X

مدیر فنی

دفتر سینمایی

تعویق در زمان برگزاری اختتامیه جشنواره هنرهای تجسمی


تعویق در زمان برگزاری اختتامیه جشنواره هنرهای تجسمی

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

وحید تاج برای این روزهای استاد شجریان خواند + ویدئو


وحید تاج برای این روزهای استاد شجریان خواند + ویدئو

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

اهدای جایزه «نرگس آبیار» طی مراسم ویژه‌ای در پاکستان – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: نرگس آبیار کارگردان ایرانی در حضور رییس جمهور پاکستان نشان برترین زنان راهبر ۲۰۲۰ را دریافت کرد.

به گزارش سینماپرس، نرگس آبیار کارگردان «شبی که ماه کامل شد» و «شیار ۱۴۳» به دلیل ثبت درست حقیقت از دریچه دوربین در فیلم‌هایش در مراسم ویژه‌ای در پاکستان تقدیر شد.

در این مراسم که توسط کمپانی رسانه‌ای HUM TV پاکستان تدارک دیده شده بود، از زنان موفق و تاثیرگذار کشورهای مختلف جهان تقدیر و نشان زنان راهبر ۲۰۲۰ به آنها اعطا شد.

عارف علوی، رییس‌جمهور پاکستان، عمران اسماعیل استاندار ایالت سند و جمعی از مقامات و شخصیت‌های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و هنری پاکستان و دیپلمات‌های مقیم کراچی، از حاضران این مراسم ویژه بودند که چهارشنبه شب ۳۰ بهمن ماه در استانداری ایالت سند برگزار شد.

آبیار در زمان حضور در کراچی علاوه بر شرکت در برنامه مذکور، در برنامه‌های دیگری از جمله سمینار بررسی مشکلات و چالش‌های زنان در دنیای معاصر، کارگاه انتقال تجربیات به هنرمندان پاکستانی، برنامۀ نمایش فیلم «شیار ۱۴۳» به زبان اردو، ملاقات با برخی از کارگردانان پاکستانی نیز حضور پیدا کرد.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

ویدئو/ «بخوان به نام عاشقی» تقدیم به محمدرضا شجریان


ویدئو/ «بخوان به نام عاشقی» تقدیم به محمدرضا شجریان

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

کمدی‌ها به جای موقعیت‌های طنز به سراغ شوخی‌های مبتذل رفته‌اند – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: نسبت میان سینما و مردم زمانی به درستی تعریف می‌شود که فیلم در ابتدا رسالت هنری و سینمایی خود را به درستی شناخته باشد.

به گزارش سینماپرس، در بررسی‌ جشنواره فیلم فجر از ابعاد و مناظر گوناگون می‌توان نگاهی به حوزه رسانه‌ای سینما و نقد انداخت. موضوعی که درباره آن باید با منتقدین و کارشناسان سینمایی صحبت کرد.

تسنیم  در ادامه گفت‌وگو با کارشناسان و منتقدان سینمایی کشور درباره مسائل جشنواره فیلم فجر، این بار با یکی از اعضای هیئت انتخاب درباره فیلم‌های این دوره و فضای نقد و بررسی فیلم‌ها گفت‌وگو کرد.

نسبت میان فیلم‌های جشنواره با جامعه متوسط بود

رضا درستکار در ابتدا با اشاره به اینکه در مجموع ۱۱۵ فیلم برای حضور در جشنواره ثبت نام کرده بودند گفت که از این میان ۸۹ فیلم را تماشا کردم و آنچه که مورد بررسی من قرار دارد در حقیقت شامل ۲۸ فیلمی است که در جشنواره تماشا کردیم. عموم این فیلم‌ها از متوسط رو به بالا بوده است و در کل این جشنواره از تنوع نسبتاً خوبی برخوردار بود.

وی در ادامه بیان کرد که فیلم‌های این دوره از جشنواره فیلم فجر با وضعیت فرهنگی، اجتماعی و سیاسی کشور ما در تناسب است و از این منظر نه خیلی بالاتر و نه خیلی خیلی پایین‌تر از سطح جامعه قرار داشته است اما نسبت خود را با جامعه تلاش کرده است که دقیق‌تر و منطقی‌تر کند.

