رشته ورزشی را به تصویر کشیده است. این مجموعه از ۷ فروردین ۱۳۹۹ ساعت ۱۸ در ۵ قسمت ۵۰ دقیقهای روانه آنتن میشود. علاوه بر این مستند «نگاهی به بورسیا دورتموند» مجموعه مستندی است که به فصلهای ۲۰۱۸ و ۲۰۱۹ باشگاه فوتبال دورتموند پرداخته است و موفقیتهای این باشگاه را روایت میکند. این مجموعه ۸ قسمتی از ۲۸ اسفند ۱۳۹۸ هر روز ساعت ۱۸ در جدول پخش شبکه مستند قرار گرفته است. از دیگر مستندهای ورزشی ایام نوروز میتوان به مستند جذاب «بوکاجونیورز» اشاره کرد. این مستند با نگاهی به بازیکنان و هواداران تیم بوکاجونیورز آرژانتین ساخته شده است و ۲ فروردین ساعت ۱۸ پخش میشود.
سه مستند مسابقه مهیج در شبکه مستند/ خانه ما این بار به مشهد رفت
او از پخش مستند مسابقههای هیجانانگیز در ایام نوروز خبر داد و گفت: در سالیان اخیر مستند مسابقهها با استقبال بسیار خوبی از سوی مخاطبان همراه بوده است؛ امسال و در ایام نوروز، گروه تامین شبکه مستند ۳ مستند مسابقه را آماده پخش کرده است؛ اولی فصل هشتم مستند مسابقه «خانه ما» است، دیگری مستند مسابقه «کارساز» و مجموعه «هفت روز، هفت ساعت». مستند مسابقه خانه ما با محوریت خانواده و با تاکید بر مدیریت اقتصاد خانوادههای ایرانی به فصل هشتم خود رسیده است و طرفداران بسیار زیادی دارد. فصل جدید از این مستند مسابقهای امسال از شبکه مستندسیما پخش خواهد شد. «خانه ما» در فصل جدید خود به شهر مشهد رفته و شاهد رقابت ۳ خانواده دوست داشتنی مشهدی به نام های «عباسپور»، «وفا» و «گوهری» هستیم. نکته جالب این فصل حضور یک خانواده افغانستانی در بین شرکتکنندگان است که مطمئنا جذابیتهای خاصی را به این مستند مسابقه اضافه خواهد کرد. پخش فصل جدید «خانه ما» ۵ فروردین ساعت ۲۱ آغاز میشود و تا ۱۴ فروردین ادامه خواهد داشت. لازم به ذکر است مستند مسابقه خانه ما در سازمان هنری، رسانه ای اوج تولید شده است.
کارساز، مسابقهای برای یافتن و پرورش ایده های برتر
وی درباره مستند مسابقه «کارساز» توضیح داد و گفت: جدیدترین مستند مسابقه سازمان اوج، تلاشی است برای یافتن ایدههای برتر با نام «کارساز». تجربهای جدید از تیم «خانه ما» که از ۲۴ اسفند از شبکه مستند سیما روی آنتن رفته است. «کارساز» به کارگردانی مشترک احسان عمادی و امین کفاشزاده و با موضوع کارآفرینی و کسبوکارهای نوآفرین، تولید شده است. شرکت کنندگان این مسابقه از بین دانشجویان و کارآفرینان انتخاب شدهاند و ساختاری کاملا متفاوت با برنامههای مشابه پیش از خود دارد. این مستند مسابقه صرفا به ارائه ایده از سوی ایدهپردازان یا مالکان کسبوکار خلاصه نمیشود بلکه این ایدهها به مرحله تولید رسیده و توسط داوران مسابقه ارزیابی خواهند شد. نکته قابل توجه این مستند مسابقه خارج شدن آن از فضای استدیو و ورود به میدان عملی است. ۶ گروه منتخب با راهنمایی مربیان، به شکل متمرکز روی ایده اولیه خود کار میکنند تا درنهایت از بینشان سه گروه انتخاب شوند. از این پس شاهد تلاش عملی شرکتکنندگان برای به ثمر رسیدن ایدههایشان خواهیم بود. «کارساز» از شنبه ۲۴ اسفند هر شب ساعت ۲۱ در ۱۰ قسمت از شبکه مستند سیما روی آنتن رفته و ساعت ۹ صبح روز بعد تکرار آن پخش میشود.
حضور سلبریتیها در سورپرایز شبکه مستند
مدیر شبکه مستند در مورد مجموعه «هفت روز هفت ساعت» گفت: «هفت روز و هفت ساعت» ساخته سعید ابوطالب یک مسابقه رالی با حضور هنرمندان است که از ۲۴ اسفند ساعت ۲۰ روی آنتن شبکه مستند رفته است. در این مجموعه ۲۰ قسمتی شاهد حضور بازیگران سینما و تلویزیون و خوانندگانی از ایران و لبنان خواهیم بود که در ۶ گروه به رقابت با هم میپردازند و یک گروه داوری نیز بر کار آنها نظارت میکند.
غفوری با اشاره به دیگر مستندهای تامینی شبکه مستندسیما برای نوروز گفت: فصل بیست و هفتم مجموعه مستند «استارت» از ۲۹ اسفند هر روز ساعت ۱۶ از شبکه مستند پخش می شود. همچنین مستندهای جهانگردی «جاده ابریشم» از دیگر ویزه برنامههای نوروزی شبکه مستند در نوروز ۱۳۹۹ است. این مجموعه تماشایی که محصول کمپانی آرته است و به چند شهر ایران که در مسیر جاده ابریشم هستند مثل تبریز و کاشان اشاره می کند، از اول فروردین در جدول پخش شبکه مستند قرار گرفته به مدت ۱۵ شب هر شب ساعت ۱۹ پخش خواهد شد.
باکس حیات وحش شبکه مستند از دوشنبه ۲۶ اسفند با پخش مجموعه با کیفیت «سرنگتی» حال و هوای متفاوتی به خودش گرفته و علاقه مندان تا پایان هفته سوم فروردین شاهد پخش بهترین مجموعه های حیات وحش در این شبکه خواهند بود.
مجموعه ۸ قسمتی «خونه آبی» هم از شنبه ۲ فروردین تا ۹ فروردین ساعت ۱۷:۳۰ از این شبکه روی آنتن می رود. این مجموعه تامینی درباره یک گروه نوجوان است که برای راهیان نور آماده می شوند.

