
سینماپرس: بازیگر فیلم ماسک به خاطر دو شوخی بیادبانه اخیرش مورد سرزنش رسانهها قرار گرفت.
به گزارش سینماپرس، جیم کری بازیگر کمدی فیلمهایی چون ماسک و احمق و احمقتر به دلیل شوخیهای بیادبانهای که با بازیگر و خبرنگاری کرده است مورد سرزنش رسانهها قرار گرفت.
به گفته رسانههای خارجی مانند USATODAY و dailymail جیم کری در مصاحبه اخیر خود با «شارلوت لانگ» مجری و خبرنگار تلویزیونی، زمانی که وی درباره انیمیشن سونیک که کری در آن صداپیشگی کرده است سؤال میکند که سونیک در این فیلم فهرست آرزوهایی دارد، آرزوهای تو چیست؟ پاسخ میدهد که فقط تو، همین، همه چیز انجام شده است. این واکنش جیم کری منجر به خنده این مجری تلویزیونی میشود که میگوید نمیدانم چه باید بگویم!
در ادامه این اتفاق رسانههای مختلف این اقدام جیم کری را سرزنش کردند و او را «بیاخلاق» نامیدند. البته این واکنش رسانهها توسط مدیر برنامههای این بازیگر هالیوود مورد عکسالعمل قرار گرفت و گفت: «منظور جیم از فقط تو، همین مصاحبه با او بوده است و ارجاع ضمیر «تو» به مصاحبه برمیگردد. این گزارشها جنبه تلخ «فرهنگ اسکرول» را نشان میدهد؛ تجارتی کثیف که توسط افرادی با ذهنهای آلوده انجام میشود.»
این اتفاق در حالی افتاده است که جیم کری در هفته قبل با حضور در برنامه تلویزیونی دیگری با حضور مارگارت رابی بازیگر فیلم بمب خبری و گرگ والاستریت، او را به خاطر فیزیکش به شوخی مورد تمسخر قرار داد و گفت که علّت موفقیت و رشد چشمگیر تو همین فیزیکت بوده است. هواداران رابی از شوخی کری با موفقیت او به علت خصوصیات ظاهریاش خوشحال نشدند و در شبکههای اجتماعی اظهار تأسف کردند.
رابی در «بمب خبری» که داستانی بر اساس رویدادهای واقعی در مورد آزارهای جنسی مدیر شبکهی فاکس نیوز روایت میکند، در نقش یکی از کارکنان شبکهی بازی میکند. «نیکل کیدمن» «شارلیز ترون» از دیگر بازیگران این فیلم بودهاند.
این اتفاق و موارد مشابه آن اولینبار نیست که در فضای هالیوود رخ میدهد و بارها نمونههایی که در آن بیاخلاقی و موارد متناقض با عفت روی میدهد، دیده شده است. در حال حاضر چیزی که کاربران فضای مجازی را به تعجب وا داشته است، این مسئله است که انتظار این کار از جیم کری به عنوان بازیگر فیلمهای کمدی دور بود.