این منتقد سینما با اشاره به اینکه میان سینمای کشور و فضای اجتماعی نسبت مستقیم برقرار است گفت که هم تنوع محصولات امسال خوب و هم جشنواره امسال جشنواره آبرومندی بود. یادمان باشد البته به دلیل حوادث دو ماه قبل هنرمندان و مردم نسبت به وضعیت کلی جامعه معترض بودند. البته برخی از منتقدین و هنرمندانی را که در این بین بدون نسبت با فرهنگ مردمی فضا را دوقطبی می‌کردند جدا می‌کنم؛ چهره‌هایی که انگار می‌خواهند بگویند تافته جدا بافته‌اند.

بنابراین می‌گویم که در کل وضعیت فیلم‌ها در حالتی متعادل بوده است. البته باید این نکته را هم اضافه‌ کنم که سهم مسئولیت سینما را نباید نسبت به مردم و جامعه فراموش کنیم. فیلم‌های این دوره به نظرم تلاش داشتند تا نسبت به جامعه و مردم مسئولیت خود را نسبت به سال‌های قبل بیشتر کنند. مسئولیت‌پذیری سینمایی ما نسبت به مردم در بین ما زیاد است اما بیش از اندازه درگیر مسائل سیاسی و اجتماعی می‌شود.

جشنواره امسال جشنواره آبرومندی بود

وی با اشاره به اینکه تعریف جداگانه‌ای از مسئولیت‌پذیری دارم بیان کرد که سینمای ما حتی برای این مسئولیت‌پذیری خود باید نسبت مستقیمش را با سرگرم‌کنندگی برقرار کند. وی تأکید کرد که از این منظر اگر نگاه کنیم باید گفت سینمای ما نیاز به بازنگری دارد.

اما از منظر انتقاد اجتماعی می‌گویم که سینمای ما به نظرم وضع خوبی دارد و توانسته است نسبت به شرایط مردم دغدغه‌مند باشد. برخی از موضوعات فیلم‌ها منشعب از شرایط فرهنگی، اجتماعی و سیاسی است. اما آنچه که مهم است توجه به این نکته است که برای بیان هرحرفی باید سینمای ما اول سرگرم‌کننده و جذاب باشد. سینماگران ما باید مسئولیت سرگرمی را جدی بگیرند و بعد از آن به موضوعات دیگر هم فکر کنند. اولین کار فیلمساز سرگرم کنندگی است که بتواند به مرحله بعد برسد. اگر این مرحله احراز نشود در مراحل بعد ناموفق است. فیلم به معنای واقعی فیلم سینمایی نمی‌شود اگر سرگرم کننده نباشد و در این صورت دیگر نمی‌تواند به جامعه خدمت کند. مشکلی که وجود دارد  این است که فیلم‌های ما کمتر به این سمت حرکت می‌کنند که سرگرم‌کننده و بعد نقاد باشند و بیشتر به سمت حرف‌های منتقدین تلویزونی می‌روند. به نظرم رویکردهای نادرستی در تلویوزیون حرکت کرده است.

وی در ادامه گفت: حتی به نظر من کمدی‌ها هم در گیشه خوبند اما باز نیازمند بازنگری‌ چه از نظر محتوایی و چه از نظر هنری‌اند و باید بیشتر از هرچیزی سینمایی باشند.

اول سرگرمی و هنر بعد محتوا

درستکار درباره مسائل محتوایی و رسانه‌ای سینما گفت: این بحث مفصل است و باید درباره آن به طور جداگانه گفت‌وگو کرد اما به طور خلاصه باید گفت که تا زمانی که فیلم محترم در سینما به معنای فرمی و هنری نداشته نباشیم هر حرفی درباره محتوا بیهوده است. اصلاً زمانی می‌توان درباره فیلم به معنای واقعی کلمه آن صحبت کرد که در قواعد و اندازه فیلم باشد تا بخواهد محتوا داشته باشد.

وی ادامه داد: دسته‌بندی‌های مفهومی و محتوایی درباره سینما بیش از اینکه جهت خاصی داشته باشد با شناخت آحاد سینماگران از محتوا و مفهوم ارتباط دارد  که متأسفانه نسبت به این موضوع اطلاعاتمان کامل نیست. هرجا که نسبت‌ها به خوبی برقرار باشد بحث‌ها نیز می‌توانند خوب باشند اما هرجا که تحت تأثیر ژورنالیسم زرد قرار گرفتیم دچار فاجعه خواهیم شد.