سینماپرس: کرونا باعث شد تا رضا مهرانفر کارگردان “ایرونیجات” اعلام کند که این مسابقه تلویزیونی به آنتن نوروزی نمیرسد.
به گزارش سینماپرس، چندی پیش خبری منتشر شد که سری جدید “ایرونیجات” نوروزی میشود اما رضا مهرانفر کارگردان این برنامه از نرسیدن “ایرونیجات” به آنتن نوروزی خبر داد. مسابقهای که رقابتش بر سر حدسزدن قیمت کالاهای مختلف تولید ایران است و شاید بتوان گفت رقابتی است برای درست خرید کردن. کالاهایی در مقابل شرکتکنندگان قرار میگیرد و کسی که آن را به قیمت بهتر و پایینتر بخرد، برنده است. حدسزدن درست قیمت کالاها در هر بخش باعث صعود شرکتکننده به مرحله بعد شده و جوایز بیشتری را نصیب او خواهد کرد.
سری اول مسابقه “ایرونیجات” در ۲۶ قسمت از شبکه ایران کالا پخش گردید و نزدیک به ۳۰۰ قلم کالای ایرانی اعم از خودرو، یخچال، تلویزیون، فرش، گاز، مایکروفر، آب میوه گیری، شمش طلا و… به برندگان اهداء شد. کلیه جوایز و محصولات در این مسابقه کاملاً ایرانی بوده است.
شیوع کرونا و فراهم نشدن شرایط حضور تماشاگران در استودیوی مسابقه، “ایرونیجات” هم مثل مسابقه “ایرانیش” شبکه ۲ متوقف شد. رضا مهرانفر به تسنیم گفت: مسابقه “ایرونیجات” وابسته به تماشاگر است؛ به این صورت که شماره میگیرند و رندومی به مسابقه راه پیدا میکنند. هرکاری کردیم تا شرایط فراهم شود نشد! حتی پزشک به برنامه بیاوریم و موارد بهداشتی را رعایت کنیم اما با شیوع بیشتر ویروس کرونا، آنتن نوروزی را از دست دادیم؛ خودمان دوست داشتیم به نوروز تلویزیون راه پیدا میکردیم حتی حضور تماشاگران و وابستگی برنامه به آنها بسیار اهمیت دارد.
وی در پاسخ به این سؤال که نمیتوانستید ساختار برنامه را تغییر دهید، گفت: سعیمان بر رسیدن “ایرونیجات” جدید به آنتن نوروزی بود اما وابسته به تماشاگریم. اگر میخواستیم ساختار برنامه را تغییر دهیم هیجانی نداشت.
مهرانفر از تلاش برای ضبط در اردیبهشتماه خبر داد و گفت: شبکه ایران کالا به ما باید اعلام کنند که اوضاع بهتر شود کار را آغاز کنیم. اما من فکر میکنم و پیشبینیمان بر شروع ضبط از اردیبهشتماه است. تمام شرایط اولیه خرید جوایز و بقیه مقدمات کار برای سری جدید آماده است.
سینماپرس: حسن نجاریان تهیهکننده سریال «جشن سربرون» از پایان تصویربرداری این سریال در سال ۹۸ خبر داد.

وی درباره مراحل فنی این مجموعه توضیح داد: تاکنون نزدیک به ۳۵ درصد از تصویربرداری انجام شده است. تدوین و صداگذاری همزمان به ترتیب توسط آقایان حسین زندباف و آرش قاسمی در حال انجام است و جلوههای ویژه بصری کار نیز توسط بهنام خاکسار صورت میگیرد. تا ۲۸ اسفندماه تصویربرداری در زرنان انجام میشود و ۱۵ فروردین ماه تصویربرداری را ادامه خواهیم داد.

حسن نجاریان از تهیه کنندگان سینما و تلویزیون درباره تعطیلی پروژههای در حال فعالیت و بیانیهای که خانه سینما در روزهای اخیر منتشر کرد، گفت: متأسفانه خانه سینما تنها به ارائه بیانیه در شیوع بیماری کرونا اکتفا کرد که به عقیده من کار شایستهای نیست. با توجه به پتانسیلهای موجود در خانه سینما بهتر بود کاری اجرایی و عملیاتی را در دستور کار قرار میداد؛ از جمله این که بازرس به پروژههای سینمایی اعزام میکرد و از روند کارها و اقدامات پیشگیرانه پروژههای سینمایی در خصوص این بیماری مطلع میشد و تذکرات لازم را ارائه میداد. این که در یک بیانیه خواستار تعطیلی پروژهها شوند کار بسیار سادهای است. بهتر بود خانه سینما که داعیه دار حقوق قشر کم درآمد صنوف مختلف است، با تهیه کنندگان هماهنگ میکرد تا بخشی از هزینه افراد کم درآمد را تقبل کرده و بخش دیگر را تهیه کنندگان متقبل میشدند تا شب عید افراد کم درآمد در این شرایط اقتصادی دچار آسیب نشوند. اما متاسفم که با تمام پتانسیل موجود در خانه سینما تنها به انتشار بیانیه بسنده کرد و نگرانی را در میان گروههای فیلمسازی تشدید کرد.
وی درباره اقدامات انجام شده در گروه سازنده «جشن سربرون» در مقابله با شیوع ویروس کرونا گفت: از ابتدا با رعایت نکات ایمنی و ارائه دستکش و ماسک و گندزدایی از محل اقامت و تصویربرداری کار را ادامه دادیم و در کارگاه لباس پروژه، ماسک تولید کردیم و علاوه بر تامین گروه به گروه دیگری از سازندگان سریال هم ماسک ارائه دادیم. خانه سینما هم میتوانست با استفاده از پتانسیل طراحان و گروههای لباس تهیه ماسک را در برنامه خود قرار دهد که این کار را هم به انجام نرساند.