سینماپرس: علی اصغر کاراندیش رئیس کمیته پدافند غیرعامل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، از سیاستهای اجرایی پدافند غیرعامل فرهنگی کشور در ستاد وزارتخانه رونمایی کرد.
به گزارش سینماپرس، روز یکشنبه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، باتوجه به هجمههای ضدفرهنگی دشمن اتخاذ سیاستهای بازدارنده و تابآور همواره مورد دغدغه رهبر معظم انقلاب و مسئولان فرهنگی کشور بوده است.
به همین منظور سیاستهای اجرایی پدافند غیرعامل فرهنگی برگرفته از قانون اساسی، سیاسیتهای کلی نظام در حوزه پدافند غیرعامل ابلاغی از سوی رهبر معظم انقلاب، سند راهبردی پدافند غیرعامل کشور، قانون و اهداف و همچنین وظایف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تدوین و ابلاغ شده است.
پدافند غیر عامل به مجموعه اقدامات غیر مسلحانه ای که موجب افزایش بازدارندگی، کاهش آسیب پذیری، تداوم فعالیت های ضروری، ارتقاء پایداری ملی و تسهیل مدیریت بحران در مقابل تهدیدها و اقدامات نظامی دشمن می شود.
در تعریفی دیگر پدافند غیر عامل، تمهیداتی است که در زمان صلح صورت می گیرد و امروزه مردم نیازمند خدمات متفاوتی بوده و نیز به دنبال محیطی آرام و قابل سکونت درون شهرها با آسایش می باشند و عمده ترین هدف پدافند غیر عامل، ایمن سازی و کاهش آسیب پذیری زیرساخت های مورد نیاز مردم است که باید با یک برنامه ریزی و طراحی در توسعه پایدار کشور نهادینه شود. و برای اصلاح زیرساخت های فعلی راهکارهایی با مهندسی مجدد لازم است.
پدافند غیر عامل به دو بخش پدافند سخت و پدافند نرم تقسیم می شود، در پدافند سخت اقدامات سخت افزاری مثل اقدامات مهندسی، پیشگیری، پیش بینی و کاهش مخاطرات و در پدافند نرم استفاده از تاکتیک هایی است که مشتمل بر برنامه ریزی و آماده سازی سیستم و سازمان هاست.
سینماپرس: حقایقی شگفت انگیز در مورد فیلم سینمایی «۱۹۱۷» به کارگردانی سم مندس را در این گزارش بخوانید.
به گزارش سینماپرس، فیلم سینمایی «۱۹۱۷» با وجود نامزدی در ۱۰ بخش آکادمی اسکار و دریافت جوایز متعدد از انجمنهای مختلف و همچنین جوایز گلدن گلوب، تنها توانست دو جایزه در جوایز آکادمی دریافت کند! فیلمی که شاید اگر «انگل» نبود، جایزه اسکار بهترین فیلم را هم دریافت می کرد.
این فیلم که به کارگردانی سم مندس ساخته شده، در تمامی جوانب از جمله بعد فنی و همچنین به تصویر کشیدن ترس حاصل از جنگ بسیار تحسین شده است. مندس این فیلم را بهترین فعالیت خود در سالهای اخیر میداند و برای آن با افراد توانایی مثل راجر دیکنز همکاری کرده است تا فیلم را به صورت یکدست و بدون کات نشان دهد.
برای ساخت فیلمی با این ویژگی باید حقههای زیادی زد و همچنین تلاش دقیق زیادی برای پیش تولید آن نیاز است؛ با این وصف، چند حقیقت در مورد این فیلم سینمایی را بخوانید:
تجربهای که تبدیل به فیلم شد

فیلم سینمایی «۱۹۱۷» بر اساس تجربههای پدر بزرگ سم مندس در جنگ جهانی اول ساخته شده است. در تیتراژ پایانی فیلم نیز، مندس این فیلم را به پدربزرگ خود تقدیم میکند. او در سال ۱۹۱۶ در سن ۱۷ سالگی به جنگ جهانی فرستاده شده بود و باید پیامی را به مقصدی میرساند، درست مثل داستانی که در فیلم شاهد بودیم. زندگی پدربزرگ او کاملاً با فیلم مطابق نیست، اما فیلم با وام گرفتن از قسمتهای مختلف داستان زندگی او ساخته شده است.
سابقه همکاری بازیگران فیلم

تعداد زیادی از بازیگران این فیلم، قبلاً در پروژههایی با یکدیگر کار کرده اند. مارک استرانگ، کالین فرث و بندیکت کمبربچ همگی در فیلم سینمایی «بندزن، خیاط، سرباز، جاسوس» نقش آفرینی کردند. فرث و استرانگ نیز هر دو در مجموعه فیلمهای سینمایی «کینگزمن» بازی کرده اند. اسکات و جر مک کی نیز هر دو در فیلم سینمایی «افتخار» حضور داشتند.
حفر سنگر یک مایلی

بخشهای طولانی از فیلم سینمایی «۱۹۱۷» در سنگرها فیلمبرداری شده است. تیم طراح صحنه این فیلم سینمایی باید برای این پروژه کاملا سنگرهای جدیدی را حفر میکرد تا به محتوای فیلمنامه پای بند باشند. در نهایت این عوامل سنگرهایی به طول ۵ هزار و ۲۰۰ فوت (در حدود یک مایل و یک و نیم کیلومتر) برای فیلمبرداری حفر کردند.
استفاده از لنزهای متفاوت

شاید بی دلیل نباشد که راجر دیکنز برای این فیلم جایزه اسکار برده باشد. او اولین جایزه اش را دو سال پیش با فیلم «بلید رانر ۲۰۴۹» دریافت کرده بود. دیکنز برای سکانسهای مختلف از لنزهای متفاوتی استفاده کرده بود؛ برای مثال ۹۰ درصد فیلم از لنز ۴۰ میلیمتری استفاده شده است، اما در سکانسهای داخل تونل از ۳۵ میلی متری و برای سکانسهای رودخانه از ۴۷ میلی متری استفاده شده است.
مرد عنکبوتی در میانه جنگ جهانی