جلسات نشست خبری فیلم‌ها ژورنالیستی است

درستکار درباره جلسات نشست خبری بعد از نمایش‌ فیلم‌های جشنواره گفت: واقعیت این است که در آن جلسات غلبه با ژورنالیزم است. مثلاً آقای قریبیان یا آقای شهاب حسینی حرف‌های آتشین را وقتی می‌زنند، همه خبرنگاران دوست دارند و هم خوششان می‌آید چون گزاره مناسبی برای رسانه است و به تعبیر معروف رسانه‌ها را داغ می‌کند که امر مطلوبی برای آنان است. همه در این محافل منتظر شنیدن حرف‌های هیجانی‌اند. این فضا باعث می‌شود که جنبه هنری و تحلیلی فیلم‌ها زیر سور و سات و هیجانات جشنواره مخفی شود.

متأسفانه مرز میان نقد و تخریب از بین رفته است و هرکه می‌خواهد نقد کند تخریب می‌کند. یکباره می‌بینیم که رسانه‌هایی که تا سال قبل محمدحسین مهدویان را ستایش می‌کردند چون فیلم جدید او را دوست ندارند همه تخریبش می‌کنند. اسم این کار نقد نیست.

رسالت رسانه‌ای سینما محدود شده است

وی در ادامه درباره رسالت رسانه‌ای سینما بیان کرد که در روزگار فعلی که عصر ارتباطات است رسالت رسانه‌ای سینما به خاطر گسترش وسایل ارتباط جمعی بسیار محدود شده است. زمانی بود که مردم تلفن همراه نداشتند و فضای مجازی نیز نبود اما امروز با اشاره پیام‌ها به راحتی به سرتاسر دنیا مخابره می‌شود.

در گذشته که این وسایل کم بود سینما این رسالت را داشت اما الان که رسانه‌های جمعی زیاد شده‌اند این کار را می‌کنند. قدرت بُعد رسانه‌ای سینما به این دلیل کم شده است که تا بخواهد موضوعی را رسانه‌ای کند آن موضوع بارها در جهان مخابره شده است. البته این به معنای نفی جنبه رسانه‌ای سینما نیست.

عضو انتخاب فیلم‌های جشنواره فجر درباره دیگر ابعاد سینما بیان کرد که سینمای ما قبل از آنکه رسانه باشد امر هنری معطوف به زیبایی‌شناسی است اما در کنارش رسانه و محتوا هم وجود دارد.

در سینمای ایران به دلیل روش‌های غلط همه دنبال موضوعات تکراری‌اند. موضوعات و قصه‌ها گفته شده‌اند چیزی که باعث می‌شود که به سراغ فیلم‌ها برویم اجرای جدید و کار هنری تازه‌تر است. مطالبی که گفته اما متأسفانه باز اصرار داریم که دوباره گفته شود. آنچه که مهم است اجرای جدید است تا موضوع مهم. فیلم‌های خوب همیشه ماندگار مانده‌اند زیرا فرم، سبک و اجرای آن در قاعده و طراز بوده است.

محتوای فیلم‌ها بر اقشار گوناگون تأثیرگذار است

درستکار در پاسخ به خبرنگار تسنیم درباره محتوای برخی از فیلم‌های جشنواره که دچار سیاه‌نمایی و یا محتواهای غیراخلاقی بودند و این می‌تواند روی مخاطب عام سینمای ایران تأثیر بگذارد گفت: مسئله تأثیرگذاری درست است و آن را رد نمی‌کنم، تماشاگران همه نخبه نیستند و محتواهای نامناسب می‌تواند آنان را بعد از تماشای فیلم درگیر خود کند. دقیقاً برای این است که می‌گویم تا فیلم سرگرمی نداشته باشد و در قواعد سینمایی دقیق نباشد مخاطب آن را تماشا نمی‌کند و در آن صورت به نظرم محتواها اثرگذار نخواهد بود وگرنه محتوا در همه سنین و اقشار تأثیرگذار است. فیلمنامه‌های ما از چندلایه نظارتی و تحلیلی می‌گذرد و بعد از پروانه ساخت نیز برای اکران نیز نظارت دیگری روی آن می‌شود پس فکر نمی‌کنم که محتواهای فیلم‌ها چندان مشکلی داشته باشند.