در این مجموعه تاریخی حسین محجوب، نادر فلاح، لیلا اوتادی، قاسم زارع، داریوش کاردان، میرطاهر مظلومی، رامین ناصر نصیر، مهدی فقیه، کریم اکبری مبارکه، بیوک میرزایی، ارسلان قاسمی، مهران نایل، جواد قامتی، ابراهیم برزیده، سیامک اشعریون، پرویز بزرگی، علی جاویدفر، محمد حاج حسینی، فرشید صمدی پور، محمدرضا راد، حسن محمودی، مجتبی واشیان، امیر کسارنژاد، ساقی عسگری، سارا اشتری، امیر زمستانی، سودابه علیپور، نجات علی مرادی، سیامک حلمی، آرمین ترکمندی، علی حسن ناصری، ذبیح ذبیح پور، علی نجاریان، زهرا برومند، ایوب دمان، امیر نداف فر، عباس براری، رضا درم کزین، ابوالفضل حاجی علیخانی، مجید یاراحمدی، مهران هادی، جواد عاقبت بین، حسن زارع، محمودرضا بهرامی، علی عطایی، سیامک نظری، مرتضی ستارپور، محمد نادرخانی، فیروز حیدرزاده، سجاد مومنی و رضا سیدی به ایفای نقش میپردازند.

سینماپرس: مجموعه تلویزیونی «علی البدل» با کارگردانی سیروس مقدم و براساس طرحی از محسن تنابنده، در ایام نوروز از کانال آذری شبکه سحر پخش می شود.
به گزارش سینماپرس، مجموعه تلویزیونی «علی البدل» با کارگردانی سیروس مقدم و براساس طرحی از محسن تنابنده، در ایام نوروز از کانال آذری شبکه سحر پخش می شود تا مخاطبان شبکه سحر در جمهوری آذربایجان با ماجراهای شیرین «چشمه قل قل» ی ها همراه شوند.
داستان این مجموعه ۱۴ قسمتی در روستایی تاریخی به نام «چشمه قل قل» اتفاق می افتد که دو طایفه «آبیاری» و آبناری» در آن زندگی می کنند و از گذشته های دور در عین حال که کنار هم هستند، اختلافاتی با هم دارند. اختلافاتی که باعث شده آبادی رونق چندانی نداشته باشد و اهالی بیشتر درگیر اختلافات خود باشند. تا این که اهالی دو طایفه برای حل مشکلات روستا و اداره آن شورایی تشکیل می دهند که عضوی به نام علی البدل دارد. او در عین این که عضو شوراست، حق رای ندارد. در همین اثنا خبری مبنی بر برنامه سفر رئیس جمهور به روستا مجددا آرامش روستا را به هم می ریزد.
مهدی فخیم زاده، محسن تنابنده، مهدی هاشمی، احمد مهران فر، زنده یاد حسین محب اهری، هادی کاظمی، هومن حاج عبداللهی، بهرام افشاری، سیما خضرآبادی و عزت اله رمضانی فر در «علی البدل» با تهیه کنندگی الهام غفوری نقش آفرینی کرده اند.
نادر حمیدی شفیق زبانگردانی و دوبله این سریال به زبان آذری را برعهده داشته است.
مجموعه تلویزیونی «علی البدل» از جمعه ۱ فروردین هر روز از ساعت ۲۰:۳۰ به وقت تهران و به جایگزینی مجموعه «شمعدونی» بر روی آنتن کانال آذری شبکه سحر است.
سینماپرس: تحلیل و ارزیابی فیلم های سینمایی عرضه شده در سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر به خوبی نشان می دهد که متاسفانه عموم آثار و تولیدات سینمایی کشور فالش هستند و در این میان میزان گستره ولنگاری فرهنگی در مجموع ساختارهای اجرایی کشور موجب شده تا تولید کنندگان متعهد و دغدغه مند نیز نتوانند نواخت خود را منطبق بر موازین اصلی ژوست نموده و نُت منافع ملی جمهوری اسلامی ایران را در عرصه سینمایی کشور اجرا نمایند.
شمس الدین حمیدیان/ پُرواضح است که در جهان امروز رابطه تک تک آثار و تولیدات سینمایی با سینمای ملی هر کشوری را میتوان به رابطه تک نوازان یک اُرکستر (Orchestra) تشبیه نمود. مجموعهای از تک نوازان با سازهایی مختص به خود که در قالب یک گروه و با عنوان نوازندگان شناخته می شوند. نوازندگانی با سازهای متفاوت که اگر چه هر یک دارای مختصات و ویژگی های آوایی مخصوص به خود می باشند؛ اما برایند تواخت ایشان در قالبی واحد تعریف شده و با هم به اجرای قطعات موسیقی میپردازند.