زمانی که سم مندس برای اولین بار شروع به جذب بازیگر برای فیلم خود کرده بود قصد داشت تام هالند (بازیگر مرد عنکبوتی) را برای نقش «بلیک» انتخاب کند. البته به دلیل تداخل برنامه او باید این پیشنهاد را رد میکرد. او قرار است در یک فیلم سینمایی از دنیای مرد عنکبوتی بازی کند و به همین خاطر به این نقش نرسید. البته کمبربچ که همبازی او در «انتقام جویان» بود حضور کوتاهی در این فیلم داشت.
فندک دردسر ساز

سختیهای فنی زیادی در هنگام فیلمبرداری این پروژه وجود داشت، اما مهمترین آن در واقع کوچکترینترین آنها بود. این مشکل، مشتعل نشدن یک فندک در سکانس مورد نیاز و در تونلها بود. این فیلم به صورت متوالی و بدون کات فیلمبرداری شده و ذرهای اشتباه مانند همین فندک باعث میشد که تمام سکانسهای قبلی و یک روز کامل فیلمبرداری از بین برود.
برخوردهایی که خارج از فیلمنامه بود

در یکی از سکانسهای هیجان انگیز نقش اصلی فیلم برای رسیدن به مقصد خود می دود و در این راه با سربازهای دیگر برخورد میکند. هر دو بار او به زمین میافتد، غلت میخورد و دوباره میایستد و دوباره به دویدن ادامه میدهد. این دو صحنه کاملاً اتفاقی و خارج از فیلمنامه بودند، اما این سکانس را از بین نمیبرند.
فیلمبرداری از پشت موتورسیکلت

برای سکانسهای پیچیده و تعقیب و گریز این فیلم از یک موتور سیکلت برای فیلمبرداری کمک گرفته شده بود. برای مثال زمانی که شخصیت اصلی فیلم آرام راه می رود، فیلمبردار نیز به همان صورت است؛ اما وقتی سربازهای دشمن او را دنبال میکنند فیلمبردار پشت یک موتور می رود تا زمانی که سرعت فیلم بالا میرود، همراه شخصیت باشد.
۹ دقیقه فیلمبرداری بدون وقفه

سم مندس می خواست این فیلم سینمایی بدون وقفه و کات به نظر برسد، اما واضح است که ساخت این فیلم به صورت تک شات غیر ممکن است؛ بنابراین او به همراه تدوینگر خود کاتهایی که در این فیلم خورده بود را به نحوی پنهان کردند. برای مثال وقتی که فیلم به مکانهای تاریک میرسید شاهد وقفه بودیم و یا با عبور دوربین از پشت اجسام مثل درختها و سنگها کاتهای این فیلم مخفی شده بود. به گفته مندس کوتاه ترین سکانس بدون وقفه فیلم ۳۹ ثانیه و طولانیترین آن هم در حدود ۸ دقیقه و نیم است.