 وی در واکنش به خبرنگار تسنیم مبنی بر اینکه وجود کارشناسان فرهنگی در شورای پروانه ساخت و نمایش به معنی مهر تأییدی بر تمام محتوای فیلم‌ها نیست و حتی اعضای این شورا و روند این کار مورد نقد است که نمونه مشخص و مبرهن آن فیلم‌های کمدی مبتذل است، بیان کرد که این نکته را قبول دارم که محتوای تمام فیلم‌ها پاک و کاملاً سالم نیست و کمدی‌ها نیز به جای موقعیت‌های طنز به سراغ شوخی‌های مبتذل رفته‌اند.

این منتقد سینما در پایان اشاره کرد که سینما باید نسبت به مردم و جامعه حساس و رویکرد موجه داشته باشد. مردم زمانی که برای رفتن به سینما پول می‌دهند باید چیزی بیش از تلویزیون را تماشا کنند که حاضر باشند منزل را ترک کنند و به سینما بروند. معتقدم سینمای ما این امکان را می‌دهد اما خالی از اشکال و خطا نیست.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

نقاشی معاصر ایران و تعاملات جهانی بررسی می‌شود


نقاشی معاصر ایران و تعاملات جهانی بررسی می‌شود

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

«شنای پروانه» مجوز نمایش گرفت – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: شورای صدور پروانه نمایش فیلم‌های سینمایی برای سه فیلم مجوز نمایش صادر کرد.

به گزارش سینماپرس، شورای پروانه نمایش فیلم‌های سینمایی در جلسه اخیر که با حضور اکثریت اعضا برگزار شد، مجوز نمایش سه فیلم «شنای پروانه» به تهیه‌کنندگی رسول صدرعاملی، کارگردانی و نویسندگی محمد کارت، «پوست» به تهیه‌کنندگی محمدرضا مصباح، کارگردانی و نویسندگی بهمن و بهرام ارک و انیمیشن «فرمانروای آب» به تهیه‌کنندگی مجتبی امینی، کارگردانی و نویسندگی مجید اسماعیلی را صادر کرد.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

وحید تاج قطعه «بخوان به نام عاشقی» را منتشر کرد


وحید تاج قطعه «بخوان به نام عاشقی» را منتشر کرد

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

وحید تاج برای این روزهای استاد شجریان خواند + صوت


وحید تاج برای این روزهای استاد شجریان خواند + صوت

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

نخستین تولد «کرونا» در «هالیوود» – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: حداقل یک قرن از راه پیدا کردن میکروب‌ها، ویروس‌ها، بیماری‌های واگیردار و طاعون به فیلم‌های آخرالزمانی می‌گذرد. بیماری‌ها، از جذام تا ایدز، تاریخ انسانی را شکل داده‌اند؛ بنابراین عجیب نیست که ویروس‌ها موضوع فیلم‌های ژانر وحشت و علمی- تخیلی شوند.

به گزارش سینماپرس، ویروس‌ها و بیماری‌های واگیردار محتوای کابوس همه ما هستند. مخصوصا حالا که ویروس کرونا قاره‌ها را پیموده و خطری جدی برای جان همه انسان‌ها به شمار می‌رود. حداقل یک قرن از راه پیدا کردن میکروب‌ها، ویروس‌ها، بیماری‌های واگیردار و طاعون به فیلم‌های آخرالزمانی می‌گذرد. بیماری‌ها، از جذام تا ایدز، تاریخ انسانی را شکل داده‌اند؛ بنابراین عجیب نیست که ویروس‌ها موضوع فیلم‌های ژانر وحشت و علمی- تخیلی شوند.

روزنامه اعتماد در ادامه نوشت: در متن پیش رو فیلم‌هایی که به شیوع ویروس و بیماری‌های واگیردار پرداخته‌اند بر اساس سال ساخت‌شان معرفی شده‌اند. اغلب آن‌ها در ژانر وحشت جای می‌گیرند و دغدغه سازنده‌شان تصور کردن روزهای بحرانی و عملکردی است که از مسئولان انتظار می‌رود.