پس اگر چه تک تک فیلمها به نوبه خود مهم هستند، اما قرار است سمفونی سینمای ملی را اجرا کنند و همین هماهنگی در اجرا است که ضوررت حضور نهادی همچون وزارت فرهنگ و به تبع آن سازمان سینمایی را در ساختار فرهنگی و سینمایی کشور موجه می سازد. نهادی که می بایست به مثابه رهبر اُرکستر (Conducting) اقدام به هدایت سینماگران و فیلمسازان به عنوان نوازندگان صنعت سینمای ایران نموده و ضربآهنگ سینماگران و فیلمسازان را با منافع ملی که همان خواست واقعی ملت مسلمان ایران است، همراه ساخته و با نمودی درست، کامل و شایسته با یکدیگر هدایت کند.

بر این اساس با تحلیل و بررسی فیلمها و تولیدات سینمایی و مطابقت در مجموع برایند آن میتوان متوجه شد که آیا اُرکستر صنعت سینمای ایران در حال اجرای سمفونی واحدی با عنوان منافع ملی جمهوری اسلامی ایران است و یا آنکه تک نواخت هایی در حال اجر است که هر یک به نوبه خود در حال فالش (False) زدن می باشند و در این حال نه تنها فرکانس نُت (Note) اجرا شده توسط هر یک از ایشان در قالب تولیدات سینمایی منطبق بر فرکانس اصلی نمی باشد و عموم نواخت ها خارج از گام قطعه بوده و فواصل نتها به درستی رعایت نمی شود و …؛ بلکه هریک از نواخت ها عموما به نوعی مُضحک در تضادی آشکار با پارتیتور (Sheet music) به عنوان متن اصلی اُرکستر ملی بوده و حتی بعضا در تقابل با منافع ملی ظهور و بروز می نماید.

تحلیل و ارزیابی فیلم های سینمایی عرضه شده در سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر به خوبی نشان می دهد که متاسفانه عموم آثار و تولیدات سینمایی کشور فالش (False) هستند و در این میان میزان گستره ولنگاری فرهنگی در مجموع ساختارهای اجرایی کشور موجب شده تا تولید کنندگان متعهد و دغدغه مند نیز نتوانند نواخت خود را منطبق بر موازین اصلی ژوست (Just) نموده و نُت منافع ملی جمهوری اسلامی ایران را در عرصه سینمایی کشور اجرا نمایند و با اتخاذ سیاست همرنگ سایرین شدن! در حال فالش زدن می باشند که برای شفافیت بیشتر در این باره می توان به مرور چهار فیلم شاخص ارایه شده در این دوره از جشنواره پرداخت. تولیداتی سینمایی که به عنوان خروجی سازمان هنری رسانهای اوج نه تنها نتوانست حداقل انتظارات عمومی را در چهل و یکمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی برآورده سازد؛ بلکه به نوعی نشان داد که چگونه جریان نفوذ می تواند به بلعیدن شکوفه های امید در پیکره سینمای انقلاب اسلامی مبادرت نموده و حتی نهادهای انقلاب اسلامی را نیز به فالش زدن در عرصه منافع ملی بکشاند.

شاخص ترین تولید سازمان هنری رسانهای اوج در سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر اثری با عنوان آبادان یازده ۶۰ بود که توانست نخستین سیمرغ بلورین جایزه ویژه قاسم سلیمان را از آن خود سازد. اثری که بیش از هرچیز به رپرتاژی تبلیغاتی برای رادیو نفت آبادان مبدل گردیده بود تا مقاومت ملت سلحشور ایران و به وضوح سوژه مهمی را با فیلمنامه ضعیف و پُر اشکال خود به هدر داده است.