سینماپرس: فیلم سینمایی «روز بلوا» در هماندیشی سینما انقلاب اکران شد؛ منتقدین پس از تماشای آن گفتند که این فیلم میتوانست اثر درخشانی باشد اما به واسطه اشکالاتی در فیلمنامه و کارگردانی ضعیف شد.
به گزارش سینماپرس، نهمین هماندیشی «سینما انقلاب» از روز ۲۵ بهمن ماه کار خود را در مجموعه شهدای سرچشمه آغاز کرده است.
شب گذشته فیلم سینمایی «روز بلوا» به کارگردانی بهروز شعیبی به نمایش درآمد و پس از آن نشست نقد و بررسی این فیلم با حضور شاپور عظیمی و حمید سلیمی برگزار شد.
سلیمی در بخش ابتدایی صحبتهای خود گفت: این فیلم قصه و ایده خوبی دارد اما به نظرم در کارگردانی ضعف دارد؛ میگویند وقتی که کارگردانی چند فیلم پشت سر هم میسازد کمی خسته میشود و نیاز دارد کمی استراحت کند؛ به نظرم بهروز شعیبی نیز اسیر همین ماجرا شده بود چرا که پلانهای فیلمش خسته است، حال ندارد و بین ژانر پلیسی و شبه روشنفکری با قاببندیهای باز جا میماند؛ به نظرم کارگردان فیلم به انسجام نرسیده است و شاید بهتر باشد که ۴-۵ سال فیلم نسازد و بعد بیاید؛ در مجموع میگویم که این فیلم قصه خوب و فیلمنامه بکری دارد اما کارگردانی آن ضعیف است؛ اگر این فیلم ریتمی همانند فیلمهای خوب جشنواره امسال داشت میتوانست درخشان شود.
عظیمی گفت: اصولا گفته میشود که یک کارگردان خوب با فیلمنامه ضعیف نمیتواند فیلم خوب بسازد؛ در مورد خستگی صحبت شد اما باید بگویم که خستگی به فیلمنامه برمیگردد، بابک حمیدیان در این فیلم از هر چیزی منزه است و گرد به عبایش نمیرسد به همین دلیل من نمیتوانم او را باور کنم؛ پدر زن او، همسرش، برادرش و … همگی به او خیانت میکنند اما او نمیفهمد؛ چنین شخصی باورپذیر است؟ در فیلمنامه این اثر همه بدند و فقط یک نفر خوب است؛ بنابراین میتوان گفت که ایراداتی که در این فیلم وجود دارد از فیلمنامه است.
او اضافه کرد: در کتابهای فیلمنامهنویسی میگویند هرچه قدر شخصیت منفی قویتر باشد فیلم قویتر است چرا که تقابلی بین خوبی و بدی شکل میگیرد و بدین وسیله فیلم جذاب میشود؛ با این حال معتقدم که این فیلم از نشان دادن شخصیتها خودداری میکند؛ برای مثال آیا جملات بابک حمیدیان با پدر زنش در سکانس مهم فیلم کفایت میکند؟ فیلمنامه دائما میگوید که عماد شخصیت خوبی است اما آیا از ابزار بهگونهای استفاده کرده است که مخاطب حرفش را بپذیرد؟ دقت کنید که در سینما تعارف نداریم و مخاطب باید اقناع شود تا شخصیت را باور کند؛ حال این سؤال به وجود میآید و آن هم این است که مخاطب یک شخصیت را چگونه باور میکند؟ این شناخت از روی حرفهای او، رفتارش، عاطفه و … است. کارگردان هیچکدام از این موارد را به ما نشان نمیدهد.
این منتقد سینمایی با اشاره به پیشفرضهای غلط در فیلم گفت: فیلم زور میزند که بگوید عماد خوب است و شما هم باید باورش کنید اما به نظرم مخاطب او را باور نمیکند؛ این که شخصیت اصلی فیلم متوجه نشود که دور و برش چه خبر است خیلی بد است؛ متأسفانه فیلم چیزهایی را فرض میگیرد که برای تماشاگر فرض نیست و این مسأله به کارگردانی اثر نیز ضربه میزند؛ بابک حمیدیان بازیگر خوبی است اما در فضای دست و پا بسته فیلمنامه قرار میگیرد؛ به صورت کلی باید بگویم که وقتی فیلمنامه خوبی وجود ندارد کارگردان نمیتواند خودبهخود کاری کند.
سلیمی در بخش دوم صحبتهای خود گفت: به نظرم فیلمنامه میخواهد یکسری آدمها را به صورت نماد نشان دهد و ذهن مخاطب را به سمت خاصی سوق دهد؛ علاوه بر این چیزی که مهم است این است که فیلمنامه به چالشی اجتماعی میپردازد که ریشه آن در فیلم مغفول مانده است؛ ریشه این موضوع به مسأله فساد اقتصادی و بانک ربوی برمیگردد و از همین منظر فیلم باید به این سمت حرکت میکرد که ریشهها را نشان بدهد اما متأسفانه این موضوع مغفول مانده است؛ به عبارت بهتر فیلمنامه باید به عمق مطلب نزدیکتر میشد که جا میماند.