شیوع (۲۰۱۱)

استیون سودربرگ، کارگردان امریکایی پس از همه‌گیر شدن آنفلوآنزای خوکی در سال ۲۰۰۹ به فکر ساخت فیلمی درباره ویروسی که مرزهای چند قاره را می‌گذرد، افتاد. او قصد داشت تریلری پزشکی بسازد و در آن «دقیقا آن چه اتفاق می‌افتد نشان دهد.» سودربرگ فیلم «شیوع» را ساخت و در آن روند پرسرعت ویروس کشنده‌ای را که از هوا منتقل می‌شود و طی چند روز فرد را می‌کشد، دنبال کرد.

رشد این ویروس واگیردار با تلاش جامعه پزشکی جهان برای کشف درمانی برای آن همزمان است؛ همچنین جامعه پزشکی سعی دارد وحشتی را که سریع‌تر از خود ویروس پیش می‌رود، تحت کنترل درآورد. در این اوضاع و احوال هم مردم عادی برای زنده ماندن در جامعه‌ای که فروپاشیده است، تقلا می‌کنند. ماریون کوتیار، مت دیمن، لارنس فیشبورن، جود لا، گوینت پالترو و کیت وینسلت بازیگران این فیلم هستند.

پانتی‌پول (۲۰۰۸)

گرنت میزی دی‌جی‌ای است که در ایستگاه رادیویی شهر کانادایی پانتی‌پول کار می‌کند. زمانی که خبر انتشار ویروسی که آدم‌ها را به زامبی تبدیل می‌کند، می‌شنود خودش را در اتاقک رادیو حبس کرده و سعی می‌کند چاره‌ای برای هشدار درباره این ویروس و نوع انتقال عجیبش که زبان انگلیسی است، بیابد. به همین دلیل گرنت مجبور است با شنوندگانش فرانسوی دست‌وپا شکسته صحبت کند.

«پانتی‌پول» آشکارا فرضیه‌ای می‌سازد که معانی بسیاری در مورد رسانه‌های جمعی (به خصوص رادیو) و تنزل مقام زبان در فرهنگی که مبالغه‌آمیزی، زبانی خاص، اخبار ساختگی و سناریوهای مهندسی شده آن را دربرگرفته، دارد.

بروس مک‌دونالد، کارگردان سینما و تلویزیون کانادایی این فیلم تریلر را در سال ۲۰۰۸ براساس رمان «پانتی‌پول همه چیز را عوض می‌کند» نوشته تونی برجس، رمان‌نویس کانادایی روی پرده برد.

قرنطینه (۲۰۰۸)

جان اریک داودل، کارگردان و فیلمنامه‌نویس امریکایی که بیشتر او را برای ساخت فیلم‌هایی در ژانر وحشت می‌شناسیم، سال ۲۰۰۸ فیلمی با عنوان «قرنطینه» را با ویدیوهای پیدا شده ساخت که در حقیقت بازسازی فیلم اسپانیایی «REC» به کارگردانی و نویسندگی ژاوما بالاغارو و پاکو پلاساست. پس از شیوع ویروسی مرموز که انسان‌ها را به قاتل تبدیل می‌کند، گزارشگر تلویزیونی و فیلمبردارش در آپارتمانی که برای کنترل و جلوگیری از شیوع این ویروس قرنطینه شده است، زندانی می‌شوند. خطوط تلفن، اینترنت، تلویزیون و آنتن موبایل قطع شده است؛ و مقامات رسمی کسانی که در این آپارتمان محبوس شده‌اند، اطلاعات نمی‌دهد.

بالاخره وقتی دوره قرنطینه تمام می‌شود تنها شاهد و مدرک از این اتفاق فیلم عوامل تولید برنامه تلویزیونی است. قسمت دوم این فیلم را سه سال بعد جان پوگیو با عنوان «قرنطینه: غیرقابل درمان» ساخت که پیرنگ و مکان و زمان داستان آن ربطی به «آرییسی» نداشت. داستان هم درباره مسافران پروازی است که مقامات دولتی گمان می‌کنند آن‌ها ویروس مرگباری دارند و آن‌ها را به قاتل تبدیل می‌کند؛ بنابراین دستور قرنطینه شدن‌شان را می‌دهند.