حماسه پردازی فیلم سینمایی آبادان یازده ۶۰ به وضح اشتباه است و اثر ضعف مبانی خود در فهم حماسه و سلحشوری مردم آبادان را خواسته است با کپشن اول و آخر فیلم جبران نماید و چون دچار فقر شدید در محتوا و درک کامل تاریخ است؛ به تبع آن از قصه ی پرمایه ای برخوردار نمی باشد و عملا به کش دادن موقعیت روی آورده و همین موضوع سبب می شود تا سطح چنین اثری که می توانست به صورتی موجه بر پرده سینما ظاهر شود به تله فیلم تنزل پیدا نماید.
|
فیلم سینمایی آبادان یازده ۶۰ اثری در ژانر سینمای استراتژیک است که متاسفانه نه در فیلمنامه و نه در ایجاد تعلیق موفق و کامیاب نبوده و شاید تنها نکته مثبت این اثر در احیای بخشی از تاریخ جنگ، حائز اهمیت باشد که آن هم سراسر آمیخته با پیام های ضد مقاومت بوده و این در حالی است که اگر چه فیلم از آبادان و بمباران مرکز نفت، تصویری درست ساخته است اما مردمش را از حماسه و سلحشوری، حذف کرده و این در صورتی است که اثر به خوبی می توانست بجای قرار دادن سیم و کابل رادیو به عنوان تعلیق، ذهنیت دقیق و روشنی به مخاطبان خود از حماسه مردم آبادان در ماجرای کوی ذوالفقایه ارایه دهد و یا حداقل مختصاتی از این روستا که به عنوان کانون مقاومت و با نام ذوالفقاریه در کنار بهمن شیر قرار گرفته را در ذهن مخاطب سینمایی خود به تصویر کشد.
|
فیلم سینمایی
آبادان یازده ۶۰ مصداق یک فرصت سوزی در شرایط سخت فرهنگی کشور است. شرایطی که عموم سینماگران متعهد به سبب حضور مدبران بنفش، پس از چند سال تجربه بیکاری در ایام پیش از برجام، حالا دو سالی است که در حال طی دوران بیکاری پسا برجامی می باشند و در این میان همان بودجه های فرهنگی قطره چکانی نیز با توجیهاتی همچون سیل و زلزله و کرونا و … صرف جبران بی عرضگی مدیریت اجرایی کشور در بخش های عمرانی می شود و …؛ حالا در چنین شرایطی چرا و چگونه یک موقعیت سینمایی برای ارایه یک اثر سینمایی در
ژانر سینمای استراتژیک به بیراهه رفته و سطح آن به بداههپردازی های طنز و مثلا قابلمه گرفتن و تنبک زدن یا خاطرهگوییها و حرف برای حرف و استفاده از مستندهای آرشیوی و خاطره بازی جهت پُرکردن زمان فیلم و … فروکاست پیدا می نماید.
|
فیلم سینمایی آبادان یازده ۶۰ به دلیل نداشتن پشتوانه مطالعاتی و تحقیقاتی قابل قبول از تعریف ایدئولوژیک جنگ به عنوان دفاع مقدس و همچنین برخوردار نبودن از پژوهش و تاریخ شفاهی دقیق و …؛ به نوعی به یک روایت انتزاعی و احیانا تحریف شده رسیده است. روایتی مجعول و بعضا مبتذل که در بستر آن شخصیتی مثلا با نام اریک ظهور می کند. مردی ارمنی که اساسا معین نمی شود در کجای واقعیت قرار دارد و اقدامات گاه مضحک او همچون روشن کردن ژنراتور با مشروب و … از کجا آمده است و تا چه میزان حتی در تاریخ شفاهی دفاع مقدس اعتبار دارد!؟ و در این میان آیا اساسا فیلمساز مجاز است که بودجه بیت المال تصویری اینچنین بین الادیانی و به شدت ناسیونالیستی از دفاع مقدس کند!؟
|
البته خاطره بازی در فیلم سینمایی
آبادان یازده ۶۰ محدود به اثر نبوده و مخاطب آشنا به تاریخ سینمای ایران به یاد برخی تولیدات رایج در ۱۳۶۰ و بالاخص در اوایل دهه ۱۳۷۰ هجری شمسی می اندازد. تولیداتی که با عنوان و برچسب
سفارشی در صنعت سینمای پس از انقلاب شناخته می شوند و وجه مشخصه آن در عدم اعتقاد سازندگان اثر به موضوع و محتوایی می باشد که قرار بود در فیلم به آن پرداخته شود. آثاری سینمایی که عموما تُهی از تعهد ایدئولوژیک بوده و اکثریت در عین ضعف و خلاء محتوا شدید، حتی از فُرم سینمایی قابل قبولی نیز برخوردار نبودند و همین آسیب است که به نوعی دیگر در فیلم سینمایی
روز بلوا به عنوان یکی دیگر از تولیدات
سازمان هنری رسانهای اوج ظهور و بروز پیدا می کند.

فیلم سینمایی روز بلوا نمودی دیگر از چنین تولیداتی در صنعت سینمای ایران است. اثری که به سبب موضوع ویژه و بسیار مهم خود اگر چه در ژانر سینمای استراتژیک دسته بندی می شود و به نوعی در این دوران قلت و بینوایی سینما، بازهم کیمیا است. اما متاسفانه سعی می کند تا خود را به عنوان یک اثر کاملا سفارشی معرفی نموده و حتی در فُرم سینمایی خود نیز این امر را بروز دهد و از این جهت تا آنجا دچار کم کاری می شود که در برخی مقاطع زمانی حتی وجاهت خود را به عنوان یک اثر سینمایی از دست می دهد.

پس باید توجه داشت که فیلم سینمایی روز بلوا اساسا مشکل ژانر دارد و میان ملودرام و ناتورالیسم گیر افتاده است و در واقع هم میخواهد رئالیسم آرمانخواه باشد و هم ملودرام خانوادگی و هم موظف شده تا نقد و نقبی به سیاست و اقتصاد و عدالتخواهی بزند و از آنطرف نیز وضع نامطلوب شهری را نشان بدهد و این همه در حالی است که به سبب اشتباه سرمایه گذار در انتخاب پدید آورنده اثر، هیچکدام از این مؤلفهها در فیلم ساخته نمیشوند و عملا روز بلوا را به اثری ایستایی و همراه با ثقل سخن مبدل می سازد. اثری کممایه به شدت محافظهکار که تمام شخصیتهایش در حد تیپ و درشتنمایی باقیماندهاند.
|
فیلم سینمایی روز بلوا ماجرای گرفتاری ناخواسته شخصیتی با نام عماد در جریان فساد مالی و تلاش وی برای رهایی از آن است. عماد طلبه ای مرفه و مدرس دانشگاه است و در موسسه خیریه ای که همسر او مسئول آن است مشغول فعالیت است. موسسه ای اعتباری که برادر عماد به همراه دوستش و با حمایت امیری یعنی پدر با نفوذ همسرش، تاسیس کرده؛ اما دارایی های مردم را ضبط کرده و فرار می کند. پس از جریان فرار او عماد متهم به همکاری و در بسیاری از قراردادها شریک است و پولشویی ها با استفاده از حساب او انجام شده، همچنین تعدادی از اسناد به نام اوست. عماد با همکاری یک هکر حرفه ای برادرش را می یابد و متوجه عمق ماجرای فساد مالی امیری و همکاری برادر و حتی همسرش می شود. عماد که فردی معتقد و متعهد است متوجه اشتباهات خود شده و به دنبال بازگرداندن پول مردم و جبران خسارت است. او از طریق افرادی که اجیر امیری و افراد مرتبط با تعدادی از نهادهای حکومتی که به نوعی در مفاسد اقتصادی دخیل هستند تهدید می شود؛ اما نهایتا تمام مدارک را تحویل مراجع مربوطه می نماید.
|
البته باید توجه داشت که تولید
آثار سفارشی به ذات خود امری مذموم نمی باشد و ضرورتی انکار ناپذیر برای تحقق
سینمای استراتژیک است و اساسا به دلیل نیاز مبرم
صنعت سینما به برخورداری از منابع مالی و امکانات ویژه نمی توان اینگونه آثار را بدون حمایت مجموعه های حاکمیتی تولید و در گیشه های عموما زرد سینمای کشور به فروش رساند.