او در پاسخ به سوالی مبنی بر این که این فیلم نسبت به کارهای قبلی بهروز شعیبی چگونه بوده است گفت: به نظرم روز بلوا نسبت به کارهای قبلی بهروز شعیبی فیلم بسیار ضعیفی است و حتی به عنوان محصول سینمایی سرگرمکننده نیست و حرفی ندارد. دقت داشته باشید که حرف او بسیار مهم است و دغدغه درستی دارد، به عبارت بهتر فیلمنامه جای درستی را هدف قرار داده است اما فکر میکنم که این سوژه را سوزانده است؛ ای کاش به فسادهای بیشتری در جاهای مختلف فیلم میپرداخت و نمونههای بیشتری از تخلفات اقتصادی همانند خرید شتر را نشان میداد؛ در آن زمان مخاطب میتوانست با اخلالهای اقتصادی روبهرو و فیلم برایش جذاب میشد، در مجموع باید بگویم که این فیلم میتوانست موفق شود و گفتمان صحیحی را در زمینه فسادهای اقتصادی ارائه بدهد که متأسفانه به دلیل بیتوجهی و خستگی تیم تولید لطمه خورده است.
شاپور عظیمی با اشاره به پرداخت این فیلم به مسئله پولشویی گفت: متأسفانه باید بگویم که روز بلوا نگاهی پاستوریزه دارد که نه سیخ بسوزد نه کباب؛ کارگردان سعی کرده است با بهکارگیری احساسات و ارجاع به کسانی که آنان را نمیبینیم سر و ته قضیه را هم بیاورد. بر همین اساس معتقدم که فیلم نگاه جدی به این مسأله ندارد؛ متأسفانه در سینما اشتباهی به نام سینمای اجتماعی ایجاد شده است؛ در آن حرفهای بزرگ میزنیم و وقتی پای نتیجهگیری میرسد پایان فیلم باز گذاشته میشود و میگویند که ما فیلمساز اجتماعیم؛ یا شما نباید سراغ دوایر ملتهب بروید و یا اگر سراغش رفتید باید در پایان فیلم خود نتیجهگیری بگذارید؛ به نظرم روز بلوا در خلاء رها شد و در پایان کارگردان یادش آمد که باید به سراغ معنویت برود؛ بالأخره تماشاگر ما هوشمند است و فرق موضوعات را به خوبی میفهمد؛ فکر میکنم که از این به بعد از هر کسی که میخواهد فیلم بسازد سؤال بسیار مهمی بپرسیم و آن هم این است که چرا فیلم میسازید؟ البته هیچکس نمیگوید که برای خودم فیلم می سازم بلکه همه میگویند حرفهای مهمی داریم و میخواهیم این حرف جدی را به زبان بیاوریم. در پایان هم میبینیم که فیلم فروش نرفته و حرف او را هم هیچکس نشنیده است.
سلیمی در پاسخ به سؤالی مبنی بر دلیل کنارگذاشتن لباس روحانیت توسط بابک حمیدیان در بخشی از فیلم گفت: به نظرم در اینجا احساس میکند که شایستگی پوشیدن این لباس مقدس را ندارد و آن را برای چند سکانسی کنار میگذارد؛ میخواهم به موضوع مهمی اشاره کنم و آن هم این است که در اسکار امسال دو فیلم به نامهای «جوکر» و «انگل» جایزه گرفتند که هر دو با موضوع معضلات اقتصادی بودند؛ از همین منظر معتقدم که روز بلوا نیز به واسطه سوژه خوب خود میتوانست فیلم خوبی از آب دربیاید و جوایز زیادی بگیرد اما کارگردانش از این فضا فاصله گرفته است و به همین دلیل فیلم گنگ است.
این منتقد سینما با اشاره به وجود هکر در این فیلم و نوع پرداخت به او گفت: سینمای هالیوود تیپ جدیدی از هکرها را خلق کرده است که عمدتاً بینظم، بیادب و رپگوشکنند؛ آنان میتوانند کارهای کامپیوتری عجیب و غریبی بکنند که نمونهای از این شخصیتپردازی را در فیلم «روز بلوا» میبینید؛ این که چرا این فیلم این تییپ را پذیرفته است جای سؤالدارد؛ در مورد سؤال شما مبنی بر این که آیا هکر میتواند تا این اندازه در اطلاعات نفوذ کند نیز باید بگویم در دنیای هکرها نفوذ در اطلاعات محدودیت ندارد و به توانمندیهای آنان بستگی دارد، به نظرم نمایش چنین هکری با این توانمندی ایراد نیست بلکه نمایش هکر هالیوودی ایراد است.
عظیمی نیز در مورد بازی هکر این فیلم گفت: طبعاً باید کمی غلو کنند تا مخاطب جذب شخصیت او شود، باید بگویم که بازی او را بسیار دوست داشتم و نوع ادای دیالوگها توسط او خوب است.