من افسانه هستم (۲۰۰۷)

سال ۱۹۵۴ ریچارد ماتئسون، نویسنده امریکایی رمانی پسارستاخیزی در ژانر وحشت نوشت که در توسعه ژانر زامبی- خون‌آشام‌ها نقش بسزایی ایفا کرد. محبوبیت و موفقیت این رمان به حدی بوده است که تا به حال سه اقتباس سینمایی «آخرین مرد روی زمین» (۱۹۶۴) به کارگردانی ابالدو راگونا و سیدنی سالکو، «مرد اومگا» (۱۹۷۱) به کارگردانی بوریس ساگال و «من افسانه هستم» (۲۰۰۷) به کارگردانی فرانسیس لارنس از روی آن ساخته شده است.

از نظر منتقدان فیلم «من افسانه هستم» ساخته فرانسیس لارنس- کارگردان امریکایی که پیش از آن «کنستانین» را ساخته بود- با نقش‌آفرینی ویل اسمیت موفق‌ترین اقتباس سینمایی این رمان معرفی شده است. داستان فیلم زندگی آخرین مرد روی زمین، رابرت نویل را دنبال می‌کند که حین تلاش برای حفظ بقایش باید از بازماندگان مسموم به ویروس دوری کند. نویل، دانشمندی که به این ویروس مصون است در اوضاع و احوالی که ناقلان این ویروس او را احاطه کرده‌اند برای کشف درمان آن تلاش می‌کند. خوشبختانه روشنایی روز این بیماران را می‌کشد بنابراین شب‌ها بیرون می‌آیند و شهر را تخریب می‌کنند. نویل هم روزها به شکار مبتلایان می‌رود و داروهایش را روی آن‌ها آزمایش می‌کند، اما سه سال است که به هیچ نتیجه‌ای نرسیده است.

شیوع (۱۹۹۵)

در درام تعلیقی «شیوع» به کارگردانی ولفگانگ پترسون، فیلمساز آلمانی، تلاش عده‌ای از دانشمندانی را برای جلوگیری از نابودی شهری کوچک- و احتمالا سراسر کشور- به تصویر می‌کشد. اواسط دهه ۱۹۶۰ است که ویروسی مرگبار در زئیر، کشوری در آفریقای مرکزی، کشف می‌شود که در طول ۲۴ ساعت تمام ساکنان دهکده‌ای را می‌کشد.

محققان دولتی برای بررسی و واکاوی علت فراخوانده می‌شوند و از سوی دیگر نیروهای نظامی تلاش دارند دهکده را از بین ببرند تا این که خطر انتشار ویروس را به جان بخرند. ۳۰ سال بعد که دوباره این ویروس در آفریقا شیوع پیدا می‌کند، سم دنیلز (با بازی داستین هافمن)، کارشناس بیماری‌های واگیردار، فراخوانده می‌شود.

میمونی که حامل این بیماری است به امریکا قاچاق می‌شود و طولی نمی‌کشد که این بیماری اهالی شهری را در حومه کالیفرنیا از پای درمی‌آورد. سم به کمک همسرش (رنه روسو) و همکار او (کوین اسپیسی) که محققان مرکز کنترل بیماری هستند، تلاش می‌کند درمانی برای این بیماری پیدا کند. در این حین ژنرال مک‌کلینتاک (دونالد ساترلند) معتقد است برای جلوگیری از انتشار ویروس باید آن شهر را بمباران کرد و جراح ارتش، ژنرال فورد (مورگان فریمن) میان سم و ژنرال مک‌کلینتاک گیر می‌افتد.

داستان «شیوع» در مورد این که نیروی نظامی و سازمان‌های مدنی تا چه حد در جلوگیری از شیوع ویروسی مرگبار و واگیردار نقش دارند، گمانه‌زنی می‌کند. اکران این فیلم در مارس ۱۹۹۵ با شیوع ویروس ابولا در زئیر همزمان بود.

۱۲ میمون (۱۹۹۵)

تری گیلیام، کارگردان و فیلمنامه‌نویس بریتانیایی فیلم نئو نوآر علمی- تخیلی «۱۲ میمون» را بر اساس فیلم فرانسوی «La Jetee» ساخته کریس مارکر، فیلمساز فرانسوی، سال ۱۹۹۵ روی پرده برد. فیلم «۱۲ میمون» زندگی جیمز کول (با بازی بروس ویلیس) را در سال ۲۰۳۵ دنبال می‌کند. او زندانی است و اگر موافق سفر به گذشته باشد و ویروسی مرگبار را از بین ببرد، آزاد می‌شود.