هیچ عقل سلیمی نمی تواند منکر سرمایه گذاری و ضرورت حمایت نهادهای مختلفی حاکمیتی از تولید آثار فاخر در ژانر سینمای استراتژیک شود. ژانری که به سبب نوع رویکرد خود در شرایط فعلی سینمای کشور که در سیطره کامل تولیدات زرد و با کارکرد خنداندن مخاطب به هر قیمتی است و در این مسیر از نمایش هیچ ابتذالی به بهانه سرگردم نمودن تماشاگر مضایقه نمی کند و …؛ اساسا نمی تواند از عنوان بِفروش برخوردار شود. حال بماند که شرایط اکران و حضور قدرتمند و بسیار پیچیده مافیای اکران نیز بر ناکامی تولیدات این ژانر در گیشه نیز موثر بوده و در مجموع این علل و عوامل است که تولید آثار سفارشی را به عنوان ضرورتی انکار ناپذیر برای بقای سینمای متفکر در پارادایم انقلاب اسلامی معین می سازد و قطعا این مهم در فضای وِل شده فرهنگی حال حاضر از اهمیتی دو چندان برخوردار می باشد.
|
در تولید آثار سفارشی آنچه که اهمیت دارد نقش اتاق فکر و نیروی متفکری است که می بایست در پس تولیدات سینمایی حاضر بوده و با انتخاب هوشمندانه خود در بکارگیری سینماگران دغدغه مند و کاربَلد اقدام به سفارش آثار سینمایی در ژانر سینمای استراتژیک نمایند و تنها در این صورت است که یک اثر سفارشی از وجاهتی مقبول برخوردار می شود و بجای انگ بودن! و ننگ بودن! به سندی فرهنگی مبدل می شود که مایه مباهات و فخر سینمای کشور خواهد بود.
|
سفارشی سازی هم
انگ است و هم
ننگ! البته نه برای آنان که سینما را می شناسند و در عین حال با دغدغه فیلم می سازند و تمام همت و تلاش خود را برای ارایه تفکری ناب در فُرمی قابل قبول و سینمایی به کار می برند؛ بلکه این
انگ بودن! و
ننگ بودن! از برای طیفی است حداقل باوری را حتی به محتوای سفارش شده ندارند و تنها به سبب ارتزاق و گذران ایام است که ایشان را به تولید چنین آثاری کشانده است و به نوعی پای ایشان را به نهادهای ارزشی باز نموده و البته بدبخت آن طیف از مدیرانی که در چنین نهادهایی مقهور نزول اجلال ایشان می شوند و با شعار
جذب حداکثری! بودجه های فرهنگی خود را در اختیار ایشان قرار می دهند و …

به عبارتی دیگر، سفارشی سازی هم انگ است و هم ننگ! اما نه برای سینماگرانی همچون حاتمی کیا که صرف نظر از برخی رویکردهای خود همواره به اصول و آرمان های انقلاب اسلامی پایبند بوده و تمام تلاش خود را معطوف به تصویرکشیدن چنین باوری بر پرده نقره ای سینما ساخته است و فیلم سینمایی خروج تازه ترین کوشش او در این مسیر محسوب می شود.