این ویروس عمده جمعیت روی زمین را کشته است و باقی انسان‌ها ساکن زیرزمین‌ها شده‌اند، چون هوا به این ویروس مسموم شده است. کول به سال ۱۹۹۰ یعنی شش سال پیش از شروع انتشار این ویروس بازمی‌گردد. اما هشدارهای او به گوش آدم‌های بی‌خبر غیر عقلانی به نظر می‌رسد و طولی نمی‌کشد که در آسایشگاه روانی بستری می‌شود. در آنجا با دانشمندی به نام دکتر کاترین ریلی (مادلن استو) و جفری گونیز (براد پیت)، پسر دیوانه ویروس‌شناسی مطرح آشنا می‌شود. همان موقع است که مقامات دولتی‌ای که کول را به سفر در زمان فرستاده‌اند او را به ۲۰۳۵ بازمی‌گردانند و بار دیگر او را به سال ۱۹۹۶ می‌فرستند.

این بار کول، دکتر ریلی را می‌رباید تا از کمک‌های او بهره‌مند شود. او در پی جست‌وجوهایش گرافیتی «ارتش دوازده میمون» را می‌بیند، اما به محض این که غرق تماشای گرافیتی می‌شود، صداهایی می‌شنود و انگار دارد عقلش را از دست می‌دهد. ظاهرا گونیز که انگار دیوانه‌ای هذیان‌گو است، می‌تواند معمای «۱۲ میمون» را حل کند.

آبله (۱۹۷۲)

«آبله» یا «Variola Vera» فیلمی محصول سینمای یوگسلاوی و به کارگردانی گوران مارکوویچ، فیلمساز صرب است. همان‌طور که از عنوان فیلم پیداست این اثر سینمایی به شیوع آبله در سال ۱۹۷۲ در یوگسلاوی و به خصوص رویدادهای مربوط به همه‌گیری و قرنطینه در بیمارستان عمومی بلگراد می‌پردازد. داستان از این قرار است که جهانگرد یوگسلاویایی از مردی بیمار در بازار آفریقا فلوت می‌خرد.

طولی نمی‌کشد که علائم مرگبار آبله در او نمایان می‌شود. هنگام بازگشت به بلگراد راهی بیمارستان می‌شود دکترها که بیماری او را اشتباه تشخیص می‌دهند و باعث شیوع آبله می‌شوند… فیلم «آبله» رفتار خودخواهانه و ایثارگرانه انسان‌ها را در دوران بحران به تصویر می‌کشد.

مارکوویچ فیلمنامه این اثر را با الهام از «طاعون» نوشته آلبر کامو، نویسنده فرانسوی، جلوی دوربین برد و در آن به مسائلی همچون مرزها، سیاست جلوگیری از نفوذ، عفونت و تصمیم‌گیری‌های بحرانی و سرنوشت‌ساز دولت بدون مشورت با شهروندانش از درون‌مایه‌های ثابت اغلب فیلم‌های مارکوویچ به شمار می‌روند. مارکوویچ این فیلم را با الهام از وقایع حقیقی ساخت، اما عناصر ژانر وحشت نیز در آن دیده می‌شود.

وحشت در خیابان‌ها (۱۹۵۰)

فیلم نوآر «وحشت در خیابان‌ها» به کارگردانی الیا کازان، کارگردان مطرح امریکایی است که در سال ۱۹۵۰ در خیابان‌های نیواورلئان جلوی دوربین برد. در فیلم «وحشت در خیابان‌ها» ریچارد ویدمارک، بازیگر سینما و تئاتر امریکایی، شخصیت دکتر کلینتون رید را ایفا می‌کند که در خدمات سلامت امریکا مشغول کار است و باید برای جلوگیری از انتشار یک نوع بیماری واگیردار با زمان رقابت کند.

حامل بیماری، بیگانه‌ای غیرقانونی است که جنایتکارهایی به نام بلکی و ریموند فیچ (با نقش‌آفرینی جک پالانس و زیرو موستل، بازیگران امریکایی) او را به قتل رسانده‌اند. زمانی که ماموران محلی در گزارش خود به شرایط عجیب جسد اشاره می‌کنند، هراس از انتشار ویروس‌های جسد شکل می‌گیرد و در نتیجه دکتر رید را برای تحت کنترل درآوردن اوضاع احضار می‌کنند. او در ابتدای ماموریتش با مخالفت‌های رییس پلیسی (با نقش‌آفرینی پل داگلاس) روبه‌رو می‌شود، اما بالاخره دکتر رید پابه‌پای رییس پلیس برای پیدا کردن ردپایی از بلکی و فیچ که هر دو ناقل این ویروس شده‌اند، کار می‌کند.

کازان سبک فیلمبرداری فیلم مستند را برای ساخت «وحشت در خیابان‌ها» تجربه کرد. با وجود اینکه این اثر منتقدان را به دو دسته تقسیم کرد، کازان «وحشت در خیابان‌ها» را تنها فیلم کاملش می‌دانست. برای ساخت همین فیلم بود که جایزه بین‌المللی جشنواره فیلم ونیز و دو اسکار دریافت کرد.

نقاب مرگ سرخ (۱۹۶۴)

یکی از داستان‌های کلاسیکی که به شیوع بیماری پرداخته‌اند، داستان کوتاه «نقاب مرگ سرخ» است که ادگار آلن پو، نویسنده امریکایی آن را در سال ۱۸۴۲ نوشت. داستانی که فیلمسازهای مختلف آن را دستمایه ساخت فیلم‌های سینمایی کرده‌اند. یکی از درخشان‌ترین آن‌ها فیلمی است که راجر کورمن، کارگردان و تهیه‌کننده امریکایی، در سال ۱۹۶۴ با بازی وینسنت پرایس، بازیگر امریکایی که برای نقش‌آفرینی در فیلم‌های ژانر وحشت مشهور است، جلوی دوربین برد.

داستان فیلم از این قرار است که طاعون سرخ (مرگ سرخ) در ایتالیای قرون وسطی شیوع یافته و مردم از ترس مرگ به شاهزاده پراسپرو (وینسنت پرایس) حاکم ظالم که قلعه‌ای مستحکم و امن دارد، پناه برده‌اند تا از فرشته مرگ دوری کرده باشند. شاهزاده پراسپرو که خود را بنده شیطان می‌داند هر کسی را که به قلعه‌اش برود با بی‌رحمی می‌کشد. تا این که دهقان جوانی تصمیم می‌گیرد، مقابل ظلم او مقاومت کند و با فرشته مرگ معامله‌ای می‌کند.

فیلم شامل دو زیرداستان دیگر می‌شود که یکی بر اساس داستان دیگری از پو به نام «هاپ فراگ» و دیگری بر اساس داستانی از آگوست دو ویلیر دو لیل آدام، نویسنده فرانسوی به نام «شکنجه امید» است. فیلم «نقاب مرگ سرخ» هفتمین قسمت از مجموعه فیلم‌هایی است که راجر کورمن بر اساس داستان‌های ادگار آلن پو جلوی دوربین برد. در اغلب فیلم‌های این مجموعه وینسنت پرایس نقش شخصیت اصلی را ایفا می‌کند.

طاعون فلورنس (۱۹۱۹)

از قدیمی‌ترین فیلم‌هایی که به شیوع بیماری پرداخته‌اند، فیلم تاریخی و صامت «طاعون فلورنس» است که اوتو ریپرت، کارگردان آلمانی با فیلمنامه‌ای از فریتس لانگ، کارگردان و فیلمنامه‌نویس اتریشی- آلمانی در سال ۱۹۱۹ ساخت. داستان فیلم داستان عاشقانه تراژیکی است که وقایع آن در فلورنس و سال ۱۳۴۸، درست پیش از شیوع مرگ سرخ در ایتالیا که تمام قاره را در برگرفت، روی می‌دهد. لانگ فیلمنامه‌اش را بر اساس داستان کوتاه «نقاب مرگ سرخ» از ادگار آلن پو نوشت، اما طاعون را در هیبت زنی اغواگر نشاند تا پیرنگ داستان بر اساس احساسات شخصیت‌ها پیش برود.

مشاهده خبر از سایت منبع