فیلم سینمایی خروج اثری در ژانر سینمای استراتژیک است که با تمام مظاهر قوت و ضعف خود در قالب یک وسترن ایرانی تمام عیار ظهور و بروز نموده است. پس اگر چه ژانر وسترن متولد آمریکا است اما به واسطه کشفهای تازهای که از سرزمینها و شخصیتهای قهرمان دارد، قابلیت تکثیر و تجدید حیات در همه جا و همه وقت دارد؛ چه اینکه وسترن، ژانر محبوب برای عموم سینما دوستان نیز می باشد و این در حالی است که باید توجه داشت حاتمی کیا در گذشته نیز امضای شخصی و ویژهای در ژانر وسترن داشته و این اختصاص را پیش از خروج در فیلم سینمایی روبان قرمز (محصول سال ۱۳۷۷ هجری شمسی) نشان داده است و به نوعی در این زمینه دارای تجربه خاصی می باشد و اکنون با همان توانمندی شمایل معروف وسترن را در فیلم سینمایی خروج احیا میکند و در این قاعده از سازدهنی، مرد تنها در طبیعت و روستا، لانگ شات ها و… بهره می برد؛ البته با این تفاوت که کارگردان در خروج از لحن حماسی همیشگی خود فاصله گرفته و مطالبه گری مردمی و عدالتخواهی را دنبال کرده است و شاید برای کارگردانی همچون حاتمی کیا که ذاتا آرمانگراست ساخت چنین اثری قابل قبول و یا قابل دفاع نباشد. اثری که بسیار ساده و احیاناً فانتزی است و انتظاراتی در سطح فیلم سینمایی بهوقت شام را برای مخاطب خود نمی تواند محقق کند و البته این همه در حالی است که سینمای حاتمی کیا بسیار جدی است و همین قطعیت و جلالی بودن است که تمام ضعفهای احتمالی فیلم سینمایی خروج را در منظر مخاطب سینمایی خود میپوشاند.
|
حاتمی کیا در آخرین ساخته خودسعی دارد تا خروج مردان تراکتور سواری را بر بستر جاده ای روایت نماید. مردانی میانسال و بعضا کهن سال که اگر چه همگی از موطنی واحد و شهیدپرور به نام عدل آباد این خروج را آغاز کرده اند اما به نوعی نماینده مردمان ایران زمین می باشند که با گویش و پوشش متفاوت بر تراکتورهای خود حاضر شده و داستان این سفر را شکل می دهند که به نوعی حادثه درامی است و برای تعلیق چنین اثری لازم و ضروری می باشد. و از این جهت کلیت فیلم سینمایی خروج از منظر سینمایی اگر چه دارای برخی اشکالات است؛ اما در مجموع موجه و قابل قبول ظاهر شده و در این راستا از هوشمندی چنین اثری است که شخصیت قهرمان اثر یعنی رحمت را فردی مستحق به نمایش نکشیده و نخواسته حس ترحم مخاطب را برانگیزاند. بلکه شخصیتی، حقیقتنما را به تصویر کشیده و سعی می کند تا مقام این رزمنده سابق و کنشگر فعلی را بستاید. از این جهت است که شخصیت رحمت، هم واقعیت میآفریند و هم آرزو. احساس، بر بازی او مقدم است و راز این تماشایی شدن فیلم هم به خصلت رُمانتیک و حس حب و بغض عاطفی برمیگردد و در این میان بازیگر توانمندی همچون قریبیان با تلفیق حواس و میمیک ویژهای که برای این نقش به صورتش داده شمایل پیرمردی مصمم گرفته است و از سکنات روحی او میتوان حدس زد که چطور وقتی در خلوت با خود، ماکت توپ و وسایل کولهپشتی فرزند شهیدش را نگاه میکند و به خاطر کارهای مهمی که در زندگی رو به پایانش نکرده، خود را لایق سرزنش میداند و صد البته شاید یکی از ارزشمندترین اقدامات خروج، حضور زن است. زن کنشگر و البته همراهی با نام مهربانو که می تواند ضمن واقع شدن در مقام سرزمین و عقیده به عنوان نماینده زنان ایران زمین به شمار آمده و با وجود آنکه در چند نما بیشتر از او دیده نمیشود، اما حس ملودرام مبتنی بر برانگیختن حُب و بُغض را در فیلم سینمایی خروج زنده نگه می دارد و با این اوصاف است که خروج، واجد تمام خصوصیات قهرمانهای فیلمهای قبلی کارگردان می شود و جمعیتی از قهرمانان را به تصویر می کشد که در حال کامل نمودن یکدیگر می باشند. قهرمانان پیری که روزگاری مانند فیلم مهاجر، ماهیهای شناور در ارزشهای دفاع مقدس بودند و حالا بعد از چند دهه، بار دیگر در کارناوال غیرت شهدا و در دل شهرهای مختلف، به خروش و حرکت در آمده و طی یک عملیات رستگاری، قطعیت و پالایشی را برای نسل جدید، رقم می زند.
|
فیلم سینمایی
خروج با تمام نقایص خود اثری است در
ژانر سینمای استراتژیک که علاوه بر
حادثه،
شخصیت هم دارد و در واقع تلفیقی از
حادثه و
شخصیت است و در این میان عنصر شخصیتپردازی در این فیلم، از جنس
خلق می باشد و کارگردان سعی نموده تا در حد بضاعت خود شخصیتی از یک روستایی و پدر شهید بیآفریند که از قابلیت و پتانسیل تبدیلشدن به
پرسوناژ تاریخی برخوردار است و این گونه است که شخصیتی همانند
عباس در
آژانس شیشهای؛ این بار در قامت
رحمت خلق می شود. شخصیتی آنچنان توانمند که می تواند طیفی واقعی اما فراموششده در جامعه را برای مخاطب سینمایی خود مجسم ساخته و نشان دهد که کارگردان سفارشی ساز اثر همچنان با تعهد و تخصص در مسیر حرفه ای خود گام بر می دارد و در این مسیر دچار انقطاع تاریخی نشده است.

از این جهت است که فیلم سینمایی خروج نه نهان روش و محافظهکار است تا شجاعت نداشته باشد و نه نهیلیسم و پوچ است تا نتواند تفکر را در خود جای دهد؛ بلکه هم شجاعت دارد و هم تفکر، هم صراحت دارد و هم غیرت، و تمام این صفات را در یک محیط شفاف و کارناوالی و آیینی جمع کرده است به اسم خروج که در واقع می تواند نمودی روشن از کارناوال غیرت برای مردم مسلمان ایران محسوب شود. کارناوال غیرتی که خروج می کند بر علیه دولت و دولت مردانی که با فراموشی پشتوانه مردمی خود در جهت خلاف مسیر آرمان های اصیل نظام جمهوری اسلامی گام برمی دارند و شاید انتقادات شدید برخی به این اثر نیز برآمده از حس همذات پنداری با دولتمردان ترسیم شده در آن باشد!

کارناوال غیرت حاتمی کیا اثری سفارشی بود اما نه جنس آثاری که پدید آورنده اعتقاد و باوری به محتوای آن ندارد؛ بلکه اثری دغدغه مند و برآمده از باوری عمیق بود که توانست با حمایت نهادی که وظیفه وجودی آن حمایت از تولید چنین آثاری است، به وجود آمده و به مخاطبان سینمایی ارایه شود. اما با این همه شاید حضور قدرتمند همان جریان نفوذ بر پیکره چنین نهادهای سفارش دهنده ای بود که موجب شد تا چنین اثری در فرایند جشنواره به شدت منزوی شود و همراهی ایشان با طیف منتقدان حاکم سبب شد تا این اثر به سبب صراحت لهجه و در عین حال تمرکز بر آرمان های انقلاب اسلامی به نوعی ویژه مبغوض سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر واقع گردد و با تحقیر ویژه ای در اختتامیه مواجه شده و با نادیده انگاری تمامی توانمندی های این اثر سینمایی، تنها دو جایزه فرعی و آن هم جایزه بهترین جلوههای ویژه بصری و بهترین چهرهپردازی به چنین اثری تعلق پیدا نماید.

آخرین دسترنج سازمان هنری رسانهای اوج اثری سینمایی با عنوان لباس شخصی بود. اثری سفارشی که در ژانر سینمای استراتژیک تولید شده و فراز مهمی از تاریخ انقلاب اسلامی ایران را مورد کاوش قرار می داد. مقطعی حساس در اواخر سال ۱۳۶۱ و سال ۱۳۶۲ هجری شمسی که با دستگیری گسترده و اعترافات ویژه اعضا و کادر مرکزی حزب توده در ایران اسلامی همراه بود.

فیلم سینمایی لباس شخصی اثری است که به سبب پرداخت تاریخی خود به موضوع بسیار مهم و حساس حزب توده و ایدئولوژیک مبارزه و همچنین ریختشناسی نفوذ و جریان استحاله از درون نظام و … از اهمیت مضاعف سیاسی و تاریخی در ژانر سینمای استراتژیک برخوردار می باشد. اثری ویژه که از حیث گسترده و شمول وقایع اگر چه در ظرف تاریخی دهه ۱۳۶۰ هجری شمسی تعریف میشود؛ اما از چنین ظرفیتی برخوردار است که به دهههای مختلف تاریخ ایران تعمیم داده شود.
|
بعد از فیلم سینمایی تاواریش که در سال ۱۳۷۲ هجری شمسی تولید شد، تقریبا هیچ گاه سینمای ایران به موضوع حزب توده و گستره شبکه نفوذ جریان چپ بر بسترهای حاکمیتی ایران نپرداخته و یا نخواسته که بپردازد و اکنون پس از گذشت بیش از بیست و پنج سال اثری با عنوان لباس شخصی تولید می شود که می تواند با درامی جاسوسی و پلیسی خود به ارایه فیلمی سینمایی در ژانر سیاسی و افشاگر مبادرت ورزیده و بخشی مغفول از تاریخ ایران اسلامی را بر پرده نقره ای سینما به تصویر درآورد.
|
فیلم سینمایی
لباس شخصی اثری سفارشی در
ژانر سینمای استراتژیک محسوب می شود که در ضرورت تولید و وجاهت حمایت مادی و معنوی صورت گفته از آن نمی توان تردید داشت. اما با وجود تمام اهمیت خود و لزوم تولید آن به شدت دچار
آفت سفارشی سازی است و این آفت به نحو ملموسی در اعوجاج و بعضا گیج زدن منطق روایت اثر در برخی مقاطع قابل ملاحضه می باشد؛ که اگر چه بخشی از آن به چرایی گزینش و انتخاب کارگردانی با تجربه نامشخص از برای تولید چنین اثر مهمی بر می گردد؛ اما بیش از هر چیز متوجه فقر اطلاعات عمیق و عقبه ضعیف تحقیقاتی اثر می باشد.
|
فیلم سینمایی لباس شخصی روایتی واقعی از دهه حساس شصت و در مقاطع حساس دفاع مقدس است. دههای که ملت مسلمان ایران درگیر جنگ بوده و در عین حال دشمن با تزریق عناصر خود به عنوان نیروهای نفوذی در بخش های مختلف نظام در صدد ضربه زدن به عقبه ها و تاثیر گذاری در عرصه تصمیم سازی و متعاقب آن تصمیم گیری می باشد و با ترسیم این شرایط است که لباس شخصی سعی می کند تا به موضوع نفوذی های توده ای در بخش نظامی کشور اشاره نموده و پرونده ای را بررسی کند که در نهایت منجر به کشف و دستگیری فرمانده نیروی دریایی ارتش می شود.
|
قطعا نهاد سفارش دهنده فیلم سینمایی
لباس شخصی می توانست با کمی هوشمندی در فرآیند ساخت و همچنین تعریف تیم تحقیقاتی فهیم و کاربلد و … چنین اثری را به یک دستآورد سینمایی مبدل سازد. اثری که از چنان ظرفیتی برخوردار بود که می توانست به عنوان یک فیلم ماندگار در سینمای ایران مطرح گردد. فیلمی برخوردار از موضوعی
استراتژیک که با وجود تمامی ضعف های ذکر شده توانست به سبب همین اهمیت موضوع تا به پایان وجاهت سینمایی خود را حفظ نماید.

البته فیلم سینمایی لباس شخصی در سکانس پایانی خود بسیار قدرتمند ظاهر می شود و با تمدید زمینه های تفکری مخاطب به خوبی می تواند جایگاه خود را به عنوان اثری در ژانر سینمای استراتژیک تثبیت نموده و شاید همین سکانس موجب شد تا این اثر با بایکوت ویژه ای در سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر مواجه شود. تثری که قطعا با توجه به آثار دیده شده در بخش سودای سیمرغ و در نسبت با دیگر آثار موجود از شایستگی کامل برای حضور در این بخش برخوردار بود؛ اما متاسفانه با بی تدبیری مدیران جشنواره این اتفاق روی نداده که شاید سابقه چپی و توده ای مسلک برخی اعضای هیات انتخاب در این زمینه بی تاثیر نبوده است!
ادامه دارد…